﻿1
00:00:01,084 --> 00:00:03,378
‫ایناهاش.
‫مورد شماره هفت از جلسه هفته‌ی بعد...

2
00:00:03,378 --> 00:00:04,254
‫هیئت مدیره مدرسه.

3
00:00:04,254 --> 00:00:06,381
‫درخواست برای تغییر دبستان ابت...

4
00:00:06,381 --> 00:00:08,800
‫به مدرسه نمونه مردمی افسانه‌ای
‫در سال تحصیلی 2023-2024.

5
00:00:08,800 --> 00:00:10,969
‫تایمز نیو رومان،
‫قاطع‌ترین فونت ممکن.

6
00:00:10,969 --> 00:00:12,346
‫خب، انگار اتفاق افتاد.

7
00:00:12,346 --> 00:00:13,680
‫دریماند میره پیش هیئت مدیره،

8
00:00:13,680 --> 00:00:14,723
‫تبدیل به مدرسه نمونه مردمی میشیم.

9
00:00:14,723 --> 00:00:15,766
‫افتضاحه.

10
00:00:15,766 --> 00:00:17,142
‫من نمی‌تونم معلم نمونه مردمی باشم.

11
00:00:17,142 --> 00:00:18,560
‫کمد لباس مناسبش رو ندارم.

12
00:00:18,560 --> 00:00:20,729
‫حوزه‌ی آموزشی قراره دوباره
‫ما رو به امون خدا ول کنه.

13
00:00:20,729 --> 00:00:22,564
‫نمی‌تونیم به اتحادیه معلمین
‫یا همچین چیزی زنگ بزنیم؟

14
00:00:22,564 --> 00:00:26,026
‫تنها کاری که می‌کنن اینه که
‫یه مدرسه دولتی دیگه واسه‌مون پیدا می‌کنن.

15
00:00:26,026 --> 00:00:28,153
‫واقعا امیدوار بودم
‫که تونسته باشم منظور خودم رو...

16
00:00:28,153 --> 00:00:29,821
‫به اون مرد جوون فهمونده باشم.

17
00:00:29,821 --> 00:00:31,531
‫به عنوان معلم سابقش،
‫فکر می‌کردم که...

18
00:00:31,531 --> 00:00:33,367
‫دریماند حرفم رو با دل و جان پذیرفته باشه.

19
00:00:33,367 --> 00:00:36,203
‫ولی حالا نمی‌دونیم
‫چه کسایی قراره بمونن...

20
00:00:36,203 --> 00:00:37,913
‫و چه کسایی مجبور به ترک مدرسه میشن...

21
00:00:37,913 --> 00:00:40,374
‫و این قضیه واسه معلم‌ها
‫و دانش آموزها صدق می‌کنه.

22
00:00:40,374 --> 00:00:43,043
‫می‌دونم که این اتفاق
‫به نظر خیلی خیلی بد میاد،

23
00:00:43,043 --> 00:00:44,503
‫ولی ببینین، مهم نیست چی بشه،

24
00:00:44,503 --> 00:00:46,588
‫هنوزم دبستان ابت هستیم.

25
00:00:46,588 --> 00:00:48,423
‫می‌دونین، این رو نمی‌تونن از ما بگیرن.

26
00:00:48,423 --> 00:00:50,717
‫همین الان فهمیدم که دیگه
‫قرار نیست دبستان ابت باشیم.

27
00:00:50,717 --> 00:00:53,387
‫دریماند اسم مدرسه رو به
‫«مدارس افسانه‌ای تقدیم می‌کند:

28
00:00:53,387 --> 00:00:54,513
‫نمونه مردمی ابت» تغییر میده.

29
00:00:54,513 --> 00:00:56,181
‫آخه جون لی دنیلز؟

30
00:00:56,181 --> 00:00:59,768
‫آخه یعنی...

31
00:00:59,768 --> 00:01:00,769
‫صبر کنین، نمی‌فهمم.

32
00:01:00,769 --> 00:01:01,853
‫می‌دونین چیه؟
‫نه.

33
00:01:01,853 --> 00:01:03,647
‫این اتفاق نباید بیفته.

34
00:01:03,647 --> 00:01:04,648
‫نه جلوی چشم ما.

35
00:01:04,648 --> 00:01:05,941
‫- آره، درسته.
‫- مگه نه؟

36
00:01:05,941 --> 00:01:07,067
‫- اهوم.
‫- آره، نه.

37
00:01:07,067 --> 00:01:08,569
‫یه کاری درباره‌ش می‌تونیم بکنیم.

38
00:01:08,569 --> 00:01:10,237
‫- لی دنیلز کیه؟
‫- آره. قراره باهاشون بجنگیم.

39
00:01:10,237 --> 00:01:11,780
‫- آره! معلومه!
‫- اطلاعات لی دنیلز.

40
00:01:11,780 --> 00:01:13,115
‫آفریقایی-آمریکایی...

41
00:01:17,619 --> 00:01:21,619
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

42
00:01:21,643 --> 00:01:25,643
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

43
00:01:25,667 --> 00:01:29,667
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

44
00:01:30,048 --> 00:01:31,717
‫باید همچین کاری بکنیم.

45
00:01:31,717 --> 00:01:33,927
‫عملیات نجات مدرسه
‫از همین حالا شروع میشه.

46
00:01:33,927 --> 00:01:35,470
‫خیلی‌خب،
‫بلایی که داره سرمون میاد رو...

47
00:01:35,470 --> 00:01:37,097
‫روی لباس بچه‌ها منگنه می‌کنم....

48
00:01:37,097 --> 00:01:38,223
‫- تا والدین‌شون ببینن.
‫- باریکلا.

49
00:01:38,223 --> 00:01:39,850
‫من میرم سراغ دلیشا اسلاس...

50
00:01:39,850 --> 00:01:41,893
‫همچین خوب پیچ و تابش میدم...

51
00:01:41,893 --> 00:01:44,438
‫ببینم در سطح هیئت مدیره
‫واسه‌مون چیکار می‌تونه بکنه.

52
00:01:44,438 --> 00:01:46,481
‫منم می‌خوام با هر پدر و مادری
‫که می‌بینم حرف بزنم...

53
00:01:46,481 --> 00:01:48,692
‫و بهشون بگم که مدارس افسانه‌ای
‫دنبال چیه.

54
00:01:48,692 --> 00:01:51,486
‫وقتی بفهمن که قضیه چیه،
‫پاشنه‌ی در رو از جاش در میارن...

55
00:01:51,486 --> 00:01:52,821
‫در هیئت مدیره مدرسه.

56
00:01:52,821 --> 00:01:54,531
‫- اگه در و پیکری داشته باشه.
‫- صبر کن.

57
00:01:54,531 --> 00:01:56,700
‫ما که به زور می‌تونیم والدین رو
‫راضی کنیم به بازدید عمومی بیان.

58
00:01:56,700 --> 00:01:58,452
‫فکر نکنم بتونی اونقدر جمعیت جمع کنی.

59
00:01:58,452 --> 00:02:01,830
‫اوه، نه، من در مراجعه‌ی حضوری خیلی خبره‌ام.

60
00:02:01,830 --> 00:02:03,248
‫مردم همیشه در رو واسم باز می‌کنن...

61
00:02:03,248 --> 00:02:04,583
‫چون فکر می‌کنن یه بچه گمشده‌ام.

62
00:02:06,752 --> 00:02:08,420
‫اوه، آوا، چه خوشگل شدی.

63
00:02:08,420 --> 00:02:10,380
‫اگه خوشگل نبودم باید بهم می‌گفتی.

64
00:02:10,380 --> 00:02:11,506
‫کجا داری میری؟

65
00:02:11,506 --> 00:02:12,966
‫تا به کارم رسیدگی کنم.

66
00:02:12,966 --> 00:02:14,092
‫اگه میشد نقشه‌ام رو بهتون می‌گفتم،

67
00:02:14,092 --> 00:02:15,302
‫ولی بعد به خطر میفتاد...

68
00:02:15,302 --> 00:02:17,971
‫و این راه رفتن منم دیگه
‫اونقدر فریبنده نمیشد.

69
00:02:20,974 --> 00:02:22,726
‫اوه، سلام!
‫شما همون مامانی که...

70
00:02:22,726 --> 00:02:23,894
‫- امم.
‫- اسمت کریستال بود، درسته؟

71
00:02:23,894 --> 00:02:25,020
‫آره.

72
00:02:25,020 --> 00:02:26,730
‫- اوه، چه تیپ بانمکی.
‫- مرسی.

73
00:02:26,730 --> 00:02:27,731
‫باید بذاری از لباس‌های برند خودم تنت کنم.

74
00:02:27,731 --> 00:02:28,815
‫همین تازگی خط تولید...

75
00:02:28,815 --> 00:02:30,192
‫جنده‌ی فوق ریز اندام رو عرضه کردیم.

76
00:02:30,192 --> 00:02:31,777
‫- باشه. ممنون.
‫- خواهش.

77
00:02:31,777 --> 00:02:33,236
‫ببین، می‌خوام در مورد دریماند واندینگ...

78
00:02:33,236 --> 00:02:34,738
‫و مدارس نمونه مردمی افسانه‌ای
‫به مردم اطلاع بدم...

79
00:02:34,738 --> 00:02:35,906
‫اوه، بذار همینجا متوقفت کنم.

80
00:02:35,906 --> 00:02:37,616
‫درباره‌ش تو فیسبوک خوندم.

81
00:02:37,616 --> 00:02:38,950
‫من کاملا موافق اینم
‫که مدرسه عمومی بمونه.

82
00:02:38,950 --> 00:02:40,160
‫چی لازم داری؟

83
00:02:40,160 --> 00:02:42,913
‫واو، چقدر آسون بود.

84
00:02:42,913 --> 00:02:44,623
‫پسر، یه ارائه طولانی آماده کرده بودم...

85
00:02:44,623 --> 00:02:46,333
‫و اگه جواب نداد، التماس کنم.

86
00:02:46,333 --> 00:02:48,460
‫خب، خبرش رو بهم بده.

87
00:02:48,460 --> 00:02:49,670
‫- ببین، ایمیلم رو بنویس.
‫- باشه.

88
00:02:49,670 --> 00:02:51,963
‫- اس-ال-یو... (ه-ر-ز)
‫- اوه، می‌دونی چیه؟

89
00:02:51,963 --> 00:02:53,256
‫راستش می‌تونم از ونوس بگیرم،

90
00:02:53,256 --> 00:02:54,591
‫چون مطمئنم که اون ایمیلت رو داره.

91
00:02:54,591 --> 00:02:55,717
‫- باشه، خانم تیگس.
‫- تیگس.

92
00:02:55,717 --> 00:02:56,760
‫- خیلی‌خب.
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

93
00:02:56,760 --> 00:02:58,136
‫از دیدنت خوشحال شدم.

94
00:02:58,136 --> 00:03:00,055
‫هم خبر خوب دارم...

95
00:03:00,055 --> 00:03:01,973
‫و هم خبر بد.

96
00:03:01,973 --> 00:03:05,560
‫خبر خوب اینه که هر روز خدا،
‫یک نعمته.

97
00:03:05,560 --> 00:03:08,772
‫خبر بد اینجاست که
‫دریماند از قبل...

98
00:03:08,772 --> 00:03:11,733
‫دلیشا اسلاس رو مثل
‫یه تکه ذرت پخته شده روی بلال، نرم کرده.

99
00:03:11,733 --> 00:03:12,776
‫ای حروم‌زاده!

100
00:03:12,776 --> 00:03:14,569
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.

101
00:03:14,569 --> 00:03:16,196
‫من... این قضیه کلا من رو عصبی کرده.

102
00:03:16,196 --> 00:03:18,073
‫کابوس‌های شبانه‌ام
‫به کابوس‌های روزانه تبدیل شدن.

103
00:03:18,073 --> 00:03:19,366
‫نمی‌تونم تشخیص بدم که الان خوابم...

104
00:03:19,366 --> 00:03:20,659
‫یا یه کابوس در حالت بیداریه.

105
00:03:20,659 --> 00:03:22,035
‫انگار می‌دونی...

106
00:03:22,035 --> 00:03:23,620
‫فکر کنم دارم ابت رو نجات میدم.

107
00:03:23,620 --> 00:03:25,288
‫به همین سرعت تونستم
‫یک مادر رو راضی کنم...

108
00:03:25,288 --> 00:03:26,540
‫و اصلا لازم نشد الکی گریه کنم.

109
00:03:26,540 --> 00:03:28,417
‫یا گریه واقعی.

110
00:03:28,417 --> 00:03:29,876
‫قبل از اینکه بتونم
‫امضاهای بیشتری جمع کنم،

111
00:03:29,876 --> 00:03:31,586
‫زنگ مدرسه خورد،
‫ولی پدر و مادرها می‌خوان کمک کنن.

112
00:03:31,586 --> 00:03:33,713
‫فقط باید توجه‌شون رو جلب کنیم.
‫خب، کی با منه؟

113
00:03:33,713 --> 00:03:35,507
‫من بعد از مدرسه باهات انجامش میدم.

114
00:03:35,507 --> 00:03:36,550
‫اووه!

115
00:03:36,550 --> 00:03:39,219
‫اه، منظورم اینه که جلبت میشم.

116
00:03:39,219 --> 00:03:40,429
‫با پدر و مادرها.

117
00:03:40,429 --> 00:03:42,305
‫- قراره امضا جمع کنیم.
‫- آره، درسته. آره.

118
00:03:42,305 --> 00:03:44,015
‫- دیگه... دیگه کی؟
‫- آره! باشه، منم هستم.

119
00:03:44,015 --> 00:03:45,392
‫آره، ما هم همینطور.

120
00:03:45,392 --> 00:03:48,520
‫پدر و مادرها زیاد از من خوششون نمیاد...

121
00:03:48,520 --> 00:03:50,272
‫به جز یکیشون که من رو
‫استورات کوچولو صدا می‌کنه.

122
00:03:50,272 --> 00:03:51,815
‫ولی حتی همون رو هم نمی‌دونم...

123
00:03:51,815 --> 00:03:53,191
‫تعریف خوبیه یا نه.

124
00:03:53,191 --> 00:03:54,776
‫باشه، تو جای خالی ما رو پر کن...

125
00:03:54,776 --> 00:03:56,820
‫و بقیه‌مون با ماشین‌ها میریم.

126
00:03:56,820 --> 00:03:58,405
‫- آره! آره!
‫- بله، می‌تونیم!

127
00:03:58,405 --> 00:03:59,990
‫- آره! ما...
‫- آره!

128
00:03:59,990 --> 00:04:01,450
‫- راستش نه.
‫- امم... نه.

129
00:04:01,450 --> 00:04:03,368
‫- نه، نه، نه.
‫- هنوز سه‌تا کلاس دیگه داریم.

130
00:04:03,368 --> 00:04:05,036
‫- آره، باشه.
‫- بعد مدرسه میریم.

131
00:04:05,036 --> 00:04:06,121
‫چون الان اومدم دنبال بچه‌ها...

132
00:04:06,121 --> 00:04:07,998
‫سلام. هی. سلام!

133
00:04:07,998 --> 00:04:10,125
‫شرمنده، علاقه‌ای به نجات وال مال‌ها ندارم.

134
00:04:10,125 --> 00:04:11,835
‫اوه، نه.
‫منم همینطور.

135
00:04:11,835 --> 00:04:13,462
‫هایپ بیخودیش رو نمی‌فهمم.
‫مثلا اسب‌های دریایی...

136
00:04:13,462 --> 00:04:15,297
‫اه، ببخشید، در اون مورد حرف نمی‌زنیم.

137
00:04:15,297 --> 00:04:17,340
‫خب، می‌خوام درباره یک تغییر حرف بزنم.

138
00:04:17,340 --> 00:04:18,717
‫به تغییرات اقلیمی اعتقادی ندارم.

139
00:04:18,717 --> 00:04:20,260
‫اه، نگران‌کننده است
‫ولی نه.

140
00:04:20,260 --> 00:04:21,720
‫راستش درباره نجات ابت حرف می‌زنم.

141
00:04:21,720 --> 00:04:23,472
‫ااه، به همون وال‌ها بیشتر علاقه داشتم.

142
00:04:23,472 --> 00:04:26,558
‫خیلی‌خب، فقط یه خرده می‌خواستم
‫وقت‌تون رو بگیرم.

143
00:04:26,558 --> 00:04:29,019
‫نمی‌فهمم. فکر می‌کردم ابت نمونه مردمی بوده.

144
00:04:29,019 --> 00:04:30,312
‫راستش موضوع پیچیده است
‫ولی اگه بشه...

145
00:04:30,312 --> 00:04:31,688
‫خب، اگه نمی‌تونی از پیچیدگی درش بیاری،

146
00:04:31,688 --> 00:04:32,981
‫من باید برم سر کار.

147
00:04:32,981 --> 00:04:34,316
‫- ولی من...
‫- یالا، زود باش.

148
00:04:34,316 --> 00:04:37,068
‫هی!

149
00:04:37,068 --> 00:04:38,236
‫تو همون معلمی که
‫نامه فدایت شوم...

150
00:04:38,236 --> 00:04:39,613
‫به کاپشن نوئه بچه‌ام منگنه کردی؟

151
00:04:39,613 --> 00:04:41,490
‫جیکوب!

152
00:04:41,490 --> 00:04:45,243
‫بهت گفته بودم که اینقدر چیز میز
‫به بچه‌ها منگنه نکنی.

153
00:04:45,243 --> 00:04:47,245
‫عذر می‌خوام، خانم، می‌خواستم بدونم...

154
00:04:47,245 --> 00:04:49,372
‫- اوه، سلام، اریکا.
‫- سلام، گرگ.

155
00:04:49,372 --> 00:04:51,291
‫چرا اومدی این بیرون
‫واسه پول گدایی می‌کنی؟

156
00:04:51,291 --> 00:04:52,584
‫بهت گفتم که می‌تونم دستت رو...

157
00:04:52,584 --> 00:04:53,919
‫تو شرکت هربالایف پسرعموم بند کنم.

158
00:04:53,919 --> 00:04:55,128
‫- بذار بهش پیام بدم.
‫- نه. نه.

159
00:04:55,128 --> 00:04:56,421
‫فقط می‌خوام از والدین امضا بگیرم.

160
00:04:56,421 --> 00:04:57,714
‫امم، جنین درباره‌ش بهت گفته بود؟

161
00:04:57,714 --> 00:04:59,299
‫شاید بهش اشاره کرده باشه.

162
00:04:59,299 --> 00:05:01,510
‫امضا می‌کنم.

163
00:05:01,510 --> 00:05:04,763
‫خب، شنیدم که تو و جنین
‫الان دوست‌های ساده هم شدین.

164
00:05:04,763 --> 00:05:06,097
‫درسته.

165
00:05:06,097 --> 00:05:07,307
‫همه‌چی رو بهت گفته؟

166
00:05:07,307 --> 00:05:09,184
‫دوست آدم باید همچین کاری بکنه...

167
00:05:09,184 --> 00:05:10,644
‫آقای «آخ ببخشید اشتباه کردم».

168
00:05:13,146 --> 00:05:14,689
‫پس مشکلی نداری که
‫فقط دوست بمونین...

169
00:05:14,689 --> 00:05:15,941
‫بله.

170
00:05:15,941 --> 00:05:17,484
‫درسته، اریکا.

171
00:05:17,484 --> 00:05:19,736
‫مشکلی... نیست.

172
00:05:19,736 --> 00:05:20,654
‫امضا کردی؟

173
00:05:20,654 --> 00:05:22,989
‫اووه، چه زودرنج.

174
00:05:22,989 --> 00:05:23,990
‫ولی اون یه لحظه مکث رو فهمیدم.

175
00:05:26,409 --> 00:05:28,328
‫- من... من...
‫- خب، من که امضایی نگرفتم.

176
00:05:28,328 --> 00:05:30,080
‫- منم همینطور.
‫- آخه درک می‌کنم.

177
00:05:30,080 --> 00:05:32,749
‫هر چی دستم می‌دادن، امضا نمی‌کردم.

178
00:05:32,749 --> 00:05:35,210
‫جنین، چطور تونستی به اون آسونی
‫اولین نفر رو راضی کنی امضا کنه؟

179
00:05:35,210 --> 00:05:36,670
‫خب، من فقط به کریستال توضیح دادم...

180
00:05:36,670 --> 00:05:38,046
‫اوه، همون مامانی که تتوی «جنده» داره.

181
00:05:38,046 --> 00:05:39,506
‫معلومه که امضا کنه.

182
00:05:39,506 --> 00:05:41,341
‫اون یکی از فعال‌ترین مادران مدرسه است.

183
00:05:41,341 --> 00:05:43,552
‫- آره.
‫- اوه، الکی وقت گذاشتیم.

184
00:05:43,552 --> 00:05:45,178
‫با عقل هم جور در میاد،
‫چون یه خنگول اجیرمون کرد.

185
00:05:45,178 --> 00:05:47,097
‫- هی!
‫- متاسفم.

186
00:05:47,097 --> 00:05:48,598
‫می‌دونم که داری خیلی سخت تلاش می‌کنی،

187
00:05:48,598 --> 00:05:50,725
‫ولی... این شاید امید واهی باشه.

188
00:05:52,602 --> 00:05:54,229
‫هی! نرو!

189
00:05:54,229 --> 00:05:56,606
‫فقط 27 دقیقه از وقت‌تون رو می‌گیره.

190
00:05:58,567 --> 00:06:00,110
‫خب، التماس کردن چطور پیش رفت؟

191
00:06:00,110 --> 00:06:01,194
‫خیلی‌خب، ما التماس نمی‌کنیم.

192
00:06:01,194 --> 00:06:02,779
‫محترمانه خواهش می‌کنیم...

193
00:06:02,779 --> 00:06:04,030
‫و خوب پیش نمیره.

194
00:06:04,030 --> 00:06:05,115
‫- تو کجا رفتی؟
‫- مصاحبه شغلی.

195
00:06:05,115 --> 00:06:06,491
‫آوا!

196
00:06:06,491 --> 00:06:07,993
‫من اولین نفریم که اخراج میشم.

197
00:06:07,993 --> 00:06:10,412
‫می‌دونی که چی میگن...
‫«بهترین میاد، اولین نفر میره».

198
00:06:10,412 --> 00:06:12,080
‫فکر می‌کردم می‌خوای
‫جلوی نمونه مردمی شدنمون رو بگیری.

199
00:06:12,080 --> 00:06:13,415
‫دارم سعی می‌کنم جلوش رو بگیرم.

200
00:06:13,415 --> 00:06:14,499
‫حتی پیش هیئت مدیره رفتم...

201
00:06:14,499 --> 00:06:16,418
‫ولی الان...

202
00:06:16,418 --> 00:06:18,461
‫همه معلم‌ها رو یه جا جمع کن، باشه؟

203
00:06:18,461 --> 00:06:20,547
‫بعد تا موقعی که راه حلی پیدا نکردیم،
‫از اینجا نمیریم.

204
00:06:20,547 --> 00:06:22,215
‫یا تا ساعت 9 شب.

205
00:06:22,215 --> 00:06:23,258
‫اون موقع است که...

206
00:06:23,258 --> 00:06:25,260
‫دعوای همسایه‌ام شروع میشه،
‫نمیشه دیجیتالی ضبطش کرد.

207
00:06:25,260 --> 00:06:27,053
‫اصلا واسه چه کاری مصاحبه دادی؟

208
00:06:27,053 --> 00:06:28,680
‫کارمند ارشد بازاریابی مدارس افسانه‌ای.

209
00:06:28,680 --> 00:06:30,223
‫چیه؟

210
00:06:30,223 --> 00:06:31,558
‫باید روی برندسازی‌شون کار کنن.

211
00:06:36,021 --> 00:06:37,731
‫باورم نمیشه که شاید همه‌مون اخراج بشیم.

212
00:06:37,731 --> 00:06:38,857
‫هنوز مطمئن نیستیم.

213
00:06:38,857 --> 00:06:40,442
‫به اندازه‌ی کافی مطمئنم، مورتون.

214
00:06:40,442 --> 00:06:42,235
‫ببخشید. طرف خوب می‌دونه
‫که روی چی حساسم...

215
00:06:42,235 --> 00:06:44,237
‫و دوست داره فقط اذیت کنه.

216
00:06:44,237 --> 00:06:46,489
‫هنوز هیچی نمی‌دونیم.
‫شاید خوب شد.

217
00:06:46,489 --> 00:06:47,866
‫یا خیلی بد شد.

218
00:06:47,866 --> 00:06:50,452
‫مرسی بابت این تجزیه و تحلیل قوی، آلی.

219
00:06:50,452 --> 00:06:51,453
‫خیلی‌خب.

220
00:06:51,453 --> 00:06:52,787
‫نقشه اولم جواب نداد،

221
00:06:52,787 --> 00:06:54,664
‫پس حالا به نقشه دوم،
‫یعنی شماها، رو می‌کنم.

222
00:06:54,664 --> 00:06:56,499
‫خب، واقعا نمی‌دونم از اینجا به بعد
‫چی کار کنیم.

223
00:06:56,499 --> 00:06:58,918
‫به اندازه کافی امضا جمع نکردیم
‫و حداقل 500 تا امضا لازمه...

224
00:06:58,918 --> 00:07:01,171
‫تا به هیئت مدیره ثابت کنیم
‫والدین مخالف نمونه مردمی شدن هستن.

225
00:07:01,171 --> 00:07:02,797
‫وایستا.
‫یعنی تنها چیزی که لازم داریم، امضاست؟

226
00:07:02,797 --> 00:07:04,799
‫ساده است.
‫کلی اسم بلدم.

227
00:07:04,799 --> 00:07:07,344
‫باربارا، ملیسا، جیسون، مارج،

228
00:07:07,344 --> 00:07:08,720
‫هومر، پیتر پن...

229
00:07:08,720 --> 00:07:11,514
‫باید اسامی واقعی از افراد واقعی که...

230
00:07:11,514 --> 00:07:13,058
‫- تو این محله زندگی می‌کنن باشه.
‫- اوه.

231
00:07:13,058 --> 00:07:15,018
‫اگه فقط روی ایده‌های جدید تمرکز کنیم، چی؟

232
00:07:15,018 --> 00:07:16,353
‫چون کاری که داریم می‌کنیم جواب نمیده.

233
00:07:16,353 --> 00:07:18,480
‫هیچ ایده‌ای اونقدر بد نیست.

234
00:07:18,480 --> 00:07:20,649
‫نظرتون چیه که همه درهای مدرسه رو قفل کنیم؟

235
00:07:20,649 --> 00:07:22,817
‫نمی‌تونن وارد بشن.
‫مثل فیلم «به من تکیه بده».

236
00:07:22,817 --> 00:07:25,362
‫در کمال تعجب، اشتباه می‌کردم.

237
00:07:25,362 --> 00:07:27,072
‫لطفا فقط ایده‌های خوب بگین.

238
00:07:27,072 --> 00:07:30,200
‫خیلی‌خب، نظرتون چیه که
‫درخواست بدیم ادینگتون رو بگیریم؟

239
00:07:30,200 --> 00:07:31,368
‫می‌دونین، تهاجمی کار کنیم.

240
00:07:31,368 --> 00:07:33,662
‫اوه! خوشم اومد.
‫تصاحب خصمانه.

241
00:07:33,662 --> 00:07:36,498
‫من خوابگاه‌های زیادی توی پرو تصاحب کردم.

242
00:07:36,498 --> 00:07:38,500
‫فهمیدین؟
‫توشون موندم.

243
00:07:38,500 --> 00:07:40,126
‫فقط می‌خواستم حال و هوا رو عوض کنم.

244
00:07:40,126 --> 00:07:41,294
‫معمولا مودبانه لبخند می‌زنم،

245
00:07:41,294 --> 00:07:42,671
‫ولی الان شاید وقت درستی نباشه که...

246
00:07:42,671 --> 00:07:44,172
‫- حال و هوا رو عوض کرد.
‫- دیگه بسه، مورتون.

247
00:07:44,172 --> 00:07:45,674
‫می‌خوای دیوونه‌بازی در بیاریم؟
‫یالا وقتشه.

248
00:07:45,674 --> 00:07:48,259
‫ببخشید. ببخشید.

249
00:07:48,259 --> 00:07:49,552
‫می‌تونیم به مدیرکل رشوه بدیم.

250
00:07:49,552 --> 00:07:51,054
‫با کدوم پول؟

251
00:07:51,054 --> 00:07:52,847
‫میشه حواست رو جمع کنی، آلی؟

252
00:07:52,847 --> 00:07:54,474
‫توی صندوق امانات بانکم،

253
00:07:54,474 --> 00:07:56,685
‫سه چهارم یک نقشه گنج احتمالی رو پنهون کردم.

254
00:07:56,685 --> 00:07:57,977
‫اگه یک چهارم باقیمونده رو پیدا کنیم...

255
00:08:00,772 --> 00:08:02,440
‫باید گولشون بزنیم.

256
00:08:02,440 --> 00:08:04,484
‫باید انجمن اولیا رو گول بزنیم...

257
00:08:04,484 --> 00:08:07,153
‫که مثلا یه عریضه ساده‌ای رو امضا کنن...

258
00:08:07,153 --> 00:08:10,615
‫و بعدش اون رو به هیئت مدیره نشون بدیم...

259
00:08:10,615 --> 00:08:12,826
‫و برنده میشیم.

260
00:08:12,826 --> 00:08:15,161
‫ترجیح نمیدم همچین کاری بکنم،

261
00:08:15,161 --> 00:08:17,247
‫ولی این یه مورد مخصوصه.

262
00:08:17,247 --> 00:08:19,249
‫ببخشید. گول زدن کار درستی به نظر نمیاد.

263
00:08:19,249 --> 00:08:21,167
‫باید بدونن چی رو دارن امضا می‌کنن...

264
00:08:21,167 --> 00:08:22,752
‫و بدونن دلیلش چیه.

265
00:08:24,379 --> 00:08:25,839
‫نه، بیاین گولشون بزنیم.

266
00:08:25,839 --> 00:08:27,882
‫اوه، اصلا چطور می‌خواین این کار رو بکنین؟

267
00:08:27,882 --> 00:08:30,635
‫یه فستیوال بزرگ موقع
‫بازدید عمومی برگزار می‌کنیم...

268
00:08:30,635 --> 00:08:32,804
‫و به مردم میگیم عریضه رو امضا کنن
‫تا وارد بشن؟

269
00:08:32,804 --> 00:08:35,598
‫حرکت مسخره‌ایه،
‫ولی یه ایده‌ای به ذهنم رسید.

270
00:08:35,598 --> 00:08:38,184
‫باید یه فستیوال باحال بزرگ
‫موقع بازدید عمومی بگیریم...

271
00:08:38,184 --> 00:08:40,019
‫و همه باید عریضه رو امضا کنن تا وارد بشن.

272
00:08:40,019 --> 00:08:42,397
‫تو که فقط حرف من رو تکرار کردی
‫و کلمه «باحال» رو اضافه کردی.

273
00:08:42,397 --> 00:08:43,648
‫- آره.
‫- یه مشکل داریم.

274
00:08:43,648 --> 00:08:45,483
‫پدر و مادرها به بازدید عمومی مدرسه نمیان.

275
00:08:45,483 --> 00:08:47,652
‫باید بزرگ‌تر از یه بازدید عمومی ساده باشه.

276
00:08:47,652 --> 00:08:49,612
‫چند هفته وقت داریم تا با بازی...

277
00:08:49,612 --> 00:08:52,615
‫و جایزه و تفریحات تماشایی،
‫یه کار کنیم صداش همه جا بپیچه.

278
00:08:52,615 --> 00:08:55,160
‫چرا هیچوقت به خاطر ایده‌های خوبم
‫ازم تشکر نمی‌کنی؟

279
00:08:55,160 --> 00:08:56,536
‫همه چی حول تو نمی‌چرخه، جنین.

280
00:08:56,536 --> 00:08:57,954
‫آوا-فست درباره‌ی بچه‌هاست.

281
00:08:57,954 --> 00:08:59,414
‫صبر کن. آوا-فست؟

282
00:08:59,414 --> 00:09:01,207
‫چی شد یهویی اسم تو جلوش اومد؟

283
00:09:01,207 --> 00:09:03,293
‫اسم من نیست، ملیسا.
‫اِی-وی-اِی.

284
00:09:03,293 --> 00:09:04,878
‫یه فستیوال کاملا ابتی.

285
00:09:08,923 --> 00:09:10,759
‫آماده‌سازی آوا-فست شروع شده.

286
00:09:10,759 --> 00:09:12,177
‫چیز زیادی در چنته نداشتیم،

287
00:09:12,177 --> 00:09:13,678
‫واسه همین به نقاط قوت‌مون تکیه کردیم.

288
00:09:13,678 --> 00:09:15,013
‫جنین داره روی ریتمش کار می‌کنه...

289
00:09:15,013 --> 00:09:16,931
‫تا به کلاس رقص پا در اجراشون کمک کنه.

290
00:09:16,931 --> 00:09:18,475
‫اوه، آوا، خدا رو شکر که اومدی.

291
00:09:18,475 --> 00:09:19,642
‫خب، دخترها بهم گفتن
‫که گفتی...

292
00:09:19,642 --> 00:09:21,061
‫می‌تونن با آهنگ «آیس اسپایس» برقصن.

293
00:09:21,061 --> 00:09:22,812
‫می‌خوام بگم نمیشه،
‫ولی یه کاتالوگ دارم...

294
00:09:22,812 --> 00:09:24,189
‫که به نظرم خیلی خوبه.

295
00:09:24,189 --> 00:09:25,190
‫آقای جانسون یه تانک دانک قدیمی...

296
00:09:25,190 --> 00:09:26,316
‫- توی زیرزمین پیدا کرد.
‫- اوه، بی‌خیال.

297
00:09:26,316 --> 00:09:28,359
‫- یعنی چی، شوخیت گرفته؟
‫- خودت گفتی.

298
00:09:28,359 --> 00:09:30,278
‫پدر و مادرها ازت خوششون نمیاد.

299
00:09:30,278 --> 00:09:31,821
‫خیلی دوست دارن بیان
‫تو رو توی تانک آب بندازن.

300
00:09:31,821 --> 00:09:33,239
‫بلد نیستم شنا کنم.

301
00:09:33,239 --> 00:09:36,159
‫حالا خطرناک هم شد؟
‫بهتر از قبل.

302
00:09:36,159 --> 00:09:37,952
‫بارب روی سخنرانی انگیزشی کار می‌کنه.

303
00:09:37,952 --> 00:09:41,915
‫و بهشون میگم،
‫«اینجوری مثل ابت عمل می‌کنی».

304
00:09:41,915 --> 00:09:44,542
‫دارم به این فکر می‌کنم
‫که با یه آهنگ تمومش کنم.

305
00:09:44,542 --> 00:09:46,377
‫از مهارت‌های آواییت استقبال می‌کنیم.

306
00:09:46,377 --> 00:09:48,004
‫این فستیوال قراره بهترین نمایش فیلی...

307
00:09:48,004 --> 00:09:50,673
‫از موقعی که بلیت‌های درو هیل
‫در واکویا سنتر سال 2003 تموم شد، باشه.

308
00:09:50,673 --> 00:09:53,468
‫دو ساعت دیر کردن،
‫ولی سیسکو نزدیک به 30 بار پشتک وارون زد.

309
00:09:53,468 --> 00:09:55,804
‫آقای جی مشغول به کاره
‫تا اینجا بدون لک و پک باشه.

310
00:09:55,804 --> 00:09:56,846
‫اسم این حرکتت چیه؟

311
00:09:56,846 --> 00:09:57,806
‫تیز کردن دسته تی.

312
00:09:57,806 --> 00:09:59,182
‫قراره بجنگیم.

313
00:09:59,182 --> 00:10:00,475
‫آره، حالا هر چی.

314
00:10:00,475 --> 00:10:01,643
‫تی‌های تیز، تانک‌های دانک،

315
00:10:01,643 --> 00:10:02,977
‫رقص پا و غذا داریم؟

316
00:10:02,977 --> 00:10:04,229
‫مشکل چیه؟

317
00:10:04,229 --> 00:10:05,772
‫نظرات متناقضی در مورد...

318
00:10:05,772 --> 00:10:07,107
‫قوام ماکارونی دارن.

319
00:10:07,107 --> 00:10:08,441
‫- ایشون آبکی می‌خوان.
‫- سفت.

320
00:10:08,441 --> 00:10:09,943
‫ایشون هم سفت دوست دارن.

321
00:10:09,943 --> 00:10:11,903
‫منم دوست دارم به کلاسم برگردم.

322
00:10:11,903 --> 00:10:13,113
‫این آوا-فسته، عزیزم.

323
00:10:13,113 --> 00:10:14,823
‫هم آبکی هم سفت داریم.

324
00:10:14,823 --> 00:10:16,699
‫دوبل ماکارونی.

325
00:10:16,699 --> 00:10:18,159
‫تبریک میگم.

326
00:10:22,163 --> 00:10:24,624
‫خانم تیگس، شما قراره اخراج بشین؟

327
00:10:24,624 --> 00:10:28,002
‫چی؟ نه. نه.
‫فکر... نکنم.

328
00:10:28,002 --> 00:10:29,420
‫شنیدم مدرسه قراره تغییر کنه...

329
00:10:29,420 --> 00:10:31,339
‫و فکر کنم منم اخراج میشم.

330
00:10:31,339 --> 00:10:34,968
‫خیلی‌خب. هیچکس قرار نیست جایی بره،
‫حداقل فعلا اینطور نیست.

331
00:10:34,968 --> 00:10:36,511
‫پس بعدا اخراج میشیم؟

332
00:10:36,511 --> 00:10:38,888
‫برگرد سراغ پروژه هنریت.

333
00:10:40,181 --> 00:10:42,142
‫اوه، سلام.
‫خیلی سرمون شلوغه.

334
00:10:42,142 --> 00:10:44,018
‫دارن آثار هنری واسه آوا-فست
‫و بازدید عمومی می‌سازن.

335
00:10:44,018 --> 00:10:45,728
‫ولی نگرانم که کافی نباشه.

336
00:10:45,728 --> 00:10:47,689
‫حس می‌کنم خونه‌های چوب بستنی
‫بیشتری لازم داریم...

337
00:10:47,689 --> 00:10:48,690
‫تا مردم سر و کله‌شون پیدا بشه.

338
00:10:48,690 --> 00:10:50,275
‫خب، چندتاشون قلعه است.

339
00:10:50,275 --> 00:10:51,734
‫بیشتر به اجرای اصلی فکر می‌کنم.

340
00:10:51,734 --> 00:10:53,903
‫مثل این می‌مونه که بری کنسرت
‫پارامور بدون هیلی ویلیامز.

341
00:10:53,903 --> 00:10:55,196
‫مگه اون گروه اعضای دیگه‌ای هم داره؟

342
00:10:55,196 --> 00:10:56,906
‫- آره، راستش رو بخوای.
‫- هممم.

343
00:10:56,906 --> 00:10:58,116
‫شاید بتونم به طارق زنگ بزنم.

344
00:10:58,116 --> 00:10:59,492
‫چی؟ چرا؟

345
00:10:59,492 --> 00:11:01,286
‫خب، چون اهل این محله است...

346
00:11:01,286 --> 00:11:02,745
‫و مردم ازش خوششون میاد.

347
00:11:02,745 --> 00:11:05,623
‫تازه تو پلی‌لیست اسپاتیفای پخش
‫بازی‌های لیگ بسکتبال زنان هم هست.

348
00:11:05,623 --> 00:11:07,458
‫جمعیت زیادی رو به خودش جذب می‌کنه.

349
00:11:07,458 --> 00:11:09,711
‫امم، من... من... فکر نکنم اینطور باشه.

350
00:11:09,711 --> 00:11:11,588
‫امم، یه خرده خارج از کنترله.

351
00:11:11,588 --> 00:11:13,214
‫ولی به نظرم تو مسیر درستی هستیم.

352
00:11:13,214 --> 00:11:14,465
‫این قضیه رو حلش می‌کنیم.

353
00:11:14,465 --> 00:11:16,092
‫- باشه.
‫- آره.

354
00:11:17,844 --> 00:11:19,888
‫هی!
‫بهتره مراقب باشی.

355
00:11:19,888 --> 00:11:21,389
‫هر دفعه که امتیاز دستگاه از 20 بگذره،

356
00:11:21,389 --> 00:11:22,974
‫- شروع به لرزیدن می‌کنه.
‫- ولمون کن.

357
00:11:22,974 --> 00:11:24,475
‫اون تخته امتیازات از موقعی که...

358
00:11:24,475 --> 00:11:26,769
‫کلی مو روی سرت داشتی
‫و قیافه‌ات هم بهتر بود، اینجاست.

359
00:11:26,769 --> 00:11:29,355
‫خب، همه این چیزها عالین، آوا،
‫ولی می‌دونی، من و گرگوری...

360
00:11:29,355 --> 00:11:32,025
‫داشتیم فکر می‌کردیم که یه چیز
‫همچین پر زرق و برق لازم داریم.

361
00:11:32,025 --> 00:11:33,193
‫یه چیز بزرگ، یه اسم بزرگ.

362
00:11:33,193 --> 00:11:34,611
‫یه چیزی واسه پدر و مادرها.

363
00:11:34,611 --> 00:11:36,821
‫اوه، اوه.
‫نظرتون در مورد نیکی جیووانی چیه؟

364
00:11:36,821 --> 00:11:38,573
‫اوه، خداجون.
‫می‌شناسیش؟

365
00:11:38,573 --> 00:11:40,158
‫- نه.
‫- می‌دونی چیه؟

366
00:11:40,158 --> 00:11:41,784
‫از قبل سراغ این قضیه رفتم.

367
00:11:41,784 --> 00:11:43,119
‫دنبالم بیاین.

368
00:11:45,997 --> 00:11:47,624
‫بووم!

369
00:11:47,624 --> 00:11:49,751
‫جزمین سالیوان رو گفتی فردا شب بیاد اینجا؟

370
00:11:49,751 --> 00:11:51,753
‫خارق‌العاده است، آوا.

371
00:11:51,753 --> 00:11:52,712
‫از پسش بر میایم.

372
00:11:52,712 --> 00:11:54,339
‫آره.

373
00:11:54,339 --> 00:11:56,799
‫جزمین سالیوان کیه...

374
00:11:59,761 --> 00:12:00,970
‫اوضاع داره خوب میشه.

375
00:12:00,970 --> 00:12:02,597
‫ولی هیچی خطرناک‌تر از...

376
00:12:02,597 --> 00:12:04,474
‫یه امضاکننده بی‌اطلاع نیست.

377
00:12:04,474 --> 00:12:07,018
‫واسه همین یه نقشه‌ای چیدم
‫که انجمن متوجه بشن...

378
00:12:07,018 --> 00:12:09,062
‫که توی چه موقعیتی قرار داریم.

379
00:12:09,062 --> 00:12:11,147
‫حالا بچرخ.
‫باید بگردمت، پسرجان.

380
00:12:13,650 --> 00:12:14,734
‫اون بیگودیه؟

381
00:12:14,734 --> 00:12:16,194
‫باید خیلی مراقب بود.

382
00:12:16,194 --> 00:12:17,487
‫سلام، مهمونی کجاست؟

383
00:12:17,487 --> 00:12:18,655
‫اوه، خداجون.
‫درست همینجاست.

384
00:12:18,655 --> 00:12:20,698
‫واو، باحال نیست؟

385
00:12:20,698 --> 00:12:22,033
‫امم، مطمئنم که شماها مثل خودم...

386
00:12:22,033 --> 00:12:23,660
‫عضوی از انجمن اولیا و مربیان هستین...

387
00:12:23,660 --> 00:12:25,536
‫و شنیدم یه جلسه توضیحی
‫در مورد مشکلاتی که...

388
00:12:25,536 --> 00:12:27,455
‫دبستان ابت باهاش مواجه است،
‫برگزار میشه.

389
00:12:27,455 --> 00:12:28,581
‫هی، مگه تو اینجا کار نمی‌کنی؟

390
00:12:28,581 --> 00:12:30,208
‫- چرا.
‫- خیلی‌خب، باشه.

391
00:12:30,208 --> 00:12:31,668
‫دستم رو شد.

392
00:12:31,668 --> 00:12:33,795
‫تا ابد نقش یه معلم رو دارم.

393
00:12:33,795 --> 00:12:35,463
‫فقط می‌خواستم بدونین
‫عریضه‌ای که امضا می‌کنین...

394
00:12:35,463 --> 00:12:36,881
‫باعث میشه ابت رو ابت نگه داریم.

395
00:12:36,881 --> 00:12:38,508
‫دانایی توانایی است.

396
00:12:38,508 --> 00:12:40,760
‫گوش کن، خانم، من فقط میخوام
‫یه سفیدپوست رو بندازم توی آب.

397
00:12:42,262 --> 00:12:43,263
‫نفر بعد!

398
00:12:43,263 --> 00:12:44,681
‫♪ دوتا زن نترس ♪

399
00:12:44,681 --> 00:12:46,891
‫♪ انگار هر کار بگی می‌کنن ♪

400
00:12:46,891 --> 00:12:48,893
‫♪ اه، عزیزم، بگو ببینم
‫هر کار بگم می‌کنی؟ ♪

401
00:12:48,893 --> 00:12:50,478
‫خیلی‌خب، بشتابید.
‫بشتابید.

402
00:12:50,478 --> 00:12:52,730
‫واقعا ازش خوشتون نمیاد...

403
00:12:52,730 --> 00:12:54,607
‫حالا وقتش رسیده
‫که اون رو داخل...

404
00:12:54,607 --> 00:12:57,235
‫آب لوله کشی‌مون که
‫نمی‌دونم از کجا میاد، غوطه‌ور کنین.

405
00:12:57,235 --> 00:12:59,153
‫بزن بریم.
‫یالا.

406
00:12:59,153 --> 00:13:00,697
‫اوه، می‌دونستم، مورتون.

407
00:13:00,697 --> 00:13:03,074
‫می‌دونستم که ازم متنفری.

408
00:13:03,074 --> 00:13:04,158
‫اوه، اه...

409
00:13:04,158 --> 00:13:05,868
‫ببخشید.

410
00:13:05,868 --> 00:13:07,745
‫سلام، گرگوری.

411
00:13:07,745 --> 00:13:09,914
‫سلام، امبر.
‫حالت چطوره؟

412
00:13:09,914 --> 00:13:12,292
‫خوبم. خوشگلم.
‫تو چی؟

413
00:13:12,292 --> 00:13:14,836
‫منم خوبم. می‌بینم که بالاخره کیفت رو گرفتی.

414
00:13:14,836 --> 00:13:16,212
‫مرسی.

415
00:13:16,212 --> 00:13:17,922
‫دوست پسرم واسم گرفته.

416
00:13:17,922 --> 00:13:20,091
‫دوست پسرت؟
‫ما دو هفته پیش از هم جدا شدیم.

417
00:13:20,091 --> 00:13:21,926
‫خب؟
‫یه هفته بعدش با رشان آشنا شدم.

418
00:13:21,926 --> 00:13:23,761
‫گرگوری، ببین.

419
00:13:23,761 --> 00:13:25,263
‫قضیه بین ما تموم شده،

420
00:13:25,263 --> 00:13:27,307
‫ولی بالاخره یه نفر پیدا می‌کنی
‫بدردت بخوره.

421
00:13:27,307 --> 00:13:29,684
‫بذار روی فستیوال تمرکز کنیم.

422
00:13:29,684 --> 00:13:31,894
‫می‌دونی که خوشم نمیاد ول بچرخم.

423
00:13:31,894 --> 00:13:34,022
‫جزمین سالیوان کِی می‌رسه اینجا؟

424
00:13:34,022 --> 00:13:35,481
‫شرط می‌بندم نمیاد.

425
00:13:35,481 --> 00:13:37,650
‫ببین، ده دقیقه دیگه هم وایمیستم.

426
00:13:37,650 --> 00:13:38,651
‫باید خودم رو برسونم خونه.

427
00:13:38,651 --> 00:13:40,236
‫سلام. اوضاع چطوره؟

428
00:13:40,236 --> 00:13:42,196
‫هنوز خیلی امضا کم داریم.

429
00:13:42,196 --> 00:13:44,490
‫پسر، مردم دارن به دوست‌هاشون زنگ می‌زنن...

430
00:13:44,490 --> 00:13:45,867
‫و بهشون میگن که نیان.

431
00:13:45,867 --> 00:13:47,577
‫اجراکننده اصلی کجاست؟

432
00:13:47,577 --> 00:13:49,287
‫می‌دونی، سوال خیلی خوبیه.

433
00:13:49,287 --> 00:13:51,706
‫مگه نه؟

434
00:13:51,706 --> 00:13:54,250
‫امم، آوا؟

435
00:13:54,250 --> 00:13:56,377
‫جزمین سالیوان کِی میرسه اینجا؟

436
00:13:56,377 --> 00:13:58,504
‫جوک خوبی بود، گرگوری.
‫انگار اصلا قراره که بیاد.

437
00:13:58,504 --> 00:14:01,174
‫چی؟ ولی تو گفتی که میاد.

438
00:14:01,174 --> 00:14:03,676
‫آره، ولی قبل از اون حرف من،
‫بارب گفت که گولشون بزنیم.

439
00:14:03,676 --> 00:14:05,428
‫پس قرار نیست بیاد؟

440
00:14:05,428 --> 00:14:07,513
‫باید خوب دقت کنی، جنین.

441
00:14:07,513 --> 00:14:10,099
‫داخل سبد!

442
00:14:13,102 --> 00:14:15,480
‫- آوا، چرا دروغ گفتی؟
‫- فکر می‌کردم کلا قضیه سر همینه.

443
00:14:15,480 --> 00:14:17,273
‫به اونا دروغ بگی، نه به ما.

444
00:14:17,273 --> 00:14:18,775
‫- دروغ‌هام تبعیض قائل نمیشن.
‫- اوه، خدا.

445
00:14:18,775 --> 00:14:20,276
‫ببینین، بازم هنوز
‫به اندازه کافی امضا جمع نکردیم.

446
00:14:20,276 --> 00:14:21,861
‫خب، شاید متوجه قضیه نشن.

447
00:14:21,861 --> 00:14:24,238
‫هی، جزمین سالیوان اصلا قرار نیست بیاد.

448
00:14:24,238 --> 00:14:26,491
‫آره، با وعده سرخرمن دادن که...

449
00:14:26,491 --> 00:14:28,868
‫خواننده محلی و در سطح جهانی
‫سبک آر اند بی قراره بیاد اینجا،

450
00:14:28,868 --> 00:14:31,496
‫گولمون زدن که از مدرسه حمایت کنیم!

451
00:14:31,496 --> 00:14:33,456
‫انگار خیلی سریع فهمیدن قضیه از چه قراره.

452
00:14:33,456 --> 00:14:35,416
‫خیلی‌خب، یه حسی داشتم
‫که آوا دوباره آوابازی در بیاره...

453
00:14:35,416 --> 00:14:37,001
‫واسه همین نقشه کمکی چیدم، ولی...

454
00:14:37,001 --> 00:14:38,920
‫آه. خب، خب، خب.

455
00:14:38,920 --> 00:14:40,963
‫می‌بینم مردم عادی که اول از همه
‫بهم اعتقاد داشتن...

456
00:14:40,963 --> 00:14:42,924
‫و اونا رو به خاطر فِید
‫و ثروث رها کردم، اینجان.

457
00:14:42,924 --> 00:14:45,593
‫- طارق، اومدی اینجا؟
‫- آره، چطوری، نین؟

458
00:14:45,593 --> 00:14:47,428
‫سعی نکن با یه ژست عالی
‫دوباره من رو مال خودت کنی.

459
00:14:47,428 --> 00:14:49,180
‫راستش الان خیلی سرم شلوغه.

460
00:14:49,180 --> 00:14:50,181
‫برو روی استیج.

461
00:14:50,181 --> 00:14:51,307
‫راست میگی، مدیر برنامه‌ها.

462
00:14:51,307 --> 00:14:53,267
‫- خیلی‌خب.
‫- اون رو بده من.

463
00:14:53,267 --> 00:14:55,311
‫به طارق زنگ زدی؟

464
00:14:55,311 --> 00:14:56,562
‫به خاطر ابت، مگه نه؟

465
00:14:56,562 --> 00:14:57,980
‫آره.

466
00:14:57,980 --> 00:15:00,399
‫وقتشه واسه دوست‌هام بترکونم.

467
00:15:00,399 --> 00:15:03,361
‫حال همگی چطوره؟
‫آآآره!

468
00:15:03,361 --> 00:15:05,446
‫مدارس افسانه‌ای گفتن که جرنگ جرنگ من...

469
00:15:05,446 --> 00:15:07,615
‫یه «ملودی موجود» رو نقض می‌کنه.

470
00:15:07,615 --> 00:15:08,825
‫انگار...

471
00:15:08,825 --> 00:15:10,118
‫بعدش فید من رو اخراج کرد...

472
00:15:10,118 --> 00:15:12,286
‫چون وبال گردن‌شون شدم.

473
00:15:12,286 --> 00:15:15,248
‫پس آره، بین قضایای مدارس افسانه‌ای، فید،

474
00:15:15,248 --> 00:15:17,041
‫اون یارو توی لیدی فوت لاکر،

475
00:15:17,041 --> 00:15:20,044
‫اونقدر مشکل دارم که
‫حالا حالاها سرم گرمه.

476
00:15:20,044 --> 00:15:20,962
‫مشت‌هاتون رو بالا بگیرین.

477
00:15:20,962 --> 00:15:21,963
‫آره.

478
00:15:21,963 --> 00:15:23,464
‫مشت‌هاتون رو زود بالا بگیرین.

479
00:15:23,464 --> 00:15:25,007
‫این یه نماد قدرتمنده.

480
00:15:25,007 --> 00:15:27,635
‫این نماد جهانی برای...

481
00:15:27,635 --> 00:15:29,887
‫هی، ما واسه‌تون می‌جنگیم.

482
00:15:29,887 --> 00:15:32,014
‫آره، فهمیدین چی گفتم؟
‫بزنین بریم.

483
00:15:32,014 --> 00:15:33,474
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

484
00:15:33,474 --> 00:15:34,809
‫♪ چه کون بزرگی، می‌خوام بگیرمش ♪

485
00:15:34,809 --> 00:15:36,853
‫♪ می‌خوای حواس معلم رو پرت کنی ♪

486
00:15:36,853 --> 00:15:38,271
‫♪ باید دعا کنی،
‫پس به کشیش زنگ بزن ♪

487
00:15:38,271 --> 00:15:39,730
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

488
00:15:39,730 --> 00:15:41,399
‫♪ چه کون بزرگی، می‌خوام بگیرمش ♪

489
00:15:41,399 --> 00:15:43,109
‫♪ می‌خوای حواس معلم رو پرت کنی ♪

490
00:15:43,109 --> 00:15:44,110
‫♪ باید دعا کنی،
‫پس به کشیش زنگ بزن ♪

491
00:15:44,110 --> 00:15:45,486
‫♪ آره ♪

492
00:15:45,486 --> 00:15:46,737
‫♪ بچه‌هاتون آینده ما هستن ♪

493
00:15:46,737 --> 00:15:48,197
‫♪ نمیشه روش بحث کرد ♪

494
00:15:48,197 --> 00:15:49,907
‫♪ با دستیار معلم بازی کنین ♪

495
00:15:49,907 --> 00:15:51,033
‫♪ من میرم دعوا ♪

496
00:15:51,033 --> 00:15:52,535
‫♪ نباید پا پس بکشین ♪

497
00:15:52,535 --> 00:15:54,245
‫♪ وگرنه باید میله زندون رو ببوسین ♪

498
00:15:54,245 --> 00:15:55,538
‫♪ ساک‌هام رو جمع کردم،
‫چون بدجور کتک خوردن ♪

499
00:15:55,538 --> 00:15:57,540
‫♪ دعوا می‌خوان، توی آشپزخونه حاضرم ♪

500
00:15:57,540 --> 00:15:59,041
‫♪ با معلم بازی می‌کنی،
‫باید سیلی بخوری ♪

501
00:15:59,041 --> 00:16:00,459
‫♪ سوزاک نیست، ولی پدرت در میاد ♪

502
00:16:00,459 --> 00:16:01,544
‫♪ آره! ♪

503
00:16:01,544 --> 00:16:03,045
‫♪ دست‌هاتون رو بالا بگیرین ♪

504
00:16:03,045 --> 00:16:05,882
‫دست‌های بزرگسال‌ها بالا. آره.

505
00:16:05,882 --> 00:16:06,883
‫هی، ابت داره می‌ترکونه!

506
00:16:06,883 --> 00:16:08,259
‫الان یه رپر آوردن.

507
00:16:08,259 --> 00:16:09,468
‫باید یه سر بزنی.

508
00:16:09,468 --> 00:16:11,095
‫تا حالا هیچوقت...

509
00:16:11,095 --> 00:16:13,764
‫اینقدر از شنیدن محتوای بی‌تربیتی،
‫خوشحال نشده بودم.

510
00:16:13,764 --> 00:16:14,891
‫آره.

511
00:16:14,891 --> 00:16:16,767
‫خیلی خوشحالم که به فکرم رسید.

512
00:16:16,767 --> 00:16:19,478
‫اوه، نه. اون...

513
00:16:19,478 --> 00:16:21,355
‫دریماند.

514
00:16:21,355 --> 00:16:23,649
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

515
00:16:23,649 --> 00:16:25,902
‫کشیش بچه‌ها رو آوردین
‫روی استیجم استندآپ کمدی اجرا کنه؟

516
00:16:25,902 --> 00:16:27,445
‫چه خبره؟

517
00:16:27,445 --> 00:16:28,738
‫شب همگی بخیر.

518
00:16:28,738 --> 00:16:31,157
‫من دریماند وایندینگ
‫از مدارس افسانه‌ای هستم...

519
00:16:31,157 --> 00:16:33,201
‫و متاسفم که بگم بهتون دروغ گفتن.

520
00:16:33,201 --> 00:16:34,952
‫عریضه‌ای که امشب دست به دست میشه...

521
00:16:34,952 --> 00:16:37,163
‫چیزی جز سد راه جلوی موفقیت بچه‌هاتون نیست.

522
00:16:37,163 --> 00:16:39,540
‫این معلم‌ها از تغییر می‌ترسن.

523
00:16:39,540 --> 00:16:41,918
‫دلشون می‌خواد اینجا همونجوری داغون بمونه.

524
00:16:41,918 --> 00:16:43,753
‫خیلی‌خب، هر وقت اراده کنی می‌زنم.

525
00:16:43,753 --> 00:16:45,004
‫ولی من می‌خوام اینجا رو...

526
00:16:45,004 --> 00:16:47,131
‫به ملک جدید و قشنگ افسانه‌ای تبدیل کنم.

527
00:16:47,131 --> 00:16:48,216
‫من همین الان یه دوری تو مدرسه زدم.

528
00:16:48,216 --> 00:16:49,926
‫اینجا به نظر من هیچ مشکلی نداره.

529
00:16:49,926 --> 00:16:52,303
‫ولی می‌تونیم بهترش کنیم.
‫بهتر هم خواهیم کرد.

530
00:16:52,303 --> 00:16:55,723
‫شنیدم اون مدارس افسانه‌ای
‫تازه و قشنگ به نظر میان.

531
00:16:55,723 --> 00:16:58,517
‫می‌تونیم اینجا هم بیاریمش.

532
00:16:58,517 --> 00:17:00,144
‫حقیقت اینه که ابت داره شکست می‌خوره.

533
00:17:00,144 --> 00:17:01,479
‫من کل سال اینجا نیومده بودم،

534
00:17:01,479 --> 00:17:02,772
‫ولی ماشین مسابقه‌ای میسازن،

535
00:17:02,772 --> 00:17:05,233
‫دیوارنگاره‌های مضحک
‫و کارهای باحال می‌کنن.

536
00:17:05,233 --> 00:17:06,817
‫در حد توان، نهایت تلاش‌شون رو می‌کنن.

537
00:17:06,817 --> 00:17:08,986
‫من خودم ابت درس خوندم.

538
00:17:08,986 --> 00:17:10,780
‫خانم هاوارد بزرگ معلم من بودن...

539
00:17:10,780 --> 00:17:12,615
‫و خیلی چیزها از ایشون یاد گرفتم.

540
00:17:12,615 --> 00:17:14,283
‫بعدش به مشکل برخوردم...

541
00:17:14,283 --> 00:17:16,994
‫تا اینکه تونستم خودم رو
‫به یک مدرسه نمونه مردمی برسونم.

542
00:17:16,994 --> 00:17:19,747
‫دوستان، با هر پدر و مادری
‫که بچه‌شون ادینگتون میره، حرف بزنین...

543
00:17:19,747 --> 00:17:21,958
‫بچه‌ی منم ادینگتون می‌رفت
‫و شما اخراجش کردین.

544
00:17:23,376 --> 00:17:24,835
‫نه، ما... بچه‌ها رو اخراج نمی‌کنیم.

545
00:17:24,835 --> 00:17:27,421
‫عده اندکی رو تشویق می‌کنیم...

546
00:17:27,421 --> 00:17:30,299
‫تا فرصت‌های تحصیلی دیگه‌ای رو کشف کنیم.

547
00:17:30,299 --> 00:17:32,385
‫آره، با اخراج کردنشون.

548
00:17:32,385 --> 00:17:34,428
‫می‌خوام روی آینده تمرکز کنم.

549
00:17:34,428 --> 00:17:39,058
‫اینجا قراره با یک عمل زیبایی
‫کمال و تمام روبرو بشه.

550
00:17:39,058 --> 00:17:42,353
‫قراره بهترین و باهوش‌ترین
‫معلم‌ها رو استخدام کنیم.

551
00:17:42,353 --> 00:17:44,772
‫پس معلم‌هایی که همین الان
‫اینجا داریم چی میشن؟

552
00:17:44,772 --> 00:17:46,566
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫خانم هاوارد رو اخراج کنی؟

553
00:17:46,566 --> 00:17:48,192
‫- ها؟
‫- نه، خانم هاوارد نه.

554
00:17:48,192 --> 00:17:49,569
‫اوه، جدی؟
‫پس کی؟

555
00:17:49,569 --> 00:17:51,070
‫اگه بچه‌تون به دانش آموز...

556
00:17:51,070 --> 00:17:52,655
‫نمونه مردمی افسانه‌ای تبدیل بشه،
‫شما...

557
00:17:52,655 --> 00:17:54,156
‫اگه؟ وایستا، وایستا.
‫اوی، اوی، اوی.

558
00:17:54,156 --> 00:17:56,492
‫بچه‌ام شاید نتونه اینجا بیاد؟

559
00:17:56,492 --> 00:18:00,246
‫از یه سیستم قرعه کشی برای
‫تضمین برابری استفاده می‌کنیم.

560
00:18:00,246 --> 00:18:01,497
‫صبر کن، صبر کن.

561
00:18:01,497 --> 00:18:02,999
‫من هر روز خدا قرعه کشی شرکت می‌کنم...

562
00:18:02,999 --> 00:18:04,625
‫و هیچوقت هم برنده نمیشم.

563
00:18:04,625 --> 00:18:07,003
‫این مردک می‌خواد
‫با بچه‌هامون لاتاری بازی کنه!

564
00:18:08,754 --> 00:18:11,465
‫واقعیت اینه که...

565
00:18:11,465 --> 00:18:14,302
‫مدارس افسانه‌ای منابعی دارن
‫که ابت اصلا نداره.

566
00:18:14,302 --> 00:18:16,095
‫پس چرا اون پول‌ها رو روی ابت خرج نمی‌کنی؟

567
00:18:16,095 --> 00:18:19,015
‫از اونجا که خیلی اهمیت میدی،
‫کمکمون کن این مدرسه رو بهتر کنیم.

568
00:18:21,058 --> 00:18:22,935
‫دیدین، بهتون گفتم که
‫مردم پا پیش میذارن.

569
00:18:22,935 --> 00:18:24,604
‫انگار بیشتر از اونی که فکر می‌کردیم
‫درباره اوضاع خبر دارن.

570
00:18:24,604 --> 00:18:27,273
‫آره، نه. وقتی یه حقه باز رو ببینن،
‫متوجه میشن می‌خواد چیکار کنه.

571
00:18:27,273 --> 00:18:29,025
‫- آره.
‫- دوستان، گوش کنین. چیزی که...

572
00:18:29,025 --> 00:18:30,484
‫مردک، گمشو برو با اون کت و شلوار تخمیت.

573
00:18:32,028 --> 00:18:34,196
‫آره.

574
00:18:35,323 --> 00:18:36,907
‫برو یه جا دیگه.

575
00:18:36,907 --> 00:18:38,200
‫آره، آره.
‫همه جا رو تمیز کن.

576
00:18:38,200 --> 00:18:39,619
‫- از اینجا بیرونش کن.
‫- خداحافظ!

577
00:18:39,619 --> 00:18:41,078
‫از اینجا برو بیرون.

578
00:18:41,078 --> 00:18:43,706
‫- آره.
‫- از اینجا برو بیرون.

579
00:18:43,706 --> 00:18:46,334
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

580
00:18:46,334 --> 00:18:47,877
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

581
00:18:47,877 --> 00:18:49,503
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

582
00:18:49,503 --> 00:18:51,255
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

583
00:18:51,255 --> 00:18:52,840
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

584
00:18:52,840 --> 00:18:54,216
‫♪ ابت به ابت به ابت ♪

585
00:18:54,216 --> 00:18:55,301
‫♪ ضد گلوله ضد ضربه ♪

586
00:18:55,301 --> 00:18:56,594
‫♪ چیزی واسه ثابت کردن نداریم ♪

587
00:18:56,594 --> 00:18:58,220
‫♪ سووو، هم‌خون من ♪

588
00:18:58,220 --> 00:19:00,056
‫♪ ولی بازم قراره بدجور بترکونیم ♪

589
00:19:00,056 --> 00:19:02,767
‫♪ بهم میگه عروسک،
‫ولی نمی‌دونه جادو جمبل چیه ♪

590
00:19:02,767 --> 00:19:04,310
‫♪ استلای پاتیل، الان دوره‌ی منه ♪

591
00:19:04,310 --> 00:19:05,519
‫♪ عزیزم، رقص جدیدیه ♪

592
00:19:05,519 --> 00:19:07,146
‫♪ آبی که توش الماس ریختن ♪

593
00:19:07,146 --> 00:19:08,689
‫♪ میشه گفت با بلوتوث می‌جوئم ♪

594
00:19:15,529 --> 00:19:18,616
‫گمونم بهترین آدم دنیا
‫من رو شکست داده.

595
00:19:18,616 --> 00:19:20,910
‫حالا امیدوارم که بتونیم...

596
00:19:20,910 --> 00:19:22,745
‫این قضیه رو پشت سر بذاریم.

597
00:19:22,745 --> 00:19:26,082
‫راستش اینجوری سرم خیلی خلوت‌تر میشه.

598
00:19:26,082 --> 00:19:29,085
‫واقعا امشب مردم رو دور هم جمع کردم، ها؟

599
00:19:29,085 --> 00:19:31,587
‫خدا عمرت بده، دریماند.

600
00:19:31,587 --> 00:19:33,214
‫هر دانش آموزی واسه خودش خاصه...

601
00:19:33,214 --> 00:19:34,799
‫و باید نهایت تلاش خودت رو واسشون بکنی.

602
00:19:34,799 --> 00:19:37,093
‫امیدوار باشی که
‫این رو همیشه یادشون بمونه...

603
00:19:37,093 --> 00:19:39,011
‫ولی در نهایت،

604
00:19:39,011 --> 00:19:41,764
‫اونا باید تصمیم بگیرن که
‫به چه آدمی تبدیل بشن.

605
00:19:41,764 --> 00:19:46,852
‫این دانش آموز هم تصمیم گرفت
‫که تبدیل به یک کله خر بشه.

606
00:19:46,852 --> 00:19:48,771
‫خیلی‌خب، فکر کنم واسه امشب
‫به اندازه کافی تمیز کردیم.

607
00:19:48,771 --> 00:19:49,814
‫بقیه‌ش رو فردا می‌تونیم انجام بدیم.

608
00:19:49,814 --> 00:19:51,482
‫وقتی همه به خاطر یک هدف...

609
00:19:51,482 --> 00:19:53,484
‫پشت همدیگه در میان، خیلی جادوییه.

610
00:19:53,484 --> 00:19:55,945
‫از همین چیز اتفاقات ضروری خوشم میاد.

611
00:19:55,945 --> 00:19:56,987
‫می‌دونین چیه؟
‫حالا که تونستیم...

612
00:19:56,987 --> 00:19:58,364
‫مردم رو مشتاق کنیم،

613
00:19:58,364 --> 00:19:59,573
‫باید چیزمیزهای بیشتری درخواست بدیم،

614
00:19:59,573 --> 00:20:02,034
‫مثل ماشین حساب و یک تانک دانک دیگه.

615
00:20:02,034 --> 00:20:03,911
‫می‌دونین، طارق واقعا ما رو
‫از مخصمه نجات داد.

616
00:20:03,911 --> 00:20:06,622
‫آره، تو بهش زنگ زدی.
‫تو ابت رو نجات دادی.

617
00:20:06,622 --> 00:20:09,125
‫خب، کار همه‌مون بود.

618
00:20:09,125 --> 00:20:10,876
‫بهترین بخشش اینجاست
‫که من و آقای مورتون...

619
00:20:10,876 --> 00:20:13,337
‫- الان دیگه بهترین دوست‌های همدیگه‌ایم.
‫- اوه.

620
00:20:13,337 --> 00:20:15,339
‫نه، هنوز ازت متنفره.

621
00:20:15,339 --> 00:20:17,550
‫غیرممکنه.
‫چی گفت؟

622
00:20:17,550 --> 00:20:19,552
‫گفت، «هنوز از جیکوب متنفرم.
‫چیپس رو بده بیاد».

623
00:20:19,552 --> 00:20:21,303
‫صبر کن ببینم.
‫چیپس هم داشتیم؟

624
00:20:21,303 --> 00:20:23,889
‫پس چرا کل شب داشتم
‫ماکارونی خیس ولی خشک رو می‌خوردم؟

625
00:20:23,889 --> 00:20:26,392
‫خیلی خوشحالم که ابت دیگه در امانه.

626
00:20:26,392 --> 00:20:27,727
‫این بهترین...

627
00:20:27,727 --> 00:20:29,311
‫اوه، خدا.

628
00:20:29,311 --> 00:20:31,480
‫اوه، باز چی شده؟

629
00:20:31,480 --> 00:20:32,606
‫اوه.

630
00:20:32,606 --> 00:20:34,859
‫- اوه. تخته امتیازات.
‫- همیشه یه چیزی هست.

631
00:20:34,859 --> 00:20:36,485
‫خب، ابت بازم ابت می‌مونه.

632
00:20:36,485 --> 00:20:38,320
‫می‌دونین چیه؟
‫بیاین بریم خونه.

633
00:20:38,320 --> 00:20:39,947
‫دوشنبه می‌تونیم به سرعت دست به کار بشیم.

634
00:20:39,947 --> 00:20:41,365
‫آره باریکلا.

635
00:20:41,365 --> 00:20:44,160
‫بچه‌ها...

636
00:20:44,160 --> 00:20:45,870
‫فکر کنم بتونم این رو بلند کنم، مگه نه؟

637
00:20:45,870 --> 00:20:48,289
‫جنین، سعی نکن درستش کنی!

638
00:20:48,313 --> 00:20:51,713
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

639
00:20:52,042 --> 00:20:53,042
‫اوه، آره، آره. می‌دونین.

640
00:20:53,051 --> 00:20:55,262
‫از موقعی که قضیه فید پیش اومد،
‫دنبال یه حرکت جدید بودم.

641
00:20:55,312 --> 00:20:57,312
‫دنبال راه‌هایی می‌گردم که
‫رپرهای معروف سراغش نرفتن.

642
00:20:57,715 --> 00:20:59,967
‫کلی آهنگ جدید مخصوص
‫پارک‌های ملی ساختم،

643
00:20:59,967 --> 00:21:01,260
‫بیشتر سر این موضوع که...

644
00:21:01,260 --> 00:21:02,595
‫نوک قله‌ها چقدر شبیه ممه می‌مونن.

645
00:21:02,595 --> 00:21:04,138
‫یه آهنگ ضد سایت آمازون دارم.

646
00:21:04,138 --> 00:21:05,973
‫یه آهنگ موافق سایت آمازون دارم به اسم...

647
00:21:05,973 --> 00:21:07,600
‫«خانم قراره این بسته رو بخره».

648
00:21:07,600 --> 00:21:09,477
‫یه آهنگ درباره گونه‌های در معرض خطر ساختم،

649
00:21:09,477 --> 00:21:11,771
‫چون می‌خوام کمک‌شون کنم
‫دایناسورهای ولاسیرپتر رو برگردونن.

650
00:21:11,771 --> 00:21:13,481
‫سر اینکه پشه کهربایی
‫به دایناسورها مالاریا داد.

651
00:21:13,481 --> 00:21:14,607
‫می‌دونین که چیکارشون کرد.

652
00:21:14,607 --> 00:21:16,901
‫امم، هی، کسی از شماها ماشین داره؟

653
00:21:16,901 --> 00:21:19,320
‫چون باید برگردم نیویورک و بعدش...

654
00:21:19,320 --> 00:21:23,365
‫همه وسایلم رو بذارم تو ماشین
‫و برگردم فیلی.

655
00:21:23,389 --> 00:21:40,389
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

656
00:21:40,413 --> 00:21:54,413
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

