﻿1
00:00:02,044 --> 00:00:05,398
‫من به شخصه از این که در یک وضعیت
‫نظارتی زندگی کنیم، خوشم نمیاد،

2
00:00:05,422 --> 00:00:07,150
‫ولی احتمالش هست که
‫یک دوربین امنیتی...

3
00:00:07,174 --> 00:00:08,610
‫سمت جایگاه دوچرخه‌ها بذاری؟

4
00:00:08,634 --> 00:00:10,737
‫نه. دوربین‌مون سمت تحویل دادن بچه‌هاست...

5
00:00:10,761 --> 00:00:12,572
‫تا من ببینم بابای کدوم بچه،
‫ماشین خوبی داره.

6
00:00:12,596 --> 00:00:15,325
‫- چرا؟
‫- یک دوچرخه گم شده.

7
00:00:15,349 --> 00:00:16,993
‫کی آخه دوچرخه بچه‌ها رو می‌دزده؟

8
00:00:17,017 --> 00:00:19,412
‫خب، شاید دوچرخه بچه نبوده،
‫مال آدم بالغ بوده.

9
00:00:19,436 --> 00:00:20,914
‫دوچرخه‌ات رو دزدیدن؟

10
00:00:23,732 --> 00:00:28,463
‫امروز صبح یه مرد ناآشنا دیدم که
‫نزدیک جایگاه دوچرخه‌ها پرسه می‌زد.

11
00:00:28,487 --> 00:00:30,280
‫باشه خب، قیافه‌اش چه شکلی بود؟

12
00:00:33,992 --> 00:00:37,388
‫اااه، می‌دونی باید بگم که...

13
00:00:37,412 --> 00:00:41,392
‫مدل موی همچین مجعد و کروی داشت.

14
00:00:41,416 --> 00:00:42,644
‫افرو منظورته؟

15
00:00:42,668 --> 00:00:44,062
‫چیزه... بعضی‌ها شاید اینطور بگن...

16
00:00:44,086 --> 00:00:45,438
‫می‌دونی چیه،
‫بی‌خیالش شدم.

17
00:00:45,462 --> 00:00:47,524
‫نه، نه، نه!
‫بذار ته و تو قضیه رو در بیاریم.

18
00:00:47,548 --> 00:00:49,150
‫به نظرت امکانش هست این شخص...

19
00:00:49,174 --> 00:00:52,362
‫در گرفتن وام از بانک به مشکل بخوره؟

20
00:00:52,386 --> 00:00:53,821
‫می‌دونی چیه؟ ولش کن.

21
00:00:53,845 --> 00:00:56,032
‫اصلا مگه دوچرخه من بوده؟

22
00:00:56,056 --> 00:00:58,826
‫می‌دونی، مگه واقعا کسی مالک چیزیه؟

23
00:00:58,850 --> 00:01:03,456
‫من دیگه تو رو با خلوت خودت تنها میذارم...

24
00:01:03,480 --> 00:01:06,483
‫و بدرود.

25
00:01:08,443 --> 00:01:10,279
‫گمونم دیگه این رو لازم ندارم.

26
00:01:14,283 --> 00:01:18,283
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

27
00:01:18,307 --> 00:01:22,307
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

28
00:01:22,331 --> 00:01:26,331
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

29
00:01:27,296 --> 00:01:29,065
‫بعد از مطالعه تحقیقات
‫و بررسی آمار...

30
00:01:29,089 --> 00:01:30,858
‫در پنج ساله گذشته،

31
00:01:30,882 --> 00:01:32,277
‫با هیئت تغذیه میزوری موافقم که...

32
00:01:32,301 --> 00:01:34,195
‫که تغییرات کوچیک مثل نوشیدنی...

33
00:01:34,219 --> 00:01:36,114
‫می‌تونه به دگرش‌های عظیم منجر بشه.

34
00:01:36,138 --> 00:01:37,949
‫دوستان، این آبمیوه خود آینده است.

35
00:01:37,973 --> 00:01:39,534
‫لازم نیست وقتی حرف میزنی، وایستی.

36
00:01:39,558 --> 00:01:42,954
‫اصلا نیازی به حرف زدن نداری.

37
00:01:42,978 --> 00:01:44,622
‫هر سال یک بار،
‫کارکنان آشپزی جلسه می‌گیرن،

38
00:01:44,646 --> 00:01:47,208
‫تا درباره گزینه‌های جدید منوی غذا
‫که حوزه آموزشی فرستاده، حرف بزنن.

39
00:01:47,232 --> 00:01:49,252
‫امسال درباره آبمیوه است.

40
00:01:49,276 --> 00:01:51,838
‫حالا از نظر فنی،
‫همه می‌تونن توی جلسه شرکت کنن،

41
00:01:51,862 --> 00:01:53,631
‫ولی بیشتر معلم‌ها متوجه میشن...

42
00:01:53,655 --> 00:01:56,175
‫و قضیه رو به حرفه‌ای‌های این کار می‌سپرن.

43
00:01:56,199 --> 00:01:59,429
‫یک معلم هست توی صورتش هم بگی،
‫بازم متوجه قضیه نمیشه.

44
00:01:59,453 --> 00:02:01,055
‫یا حتی دو بار اگه بهش بگی.

45
00:02:01,079 --> 00:02:03,641
‫شماها جلسه کمیته ناهار رو از دست دادین.

46
00:02:03,665 --> 00:02:05,435
‫دلشون نمی‌خواد معلم‌ها اونجا باشن.

47
00:02:05,459 --> 00:02:08,187
‫اوه، پس اون «همه می‌تونن بیان»،
‫فرمالیته است؟

48
00:02:08,211 --> 00:02:09,939
‫آره، حتما.

49
00:02:09,963 --> 00:02:12,317
‫اوه، خدا. بگذریم،
‫یک نفر باید قضیه...

50
00:02:12,341 --> 00:02:14,402
‫این آبمیوه جدید رو می‌فهمید.

51
00:02:14,426 --> 00:02:16,195
‫شصت میلی‌لیتر بیشتر از اون چیزیه که...

52
00:02:16,219 --> 00:02:18,698
‫بچه‌ها الان می‌خورن
‫و پنج درصد بیشتر میوه واقعی به کار رفته.

53
00:02:18,722 --> 00:02:20,033
‫یعنی 10 درصد آبمیوه بیشتر.

54
00:02:20,057 --> 00:02:22,577
‫باریکلا، معلم ریاضی!
‫درسته، شکرش کمتره.

55
00:02:22,601 --> 00:02:24,245
‫همه جوره بهتره.

56
00:02:24,269 --> 00:02:26,205
‫واقعا یه بُرد ساده واسه بچه‌هامونه.

57
00:02:26,229 --> 00:02:27,582
‫نظر شماها چیه؟

58
00:02:27,606 --> 00:02:28,916
‫شکر کمتر قانع‌کننده است.

59
00:02:28,940 --> 00:02:30,168
‫راستش زیاد طرفدار آبمیوه نیستم.

60
00:02:30,192 --> 00:02:32,086
‫من آب طبیعت رو ترجیح میدم...

61
00:02:32,110 --> 00:02:34,297
‫آب خالی.

62
00:02:34,321 --> 00:02:36,382
‫نظر تو چیه باربارا؟

63
00:02:36,406 --> 00:02:39,135
‫من نظرم منفیه.
‫بچه‌ها اعتراضی ندارن.

64
00:02:39,159 --> 00:02:41,888
‫اگه معیوب نیست، درستش نکن.

65
00:02:41,912 --> 00:02:43,181
‫منم با باربارام.

66
00:02:43,205 --> 00:02:44,766
‫باشه خب، می‌فهمم،

67
00:02:44,790 --> 00:02:46,351
‫ولی دوست دارم بیشتر بحث کنیم.

68
00:02:46,375 --> 00:02:48,478
‫من خیلی وقته اینجا کار می‌کنم، جنین.

69
00:02:48,502 --> 00:02:49,604
‫به من اعتماد کن.

70
00:02:49,628 --> 00:02:51,939
‫پروژه‌های جدید مساوی با مشکلات جدیده.

71
00:02:51,963 --> 00:02:53,191
‫اهوم.

72
00:02:53,215 --> 00:02:55,276
‫آخه چه مشکلاتی ممکنه به وجود بیاد؟

73
00:02:55,300 --> 00:02:57,195
‫«اوه، نه، کمکم کنین. از مصرف...

74
00:02:57,219 --> 00:02:58,780
‫بیش از حد میوه‌های توصیه شده روزانه‌ام،

75
00:02:58,804 --> 00:03:00,114
‫دارم آسیب می‌بینم.»

76
00:03:02,182 --> 00:03:03,576
‫هیچ نکته منفی‌ای وجود نداره.

77
00:03:03,600 --> 00:03:05,828
‫به نظر میاد که فکرهات رو کردی.

78
00:03:05,852 --> 00:03:09,290
‫حالا اگه اجازه بدین،
‫باید برم به بچه‌هام یاد بدم...

79
00:03:09,314 --> 00:03:12,418
‫اگه به یک گوزن مافین بدی،
‫چه اتفاقی میفته.

80
00:03:12,442 --> 00:03:13,878
‫آخرش خوب نمیشه.

81
00:03:13,902 --> 00:03:15,713
‫آبمیوه جدید تصویب شد.

82
00:03:15,737 --> 00:03:19,133
‫خیلی‌خب، اگه شما یه دلار داشته باشین
‫و برادرتون از قبل...

83
00:03:19,157 --> 00:03:20,385
‫ده هزار دلار بهتون بدهکاره...

84
00:03:20,409 --> 00:03:22,303
‫چون همه‌ش روی تیم جتز شرط می‌بنده،

85
00:03:22,327 --> 00:03:24,806
‫بخواد 75 سنت قرض بگیره...

86
00:03:24,830 --> 00:03:26,349
‫سکه‌های 25 سنتی من کجاست؟

87
00:03:26,373 --> 00:03:27,392
‫ووو!

88
00:03:29,626 --> 00:03:32,230
‫اشلی گارسیا.
‫اهل فرنکفورد، فیلی.

89
00:03:32,254 --> 00:03:35,400
‫اونقدر بزرگ شدم که خوب و بد رو تشخیص بدم،
‫اونقدرم جوونم که مثل بچه‌ها شیش بگم.

90
00:03:35,424 --> 00:03:37,026
‫به عنوان دستیار به ابت اومدم...

91
00:03:37,050 --> 00:03:38,861
‫چون خیلی مفید واقع میشم.

92
00:03:38,885 --> 00:03:40,988
‫واسه همین در عرض چهار ماه
‫توی چهار مدرسه بودم.

93
00:03:41,012 --> 00:03:42,824
‫چون همه یه سهمی از من می‌خوان.

94
00:03:42,848 --> 00:03:44,826
‫هی، اونا مال من هستن؟

95
00:03:44,850 --> 00:03:46,369
‫هی، اگه می‌خوای سکه داشته باشی،

96
00:03:46,393 --> 00:03:48,121
‫باید با تعمیرکار فروش خودکار دوست بشی.

97
00:03:48,145 --> 00:03:51,416
‫از سکه‌ها دارم واسه
‫درس شتاب علوم استفاده می‌کنم.

98
00:03:51,440 --> 00:03:53,376
‫اوه! اگه شیر بود،
‫مال من میشه.

99
00:03:53,400 --> 00:03:54,901
‫خطه.

100
00:04:01,366 --> 00:04:03,511
‫نگاه کن، بچه‌ها عاشقشن...

101
00:04:03,535 --> 00:04:05,513
‫و آبمیوه سینی‌ها تموم شدن.

102
00:04:05,537 --> 00:04:08,433
‫آره، شاید سال بعد بتونیم
‫گوشت واقعی واسه غذا بیاریم.

103
00:04:08,457 --> 00:04:10,560
‫اممم.

104
00:04:10,584 --> 00:04:12,937
‫امم. این چه مزه‌ایه؟

105
00:04:12,961 --> 00:04:16,107
‫شهد شیرین پیروزیه؟

106
00:04:16,131 --> 00:04:18,317
‫آره، بچه‌ها آبمیوه بیشتری می‌خورن،

107
00:04:18,341 --> 00:04:20,653
‫ولی با شکر کمتر،
‫به نظر خیلی هم خوشحالن.

108
00:04:20,677 --> 00:04:23,156
‫چه خوب، عزیزم.

109
00:04:23,180 --> 00:04:25,074
‫باید اعتراف کنی که ایده خوبی بود.

110
00:04:25,098 --> 00:04:27,076
‫می‌دونی، بچه‌های کلاست
‫احتمالا دارن عشق می‌کنن.

111
00:04:27,100 --> 00:04:29,078
‫خب، گمونم هیچوقت نمی‌فهمیم...

112
00:04:29,102 --> 00:04:32,623
‫چون این آبمیوه رو واسه‌شون انتخاب نکردم.

113
00:04:32,647 --> 00:04:34,125
‫چرا؟

114
00:04:34,149 --> 00:04:35,793
‫چون کلاسم همون آبمیوه‌ای رو می‌خوره...

115
00:04:35,817 --> 00:04:39,130
‫که در ۲۰ سال گذشته خورده میشده
‫و مشکلی نداشته.

116
00:04:39,154 --> 00:04:41,758
‫اگه خراب نیست، درستش نکن.

117
00:04:41,782 --> 00:04:42,925
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟

118
00:04:42,949 --> 00:04:44,844
‫به نظرم باید اون عبارت رو تغییر بدن،

119
00:04:44,868 --> 00:04:46,888
‫«اگه خراب نیست، بعضی وقت‌ها درستش کن...

120
00:04:46,912 --> 00:04:48,431
‫چون شاید بهتر از قبل بکنه.»

121
00:04:48,455 --> 00:04:51,225
‫پس می‌خوای یه عبارت غیرمعیوب...

122
00:04:51,249 --> 00:04:54,187
‫که نسل‌هاست به طور موثر
‫استفاده میشه رو درست کنی؟

123
00:04:54,211 --> 00:04:56,856
‫اگه بهترش می‌کنه، آره.

124
00:04:56,880 --> 00:04:59,275
‫ااه.

125
00:04:59,299 --> 00:05:01,319
‫نگران نباشین.
‫کتاب داستان‌های چند فصلی راحتن.

126
00:05:01,343 --> 00:05:03,112
‫بیشتر کتاب‌ها از روی فیلم‌ها نوشته شدن...

127
00:05:03,136 --> 00:05:04,238
‫پس می‌تونین نگاه کنین به جای...

128
00:05:04,262 --> 00:05:07,700
‫نه، نه!
‫نه.

129
00:05:07,724 --> 00:05:10,953
‫اشلی از کلاس دومی‌های من
‫راحت‌تر حواسش پرت میشه.

130
00:05:10,977 --> 00:05:12,538
‫ولی یه نقشه‌ای دارم.

131
00:05:12,562 --> 00:05:14,874
‫فهمیدم اگه کارش رو سازماندهی کنیم،
‫جواب میده...

132
00:05:14,898 --> 00:05:17,293
‫واسه همین یه فهرست وظایف
‫واسش درست کردم...

133
00:05:17,317 --> 00:05:19,337
‫که با فهرست خودم فرق داره...

134
00:05:19,361 --> 00:05:22,048
‫که شامل دوین «راک» جانسون میشه.

135
00:05:22,072 --> 00:05:23,758
‫یا جان «راک» بون جووی.

136
00:05:23,782 --> 00:05:26,469
‫خیلی‌خب، به کجای فهرست وظایف رسیدی؟

137
00:05:26,493 --> 00:05:27,845
‫اوه.

138
00:05:27,869 --> 00:05:29,555
‫اشلی. فهرست وظایف.

139
00:05:29,579 --> 00:05:31,224
‫اوه، من رو میگی؟

140
00:05:31,248 --> 00:05:32,642
‫درسته. خوبه! عالیه.

141
00:05:32,666 --> 00:05:34,477
‫- یعنی گمش کردم.
‫- معلوم بود.

142
00:05:34,501 --> 00:05:36,020
‫خیلی‌خب، تو باید با کلماتی کار کنی...

143
00:05:36,044 --> 00:05:39,732
‫که بعد از پی، حرف اچ میاد. خیلی‌خب؟

144
00:05:39,756 --> 00:05:42,235
‫اچ بعد از دی؟
‫چه عجیب.

145
00:05:42,259 --> 00:05:44,237
‫نه. اچ بعد از پی.

146
00:05:44,261 --> 00:05:47,406
‫پی.

147
00:05:47,430 --> 00:05:48,908
‫گفتی پی-پی.

148
00:05:52,060 --> 00:05:55,081
‫سکسیه، نه؟
‫محصول قدیمی ۲۰۱۹ زاراست،

149
00:05:55,105 --> 00:05:58,167
‫که قبلا دوستش داشتم.
‫قیمتش از ۲۰ دلار شروع میشه.

150
00:05:58,191 --> 00:05:59,961
‫باشه، پیامت رو خوندم @مولابی‌بی.

151
00:05:59,985 --> 00:06:01,671
‫کسی ۲۵ دلار نبود؟

152
00:06:01,695 --> 00:06:03,923
‫آوا، کارم ضروریه.

153
00:06:03,947 --> 00:06:05,675
‫خیلی‌خب، به @مولابی‌بی فروخته شد.

154
00:06:05,699 --> 00:06:09,637
‫بهتره از داشته‌هات خوشحال باشی
‫چون واقعا این رو مفت خریدی.

155
00:06:09,638 --> 00:06:10,762
‫(این زن سفیدپوست کیه؟)

156
00:06:10,787 --> 00:06:12,348
‫خیلی‌خب دوستان، دیگه باید برم.

157
00:06:12,372 --> 00:06:13,850
‫یادتون باشه که فروش موقتی زنده من...

158
00:06:13,874 --> 00:06:16,018
‫فقط دوشنبه تا جمعه
‫ساعت ۹ صبح تا ۳ بعد از ظهر هست.

159
00:06:16,042 --> 00:06:17,603
‫در غیر اینصورت سرم خیلی شلوغه.

160
00:06:17,627 --> 00:06:19,021
‫خداحافظ.

161
00:06:19,045 --> 00:06:20,982
‫کار و کاسبی مدیریت.
‫چی شده؟

162
00:06:21,006 --> 00:06:22,608
‫- اشلی باید بره.
‫- کی؟

163
00:06:22,632 --> 00:06:24,819
‫دستیار جدیدم. نمی‌خوام اینجا باشه.

164
00:06:24,843 --> 00:06:26,195
‫اوه، دقیقا مشکلش چیه؟

165
00:06:26,219 --> 00:06:27,446
‫حالم رو بد می‌کنه.

166
00:06:27,470 --> 00:06:28,948
‫نمیشه کسی رو به خاطر این اخراج کرد.

167
00:06:28,972 --> 00:06:30,449
‫خودم می‌خواستم سال اول جیکوب رو...

168
00:06:30,473 --> 00:06:32,827
‫به‌خاطر اینکه بطری آب چندبار مصرف
‫واسه کریسمس خریده بود، اخراج کنم.

169
00:06:32,851 --> 00:06:34,144
‫مجبور به پرخاشگری منفعل شدم.

170
00:06:35,729 --> 00:06:37,540
‫بازم هنوز اینجاست.

171
00:06:37,564 --> 00:06:38,791
‫باید از رفتار مخربش،
‫مدرک داشته باشی.

172
00:06:38,815 --> 00:06:40,376
‫اینجا دیوان سالاریه.

173
00:06:40,400 --> 00:06:41,836
‫آره، ولی خیلی روی مُخم میره.

174
00:06:41,860 --> 00:06:43,838
‫راستش وقتی اینجاست،
‫کار کمتری پیش می‌برم.

175
00:06:43,862 --> 00:06:45,256
‫ای بابا، باشه.
‫میام سر کلاست...

176
00:06:45,280 --> 00:06:46,674
‫و خودم نظاره‌ش می‌کنم.

177
00:06:46,698 --> 00:06:48,676
‫- تو میای؟
‫- آره!

178
00:06:48,700 --> 00:06:50,428
‫چرا هر وقت میگم کمک می‌کنم
‫همه تعجب می‌کنن؟

179
00:06:50,452 --> 00:06:51,846
‫من یه آدم حرفه‌ای‌ام.

180
00:06:51,870 --> 00:06:53,472
‫نه، خیلی هم عالیه.

181
00:06:53,496 --> 00:06:55,725
‫ممنون.

182
00:06:55,749 --> 00:06:58,894
‫حالا باید دید واسه نظارت،
‫چی بپوشم؟

183
00:06:58,918 --> 00:07:00,980
‫سه/نهم پیچیده است.

184
00:07:01,004 --> 00:07:02,523
‫یه خرده از خودش پُره.

185
00:07:02,547 --> 00:07:04,191
‫من زیاد دوستش ندارم
‫ولی بعضی‌ها...

186
00:07:04,215 --> 00:07:07,153
‫اوه. کیلن، آرمانی،
‫خوش اومدین.

187
00:07:07,177 --> 00:07:09,405
‫اونقدر طولش دادین
‫فکر کردم توی توالت افتادین،

188
00:07:09,429 --> 00:07:10,906
‫ولی حالا وقتشه که...

189
00:07:10,930 --> 00:07:12,617
‫مجذوب دنیای شگفت‌انگیز کسرها بشین.

190
00:07:12,641 --> 00:07:15,369
‫منم باید برم دستشویی، خانم تیگس.

191
00:07:15,393 --> 00:07:19,582
‫خیلی‌خب، امم، کی دیگه می‌خواد بره دستشویی؟

192
00:07:19,606 --> 00:07:22,126
‫خب، انگار منم باید برم،

193
00:07:22,150 --> 00:07:24,444
‫پس گمونم وقتشه
‫یه گردش علمی کوچولو بریم.

194
00:07:26,946 --> 00:07:29,175
‫ای بابا، از صف سالن ناخن سوییتی طولانی‌تره.

195
00:07:29,199 --> 00:07:30,509
‫چیزی مجانی به زیر ده سال میدن...

196
00:07:30,533 --> 00:07:31,927
‫که من ازش خبر ندارم؟

197
00:07:31,951 --> 00:07:33,012
‫پونزده دقیقه است توی صفیم.

198
00:07:33,036 --> 00:07:34,847
‫کل روز همینطور بوده.

199
00:07:34,871 --> 00:07:36,432
‫جدی؟ چه بد.

200
00:07:36,456 --> 00:07:37,892
‫چون می‌دونین اونقدر سرم شلوغ بوده...

201
00:07:37,916 --> 00:07:39,268
‫که اصلا متوجه نشدم.

202
00:07:39,292 --> 00:07:41,562
‫اووه، فکر می‌کردم فقط کلاس منه.

203
00:07:41,586 --> 00:07:42,772
‫چه خبر شده؟

204
00:07:42,796 --> 00:07:44,273
‫تقصیر آبمیوه جدیده.

205
00:07:44,297 --> 00:07:45,816
‫مثانه‌شون رو خراب کرده.

206
00:07:45,840 --> 00:07:47,151
‫اوه، نمی‌تونه سر اون باشه.

207
00:07:47,175 --> 00:07:48,903
‫آخه فقط 60 میلی‌لیتر بیشتره.

208
00:07:48,927 --> 00:07:51,072
‫خب، گمونم 60 میلی‌لیتر بیشتر...

209
00:07:51,096 --> 00:07:53,866
‫دویست بار به دستشویی رفتن‌ها اضافه کرده.

210
00:07:53,890 --> 00:07:55,618
‫خب، این چیز خوبیه...

211
00:07:55,642 --> 00:07:57,787
‫چون دستشویی رفتن‌های بیشتر...

212
00:07:57,811 --> 00:08:00,623
‫یعنی اینکه مایعات بیشتری
‫از بدن‌های کوچولوشون بیرون میره...

213
00:08:00,647 --> 00:08:03,042
‫و سلول‌های نخودی‌شون رو تمیز می‌کنه.

214
00:08:03,066 --> 00:08:04,377
‫آب‌پوشی.

215
00:08:04,401 --> 00:08:06,921
‫- چیز خوبیه.
‫- اومم.

216
00:08:10,115 --> 00:08:12,909
‫او-اوه.
‫فکر کنم دستشویی خراب شد.

217
00:08:17,747 --> 00:08:20,017
‫تموم دستشویی‌های طبقه اول خراب شدن.

218
00:08:20,041 --> 00:08:21,435
‫تا موقعی که نیروی کمکی بیاد،

219
00:08:21,459 --> 00:08:23,688
‫همه باید از دستشویی‌های
‫طبقه بالا استفاده کنن.

220
00:08:23,712 --> 00:08:26,190
‫به درگاه برادران ماریو دعا می‌کنم
‫که دستشویی‌ها طاقت بیارن.

221
00:08:26,214 --> 00:08:29,485
‫اگه کلاس کاریم پایین بود،
‫الان می‌گفتم «بهت گفته بودم».

222
00:08:29,509 --> 00:08:32,863
‫ااه! تو به من نگفتی
‫که تغییر آبمیوه...

223
00:08:32,887 --> 00:08:34,532
‫باعث میشه بچه‌ها اونقدر بخورن...

224
00:08:34,556 --> 00:08:35,658
‫و دستشویی برن که از کار بیفته.

225
00:08:35,682 --> 00:08:37,201
‫من بهت گفتم که لازم نیست...

226
00:08:37,225 --> 00:08:39,412
‫چیزی که خراب نیست رو درست کنی.

227
00:08:39,436 --> 00:08:42,331
‫ولی نه، واسه جنین کافی نبود.

228
00:08:42,355 --> 00:08:44,041
‫باید به حرفم گوش می‌کردی.

229
00:08:44,065 --> 00:08:45,710
‫اصلا چطور می‌تونیم درس بدیم؟

230
00:08:45,734 --> 00:08:47,795
‫کلاس اولی‌های من تا حالا
‫پا به طبقه دوم نذاشتن.

231
00:08:47,819 --> 00:08:49,422
‫با سرعت تند، 45 ثانیه واسه من...

232
00:08:49,446 --> 00:08:50,840
‫طول می‌کشه تا برسم طبقه بالا.

233
00:08:50,864 --> 00:08:52,800
‫واسه بچه‌ها خیلی بیشتر طول می‌کشه.

234
00:08:52,824 --> 00:08:54,885
‫زمان رفتنت به طبقه دوم رو گرفتی؟

235
00:08:54,909 --> 00:08:56,512
‫- تو نگرفتی؟
‫- من اعتراف می‌کنم...

236
00:08:56,536 --> 00:08:58,472
‫با اینکه شرایط ناگواری پیش اومده،

237
00:08:58,496 --> 00:09:00,808
‫خیلی خوب میشه که چند نفر بیشتر...

238
00:09:00,832 --> 00:09:02,893
‫به پنت هاوس سر بزنن.

239
00:09:02,917 --> 00:09:05,062
‫ما معلم‌های طبقه دوم
‫همچین اسمی واسه‌ش گذاشتیم.

240
00:09:05,086 --> 00:09:06,480
‫صبر کن، باربارا،
‫دستشویی مهدکودک...

241
00:09:06,504 --> 00:09:09,692
‫هنوز کار می‌کنه؟

242
00:09:09,716 --> 00:09:12,778
‫بله، تاسیسات اختصاصی من
‫دست نخورده باقی موندن،

243
00:09:12,802 --> 00:09:16,490
‫اونم به‌خاطر تصمیم مسئولانه‌ای
‫که بنده گرفتم.

244
00:09:16,514 --> 00:09:18,159
‫میشه بچه‌هامون ازش استفاده کنن، باربارا؟

245
00:09:18,183 --> 00:09:20,077
‫خواهش می‌کنم؟
‫همینجوریش هم رسوندن اونا...

246
00:09:20,101 --> 00:09:21,579
‫به دستشویی طبقه اول، خطرناک هست.

247
00:09:21,603 --> 00:09:23,122
‫و کلاس اولی‌ها...

248
00:09:23,146 --> 00:09:25,750
‫- دومین مثانه تحریک‌پذیر رو دارن.
‫- باشه، خیلی‌خب.

249
00:09:25,774 --> 00:09:28,377
‫دستشویی مهدکودک شاید واسه
‫موارد ضروری قابل استفاده باشه.

250
00:09:28,401 --> 00:09:30,129
‫اوه، خدا رو شکر.

251
00:09:30,153 --> 00:09:31,505
‫منظورم بچه‌ها بود.

252
00:09:31,529 --> 00:09:32,423
‫منم یه بچه‌ام.

253
00:09:32,447 --> 00:09:33,966
‫تو...

254
00:09:33,990 --> 00:09:36,093
‫- مرسی.
‫- مرسی.

255
00:09:36,117 --> 00:09:38,429
‫- رژ لبت... قشنگه.
‫- شلوارت قشنگ چین خورده.

256
00:09:38,453 --> 00:09:42,099
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. یک دونه منوت بول،
‫چند سانتی‌متر میشه؟

257
00:09:42,123 --> 00:09:44,018
‫جسیکا.

258
00:09:44,042 --> 00:09:45,311
‫سه؟

259
00:09:45,335 --> 00:09:47,271
‫درست نبود.
‫کس دیگه‌ای بلده؟

260
00:09:47,295 --> 00:09:51,150
‫من مگ تی اسکلتی هستم
‫و وقتشه درباره استخوان‌هامون یاد بگیریم.

261
00:09:51,174 --> 00:09:54,195
‫اه!

262
00:09:54,219 --> 00:09:56,113
‫خوبیش اینه حالا که اشلی
‫توی کلاس کمک می‌کنه،

263
00:09:56,137 --> 00:09:57,865
‫می‌تونم در آن واحد 2 تا درس بدم.

264
00:09:57,889 --> 00:10:01,327
‫بدیش اینه که حالا اشلی توی کلاسمه.

265
00:10:03,311 --> 00:10:04,997
‫حالتون چطوره؟
‫به من توجه نکنین.

266
00:10:05,021 --> 00:10:06,957
‫اصلا اینجا نیستم.

267
00:10:06,981 --> 00:10:09,126
‫- خیلی‌خب. پس امم...
‫- اومدم اینجا تا درباره...

268
00:10:09,150 --> 00:10:11,962
‫بدن-دن-دن-دن-دن یاد بدم...

269
00:10:11,986 --> 00:10:14,882
‫- استخوان، خون، گوشت، شما!
‫- خیلی‌خب.

270
00:10:14,906 --> 00:10:16,675
‫هی. سلام به کلاس من.

271
00:10:16,699 --> 00:10:18,969
‫اگه مشق‌هاتون رو می‌نوشتین،
‫جوابش رو می‌دونستین.

272
00:10:18,993 --> 00:10:21,305
‫سلام. حواستون اینجا باشه، بچه‌ها.
‫حواستون اینجا باشه.

273
00:10:21,329 --> 00:10:24,183
‫- دخترجان، اون لباس منه؟
‫- اوه، این رو میگی؟

274
00:10:24,207 --> 00:10:26,143
‫از یه فروشگاه محبوب «دیپاپ» خریدم.

275
00:10:26,167 --> 00:10:28,646
‫همون @آوافلااااااااو با ده تا الف رو میگی؟

276
00:10:28,670 --> 00:10:30,689
‫اوه، خداجون. خودتی؟

277
00:10:30,713 --> 00:10:31,816
‫عاشق لباس‌هاتم.

278
00:10:31,840 --> 00:10:34,318
‫مرسی.

279
00:10:34,342 --> 00:10:35,945
‫اون اکانت رو به‌خاطر مالیات بستم،

280
00:10:35,969 --> 00:10:37,863
‫ولی الان حراجی آنلاین دارم.

281
00:10:37,887 --> 00:10:40,324
‫بیا، این کد رو اسکن کن
‫و فالوو کن...

282
00:10:40,348 --> 00:10:41,492
‫و ناتیفیکیشن‌ها رو روشن کن...

283
00:10:41,516 --> 00:10:42,493
‫که چیزی رو از دست ندی.

284
00:10:42,517 --> 00:10:43,661
‫اون خوب‌ها سریع فروخته میشن.

285
00:10:43,685 --> 00:10:45,496
‫اوه، خداجون.
‫چقدر باهوش.

286
00:10:45,520 --> 00:10:47,915
‫می‌دونی، خیلی بهتر از یه تیکه کاغذه
‫که راحت گمش می‌کنم.

287
00:10:47,939 --> 00:10:48,958
‫کارت‌های بیزینس دیگه منقرض شدن.

288
00:10:48,982 --> 00:10:50,751
‫- این حرکت آینده است.
‫- آره.

289
00:10:50,775 --> 00:10:54,255
‫خیلی‌خب، چند سانتی‌متر
‫در یک متر جا میشه؟

290
00:10:54,279 --> 00:10:56,340
‫ملیسا، اجازه میدی؟

291
00:10:56,364 --> 00:10:58,676
‫بحث کاری می‌کنیم.

292
00:10:58,700 --> 00:11:00,386
‫خیلی‌خب، یه سوال دیگه.

293
00:11:00,410 --> 00:11:03,389
‫اگه من این خط کش رو از عصبانیت،

294
00:11:03,413 --> 00:11:06,183
‫نصفه کنم، هر تیکه‌ش چند سانتی‌متر میشه؟

295
00:11:06,207 --> 00:11:09,603
‫بدن-دن-دن-دن-دن آدم...

296
00:11:10,837 --> 00:11:13,732
‫♪ استخوان، خون، گوشت، شما ♪

297
00:11:15,383 --> 00:11:18,821
‫چه لباس‌هایی رو فصل زمستون می‌پوشیم؟

298
00:11:20,180 --> 00:11:21,198
‫- کاپشن! دستکش!
‫- لباس خواب!

299
00:11:21,222 --> 00:11:22,533
‫آفرین.

300
00:11:23,808 --> 00:11:26,745
‫سلام، کیتا.
‫سلام، هیلی. سلام، فرد.

301
00:11:26,769 --> 00:11:28,455
‫شرمنده، خانم هاوارد.
‫زود تموم میشه.

302
00:11:28,479 --> 00:11:30,833
‫زود باش.

303
00:11:30,857 --> 00:11:32,334
‫خیلی‌خب حالا.

304
00:11:32,358 --> 00:11:34,986
‫توی کدوم فصل ما...

305
00:11:36,404 --> 00:11:39,383
‫ببخشید، خانم هاوارد.

306
00:11:39,407 --> 00:11:42,887
‫توی کدوم فصل لباس خواب می‌پوشیم؟

307
00:11:42,911 --> 00:11:45,389
‫روی لباس خواب من
‫ماشین مسابقه‌ای هست.

308
00:11:45,413 --> 00:11:46,682
‫آره.

309
00:11:46,706 --> 00:11:47,766
‫دستشویی اونجاست.

310
00:11:47,790 --> 00:11:49,125
‫اوه، مرسی، دختر.

311
00:11:50,752 --> 00:11:51,920
‫بزن قدش دوستی.

312
00:11:54,464 --> 00:11:58,235
‫لباس خواب در واقع برای تمام فصوله.

313
00:11:58,259 --> 00:12:00,446
‫خانم هاوارد، باید برم دستشویی.

314
00:12:00,470 --> 00:12:01,739
‫باشه. توی صف منتظر باش.

315
00:12:01,763 --> 00:12:04,116
‫ولی فوریه.

316
00:12:04,140 --> 00:12:05,868
‫خب، زود باش.
‫زود باش.

317
00:12:05,892 --> 00:12:07,995
‫بریم.

318
00:12:08,019 --> 00:12:10,164
‫هی! جا نزن!

319
00:12:10,188 --> 00:12:12,875
‫جانم؟ بچه‌های من مهدکودکی‌ان...

320
00:12:12,899 --> 00:12:15,169
‫و بیشتر از هر کسی
‫به دستشویی احتیاج دارن.

321
00:12:15,193 --> 00:12:17,504
‫نه بیشتر از من.
‫ده تا آبمیوه خوردم.

322
00:12:17,528 --> 00:12:19,089
‫می‌دونی چیه؟

323
00:12:19,113 --> 00:12:20,674
‫از الان به بعد، همه‌تون باید...

324
00:12:20,698 --> 00:12:22,509
‫از دستشویی طبقه دوم استفاده کنین.

325
00:12:22,533 --> 00:12:23,928
‫ولی خانم هاوارد، عادلانه نیست.

326
00:12:23,952 --> 00:12:25,512
‫می‌دونی چی عادلانه نیست؟

327
00:12:25,536 --> 00:12:29,016
‫بچه‌های من تاوان اشتباهات
‫آبمیوه تو رو بدن.

328
00:12:29,040 --> 00:12:32,102
‫حالا، لطفا از اینجا برین بیرون.

329
00:12:32,126 --> 00:12:33,812
‫برین بیرون گفتم!

330
00:12:33,836 --> 00:12:35,272
‫بیا بریم. شرمنده.

331
00:12:35,296 --> 00:12:37,399
‫الکی جوش می‌زنی.
‫اشلی حرف نداره.

332
00:12:37,423 --> 00:12:38,901
‫خیر سرم می‌خوام کلاس رو اداره کنم،

333
00:12:38,925 --> 00:12:41,237
‫خانم دقیقا بر خلاف اون کار می‌کنه.

334
00:12:41,261 --> 00:12:42,738
‫با اون هم‌خوانی بچه‌ها که...

335
00:12:42,762 --> 00:12:45,157
‫بدن-ودن-هرچی رو می‌خوندن،
‫اصلا نمی‌تونستم فکر کنم.

336
00:12:45,181 --> 00:12:47,117
‫ببین، اصلا آهنگش اینجوری نبود.

337
00:12:47,141 --> 00:12:48,661
‫فکر می‌کردم از اون سفیدپوست‌های باحالی.

338
00:12:48,685 --> 00:12:49,745
‫بدم میاد اشتباه کنم.

339
00:12:49,769 --> 00:12:51,872
‫آوا، دختره مثل تهدید می‌مونه.

340
00:12:51,896 --> 00:12:54,792
‫روی پلکش مردمک کشیده
‫تا وسط کلاس بتونه بخوابه.

341
00:12:54,816 --> 00:12:57,086
‫آوا!

342
00:12:57,110 --> 00:12:59,129
‫قرار بود الان موقع ناهار خودش رو آماده کنه.

343
00:12:59,153 --> 00:13:00,297
‫اصلا نمی‌دونم کجاست.

344
00:13:00,321 --> 00:13:02,466
‫نه. کارش حرف نداره.
‫مثل یه نسخه مینی از من می‌مونه.

345
00:13:02,490 --> 00:13:04,718
‫صبر کن.

346
00:13:04,742 --> 00:13:07,972
‫اشلی، یه یادداشت تو پوشه
‫ایده‌های لباس هالووینم بذار...

347
00:13:07,996 --> 00:13:10,724
‫واسه یک مینی-من
‫با دکتر شیطون سکسی.

348
00:13:10,748 --> 00:13:12,768
‫- دریافت شد.
‫- اشلی.

349
00:13:12,792 --> 00:13:14,478
‫کجایی؟

350
00:13:14,502 --> 00:13:16,981
‫واسه اتو بخار لباس‌های آوا،
‫آب میارم.

351
00:13:17,005 --> 00:13:18,482
‫خودش می‌خواست اتو بخار کنه.

352
00:13:18,506 --> 00:13:21,318
‫میشه برگردی کلاسم رو آماده کنی، لطفا؟

353
00:13:21,342 --> 00:13:23,320
‫باشه، ولی خیلی کار داری بهم می‌سپری.

354
00:13:23,344 --> 00:13:26,490
‫اشلی، برگرد تو کلاس من.

355
00:13:26,514 --> 00:13:29,535
‫چیه؟ از قبل خودم رو آماده کردم.

356
00:13:29,559 --> 00:13:30,869
‫موقع تدریس این کار رو می‌کنم.

357
00:13:30,893 --> 00:13:33,497
‫اسمش رو گذاشتم موعظه کردن.

358
00:13:33,521 --> 00:13:35,708
‫توی یک خط، همینجا صف تشکیل بدین.

359
00:13:35,732 --> 00:13:37,167
‫- خیلی‌خب؟
‫- دستشویی؟

360
00:13:37,191 --> 00:13:39,253
‫- آره.
‫- خیلی وضعیت ناخوشایندیه،

361
00:13:39,277 --> 00:13:40,671
‫هیچ روزنه‌ی امیدی پیدا نمی‌کنم.

362
00:13:40,695 --> 00:13:42,006
‫پیدا نمی‌کنی؟

363
00:13:42,030 --> 00:13:43,465
‫تمرین ورزشی خوبیه.

364
00:13:43,489 --> 00:13:45,592
‫اگه نرم افزار «فیت‌بیت» رو روشن نکنم،
‫حساب نمی‌کنه.

365
00:13:45,616 --> 00:13:48,178
‫نمیشه انتظار داشت
‫کل کلاسمون رو...

366
00:13:48,202 --> 00:13:51,140
‫هر پنج ثانیه یک بار ببریم طبقه بالا.

367
00:13:51,164 --> 00:13:52,224
‫اگه باربارا کمک لازم داشت،
‫کمکش می‌کردیم، مگه نه؟

368
00:13:52,248 --> 00:13:54,518
‫آره. حتما.

369
00:13:54,542 --> 00:13:56,895
‫چون الان موقع استراحتشه.

370
00:14:01,883 --> 00:14:04,194
‫الان دیگه کلاسش رو مختل نمی‌کنیم.

371
00:14:04,218 --> 00:14:05,779
‫آره و مطمئنم اگه ازش بخوام،

372
00:14:05,803 --> 00:14:07,638
‫اونم دلش می‌خواد که
‫از دستشوییش استفاده کنیم.

373
00:14:09,390 --> 00:14:10,576
‫- بیاین بچه‌ها.
‫- آره، درسته.

374
00:14:10,600 --> 00:14:12,036
‫همگی ساکت باشین، هیشش.

375
00:14:12,060 --> 00:14:14,204
‫بیاین پایین.
‫آقای ادی تو هم بیا پایین.

376
00:14:14,228 --> 00:14:16,272
‫بخوابین. بخوابین.
‫زود باشین.

377
00:14:17,398 --> 00:14:19,043
‫چرا اینقدر طولش میده؟

378
00:14:19,067 --> 00:14:20,836
‫اصلا کی اونجاست؟

379
00:14:20,860 --> 00:14:24,256
‫امم، مشکلی پیش اومده؟

380
00:14:24,280 --> 00:14:25,591
‫می‌دونی، گرگوری، تو بیا امتحان کن.

381
00:14:25,615 --> 00:14:27,426
‫بهم میگن مثل روح در می‌زنم.

382
00:14:27,450 --> 00:14:28,951
‫- میشه...
‫- می‌دونم. فقط...

383
00:14:32,872 --> 00:14:34,332
‫سلام، خانم هاوارد.

384
00:14:37,043 --> 00:14:39,063
‫کاملا به یاد دارم که
‫به هر دوی شما گفتم...

385
00:14:39,087 --> 00:14:41,356
‫حق استفاده از دستشویی من رو ندارین.

386
00:14:41,380 --> 00:14:43,233
‫بله. بله. ولی بعدش یادم اومد...

387
00:14:43,257 --> 00:14:45,110
‫اگه کمک احتیاج داشتی،
‫من خیلی راحت کمک می‌کردم.

388
00:14:45,134 --> 00:14:47,279
‫چقدر خوب ولی گفتم نه.

389
00:14:47,303 --> 00:14:48,697
‫باربارا، ببین،
‫الان وقت استراحتته.

390
00:14:48,721 --> 00:14:50,032
‫بچه‌هات توی سالن ورزشی‌ان.

391
00:14:50,056 --> 00:14:52,326
‫واسم مهم نیست چه زمانیه.

392
00:14:52,350 --> 00:14:56,538
‫گفتم نه و نیازی نمی‌بینم
‫که دلیلم رو به تو توضیح بدم.

393
00:14:56,562 --> 00:14:59,458
‫وقتی که من چیزی میگم،
‫دیگه بحث خاتمه پیدا می‌کنه.

394
00:14:59,482 --> 00:15:04,880
‫آخر هر جمله‌ام، یک نقطه وجود داره.

395
00:15:04,904 --> 00:15:06,673
‫این بیشتر شبیه علامت تعجب بود.

396
00:15:06,697 --> 00:15:08,592
‫ببخشید.

397
00:15:08,616 --> 00:15:10,552
‫باربارا، شرمنده‌ایم
‫ولی زود تموم میشه.

398
00:15:10,576 --> 00:15:12,054
‫بچه‌ها کارشون رو می‌کنن و میریم...

399
00:15:12,078 --> 00:15:13,388
‫انگار اصلا اینجا نبودیم.

400
00:15:17,083 --> 00:15:19,019
‫فکر کنم خراب شده.

401
00:15:23,089 --> 00:15:26,360
‫پسر، این وضعیت از جشن
‫سال 74 تمپل هم افتضاح‌تره.

402
00:15:26,384 --> 00:15:27,694
‫معلوم نیست چطوری توالت مهدکودک،

403
00:15:27,718 --> 00:15:29,196
‫کل توالت‌های طبقه دوم رو خراب کرده.

404
00:15:29,220 --> 00:15:31,156
‫الان فقط دستشویی طبقه سوم رو داریم.

405
00:15:31,180 --> 00:15:32,699
‫الان داشتم با شهرداری حرف می‌زدم.

406
00:15:32,723 --> 00:15:35,744
‫میگن تا هفته بعد نمی‌تونن کاری بکنن.

407
00:15:35,768 --> 00:15:37,454
‫مرسی، جنین.

408
00:15:37,478 --> 00:15:41,083
‫امیدوار بودم که کل بچه‌های کلاسم رو...

409
00:15:41,107 --> 00:15:43,919
‫کل روز بالا و پایین ببرم.

410
00:15:43,943 --> 00:15:47,422
‫از اونجا که یکی از دانش آموزهام نمی‌تونه
‫از پله استفاده کنه،

411
00:15:47,446 --> 00:15:50,676
‫مجبورم که جانی رو پیش یه معلم دیگه بذارم.

412
00:15:50,700 --> 00:15:51,909
‫ممنون.

413
00:15:53,494 --> 00:15:55,681
‫آه! آره.

414
00:15:55,705 --> 00:15:58,016
‫می‌دونی، اگه بهش فکر کنی،
‫«گرایندینگ» از کلیپس...

415
00:15:58,040 --> 00:15:59,810
‫آهنگ اصلی کاپ رو خونده.

416
00:15:59,834 --> 00:16:01,103
‫اوه، خداجون.

417
00:16:01,127 --> 00:16:03,063
‫تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم.

418
00:16:03,087 --> 00:16:05,173
‫آنا کندرینک چه دغل‌ بازیه!

419
00:16:07,133 --> 00:16:08,861
‫اوه، سلام، اشلی.

420
00:16:08,885 --> 00:16:11,238
‫خوشحالم که می‌بینم
‫سخت مشغول یه کار دیگه‌ای.

421
00:16:11,262 --> 00:16:13,365
‫مطمئنم الان دیگه فهرست وظایف رو انجام دادی؟

422
00:16:13,389 --> 00:16:15,576
‫نه.

423
00:16:15,600 --> 00:16:18,203
‫ولی این دفعه همه‌شون رو
‫توی نرم افزار یادداشت نوشتم.

424
00:16:18,227 --> 00:16:19,621
‫زود میرم سراغشون.

425
00:16:19,645 --> 00:16:22,899
‫جیکوب، بعدا درباره آنا کندریک حرف می‌زنیم.

426
00:16:23,941 --> 00:16:26,086
‫آوا، آپدیت وضعیت.

427
00:16:26,110 --> 00:16:28,088
‫تموم سفارش‌ها برای ارسال آماده شدن.

428
00:16:28,112 --> 00:16:29,798
‫اوه، هیچوقت فکرش رو نمیکردم حوزه آموزشی...

429
00:16:29,822 --> 00:16:31,550
‫کسی رو بفرسته که اینقدر مبتکر باشه.

430
00:16:31,574 --> 00:16:32,491
‫مرسی.

431
00:16:36,871 --> 00:16:39,057
‫از موقعی که مسئول بار
‫جلوی بازی کردنت رو گرفت،

432
00:16:39,081 --> 00:16:41,602
‫تا حالا اینقدر عصبانی ندیده بودمت.

433
00:16:41,626 --> 00:16:43,812
‫نمی‌تونم به این دختر حالی کنم
‫که در ماژیک رو سر جاش بذاره،

434
00:16:43,836 --> 00:16:47,816
‫بعد داره به آوا کمک می‌کنه
‫که یک طرح هرمی رو بچرخونه.

435
00:16:47,840 --> 00:16:51,195
‫فقط می‌خواستم یه چیزی بگم
‫و خواستی هم گوش نده،

436
00:16:51,219 --> 00:16:55,866
‫ولی شاید به خاطر اینه که
‫آوا در واقع باهاش خو می‌گیره.

437
00:16:55,890 --> 00:16:58,368
‫الان سر کاریم.
‫واسه احوالپرسی نیومدیم.

438
00:16:58,392 --> 00:17:01,914
‫فقط میگم اگه بیشتر بشناسیش
‫شاید مفید باشه.

439
00:17:01,938 --> 00:17:03,332
‫یا... میدونی همینجوری ادامه بده.

440
00:17:03,356 --> 00:17:05,042
‫هر جور که... خودت می‌خوای.

441
00:17:05,066 --> 00:17:06,877
‫به خط بشین.
‫مرسی.

442
00:17:12,448 --> 00:17:13,967
‫هوای طبقه سوم چه رقیقه.

443
00:17:13,991 --> 00:17:16,303
‫اهوم.

444
00:17:16,327 --> 00:17:17,638
‫باربارا، همین اینکه نفسم بالا بیاد...

445
00:17:17,662 --> 00:17:18,847
‫باید ازت عذرخواهی کنم.

446
00:17:18,871 --> 00:17:19,932
‫اهوم.

447
00:17:19,956 --> 00:17:21,475
‫مرسی.

448
00:17:21,499 --> 00:17:23,685
‫می‌دونم که دلت نمی‌خواست
‫روزم رو خراب کنی، جنین.

449
00:17:23,709 --> 00:17:25,187
‫ولی این کار رو کردم.

450
00:17:25,211 --> 00:17:26,939
‫درسته.

451
00:17:26,963 --> 00:17:30,651
‫سعی کردم بهت بگم
‫ولی حرف گوش نمی‌کردی.

452
00:17:30,675 --> 00:17:35,739
‫کل روز بچه‌های پنج ساله
‫ازم می‌پرسن چرا این شد، چرا اون شد.

453
00:17:35,763 --> 00:17:39,409
‫دیگه وقتش رو ندارم که
‫یه مشت جوون 20 ساله...

454
00:17:39,433 --> 00:17:40,619
‫همین کار رو بکنن.

455
00:17:40,643 --> 00:17:43,247
‫می‌فهمم چی میگی. جدی میگم.

456
00:17:43,271 --> 00:17:45,374
‫ولی باربارا، باید چراییش رو بدونیم.

457
00:17:45,398 --> 00:17:46,750
‫اگه فقط جواب رو بهمون بگی،

458
00:17:46,774 --> 00:17:49,836
‫هیچوقت یاد نمی‌گیریم که
‫چطور مشکلات رو حل کنیم.

459
00:17:49,860 --> 00:17:51,755
‫باید کار کردنت رو ببینیم.

460
00:17:51,779 --> 00:17:53,131
‫ببین، موقعی که شروع به کار کردی،

461
00:17:53,155 --> 00:17:54,591
‫مگه کسی رو نداشتی که...

462
00:17:54,615 --> 00:17:55,759
‫همه چی رو بهت یاد داده...

463
00:17:55,783 --> 00:17:57,427
‫فوت و فن رو نشونت داده باشه؟

464
00:17:57,451 --> 00:17:59,888
‫نخیر.

465
00:17:59,912 --> 00:18:04,351
‫اوه. باشه.

466
00:18:04,375 --> 00:18:06,562
‫باورم نمیشه چون فقط یک دستشویی مونده،

467
00:18:06,586 --> 00:18:09,356
‫تا یک هفته دیگه حاضر نمیشن بیان اینجا.

468
00:18:09,380 --> 00:18:11,525
‫پفف.

469
00:18:11,549 --> 00:18:15,821
‫جنین، الان وقتشه که چیزی رو درست کنی.

470
00:18:15,845 --> 00:18:17,781
‫وقتی که خراب باشه.

471
00:18:17,805 --> 00:18:19,283
‫می‌فهمی چطوریه؟

472
00:18:19,307 --> 00:18:22,160
‫آره، ولی باید کارمند شهرداری باشی.

473
00:18:22,184 --> 00:18:25,706
‫من زود برمی‌گردم.
‫مراقب بچه‌هام باش. مرسی.

474
00:18:25,730 --> 00:18:26,790
‫ببخشید.

475
00:18:30,359 --> 00:18:33,255
‫خب، اسم این آهنگ چیه؟

476
00:18:33,279 --> 00:18:35,382
‫اوه، ضرب «گرایندینگ».
‫خواهر بزرگم یادم داده بود.

477
00:18:35,406 --> 00:18:37,926
‫بچه‌ها عاشقشن.

478
00:18:37,950 --> 00:18:39,761
‫شبیه اون آهنگ کاپ می‌مونه.

479
00:18:39,785 --> 00:18:42,079
‫اوه، کلی حرف داریم که با هم بزنیم.

480
00:18:44,123 --> 00:18:45,791
‫♪ آواز خوندن ♪

481
00:18:48,294 --> 00:18:49,605
‫می‌خوای امتحان کنی؟

482
00:18:49,629 --> 00:18:51,189
‫می‌دونی چیه، فعلا نمی‌تونم.

483
00:18:51,213 --> 00:18:52,608
‫ولی نظرت چیه که یه وقتی رو بذاریم،

484
00:18:52,632 --> 00:18:54,401
‫همچین چیزی باحالی رو هر هفته...

485
00:18:54,425 --> 00:18:55,527
‫به بچه‌ها یاد بدی؟
‫چون دوست دارن.

486
00:18:55,551 --> 00:18:57,195
‫- جدی میگی؟
‫- معلومه.

487
00:18:57,219 --> 00:18:58,572
‫حالا نظرت چیه که برگه‌های...

488
00:18:58,596 --> 00:18:59,906
‫امتحان ریاضی رو پخش کنی؟

489
00:18:59,930 --> 00:19:02,117
‫- همین کار رو می‌کنم، رئیس.
‫- احسنت.

490
00:19:02,141 --> 00:19:04,620
‫ملیسا، چوب بیسبالت رو لازم دارم.

491
00:19:04,644 --> 00:19:06,330
‫- زیر میزم چسبوندمش.
‫- اوهوم.

492
00:19:06,354 --> 00:19:08,373
‫اوه، وقتی کارت تموم شد،
‫تمیزش کن.

493
00:19:08,397 --> 00:19:10,626
‫صبر کن، میشه منم چوب بیسبال بگیرم؟

494
00:19:10,650 --> 00:19:12,068
‫وقتی بزرگ شدی.

495
00:19:13,819 --> 00:19:15,797
‫باریکلا بچه‌ها.
‫دست‌هاتون رو خوب شستین.

496
00:19:15,821 --> 00:19:17,257
‫برین روی پله‌ها بشینین.

497
00:19:17,281 --> 00:19:18,800
‫کی دیگه می‌خواد بره؟
‫بیاد جلو...

498
00:19:18,824 --> 00:19:20,260
‫- اوی، اوی!
‫- اوه، اوه!

499
00:19:20,284 --> 00:19:21,595
‫- ما رو ببخش.
‫- باربارا، چی شده؟!

500
00:19:21,619 --> 00:19:23,597
‫همه فرصت کردن دستشویی برن؟

501
00:19:23,621 --> 00:19:25,015
‫من کار شماره 2 کردم.

502
00:19:25,039 --> 00:19:25,998
‫آفرین، عزیزم.

503
00:19:28,334 --> 00:19:29,811
‫امم، خیلی‌خب. زود باشین.
‫برگردین عقب.

504
00:19:29,835 --> 00:19:32,439
‫همه بیان پشت من.
‫سریع باشین.

505
00:19:32,463 --> 00:19:34,232
‫فقط... بیاین پشت ما. یالا.

506
00:19:36,258 --> 00:19:38,427
‫اوه، خداجون.

507
00:19:42,598 --> 00:19:44,826
‫اووف.

508
00:19:44,850 --> 00:19:49,623
‫خب، این دستشویی دیگه کار نمی‌کنه.

509
00:19:49,647 --> 00:19:52,626
‫باید به حوزه آموزشی خبر بدیم که...

510
00:19:52,650 --> 00:19:57,297
‫وضعیت ما دیگه رسما اضطراری شده.

511
00:19:57,321 --> 00:19:59,800
‫باربارا! برای همین همیشه دلم می‌خواست
‫که بیام پیشت...

512
00:19:59,824 --> 00:20:01,343
‫و در مورد چیزهای مختلف حرف بزنیم،

513
00:20:01,367 --> 00:20:03,387
‫چون تو می‌دونی چطور
‫تک تک موقعیت‌ها رو اداره کنی.

514
00:20:03,411 --> 00:20:06,223
‫مشخصا من نمی‌دونم.

515
00:20:06,247 --> 00:20:09,142
‫خب، من کسی رو نداشتم که
‫راه و چاه رو نشونم بده.

516
00:20:09,166 --> 00:20:12,062
‫حق با تو بود.
‫کمک بزرگی بهم می‌کرد.

517
00:20:12,086 --> 00:20:13,980
‫چطوره یه وقتی رو کنار بذارم...

518
00:20:14,004 --> 00:20:18,068
‫تا هر کسی که دلش می‌خواد بدونه
‫چطور از پس یه وضعیت بغرنج بر میام...

519
00:20:18,092 --> 00:20:21,071
‫- بتونه بیاد پیشم...
‫- کامیونیتی درست کن.

520
00:20:21,095 --> 00:20:22,864
‫چی گفتی؟

521
00:20:22,888 --> 00:20:24,658
‫- مثلا توی ساعات اداری.
‫- یک ساعت اداری.

522
00:20:24,682 --> 00:20:28,328
‫- فهمیدم. هفته‌ای یک بار.
‫- ماهی یک بار.

523
00:20:28,352 --> 00:20:30,455
‫قبوله.

524
00:20:30,479 --> 00:20:32,416
‫قبوله.

525
00:20:32,440 --> 00:20:34,334
‫یه خواهشی ازت داشتم.

526
00:20:34,358 --> 00:20:35,627
‫چی؟

527
00:20:35,651 --> 00:20:36,837
‫شر این رو کم کن.

528
00:20:36,861 --> 00:20:38,296
‫- اوه، امم...
‫- مرسی.

529
00:20:38,320 --> 00:20:40,424
‫- نمی‌خوام که...
‫- یالا.

530
00:20:40,448 --> 00:20:41,490
‫- تو این قضیه...
‫- بریم سر کلاس.

531
00:20:44,160 --> 00:20:46,847
‫مجبور شدم برم مغازه گوشه خیابون...

532
00:20:46,871 --> 00:20:48,724
‫و تا موقعی که چیزی نخری
‫رمز دستشویی رو نمیدن...

533
00:20:48,748 --> 00:20:50,875
‫واسه همین سریع چندتا
‫برگه لاتاری خریدم.

534
00:20:52,168 --> 00:20:54,187
‫ایولا، بازنشستگی پیش از موعد.

535
00:20:54,211 --> 00:20:57,023
‫آره، همینطوره.
‫خیلی افتضاحه.

536
00:20:57,047 --> 00:20:59,151
‫کل روز نتونستم جایی برم بشاشم.

537
00:20:59,175 --> 00:21:00,926
‫مزخرف بود.

538
00:21:01,950 --> 00:21:07,950
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

539
00:21:10,144 --> 00:21:11,037
‫می‌دونم که می‌دونین...

540
00:21:11,061 --> 00:21:12,706
‫از توالت بچه کوچولوها استفاده نمی‌کنم.

541
00:21:17,777 --> 00:21:19,504
‫نخیر. دوربین توی دستشویی نمیاد.

542
00:21:19,528 --> 00:21:20,881
‫ولی اگه می‌خواین بدونین
‫بیده دارم یا نه،

543
00:21:20,905 --> 00:21:22,382
‫باید بگم معلومه که دارم.

544
00:21:22,406 --> 00:21:28,406
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

