﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,024 --> 00:00:16,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,025 --> 00:00:24,025
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

4
00:00:38,450 --> 00:00:41,790
‫سمت راست کاملاً امنه!

5
00:00:55,130 --> 00:00:57,340
‫آره،
‫سمت چپ هم همینطور.

6
00:01:10,800 --> 00:01:12,460
‫اصلاً لازم نیست بترسی.

7
00:01:12,460 --> 00:01:14,390
‫«معاهده» ملت متمدنیه.

8
00:01:14,590 --> 00:01:16,510
‫تهدید کردن که غرق‌مون می‌کنن.

9
00:01:16,710 --> 00:01:18,730
‫فقط برای هشدار بود.

10
00:01:18,920 --> 00:01:21,340
تا مجبورمون کنن ازشون پیروی کنیم،
.یه رسم بی‌خطره

11
00:01:21,340 --> 00:01:22,600
‫اصلاً در خطر نیستیم.

12
00:01:22,800 --> 00:01:25,060
‫اما دارن به زور شمشیر
‫می‌برنمون سمت «معاهده».

13
00:01:25,260 --> 00:01:26,490
‫«معاهده» حکومت قدیمی و فاسدیه.

14
00:01:26,520 --> 00:01:28,230
‫روی پول می‌چرخه.

15
00:01:28,780 --> 00:01:31,340
‫همه‌چی رو میشه با پول خرید.
‫از جمله آزادی‌مون.

16
00:01:31,340 --> 00:01:33,100
‫تمدن همین شکلیه.

17
00:01:33,100 --> 00:01:34,780
‫آگرئوس،
‫من برگی‌ام.

18
00:01:34,980 --> 00:01:37,320
‫همین چند سال پیش باهاشون جنگ داشتیم.

19
00:01:38,040 --> 00:01:39,990
‫و خب...

20
00:01:39,990 --> 00:01:42,580
‫ما دو تا که با هم باشیم،
‫به‌خاطر موجودیت‌مون...

21
00:01:42,780 --> 00:01:44,880
‫به‌خاطر موجودیت‌مون؟

22
00:01:45,080 --> 00:01:48,290
‫تو دختر یک خونواده محترمی
‫و من هم ثروتمندم.

23
00:01:48,290 --> 00:01:50,840
در نهایت فقط همین اهمیت داره،

24
00:01:51,040 --> 00:01:54,260
‫پول و طبقه اجتماعی.

25
00:01:54,460 --> 00:01:56,470
‫بیا داخل.

26
00:01:56,670 --> 00:01:57,680
‫داریم لنگر می‌ندازیم،
‫قربان.

27
00:01:57,880 --> 00:01:59,770
‫- کجا؟
‫- راگوسا، قربان.

28
00:01:59,970 --> 00:02:01,850
‫عالیه.

29
00:02:02,050 --> 00:02:05,270
‫اونجا رابط‌های زیادی داریم.
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.

30
00:02:05,470 --> 00:02:07,520
‫بیا عزیزم.
‫شهر زیبا و سنتی‌ایه

31
00:02:07,720 --> 00:02:12,030
‫و این لنگرگاه هم واقعاً فریبنده‌اس.

32
00:02:12,230 --> 00:02:14,780
‫بریم بالا؟

33
00:02:26,180 --> 00:02:30,200
‫[بندر راگوسا]

34
00:03:16,150 --> 00:03:17,440
‫جم بخورین.

35
00:03:28,160 --> 00:03:29,410
‫جم بخورین!

36
00:03:32,750 --> 00:03:34,590
‫جم بخورین!

37
00:03:35,920 --> 00:03:37,610
‫به صف شین!

38
00:03:37,810 --> 00:03:39,660
‫بازدیدکننده‌ها حاضرن؟

39
00:03:39,860 --> 00:03:40,990
‫آفرین!

40
00:03:41,190 --> 00:03:43,050
‫آفرین هم‌رزم‌ها.

41
00:03:46,500 --> 00:03:47,780
‫این هتک حرمته.

42
00:03:48,160 --> 00:03:51,000
‫کنترل افرادتون از دست‌تون خارج شده جناب؟

43
00:03:51,200 --> 00:03:53,820
‫یا دستور دارن که اموال من رو بدزدن؟

44
00:03:53,820 --> 00:03:54,460
‫«بدزدن»؟

45
00:03:54,660 --> 00:03:56,620
‫نه،
‫به این نمیگن دزدی.

46
00:03:56,620 --> 00:03:58,800
...مثل یه

47
00:03:59,000 --> 00:04:00,640
‫توزیع مجدد.

48
00:04:00,840 --> 00:04:02,490
‫ستوان.

49
00:04:10,250 --> 00:04:12,620
‫بانو رو همراهی کنین.

50
00:04:14,040 --> 00:04:16,190
‫- نه! دست‌تون رو بکشین!
‫- ایموجن، به من نگاه کن.

51
00:04:16,390 --> 00:04:17,950
‫- به من نگاه کن! مشکلی پیش نمیاد.
‫- نه، دستت رو بکش!

52
00:04:18,150 --> 00:04:19,200
‫من رو نبرین!
‫آگرئوس!

53
00:04:19,400 --> 00:04:20,410
‫ولش کن!

54
00:04:20,610 --> 00:04:21,610
‫کافیه!

55
00:04:44,010 --> 00:04:51,010
‫مترجمان: «محمدعلی sm و کیارش نعمت گرگانی»
WWW.Saber-Fun.Com

56
00:05:41,130 --> 00:05:46,520
‫«خیابان کارناوال»

57
00:05:57,140 --> 00:05:59,340
‫منظورم اینه احتمالش کمه

58
00:05:59,340 --> 00:06:01,670
‫که یه آدم‌کش تونسته باشه
‫جسد رو تو یه همچین ارتفاعی قایم کرده باشه.

59
00:06:01,670 --> 00:06:03,300
‫اصلاً به حرفایی که زدم گوش کردی؟

60
00:06:03,330 --> 00:06:05,010
‫همه حرفات رو شنیدم...
‫میگی که افرادت

61
00:06:05,170 --> 00:06:07,430
‫کسی رو توی قطار نکشتن.

62
00:06:07,630 --> 00:06:10,420
‫هیشکی رو،
‫اما بعضی‌ها شاید بگن که اگه می‌کشتن، حق‌شون بوده.

63
00:06:10,420 --> 00:06:12,520
‫اما من خودم جون اون افسر رو نجات دادم.

64
00:06:12,520 --> 00:06:15,000
‫حرف رو باور دارم که فکر می‌کنی
‫هیچ‌کدوم از دوستات این کار رو نکردن.

65
00:06:15,000 --> 00:06:16,760
‫شاید پلیس داره برامون پاپوش درست می‌کنه.

66
00:06:16,760 --> 00:06:18,110
‫یعنی می‌خوای بگی که رفقای قدیمیت

67
00:06:18,140 --> 00:06:19,300
‫از این جور کارا نمی‌کردن؟

68
00:06:19,390 --> 00:06:21,580
‫نه خب،
‫قطعاً می‌کردن.

69
00:06:21,580 --> 00:06:23,620
‫اگه فکر می‌کردن که ارزشش رو داره،
‫اما مسئله این نیست.

70
00:06:23,620 --> 00:06:25,240
‫همینطوریش هم می‌تونستن
‫به‌خاطر دزدی قطار دارت بزنن.

71
00:06:25,240 --> 00:06:26,920
‫اصلاً قضیه رو جدی می‌گیری؟

72
00:06:27,970 --> 00:06:29,540
‫معلومه.

73
00:06:29,730 --> 00:06:32,290
‫پس می‌خوای چی‌کارش کنی؟

74
00:06:34,000 --> 00:06:37,020
‫امشب قراره تو بیل‌فایر مهمونی بگیرن.

75
00:06:37,020 --> 00:06:39,400
‫نصف اعضای مجلس میان اونجا.

76
00:06:39,400 --> 00:06:41,590
‫دیپلمات‌ها،
‫عالی‌مقام‌ها.

77
00:06:41,790 --> 00:06:43,710
‫خب اصلاً چه ربطی داره؟

78
00:06:50,110 --> 00:06:51,240
‫نگو که...

79
00:06:54,740 --> 00:06:55,740
‫امشب نه.

80
00:06:55,800 --> 00:06:58,020
‫وقت بهتری به ذهنت می‌رسه؟

81
00:06:58,220 --> 00:06:59,320
‫نمی‌دونم.

82
00:06:59,510 --> 00:07:00,510
‫هیچ‌وقت؟

83
00:07:00,640 --> 00:07:03,340
‫حرفش رو زده بودیم.

84
00:07:06,780 --> 00:07:08,730
‫فقط همین یه ورق برام مونده.

85
00:07:08,730 --> 00:07:10,900
‫نه، سریع‌ترین راهیه که
‫باهاش می‌تونی خودت رو به کشتن بدی.

86
00:07:10,900 --> 00:07:12,780
‫یه راهی برای رسیدن به بیل‌فایر پیدا کردم.

87
00:07:12,780 --> 00:07:14,790
‫شاید دیگه فرصتش برام پیش نیاد.

88
00:07:14,990 --> 00:07:17,210
‫ببین،
‫معذرت می‌خوام.

89
00:07:18,500 --> 00:07:19,910
‫نمی‌خواستم اینطوری بهت بگم.

90
00:07:19,910 --> 00:07:21,420
‫نه.

91
00:07:21,620 --> 00:07:22,820
‫مطمئنم که دلت می‌خواست یواشکی بری

92
00:07:22,870 --> 00:07:25,090
‫و به یه میما بسپری که بهم بگه...
‫دوباره.

93
00:07:28,660 --> 00:07:30,260
‫وینیت...

94
00:07:30,460 --> 00:07:32,950
‫انگار از قبل تصمیمت رو گرفتی.

95
00:07:34,620 --> 00:07:36,220
‫انگار آره.

96
00:07:36,220 --> 00:07:39,310
‫اون آشغالای اشرافی هم
.حتماً حرفت رو باور می‌کنن

97
00:07:39,510 --> 00:07:41,270
‫یه حرومزاده‌ی نیمه‌کریچ می‌گفت

98
00:07:41,470 --> 00:07:44,520
‫که جونا بریک‌اسپیر
‫ استحقاق رئیس مجلس شدن رو نداره.

99
00:07:44,520 --> 00:07:47,840
‫انتظار ندارم که دعوتم کنن
‫با خانواده چایی بخورم.

100
00:07:49,360 --> 00:07:52,700
‫حقیقت به گوش‌شون می‌رسه
‫و فقط همین مهمه.

101
00:07:52,700 --> 00:07:56,000
‫پرتت می‌کنن تو یه چاله
‫و قبل از این که حتی دسرشون رو تموم کنن

102
00:07:56,000 --> 00:07:57,170
‫فراموشت می‌کنن.

103
00:08:00,160 --> 00:08:01,290
‫لعنت بهت.

104
00:08:01,490 --> 00:08:03,630
‫وقتی که کارم تموم شد
‫و اوضاع مرتب شد،

105
00:08:03,830 --> 00:08:05,650
‫یه‌جوری خبرش رو بهت می‌رسونم.

106
00:08:07,020 --> 00:08:08,260
‫اینطوریه؟

107
00:08:08,460 --> 00:08:11,520
‫از زندان خبرش رو میدی
‫یا از قبرستون؟

108
00:08:13,840 --> 00:08:14,680
‫خواهش می‌کنم.

109
00:08:14,680 --> 00:08:16,940
‫اصلاً روی من حساب نکن.

110
00:08:16,940 --> 00:08:20,000
‫چون این دفعه دیگه برات گریه نمی‌کنم.

111
00:08:31,050 --> 00:08:34,720
‫- خب دیگه.
‫- خب دیگه.

112
00:08:40,660 --> 00:08:42,070
‫فیلو؟

113
00:08:44,480 --> 00:08:46,810
‫خیلی احمقی.

114
00:08:50,000 --> 00:08:51,500
‫به دوستات بگو آفتابی نشن.

115
00:08:52,640 --> 00:08:53,460
‫تا فردا این موقع،

116
00:08:53,460 --> 00:08:56,600
‫بیل‌فایر مشکلات‌ بزرگ‌تری
‫ نسبت به «غراب سیاه» داره.

117
00:10:13,610 --> 00:10:15,150
‫اکوس!

118
00:10:16,650 --> 00:10:18,570
‫- سلام خوشگله.
‫- سلام.

119
00:10:22,660 --> 00:10:25,190
‫- حالت چطوره؟‌ جدی؟
‫- خوبم.

120
00:10:39,820 --> 00:10:41,890
‫گوسفند احمق.
‫بجنب.

121
00:10:50,020 --> 00:10:51,670
‫برگیه.

122
00:11:02,680 --> 00:11:04,740
‫اینجا کجاس؟

123
00:11:04,740 --> 00:11:06,470
‫چرا من رو آوردین اینجا؟

124
00:11:07,200 --> 00:11:09,320
‫کجا دارین میرین؟
‫دارم با شما حرف می‌زنم!

125
00:11:16,590 --> 00:11:18,780
‫هی تو.

126
00:11:19,460 --> 00:11:21,640
‫ارباب این خونه کجاس؟

127
00:11:23,360 --> 00:11:24,820
‫لئونارا.

128
00:11:24,820 --> 00:11:26,620
‫اسممه.

129
00:11:26,820 --> 00:11:29,340
‫می‌تونی لئونارا صدام بزنی.

130
00:11:30,520 --> 00:11:32,540
‫همم،
‫چه قشنگ.

131
00:11:33,560 --> 00:11:35,330
‫خیلی‌خب،
‫لئونارا.

132
00:11:35,680 --> 00:11:38,060
‫ارباب این خونه کجاس؟

133
00:11:40,240 --> 00:11:42,160
‫همین دور و برها.

134
00:11:43,300 --> 00:11:44,350
‫همینه که اینجاس؟

135
00:11:44,800 --> 00:11:46,160
‫افسر؟

136
00:11:49,370 --> 00:11:51,610
‫چرا من رو اینجا گذاشتن؟

137
00:11:51,810 --> 00:11:54,030
‫مطمئنم که به زودی می‌فهمی،
‫زیسکا.

138
00:11:54,230 --> 00:11:56,400
‫اما اینجا کجاس؟
‫چه خبره؟

139
00:11:56,600 --> 00:11:58,710
‫با کمال میل بهت میگم.
‫حالا هم اونا رو بده من.

140
00:12:01,880 --> 00:12:03,120
‫عمراً اگه این کار رو بکنم.

141
00:12:03,320 --> 00:12:04,540
‫بگو اینجا کجاس.

142
00:12:04,740 --> 00:12:06,160
‫خونه‌س.

143
00:12:06,360 --> 00:12:08,210
‫مردم اینجا می‌خوابن.

144
00:12:08,410 --> 00:12:09,540
‫اینجا هم آشپزخونه‌س.

145
00:12:09,740 --> 00:12:11,340
‫مردم آشپزی می‌کنن.

146
00:12:11,530 --> 00:12:13,850
‫بعضی‌وقتا هم غذا می‌خورن.

147
00:12:15,310 --> 00:12:16,880
‫وقتی که غذا آماده باشه.

148
00:12:17,080 --> 00:12:19,470
‫- می‌دونم آشپزخونه چیه.
‫- جدی؟

149
00:12:19,980 --> 00:12:23,090
‫سیب‌زمینی هم بلدی بپزی؟

150
00:12:23,090 --> 00:12:25,560
‫این حرفای مفت به دردم نمی‌خوره.

151
00:12:25,760 --> 00:12:28,020
‫جواب می‌خوام.

152
00:12:29,020 --> 00:12:30,340
‫خسته‌ام.

153
00:12:30,340 --> 00:12:31,980
‫راه‌ طولانی‌ای رو از خونه اومدم.

154
00:12:31,980 --> 00:12:33,440
‫اصلاً نمی‌دونم آگرئوس کجاس.

155
00:12:33,640 --> 00:12:35,650
‫و هیچی هم با عقل جور در نمیاد.

156
00:12:35,850 --> 00:12:38,210
‫اون‌وقت واسه‌ی چی،
‫زیسکا؟

157
00:12:39,630 --> 00:12:41,570
‫خب من...

158
00:12:41,770 --> 00:12:43,240
‫برگی‌ام.

159
00:12:43,440 --> 00:12:45,040
‫الکی میگی.

160
00:12:45,520 --> 00:12:47,120
‫و اینجا هم اصلا شبیه «معاهده»‌ای نیست

161
00:12:47,120 --> 00:12:48,400
‫که تو مدرسه درمورد یاد گرفتم.

162
00:12:48,400 --> 00:12:50,750
‫- نه؟
‫- نه.

163
00:12:50,950 --> 00:12:53,290
‫«معاهده» یه حکومت
‫ با نظام ارباب‌رعیتی سفت و سخت

164
00:12:53,490 --> 00:12:54,920
‫و جای وحشتناکیه.

165
00:12:55,120 --> 00:12:57,090
‫- اینطوری هم بود.
‫- «بود»؟

166
00:12:57,290 --> 00:13:00,050
‫جای وحشتناکی بود.

167
00:13:00,250 --> 00:13:04,470
‫بعدش سپیده‌دم نویی توی کشورمون آغاز شد.

168
00:13:04,670 --> 00:13:06,920
‫«معاهده»‌ای که تو می‌شناختی
‫دیگه از بین رفته.

169
00:13:06,920 --> 00:13:07,980
‫تقریباً.

170
00:13:08,170 --> 00:13:10,600
‫اما «معاهده» خیلی قدرتمنده.

171
00:13:10,800 --> 00:13:13,230
‫مردم قدرتمندن.

172
00:13:13,430 --> 00:13:17,150
‫دولت‌شون مثل انگل
‫خون‌شون رو می‌مکید.

173
00:13:17,840 --> 00:13:22,280
‫تا این که کنار هم وایسادیم
‫و کشیدیمش پایین.

174
00:13:22,640 --> 00:13:24,360
‫یعنی داری...

175
00:13:24,360 --> 00:13:25,620
‫درمورد انقلاب حرف می‌زنی.

176
00:13:25,820 --> 00:13:26,950
‫البته.

177
00:13:27,150 --> 00:13:29,040
‫ناگزیر بود...

178
00:13:29,240 --> 00:13:31,750
‫وقتی که مردم فهمیدن که آزاد بودن

179
00:13:31,950 --> 00:13:33,750
‫و همیشه همین شکلی بوده.

180
00:13:33,950 --> 00:13:36,850
‫چه بلایی سر اربابای «معاهده» اومد؟

181
00:13:40,440 --> 00:13:43,650
‫هویج‌ها رو میدی؟

182
00:13:47,980 --> 00:13:49,160
‫خواهش می‌کنم؟

183
00:13:56,960 --> 00:13:59,150
‫ممنونم.

184
00:13:59,350 --> 00:14:02,360
‫کمک کردن به من اینقدر برات سخته؟

185
00:14:02,560 --> 00:14:03,560
‫اما تو خدمت‌کاری.

186
00:14:03,650 --> 00:14:05,020
‫اما جفت‌مون سوپ می‌خوریم.

187
00:14:05,020 --> 00:14:06,450
‫چرا تو پختنش کمک نمی‌کنی؟

188
00:14:06,650 --> 00:14:08,290
.شایسته نیست

189
00:14:08,480 --> 00:14:10,290
‫همم.

190
00:14:10,720 --> 00:14:14,280
‫داشتن یه معشوقه پاک هم اونقدرا شایسته نیست.

191
00:14:15,420 --> 00:14:16,330
‫جانم؟

192
00:14:16,330 --> 00:14:18,340
‫شنیدم همراهت یه پاک بوده.

193
00:14:18,550 --> 00:14:20,240
‫رسوایی بزرگیه.

194
00:14:20,240 --> 00:14:21,750
‫اصلاً به تو مربوط نیست.

195
00:14:21,750 --> 00:14:23,470
‫حرف مردمه دیگه.

196
00:14:23,670 --> 00:14:25,680
‫چون زندگی‌شون به قدری پوچه

197
00:14:25,710 --> 00:14:28,480
‫که هرکی که یه چیز خوبی رو پیدا می‌کنه
‫مسخره می‌کنن.

198
00:14:28,480 --> 00:14:30,390
‫اینطور فکر می‌کنی؟

199
00:14:30,640 --> 00:14:33,020
‫آگرئوس بهترین شخصیه که تاحالا دیدم.

200
00:14:33,220 --> 00:14:34,540
‫چه فائون باشه
‫چه هرچیز دیگه‌ای.

201
00:14:34,540 --> 00:14:37,280
‫اگه خبرچین‌ها ازت پرسیدن
‫این رو بهشون بگو!

202
00:14:39,520 --> 00:14:43,000
‫بهش می‌خوره مردی باشه
‫که ارزش شناختن رو داشته باشه.

203
00:14:47,180 --> 00:14:49,900
‫واسه یه شام مختصر می‌مونی؟

204
00:14:49,900 --> 00:14:51,250
‫تو پختن سوپ کمک کردی.

205
00:14:51,440 --> 00:14:52,800
‫تو هم باید بخوری.

206
00:14:53,850 --> 00:14:56,580
‫من سوپ نمی‌خوام.

207
00:14:56,780 --> 00:14:59,250
‫می‌خوام ارباب این خونه رو ببینم.

208
00:14:59,450 --> 00:15:01,900
‫و درخواست دیدن آگرئوس رو دارم.

209
00:15:03,440 --> 00:15:05,610
‫افسرها رو ببر.

210
00:15:07,860 --> 00:15:09,900
‫تو، تو، تو.

211
00:15:17,410 --> 00:15:19,770
‫محض رضای خدا ستوان،

212
00:15:19,970 --> 00:15:21,530
‫بگو کجا می‌بریشون؟

213
00:15:21,720 --> 00:15:23,150
‫اگه باج می‌خوای...

214
00:15:23,350 --> 00:15:25,240
‫اسلحه‌ها به اسلحه‌خونه میرن.

215
00:15:25,440 --> 00:15:27,200
‫طلا و نقره‌ها به خزانه‌داری.

216
00:15:27,400 --> 00:15:29,910
‫دزدای کوفتی.

217
00:15:30,110 --> 00:15:33,870
‫آشناهام که برسن،
‫بدبخت میشی.

218
00:15:34,070 --> 00:15:35,410
‫که اینطور.

219
00:15:35,410 --> 00:15:37,980
‫کشورهای ما دیگه‌ جنگی با هم ندارن.

220
00:15:37,980 --> 00:15:40,030
‫توافق‌نامه امضا شده.

221
00:15:40,030 --> 00:15:42,460
‫این برخلاف تمام قراردادها

222
00:15:42,660 --> 00:15:46,470
‫و قوانین دریایی بسته شده
‫بین ملت‌های متمدنه.

223
00:15:46,670 --> 00:15:48,640
‫توافق‌نامه‌هاتون برن به درک.

224
00:15:48,840 --> 00:15:51,890
‫اینجا قانون فرق می‌کنه.

225
00:15:52,090 --> 00:15:54,910
‫به‌خاطر این کار شلاق می‌خوری.

226
00:15:58,520 --> 00:16:01,140
‫ستوان،
‫پیداش کردم.

227
00:16:02,250 --> 00:16:04,070
‫سفرنامه ملوان.

228
00:16:04,270 --> 00:16:05,960
‫کارت خوب بود.

229
00:16:07,750 --> 00:16:10,260
‫هیچی توش نیست.
‫ولش کن.

230
00:16:20,480 --> 00:16:22,420
‫دنبالِ...

231
00:16:22,620 --> 00:16:25,980
‫دنبال آگرئوس استریون نامی هستیم.

232
00:16:27,270 --> 00:16:30,150
‫صاحب کشتی «قو».

233
00:16:31,530 --> 00:16:34,510
‫آگرئوس استریون منم.

234
00:16:34,710 --> 00:16:36,660
‫واقعاً؟

235
00:16:39,120 --> 00:16:40,600
‫به شرافتم قسم.

236
00:16:40,800 --> 00:16:46,130
‫من مالک این کشتی
‫و شرکتشم.

237
00:16:48,130 --> 00:16:49,340
‫حالا هم...

238
00:16:50,380 --> 00:16:53,200
‫یه معذرت‌خواهی ازت طلب دارم.

239
00:16:53,400 --> 00:16:56,300
‫بعدش می‌تونیم مثل دوتا آقای محترم
‫اوضاع رو حل و فصل کنیم.

240
00:17:10,220 --> 00:17:14,600
‫آقای استریون،
‫شما به طبقه اجتماعی خیانت کردین.

241
00:17:14,800 --> 00:17:18,120
‫دست‌تون به خون
‫صدها نفر آلوده‌اس.

242
00:17:19,160 --> 00:17:21,350
‫خدمه‌ی کشتی «قو»

243
00:17:21,550 --> 00:17:23,610
‫شما دیگه تحت قرارداد کاری نیستین

244
00:17:23,810 --> 00:17:26,710
‫و آزادین که برین.

245
00:17:50,570 --> 00:17:51,970
‫فقط یه سوءتفاهمه!

246
00:17:52,170 --> 00:17:53,740
‫- لطفاً این کار رو نکنین.
‫- جلوی دیوار.

247
00:17:53,740 --> 00:17:56,160
‫به کنت بوزک خبر بدین.
‫ضمانتم رو می‌کنه.

248
00:17:56,160 --> 00:17:58,100
‫- رحم کنین. خواهش می‌کنم.
‫- ساکت!

249
00:17:58,300 --> 00:17:59,470
‫وقتی برسه اینجا،

250
00:17:59,670 --> 00:18:01,140
‫می‌دونی چه بلایی سرت میاد؟

251
00:18:01,340 --> 00:18:02,870
‫می‌دونی؟!

252
00:18:44,470 --> 00:18:47,440
‫آماده، به پیش!
‫غلاف!

253
00:18:47,640 --> 00:18:50,070
‫خبردار!

254
00:18:50,270 --> 00:18:52,320
‫ پیش فنگ!

255
00:18:57,190 --> 00:18:58,880
‫خبردار!

256
00:19:09,100 --> 00:19:10,960
‫به برگی خوش اومدین،
‫جناب سفیر.

257
00:19:11,160 --> 00:19:12,510
‫- مچکرم.
‫- بفرمایین.

258
00:19:12,710 --> 00:19:13,860
‫همراهم بیاین.

259
00:19:26,580 --> 00:19:28,520
<i>‫رئیس مجلس بریک‌اسپیر،</i>

260
00:19:28,900 --> 00:19:31,020
‫ملت من با شورشی مواجه شده

261
00:19:31,020 --> 00:19:34,610
‫که انسان‌ها و پریان رو
‫ تحت پرچم گروه اراذل عجیب و غریب و غیرطبیعی

262
00:19:34,810 --> 00:19:37,670
‫به نام «سپیده‌دم نو» متحد کرده.

263
00:19:38,720 --> 00:19:40,450
‫اگه این اوباش پیروز بشن،

264
00:19:40,650 --> 00:19:43,240
‫خیلی طولی نمی‌کشه
‫که هدف‌ بعدی‌شون رو

265
00:19:43,240 --> 00:19:45,710
‫برگ قرار بدن.

266
00:19:50,230 --> 00:19:51,590
‫اما اون‌ها پیروز نمیشن،
‫قربان.

267
00:19:54,020 --> 00:19:55,500
‫و خرید نمادین سلاح‌های ما

268
00:19:55,500 --> 00:19:56,920
‫از کشور برگ

269
00:19:56,920 --> 00:19:58,670
‫این پیغام رو به جهانیان میده

270
00:19:58,670 --> 00:20:01,780
‫که منازعه بین این دو ملت به پایان رسیده،

271
00:20:01,780 --> 00:20:06,770
‫و نوید بخش دوره‌ای تازه از قدرت،
‫همبستگی و اتحاده.

272
00:20:07,480 --> 00:20:09,460
‫شما سرگرد ویر هستین،
‫درست میگم؟

273
00:20:09,460 --> 00:20:11,500
‫باعث افتخاره.
‫بنده رانین میلورثی هستم.

274
00:20:11,500 --> 00:20:12,940
‫قبلاً همدیگه رو ملاقات کردیم قربان.

275
00:20:12,940 --> 00:20:15,940
‫حدود یک ماه پیش،
‫همینجا توی برگ.

276
00:20:15,940 --> 00:20:17,020
‫شاید به یاد نیارین.

277
00:20:17,020 --> 00:20:19,320
‫بنده رو ببخشین.
‫اوه، فکر می‌کنم یادم اومد.

278
00:20:19,320 --> 00:20:22,160
‫- ضیافت فایرزدی.
‫- چه خدمتی می‌تونم بهتون بکنم؟

279
00:20:22,160 --> 00:20:25,180
‫مایلم که در خفا باهاتون صحبتی داشته باشم.

280
00:20:25,180 --> 00:20:28,480
‫بنده رو ببخشین،
‫به تشریفات دیپلماتیک عادت ندارم.

281
00:20:28,480 --> 00:20:30,740
‫من هم همینطور، قربان.
‫یه فرد نظامی‌ام.

282
00:20:30,740 --> 00:20:34,960
‫دقیقاً.
‫پس اگه ممکنه می‌خوام باهاتون صادق باشم.

283
00:20:36,310 --> 00:20:40,030
‫خرید تسلیحاتی شما
‫اونقدرا هم اقدام نمادینی نیست، درسته؟

284
00:20:40,030 --> 00:20:43,430
‫حقیقت اینه که
‫شما شدیداً به کمک تسلیحاتی نیازمندین.

285
00:20:43,630 --> 00:20:45,900
‫پس اجازه بدین من هم باهاتون صادق باشم قربان.

286
00:20:45,900 --> 00:20:48,540
‫استراتژی ما رو ضعف درنظر نگیرین.

287
00:20:48,540 --> 00:20:50,180
‫خب البته،
‫به طور رسمی این فقط

288
00:20:50,180 --> 00:20:52,970
‫مبادله‌ی شمشیر بین دشمنان پیشینه.

289
00:20:52,970 --> 00:20:54,940
‫رفتاری دوستانه.

290
00:20:54,940 --> 00:20:57,380
‫دقیقاً،
‫اما به‌طور غیررسمی،

291
00:20:57,380 --> 00:21:00,940
‫اما حقیقت این نیست که
‫سرعت صنعت «معاهده» به‌خاطر

292
00:21:00,940 --> 00:21:03,040
‫گسترش این گروه به اصطلاح «سپیده‌دم نو»

293
00:21:03,040 --> 00:21:05,660
‫و ایدئولوژی‌های برابری‌خواهی‌شون
‫کاهش پیدا کرده؟

294
00:21:06,580 --> 00:21:07,860
‫حتماً‌ درک می‌کنین

295
00:21:07,860 --> 00:21:10,160
‫که باید این موضوع رو با جناب سفیر
‫در میون بذارم.

296
00:21:10,160 --> 00:21:11,020
‫البته.

297
00:21:11,020 --> 00:21:13,620
‫اینطوری گزارش اختلالات شغلی و کمبودها

298
00:21:13,620 --> 00:21:16,620
‫شما رو در موقعیت نسبتاً آسیب‌پذیری قرار میده.

299
00:21:17,140 --> 00:21:19,670
‫خیلی‌خب،
‫آقای میلورثی.

300
00:21:20,280 --> 00:21:22,200
‫از روی همبستگی با شما

301
00:21:22,200 --> 00:21:24,300
‫با صداقت تمام بهتون میگم

302
00:21:24,300 --> 00:21:26,050
‫که خرید این سلاح‌ها

303
00:21:26,050 --> 00:21:28,440
‫تنها یک اقدام نمادین نبوده.

304
00:21:28,920 --> 00:21:32,040
‫پیاده‌نظا‌م‌های ما به سخت‌ترین روش یاد گرفتن

305
00:21:32,040 --> 00:21:35,960
‫که سلاح‌های برگی به لحاظ دوربُردی

306
00:21:35,960 --> 00:21:38,140
‫نسبت به ما برتری داشتن.

307
00:21:38,580 --> 00:21:40,560
‫و ما تمایل داریم تا از اون سلاح‌ها استفاده کنیم.

308
00:21:40,560 --> 00:21:42,940
‫علیه «سپیده‌دم نو».

309
00:21:43,860 --> 00:21:48,540
‫اون‌ها تهدیدی علیه نظام طبیعی‌ هستن.

310
00:21:48,540 --> 00:21:51,300
‫جنگیدنِ دوشادوش انسان‌ها و پریان.

311
00:21:51,300 --> 00:21:54,980
‫خیالِ‌ خام منزجرکننده‌ی رعایا.

312
00:21:54,980 --> 00:21:56,780
‫همم.
‫سوالم اینه که

313
00:21:56,780 --> 00:22:00,720
‫که شما قصد دارین
‫ چطور این خیال خام رو شکست بدین؟

314
00:22:03,600 --> 00:22:06,680
‫آقای میلورثی،
‫تا اونجا که من اطلاع دارم،

315
00:22:07,340 --> 00:22:10,680
‫مُرده‌ها رویا نمی‌بینن.

316
00:22:18,830 --> 00:22:20,900
‫سفیره فکر کرده ما هالوییم؟

317
00:22:21,460 --> 00:22:23,440
‫انتظار داره باور کنیم که داره تفنگ‌هامون رو

318
00:22:23,440 --> 00:22:25,360
‫به‌خاطر دلایل نمادین می‌خره؟

319
00:22:25,640 --> 00:22:28,980
‫به گمونم برای همین ۲۰۰ تن
‫باروت نمادین می‌خواد.

320
00:22:28,980 --> 00:22:31,040
‫می‌دونیم که ارتشش توی مضیقه‌اس.

321
00:22:31,780 --> 00:22:33,640
‫می‌دونیم که اون سلاح‌ها رو لازم داره.

322
00:22:33,640 --> 00:22:35,910
‫- اون هم می‌دونه که ما می‌دونیم.
‫- دقیقاً.

323
00:22:35,910 --> 00:22:39,460
‫اگه بخواد غیر این رو نشون بده
‫داره به دستگاه اطلاعاتی‌مون توهین می‌کنه.

324
00:22:40,240 --> 00:22:42,980
‫با این حال،
‫شاید پیوستن به «معاده» توی این جنگ کوچیک‌

325
00:22:42,990 --> 00:22:44,520
‫یه مزایایی‌ هم به همراه داشته باشه.

326
00:22:44,520 --> 00:22:46,260
‫چه جور مزایایی ممکنه داشته باشه؟

327
00:22:46,460 --> 00:22:48,540
‫توی دوران جنگ
‫هیشکی برای برکناری رئیس مجلس

328
00:22:48,540 --> 00:22:50,020
‫انتخابات برگزار نمی‌کنه.

329
00:22:50,660 --> 00:22:52,300
‫بس کن تو رو خدا.

330
00:22:52,300 --> 00:22:53,690
‫فکر کردی تا این حد این شغل رو می‌خوام؟

331
00:22:53,690 --> 00:22:55,680
‫ما که واقعاً وارد جنگ نمیشیم...

332
00:22:55,680 --> 00:22:57,640
‫فقط سلاح‌هایی که می‌خوان رو
‫بهشون بفروش.

333
00:22:57,640 --> 00:23:00,800
‫سوفی، ما از «معاهده» متنفریم.
‫چندین سال باهاشون جنگیدیم.

334
00:23:01,040 --> 00:23:05,440
‫اما این اراذل «سپیده‌دم نو»
‫ممکنه خطر بزرگ‌تری بشه.

335
00:23:05,440 --> 00:23:09,020
‫این‌جور اندیشه‌های مسخره
‫توی تابستون مثل مریضی پخش میشه.

336
00:23:09,360 --> 00:23:11,100
‫بهتره که با این مریضی
‫توی «معاهده» بجنگیم

337
00:23:11,100 --> 00:23:13,220
‫تا توی برگ.

338
00:23:13,840 --> 00:23:17,440
‫اون‌وقت سلاح‌های ما به‌قدری کافی هست
‫که بتونه ورق رو برگردونه؟

339
00:23:19,720 --> 00:23:21,410
‫نه.

340
00:23:21,700 --> 00:23:26,080
‫نه اگه به «سپیده‌دم نو» هم سلاح بدیم.

341
00:23:27,400 --> 00:23:29,320
‫اینطوری هر دو طرف گیر می‌افتن،

342
00:23:29,320 --> 00:23:32,930
‫و ارتش‌های ما هم می‌تونه
‫ تریناناک رو پس بگیره

343
00:23:35,340 --> 00:23:39,020
‫خدا به داد اون احمقایی برسه
‫که تو رو دست‌کم می‌گیرن.

344
00:23:39,020 --> 00:23:41,100
‫تو هم آینده رو به روشنی من می‌بینی.

345
00:23:41,100 --> 00:23:42,580
‫جفت‌مون بهش فکر می‌کنیم.

346
00:23:42,580 --> 00:23:44,620
‫فقط منم که دارم به زبون میارمش.

347
00:23:45,230 --> 00:23:49,060
‫و پس گرفتن تریناناک
‫چیزی بود که پدرت همیشه می‌خواست.

348
00:23:49,880 --> 00:23:52,600
‫می‌تونی اسمت رو توی تاریخ به‌عنوان مردی...

349
00:23:52,600 --> 00:23:57,600
‫به‌عنوان... رئیس مجلسی بنویسی
‫که دوباره ما رو به یه امپراتوری تبدیل کرد.

350
00:23:59,360 --> 00:24:02,120
‫و این کاریه که اون هیچوقت
‫نمی‌تونست انجامش بده.

351
00:24:03,640 --> 00:24:05,560
‫وقتی که قوه‌ی تشخیص

352
00:24:05,560 --> 00:24:09,000
‫و دیدن یه فرصت و رسیدن بهش رو داشته باشی،
‫پیشگویی می‌خوای چی‌کار؟

353
00:24:10,060 --> 00:24:11,700
‫به‌نظرت مجلس قبول می‌کنه؟

354
00:24:11,700 --> 00:24:13,720
‫خودت که گفتی،
‫اونا از «معاهده» متنفرن.

355
00:24:13,720 --> 00:24:15,460
‫اما حزب تو همیشه مخالف جنگه.

356
00:24:15,460 --> 00:24:17,240
‫چطوری می‌خوای متقاعدشون کنی
‫که باهاش کنار بیان؟

357
00:24:17,240 --> 00:24:20,400
‫جونا، خودت هم این عادت بد رو داری
‫ که همیشه دست‌کمم می‌گیری.

358
00:24:22,840 --> 00:24:25,040
‫می‌تونی هم از این فرصت بگذری.

359
00:24:25,040 --> 00:24:28,200
‫منتظر انتخابات بعدی
‫که ممکنه ببازی بمونی.

360
00:24:28,200 --> 00:24:30,240
‫و برگردی سر زندگی سابقت.

361
00:24:35,020 --> 00:24:37,820
‫البته درهرصورت ازت حمایت می‌کنم.

362
00:24:38,480 --> 00:24:40,580
‫تصمیم با خودته،
‫جناب رئیس مجلس.

363
00:24:58,540 --> 00:25:00,230
‫اینجا رو خلوت کنین.

364
00:25:01,020 --> 00:25:04,560
‫به یه سری مشکلاتی برخورد کردیم.

365
00:25:09,040 --> 00:25:11,370
‫یعنی قصد ندارین به توافق‌مون عمل کنین؟

366
00:25:11,370 --> 00:25:13,960
‫سعی نکن سر به سر من بذاری،
‫آقای فیلوستریت.

367
00:25:13,960 --> 00:25:16,700
‫ما پری‌ها سر قول‌مون می‌مونیم،

368
00:25:16,700 --> 00:25:19,020
‫برخلاف جماعت شما.

369
00:25:20,740 --> 00:25:22,530
‫اما این محل اقامت،

370
00:25:22,530 --> 00:25:25,440
‫موقتیه،
‫مفهومه؟

371
00:26:03,272 --> 00:26:05,607
‫داره لجوجانه حماقت می‌کنه
‫و به هر دری می‌زنه.

372
00:26:05,691 --> 00:26:07,609
‫این‌قدر اذیت شده
‫که منطق حالیش نمی‌شه،

373
00:26:07,693 --> 00:26:10,279
‫الان هم رفته خودش رو به کشتن بده.

374
00:26:10,362 --> 00:26:12,906
‫ای حرومزاده خودخواه.

375
00:26:12,990 --> 00:26:15,576
‫حتما می‌شه جور دیگه‌ای
‫هم حلش کرد.

376
00:26:15,659 --> 00:26:18,662
‫نظری نداری؟

377
00:26:18,746 --> 00:26:20,331
‫فعلا ندارم وین.

378
00:26:20,414 --> 00:26:22,374
‫شرمنده.

379
00:26:25,127 --> 00:26:27,129
‫جریان اون جسده چی بود؟

380
00:26:27,212 --> 00:26:28,464
‫همون سرباز مقتوله رو می‌گم؟

381
00:26:28,547 --> 00:26:30,215
‫اصلا منطقی نیست.

382
00:26:30,299 --> 00:26:33,844
‫خب، خوشم نمیاد چنین حرفی بزنم، ولی...

383
00:26:33,927 --> 00:26:37,848
‫دالیا بعد از سرقتمون،
‫خیلی با عصبانیت نگاهت می‌کنه.

384
00:26:37,931 --> 00:26:39,600
‫مسلما این‌طور نیست.

385
00:26:39,683 --> 00:26:41,810
‫تو که گمون نمی‌کنی حاضر باشه
‫صرفا به خاطر اذیت کردن من،

386
00:26:41,894 --> 00:26:43,395
‫کسی رو بکشه، گردنم بندازه...

387
00:26:43,479 --> 00:26:45,731
‫و همه‌مون رو به خطر بندازه؟

388
00:26:47,024 --> 00:26:49,651
‫نه. یا خدایان، نه وینیت.

389
00:26:49,735 --> 00:26:52,905
‫اصلا چنین گمونی نمی‌کنم.

390
00:27:00,662 --> 00:27:02,331
‫اگه کار دیگه‌ای نداری،

391
00:27:02,414 --> 00:27:03,874
‫دیگه می‌تونی بری ویلسون.

392
00:27:03,957 --> 00:27:05,125
‫با اجازه خانم.

393
00:27:41,662 --> 00:27:43,497
‫نیلی؟

394
00:27:49,253 --> 00:27:50,921
‫باید صبر می‌کردی تا تاریک بشه.

395
00:27:51,004 --> 00:27:52,131
‫اگه می‌دیدنت چی؟

396
00:27:52,214 --> 00:27:54,383
‫برات پای پیه آوردم.

397
00:27:54,466 --> 00:27:56,218
‫بیا.

398
00:27:56,301 --> 00:27:58,303
‫هنوز داغه.

399
00:28:00,139 --> 00:28:01,640
‫گرسنه‌ای.

400
00:28:01,723 --> 00:28:03,559
‫باید زودتر می‌اومدم.

401
00:28:03,642 --> 00:28:06,311
‫خدمتکارها خیلی زیاد بودن.

402
00:28:06,395 --> 00:28:08,814
‫اگه بفهمن من رو اینجا قایم کردی...

403
00:28:08,897 --> 00:28:11,483
‫صرفا باید خودت رو می‌دیدم.

404
00:28:12,484 --> 00:28:15,487
‫امروز بعدازظهر کارخونه‌دارها رو
‫به صرف چای می‌بینم.

405
00:28:15,571 --> 00:28:17,239
‫چقدر برامون مونده؟

406
00:28:17,322 --> 00:28:18,699
‫هوم.

407
00:28:24,037 --> 00:28:26,790
‫هفتصد هزار گیلدر.

408
00:28:26,874 --> 00:28:29,501
‫اگه اسب‌ها رو بفروشیم،
‫کمی بیشتر می‌شه.

409
00:28:29,585 --> 00:28:31,003
‫کافیه؟

410
00:28:31,086 --> 00:28:33,130
‫باید کافی باشه دیگه.

411
00:28:35,591 --> 00:28:37,593
‫موت خیلی وحشتناک شده.

412
00:28:38,635 --> 00:28:39,928
‫چـ...

413
00:28:40,012 --> 00:28:41,680
‫من که عین تو استاد مو درست کردن نیستم.

414
00:28:41,763 --> 00:28:43,265
‫خیلی دست و پا چلفتی‌ام.

415
00:28:43,348 --> 00:28:44,683
‫پس بیا اینجا.
‫بذار درستش کنم.

416
00:28:44,766 --> 00:28:46,643
‫بهتره حواسشون به صورت قشنگت باشه...

417
00:28:46,727 --> 00:28:48,812
‫و جزئیاتش رو نخونن.

418
00:28:53,150 --> 00:28:55,319
‫چند وقته دارم محرمانه...

419
00:28:55,402 --> 00:28:57,237
‫راجع به برادرت و محل سکونتش...

420
00:28:57,321 --> 00:28:59,239
‫تو «خیابون» پرس و جو می‌کنم.

421
00:28:59,323 --> 00:29:01,283
‫سرش هم عین شاخ‌هاش محکمه.

422
00:29:01,366 --> 00:29:03,744
‫وقتی پولش رو تا قرون آخر خرج کرد،
‫پیداش می‌شه.

423
00:29:03,827 --> 00:29:05,746
‫نگران نیستی؟

424
00:29:05,829 --> 00:29:08,081
‫زنده می‌مونه.

425
00:29:08,165 --> 00:29:10,459
‫همه‌مون زنده می‌مونیم.

426
00:29:10,542 --> 00:29:13,545
‫یه کم کار دیگه بیشتر نمونده.

427
00:29:13,629 --> 00:29:16,089
‫به زودی تموم می‌شه.

428
00:29:16,173 --> 00:29:18,175
‫قول می‌دم.

429
00:29:28,519 --> 00:29:30,521
‫داریوس؟

430
00:29:36,360 --> 00:29:38,695
‫آفتاب از کدوم طرف دراومده؟

431
00:29:38,779 --> 00:29:41,365
‫خوشحالم که می‌بینم
‫سالم و سرحالی.

432
00:29:42,407 --> 00:29:44,284
‫واسه چی این‌قدر طولش دادی؟

433
00:29:44,368 --> 00:29:46,286
‫من دیگه پلیس نیستم.

434
00:29:46,370 --> 00:29:49,206
‫کار دیگه‌ای واسه آزاد کردنت
‫از دستم برنمی‌اومد.

435
00:29:49,289 --> 00:29:51,875
‫حتی دیگه انسان هم نیستم.

436
00:29:51,959 --> 00:29:55,420
‫درسته. چقدر خنگم.

437
00:29:55,504 --> 00:29:57,422
‫فقط خودت کلی مشکل داری.

438
00:29:57,506 --> 00:30:00,133
‫سر من گرم کتک خوردن،

439
00:30:00,217 --> 00:30:03,053
‫گرسنگی کشیدن و یخ زدن
‫تو زندان بود،

440
00:30:03,136 --> 00:30:06,765
‫ولی خیلی ناراحت شدم
‫که شنیدم از کار بیکار شدی.

441
00:30:10,018 --> 00:30:12,646
‫گوشت گوسفند باسیلیه؟

442
00:30:29,204 --> 00:30:31,415
‫اوضاع تو زندان این‌قدر وخیم بود؟

443
00:30:36,128 --> 00:30:39,548
‫عوضی‌ها فهمیدن ماروکی که گازم گرفته بود،

444
00:30:39,631 --> 00:30:42,843
‫سلاح «معاهده» محسوب می‌شد.

445
00:30:42,926 --> 00:30:45,762
‫واسه همین آزمایشم کردن.

446
00:30:45,846 --> 00:30:47,848
‫هر روز آزمایشم کردن.

447
00:30:49,850 --> 00:30:51,852
‫مجبورم کردن کارهای خاصی بکنم.

448
00:30:54,229 --> 00:30:57,357
‫زندانی‌های دیگه رو...

449
00:30:57,441 --> 00:30:59,443
‫می‌انداختن تو سلول من.

450
00:31:02,070 --> 00:31:04,823
‫می‌اومدن تو،

451
00:31:04,906 --> 00:31:07,159
‫ولی بیرون نمی‌رفتن.

452
00:31:08,201 --> 00:31:10,829
‫شرمنده‌ام داری. تلاشم رو کردم.

453
00:31:11,872 --> 00:31:14,625
‫می‌خوای خیر سرم چی بگم، ها؟!

454
00:31:15,876 --> 00:31:18,086
‫من تمام توانم رو
‫واسه آزادیت به کار بردم.

455
00:31:18,170 --> 00:31:21,298
‫قبل از کنار گذاشتن نشان پلیست
‫و ول کردن من در راه مرگ...

456
00:31:21,381 --> 00:31:23,258
‫تلاش کردی یا بعدش؟

457
00:31:23,342 --> 00:31:25,010
‫درسته.

458
00:31:26,720 --> 00:31:28,722
‫- مزاحمت نمی‌شم.
‫- خیال کردی داری کجا می‌ری؟

459
00:31:28,805 --> 00:31:30,932
‫خیال کردی اولین احمق تاریخی...

460
00:31:31,016 --> 00:31:33,894
‫- که با کیرش فکر می‌کنه؟
‫- اون شکلی نبود.

461
00:31:33,977 --> 00:31:35,395
‫تموم شد؟

462
00:31:35,479 --> 00:31:37,439
‫یا نکنه قصد داری من رو هم بخوری؟

463
00:31:37,522 --> 00:31:39,650
‫آخه لباسم رو درمیارم،
‫این‌جوری کارت راحت‌تر می‌شه.

464
00:31:39,733 --> 00:31:41,276
‫خب، دربیار،
‫چکمه‌ات رو درنیار.

465
00:31:41,360 --> 00:31:43,737
‫این‌جوری تردتر می‌شه.

466
00:31:50,827 --> 00:31:53,121
‫راستش...

467
00:31:53,205 --> 00:31:56,041
‫بدم نمیاد سه‌تا دیگه
‫از اون‌ها بخورم.

468
00:31:57,084 --> 00:31:59,086
‫کمی خونین‌تر باشه.

469
00:32:01,838 --> 00:32:05,300
‫- یه مخفیگاه هم لازم دارم.
‫- همین‌جا در امانی.

470
00:32:05,384 --> 00:32:08,303
‫من با صاحب اینجا به توافقی رسیدم.

471
00:32:09,346 --> 00:32:11,139
‫نگاهت برات آشناست.

472
00:32:12,974 --> 00:32:14,685
‫داری چه نقشه‌ای می‌ریزی؟

473
00:32:15,727 --> 00:32:17,646
‫نقشه‌ای واسه باز کردن «خیابون» ریختم.

474
00:32:17,729 --> 00:32:19,356
‫تو ریختی؟

475
00:32:19,439 --> 00:32:21,400
‫حرومزاده‌ای دورگه نقشه ریخته؟

476
00:32:21,483 --> 00:32:23,402
‫حرومزاده دورگه‌ای که جلوت ایستاده،

477
00:32:23,485 --> 00:32:26,321
‫پسر ابشالوم بریک‌اسپیره.

478
00:32:30,784 --> 00:32:32,285
‫باز هم چای میل دارین جناب مارلو؟

479
00:32:32,369 --> 00:32:34,454
‫اِم، اِم...

480
00:32:34,538 --> 00:32:36,081
‫آره، ممنون می‌شم.

481
00:32:38,083 --> 00:32:41,086
‫آقایون، خیلی ممنونم که تشریف آوردین.

482
00:32:41,169 --> 00:32:42,713
‫متوجه شدم که برخی
‫بابت بعضی از سیاست‌های...

483
00:32:42,796 --> 00:32:44,381
‫رئیس مجلس بهت‌زده شدن.

484
00:32:44,464 --> 00:32:46,758
‫خانم لانگربین، الان که کریچ‌ها...

485
00:32:46,842 --> 00:32:48,802
‫تو کارخونه‌ها و مغازه‌هامون کار نمی‌کنن،

486
00:32:48,885 --> 00:32:51,555
‫خیلی‌هامون مجبور شدیم
‫کسب‌وکارمون رو تعطیل کنیم.

487
00:32:51,638 --> 00:32:53,390
‫خب، وانمود نمی‌کنم...

488
00:32:53,473 --> 00:32:55,392
‫که زیبایی‌های کسب‌وکار رو
‫درک می‌کنم آقایون.

489
00:32:55,475 --> 00:32:59,730
‫ولی واقعا معتقدم باید
‫از سیاست‌های رئیس مجلس حمایت کنیم.

490
00:33:00,772 --> 00:33:02,566
‫به صلاح برگه.

491
00:33:02,649 --> 00:33:04,568
‫به صلاح برگه؟
‫نتیجه سیاست‌های بریک‌اسپیر...

492
00:33:04,651 --> 00:33:06,153
‫صرفا افزایش هزینه‌های...

493
00:33:06,236 --> 00:33:07,821
‫- کسب‌وکار بوده.
‫- خواهش می‌کنم من رو ببخشین...

494
00:33:07,904 --> 00:33:10,741
‫که مخالفت می‌کنم،
‫ولی مگه همین دیروز...

495
00:33:10,824 --> 00:33:14,077
‫باندی وحشی متشکل از پیکس‌ها
‫به یکی از قطارهامون دستبرد نزدن؟

496
00:33:14,161 --> 00:33:15,662
‫یعنی اگه چنین کاری از دستشون برمیاد،

497
00:33:15,746 --> 00:33:17,497
‫از کجا معلوم اگه بتونن
‫آزاداته تو شهرمون بچرخن،

498
00:33:17,581 --> 00:33:20,125
‫چه خرابی‌هایی به بار میارن؟

499
00:33:20,208 --> 00:33:21,960
‫قطعا اعدام‌های دیروز
‫پیغام مناسبی رو...

500
00:33:22,043 --> 00:33:23,920
‫- به گوششون رسوند.
‫- احتیاط کردن...

501
00:33:24,004 --> 00:33:26,214
‫خیلی خوبه خانم لانگربین،

502
00:33:26,298 --> 00:33:29,551
‫ولی ما مردانی هستیم
‫که باید شکم خانواده‌مون رو سیر کنیم.

503
00:33:29,634 --> 00:33:34,347
‫معلومه.
‫باید امنیت بچه‌هاتون رو هم تأمین کنین.

504
00:33:34,431 --> 00:33:36,933
‫ولی اصلا انتظار ندارم
‫بابت وفاداریتون...

505
00:33:37,017 --> 00:33:40,729
‫به حزبتون زجر بکشین.

506
00:33:40,812 --> 00:33:44,274
‫من معتقدم وفاداری باید به دست بیاد.

507
00:33:44,357 --> 00:33:50,155
‫در نتیجه، دوست دارم در راستای وفاداری،

508
00:33:50,238 --> 00:33:53,575
‫سرمایه‌گذاری پدرم
‫تو کارخونه‌هاتون رو افزایش بدم.

509
00:33:55,952 --> 00:34:00,999
‫قبلا همین پیشنهاد رو
‫به باقی اعضای حزبمون هم دادم.

510
00:34:01,082 --> 00:34:03,001
‫همه‌شون قبول کردن.

511
00:34:06,213 --> 00:34:08,673
‫سهمتون از کارخونه من...

512
00:34:08,757 --> 00:34:10,467
‫با این قرارداد...

513
00:34:10,550 --> 00:34:12,552
‫خیلی افزایش پیدا می‌کنه.

514
00:34:12,635 --> 00:34:14,387
‫خودتون تو کار تجارتین.

515
00:34:14,471 --> 00:34:17,474
‫ولی نمی‌شه که بدون ضمانت
‫بهتون پول قرض بدم.

516
00:34:17,557 --> 00:34:19,809
‫موافق نیستین؟

517
00:34:19,893 --> 00:34:22,061
‫ولی حالا که کریچ‌ها
‫تو «خیابون» منزوی شدن،

518
00:34:22,144 --> 00:34:24,396
‫همچنان نیروی کار نداریم.

519
00:34:24,481 --> 00:34:26,691
‫اگه کارگر کم‌دستمزد نداشته باشیم هم...

520
00:34:26,775 --> 00:34:28,276
‫اصلا امکان نداره...

521
00:34:28,360 --> 00:34:29,903
‫بتونیم پولتون رو برگردونیم.

522
00:34:29,986 --> 00:34:35,200
‫آقایون، می‌خوام راز کوچکی رو
‫باهاتون در میون بذارم.

523
00:34:35,282 --> 00:34:39,246
‫معتقدم می‌تونم رئیس مجلس رو
‫قانع کنم در نبرد «معاهده»...

524
00:34:39,329 --> 00:34:41,998
‫با «سپیده‌دم نو» براشون کمک بفرسته.

525
00:34:42,082 --> 00:34:45,293
‫در اون صورت،
‫باید کل صنایعمون...

526
00:34:45,376 --> 00:34:47,295
‫با تمام توان کار کنن.

527
00:34:47,378 --> 00:34:50,507
‫استثنا قائل می‌شن
‫که پریان کارگر ماهر...

528
00:34:50,590 --> 00:34:53,050
‫به کارخونه‌ها برگردن.

529
00:34:53,134 --> 00:34:56,012
‫شما هم بارتون رو...

530
00:34:56,096 --> 00:34:59,099
‫می‌بندین آقایون.

531
00:34:59,182 --> 00:35:01,726
‫ولی کمک به «معاهده»...

532
00:35:01,810 --> 00:35:03,311
‫بر خلاف کل آرمان‌های...

533
00:35:03,395 --> 00:35:04,813
‫پدرتونه.

534
00:35:04,896 --> 00:35:07,440
‫من که پدرم نیستم جناب فلچر.

535
00:35:16,449 --> 00:35:19,035
‫خیلی سپاس‌گزارم
‫که همه‌تون تصمیم گرفتین...

536
00:35:19,119 --> 00:35:23,123
‫تو این دوران دشوار،
‫از رهبریم حمایت کنین.

537
00:35:37,262 --> 00:35:39,598
‫دنبالم بیاین.

538
00:35:39,681 --> 00:35:41,474
‫از این طرف.
‫اینجا رو خالی کنین.

539
00:35:41,558 --> 00:35:43,184
‫آماده‌ای؟ بلندش کن.

540
00:35:49,774 --> 00:35:52,777
‫اصلا از کنارت نمی‌رم.

541
00:35:52,861 --> 00:35:56,865
‫اگه می‌تونستم جام رو
‫باهات عوض کنم، می‌کردم.

542
00:35:58,366 --> 00:36:00,118
‫عاشقتم.

543
00:36:02,162 --> 00:36:04,915
‫من بدون تو...

544
00:36:04,998 --> 00:36:06,499
‫احمقی بیش نیستم.

545
00:36:08,585 --> 00:36:11,004
‫احمق خودمی.

546
00:36:12,088 --> 00:36:13,882
‫چیزی نیست. هیس.

547
00:36:13,965 --> 00:36:16,468
‫چیزی نیست.
‫من پیشتم.

548
00:36:16,551 --> 00:36:18,053
‫تنهات نمی‌ذارم.

549
00:36:21,139 --> 00:36:23,642
‫حالت خوبه عزیز دلم؟

550
00:36:29,689 --> 00:36:32,651
‫دیگه چیزی نمونده.

551
00:36:33,902 --> 00:36:35,779
‫راستش، شاید هنوز هم بتونیم...

552
00:36:35,862 --> 00:36:37,989
‫به طریقی آبروی اون برگی‌های عوضی رو ببریم.

553
00:36:38,073 --> 00:36:40,158
‫منظورت چیه؟

554
00:36:40,241 --> 00:36:42,577
‫گمون کنم نقشه‌ای ریختم،
‫ولی باید کمکم کنین.

555
00:36:42,661 --> 00:36:44,829
‫جفتتون باید کمکم کنین.

556
00:36:55,006 --> 00:36:57,300
‫عه!

557
00:37:23,368 --> 00:37:27,455
‫مور فیلار ایستیاگ میت.

558
00:37:45,181 --> 00:37:47,851
‫ازشون کمک خواستیم،
‫اون‌وقت بهش شلیک کردن؟

559
00:37:47,934 --> 00:37:50,603
‫یه مشت هیولان دالیا.

560
00:37:50,687 --> 00:37:52,981
‫انسان‌ها عوض نمی‌شن.

561
00:37:53,064 --> 00:37:55,608
‫وینیت احمق بود.

562
00:38:41,446 --> 00:38:43,114
‫جلوت رو بپا!

563
00:38:44,157 --> 00:38:45,617
‫آهای!

564
00:38:56,586 --> 00:38:58,588
‫تکون بخور.

565
00:39:06,596 --> 00:39:08,056
‫از این طرف.

566
00:39:53,268 --> 00:39:55,395
‫آگرئوس؟

567
00:40:04,279 --> 00:40:05,989
‫خیال می‌کردم دیگه نمی‌بینمت.

568
00:40:06,072 --> 00:40:08,074
‫هیس. هیس.

569
00:40:11,995 --> 00:40:14,080
‫- اینجا کجاست؟
‫- فعلا خونه‌مونه.

570
00:40:14,164 --> 00:40:17,542
‫- خونه‌مونه؟ باید اینجا بمونیم؟
‫- افرادی که آوردنم اینجا...

571
00:40:17,625 --> 00:40:20,336
‫گفتن باید اینجا رو
‫با دو خانواده دیگه شریک بشیم.

572
00:40:20,420 --> 00:40:21,880
‫شریک بشیم؟

573
00:40:21,963 --> 00:40:25,008
‫تا وقتی که بتونم بهای آزادیمون رو جور کنم.

574
00:40:25,091 --> 00:40:27,677
‫آره. مسلما می‌شه به طریقی
‫بهای کشتیمون رو بدی...

575
00:40:27,760 --> 00:40:30,555
‫و آشنابازی دربیاری
‫که خدمه‌مون رو آزاد کنن.

576
00:40:32,015 --> 00:40:33,433
‫چی شده؟

577
00:40:33,516 --> 00:40:35,185
‫حالت خوبه؟

578
00:40:35,268 --> 00:40:37,187
‫آره. آره. معلومه.

579
00:40:37,270 --> 00:40:38,813
‫آره، سعیم رو می‌کنم.

580
00:40:38,897 --> 00:40:40,440
‫خودت چی شدی؟

581
00:40:40,523 --> 00:40:44,152
‫- اینجا بشین.
‫- خیلی گیج‌کننده بود.

582
00:40:44,235 --> 00:40:48,031
‫من رو به خونه‌ای فرستادن
‫و دوباره رفتن.

583
00:40:48,114 --> 00:40:50,450
‫به کدوم خونه؟
‫متوجه نمی‌شم.

584
00:40:50,533 --> 00:40:53,661
‫خودم هم نمی‌شم. من رو عین اثاثیه
‫همون‌جا ول کردن.

585
00:40:53,745 --> 00:40:55,747
‫تنها کسی که باهام صحبت کرد،
‫خدمتکاری مسن بود.

586
00:40:55,830 --> 00:40:58,458
‫سعی کرد مجبورم کنه سیب‌زمینی پوست بکنم
‫و بعدش...

587
00:40:58,541 --> 00:41:01,336
‫حرف‌های خیلی ناروایی راجع به...

588
00:41:01,419 --> 00:41:02,587
‫راجع به چی زد؟

589
00:41:02,670 --> 00:41:05,173
‫راستش، راجع به خودمون زد.

590
00:41:05,256 --> 00:41:08,301
‫- از رابطه‌مون خبر داشت؟
‫- آره.

591
00:41:08,384 --> 00:41:09,510
‫خیلی عجیب بود.

592
00:41:09,594 --> 00:41:11,262
‫لحنش اصلا عین...

593
00:41:11,346 --> 00:41:12,805
‫خدمتکارها نبود،
‫وقتی هم حرف می‌زد،

594
00:41:12,889 --> 00:41:14,849
‫از انقلاب گفت
‫و تحت نظرم داشت...

595
00:41:14,933 --> 00:41:17,268
‫که ببینه چه واکنشی نشون می‌دم.

596
00:41:17,352 --> 00:41:19,187
‫- داشت آزمایشت می‌کرد.
‫- آره.

597
00:41:19,270 --> 00:41:20,688
‫ممکنه. نـ...

598
00:41:20,772 --> 00:41:23,191
‫نمی‌دونم چه فکری بکنم.

599
00:41:23,274 --> 00:41:25,485
‫یکی از شاخ‌هاش شکسته بود.

600
00:41:25,568 --> 00:41:28,071
‫بهم گفت اسمش لئونوراست.

601
00:41:29,697 --> 00:41:31,574
‫لئونورا؟

602
00:41:31,658 --> 00:41:33,451
‫آره.

603
00:41:41,417 --> 00:41:43,336
‫همین زن بود؟

604
00:41:43,419 --> 00:41:45,129
‫خودشه؟

605
00:41:45,213 --> 00:41:46,839
‫آره.

606
00:41:46,923 --> 00:41:49,509
‫آره، خودشه.

607
00:41:49,592 --> 00:41:51,594
‫ولی کیه؟

608
00:41:55,682 --> 00:41:58,768
‫هرچقدر هم تلاش می‌کردم،

609
00:41:58,851 --> 00:42:02,397
‫نمی‌تونستم بیدار بشم،
‫بعدش هم...

610
00:42:03,856 --> 00:42:09,070
‫یه چیزی رو با نفسش
‫به من منتقل کرد و...

611
00:42:09,153 --> 00:42:12,490
‫یهو انگار تو بدن یکی دیگه بودم...

612
00:42:13,533 --> 00:42:16,119
‫و مشاهدات طرف رو می‌دیدم.

613
00:42:17,161 --> 00:42:19,080
‫شرمنده‌ام میما، دیـ...

614
00:42:19,163 --> 00:42:21,082
‫دیگه نمی‌دونستم کجا برم.

615
00:42:21,165 --> 00:42:23,584
‫کار درستی کردی
‫که اومدی پیشم فرزندم.

616
00:42:24,877 --> 00:42:28,256
‫مطمئنی ایفه سیمانی رو دیده بودی؟

617
00:42:28,339 --> 00:42:31,634
‫هوم. دارم دیوانه می‌شم، مگه نه؟

618
00:42:35,596 --> 00:42:37,974
‫شاید اتفاق بدتری افتاده باشه.

619
00:42:39,434 --> 00:42:42,729
‫منبع قدرت هاروسپکس‌ها مرگه.

620
00:42:42,812 --> 00:42:45,440
‫جادوی شومیه.

621
00:42:45,523 --> 00:42:50,069
‫می‌گن سیمانی حیوانی رو
‫که سلاخیش کرده بود احضار کرده...

622
00:42:50,153 --> 00:42:54,490
‫و بعدش شایعاتی پخش شد
‫که حاضره واسه افرادی که بهاش رو بپردازن،

623
00:42:54,574 --> 00:42:58,494
‫وارد ذهن بقیه بشه
‫و مجبورشون کنه کارهایی بکنن.

624
00:43:00,288 --> 00:43:02,373
‫کارهای شریرانه‌ای بکنن.

625
00:43:03,624 --> 00:43:06,044
‫یعنی تو ذهن منه؟

626
00:43:06,127 --> 00:43:07,754
‫چطور ممکنه؟

627
00:43:07,837 --> 00:43:10,757
‫اون که مرده.
‫خودم شاهد مرگش بودم.

628
00:43:12,175 --> 00:43:13,885
‫اجازه هست؟

629
00:43:15,553 --> 00:43:17,555
‫می‌شه لطفا؟

630
00:43:37,325 --> 00:43:40,036
‫مور فیلار...

631
00:43:40,119 --> 00:43:43,122
‫ایستیاگ میت.

632
00:43:50,296 --> 00:43:54,425
‫مور فیلار ایستیاگ میت.

633
00:43:56,135 --> 00:43:58,346
‫مور فیلار...

634
00:43:58,429 --> 00:44:01,265
‫ایستیاگ میت.

635
00:44:04,185 --> 00:44:07,814
‫مور فیلار ایستیاگ میت.

636
00:44:17,365 --> 00:44:19,826
‫میما؟

637
00:44:19,909 --> 00:44:23,162
‫گفته بودی شاهد از دنیا رفتن سیمانی بودی؟

638
00:44:23,246 --> 00:44:25,748
‫خودت حضور داشتی؟

639
00:44:25,832 --> 00:44:28,292
‫آره، حضور داشتم.

640
00:44:28,376 --> 00:44:30,294
‫در حین مرگش،

641
00:44:30,378 --> 00:44:32,713
‫قدرتش رو به تو منتقل کرد.

642
00:44:33,756 --> 00:44:36,175
‫ولی من قدرتش رو نمی‌خوام.

643
00:44:37,635 --> 00:44:39,679
‫اصلا نمی‌خوام کاریش داشته باشم.

644
00:44:39,762 --> 00:44:41,848
‫به خاطر خودت هم که شده،
‫امیدوارم نخوایش فرزندم.

645
00:44:41,931 --> 00:44:44,434
‫آخه بینشش نفرین محسوب می‌شه...

646
00:44:44,517 --> 00:44:47,019
‫و پذیرفتن شرارت...

647
00:44:47,103 --> 00:44:50,106
‫با شریر شدن عجینه.

648
00:44:53,818 --> 00:44:57,655
‫اونا حاضره جونش رو
‫در این راه بذاره.

649
00:44:57,738 --> 00:45:00,533
‫کین، فدرا و خودم هم حاضریم.

650
00:45:00,616 --> 00:45:03,161
‫دالیا، فرصت داریم...

651
00:45:03,244 --> 00:45:05,830
‫ظاهرسازیشون رو به روی خودشون بیاریم.

652
00:45:05,913 --> 00:45:07,915
‫اگه اجازه بدی،

653
00:45:07,999 --> 00:45:10,251
‫می‌خوایم ضربه سختی بهشون بزنیم.

654
00:45:10,334 --> 00:45:12,587
‫امشب می‌ریم.

655
00:45:22,221 --> 00:45:25,141
‫برادران و خواهرانم،

656
00:45:25,224 --> 00:45:27,310
‫چندین ماهه...

657
00:45:27,393 --> 00:45:31,689
‫شاهد عدم بروز احساساتمون تو کثافت بودیم.

658
00:45:31,772 --> 00:45:34,609
‫بس دوب نفسمون رو بند آورده...

659
00:45:34,692 --> 00:45:38,029
‫و این سلاخ‌های عوضی
‫لهمون می‌کنن.

660
00:45:41,199 --> 00:45:42,658
‫ولی یادشون رفته...

661
00:45:42,742 --> 00:45:46,829
‫ما کی هستیم.

662
00:45:47,872 --> 00:45:50,082
‫ما خون...

663
00:45:50,166 --> 00:45:52,084
‫و زجر خودمون رو...

664
00:45:52,168 --> 00:45:55,421
‫تو چشم و چال اون برگی‌ها فرو می‌کنیم.

665
00:45:55,505 --> 00:45:58,216
‫می‌ذاریم بوی زجرمون رو حس کنن.

666
00:45:58,299 --> 00:46:00,051
‫می‌ذاریم زجرمون رو بچشن.

667
00:46:00,134 --> 00:46:01,761
‫ببینیم خوششون میاد یا نه.

668
00:46:10,269 --> 00:46:12,855
‫نقشه وینیت شجاعانه و هوشمندانه است،

669
00:46:12,939 --> 00:46:16,108
‫ولی اصلا نباید اشتباه کنن.

670
00:46:16,192 --> 00:46:19,987
‫در نتیجه، خودم حمله به برگ رو
‫رهبری می‌کنم.

671
00:46:20,071 --> 00:46:21,739
‫دالیا.

672
00:46:21,822 --> 00:46:24,283
‫دالیا، خواهش می‌کنم.

673
00:46:24,367 --> 00:46:26,786
‫نباید جونت رو به خطر بندازی.

674
00:46:26,869 --> 00:46:28,412
‫خودت که می‌دونی
‫همه‌شون گوش به فرمان توئن.

675
00:46:28,496 --> 00:46:30,331
‫خودم از پسش برمیام.

676
00:46:30,414 --> 00:46:33,876
‫حاضرم جونم رو در راه «غراب»
‫بی‌درنگ فدا کنم.

677
00:46:33,960 --> 00:46:35,920
‫یعنی من حاضر نیستم؟

678
00:46:36,003 --> 00:46:38,589
‫- اِم...
‫- ظاهرا هنوز خوب نفهمیدی...

679
00:46:38,673 --> 00:46:40,174
‫اینجا کی رئیسه.

680
00:46:40,258 --> 00:46:43,386
‫ظاهرا خیال می‌کنی خودت رهبری.

681
00:46:43,469 --> 00:46:47,515
‫اگه اقدامی بکنی،
‫بال‌هات رو می‌کنم.

682
00:46:48,516 --> 00:46:50,393
‫- وایستا.
‫- بزن به چاک.

683
00:46:50,476 --> 00:46:52,979
‫وگرنه دادت درمیاد.

684
00:46:53,062 --> 00:46:55,064
‫خودت ببین چی می‌شه.

685
00:47:04,031 --> 00:47:06,492
‫عملیش می‌کنیم.
‫قول می‌دم.

686
00:47:06,576 --> 00:47:08,578
‫باید عملیش کنیم.

687
00:47:34,645 --> 00:47:37,982
‫پس نتونستی وجدانش رو بیدار کنی؟

688
00:47:38,065 --> 00:47:39,567
‫متأسفانه نتونستم.

689
00:47:41,193 --> 00:47:42,903
‫خب...

690
00:47:42,987 --> 00:47:45,239
‫خودم می‌دونم سعیت رو کردی.

691
00:47:53,164 --> 00:47:57,668
‫راستش، حس می‌کنم
‫مادرت بهت افتخار می‌کنه،

692
00:47:57,752 --> 00:48:00,171
‫پدرت هم اگه بود،
‫بهت افتخار می‌کرد.

693
00:48:00,254 --> 00:48:01,964
‫خودم کنارت می‌ایستم...

694
00:48:02,048 --> 00:48:03,883
‫و درخواست می‌کنم مجلس رسیدگی کنه.

695
00:48:03,966 --> 00:48:06,886
‫حداقل حق شهروندیمه.

696
00:48:06,969 --> 00:48:09,722
‫ضمنا، اگه تعداد شاهدین کافی باشه،
‫مثلا آفیسا، دوست پاکت هم باشه،

697
00:48:09,805 --> 00:48:12,558
‫هر بلایی هم سرمون بیاد،

698
00:48:12,642 --> 00:48:15,478
‫حقیقت بالاخره برملا می‌شه.

699
00:48:15,561 --> 00:48:17,146
‫احتمالا می‌شه.

700
00:48:17,229 --> 00:48:19,565
‫امیدوارم بشه.

701
00:48:19,649 --> 00:48:22,234
‫واقعا مطمئنی که می‌خوای چنین کاری بکنی؟

702
00:48:23,277 --> 00:48:25,404
‫نمی‌خوام.

703
00:48:25,488 --> 00:48:27,323
‫مجبورم.

704
00:49:45,568 --> 00:49:48,487
‫حضور در این سمت رودخونه...

705
00:49:48,571 --> 00:49:51,490
‫- و تو برگ چه حسی داره؟
‫- قطعا خوش‌بوتره.

706
00:50:28,819 --> 00:50:31,322
‫همه‌مون براتون دعا می‌کنیم جناب اسپرن‌رز.

707
00:50:31,405 --> 00:50:34,200
‫وای، ممنون خانم.

708
00:50:34,283 --> 00:50:36,911
‫از خواهر عزیزتون خبری نشده؟

709
00:50:36,994 --> 00:50:40,873
‫خب، نه. اِم،
‫من کل امکاناتم رو به کار گرفتم...

710
00:50:40,956 --> 00:50:42,666
‫و مسئولین دارن تلاششون رو می‌کنن...

711
00:50:42,750 --> 00:50:44,668
‫که ایموجن عزیزم رو نجات بدن.

712
00:50:44,752 --> 00:50:48,506
‫ولی سارقش کلا خیلی خودنما بود،

713
00:50:48,589 --> 00:50:52,927
‫فائون ثروتمندی بود
‫و فعلا از اجرای عدالت فرار کرده.

714
00:50:53,010 --> 00:50:55,429
‫اگه پاک جماعت ثروتمند بشه،
‫به همین‌جا ختم می‌شه.

715
00:50:55,513 --> 00:50:58,265
‫زنانمون رو شکار می‌کنن.

716
00:50:58,349 --> 00:51:01,477
‫شرمنده. اِم...
‫عذر می‌خوام خانم.

717
00:51:01,560 --> 00:51:02,978
‫اِم، تصورش خیلی...

718
00:51:03,062 --> 00:51:05,314
‫وای، چقدر گناه دارین.

719
00:51:05,397 --> 00:51:08,943
‫کاش رئیس مجلس پریان رو
‫زودتر منزوی کرده بود.

720
00:51:09,026 --> 00:51:12,196
‫آره. آره، کاش.

721
00:51:28,420 --> 00:51:30,881
‫می‌شه این رو ببرین؟
‫ممنون.

722
00:51:40,683 --> 00:51:43,018
‫خب، صرفا چون رهبر اپوزیسیون هستن،

723
00:51:43,102 --> 00:51:46,397
‫دلیل نمی‌شه در کل مسائل
‫اختلاف نظر داشته باشیم، متوجهین دیگه؟

724
00:51:46,480 --> 00:51:49,984
‫قطعا. گمون می‌کنم این خانم
‫استاد ترغیب کردن باشن.

725
00:51:50,067 --> 00:51:52,278
‫مطمئنم اکثر اوقات لازم نیست
‫حرفی هم به زبون بیارن.

726
00:51:52,361 --> 00:51:55,614
‫عجب، ولی وقتی
‫به زبون بیارم جناب سفیر...

727
00:51:55,698 --> 00:51:58,158
‫شما هم عین بقیه‌مون
‫به لرزه می‌افتین.

728
00:52:27,313 --> 00:52:28,397
‫حضار گرامی...

729
00:52:32,818 --> 00:52:34,528
‫بهشون شلیک کنین!

730
00:52:36,363 --> 00:52:37,865
‫تیرم به هدف نمی‌خوره!

731
00:52:37,948 --> 00:52:40,284
‫از رئیس مجلس محافظت کنین!

732
00:52:55,883 --> 00:52:58,844
‫ضیافت شام به همگی خوش می‌گذره؟

733
00:53:00,346 --> 00:53:03,390
‫شما نمی‌فهمین گرسنگی...

734
00:53:03,474 --> 00:53:05,351
‫یعنی چی.

735
00:53:06,352 --> 00:53:09,521
‫خب، ما می‌دونیم.
‫ما رو به خاطر دارین؟

736
00:53:09,605 --> 00:53:12,566
‫تو کارخونه‌هاتون عرق می‌ریختیم.
‫مراقب بچه‌هاتون بودیم.

737
00:53:12,650 --> 00:53:15,027
‫الان هم داریم تو خیابون‌های داغونتون
‫از گرسنگی جون می‌دیم،

738
00:53:15,110 --> 00:53:17,446
‫ولی شما یه دل سیر غذا می‌خورین.

739
00:53:31,126 --> 00:53:32,920
‫ایشون اوناست.

740
00:53:33,003 --> 00:53:36,173
‫داره به خاطر بس دوب می‌میره.

741
00:53:36,256 --> 00:53:37,758
‫به خاطر شما می‌میره.

742
00:53:37,841 --> 00:53:40,886
‫دیدنش دردناکه، مگه نه؟

743
00:53:40,970 --> 00:53:43,722
‫ترجیح می‌دین این وضع داغون،

744
00:53:43,806 --> 00:53:46,809
‫کثافت و خونین رو نبینین.

745
00:53:46,892 --> 00:53:48,268
‫قشنگ نیست،

746
00:53:48,352 --> 00:53:50,270
‫مگه نه؟ نگاهتون رو ندزدین!

747
00:54:02,032 --> 00:54:04,034
‫بس دوب این شکلیه.

748
00:54:05,160 --> 00:54:07,329
‫کلی پیکس دارن
‫به خاطر این بیماری می‌میرن.

749
00:54:07,413 --> 00:54:08,956
‫نه دارویی دارن. نه راه فراری دارن.

750
00:54:09,039 --> 00:54:10,958
‫خانواده‌هاشون مجبورن
‫شاهد پوسیدن جسمشون،

751
00:54:11,041 --> 00:54:13,419
‫جیغ کشیدنشون و مرگشون باشن.

752
00:54:16,213 --> 00:54:20,092
‫با دقت ببینین
‫دارین چه بلایی سرمون میارین.

753
00:54:22,720 --> 00:54:24,638
‫برو عشقم.

754
00:54:24,722 --> 00:54:26,724
‫پرواز کن.

755
00:54:47,411 --> 00:54:50,873
‫نه!

756
00:55:19,818 --> 00:55:22,154
‫خداحافظ عشقم.

757
00:55:58,107 --> 00:56:00,567
‫از نقشه «غراب سیاه» خبر داشتی؟

758
00:56:04,571 --> 00:56:06,490
‫نقشه خودم بود.

759
00:56:06,514 --> 00:56:23,514
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

760
00:56:23,538 --> 00:56:37,538
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

761
00:56:58,750 --> 00:57:00,586
‫وینیت!
‫هستی؟

762
00:57:00,669 --> 00:57:02,629
‫چیزی نیست.

763
00:57:04,089 --> 00:57:06,508
‫باید زود بیای.

764
00:57:15,267 --> 00:57:17,311
‫اینجا بچه داریم.
‫جمعش کنین

765
00:57:17,394 --> 00:57:20,522
‫- جمعش کنین!
‫- ببین چیکار کردن.

766
00:57:20,606 --> 00:57:22,691
‫انسان‌ها رو می‌گم.

767
00:57:22,774 --> 00:57:25,194
‫دالیا و بولرو رو کشتن.

