﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:20,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:20,048 --> 00:00:30,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:30,989 --> 00:00:32,489
‫خوبم

5
00:00:38,580 --> 00:00:40,080
‫دارم میام

6
00:00:44,127 --> 00:00:45,795
‫- سلام
‫- سلام

7
00:00:46,504 --> 00:00:48,004
‫ام...

8
00:00:48,256 --> 00:00:50,800
‫- خونه نیست
‫- با امیلی کار ندارم، باید دوش بگیرم

9
00:00:51,384 --> 00:00:52,884
‫- عجب
‫- خودم یه حموم دارم،

10
00:00:52,886 --> 00:00:54,429
‫و دو تا زن تسخیرش کردن

11
00:00:54,512 --> 00:00:56,014
‫- سریع تمومش می‌کنم، قول میدم
‫- باشه

12
00:00:56,097 --> 00:00:58,391
‫من دارم میرم بیرون،
‫پس هر چی می‌خوای طولش بده

13
00:00:58,475 --> 00:00:59,809
‫ممنون

14
00:00:59,893 --> 00:01:02,812
‫راستی، من اگه جای تو بودم
‫از لیف صورتیه استفاده نمی‌کردم

15
00:01:04,397 --> 00:01:05,897
‫آره

16
00:01:07,901 --> 00:01:09,319
‫صبح بخیر، امیلی

17
00:01:09,402 --> 00:01:10,902
‫سلام

18
00:01:10,904 --> 00:01:12,822
‫نباید گابریل شیرینی‌هاتو بیاره؟

19
00:01:12,906 --> 00:01:14,282
‫به اندازه‌ی کافی گرفتی؟

20
00:01:14,365 --> 00:01:16,659
‫پیاده‌روی صبحگاهی رو دوست دارم

21
00:01:16,743 --> 00:01:19,287
‫ولی تقریباً از کل شیرینی‌ها خریدیم

22
00:01:20,163 --> 00:01:22,290
‫مجبور شدم برای سه نفر بخرم.
‫خب، چهار نفر

23
00:01:22,373 --> 00:01:23,374
‫دو قلو حامله‌ای؟

24
00:01:23,458 --> 00:01:25,293
‫خدایا، نه.
‫داشتم سوفیا رو حساب می‌کردم

25
00:01:27,962 --> 00:01:29,964
‫- سلام امیلی
‫- سلام

26
00:01:30,048 --> 00:01:31,633
‫این دفعه نون مارپیچ کشمشی پیدا کردی؟

27
00:01:31,716 --> 00:01:34,052
‫اوضاع شما سه نفر چطوره؟

28
00:01:34,135 --> 00:01:36,304
‫اون داخل شبیه یه اردوگاه جنگلی شده

29
00:01:37,305 --> 00:01:38,473
‫کجا می‌خوابین؟

30
00:01:38,556 --> 00:01:40,056
‫توی تخت گابریل

31
00:01:40,892 --> 00:01:43,144
‫آهاو عالیه، خیلی دنجه

32
00:01:43,228 --> 00:01:44,728
‫خودش روش مبل می‌خوابه

33
00:01:45,188 --> 00:01:46,981
‫آها. اینجوری منطقی‌تر شد

34
00:01:47,065 --> 00:01:49,234
‫حتماً فکر کردی ما دیوونه‌ایم، آره؟

35
00:01:49,317 --> 00:01:51,069
‫چی؟ نه

36
00:01:52,153 --> 00:01:56,116
‫نه، خب من...
‫میرم آماده بشم برای... کار، کار، کار

37
00:01:56,199 --> 00:01:57,699
‫آره، می‌بینیمت

38
00:01:57,742 --> 00:02:00,161
‫- تا بعد
‫- تا بعد

39
00:02:00,245 --> 00:02:01,745
‫تا بعد

40
00:02:01,830 --> 00:02:04,457
‫جفتشون هنوز اونجان، مین

41
00:02:04,541 --> 00:02:07,127
‫همه با هم چپیدن توی آپارتمان اون

42
00:02:07,210 --> 00:02:09,754
‫می‌دونم چندین بار بهم گفتی
‫حرفی در موردش نزنم،

43
00:02:09,838 --> 00:02:13,341
‫ولی من... نمی‌فهمم چرا گابریل
‫اجازه داده دوست دختر سابقش،

44
00:02:13,424 --> 00:02:17,512
‫یا نامزد سابقش و دوست دخترش،
‫که باز به هم برگشتن، پیشش بمونن

45
00:02:17,595 --> 00:02:19,639
‫انگار اونجا یه حرمسرا درست کرده

46
00:02:19,722 --> 00:02:23,101
‫میگم، توی فرانسه این چیزها عادیه؟
‫اینجا چندهمسری قانونیه؟

47
00:02:24,018 --> 00:02:26,479
‫در ضمن، می‌دونی موقع دویدن چی دیدم؟

48
00:02:27,272 --> 00:02:30,525
‫کلی مرد، مردهای جذاب، همه جا بودن

49
00:02:30,608 --> 00:02:32,861
‫پاریس پر از اوناست

50
00:02:33,486 --> 00:02:36,030
‫اونقدر روی گابریل و الفی،
‫تمرکز کرده بودم،

51
00:02:36,114 --> 00:02:39,117
‫که یادم رفته بود
‫مجرد بودن چه حسی داره

52
00:02:39,200 --> 00:02:41,870
‫و حالا که با هیچکدومشون نیستم،
‫می‌خوام...

53
00:02:41,953 --> 00:02:43,621
‫با الفی نیستی؟

54
00:02:44,122 --> 00:02:46,374
‫خودم دیدم توی مسابقات تنیس
‫همدیگه رو می‌بوسیدین

55
00:02:46,457 --> 00:02:48,376
‫من...

56
00:02:49,294 --> 00:02:50,794
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

57
00:02:51,004 --> 00:02:53,214
‫حمومم پره.
‫نمی‌خواستم بترسونمت

58
00:02:53,298 --> 00:02:55,133
‫- ترسوندی
‫- میشه یه حوله بهم بدی؟

59
00:02:55,216 --> 00:02:57,343
‫تمام حرفامو شنیدی،
‫چرا زودتر قطعش نکردی؟

60
00:02:57,427 --> 00:03:00,430
‫دلم برای شنیدن در مورد
‫دویدن‌های هیجان‌انگیزت تنگ شده بود

61
00:03:00,513 --> 00:03:02,098
‫نتونستم

62
00:03:02,181 --> 00:03:04,684
‫ببین، می‌دونم وضعیت زندگیم
‫ایده‌آل نیست،

63
00:03:04,767 --> 00:03:07,087
‫ولی فقط تا وقتیه که سوفیا و کمیل
‫یه جا برای خودشون پیدا کنن

64
00:03:19,866 --> 00:03:23,161
‫میزون لاوا، باکارا،
‫دل‌شکستگی

65
00:03:23,244 --> 00:03:25,663
‫هیجان‌زده‌ایم که
‫عطر دل‌شکستگی رو معرفی کنیم،

66
00:03:25,747 --> 00:03:29,125
‫همکاری خیره کننده‌ی میزون لاوا
‫با دوستانمون در باکارا

67
00:03:29,208 --> 00:03:31,002
‫باکارا یه اثر هنری خلق کرده

68
00:03:31,085 --> 00:03:32,128
‫باعث افتخارمون بود

69
00:03:32,211 --> 00:03:33,379
‫وای، این یکی ترک داره

70
00:03:33,463 --> 00:03:35,506
‫نه، همه‌شون ترک دارن.
‫طراحیش اینجوریه

71
00:03:35,590 --> 00:03:37,926
‫آها! چه هوشمندانه

72
00:03:38,009 --> 00:03:40,303
‫ببخشید دیر کردم.
‫قطار اشتباهی سوار شدم

73
00:03:40,386 --> 00:03:41,886
‫سلام، الفی

74
00:03:41,888 --> 00:03:45,433
‫خب، بیاین در مورد جشن افتتاحمون
‫در میزون باکارا حرف بزنیم

75
00:03:45,516 --> 00:03:47,435
‫- ممنون بابت میزبانی
‫- البته

76
00:03:47,518 --> 00:03:50,521
‫حتی محترم‌ترین مجموعه‌دارهامون
‫نمی‌تونن یه مهمونی رو رد کنن

77
00:03:50,605 --> 00:03:52,690
‫برای ردیابی میزان تعاملمون
‫در شبکه‌های اجتماعی،

78
00:03:52,774 --> 00:03:56,110
‫از اینفلوئنسرهای منتخب دعوت کردیم
‫تا با هشتگ مهمونی‌دلشکستگی،

79
00:03:56,194 --> 00:03:57,987
‫درباره این رویداد پست بذارن

80
00:03:58,655 --> 00:04:01,532
‫آنتوان، تو...
‫مایلی باهاش عکس بگیری؟

81
00:04:01,616 --> 00:04:04,035
‫همیشه خوشحالم که
‫با زن‌های زیبا عکس بگیرم

82
00:04:04,118 --> 00:04:06,579
‫و مردها. به هر حال این عطر
‫هم زنونه ست، هم مردونه

83
00:04:07,205 --> 00:04:10,041
‫چی الهام‌بخشت شد
‫که یه عطر زنونه‌مردونه بسازی؟

84
00:04:10,124 --> 00:04:11,624
‫طلاقم

85
00:04:12,460 --> 00:04:15,046
‫فهمیدم دلشکستگی جهانیه

86
00:04:15,129 --> 00:04:16,629
‫همه تجربه‌شو دارن

87
00:04:18,174 --> 00:04:20,843
‫و همه دارن به دعوتنامه
‫جواب مثبت میدن

88
00:04:20,927 --> 00:04:22,886
‫مهمون‌ها خیلی هیجان‌زده‌ان
‫که یه مهمونی بالماسکه ست

89
00:04:22,887 --> 00:04:25,682
‫و باکارا، جلوی محل برگزاری مراسم،

90
00:04:25,765 --> 00:04:28,226
‫برای عکسبرداری
‫یه اسب و کالسه تدارک دیده

91
00:04:28,309 --> 00:04:29,852
‫چرا داریم این کارو می‌کنیم؟

92
00:04:29,936 --> 00:04:31,312
‫ببخشید؟

93
00:04:31,396 --> 00:04:32,689
‫مشکلی هست؟

94
00:04:32,772 --> 00:04:35,108
‫چطور این مراسم
‫به بازاریابی عطر کمک می‌کنه؟

95
00:04:36,526 --> 00:04:38,528
‫- خب...
‫- منظورم اینه که بالماسکه،

96
00:04:38,611 --> 00:04:40,111
‫چه ربطی به دلشکستگی داره؟

97
00:04:41,698 --> 00:04:46,744
‫چون گاهی اوقات نمی‌خوای
‫همه بدونن چه احساسی داری

98
00:04:47,370 --> 00:04:50,748
‫و وقتی نقاب می‌زنی،
‫می‌تونی این کارو انجام بدی

99
00:04:51,708 --> 00:04:54,168
‫اگه بخوای می‌تونی وانمود کنی
‫یه نفر دیگه هستی

100
00:04:54,836 --> 00:04:57,880
‫کسی که دلش نشکسته

101
00:05:03,636 --> 00:05:05,346
‫عشق یعنی نقاب به چهره زدن

102
00:05:10,560 --> 00:05:12,729
‫الفی، چه سورپرایزی

103
00:05:12,812 --> 00:05:14,689
‫سلام، کمیل

104
00:05:14,772 --> 00:05:16,482
‫از اون موقع ندیدمت...

105
00:05:16,566 --> 00:05:19,277
‫آره، آره.
‫یه مدت آفتابی نشدم

106
00:05:20,320 --> 00:05:21,904
‫بابت حرفی که زدم خیلی متاسفم

107
00:05:21,988 --> 00:05:25,450
‫از اینکه باعث جدایی تو و امیلی شدم
‫حس وحشتناکی دارم

108
00:05:25,533 --> 00:05:27,033
‫تقصیر تو نیست

109
00:05:27,744 --> 00:05:31,205
‫حقیقت رو گفتی،
‫و هم من می‌دونستم، هم اونا

110
00:05:31,289 --> 00:05:32,289
‫اونا؟

111
00:05:32,623 --> 00:05:34,123
‫امیلی و گابریل

112
00:05:34,250 --> 00:05:37,545
‫ببین، من کنار کشیدم چون...
‫خب علی‌رغم چیزی که میگن،

113
00:05:37,628 --> 00:05:40,798
‫هنوز به هم احساس دارن
‫و نمی‌خوام مانع راهشون باشم

114
00:05:42,008 --> 00:05:44,761
‫ولی الان مدتیه که
‫می‌تونستن با هم باشن،

115
00:05:45,511 --> 00:05:47,221
‫ولی نیستن

116
00:05:48,181 --> 00:05:49,681
‫پس این چی بهت میگه؟

117
00:05:53,352 --> 00:05:54,852
‫خوشحال شدم دیدمت، الفی

118
00:05:55,021 --> 00:05:56,521
‫آره

119
00:06:03,071 --> 00:06:05,698
‫کیر رویال، کوکتل مورد علاقه‌ی مادرمه

120
00:06:05,782 --> 00:06:08,701
‫تعجب می‌کنه اگه ببینه
‫جوون‌ها از توی قوطی می‌خورنش

121
00:06:08,785 --> 00:06:10,620
‫ولی جوون‌ها می‌خورنش؟

122
00:06:11,204 --> 00:06:13,081
‫اگه به درستی براشون بازاریابی کنیم

123
00:06:13,164 --> 00:06:15,416
‫اگه نسخه‌ی غیرالکلی هم داشته باشیم چی؟

124
00:06:15,500 --> 00:06:18,377
‫به لطف جنبش هوشیار کنجکاو،
‫اون بخش رشد بزرگی کرده

125
00:06:18,461 --> 00:06:19,670
‫جنبش چی چی؟

126
00:06:19,754 --> 00:06:21,047
‫جنبش کنجکاو هوشیار

127
00:06:21,130 --> 00:06:22,965
‫بیشترشون از نسل زد و هزاره هستن،

128
00:06:23,049 --> 00:06:25,426
‫که یه رویکرد به‌زیستی
‫به مصرف الکل دارن

129
00:06:25,510 --> 00:06:28,554
‫نه اینکه اصلاً الکل نخورن.
‫فقط هر جا و هر زمانی نمی‌خورن

130
00:06:28,638 --> 00:06:31,015
‫پس می‌خورن،
‫ولی در موردش حرف نمی‌زنن؟

131
00:06:31,099 --> 00:06:34,268
‫نه، نمی‌خورن،
‫ولی در موردش خفه‌خون نمی‌گیرن

132
00:06:34,352 --> 00:06:36,395
‫به نظر بدجوری نیاز دارن بخورن

133
00:06:36,479 --> 00:06:39,982
‫الکل نخوردن شاید توی آمریکا رایج باشه،
‫ولی مخالف فرهنگ فرانسویه

134
00:06:40,066 --> 00:06:42,527
‫مامانم قبلاً توی شیشه شیر من
‫برندی می‌ریخت

135
00:06:42,610 --> 00:06:44,570
‫خیلی چیزها رو توضیح میده

136
00:06:44,654 --> 00:06:47,824
‫به دستور رئیس‌جمهور مکرون،
‫ژانویه‌ی بدون الکل در فرانسه ممنوع شد

137
00:06:47,907 --> 00:06:49,033
‫پس...

138
00:06:49,117 --> 00:06:50,118
‫توی گوگل سرچ کن

139
00:06:50,201 --> 00:06:53,454
‫ممنون امیلی،
‫ولی فکر نکنم پدر و مادرم قبول کنن

140
00:06:53,538 --> 00:06:56,541
‫خب، نوشیدنی‌های غیرالکلی
‫فقط برای افراد هوشیار نیست

141
00:06:56,624 --> 00:06:59,168
‫برای زنان باردار هم هستن

142
00:07:03,381 --> 00:07:04,882
‫اوپس. ببخشید

143
00:07:06,008 --> 00:07:07,093
‫اشکالی نداره. واقعاً میگم

144
00:07:07,176 --> 00:07:10,012
‫- نه. تبریک میگم، کمیل
‫- خیلی ممنون

145
00:07:10,096 --> 00:07:12,682
‫قبلاً می‌دونستیم.
‫امیلی بهمون گفته بود

146
00:07:12,765 --> 00:07:16,018
‫خیلی‌خب.
‫فکر کنم کارمون دیگه تموم شد

147
00:07:17,395 --> 00:07:18,895
‫آره

148
00:07:48,259 --> 00:07:49,760
‫نه، آب گازدار نه،

149
00:07:49,844 --> 00:07:53,764
‫ولی یه نوشیدنی بدون الکل دارین
‫که مزه‌ش شبیه الکل باشه؟

150
00:07:54,974 --> 00:07:58,102
‫برای تحقیقه. هنوز فکر می‌کنم
‫شامر بدون الکل خواهان داره

151
00:07:58,686 --> 00:08:00,730
‫- عجب
‫- بذارین از متصدی بار بپرسم

152
00:08:01,230 --> 00:08:02,730
‫باشه

153
00:08:02,982 --> 00:08:05,234
‫دو لیوان شراب بدون الکل لطفاً. ممنون

154
00:08:05,318 --> 00:08:06,694
‫خیلی‌خب، من اینجوری فکر می‌کنم،

155
00:08:06,777 --> 00:08:09,739
‫یا تمام مردهای پاریس
‫یهو یه عالمه جذاب‌تر شدن؟

156
00:08:09,822 --> 00:08:11,908
‫همیشه جذاب بودن

157
00:08:11,991 --> 00:08:14,869
‫تو فقط مشغول زل زدن
‫به چشم‌های سبز گابریل بودی

158
00:08:14,952 --> 00:08:16,287
‫البته آبی‌ان، ولی...

159
00:08:16,370 --> 00:08:17,538
‫دقیقاً منظورم همینه

160
00:08:17,622 --> 00:08:20,041
‫امروز صبح
‫خیلی بیشتر از چشم‌هاش رو دیدم

161
00:08:20,124 --> 00:08:21,918
‫می‌تونستی بهم بگی زیر دوش ماست

162
00:08:22,001 --> 00:08:23,961
‫بیخیال. داشتم بهت لطف می‌کردم

163
00:08:24,545 --> 00:08:27,423
‫قرار بود بپری داخل و
‫باهاش خیس بشی

164
00:08:27,507 --> 00:08:30,343
‫درست بردار. شاید یه زمانی
‫می‌تونستیم به جایی برسیم،

165
00:08:30,426 --> 00:08:31,636
‫ولی اون قراره پدر بشه،

166
00:08:31,719 --> 00:08:34,180
‫و جوری که الفی
‫سر کار بهم گیر میده،

167
00:08:34,263 --> 00:08:36,474
‫دیگه چشم دیدن هیچکدومشونو ندارم

168
00:08:37,767 --> 00:08:39,267
‫کیر رو تحریم کردی؟

169
00:08:40,061 --> 00:08:41,812
‫اگه دوست داری همچین اسمی روش بذاری

170
00:08:41,896 --> 00:08:42,939
‫خب، با مسئولیت خودت

171
00:08:43,022 --> 00:08:46,400
‫من یه بار امتحانش کردم،
‫و رسماً از آسمون کیر می‌بارید

172
00:08:46,484 --> 00:08:48,361
‫انگار داشتم توشون شنا می‌کردن...

173
00:08:48,444 --> 00:08:50,655
‫شراب. به موقع اومدی

174
00:08:51,405 --> 00:08:52,532
‫این محبوبه؟

175
00:08:52,615 --> 00:08:56,035
‫اولین بطریه که باز کردیم،
‫پس نه، زیاد محبوب نیست

176
00:08:56,786 --> 00:08:58,913
‫ولی اون خانم‌های باردار
‫دارن ازش می‌خورن

177
00:08:58,996 --> 00:09:00,496
‫اون شراب معمولیه

178
00:09:02,833 --> 00:09:04,333
‫به سلامتی

179
00:09:05,211 --> 00:09:07,588
‫- ام...
‫- اوه

180
00:09:09,799 --> 00:09:11,299
‫سرگیجه‌آوره

181
00:09:12,218 --> 00:09:14,512
‫سنگینه. شبیه کامبوچاست
‫[چای تخمیری]

182
00:09:14,595 --> 00:09:16,597
‫مزه‌ی آب سیب گندیده میده

183
00:09:16,681 --> 00:09:18,683
‫خیلی‌خب.
‫ببین بابام چه پیامی فرستاده

184
00:09:21,477 --> 00:09:22,478
‫بهت افتخار می‌کنم

185
00:09:22,562 --> 00:09:24,355
‫ولی خوبه که، نیست؟

186
00:09:24,438 --> 00:09:27,358
‫خب، نه. بهم افتخار می‌کنه
‫چون با نیکولا قرار می‌ذارم

187
00:09:27,441 --> 00:09:30,903
‫خیلی دوست داره که
‫با خانواده‌ی سلطنتی صنعت مد ازدواج کنم

188
00:09:30,987 --> 00:09:32,905
‫فکر نکنم منظورش این بوده باشه

189
00:09:35,575 --> 00:09:37,076
‫آره. دقیقاً منظورش همین بوده

190
00:09:37,159 --> 00:09:40,413
‫ببین، می‌دونم بابام
‫می‌تونست خیلی بدتر باشه

191
00:09:40,496 --> 00:09:42,164
‫- شبیه بابای نیکولا؟
‫- دقیقاً

192
00:09:42,248 --> 00:09:45,668
‫ولی خیلی بدم میاد
‫که اینجوری میره رو مخم

193
00:09:46,544 --> 00:09:49,922
‫ببخشید.
‫ما شراب واقعی می‌خوایم، لطفاً

194
00:09:50,006 --> 00:09:51,006
‫- آره
‫- باشه

195
00:09:51,048 --> 00:09:52,633
‫و تکیلا. دوبل

196
00:09:52,717 --> 00:09:54,217
‫دو تا. باشه

197
00:09:55,636 --> 00:09:59,390
‫صندلی‌های آفتابگیر این کنار.
‫و چند تا کلبه اونجا

198
00:10:00,099 --> 00:10:01,642
‫سرمایه‌گذاری خوبیه

199
00:10:02,393 --> 00:10:03,561
‫پول ما نیست

200
00:10:03,644 --> 00:10:05,938
‫آره، نگرانیم همینه.
‫تو همیشه مرد مستقلی بودی

201
00:10:06,022 --> 00:10:08,024
‫واقعاً می‌خوای رئیس داشته باشی؟

202
00:10:08,107 --> 00:10:09,607
‫رئیس؟

203
00:10:09,859 --> 00:10:11,444
‫از کی حرف می‌زنی؟

204
00:10:11,527 --> 00:10:13,027
‫جی‌وی‌ام‌ای، لوئیس دلئون...

205
00:10:13,070 --> 00:10:16,032
‫لوئیس دلئون شریکمه.
‫رئیسم نیست

206
00:10:17,283 --> 00:10:18,783
‫مشکلت چیه، سیلویه؟

207
00:10:18,826 --> 00:10:20,953
‫نمی‌خوای یه کلوب توی پاریس باز کنم؟

208
00:10:21,662 --> 00:10:23,456
‫نگرانی تو رو تحت‌الشعاع قرار بدم؟

209
00:10:24,040 --> 00:10:26,626
‫لوران، از اون مرد خوشم نمیاد

210
00:10:26,709 --> 00:10:28,294
‫و بهش اعتماد ندارم

211
00:10:28,377 --> 00:10:31,047
‫پس به من اعتماد کن.
‫بهم باور داشته باش

212
00:10:31,130 --> 00:10:32,298
‫در مورد تو نیست!

213
00:10:32,381 --> 00:10:33,881
‫البته که نیست

214
00:10:35,009 --> 00:10:38,179
‫به نظرم هر کاری که انجام میده،
‫کلوب، پیشنهاد همکاری،

215
00:10:39,096 --> 00:10:40,431
‫همه‌ش برای خریدن سکوت منه

216
00:10:40,514 --> 00:10:42,014
‫سکوت تو؟

217
00:10:42,725 --> 00:10:44,644
‫این هیچ ربطی به تو نداره

218
00:10:44,727 --> 00:10:46,227
‫روزنامه، لوموند،

219
00:10:46,812 --> 00:10:51,651
‫می‌خواد باهام در مورد رفتار اون
‫با زن‌های زیردستش مصاحبه کنه

220
00:10:51,734 --> 00:10:54,528
‫باور کن، اصلاً رفتار خوبی نیست.
‫خوب می‌دونم

221
00:10:56,238 --> 00:10:58,366
‫فکر نمی‌کنم بدون من
‫چیزی دستشونو بگیره

222
00:11:11,879 --> 00:11:13,379
‫سلام، لوک

223
00:11:13,381 --> 00:11:14,965
‫سلام

224
00:11:16,592 --> 00:11:17,927
‫توی یه خونه قایقی زندگی می‌کنی؟

225
00:11:18,010 --> 00:11:19,510
‫آره

226
00:11:20,513 --> 00:11:22,723
‫البته که توی یه خونه قایقی زندگی می‌کنی

227
00:11:22,807 --> 00:11:24,307
‫اونجاست

228
00:11:24,642 --> 00:11:26,142
‫بعداً می‌بینمت

229
00:11:26,727 --> 00:11:28,227
‫- خداحافظ
‫- باشه

230
00:11:28,270 --> 00:11:29,270
‫خداخافظ

231
00:11:29,647 --> 00:11:31,147
‫راستی!

232
00:11:31,482 --> 00:11:33,483
‫باید ازت به خاطر کاری که
‫برای رستوران کردی تشکر کنم

233
00:11:33,484 --> 00:11:34,735
‫نه، نه، نه

234
00:11:34,819 --> 00:11:37,988
‫دوستتو که بازرس میشلن بود آوردی
‫[نظام رتبه‌بندی رستوران‌ها]

235
00:11:38,072 --> 00:11:39,073
‫بازرس میشلن نیست

236
00:11:39,156 --> 00:11:41,992
‫نه، بازرس لاستیک‌های میشلنه.
‫اشتباه فهمیدی!

237
00:11:42,076 --> 00:11:43,244
‫برای تضمین کیفیت

238
00:11:43,327 --> 00:11:44,912
‫آها اشتباه کردم. فکر کردم که...

239
00:11:46,080 --> 00:11:49,542
‫خب، پس میرم که
‫با سوتین‌هات خوش باشی

240
00:11:54,630 --> 00:11:56,465
‫لعنتی

241
00:11:57,299 --> 00:11:59,427
‫باورم نمیشه، لوک

242
00:11:59,510 --> 00:12:03,556
‫فقط برای گرفتن ستاره برای دوستت
‫اومدی پیش من. ازم سوءاستفاده کردی

243
00:12:03,639 --> 00:12:05,850
‫چی؟ نه، نکردم

244
00:12:05,933 --> 00:12:07,560
‫و اون دوستم نیست. مشتریه

245
00:12:07,643 --> 00:12:10,146
‫این که بدتر شد.
‫این یعنی فساد و رشوه

246
00:12:10,229 --> 00:12:12,523
‫ولی غذاهاش ارزش ستاره میشلن رو داره.
‫خودت گفتی

247
00:12:12,606 --> 00:12:14,900
‫گفتم.
‫ولی نمی‌تونیم تبعیض قائل بشیم

248
00:12:14,984 --> 00:12:18,404
‫اگه میشلن بفهمه که هویت من فاش شده،

249
00:12:18,487 --> 00:12:21,031
‫و توی سیستم تقلب نقش داشتم،

250
00:12:21,115 --> 00:12:23,159
‫مشتریت هرگز ستاره‌ای نمی‌گیره،

251
00:12:23,242 --> 00:12:26,036
‫و رستورانش تبدیل به یه سیاه‌چاله میشه

252
00:12:26,620 --> 00:12:27,746
‫ماریان، صبر کن!

253
00:12:27,830 --> 00:12:30,040
‫منو ببخش، ماریان. تو رو خدا نـرو!

254
00:12:30,791 --> 00:12:32,418
‫خودت هم نمی‌خوای اینجا باشم

255
00:12:32,501 --> 00:12:34,670
‫چرا می‌خوام. خیلی هم
‫خوشحال میشم توی قایقم باشی

256
00:12:34,753 --> 00:12:36,714
‫من اینجا یه دونه مسواک هم ندارم!

257
00:12:37,298 --> 00:12:39,008
‫ولی ماریان، امشب چی؟

258
00:12:39,091 --> 00:12:41,051
‫یعنی همراهم نمیای مهمونیِ دلشکستگی؟

259
00:12:41,135 --> 00:12:42,428
‫- نـه
‫- نمیای؟

260
00:12:42,511 --> 00:12:45,055
‫مهمـه که هویتم لو نره

261
00:12:45,139 --> 00:12:47,808
‫دیگه نباید همراهِ تو دیده بشم، لوک

262
00:12:58,068 --> 00:12:59,904
‫دارم همه رو از دست میدم

263
00:13:00,529 --> 00:13:02,029
‫اول تو، حالا هم ماریان

264
00:13:02,490 --> 00:13:04,408
‫- مگه منو از دست دادی؟
‫- آره

265
00:13:04,492 --> 00:13:07,161
‫من که همین‌جام. هر چند
‫باید برگردم برم به کارهام برسم

266
00:13:07,244 --> 00:13:08,162
‫چه خبر از جی‌وی‌ام‌ای؟

267
00:13:08,245 --> 00:13:09,745
‫شده عینِ «بوردل»

268
00:13:09,747 --> 00:13:10,581
‫بوردل؟!

269
00:13:10,664 --> 00:13:11,749
‫یعنی فاحشه‌خونه شده؟

270
00:13:11,832 --> 00:13:13,334
‫یه معنیش هم اینه که
‫خیلی اوضاعش ناجوره

271
00:13:13,417 --> 00:13:14,418
‫می‌دونی، مثلِ اوضاعِ من

272
00:13:14,502 --> 00:13:16,128
‫چی؟ نه، این‌جوری نیست لوک

273
00:13:16,212 --> 00:13:19,882
‫متأسفم که با گابریل درگیرِ این
‫جریان ستاره میشلن شدی

274
00:13:19,965 --> 00:13:23,135
‫ماریان چیزی در این باره بهت نگفت؟
‫که مثلاً ممکنه درست بشه یا اینکه...

275
00:13:23,219 --> 00:13:25,638
‫میشه یه لحظه بی‌خیالِ سرآشپزت بشی؟

276
00:13:25,721 --> 00:13:27,264
‫حق با توئه. خیلی زوده

277
00:13:28,390 --> 00:13:29,890
‫الان دیگه مشکلی نداریم؟

278
00:13:30,434 --> 00:13:32,520
‫ناراحتم که رفتی

279
00:13:32,603 --> 00:13:33,521
‫خب باید هم باشی

280
00:13:33,604 --> 00:13:35,523
‫ولی مسئله فقط تو نبودی

281
00:13:35,606 --> 00:13:36,690
‫احساس می‌کردم ارزشمند نیستم

282
00:13:36,774 --> 00:13:39,360
‫و تو هم با روشِ آمریکاییت خیلی
‫این موضوع رو برجسته کردی

283
00:13:39,443 --> 00:13:41,362
‫پس مرسی

284
00:13:41,445 --> 00:13:42,945
‫خواهش می‌کنم

285
00:13:43,656 --> 00:13:45,658
‫خب، سیلوی چیزی راجع به من نگفته؟

286
00:13:45,741 --> 00:13:48,410
‫می‌خواستم ازش عذرخواهی
‫کنم ولی جوابم رو نمیده

287
00:13:48,494 --> 00:13:51,705
‫قراره امشب بیاد مهمونی.
‫می‌تونی بیای و باهاش صحبت کنی

288
00:13:51,789 --> 00:13:53,165
‫ماسک می‌زنی

289
00:13:53,249 --> 00:13:55,417
‫- آره!
‫- پس اصلاً متوجه اومدنت نمیشه

290
00:13:55,501 --> 00:13:57,001
‫و تو...

291
00:13:58,379 --> 00:14:02,007
‫قهوه. همه‌چیز منو یادِ ماریان میندازه

292
00:14:05,844 --> 00:14:07,344
‫داری می‌خندی؟!

293
00:14:24,363 --> 00:14:26,031
‫منتظر شاهزاده‌ی جذابتی؟

294
00:14:26,115 --> 00:14:29,118
‫بله. اسمش ژاکـه و پنج ستاره داره

295
00:14:29,201 --> 00:14:30,701
‫- اوف، چه جذاب!
‫- اوهوم!

296
00:14:31,287 --> 00:14:32,580
‫کجا میری؟

297
00:14:32,663 --> 00:14:35,916
‫مهمونی رونمایی از عطر
‫جدیدِ آنتوان، دلشکستگی

298
00:14:36,000 --> 00:14:36,876
‫امشب بود؟

299
00:14:36,959 --> 00:14:39,753
‫منم دعوت کرده بود ولی اصلاً
‫نمی‌تونم رستوران رو ول کنم و بیام

300
00:14:39,837 --> 00:14:42,256
‫باید حفظ ظاهر کنیم تا ستاره بگیریم

301
00:14:44,675 --> 00:14:46,175
‫پس بالماسکه‌ست، چرا؟

302
00:14:46,635 --> 00:14:48,135
‫شبیه الفی حرف می‌زنی

303
00:14:49,346 --> 00:14:51,640
‫ماسک چهره‌ت رو پنهون می‌کنه

304
00:14:51,724 --> 00:14:54,852
‫می‌تونی فقط خوش بگذرونی و برقصی

305
00:14:54,935 --> 00:14:59,607
‫و تظاهر کنی یه آدمِ ساده و معمولی‌ای

306
00:15:00,274 --> 00:15:02,109
‫به نظرت من آدمِ پیچیده‌ای هستم؟

307
00:15:02,651 --> 00:15:05,112
‫به نظرم فقط مسئولیت‌های زیادی دارم

308
00:15:05,195 --> 00:15:07,364
‫آره ولی نباید جلوی ما رو بگیره

309
00:15:08,115 --> 00:15:09,615
‫«ما»؟

310
00:15:09,658 --> 00:15:11,660
‫احساسم بهت تغییری نکرده

311
00:15:13,287 --> 00:15:14,787
‫تو چی؟

312
00:15:18,292 --> 00:15:23,547
‫به نظرم فقط در صورتی می‌تونیم «ما» بشیم

313
00:15:25,049 --> 00:15:26,884
‫که دوتا آدمِ دیگه باشیم

314
00:15:59,166 --> 00:16:00,918
‫منتظرِ لحظه‌ی ایدئالی؟

315
00:16:01,001 --> 00:16:02,501
‫جانم؟

316
00:16:03,462 --> 00:16:04,505
‫اونقدر تابلوام؟

317
00:16:04,588 --> 00:16:06,423
‫درست میشه، خب؟

318
00:16:06,507 --> 00:16:08,968
‫سیلوی دوسِت داره، هرچند
‫هیچ‌وقت به زبون نمیاره

319
00:16:09,051 --> 00:16:12,596
‫حداقل این چیزیه که خودم رو
‫باهاش متقاعد می‌کنم. موفق باشی!

320
00:16:16,767 --> 00:16:18,352
‫شامپاین میل دارین؟

321
00:16:21,522 --> 00:16:23,774
‫مثل دوقلوها شدیم!

322
00:16:23,857 --> 00:16:25,901
‫خب، آدم‌های باهوش سلیقه‌ی مشابهی دارن

323
00:16:25,985 --> 00:16:28,654
‫راستی ایده‌ای که برای دوربین دادی عالی بود

324
00:16:28,737 --> 00:16:29,989
‫آره، بذار ببینم

325
00:16:30,072 --> 00:16:32,241
‫سه، دو، یک، آماده؟ ژشت بگیرین

326
00:16:35,828 --> 00:16:37,121
‫محشره

327
00:16:37,204 --> 00:16:38,247
‫بعداً می‌بینمت

328
00:16:38,330 --> 00:16:40,207
‫باشه! اوه!

329
00:16:42,418 --> 00:16:44,128
‫عالی بود، آنتوان

330
00:16:44,211 --> 00:16:46,255
‫یکم داره حالم از دلشکستگی بهم می‌خوره

331
00:16:46,338 --> 00:16:47,214
‫منظورت چیه؟

332
00:16:47,297 --> 00:16:49,383
‫واسه هر عکسی ازش می‌ریزن تو صورتم

333
00:16:50,467 --> 00:16:51,593
‫باید برم هوا بخورم

334
00:16:51,677 --> 00:16:53,095
‫عجله کن، فقط پنج دقیقه وقت داری

335
00:16:53,178 --> 00:16:55,097
‫اینفلوئنسرها باید تاثیر خودشون رو بذارن

336
00:16:57,307 --> 00:16:58,559
‫سلام کوپر

337
00:16:58,642 --> 00:16:59,893
‫سلام

338
00:16:59,977 --> 00:17:04,606
‫واقعاً معرکه شده.
‫ببخشید که بابتش اذیتت کردم

339
00:17:05,441 --> 00:17:07,818
‫تو نتونستی پیچیدگیِ دیدگاهِ منو درک کنی

340
00:17:07,901 --> 00:17:10,612
‫آره، اصلاً متوجه نشدم

341
00:17:11,780 --> 00:17:13,407
‫تا حالا ندیده بودم کت و شلوار بپوشی

342
00:17:14,116 --> 00:17:15,784
‫وایسا ببینی چطور با کت و شلوار می‌رقصم!

343
00:17:29,631 --> 00:17:31,425
‫خوب بلدی‌ها!

344
00:17:31,508 --> 00:17:33,844
‫مامانم شیفته‌ی برنامه‌ی
‫«باید بیای برقصی» بود

345
00:17:33,927 --> 00:17:35,471
‫وقتی ۱۲ سالم بودم باهاش می‌رفتم کلاس

346
00:17:35,554 --> 00:17:37,347
‫چه قشنگ!

347
00:17:38,015 --> 00:17:41,769
‫به نظرم این عطر حسابی
‫می‌ترکونه. می‌دونی یعنی چی؟

348
00:17:41,852 --> 00:17:43,687
‫یعنی گیر من افتادی و باید باهام کار کنی

349
00:17:43,771 --> 00:17:47,608
‫- و تو هم توی پاریس گیر افتادی
‫- اوهوم

350
00:17:47,691 --> 00:17:49,985
‫گویا همینطوره. اونقدرا هم بد نیست

351
00:17:50,069 --> 00:17:52,571
‫ولی دلم تنگ شده بود از دیدِ تو ببینمش

352
00:17:53,614 --> 00:17:55,491
‫شنیدم تو و گابریل با هم نیستین

353
00:17:56,492 --> 00:17:58,202
‫فکر می‌کردم تا الان باهم باشین

354
00:17:58,285 --> 00:17:59,286
‫نه، نیستیم

355
00:17:59,369 --> 00:18:01,789
‫ببخشید که توی تنیس اون‌جوری رفتار کردم

356
00:18:02,414 --> 00:18:04,917
‫حس می‌کردم بین شما دوتا قرار گرفتم

357
00:18:05,000 --> 00:18:06,752
‫اشکالی نداره. درک می‌کنم. ناراحت بودی

358
00:18:08,170 --> 00:18:09,838
‫دلم شکسته بود، کوپر

359
00:18:11,715 --> 00:18:14,009
‫گمونم تو موقعیت مناسبی‌ام.
‫واسه چرخش دوتایی حاضری؟

360
00:18:14,093 --> 00:18:15,593
‫دوتایی؟

361
00:18:15,636 --> 00:18:17,136
‫هی!

362
00:18:18,889 --> 00:18:21,767
‫آهای! شماها آنتوان رو ندیدین؟

363
00:18:23,393 --> 00:18:26,814
‫پس برو پیداش کن. اینفلوئنسرهات
‫دارن کم‌تحمل میشن، امیلی

364
00:18:26,897 --> 00:18:28,816
‫باشه. حله. خیلی‌خب

365
00:18:33,028 --> 00:18:34,528
‫شب بخیر

366
00:18:35,114 --> 00:18:36,824
‫چطوری رستوران رو پیچوندی؟

367
00:18:36,907 --> 00:18:38,200
‫رستوران؟

368
00:18:38,283 --> 00:18:40,953
‫کدوم رستوران؟ حتماً منو
‫با یکی دیگه اشتباه گرفتین

369
00:18:41,578 --> 00:18:43,497
‫یکی که خیلی پیچیده‌تر از منه

370
00:18:44,081 --> 00:18:45,707
‫خب پس جنابعالی کی باشن؟

371
00:18:47,251 --> 00:18:49,336
‫من دیوید هستم...

372
00:18:50,712 --> 00:18:51,712
‫دیوید گتا!

373
00:18:52,131 --> 00:18:53,048
‫همون دی‌جیـه؟

374
00:18:53,132 --> 00:18:55,092
‫اون یه دیوید دیگه‌ست.
‫خیلی‌ها این اشتباه رو می‌کنن

375
00:18:55,551 --> 00:18:57,051
‫و شما؟

376
00:18:58,303 --> 00:19:02,182
‫- آنا اولیری. معلم ریاضی دوره متوسطه اول
‫- هوم. آهان

377
00:19:02,266 --> 00:19:04,726
‫- اوهوم
‫- از دیدن‌تون خوشحالم خانم اولیری

378
00:19:05,519 --> 00:19:07,688
‫اهل ایرلند هستین؟

379
00:19:09,439 --> 00:19:10,941
‫البته. بله

380
00:19:11,024 --> 00:19:13,402
‫ولی لطفاً مجبورم نکنید با
‫لهجه‌ی ایرلندی صحبت کنم

381
00:19:15,988 --> 00:19:20,159
‫باید منو ببخشی، دیوید.
‫واقعاً باید برم آنتوان رو پیدا کنم

382
00:19:20,242 --> 00:19:22,870
‫امیدوارم به زودی همدیگه رو
‫ببینیم، خانم اولیری

383
00:19:29,084 --> 00:19:32,004
‫ماریان، فکر کردم گفتی
‫نباید ما رو باهم ببینن

384
00:19:32,546 --> 00:19:34,506
‫به لطف این ماسک، مشکلی پیش نمیاد

385
00:19:34,590 --> 00:19:36,633
‫من توی شرایطِ سختی قرار دادی

386
00:19:36,717 --> 00:19:39,636
‫سرآشپز گابریل نباید از هویت من باخبر بشه

387
00:19:39,720 --> 00:19:41,722
‫خلافِ قوانینِ میشلنـه

388
00:19:41,805 --> 00:19:44,474
‫ولی نمی‌تونم به میشلن هشدار بدم
‫چون اخراجم می‌کنن

389
00:19:44,558 --> 00:19:48,896
‫من فقط برای کسی این ریسک رو
‫رمی‌کنم که بدونم واقعاً بهم متعهده

390
00:19:48,979 --> 00:19:52,274
‫بله، من بهت متعهدم، ماریان

391
00:19:52,357 --> 00:19:53,857
‫ما حتی با هم زندگی نمی‌کنیم

392
00:19:54,234 --> 00:19:56,069
‫خب بیا تو خونه قایقی با هم زندگی کنیم

393
00:19:56,820 --> 00:19:57,654
‫جدی؟

394
00:19:57,738 --> 00:19:59,238
‫آره، جدی

395
00:20:02,576 --> 00:20:04,244
‫زودی برمی‌گردم

396
00:20:04,328 --> 00:20:05,828
‫چرا؟

397
00:20:06,622 --> 00:20:08,122
‫سرآشپز

398
00:20:08,957 --> 00:20:11,835
‫من چندین بار اومدم رستورانت و راضی بودم

399
00:20:11,919 --> 00:20:17,299
‫بعضیا ممکنه بگن در اون حده که ستاره
‫بگیره ولی یه قناد درجه یک نیاز داری

400
00:20:17,883 --> 00:20:20,510
‫- از من نشنیده بگیر.
‫- چیزه...

401
00:20:21,511 --> 00:20:23,722
‫ممنون، ناشناس

402
00:20:30,145 --> 00:20:31,897
‫- سلام! ببخشید دیر کردم
‫- وای سلام!

403
00:20:31,980 --> 00:20:35,067
‫تنهایی پوشیدن این لباس خیلی سخت بود.
‫چیزی رو از دست دادم؟

404
00:20:35,734 --> 00:20:38,570
‫گویا ماسک زدن باعث میشه
‫احساسات واقعی نمایان بشه

405
00:20:38,654 --> 00:20:41,990
‫اوه! کی رو میگی؟ گابریل یا الفی؟

406
00:20:42,074 --> 00:20:42,991
‫جفت‌شون

407
00:20:43,075 --> 00:20:47,496
‫فکر می‌کردم می‌تونم فراموش‌شون
‫کنم ولی جفت‌شون خیلی برام باارزشن و...

408
00:20:47,579 --> 00:20:49,079
‫و الان باید بین‌شون انتخاب کنی؟

409
00:20:51,917 --> 00:20:54,753
‫اوه! یکی داره فانتزی‌های سکسی بریجرتونـیش رو
‫تجربه می‌کنه

410
00:20:54,836 --> 00:20:55,837
‫شوخیت گرفته؟

411
00:20:55,921 --> 00:20:57,421
‫بیا برگردیم داخل

412
00:20:57,464 --> 00:20:59,424
‫نیکلاس هم تو راهه، پس داخل می‌بینمت

413
00:21:00,050 --> 00:21:04,179
‫و اِم... درباره‌ی تصمیمت
‫هم بگم که زیادی بهش فکر نکن

414
00:21:16,984 --> 00:21:20,184
‫[نوئل رنیر: ممنون که باهام صحبت کردی.]
‫[یه پیش‌نمایش قبل از انتشار برات می‌فرستم]

415
00:21:20,279 --> 00:21:22,279
‫[لوئیس دلئون به زنان نظر دارد]

416
00:21:27,870 --> 00:21:29,893
‫[مثل یه رویایی بود که به حقیقت پیوسته بود]
‫[تا اینکه به کابوس تبدیل شد]

417
00:21:29,894 --> 00:21:32,054
‫[زنانِ شاغل در جی‌وی‌ام]
‫[از اتاق لباس برند اجتناب کنند]

418
00:21:34,043 --> 00:21:35,885
‫[طبق گفته‌های سیلوی،]
‫[مدیر آژانس تبلیغاتیِ گراتو]

419
00:21:35,886 --> 00:21:37,926
‫[سابقه‌ی طولانیِ وعده‌ی ترفیع]
‫[در ازای رابطه‌ی جنسی]

420
00:21:41,925 --> 00:21:43,425
‫اِ! میندی!

421
00:21:43,468 --> 00:21:45,387
‫اِ. شب بخیر

422
00:21:46,346 --> 00:21:49,683
‫می‌خواستم بابت چیزی که
‫به امیلی گفتی، ازت تشکر کنم

423
00:21:49,766 --> 00:21:51,101
‫وای خدایا!

424
00:21:51,184 --> 00:21:53,979
‫من خیلی چیزها به امیلی میگم.
‫منظورت همون کلاهیه که سر کار می‌پوشید؟

425
00:21:54,062 --> 00:21:55,939
‫شرمنده، می‌خواستم جلوش رو بگیرم

426
00:21:56,023 --> 00:21:59,943
‫نه. منظورم اتاقِ لباسِ برنده.
توی جی‌وی‌ام‌ای

427
00:22:00,986 --> 00:22:02,988
‫اوه! خودش بهت گفت؟

428
00:22:03,071 --> 00:22:04,571
‫آره. خوشحالم که بهم گفت

429
00:22:04,990 --> 00:22:08,994
‫مردهایی مثل لوئیس دلئون
‫باید پاسخگوی کارهاشون باشن

430
00:22:09,911 --> 00:22:11,288
‫صحیح

431
00:22:11,312 --> 00:22:14,012
[نیکولا: نمی‌تونم بیام.]
‫[میشه بیای خونه‌م؟ خیلی مهمه]

432
00:22:16,126 --> 00:22:17,626
‫ببخشید. باید برم

433
00:22:22,924 --> 00:22:25,927
‫نگران نباش، فقط آب می‌ریزن.
‫دیگه خبری از عطر نیست

434
00:22:26,011 --> 00:22:26,845
‫مرسی امیلی

435
00:22:26,928 --> 00:22:29,681
‫اوه. فقط... خیلی‌خب... برو بریم

436
00:22:30,849 --> 00:22:32,349
‫بریم تو کارش

437
00:22:33,268 --> 00:22:35,479
‫مرسی که اوضاع رو ردیف کردی

438
00:22:35,562 --> 00:22:37,981
‫- دیگه می‌تونی ریلکس کنی و خوش بگذرونی
‫- اوهوم

439
00:22:38,065 --> 00:22:39,983
‫همراهی داری؟

440
00:22:40,734 --> 00:22:42,234
‫من...

441
00:22:46,865 --> 00:22:48,365
‫آره. دارم

442
00:22:48,742 --> 00:22:50,744
‫خیلی هم عالی. برو خوش بگذرون

443
00:23:23,902 --> 00:23:25,402
‫می‌خوای برقصیم؟

444
00:23:27,155 --> 00:23:28,949
‫هنوزم باید همدیگه رو
آنا و دیوید صدا بزنیم؟

445
00:23:32,828 --> 00:23:34,328
‫میشه خودمون باشیم؟

446
00:23:50,762 --> 00:23:54,599
‫یه وقتایی میگم کاش هیچ کس دیگه نبود.
‫فقط ما دوتا بودیم

447
00:23:57,060 --> 00:23:58,560
‫چرا نمیشه این‌جوری باشه؟

448
00:24:50,906 --> 00:24:53,992
‫نمی‌خوام باهات گیر بیفتم، من می‌خوامت

449
00:24:55,243 --> 00:24:58,705
‫هیچ‌وقت نباید می‌ذاشتم بری.
‫اشتباه بزرگی کردم

450
00:25:03,543 --> 00:25:05,545
‫به نظر من که اشتباه نبود

451
00:25:05,629 --> 00:25:06,796
‫وایسا. تو...

452
00:25:06,880 --> 00:25:08,256
‫وای...

453
00:25:08,340 --> 00:25:09,840
‫منو با امیلی اشتباه گرفتی

454
00:25:15,180 --> 00:25:18,642
‫و برای همین جشن‌های بالماسکه احمقانه هستن

455
00:25:18,725 --> 00:25:20,225
‫شب‌تون خوش

456
00:25:28,777 --> 00:25:30,528
‫جولین، اینجا چیکار می‌کنی؟

457
00:25:30,612 --> 00:25:32,112
‫چه لباس قشنگی پوشیدی

458
00:25:32,822 --> 00:25:33,907
‫اجازه هست؟

459
00:25:33,990 --> 00:25:35,490
‫بله

460
00:25:38,578 --> 00:25:42,999
‫خیلی متأسفم سیلوی، خیلی
‫ناراحتم اوضاع اون‌جوری شد

461
00:25:43,083 --> 00:25:45,502
‫و می‌دونی که چقدر قدردانِ زحمت‌هات هستم

462
00:25:45,585 --> 00:25:46,670
‫جولین، بس کن

463
00:25:46,753 --> 00:25:48,546
‫نیازی به این حرف‌ها نیست. مشکلی نداریم

464
00:25:48,630 --> 00:25:50,130
‫- جدی؟
‫- آره

465
00:25:50,507 --> 00:25:51,549
‫تو مثلِ خانواده‌می

466
00:25:51,633 --> 00:25:53,133
‫قدمت همیشه روی چشمه

467
00:25:53,843 --> 00:25:54,843
‫مرسی

468
00:25:55,178 --> 00:25:56,678
‫ولی باید بدونی که...

469
00:26:00,350 --> 00:26:02,978
‫ممکنه الان وقتِ مناسبی برای
‫پیوستن به جی‌وی‌ام‌ای نباشه

470
00:26:03,061 --> 00:26:05,230
‫حواست باشه داری با کی می‌رقصی

471
00:26:14,072 --> 00:26:16,072
‫[سیلوی: عزیزم، منو ببخش]

472
00:26:16,283 --> 00:26:18,159
‫همین الان مقاله رو دیدم

473
00:26:18,827 --> 00:26:20,327
‫آهان

474
00:26:20,996 --> 00:26:22,496
‫کار درستی کردی

475
00:26:23,248 --> 00:26:25,542
‫حالا ببینیم چی میشه

476
00:26:27,460 --> 00:26:28,960
‫منو ببخشید

477
00:26:57,074 --> 00:26:59,774
‫[سیلوی: عزیزم، منو ببخش]

478
00:27:00,910 --> 00:27:04,080
‫[لوئیس دلئون به زنانِ کارمندش نظر دارد]

479
00:27:14,424 --> 00:27:16,885
‫باورت میشه مردم چه
‫مزخرفاتی درباره‌ی بابام میگن؟

480
00:27:16,968 --> 00:27:19,137
‫خیلی ناجوره

481
00:27:19,804 --> 00:27:21,139
‫خوبی؟

482
00:27:21,222 --> 00:27:23,933
‫سال‌هاست که آدم‌ها می‌خوان
‫خانواده‌ی منو زمین بزنن

483
00:27:24,851 --> 00:27:25,851
‫همه‌ش دروغه

484
00:27:25,894 --> 00:27:29,439
‫می‌دونم پذیرشش سخته ولی به نظرم حقیقت داره

485
00:27:30,231 --> 00:27:32,275
‫- منم یه چیزهایی شنیدم
‫- جدی؟

486
00:27:33,109 --> 00:27:36,446
‫ببخشید ولی فکر نمی‌کنم
‫اون آدمی باشه که فکر می‌کردی

487
00:27:40,950 --> 00:27:42,577
‫تو پدرت رو دوست داری

488
00:27:43,703 --> 00:27:44,954
‫منم پدرم رو دوست دارم

489
00:27:45,038 --> 00:27:48,625
‫ولی بارها دلم رو شکسته

490
00:27:51,711 --> 00:27:53,380
‫وحشتناکه ولی...

491
00:27:55,340 --> 00:27:57,258
‫یه وقتایی پدرهامون ما رو ناامید می‌کنن

492
00:28:00,970 --> 00:28:03,598
‫این خبر آسیب زیادی بهمون می‌زنه، میندی

493
00:28:03,681 --> 00:28:04,808
‫می‌دونم

494
00:28:04,891 --> 00:28:06,559
‫باید کنارم باشی

495
00:28:07,185 --> 00:28:08,685
‫خیالت راحت

496
00:28:10,230 --> 00:28:12,690
‫البته تا وقتی که طرفِ حق باشی

497
00:28:16,480 --> 00:28:26,480
‫ترجمه از « ایلیـا و سحـر »

498
00:28:27,288 --> 00:28:28,788
‫چی شده؟

499
00:28:29,082 --> 00:28:32,168
‫به خاطر این شب و این کالسکه‌ست

500
00:28:33,795 --> 00:28:35,380
‫مثل یه رویا می‌مونه

501
00:28:36,089 --> 00:28:37,589
‫بهتره از اونه که بتونه واقعی باشه

502
00:28:38,800 --> 00:28:40,300
‫چرا نتونه واقعی باشه؟

503
00:28:41,094 --> 00:28:45,348
‫چون فردا دیگه آنا و دیوید نیستیم.
‫برمی‌گردیم به واقعیت

504
00:28:49,018 --> 00:28:50,518
‫نظرت چیه واسه یه شب

505
00:28:51,896 --> 00:28:53,898
‫واقعیت رو فراموش کنیم؟

506
00:28:56,568 --> 00:28:58,445
‫و توی رویا بمونیم

507
00:29:00,530 --> 00:29:01,698
‫خوشحال میشم

508
00:29:01,722 --> 00:29:21,722
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

509
00:29:21,746 --> 00:29:38,746
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

