﻿1
00:00:01,610 --> 00:00:03,176
‫آنچه در آلاسکا دیلی گذشت

2
00:00:03,177 --> 00:00:04,916
‫آقای کرنشا، شما متهم به

3
00:00:04,917 --> 00:00:07,702
‫قتل درجه اول گلوریا نانماک هستین

4
00:00:07,703 --> 00:00:09,008
‫دی‌ان‌ای که پیدا کردن "منی" بود

5
00:00:09,009 --> 00:00:10,661
‫و اعتراف امضا شده‌ش هم هست

6
00:00:10,662 --> 00:00:13,316
‫پس اگر اعتراف کرده
‫چطوری ادعای بی‌گناهی کرده؟

7
00:00:13,317 --> 00:00:14,622
‫داستا‌ن‌تون در مورد جلسه‌ دادگاه

8
00:00:14,623 --> 00:00:17,146
‫- و نشست خبری رو تا 6 می‌خوام
‫- ساعت 4 و نیمه

9
00:00:17,147 --> 00:00:19,366
‫می‌تونین فردا خبر تکمیلی بنویسین
‫برید سراغش

10
00:00:19,367 --> 00:00:21,411
‫ماه‌هاست داریم این داستان رو پیش می‌بریم

11
00:00:21,412 --> 00:00:23,718
‫حالا، یهویی داره
‫با تمام سرعت پیش میره

12
00:00:23,719 --> 00:00:25,894
‫نکنه توی این عدالت سرسری نقش بازی کردیم؟

13
00:00:25,895 --> 00:00:28,027
‫کانرد پریچارد این زمین‌ها رو خریده

14
00:00:28,028 --> 00:00:29,593
‫<i>داره توی کوهستان هاکلی یه معدن</i>

15
00:00:29,594 --> 00:00:30,812
‫<i>مواد معدنی کمیاب می‌سازه؟</i>

16
00:00:30,813 --> 00:00:32,248
‫قراره فردا صبح منتشرش کنیم

17
00:00:32,249 --> 00:00:33,293
‫ازش نظر خواستین؟

18
00:00:33,294 --> 00:00:34,772
‫آستین الان داره میره پیشش

19
00:00:34,773 --> 00:00:36,078
‫عمراً با آستین حرف نمی‌زنه

20
00:00:36,079 --> 00:00:37,297
‫درهرحال باید گزارشش کنیم

21
00:00:37,298 --> 00:00:38,602
‫چه غلطی کردی؟

22
00:00:38,603 --> 00:00:40,517
‫دلت جنگ می‌خواد؟ باشه می‌جنگیم

23
00:00:40,518 --> 00:00:41,866
‫به گلوریا تعرض جنسی کردی؟

24
00:00:41,867 --> 00:00:43,129
‫هرگز همچین کاری نمی‌کنم

25
00:00:43,130 --> 00:00:45,131
‫- پس چه اتفاقی افتاد؟
‫- گلوریا عصبانی بود

26
00:00:45,132 --> 00:00:46,480
‫زنگ زد و من جوابش ندادم

27
00:00:46,481 --> 00:00:48,438
‫شبی که گم شد تماسی

28
00:00:48,439 --> 00:00:49,483
‫از گوشیش گرفته نشده بود

29
00:00:49,484 --> 00:00:50,962
‫یه پیام صوتی گذاشت

30
00:00:50,963 --> 00:00:53,313
‫<i>توبی. بابت حرفم معذرت می‌خوام</i>

31
00:00:53,314 --> 00:00:54,705
‫<i>می‌دونی که عاشقتم</i>

32
00:00:54,706 --> 00:00:55,924
‫<i>لطفاً بیا دنبالم</i>

33
00:00:55,925 --> 00:00:57,099
‫این شماره
‫که داره ازش زنگ می‌زنه

34
00:00:57,100 --> 00:00:58,753
‫شماره‌ی خودش نیست

35
00:00:58,754 --> 00:01:00,394
‫ممکنه شماره‌ی قاتلش باشه

36
00:01:00,418 --> 00:01:04,518
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

37
00:01:04,542 --> 00:01:05,674
‫<i>چیه؟</i>

38
00:01:07,154 --> 00:01:08,459
‫آیلین؟

39
00:01:11,114 --> 00:01:12,375
‫چی؟

40
00:01:12,376 --> 00:01:14,073
‫به چی فکر می‌کردی؟

41
00:01:14,074 --> 00:01:16,031
‫اوه

42
00:01:16,032 --> 00:01:17,773
‫همکارم، باب

43
00:01:19,035 --> 00:01:22,081
‫همون سخت‌کوشه

44
00:01:22,082 --> 00:01:23,865
‫آره

45
00:01:23,866 --> 00:01:25,954
‫همون سخت‌کوشه

46
00:01:25,955 --> 00:01:28,783
‫گفتی از سیخونک کردنش لذت می‌بری

47
00:01:28,784 --> 00:01:30,132
‫سیخونک دوستانه

48
00:01:30,133 --> 00:01:31,916
‫فکر کنم گفته بودم دوستانه‌ست

49
00:01:31,917 --> 00:01:33,093
‫آره، گفته بودی

50
00:01:34,964 --> 00:01:37,879
‫خب، به چی باب فکر می‌کنی؟

51
00:01:37,880 --> 00:01:40,316
‫زنش مریضه
‫و داره به‌سرعت بدتر میشه

52
00:01:40,317 --> 00:01:42,710
‫همم، خب؟

53
00:01:42,711 --> 00:01:44,407
‫دیروز توی اتاق خبری دیدمش

54
00:01:44,408 --> 00:01:45,452
‫ازش پرسیدم حالش چطوره

55
00:01:45,453 --> 00:01:48,803
‫و اون... یه جواب واقعی بهم داد

56
00:01:48,804 --> 00:01:50,805
‫چی گفت؟

57
00:01:50,806 --> 00:01:52,111
‫گفت داره صبوری می‌کنه

58
00:01:52,112 --> 00:01:54,070
‫ولی شرایط خیلی سختیه

59
00:01:55,332 --> 00:01:57,072
‫پس حقیقت رو بهت گفته

60
00:01:57,073 --> 00:01:58,943
‫چیزی رو مخفی نکرده

61
00:01:58,944 --> 00:02:01,381
‫- این باعث تعجبت شد؟
‫- نه

62
00:02:01,382 --> 00:02:03,644
‫ولی درکل، کاری نمی‌کنم که بقیه

63
00:02:03,645 --> 00:02:05,515
‫مشکلات‌شون رو باهام به اشتراک بذارن

64
00:02:05,516 --> 00:02:07,997
‫بخصوص کسایی که دارن زجر می‌کشن

65
00:02:09,041 --> 00:02:10,999
‫چون باعث میشه معذب بشی؟

66
00:02:11,000 --> 00:02:12,087
‫نه، چون نمی‌خوام حس کنن

67
00:02:12,088 --> 00:02:14,394
‫باید جبران کنن و از من بپرسن

68
00:02:14,395 --> 00:02:16,613
‫- تو زجر می‌کشی؟
‫- منظور حرفم این نیست

69
00:02:16,614 --> 00:02:18,007
‫منظورت چیه؟

70
00:02:19,139 --> 00:02:21,183
‫همچین آدمی نیستم که ازش بپرسم

71
00:02:21,184 --> 00:02:22,967
‫من همچین کاری نمی‌کنم

72
00:02:22,968 --> 00:02:24,317
‫بخصوص سر کار

73
00:02:24,318 --> 00:02:26,537
‫بنظرت چرا پرسیدی؟

74
00:02:28,670 --> 00:02:30,758
‫نمی‌دونم

75
00:02:30,759 --> 00:02:34,762
‫شاید هنوز تحت تاثیر
‫گروگان‌ گرفته شدن هستم

76
00:02:34,763 --> 00:02:37,852
‫یا شاید، چه عمداً چه سهواً
‫دلت می‌خواست

77
00:02:37,853 --> 00:02:40,681
‫جبران کنه و از تو بپرسه حالت چطوره

78
00:02:40,682 --> 00:02:41,725
‫نه، فکر نکنم

79
00:02:41,726 --> 00:02:43,772
‫همونطور که گفتم، همچین آدمی نیستم

80
00:02:45,208 --> 00:02:47,078
‫آدما عوض میشن

81
00:02:47,079 --> 00:02:50,387
‫خب، این اواخر حمله‌ها‌ی عصبی داشتی؟

82
00:02:53,564 --> 00:02:55,653
‫نه، نداشتم

83
00:03:07,143 --> 00:03:09,536
‫پیام صوتی گلوریا
‫که روی گوشیت بود رو گوش دادیم

84
00:03:09,537 --> 00:03:10,885
‫شماره‌ای که ازش زنگ زده بود

85
00:03:10,886 --> 00:03:13,540
‫با اونی که سیلوی بهمون داد فرق می‌کرد

86
00:03:14,194 --> 00:03:16,718
‫می‌دونی این شماره‌ی کیه؟

87
00:03:18,807 --> 00:03:21,025
‫مال خودش بود

88
00:03:21,026 --> 00:03:22,157
‫اون یکی گوشیش بود

89
00:03:22,158 --> 00:03:24,159
‫سیلوی داشت توی کاراش فضولی می‌کرد

90
00:03:24,160 --> 00:03:27,031
‫نمی‌خواست به من زنگ بزنه

91
00:03:27,032 --> 00:03:28,946
‫پس یه گوشی اعتباری گرفت

92
00:03:28,947 --> 00:03:31,471
‫چند هفته‌ قبل از مرگش گوشی رو داشت

93
00:03:31,472 --> 00:03:34,430
‫این شماره توی گزارش پلیس ثبت نشده

94
00:03:34,431 --> 00:03:35,953
‫خب، مال خودشه

95
00:03:35,954 --> 00:03:37,172
‫مال خودش بود

96
00:03:37,173 --> 00:03:38,218
‫همم

97
00:03:39,741 --> 00:03:40,915
‫حالت خوبه؟

98
00:03:40,916 --> 00:03:42,265
‫اینجا افتضاحه

99
00:03:43,658 --> 00:03:44,832
‫ازش متنفرم

100
00:03:44,833 --> 00:03:47,443
‫جلسه‌ی تغییر ادعای گناهکاریم هفته‌ی آینده‌ست

101
00:03:47,444 --> 00:03:50,011
‫فکر می‌کردم می‌تونم ادعای گناهکاری کنم
‫ و همه‌چی تموم میشه

102
00:03:50,012 --> 00:03:51,839
‫ولی جیمی میگه
‫باید به قاضی بگم

103
00:03:51,840 --> 00:03:55,103
‫که به گلوریا تجاوز کردم
‫و تا حد مرگ زدمش

104
00:03:55,104 --> 00:03:57,105
‫بهش میگن اقرار

105
00:03:57,106 --> 00:03:59,673
‫باعث میشه بعداً
‫ادعای بی‌گناهیت سخت‌تر بشه

106
00:03:59,674 --> 00:04:01,371
‫من بهش صدمه‌ای نزدم

107
00:04:03,068 --> 00:04:05,288
‫ولی اگر نگم صدمه زدم
‫نمی‌تونم تخفیف مجازات بگیرم

108
00:04:06,333 --> 00:04:07,898
‫خیلی افتضاحه

109
00:04:07,899 --> 00:04:09,509
‫آره

110
00:04:09,510 --> 00:04:10,727
‫همینطوره

111
00:04:10,728 --> 00:04:12,294
‫حرفمو باور می‌کنین، مگه نه؟

112
00:04:12,295 --> 00:04:16,080
‫داریم تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
‫تا حقیقت رو پیدا کنیم

113
00:04:16,081 --> 00:04:18,648
‫الان حقیقت رو بهت گفتم

114
00:04:18,649 --> 00:04:23,044
‫کلیر، تو دو سال پیش اون داستان

115
00:04:23,045 --> 00:04:24,524
‫- آفت صنوبر مجنون رو نوشته بودی؟
‫- آره

116
00:04:24,525 --> 00:04:27,527
‫فکر کنم مارس 2018 بود، چطور مگه؟

117
00:04:27,528 --> 00:04:30,747
‫ظاهراً صنوبر آبی بزرگ‌مون آفت زده

118
00:04:30,748 --> 00:04:33,272
‫اونی که توی حیاط پشتی‌ته؟ چه بد

119
00:04:33,273 --> 00:04:34,838
‫والدینم یکی از صنوبرهاشون رو از دست دادن

120
00:04:34,839 --> 00:04:37,232
‫ولی اون یکی رو با قارچ‌کش نجات دادن

121
00:04:37,233 --> 00:04:38,929
‫اگر اسمشو خواستی، بهم بگو

122
00:04:38,930 --> 00:04:41,715
‫یه دسته چکاوک زردگردن
‫توی صنوبرمون لونه کردن

123
00:04:41,716 --> 00:04:44,674
‫کالین میگه قارچ‌کش مسموم‌شون می‌کنه

124
00:04:44,675 --> 00:04:46,154
‫من ترجیح میدم درخت رو نجات بدم

125
00:04:46,155 --> 00:04:48,374
‫گیاه یا حیوانات، مثل انتخاب سوفی‌ـه

126
00:04:48,375 --> 00:04:50,332
‫- تابحال این فیلم رو ندیدم
‫- خیلی خفنه

127
00:04:50,333 --> 00:04:52,726
‫اگر درست یادم باشه
‫دلیل آفت صنوبر مجنون

128
00:04:52,727 --> 00:04:54,902
‫یه گونه‌ی غیربومیه

129
00:04:54,903 --> 00:04:58,340
‫گونه‌ی غیربومی
‫دلیل مشکلات تمام آلاسکا

130
00:04:58,341 --> 00:05:00,560
‫آقایون و خانوما، راز فرندلی

131
00:05:00,561 --> 00:05:02,431
‫راستش داشتیم در مورد گیاه صحبت می‌کردم

132
00:05:02,432 --> 00:05:03,476
‫ولی بازم صدق می‌کنه، مگه نه؟

133
00:05:03,477 --> 00:05:04,694
‫راز، چه دق‌دلی داره

134
00:05:04,695 --> 00:05:06,348
‫واو، دستگاه کپی درست شده؟

135
00:05:06,349 --> 00:05:08,524
‫بله، درست شده

136
00:05:08,525 --> 00:05:09,917
‫عالیه

137
00:05:09,918 --> 00:05:12,136
‫ولی از آخرین کارتریج جوهرش
‫برای چاپ اینا استفاده کردم

138
00:05:12,137 --> 00:05:14,138
‫- این چندان عالی نیست
‫- آره

139
00:05:14,139 --> 00:05:17,838
‫من و "جینداها" داریم باهمدیگه داده‌های
‫"زگ‌وک‌ب" رو جمع می‌کنیم
‫(زنان گم‌شده و کشته‌شده‌ی بومی)

140
00:05:17,839 --> 00:05:19,144
‫سلام

141
00:05:22,060 --> 00:05:24,627
‫آره، خب، اینا مکالمات
‫تماس‌های مردمه که نوشتم

142
00:05:24,628 --> 00:05:27,021
‫این‌ها مقاله‌هاییه که در مورد
‫"زگ‌وک‌ب" در پونزده سال اخیر

143
00:05:27,022 --> 00:05:28,414
‫توی روزنامه چاپ شده

144
00:05:28,415 --> 00:05:30,416
‫این‌ها پرونده‌هاییه که از
‫"اطلاعات دادگاهی" درآوردم

145
00:05:30,417 --> 00:05:32,418
‫و این کارتن‌‌ها از طرف
‫"سازمان نوجوانان شهرستان جونو" اومده

146
00:05:32,419 --> 00:05:34,202
‫آلبرتا دیروز آوردشون

147
00:05:34,203 --> 00:05:36,378
‫تابحال چقدرشو توی جدول‌بندی وارد کردی؟

148
00:05:36,379 --> 00:05:38,903
‫حدوداً اینقدرشو

149
00:05:40,122 --> 00:05:43,124
‫- کمک لازم داریم
‫- آره

150
00:05:43,125 --> 00:05:44,995
‫خب، شرکت "تله‌ترو" میگه

151
00:05:44,996 --> 00:05:46,780
‫گوشی اعتباری گلوریا نقدی خریداری شده

152
00:05:46,781 --> 00:05:47,955
‫و ثبت نشده بوده

153
00:05:47,956 --> 00:05:49,478
‫از اونجایی که اسمی ثبت نشده

154
00:05:49,479 --> 00:05:51,480
‫اطلاعاتش رو به سیلوی
‫به عنوان بستگانش نمیدن

155
00:05:51,481 --> 00:05:53,352
‫تو چی؟

156
00:05:53,353 --> 00:05:55,397
‫مدام به پیام صوتیش گوش میدم

157
00:05:55,398 --> 00:05:57,443
‫گلوریا به توبی میگه عاشقشه

158
00:05:57,444 --> 00:05:58,574
‫شبیه حرفای یه زن با مردی

159
00:05:58,575 --> 00:06:00,359
‫که بهش تجاوز کرده بنظر نمیاد

160
00:06:00,360 --> 00:06:01,882
‫و صداهای دیگه‌ای هم هست

161
00:06:01,883 --> 00:06:03,405
‫صداهای دیگه؟

162
00:06:03,406 --> 00:06:05,726
‫ضعیفه، ولی صدای حرف زدن چند تا مرد میاد

163
00:06:06,322 --> 00:06:07,714
‫<i>توبی، گوشی رو جواب بده</i>

164
00:06:07,715 --> 00:06:09,455
‫نمی‌تونم بفهمم

165
00:06:09,456 --> 00:06:10,630
‫چی میگن، ولی باید بفهمیم

166
00:06:10,631 --> 00:06:11,935
‫- کی هستن
‫- "معذرت می‌خوام"

167
00:06:11,936 --> 00:06:13,546
‫- "بابت حرفام"
‫- البته اگر توبی نباشه

168
00:06:13,547 --> 00:06:14,808
‫- "می‌دونی که عاشقتم"
‫- یه خوره‌ی تکنولوژی لازم داریم

169
00:06:14,809 --> 00:06:16,331
‫- "اینجا خیلی ناجوره"
‫- یکی رو سراغ دارم

170
00:06:16,332 --> 00:06:18,246
‫واقعاً؟ همینجا؟

171
00:06:18,247 --> 00:06:19,291
‫نه، توی پاساژ

172
00:06:20,467 --> 00:06:22,642
‫یه متخصص صدا توی... این پاساژ؟

173
00:06:22,643 --> 00:06:25,122
‫آره، اَل
‫صاحب "ماری بی‌نظیر اَل"ـه

174
00:06:25,123 --> 00:06:27,690
‫اوه، این یکی رو باید ببینم

175
00:06:27,691 --> 00:06:31,433
‫تمام بستگان "زک" توی شیکاگو هستن

176
00:06:31,434 --> 00:06:34,697
‫اونجا پدربزرگ مادربزرگ
‫خاله و دایی

177
00:06:34,698 --> 00:06:36,830
‫و بچه‌های خاله و دایی‌هاشو داره
‫ که باهاشون بازی کنه

178
00:06:36,831 --> 00:06:38,266
‫ولی پدرشو نداره

179
00:06:38,267 --> 00:06:40,224
‫یه مدت توی تابستون میاد

180
00:06:40,225 --> 00:06:41,705
‫یه مدت؟

181
00:06:42,489 --> 00:06:45,926
‫این شغل بهم اجازه میده
‫زندگی بهتری براش بسازم

182
00:06:45,927 --> 00:06:48,711
‫مدرسه‌ی خصوصی
‫بعلاوه‌ی پس‌انداز برای دانشگاهش

183
00:06:48,712 --> 00:06:50,452
‫خونه‌ای که استخر داشته باشه

184
00:06:50,453 --> 00:06:51,801
‫می‌دونی که همیشه اینو می‌خواست

185
00:06:51,802 --> 00:06:53,063
‫تو همیشه اینو می‌خواستی

186
00:06:53,064 --> 00:06:55,588
‫همینجا زندگی عالی‌ای داره
‫عاشق مدرسه‌شه

187
00:06:55,589 --> 00:06:58,155
‫می‌خوای از تمام دوستاش دورش کنی؟

188
00:06:58,156 --> 00:06:59,418
‫فوتبال، هاکی؟

189
00:06:59,419 --> 00:07:00,984
‫توی شیکاگو هم اینا رو دارن
‫و حداقل

190
00:07:00,985 --> 00:07:03,291
‫می‌تونم محیط امنی براش فراهم کنم

191
00:07:03,292 --> 00:07:04,597
‫این مزخرفات یعنی چی؟

192
00:07:04,598 --> 00:07:06,512
‫خیلی‌خب، بیاین ادب رو رعایت کنیم

193
00:07:06,513 --> 00:07:07,817
‫هردفعه پیش توئه

194
00:07:07,818 --> 00:07:09,340
‫می‌بریش به اون اتاق خبری...

195
00:07:09,341 --> 00:07:10,429
‫عاشق اون اتاق خبریه

196
00:07:10,430 --> 00:07:12,343
‫جایی که اخیراً یه فرد مسلح

197
00:07:12,344 --> 00:07:14,171
‫یکی از همکارانت رو گروگان گرفته

198
00:07:14,172 --> 00:07:16,000
‫این کجاش به‌درد یه بچه می‌خوره؟

199
00:07:16,784 --> 00:07:18,046
‫شوخیت گرفته؟

200
00:07:23,486 --> 00:07:24,573
‫باهمدیگه توافق حضانت داریم

201
00:07:24,574 --> 00:07:26,836
‫بله دارین

202
00:07:26,837 --> 00:07:29,839
‫ولی اگر نتونیم به سازش برسیم

203
00:07:29,840 --> 00:07:31,885
‫پرونده برمی‌گرده به دادگاه

204
00:07:31,886 --> 00:07:34,802
‫و همه قبول کردیم که سعی می‌کنیم
‫ این اتفاق نیافته، درسته؟

205
00:07:37,152 --> 00:07:38,979
‫اولین باره میام اینجا

206
00:07:38,980 --> 00:07:40,895
‫آره، ولی من نه

207
00:07:44,376 --> 00:07:46,073
‫هی؛ اینو ببین

208
00:07:46,074 --> 00:07:47,640
‫تاندرفانک ماتانوسکایی

209
00:07:47,641 --> 00:07:49,946
‫- این یارو چقدر خبره‌ست؟
‫- خبره‌ست

210
00:07:49,947 --> 00:07:51,078
‫کارش فروختن ماریجواناست

211
00:07:51,079 --> 00:07:53,167
‫ولی صداباز حرفه‌ایه

212
00:07:53,168 --> 00:07:56,605
‫چند سال پیش
‫سر یه صوت ناجور ازش کمک گرفتم

213
00:07:56,606 --> 00:07:57,824
‫حرف نداره

214
00:07:57,825 --> 00:08:00,131
‫راز! بیا پشت

215
00:08:02,177 --> 00:08:03,307
‫این کیه؟

216
00:08:03,308 --> 00:08:04,744
‫من آیلین هستم، همکاریم

217
00:08:04,745 --> 00:08:06,267
‫- سلام، اَل
‫- سلام، آیلین

218
00:08:06,268 --> 00:08:07,398
‫- به جایی هم رسیدی؟
‫- آره

219
00:08:07,399 --> 00:08:09,096
‫سعی کردم صدای گلوریا رو حذف کنم

220
00:08:09,097 --> 00:08:10,576
‫و صدای پس‌زمینه رو تقویت کنم

221
00:08:10,577 --> 00:08:12,578
‫صداهای فرکانس پایین رو هم کمتر کردم

222
00:08:12,579 --> 00:08:14,493
‫داشتن اختلال ایجاد می‌کردن

223
00:08:14,494 --> 00:08:16,147
‫خب، گوش بدین

224
00:08:20,195 --> 00:08:21,543
‫<i>بابایی، می‌خوام برم</i>

225
00:08:21,544 --> 00:08:23,154
‫صدای بچه‌ست؟

226
00:08:26,636 --> 00:08:28,681
‫<i>بابایی، می‌خوام برم</i>

227
00:08:28,682 --> 00:08:30,378
‫صدای بچه‌ست

228
00:08:30,379 --> 00:08:33,468
‫می‌تونم یه فاصل صوتی از این بریزم توی گوشیت

229
00:08:33,469 --> 00:08:35,470
‫ازرا فیشر گفت اون شب

230
00:08:35,471 --> 00:08:38,081
‫از خونه‌ی اسکیتر رفت دنبال بچه‌ش
‫ولی هیچوقت برنگشت

231
00:08:38,082 --> 00:08:39,692
‫اگر بتونیم تایید کنیم که این صدای بچه‌شه

232
00:08:39,693 --> 00:08:41,171
‫پس قبل از گلوریا نرفته

233
00:08:41,172 --> 00:08:44,739
‫و بهونه‌ی عدم‌حضورش رو از دست میده

234
00:08:47,527 --> 00:08:49,266
‫- سلام، باب
‫- سلام

235
00:08:49,267 --> 00:08:51,791
‫استنلی گفت توی شرکت
‫مخابراتی "تله‌ترو" آشنا داری

236
00:08:51,792 --> 00:08:54,707
‫آره، دوستم گری
‫معاون بخش روابط عمومیه

237
00:08:54,708 --> 00:08:56,273
‫گروه مشروب خانگی رو تاسیس کردیم

238
00:08:56,274 --> 00:08:57,710
‫که قبلاً بهش اشاره کرده بودم...

239
00:08:57,711 --> 00:08:59,320
‫"پسران مخمری انکوریج"

240
00:08:59,321 --> 00:09:00,887
‫صحیح. چه باحال

241
00:09:00,888 --> 00:09:03,193
‫بنظرت گری می‌تونه کمک‌مون کنه سوابق

242
00:09:03,194 --> 00:09:04,412
‫این شماره رو پیدا کنیم؟

243
00:09:04,413 --> 00:09:06,154
‫شماره‌ی گلوریا نانماک بوده

244
00:09:06,850 --> 00:09:07,850
‫خوشحال میشم ازش بپرسم

245
00:09:07,851 --> 00:09:10,288
‫عالیه. ممنون میشم

246
00:09:18,862 --> 00:09:20,907
‫تیلور، چند تا سوال ازت دارم
‫زیاد طول نمی‌کشه

247
00:09:20,908 --> 00:09:22,125
‫نمی‌خوام باهات صحبت کنم

248
00:09:22,126 --> 00:09:23,475
‫پس صحبت نکن، فقط گوش کن

249
00:09:24,651 --> 00:09:26,826
‫- دلت می‌خواد اینو بشنوی
‫- چیه؟

250
00:09:26,827 --> 00:09:28,131
‫یه پیام صوتی که گلوریا نانماک

251
00:09:28,132 --> 00:09:30,743
‫شب مرگش برای یه نفر گذاشته

252
00:09:30,744 --> 00:09:33,267
‫از خونه‌ی یه موادفروش پیام گذاشته...

253
00:09:33,268 --> 00:09:34,399
‫اسکیتر ردینگ

254
00:09:36,793 --> 00:09:39,317
‫<i>بابایی، می‌خوام برم</i>

255
00:09:40,536 --> 00:09:42,450
‫این "جکسون‌"ـه؟

256
00:09:42,451 --> 00:09:44,800
‫چون اگر خودشه
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم

257
00:09:44,801 --> 00:09:46,715
‫نمی‌ذارم با پسرم حرف بزنی

258
00:09:46,716 --> 00:09:48,195
‫ده سالشه. به هیچ عنوان

259
00:09:48,196 --> 00:09:50,414
‫تیلور، خواهش می‌کنم
‫اگر اونجا بوده...

260
00:09:50,415 --> 00:09:52,068
‫اون ارتباطی به این قضیه نداره

261
00:09:52,069 --> 00:09:54,462
‫اگر باز بیای اینجا، زنگ می‌زنم پلیس

262
00:09:54,463 --> 00:09:55,942
‫پس میشه حداقل بهم بگی ازرا کجاست؟

263
00:09:55,943 --> 00:09:59,293
‫آره، می‌تونم

264
00:09:59,294 --> 00:10:01,556
‫چون باید هفته‌ای دو بار ببینمش

265
00:10:01,557 --> 00:10:03,297
‫چون حضانت کامل ندارم

266
00:10:03,298 --> 00:10:05,081
‫چون بعد از اینکه مقاله‌ت
بازپرسم رو نابود کرد

267
00:10:05,082 --> 00:10:06,735
‫پرونده‌م خراب شد

268
00:10:06,736 --> 00:10:09,825
‫تیلور، می‌دونم شرایط افتضاحیه

269
00:10:09,826 --> 00:10:12,307
‫ولی نمی‌خوام یه آدم بی‌گناه بره زندان

270
00:10:14,352 --> 00:10:16,440
‫تازه به شهر برگشته

271
00:10:16,441 --> 00:10:20,967
‫داره توی "اسپنارد" کابل‌های
‫فیبرنوری نصب می‌کنه

272
00:10:20,968 --> 00:10:24,368
‫حالا اگر نمی‌خوای پاتو از دست بدی
‫از لای درم برش دار

273
00:10:35,547 --> 00:10:38,767
‫بانی، باید با همدیگه
‫ جدول تصویری رو کدنویسی کنیم

274
00:10:38,768 --> 00:10:40,987
‫طرح‌واره مفهومی رو داری؟

275
00:10:40,988 --> 00:10:43,032
‫طراحی‌هاش انجام شده، ولی هنوز
‫دارم موتورش رو کدنویسی می‌کنم

276
00:10:43,033 --> 00:10:44,512
‫اریکا، ترودی، جفت‌تون مسئول

277
00:10:44,513 --> 00:10:45,948
‫رابط کاربری تصویری هستین

278
00:10:45,949 --> 00:10:48,995
‫مارشا، من و تو قراره
‫داده‌ها رو طبقه‌بندی کنیم

279
00:10:48,996 --> 00:10:51,432
‫هدف‌مون اینه که تا این آخرهفته
‫ یه نسخه‌ی اولیه ساخته باشیم

280
00:10:51,433 --> 00:10:52,651
‫خدایی؟

281
00:10:52,652 --> 00:10:53,826
‫نیازی نیست تکمیل باشه

282
00:10:53,827 --> 00:10:55,436
‫- فقط برای اثبات کاراییشه
‫- از پسش برمیایم

283
00:10:55,437 --> 00:10:56,611
‫ولی چند روزی زمان می‌بره

284
00:10:56,612 --> 00:10:58,004
‫چند روز وقت داریم، و غذا

285
00:10:58,005 --> 00:10:59,962
‫- و قهوه
‫- ضروریات زندگی

286
00:10:59,963 --> 00:11:01,703
‫ولی باید تمام‌وقت مشغول این‌کار باشیم

287
00:11:01,704 --> 00:11:03,052
‫- کار دیگه‌ای ندارین؟
‫- خب، من باید

288
00:11:03,053 --> 00:11:04,184
‫تا دو روز دیگه مدل پارامتری

289
00:11:04,185 --> 00:11:05,968
‫حرکت یخ‌های دریایی رو تحویل بدم

290
00:11:05,969 --> 00:11:07,317
‫چی هست، و باید به کی بدی؟

291
00:11:07,318 --> 00:11:09,232
‫خب، مدلیه که مکان گذشته و آینده‌ی

292
00:11:09,233 --> 00:11:11,365
‫یخ‌های دریا رو بر اساس
‫ شرایط آب‌و‌هوا نشون میده

293
00:11:11,366 --> 00:11:14,237
‫- و باید بدم ناسا
‫- واو

294
00:11:14,238 --> 00:11:16,413
‫- پس اینقدر باهوشی
‫- آره

295
00:11:16,414 --> 00:11:17,588
‫- می‌تونی جفت‌شو انجام بدی؟
‫- آره

296
00:11:17,589 --> 00:11:19,895
‫فقط می‌خواستم در جریان باشین

297
00:11:19,896 --> 00:11:21,505
‫خب، خیلی ممنون که کمک می‌کنی

298
00:11:21,506 --> 00:11:22,985
‫ممنون از همه‌تون، واقعاً

299
00:11:22,986 --> 00:11:26,293
‫کارمون خیلی مهمه
‫و خیلی مفیده

300
00:11:26,294 --> 00:11:29,513
‫و زمان‌مون داره می‌گذره
‫پس بیاین شروع کنیم

301
00:11:32,213 --> 00:11:35,128
‫تیلور بهش گوش کرد
‫صدای بچه‌شو شناخت

302
00:11:35,129 --> 00:11:36,912
‫<i>پس ازرا دروغ گفته
‫که از خونه‌ی اسکیتر رفته</i>

303
00:11:36,913 --> 00:11:38,740
‫<i>تا بره دنبال بچه‌ش؟</i>

304
00:11:38,741 --> 00:11:40,699
‫<i>آره. و جکسون همراهش بوده
‫که خیلی ناجوره</i>

305
00:11:40,700 --> 00:11:43,440
‫<i>ظاهراً برگشته به شهر
‫و داره توی "اسپنارد" کار می‌کنه</i>

306
00:11:43,441 --> 00:11:44,746
‫<i>سعی می‌کنم پیداش کنم</i>

307
00:11:44,747 --> 00:11:46,095
‫از کجا برگشته؟

308
00:11:46,096 --> 00:11:48,532
‫هر روستایی که توش کار می‌کرده. چطور مگه؟

309
00:11:48,533 --> 00:11:51,971
‫وقتی گلوریا ناپدید شد
‫برای کار رفته بود "مید"، درسته؟

310
00:11:51,972 --> 00:11:54,234
‫- اینترنت پرسرعت نصب می‌کرد؟
‫- آره

311
00:11:54,235 --> 00:11:55,757
‫و برای کارش همه‌جای ایالت رفته

312
00:11:55,758 --> 00:11:58,064
‫و توی روستاهای مختلف
‫کابل نصب می‌کرده، درسته؟

313
00:11:58,065 --> 00:11:59,718
‫آره. درسته

314
00:11:59,719 --> 00:12:01,241
‫پس اگر بفهمیم کجا بوده وقتی...

315
00:12:01,242 --> 00:12:02,677
‫ببینیم به کس دیگه‌ای صدمه زده یا نه

316
00:12:02,678 --> 00:12:03,896
‫<i>سعی کنیم الگوی خاصی پیدا کنیم</i>

317
00:12:03,897 --> 00:12:05,245
‫بعداً حرف می‌زنیم

318
00:12:05,246 --> 00:12:07,203
‫- هی، آستین
‫- جانم؟

319
00:12:07,204 --> 00:12:08,901
‫یه لطفی بهم بکن

320
00:12:08,902 --> 00:12:11,294
‫می‌تونی داستان‌هایی که در مورد
‫نصب‌های شرکت اینترنتی "دنالی"

321
00:12:11,295 --> 00:12:12,905
‫توی سراسر ایالت نوشتی رو جمع کنی؟

322
00:12:12,906 --> 00:12:14,733
‫باشه. برای داستان نانماک‌ـه؟

323
00:12:14,734 --> 00:12:16,386
‫آره. سعی داریم
‫رفت‌و‌آمدهای کسی رو پیدا کنیم

324
00:12:16,387 --> 00:12:18,040
‫که فکر می‌کنیم احتمالاً دخیل بوده

325
00:12:18,041 --> 00:12:19,781
‫خب. مقالات معمولاً اسمی از

326
00:12:19,782 --> 00:12:21,087
‫کارگرها نمیاره

327
00:12:21,088 --> 00:12:22,436
‫فقط دنبال تاریخ‌هایی می‌گردیم

328
00:12:22,437 --> 00:12:24,612
‫که "دنالی" توی دهکده‌ها
‫کارگر استخدام کرده

329
00:12:24,613 --> 00:12:26,396
‫- میشه کپی کاغذی بگیری؟
‫- پرینتر کار نمی‌کنه

330
00:12:26,397 --> 00:12:28,486
‫ولی از بایگانی نسخه‌هاشو پیدا می‌کنم

331
00:12:29,618 --> 00:12:32,011
‫آیلین، آشنام توی "تله‌ترو" جواب داد

332
00:12:32,012 --> 00:12:33,795
‫میگه سوابق محرمانه‌ست

333
00:12:33,796 --> 00:12:35,666
‫بدون دستور دادگاه، نمی‌تونه بهمون بده

334
00:12:35,667 --> 00:12:36,798
‫شرمنده

335
00:12:36,799 --> 00:12:38,365
‫شاید بتونی یه بار دیگه باهاش صحبت کنی

336
00:12:38,366 --> 00:12:40,584
‫جوابش خیلی محکم بود

337
00:12:40,585 --> 00:12:43,109
‫خب، جواب منفی دادن
‫ از جواب مثبت آسون‌تره، مگه نه؟

338
00:12:43,110 --> 00:12:45,547
‫یک بار دیگه ازش بخواه. مهمه

339
00:12:47,723 --> 00:12:49,234
‫سلام

340
00:12:49,258 --> 00:12:50,769
‫سلام

341
00:12:50,770 --> 00:12:54,468
‫داوری پرونده‌ی حضانت امروزت چطور پیش رفت؟

342
00:12:54,861 --> 00:12:56,600
‫عالی. همه خوشحال و خندون بودن

343
00:12:56,601 --> 00:12:59,821
‫- اینقدر بد بود؟
‫- آره، یخورده ناجور بود

344
00:12:59,822 --> 00:13:02,476
‫- دودل شدم
‫- از چه نظر؟

345
00:13:02,477 --> 00:13:04,217
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫شاید حق با اونه

346
00:13:04,218 --> 00:13:06,916
‫شاید رفتن "زک" به شیکاگو براش بهتر باشه

347
00:13:08,352 --> 00:13:10,397
‫خانواده‌ی بیشتری داره
‫فرصت‌های بیشتری داره

348
00:13:10,398 --> 00:13:12,616
‫بنظر من که بچه‌ی شادی میاد

349
00:13:12,617 --> 00:13:14,053
‫آره، مگه نه؟

350
00:13:14,054 --> 00:13:15,664
‫واقعاً شاده

351
00:13:17,231 --> 00:13:19,145
‫ولی اونجا به بچه‌های فامیلش نزدیک‌تره

352
00:13:19,146 --> 00:13:22,844
‫اینجا فامیلی نداره
‫دارم خودخواهی می‌کنم؟

353
00:13:22,845 --> 00:13:26,369
‫که نمی‌خوای "زک" زندگیش رو ول کنه
‫تا زن سابقت شغل بهتری گیرش بیاد؟

354
00:13:26,370 --> 00:13:27,849
‫نه

355
00:13:27,850 --> 00:13:29,416
‫خیلی‌خب، اینقدر جلوی خودتو نگیر

356
00:13:29,417 --> 00:13:30,678
‫نظرت رو رک بگو

357
00:13:30,679 --> 00:13:31,940
‫میگم

358
00:13:31,941 --> 00:13:34,509
‫همیشه میگم

359
00:13:35,902 --> 00:13:37,032
‫خب، شاید گفتن این حرف

360
00:13:37,033 --> 00:13:40,844
‫توی بایگانی درست نباشه
‫ولی خیلی سکسی‌ بود

361
00:13:42,560 --> 00:13:43,823
‫عه، واقعاً؟

362
00:13:45,389 --> 00:13:47,260
‫لیاقتت بهتر از ایناست

363
00:13:47,261 --> 00:13:48,957
‫واقعاً؟

364
00:13:48,958 --> 00:13:51,091
‫چون فکر نکنم... فکر... بنظر نمیاد...

365
00:13:59,969 --> 00:14:02,971
‫خیلی‌خب

366
00:14:02,972 --> 00:14:04,843
‫می‌دونی که دلم می‌خواد ادامه بدم

367
00:14:04,844 --> 00:14:06,105
‫نه

368
00:14:06,106 --> 00:14:09,543
‫اینو میگم، تمام این مدتی که فکر می‌کردم

369
00:14:09,544 --> 00:14:11,806
‫بوسیدنت چجوری می‌تونه باشه

370
00:14:11,807 --> 00:14:14,026
‫این بوسه فراتر از تصوراتم بود

371
00:14:14,027 --> 00:14:16,638
‫خب، انتظارات گاهی اوقات می‌تونه حال آدم رو...

372
00:14:22,252 --> 00:14:23,905
‫می‌خواستی دهن منو ببندی؟

373
00:14:23,906 --> 00:14:27,039
‫نه فقط کلمات زیادی داشت
‫ از دهنت می‌ریخت بیرون

374
00:14:27,040 --> 00:14:28,170
‫آدم خوبی هستی

375
00:14:28,171 --> 00:14:30,782
‫می‌دونم

376
00:14:31,740 --> 00:14:33,611
‫این بوسه ادامه دارد

377
00:14:39,530 --> 00:14:41,097
‫عجب!

378
00:14:47,582 --> 00:14:49,975
‫ازرا فیشر؟

379
00:14:49,976 --> 00:14:51,933
‫منو یادته؟

380
00:14:51,934 --> 00:14:54,066
‫شوخیت گرفته؟

381
00:14:54,067 --> 00:14:57,156
‫آدام بارنت رو رسوا کردی
‫تو قهرمان منی

382
00:14:57,157 --> 00:14:58,984
‫حاضرم هرموقع شد برات یه نوشیدنی بخرم

383
00:14:58,985 --> 00:15:02,552
‫شاید بعداً، ولی چند تا سوال ازت دارم

384
00:15:02,553 --> 00:15:04,206
‫در مورد چی؟

385
00:15:04,207 --> 00:15:05,947
‫اون پرونده‌ای که در موردش
‫ازت پرسیدم یادته؟

386
00:15:05,948 --> 00:15:07,644
‫گلوریا نانماک؟

387
00:15:07,645 --> 00:15:10,039
‫قاتلش رو پیدا کردن

388
00:15:12,694 --> 00:15:14,608
‫عه، واقعاً؟

389
00:15:14,609 --> 00:15:15,957
‫آره، دوست‌پسر سابقش بود

390
00:15:15,958 --> 00:15:18,829
‫یکی به اسم توبی کرنشا

391
00:15:18,830 --> 00:15:20,614
‫اعتراف کرده

392
00:15:20,615 --> 00:15:23,008
‫فکر کنم خبرشو خونده بودم

393
00:15:23,009 --> 00:15:24,923
‫چقدر طولش دادن

394
00:15:24,924 --> 00:15:29,440
‫داریم برای اتمام قضایا
‫یه داستان دیگه در موردش می‌نویسیم

395
00:15:31,365 --> 00:15:33,714
‫گفتی اون شب گلوریا رو
‫توی خونه‌ی اسکیتر دیدی

396
00:15:33,715 --> 00:15:36,630
‫ولی قبل از رفتن اون
‫رفتی دنبال بچه‌ت، درسته؟

397
00:15:36,631 --> 00:15:38,414
‫آره، درسته

398
00:15:38,415 --> 00:15:39,938
‫باید می‌رفتم از پرستاربچه‌ می‌گرفتمش

399
00:15:39,939 --> 00:15:42,766
‫و بعدش برنگشتی اونجا؟

400
00:15:42,767 --> 00:15:44,681
‫بعد از اون دیگه ندیدیش؟

401
00:15:44,682 --> 00:15:47,728
‫آره. نه، دیگه ندیدمش

402
00:15:47,729 --> 00:15:49,991
‫واقعاً حیف شد

403
00:15:49,992 --> 00:15:53,299
‫پس شاید بتونی
‫یه چیزی رو برامون توضیح بدی

404
00:15:53,300 --> 00:15:55,388
‫گلوریا اون شب از خونه‌ی اسکیتر

405
00:15:55,389 --> 00:15:57,130
‫یه پیام برای دوستش گذاشته

406
00:15:59,175 --> 00:16:01,786
‫توی پس‌زمینه صدای یه بچه میاد

407
00:16:04,093 --> 00:16:06,226
‫<i>بابایی، می‌خوام برم</i>

408
00:16:07,618 --> 00:16:10,577
‫صدای "جکسون"ـه، پسرت

409
00:16:10,578 --> 00:16:12,275
‫تیلور تاییدش کرد

410
00:16:15,148 --> 00:16:18,542
‫چرا بهم نمیگی
‫اون شب واقعاً چیکار کردی؟

411
00:16:21,023 --> 00:16:23,503
‫تو پلیس نیستی

412
00:16:23,504 --> 00:16:25,593
‫مجبور نیستم باهات صحبت کنم

413
00:16:43,263 --> 00:16:45,133
‫سلام

414
00:16:45,134 --> 00:16:46,353
‫آره، سلام

415
00:16:47,615 --> 00:16:49,790
‫چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردم

416
00:16:49,791 --> 00:16:51,531
‫در 10 سال گذشته، شرکت اینترنتی دنالی

417
00:16:51,532 --> 00:16:54,969
‫در 27 دهکده‌ی سراسر ایالت
‫خدمات اینترنتی نصب کرده

418
00:16:54,970 --> 00:16:56,971
‫ممنون. خب زنگ می‌زنیم اداره‌ی پلیس

419
00:16:56,972 --> 00:16:58,668
‫تا ببینیم شکایتی علیه ازرا تنظیم شده یا نه

420
00:16:58,669 --> 00:17:00,801
‫خیلی از اون دهکده‌ها
‫اداره‌ی پلیس ندارن

421
00:17:00,802 --> 00:17:02,585
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی همین که گفت

422
00:17:02,586 --> 00:17:04,500
‫از هر 3 دهکده
‫یک دهکده پلیس نداره

423
00:17:04,501 --> 00:17:06,763
‫- این که مسخره‌ست
‫- ما بهش میگیم آلاسکا

424
00:17:06,764 --> 00:17:08,243
‫اگر خوش‌شانس باشن، "اپد" دارن

425
00:17:08,244 --> 00:17:10,637
‫- اپد دیگه چیه؟
‫- افسر پلیس دهکده

426
00:17:10,638 --> 00:17:12,813
‫- معمولاً یه نفر با حقوق کم...
‫- و آموزش کم

427
00:17:12,814 --> 00:17:14,032
‫و از افراد اون دهکده‌ست

428
00:17:14,033 --> 00:17:17,122
‫خب، می‌تونیم با این "اپد" ها تماس بگیریم؟

429
00:17:17,123 --> 00:17:19,907
‫آره، احتمالاً
‫می‌تونیم با فروشگاه دهکده‌ها تماس بگیریم

430
00:17:19,908 --> 00:17:21,952
‫اپدها معمولاً شماره‌ی اونجا رو میدن

431
00:17:21,953 --> 00:17:25,000
‫دارین میرین توی عمق قضایا. موفق باشین

432
00:17:27,046 --> 00:17:29,786
‫دوریس پیل؟ راز فرندلی هستم
‫از دیلی آلاسکا

433
00:17:29,787 --> 00:17:31,788
‫می‌خواستم ببینم بین آپریل تا جولای 2016

434
00:17:31,789 --> 00:17:33,877
‫با ازرا فیشر برخورد داشتین یا نه؟

435
00:17:33,878 --> 00:17:36,489
‫بله... ازرا فیشر

436
00:17:36,490 --> 00:17:37,707
‫مطمئنی برات آشنا نیست؟

437
00:17:37,708 --> 00:17:40,232
‫نه، "اوان کرشل" نه
‫ازرا فیشر

438
00:17:40,233 --> 00:17:42,582
‫آره، برای شرکت اینترنتی دنالی کار می‌کرده

439
00:17:42,583 --> 00:17:44,932
‫- اون تاریخ توی نیکولای بوده
‫- شماره تازه اپد شدین

440
00:17:44,933 --> 00:17:47,240
‫اپد قبلی سوابقی نگه نداشته؟

441
00:17:49,242 --> 00:17:52,113
‫- مطمئنی؟
‫- ممنونم

442
00:17:52,114 --> 00:17:54,289
‫هنوزم

443
00:17:54,290 --> 00:17:56,422
‫دوازده دهکده مونده

444
00:17:56,423 --> 00:17:58,686
‫احتمالش کمه
‫ولی شاید چیزی گیر آوردیم

445
00:18:03,604 --> 00:18:05,431
‫آیلین فیتزجرالد

446
00:18:05,432 --> 00:18:08,999
‫آیلین، اندی وارد هستم
‫از نیویورک تایمز

447
00:18:09,000 --> 00:18:11,263
‫- می‌تونی صحبت کنی؟
‫- آره

448
00:18:11,264 --> 00:18:13,526
‫اندی، یه لحظه گوشی دستت

449
00:18:13,527 --> 00:18:16,050
‫میرم یه قهوه بخورم

450
00:18:16,051 --> 00:18:17,617
‫توام می‌خوای؟

451
00:18:17,618 --> 00:18:18,748
‫نه ممنون

452
00:18:18,749 --> 00:18:20,620
‫چه کاری می‌تونم برات بکنم، اندی؟

453
00:18:20,621 --> 00:18:22,056
‫<i>خب، این مدت داشتم کارهات</i>

454
00:18:22,057 --> 00:18:23,405
‫<i>توی آلاسکا رو دنبال می‌کردم</i>

455
00:18:23,406 --> 00:18:25,190
‫- عالی پیش میری
‫- ممنون

456
00:18:25,191 --> 00:18:28,541
‫درضمن، همه‌مون بابت اتفاقی
‫که برات افتاد شوکه شدیم

457
00:18:28,542 --> 00:18:30,369
‫مطمئنم مقاله‌ی نظری برت استیون

458
00:18:30,370 --> 00:18:32,632
‫در مورد خشونت علیه روزنامه‌نگاران رو خوندی

459
00:18:32,633 --> 00:18:34,460
‫<i>آره خوندم. براش یه ایمیل فرستادم</i>

460
00:18:34,461 --> 00:18:36,288
‫اوه. امیدوارم دیلی آلاسکا

461
00:18:36,289 --> 00:18:38,159
‫سیستم امنیتی‌ش رو تقویت کرده باشه

462
00:18:38,160 --> 00:18:39,856
‫یخورده، ولی چندان بودجه‌ای

463
00:18:39,857 --> 00:18:41,554
‫برای این چیزا ندارن

464
00:18:41,555 --> 00:18:43,556
‫<i>تعجبی نداره
‫با توجه به حقایق اقتصادی</i>

465
00:18:43,557 --> 00:18:45,166
‫<i>این روزهای روزنامه‌های شهرهای کوچیک</i>

466
00:18:45,167 --> 00:18:47,081
‫که می‌رسیم به دلیل زنگ زدنم

467
00:18:47,082 --> 00:18:49,215
‫می‌خوام یه شغل توی تایمز بهت پیشنهاد بدم

468
00:18:51,391 --> 00:18:52,739
‫واقعاً؟

469
00:18:52,740 --> 00:18:54,871
‫<i>جات توی نیویورکه، آیلین</i>

470
00:18:54,872 --> 00:18:56,786
‫قبلش نظر نیویورک رو پرسیدی؟

471
00:18:56,787 --> 00:18:58,745
‫آره

472
00:18:58,746 --> 00:19:01,617
‫و راستشو بخوای
‫حس می‌کنم راشمی

473
00:19:01,618 --> 00:19:04,403
‫توی "ونگارد" تو رو مایوس کرد
‫نه برعکس

474
00:19:04,404 --> 00:19:06,187
‫<i>اگر توی تایمز بودی همچین اتفاقی نمیافتاد</i>

475
00:19:06,188 --> 00:19:07,536
‫<i>جلوش رو می‌گرفتیم</i>

476
00:19:07,537 --> 00:19:09,408
‫جات روی صحنه‌ست

477
00:19:09,409 --> 00:19:11,279
‫<i>لطف داری، واقعاً میگم</i>

478
00:19:11,280 --> 00:19:14,978
‫ولی اینجا... عمیقاً درگیر داستانی هستم
‫ که واقعاً بهش اهمیت میدم

479
00:19:14,979 --> 00:19:17,329
‫و سردبیر اینجا، بهم یه فرصت داد
‫اونم وقتی هیچکس حاضر نبود بده

480
00:19:17,330 --> 00:19:19,418
‫استنلی کورنیک، آره

481
00:19:19,419 --> 00:19:21,550
‫آره، کارش خوبه. حرفه‌ایه

482
00:19:21,551 --> 00:19:23,770
‫ولی با کمال احترام

483
00:19:23,771 --> 00:19:25,380
‫تا چقدر دیگه قراره سردبیر باشه؟

484
00:19:25,381 --> 00:19:28,035
‫نمی‌دونم. ازش نپرسیدم

485
00:19:28,036 --> 00:19:29,906
‫خیلی‌خب، ببین

486
00:19:29,907 --> 00:19:32,779
‫برات یه پیشنهاد غیررسمی می‌فرستم

487
00:19:32,780 --> 00:19:35,042
‫پیشنهاد خوبیه. بهش فکر کن

488
00:19:35,043 --> 00:19:36,957
‫<i>یه فرصت برای اینه که
‫ اونجور که می‌خوای</i>

489
00:19:36,958 --> 00:19:38,438
‫<i>داستان‌های بزرگ رو بنویسی</i>

490
00:19:42,093 --> 00:19:43,311
‫کی بود؟

491
00:19:43,312 --> 00:19:45,531
‫یکی از دوستای نیویورکم

492
00:19:45,532 --> 00:19:47,228
‫قهوه‌ت یادت رفت؟

493
00:19:47,229 --> 00:19:50,013
‫آره. خبری نشد؟

494
00:19:50,014 --> 00:19:51,232
‫چرا، یه چیزی پیدا کردم

495
00:19:51,233 --> 00:19:54,017
‫اپد دهکده‌ی تاکسکن
‫ازرا رو یادش اومد

496
00:19:54,018 --> 00:19:56,281
‫- تاکسکن کجاست؟
‫- جنوب شرقه

497
00:19:56,282 --> 00:19:57,804
‫اونجا با یه دختر محلی رابطه داشته

498
00:19:57,805 --> 00:20:00,502
‫جولی. کتکش زده

499
00:20:00,503 --> 00:20:02,374
‫اپد به پلیس ایالتی زنگ زده
‫و اونا دستگیرش کردن

500
00:20:02,375 --> 00:20:03,462
‫دستگیرش کردن؟

501
00:20:03,463 --> 00:20:05,377
‫چرا توی سوابقش ندیدیم؟

502
00:20:05,378 --> 00:20:06,856
‫می‌تونیم با قربانی صحبت کنیم؟

503
00:20:06,857 --> 00:20:09,772
‫اپد گفت جولی پای تلفن
‫با غریبه‌ها صحبت نمی‌کنه

504
00:20:09,773 --> 00:20:11,470
‫خب، این اپد اسم هم داره؟

505
00:20:11,471 --> 00:20:13,559
‫"سیدی"

506
00:20:13,560 --> 00:20:15,125
‫قراره بریم تاکسکن؟

507
00:20:15,126 --> 00:20:16,649
‫آره ظاهراً

508
00:20:16,650 --> 00:20:18,781
‫استنلی قطعاً بخاطر خرجش مخالفت می‌کنه

509
00:20:18,782 --> 00:20:20,957
‫می‌تونی از اون خلبان شاعر بخوای؟

510
00:20:20,958 --> 00:20:23,525
‫آره. می‌تونم

511
00:20:23,526 --> 00:20:25,093
‫واقعاً؟

512
00:20:26,486 --> 00:20:28,357
‫آره. واقعاً

513
00:20:31,055 --> 00:20:32,404
‫چی شده؟

514
00:20:32,405 --> 00:20:35,015
‫با یه معضلی دست به گریبانم

515
00:20:35,016 --> 00:20:38,106
‫اوه. از معضل خوشم میاد

516
00:20:41,022 --> 00:20:42,241
‫بگو ببینم

517
00:20:43,372 --> 00:20:48,376
‫نگرانم که گاهی، از لحاظ حرفه‌ای

518
00:20:48,377 --> 00:20:51,901
‫زیادی به عرف‌های اجتماعی توجه می‌کنم

519
00:20:51,902 --> 00:20:56,166
‫زیادی به احساسات بقیه اهمیت میدم

520
00:20:56,167 --> 00:20:59,039
‫و کارت لطمه می‌بینه، منظورت اینه؟

521
00:20:59,040 --> 00:21:00,519
‫آره

522
00:21:00,520 --> 00:21:03,217
‫آیا خبرنگار بهتری میشم اگر چندان...

523
00:21:03,218 --> 00:21:04,958
‫از لحاظ اخلاقی سخت نگیرم؟

524
00:21:04,959 --> 00:21:06,916
‫بیشتر...

525
00:21:06,917 --> 00:21:09,355
‫مثل آیلین باشی؟

526
00:21:11,444 --> 00:21:13,749
‫اون و راز توی داستان
‫گلوریا نانماک یه چیزی احتیاج دارن

527
00:21:13,750 --> 00:21:15,142
‫یه چیز مهم

528
00:21:15,143 --> 00:21:18,493
‫اگر از آیلین چیزی بخوام
‫برام گیرش میاره

529
00:21:18,494 --> 00:21:22,845
‫دوستم گری کمکی نمی‌کنه
‫و می‌تونم بهش فشار بیارم...

530
00:21:22,846 --> 00:21:25,544
‫همم

531
00:21:25,545 --> 00:21:27,981
‫بنظرت گری می‌تونه همچین کاری برات بکنه؟

532
00:21:27,982 --> 00:21:29,504
‫آره. بنظرم می‌تونه

533
00:21:29,505 --> 00:21:32,855
‫چندان براش خوشایند نیست
‫ولی شدنیه

534
00:21:32,856 --> 00:21:35,641
‫پس شاید بتونی یخورده
‫سمج بودن رو امتحان کنی

535
00:21:35,642 --> 00:21:38,514
‫و ببینی چه حسی داره

536
00:21:47,784 --> 00:21:50,569
‫هی، هی، هی! نق نزن

537
00:21:50,570 --> 00:21:52,266
‫اینا... اینا دوستای من هستن

538
00:21:52,267 --> 00:21:54,181
‫ما خبرنگاریم. بدتر از اینا رو هم شنیدیم

539
00:21:54,182 --> 00:21:58,011
‫خیلی بدتر، ولی بدون این دم‌ها

540
00:21:58,404 --> 00:22:00,666
‫روز خوبیه، ها؟

541
00:22:00,667 --> 00:22:02,581
‫آره. خوبه

542
00:22:02,582 --> 00:22:07,934
‫شماها روی زمین خشک هم
‫با هم می‌گردین، یا فقط توی آسمون؟

543
00:22:07,935 --> 00:22:09,675
‫مگه آسمون چشه؟

544
00:22:09,676 --> 00:22:11,241
‫نکنه ارتفاع‌پرستی، راز؟

545
00:22:11,242 --> 00:22:14,157
‫آره ظاهراً. طرفدار زمینه

546
00:22:14,158 --> 00:22:17,335
‫قضاوت‌تون نمی‌کنم

547
00:22:17,336 --> 00:22:19,728
‫فقط می‌خوام ببینم اوضاع از چه قرار مداره

548
00:22:19,729 --> 00:22:22,035
‫"قرار مدار". خوب بود

549
00:22:22,036 --> 00:22:23,123
‫خیلی خوب بود

550
00:22:23,124 --> 00:22:25,647
‫خودمم حسابی ازش راضیم

551
00:22:25,648 --> 00:22:28,084
‫خلبانی یاد گرفتن چقدر سخته؟

552
00:22:28,085 --> 00:22:29,999
‫بطرز عجیبی چندان سخت نیست

553
00:22:30,000 --> 00:22:31,610
‫البته، اگر...

554
00:22:31,611 --> 00:22:33,051
‫می‌دونی، اگر معلم خوبی داشته باشی

555
00:22:34,657 --> 00:22:37,659
‫یخورده... یخورده به پرواز علاقه داری؟

556
00:22:37,660 --> 00:22:39,618
‫شاید

557
00:22:39,619 --> 00:22:41,924
‫تابحال شده
‫فقط محض پرواز کردن پرواز کنی؟

558
00:22:41,925 --> 00:22:43,317
‫همیشه

559
00:22:43,318 --> 00:22:49,149
‫اگر توی نویسندگی
‫یا زندگیم گیر کرده باشم

560
00:22:49,150 --> 00:22:52,935
‫میام این بالا، تمامش رو رها می‌کنم

561
00:22:52,936 --> 00:22:54,284
‫<i>کادیگو</i>

562
00:22:54,285 --> 00:22:55,634
‫معنیش چی میشه؟

563
00:22:55,635 --> 00:22:57,724
‫"آب آروم و زلال شده"

564
00:22:59,160 --> 00:23:01,379
‫وقتی زندگی درهم میشه
‫رودخونه رو دنبال می‌کنی

565
00:23:01,380 --> 00:23:04,034
‫تا اینکه هرج‌و‌مرج فروکش کنه

566
00:23:05,471 --> 00:23:07,820
‫<i>کادیگو</i>

567
00:23:07,821 --> 00:23:09,778
‫خوشم اومد

568
00:23:09,779 --> 00:23:12,215
‫هرج‌و‌مرج درونت فروکش می‌کنه؟

569
00:23:12,216 --> 00:23:14,087
‫هر دفعه

570
00:23:14,088 --> 00:23:16,481
‫اوه

571
00:23:16,482 --> 00:23:19,005
‫محض اطلاع‌تون، اگر
‫حاضر بودین روی سیاره‌ی زمین هم

572
00:23:19,006 --> 00:23:22,444
‫از این‌کارا بکنین، کاملاً ازتون حمایت می‌کنم

573
00:23:36,937 --> 00:23:39,417
‫شما باید خبرنگارهای دیلی آلاسکا باشین

574
00:23:39,418 --> 00:23:40,766
‫خودمونیم. سیدی کویین؟

575
00:23:40,767 --> 00:23:43,856
‫آره، خودمم
‫به تاکسکن خوش اومدین

576
00:23:43,857 --> 00:23:44,944
‫تو باید "راز" باشی

577
00:23:44,945 --> 00:23:46,946
‫- آره. این "آیلین"ـه
‫- سلام

578
00:23:46,947 --> 00:23:48,948
‫باید راه بیافتیم، اگر مشکلی نیست
‫الان بهم خبر دادن

579
00:23:48,949 --> 00:23:50,123
‫یکی داره به یه خونه تیراندازی می‌کنه

580
00:23:50,124 --> 00:23:51,821
‫باید مطمئن بشم
‫به کسی صدمه نمی‌زنه

581
00:23:58,915 --> 00:24:01,917
‫اوه، جونا

582
00:24:01,918 --> 00:24:03,876
‫چه غلطی داره می‌کنه؟

583
00:24:03,877 --> 00:24:06,226
‫موریس!

584
00:24:06,227 --> 00:24:07,488
‫ای خدا

585
00:24:07,489 --> 00:24:08,663
‫کسی اینجا زندگی می‌کنه؟

586
00:24:08,664 --> 00:24:10,186
‫نه هیچکس

587
00:24:10,187 --> 00:24:12,580
‫صاحب قبلیش، موریس
‫یک‌سال پیش مرد

588
00:24:12,581 --> 00:24:15,322
‫از اون‌موقع خالی بوده
‫مشکلی نیست توی ماشین بمونین؟

589
00:24:15,323 --> 00:24:17,150
‫نه اصلاً

590
00:24:17,151 --> 00:24:18,804
‫اسلحه داری؟

591
00:24:18,805 --> 00:24:20,980
‫شهر پول نداره که وقتی
‫سر این کار هستم برای اسلحه بیمه‌م کنه

592
00:24:20,981 --> 00:24:22,285
‫موریس!

593
00:24:22,286 --> 00:24:23,984
‫عجب اوضاعی، نه؟

594
00:24:26,334 --> 00:24:28,815
‫موریس!

595
00:24:30,647 --> 00:24:33,724
‫«میزت منتظرته. به پیشنهادم فکر کردی؟»

596
00:24:33,733 --> 00:24:36,386
‫موریس!

597
00:24:36,387 --> 00:24:38,999
‫بیا بریم. بیا برگردیم شهر

598
00:24:40,653 --> 00:24:42,044
‫چیکار داره می‌کنه؟

599
00:24:42,045 --> 00:24:43,960
‫یه مرد عصبانی مسلح رو بغل می‌کنه

600
00:24:45,875 --> 00:24:47,747
‫مثل هر آدم عاقلی

601
00:24:58,540 --> 00:24:59,671
‫حل شد؟

602
00:24:59,672 --> 00:25:01,020
‫کمابیش

603
00:25:01,021 --> 00:25:02,717
‫جونا داروهاش رو نمی‌خوره

604
00:25:02,718 --> 00:25:05,720
‫اون و موریس دوست بودن
‫و از موریس عصبانیه که مرده

605
00:25:05,721 --> 00:25:07,156
‫چه غم‌انگیز

606
00:25:07,157 --> 00:25:09,550
‫بنظر میاد وظیفه‌ی
‫ یه روان‌شناس حرفه‌ای باشه

607
00:25:09,551 --> 00:25:11,900
‫خب، مجبور شد به یه تازه‌کارش قناعت کنه

608
00:25:11,901 --> 00:25:13,554
‫از هر انگشتت یه هنر می‌باره

609
00:25:13,555 --> 00:25:15,209
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

610
00:25:17,254 --> 00:25:19,038
‫تخت‌ها برای چی هستن؟

611
00:25:19,039 --> 00:25:21,388
‫برای هرکس که یه جای امن برای خوابیدن بخواد

612
00:25:21,389 --> 00:25:23,956
‫مردم وقتی کمک بخوان
‫به تو زنگ می‌زنن؟

613
00:25:23,957 --> 00:25:25,523
‫پس باید به کی زنگ بزنن؟

614
00:25:25,524 --> 00:25:26,916
‫911؟

615
00:25:28,178 --> 00:25:30,440
‫اگر اینجا به 911 زنگ بزنی

616
00:25:30,441 --> 00:25:32,486
‫تماست به شماره‌ی راه دوری منتقل میشه

617
00:25:32,487 --> 00:25:35,620
‫که بعد به مرکز تماسی
‫توی واسیلا وصلت می‌کنه

618
00:25:35,621 --> 00:25:38,231
‫واسیلا؟ این که...

619
00:25:38,232 --> 00:25:40,363
‫مثل اینه که زنگ بزنی میامی پلیس بیاد

620
00:25:40,364 --> 00:25:42,278
‫اونم وقتی توی شیکاگو هستی

621
00:25:42,279 --> 00:25:44,367
‫آلاسکا همینه دیگه

622
00:25:44,368 --> 00:25:47,153
‫گری؟

623
00:25:47,154 --> 00:25:48,328
‫باب؟

624
00:25:48,329 --> 00:25:49,764
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

625
00:25:49,765 --> 00:25:51,723
‫باید باهات صحبت کنم، گری

626
00:25:51,724 --> 00:25:54,334
‫بخاطر سوابق تماسه؟

627
00:25:54,335 --> 00:25:57,380
‫بیخیال، باب
‫بهت که گفتم کاری ازم برنمیاد

628
00:25:57,381 --> 00:25:58,686
‫وقت داری یه آبجو بخوریم؟

629
00:25:58,687 --> 00:26:00,296
‫یه "بارلی براون" طعم مالت دارم

630
00:26:00,297 --> 00:26:02,429
‫که خیلی خوشمزه و خوش‌طعمه

631
00:26:02,430 --> 00:26:05,998
‫لطف داری، گری
‫ولی فقط بخاطر مسئله‌ی کاری اومدم

632
00:26:05,999 --> 00:26:08,478
‫اومدی خونه‌م؟

633
00:26:08,479 --> 00:26:09,916
‫جواب زنگم رو ندادی

634
00:26:12,179 --> 00:26:14,136
‫نمی‌تونم اون سوابق رو بهت بدم

635
00:26:14,137 --> 00:26:16,095
‫همچین افشای اطلاعاتی
‫ممکنه منجر به اخراجم بشه

636
00:26:16,096 --> 00:26:18,838
‫اگر مهم نبود ازت نمی‌خواستم، گری

637
00:26:20,230 --> 00:26:21,579
‫اعتماد کسی رو زیر پا نمی‌ذاری

638
00:26:21,580 --> 00:26:23,189
‫صاحب تلفن از دنیا رفته

639
00:26:23,190 --> 00:26:25,321
‫راستش به قتل رسیده

640
00:26:25,322 --> 00:26:28,542
‫می‌تونه کمک کنه
‫که قاتلش به سزای عملش برسه

641
00:26:28,543 --> 00:26:30,283
‫باید این‌کارو بکنی، گری

642
00:26:30,284 --> 00:26:31,806
‫دیگه صحبتی ندارم، باب

643
00:26:31,807 --> 00:26:33,416
‫لطفاً برو

644
00:26:33,417 --> 00:26:34,680
‫همین الان

645
00:26:37,987 --> 00:26:40,859
‫می‌دونی، تازگی از خوانندگان‌مون نظرسنجی کردیم

646
00:26:40,860 --> 00:26:42,425
‫برای اندازه‌گیری رضایت مشتری‌‌ها

647
00:26:42,426 --> 00:26:44,993
‫از شرکت‌های تلفن همراه آلاسکا

648
00:26:44,994 --> 00:26:47,082
‫حدس بزن کدوم‌ یکی آخر شده؟

649
00:26:47,083 --> 00:26:48,781
‫تله‌ترو

650
00:26:51,610 --> 00:26:53,567
‫فقط دارم از قوانین پیروی می‌کنم

651
00:26:53,568 --> 00:26:55,830
‫اینو به مادر گلوریا نانماک میگم

652
00:26:55,831 --> 00:26:57,484
‫که شدیداً امیدواره قبل از اینکه

653
00:26:57,485 --> 00:27:01,531
‫بخاطر سرطان بمیره
‫بفهمه کی دخترش رو کشته

654
00:27:02,098 --> 00:27:04,360
‫نمی‌تونی اینطوری بهم احساس گناه بدی

655
00:27:04,361 --> 00:27:06,014
‫آماده‌ایم یه مقاله

656
00:27:06,015 --> 00:27:10,279
‫در مورد عدم پاسخگویی تله‌ترو
‫به شکایات مشتری‌ها بنویسیم

657
00:27:10,280 --> 00:27:12,586
‫ولی ترجیح میدم یه مقاله بنویسم

658
00:27:12,587 --> 00:27:15,981
‫که چطور یکی از مدیران
‫ناشناس تله‌ترو کار درست رو کرد

659
00:27:15,982 --> 00:27:19,855
‫و به حل معمای یک قتل کمک کرد

660
00:27:20,769 --> 00:27:22,640
‫داری عوضی بازی درمیاری، باب

661
00:27:22,641 --> 00:27:23,729
‫می‌دونم

662
00:27:25,165 --> 00:27:29,342
‫ولی راستشو بخوای
‫هیچ راه‌ دیگه‌ای جلوی پام نمی‌بینم

663
00:27:29,343 --> 00:27:33,520
‫توی "کریستال" با ازرا آشنا شدم
‫یه مشروب‌خونه توی شهره

664
00:27:33,521 --> 00:27:34,913
‫تمام دهکده هیجان‌زده بود

665
00:27:34,914 --> 00:27:38,264
‫که بالاخره قراره اینترنت پرسرعت داشته باشیم

666
00:27:38,265 --> 00:27:42,529
‫مردم مدام برای
‫کارکنان "دنالی" مشروب می‌خریدن

667
00:27:42,530 --> 00:27:43,617
‫آدم شوخی بود

668
00:27:43,618 --> 00:27:45,663
‫البته اون اوایل

669
00:27:45,664 --> 00:27:47,186
‫چی تغییر کرد؟

670
00:27:47,187 --> 00:27:50,711
‫گاهی وقتی مشروب می‌خوره
‫بداخلاق میشد

671
00:27:50,712 --> 00:27:52,060
‫اوایل چندان اذیت نمی‌شدم

672
00:27:52,061 --> 00:27:56,064
‫اون زمان خودمم تاحدودی از کنترل خارج می‌شدم

673
00:27:56,065 --> 00:27:58,066
‫کی بهت صدمه زد؟

674
00:27:58,067 --> 00:28:02,506
‫یک شب، یهویی... قاطی کرد

675
00:28:04,204 --> 00:28:05,945
‫بدجوری سیاه و کبودم کرد

676
00:28:08,338 --> 00:28:12,646
‫خودمو به مردن زدم که زنده بمونم
‫و وقتی بیهوش شد

677
00:28:12,647 --> 00:28:14,561
‫سینه‌خیز اومدم اینجا

678
00:28:14,562 --> 00:28:17,651
‫وقتی رفتم اونجا
‫آقای فیشر هنوزم بیهوش بود

679
00:28:17,652 --> 00:28:19,436
‫منم بستمش

680
00:28:26,139 --> 00:28:27,748
‫نیروهای ایالتی فردا صبحش اومدن

681
00:28:27,749 --> 00:28:31,405
‫بازداشتش کردن
‫ و بردنش دادگاه سان‌رایز

682
00:28:32,623 --> 00:28:34,625
‫بازپرس بهت زنگ زد؟

683
00:28:36,018 --> 00:28:37,324
‫هیچ خبری ازشون نشد

684
00:28:39,500 --> 00:28:43,199
‫بعدش دیدم اتهاماتش
‫ پس گرفته شد و از اینجا رفت

685
00:28:44,374 --> 00:28:46,462
‫عکس یا یادداشت یا مدرک دیگه‌ای

686
00:28:46,463 --> 00:28:48,987
‫توی اون کشو داری؟

687
00:28:48,988 --> 00:28:51,555
‫از تمام اتفاقات یادداشت برداری می‌کنم

688
00:28:55,864 --> 00:28:58,056
‫باید بفهمیم توی دادگاه سان‌رایز

689
00:28:58,057 --> 00:28:59,824
‫چه اتفاقی افتاده

690
00:28:59,825 --> 00:29:00,999
‫چقدر از اینجا فاصله داره؟

691
00:29:01,000 --> 00:29:03,001
‫حدوداً 60 مایل

692
00:29:03,002 --> 00:29:05,612
‫خوشحال میشم برسونم‌تون

693
00:29:10,226 --> 00:29:15,710
‫تمام سوابق محلی‌مون رو... اونجا نگه می‌داریم

694
00:29:16,972 --> 00:29:19,366
‫بفرمایید. هر اسمی می‌خواین وارد کنین

695
00:29:27,983 --> 00:29:30,724
‫چه سریع. ایناهاش

696
00:29:30,725 --> 00:29:33,596
‫ضرب‌وشتم کیفری و خشونت خانگی

697
00:29:33,597 --> 00:29:35,816
‫آپریل 2018، ازرا فیشر

698
00:29:35,817 --> 00:29:37,600
‫همونجوری که سیدی و جولی توصیف کرده بودن

699
00:29:37,601 --> 00:29:39,341
‫پس چرا اینو ندیده بودیم؟

700
00:29:39,342 --> 00:29:40,647
‫ببخشید؟

701
00:29:40,648 --> 00:29:42,518
‫چرا این اتهام توی "سوابق دادگاهی" نیست؟

702
00:29:42,519 --> 00:29:44,652
‫بذار ببینم

703
00:29:46,959 --> 00:29:48,698
‫اوه، چون بازپرس یک ماه و نیم بعد

704
00:29:48,699 --> 00:29:50,352
‫اتهامات رو پس گرفته

705
00:29:50,353 --> 00:29:52,790
‫خب که چی؟ هنوزم باید
‫توی "سوابق دادگاهی" باشه

706
00:29:52,791 --> 00:29:55,140
‫اینطور نیست. چند سال پیش...

707
00:29:55,141 --> 00:29:56,794
‫قانونی تصویب کردن که اجازه نمیده

708
00:29:56,795 --> 00:29:59,840
‫اتهامات خشونت خانگی یا اتهامات دیگه‌ای

709
00:29:59,841 --> 00:30:01,450
‫که پس گرفته یا رد شده رو منتشر کنیم

710
00:30:01,451 --> 00:30:03,844
‫از جمله تعرض جنسی؟

711
00:30:03,845 --> 00:30:06,151
‫آره

712
00:30:06,152 --> 00:30:09,502
‫گمونم دلیلش اینه که
‫یک اتهام دروغ

713
00:30:09,503 --> 00:30:11,460
‫می‌تونه زندگی یک مردو نابود کنه، می‌دونین؟

714
00:30:11,461 --> 00:30:14,594
‫اگر این اطلاعات در دسترس بود
‫ممکن بود جلوی ازرا گرفته بشه

715
00:30:14,595 --> 00:30:16,378
‫پس تنها سرنخ اینکه ازرا سابقه‌‌ی

716
00:30:16,379 --> 00:30:20,208
‫حمله وحشیانه به زن‌ها رو داره
‫توی این یک کامپیوتر مخفی شده

717
00:30:20,209 --> 00:30:21,906
‫سوال اینجاست که چند تا

718
00:30:21,907 --> 00:30:26,345
‫اتهام دیگه علیه آزارگران خشن
‫توی دادگاه‌های خاک‌گرفته مخفی شده؟

719
00:30:29,349 --> 00:30:32,481
‫چرا یخورده بوی عجیبی میاد؟

720
00:30:32,482 --> 00:30:33,831
‫بازم اون راسو رو آوردی اینجا؟

721
00:30:33,832 --> 00:30:36,355
‫نه. از دیروز تابحال اینجا بودن

722
00:30:36,356 --> 00:30:38,009
‫خب، تلاش‌شون رو تحسین می‌کنم

723
00:30:38,010 --> 00:30:40,620
‫آره، خیلی کنجکاوم که ببینم
‫نتیجه‌ش چی میشه

724
00:30:40,621 --> 00:30:43,362
‫- قضیه‌ی تاکسکن چطور پیش رفت؟
‫- خوب بود

725
00:30:43,363 --> 00:30:45,886
‫و بد، بستگی به دیدگاهت داره

726
00:30:45,887 --> 00:30:47,192
‫اینو گوش کن

727
00:30:47,193 --> 00:30:49,542
‫خب، چند تا تماس با دادگاه‌های دیگه‌ گرفتم

728
00:30:49,543 --> 00:30:51,413
‫بعد از اینکه "راز" بهم گفت
‫توی سان‌رایز چه اتفاقی افتاده

729
00:30:51,414 --> 00:30:52,719
‫و همه‌شون گفتن نمی‌تونن پای تلفن

730
00:30:52,720 --> 00:30:54,068
‫اطلاعاتی بهم بدن

731
00:30:54,069 --> 00:30:55,504
‫- چرا؟
‫- قانونه

732
00:30:55,505 --> 00:30:57,463
‫باید شخصاً اطلاعات رو درخواست کنی

733
00:30:57,464 --> 00:30:59,421
‫معلومه که نمیشه با پرواز
‫به تمام دهکده‌ها بری و این‌کارو بکنی

734
00:30:59,422 --> 00:31:00,945
‫پس راه‌حلش چیه؟

735
00:31:00,946 --> 00:31:02,947
‫خب، زنگ زدم به کسایی که توی دهکده‌ها

736
00:31:02,948 --> 00:31:05,688
‫خبر از مفقود شدن بستگان‌شون داده بودن

737
00:31:05,689 --> 00:31:08,387
‫با کمال میل حاضر بودن
‫به جای من درخواست بدن

738
00:31:08,388 --> 00:31:09,910
‫خب؟

739
00:31:09,911 --> 00:31:13,696
‫و دو تا اتهام خشونت خانگی
‫علیه رفیق‌تون ازرا پیدا کردم

740
00:31:13,697 --> 00:31:16,003
‫یکی پس گرفته شده، یکی رد شده

741
00:31:16,004 --> 00:31:17,918
‫پس هیچ‌کدوم از اتهامات علنی نشده

742
00:31:17,919 --> 00:31:20,355
‫پس الگوی رفتار خشنیه

743
00:31:20,356 --> 00:31:22,836
‫که عملاً از سیستم پاک شده

744
00:31:22,837 --> 00:31:24,882
‫باید این تماس رو جواب بدم

745
00:31:24,883 --> 00:31:26,101
‫- ممنون آستین
‫- خواهش!

746
00:31:27,755 --> 00:31:29,538
‫شاید بهتر باشه قبل از انتشار
‫بازم با تیلور حرف بزنم

747
00:31:29,539 --> 00:31:32,106
‫آره. خوبه. اطلاعات جدید ازرا ممکنه کافی باشه

748
00:31:32,107 --> 00:31:35,502
‫تا نظرش عوض بشه
‫و بذاره با بچه‌ش حرف بزنیم

749
00:31:38,026 --> 00:31:41,333
‫سلام...

750
00:31:41,334 --> 00:31:43,857
‫ببین، من...

751
00:31:43,858 --> 00:31:47,165
‫متاسفم که آخرین جلسه‌ی داوری‌مون

752
00:31:47,166 --> 00:31:49,341
‫اونقدر جدال‌آمیز بود

753
00:31:49,342 --> 00:31:52,735
‫می‌دونم توام به اندازه‌ی من
‫به امنیت زک اهمیت میدی

754
00:31:52,736 --> 00:31:54,259
‫آره

755
00:31:54,260 --> 00:31:57,044
‫می‌دونی، توی شیکاگو هم
‫دیوونه‌های مسلح وجود دارن

756
00:31:57,045 --> 00:31:58,393
‫آره، می‌دونم. درست میگی

757
00:31:58,394 --> 00:32:01,483
‫ولی اونجا روزنامه هم هست

758
00:32:01,484 --> 00:32:06,401
‫و مجلات و حتی شبکه‌های تلوزیونی

759
00:32:06,402 --> 00:32:10,449
‫- آنا...
‫- زک به پدرش احتیاج داره

760
00:32:10,450 --> 00:32:13,060
‫ولی پدرش نیاز نداره توی آلاسکا باشه

761
00:32:13,061 --> 00:32:14,888
‫نه تا همیشه

762
00:32:14,889 --> 00:32:17,151
‫درست میگم؟

763
00:32:17,152 --> 00:32:21,503
‫فقط باهامون بیا، باشه؟

764
00:32:21,504 --> 00:32:24,028
‫یه خونه برای خودت بگیر

765
00:32:24,029 --> 00:32:28,423
‫خبرنگاری کن، پدری کن

766
00:32:28,424 --> 00:32:31,644
‫می‌تونی توی شیکاگو این‌کارا رو بکنی

767
00:32:31,645 --> 00:32:35,300
‫و می‌تونیم زندگی‌ای رو
‫برای زک فراهم کنیم که لیاقت‌شو داره

768
00:32:36,606 --> 00:32:38,217
‫بهش فکر می‌کنی؟

769
00:32:40,393 --> 00:32:43,177
‫نیازی نیست

770
00:32:43,178 --> 00:32:46,006
‫زک زندگی خوبی اینجا داره
‫یه زندگی خاص

771
00:32:46,007 --> 00:32:47,573
‫و عاشق این زندگیه

772
00:32:47,574 --> 00:32:50,837
‫و منم زندگی‌ای اینجا دارم که عاشقشم

773
00:32:50,838 --> 00:32:53,971
‫فقط تو از آلاسکا ناراضی هستی

774
00:32:53,972 --> 00:33:00,500
‫ولی حاضر نیستم عمداً خودم
‫یا زک رو آلاخون والاخون کنم

775
00:33:03,851 --> 00:33:08,638
‫خیلی‌خب. پس گمونم توی دادگاه می‌بینمت

776
00:33:14,253 --> 00:33:16,036
‫تیلور، لطفاً فقط گوش کن چی میگم

777
00:33:16,037 --> 00:33:18,212
‫دیوونه‌م کردی. دست از سرم بردار

778
00:33:18,213 --> 00:33:19,997
‫به زن‌های دیگه‌ای هم صدمه زده!

779
00:33:19,998 --> 00:33:21,694
‫تا الان سه تاشو می‌دونم

780
00:33:21,695 --> 00:33:24,523
‫اگر گلوریا رو هم بشمری میشه چهار تا

781
00:33:24,524 --> 00:33:26,046
‫چرا تابحال همچین چیزی نشنیدم؟

782
00:33:26,047 --> 00:33:28,048
‫چون آلاسکا بیشتر نگران حفاظت

783
00:33:28,049 --> 00:33:32,097
‫از آبروی آزارگرهاست
‫تا امنیت قربانی‌ها‌شون

784
00:33:39,974 --> 00:33:44,935
‫این وضعیت جولی توی تاکسکن‌ـه
‫بعد از اینکه ازرا کتکش زده

785
00:33:47,025 --> 00:33:48,286
‫تاکسکن؟

786
00:33:48,287 --> 00:33:51,202
‫چند ماهی اونجا کار می‌کرده

787
00:33:51,203 --> 00:33:53,117
‫آره، یادمه

788
00:33:53,118 --> 00:33:56,424
‫قبولش سخته. می‌دونم

789
00:33:56,425 --> 00:33:58,644
‫ولی حقیقت داره

790
00:33:58,645 --> 00:34:01,734
‫و باید با همدیگه ازش سردربیاریم

791
00:34:01,735 --> 00:34:04,389
‫باید با جکسون حرف بزنم

792
00:34:04,390 --> 00:34:05,608
‫خواهش می‌کنم

793
00:34:07,436 --> 00:34:09,655
‫سلام، جکسون. من راز هستم

794
00:34:09,656 --> 00:34:11,787
‫سلام

795
00:34:11,788 --> 00:34:14,660
‫می‌خوام در مورد چیز خیلی مهمی باهات صحبت کنم

796
00:34:14,661 --> 00:34:18,142
‫ولی قبلش، می‌خوام بدونی
‫که اصلاً توی دردسر نیافتادی، خب؟

797
00:34:18,143 --> 00:34:20,709
‫- تو پلیس هستی؟
‫- نه

798
00:34:20,710 --> 00:34:25,062
‫خبرنگار دیلی آلاسکا هستم

799
00:34:25,063 --> 00:34:26,672
‫یجورایی مثل کسی که روی پیرهنته

800
00:34:26,673 --> 00:34:30,241
‫اونم برای "دیلی بیوگل" کار می‌کنه، درسته؟

801
00:34:30,242 --> 00:34:33,375
‫آره، ولی عکاسه، نه خبرنگار

802
00:34:34,811 --> 00:34:36,464
‫نکته‌ی خوبی بود

803
00:34:36,465 --> 00:34:39,425
‫یادته دو سال پیش
‫توی "مید" پیش پدرت بودی؟

804
00:34:41,644 --> 00:34:44,256
‫تو رو به مهمونی آدم بزرگا برد؟

805
00:34:46,388 --> 00:34:49,609
‫می‌تونی راستشو بگی
‫عصبانی نمیشم

806
00:34:52,699 --> 00:34:55,570
‫ازت خواست به کسی نگی؟

807
00:34:55,571 --> 00:34:57,138
‫آره

808
00:35:00,141 --> 00:35:04,057
‫جکسون، این زن رو یادته؟

809
00:35:04,058 --> 00:35:06,147
‫چوب زیربغل داشته

810
00:35:07,627 --> 00:35:09,455
‫اونو یادته، عزیزم؟

811
00:35:15,330 --> 00:35:17,070
‫می‌دونی اون شب چه اتفاقی براش افتاده؟

812
00:35:17,071 --> 00:35:19,986
‫فکر کنم صدمه دید

813
00:35:19,987 --> 00:35:22,380
‫بابایی مجبور شد برسونتش خونه

814
00:35:22,381 --> 00:35:24,730
‫خوابیده بود

815
00:35:24,731 --> 00:35:27,212
‫وقتی رسوندش خونه همراه‌شون بودی؟

816
00:35:28,909 --> 00:35:29,909
‫نه

817
00:35:29,910 --> 00:35:33,956
‫منو... منو توی مهمونی ول کرد

818
00:35:33,957 --> 00:35:36,176
‫مطمئنی؟

819
00:35:36,177 --> 00:35:38,135
‫حقیقت داره؟

820
00:35:38,136 --> 00:35:41,094
‫بهم گفت به کسی نگم

821
00:35:41,095 --> 00:35:43,184
‫گفت توی دردسر میافتم

822
00:35:45,578 --> 00:35:49,058
‫توی دردسر نیافتادی، جکس

823
00:35:49,059 --> 00:35:50,539
‫اصلاً نیافتادی

824
00:35:59,505 --> 00:36:01,723
‫بازپرس دیوید، یک لحظه وقت دارین؟

825
00:36:01,724 --> 00:36:03,334
‫خانم فرندلی

826
00:36:03,335 --> 00:36:05,901
‫اگر قضیه توبی کرنشاست
‫صحبتی ندارم

827
00:36:05,902 --> 00:36:07,903
‫در مورد توبی نیست
‫در مورد ازرا فیشره

828
00:36:07,904 --> 00:36:10,123
‫توی پرونده‌ی گلوریا نانماک مظنون بوده

829
00:36:10,124 --> 00:36:11,994
‫آره، می‌دونم
‫مدرک عدم‌حضور سفت و سختی داشت

830
00:36:11,995 --> 00:36:13,561
‫ازرا سه بار بابت

831
00:36:13,562 --> 00:36:16,085
‫ضرب‌و‌شتم خانگی کیفری توی ایالت دستگیر شده

832
00:36:16,086 --> 00:36:18,740
‫بخاطر قانون 40، این بازداشت‌ها هرگز علنی نشدن

833
00:36:18,741 --> 00:36:20,960
‫سوابق رو از دهکده‌ها گرفتیم

834
00:36:20,961 --> 00:36:23,092
‫همونطور که گفتم
‫آقای فیشر برای شب گم شدن

835
00:36:23,093 --> 00:36:24,920
‫گلوریا نانماک مدرک عدم‌حضور داشته

836
00:36:24,921 --> 00:36:26,966
‫اون مدرکش نابود شد

837
00:36:26,967 --> 00:36:28,446
‫با بچه‌ی 10 ساله‌ش حرف زدیم

838
00:36:28,447 --> 00:36:31,318
‫و بهمون گفت ازرا
‫شب گم شدن گلوریا

839
00:36:31,319 --> 00:36:32,711
‫از خونه‌ی "کلارنس ردینگ" رفته

840
00:36:32,712 --> 00:36:34,844
‫گفت گلوریا خواب بوده

841
00:36:36,672 --> 00:36:39,196
‫حتی اگر حقیقت داشته باشه...
‫و شهادت کودکان

842
00:36:39,197 --> 00:36:41,807
‫همیشه غیرقابل اتکا بوده...

843
00:36:41,808 --> 00:36:44,897
‫فقط اثبات می‌کنه که ازرا
‫همراه گلوریا یک محل رو ترک کرده

844
00:36:44,898 --> 00:36:46,246
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

845
00:36:46,247 --> 00:36:48,596
‫یه اعتراف امضا شده از توبی کرنشا دارم

846
00:36:48,597 --> 00:36:50,772
‫خیلی قانع‌کننده‌تر از سه بازداشت

847
00:36:50,773 --> 00:36:53,862
‫ازرا فیشره که یکیش هم به محاکمه نرسیده

848
00:36:53,863 --> 00:36:55,168
‫اگر یک مقاله بنویسیم

849
00:36:55,169 --> 00:36:57,649
‫که قانون 40 داره از
‫خشونت‌گران خانگی محافظت می‌کنه چی؟

850
00:36:57,650 --> 00:36:59,259
‫این ادعا بشدت نادرسته

851
00:36:59,260 --> 00:37:02,871
‫نادرسته؟ بر اساس قانون 40
‫اگر اتهامات علیه یک آزارگر

852
00:37:02,872 --> 00:37:04,133
‫پس گرفته یا رد بشه

853
00:37:04,134 --> 00:37:06,397
‫دادگاه‌ها مجبور نیستن
‫اون دستگیری‌ها رو

854
00:37:06,398 --> 00:37:07,963
‫توی بانک داده‌ی ایالتی ثبت کنن

855
00:37:07,964 --> 00:37:10,662
‫مردهایی که متهم به جرائم خشن هستن
‫جلوی دید همه مخفی شدن

856
00:37:10,663 --> 00:37:12,011
‫مثل ازرا

857
00:37:12,012 --> 00:37:13,447
‫پس مدعی‌العموم انکوریج نمی‌فهمه

858
00:37:13,448 --> 00:37:16,842
‫مظنونش توی اسکامون‌بی
‫یا راشن‌میشن

859
00:37:16,843 --> 00:37:19,440
‫متهم به ضرب‌وشتم شده یا نه

860
00:37:19,672 --> 00:37:22,761
‫هرکس تا اثبات گناهش بی‌گناهه

861
00:37:22,762 --> 00:37:25,503
‫اگر اتهامات پس گرفته شده
‫خیلی تبعیض‌آمیزه

862
00:37:25,504 --> 00:37:27,896
‫که دستگیریش رو
‫توی سوابقش ثبت کنیم

863
00:37:27,897 --> 00:37:30,682
‫خیلی هم تبعیض‌آمیزه
‫که آدم اشتباهی رو

864
00:37:30,683 --> 00:37:32,292
‫متهم به قتل گلوریا نانماک بکنین

865
00:37:32,293 --> 00:37:34,816
‫توبی قراره کمتر از یک هفته‌ی دیگه
‫قبل از محاکمه‌ش توافق بکنه

866
00:37:34,817 --> 00:37:37,471
‫این حرفم رو ثبت نکنین
‫ولی فرماندار باور داره

867
00:37:37,472 --> 00:37:40,562
‫که عدالت داره اجرا میشه، منم همینطور

868
00:37:42,042 --> 00:37:43,782
‫این قبری که سرش گریه می‌کنین مرده توش نیست

869
00:37:43,783 --> 00:37:45,306
‫خداحافظ

870
00:37:47,265 --> 00:37:49,309
‫- بگین ببینم چی شده
‫- خبر خوب اینه که

871
00:37:49,310 --> 00:37:50,789
‫تقریباً مطمئنیم می‌دونیم قاتل گلوریا کیه

872
00:37:50,790 --> 00:37:52,965
‫خبر بد اینه که
‫اونی نیست که داره میره زندان

873
00:37:52,966 --> 00:37:54,880
‫و هیچ‌ کاری ازمون برنمیاد

874
00:37:54,881 --> 00:37:56,925
‫ازرا درست می‌گفت
‫ما پلیس نیستیم

875
00:37:56,926 --> 00:37:58,100
‫نمی‌تونیم باهاش کاری بکنیم

876
00:37:58,101 --> 00:37:59,798
‫داستان‌هامون هیچ تاثیری نداره

877
00:37:59,799 --> 00:38:03,236
‫توبی داره توی زندان می‌‌پوسه
‫و بازپرس به حرفامون گوش نمیده

878
00:38:03,237 --> 00:38:04,629
‫شاید اون گوش نده

879
00:38:04,630 --> 00:38:06,195
‫ولی باقی ایالت گوش میده

880
00:38:06,196 --> 00:38:08,023
‫چه متوجه باشین چه نباشین

881
00:38:08,024 --> 00:38:10,069
‫دارین با آلاسکایی‌ها گفتگو می‌کنین

882
00:38:10,070 --> 00:38:12,332
‫حقیقت گلوله‌ی آهسته‌ایه

883
00:38:12,333 --> 00:38:14,073
‫دست برندارین

884
00:38:14,074 --> 00:38:16,293
‫برید. داستان‌تون رو بنویسید

885
00:38:16,294 --> 00:38:18,207
‫متن خوبیه

886
00:38:18,208 --> 00:38:19,861
‫آره، خوبه

887
00:38:19,862 --> 00:38:23,648
‫فقط چند تا نکته‌ی کوچیک

888
00:38:23,649 --> 00:38:24,954
‫ببینش

889
00:38:26,652 --> 00:38:28,000
‫خوبی؟

890
00:38:28,001 --> 00:38:30,959
‫خیلی بدم میاد وقتی
‫امیدم رو به کارمون از دست میدم

891
00:38:30,960 --> 00:38:34,746
‫خب، حداقلش آلاسکا
‫جای خوبی برای از دست دادنشه

892
00:38:34,747 --> 00:38:36,530
‫یعنی قراره اون شغل

893
00:38:36,531 --> 00:38:37,879
‫توی نیویورک‌تایمز رو قبول کنی؟

894
00:38:37,880 --> 00:38:41,361
‫راستشو بخوای، هنوز تصمیم نگرفتم

895
00:38:41,362 --> 00:38:43,755
‫خب، توام اگر راستشو بخوای
‫منم بودم دلم می‌خواست حقمو پس بگیرم

896
00:38:43,756 --> 00:38:45,800
‫بعد از چیزایی که از سر گذروندی

897
00:38:45,801 --> 00:38:48,716
‫اینکه جلوی چشم همه
‫وارد نیویورک‌تایمز بشی...

898
00:38:48,717 --> 00:38:52,067
‫خوشحال میشم یه مشت بزنم
‫توی صورت طرفدارای فرهنگ کنسل‌کردن

899
00:38:52,068 --> 00:38:53,504
‫خب من حقیقت رو گفتم

900
00:38:53,505 --> 00:38:54,940
‫حالا نوبت توئه

901
00:38:54,941 --> 00:38:57,725
‫می‌خوای پیشنهاد "واشنگتن‌پست" رو قبول کنی؟

902
00:38:57,900 --> 00:38:59,292
‫تو از کجا فهمیدی؟

903
00:38:59,293 --> 00:39:01,033
‫بهم زنگ زدن توصیه‌تو بکنم

904
00:39:01,034 --> 00:39:05,733
‫خب، حداقل یکی حواسش به داستان‌هامون هست

905
00:39:05,734 --> 00:39:09,084
‫خب؟ می‌خوای؟

906
00:39:09,085 --> 00:39:11,173
‫منم هنوز تصمیم نگرفتم

907
00:39:11,174 --> 00:39:13,001
‫گرفتن یه پیشنهاد از واشنگتن‌پست

908
00:39:13,002 --> 00:39:14,568
‫چیز کوچیکی نیست

909
00:39:14,569 --> 00:39:17,136
‫قابل تحسینه

910
00:39:17,137 --> 00:39:19,225
‫و لیاقتشو داری

911
00:39:19,226 --> 00:39:21,401
‫آره گمونم

912
00:39:21,402 --> 00:39:26,450
‫همیشه فکر می‌کردم بی‌درنگ قبول کنم
‫ولی حالا... نمی‌دونم

913
00:39:26,451 --> 00:39:28,408
‫چطور می‌خوای تصمیم بگیری؟

914
00:39:28,409 --> 00:39:30,932
‫گمونم منتظر یه نشونه هستم؟

915
00:39:30,933 --> 00:39:32,194
‫وقتی دیدیش بهم بگو

916
00:39:32,195 --> 00:39:33,631
‫ببخشید مزاحم شدم

917
00:39:33,632 --> 00:39:36,025
‫ولی یه چیزی هست
‫که می‌خوایم بهتون نشون بدیم

918
00:39:38,419 --> 00:39:40,159
‫سلام به همگی

919
00:39:40,160 --> 00:39:43,118
‫خب، اولاً، می‌خوام از جینداها

920
00:39:43,119 --> 00:39:45,643
‫و دوستان بااستعداد و سخاوتمندش تشکر کنم

921
00:39:45,644 --> 00:39:47,340
‫که برای اتمام این پروژه وقت گذاشتن

922
00:39:47,341 --> 00:39:50,430
‫و البته، اگر بخاطر داستان‌های "زگ‌وک‌ب"

923
00:39:50,431 --> 00:39:54,434
‫آیلین و راز نبود
‫الان اینجا نبودیم

924
00:39:54,435 --> 00:39:57,656
‫خب، بفرمایید

925
00:39:59,309 --> 00:40:03,443
‫قبلش، باید اشاره کنم
‫که زنان بومی آلاسکا

926
00:40:03,444 --> 00:40:06,098
‫بیشترین میزان تعرض جنسی رو بین

927
00:40:06,099 --> 00:40:09,537
‫تمامی جمعیت‌های آماری
‫آمریکا تجربه می‌کنن

928
00:40:10,843 --> 00:40:13,758
‫این اولین پرونده‌ایه که وارد کردیم

929
00:40:13,759 --> 00:40:15,368
‫تا الان همه‌مون می‌شناسیمش

930
00:40:15,369 --> 00:40:16,501
‫گلوریا

931
00:40:18,111 --> 00:40:21,114
‫این زن‌ها یک سال اخیر ناپدید شدن

932
00:40:23,595 --> 00:40:25,466
‫این پنج سال اخیره

933
00:40:30,166 --> 00:40:31,864
‫ده سال

934
00:40:36,172 --> 00:40:38,044
‫پونزده سال

935
00:40:40,568 --> 00:40:43,875
‫در 100 سال اخیر

936
00:40:43,876 --> 00:40:49,228
‫هزاران نفر از زنان بومی ناپدید شد‌ن

937
00:40:49,229 --> 00:40:53,232
‫با این‌‌حال امروز، در 2023

938
00:40:53,233 --> 00:40:57,977
‫هفته‌ای حداقل یک زن
‫در انکوریج ناپدید میشه

939
00:41:01,937 --> 00:41:04,462
‫کارتون فوق‌العاده بود

940
00:41:14,733 --> 00:41:16,256
‫بسته‌ی سفارشی

941
00:41:18,040 --> 00:41:19,780
‫همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

942
00:41:19,781 --> 00:41:22,479
‫سوابق گوشی اعتباری گلوریا

943
00:41:22,480 --> 00:41:23,741
‫ممنون، باب

944
00:41:23,742 --> 00:41:26,047
‫چطوری رفیقت رو راضی کردی
‫نظرشو عوض کنه؟

945
00:41:26,048 --> 00:41:28,920
‫اجازه دادم فیتزجرالد درونم بروز کنه

946
00:41:28,921 --> 00:41:31,313
‫بنظر دردناک میاد

947
00:41:31,314 --> 00:41:33,490
‫آره، یخورده بود

948
00:41:33,491 --> 00:41:34,621
‫ولی جواب داد

949
00:41:34,622 --> 00:41:35,710
‫ممنون

950
00:41:41,760 --> 00:41:44,718
‫تاریخ آخرین تماسش رو ببین

951
00:41:44,719 --> 00:41:48,940
‫سی نوامبر، به 911

952
00:41:48,941 --> 00:41:50,637
‫اون که 28م ناپدید شده

953
00:41:50,638 --> 00:41:53,074
‫سیلوی فرداش ناپدید شدنش رو گزارش کرده

954
00:41:53,075 --> 00:41:54,815
‫اگر ازرا شب 28م گلوریا رو

955
00:41:54,816 --> 00:41:56,121
‫توی دشت ول کرده

956
00:41:56,122 --> 00:41:58,036
‫حداقل دو روز دیگه زنده بوده

957
00:41:58,037 --> 00:41:59,646
‫پس درحالی‌که پلیس
‫حاضر نشد دنبالش بگرده

958
00:41:59,647 --> 00:42:01,300
‫درحالی‌که هیچ‌کاری نکردن...

959
00:42:01,301 --> 00:42:04,782
‫گلوریا ناامیدانه زنگ می‌زده
‫از جمله به 911

960
00:42:04,783 --> 00:42:06,479
‫باید صوتی ازش موجود باشه

961
00:42:06,480 --> 00:42:08,395
‫و باید بهش گوش بدیم

962
00:42:08,419 --> 00:42:25,419
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

963
00:42:25,443 --> 00:42:39,443
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

