﻿1
00:00:04,046 --> 00:00:04,772
‫کلرنس.

2
00:00:04,796 --> 00:00:06,107
‫- حاضر.
‫- تیفانی.

3
00:00:06,131 --> 00:00:07,525
‫- حاضر.
‫- رحیم.

4
00:00:07,549 --> 00:00:09,027
‫میمیمیمی.

5
00:00:10,928 --> 00:00:12,322
‫این دیگه چی بود، رحیم؟

6
00:00:12,346 --> 00:00:14,282
‫فکر کنم اصلا انگلیسی هم نبود.

7
00:00:14,306 --> 00:00:16,701
‫از اونجا که به چند زبان مسلطم،
‫به هر زبانی کلمه‌بندی کنین، مشکلی نداره.

8
00:00:16,725 --> 00:00:18,578
‫آقای سی،
‫شما حتما زیر علف بودین،

9
00:00:18,602 --> 00:00:21,080
‫چون مشخصه که از همه‌جا بی‌خبرین.

10
00:00:21,104 --> 00:00:22,790
‫خب، راستش بالای شعبه آلدی زندگی می‌کنم،

11
00:00:22,814 --> 00:00:25,251
‫ولی، اه... چی...
‫از چی حرف می‌زنی؟

12
00:00:25,275 --> 00:00:26,836
‫مال برنامه جوراب‌های خنگوله.

13
00:00:26,860 --> 00:00:29,631
‫می‌دونین، چندتا جورابن
‫و کارهای خنده‌دار می‌کنن.

14
00:00:29,655 --> 00:00:31,591
‫همه‌جا هست.

15
00:00:33,617 --> 00:00:36,012
‫این جیمه، جوراب باشگاهی.
‫آواز می‌خونه.

16
00:00:36,036 --> 00:00:38,139
‫- اونم توسف...
‫- و تویشاست.

17
00:00:38,163 --> 00:00:39,682
‫دوقلون.

18
00:00:43,252 --> 00:00:45,230
‫نمی‌فهمم.
‫چندتا جوراب...

19
00:00:45,254 --> 00:00:46,564
‫چرت و پرت میگن.

20
00:00:46,588 --> 00:00:48,858
‫من نشونش میدم.
‫جورابم رو از قبل در اوردم.

21
00:00:48,882 --> 00:00:50,777
‫می-می-می-می-میمیمی.

22
00:00:53,136 --> 00:00:54,948
‫تویشا دقیقا همینجوریه.

23
00:00:54,972 --> 00:00:57,575
‫صبر کن ببینم، چی؟
‫تو این برنامه جوراب‌ها رو دیدی؟

24
00:00:57,599 --> 00:00:59,494
‫معلومه.
‫تموم ترندهای اینترنتی رو بلدم...

25
00:00:59,518 --> 00:01:02,455
‫باب اسفنجی، وقت ماجراجویی،
‫لونی تونز گنگستر.

26
00:01:02,479 --> 00:01:03,957
‫حالا نوبت برنامه جوراب‌های خنگوله.

27
00:01:03,981 --> 00:01:05,917
‫خیلی روان به زبون جورابی حرف می‌زنم.
‫داشته باش.

28
00:01:05,941 --> 00:01:08,628
‫می-می-ممی-می-می-میمیمی.

29
00:01:10,195 --> 00:01:12,799
‫هی، چی... چی گفت؟

30
00:01:12,823 --> 00:01:15,593
‫گفت، «این سفیدپوست پخمه
‫خبر نداره که جوراب‌هاش لنگه به لنگه است».

31
00:01:15,617 --> 00:01:17,262
‫شرم آوره.

32
00:01:17,286 --> 00:01:20,265
‫میمیمیمیمیمی.

33
00:01:20,289 --> 00:01:24,289
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

34
00:01:24,313 --> 00:01:28,313
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

35
00:01:28,337 --> 00:01:32,337
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

36
00:01:33,385 --> 00:01:34,737
‫امیدوارم یه گردهمایی دیگه...

37
00:01:34,761 --> 00:01:36,281
‫درباره یک سیستم ایمیل جدید نباشه.

38
00:01:36,305 --> 00:01:39,450
‫حاضر نیستم تایید دو مرحله‌ای رو فعال کنم.

39
00:01:39,474 --> 00:01:40,827
‫اصلا بذارن من رو هک کنن.

40
00:01:40,851 --> 00:01:42,537
‫هک هم کردن.

41
00:01:42,561 --> 00:01:44,414
‫یادت نمیاد اکانتت فیلم‌های پورن
‫واسه همه فرستاد؟

42
00:01:44,438 --> 00:01:45,581
‫نخیر.

43
00:01:45,605 --> 00:01:46,874
‫باشه.

44
00:01:46,898 --> 00:01:49,377
‫سلام. این صندلی مال کسیه؟

45
00:01:49,401 --> 00:01:51,421
‫چون می‌تونم سرپا وایستم.
‫شخصیتم رو می‌سازه.

46
00:01:53,989 --> 00:01:55,883
‫چند روزی هست که
‫از کنفرانس معلم‌ها برگشتیم...

47
00:01:55,907 --> 00:02:00,513
‫جایی که من و گرگوری...
‫یه لحظه جوگیر شدیم،

48
00:02:00,537 --> 00:02:01,973
‫چیز خاصی هم نبود.

49
00:02:01,997 --> 00:02:02,974
‫ولی الان هیچ مشکلی نداریم.

50
00:02:02,998 --> 00:02:05,101
‫یعنی اصلا عجیب و غریب هم نشده.

51
00:02:07,711 --> 00:02:10,106
‫راستش مال کسی نیست،
‫ولی ممکنه مال کسی بشه.

52
00:02:10,130 --> 00:02:11,941
‫توسط خودت، اگه...
‫اگه می‌خوای مال خودت کنی.

53
00:02:11,965 --> 00:02:12,692
‫آره، چون جایی واسه نشستن نیست.

54
00:02:12,716 --> 00:02:14,027
‫- پس، آره.
‫- باشه.

55
00:02:14,051 --> 00:02:15,028
‫- باشه پس.
‫- خیلی‌خب.

56
00:02:15,052 --> 00:02:15,778
‫- بگیر بشین، جنین.
‫- باشه.

57
00:02:15,802 --> 00:02:17,280
‫همه سرجاشون بشینن.

58
00:02:17,304 --> 00:02:18,906
‫باید تا چند لحظه دیگه...

59
00:02:18,930 --> 00:02:20,241
‫خبر خیلی مهمی رو بگم.

60
00:02:20,265 --> 00:02:21,284
‫الان‌هاست که پست بسته‌ام رو بیاره.

61
00:02:21,308 --> 00:02:23,494
‫دیگه وقتشه بیای، خوزه ال.

62
00:02:23,518 --> 00:02:25,246
‫شما کی بودین؟

63
00:02:25,270 --> 00:02:27,290
‫سازمان هنرهای دیواری فیلادلفیا هستن.

64
00:02:27,314 --> 00:02:29,334
‫اوه، درسته.
‫به هنرهای دیواری خوشامد میگیم،

65
00:02:29,358 --> 00:02:31,961
‫کسایی که ازشون خوشمون میاد
‫و هیجان‌زده‌ایم.

66
00:02:31,985 --> 00:02:33,921
‫- مگه نه؟
‫- آره.

67
00:02:33,945 --> 00:02:36,299
‫خب، هنرهای دیواری
‫یه برنامه دارن که مدرسه به مدرسه میرن،

68
00:02:36,323 --> 00:02:38,426
‫یک سری نقاشی‌های دیواری...

69
00:02:38,450 --> 00:02:40,637
‫فوق‌العاده و الهام‌بخش
‫با دانش آموزها خلق می‌کنن.

70
00:02:40,661 --> 00:02:43,931
‫چندین ساله که درخواست میدم
‫ولی بالاخره الان اومدن اینجا...

71
00:02:43,955 --> 00:02:45,933
‫و بهترین بخشش اینجاست
‫که دیوارنگاره قراره...

72
00:02:45,957 --> 00:02:47,477
‫درست بیرون کلاس من نقاشی بشه.

73
00:02:47,501 --> 00:02:49,937
‫خیلی هیجان‌زده‌ایم که به ابت اومدیم.

74
00:02:49,961 --> 00:02:53,608
‫یک هفته اینجاییم.

75
00:02:53,632 --> 00:02:56,235
‫این دیوارنگاره‌ها درباره میراث هستن.

76
00:02:56,259 --> 00:02:57,612
‫خوشحالیم با همه شما کار کنیم...

77
00:02:57,636 --> 00:03:02,075
‫تا بفهمیم چه چیزی نشانگر میراث
‫دبستان ابت خواهد بود.

78
00:03:02,099 --> 00:03:03,826
‫فهمیدین چی شد؟
‫با هم‌کلاسی‌هاتون حرف می‌زنین...

79
00:03:03,850 --> 00:03:04,661
‫و برای مدرسه نقاشی می‌کنین.

80
00:03:04,685 --> 00:03:05,995
‫طاقت نداریم، آقای سی.

81
00:03:06,019 --> 00:03:08,247
‫ایولا.

82
00:03:08,271 --> 00:03:09,624
‫می‌دونی، اگه تمرین لازم دارین،

83
00:03:09,648 --> 00:03:11,042
‫می‌تونین یه دست رنگ بنجامین مور
‫توی آپارتمانم بکشین.

84
00:03:11,066 --> 00:03:12,669
‫اه، ما فقط دیوارنگاره کار می‌کنیم.

85
00:03:12,693 --> 00:03:15,380
‫باشه پس یک رنگ سفید نازک
‫روی دیوارم بکشین.

86
00:03:17,072 --> 00:03:19,241
‫اوه، سلام علیک.

87
00:03:21,326 --> 00:03:23,721
‫وای. کلاس بغلیش درس میدی
‫و بعد با بهترین دوستش...

88
00:03:23,745 --> 00:03:25,056
‫قرار می‌ذاری؟

89
00:03:25,080 --> 00:03:27,433
‫اریکا، اینجا بچه هست.

90
00:03:27,457 --> 00:03:29,852
‫بگذریم، فکر کنم باید با مو قطع رابطه کنم.

91
00:03:29,876 --> 00:03:31,229
‫اوه، تا با گرگوری روی هم بریزین.

92
00:03:31,253 --> 00:03:33,106
‫نه. نه، نه، نه.
‫نه، نه.

93
00:03:33,130 --> 00:03:35,191
‫نه، فقط اینکه می‌دونی،
‫بوسه من رو به فکر برد...

94
00:03:35,215 --> 00:03:37,318
‫اگه من دارم بقیه رو می‌بوسم،
‫پس دیگه چقدر...

95
00:03:37,342 --> 00:03:39,445
‫واقعا دلم می‌خواد پیش مو بمونم؟
‫مگه نه؟

96
00:03:39,469 --> 00:03:40,613
‫پس می‌خوام همه‌چی رو بگم...

97
00:03:40,637 --> 00:03:42,281
‫اه، اه، اه.
‫از چی حرف می‌زنی؟

98
00:03:42,305 --> 00:03:44,117
‫مو که شوهرت نیست.

99
00:03:44,141 --> 00:03:45,743
‫فقط چند بار تو رو بُرده بیرون...

100
00:03:45,767 --> 00:03:48,579
‫و یک کیف با قیمت مناسب گرفته
‫که اصلا ازش خوشت هم نمیاد.

101
00:03:48,603 --> 00:03:50,706
‫ولی من خوشم میاد،
‫تولدم هم نزدیکه، پس...

102
00:03:50,730 --> 00:03:54,627
‫ببین، الان راحت می‌تونی
‫فعالیت‌های خارج از برنامه داشته باشی.

103
00:03:54,651 --> 00:03:57,130
‫آخه حس می‌کنم که
‫یک گفتگوی صادقانه بهش بدهکارم.

104
00:03:57,154 --> 00:03:59,465
‫جزئیاتش رو که بدهکار نیستی.

105
00:03:59,489 --> 00:04:01,884
‫ببین، اگه بخوای بگی،
‫فقط احساساتش رو جریحه‌دار می‌کنه...

106
00:04:01,908 --> 00:04:04,095
‫و احتمالا رابطه دوستیش
‫با گرگوری رو هم نابود می‌کنه.

107
00:04:04,119 --> 00:04:06,514
‫شاید حق با تو باشه.

108
00:04:06,538 --> 00:04:08,724
‫خبرچینی‌تون تموم شد؟
‫حالا میشه بریم؟

109
00:04:08,748 --> 00:04:11,561
‫اوه! من در جریان بذار.

110
00:04:11,585 --> 00:04:13,771
‫از اینجور هیجانات توی زندگیم لازم دارم.

111
00:04:13,795 --> 00:04:15,773
‫یه دختر خنگول ولی پدرسوخته‌ای.

112
00:04:19,593 --> 00:04:21,696
‫بارب. اوه، خداجون.
‫ببین چه ایمیلی واسم اومده.

113
00:04:21,720 --> 00:04:23,948
‫نه، نگو که دوباره پورن اومده.

114
00:04:23,972 --> 00:04:26,200
‫نه، دنبال حرف کریستن ماری می‌گشتم...

115
00:04:26,224 --> 00:04:28,161
‫که مدارس افسانه‌ای می‌خواد
‫ابت رو نمونه مردمی کنه،

116
00:04:28,185 --> 00:04:30,121
‫حق با اون بود.
‫یه کارزار آنلاین...

117
00:04:30,145 --> 00:04:31,748
‫چندتا از والدین ما شروع کردن...

118
00:04:31,772 --> 00:04:35,668
‫تا ابت رو بخشی از مدارس
‫نمونه مردمی افسانه‌ای کنن.

119
00:04:35,692 --> 00:04:39,088
‫چقدر گستاخ!

120
00:04:39,112 --> 00:04:41,299
‫چی باعث شده که همچین کاری بکنن؟

121
00:04:41,323 --> 00:04:43,259
‫خب، حتما اسم مدارس افسانه‌ای
‫اونا رو شیر کرده.

122
00:04:43,283 --> 00:04:44,886
‫آوازه‌ی خیلی خوبی دارن.

123
00:04:44,910 --> 00:04:47,972
‫باید یه راهی وجود داشته باشه
‫که جلوش رو بگیریم.

124
00:04:47,996 --> 00:04:49,599
‫یک شماره تلفنی هست...

125
00:04:49,623 --> 00:04:52,310
‫که می‌تونیم زنگ بزنیم
‫درباره کارزار حرف بزنیم.

126
00:04:52,334 --> 00:04:53,978
‫خب پس بهتره که زنگ بزنیم.

127
00:04:54,002 --> 00:04:56,189
‫می‌دونی، تظاهر کنیم
‫که از والدین مشتاق هستیم.

128
00:04:56,213 --> 00:04:57,523
‫آره، می‌دونی، بهتره من زنگ بزنم،

129
00:04:57,547 --> 00:04:59,233
‫چون توی شخصیت‌سازی حرفه‌ایم،

130
00:04:59,257 --> 00:05:00,735
‫«هی، با شماهام،

131
00:05:00,759 --> 00:05:03,905
‫دوست داریم اینجا نمونه مردمی بشیم».

132
00:05:03,929 --> 00:05:05,281
‫باشه، رابرت دنونو.

133
00:05:07,140 --> 00:05:08,225
‫شاید بهتره من زنگ بزنم.

134
00:05:10,769 --> 00:05:12,413
‫اوه.

135
00:05:12,437 --> 00:05:13,998
‫سلام، عزیزم.

136
00:05:14,022 --> 00:05:15,666
‫بله.

137
00:05:15,690 --> 00:05:18,961
‫می‌دونی، دوست دارم اطلاعاتی
‫درباره‌ی تبدیل ابت...

138
00:05:18,985 --> 00:05:22,048
‫به یک مدرسه نمونه مردمی بشنوم.

139
00:05:22,072 --> 00:05:24,050
‫بله.

140
00:05:24,074 --> 00:05:26,469
‫داره جواب میده.

141
00:05:26,493 --> 00:05:28,346
‫آره، پسر.
‫گفتم برو.

142
00:05:28,370 --> 00:05:30,973
‫تو هم قبول می‌کنی بری
‫همینجوری اطلاعات رو بفرستی؟

143
00:05:30,997 --> 00:05:33,309
‫خداحافظ.

144
00:05:33,333 --> 00:05:35,436
‫نمی‌خوام دروغ بگم، بارب،
‫خیلی عالی بازی کردی.

145
00:05:35,460 --> 00:05:37,313
‫بارب، اصلا روحم خبر نداشت
‫که اینقدر بااستعدادی.

146
00:05:37,337 --> 00:05:38,773
‫واسه خودت نابغه‌ای.

147
00:05:38,797 --> 00:05:40,817
‫به تموم نبوغ‌هایی که گیرمون بیاد،
‫احتیاج داریم...

148
00:05:40,841 --> 00:05:45,446
‫چون اون مداس افسانه‌ای کوفتی
‫قراره سراغمون بیاد.

149
00:05:45,470 --> 00:05:46,656
‫مدارس افسانه‌ای سراغمون میاد.

150
00:05:46,680 --> 00:05:48,658
‫متوجه شدیم. آره.

151
00:05:48,682 --> 00:05:49,742
‫جنین. اوه، خوب شد.

152
00:05:49,766 --> 00:05:53,162
‫اینجا رو کثیف نکن.

153
00:05:53,186 --> 00:05:55,289
‫دانش آموزهام پیش تیم هنرهای دیواری هستن،

154
00:05:55,313 --> 00:05:57,834
‫الان که ما حرف می‌زنیم،
‫دارن درباره میراث اینجا تصمیم می‌گیرن.

155
00:05:57,858 --> 00:05:59,377
‫از شروع همه‌چیز حرف می‌زنم.

156
00:05:59,401 --> 00:06:00,795
‫اوه، واو.

157
00:06:00,819 --> 00:06:02,296
‫طاقت ندارم ببینم چی انتخاب می‌کنن.

158
00:06:02,320 --> 00:06:03,339
‫صبر کن، چرا پیش‌شون نیستی؟

159
00:06:03,363 --> 00:06:04,882
‫خب، از اونجا اومدم بیرون...

160
00:06:04,906 --> 00:06:07,176
‫چون نمی‌خوام روی تصمیم‌شون
‫تاثیر بذارم.

161
00:06:07,200 --> 00:06:09,178
‫هنوز دیوارنگاره‌ای که تو مدرسه
‫کشیدم رو یادم میاد.

162
00:06:09,202 --> 00:06:10,513
‫هر موقع رد میشم،
‫یادش میفتم.

163
00:06:10,537 --> 00:06:12,557
‫اوه. آره، دقیقا. می‌بینی؟

164
00:06:12,581 --> 00:06:15,184
‫بخشی از میراث اونجا بودی
‫که فراموش نمیشه.

165
00:06:15,208 --> 00:06:17,228
‫میراث چیز مهمیه.
‫واسه همین عکس من...

166
00:06:17,252 --> 00:06:18,813
‫به‌خاطر خوردن 50 تا بال مرغ تند...

167
00:06:18,837 --> 00:06:21,023
‫روی دیوار تالار مشاهیر
‫رستوران وینگ بول، آویزونه.

168
00:06:21,047 --> 00:06:23,526
‫صبر کن ببینم.
‫اون عکس توئه؟

169
00:06:23,550 --> 00:06:24,777
‫همیشه فکر میکردم مایکل جوردنه.

170
00:06:24,801 --> 00:06:26,404
‫همیشه بهم میگن شبیه همدیگه‌ایم.

171
00:06:26,428 --> 00:06:28,281
‫تنها تفاوت بین اون ام‌جی
‫با این ام‌جی اینه...

172
00:06:28,305 --> 00:06:31,242
‫که من می‌تونم توپ رو کات دار پرت کنم.

173
00:06:31,266 --> 00:06:33,411
‫آقای هیل، دانش آموزهاتون تصمیم گرفتن.

174
00:06:33,435 --> 00:06:35,621
‫- این لحظه رو یادتون باشه...
‫- اوه، اوه.

175
00:06:35,645 --> 00:06:37,188
‫چون تاریخ مسلما به یاد خواهد داشت.

176
00:06:39,608 --> 00:06:41,419
‫احسنت.

177
00:06:41,443 --> 00:06:43,337
‫بحث خیلی خوبی داشتیم.

178
00:06:43,361 --> 00:06:45,298
‫ایده‌های فوق‌العاده‌ی زیادی مطرح شد...

179
00:06:45,322 --> 00:06:46,966
‫که دلشون می‌خواد میراث چی باشه.

180
00:06:46,990 --> 00:06:49,510
‫بالاخره روی یک گزینه خیلی خاص،
‫توافق نظر کردیم.

181
00:06:49,534 --> 00:06:51,637
‫اووه، بذارین حدس بزنم.
‫جان کولترین؟

182
00:06:51,661 --> 00:06:53,180
‫ویل اسمیت؟

183
00:06:53,204 --> 00:06:54,706
‫اوه، خداجون.
‫من که نیستم، ها؟

184
00:07:06,968 --> 00:07:08,613
‫خیلی‌خب، باشه.

185
00:07:08,637 --> 00:07:10,489
‫من رو خندوندین.

186
00:07:10,513 --> 00:07:11,782
‫بوو-یاه!

187
00:07:11,806 --> 00:07:13,909
‫واو. عاشق سرکاری خوبم.

188
00:07:13,933 --> 00:07:15,494
‫ولی جدی میگم...

189
00:07:15,518 --> 00:07:16,912
‫تصمیم گرفتین چی باشه؟

190
00:07:16,936 --> 00:07:20,249
‫مگه جوراب‌ها رو نمی‌بینین؟

191
00:07:20,273 --> 00:07:22,501
‫همه این رو می‌خوان؟

192
00:07:22,525 --> 00:07:24,712
‫بله.

193
00:07:24,736 --> 00:07:25,880
‫بالاخره یه نفر حرف حق بزنه.

194
00:07:25,904 --> 00:07:27,298
‫کلرنس، حرف بزن.

195
00:07:27,322 --> 00:07:29,842
‫آقای سی،
‫از طرف تموم بچه‌های کلاس...

196
00:07:29,866 --> 00:07:31,344
‫دلم می‌خواد بگم...

197
00:07:31,368 --> 00:07:34,013
‫میمیمیمیمیمی.

198
00:07:37,957 --> 00:07:41,145
‫خیلی‌خب، دارم تجزیه و تحلیلش می‌کنم.

199
00:07:41,169 --> 00:07:42,688
‫آخه قضیه اینه که...

200
00:07:42,712 --> 00:07:45,149
‫قبلا توی کلاس به ایده‌های
‫خیلی خوبی رسیده بودیم.

201
00:07:45,173 --> 00:07:46,484
‫واسه همین الان یه خرده جا خوردم.

202
00:07:46,508 --> 00:07:48,527
‫اصلا به میراث اشاره کردن؟

203
00:07:48,551 --> 00:07:51,656
‫آره. بعد یکیشون میراث رو
‫«میر-کون» صدا کرد.

204
00:07:51,680 --> 00:07:53,032
‫بعدش همه خندیدن.

205
00:07:53,056 --> 00:07:54,784
‫ولی بعدش ایده جوراب به ذهنشون رسید...

206
00:07:54,808 --> 00:07:56,494
‫و انگار بیشتر از همه درگیرشون می‌کنه.

207
00:07:56,518 --> 00:08:00,456
‫احتمالش هست که یک روز دیگه
‫فرصت بدی که موضوع رو انتخاب کنیم؟

208
00:08:00,480 --> 00:08:03,000
‫حتما، ولی یادت باشه،
‫ما جمعه از اینجا میریم.

209
00:08:03,024 --> 00:08:04,710
‫برنامه‌ریزی فشرده‌ای داریم.

210
00:08:04,734 --> 00:08:06,587
‫نقاشی‌ها خودشون روی دیوارها نمیرن.

211
00:08:06,611 --> 00:08:08,631
‫زیبا گفتی.
‫ممنونم.

212
00:08:08,655 --> 00:08:10,091
‫- لطف می‌کنی.
‫- قابل نداره.

213
00:08:10,115 --> 00:08:12,259
‫اوه راستی برنامه تلویزیونی رو نشونم دادن.

214
00:08:12,283 --> 00:08:14,053
‫خیلی خنده‌داره.

215
00:08:14,077 --> 00:08:18,307
‫اون قسمت رو دیدی که توسف میگه،
‫«می؟ می میمیمی میمی؟»

216
00:08:20,125 --> 00:08:21,668
‫هر چی بخواد میگه.

217
00:08:24,254 --> 00:08:26,982
‫باید به مدارس افسانه‌ای نشون بدیم
‫که ما از جامون تکون نمی‌خوریم.

218
00:08:27,006 --> 00:08:29,235
‫- اهوم. اهوم.
‫- هر چی تعدادمون بیشتر، قدرتمون بیشتر.

219
00:08:29,259 --> 00:08:32,655
‫باید به اعضاء کلیسا بگم
‫که نامه پشتیبانی بنویسن.

220
00:08:32,679 --> 00:08:36,242
‫یا اینکه می‌تونم یه یادداشت
‫واسه دریماند بفرستم، غیرقابل ردگیری باشه.

221
00:08:36,266 --> 00:08:38,285
‫به بچه‌های کلاسم بگم
‫حروف نامه رو از یه مجله بکنن.

222
00:08:38,309 --> 00:08:39,662
‫جالب میشه.

223
00:08:39,686 --> 00:08:41,080
‫می‌دونین، من و ایگی داریم...

224
00:08:41,104 --> 00:08:42,581
‫فیلم‌های جنگ ستارگان رو دوباره می‌بینیم،

225
00:08:42,605 --> 00:08:44,667
‫به نظرم مبارزه با یک امپراتوری
‫شیطانی عظیم، کار خیلی سختیه.

226
00:08:44,691 --> 00:08:46,293
‫مطمئنین که نمی‌خوایم
‫به یک نمونه مردمی تبدیل بشیم؟

227
00:08:46,317 --> 00:08:47,795
‫چون نمی‌فهمم چرا اینقدر بده.

228
00:08:47,819 --> 00:08:50,798
‫واسه تدریس تو این مدارس،
‫حتی لازم نیست معلم رسمی باشی.

229
00:08:50,822 --> 00:08:52,675
‫ولی با این حال بودجه ما رو می‌گیرن.

230
00:08:52,699 --> 00:08:55,469
‫تازه به هزینه‌های شخصی
‫از طرف خیرین پولدار...

231
00:08:55,493 --> 00:08:56,887
‫با انگیزه‌های پنهون، اشاره نکنم.

232
00:08:56,911 --> 00:08:58,472
‫به به.
‫پول باد آورده اینور اونور بره؟

233
00:08:58,496 --> 00:09:00,224
‫با همچین چیز خوبی من رو تهدید نکن.

234
00:09:00,248 --> 00:09:02,435
‫اوه، اگه تبدیل به مدرسه نمونه مردمی بشیم،

235
00:09:02,459 --> 00:09:05,271
‫دیگه تک تک بچه‌های محله نمی‌تونن
‫روی آموزش در ابت حساب باز کنن.

236
00:09:05,295 --> 00:09:07,690
‫اگه طوری بشه که فقط نصف این دانش آموزها...

237
00:09:07,714 --> 00:09:10,651
‫- قرار باشه سال بعد بیان، چی؟
‫- کدوم نصف رو میگی؟

238
00:09:10,675 --> 00:09:14,113
‫آوا، مدارس نمونه مردمی
‫خودشون برنامه درسی رو واسه آدم می‌نویسن.

239
00:09:14,137 --> 00:09:15,865
‫خب، من که اصلا قصد ندارم بخونمشون،

240
00:09:15,889 --> 00:09:18,075
‫- ولی به نظر عالی میاد.
‫- نخیر نیست!

241
00:09:18,099 --> 00:09:19,577
‫تموم هویتت رو از دست میدی.

242
00:09:19,601 --> 00:09:21,370
‫کریستن ماری بهم گفت
‫که اونجا می‌شینن...

243
00:09:21,394 --> 00:09:23,873
‫و مطمئن میشن که
‫دقیقا همون کلمات اونا رو بگی.

244
00:09:23,897 --> 00:09:25,041
‫خب، شما باید روی ارائه‌تون کار کنین،

245
00:09:25,065 --> 00:09:26,375
‫چون به نظر میاد ابت...

246
00:09:26,399 --> 00:09:28,193
‫در شرف پیشرفت قرار داره.

247
00:09:29,569 --> 00:09:32,548
‫اوه. پس زنده‌ای.

248
00:09:32,572 --> 00:09:34,717
‫سلام، آره، پسر.
‫هنوز نفس می‌کشم.

249
00:09:34,741 --> 00:09:37,011
‫این رو به چت گروه بگو، داداش.
‫مفقودالاثر شدی.

250
00:09:37,035 --> 00:09:38,512
‫چون هر دفعه که گروه قبلی رو...

251
00:09:38,536 --> 00:09:39,889
‫نمی‌تونی پیدا کنی،
‫یکی جدید می‌سازی.

252
00:09:39,913 --> 00:09:42,224
‫نمی‌تونم تموم 57 تا گروه رو چک کنم.

253
00:09:42,248 --> 00:09:44,894
‫حالا بگذریم.
‫اومدم سر ناهار جنین رو غافلگیر کنم.

254
00:09:44,918 --> 00:09:46,562
‫امیدوارم از غافلگیری خوشش بیاد.

255
00:09:46,586 --> 00:09:48,189
‫و همینطور ناهار.

256
00:09:48,213 --> 00:09:50,483
‫من و ماوریس مشکلی نداریم.
‫هیچ مشکلی نداریم.

257
00:09:50,507 --> 00:09:52,276
‫آخه با همدیگه دوستیم.
‫چرا مشکل داشته باشیم؟

258
00:09:52,300 --> 00:09:54,236
‫اونم یک تعامل ناخوشایند نبود.

259
00:09:54,260 --> 00:09:57,531
‫شما دارین بزرگش می‌کنین.

260
00:09:57,555 --> 00:09:59,992
‫اوه، سلام، ماوریس.
‫سلام.

261
00:10:00,016 --> 00:10:02,912
‫انتظار نداشتم که تو رو سر کارم ببینم.

262
00:10:02,936 --> 00:10:04,538
‫مو-دیت شما از راه رسید.

263
00:10:04,562 --> 00:10:06,082
‫- اوه.
‫- فهمیدی؟

264
00:10:06,106 --> 00:10:08,667
‫مثل شرکت پُستمیت می‌مونه،
‫ولی اسمم موئه و با هم قرار می‌ذاریم.

265
00:10:08,691 --> 00:10:11,170
‫اوه. آخی، مرسی.

266
00:10:11,194 --> 00:10:12,779
‫پنج ستاره گرفتی.

267
00:10:14,322 --> 00:10:17,885
‫خب، امم، می‌خوای فردا بریم بیرون؟

268
00:10:17,909 --> 00:10:19,512
‫اام، آره. 100 درصد.

269
00:10:19,536 --> 00:10:21,305
‫خیلی دوست دارم. آره.

270
00:10:21,329 --> 00:10:23,724
‫شاید بتونیم یه جای خلوت بریم...

271
00:10:23,748 --> 00:10:26,018
‫- جایی که بتونیم حرف بزنیم.
‫- واو.

272
00:10:26,042 --> 00:10:28,521
‫می‌خوای بری «بون تاون»؟

273
00:10:28,545 --> 00:10:30,064
‫بون تاون فیلی رو میگی؟
‫رستوران گوشت دنده.

274
00:10:30,088 --> 00:10:32,483
‫اوه، آره.
‫آره، آره، آره.

275
00:10:32,507 --> 00:10:33,901
‫خیلی دوست دارم باهات به بون تاون برم.

276
00:10:33,925 --> 00:10:35,820
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

277
00:10:38,346 --> 00:10:42,201
‫خیلی‌خب. امروز همون روزیه
‫که یک طرح دیوارنگاره...

278
00:10:42,225 --> 00:10:44,286
‫با معنی و متقاعدکننده
‫انتخاب می‌کنیم که شما...

279
00:10:44,310 --> 00:10:45,704
‫تا آخر عمر فراموشش نمی‌کنین.

280
00:10:45,728 --> 00:10:46,997
‫طرح «برنامه جوراب‌های خنگول»
‫چه مشکلی داشت؟

281
00:10:47,021 --> 00:10:48,457
‫آره.

282
00:10:48,481 --> 00:10:50,751
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫نظرتون چیه که با من...

283
00:10:50,775 --> 00:10:52,878
‫به یک سفر خیالی بیاین؟

284
00:10:52,902 --> 00:10:54,380
‫بیست سال دیگه در آینده‌ایم.

285
00:10:54,404 --> 00:10:56,465
‫عشق‌تون صندلی کمک راننده نشسته،

286
00:10:56,489 --> 00:10:58,092
‫بچه‌هاتون هم صندلی عقب نشستن...

287
00:10:58,116 --> 00:10:59,593
‫که با زحمت کمربند ایمنیشون رو بستین.

288
00:10:59,617 --> 00:11:01,971
‫جای مدرسه ابت وایمیستین
‫و از شیشه نگاه می‌کنین.

289
00:11:01,995 --> 00:11:03,681
‫صبر کنین. فکر می‌کردم
‫دیوارنگاره قراره توی مدرسه باشه.

290
00:11:03,705 --> 00:11:06,142
‫چرا وقتم رو واسه سر زدن
‫به مدرسه، تلف می‌کنم؟

291
00:11:06,166 --> 00:11:07,393
‫آره. غیرعادیه.

292
00:11:07,417 --> 00:11:08,727
‫باشه. شما... داخل مدرسه‌این،

293
00:11:08,751 --> 00:11:10,104
‫بچه‌هاتون رو می‌رسونین.

294
00:11:10,128 --> 00:11:11,647
‫من بچه‌هام رو اینجا نمی‌فرستم.

295
00:11:11,671 --> 00:11:14,066
‫آره. آخه چه مشکلی توی زندگیم پیش اومده...

296
00:11:14,090 --> 00:11:15,442
‫که بچه‌هام رو به ابت فرستادم؟

297
00:11:15,466 --> 00:11:16,777
‫ببینین، باشه،

298
00:11:16,801 --> 00:11:18,946
‫شما یه فرد بالغ شدین...

299
00:11:18,970 --> 00:11:22,575
‫که اومدین از حرفه کاری‌تون حرف بزنین
‫و یک دیوارنگاره می‌بینین...

300
00:11:22,599 --> 00:11:25,744
‫دیوارنگاره‌ای که با هم‌کلاسی‌هاتون
‫به سختی روش کار کردین.

301
00:11:25,768 --> 00:11:27,830
‫میراث‌تون.

302
00:11:27,854 --> 00:11:29,540
‫حالا، در ذهن‌تون...

303
00:11:29,564 --> 00:11:32,793
‫اون دیوارنگاره واقعا
‫خونواده جوراب‌های خنگوله؟

304
00:11:32,817 --> 00:11:34,628
‫- معلومه.
‫- آره.

305
00:11:34,652 --> 00:11:38,424
‫فقط می‌خوام بگم که شما الان
‫«برنامه جوراب‌های خنگول» رو دوست دارین،

306
00:11:38,448 --> 00:11:41,677
‫ولی شاید تا 20 سال دیگه
‫اصلا اون رو یادتون نیاد.

307
00:11:41,701 --> 00:11:43,345
‫ولی شما گفتی به خاطر تغییرات اقلیمی...

308
00:11:43,369 --> 00:11:44,680
‫تا 20 سال دیگه همه‌مون می‌میریم.

309
00:11:44,704 --> 00:11:46,515
‫گفتم «مگه اینکه الان اقدام کنیم».

310
00:11:46,539 --> 00:11:48,601
‫الان دانش آموزیم.
‫چه اقدامی می‌تونیم بکنیم؟

311
00:11:48,625 --> 00:11:51,437
‫ببینین، ایده برنامه جوراب‌های خنگول رو
‫اجرا نمی‌کنیم، خیلی‌خب؟

312
00:11:51,461 --> 00:11:54,023
‫کلی ایده‌های دیگه‌ای هم
‫به ذهنتون رسیده بود.

313
00:11:54,047 --> 00:11:55,733
‫یکی از اون‌ها رو انتخاب کنین.
‫هر کدوم که خواستین.

314
00:11:55,757 --> 00:11:58,194
‫میمیمی.

315
00:11:58,218 --> 00:12:02,055
‫میمیمیمیمی.

316
00:12:14,734 --> 00:12:16,837
‫- سلام همکار.
‫- سلام.

317
00:12:16,861 --> 00:12:19,965
‫چند ساعت پیش ماوریس رو دیدم
‫و بابت اتفاقی که...

318
00:12:19,989 --> 00:12:22,885
‫تو کنفرانس معلمین افتاد، ناراحتم.

319
00:12:22,909 --> 00:12:24,345
‫حس می‌کنم دوست بدی
‫برای هردوتون بودم.

320
00:12:24,369 --> 00:12:26,388
‫نمی‌خواد حس بدی داشته باشی.

321
00:12:26,412 --> 00:12:29,350
‫ببین، حتی بدون اتفاقی که افتاد،

322
00:12:29,374 --> 00:12:32,102
‫بازم رابطه من و ماوریس
‫آنچنان گیردار نبود.

323
00:12:32,126 --> 00:12:34,605
‫یعنی اگه رابطه خاصی بود
‫که بعد من دیگه...

324
00:12:34,629 --> 00:12:38,108
‫- تو رو نمی‌بوسیدم، مگه نه؟
‫- درسته.

325
00:12:38,132 --> 00:12:41,737
‫می‌خوام با مو به بون تاون برم...

326
00:12:41,761 --> 00:12:45,324
‫و بعدش می‌خوام باهاش قطع رابطه کنم.

327
00:12:45,348 --> 00:12:47,493
‫واو. خیلی‌خب، حس می‌کنم
‫اطلاعات زیادی گرفتم...

328
00:12:47,517 --> 00:12:49,036
‫و یه جورایی بی‌رحمی می‌کنی.

329
00:12:49,060 --> 00:12:50,663
‫می‌دونم، ولی اگه قراره این کار رو بکنم،

330
00:12:50,687 --> 00:12:53,523
‫شاید بهتره وسط کلی گوشت
‫با صورت پُر از چاشنی باشم.

331
00:12:56,943 --> 00:12:58,879
‫اوه، پس منظورت... رستوران باربیکیو بود.

332
00:12:58,903 --> 00:13:01,548
‫- آره.
‫- اوه. اوه. باشه.

333
00:13:01,572 --> 00:13:03,342
‫امم، خب، ماوریس هنوز دوست منه،

334
00:13:03,366 --> 00:13:06,470
‫پس بهتره من درباره بوسه بهش بگم،

335
00:13:06,494 --> 00:13:07,846
‫از اونجا که باهاش قطع رابطه می‌کنی.

336
00:13:07,870 --> 00:13:09,515
‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه.

337
00:13:09,539 --> 00:13:10,933
‫داشتم با اریکا حرف می‌زدم و گفت...

338
00:13:10,957 --> 00:13:13,018
‫بهتره که وارد جزئیات نشم.

339
00:13:13,042 --> 00:13:14,770
‫خب، من هنوز می‌خوام
‫مشکلی با مو نداشته باشم.

340
00:13:14,794 --> 00:13:17,022
‫نمی‌خوام بابتش عذاب وجدان بگیرم.

341
00:13:17,046 --> 00:13:20,276
‫خب، اگه قراره بفهمه،
‫پس من باید بهش بگم.

342
00:13:20,300 --> 00:13:21,610
‫تو اصلا نمی‌خواستی بهش بگی
‫حالا می‌خوای زودتر بگی؟

343
00:13:21,634 --> 00:13:23,636
‫چون نمی‌خواستم ناراحتش کنم.

344
00:13:25,930 --> 00:13:27,908
‫خیلی‌خب، ببین،
‫گمونم تنها راه حل اینه که...

345
00:13:27,932 --> 00:13:31,328
‫با همدیگه به بون تاون بریم...

346
00:13:31,352 --> 00:13:34,498
‫و ازش عذرخواهی کنیم.
‫تنها راه همینه.

347
00:13:34,522 --> 00:13:36,208
‫باشه. با همدیگه.

348
00:13:36,232 --> 00:13:37,025
‫باشه.

349
00:13:39,861 --> 00:13:41,422
‫آها! خیلی‌خب.

350
00:13:41,446 --> 00:13:44,717
‫خیلی ممنون که صبر کردی.

351
00:13:44,741 --> 00:13:47,553
‫اه، من و دانش آموزهام
‫یه ایده جدید داریم...

352
00:13:47,577 --> 00:13:49,346
‫که هوش از سرتون می‌بره.

353
00:13:51,039 --> 00:13:53,183
‫اون نمونه رنگ‌هایی که واسه
‫اتاق خوابم فرستادم رو دیدی؟

354
00:13:53,207 --> 00:13:54,560
‫دنبال یه چیز سکسی و خطرناکم.

355
00:13:54,584 --> 00:13:57,396
‫بازم میگم که ما
‫اقامتگاه‌های شخصی رو رنگ نمی‌کنیم.

356
00:13:57,420 --> 00:13:58,605
‫سازمان غیرانتفاعی هستیم.

357
00:13:58,629 --> 00:14:00,357
‫کی گفت قراره بهتون پول بدم؟

358
00:14:00,381 --> 00:14:05,195
‫دیوارنگاره ما یک درخت چناره
‫که هر ریشه نشانگر...

359
00:14:05,219 --> 00:14:07,406
‫یک بخش از غرب فیلادلفیاست،

360
00:14:07,430 --> 00:14:10,367
‫گرد هم اومدن تا جامعه قوی
‫ما رو تشکیل بدن.

361
00:14:10,391 --> 00:14:13,287
‫عالیه. بذار گروهم رو بیارم.
‫کارمون رو شروع می‌کنیم.

362
00:14:13,311 --> 00:14:14,538
‫چرا اینقدر ناراحتین؟

363
00:14:14,562 --> 00:14:15,706
‫صبر کنین، امروز دوشنبه است؟

364
00:14:15,730 --> 00:14:17,833
‫ما می‌خواستیم
‫«برنامه جوراب‌های خنگول» رو بکشیم،

365
00:14:17,857 --> 00:14:20,294
‫ولی آقای سی گفت نمی‌تونیم.

366
00:14:20,318 --> 00:14:23,422
‫خیلی‌خب، وقتی که گفتم
‫من و بچه‌ها یه ایده جدید داریم،

367
00:14:23,446 --> 00:14:27,342
‫اعتراف می‌کنم که اونا رو
‫به یک سمت خاص هدایت کردم.

368
00:14:27,366 --> 00:14:29,887
‫خب، دوباره یک سفیدپوست
‫واسه همه تصمیم می‌گیره.

369
00:14:29,911 --> 00:14:31,513
‫پس اینجوری جواب نمیده.

370
00:14:31,537 --> 00:14:34,349
‫هدف هنرهای دیواری اینه که
‫با همکاری بچه‌ها انجام بشه...

371
00:14:34,373 --> 00:14:36,060
‫و بچه‌ها راننده اصلی این دیوارنگاره باشن.

372
00:14:36,084 --> 00:14:37,686
‫آره، درسته،
‫همه می‌روندیم.

373
00:14:37,710 --> 00:14:39,063
‫خب، اونا توی ماشین بودن.

374
00:14:39,087 --> 00:14:40,397
‫انتخاب‌مون نبود.

375
00:14:40,421 --> 00:14:42,024
‫واقعا که، جیکوب،
‫فکر می‌کردم تو...

376
00:14:42,048 --> 00:14:42,983
‫یکی از اون خوبایی.

377
00:14:43,007 --> 00:14:44,568
‫درسته. هستم.

378
00:14:44,592 --> 00:14:46,111
‫نمی‌تونیم بدون عذاب وجدان...

379
00:14:46,135 --> 00:14:48,238
‫دیوارنگاره‌ای رو بکشیم
‫که بچه‌ها علاقه‌ای بهش ندارن.

380
00:14:48,262 --> 00:14:49,907
‫متاسفانه، از اونجا که شما و دانش آموزها...

381
00:14:49,931 --> 00:14:51,784
‫به ایده واحد نرسیدین،
‫دیگه وقت ما هم تموم شده.

382
00:14:51,808 --> 00:14:53,202
‫نه، نه.

383
00:14:53,226 --> 00:14:54,244
‫سال بعد برمی‌گردیم.

384
00:14:54,268 --> 00:14:55,996
‫ما سال دیگه اینجا نیستیم!

385
00:14:56,020 --> 00:14:57,790
‫آره. خیلی ممنون، آقای هیل.

386
00:14:59,899 --> 00:15:02,127
‫خب، انگار برنامه کاریتون خالی شده.

387
00:15:02,151 --> 00:15:03,986
‫نظرت در مورد رنگ ارغوانی
‫واسه راهرو خونه چیه؟

388
00:15:05,988 --> 00:15:08,509
‫میمیمیمی. میمی.

389
00:15:09,700 --> 00:15:11,428
‫نمی‌فهمم.

390
00:15:11,452 --> 00:15:13,764
‫این برنامه مسخره
‫از هوا واسه بچه‌ها مهم‌تره.

391
00:15:13,788 --> 00:15:15,599
‫چیه، حس شوخ‌طبعی نداری؟

392
00:15:15,623 --> 00:15:18,268
‫بهش میگن استخوان بازو.
‫درسته.

393
00:15:18,292 --> 00:15:19,937
‫چرا آخه اینجوری می‌کنی؟

394
00:15:19,961 --> 00:15:22,481
‫ببین، من عاشق «اد، ادد ان اددی» بودم،
‫ولی زیادی بالا بالاش کردن.

395
00:15:22,505 --> 00:15:24,066
‫می‌دونی، کلی سابردیت هست...

396
00:15:24,090 --> 00:15:26,568
‫که واسه یافتن معنای پنهون
‫اون برنامه درست شده.

397
00:15:26,592 --> 00:15:29,988
‫اونا با یک تخته چوب دوست بودن
‫که روش صورتک کشیده شده بود.

398
00:15:30,012 --> 00:15:31,490
‫نوستالژیه. مهمه.

399
00:15:31,514 --> 00:15:32,991
‫نمی‌تونی اون رو از بچه‌ها بگیری.

400
00:15:33,015 --> 00:15:34,243
‫آره، می‌دونم،
‫ولی آخه به نظرم...

401
00:15:34,267 --> 00:15:35,994
‫دیوارنگاره باید نشانگر یه چیز مهم‌تر باشه.

402
00:15:36,018 --> 00:15:38,330
‫مثلا جنین گفت
‫هر دفعه از کنار دیوارنگاره‌ای که...

403
00:15:38,354 --> 00:15:39,998
‫توی دبستان کشیدن، رد میشه،

404
00:15:40,022 --> 00:15:42,000
‫پر از احساس غرور میشه.

405
00:15:42,024 --> 00:15:43,335
‫اوه، نه.
‫نه، نه، نه.

406
00:15:43,359 --> 00:15:45,420
‫واسه این یادم مونده
‫چون خیلی خجالت‌آور بود.

407
00:15:45,444 --> 00:15:49,133
‫باب اسفنجی با دورگ و شنل
‫و این خرت و پرت‌ها بود.

408
00:15:49,157 --> 00:15:51,468
‫آره. واقعا آرزو می‌کردم
‫یه چیز دیگه انتخاب می‌کردیم.

409
00:15:51,492 --> 00:15:53,470
‫- حداقل می‌بردیمش داخل.
‫- دیدی؟

410
00:15:53,494 --> 00:15:55,097
‫من از همین حرف می‌زنم.

411
00:15:55,121 --> 00:15:56,890
‫می‌خوام به چیزی که دوست دارن،
‫احترام بذارم،

412
00:15:56,914 --> 00:15:58,225
‫ولی اینم می‌خوام در آینده...

413
00:15:58,249 --> 00:15:59,726
‫به کاری که کردن، افتخار کنن.

414
00:15:59,750 --> 00:16:01,562
‫آره، خب، حدس بزن چی شد.
‫تدریس یعنی همین، رفیق.

415
00:16:01,586 --> 00:16:02,980
‫باید الان بهشون احترام بذاری
‫در حالی که...

416
00:16:03,004 --> 00:16:04,022
‫واسه آینده آماده‌شون می‌کنی.

417
00:16:04,046 --> 00:16:05,023
‫اوهوم.

418
00:16:05,047 --> 00:16:06,400
‫حق با توئه.

419
00:16:06,424 --> 00:16:07,818
‫- خواهش می‌کنم.
‫- اوه، دیگه دیر شده.

420
00:16:07,842 --> 00:16:09,570
‫گروه دیوارنگاره دیگه از اینجا رفتن.

421
00:16:09,594 --> 00:16:11,780
‫می‌دونی چیه؟

422
00:16:11,804 --> 00:16:13,157
‫واسه کسی که به حزب سوم رای میده،

423
00:16:13,181 --> 00:16:15,284
‫خیلی زود خودت رو از پیش باخته می‌دونی.

424
00:16:15,308 --> 00:16:19,353
‫یالا ببینم. بیا بریم واسه چندتا
‫هنرمند نازک نارنجی، قلدری کنیم.

425
00:16:21,939 --> 00:16:24,209
‫اومدم مدیر کلمن رو ببینم.

426
00:16:24,233 --> 00:16:26,170
‫خب، اگه می‌خوای حکم احضاریه
‫بهش بدی، موفق باشی.

427
00:16:26,194 --> 00:16:28,881
‫خروجی‌های مخفی تو کل مدرسه داره.

428
00:16:28,905 --> 00:16:31,258
‫نیکول!
‫جاش توی ادینگتون چیکار می‌کنه؟

429
00:16:31,282 --> 00:16:33,051
‫باید دوباره بیارمش ابت.

430
00:16:33,075 --> 00:16:34,428
‫اخراجش کردن.

431
00:16:34,452 --> 00:16:38,682
‫نه، با چه حقی؟

432
00:16:38,706 --> 00:16:41,602
‫«متاسفانه باید به اطلاع شما برسونیم
‫که جاشوا ریچاردسون...

433
00:16:41,626 --> 00:16:43,520
‫دیگه در حد استانداردهای موردنیاز...

434
00:16:43,544 --> 00:16:45,522
‫برای پرورش آموزشی نیست»؟

435
00:16:45,546 --> 00:16:49,276
‫خزعبلاتیه که واسه پایین آوردن
‫نمرات کلی مدرسه، سر هم کردن.

436
00:16:49,300 --> 00:16:52,362
‫اونا رو دانش آموز نمی‌بینن.
‫نمرات آزمون می‌بینن.

437
00:16:52,386 --> 00:16:55,240
‫تا حالا اینقدر ناراحت ندیده بودمش.
‫اینجا واسه‌ش جا هست؟

438
00:16:55,264 --> 00:16:57,159
‫شوخی می‌کنی؟
‫اون اولین دانش آموزی بود که...

439
00:16:57,183 --> 00:16:59,453
‫به جیکوب گفت «اختاپوس».
‫معلومه که جاشوا رو ثبت نام میکنم.

440
00:16:59,477 --> 00:17:02,104
‫خیلی خوشحال میشه دوباره برگرده ابت.

441
00:17:04,023 --> 00:17:05,667
‫مدارس نمونه مردمی افسانه‌ای...

442
00:17:05,691 --> 00:17:06,835
‫اگه قراره کسی از حوزه آموزشی...

443
00:17:06,859 --> 00:17:08,128
‫سوءاستفاده کنه، باید من باشم.

444
00:17:08,152 --> 00:17:09,630
‫حالا، شما دونفر هم باید همراهی کنین.

445
00:17:09,654 --> 00:17:11,131
‫اول باید با کی بجنگیم؟

446
00:17:11,155 --> 00:17:14,301
‫خب، زیاد درباره سفرمون
‫توی این راه مطمئن نیستم،

447
00:17:14,325 --> 00:17:17,137
‫ولی آمین به مقصدمون.

448
00:17:17,161 --> 00:17:19,389
‫به تیم خوش اومدی.

449
00:17:19,413 --> 00:17:21,540
‫دنده می‌خورم.
‫مرسی.

450
00:17:23,709 --> 00:17:25,020
‫چه خبرا، جنین؟

451
00:17:25,044 --> 00:17:27,439
‫و گرگوری؟
‫تو هم اهل بون تاون اومدنی؟

452
00:17:27,463 --> 00:17:29,441
‫سلام، ماوریس.
‫می‌خواستیم باهات حرف بزنیم.

453
00:17:29,465 --> 00:17:30,234
‫آره.

454
00:17:30,258 --> 00:17:32,110
‫چرا اینقدر ترسناک، داداش؟

455
00:17:32,134 --> 00:17:34,154
‫روی میز فلفل هالاپینو هست.

456
00:17:34,178 --> 00:17:38,158
‫ببین، می‌دونی که چقدر
‫به رابطه دوستیمون اهمیت میدم.

457
00:17:38,182 --> 00:17:40,702
‫فکر نکنم تا حالا شنیده باشم
‫این حرف رو زده باشی، ولی باشه.

458
00:17:40,726 --> 00:17:43,830
‫و می‌دونی که چقدر منم اهمیت میدم به...

459
00:17:43,854 --> 00:17:45,332
‫- موقعیت رابطه.
‫- آره.

460
00:17:45,356 --> 00:17:48,043
‫و تو هم... آدم خیلی خوبی هستی...

461
00:17:48,067 --> 00:17:51,338
‫ما مست کردیم
‫و تو کنفرانس معلم‌ها همدیگه رو بوسیدیم.

462
00:17:51,362 --> 00:17:52,839
‫تو کنفرانس معلم‌ها هم رو بوسیدیم،

463
00:17:52,863 --> 00:17:53,840
‫ولی هیچ چیز خاصی نبود.

464
00:17:53,864 --> 00:17:55,509
‫آره. هیچ چیز خاصی نبود.

465
00:17:55,533 --> 00:17:57,511
‫آره، کمتر از هیچی، مگه نه؟

466
00:17:57,535 --> 00:17:58,887
‫می‌دونی، یعنی... چیزی که میگی...

467
00:17:58,911 --> 00:18:00,639
‫یه چیز کمتر از هیچ چیز خاصیه؟

468
00:18:00,663 --> 00:18:01,723
‫منفی هیچی.

469
00:18:01,747 --> 00:18:03,225
‫آره. همون.

470
00:18:03,249 --> 00:18:04,768
‫خیلی خیلی متاسفیم.

471
00:18:04,792 --> 00:18:07,688
‫خیلی متاسفیم.

472
00:18:07,712 --> 00:18:10,107
‫هی، اشکال نداره.
‫اتفاق میفته.

473
00:18:10,131 --> 00:18:11,900
‫می‌دونی، اگه می‌تونستم
‫درباره آخرین مهمونی...

474
00:18:11,924 --> 00:18:15,153
‫تعطیلات کریسمس که تو «یو.پی.اس» داشتیم،
‫حرف می‌زدم ولی یادم نمیاد.

475
00:18:15,177 --> 00:18:17,114
‫داخل یه جعبه
‫توی ایوان بیدار شدم.

476
00:18:17,138 --> 00:18:18,323
‫می‌دونین، خوشبختانه همکارهام...

477
00:18:18,347 --> 00:18:20,701
‫یه بسته بادوم زمینی گذاشته بودن،
‫پس مشکل خاصی پیش نیومد.

478
00:18:20,725 --> 00:18:23,412
‫خب، می‌دونی،
‫هیچوقت نمی‌خواستیم ناراحتت کنیم.

479
00:18:23,436 --> 00:18:24,997
‫نه، مشکلی نیست.

480
00:18:25,021 --> 00:18:26,939
‫کاریه که دیگه شده.

481
00:18:29,650 --> 00:18:30,961
‫با این قضیه خیلی خوب برخورد کردی.

482
00:18:30,985 --> 00:18:32,629
‫آره، آدم خونسردی‌ام.

483
00:18:32,653 --> 00:18:33,964
‫یعنی اگه میگین چیز خاصی نبوده،

484
00:18:33,988 --> 00:18:35,549
‫دلیلی نداره که قرارمون رو ادامه ندیم.

485
00:18:35,573 --> 00:18:37,968
‫مشکلی نداریم.

486
00:18:37,992 --> 00:18:40,304
‫داشتم فکر می‌کردم که شاید...

487
00:18:40,328 --> 00:18:43,599
‫ما زیاد به درد هم نمی‌خوریم.

488
00:18:43,623 --> 00:18:45,809
‫وایستا، وایستا، وایستا.

489
00:18:45,833 --> 00:18:47,978
‫می‌خواستی جلوی روی گرگوری
‫باهام قطع رابطه کنی؟

490
00:18:48,002 --> 00:18:50,355
‫الان همونجوری به نظر می‌رسه،
‫ولی نه.

491
00:18:50,379 --> 00:18:51,815
‫هدفمون این نبود.

492
00:18:51,839 --> 00:18:53,132
‫اوه، شما دوتا مریضین.

493
00:18:55,551 --> 00:19:00,115
‫ببین، می‌تونی دوست دخترم رو مال خودت کنی
‫ولی اینا رو نمی‌تونی.

494
00:19:00,139 --> 00:19:01,825
‫- ها؟
‫- من می‌مونم.

495
00:19:01,849 --> 00:19:03,619
‫لطفا شما برین.

496
00:19:03,643 --> 00:19:04,977
‫عادلانه است.

497
00:19:07,772 --> 00:19:09,607
‫- دوران خوشی...
‫- یه کم سیب‌زمینی سرخ‌کرده میارین؟

498
00:19:12,151 --> 00:19:14,463
‫خیلی‌خب، ممنون از همگی که اومدین.

499
00:19:14,487 --> 00:19:17,049
‫می‌خواستم یه تشکر ویژه
‫از سازمان هنرهای دیواری بکنم.

500
00:19:17,073 --> 00:19:18,800
‫ممنون که برگشتین
‫و با وجود کمبود وقت...

501
00:19:18,824 --> 00:19:21,428
‫کمک‌مون کردین این کار مهم رو انجام بدیم.

502
00:19:21,452 --> 00:19:23,764
‫خب، یکی از معلمین شما
‫دلایل قانع‌کننده‌ای داشت...

503
00:19:23,788 --> 00:19:26,308
‫که مجبور شدیم برگردیم.

504
00:19:26,332 --> 00:19:29,061
‫با دانش آموزهای کلاسم صحبت کردم
‫و بعد از یه بحث طولانی،

505
00:19:29,085 --> 00:19:32,731
‫به ایده‌ای رسیدن که
‫واقعا بهش ایمان داشتن.

506
00:19:32,755 --> 00:19:34,131
‫پس سرتون رو به درد نیارم...

507
00:19:35,591 --> 00:19:36,568
‫همینه!

508
00:19:38,260 --> 00:19:40,280
‫خب، انگار این دسته‌ی جوراب‌های خنگول...

509
00:19:40,304 --> 00:19:42,407
‫حکم «راگ ورمین» این نسل رو داره.

510
00:19:42,431 --> 00:19:44,910
‫«راگرتس» بود،
‫ولی وای.

511
00:19:44,934 --> 00:19:46,703
‫تا ابد اینجا می‌مونه.

512
00:19:46,727 --> 00:19:48,288
‫چقدر خوشحالم که کلاسم طبقه اوله.

513
00:19:48,312 --> 00:19:49,790
‫می‌دونم.

514
00:19:49,814 --> 00:19:52,125
‫پس، انگار کاملا تسلیم شدی، ها؟

515
00:19:52,149 --> 00:19:53,627
‫راستش اگه دقیق‌تر نگاه کنی...

516
00:19:53,651 --> 00:19:55,128
‫در ساختار اجتماعی جوراب‌ها...

517
00:19:55,152 --> 00:19:57,381
‫- آره، برو کنار.
‫- یک موزاییکه...

518
00:19:57,405 --> 00:20:01,134
‫و هر کدوم از بچه‌ها
‫کاشی خودشون رو دارن.

519
00:20:01,158 --> 00:20:02,719
‫اوه. این مال کیه؟

520
00:20:02,743 --> 00:20:04,721
‫این منم در نقش یک دکتر،
‫موقعی که بزرگ بشم...

521
00:20:04,745 --> 00:20:05,472
‫می‌خوام دکتر بشم.

522
00:20:05,496 --> 00:20:06,973
‫آخی.

523
00:20:06,997 --> 00:20:09,393
‫اینم منم در نقش اولین فضانورد...

524
00:20:09,417 --> 00:20:10,644
‫رئیس‌جمهور زن سیاه‌پوست.

525
00:20:10,668 --> 00:20:12,437
‫آه.

526
00:20:12,461 --> 00:20:15,148
‫اینم منم توی کلاس مورد علاقه‌ام...

527
00:20:15,172 --> 00:20:16,566
‫کلاس آقای سی.

528
00:20:16,590 --> 00:20:18,235
‫می‌خوام معلم بشم.

529
00:20:18,259 --> 00:20:20,278
‫وایستا ببینم.
‫پس می‌خوای بزرگ شدی، فقیر بشی؟

530
00:20:20,302 --> 00:20:22,239
‫هی، جاش.

531
00:20:22,263 --> 00:20:25,075
‫امم، می‌دونم که موقع کشیدن
‫دیوارنگاره اینجا نبودی که کمک کنی،

532
00:20:25,099 --> 00:20:28,995
‫ولی فکر کنم یه جای خالی
‫واسه تو اونجا نگه داشتیم.

533
00:20:29,019 --> 00:20:31,039
‫مرسی، آقای سی.

534
00:20:31,063 --> 00:20:32,833
‫آفرین، پسر.
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

535
00:20:32,857 --> 00:20:34,042
‫من دنبال یه رنگ جدید...

536
00:20:34,066 --> 00:20:35,752
‫واسه دستشویی طبقه پایینم می‌گشتم.

537
00:20:35,776 --> 00:20:37,254
‫صبر کن ببینم، دستشویی کجا؟

538
00:20:37,278 --> 00:20:38,755
‫ساکت باش، جنین.

539
00:20:38,779 --> 00:20:40,114
‫جیکوبم.

540
00:20:42,533 --> 00:20:44,928
‫درسته. روز محبوبم در هفته،
‫چهارشنبه است.

541
00:20:44,952 --> 00:20:46,847
‫- نمی‌دونستم.
‫- آره.

542
00:20:46,871 --> 00:20:48,223
‫چیکار می‌کنین؟

543
00:20:48,247 --> 00:20:49,391
‫اوه، یه تست شخصیت میدیم...

544
00:20:49,415 --> 00:20:51,184
‫ببینیم کدوم جوراب خنگولیم.

545
00:20:51,208 --> 00:20:53,019
‫به جز من.

546
00:20:53,043 --> 00:20:55,564
‫اطلاعاتم رو به یک هیپی ورشکسته
‫دنبال داده‌ها نمیدم.

547
00:20:55,588 --> 00:20:57,232
‫دیر گفتی.
‫از قبل واست انجام دادم.

548
00:20:57,256 --> 00:21:00,193
‫چی بگم آخه؟
‫من جوراب نینی کلیشه‌ای هستم.

549
00:21:00,217 --> 00:21:02,529
‫تو هم خانم جوراب اینگ هستی.

550
00:21:02,553 --> 00:21:03,739
‫می‌دونستم.

551
00:21:03,763 --> 00:21:08,201
‫منم توپرای پر زرق و برق
‫اما متکی به نفس هستم.

552
00:21:08,225 --> 00:21:10,245
‫تو هم می‌خوای امتحان کنی، گرگوری؟

553
00:21:10,269 --> 00:21:11,496
‫نه، مرسی.

554
00:21:11,520 --> 00:21:13,165
‫من واست انجام دادم.

555
00:21:13,189 --> 00:21:14,291
‫زیاد اهمیت نمیدم کدوم جوراب باشم.

556
00:21:14,315 --> 00:21:15,917
‫- توسف شدی.
‫- مسخره است!

557
00:21:15,941 --> 00:21:17,252
‫من تویشا کتاب‌خونم.

558
00:21:17,276 --> 00:21:19,254
‫توسف دقیقا همچین حرفی...

559
00:21:19,278 --> 00:21:20,881
‫در قسمت 86 ام زد.

560
00:21:22,323 --> 00:21:23,407
‫خودِ خود توسفه.

561
00:21:23,431 --> 00:21:40,431
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

562
00:21:40,455 --> 00:21:54,455
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

