﻿1
00:00:01,237 --> 00:00:02,581
‫اووه! ببخشید.

2
00:00:02,605 --> 00:00:03,883
‫اشکال نداره.

3
00:00:03,907 --> 00:00:08,437
‫خب، گرگوری ادی، آقای ادی،
‫می‌بینم که از تعطیلات برگشتی.

4
00:00:08,461 --> 00:00:09,055
‫بله، درسته.

5
00:00:09,079 --> 00:00:12,641
‫منم می‌بینم که خانم تیگس، شما
‫هم از تعطیلات برگشتی سر کار.

6
00:00:12,665 --> 00:00:14,593
‫آره. یه چیز مونده که باید...

7
00:00:14,617 --> 00:00:15,761
‫- اووه!
‫- اوه، من می‌خواستم...

8
00:00:15,785 --> 00:00:16,762
‫ولی می‌تونیم... آره.

9
00:00:16,786 --> 00:00:17,747
‫- نه؟
‫- اوومم.

10
00:00:17,771 --> 00:00:18,964
‫نه. لازم نیست.

11
00:00:18,988 --> 00:00:23,052
‫جالبه که چطور وقتی از مهارت‌های اجتماعی
‫هیچ استفاده‌ای نمی‌کنی، از بین میرن.

12
00:00:23,076 --> 00:00:24,653
‫عجیب و غریب رفتار می‌کنن،
‫چون قبل تعطیلات...

13
00:00:24,677 --> 00:00:25,705
‫توی یک کلوب با هم رقصیدن.

14
00:00:25,729 --> 00:00:27,823
‫تنها کلوبی که من میرم،
‫کلوب انجیل‌خوانیه.

15
00:00:27,847 --> 00:00:28,908
‫آهنگ‌های خوبی هم میذارن؟

16
00:00:28,932 --> 00:00:29,992
‫کلوب محبوبم رو بستن...

17
00:00:30,016 --> 00:00:31,668
‫چون یه اسب راه داده بودن.

18
00:00:33,886 --> 00:00:38,386
‫سی‌نما تقدیم می‌کند
‫www.30nama.com

19
00:00:38,410 --> 00:00:42,410
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

20
00:00:42,434 --> 00:00:45,634
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

21
00:00:46,265 --> 00:00:47,776
‫در بهترین حالت،
‫مثل رقص‌های شبکه دیزنی بود.

22
00:00:47,780 --> 00:00:48,758
‫بزرگ شین بابا.

23
00:00:48,802 --> 00:00:49,845
‫برگه امتیازها رو بگیرین.

24
00:00:49,869 --> 00:00:51,797
‫- اه، برگه امتیازها واسه چی؟
‫- اوه!

25
00:00:51,821 --> 00:00:53,716
‫این هفته ماراتون کتابخوانیه!

26
00:00:53,740 --> 00:00:54,884
‫اسپانسرش پیتزا دو ناتسه.

27
00:00:54,908 --> 00:00:57,086
‫«دیوونه‌وار کتاب بخونین».
‫(بازی با گو ناتس و دو ناتس)

28
00:00:57,090 --> 00:00:58,567
‫ساکت باش، جنین.

29
00:00:58,611 --> 00:00:59,822
‫خب، قضیه‌ش چطوریه؟

30
00:00:59,846 --> 00:01:01,874
‫کلاسی که بیشتر از همه کتاب بخونه،
‫واسش جشن پیتزا می‌گیرن؟

31
00:01:01,898 --> 00:01:04,076
‫بچه‌ها همچین چیزی می‌خوان؟

32
00:01:04,100 --> 00:01:06,045
‫یه جورایی.
‫همه بچه‌ها پیتزا می‌خورن،

33
00:01:06,069 --> 00:01:07,847
‫ولی آمار کلاس هر مقطع که...

34
00:01:07,871 --> 00:01:08,964
‫بیشترین کتاب رو بخونه، می‌گیریم.

35
00:01:08,988 --> 00:01:10,149
‫بیشتر تشریفاتیه،

36
00:01:10,173 --> 00:01:12,885
‫ولی بعضی‌هامون بیشتر از بقیه
‫قضیه رو جدی می‌گیریم.

37
00:01:12,909 --> 00:01:15,905
‫راه رو باز کنین!
‫کلاس دوم قهرمان دو دوره...

38
00:01:15,929 --> 00:01:18,073
‫ماراتون کتابخوانی تشریف‌فرما شده!

39
00:01:18,097 --> 00:01:20,493
‫این کمربند هم پیش قهرمان باقی می‌مونه.

40
00:01:21,117 --> 00:01:24,604
‫آره، خب، کی اصلا دلش می‌خواد
‫که یک کمربند گنده تنش کنه؟

41
00:01:28,091 --> 00:01:30,136
‫به هر حال، این دفعه مال خودم میشه،

42
00:01:30,160 --> 00:01:34,106
‫چون بچه‌هام قراره برنده بشن،
‫چون که خودشون می‌خوان برنده بشن، نه من.

43
00:01:34,130 --> 00:01:37,026
‫من به شکست باور دارم.
‫شخصیت آدم رو می‌سازه.

44
00:01:37,050 --> 00:01:39,862
‫من هیچوقت روی حریف ملیسا
‫توی مسابقه کتابخوانی شرط نمی‌بندم.

45
00:01:39,886 --> 00:01:42,882
‫حتی یک بار دیدم
‫به بی‌میل‌ترین کتابخوان الهام بخشید...

46
00:01:42,906 --> 00:01:46,001
‫تا مجموعه کامل کتاب‌های
‫«بچه‌های واگن باری» رو ببلعه.

47
00:01:46,025 --> 00:01:49,538
‫قراره بدجور شکستت بدم
‫به زمین بیفتی، تیگس.

48
00:01:49,562 --> 00:01:50,689
‫همچین کاری نکن.

49
00:01:50,713 --> 00:01:52,625
‫فقط بیشتر پخش زمین میشه.

50
00:01:54,834 --> 00:01:56,595
‫آره، آره، آره!

51
00:01:56,619 --> 00:01:57,580
‫جنین!

52
00:01:57,604 --> 00:01:58,264
‫خبر مهم رو دیدی؟

53
00:01:58,288 --> 00:02:01,033
‫اوه، خداجون.
‫گیره‌های رنگاورنگ رسیدن؟

54
00:02:01,057 --> 00:02:03,853
‫نه. خب یعنی آره،
‫اگه بیان خبر مهمیه.

55
00:02:03,877 --> 00:02:06,722
‫ولی دو نفر واسه کلوب پادکست
‫بعد از مدرسه ثبت نام کردن.

56
00:02:06,746 --> 00:02:08,190
‫اوه! دو نفر.

57
00:02:08,214 --> 00:02:10,776
‫دو نفر؟ وای!
‫دیگه میشه تانگو رقصید.

58
00:02:10,800 --> 00:02:12,044
‫طاقت ندارم که شروع کنیم.

59
00:02:12,068 --> 00:02:13,913
‫پادکست «زندگی آمریکایی» رو
‫تصور می‌کنم که...

60
00:02:13,937 --> 00:02:15,064
‫با «پادکست آمریکا رو نجات میده»،
‫ملاقات می‌کنه...

61
00:02:15,088 --> 00:02:16,665
‫با تحقیقاتی از «روزانه»...

62
00:02:16,689 --> 00:02:17,883
‫و داستان‌سرایی «پروانه»،

63
00:02:17,907 --> 00:02:20,970
‫در حالی که مثل «آزمایشگاه رادیو»،
‫مجددا قالب رو تعریف می‌کنه.

64
00:02:20,994 --> 00:02:23,439
‫چندتا پادکست سفیدپوستی گوش می‌کنی؟

65
00:02:23,463 --> 00:02:24,006
‫صدها.

66
00:02:24,030 --> 00:02:25,674
‫می‌دونی، با سرعت سه برابر گوش می‌کنم،

67
00:02:25,698 --> 00:02:26,759
‫تا همه‌شون رو جا بدم.

68
00:02:26,783 --> 00:02:28,494
‫راستش این مکالمه یه جورایی حس...

69
00:02:28,518 --> 00:02:29,044
‫دور کند داره.

70
00:02:29,068 --> 00:02:32,748
‫ولی با این روش از همه چی مطلع هستم.

71
00:02:32,772 --> 00:02:34,483
‫- گرگوری؟
‫- امم؟

72
00:02:34,507 --> 00:02:35,167
‫دو نفر ثبت نام کردن.

73
00:02:35,191 --> 00:02:38,754
‫آماده‌ای که داستان‌سرایی
‫خبرنگاری رو دوباره تعریف کنیم؟

74
00:02:38,778 --> 00:02:40,990
‫صبر کن. تو هم جزو کلوب پادکستی؟

75
00:02:41,014 --> 00:02:42,942
‫اگه کلاس فوق برنامه انجام بدی،
‫یه خرده حقوق بیشتر می‌گیری...

76
00:02:42,966 --> 00:02:45,961
‫و وضعیت مالی من همچنان...

77
00:02:45,985 --> 00:02:49,205
‫منبع تنش در زندگی عاشقانه منه.

78
00:02:50,723 --> 00:02:51,750
‫ببین، به خیلی بیشتر...

79
00:02:51,774 --> 00:02:53,853
‫از یه گاری احتیاج داری
‫تا بچه‌هام رو شکست بدی.

80
00:02:53,877 --> 00:02:55,321
‫بله، اطلاع دارم.

81
00:02:55,345 --> 00:02:58,757
‫این سومین باریه که امروز صبح
‫میرم کتابخونه و برمی‌گردم.

82
00:02:58,781 --> 00:02:59,892
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

83
00:02:59,916 --> 00:03:03,662
‫خب، نمی‌خواستم رازم رو زود برملا کنم،

84
00:03:03,686 --> 00:03:05,030
‫ولی یه راهی پیدا کردم که...

85
00:03:05,054 --> 00:03:09,051
‫دو هفته درس ریاضی رو
‫به هفته بعد بندازم، یعنی اینکه...

86
00:03:09,075 --> 00:03:14,573
‫این هفته بچه‌هام می‌تونن وقتشون رو صرف
‫کتاب خوندن بکنن و کلاست رو شکست بدن.

87
00:03:14,597 --> 00:03:16,742
‫نظاره‌گر باش.

88
00:03:16,766 --> 00:03:18,861
‫سرزمین عجایب کتابخوانی ما.

89
00:03:20,086 --> 00:03:25,935
‫با خودم گفتم اگه قراره سراغ ملکه برم،
‫بهتره تیرم خطا نره.

90
00:03:25,959 --> 00:03:27,786
‫مگه نه، بچه‌ها؟ ها؟

91
00:03:27,810 --> 00:03:29,605
‫و اگه فکر می‌کنی...

92
00:03:32,081 --> 00:03:36,679
‫خیلی‌خب، خوب گوش کنین چی میگم
‫عقاب‌های کوچولوی خودم...

93
00:03:36,703 --> 00:03:37,780
‫وقت بازی فرا رسیده.

94
00:03:37,804 --> 00:03:39,882
‫ازتون می‌خوام که بدون وقفه
‫کتاب بخونین، خیلی‌خب؟

95
00:03:39,906 --> 00:03:42,484
‫یعنی اگه زنگ تفریحه،
‫کتاب می‌خونین.

96
00:03:42,508 --> 00:03:43,586
‫توی اتوبوس، کتاب می‌خونین.

97
00:03:43,610 --> 00:03:44,737
‫اگه رفتین سالن ورزشی،

98
00:03:44,761 --> 00:03:46,739
‫حرکت دراز و نشست
‫حالا شده دراز و بخون.

99
00:03:46,763 --> 00:03:47,907
‫فلیسیتی بگو؟

100
00:03:47,931 --> 00:03:49,858
‫وقتی می‌خوام دوش بگیرم، چی؟

101
00:03:49,882 --> 00:03:51,210
‫تو یه کیسه پلاستیکی زیپ‌دار بذار.

102
00:03:51,234 --> 00:03:55,564
‫حالا گوش کنین، خانم تیگس فکر می‌کنه
‫که کلاسش می‌تونه شما رو شکست بده،

103
00:03:55,588 --> 00:03:56,832
‫ولی همچین خبری نیست.

104
00:03:56,856 --> 00:03:58,801
‫پس الان وقت چیه؟

105
00:03:58,825 --> 00:04:00,085
‫وقت بازی!

106
00:04:00,109 --> 00:04:02,688
‫درسته. دژا، لیوای، بریانا،

107
00:04:02,712 --> 00:04:04,890
‫یه لحظه بیاین اینجا.

108
00:04:04,914 --> 00:04:06,675
‫خیلی‌خب، گوش کنین.

109
00:04:06,699 --> 00:04:07,993
‫شما سه نفر کتابخوان‌های قهارین،

110
00:04:08,017 --> 00:04:09,795
‫واسه همین می‌خوام
‫کتاب بیشتری از بقیه بخونین.

111
00:04:09,819 --> 00:04:10,796
‫از پسش بر میاین؟

112
00:04:10,820 --> 00:04:11,964
‫از پسش بر میایم، خانم شمنتی.

113
00:04:11,988 --> 00:04:13,666
‫ایولا! دختر خودمی.

114
00:04:13,690 --> 00:04:14,984
‫برین حساب‌شون رو برسین، بچه‌ها.

115
00:04:15,008 --> 00:04:17,620
‫من می‌خوام بیشتر از همه کتاب بخونم.

116
00:04:17,644 --> 00:04:20,039
‫آره، حتما.

117
00:04:20,063 --> 00:04:22,758
‫لیوای، مایا می‌خواد نهایت تلاشش رو بکنه،
‫خیلی‌خب؟

118
00:04:22,782 --> 00:04:24,593
‫درست مثل بقیه.

119
00:04:24,617 --> 00:04:25,878
‫مایا دانش آموز خیلی خوبیه.

120
00:04:25,902 --> 00:04:28,964
‫فقط وقتی حرف از خوندن میشه...

121
00:04:28,988 --> 00:04:33,902
‫ببینین، بچه‌ها مثل بزرگسال‌ها،
‫همه‌شون نقطه قوت و نقطه ضعف دارن.

122
00:04:33,926 --> 00:04:36,772
‫همانطور که مثلا می‌دونین
‫جنین کلی نقطه ضعف داره...

123
00:04:36,796 --> 00:04:39,074
‫و قدرت من در سوءاستفاده از اوناست.

124
00:04:39,098 --> 00:04:43,195
‫کلرنس، رحیم،
‫باعث افتخاره که همراه با شما...

125
00:04:43,219 --> 00:04:46,115
‫سفر افتتاحیه «این زندگی ابت» رو شروع کنیم.

126
00:04:46,139 --> 00:04:48,200
‫- تهیه کننده گرگوری و من...
‫- آقای ادی.

127
00:04:48,224 --> 00:04:51,954
‫درک می‌کنیم که جهان
‫به داستان‌های شما احتیاج داره...

128
00:04:51,978 --> 00:04:55,574
‫و این پادکست قراره حکم پنجره‌ای...

129
00:04:55,598 --> 00:04:57,042
‫به باطن دبستان ابت باشه.

130
00:04:57,066 --> 00:05:00,846
‫مقدمه‌های لطیف و دلبرانه،
‫سوالات بلاغی...

131
00:05:00,870 --> 00:05:04,616
‫با مکث‌های معنادار،
‫مدل آیرا گلس.

132
00:05:04,640 --> 00:05:06,669
‫چه جوری مکث‌هایی؟

133
00:05:06,693 --> 00:05:07,836
‫آیرا گلس چیه؟

134
00:05:07,860 --> 00:05:10,572
‫آیرا گلس؟
‫پدرخوانده‌ی پادکست،

135
00:05:10,596 --> 00:05:11,707
‫پادخوانده؟

136
00:05:11,731 --> 00:05:12,958
‫اوه، منظورت جو بادنه.

137
00:05:12,982 --> 00:05:14,943
‫خب، فکر کنم بایدن تلفظ میشه،

138
00:05:14,967 --> 00:05:17,796
‫ولی وقتی که میکروفون‌ها روشن شدن
‫روی طرز بیانش کار می‌کنیم.

139
00:05:17,820 --> 00:05:21,340
‫تا حالا اسم جو بادن رو نشنیدین؟
‫بیا.

140
00:05:26,963 --> 00:05:28,774
‫اوه! خیلی‌خب.

141
00:05:29,949 --> 00:05:31,894
‫زیاد مطمئن نیستم که
‫مادر آقای بادن...

142
00:05:31,918 --> 00:05:34,013
‫با شنیدن این پادکست،
‫چه حسی پیدا می‌کنه.

143
00:05:34,037 --> 00:05:37,766
‫بگذریم، اینم یه سری چیزها که
‫توی قسمت اول ازشون حرف می‌زنیم.

144
00:05:37,790 --> 00:05:39,685
‫ولی می‌دونین، به روش خودتون تطبیق بدین.

145
00:05:39,709 --> 00:05:42,771
‫هر جا که داستان شما رو پیش می‌بره،
‫همون رو ادامه بدین.

146
00:05:42,795 --> 00:05:44,990
‫حواستون جمع باشه.
‫این تجهیزات ارزون نبودن.

147
00:05:45,014 --> 00:05:47,843
‫فکر کردین همه می‌تونن پادکست بسازن؟
‫واقعا که!

148
00:05:47,867 --> 00:05:49,895
‫اوه، تا حالا اسم شبکه پادکست کلمن
‫به گوشتون نخورده؟

149
00:05:49,919 --> 00:05:52,247
‫شامل چندتا خلاصه «خانم خونه‌دار»،
‫«دهن موزی»،

150
00:05:52,271 --> 00:05:55,901
‫پادکست مشاوره فیلم‌نامه نویسی خودم،
‫«این مشت‌ها رو بخور»،

151
00:05:55,925 --> 00:05:58,854
‫به همراه فعالیت‌های ای‌اس‌ام‌آر خودم.
‫(واکنش ارادی اوج‌گیری حسی)

152
00:05:58,878 --> 00:06:01,557
‫ولی اسپاتیفای مجبورم کرد
‫که اون‌ها رو حذف کنم.

153
00:06:04,117 --> 00:06:06,178
‫بارب، باید بهت بگم که
‫تا حالا کلاسی نداشتم...

154
00:06:06,202 --> 00:06:08,881
‫به این سرعت،
‫پروسه کتابخوانی رو پیش ببرن.

155
00:06:08,905 --> 00:06:11,750
‫داریم با اتوبوس مدرسه جادویی
‫یک راست به سمت پیروزی میریم.

156
00:06:11,774 --> 00:06:13,786
‫هیچوقت از اون خانم فریزل خوشم نمیومد.

157
00:06:13,810 --> 00:06:15,054
‫همه‌ش اون لباس‌های عجیب رو می‌پوشید...

158
00:06:15,078 --> 00:06:18,006
‫با اون طرز فکر عملگرای بیش از حد لوسش.

159
00:06:18,030 --> 00:06:20,459
‫شما درباره‌ی ماراتون کتابخوانی حرف می‌زنین؟

160
00:06:20,483 --> 00:06:21,160
‫دارم می‌ترکونم.

161
00:06:21,184 --> 00:06:24,046
‫آره، بچه‌هام چند صفحه عقبن
‫ولی به زودی رد می‌کنن.

162
00:06:24,070 --> 00:06:25,864
‫داریم برنده میشیم که اسم‌مون ثبت بشه.

163
00:06:25,888 --> 00:06:27,750
‫نه، اینطور نمیشه.

164
00:06:27,774 --> 00:06:30,803
‫به نظرم بامزه است که
‫هنوز داری تلاش می‌کنی، جنین.

165
00:06:30,827 --> 00:06:31,970
‫نمی‌تونی به ما برسی.

166
00:06:31,994 --> 00:06:35,390
‫بچه‌هام همه دفترچه خاطرات اون
‫بچه چلمن رو تموم کردن رفته.

167
00:06:36,866 --> 00:06:37,943
‫اوه. صبر کن ببینم.

168
00:06:37,967 --> 00:06:39,244
‫پرستار مکایا،
‫این سه تا رو کجا می‌بری؟

169
00:06:39,268 --> 00:06:41,997
‫داشتن چشم‌هاشون رو به زمین بازی می‌مالوندن.

170
00:06:42,021 --> 00:06:44,016
‫یکیشون گفت که داشتن
‫این رو توی دستشویی می‌خوندن،

171
00:06:44,040 --> 00:06:45,901
‫بعد کتاب رو به دو نفر دیگه داده.

172
00:06:45,925 --> 00:06:48,670
‫التهاب ملتحمه است.
‫همیشه قرمزی چشمه.

173
00:06:48,694 --> 00:06:51,340
‫اوه، سه تا از کتابخوان‌های خفنم!

174
00:06:51,364 --> 00:06:51,940
‫چرا؟!

175
00:06:51,964 --> 00:06:54,543
‫شما خودتون گفتین
‫همیشه و همه‌جا کتاب بخونیم.

176
00:06:54,567 --> 00:06:55,060
‫آره.

177
00:06:55,084 --> 00:06:56,979
‫یالا.
‫زود باشین، بچه‌ها. بریم.

178
00:06:57,003 --> 00:06:59,631
‫امیدوارم حالتون بهتر بشه، بچه‌ها.

179
00:06:59,655 --> 00:07:00,632
‫ااه!

180
00:07:00,656 --> 00:07:02,000
‫کارت ساخته است، شمنتی.

181
00:07:02,024 --> 00:07:05,571
‫صادقانه امیدوارم که حال بچه‌هات خوب بشه
‫ولی کارت تمومه.

182
00:07:05,595 --> 00:07:06,722
‫می‌دونی چیه، جنین؟

183
00:07:06,746 --> 00:07:07,923
‫اوه، اوه، اوه، اوه،

184
00:07:07,947 --> 00:07:09,958
‫می‌خوای درباره التهاب ملتحمه
‫حرف بزنیم، جنین؟

185
00:07:09,982 --> 00:07:12,327
‫می‌زنم چشمت رو
‫سیاه و کبود می‌کنم، فسقلی.

186
00:07:12,351 --> 00:07:15,330
‫آره. می‌خواستی اینجوری
‫باهام حرف بزنی.

187
00:07:15,354 --> 00:07:16,489
‫همم؟

188
00:07:16,906 --> 00:07:19,325
‫امم.

189
00:07:26,782 --> 00:07:28,744
‫اوه، سلام.

190
00:07:28,768 --> 00:07:30,028
‫از کِی اونجا نشسته بودی؟

191
00:07:30,052 --> 00:07:31,997
‫وایستادم و باید بگم خیلی وقته.

192
00:07:32,021 --> 00:07:34,883
‫خیلی‌خب، اون پوزخندت رو بذار کنار.

193
00:07:34,907 --> 00:07:37,085
‫خیلی‌ها رو می‌شناسم که
‫قبلا فکر می‌کردن کارم ساخته است.

194
00:07:37,109 --> 00:07:38,937
‫با اینکه اصلا همچین چیزی رو...

195
00:07:38,961 --> 00:07:42,891
‫نمی‌تونم تایید کنم،
‫ولی مطمئنم که همه‌شون مُردن.

196
00:07:42,915 --> 00:07:44,793
‫امیدوارم اینطور نباشه.

197
00:07:44,817 --> 00:07:48,931
‫ولی از اونجا که اینقدر مطمئنی،
‫نظرت چیه که...

198
00:07:48,955 --> 00:07:51,667
‫این سر راهه.

199
00:07:51,691 --> 00:07:52,951
‫نظرت چیه که شرط رو بالاتر ببریم؟

200
00:07:52,975 --> 00:07:54,786
‫اوه، باشه،
‫یک شرط کناری.

201
00:07:54,810 --> 00:07:56,555
‫باشه، چه جور شرطی؟

202
00:07:56,579 --> 00:07:58,740
‫همم.

203
00:07:58,764 --> 00:08:00,058
‫نمی‌دونم.
‫من مطمئنم که می‌برم،

204
00:08:00,082 --> 00:08:02,127
‫ولی هیچ چیز با ارزش
‫یا پول ندارم.

205
00:08:02,151 --> 00:08:04,930
‫باشه، نظرت چیه
‫روی چیزی شرط ببندیم...

206
00:08:04,954 --> 00:08:07,482
‫که هیچوقت نمی‌تونی روش
‫قیمت بذاری... مثل شان آدم؟

207
00:08:07,506 --> 00:08:08,050
‫اوه.

208
00:08:08,074 --> 00:08:11,570
‫بازنده باید وسط بازی تیم سیکسرز
‫لخت بدووه.

209
00:08:11,594 --> 00:08:12,704
‫- آره.
‫- آره.

210
00:08:12,728 --> 00:08:13,956
‫اهوم.

211
00:08:13,980 --> 00:08:16,158
‫شک نکن این کار رو می‌کنم ولی...

212
00:08:16,182 --> 00:08:21,013
‫یه چیز دیگه هم هست که
‫می‌تونه به همون اندازه بد باشه،

213
00:08:21,037 --> 00:08:24,616
‫بازنده باید مهمون برنامه پادکست جیکوب بشه.

214
00:08:24,640 --> 00:08:25,801
‫به همون اندازه تحقیرکننده است.

215
00:08:25,825 --> 00:08:28,294
‫خیلی‌خب. باشه.

216
00:08:29,512 --> 00:08:30,606
‫خیلی‌خب، گوش کنین.

217
00:08:30,630 --> 00:08:31,957
‫همه‌تون خبر رو شنیدین.

218
00:08:31,981 --> 00:08:34,092
‫لیوای، دژا و بریانا
‫چشم‌هاشون ملتهب شده.

219
00:08:34,116 --> 00:08:36,628
‫حالا می‌دونم که
‫بیشتر از همه داشتن می‌خوندن،

220
00:08:36,652 --> 00:08:39,698
‫ولی هنوز تو بازی هستیم.
‫مگه نه؟

221
00:08:39,722 --> 00:08:41,066
‫از پس این بدبیاری بر میایم،

222
00:08:41,090 --> 00:08:44,136
‫و وقتی که این کار رو بکنیم،
‫پیروزی شیرین‌تر میشه،

223
00:08:44,160 --> 00:08:47,706
‫چون عقاب کوچولوهای خودم،
‫الان به لحظاتی رسیدیم که...

224
00:08:47,730 --> 00:08:50,175
‫تعیین‌کننده‌ی باقی عمرتون هستن.

225
00:08:50,199 --> 00:08:52,561
‫دل‌تون نمی‌خواد وقتی 35 ساله شدین،
‫به این هفته برگردین...

226
00:08:52,585 --> 00:08:53,228
‫با خودتون بگین،

227
00:08:53,252 --> 00:08:56,815
‫«پسر، اگه اون قضیه کتابخوانی رو
‫برنده میشدم، چی میشد!»

228
00:08:56,839 --> 00:09:00,686
‫خب، حالا بگین ببینم
‫کی می‌خواد دست به کار بشه...

229
00:09:00,710 --> 00:09:02,721
‫و این کلاس رو به شکوه ابدی برسونه؟

230
00:09:02,745 --> 00:09:04,673
‫من با کتاب خوندن کلاس رو
‫به شکوه ابدی می‌رسونم.

231
00:09:04,697 --> 00:09:06,058
‫باریکلا، مایا.
‫دیگه کی؟

232
00:09:06,082 --> 00:09:08,660
‫گمونم موقع تلویزیون نگاه کردن
‫بتونم کتاب بخونم.

233
00:09:08,684 --> 00:09:10,128
‫- آره.
‫- اگه موقع خواب،

234
00:09:10,152 --> 00:09:12,197
‫یه کتاب صوتی گوش کنم،
‫بازم حساب میشه، مگه نه؟

235
00:09:12,221 --> 00:09:15,050
‫لازم نیست بدونم چه کار می‌کنین،
‫فقط این کتاب‌ها باید خونده بشن.

236
00:09:15,074 --> 00:09:18,987
‫خیلی‌خب، بزنین بریم!
‫کتاب‌ها رو پاره کنین!

237
00:09:19,011 --> 00:09:22,541
‫یه راسو روی کُنده درخت نشسته بود
‫و به کنده‌ی بدبو ضربه می‌زد.

238
00:09:22,565 --> 00:09:23,141
‫کُنده. ضربه.

239
00:09:23,165 --> 00:09:24,776
‫- چی کار داری می‌کنی؟
‫- سطوح صدا رو چک می‌کنم.

240
00:09:24,800 --> 00:09:25,911
‫صدام رو می‌شنوی؟

241
00:09:25,935 --> 00:09:28,046
‫ای کاش نمی‌شنیدم.

242
00:09:28,070 --> 00:09:30,916
‫به من توجه کنین.
‫فقط اومدم مسخره‌اتون کنم.

243
00:09:30,940 --> 00:09:32,067
‫مرسی که صادق هستی.

244
00:09:32,091 --> 00:09:34,586
‫خیلی‌خب.
‫همه با موضوع این قسمت موافقن؟

245
00:09:34,610 --> 00:09:36,488
‫آره. کافه تریا بلوز.

246
00:09:36,512 --> 00:09:37,572
‫کلی چیزمیز داریم بگیم.

247
00:09:37,596 --> 00:09:38,323
‫می‌دونستم.

248
00:09:38,347 --> 00:09:41,660
‫خیلی‌خب، تهیه‌کننده آقای ادی،
‫اون آهنگ بدون حق امتیاز رو پخش کن...

249
00:09:41,684 --> 00:09:43,962
‫و منم وارد مقدمه‌ام میشم.

250
00:09:46,989 --> 00:09:48,867
‫وقت ناهار می‌تونه خیلی دو دسته‌ای باشه.

251
00:09:48,891 --> 00:09:50,869
‫برای بعضی‌ها، یک استراحت وسط روزه
‫که مستحقش هستن.

252
00:09:50,893 --> 00:09:53,071
‫برای بقیه، یه خرده پیچیده‌تره.

253
00:09:53,095 --> 00:09:55,107
‫در فیلادلفیای غربی،
‫اسم من جیکوب هیل هست.

254
00:09:55,131 --> 00:09:58,026
‫امروز در «این زندگی ابت»،
‫دو نفر از شرکت‌کنندگان...

255
00:09:58,050 --> 00:10:01,063
‫مستقیما درباره پیچیدگی‌های
‫کافه تریا حرف بزنن.

256
00:10:01,087 --> 00:10:04,599
‫- آقایون؟
‫- چطوری، آقای سی؟

257
00:10:04,623 --> 00:10:05,684
‫پسر!

258
00:10:05,708 --> 00:10:07,786
‫کافه تریای ابت واسه خودش یه فیلم جداست.

259
00:10:07,810 --> 00:10:08,820
‫درسته.

260
00:10:08,844 --> 00:10:10,789
‫تموم شیطون‌های مدرسه
‫توی یه جا جمع شدن.

261
00:10:10,813 --> 00:10:12,607
‫ما داریم درباره کافه تریا حرف می‌زنیم...

262
00:10:12,631 --> 00:10:14,009
‫بعد تو درباره دخترها حرف می‌زنی؟

263
00:10:14,033 --> 00:10:15,894
‫وقت ناهار درباره شروع شایعاته.

264
00:10:15,918 --> 00:10:19,915
‫وگرنه اتوبوس برگشت به خونه
‫خیلی کسل کننده میشه!

265
00:10:19,939 --> 00:10:22,801
‫مثل همون شایعه‌ای که می‌گفتن
‫توی استخر مدرسه شاشیدی؟

266
00:10:22,825 --> 00:10:24,703
‫هی، اون یه دروغ گنده است.

267
00:10:24,727 --> 00:10:25,754
‫یه خرده احترام قائل بشو.

268
00:10:25,778 --> 00:10:26,855
‫من می‌خوام به این چیزها احترام بذارم،

269
00:10:26,879 --> 00:10:27,923
‫ولی تو همه‌ش جلوم رو می‌گیری.

270
00:10:27,947 --> 00:10:30,993
‫خیلی‌خب، باشه.
‫اامم، آره، انرژی خوبی دارین،

271
00:10:31,017 --> 00:10:33,061
‫ولی شاید بهتره یه خرده کمش کنین.

272
00:10:33,085 --> 00:10:36,615
‫یادتون باشه، این پادکست
‫درباره داستان‌سرایی خبرنگاریه، باشه؟

273
00:10:36,639 --> 00:10:37,733
‫لازم نیست بحث کنین.

274
00:10:37,757 --> 00:10:39,785
‫پادکست یعنی همین.

275
00:10:39,809 --> 00:10:41,053
‫خودِ خودمونیم.

276
00:10:41,077 --> 00:10:43,739
‫آره، چندتا از اون پادکست‌هایی که...

277
00:10:43,763 --> 00:10:45,023
‫حرفش رو زدین، گوش کردم.

278
00:10:45,047 --> 00:10:46,792
‫انگار نشسته باشی سر کلاس درس.

279
00:10:46,816 --> 00:10:47,909
‫وقت‌تون رو هدر ندین.

280
00:10:47,933 --> 00:10:50,012
‫اون خوره‌ها جوری حرف می‌زنن
‫انگار پاپیون می‌تونه زنده بشه.

281
00:10:50,036 --> 00:10:52,831
‫خب، همه‌مون می‌دونیم که
‫مایکل باربارو یه خرده شیردوشی می‌کنه.

282
00:10:52,855 --> 00:10:54,916
‫ولی باید به اصول پادکست چیره بشین...

283
00:10:54,940 --> 00:10:58,570
‫تا بتونین اونا رو تغییر بدین،
‫درست نمیگم، تهیه‌کننده آقای ادی؟

284
00:10:58,594 --> 00:10:59,321
‫اوه، گوش نمی‌کردم.

285
00:10:59,345 --> 00:11:01,006
‫اوه... ولی لازم نیست دوباره تکرار کنی.

286
00:11:01,030 --> 00:11:02,991
‫میشه حداقل داستان
‫اون قضیه رو تعریف کنم که...

287
00:11:03,015 --> 00:11:04,059
‫با امیلی لاس می‌زدم؟

288
00:11:04,083 --> 00:11:05,861
‫نه، نه. شرمنده. این...

289
00:11:05,885 --> 00:11:07,095
‫جیکوب، بذار پسرک حرف بزنه.

290
00:11:07,119 --> 00:11:10,499
‫امیلی جزو ده نفر محبوبه
‫و اون چایی رو لازم دارم.

291
00:11:10,523 --> 00:11:12,241
‫یالا، ضبطش کن.

292
00:11:14,994 --> 00:11:16,905
‫- اووه، ببین، ببین، ببین!
‫- سلام.

293
00:11:16,929 --> 00:11:19,124
‫خیلی‌خب. طبق این جدول، جنین،

294
00:11:19,148 --> 00:11:21,727
‫کلاسم خیلی از مال تو جلوتره.

295
00:11:21,751 --> 00:11:22,928
‫بذار بفهمم چی شد.

296
00:11:22,952 --> 00:11:25,130
‫سه نفر از بهترین کتابخوان‌هات
‫التهاب ملتحمه گرفتن.

297
00:11:25,154 --> 00:11:27,799
‫ولی بازم با این وجود،
‫کلاس تو...

298
00:11:27,823 --> 00:11:29,935
‫کتاب‌های بیشتری از بقیه خونده؟

299
00:11:29,959 --> 00:11:32,671
‫آره، چون یک سخنرانی خفن
‫الهام بخش واسه‌شون داشتم.

300
00:11:32,695 --> 00:11:34,005
‫می‌دونی، ما شمنتی‌ها...

301
00:11:34,029 --> 00:11:36,675
‫به هنر تهدید و اجبار خودمون افتخار می‌کنیم.

302
00:11:36,699 --> 00:11:37,843
‫منظورم انگیزه بود.

303
00:11:37,867 --> 00:11:39,127
‫می‌دونی، اگه به خاطر یکی از همین...

304
00:11:39,151 --> 00:11:41,029
‫سخنرانی‌های ملیسا نبود،
‫هیچوقت «سخنرانی پادشاه» رو نمی‌دیدم.

305
00:11:41,053 --> 00:11:42,714
‫ولی بذار یه چیزی بهت بگم.

306
00:11:42,738 --> 00:11:46,134
‫اون کالین پاول واقعا بازیش خوبه.

307
00:11:46,158 --> 00:11:49,137
‫آره، خب، سخنرانی یا بی سخنرانی،
‫یه جای کار می‌لنگه.

308
00:11:49,161 --> 00:11:51,723
‫اوی، اوی، اوی، اوی، اوی.

309
00:11:51,747 --> 00:11:54,493
‫من رو به تقلب کردن متهم می‌کنی، تیگس؟

310
00:11:54,517 --> 00:11:55,143
‫اه، آره.

311
00:11:55,167 --> 00:11:57,729
‫اونم به خاطر اینکه همیشه‌ی خدا
‫درباره تقلب کردن پُز میدی.

312
00:11:58,671 --> 00:11:59,781
‫هی، هی، هی، هی!

313
00:11:59,805 --> 00:12:03,935
‫حالا ببین چی میگم،
‫ملیسا هر از گاهی تقلب می‌کنه.

314
00:12:03,959 --> 00:12:05,754
‫آره، سر اولین دوست پسرم.

315
00:12:05,778 --> 00:12:07,005
‫همینطور سر دومین دوست پسرم.

316
00:12:07,029 --> 00:12:08,974
‫همینطور رژیم کیتو چون
‫کربوهیدرات رو کنار نمیذارم.

317
00:12:08,998 --> 00:12:11,860
‫ولی هیچوقت سر یک رقابت واقعی، تقلب نمی‌کنه.

318
00:12:11,884 --> 00:12:14,713
‫آره. مگه من کی‌ام،
‫مدیر ورزشی تیم یو.اس.سی؟

319
00:12:14,737 --> 00:12:15,897
‫باشه، خیلی‌خب.
‫می‌دونی چیه؟

320
00:12:15,921 --> 00:12:17,983
‫همین الان میرم
‫گزارش‌های بچه‌ها رو چک می‌کنم...

321
00:12:18,007 --> 00:12:19,868
‫تا مطمئن بشم که روراست باشیم، خیلی‌خب؟

322
00:12:19,892 --> 00:12:22,170
‫ببین، فقط دارم میگم که
‫دلم می‌خواد همه چی عادلانه باشه.

323
00:12:22,194 --> 00:12:26,432
‫منم شرط می‌بندم وقتی مسابقات ورزشی
‫نگاه می‌کنی، طرفدار داور مسابقه‌ای.

324
00:12:27,516 --> 00:12:28,777
‫- همینطوره.
‫- جدی؟

325
00:12:28,801 --> 00:12:30,686
‫آره.

326
00:12:35,157 --> 00:12:39,604
‫مایا، میشه لطفا اون کتاب رو بیاری اینجا؟

327
00:12:39,628 --> 00:12:42,657
‫آفرین. چی می‌خونی، عزیزم؟

328
00:12:42,681 --> 00:12:46,761
‫«ریپ ون وی...»

329
00:12:46,785 --> 00:12:47,913
‫اشکال نداره. اسمش سخته.

330
00:12:47,937 --> 00:12:50,949
‫ریپ ون وینکل.
‫کتابش چطوره؟

331
00:12:50,973 --> 00:12:53,018
‫خوبه؟ جدی؟

332
00:12:53,042 --> 00:12:54,970
‫خیلی‌خب، ببین روی این برگه‌ای که...

333
00:12:54,994 --> 00:12:58,039
‫مامان و بابات امضا کردن،
‫نوشته دیشب 25 تا کتاب خوندی.

334
00:12:58,063 --> 00:13:00,275
‫فقط می‌خوام چک می‌کنم...
‫همین تعداد رو گفتی بنویسن؟

335
00:13:00,299 --> 00:13:03,778
‫آره. می‌خوام به کلاس کمک کنم
‫که خانم تیگس رو شکست بدیم.

336
00:13:03,802 --> 00:13:05,847
‫آره، درسته.

337
00:13:05,871 --> 00:13:07,048
‫قطعا همینطوره.

338
00:13:07,072 --> 00:13:10,752
‫امم، پس تو گفتی که
‫حدود 10 تا از این کتاب‌ها خوندی.

339
00:13:10,776 --> 00:13:11,970
‫کتاب‌های «خرس‌های برنستاین».

340
00:13:11,994 --> 00:13:14,689
‫فقط یادم رفته،
‫اسم خواهر خرسه چی بود؟

341
00:13:14,713 --> 00:13:17,466
‫امم، بیانسه؟

342
00:13:19,685 --> 00:13:21,997
‫هی! بالاخره اومدن!

343
00:13:22,021 --> 00:13:25,967
‫مجری‌های پادکست شماره یک دبستان ابت.

344
00:13:25,991 --> 00:13:28,420
‫نظرتون در مورد قسمت اول چی بود؟

345
00:13:28,444 --> 00:13:29,471
‫خنده‌دار بود، مگه نه؟

346
00:13:29,495 --> 00:13:30,689
‫این قسمت افتضاح بود.

347
00:13:33,649 --> 00:13:34,626
‫ببخشید.

348
00:13:34,650 --> 00:13:35,844
‫اوه، منظورت چیه؟

349
00:13:35,868 --> 00:13:37,295
‫قسمت ما رو خراب کردی.

350
00:13:37,319 --> 00:13:40,732
‫کارکنان کافه تریا میگن
‫مذاکرات با حوزه آموزشی...

351
00:13:40,756 --> 00:13:41,850
‫به یک چیز بستگی داره.

352
00:13:41,874 --> 00:13:43,952
‫- احترام.
‫- احترام.

353
00:13:43,976 --> 00:13:46,104
‫احترام.
‫فصل سوم.

354
00:13:46,128 --> 00:13:48,757
‫میز محبوب بچه‌ها می‌تونه دلهره‌آور باشه...

355
00:13:49,882 --> 00:13:51,877
‫ما همچین چیزی ضبط نکردیم.

356
00:13:51,901 --> 00:13:52,878
‫اینا نوشته‌های خودتونه.

357
00:13:52,902 --> 00:13:54,095
‫من و تهیه‌کننده گرگوری فکر کردیم...

358
00:13:54,119 --> 00:13:55,931
‫اه، آقای ادی هیچ ارتباطی
‫به این قضیه نداره.

359
00:13:55,955 --> 00:14:00,018
‫باشه، من با خودم فکر کردم که
‫یک نسخه مناسب مدرسه...

360
00:14:00,042 --> 00:14:03,255
‫بیشتر برای مدرسه مناسب خواهد بود.

361
00:14:03,279 --> 00:14:05,674
‫ببینین، یک منحی یادگیری وجود داره، خیلی‌خب؟

362
00:14:05,698 --> 00:14:07,876
‫- ما همه‌مون...
‫- ما رو سانسور کردین.

363
00:14:07,900 --> 00:14:10,011
‫خیلی‌خب، این حرف رو نزن.

364
00:14:10,035 --> 00:14:12,414
‫ما واسه همچین چیزی اسم ننوشتیم.

365
00:14:12,438 --> 00:14:13,448
‫آره، پسر.

366
00:14:13,472 --> 00:14:15,050
‫منصرف شدیم.

367
00:14:15,074 --> 00:14:17,352
‫واقعا واسه این پادکست هیجان داشتم.

368
00:14:17,376 --> 00:14:19,704
‫امم...

369
00:14:19,728 --> 00:14:20,989
‫اگه هیچ دانش آموزی نیاد،

370
00:14:21,013 --> 00:14:24,509
‫بازم واسه این کلوب حقوق می‌گیریم؟

371
00:14:24,533 --> 00:14:25,810
‫نه.

372
00:14:32,841 --> 00:14:34,903
‫سلام، آقا و خانم اوکفر.

373
00:14:34,927 --> 00:14:36,288
‫سلام. بیاین بشینین.

374
00:14:36,312 --> 00:14:39,074
‫مایا، نظرت چیه بری یکی از اون
‫کتاب‌هایی که بیرون گذاشتم رو بخونی.

375
00:14:39,098 --> 00:14:41,576
‫نظرتون چیه همه کتاب‌ها رو بخونم؟

376
00:14:41,600 --> 00:14:42,327
‫باشه.

377
00:14:42,351 --> 00:14:45,830
‫ببینین، فقط می‌خواستم
‫در مورد مایا باهاتون حرف بزنم.

378
00:14:45,854 --> 00:14:47,782
‫مشکلی پیش اومده؟
‫کار بدی کرده؟

379
00:14:47,806 --> 00:14:48,783
‫اوه، نه، نه.

380
00:14:48,807 --> 00:14:50,752
‫کارش حرف نداره.
‫نگران نباشین.

381
00:14:50,776 --> 00:14:52,103
‫ریاضیش رو در حد علوم عالی کرده...

382
00:14:52,127 --> 00:14:53,788
‫و علومش رو در حد هنر زیبا کرده.

383
00:14:53,812 --> 00:14:56,091
‫هی!

384
00:14:56,115 --> 00:14:59,244
‫امم، آره، خیلی‌خب،
‫مسئله اینجاست که امروز صبح...

385
00:14:59,268 --> 00:15:02,981
‫فهرست ماراتون کتابخوانیش رو آورد
‫که شما امضاش کردین.

386
00:15:03,005 --> 00:15:04,916
‫فقط نمی‌دونم چطور ممکنه که...

387
00:15:04,940 --> 00:15:07,636
‫تموم این کتاب‌ها رو دیشب خونده باشه.

388
00:15:07,660 --> 00:15:09,588
‫معلومه که خونده.

389
00:15:09,612 --> 00:15:11,723
‫ببینین، دختر فوق‌العاده‌ایه،

390
00:15:11,747 --> 00:15:13,642
‫ولی هیچکدوم از بچه‌های این کلاس...

391
00:15:13,666 --> 00:15:15,710
‫نمی‌تونن 25 تا کتاب رو یک شبه بخونن.

392
00:15:15,734 --> 00:15:18,063
‫- بازم کتابخوان خیلی خوبیه.
‫- باشه.

393
00:15:18,087 --> 00:15:22,801
‫مایا، شخصیت مورد علاقه‌ات
‫تو کتاب «جورج کنجکاو» کیه؟

394
00:15:22,825 --> 00:15:26,638
‫امم، جورج؟

395
00:15:26,662 --> 00:15:27,922
‫- دیدین؟
‫- قضیه اینه که...

396
00:15:27,946 --> 00:15:31,743
‫مایا کم کم نشونه‌هایی از علائم اولیه
‫دست و پا زدن...

397
00:15:31,767 --> 00:15:33,094
‫در برابر خوندن بروز میده.

398
00:15:33,118 --> 00:15:37,048
‫اصلا دلم نمی‌خواد که اون ناامید بشه...

399
00:15:37,072 --> 00:15:38,767
‫و بعدش می‌دونین، اذیت بشه...

400
00:15:38,791 --> 00:15:40,852
‫و کلا مطالعه رو بذاره کنار.

401
00:15:40,876 --> 00:15:43,355
‫واسه همین فکر کردم،
‫اگه ببریمش آزمایش بده،

402
00:15:43,379 --> 00:15:45,857
‫می‌تونیم هر مشکل احتمالی که
‫با کتاب خوندن داره رو از بین ببریم...

403
00:15:45,881 --> 00:15:47,976
‫نه، نه، نه.
‫مایا احتیاجی به آزمایش دادن نداره.

404
00:15:48,000 --> 00:15:50,629
‫می‌دونم که ایده
‫آزمایش دادن بچه‌اتون می‌تونه...

405
00:15:50,653 --> 00:15:51,780
‫یه خرده ترسناک باشه،

406
00:15:51,804 --> 00:15:54,015
‫ولی ببینین، دلمون نمی‌خواد
‫که از بقیه عقب بیفته.

407
00:15:54,039 --> 00:15:55,684
‫اون هیچ مشکلی نداره.

408
00:15:55,708 --> 00:15:56,885
‫اوه، نه، نه، نه.

409
00:15:56,909 --> 00:15:58,970
‫آقا و خانم اوکفر،
‫من اصلا نگفتم که عقب افتاده.

410
00:15:58,994 --> 00:16:00,121
‫هیچ مشکلی نداره.

411
00:16:00,145 --> 00:16:01,856
‫- یه دانش آموز فوق‌العاده است.
‫- مایا، پاشو بریم.

412
00:16:01,880 --> 00:16:04,676
‫فقط به یک خرده کمک
‫سر مطالعه کردن احتیاج داره.

413
00:16:04,700 --> 00:16:05,977
‫آقا و خانم اوکفر.

414
00:16:06,001 --> 00:16:10,382
‫الان چهارتا کتاب دیگه تموم کردم،
‫خانم شمنتی.

415
00:16:10,406 --> 00:16:12,224
‫چهارتا.

416
00:16:19,248 --> 00:16:20,909
‫خیلی‌خب بچه‌ها،
‫بعد از شمارش مجدد،

417
00:16:20,933 --> 00:16:23,278
‫به نظر میاد که کلاس خانم تیگس
‫بیشتر از ما کتاب خوندن.

418
00:16:23,302 --> 00:16:26,781
‫نه، نه. اشتباه برداشت نکنید.

419
00:16:26,805 --> 00:16:27,916
‫بیاین بهش فکر کنیم.

420
00:16:27,940 --> 00:16:30,018
‫اگه تو کلاس خانم تیگس باشین،
‫واقعا برنده به حساب میاین؟

421
00:16:30,042 --> 00:16:31,820
‫خیلی‌خب، این رو جایی نگین.

422
00:16:31,844 --> 00:16:33,104
‫فقط می‌خواستم
‫شما سنجاب‌ها بدونین...

423
00:16:33,128 --> 00:16:35,790
‫چقدر بهتون افتخار می‌کنم
‫که کتاب‌های زیادی خوندین.

424
00:16:35,814 --> 00:16:37,909
‫و موقعی که از این کلاس رفتین بیرون،

425
00:16:37,933 --> 00:16:40,929
‫سرتون رو محکم بالا بگیرین،
‫چون در نهایت،

426
00:16:40,953 --> 00:16:44,699
‫تنها چیزی که مهمه،
‫اینه که همه پیتزا می‌خورن.

427
00:16:44,723 --> 00:16:45,917
‫- خانم شمنتی؟
‫- بله؟

428
00:16:45,941 --> 00:16:48,970
‫واقعا سعی کردم به کلاس‌مون کمک کنم
‫که بیشتر از همه کتاب بخونن،

429
00:16:48,994 --> 00:16:51,072
‫ولی الان میشه دیگه کتاب نخونم؟

430
00:16:51,096 --> 00:16:53,549
‫یعنی مسابقه دیگه تموم شده، مگه نه؟

431
00:16:55,951 --> 00:16:58,063
‫آره، راستش مایا،
‫میشه یه لحظه بیای...

432
00:16:58,087 --> 00:17:00,048
‫بریم بیرون سر یه چیزی کمکم کنی؟

433
00:17:00,072 --> 00:17:02,734
‫باریکلا.
‫بچه‌ها شما پیتزاتون رو بخورین.

434
00:17:02,758 --> 00:17:03,802
‫خیلی‌خب.

435
00:17:03,826 --> 00:17:06,788
‫خب، مایا، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم...

436
00:17:06,812 --> 00:17:09,708
‫و دلم می‌خوام باهام
‫صاف و صادق باشی، خیلی‌خب؟

437
00:17:09,732 --> 00:17:11,793
‫چون ببین، منم، خانم شمنتی جون.

438
00:17:11,817 --> 00:17:14,829
‫یادت میاد با همدیگه توی کولاک برف
‫به سختی راه می‌رفتیم؟

439
00:17:14,853 --> 00:17:16,564
‫پا بکوب، پا بکوب، پا بکوب!

440
00:17:16,588 --> 00:17:18,733
‫- نفرت انگیز!
‫- نفرت انگیز

441
00:17:18,757 --> 00:17:19,884
‫آره.

442
00:17:19,908 --> 00:17:24,973
‫امم، کتاب خوندن بعضی وقت‌ها
‫واست یه خرده سخت میشه؟

443
00:17:24,997 --> 00:17:27,025
‫- خیلی سخت میشه.
‫- اوه، آره.

444
00:17:27,049 --> 00:17:29,694
‫می‌دونی چیه؟
‫واسه منم همینطور.

445
00:17:29,718 --> 00:17:31,663
‫- واقعا؟
‫- آره، آره.

446
00:17:31,687 --> 00:17:34,632
‫ولی در طول سال‌ها
‫یه ترفندهایی پیدا کردم...

447
00:17:34,656 --> 00:17:35,750
‫که کمکم کنن آسون‌تر بشه.

448
00:17:35,774 --> 00:17:37,786
‫مثلا ببین.

449
00:17:37,810 --> 00:17:40,205
‫می‌بینی شروع هر کلمه پررنگ شده؟

450
00:17:40,229 --> 00:17:43,675
‫این کمک می‌کنه
‫تا کلمه‌ی «مینیسترونی» معنی پیدا کنه.

451
00:17:43,699 --> 00:17:46,961
‫ببین، داستانش در مورد یه دختر کوچولوئه...

452
00:17:46,985 --> 00:17:50,799
‫که مجبور بود کلمات رو چندین بار بخونه
‫تا واسش معنی پیدا کنن.

453
00:17:50,823 --> 00:17:52,584
‫بعضی وقت‌ها بقیه بچه‌ها...

454
00:17:52,608 --> 00:17:54,018
‫مسخره‌ش می‌کردن.

455
00:17:54,042 --> 00:17:56,104
‫ولی در نهایت فهمید که...

456
00:17:56,128 --> 00:17:59,557
‫مهم نیست که چقدر تند یا کُند بخونی.

457
00:17:59,581 --> 00:18:01,226
‫کتاب خوندن درباره‌ی لذت بردنه.

458
00:18:01,250 --> 00:18:06,448
‫ببین، وقتی یه دختر کوچولو بودم
‫معلمم این کتاب رو بهم داد،

459
00:18:06,472 --> 00:18:07,866
‫درست هم‌سن خودت بودم...

460
00:18:07,890 --> 00:18:12,411
‫و بهت قول میدم که
‫عاشق کتاب خوندن میشی.

461
00:18:14,863 --> 00:18:16,658
‫- خانم شمنتی؟
‫- بله عزیزم؟

462
00:18:16,682 --> 00:18:18,793
‫هنوزم دلم می‌خواد ما برنده میشدیم.

463
00:18:18,817 --> 00:18:21,696
‫آره، منم همینطور بچه‌جون،
‫ولی می‌دونی، چیکار میشه کرد؟

464
00:18:21,720 --> 00:18:22,714
‫قوانین همین هستن.

465
00:18:22,738 --> 00:18:23,848
‫قوانین مزخرفن.

466
00:18:23,872 --> 00:18:25,550
‫آره، درسته.

467
00:18:25,574 --> 00:18:27,392
‫برو یه کم پیتزا بخور.

468
00:18:33,982 --> 00:18:35,727
‫کلوب کوچولوی پادکستت چی شد؟

469
00:18:35,751 --> 00:18:37,061
‫اوه.

470
00:18:37,085 --> 00:18:38,963
‫بچه‌هام تصمیم گرفتن
‫که دیگه نمی‌خوان بیان.

471
00:18:38,987 --> 00:18:40,131
‫آره، منم سرزنش‌شون نمی‌کنم.

472
00:18:40,155 --> 00:18:42,550
‫موقع گوش کردن قسمت اول
‫نزدیک بود خوابم ببره.

473
00:18:42,574 --> 00:18:43,051
‫تازه داشتم رانندگی می‌کردم.

474
00:18:43,075 --> 00:18:45,787
‫پادکستت ممکن بود
‫من رو به کشتن بده.

475
00:18:45,811 --> 00:18:48,840
‫فقط می‌خواستم به بچه‌ها
‫یک چیز جدید...

476
00:18:48,864 --> 00:18:50,041
‫و هیجان‌انگیز بدم، می‌دونی؟

477
00:18:50,065 --> 00:18:51,993
‫جدید و هیجان‌انگیز واسه اونا
‫یا واسه خودت؟

478
00:18:52,017 --> 00:18:53,094
‫چون انگار می‌خواستی...

479
00:18:53,118 --> 00:18:55,997
‫مجبورشون کنی یه کاری انجام بدن
‫که خودت می‌خواستی انجام بدی.

480
00:18:56,021 --> 00:18:58,600
‫چه معلم بدی هستی.

481
00:18:58,624 --> 00:18:59,984
‫اوه، خداجون.

482
00:19:00,008 --> 00:19:02,053
‫دقیقا همین کابوس رو دیده بودم.

483
00:19:02,077 --> 00:19:03,822
‫آره، مردم این حرف رو زیاد بهم می‌زنن.

484
00:19:03,846 --> 00:19:05,673
‫اسمش رو گذاشتم «آوا-وو».
‫(بر وزن دژاوو)

485
00:19:05,697 --> 00:19:06,724
‫حالا برو بیرون.

486
00:19:06,748 --> 00:19:07,759
‫یه قسمت جدید از «زیر عرشه» اومده...

487
00:19:07,783 --> 00:19:09,661
‫که باید واسه پادکست خودم،

488
00:19:09,685 --> 00:19:12,714
‫«کمبود اعتماد به نفس»،
‫نقدش کنم.

489
00:19:12,738 --> 00:19:14,065
‫می‌خواستم مثل سارا کینیگ بشم،

490
00:19:14,089 --> 00:19:18,136
‫می‌دونین، مثل یک دست ملایم
‫که داستان‌های جذاب رو میگه.

491
00:19:18,160 --> 00:19:20,738
‫در عوض سعی کردم قصد و نیت خودم رو...

492
00:19:20,762 --> 00:19:23,265
‫بر شنوندگان تاثیرپذیر، وارد کنم.

493
00:19:24,867 --> 00:19:26,535
‫حرکت روگن رو کردم.

494
00:19:27,719 --> 00:19:30,064
‫ملیسا، متاسفم که باختی.

495
00:19:30,088 --> 00:19:32,884
‫فکر می‌کنی جیکوب تو پادکست ازت چی بپرسه؟

496
00:19:32,908 --> 00:19:35,377
‫اوه، اون مزخرف رو انجام نمیدم.

497
00:19:38,647 --> 00:19:39,858
‫دیدین؟

498
00:19:39,882 --> 00:19:42,176
‫مثل یک سیمون بایلز قدبلند می‌مونم.

499
00:19:42,200 --> 00:19:45,830
‫همچین وقت‌هایی
‫من یاد سر لوار برتون میفتم،

500
00:19:45,854 --> 00:19:49,000
‫کسی که بهمون یاد داد
‫مطالعه مثل رنگین کمون می‌مونه...

501
00:19:49,024 --> 00:19:51,970
‫و یک جام طلایی که من برنده شدم.

502
00:19:51,994 --> 00:19:54,005
‫می‌دونی، جنین،
‫من دوباره قوانینی رو که...

503
00:19:54,029 --> 00:19:56,591
‫رستوران دو ناتس روی فرم‌شون
‫چاپ کردن رو خوندم.

504
00:19:56,615 --> 00:19:57,141
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها،

505
00:19:57,165 --> 00:19:58,860
‫باید چند بار یه سری چیزها رو...

506
00:19:58,884 --> 00:20:01,629
‫قشنگ بخونم تا همه چی رو بفهمم.

507
00:20:01,653 --> 00:20:03,147
‫«معلم پیروز به واسطه...

508
00:20:03,171 --> 00:20:06,784
‫هر کلاسی که بیشترین کتاب رو
‫خونده باشه، تعیین میشه».

509
00:20:06,808 --> 00:20:08,820
‫از اونجا که کلاس دومی‌ها و سومی‌های من...

510
00:20:08,844 --> 00:20:11,789
‫توی یک اتاق جا گرفتن،
‫توی یک کلاس،

511
00:20:11,813 --> 00:20:13,107
‫می‌تونم مجموع‌شون رو با هم جمع کنم،

512
00:20:13,131 --> 00:20:17,662
‫که متاسفانه باید بهت بگم
‫من برنده شدم.

513
00:20:17,686 --> 00:20:19,288
‫دو ناتس چی نوشته؟

514
00:20:27,262 --> 00:20:28,156
‫- خوشحالم که برگشتم، آقای سی.
‫- آره.

515
00:20:28,180 --> 00:20:29,991
‫مرسی که اجازه دادین
‫پادکست خودمون رو بسازیم.

516
00:20:30,015 --> 00:20:34,178
‫برای این قسمت از «این زندگی ابت»،
‫صدای کلرنس و رحیم رو می‌شنویم.

517
00:20:34,202 --> 00:20:37,932
‫خب، شما خبرنگارهای کوچولو
‫چه سوال‌هایی از من دارین؟

518
00:20:37,956 --> 00:20:40,718
‫مامانم میگه که توی کلوب شما رو دیده...

519
00:20:40,742 --> 00:20:44,622
‫همراه با تهیه‌کننده آقای ادی می‌رقصیدی.

520
00:20:44,646 --> 00:20:45,857
‫اوه، اه...

521
00:20:45,881 --> 00:20:46,891
‫این چه جوری پادکستیه؟

522
00:20:46,915 --> 00:20:48,893
‫خیلی‌خب، پس واقعا داشتین می‌رقصیدین.

523
00:20:48,917 --> 00:20:50,278
‫نه. نه، نه، نه، نه.
‫من...

524
00:20:50,302 --> 00:20:53,865
‫ما داشتیم، می‌دونین،
‫مثل مردم عادی می‌رقصیدیم، مگه نه؟

525
00:20:53,889 --> 00:20:55,149
‫- مثل مردم عادی.
‫- آره.

526
00:20:55,173 --> 00:20:57,819
‫مامان کلرنس میگه شما دوتا رو دیده
‫که با همدیگه از کلوب رفتین بیرون.

527
00:20:57,843 --> 00:20:58,803
‫چی؟! این حقیقت نداره.

528
00:20:58,827 --> 00:20:59,904
‫همم. پس چه اتفاقی افتاد؟

529
00:20:59,928 --> 00:21:02,473
‫من بیرون کلوب داشتم
‫با رفیقش ماوریس حرف می‌زدم.

530
00:21:02,497 --> 00:21:03,191
‫چی؟

531
00:21:03,215 --> 00:21:06,044
‫اه، جیکوب،
‫مگه دلت نمی‌خواست دقیقا...

532
00:21:06,068 --> 00:21:08,780
‫از همچین پادکستی دوری کنی؟

533
00:21:08,804 --> 00:21:09,864
‫راستش می‌خواستم بدونم...

534
00:21:09,888 --> 00:21:10,932
‫تو هم چیزی داری بگی یا نه.

535
00:21:10,956 --> 00:21:13,659
‫می‌دونی، به منظور اهداف خبرنگاری.

536
00:21:15,927 --> 00:21:18,189
‫این قسمت توسط
‫شبکه پادکست کلمن ساخته شده.

537
00:21:18,213 --> 00:21:20,582
‫آره، هنوز منتظر جواب سوالیم.

538
00:21:21,306 --> 00:21:27,306
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

