﻿1
00:00:00,238 --> 00:00:04,920
‫♪ تولدت مبارک ♪

2
00:00:04,944 --> 00:00:05,796
‫♪ تولدت مبارک... ♪

3
00:00:05,820 --> 00:00:08,048
‫اوج بگیرین.

4
00:00:08,072 --> 00:00:10,801
‫♪ رایان عزیز... ♪

5
00:00:10,825 --> 00:00:15,472
‫♪ تولدت مبارک ♪

6
00:00:15,496 --> 00:00:18,684
‫♪ و چند... ♪

7
00:00:18,708 --> 00:00:20,728
‫♪ سالت شده، رایان؟ ♪

8
00:00:20,752 --> 00:00:21,937
‫دوباره شروع کرد.

9
00:00:21,961 --> 00:00:27,067
‫♪ چند ســــــــــــــــالت شده... ♪

10
00:00:27,091 --> 00:00:28,611
‫♪ رایان؟ ♪

11
00:00:28,635 --> 00:00:33,782
‫♪ چند ســــالت... ♪

12
00:00:33,806 --> 00:00:37,453
‫♪ شــــــــــده؟ ♪

13
00:00:37,477 --> 00:00:38,853
‫شش سالم شده.

14
00:00:40,521 --> 00:00:43,167
‫♪ ایشالله که از خداوند ♪

15
00:00:43,191 --> 00:00:47,379
‫♪ عمر طولانـــــــی بگیری ♪

16
00:00:47,403 --> 00:00:51,403
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

17
00:00:51,427 --> 00:00:55,427
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

18
00:00:59,832 --> 00:01:01,018
‫خیلی‌خب، کسی یادش میاد...

19
00:01:01,042 --> 00:01:03,062
‫که قبلا توی محفظه چی بود؟

20
00:01:03,086 --> 00:01:05,022
‫- اوه، اوه.
‫- ارین، جواب بده.

21
00:01:05,046 --> 00:01:06,857
‫یخ. بررر.

22
00:01:06,881 --> 00:01:09,652
‫«من یخ. بررر» رو قبول می‌کنم.

23
00:01:09,676 --> 00:01:12,321
‫حالا قبلا توی این محفظه
‫یک تیکه یخ بود، درسته؟

24
00:01:12,345 --> 00:01:14,073
‫مامان!

25
00:01:14,097 --> 00:01:15,366
‫مایکا، چرا توی کلاس داد می‌زنی؟

26
00:01:15,390 --> 00:01:16,909
‫مامانت مگه اینجاست؟

27
00:01:16,933 --> 00:01:19,411
‫آقای ادی، شما بامزه‌این.

28
00:01:19,435 --> 00:01:21,580
‫نه، نیستم.

29
00:01:21,604 --> 00:01:23,582
‫امم، پس قبلا یک تیکه یخ این تو بود،

30
00:01:23,606 --> 00:01:26,043
‫ولی حالا فقط آب هست.

31
00:01:26,067 --> 00:01:28,379
‫به نظرتون چه اتفاقی واسه تیکه یخ افتاده؟

32
00:01:28,403 --> 00:01:32,007
‫من عاشق بینگوم!

33
00:01:32,031 --> 00:01:34,218
‫اولین بار نیست که
‫مایکا کلاسم رو مختل می‌کنه.

34
00:01:34,242 --> 00:01:35,844
‫تا جایی که فهمیدم،
‫عاشق یک سریال تلویزیونی...

35
00:01:35,868 --> 00:01:37,554
‫درباره سگ‌های استرالیایی شده.

36
00:01:37,578 --> 00:01:39,348
‫یه چیزی توی مایه‌های بلو بود.

37
00:01:39,372 --> 00:01:40,933
‫نمی‌دونم. مهم نیست.

38
00:01:40,957 --> 00:01:42,476
‫مهم اینه هر کار تونستم کرد
‫تا سر به هوایی نکنه...

39
00:01:42,500 --> 00:01:44,144
‫و هیچی جواب نداده.

40
00:01:44,168 --> 00:01:47,231
‫کار به جایی رسیده که حتی
‫هم‌کلاسی‌هاش هم اذیت میشن.

41
00:01:47,255 --> 00:01:49,274
‫می‌دونین چقدر سخته که
‫یک کلاس اولی اذیت بشه؟

42
00:01:49,298 --> 00:01:50,734
‫بینگو! بینگو!

43
00:01:50,758 --> 00:01:53,028
‫بینگو، بینگو، بینگو!

44
00:01:53,052 --> 00:01:54,196
‫امم، همه چشم‌ها اینجا باشه.

45
00:01:54,220 --> 00:01:56,407
‫بینگو، بلویی!

46
00:01:56,431 --> 00:01:57,908
‫«بلویی».

47
00:01:57,932 --> 00:01:59,284
‫اسم سریال «بلویی» بود.

48
00:01:59,308 --> 00:02:02,997
‫بعدش طارق گفت،
‫«وقتشه آماده غوغایی بشیم!»

49
00:02:04,272 --> 00:02:05,666
‫چون شکمم به قار و قور افتاده بود.

50
00:02:05,690 --> 00:02:07,376
‫خنده‌دار بود.

51
00:02:07,400 --> 00:02:09,253
‫اوه، خدا.
‫اونا پوست گوشت خوکن؟

52
00:02:09,277 --> 00:02:11,588
‫خب... می‌دونم.

53
00:02:11,612 --> 00:02:14,049
‫خیلی درباره‌ی دوست پسر سابقم حرف می‌زنم.

54
00:02:15,241 --> 00:02:17,428
‫جیکوب میگه مثل یه لزبین می‌مونم.

55
00:02:17,452 --> 00:02:18,429
‫دارم روش کار می‌کنم.

56
00:02:18,453 --> 00:02:19,430
‫نه. اون نه.

57
00:02:19,454 --> 00:02:22,766
‫یعنی آره، مثل لزبین‌ها می‌مونی،
‫ولی این غذا رو میگم.

58
00:02:22,790 --> 00:02:26,061
‫چیزهایی که می‌خوری،
‫انگار توی زندان کلاس آشپزی رفته باشی.

59
00:02:26,085 --> 00:02:28,689
‫می‌دونی، جالبه که این حرف رو زدی،

60
00:02:28,713 --> 00:02:30,524
‫چون میچی، دوست قدیمیم
‫تازه از زندان آزاد شده...

61
00:02:30,548 --> 00:02:31,692
‫و این رو یادم داد.

62
00:02:31,716 --> 00:02:33,485
‫خیلی خوشمزه و ارزونه.

63
00:02:33,509 --> 00:02:35,321
‫اوه، پس قضیه سر پوله؟

64
00:02:35,345 --> 00:02:37,448
‫چون جوری که من صرفه‌جویی می‌کنم...

65
00:02:37,472 --> 00:02:39,283
‫تا پول بیشتری بمونه...

66
00:02:39,307 --> 00:02:42,328
‫قضیه سر پولش نیست.

67
00:02:42,352 --> 00:02:45,581
‫مامانم هیچوقت به من
‫یا خواهرم آشپزی یاد نداد.

68
00:02:45,605 --> 00:02:47,333
‫پس حالا همه خواهردار شدن؟

69
00:02:47,357 --> 00:02:49,084
‫طارق قبلا آشپزی می‌کرد.

70
00:02:49,108 --> 00:02:50,794
‫عادت داشت می‌گفت،
‫«به من بگو سرآشپز طارق،

71
00:02:50,818 --> 00:02:52,963
‫چون وقتی تو آشپزی می‌کنی،
‫غذا مالی نیست.»

72
00:02:52,987 --> 00:02:54,465
‫می‌دونی هیچکس مجبورت نکرده
‫این چیزها رو بگی؟

73
00:02:54,489 --> 00:02:57,051
‫- می‌دونم.
‫- خیلی‌خب، گوش کن، من می‌تونم...

74
00:02:57,075 --> 00:02:59,803
‫بهت یاد بدم که چطور
‫یه غذای ارزون غیرخجالت‌آور بپزی.

75
00:02:59,827 --> 00:03:01,722
‫شاید پنج روز واست طول بکشه
‫تا تمومش کنی،

76
00:03:01,746 --> 00:03:03,015
‫ولی خوشمزه است،

77
00:03:03,039 --> 00:03:04,391
‫تا روز سوم راحت می‌تونی بخوری.

78
00:03:04,415 --> 00:03:06,185
‫- واقعا؟
‫- آره.

79
00:03:06,209 --> 00:03:08,270
‫اوه، خدا.

80
00:03:08,294 --> 00:03:10,356
‫می‌دونم بعدا پشیمون میشم ولی...

81
00:03:10,380 --> 00:03:12,191
‫امشب بیا خونه‌ام.

82
00:03:12,215 --> 00:03:14,777
‫چه ساعتی؟
‫یعنی میشه منم بیام؟

83
00:03:14,801 --> 00:03:16,695
‫می‌خوام سر جفت کردن شراب با غذا،
‫کمکم کنی.

84
00:03:16,719 --> 00:03:19,490
‫زک خجالت‌زده میشه
‫وقتی از فروشنده می‌خوام،

85
00:03:19,514 --> 00:03:21,325
‫«دومین بطری ارزون قیمت» رو بده.

86
00:03:21,349 --> 00:03:22,701
‫خب، دلیلی نمی‌بینم...

87
00:03:22,725 --> 00:03:24,078
‫که نتونی سریع یاد بگیری.

88
00:03:24,102 --> 00:03:27,331
‫پس آره، گمونم می‌تونی بیای، رفیق.

89
00:03:27,355 --> 00:03:30,334
‫- از شر اینم خلاص میشیم.
‫- ای بابا.

90
00:03:30,358 --> 00:03:32,568
‫هی پسر، میشه یه بسته شکر بهم بدی؟

91
00:03:45,581 --> 00:03:46,892
‫با من درد و دل کن داداش.

92
00:03:46,916 --> 00:03:48,435
‫- دوباره بگو.
‫- فهمیدم.

93
00:03:48,459 --> 00:03:50,395
‫اه، سلام، گرگوری.

94
00:03:50,419 --> 00:03:52,773
‫حرفی هست که بخوای بزنی
‫خالی بشی؟

95
00:03:52,797 --> 00:03:55,526
‫یه بچه‌ای توی کلاسم هست... مایکا.

96
00:03:55,550 --> 00:03:58,403
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم
‫که همه‌ش کلاس رو مختل نکنه.

97
00:03:58,427 --> 00:04:00,155
‫انگار حس می‌کنه
‫هر موقع که من...

98
00:04:00,179 --> 00:04:01,573
‫احساس کنترل بهم دست میده،

99
00:04:01,597 --> 00:04:03,450
‫مثل یک شاهین کوچولوی بانمک وارد میشه...

100
00:04:03,474 --> 00:04:04,451
‫و من رو لت و پار می‌کنه.

101
00:04:04,475 --> 00:04:05,828
‫ای بابا.

102
00:04:05,852 --> 00:04:08,455
‫منم قبلا توی این موقعیت بودم.

103
00:04:08,479 --> 00:04:11,416
‫همه دانش‌آموزها انرژی مثبت میدن.

104
00:04:11,440 --> 00:04:14,294
‫چپ و راست جواب‌های روشنگرانه میدن.

105
00:04:14,318 --> 00:04:17,840
‫و بعدش یکی میاد حس و حال رو خراب می‌کنه.

106
00:04:17,864 --> 00:04:19,049
‫آره، از همه اون جمله‌ها بدم میاد،

107
00:04:19,073 --> 00:04:20,175
‫ولی چطور کنترلش می‌کنی؟

108
00:04:20,199 --> 00:04:22,594
‫خب، مثلا هفته قبل،

109
00:04:22,618 --> 00:04:24,721
‫هر دفعه که آلیا یه جواب درست میداد،

110
00:04:24,745 --> 00:04:27,391
‫می‌گفت، «حسابت رو رسیدم، آقای سی».

111
00:04:27,415 --> 00:04:28,350
‫هنوز میذاری اینجوری صدات کنن؟

112
00:04:28,374 --> 00:04:29,726
‫اه، از سر عشق و علاقه است.

113
00:04:29,750 --> 00:04:31,228
‫ولی وقتی این حرف رو زد،

114
00:04:31,252 --> 00:04:33,021
‫کل کلاس از خنده روده بر شدن.

115
00:04:33,045 --> 00:04:36,358
‫وضعیت غیرقابل تحملی بود.

116
00:04:36,382 --> 00:04:38,861
‫- واسه همین فرستادمش به دفتر مدیر.
‫- پیش آوا؟

117
00:04:38,885 --> 00:04:40,237
‫با مقیاس هفت...

118
00:04:40,261 --> 00:04:42,156
‫اون زلزله واسه هیچکی مهم نیست.

119
00:04:42,180 --> 00:04:44,599
‫روشنش کن وگرنه یه وضعیت
‫اضطراری ملی دیگه پیش میاد.

120
00:04:46,142 --> 00:04:48,328
‫- این کارت مفید بود؟
‫- آره.

121
00:04:48,352 --> 00:04:50,914
‫باعث شد حس کنم
‫شهردار عذاب وجدانوانیا سفیدپوست‌هام،

122
00:04:50,938 --> 00:04:53,584
‫ولی اه... کمک کرد.

123
00:04:53,608 --> 00:04:57,337
‫ببین، نمی‌تونم اجازه بدم که
‫یک دانش‌آموز، کلاس رو واسه همه خراب کنه.

124
00:04:57,361 --> 00:04:59,214
‫اگه واقعا همه چی رو امتحان کردی،

125
00:04:59,238 --> 00:05:00,656
‫می‌دونی، این راهم امتحان کن.

126
00:05:02,825 --> 00:05:05,679
‫راستش فکر خوبیه.

127
00:05:05,703 --> 00:05:06,722
‫ممنون؟

128
00:05:06,746 --> 00:05:08,915
‫اوه، قابلت رو نداشت.

129
00:05:12,335 --> 00:05:13,353
‫قهوه تو بود.

130
00:05:13,377 --> 00:05:15,397
‫درسته.

131
00:05:15,421 --> 00:05:17,065
‫سلام.

132
00:05:17,089 --> 00:05:18,817
‫اوه، خوبه. فیلمبردارها رو هم آوردی.

133
00:05:18,841 --> 00:05:20,861
‫منم از دیدنت خوشحال شدم، ملیسا.

134
00:05:20,885 --> 00:05:23,739
‫- اوه، وای.
‫- وای.

135
00:05:23,763 --> 00:05:25,949
‫هی، من... این رو با خودم آوردم.

136
00:05:25,973 --> 00:05:27,701
‫فکر کنم بهش میگن «مخلوط»
‫چون انگار...

137
00:05:27,725 --> 00:05:29,411
‫بهترین شراب‌ها رو هم با مخلوط می‌کنن.

138
00:05:29,435 --> 00:05:31,788
‫- اون...
‫- آره، پسر عموم وینیه و اگه تو سرت...

139
00:05:31,812 --> 00:05:33,624
‫توی کار خودت بود، خبردار نمیشدی.

140
00:05:33,648 --> 00:05:36,210
‫حالا چشم‌هات رو ببند
‫و صدام رو دنبال کن.

141
00:05:36,234 --> 00:05:38,444
‫از این طرف.

142
00:05:39,695 --> 00:05:41,423
‫فکر کردین کص گفتم؟

143
00:05:41,447 --> 00:05:43,592
‫- خانم.
‫- چشم‌ها بسته.

144
00:05:43,616 --> 00:05:45,844
‫آره، توی مدرسه حواسم هست
‫که بددهنی نکنم.

145
00:05:45,868 --> 00:05:46,970
‫اینجا خونه خودمه.

146
00:05:46,994 --> 00:05:48,555
‫به تخمم هم نیست.

147
00:05:48,579 --> 00:05:50,140
‫اوه، روی ویدئوست.
‫فکر می‌کردم روی عکسه.

148
00:05:50,164 --> 00:05:52,351
‫اوه، منم همینطور.

149
00:05:52,375 --> 00:05:54,394
‫ولی اشکال نداره.
‫ذخیره‌ش کن.

150
00:05:54,418 --> 00:05:55,979
‫- می‌تونیم آپلودش کنیم...
‫- اوه، خداجون.

151
00:05:56,003 --> 00:05:57,606
‫چی شد که شالت گرفتین؟

152
00:05:57,630 --> 00:05:59,858
‫- چی چی؟
‫- شالت. گفتم پیاز بگیرین.

153
00:05:59,882 --> 00:06:01,193
‫اوه، جنین فکر می‌کرد که...

154
00:06:01,217 --> 00:06:03,111
‫یک پیاز کوچولو و بانمک مثل خودشه،

155
00:06:03,135 --> 00:06:05,030
‫منم کی باشم که
‫بخوام ذهنیتش رو خراب کنم.

156
00:06:05,054 --> 00:06:06,698
‫حالا مگه مهمه؟

157
00:06:06,722 --> 00:06:08,033
‫میگی مهمه؟

158
00:06:08,057 --> 00:06:10,410
‫جنین، بی‌خیال.
‫معلومه که مهمه.

159
00:06:10,434 --> 00:06:12,829
‫اووه! وقتشه که برم
‫با یه فروشنده محلی حرف بزنم.

160
00:06:12,853 --> 00:06:14,331
‫میرم برمی‌گردم.

161
00:06:14,355 --> 00:06:17,543
‫عاشق چونه زدن با مغازه‌دارهای محله‌ام.

162
00:06:17,567 --> 00:06:20,796
‫باید وقتی یه قیمت بالاتر بهشون میگم،
‫قیافه‌شون رو ببینین.

163
00:06:20,820 --> 00:06:24,049
‫تا حالا کلمه بیش‌فروشی رو شنیدین؟
‫خب، من یک بیش‌خریدارم.

164
00:06:24,073 --> 00:06:26,009
‫اگه پیاز سفید بگیری،
‫به خدا قسم بیچاره‌ت می‌کنم.

165
00:06:26,033 --> 00:06:28,637
‫همم.

166
00:06:28,661 --> 00:06:31,515
‫پس در مورد مواد غذایی باید خیلی دقیق باشم؟

167
00:06:31,539 --> 00:06:33,433
‫یعنی می‌خوام بدونم میشه
‫جاشون رو عوض کنم یا نه.

168
00:06:33,457 --> 00:06:36,019
‫آشپزی رو مثل سبک جز می‌دونم.

169
00:06:36,043 --> 00:06:38,272
‫نه، دیزی گیلسپی،
‫اونجوری نمیشه.

170
00:06:38,296 --> 00:06:39,690
‫باید دقیق باشی.

171
00:06:39,714 --> 00:06:41,817
‫خواهرم کریستین ماری با مواد غذایی اشتباه...

172
00:06:41,841 --> 00:06:43,235
‫غذای مخصوص مامان بزرگم رو درست کرد...

173
00:06:43,259 --> 00:06:45,279
‫و همون غذا رو هم به مراسم ختمش آورد.

174
00:06:45,303 --> 00:06:46,512
‫از اون موقع تا حالا باهاش حرف نزدم.

175
00:06:47,680 --> 00:06:50,117
‫خب، شاید در مورد آشپزی چیزی ندونم،

176
00:06:50,141 --> 00:06:51,952
‫ولی یک چیزهایی از خواهر آدمیزاد می‌دونم.

177
00:06:55,771 --> 00:06:58,166
‫خب میگم خواهرت...

178
00:07:03,195 --> 00:07:05,173
‫واقعا صداش بلنده.

179
00:07:05,197 --> 00:07:06,425
‫نمی‌فهمی چرا روشن می‌کنم.

180
00:07:06,449 --> 00:07:07,301
‫حرفت رو بزن.

181
00:07:07,325 --> 00:07:09,344
‫به چی اشاره کردی؟

182
00:07:09,368 --> 00:07:12,973
‫بگذریم، من و خواهرم هم بهم نزدیک نیستیم.

183
00:07:12,997 --> 00:07:14,558
‫یعنی واقعا میگم.

184
00:07:14,582 --> 00:07:17,936
‫چون نمی‌تونست از مامانم مراقبت کنه،
‫پاشد رفت کلورادو.

185
00:07:17,960 --> 00:07:20,004
‫یعنی هنوز با هم حرف می‌زنیم.

186
00:07:21,213 --> 00:07:22,840
‫ببخشید.

187
00:07:25,551 --> 00:07:29,656
‫می‌دونی، سیر باعث میشه... اشک آدم در بیاد.

188
00:07:29,680 --> 00:07:32,534
‫آره، سیر این کار رو نمی‌کنه.
‫اینجوری ریز کن.

189
00:07:32,558 --> 00:07:34,411
‫می‌دونم ملیسا خیلی زود
‫با مردم قطع رابطه می‌کنه.

190
00:07:34,435 --> 00:07:36,038
‫حتی دیگه با آرایشگرش دیگه حرف نمی‌زنه،

191
00:07:36,062 --> 00:07:37,456
‫چون یک بار ملیندا صداش کرده بود،

192
00:07:37,480 --> 00:07:40,334
‫ولی آخه خواهر خودش؟

193
00:07:40,358 --> 00:07:41,835
‫ناراحت‌کننده است.

194
00:07:41,859 --> 00:07:44,296
‫سلام، ملیسا.

195
00:07:44,320 --> 00:07:45,630
‫داشتم به دیشب فکر می‌کردم،

196
00:07:45,654 --> 00:07:47,341
‫وقتی که گفتی با خواهرت حرف نمی‌زنی.

197
00:07:47,365 --> 00:07:50,052
‫خب، می‌تونی بهش فکر نکنی.

198
00:07:50,076 --> 00:07:51,470
‫حتما دلت واسش تنگ شده، مگه نه؟

199
00:07:51,494 --> 00:07:52,721
‫آره، معلومه دلم واسش تنگ شده،
‫ولی اشتباه کرد.

200
00:07:52,745 --> 00:07:54,723
‫باید چی کار کنم؟
‫از خودم عذرخواهی کنم؟

201
00:07:54,747 --> 00:07:56,350
‫خب، شاید... شاید یه دلیلی...

202
00:07:56,374 --> 00:07:57,351
‫واسه موقعیت وجود داشته؟

203
00:07:57,375 --> 00:07:59,102
‫هر داستانی همیشه دو طرف داره.

204
00:07:59,126 --> 00:08:02,105
‫و یکی از اونا طرف درسته که مال منه.

205
00:08:02,129 --> 00:08:03,482
‫خب، تا حالا این رو در نظر گرفتی...

206
00:08:03,506 --> 00:08:06,276
‫می‌دونی، باهاش آشتی کنی؟

207
00:08:06,300 --> 00:08:08,028
‫آره. خیلی خوب میشد،

208
00:08:08,052 --> 00:08:10,447
‫ولی کریستین ماری باید بیاد پیش من،

209
00:08:10,471 --> 00:08:11,823
‫اونم هیچوقت این کار رو نمی‌کنه،

210
00:08:11,847 --> 00:08:13,891
‫پس دیگه درباره‌ش حرف نزنین، باشه؟

211
00:08:15,351 --> 00:08:19,164
‫شاید کریستین ماری نیاد،
‫ولی جنین ماری میاد.

212
00:08:19,188 --> 00:08:21,666
‫منظورت چیه... صبر کن ببینم،
‫اسم میانی تو، ماریه؟

213
00:08:21,690 --> 00:08:23,877
‫نه، نیست.
‫مامانم یادش رفت اسم میانی بهم بده.

214
00:08:23,901 --> 00:08:26,421
‫بنده شاید یک نقشه کوچیکی چیده باشم...

215
00:08:26,445 --> 00:08:28,715
‫تا ملیسا و خواهرش با هم آشتی کنن.

216
00:08:28,739 --> 00:08:30,467
‫جوونی‌های خودم نقشه‌های زیادی می‌چیدم،

217
00:08:30,491 --> 00:08:33,804
‫این نقشه هم قراره به خود هدف بزنه.

218
00:08:33,828 --> 00:08:37,391
‫خیلی‌خب، بارون نمونه‌ای از آب
‫در حالت مایع هست.

219
00:08:37,415 --> 00:08:40,644
‫بلویی از اعماق دریا اومده.

220
00:08:40,668 --> 00:08:42,771
‫مایکا، اگه بازم حواس
‫هم‌کلاسی‌هات رو پرت کنی،

221
00:08:42,795 --> 00:08:43,772
‫چاره‌ای واسم نمیذاری...

222
00:08:43,796 --> 00:08:45,399
‫که بفرستم بری دفتر مدیر.

223
00:08:45,423 --> 00:08:47,275
‫اوووه.

224
00:08:47,299 --> 00:08:51,530
‫حالا از قبل می‌دونستیم که
‫یخ جامده، ولی آب...

225
00:08:51,554 --> 00:08:54,574
‫تا حالا به اعماق دریا رفتی؟

226
00:08:54,598 --> 00:08:58,453
‫مایکا... دلم نمی‌خواست این کار رو بکنم،

227
00:08:58,477 --> 00:08:59,663
‫ولی چاره‌ای واسم نذاشتی.

228
00:08:59,687 --> 00:09:01,623
‫وسایلت رو جمع کن.

229
00:09:01,647 --> 00:09:03,166
‫باید بری مدیر کلمن رو ببینی.

230
00:09:03,190 --> 00:09:06,569
‫اوووووه!

231
00:09:09,071 --> 00:09:12,759
‫خوبه. آفرین، بچه‌ها.

232
00:09:12,783 --> 00:09:14,344
‫سلام.

233
00:09:14,368 --> 00:09:15,887
‫چی شده؟

234
00:09:15,911 --> 00:09:17,514
‫باید این بچه رو ببرم دفتر مدیر.

235
00:09:17,538 --> 00:09:18,306
‫میشه حواست به کلاسم باشه؟

236
00:09:18,330 --> 00:09:19,891
‫دفتر مدیر؟

237
00:09:19,915 --> 00:09:22,769
‫فکر نمی‌کنی یه خرده
‫واسه بچه به این کوچیکی، سختگیرانه است؟

238
00:09:22,793 --> 00:09:26,523
‫یعنی من تا حالا هیچکدوم
‫از بچه‌های خودم رو پیش آوا نبردم.

239
00:09:26,547 --> 00:09:28,150
‫خب، این یه موقعیت خاصه.

240
00:09:28,174 --> 00:09:29,484
‫چطور؟

241
00:09:29,508 --> 00:09:30,986
‫می‌تونی کمکم کنی یا نه؟

242
00:09:31,010 --> 00:09:33,071
‫خب، من فکر می‌کنم
‫شاید گزینه‌های دیگه هم باشه.

243
00:09:33,095 --> 00:09:36,366
‫شما دوتا دعوا می‌کنین؟

244
00:09:36,390 --> 00:09:38,493
‫انگار دارین دعوا می‌کنین.

245
00:09:38,517 --> 00:09:39,870
‫- الان میرم توی کلاست.
‫- مرسی.

246
00:09:39,894 --> 00:09:41,687
‫ممنون. بیا بریم، مایکا.

247
00:09:43,647 --> 00:09:46,084
‫می‌تونی سریع‌تر راه بیای.

248
00:09:46,108 --> 00:09:47,085
‫از موقعی که مایکا رو...

249
00:09:47,109 --> 00:09:48,652
‫فرستادم دفتر مدیر،
‫اوضاع چطور پیش میره؟

250
00:09:51,530 --> 00:09:52,716
‫باید بگم خیلی خوب پیش میره.

251
00:09:55,576 --> 00:09:57,721
‫من اومدم تا مایکا رو بعد از یه مدت کوتاه،

252
00:09:57,745 --> 00:10:00,182
‫اما قابل احترام که در دفترم بود،
‫به کلاس برگردونم.

253
00:10:00,206 --> 00:10:02,309
‫خب، مایکا، حرفی داری که
‫بخوای به بچه‌های کلاس بگی؟

254
00:10:02,333 --> 00:10:04,728
‫- نه راستش.
‫- چی می‌خوای بگه؟

255
00:10:04,752 --> 00:10:06,897
‫می‌خوام عذرخواهی کنه
‫که وقت کلاس رو گرفت...

256
00:10:06,921 --> 00:10:08,482
‫و بگه هیچوقت دیگه تکرار نمیشه.

257
00:10:08,506 --> 00:10:09,441
‫معلومه که بازم تکرار میشه.

258
00:10:09,465 --> 00:10:10,484
‫می‌خوای جلو روت دروغ بگه؟

259
00:10:10,508 --> 00:10:11,777
‫نه.

260
00:10:11,801 --> 00:10:13,987
‫اکسولوتل رو فراموش نکن.
‫(سمندر مکزیکی)

261
00:10:14,011 --> 00:10:16,490
‫هی، مایکا، میگم اکسولوتل
‫توی تعطیلات چیکار می‌کنه؟

262
00:10:16,514 --> 00:10:17,783
‫استراحوتل.

263
00:10:17,807 --> 00:10:19,117
‫می‌دونم که درسته.

264
00:10:19,141 --> 00:10:22,162
‫هی... چرا بهش اسباب بازی دادن؟

265
00:10:22,186 --> 00:10:25,165
‫منم دلم می‌خواد برم دفتر مدیر.

266
00:10:25,189 --> 00:10:26,249
‫منم همینطور!

267
00:10:26,273 --> 00:10:28,919
‫نه. نه. خیلی‌خب. نه.

268
00:10:28,943 --> 00:10:30,986
‫ما... قرار نیست که...

269
00:10:33,447 --> 00:10:36,009
‫بعدش آب نبات چوبی که
‫آوا بهش داده بود رو در آورد.

270
00:10:36,033 --> 00:10:37,385
‫دلم نمی‌خواد حرفت رو قطع کنم
‫ولی اسپاگتی داره سرد میشه.

271
00:10:37,409 --> 00:10:39,888
‫وقتی گفتم آب نبات چوبی رو بده،
‫تف کرد توی دستم.

272
00:10:39,912 --> 00:10:42,015
‫می‌دونین، می‌تونین بخورین و گوش کنین.
‫قبلا دیدم که خوردین.

273
00:10:42,039 --> 00:10:44,059
‫می‌دونی، دانش‌آموزهایی رو دیدم
‫که یه مایع‌هایی تولید می‌کردن...

274
00:10:44,083 --> 00:10:45,852
‫واسه یه لحظه با خودم فکر کنم...

275
00:10:45,876 --> 00:10:47,813
‫شاید یه گونه خاص فضایی باشن.

276
00:10:47,837 --> 00:10:49,189
‫آدم باید اسپاگتی رو داغ بخوره.

277
00:10:49,213 --> 00:10:51,483
‫جنین، اینقدر وسط حرف نپر.

278
00:10:51,507 --> 00:10:53,401
‫تو و جیکوب دیروز کارتون خوب بود.

279
00:10:53,425 --> 00:10:55,987
‫تا سی ثانیه دیگه، همه همین حرف رو می‌زنن.

280
00:10:56,011 --> 00:10:57,572
‫فقط بذار داستانش رو تموم کنه.

281
00:10:57,596 --> 00:10:58,657
‫اوهوم.

282
00:10:58,681 --> 00:11:00,242
‫گفت کارم خوب بوده.

283
00:11:00,266 --> 00:11:02,619
‫مسئله اینجاست که آوا مجبورم کرد
‫از دست بچه آب نبات بگیرم...

284
00:11:02,643 --> 00:11:05,330
‫و هیچ کاری واسه تنبیه مایکا انجام نداد.

285
00:11:05,354 --> 00:11:07,356
‫اوه، آوا بچه‌ها رو تنبیه نمی‌کنه.

286
00:11:10,150 --> 00:11:11,753
‫پس چرا بهم گفتی که
‫بفرستمش پیش آوا؟

287
00:11:11,777 --> 00:11:13,964
‫یادت میاد که بهت گفتم
‫نباید این کار رو بکنی؟

288
00:11:13,988 --> 00:11:15,966
‫ببین، فرستادن بچه پیش آوا...

289
00:11:15,990 --> 00:11:17,467
‫فقط واسه اینه از کلاس بیرون برن...

290
00:11:17,491 --> 00:11:19,719
‫تا بتونی دوباره کنترل بقیه
‫بچه‌ها رو به اختیار بگیری.

291
00:11:19,743 --> 00:11:22,973
‫ولی مشکل رو حل نمی‌کنه
‫و تشویق رفتار مخرب...

292
00:11:22,997 --> 00:11:25,141
‫متضاد کاریه که
‫یک مدیر باید انجام بده، مگه نه؟

293
00:11:25,165 --> 00:11:27,310
‫اوه، صبر کن،
‫حرفی که زدی رو تکرار کن،

294
00:11:27,334 --> 00:11:28,562
‫چون یه لحظه فکر کردم...

295
00:11:28,586 --> 00:11:30,438
‫انتظار داری آوا کار خودش رو بکنه.

296
00:11:30,462 --> 00:11:32,566
‫اینجا چی کار می‌کنین؟

297
00:11:32,590 --> 00:11:34,526
‫ولش کنین. واسم مهم نیست.

298
00:11:38,470 --> 00:11:39,906
‫بگو کِی بسه.

299
00:11:39,930 --> 00:11:41,491
‫نظم و انضباط یک بخش خیلی مهم...

300
00:11:41,515 --> 00:11:42,826
‫در رشد و نمو یک بچه است.

301
00:11:42,850 --> 00:11:45,704
‫وقتی من بچه بودم،
‫اگه یه کار بچگونه می‌کردم...

302
00:11:45,728 --> 00:11:49,499
‫داد می‌زدم، دور می‌زدم،
‫کلا اگه شوق زندگی داشتم...

303
00:11:49,523 --> 00:11:50,667
‫تنبیه میشدم که تنها باشم...

304
00:11:50,691 --> 00:11:52,419
‫و من باید این واقعیت را در نظر می‌گرفتم...

305
00:11:52,443 --> 00:11:54,921
‫که مرتکب شکست شخصیتی شدم یا نه.

306
00:11:54,945 --> 00:11:56,756
‫و اینجور تونستم
‫به این مرد سازگاری که...

307
00:11:56,780 --> 00:11:58,258
‫جلوتون واستاده، تبدیل بشم.

308
00:11:58,282 --> 00:12:00,927
‫باربارا، وقتی تو با آوا حرف می‌زنی،
‫بهت گوش می‌کنه.

309
00:12:00,951 --> 00:12:03,346
‫- آره.
‫- و توی کل مدرسه، تو تنها کسی هستی...

310
00:12:03,370 --> 00:12:05,015
‫که می‌تونی وادارش کنی،
‫حتی از راه دور کارش رو بکنه.

311
00:12:05,039 --> 00:12:06,349
‫درست میگی.

312
00:12:06,373 --> 00:12:08,018
‫این موهبت رو داری که می‌تونی از وجودش...

313
00:12:08,042 --> 00:12:09,477
‫گرگوری، چی می‌خوای؟

314
00:12:09,501 --> 00:12:10,854
‫میشه لطفا آوا رو مجبور کنی
‫بچه‌ها رو ادب کنه؟

315
00:12:10,878 --> 00:12:12,314
‫چون من اومدم درس یاد بدم،
‫نه اینکه تنبیه کنم.

316
00:12:12,338 --> 00:12:14,065
‫با آوا حرف می‌زنم،

317
00:12:14,089 --> 00:12:16,484
‫چون این تیپ و قیافه اصلا بهت نمیاد.

318
00:12:16,508 --> 00:12:19,237
‫فکر می‌کردم امروز خوشتیپ شدم.

319
00:12:19,261 --> 00:12:22,014
‫آقای ادی، لطفا به دفتر مدیر بیاید.

320
00:12:25,059 --> 00:12:27,203
‫خیلی‌خب. بچرخین.

321
00:12:27,227 --> 00:12:29,039
‫بچرخین. یالا.

322
00:12:29,063 --> 00:12:31,374
‫بچه‌ها، بچرخین.

323
00:12:31,398 --> 00:12:34,544
‫اووووه.

324
00:12:34,568 --> 00:12:36,338
‫خیلی‌خب دیگه بسه.

325
00:12:36,362 --> 00:12:40,032
‫وقتی کسی از پا افتاده،
‫دیگه بهش ضربه نمی‌زنیم.

326
00:12:42,701 --> 00:12:44,930
‫- می‌خواستی من رو ببینی؟
‫- البته آقای ادی.

327
00:12:44,954 --> 00:12:46,264
‫درسته.

328
00:12:46,288 --> 00:12:48,123
‫البته تحت این شرایط نمی‌خواستم ببینمت.

329
00:12:49,249 --> 00:12:51,144
‫قیافه‌ت رو اینجوری نکن.

330
00:12:51,168 --> 00:12:53,104
‫شنیدم اینور اونور میری
‫درباره مدیریتم شکایت می‌کنی.

331
00:12:53,128 --> 00:12:54,981
‫در حالی که توی این چند هفته گذشته
‫بهشون گفتم...

332
00:12:55,005 --> 00:12:56,816
‫که تو رو «آزار» ندن،
‫بعد اینجوری جواب خوبیم رو میدی؟

333
00:12:56,840 --> 00:12:58,234
‫آوا، با کمبود یک شخصیت قدرتمند...

334
00:12:58,258 --> 00:13:01,655
‫که بهش احتیاج دارن،
‫داری در حقشون اجحاف می‌کنی.

335
00:13:01,679 --> 00:13:03,823
‫بچه‌ها باید از رفتن به دفتر مدیر بترسن.

336
00:13:03,847 --> 00:13:05,617
‫بعد اون رو به تفریح چاک ای.چیز تبدیل کردی.

337
00:13:05,641 --> 00:13:07,285
‫این حرف رو نزن.

338
00:13:07,309 --> 00:13:08,954
‫من با تک تک مراکز تفریحی چارلز چیز...

339
00:13:08,978 --> 00:13:10,413
‫در منطقه بزرگ فیلادلفیا مشکل دارم.

340
00:13:10,437 --> 00:13:11,748
‫میشه برم؟

341
00:13:11,772 --> 00:13:13,166
‫به اندازه کافی تحقیرم نکردی؟

342
00:13:13,190 --> 00:13:15,043
‫حالا فکر می‌کنی یه بچه شش-هفت ساله...

343
00:13:15,067 --> 00:13:16,544
‫چه حسی بهش دست میده
‫پیاده‌روی شرم بره؟

344
00:13:16,568 --> 00:13:17,629
‫موقعی که به دفترم می‌رسن،

345
00:13:17,653 --> 00:13:18,922
‫آب دماغشون روی صورتشون ریخته...

346
00:13:18,946 --> 00:13:21,174
‫و مثل چی‌واوا به خودشون می‌لرزن،
‫بعد چی؟

347
00:13:21,198 --> 00:13:22,634
‫باید مجازاتشون کنم؟
‫بعدش چی؟

348
00:13:22,658 --> 00:13:24,135
‫موقع دیدن سریال «زیر عرشه»...

349
00:13:24,159 --> 00:13:26,137
‫باید یک بچه گریون رو ساکت کنم؟

350
00:13:26,161 --> 00:13:27,472
‫اگه با روش من موافق نیستی،

351
00:13:27,496 --> 00:13:29,623
‫باید خود تنهایی مایکا رو کنترل کنی.

352
00:13:31,375 --> 00:13:33,561
‫آقای ادی رو به کلاسش برمی‌گردونم.

353
00:13:33,585 --> 00:13:35,170
‫امیدوار باشیم که درس عبرت گرفته باشه.

354
00:13:37,381 --> 00:13:39,717
‫بازی بعدی با منه.

355
00:13:40,384 --> 00:13:41,986
‫خجالت بکش.

356
00:13:42,010 --> 00:13:43,363
‫خجالت بکش.

357
00:13:43,387 --> 00:13:44,823
‫خجالت بکش.

358
00:13:44,847 --> 00:13:48,034
‫این شراب سفید محصول ۲۰۲۱ هست...

359
00:13:48,058 --> 00:13:51,329
‫و این خوشتیپ ده دلاری یه رگه‌هایی از...

360
00:13:51,353 --> 00:13:53,248
‫اوه خدا، میشه اینقدر درباره شراب زر نزنی؟

361
00:13:53,272 --> 00:13:54,249
‫اممم.

362
00:13:54,273 --> 00:13:55,583
‫جنین، میشه بری ببینی کیه، لطفا؟

363
00:13:55,607 --> 00:13:56,793
‫- اوهوم.
‫- احتمالا یکی از همسایه‌هامه...

364
00:13:56,817 --> 00:13:58,670
‫فکر می‌کنه شما یک زوج بین نژادی هستین...

365
00:13:58,694 --> 00:14:01,047
‫که می‌خواین محله رو اصیل بکنین.

366
00:14:01,071 --> 00:14:03,717
‫اوه، کریستین ماری!

367
00:14:03,741 --> 00:14:05,552
‫تو رو می‌شناسم، بیلبو بگینز؟

368
00:14:05,576 --> 00:14:06,886
‫ملیسا کجاست؟

369
00:14:06,910 --> 00:14:09,806
‫♪ بریم دنبالش ♪

370
00:14:09,830 --> 00:14:10,932
‫بذارین بگم چی شده.

371
00:14:10,956 --> 00:14:12,934
‫من نوکی، غذای مخصوص شمنتی‌ها رو درست کردم،

372
00:14:12,958 --> 00:14:14,310
‫با یه یادداشت بردم مدرسه‌اش...

373
00:14:14,334 --> 00:14:16,646
‫که فکر کنه از طرف ملیساست
‫و حالا...

374
00:14:16,670 --> 00:14:19,465
‫♪ به هم رسیدن و حس خوبی داره ♪

375
00:14:22,468 --> 00:14:24,052
‫پتیاره خانم می‌خوای من رو مسموم کنی؟

376
00:14:26,889 --> 00:14:29,909
‫مسموم؟ می‌دونی که من
‫هیچوقت کسی رو مسموم نمی‌کنم.

377
00:14:29,933 --> 00:14:33,121
‫اگه قرار باشه کسی رو بکشم،
‫می‌خوام مُردنشون رو تماشا کنم.

378
00:14:33,145 --> 00:14:36,708
‫اصلا توی خونه چه غلط می‌کنی، زنیکه روانی؟

379
00:14:36,732 --> 00:14:38,042
‫خودت خوب می‌دونی اینجا چی کار می‌کنم.

380
00:14:38,066 --> 00:14:40,754
‫سر و کله‌ت محل کارم پیدا شده...

381
00:14:40,778 --> 00:14:43,006
‫می‌خواستی با غذات، من رو مسخره کنی.

382
00:14:43,030 --> 00:14:45,175
‫چی بلغور می‌کنی واسه خودت؟

383
00:14:45,199 --> 00:14:46,217
‫اگه مامان بزرگ خبر داشت...

384
00:14:46,241 --> 00:14:48,136
‫که تو این رو پختی،
‫توی کوزه‌ش به خودش می‌پیچید.

385
00:14:48,160 --> 00:14:51,347
‫اگه مامان بزرگ خبر داشت که تو
‫نوکی رو با سیب زمینی قرمز درست کردی،

386
00:14:51,371 --> 00:14:54,601
‫اون کوزه بدبخت به گه‌دونی تبدیل میشد.

387
00:14:54,625 --> 00:14:58,855
‫من که گفتم میوه فروشی
‫سیب زمینی زنگارگون تموم کرده بود.

388
00:14:58,879 --> 00:15:00,648
‫خیلی‌خب، دیگه بسه!
‫از رویارویی خوشم نمیاد. من...

389
00:15:00,672 --> 00:15:02,233
‫- جیکوب، جیکوب، جیکوب.
‫- می‌دونی چیه؟ خوشحالم که اومدم.

390
00:15:02,257 --> 00:15:05,069
‫چون کاملا مشخصه که
‫عقلت رو داری از دست میدی.

391
00:15:05,093 --> 00:15:07,822
‫چی تو... فیلمبردار توی خونه‌ت راه دادی.

392
00:15:07,846 --> 00:15:09,866
‫غذای فرستاده شده‌ت رو فراموش کردی.

393
00:15:09,890 --> 00:15:12,494
‫می‌دونی، با خودم گفتم
‫این آشغال رو به سگم بدم،

394
00:15:12,518 --> 00:15:15,038
‫ولی سگم رو دوست دارم پس...

395
00:15:15,062 --> 00:15:16,873
‫باید بگم که اون حرفش خیلی ناراحت کننده بود.

396
00:15:16,897 --> 00:15:20,960
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم
‫به این آشغالی درست کنم.

397
00:15:20,984 --> 00:15:22,295
‫اونم همینطور.

398
00:15:22,319 --> 00:15:23,463
‫عه؟ اگه تو این رو درست نکردی...

399
00:15:23,487 --> 00:15:24,714
‫پس کی این نوکی مزخرف رو...

400
00:15:24,738 --> 00:15:26,216
‫جلوی کلاسم گذاشته بوده...

401
00:15:26,240 --> 00:15:27,425
‫و یه یادداشت هم باهاش بود.

402
00:15:27,449 --> 00:15:30,786
‫که نوشته «برای خواهرم»؟

403
00:15:32,037 --> 00:15:33,515
‫ها.

404
00:15:33,539 --> 00:15:34,307
‫همگی بیرون.

405
00:15:34,331 --> 00:15:35,600
‫برو بیرون.

406
00:15:35,624 --> 00:15:37,894
‫واقعا که، یه عذرخواهی نمی‌کنی...

407
00:15:37,918 --> 00:15:40,647
‫می‌خواستی خواهر خودت رو چیزخور کنی.

408
00:15:40,671 --> 00:15:42,589
‫واقعا باریکلا، شمنتی.

409
00:15:44,758 --> 00:15:45,819
‫اوپس.

410
00:15:45,843 --> 00:15:48,112
‫وایستا. صبر کن. بذار من...

411
00:15:48,136 --> 00:15:50,430
‫بذار قبل رفتنت فقط یه چیزی بهت بگم، باشه؟

412
00:15:52,599 --> 00:15:53,684
‫ریشه موهات داره دیده میشه.

413
00:15:56,353 --> 00:15:58,039
‫کافیه.

414
00:15:58,063 --> 00:15:59,666
‫صدات رو عمیق‌تر کن.

415
00:15:59,690 --> 00:16:01,000
‫از اونجا که آوا دلش نمی‌خواد...

416
00:16:01,024 --> 00:16:02,627
‫یکی از عملکردهای اساسی کارش رو انجام بده،

417
00:16:02,651 --> 00:16:04,838
‫من مجبورم که این
‫وظیفه اضافی رو بر عهده بگیرم.

418
00:16:04,862 --> 00:16:07,423
‫برنامه دارم که از انتظارات فراتر برم.

419
00:16:07,447 --> 00:16:09,592
‫که البته هیچ انتظاری وجود نداره.

420
00:16:09,616 --> 00:16:11,344
‫چون این کار من نیست.

421
00:16:11,368 --> 00:16:12,136
‫کافیه.

422
00:16:12,160 --> 00:16:13,596
‫عمیق‌تر.

423
00:16:13,620 --> 00:16:15,974
‫کافیه.

424
00:16:15,998 --> 00:16:18,059
‫دیگه اینجا کاری ندارم.

425
00:16:18,083 --> 00:16:19,853
‫همم. کافیه. کافیه.

426
00:16:19,877 --> 00:16:21,211
‫کافیه.

427
00:16:23,088 --> 00:16:24,774
‫اومدم یه سری بزنم
‫ببینم بعد از گفتگو با آوا،

428
00:16:24,798 --> 00:16:26,067
‫اوضاع چطور پیش میره.

429
00:16:26,091 --> 00:16:27,318
‫افتضاح.

430
00:16:27,342 --> 00:16:28,778
‫هیچ راه دیگه‌ای به جز
‫صدای بابام رو در آوردن،

431
00:16:28,802 --> 00:16:30,446
‫به ذهنم نمی‌رسه که مایکا رو ساکت کنم.

432
00:16:30,470 --> 00:16:33,575
‫خب، صدای بابات که در میومد،
‫روی تو جواب می‌داد؟

433
00:16:33,599 --> 00:16:35,076
‫میشه گفت آره.

434
00:16:35,100 --> 00:16:37,745
‫کار کردن به عنوان
‫یک مرد سیاه‌پوست جوان در ابت،

435
00:16:37,769 --> 00:16:39,581
‫توی یک موقعیت خاص قرار گرفتی.

436
00:16:39,605 --> 00:16:40,665
‫امم.

437
00:16:40,689 --> 00:16:42,876
‫به علاوه در مرحله مهمی از زندگیت هستی.

438
00:16:42,900 --> 00:16:44,711
‫حالا من نمیگم که نظم و انضباط...

439
00:16:44,735 --> 00:16:47,130
‫جایگاه خودش رو نداره،

440
00:16:47,154 --> 00:16:49,132
‫ولی دانش‌آموزها یا ازت می‌ترسن...

441
00:16:49,156 --> 00:16:51,593
‫یا بهت احترام میذارن.

442
00:16:51,617 --> 00:16:53,243
‫نمی‌تونی هر دو رو داشته باشی.

443
00:16:54,453 --> 00:16:56,306
‫احتمالش هست فراموش کرده باشم که...

444
00:16:56,330 --> 00:16:58,975
‫اون نظم و انضباط توی کودکی،
‫چه حس و حالی بهم می‌داد.

445
00:16:58,999 --> 00:17:01,185
‫کم کم به این فکر می‌کنم
‫که به‌خاطر همین قضیه...

446
00:17:01,209 --> 00:17:04,647
‫نتونستم به اون مردی که بهش افتخار کنم،
‫تبدیل بشم.

447
00:17:04,671 --> 00:17:06,316
‫شاید بر خلافش عمل کردم.

448
00:17:06,340 --> 00:17:08,943
‫اووه، ملیسا چه عصبانیه.

449
00:17:08,967 --> 00:17:10,636
‫مطمئنم در اون حد عصبانی نیست.

450
00:17:13,889 --> 00:17:15,658
‫چرا هست.
‫وقتی عصبانیه، اینجوری راه میره.

451
00:17:15,682 --> 00:17:17,076
‫نگاهش کن،
‫زانوهاش خم نمیشن.

452
00:17:17,100 --> 00:17:18,411
‫چون خیلی قد کوتاهی...

453
00:17:18,435 --> 00:17:19,853
‫در تشخیص زبان بدن، افتضاحی.

454
00:17:22,397 --> 00:17:23,541
‫سلام، ملیسا؟

455
00:17:23,565 --> 00:17:25,919
‫سلام. من... متاسفم.

456
00:17:25,943 --> 00:17:28,171
‫فقط می‌خواستم رابطه
‫تو و خواهرت رو درست کنم،

457
00:17:28,195 --> 00:17:30,173
‫نه اینکه یک قسمت
‫از «سوپرانوز» رو بازآفرینی کنم،

458
00:17:30,197 --> 00:17:31,633
‫توهین آمیز بود؟
‫ندیدمش. نمی‌دونم.

459
00:17:31,657 --> 00:17:33,676
‫نه، من می‌دونستم
‫وقتی تو رو به خونه‌ام...

460
00:17:33,700 --> 00:17:36,137
‫دعوت می‌کنم، چه ریسکی می‌کنم.

461
00:17:36,161 --> 00:17:38,223
‫خودم این بلا رو سر خودم آوردم.

462
00:17:38,247 --> 00:17:39,849
‫نمی‌خوام با توضیح بیش از حد رفتارم،

463
00:17:39,873 --> 00:17:41,351
‫عذرخواهی خودم را کمرنگ کنم...

464
00:17:41,375 --> 00:17:43,311
‫معلومه که نمی‌خوای.
‫چی شده، جنین؟

465
00:17:43,335 --> 00:17:47,148
‫من تازگی‌ها خیلی دلم واسه خواهرم تنگ شده...

466
00:17:47,172 --> 00:17:49,150
‫و نمی‌تونم تصور کنم
‫که خواهرم نزدیکم باشه...

467
00:17:49,174 --> 00:17:51,569
‫و سر یک سیب زمینی اشتباهی،
‫باهاش حرف نزنم.

468
00:17:51,593 --> 00:17:52,737
‫می‌فهمم که غذا واستون مهمه.

469
00:17:52,761 --> 00:17:54,989
‫قضیه سر نوکی نیست، جنین.

470
00:17:55,013 --> 00:17:56,449
‫چند نفر از اعضاء خونواده‌ام...

471
00:17:56,473 --> 00:17:59,160
‫هنوز سر اون غذا، باهاش دشمنی خونی دارن،

472
00:17:59,184 --> 00:18:01,579
‫ولی موقعی که مامان بزرگم مریض شد،

473
00:18:01,603 --> 00:18:03,206
‫کریستین ماری خونواده رو تنها گذاشت.

474
00:18:03,230 --> 00:18:04,832
‫گفت، «اوه، نمی‌تونم تحمل کنم...

475
00:18:04,856 --> 00:18:06,751
‫که اینجوری ببینمش»
‫و بعدم ناپدید شد...

476
00:18:06,775 --> 00:18:10,046
‫و من تنها موندم که
‫از مامان بزرگم مراقبت کنم.

477
00:18:10,070 --> 00:18:11,506
‫بعد یه ظرف پلاستیکی در دار...

478
00:18:11,530 --> 00:18:13,091
‫پر از آشغال رو واسه مراسم ختم میاره؟

479
00:18:13,115 --> 00:18:14,926
‫با این کارش دیگه میخ آخر رو زد.

480
00:18:14,950 --> 00:18:16,803
‫استعارتا.
‫مامان بزرگ سوزونده شد.

481
00:18:16,827 --> 00:18:19,097
‫هر چند دلم واسه دیدنش تنگ شده بود.

482
00:18:19,121 --> 00:18:21,808
‫لذت بردم که دوباره اونجوری
‫باهاش خوش گذروندم.

483
00:18:21,832 --> 00:18:23,142
‫واقعا؟

484
00:18:23,166 --> 00:18:24,602
‫آره، می‌دونی.
‫خونواده ما پیچیده است.

485
00:18:26,086 --> 00:18:28,147
‫آره، بدون شک.

486
00:18:28,171 --> 00:18:29,857
‫آره.

487
00:18:29,881 --> 00:18:32,026
‫ای کاش مامانم بهم آشپزی یاد داده بود.

488
00:18:32,050 --> 00:18:34,195
‫هی.

489
00:18:34,219 --> 00:18:36,030
‫نظرت چیه که من و تو یه وقتی خالی کنیم...

490
00:18:36,054 --> 00:18:37,949
‫تا یه کلاس آشپزی دیگه داشته باشیم، ها؟

491
00:18:37,973 --> 00:18:39,742
‫اینجوری به کسی صدمه نمی‌زنی.

492
00:18:39,766 --> 00:18:41,077
‫باشه؟

493
00:18:41,101 --> 00:18:42,477
‫اوه،خبری از جیکوب نباشه.
‫دعوت نیست.

494
00:18:44,146 --> 00:18:46,457
‫اوه، من دعوت نشدم؟

495
00:18:46,481 --> 00:18:50,044
‫حالا تیکه یخ ما ذوب شد
‫و تبدیل به آب شد،

496
00:18:50,068 --> 00:18:53,548
‫ولی این آب رو جلوی خورشید گذاشتیم
‫و تبخیر شد.

497
00:18:53,572 --> 00:18:54,841
‫حالا کسی می‌دونه که...

498
00:19:00,287 --> 00:19:02,473
‫بلویی!

499
00:19:02,497 --> 00:19:03,975
‫ها؟ چی؟

500
00:19:03,999 --> 00:19:05,018
‫چی گفتی، بلویی؟

501
00:19:05,042 --> 00:19:06,352
‫آها. آره.

502
00:19:08,337 --> 00:19:09,772
‫بلویی، از دست تو.

503
00:19:09,796 --> 00:19:11,816
‫اوه، بلویی خیلی بامزه است.

504
00:19:11,840 --> 00:19:13,985
‫ولی گفت که می‌دونی حالت...

505
00:19:14,009 --> 00:19:15,320
‫آب تبخیر شده چیه.

506
00:19:15,344 --> 00:19:16,720
‫کسی می‌دونه؟

507
00:19:17,679 --> 00:19:19,407
‫خیلی‌خب، مایکا، بیا اینجا ببینم.

508
00:19:19,431 --> 00:19:22,142
‫شما که می‌دونین بلد نیست.

509
00:19:23,477 --> 00:19:28,940
‫خیلی‌خب، حالا بگو اون آب
‫حالت جامد، مایع یا گازه؟

510
00:19:32,611 --> 00:19:34,589
‫ااه!
‫اشتباهه.

511
00:19:34,613 --> 00:19:35,923
‫درست نبود، پسر.

512
00:19:35,947 --> 00:19:37,425
‫ولی اشکال نداره.

513
00:19:37,449 --> 00:19:39,552
‫مرسی که تلاش کردی.

514
00:19:39,576 --> 00:19:41,411
‫حالا کس دیگه‌ای هست که
‫می‌خواد جواب بده؟

515
00:19:42,996 --> 00:19:45,516
‫آقای ادی، امروز کسی رو به دفترم نفرستادی.

516
00:19:45,540 --> 00:19:47,852
‫اوه، حس می‌کنم که
‫اوضاع رو تحت کنترل خودم در آوردم.

517
00:19:47,876 --> 00:19:49,687
‫خب، می‌دونی که لازم نیست
‫یه دانش‌آموز بدرفتار داشته باشی...

518
00:19:49,711 --> 00:19:50,980
‫که بخوای به دفترم سر بزنی.

519
00:19:51,004 --> 00:19:52,857
‫همیشه می‌تونی بیای سلام کنی.

520
00:19:52,881 --> 00:19:55,234
‫باید نئشه باشم که همچین کاری بکنم.

521
00:19:55,258 --> 00:19:57,195
‫- بزن قدش.
‫- نه نه.

522
00:19:57,219 --> 00:19:58,529
‫ترکیب شما دو تا رو دوست ندارم.

523
00:19:58,553 --> 00:20:00,323
‫اوه، آوا،

524
00:20:00,347 --> 00:20:03,117
‫یادم رفت که گزارش انضباطی رو بهت بدم.

525
00:20:03,141 --> 00:20:04,660
‫دیگه با آوا محل کار صحبت نمی‌کنی.

526
00:20:04,684 --> 00:20:07,121
‫می‌تونی گزارش رو بذاری روی میزش
‫یا اینکه فردا باهاش حرف بزنی.

527
00:20:07,145 --> 00:20:09,648
‫چطور جرئت می‌کنه.

528
00:20:30,085 --> 00:20:32,087
‫چه خبرها، بابا؟

529
00:20:34,548 --> 00:20:36,818
‫آره، معلومه. بله.

530
00:20:36,842 --> 00:20:38,635
‫متاسفم، سرهنگ دوم پدر جناب.

531
00:20:42,889 --> 00:20:45,535
‫امم. این یکی مال موقعی بود
‫که من و کریستین ماری...

532
00:20:45,559 --> 00:20:47,370
‫رفته بودیم دنیای دیزنی
‫و اگه دقیق نگاه کنین،

533
00:20:47,394 --> 00:20:49,831
‫روی پیشونیم یه برآمدگی می‌بینین...

534
00:20:49,855 --> 00:20:51,749
‫که از کوبوندن در به کله‌ام، ایجاد شده بود.

535
00:20:51,773 --> 00:20:54,752
‫اوه، این یکی... روز ناراحت کننده‌ای بود.

536
00:20:54,776 --> 00:20:58,381
‫این مال موقعی بود که
‫کریستین ماری با گربه‌اش خداحافظی کرد.

537
00:20:58,405 --> 00:21:00,633
‫اسم گربه‌ش رو درست قبل از اینکه خاک کنه،

538
00:21:00,657 --> 00:21:02,593
‫قانونا به ملیسا تغییر داد.

539
00:21:02,617 --> 00:21:04,387
‫پس...

540
00:21:04,411 --> 00:21:05,430
‫وووپ!

541
00:21:05,454 --> 00:21:07,432
‫این یکی خیلی خاصه.

542
00:21:07,456 --> 00:21:10,417
‫این عکس من توی عروسی کریستین ماریه.

543
00:21:12,002 --> 00:21:14,397
‫اوه، نگاه کنین... این یکی رو ببینین.

544
00:21:14,421 --> 00:21:16,339
‫ببینین چقدر خوب با هم کنار میومدیم.

545
00:21:16,363 --> 00:21:21,363
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

546
00:21:22,053 --> 00:21:23,072
‫ببخشید.

547
00:21:23,096 --> 00:21:29,096
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

