﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:09,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:09,024 --> 00:00:11,024
‫شانگهای، چین

3
00:00:11,048 --> 00:00:19,048
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:19,049 --> 00:00:24,049
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

5
00:00:25,024 --> 00:00:32,024
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

6
00:00:32,048 --> 00:00:33,658
‫سلام استیو، خوشحالم می‌بینمت

7
00:00:33,702 --> 00:00:35,225
‫شرمنده دیر کردم

8
00:00:35,269 --> 00:00:37,009
‫تازه چند ماهه که اومدم شانگهای

9
00:00:37,053 --> 00:00:39,882
‫- یکم سرم شلوغه
‫- آره، مطمئنم حسابی گرفتاری

10
00:00:39,925 --> 00:00:41,623
‫و نمی‌خواستم مدام مزاحمت بشم

11
00:00:41,666 --> 00:00:43,494
‫ولی خب زمان داره تموم میشه

12
00:00:45,670 --> 00:00:48,315
‫این قضیه رای اعتماد به ژنرال رو
‫به خطر می‌اندازه، مگه نه؟

13
00:00:48,516 --> 00:00:52,851
‫شاید، ولی با توجه به اینکه این آدم انتخاب رئیس‌جمهور برای وزیر دفاعه

14
00:00:52,895 --> 00:00:54,810
‫بنظرم مردم آمریکا حق اینو دارن که بدونن

15
00:00:59,510 --> 00:01:01,469
‫مدرک رو آوردی، استیو؟

16
00:01:01,512 --> 00:01:03,949
‫فلش مموری رو آوردی؟

17
00:01:03,993 --> 00:01:07,475
‫لعنتی، کامل یادم رفت

18
00:01:07,518 --> 00:01:09,041
‫شرمنده. توی کنسول‌گری‌ـه

19
00:01:09,085 --> 00:01:10,260
‫مشکلی نیست، باهات میام

20
00:01:10,304 --> 00:01:11,740
‫اوه، نه، نه، نه، لازم نیست، جدی میگم

21
00:01:11,783 --> 00:01:13,176
‫می‌تونم خودم برم بیارمش و...

22
00:01:13,220 --> 00:01:14,395
‫منو از سرت باز کنی؟

23
00:01:15,874 --> 00:01:19,051
‫ببین، استیو، درکت می‌کنم
‫می‌دونم که وضعیت ترسناکیه

24
00:01:19,095 --> 00:01:21,793
‫اینکه کاری انجام ندی راحت‌تره
‫ولی داستان نوشته شده

25
00:01:21,837 --> 00:01:23,752
‫پس می‌تونیم چندین روز کشش بدیم

26
00:01:23,795 --> 00:01:25,195
‫تا بالاخره جرات پیدا کنی
‫کاری که می‌دونی درسته رو انجام بدی

27
00:01:25,232 --> 00:01:27,016
‫یا می‌تونی فلش رو بهم بدی

28
00:01:27,059 --> 00:01:29,018
‫همونی که الان توی جیبته
‫و بری به زندگیت برسی

29
00:01:41,509 --> 00:01:43,685
‫کار درست رو انجام دادی، استیو

30
00:01:43,728 --> 00:01:44,729
‫ممنون

31
00:01:44,753 --> 00:01:45,947
‫ونگارد، نیویورک

32
00:01:45,948 --> 00:01:48,820
‫آره، دوباره برام بخونش

33
00:01:51,040 --> 00:01:52,476
‫نه، پاراگراف دوم رو همونجا بذار باشه

34
00:01:52,520 --> 00:01:54,348
‫اون خط رو آخرش اضاف کن
‫دوباره بخونش

35
00:01:57,133 --> 00:01:59,918
‫آره، همین خوبه
‫و با طراحیش هم مشکلی ندارم

36
00:02:01,268 --> 00:02:02,878
‫سلام، آیلین
‫یه دقیقه وقت داری؟

37
00:02:02,921 --> 00:02:04,749
‫- نه، موعد انتشارم رسیده
‫- می‌دونم. در مورد منبعته

38
00:02:04,793 --> 00:02:05,968
‫هنوزم نه. هنوز موعد انتشارمه

39
00:02:06,011 --> 00:02:07,404
‫اطلاعات بیشتری در مورد
‫رتبه یا سابقه‌اش لازم داریم

40
00:02:07,448 --> 00:02:08,666
‫تا کمک کنه اطلاعات رو تایید کنیم

41
00:02:08,710 --> 00:02:09,928
‫نه، لازم ندارین
‫منبع من معتبره

42
00:02:09,972 --> 00:02:11,234
‫راشمی و بخش حقوقی تاییدش کردن

43
00:02:11,278 --> 00:02:12,453
‫آیلین، ممکنه ازمون شکایت بشه

44
00:02:12,496 --> 00:02:13,715
‫یک منبع بیشتر نیست

45
00:02:13,758 --> 00:02:15,238
‫بنظرم داری اشتباه می‌کنی

46
00:02:15,282 --> 00:02:17,109
‫می‌دونم اینطور فکر می‌کنی
‫ولی اشتباه می‌کنی، داری الکی وحشت می‌کنی

47
00:02:17,153 --> 00:02:18,676
‫از وقتی داشتی با غذای بچه نقاشی می‌کردی

48
00:02:18,720 --> 00:02:20,200
‫من اینکاره بودم، و الان

49
00:02:20,243 --> 00:02:21,897
‫فقط 23 دقیقه تا انتشار داستانی وقت دارم

50
00:02:21,940 --> 00:02:23,855
‫که پنج ماه صرف تحقیقاتش کردم

51
00:02:23,899 --> 00:02:26,380
‫پس لطفا این نگرانی و طرز رفتارت رو بردار

52
00:02:26,423 --> 00:02:28,469
‫و گورت رو از کنار میز من گم کن و برو

53
00:02:28,512 --> 00:02:29,557
‫ممنون

54
00:02:34,126 --> 00:02:37,826
‫داستان داره بازدید می‌خوره
‫هر ده دقیقه پونزده هزار نفر واقعی

55
00:02:37,869 --> 00:02:39,741
‫از طرف برنامه‌های تلوزیونی "صبح با جو"

56
00:02:39,784 --> 00:02:42,570
‫"برنامه‌ی امروز"، "جی‌ام‌ای" و "فاکس"
‫درخواست مصاحبه داریم

57
00:02:42,613 --> 00:02:43,788
‫خبری از خود ژنرال نشده؟

58
00:02:43,832 --> 00:02:45,268
‫هنوز نه

59
00:02:45,312 --> 00:02:46,748
‫احمق‌ها همین الانشم اومدن سراغمون

60
00:02:46,791 --> 00:02:48,880
‫بیشترشون حتی مقاله رو هم نخوندن

61
00:02:48,881 --> 00:02:50,081
‫"هنوزم پای هرچیزی که نوشتم هست"

62
00:02:50,099 --> 00:02:51,796
‫- عاشق شبکه‌های اجتماعی‌ام
‫- باهاشون دهن به دهن نشو

63
00:02:51,840 --> 00:02:53,233
‫دیر گفتی

64
00:02:53,276 --> 00:02:54,843
‫آیلین، برو خونه

65
00:02:54,886 --> 00:02:55,974
‫یکم استراحت کن

66
00:02:56,018 --> 00:02:57,237
‫بذار خودمون اوضاع رو تحت نظر بگیریم

67
00:02:57,280 --> 00:02:58,760
‫شب بخیر، راشمی

68
00:02:58,803 --> 00:03:00,979
‫راستی، آیلین...

69
00:03:01,023 --> 00:03:02,764
‫کارت خیلی خوب بود

70
00:03:04,766 --> 00:03:07,943
‫به سلامتی رفیق فیتزجرالد
‫که حالا می‌تونه ارتش آمریکا رو هم

71
00:03:07,986 --> 00:03:10,293
‫به لیست بلندبالای دشمن‌هاش اضافه کنه

72
00:03:10,337 --> 00:03:11,860
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

73
00:03:13,340 --> 00:03:15,167
‫از اون آدمای زورگوئه
‫از آدمای زورگو بدم میاد

74
00:03:15,211 --> 00:03:16,778
‫علاوه بر اون، بازنشسته شده

75
00:03:16,821 --> 00:03:18,170
‫یه ژنرال پنج ستاره...

76
00:03:18,214 --> 00:03:20,303
‫همیشه یه ژنرال پنج ستاره می‌مونه

77
00:03:20,347 --> 00:03:22,392
‫و بزودی وزیر دفاع هم میشه

78
00:03:22,436 --> 00:03:24,786
‫بر اساس منبع من که اینطور نیست

79
00:03:24,829 --> 00:03:26,091
‫واقعا؟

80
00:03:26,135 --> 00:03:27,484
‫نگاه کن چه دندونی تیز کرده

81
00:03:27,528 --> 00:03:28,877
‫همین الانشم داستان اصلی رو نوشتی، آیلین

82
00:03:28,920 --> 00:03:30,400
‫وقتشه بذاری یه چیزی هم
‫به ما برسه، ناسلامتی دوستیم

83
00:03:30,444 --> 00:03:31,749
‫دوستیم؟ واقعا؟

84
00:03:31,793 --> 00:03:32,968
‫- نه
‫- آره هستیم

85
00:03:33,011 --> 00:03:35,405
‫به سلامتی دوستام

86
00:03:35,449 --> 00:03:38,365
‫امیدوارم که همیشه قد
‫یه داستان پشت سر من باشین

87
00:03:38,408 --> 00:03:39,496
‫هرکاری برات می‌کنیم

88
00:03:47,156 --> 00:03:49,767
‫چرا؟ هنوز ده دقیقه وقت دارم
‫برنامه "صبح‌ با جو" ساعت 6 شروع میشه

89
00:03:49,811 --> 00:03:51,334
‫لغوش کردیم. یه مشکل داریم

90
00:03:51,378 --> 00:03:52,596
‫باید بیای اینجا

91
00:03:52,640 --> 00:03:54,337
‫چجور مشکلی؟

92
00:03:54,381 --> 00:03:57,471
‫تیم ژنرال داره میره سراغ منبعت

93
00:03:57,514 --> 00:03:59,081
‫معلومه که میرن
‫تیمش کیا هستن؟

94
00:03:59,124 --> 00:04:01,344
‫بکستر. تیم کنترل بحران

95
00:04:01,388 --> 00:04:03,128
‫ترسیده. بهونه‌اش چیه؟

96
00:04:03,172 --> 00:04:06,175
‫دارن میگن مدارک جعلی هستن

97
00:04:06,218 --> 00:04:08,177
‫امکان نداره. به هیچ عنوان

98
00:04:08,220 --> 00:04:09,918
‫بذار برم توی تلوزیون و از داستانم دفاع کنم

99
00:04:09,961 --> 00:04:11,833
‫باید اول ته و توی این قضیه رو دربیاریم

100
00:04:11,876 --> 00:04:14,792
‫فعلا توی شبکه‌های اجتماعی نرو
‫و توی دفتر می‌بینمت

101
00:04:16,054 --> 00:04:17,360
‫خبری از منبعت نشد؟

102
00:04:17,404 --> 00:04:19,275
‫ناپدید شده و هیچ خبری ازش نیست

103
00:04:19,319 --> 00:04:21,408
‫کنسول‌گری میگه مرخصی گرفته

104
00:04:21,451 --> 00:04:23,410
‫ببینین، ژنرال آدم بدیه
‫هممون اینو می‌دونیم

105
00:04:23,453 --> 00:04:25,977
‫- ولی اگر مدارک جعلی هستن...
‫- بار اثبات جعلی بودنش با خودشونه

106
00:04:26,021 --> 00:04:27,370
‫بکستر داره تهدید به شکایت می‌کنه

107
00:04:27,414 --> 00:04:28,632
‫داره بلوف میزنه. یکم جرات داشته باش

108
00:04:28,676 --> 00:04:30,242
‫- نیازی به پرخاشگری نیست
‫- آیلین

109
00:04:30,286 --> 00:04:33,768
‫این توییت‌هاییه که دیشب فرستادی، درسته؟

110
00:04:33,811 --> 00:04:35,465
‫آره، و ازشون پشیمون نیستم. چطور مگه؟

111
00:04:35,509 --> 00:04:37,902
‫دارن با استفاده از اونا
‫طرز رفتارت رو یک جور خاصی جلوه میدن

112
00:04:37,946 --> 00:04:39,991
‫- طرز رفتارم؟
‫- شکایت‌هایی پیدا شده

113
00:04:40,035 --> 00:04:41,558
‫در مورد طرز رفتارت با کارکنان

114
00:04:41,602 --> 00:04:43,212
‫که بدرفتاری می‌کنی
‫بخصوص با زن‌ها

115
00:04:43,255 --> 00:04:44,866
‫- چی؟
‫- بخصوص یک نفر دیروز

116
00:04:44,909 --> 00:04:46,258
‫شیلی گرنجر از بخش تحقیقات

117
00:04:46,302 --> 00:04:48,565
‫در مورد منبعت باهات صحبت کرد؟

118
00:04:48,609 --> 00:04:49,871
‫پنج دقیقه قبل از چاپ داستان

119
00:04:49,914 --> 00:04:51,699
‫می‌خواستم منگنه‌ام رو پرت کنم سمتش

120
00:04:54,441 --> 00:04:56,312
‫بیخیال بابا. پررو بازی درآورد
‫منم با کسی شوخی ندارم

121
00:04:56,356 --> 00:04:57,922
‫اینجا یه خبرگزاریه، نه مهدکودک

122
00:04:57,966 --> 00:04:59,446
‫آدم اینطوری یاد می‌گیره
‫من اینطوری یاد گرفتم

123
00:04:59,489 --> 00:05:01,056
‫توجه‌ها داره به همین موضوع جلب میشه

124
00:05:01,099 --> 00:05:02,797
‫با یه خبر کوچیک توی دیلی‌بیست شروع شد

125
00:05:02,840 --> 00:05:04,407
‫و حالا تایمز و فاکس‌نیوز
‫دارن روش کار می‌کنن

126
00:05:04,451 --> 00:05:06,104
‫دارن سعی می‌کنن منو کنسل کنن؟

127
00:05:06,148 --> 00:05:08,542
‫اول از همه
‫باید داستان رو پس بگیریم

128
00:05:08,585 --> 00:05:10,370
‫یه یادداشت چاپ می‌کنیم و میگیم که

129
00:05:10,413 --> 00:05:12,676
‫این اتهامات رو خیلی جدی می‌گیریم
‫ و خبر اصلاحی بعدا چاپ میشه

130
00:05:12,720 --> 00:05:14,156
‫به هیچ عنوان

131
00:05:14,199 --> 00:05:15,592
‫ژنرال از قدرت و روابطش استفاده می‌کنه

132
00:05:15,636 --> 00:05:17,246
‫که به آدمای بدی سلاح بفروشه

133
00:05:17,289 --> 00:05:19,466
‫افراد بی‌گناه بخاطر این کار مردن
‫حقیقت همینه

134
00:05:19,509 --> 00:05:21,163
‫آیلین، چاره‌ای نداریم

135
00:05:21,206 --> 00:05:23,644
‫چرا چاره داریم
‫می‌تونیم پا پس نکشیم

136
00:05:23,687 --> 00:05:26,386
‫می‌تونیم تصمیم بگیریم که بجنگیم
‫ و اینقدر مثل یه مشت آدم

137
00:05:26,429 --> 00:05:28,257
‫بی‌عرضه‌ی ترسو رفتار نکنیم
‫که جای گزارش کردن خبر

138
00:05:28,300 --> 00:05:29,563
‫ترجیح میدن همکارهاشون رو تکه‌پاره کنن

139
00:05:31,869 --> 00:05:33,697
‫خبر اصلاحی رو چاپ می‌کنیم

140
00:05:35,307 --> 00:05:37,701
‫راشمی، اگر اینکارو بکنی
‫ من راهمو می‌کشم و میرم

141
00:05:37,745 --> 00:05:39,268
‫و بخدا قسم برنمی‌گردم

142
00:05:40,878 --> 00:05:44,012
‫چهار ماه بعد

143
00:06:08,384 --> 00:06:10,342
‫فقط همینو می‌خواستم
‫عالیه، ممنون

144
00:06:23,181 --> 00:06:24,835
‫سلام، جفرسون

145
00:06:24,879 --> 00:06:27,272
‫یکی به اسم استنلی کورنیک باهات کار داره

146
00:06:27,316 --> 00:06:28,709
‫توی لابی‌ـه؟

147
00:06:43,288 --> 00:06:44,464
‫سلام، فیتزجرالد

148
00:06:44,507 --> 00:06:45,552
‫استنلی

149
00:06:45,595 --> 00:06:47,249
‫موهات کوتاه‌تر شده

150
00:06:47,292 --> 00:06:49,660
‫هفده ساله منو ندیدی
‫چرا اومدی اینجا؟

151
00:06:49,661 --> 00:06:53,429
‫جواب تلفن‌هام رو نمی‌دادی
‫گفتم یه سری بهت بزنم

152
00:06:53,473 --> 00:06:55,779
‫یه سری بزنی؟ از آلاسکا؟

153
00:06:57,520 --> 00:06:59,087
‫یکم آب می‌خوای؟

154
00:06:59,130 --> 00:07:01,524
‫نه ممنون

155
00:07:01,568 --> 00:07:03,526
‫خونه قشنگی داری

156
00:07:03,570 --> 00:07:04,745
‫روی چی داری کار می‌کنی؟

157
00:07:04,788 --> 00:07:06,268
‫می‌تونی وقتی کتاب چاپ شد بخریش

158
00:07:06,311 --> 00:07:07,748
‫مطمئنی می‌خوای اینکارو بکنی؟

159
00:07:07,791 --> 00:07:09,532
‫مجبورم. حق با من بود
‫حق با منه

160
00:07:09,576 --> 00:07:12,317
‫ژنرال آدم بدیه، ولی منبع توام خراب بود

161
00:07:12,361 --> 00:07:14,276
‫سه هزار مایل اومدی که اینو بهم بگی؟

162
00:07:14,319 --> 00:07:15,799
‫یا اومدی ازم عذرخواهی کنی که 17 سال پیش

163
00:07:15,843 --> 00:07:17,801
‫گزارشم رو خراب کردی؟

164
00:07:17,845 --> 00:07:20,238
‫جفتش. اشتباهاتی کردیم

165
00:07:20,282 --> 00:07:21,631
‫چرا اومدی اینجا، استنلی؟

166
00:07:21,675 --> 00:07:23,503
‫- که بهت پیشنهاد کار بدم
‫- خدای من

167
00:07:23,546 --> 00:07:25,635
‫قرارداد یکساله، بعنوان خبرنگار غیرتخصصی
‫بدون هیچ کنترلی روی تو

168
00:07:25,679 --> 00:07:27,376
‫- اونقدرام به آخر خط نرسیدم
‫- نرسیدی؟

169
00:07:27,419 --> 00:07:29,160
‫آخرین باری که از این آپارتمان
‫ رفتی بیرون کی بود؟

170
00:07:29,204 --> 00:07:30,422
‫دارم کتابم رو می‌نویسم

171
00:07:30,466 --> 00:07:31,685
‫و وقتی تموم شد چی؟

172
00:07:31,728 --> 00:07:33,251
‫نمی‌دونم، ولی قرار نیست بیام آلاسکا

173
00:07:33,295 --> 00:07:34,775
‫امکان نداره
‫ روزنامه‌های اونجا در سطح من نیست

174
00:07:34,818 --> 00:07:36,080
‫من هرکاری لازم بوده کردم

175
00:07:36,124 --> 00:07:37,517
‫کتابمو تموم می‌کنم، و بعد می‌کشم کنار

176
00:07:37,560 --> 00:07:39,823
‫بیخیال، فیتزجرالد
‫تو به دنیا اومدی که خبرنگار باشی

177
00:07:39,867 --> 00:07:41,651
‫یکی از بهترین‌هایی

178
00:07:41,695 --> 00:07:42,957
‫اوه، واقعا؟

179
00:07:43,000 --> 00:07:44,436
‫شاید اخبار رو نمیخونی، استنلی

180
00:07:44,480 --> 00:07:45,960
‫ولی کاشف به عمل اومده
‫که من یه بی‌عرضه‌ی دوزاریم

181
00:07:46,003 --> 00:07:47,570
‫که جاه‌طلبی کورم کرده

182
00:07:47,614 --> 00:07:49,790
‫راستی، یه زورگوی زن‌ستیز دو‌آتیشه هم هستم

183
00:07:49,833 --> 00:07:51,313
‫کنایه‌آمیزه، مگه نه؟

184
00:07:51,356 --> 00:07:53,489
‫تمام زندگی کاریم رو
‫ مشغول درگیری با یه مشت

185
00:07:53,533 --> 00:07:55,143
‫مردسالار قدیمی بودم

186
00:07:55,186 --> 00:07:57,493
‫و آخرشم با همین عنوان کنسل شدم

187
00:07:57,537 --> 00:08:00,061
‫پس آره، دیگه بسمه!
‫دیگه بسمه! دیگه بسمه!

188
00:08:05,632 --> 00:08:08,286
‫خب، حالا اگر میشه برو

189
00:08:08,330 --> 00:08:10,593
‫تا بتونم برگردم سراغ کارم

190
00:08:10,637 --> 00:08:12,290
‫آره، حتما

191
00:08:18,340 --> 00:08:19,863
‫ولی محض اطلاعت

192
00:08:19,907 --> 00:08:23,606
‫توی روزنامه‌های سطح پایین هم
‫ نیاز به خبرنگارهای خوب داریم

193
00:08:32,876 --> 00:08:34,182
‫احیاناً یه غذاخوری ایتالیایی خوب

194
00:08:34,225 --> 00:08:35,749
‫این اطراف نمی‌شناسی؟

195
00:08:38,752 --> 00:08:40,144
‫تازه دومین بچمون دنیا اومده بود

196
00:08:40,188 --> 00:08:41,842
‫که دیلی آلاسکا باهامون تماس گرفت

197
00:08:41,885 --> 00:08:44,192
‫برگشتن به خونه حس خوبی داشت

198
00:08:44,235 --> 00:08:46,107
‫تو چطور؟ هیچوقت ازدواج نکردی؟

199
00:08:46,150 --> 00:08:49,066
‫یک سالی امتحانش کردم
‫طرف عکاس خبری بود

200
00:08:49,110 --> 00:08:51,547
‫جفتمون شغلمون رو بیشتر از
‫ همدیگه دوست داشتیم

201
00:08:51,591 --> 00:08:52,809
‫مرد خوبی بود

202
00:08:52,853 --> 00:08:54,202
‫هنوز با هم دوستین؟

203
00:08:54,245 --> 00:08:56,770
‫تا قبل از مرگش توی افغانستان دوست بودیم

204
00:08:56,813 --> 00:08:58,249
‫متاسفم

205
00:09:00,208 --> 00:09:01,905
‫مطمئنی گرسنه نیستی؟

206
00:09:01,949 --> 00:09:03,211
‫نه ممنون خوبم

207
00:09:03,254 --> 00:09:04,865
‫واقعا خوبی؟

208
00:09:08,956 --> 00:09:10,566
‫خب، حالا دیگه رئیس اونجا شدی

209
00:09:10,610 --> 00:09:14,091
‫- همون چیزیه که امید داشتی؟
‫- آره، هست

210
00:09:14,135 --> 00:09:18,269
‫ولی یه مشکلی هست
‫ کارکنانم از 100 تا رسیده به 25

211
00:09:18,313 --> 00:09:21,229
‫اونم برای استانی که دو برابر و نیم تگزاسه
‫(نود درصد سایز ایران)

212
00:09:21,272 --> 00:09:25,973
‫تلاش خوبی می‌کنیم
‫ولی خبرهای زیادی رو از دست میدیم

213
00:09:26,016 --> 00:09:29,106
‫من فقط یک خبرنگارم، استنلی
‫نمی‌تونم مشکلاتت رو رفع کنم

214
00:09:29,150 --> 00:09:31,587
‫تو روی داستان‌های بزرگ کار می‌کنی، آیلین

215
00:09:31,631 --> 00:09:35,069
‫اگر اینکارو برای ما بکنی
‫اسمی در می‌کنیم، سرپا می‌مونیم

216
00:09:37,767 --> 00:09:39,856
‫اسمش گلوریا نانماک‌ـه

217
00:09:39,900 --> 00:09:42,990
‫توی مید زندگی می‌کرد
‫توی بخش شمال‌غربی قطبی

218
00:09:43,033 --> 00:09:46,080
‫دو سال پیش بعد از یه مهمونی گم شد

219
00:09:46,123 --> 00:09:49,083
‫سه ماه بعد دو تا شکارچی پیداش کردن

220
00:09:49,126 --> 00:09:52,347
‫پلیس گفت مرگش طبیعی بوده
‫مادرش مخالفه

221
00:09:52,390 --> 00:09:55,002
‫داستان یه زن مرده توی آلاسکاست

222
00:09:55,045 --> 00:09:57,613
‫بگو خبرنگار مسائل جنایی‌ات روش کار کنه
‫به من احتیاجی نداری

223
00:09:57,657 --> 00:10:00,268
‫قضیه فقط داستان یه زن مرده توی آلاسکا نیست

224
00:10:00,311 --> 00:10:01,922
‫یه زن بومیه

225
00:10:04,838 --> 00:10:07,101
‫اینا هم همینطور

226
00:10:09,277 --> 00:10:10,670
‫داستان در مورد اینه که

227
00:10:10,713 --> 00:10:13,063
‫چطور بحران زنان بومی
‫که گم میشن یا به قتل می‌رسن

228
00:10:13,107 --> 00:10:15,500
‫کلا نادیده گرفته میشه

229
00:10:15,544 --> 00:10:19,330
‫داستان بزرگیه، و با گلوریا نانمک شروع میشه

230
00:10:41,613 --> 00:10:43,311
‫هنوز بیداری؟

231
00:10:43,354 --> 00:10:44,921
‫آره، بدنم روی ساعت آلاسکا تنظیمه

232
00:10:44,965 --> 00:10:47,141
‫داشتم سایتتون رو نگاه می‌کردم
‫شماها فقط یک خبر

233
00:10:47,184 --> 00:10:48,664
‫و یه یادداشت کوتاه در ادامه‌اش
‫در مورد قتل گلوریا کار کردین؟

234
00:10:48,708 --> 00:10:49,752
‫باید می‌رفتیم سراغ خبرهای دیگه

235
00:10:49,796 --> 00:10:51,667
‫پلیس باهامون همکاری نمی‌کرد

236
00:10:51,711 --> 00:10:53,495
‫هنوز گزارش پلیس به دستمون نرسیده

237
00:10:53,538 --> 00:10:55,018
‫بعد از دو سال؟ چرا؟

238
00:10:55,062 --> 00:10:56,716
‫بنظرشون کسی در مرگش دخالتی نداشته

239
00:10:56,759 --> 00:10:58,239
‫و این یعنی پرونده‌اش باید بسته بشه

240
00:10:58,282 --> 00:10:59,719
‫پس چرا هنوز گزارش رو بهتون ندادن؟

241
00:10:59,762 --> 00:11:01,111
‫سوال خوبیه

242
00:11:01,155 --> 00:11:02,417
‫خب، پس گواهی فوتش رو از کجا آوردی؟

243
00:11:02,460 --> 00:11:04,549
‫- خانواده‌اش؟
‫- آره، مادرش

244
00:11:04,593 --> 00:11:07,770
‫من اینطور فکر می‌کنم، یا واقعا

245
00:11:07,814 --> 00:11:09,250
‫داری در مورد این قضیه تحقیق می‌کنی؟

246
00:11:09,293 --> 00:11:11,165
‫نمی‌تونم برم آلاسکا، استنلی

247
00:11:11,208 --> 00:11:12,949
‫کار مسخره‌ایه

248
00:11:12,993 --> 00:11:15,778
‫آیلین، این داستان می‌تونه
‫طرز تفکر ملی رو عوض کنه

249
00:11:15,822 --> 00:11:17,214
‫کتاب من در مورد ژنرال هم همینطور

250
00:11:17,258 --> 00:11:18,868
‫اون برام مهمه

251
00:11:18,912 --> 00:11:20,783
‫گرین، شده وزیر دفاع، و نباید باشه

252
00:11:20,827 --> 00:11:22,045
‫موافقم

253
00:11:22,089 --> 00:11:24,874
‫می‌تونی توی انکوریج روی کتابت کار کنی
‫(بزرگترین شهر آلاسکا)

254
00:11:24,918 --> 00:11:27,964
‫آخه...

255
00:11:28,008 --> 00:11:29,313
‫مطمئن نیستم آماده‌ام یا نه

256
00:11:29,357 --> 00:11:31,402
‫یه حس قوی‌ای بهم میگه آماده‌ای

257
00:11:31,446 --> 00:11:35,276
‫ممکنه  لطمه خورده باشی
‫و عصبانی باشی، آیلین

258
00:11:35,319 --> 00:11:36,625
‫ولی هنوز به آخر خط نرسیدی

259
00:11:36,668 --> 00:11:38,322
‫و بنظرم خودتم اینو می‌دونی

260
00:11:40,934 --> 00:11:41,934
‫شب بخیر

261
00:11:41,935 --> 00:11:43,719
‫شب بخیر

262
00:12:06,002 --> 00:12:07,699
‫شرمنده

263
00:12:10,877 --> 00:12:12,356
‫لطفا سرجاتون بشینید

264
00:12:12,400 --> 00:12:14,924
‫چراغ بستن کمربند روشن است

265
00:12:16,447 --> 00:12:18,623
‫لطفا سرجاتون بشینید

266
00:12:24,542 --> 00:12:25,805
‫بذار رد شم، خانم

267
00:12:26,849 --> 00:12:29,156
‫خانم، برگردین سر جاتون

268
00:12:29,199 --> 00:12:30,722
‫خانم، خانم!

269
00:12:30,766 --> 00:12:32,812
‫- هوا چرا اینطوریه؟
‫- برگردید سر جاتون

270
00:12:32,855 --> 00:12:34,814
‫خانم!

271
00:12:49,785 --> 00:12:50,960
‫حالت خوبه؟

272
00:12:51,004 --> 00:12:52,092
‫چی شد؟

273
00:12:52,135 --> 00:12:53,397
‫غش کردی

274
00:12:53,441 --> 00:12:55,443
‫دو ساعت خواب بودی

275
00:12:55,486 --> 00:12:56,923
‫علائم حیاتی‌ات خوبه

276
00:12:56,966 --> 00:12:58,272
‫ولی احتمالا باید آب زیاد بخوری

277
00:12:58,315 --> 00:13:00,448
‫- تو یه دکتری؟
‫- نه

278
00:13:00,491 --> 00:13:03,755
‫من مددکار دهکده‌ام
‫یجورایی مثل متخصص فوریت‌های پزشکی می‌مونه

279
00:13:06,367 --> 00:13:08,630
‫اسمم ملینداست

280
00:13:08,673 --> 00:13:11,067
‫منم آیلینم

281
00:13:11,111 --> 00:13:12,677
‫این اتفاق قبلا هم افتاده؟

282
00:13:12,721 --> 00:13:13,983
‫نه، هیچوقت

283
00:13:14,027 --> 00:13:15,767
‫انگار داشتم سکته می‌کردم

284
00:13:15,811 --> 00:13:17,421
‫تقریبا مطمئنم سکته نبوده

285
00:13:17,465 --> 00:13:19,293
‫خب پس چی بوده؟

286
00:13:19,336 --> 00:13:21,817
‫شاید یه حمله‌ی اضطرابی

287
00:13:21,861 --> 00:13:25,038
‫- این چند مدت زیادی تحت فشار بودی؟
‫- نه

288
00:13:26,343 --> 00:13:29,085
‫ساختمان دیلی آلاسکا

289
00:13:42,109 --> 00:13:45,109
‫حمله‌ی اضطرابی چیست؟

290
00:14:04,207 --> 00:14:07,515
‫سلام، خانم فیتزجرالد؟

291
00:14:07,558 --> 00:14:09,734
‫اسم من گابریل تووار‌ـه
‫به آلاسکا خوش اومدید

292
00:14:09,778 --> 00:14:11,475
‫- ممنون
‫- تمام بارتون همینه؟

293
00:14:11,519 --> 00:14:12,737
‫- بله همینه
‫- واو

294
00:14:12,781 --> 00:14:14,652
‫من وقتی میرم جونو از این بیشتر می‌برم
‫(مرکز آلاسکا)

295
00:14:14,696 --> 00:14:17,481
‫باشه. خب دیگه باید بریم، درسته؟

296
00:14:17,525 --> 00:14:20,223
‫آره، حتما
‫شرمنده، بریم

297
00:14:28,928 --> 00:14:31,321
‫پروازتون چطور بود؟ مشکلی نداشتین؟

298
00:14:31,365 --> 00:14:33,584
‫نه. مشکلی نبود

299
00:14:33,628 --> 00:14:36,631
‫باید بگم، من حسابی طرفدارتونم

300
00:14:36,674 --> 00:14:40,852
‫اینکه از نزدیک می‌بینمتون
‫و رانندتون هستم واقعا برام الهام‌بخشه

301
00:14:40,896 --> 00:14:43,290
‫و واقعا بابت اتفاقی که افتاد متاسفم

302
00:14:43,333 --> 00:14:46,162
‫همون قضیه‌ی داستانتون...

303
00:14:46,206 --> 00:14:48,295
‫در مورد ژنرال

304
00:14:59,480 --> 00:15:01,047
‫عاشق این هتلم

305
00:15:01,090 --> 00:15:03,571
‫همیشه دلم می‌خواست اینجا اتاق بگیرم

306
00:15:03,614 --> 00:15:05,007
‫آدم به آرزوهاش زنده‌ست

307
00:15:05,051 --> 00:15:06,748
‫شهر همیشه اینقدر خالیه؟

308
00:15:06,791 --> 00:15:08,271
‫حتما به جمعیت نیویورک عادت دارین

309
00:15:08,315 --> 00:15:10,230
‫به آدما عادت دارم، آره

310
00:15:10,273 --> 00:15:11,796
‫یه رستوران عالی روی سقف دارن

311
00:15:11,840 --> 00:15:14,669
‫یه سالن ماساژ خیلی عالی
‫یه مغازه کادوفروشی، یه گالری هنری

312
00:15:14,712 --> 00:15:16,018
‫زیادی حرف میزنم؟

313
00:15:16,062 --> 00:15:18,586
‫- لب مرزی
‫- کاملا درک می‌کنم

314
00:15:18,629 --> 00:15:20,327
‫بنظرم از اینجا به بعد رو
‫خودم می‌تونم برم، گابریل

315
00:15:20,370 --> 00:15:23,591
‫اوه، باشه
‫یه هدیه کوچیک براتون آوردم

316
00:15:23,634 --> 00:15:25,506
‫یه چشم‌بند خدمت شما

317
00:15:25,549 --> 00:15:27,160
‫ممنون، ولی چشم‌بند استفاده نمی‌کنم

318
00:15:27,203 --> 00:15:29,553
‫کسایی که برای اولین بار از 48 ایالت
‫پایینی میان، همیشه مشکل خواب دارن

319
00:15:29,597 --> 00:15:31,425
‫آفتاب تا ساعت 11:30 شب غروب نمی‌کنه

320
00:15:31,468 --> 00:15:33,122
‫بهتره بگیرینش

321
00:15:34,732 --> 00:15:37,039
‫- صبح می‌بینمتون
‫- بی‌صبرانه منتظرم

322
00:15:38,954 --> 00:15:41,348
‫- الو؟
‫- سلام، میشه لطفا با سیلوی نانماک صحبت کنم؟

323
00:15:41,391 --> 00:15:44,438
‫- اینجا نیست
‫- قراره بزودی برگرده؟

324
00:15:44,481 --> 00:15:47,528
‫رفته انکوریج دیدن دکترش

325
00:15:47,571 --> 00:15:49,660
‫امیدوارم مشکلشون جدی نباشه
‫شما شوهرشون هستین؟

326
00:15:49,704 --> 00:15:52,098
‫نه. فقط مراقب گربشم

327
00:15:52,141 --> 00:15:54,622
‫اوه. خب، احیانا شماره همراهشون رو دارین؟

328
00:15:54,665 --> 00:15:57,886
‫چند باری با شماره‌ای که دارم
‫تماس گرفتم ولی برنداشته

329
00:15:57,929 --> 00:15:59,192
‫شما؟

330
00:15:59,235 --> 00:16:00,758
‫اسم من آیلین فیتزجرالده

331
00:16:00,802 --> 00:16:03,761
‫برای ون... دیلی آلاسکا کار می‌کنم

332
00:16:03,805 --> 00:16:07,156
‫و دارم یه داستان در مورد
‫مرگ دخترشون گلوریا می‌نویسم

333
00:16:08,592 --> 00:16:09,985
‫الو؟

334
00:16:10,029 --> 00:16:12,074
‫یخورده برای تماس گرفتن دیره

335
00:16:12,118 --> 00:16:13,902
‫ساعت 10 و نیمه

336
00:16:13,945 --> 00:16:16,035
‫اوه، شرمنده. واقعا؟

337
00:16:16,078 --> 00:16:18,602
‫دقت نکردم. هوا بیرون خیلی روشنه

338
00:16:18,646 --> 00:16:20,387
‫- خداحافظ
‫- صبر کنین

339
00:16:20,430 --> 00:16:21,910
‫الو؟

340
00:16:40,059 --> 00:16:41,408
‫الو؟

341
00:16:41,451 --> 00:16:43,149
‫- صبح بخیر
‫- سلام، گابریل

342
00:16:43,192 --> 00:16:44,715
‫من طبقه پایینم

343
00:16:44,759 --> 00:16:46,413
‫دارم میام

344
00:16:49,459 --> 00:16:51,200
‫بفرمایید قهوه‌تون. اینم دیلی آلاسکا

345
00:17:19,402 --> 00:17:21,143
‫رسیدیم

346
00:17:21,187 --> 00:17:22,797
‫این چیه؟

347
00:17:22,840 --> 00:17:24,015
‫دیلی آلاسکاست

348
00:17:24,059 --> 00:17:25,713
‫این یه پاساژه

349
00:17:25,756 --> 00:17:28,150
‫اون ساختمون شیشه‌ای بزرگ
‫ با ستون‌های سفید چی شد؟

350
00:17:28,194 --> 00:17:29,630
‫اوه، اون ساختمون قدیمیمون بود

351
00:17:29,673 --> 00:17:32,198
‫سه سال پیش اومدیم اینجا
‫بخاطر کمبود بودجه

352
00:17:35,505 --> 00:17:37,638
‫سلام، جنیس
‫ایشون آیلین فیتزجرالده

353
00:17:37,681 --> 00:17:40,510
‫قراره از امروز شروع به کار کنه
‫یه کارت ورود براشون دارم

354
00:17:41,598 --> 00:17:43,209
‫خیلی خجالتیه

355
00:17:48,823 --> 00:17:51,608
‫مرکز کارمون اینجاست

356
00:17:51,652 --> 00:17:53,697
‫آره مشخصه

357
00:17:53,741 --> 00:17:56,613
‫خب، قهوه و چایی اینجاست

358
00:17:56,657 --> 00:17:58,659
‫ولی یه قهوه‌فروشی دقیقا بیرون هست

359
00:17:58,702 --> 00:18:00,269
‫که نوشیدنی‌هاش خیلی بهتره

360
00:18:00,313 --> 00:18:01,662
‫قبلا اونجا کار می‌کردم

361
00:18:01,705 --> 00:18:03,968
‫راستش همینجوری بود
‫که اینجا شروع به کار کردم

362
00:18:04,012 --> 00:18:07,146
‫خب، این میز شماست

363
00:18:07,189 --> 00:18:09,670
‫چند تا دفترچه یادداشت و خودکار براتون گذاشتم

364
00:18:09,713 --> 00:18:11,498
‫چرا اینجا اینقدر ساکته؟

365
00:18:11,541 --> 00:18:12,629
‫- ساکته؟
‫- آره

366
00:18:12,673 --> 00:18:14,065
‫بشدت

367
00:18:14,109 --> 00:18:15,197
‫فضا مرده‌ست

368
00:18:15,241 --> 00:18:16,894
‫اوه، خیلی‌خب

369
00:18:16,918 --> 00:18:19,518
‫"تعداد کلی خوانندگان"

370
00:18:19,549 --> 00:18:21,072
‫سردبیرها اون تو جلسه دارن

371
00:18:21,116 --> 00:18:22,900
‫ظاهرا جلسشون شروع شده

372
00:18:22,944 --> 00:18:26,339
‫شورای شهر تو فکره که
‫بارها رو مجبور کنه زودتر تعطیل کنن

373
00:18:26,382 --> 00:18:28,515
‫- بخاطر...
‫- سلام، ببخشید

374
00:18:28,558 --> 00:18:30,343
‫ببخشید دیر کردم. سلام

375
00:18:30,386 --> 00:18:32,562
‫بچه‌ها، آیلین فیتزجرالد

376
00:18:32,606 --> 00:18:35,130
‫آیلین، لشکر مرگ‌بار سردبیرهامون

377
00:18:36,914 --> 00:18:38,699
‫همینطوری که صحبت می‌کنین
‫خودتون رو معرفی کنین، باب

378
00:18:38,742 --> 00:18:41,528
‫ممنون، استنلی
‫باب یانگ هستم، خبرنگار ارشد

379
00:18:41,571 --> 00:18:43,660
‫به جای مری دبنیک
‫وظایف سردبیر اخبار رو انجام میدم

380
00:18:43,704 --> 00:18:46,185
‫که بخاطر بارداری توی مرخصیه

381
00:18:46,228 --> 00:18:48,752
‫قبل از اینکه تو حرفم بپرین چی می‌گفتم؟

382
00:18:48,796 --> 00:18:50,754
‫آها، آره، که بارها زودتر تعطیل کنن

383
00:18:50,798 --> 00:18:52,713
‫بخاطر خشونت شدید در خیابون‌ها

384
00:18:52,756 --> 00:18:55,498
‫و درگیری مسلحانه پلیس توی مالدون

385
00:18:55,542 --> 00:18:59,589
‫متهم بیست و خرده‌ای ساله
‫سفیدپوست و کاملا لخت بوده

386
00:18:59,633 --> 00:19:01,591
‫ادعا می‌کرده که بصورت ناعادلانه
‫مجبور شده خونه‌اش رو تخلیه کنه

387
00:19:01,635 --> 00:19:03,941
‫الان تحت بازداشت پلیسه

388
00:19:03,985 --> 00:19:05,247
‫یونا پارک مسئول این خبره

389
00:19:05,291 --> 00:19:06,770
‫- مستاجر بوده؟
‫- نمی‌دونیم

390
00:19:06,814 --> 00:19:09,730
‫پلیس انکوریج شماره پلاکش رو بهمون نداده

391
00:19:09,773 --> 00:19:11,732
‫- پس گزارش پلیس ندارین؟
‫- نه

392
00:19:11,775 --> 00:19:13,081
‫پرونده در مرحله‌ی تحقیقاته

393
00:19:13,124 --> 00:19:14,430
‫وارد آپارتمان شدن؟

394
00:19:14,474 --> 00:19:16,737
‫آره، گمون کنم وارد شدن. چطور مگه؟

395
00:19:16,780 --> 00:19:19,261
‫اگر وارد آپارتمان یک شهروند شدن

396
00:19:19,305 --> 00:19:21,089
‫مجبور نیستن شماره پلاکش رو اعلام کنن؟

397
00:19:21,132 --> 00:19:23,352
‫تا الان فقط شماره‌ی محله‌اش رو اعلام کردن

398
00:19:23,396 --> 00:19:24,658
‫اطلاعات سیستم خودکار پلیس رو چک کردین؟

399
00:19:24,701 --> 00:19:26,268
‫اطلاعاتش رو بهمون ندادن

400
00:19:26,312 --> 00:19:28,401
‫اطلاعات سیستم خودکار
‫اطلاعات عمومی هستن. انتخابش با اونا نیست

401
00:19:28,444 --> 00:19:30,490
‫رابطه خوبی با پلیس انکوریج نداریم

402
00:19:30,533 --> 00:19:32,709
‫به درخواست‌هامون اهمیت نمیدن

403
00:19:32,753 --> 00:19:34,207
‫خب ازشون شکایت کنین

404
00:19:34,330 --> 00:19:36,767
‫وکیلمون اونقدری که می‌خواستیم موفق نبوده

405
00:19:36,811 --> 00:19:38,552
‫خب، بی‌عرضه‌ست یا ناشیه؟

406
00:19:38,595 --> 00:19:40,293
‫چارلی وکیل خیلی خوبیه
‫و توی این شهر آدم محبوبیه

407
00:19:40,336 --> 00:19:42,208
‫خب، خوش به حال چارلی
‫ولی شما آدم محبوب لازم ندارین

408
00:19:42,251 --> 00:19:43,818
‫احتیاج به آدم عوضی‌ای دارین
‫ که بتونه اطلاعات بگیره

409
00:19:43,861 --> 00:19:46,777
‫بنظر ما که لازم نیست عوضی باشیم
‫ تا کارمون رو انجام بدیم

410
00:19:46,821 --> 00:19:48,953
‫شاید، ولی گمونم همین چارلی عزیز بوده

411
00:19:48,997 --> 00:19:50,172
‫که توی پرونده‌ی مرگ گلوریا نانمک هم

412
00:19:50,216 --> 00:19:51,521
‫نتونسته گزارش پلیس رو بگیره

413
00:19:51,565 --> 00:19:53,306
‫- کی؟
‫- آیلین

414
00:19:53,349 --> 00:19:55,656
‫خبرنگارها برای انجام کارشون
‫نیاز به حمایت دارن، استنلی

415
00:19:55,699 --> 00:19:56,961
‫بعدا خصوصی در موردش حرف می‌زنیم

416
00:19:57,005 --> 00:19:58,702
‫- این چیزیه که...
‫- بعدا!

417
00:19:58,746 --> 00:20:01,401
‫باب، همه‌اش همین بود؟

418
00:20:07,276 --> 00:20:09,409
‫سلام پیت
‫آیلین فیتزجرالد هستم

419
00:20:09,452 --> 00:20:12,499
‫آره، چند وقتی میشه
‫صحبت نکردیم. خوبه خداروشکر

420
00:20:12,542 --> 00:20:14,544
‫ببین، به کمکت نیاز دارم
‫ تا یه سری اطلاعات...

421
00:20:14,588 --> 00:20:16,155
‫واو

422
00:20:18,069 --> 00:20:21,290
‫شرمنده، یه حشره دیدم

423
00:20:21,334 --> 00:20:23,945
‫آره، آره
‫به کمکت احتیاج دارم

424
00:20:23,988 --> 00:20:28,515
‫تا توی انکوریج یه سری اطلاعات از پلیس بگیرم

425
00:20:28,558 --> 00:20:30,169
‫آلاسکا

426
00:20:30,212 --> 00:20:33,346
‫آره، داستانش طولانیه
‫می‌تونی کمکم کنی؟

427
00:20:33,389 --> 00:20:34,869
‫ممنون، جزئیات رو برات می‌فرستم

428
00:20:34,912 --> 00:20:36,827
‫ولی اگر کسی اسمی ازت پرسید

429
00:20:36,871 --> 00:20:39,700
‫بگو از طرف باب یانگ‌ـه
‫سردبیر موقت اخبار

430
00:20:39,743 --> 00:20:41,745
‫باید برم. ممنون پیت

431
00:20:41,789 --> 00:20:44,574
‫آیلین؟ کلیر مانسی هستم

432
00:20:44,618 --> 00:20:46,402
‫- یکی از خبرنگارهای اینجام
‫- اوه، آره

433
00:20:46,446 --> 00:20:49,231
‫یکم پیش داستانت در مورد اون
‫صاحب رستوران نژادپرست رو خوندم

434
00:20:49,275 --> 00:20:50,798
‫داستان خوبی بود
‫عجب آدمی بود

435
00:20:50,841 --> 00:20:52,713
‫ممنون، آره
‫طرف حرف نداشت!

436
00:20:52,756 --> 00:20:53,844
‫باید برم دادگاه

437
00:20:53,888 --> 00:20:55,237
‫فقط می‌خواستم بهت خوش‌آمد بگم

438
00:20:55,281 --> 00:20:57,152
‫- مسئول خبرهای دادگاه هم هستی؟
‫- هممون مسئول همه اخبار هستیم

439
00:20:57,196 --> 00:20:58,458
‫اتاق خبری کوچیکیه

440
00:20:58,501 --> 00:20:59,894
‫آره، یه بچه‌ای زیر میزم بود

441
00:20:59,937 --> 00:21:01,287
‫زکری، بچه‌ی آستین‌ـه

442
00:21:02,418 --> 00:21:05,073
‫نترس گاز نمی‌گیره
‫فقط به آی‌پدش دست نزن

443
00:21:05,116 --> 00:21:06,944
‫- آستین تیگ هستم
‫- سلام، ممنون

444
00:21:06,988 --> 00:21:08,381
‫راستی کلیر

445
00:21:08,424 --> 00:21:10,513
‫دنبال یه زن اهل مید هستم

446
00:21:10,557 --> 00:21:11,906
‫اومده اینجا دیدن یه دکتر

447
00:21:11,949 --> 00:21:13,995
‫بنظرت از کجا می‌تونم شروع کنم؟

448
00:21:14,038 --> 00:21:15,649
‫- بومی آلاسکاست؟
‫- آره

449
00:21:15,692 --> 00:21:18,260
‫مرکز سلامت و بیمارستان بومیان آلاسکا

450
00:21:18,304 --> 00:21:20,610
‫بیشتر دهکده‌ها بیمارستان
‫ یا حتی درمانگاه هم ندارن

451
00:21:20,654 --> 00:21:22,612
‫اگر بومی آلاسکا باشی، میری اونجا

452
00:21:22,656 --> 00:21:24,788
‫جای خیلی باحالیه

453
00:21:25,833 --> 00:21:26,964
‫اوه! ببخشید

454
00:21:27,008 --> 00:21:28,705
‫واو، شرمنده

455
00:21:28,749 --> 00:21:30,272
‫ندیدم دقیقا پشت سرم وایسادی

456
00:21:30,316 --> 00:21:31,839
‫می‌خواستم خودم رو معرفی کنم

457
00:21:31,882 --> 00:21:33,362
‫خب، الان یا بعدا؟
‫چون باید برم

458
00:21:33,406 --> 00:21:35,190
‫الان. یونا پارک هستم. خبرنگارم

459
00:21:35,234 --> 00:21:37,410
‫اوه، آره. مسئول اون درگیری پلیسی

460
00:21:37,453 --> 00:21:39,499
‫- با اون یارو لخته، توی...
‫- مالدون، آره

461
00:21:39,542 --> 00:21:41,979
‫بین خودمون بمونه، ولی اطلاعات
‫سیستم خودکار پلیس رو برات گیر میارم

462
00:21:42,023 --> 00:21:43,590
‫اطلاعات سیستم خودکار؟

463
00:21:43,633 --> 00:21:45,940
‫- آره، اطلاعات سیستم اورژانس
‫- آره می‌دونم چی هستن

464
00:21:45,983 --> 00:21:47,333
‫ولی پلیس اونا رو بهمون نمیده

465
00:21:47,376 --> 00:21:48,943
‫آره، شنیدم. گیرشون میارم

466
00:21:48,986 --> 00:21:50,901
‫بهمون میگن یارو لخته توی کدوم آپارتمان بوده

467
00:21:52,207 --> 00:21:53,513
‫راننده منتظره

468
00:22:05,046 --> 00:22:06,700
‫اینجا خیلی بزرگه

469
00:22:06,743 --> 00:22:08,397
‫می‌خوای باهات بیام داخل؟

470
00:22:08,441 --> 00:22:10,791
‫- از پسش برمیام، ممنون
‫- همینجا می‌مونم

471
00:22:10,834 --> 00:22:13,794
‫تمام پرستاران توجه فرمایید

472
00:22:13,837 --> 00:22:16,405
‫لطفا به سالن جلسه مراجعه نمایید

473
00:22:16,449 --> 00:22:19,016
‫تمام پرستاران توجه فرمایید...

474
00:22:19,060 --> 00:22:21,671
‫اومدم دیدن سیلوی نانمک

475
00:22:21,715 --> 00:22:23,978
‫میشه اسمتون رو بهم بگید؟

476
00:22:24,021 --> 00:22:25,849
‫آیلین فیتزجرالد

477
00:22:30,245 --> 00:22:32,987
‫بعدالظهر دما از 15 درجه پایین‌تر خواهد آمد

478
00:22:34,858 --> 00:22:36,469
‫خانم نانمک؟

479
00:22:39,341 --> 00:22:41,343
‫شما همون خبرنگاری هستی
‫که روی تلفنم پیام گذاشتی

480
00:22:41,387 --> 00:22:43,432
‫بله درسته. می‌خواستم
‫در مورد گلوریا باهاتون صحبت کنم

481
00:22:43,476 --> 00:22:45,782
‫اگر می‌خواستم باهاتون صحبت کنم
‫باهاتون تماس می‌گرفتم

482
00:22:45,826 --> 00:22:48,307
‫خانم نانمک، فقط می‌خوام کمک کنم

483
00:22:48,350 --> 00:22:50,874
‫دیگه خیلی دیره

484
00:22:50,918 --> 00:22:53,834
‫روزنامه‌ی شما دو تا گزارش
‫کوتاه در مورد گلوریا نوشت

485
00:22:53,877 --> 00:22:55,270
‫دو تا

486
00:22:55,314 --> 00:22:58,142
‫نوشتن مواد زده، که دستگیر شده

487
00:22:58,186 --> 00:23:00,971
‫جوری نوشتن انگار مجرمه، نه قربانی

488
00:23:01,015 --> 00:23:02,756
‫درک می‌کنم چه حسی دارین، واقعا...

489
00:23:02,799 --> 00:23:05,498
‫روحتم خبر نداره چه حسی دارم!

490
00:23:05,541 --> 00:23:07,282
‫که چه زجری رو تحمل کردم!

491
00:23:07,326 --> 00:23:09,502
‫چطور می‌تونی درک کنی؟

492
00:23:09,545 --> 00:23:10,764
‫لطفا دیگه برنگرد

493
00:23:10,807 --> 00:23:12,461
‫خانم نانمک

494
00:23:12,505 --> 00:23:14,637
‫خانم؟ میشه لطفا با من بیاین؟

495
00:23:20,687 --> 00:23:23,167
‫تبریک میگم. کمتر از 24 ساعته که اینجایی

496
00:23:23,211 --> 00:23:25,561
‫و از یکی از بهترین
‫ بیمارستان‌هامون انداختنت بیرون

497
00:23:25,605 --> 00:23:26,954
‫زنده‌باد من

498
00:23:26,997 --> 00:23:28,999
‫باید برگردم اونجا

499
00:23:29,043 --> 00:23:31,393
‫- باهات حرف نمیزنه
‫- چرا؟

500
00:23:32,742 --> 00:23:34,527
‫در مورد چیزی که نوشتیم عصبانیه

501
00:23:34,570 --> 00:23:37,181
‫خب، حق هم داره
‫ولی اون کار شما بوده، نه من

502
00:23:37,225 --> 00:23:39,270
‫وقتی بفهمه تو اینجا غریبه‌ای

503
00:23:39,314 --> 00:23:41,490
‫میلش به حرف زدن از اینم کمتر میشه

504
00:23:41,534 --> 00:23:44,624
‫مگر اینکه با یکی دیگه
‫ از خبرنگارهامون بفرستمت

505
00:23:44,667 --> 00:23:46,234
‫- به هیچ عنوان
‫- بهت کمک می‌کنه

506
00:23:46,277 --> 00:23:47,714
‫برام مهم نیست
‫من تنهایی کار می‌کنم

507
00:23:47,757 --> 00:23:49,977
‫- می‌خواستی منو ببینی؟
‫- بیا داخل، راز

508
00:23:50,020 --> 00:23:52,022
‫ایشون آیلین فیتزجرالده

509
00:23:52,066 --> 00:23:53,546
‫- سلام
‫- سلام

510
00:23:53,589 --> 00:23:55,417
‫رازلین فرندلی

511
00:23:55,461 --> 00:23:57,332
‫راز، می‌خوام مسئولیت
‫ یه داستان رو بدم به تو و آیلین

512
00:23:57,376 --> 00:23:59,472
‫- استنلی
‫- من وسط داستان خودم

513
00:23:59,720 --> 00:24:00,720
‫در مورد نیروی ویژه‌ی فرماندارم

514
00:24:00,721 --> 00:24:01,939
‫می‌تونی فعلا دوتاش رو انجام بدی

515
00:24:01,983 --> 00:24:03,245
‫می‌تونستی از قبل بهم خبر بدی

516
00:24:03,289 --> 00:24:05,160
‫- به منم همینطور
‫- حرفتون منطقیه

517
00:24:05,204 --> 00:24:06,901
‫از جفتتون معذرت می‌خوام

518
00:24:06,944 --> 00:24:08,250
‫هنوزم می‌خوام با هم باشین

519
00:24:08,294 --> 00:24:10,470
‫مگر اینکه یکیتون بخواد کنار بکشه

520
00:24:12,950 --> 00:24:13,995
‫داستان چیه؟

521
00:24:14,038 --> 00:24:15,344
‫یه پرونده قدیمی توی مید

522
00:24:15,388 --> 00:24:17,738
‫یه زن مرده به اسم گلوریا نانماک

523
00:24:17,781 --> 00:24:20,044
‫یه زن کشته شده یا گمشده‌ی دیگه

524
00:24:20,088 --> 00:24:21,481
‫- چرا؟
‫- چرا؟

525
00:24:21,524 --> 00:24:23,570
‫آره، حتی اگر بفهمیم چه اتفاقی افتاده

526
00:24:23,613 --> 00:24:25,311
‫هیچکس هیچکاری در موردش انجام نمیده

527
00:24:25,354 --> 00:24:27,878
‫نه پلیس، نه دادگاه‌، نه سیاستمدارها...

528
00:24:27,922 --> 00:24:30,403
‫بعدش ما اون رو هم گزارش می‌کنیم

529
00:24:30,446 --> 00:24:32,753
‫واقعا میگی؟ حاضری تا آخر خط بری؟

530
00:24:32,796 --> 00:24:34,189
‫آره

531
00:24:34,233 --> 00:24:36,104
‫واضحه که مرگش مشابه قبلی‌هاست

532
00:24:36,147 --> 00:24:38,715
‫باید ثابتش کنیم، و باید
‫نشون بدیم که کی مسئولشه

533
00:24:38,759 --> 00:24:41,283
‫عالیه. خب چرا کل داستان رو نمیدی به من؟

534
00:24:41,327 --> 00:24:42,589
‫اول اینکه، این داستان منه

535
00:24:42,632 --> 00:24:44,286
‫اصلا چیزی در مورد آلاسکا می‌دونی؟

536
00:24:44,330 --> 00:24:46,462
‫برای همین اسمش گزارشگری تحقیقاتیه

537
00:24:46,506 --> 00:24:48,595
‫برای همین اومدی؟
‫که بهمون گزارشگری یاد بدی؟

538
00:24:48,638 --> 00:24:50,292
‫- همیشه این شکلیه؟
‫- آره

539
00:24:50,336 --> 00:24:53,208
‫راز، خبرهای مربوط به فرمانداری
‫رو می‌خواستی، منم بهت دادم

540
00:24:53,252 --> 00:24:56,124
‫اون مال قبل این بود که بفهمم می‌تونیم
‫ این داستان رو درست‌و‌حسابی دنبال کنیم

541
00:24:56,167 --> 00:24:57,560
‫خیلی‌خب، ولی دیگه آیلین اومده

542
00:24:57,604 --> 00:25:00,302
‫و می‌خوام هردو با هم روش کار کنین، خیلی‌خب؟

543
00:25:02,217 --> 00:25:04,132
‫باشه

544
00:25:04,175 --> 00:25:05,916
‫حدود 20 دقیقه‌ی دیگه اون سمت شهر مصاحبه دارم

545
00:25:05,960 --> 00:25:07,527
‫- میشه برم؟
‫- اوهوم

546
00:25:11,357 --> 00:25:12,967
‫من نیومدم که به دیگران یاد بدم، استنلی

547
00:25:13,010 --> 00:25:14,664
‫- مربی نصفه‌و‌نیمه چطور؟
‫- نه

548
00:25:14,708 --> 00:25:16,753
‫بخصوص با یه بچه‌سالی مثل این

549
00:25:16,797 --> 00:25:18,451
‫قلدربازی درمیارن تا اینکه
‫ احساساتشون جریحه‌دار بشه

550
00:25:18,494 --> 00:25:20,888
‫- و بعدش یهو...
‫- کنسلت می‌کنن

551
00:25:20,931 --> 00:25:23,760
‫آره، دقیقا. و خیلی روی اعصابه

552
00:25:23,804 --> 00:25:25,806
‫می‌دونم عادت داری تنهایی کار کنی

553
00:25:25,849 --> 00:25:27,460
‫ولی روش کار ما اینجا فرق میکنه

554
00:25:27,503 --> 00:25:29,592
‫مجبوریم

555
00:25:29,636 --> 00:25:32,334
‫شاید بد نباشه یه چیز جدید رو امتحان کنی

556
00:25:32,378 --> 00:25:33,814
‫مثل اومدن به آلاسکا؟

557
00:25:35,032 --> 00:25:37,557
‫- بفرما
‫- یکی از اونا برای منه؟

558
00:25:37,600 --> 00:25:40,124
‫می‌تونه باشه، به شرطی‌که
‫بهم بگی نظرت در مورد این تازه‌وارد چیه

559
00:25:40,168 --> 00:25:41,952
‫- خودم برای خودم می‌گیرم
‫- بیخیال، کلیر

560
00:25:41,996 --> 00:25:43,302
‫می‌دونم در موردش یه نظری داری

561
00:25:43,345 --> 00:25:45,304
‫من بابت نظراتم حقوق نمی‌گیرم

562
00:25:45,347 --> 00:25:47,480
‫که این سوال پیش میاد
‫که استنلی چقدر بهش حقوق میده

563
00:25:47,523 --> 00:25:49,786
‫و از کجا این پول رو آورده؟

564
00:25:49,830 --> 00:25:51,571
‫دیگه سوالی جواب نمیدم

565
00:25:51,614 --> 00:25:53,050
‫سوال آخر، سناتور

566
00:25:53,094 --> 00:25:54,965
‫بنظرت کل زمستون رو دووم میاره؟

567
00:25:55,009 --> 00:25:56,793
‫بنظر نمیاد اهل جا زدن باشه

568
00:26:14,028 --> 00:26:16,247
‫این مال شبیه که ناپدید شد

569
00:26:16,271 --> 00:26:18,671
‫توبی کرنشا: بیا مهمونی، همیشه‌ی خدا زانوی
‫ غم بغل گرفتی. شرط میبندم بلدم چطور شادت کنم

570
00:26:18,685 --> 00:26:21,557
‫تو کی هستی، توبی کرنشا؟

571
00:26:30,131 --> 00:26:32,394
‫هی...

572
00:26:32,438 --> 00:26:34,396
‫- آستین
‫- آستین، آره

573
00:26:34,440 --> 00:26:35,745
‫یوزر پسورد نکسوس رو داری؟

574
00:26:35,789 --> 00:26:36,877
‫باید چند تا اسم رو توش جستجو کنم

575
00:26:36,920 --> 00:26:38,574
‫ما نکسوس نداریم

576
00:26:38,618 --> 00:26:41,098
‫بابت استفاده اشتراکی
‫ از یک اکانت مچمون رو گرفتن

577
00:26:41,142 --> 00:26:43,057
‫- به عرصه‌ی کله‌گنده‌ها خوش اومدی
‫- چه عالی

578
00:26:43,100 --> 00:26:45,407
‫خب، پرینتر داریم؟

579
00:26:45,451 --> 00:26:47,409
‫اونو داریم. شاید حتی کار هم بکنه

580
00:26:47,453 --> 00:26:49,193
‫به گابریل بگو. کارت رو راه میندازه

581
00:26:49,237 --> 00:26:50,281
‫ممنون

582
00:26:52,371 --> 00:26:54,677
‫آفرین، پیت

583
00:26:54,721 --> 00:26:56,723
‫یونا، می‌تونی بری
‫ اطلاعات سیستم خودکار رو بگیری

584
00:26:56,766 --> 00:26:59,247
‫- چطوری؟
‫- یکی رو سراغ دارم

585
00:26:59,290 --> 00:27:01,075
‫ممنون

586
00:27:02,678 --> 00:27:04,637
‫- گابریل
‫- بله؟

587
00:27:04,680 --> 00:27:06,682
‫شنیدم تو کار ملت رو راه میندازی

588
00:27:06,726 --> 00:27:08,597
‫معلومه

589
00:27:08,641 --> 00:27:10,294
‫کاری داری که راه بندازم؟

590
00:27:10,338 --> 00:27:13,167
‫آره. راستش چند تا کار دارم

591
00:27:13,210 --> 00:27:15,865
‫- خبرنگاری؟
‫- از دیلی آلاسکا

592
00:27:15,909 --> 00:27:17,998
‫این اطلاعات سیستم خودکار
‫در دسترس خبرنگارها نیستن

593
00:27:18,041 --> 00:27:19,782
‫بنظرم باشن. میشه دوباره چک کنی؟

594
00:27:23,699 --> 00:27:25,353
‫همون قضیه که اون وکیل نیویورکیه دنبالش بود؟

595
00:27:25,396 --> 00:27:27,486
‫آره

596
00:27:27,529 --> 00:27:29,183
‫صبر کن

597
00:27:35,624 --> 00:27:37,365
‫باب یانگ

598
00:27:37,408 --> 00:27:39,715
‫اوه، سلام فرمانده

599
00:27:39,759 --> 00:27:41,543
‫چی شده افتخار دادی تماس گرفتی؟

600
00:27:46,635 --> 00:27:48,724
‫روحمم خبر نداره قضیه چیه

601
00:27:54,991 --> 00:27:57,690
‫جوردن تلر. این اسمو از کجا...

602
00:28:01,868 --> 00:28:04,000
‫اون جوردن تلر

603
00:28:04,044 --> 00:28:05,393
‫یونا؟

604
00:28:05,436 --> 00:28:06,655
‫اطلاعات سیستم خودکار
‫ پرونده‌ی مالدون رو گیر آوردی؟

605
00:28:06,699 --> 00:28:08,570
‫- آره
‫- چطوری دقیقا؟

606
00:28:08,614 --> 00:28:09,876
‫رفتم ایستگاه پلیس

607
00:28:09,919 --> 00:28:11,399
‫چرا اونا رو بهت دادن؟

608
00:28:11,442 --> 00:28:13,575
‫اوه، فکر کنم آیلین گفت
‫ یکی از دوستای وکیلش زنگ بزنه

609
00:28:13,619 --> 00:28:15,795
‫- ولی باب، باورت نمیشه چی شده
‫- می‌دونستم

610
00:28:15,838 --> 00:28:17,579
‫به یکی از وکلای نیویورک گفتی که

611
00:28:17,623 --> 00:28:19,581
‫پلیس انکوریج رو مجبور کنه
‫اطلاعات سیستم خودکار رو بهمون بده؟

612
00:28:19,625 --> 00:28:20,843
‫آره، ولی بنظرم خودت اینو می‌دونی

613
00:28:20,887 --> 00:28:22,410
‫اینجا روش کارمون این نیست

614
00:28:22,453 --> 00:28:23,890
‫شاید بهتره که باشه. چون جواب داد

615
00:28:23,933 --> 00:28:26,066
‫داری رابطه‌ی مهمی رو بخطر می‌اندازی

616
00:28:26,109 --> 00:28:28,416
‫که برای گرفتن اطلاعات مهم بهش وابسته‌ایم

617
00:28:28,459 --> 00:28:30,157
‫مهربون بودن برای
‫اطلاعات گرفتن جواب نمیده، باب

618
00:28:30,200 --> 00:28:32,420
‫اگر اینکارو بکنی، میری تو مشت پلیس

619
00:28:32,463 --> 00:28:35,728
‫نزدیک خبرنگارهای من نشو

620
00:28:35,771 --> 00:28:37,599
‫منو فروختی؟

621
00:28:37,643 --> 00:28:39,775
‫- نه هیچوقت اینکارو نمی‌کنم
‫- شوخی می‌کنم

622
00:28:39,819 --> 00:28:41,298
‫شماره پلاک توی اطلاعات بود؟

623
00:28:41,342 --> 00:28:43,126
‫آره

624
00:28:43,170 --> 00:28:45,564
‫و توی اطلاعات مالیاتی شهر دنبالش گشتم

625
00:28:45,607 --> 00:28:48,218
‫صاحب آپارتمان یه شرکت
‫ با مسئولیت محدود به اسم کلاب‌هاوسه

626
00:28:48,262 --> 00:28:51,874
‫- و مدیرش جوردن تلره
‫- واو! تلر؟

627
00:28:51,918 --> 00:28:53,572
‫- میشناسیش؟
‫- آره بابا

628
00:28:53,615 --> 00:28:55,748
‫رئیس‌ هیئت‌مدیره‌ی
‫صندوق سرمایه‌گذاری آلاسکاست

629
00:28:55,791 --> 00:28:57,140
‫مخصوص پول نفته؟

630
00:28:57,184 --> 00:28:58,925
‫بانک کوچولوی 64 میلیارد دلاری آلاسکا

631
00:28:58,968 --> 00:29:00,622
‫سالی یک چک به هر آلاسکایی میده

632
00:29:00,666 --> 00:29:02,711
‫یکی از بزرگترین مشاغل دولتی توی ایالته

633
00:29:02,755 --> 00:29:04,800
‫یه آپارتمان کوچیک
‫توی مالدون به چه دردش می‌خوره؟

634
00:29:04,844 --> 00:29:08,108
‫اون یارو لخت مسلحه هم که بماند

635
00:29:08,151 --> 00:29:09,936
‫باید یه سر بری بازداشتگاه
‫ با یارو لخته حرف بزنی

636
00:29:09,979 --> 00:29:11,764
‫سعی کردم. از سخنگوشون درخواست کردم

637
00:29:11,807 --> 00:29:13,113
‫گفت دو هفته طول می‌کشه

638
00:29:13,156 --> 00:29:14,462
‫دوباره برو. بگو با هم دوستین

639
00:29:14,505 --> 00:29:16,507
‫- ولی این که دروغه
‫- ولی...

640
00:29:16,551 --> 00:29:18,161
‫ممکنه آخرش دوستای خیلی خوبی بشین

641
00:29:18,205 --> 00:29:19,902
‫- خدا رو چه دیدی
‫- می‌دونی، یه منبعی

642
00:29:19,946 --> 00:29:21,861
‫توی هیئت‌مدیره‌ی صندوق سرمایه‌گذاری آلاسکا دارم

643
00:29:21,904 --> 00:29:23,123
‫می‌تونم باهاش تماس بگیرم
‫ببینم چی به چیه

644
00:29:23,166 --> 00:29:25,081
‫- ممنون
‫- شما دو تا با هم خوب جور میشین

645
00:29:25,125 --> 00:29:26,866
‫- منظورت چیه؟
‫- کی؟

646
00:29:26,909 --> 00:29:29,129
‫با هم تیم محشری میشین

647
00:29:29,172 --> 00:29:30,304
‫- میرم تماس بگیرم
‫- آره

648
00:29:30,347 --> 00:29:31,697
‫خوبه، ممنون

649
00:29:46,189 --> 00:29:48,627
‫سلام، آقای لوییس

650
00:29:48,670 --> 00:29:50,106
‫من تو رو نمیشناسم

651
00:29:50,150 --> 00:29:52,674
‫اسم من یونا پارک‌ـه
‫از طرف دیلی آلاسکا اومدم

652
00:29:52,718 --> 00:29:56,025
‫می‌خوام باهاتون در مورد اتفاقی
‫که توی مالدون افتاد حرف بزنم

653
00:29:56,069 --> 00:29:57,244
‫نمی‌تونم چیزی بگم

654
00:29:57,287 --> 00:29:58,941
‫چرا؟

655
00:29:58,985 --> 00:30:00,377
‫چون می‌خوام از اینجا برم بیرون

656
00:30:00,421 --> 00:30:02,118
‫کسی بهت گفته حرف نزنی؟

657
00:30:03,729 --> 00:30:05,339
‫جوردن تلر بوده؟

658
00:30:07,558 --> 00:30:11,214
‫آقای لوییس، فقط می‌خوام
‫داستان رو از دید شما بشنوم

659
00:30:11,258 --> 00:30:14,522
‫بنظر درست نمیاد که شما اینجا باشی

660
00:30:14,565 --> 00:30:15,654
‫نه درست نیست

661
00:30:17,394 --> 00:30:19,048
‫تابحال زندان نیافتاده بودم

662
00:30:19,092 --> 00:30:20,354
‫خیلی مزخرفه

663
00:30:20,397 --> 00:30:21,834
‫آره بنظر میاد همینطور باشه

664
00:30:26,012 --> 00:30:28,579
‫ما با هم تو رابطه بودیم

665
00:30:28,623 --> 00:30:30,320
‫اون آپارتمان رو برای من خرید

666
00:30:30,364 --> 00:30:32,235
‫برای ما

667
00:30:32,279 --> 00:30:33,715
‫کی؟ آقای تلر؟

668
00:30:33,759 --> 00:30:35,543
‫جوردن، آره

669
00:30:35,586 --> 00:30:38,633
‫بعدش مشکلات مالی‌ براش پیش اومد

670
00:30:38,677 --> 00:30:41,157
‫و بدون اینکه بهم بگه اونجا رو فروخت

671
00:30:41,201 --> 00:30:43,377
‫بعدش چی شد؟

672
00:30:43,420 --> 00:30:45,988
‫بعدش پلیس اومد
‫و سعی کرد منو بندازه بیرون

673
00:30:46,032 --> 00:30:47,990
‫خیلی تحقیرآمیز بود

674
00:30:50,384 --> 00:30:52,081
‫با هم تو رابطه بودن؟

675
00:30:52,125 --> 00:30:53,387
‫آقای لوییس اینطوری گفت

676
00:30:53,430 --> 00:30:54,867
‫گفت تلر اون آپارتمان رو براش خریده

677
00:30:54,910 --> 00:30:56,390
‫و بعد به مشکلات مالی خورد

678
00:30:56,433 --> 00:30:57,913
‫برای همین فروختش

679
00:30:57,957 --> 00:30:59,523
‫آقای لوییس نمی‌خواست از اونجا بره

680
00:30:59,567 --> 00:31:01,569
‫برای همین لخت شد
‫و شروع کرد اسلحه سمت پلیس گرفتن؟

681
00:31:01,612 --> 00:31:03,092
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها، آره

682
00:31:03,136 --> 00:31:04,615
‫و منبع من توی صندوق سرمایه‌گذاری آلاسکا

683
00:31:04,659 --> 00:31:06,748
‫گفت دارن توی شرکت در مورد تلر تحقیق می‌کنن

684
00:31:06,792 --> 00:31:09,577
‫بخاطر استفاده‌ی غیرمجاز از سرمایه شرکت

685
00:31:09,620 --> 00:31:12,232
‫با پول شرکت لونه‌ی عشقش رو خریده بوده؟

686
00:31:12,275 --> 00:31:16,889
‫لونه‌ی عشق که گفتی رو دوست داشتم
‫و آره، بنظر ممکن میاد

687
00:31:16,932 --> 00:31:18,629
‫خدای من. خیلی‌خب

688
00:31:18,673 --> 00:31:20,022
‫با تلر صحبت کن تا حرفاش رو بزنه

689
00:31:20,066 --> 00:31:22,503
‫- من به استنلی خبر میدم
‫- باشه. ممنون

690
00:31:23,591 --> 00:31:24,853
‫هی، آیلین رو ندیدی؟

691
00:31:24,897 --> 00:31:26,507
‫چرا، توی اتاق جنگتونه

692
00:31:26,550 --> 00:31:28,204
‫همین الان یه نقشه دیگه براش بردم

693
00:31:28,248 --> 00:31:29,466
‫اتاق جنگمون؟

694
00:31:29,510 --> 00:31:31,904
‫آره، خودش این اسمو روش گذاشت

695
00:31:36,735 --> 00:31:37,953
‫چطوری این اتاقو گرفتی؟

696
00:31:37,997 --> 00:31:40,477
‫سردبیر شیفت شب ازش استفاده نمی‌کرد

697
00:31:40,521 --> 00:31:42,262
‫ظاهرا از پنجره‌ها خوشش نمیاد

698
00:31:42,305 --> 00:31:44,568
‫در عرض یک روز اینو فهمیدی؟

699
00:31:44,612 --> 00:31:47,049
‫پرسروصدا بودن فایده‌های خاص خودشو داره

700
00:31:47,093 --> 00:31:49,573
‫این دوستای گلوریا توی مید هستن

701
00:31:49,617 --> 00:31:52,402
‫بطور خاص تو نخ این یارو هستم، توبی کرنشا

702
00:31:52,446 --> 00:31:54,665
‫شبی که گم شد
‫دعوتش کرده بود به مهمونی

703
00:31:54,709 --> 00:31:56,189
‫از پست‌هاش بنظر میومد به هم نزدیکن

704
00:31:56,232 --> 00:31:57,494
‫و وضعیت روحی گلوریا خوب نبوده

705
00:31:57,538 --> 00:31:58,800
‫و در موردش تحقیق کردم، و بنظر درست میاد

706
00:31:58,844 --> 00:32:00,584
‫چطور مگه؟

707
00:32:00,628 --> 00:32:03,631
‫خب، درگیر یه سری مسائل بوده...

708
00:32:03,674 --> 00:32:05,372
‫مواد و الکل، دو تا بزهکاری داشته

709
00:32:05,415 --> 00:32:07,722
‫آره، توی گزارشمون نوشتیم
‫خب منظورت چیه؟

710
00:32:07,766 --> 00:32:10,246
‫خب، شاید میره مهمونی، اوضاع خوب پیش نمیره

711
00:32:10,290 --> 00:32:11,944
‫می‌خواد تنها باشه، و میزنه بیرون

712
00:32:11,987 --> 00:32:13,641
‫مگه جسدش توی دشت پیدا نشد؟

713
00:32:13,684 --> 00:32:15,686
‫آره، اینجا

714
00:32:15,730 --> 00:32:17,210
‫و مهمونی‌اش اینجا توی شهر بود

715
00:32:17,253 --> 00:32:18,777
‫دشت توی زمستون یخ زده

716
00:32:18,820 --> 00:32:21,649
‫فقط پیاده یا با ماشین برف‌رو می‌تونی بری اونجا

717
00:32:21,692 --> 00:32:26,262
‫با عقل جور درنمیاد که اون شب
‫این همه راه رو پیاده رفته باشه

718
00:32:26,306 --> 00:32:27,568
‫ناراحت بوده

719
00:32:27,611 --> 00:32:30,919
‫شاید قصد نداشته که برگرده

720
00:32:30,963 --> 00:32:33,400
‫بنظرت خودکشی کرده؟

721
00:32:33,443 --> 00:32:35,358
‫دو سال گذشته و هیچکس پاپیش نذاشته

722
00:32:35,402 --> 00:32:37,534
‫اطلاعاتی بده که دخالت کسی رو نشون بده

723
00:32:37,578 --> 00:32:39,798
‫امروز خوندم که میزان خودکشی توی دهکده‌ها

724
00:32:39,841 --> 00:32:41,495
‫پنج برابر متوسط کشوره

725
00:32:41,538 --> 00:32:43,889
‫می‌دونم. خودمم توی دهکده بزرگ شدم

726
00:32:43,932 --> 00:32:46,500
‫اینم میدونم که خودکشی
‫به عنوان یه بهونه استفاده میشه

727
00:32:46,543 --> 00:32:49,546
‫ تا درمورد جرائم علیه زنان بومی تحقیق نکنن

728
00:32:49,590 --> 00:32:52,027
‫من به عنوان بهونه استفاده نمی‌کنم
‫دارم حقایق رو دنبال می‌کنم

729
00:32:52,071 --> 00:32:54,856
‫خیلی‌خب، پس نمی‌تونی این حقیقت رو هم
‫کتمان کنی که اگر سفیدپوست و بلوند بود

730
00:32:54,900 --> 00:32:56,075
‫فرض رو بر این می‌ذاشتیم که به قتل رسیده

731
00:32:56,118 --> 00:32:58,381
‫و قیافه‌اش رو شبانه‌روز
‫ توی سی‌ان‌ان پخش می‌کردن

732
00:32:58,425 --> 00:32:59,861
‫و توام نمی‌تونی این
‫واقعیت رو کتمان کنی که حقیقت

733
00:32:59,905 --> 00:33:01,863
‫ممکنه با فرض دلخواهت متفاوت باشه

734
00:33:04,518 --> 00:33:05,780
‫خیلی‌خب

735
00:33:07,086 --> 00:33:08,478
‫همین؟ خیلی‌خب؟

736
00:33:10,654 --> 00:33:13,875
‫هی، می‌دونم که متنفری از اینکه
‫استنلی منو گذاشته روی این داستان

737
00:33:13,919 --> 00:33:15,921
‫متفنرم از اینکه اولش نیومد سراغ من

738
00:33:15,964 --> 00:33:17,879
‫ولی درهرحال من اینجام

739
00:33:17,923 --> 00:33:19,750
‫و هرکاری لازم باشه می‌کنم
‫که حقیقت ماجرا رو آشکار کنم

740
00:33:19,794 --> 00:33:21,143
‫می‌کنم یا می‌کنیم؟

741
00:33:21,187 --> 00:33:22,753
‫شب بخیر

742
00:33:28,368 --> 00:33:30,152
‫اتاق خبر

743
00:33:30,196 --> 00:33:32,372
‫شما آیلین فیتلزجرالد هستی
‫که قبلا توی ونگارد کار می‌کرد؟

744
00:33:32,415 --> 00:33:35,070
‫- شما؟
‫- یه شهروند دلسوز

745
00:33:35,114 --> 00:33:36,593
‫دلسوزیتون در مورد چیه، جناب شهروند؟

746
00:33:36,637 --> 00:33:38,900
‫تو. آلاسکا احتیاجی به یه خبرنگار

747
00:33:38,944 --> 00:33:40,510
‫فاسد دروغگوی دیگه احتیاج نداره

748
00:33:40,554 --> 00:33:43,165
‫تا اتفاق بدی نیافتاده برگرد به نیویورک

749
00:33:48,997 --> 00:33:50,912
‫اعلام کردی که من اومدم اینجا؟

750
00:33:50,956 --> 00:33:52,566
‫نه، می‌خوای اعلام کنم؟

751
00:33:52,609 --> 00:33:53,915
‫اولین طرفدارم بهم زنگ زد

752
00:33:53,959 --> 00:33:56,352
‫چه زود

753
00:33:56,396 --> 00:33:59,573
‫می‌دونم که انکوریج ایگل
‫ یه خبر در موردت منتشر کرده

754
00:33:59,616 --> 00:34:01,270
‫انکوریج ایگل دیگه چیه؟

755
00:34:01,314 --> 00:34:05,535
‫یه وبلاگ که مسئولش یکی از
‫کارکنان سابق نیمچه ناراضی ماست

756
00:34:05,579 --> 00:34:08,843
‫بنظر میاد تنها هدفش
‫ دردسر درست کردن برای ماست

757
00:34:08,887 --> 00:34:10,279
‫خیلی خل‌و‌چل‌ها می‌خوننش

758
00:34:10,323 --> 00:34:12,107
‫اوه

759
00:34:13,326 --> 00:34:14,762
‫یکیشون باهام تماس گرفت. خوش به حال من

760
00:34:14,805 --> 00:34:16,024
‫باید قضیه رو جدی بگیریم

761
00:34:16,068 --> 00:34:17,634
‫به وکیلمون میگم باهات تماس بگیره

762
00:34:17,678 --> 00:34:20,942
‫همون چارلی مهربونه؟
‫حتما حسابی به کارم میاد!

763
00:34:20,986 --> 00:34:22,030
‫می‌تونی به جاش یه نوشیدنی برام بخری

764
00:34:22,074 --> 00:34:23,902
‫خیلی دوست دارم، ولی دخترم

765
00:34:23,945 --> 00:34:25,686
‫و دوست‌پسر جدیدش قراره بیان خونمون

766
00:34:25,729 --> 00:34:27,601
‫هم این و هم اینکه 10 ساله مشروب نمی‌خورم

767
00:34:27,644 --> 00:34:29,820
‫تبریک میگم

768
00:34:29,864 --> 00:34:31,474
‫ولی من می‌خورم

769
00:34:35,783 --> 00:34:36,871
‫مجانیه؟

770
00:34:36,915 --> 00:34:38,612
‫نه. از طرف اونه

771
00:34:38,655 --> 00:34:40,309
‫همونی‌که که تی‌شرت آبی پوشیده

772
00:34:40,353 --> 00:34:42,442
‫داشتیم حدس میزدیم اهل کجایی

773
00:34:42,485 --> 00:34:44,792
‫من حدس زدم نیویورک
‫جیمی حدس زد لوس‌آنجلس

774
00:34:44,835 --> 00:34:46,185
‫از کجا فهمیدین اهل اینجا نیستم؟

775
00:34:46,228 --> 00:34:49,492
‫لباس‌هات، موهات، رفتارت، کامپیوتر

776
00:34:49,536 --> 00:34:51,233
‫خب، پس عملا همه چی؟

777
00:34:51,277 --> 00:34:52,452
‫آره

778
00:34:52,495 --> 00:34:55,107
‫تو بردی. اهل نیویورکم. اسمم آیلین‌ـه

779
00:34:55,150 --> 00:34:56,847
‫منم کارلا هستم، اهل هیوستون

780
00:34:56,891 --> 00:34:58,937
‫چی شد اومدی اینجا
‫کارلا اهل هیوستون؟

781
00:34:58,980 --> 00:35:00,895
‫جمعیت عظیم سیاهپوست‌هاش

782
00:35:02,549 --> 00:35:05,030
‫برای یه شغل اومدم
‫ شغلمو از دست دادم. حالام اینجام

783
00:35:05,073 --> 00:35:06,335
‫همم. شغلت چی بود؟

784
00:35:06,379 --> 00:35:07,858
‫حسابدار یه شرکت نفتی

785
00:35:07,902 --> 00:35:10,470
‫با اکسل حال می‌کنم

786
00:35:10,513 --> 00:35:12,298
‫- تو چی؟
‫- خبرنگارم

787
00:35:12,341 --> 00:35:13,995
‫اومدم برای دیلی آلاسکا کار کنم

788
00:35:14,039 --> 00:35:16,302
‫از نیویورک به آلاسکا؟ عجب

789
00:35:16,345 --> 00:35:18,434
‫جاه‌طلبی‌هات رو کلا گذاشتی کنار

790
00:35:19,696 --> 00:35:22,264
‫خب، این جناب ریشو ارزش مشروب خوردن رو داره؟

791
00:35:22,308 --> 00:35:26,747
‫آخرش حدودا یک سال توی اون دهکده موندم

792
00:35:26,790 --> 00:35:27,878
‫فقط مشغول ماهیگیری بودی؟

793
00:35:27,922 --> 00:35:28,922
‫و می‌نوشتم

794
00:35:28,923 --> 00:35:30,229
‫چی می‌نوشتی؟

795
00:35:30,272 --> 00:35:31,665
‫شعر

796
00:35:31,708 --> 00:35:34,146
‫پس هم خلبانی هم شاعر؟

797
00:35:34,189 --> 00:35:37,323
‫آره. یه خلبان شاعرم

798
00:35:37,366 --> 00:35:39,412
‫آدمی مثل تو در معرض انقراضه

799
00:35:39,455 --> 00:35:42,110
‫بنظرم هستم. آره

800
00:35:42,154 --> 00:35:44,156
‫خلبان‌هایی زیادی توی آلاسکا هستن

801
00:35:44,199 --> 00:35:45,766
‫بخاطر کمبود شدید جاده‌ها

802
00:35:45,809 --> 00:35:49,465
‫ولی میزان خلبان‌های شاعر خیلی محدوده

803
00:35:49,509 --> 00:35:51,815
‫تابحال شده بزنی به جاده؟

804
00:35:51,859 --> 00:35:55,994
‫آره، هرازگاهی میرم بیرون
‫ولی اینجا خونمه

805
00:35:56,037 --> 00:35:58,039
‫- بیرون؟
‫- باقی 48 ایالت جنوبی

806
00:35:58,083 --> 00:36:00,128
‫از همونجایی که تو اومدی

807
00:36:00,172 --> 00:36:03,131
‫حالا که حرفش شد، یه تئوری هست

808
00:36:03,175 --> 00:36:07,918
‫که غریبه‌ها به دو دلیل میان آلاسکا

809
00:36:07,962 --> 00:36:11,183
‫که یا ناپدید بشن یا خودشون رو از نو بسازن

810
00:36:11,226 --> 00:36:13,533
‫خب، خانم فیتزجرالد، شما کدومشی؟

811
00:36:13,576 --> 00:36:16,884
‫در شماره یک یا در شماره دو؟

812
00:36:16,927 --> 00:36:18,233
‫شماره سه

813
00:36:18,277 --> 00:36:20,322
‫برای یه شغل اومدم

814
00:36:20,366 --> 00:36:21,497
‫شاید

815
00:36:21,541 --> 00:36:22,977
‫اوه، فکر می‌کنی اینو از خودم درآوردم؟

816
00:36:23,021 --> 00:36:26,720
‫نه، ولی آلاسکا یه خاصیت خاصی داره

817
00:36:26,763 --> 00:36:29,288
‫که باعث میشه یه چیزهایی رو در مورد

818
00:36:29,331 --> 00:36:31,942
‫خودت متوجه بشی

819
00:36:31,986 --> 00:36:36,643
‫پس شاید هنوز دلیل
‫اینجا اومدنت رو متوجه نشدی

820
00:36:37,600 --> 00:36:39,298
‫واقعا خلبان شاعری

821
00:37:19,164 --> 00:37:21,688
‫داری میری؟

822
00:37:21,731 --> 00:37:23,342
‫کار دارم

823
00:37:23,385 --> 00:37:25,518
‫کدوم گوری‌ام؟

824
00:37:25,561 --> 00:37:27,128
‫باریکه‌ی تورنگین

825
00:37:27,172 --> 00:37:30,262
‫می‌دونم هوا تاریک بود
‫ولی مگه فقط پونزده دقیقه تو راه نبودیم؟

826
00:37:30,305 --> 00:37:32,699
‫در حدود 40 دقیقه بود
‫ولی داشتیم حرف می‌زدیم

827
00:37:35,049 --> 00:37:36,616
‫بدک نیست، ها؟

828
00:37:36,659 --> 00:37:38,922
‫باورنکردنیه

829
00:37:38,966 --> 00:37:40,402
‫وایسا، میام می‌رسونمت

830
00:37:40,446 --> 00:37:41,838
‫نه مشکلی نیست
‫می‌تونم اوبر خبر کنم

831
00:37:41,882 --> 00:37:43,884
‫نه نمی‌تونی

832
00:37:49,019 --> 00:37:51,196
‫داشتم به اتفاقی که برات افتاد فکر می‌کردم

833
00:37:51,239 --> 00:37:54,721
‫توی هواپیما که داشتی میومدی... حمله‌ات

834
00:37:57,767 --> 00:37:59,900
‫شاید بهتر باشه بری پیش دکتری چیزی

835
00:37:59,943 --> 00:38:01,423
‫یا با کسی در موردش صحبت کنی

836
00:38:01,467 --> 00:38:03,251
‫ظاهرا که صحبت کردم

837
00:38:03,295 --> 00:38:05,601
‫با تو

838
00:38:05,645 --> 00:38:07,821
‫اوه، چقدر... چقدر یک‌دنده‌ای

839
00:38:10,650 --> 00:38:14,132
‫زن فوق‌العاده‌ای هم هستی

840
00:38:14,175 --> 00:38:15,307
‫بر اساس همین یک شب؟

841
00:38:15,350 --> 00:38:18,310
‫بر اساس خودت

842
00:38:18,353 --> 00:38:19,850
‫محض اطلاعت

843
00:38:19,851 --> 00:38:25,150
‫خیلی وقت بود کاری مثل دیشب انجام نداده بودم

844
00:38:25,491 --> 00:38:27,710
‫خب، هنوزم حسابی ماهری

845
00:38:27,754 --> 00:38:31,975
‫ولی اگر قراره صادق باشیم، منم همینطور

846
00:38:42,377 --> 00:38:43,944
‫سلام. بابات خونه‌ست؟

847
00:38:43,987 --> 00:38:47,687
‫یه لحظه. بابا! یکی باهات کار داره!

848
00:38:47,730 --> 00:38:51,038
‫جناب تلر، یونا پارک هستم
‫از دیلی آلاسکا

849
00:38:51,081 --> 00:38:52,692
‫- بله؟
‫- قراره یه داستان

850
00:38:52,735 --> 00:38:54,215
‫در مورد اون آپارتمان توی مالدون بنویسم

851
00:38:54,259 --> 00:38:57,175
‫می‌خواستم بهتون فرصت بدم نظر خودتون رو بگین

852
00:38:57,218 --> 00:38:58,393
‫در مورد چی؟

853
00:38:58,437 --> 00:39:00,178
‫شما صاحب اون آپارتمان توی مالدون هستین؟

854
00:39:00,221 --> 00:39:01,701
‫چی؟

855
00:39:01,744 --> 00:39:04,007
‫شما صاحب یه آپارتمان
‫ توی پلاک 2316 خیابان 12 غربی هستین...

856
00:39:04,051 --> 00:39:06,184
‫به هیچ عنوان حق ندارین بیاین دم خونه‌ی من

857
00:39:06,227 --> 00:39:08,621
‫فقط می‌خوام بفهمم چه اتفاقی
‫برای آقای لوییس افتاده

858
00:39:08,664 --> 00:39:10,275
‫من از کجا بدونم؟

859
00:39:10,318 --> 00:39:12,407
‫خب، آقای لوییس بهم گفت
‫شما با هم توی رابطه بودین

860
00:39:12,451 --> 00:39:15,541
‫- حقیقت داره؟
‫- نخیر، حقیقت نداره

861
00:39:15,584 --> 00:39:17,412
‫گفت شما آپارتمان رو براش خریدین

862
00:39:17,456 --> 00:39:19,458
‫- مسخره‌ست
‫- بعدش وقتی به مشکل مالی برخوردین

863
00:39:19,501 --> 00:39:21,460
‫سعی کردین بندازینش بیرون

864
00:39:22,765 --> 00:39:25,681
‫اینا چه ربطی به شما داره؟

865
00:39:25,725 --> 00:39:27,683
‫آیا از پول صندوق سرمایه‌گذاری
‫آلاسکا برای خرید آپارتمان

866
00:39:27,727 --> 00:39:30,033
‫ استفاده کردین؟

867
00:39:33,254 --> 00:39:34,864
‫هدفت از این کار چیه؟

868
00:39:38,041 --> 00:39:40,957
‫می‌خواستم به محض اینکه
‫فروش رفت پول رو برگردونم

869
00:39:43,351 --> 00:39:46,093
‫اون مرد جوون قاطی کرده

870
00:39:46,136 --> 00:39:47,660
‫احساساتیه

871
00:39:47,703 --> 00:39:49,749
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

872
00:39:54,928 --> 00:39:56,190
‫می‌دونم فقط داری کارتو انجام میدی

873
00:39:56,234 --> 00:39:59,715
‫ولی این فقط یه داستان کوتاه برای توئه

874
00:39:59,759 --> 00:40:05,460
‫اگر چاپش کنی، من و خانواده‌ام رو نابود می‌کنه

875
00:40:05,504 --> 00:40:07,462
‫اینکارو نکن

876
00:40:15,775 --> 00:40:17,429
‫توی کافه‌تریا نشسته

877
00:40:17,472 --> 00:40:19,169
‫همینجا رو تا آخر برو و بپیچ

878
00:40:19,213 --> 00:40:20,301
‫خیلی‌خب، اون پشته؟

879
00:40:20,345 --> 00:40:21,694
‫- آره
‫- ممنون

880
00:40:21,737 --> 00:40:23,261
‫خواهش می‌کنم، روز خوبی داشته باشی

881
00:40:28,396 --> 00:40:29,876
‫خانم نانمک

882
00:40:29,919 --> 00:40:32,400
‫من راز فرندلی از دیلی آلاسکا هستم

883
00:40:32,444 --> 00:40:34,750
‫قبلا با همکارم آیلین فیتزجرالد صحبت کردین

884
00:40:34,794 --> 00:40:37,231
‫آره، و بهش گفتم
‫نمی‌خوام صحبت کنم

885
00:40:37,275 --> 00:40:39,625
‫و قرار نیست چون تو رو آورده نظرم عوض بشه

886
00:40:41,627 --> 00:40:43,498
‫میشه بشینم؟

887
00:40:43,542 --> 00:40:45,283
‫می‌دونم از دست روزنامه ناراحتین

888
00:40:45,326 --> 00:40:48,329
‫درک می‌کنم. و اون منو نیاورده اینجا

889
00:40:48,373 --> 00:40:50,244
‫من اومدم چون سردبیرمون می‌خواد بفهمه

890
00:40:50,288 --> 00:40:51,898
‫که چه اتفاقی برای گلوریا افتاده

891
00:40:51,941 --> 00:40:53,465
‫و از کجا بدونم قرار نیست
‫همون کار همیشگیتون رو انجام بدین؟

892
00:40:53,508 --> 00:40:55,641
‫یک داستان غمگین بنویسین و تمام

893
00:40:55,684 --> 00:40:57,207
‫چون روش کار من اونجوری نیست

894
00:40:57,251 --> 00:40:59,209
‫بهتون قول میدم
‫این دفعه فرق می‌کنه

895
00:40:59,253 --> 00:41:01,081
‫قول تو هیچ ارزشی برای من نداره

896
00:41:01,124 --> 00:41:03,866
‫سیلوی، خواهش می‌کنم
‫می‌دونم چه حسی داری

897
00:41:03,910 --> 00:41:06,652
‫دیگه حالم از این جمله بهم می‌خوره

898
00:41:06,695 --> 00:41:09,568
‫توام یه دختر از دست دادی؟

899
00:41:09,611 --> 00:41:11,613
‫نه

900
00:41:13,485 --> 00:41:14,877
‫دخترخاله‌ام رو

901
00:41:18,185 --> 00:41:20,535
لورا

902
00:41:20,579 --> 00:41:22,972
‫توی یاکوتات بزرگ شدم

903
00:41:23,016 --> 00:41:25,497
‫لورا و من همیشه با هم بودیم

904
00:41:25,540 --> 00:41:27,803
‫اون بهترین دوستم بود

905
00:41:27,847 --> 00:41:30,893
‫وقتی 17 سالش بود گم شد

906
00:41:32,155 --> 00:41:36,377
‫برای همین یه خبرنگار شدم
‫برای همین مشغول این کارم

907
00:41:43,732 --> 00:41:45,995
‫چی می‌خوای بدونی؟

908
00:41:47,345 --> 00:41:49,172
‫جایی که جسد گلوریا رو پیدا کردن

909
00:41:49,216 --> 00:41:51,740
‫می‌تونسته به دلیلی رفته باشه اونجا؟

910
00:41:51,784 --> 00:41:54,439
‫اونجا نرفته، اونو بردن اونجا

911
00:41:54,482 --> 00:41:56,005
‫کی برده؟

912
00:41:56,049 --> 00:41:57,442
‫نمی‌دونم

913
00:41:57,485 --> 00:42:00,662
‫از کجا مطمئنی اونو بردن اونجا؟

914
00:42:00,706 --> 00:42:02,360
‫چون وقتی جسدش رو پیدا کردن

915
00:42:02,403 --> 00:42:03,839
‫چوب‌های زیربغلش رو پیدا نکردن

916
00:42:03,883 --> 00:42:06,451
‫چوب‌زیر‌بغل؟ چوب‌زیر‌بغل داشته؟

917
00:42:06,494 --> 00:42:07,974
‫پاهاش بشدت دچار یخ‌زدگی شده بودن

918
00:42:08,017 --> 00:42:10,150
‫بدون چوب‌زیربغل نمی‌تونست جایی بره

919
00:42:10,193 --> 00:42:12,761
‫هیچ جایی نخوندم که چوب‌زیربغل داشته

920
00:42:12,805 --> 00:42:15,373
‫نه. روزنامه‌تون این مورد رو جا انداخت

921
00:42:15,416 --> 00:42:16,722
‫به پلیس گفتین؟

922
00:42:16,765 --> 00:42:18,593
‫معلومه. نکته‌ی مهمیه

923
00:42:23,926 --> 00:42:26,640
‫- گلوریا چوب‌زیربغل داشته؟
‫- بدون اونا نمی‌تونسته راه بره

924
00:42:26,641 --> 00:42:28,790
‫آخرین باری که زنده دیده شده
‫اینجا توی مهمونی بوده

925
00:42:28,791 --> 00:42:31,606
‫و جسدش این همه راه توی دشت پیدا شده

926
00:42:31,650 --> 00:42:32,800
‫یکی بردتش اونجا

927
00:42:32,900 --> 00:42:34,641
‫که یعنی پلیس‌ها توی رد
‫دخالت شخص دوم عجله کردن

928
00:42:34,684 --> 00:42:36,991
‫اگر با عجله منظورت سهل‌انگاریه، موافقم

929
00:42:37,305 --> 00:42:39,002
‫هنوزم باید اثباتش کنیم
‫حالا چی؟

930
00:42:39,045 --> 00:42:40,873
‫حالا باید با این یارو، توبی کرنشا صحبت کنیم

931
00:42:40,917 --> 00:42:43,136
‫ولی اول باید گزارش پزشکی قانونی رو ببینیم

932
00:42:43,180 --> 00:42:44,747
‫پزشکی قانونی اینجا توی انکوریج‌ـه

933
00:42:44,790 --> 00:42:46,749
‫گزارش رو به ما نمیدن

934
00:42:46,792 --> 00:42:48,925
‫به خانواده‌اش میدن

935
00:42:48,968 --> 00:42:50,796
‫بنظرت سیلوی حاضره اینکارو بکنه؟

936
00:42:50,840 --> 00:42:52,363
‫بنظرم آره

937
00:42:52,407 --> 00:42:55,279
‫هی، بچه‌ها. یونا برگشته
‫نظر تلر رو گرفته

938
00:42:55,323 --> 00:42:56,759
‫گفت قصد داشته به محض اینکه فروش رفت

939
00:42:56,802 --> 00:42:57,934
‫پول رو برگردونه

940
00:42:57,977 --> 00:42:59,370
‫مثل یه وام کوتاه‌مدت

941
00:42:59,414 --> 00:43:01,285
‫پس از اموال غیرقانونی برای خرید
‫ لونه‌ی عشقش استفاده کرده؟

942
00:43:01,329 --> 00:43:02,852
‫آره درسته

943
00:43:02,895 --> 00:43:04,854
‫خب، دوست‌پسرش چی؟
‫اونم گزارش کرده؟

944
00:43:04,897 --> 00:43:06,690
‫- حس خوبی ندارم که...
‫- باید اینکارو بکنی

945
00:43:06,691 --> 00:43:08,666
‫همین الانشم در مورد جناب لخت مسلح نوشتی

946
00:43:08,910 --> 00:43:11,300
‫- مطمئن نیستم
‫- دلیل خرید آپارتمان دوست‌پسرش بوده

947
00:43:11,301 --> 00:43:12,488
‫آقای لوییس اینطور میگه

948
00:43:12,531 --> 00:43:14,385
‫منبع دیگه‌ای برای تایید رابطشون

949
00:43:14,429 --> 00:43:16,300
‫یا تایید اینکه آپارتمان رو برای اون خریده داری؟

950
00:43:16,344 --> 00:43:17,693
‫نه. آقای لوییس اسم یه دوستی رو آورد

951
00:43:17,736 --> 00:43:19,085
‫ولی هنوز نتونستم پیداش کنم

952
00:43:19,129 --> 00:43:20,739
‫بنظر که فقط یه ادعا میاد

953
00:43:20,783 --> 00:43:22,698
‫شرط می‌بندم اگر داستان رو
‫منتشر کنی، دوسته پیداش میشه

954
00:43:22,741 --> 00:43:24,134
‫موافقم. این داستان پایه‌های محکمی داره

955
00:43:24,177 --> 00:43:25,875
‫سوال اینجاست که چیو منتشر کنیم؟

956
00:43:25,918 --> 00:43:28,312
‫استفاده غیرقانونی از اموال ایالت

957
00:43:28,356 --> 00:43:30,967
‫می‌تونی در قالب اختلاف اجاره
‫ به رابطه بین اونا هم اشاره کنی

958
00:43:31,010 --> 00:43:33,970
‫ولی تا اطلاعات بیشتری نگرفتیم
‫ از عاشقانه بودنش حرفی نزن

959
00:43:34,013 --> 00:43:35,493
‫خب، امیدوارم انکوریج ایگل

960
00:43:35,537 --> 00:43:37,060
‫داستان رو نقاپه
‫قشنگ راست کار خودشه

961
00:43:37,103 --> 00:43:38,322
‫قطعا راست کار خودشه

962
00:43:38,366 --> 00:43:39,410
‫باب، حالت خوبه؟

963
00:43:39,454 --> 00:43:42,152
‫خوبم. بهم ریختم، ولی خوبم

964
00:43:42,195 --> 00:43:43,501
‫داستان رو بنویس، یونا

965
00:43:43,545 --> 00:43:45,547
‫اگر خوب باشه، صفحه اول چاپ میشه

966
00:43:45,590 --> 00:43:46,809
‫اینجا رو باش، اولین داستان

967
00:43:46,852 --> 00:43:48,419
‫و زدی ترکوندی. آفرین

968
00:43:50,465 --> 00:43:54,207
‫نمی‌تونم. شرمنده
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم

969
00:43:54,251 --> 00:43:55,295
‫داستان رو بده به آیلین

970
00:43:55,339 --> 00:43:56,949
‫چی؟ چرا بده به من؟

971
00:44:01,780 --> 00:44:03,869
‫شوخیش گرفته؟

972
00:44:03,913 --> 00:44:05,567
‫باشه

973
00:44:08,874 --> 00:44:11,094
‫هی، یونا. صبر کن

974
00:44:12,998 --> 00:44:14,260
‫چرا داری داستان رو میدی به من؟

975
00:44:14,304 --> 00:44:16,088
‫- داستان توئه
‫- نمی‌خوامش

976
00:44:16,132 --> 00:44:17,350
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم

977
00:44:17,394 --> 00:44:19,048
‫چیکار؟ بنویسیش؟

978
00:44:19,091 --> 00:44:21,311
‫نمی‌تونم زندگی این مرد رو
‫ نابود کنم فقط چون یه اشتباه کرده

979
00:44:21,354 --> 00:44:24,053
‫اون زن داره. بچه‌اش رو دیدم

980
00:44:24,096 --> 00:44:26,621
‫برای من فقط یه داستانه
‫ولی برای اون کل زندگیشه

981
00:44:26,664 --> 00:44:28,361
‫اون اینو بهت گفت؟

982
00:44:30,363 --> 00:44:32,235
‫صحیح

983
00:44:32,278 --> 00:44:35,368
‫ببین، این شغل آسون نیست

984
00:44:35,412 --> 00:44:36,761
‫و اینکارو نمی‌کنیم که محبوب بشیم

985
00:44:36,805 --> 00:44:38,589
‫اینکارو می‌کنیم چون مهمه

986
00:44:38,633 --> 00:44:40,722
‫این داستان مهمیه

987
00:44:40,765 --> 00:44:42,680
‫تلر یه کار غیرقانونی کرده
‫و اینکارو با پولی کرده

988
00:44:42,724 --> 00:44:44,987
‫که متعلق به تک‌تک
‫شهروندهای این ایالته

989
00:44:45,030 --> 00:44:46,510
‫فکر می‌کنی نیویورک‌تایمز
‫این داستان رو چاپ می‌کنه؟

990
00:44:46,554 --> 00:44:48,338
‫روزنامه‌ی پست؟ نه!

991
00:44:48,381 --> 00:44:50,558
‫دقیقا برای همینه که
‫روزنامه‌های محلی مهم هستن

992
00:44:50,601 --> 00:44:52,516
‫برای همینه که این
‫روزنامه‌ی کوچیک و با بودجه‌ی کم

993
00:44:52,560 --> 00:44:56,128
‫توی این پاساژ مزخرف، مهمه

994
00:44:56,172 --> 00:44:57,608
‫آلاسکایی‌ها حقشونه که بدونن

995
00:44:57,652 --> 00:45:00,132
‫تصمیم رو اونا می‌گیرن. نه تو

996
00:45:00,176 --> 00:45:01,656
‫فهمیدی؟

997
00:45:05,224 --> 00:45:06,661
‫خوبه. حالا برو داستانت رو بنویس

998
00:45:09,664 --> 00:45:11,230
‫ممنون، آیلین

999
00:45:11,274 --> 00:45:12,928
‫خواهش

1000
00:45:14,538 --> 00:45:16,453
‫می‌دونی چیه؟

1001
00:45:18,063 --> 00:45:19,761
‫می‌دونم انکوریج آخرین جاییه

1002
00:45:19,804 --> 00:45:21,676
‫که انتظار داشتی سر ازش دربیاری

1003
00:45:21,719 --> 00:45:23,634
‫اونم بعد از سال‌ها سابقه‌ات

1004
00:45:23,678 --> 00:45:27,203
‫ولی خیلی خوش‌شانسیم که پیش مایی

1005
00:45:36,342 --> 00:45:38,736
‫اوه، خدای من. اینجا نه

1006
00:45:38,760 --> 00:45:46,760
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

1007
00:45:48,784 --> 00:45:56,784
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

