﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:02,320
.شماها برید
.خوش بگذرونید

2
00:00:04,430 --> 00:00:06,440
.همراه من شو

3
00:00:06,570 --> 00:00:07,975
،اگه بخوای لستات رو شکست بدی

4
00:00:08,000 --> 00:00:09,292
!این زندگی نیست

5
00:00:09,317 --> 00:00:11,057
!تو زندگی من رو گرفتی

6
00:00:11,082 --> 00:00:12,855
...باید مثل اون فکر کنی

7
00:00:12,880 --> 00:00:15,010
.و پنج حرکت ازش جلوتر باشی

8
00:00:15,035 --> 00:00:17,735
.داره لویی رو علیه من می‌شورونه

9
00:00:17,760 --> 00:00:19,060
.آنتوانت رو بکش

10
00:00:19,206 --> 00:00:21,636
،ما برده‌شیم
.و من جفتمون رو آزاد می‌کنم

11
00:00:21,766 --> 00:00:22,945
.برنده شدی

12
00:00:22,970 --> 00:00:24,255
.تو هم می‌خوای بکشیش

13
00:00:24,280 --> 00:00:25,630
!بازی رو تموم کن

14
00:00:25,655 --> 00:00:27,860
.ما قرار بود لستات رو بکشیم

15
00:00:27,884 --> 00:00:35,884
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

16
00:00:35,908 --> 00:00:42,908
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

17
00:00:43,479 --> 00:00:47,901
[مصاحبه با خون‌آشام]

18
00:00:51,018 --> 00:00:52,925
«قسمت هفت - موجود بی‌جان افتاده»

19
00:01:06,931 --> 00:01:08,337
[جلسه هفتم]

20
00:01:20,656 --> 00:01:22,201
...خب

21
00:01:22,693 --> 00:01:24,393
.سوال دارم

22
00:01:24,507 --> 00:01:27,417
یه فرد نامیرا ممکنه با مرگ مواجه بشه؟

23
00:01:31,350 --> 00:01:34,870
.از لحاظ فنی، بله

24
00:01:35,599 --> 00:01:37,180
چطور؟

25
00:01:39,402 --> 00:01:41,293
.از چندین راه

26
00:01:41,792 --> 00:01:44,012
.گرسنگی تا حد مرگ

27
00:01:44,150 --> 00:01:46,606
.دریغ کردن جسم از خون

28
00:01:47,013 --> 00:01:51,063
.و در عوض، خوردن خون مرده

29
00:01:51,247 --> 00:01:54,309
.همون شب تولد دوباره‌م بهم گفت

30
00:01:55,717 --> 00:01:57,748
.بعد آتش هم هست

31
00:01:58,594 --> 00:02:02,373
آتش که بدن رو فرا بگیره نمی‌تونه
.روحی رو در خودش جای بده

32
00:02:03,222 --> 00:02:04,907
.قطع سر

33
00:02:05,053 --> 00:02:09,962
یک شب در بتن روژ که مست خون بود
.باهام درمیونش گذاشت

34
00:02:11,444 --> 00:02:14,876
.به‌طور فرضی انجامش ممکنه

35
00:02:16,212 --> 00:02:19,593
اما می‌شد ما به سرش بیاریم؟

36
00:02:20,629 --> 00:02:23,279
بچه‌ها می‌تونستن پدر رو بکشن؟

37
00:02:25,567 --> 00:02:29,487
،اون از ما قوی‌تر بود
،سریع‌تر بود

38
00:02:29,692 --> 00:02:31,750
...دارای قدرتی باستانی بود

39
00:02:31,775 --> 00:02:36,090
که تنها به‌صورتی تقلیل یافته
.به نسل بعدش منتقل شده بود

40
00:02:36,278 --> 00:02:41,718
علاوه بر اون جوی سمی همیشگی
.از بدبینی هم ایجاد شده بود

41
00:02:41,918 --> 00:02:44,809
.و حالا پیش مایی

42
00:02:46,095 --> 00:02:50,110
وادار شده بودیم دوباره
.در یک اتاق کنار هم بخوابیم

43
00:02:50,821 --> 00:02:52,848
.هیچ جور دیگه‌ای اجازه نمی‌داد

44
00:02:54,903 --> 00:02:57,993
،روزهامون رو با تحمل کردن می‌گذروندیم

45
00:02:58,029 --> 00:03:00,989
،و تظاهری هم به صمیمیت نمی‌کردیم

46
00:03:01,014 --> 00:03:03,664
.در نفرت کنار هم گیر افتاده بودیم

47
00:03:03,703 --> 00:03:06,779
.هیچ جور دیگه‌ای اجازه نمی‌داد

48
00:03:07,547 --> 00:03:11,287
تنها فرصت نقشه کشیدنمون
.از طریق تله‌پاتی بود

49
00:03:11,413 --> 00:03:14,467
،و به دلایلی کلادیا با اینکه مشخص نبود

50
00:03:14,495 --> 00:03:16,495
.از برتری‌مون با مضایقه استفاده می‌کرد

51
00:03:16,727 --> 00:03:18,557
.دانش لبه‌ی اقیانوسه

52
00:03:19,035 --> 00:03:21,735
...آخه اینکه فکر کنی می‌شه فقط

53
00:03:21,760 --> 00:03:23,940
.با 20 نسخه جمعش کرد

54
00:03:24,766 --> 00:03:28,596
.اما اشتباه نکن، کلادیا داشت نقشه می‌کشید

55
00:03:28,773 --> 00:03:31,083
.بی سروصدا در کمین گاهش

56
00:03:32,973 --> 00:03:35,792
حتی قبل از اینکه
.وارد کتابفروشی بشه یادگاره بوده

57
00:03:42,966 --> 00:03:45,926
.امشب باید غذای سه نفرمون رو فراهم کنی

58
00:03:50,966 --> 00:03:53,706
.من سیر شدم

59
00:03:55,442 --> 00:03:58,505
لویی هیچوقت اونطور
.که باید و شاید ارزش خون رو ندونسته

60
00:03:59,022 --> 00:04:02,412
،مرشد رو سرزنش کنید
.نه مرید رو

61
00:04:03,284 --> 00:04:05,414
.لستات دی لیونکورت

62
00:04:07,835 --> 00:04:12,582
‫179 سال در باغ وحشی.

63
00:04:13,481 --> 00:04:20,141
‫148 سال خون آشام
...بانی مرگ

64
00:04:23,445 --> 00:04:25,795
.آهویی که در مسیر تله بود

65
00:04:27,655 --> 00:04:29,355
.یک نفر دیگه داره نزدیک می‌شه

66
00:04:46,850 --> 00:04:48,341
.تویی

67
00:04:49,642 --> 00:04:50,902
تو پستچی جدیدی؟

68
00:04:50,927 --> 00:04:52,837
!ببخشید. ببخشید

69
00:04:54,240 --> 00:04:56,070
اومدی نامه‌ی رستگاری رو برسونی دستمون؟

70
00:04:56,095 --> 00:04:58,615
.من.. قصد مزاحمت نداشتم

71
00:04:58,640 --> 00:05:00,032
،اینجا یه خونه‌ی شخصیه

72
00:05:00,057 --> 00:05:03,697
و وقتی چیزها رو ول می‌کنن
.دم در خونه‌مون احساس مزاحمت می‌کنیم

73
00:05:03,722 --> 00:05:05,112
.اشتباه متوجه شدید

74
00:05:05,360 --> 00:05:08,930
.من تحسینتون می‌کنم
.اومدم ازتون کمک بخوام

75
00:05:10,796 --> 00:05:12,830
.خب، خونه‌ رو اشتباهی اومدی

76
00:05:13,391 --> 00:05:15,741
.می‌گن شیطان در این خونه زندگی می‌کنه

77
00:05:15,766 --> 00:05:17,336
.اما حرف من فرق داره

78
00:05:17,583 --> 00:05:23,063
،من می‌گم فرشته
.فرشته‌ها در پلاک 1132 زندگی می‌کنن

79
00:05:23,334 --> 00:05:25,254
کسی می‌دونه تو اومدی اینجا؟

80
00:05:25,279 --> 00:05:27,758
.نه. هیچکس. قسم می‌خورم

81
00:05:28,080 --> 00:05:30,740
.من تنها زندگی می‌کنم، تو اورسلاین

82
00:05:30,765 --> 00:05:32,025
.من همسایه‌تونم

83
00:05:32,050 --> 00:05:33,880
.خب به سنت پیتر سلام ما رو برسون

84
00:05:50,390 --> 00:05:51,870
...آقایان و خانم عزیز

85
00:05:51,895 --> 00:05:53,415
.سرطان خون

86
00:05:53,440 --> 00:05:56,361
رازتان چیست؟
می‌شود به اشتراکش گذاشت؟

87
00:05:56,520 --> 00:05:58,700
.من روش‌هایی برای پرداختش دارم
.در حال مرگم

88
00:05:58,736 --> 00:06:00,765
...داروهایم جواب نمی‌دهد و من

89
00:06:00,790 --> 00:06:02,020
!کافیه

90
00:06:02,925 --> 00:06:05,275
.دو تا در یه شب

91
00:06:05,733 --> 00:06:11,437
.عروسک، انجیل، نامه می‌شه مشعل و چنگک

92
00:06:13,106 --> 00:06:15,276
.باید اینجا رو ترک کنیم

93
00:06:15,547 --> 00:06:17,807
.باید نیو اورلئانز رو ترک کنیم

94
00:06:17,832 --> 00:06:20,272
.گندکاری رو تمیز کنید و بیاید تو تابوت

95
00:06:20,490 --> 00:06:22,360
.باید برنامه بریزیم

96
00:06:22,478 --> 00:06:24,568
،باید برنامه می‌ریختیم

97
00:06:24,837 --> 00:06:26,877
...اما معمار اون برنامه‌ها

98
00:06:26,902 --> 00:06:28,605
.کلادیا بود
.درسته

99
00:06:28,990 --> 00:06:32,520
.سرد، حسابگر، و هدفمند

100
00:06:39,508 --> 00:06:41,530
.پریدم وسط حرفت

101
00:06:41,660 --> 00:06:43,270
.ببخشید

102
00:06:43,295 --> 00:06:44,775
.درگیر داستان شدم

103
00:06:44,800 --> 00:06:46,360
داشتی می‌گفتی؟

104
00:06:51,255 --> 00:06:53,515
همین الانش هم نقشه‌ت رو ریختی، مگه نه؟

105
00:06:53,540 --> 00:06:57,330
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

106
00:06:57,627 --> 00:06:59,887
شاید بد نباشه با گفتن نقشه بهم شروع کنی؟

107
00:07:07,851 --> 00:07:09,901
.تابوت تو باهاش مشترکه

108
00:07:09,926 --> 00:07:11,496
.من توی خواب حرف نمی‌زنم

109
00:07:11,520 --> 00:07:13,520
.قلبت باهاش مشترکه

110
00:07:13,906 --> 00:07:15,111
.می‌تونم جداش کنم

111
00:07:15,136 --> 00:07:17,136
.نه لویی. نمی‌تونی

112
00:07:17,585 --> 00:07:19,285
...یک ساعت پیشش تنها باشی

113
00:07:19,310 --> 00:07:21,050
.نفس‌هاتون با هم یکی می‌شه

114
00:07:24,531 --> 00:07:27,751
نقشه فقط درصورتی
.که حواسش پرت باشه جواب می‌ده

115
00:07:28,188 --> 00:07:30,008
.می‌تونم تظاهر کنم

116
00:07:30,044 --> 00:07:33,411
،من قبلا با یه زنه در ارتباط بودم، لیلی
.اونم فقط برای اینکه حفظ ظاهر کنم

117
00:07:33,436 --> 00:07:35,086
...می‌تونم -
.می‌فهمه -

118
00:07:35,111 --> 00:07:37,111
.فقط اگه تسلیم بشی جواب می‌ده

119
00:07:37,178 --> 00:07:39,608
،کل دلت رو بده بهش
.و من بقیه‌ش رو درست می‌کنم

120
00:07:43,616 --> 00:07:45,356
.نمی‌تونم این کار رو بکنم

121
00:07:45,381 --> 00:07:48,144
.خودم رو درونش گم می‌کنم

122
00:07:48,864 --> 00:07:51,874
.تو وجودش برام یه پوسته‌ی کوچیک باقی بذار

123
00:07:51,924 --> 00:07:55,794
قبل اینکه بکشمش برمی‌گردم
.اون تو و می‌کشمت بیرون

124
00:07:55,972 --> 00:07:57,891
می‌تونی این کار رو برامون بکنی لویی؟

125
00:08:02,171 --> 00:08:04,148
لویی؟

126
00:08:05,191 --> 00:08:07,411
.آره، می‌تونم این کار رو بکنم

127
00:08:13,838 --> 00:08:15,838
.به‌نظرم بهتره سبک سفر کنیم

128
00:08:15,863 --> 00:08:19,733
هرکدوم لوازم با ارزشمون رو
.به چند تا چمدون محدود کنیم

129
00:08:20,197 --> 00:08:22,507
یونان چی؟

130
00:08:22,590 --> 00:08:25,160
.گهواره تمدن غربی

131
00:08:25,286 --> 00:08:29,329
،خورشیدپرستن
.بهارهاش هم گرمه

132
00:08:30,069 --> 00:08:32,119
.آن‌ها که باید نگه داشته شوند

133
00:08:32,554 --> 00:08:33,684
چی گفتی؟

134
00:08:33,709 --> 00:08:35,059
.هیچی

135
00:08:35,216 --> 00:08:39,470
،من ایتالیایی‌ها رو می‌شناسم
.تا آخر سال با اسلحه‌هاشون می‌رن سانتورینی

136
00:08:39,495 --> 00:08:43,206
.نه باید خانوادگی بریم بوینس آیرس

137
00:08:43,902 --> 00:08:46,732
.باخ. همیشه برمی‌گردی به باخ

138
00:08:47,432 --> 00:08:49,082
.باخ در حد تو نیست

139
00:08:49,107 --> 00:08:51,507
...بله موسیقی نژاد اربابی

140
00:08:51,532 --> 00:08:54,922
.برای این گوش‌های دورگه ساخته نشده

141
00:08:54,947 --> 00:08:59,167
.اعصابم رو خراب می‌کنی
.حتی حضورت اعصابم رو خراب می‌کنه

142
00:08:59,480 --> 00:09:02,050
.اومدم باهات صلح کنم عمو لس

143
00:09:03,924 --> 00:09:07,128
،خواهر، دختر، کودک مرده
.حتما فکر می‌کنی من احمقم

144
00:09:07,153 --> 00:09:08,800
...خواهشا می‌شه شما دو تا

145
00:09:08,825 --> 00:09:11,018
موسیقی فرانسوی برای دستان فرانسوی؟

146
00:09:32,689 --> 00:09:35,209
.برات یه هدیه دارم لستات

147
00:09:35,234 --> 00:09:36,974
.یه ایده

148
00:09:36,999 --> 00:09:39,139
ایده‌ی تو؟

149
00:09:39,620 --> 00:09:43,010
.پس حتما هدیه‌ی کوچکیه

150
00:09:43,035 --> 00:09:45,125
،یه مرد ضعیف از زیر در خونه یه نامه می‌فرسته تو

151
00:09:45,150 --> 00:09:47,760
...و لستات خون آشام پرآوازه

152
00:09:47,785 --> 00:09:51,267
.مثل موش می‌ره تو سوراخش

153
00:09:51,292 --> 00:09:54,353
چیزی که موجب رفتن
.ما شده ترس نیست بلکه خرده

154
00:09:54,378 --> 00:09:57,208
.قهرمانانه‌ست که این مدت دوام آوردیم

155
00:09:57,233 --> 00:09:58,763
...قبول دارم ولی

156
00:09:58,894 --> 00:10:01,160
نباید اون جوری که می‌خوایم از اینجا بریم؟

157
00:10:01,185 --> 00:10:06,050
نباید شهر رو مثل قربانی‌هامون مسخره کنیم؟

158
00:10:06,075 --> 00:10:08,425
.طبیعتا یه فکری کردی

159
00:10:08,679 --> 00:10:10,239
،کار متفاوتی نمی‌کنیم

160
00:10:10,396 --> 00:10:12,430
،به امورمون سروسامون می‌دیم
،آماده رفتن می‌شیم

161
00:10:12,455 --> 00:10:14,805
.اما شب آخرمون مهمونی می‌گیم

162
00:10:14,830 --> 00:10:17,490
.ما طرد شده‌ایم خواهر

163
00:10:17,515 --> 00:10:19,735
.هیچکس به جشن عجیب الخقله‌ها نمی‌ره

164
00:10:19,961 --> 00:10:21,131
.دقیقا

165
00:10:21,480 --> 00:10:23,050
.تو نامه‌ی اون مرد مرده بود

166
00:10:23,075 --> 00:10:25,515
.اونا می‌خوان راز ما رو بدونن

167
00:10:25,540 --> 00:10:28,590
.فکر می‌کنن اینجا فواره جوانی داریم

168
00:10:28,678 --> 00:10:32,116
.نمی‌دونن که خودشون فواره‌ن

169
00:10:32,611 --> 00:10:35,781
...ایده‌ای جالب

170
00:10:35,806 --> 00:10:37,551
.اما نیازمندانه

171
00:10:38,525 --> 00:10:40,055
.گمونم حق با توئه

172
00:10:40,420 --> 00:10:42,380
.یه فکر ساده بود

173
00:10:45,544 --> 00:10:47,944
.صفحه لویی
.صفحه

174
00:10:51,650 --> 00:10:53,870
...در پنج سالی که آدولف هیتلر فرماندهی

175
00:10:53,895 --> 00:10:57,180
مردمی که توسط جنگ جهانی
...ناامید گشته‌اند را به‌دست گرفته

176
00:10:57,236 --> 00:10:58,542
،شاید هیولاهای کوچیک نچسبی باشن

177
00:10:58,567 --> 00:11:00,816
.اما خیاطی‌شون عالیه

178
00:11:01,592 --> 00:11:03,202
.مستبدهای خوش لباس

179
00:11:03,380 --> 00:11:06,820
این رو قبلا کجا دیده بودم

180
00:11:07,415 --> 00:11:08,685
،خب این ایده‌ت

181
00:11:08,710 --> 00:11:10,748
چه مدلی مهمونی‌ای در نظرت بود؟

182
00:11:10,807 --> 00:11:12,107
.مجلس رقص

183
00:11:12,132 --> 00:11:14,962
.یه مجلس رقص افراطی کامروایانه

184
00:11:15,447 --> 00:11:17,147
به چه منظور؟

185
00:11:21,076 --> 00:11:25,206
ما زیباترین و شکم‌باره‌ترینشون رو
،دعوت می‌کنیم

186
00:11:25,231 --> 00:11:29,058
تعداد انگشت شمار گلچین شده‌ای رو
.برای یه ضیافت به‌یاد موندنی اغوا می‌کنیم

187
00:11:40,870 --> 00:11:42,830
.بوینس آیرس، هرچی سریع‌تر

188
00:11:54,300 --> 00:11:56,740
!سال نو مبارک

189
00:11:56,765 --> 00:12:00,146
.اگه بازم به این جشن اصرار کنی بهت شک می‌کنه

190
00:12:00,439 --> 00:12:02,179
.می‌خوام شک کنه

191
00:12:02,211 --> 00:12:03,821
.ازش استقبال می‌کنم

192
00:12:03,846 --> 00:12:06,586
می‌خوای سعی کنی تو این مهمونی بکشیش؟

193
00:12:06,742 --> 00:12:08,445
.سعی‌ای در کار نیست

194
00:12:08,470 --> 00:12:10,045
.ماردی گراس امسال زودتر شروع می‌شه

195
00:12:10,070 --> 00:12:12,810
.ششم فوریه

196
00:12:12,835 --> 00:12:14,535
.بگو مسخره‌ست

197
00:12:14,560 --> 00:12:16,690
.اینطوری نمی‌شه

198
00:12:16,715 --> 00:12:19,199
مجالس رقص ماردی گراس رو
.از یک سال قبل برنامه‌ریزی می‌کنن

199
00:12:19,304 --> 00:12:20,874
.گاهی‌اوقات چندین سال جلوتر

200
00:12:20,899 --> 00:12:24,809
،همه لباس مبدل پوشیدن
،همه مشروب می‌خورن

201
00:12:24,834 --> 00:12:28,104
.خیابون برای یه فرار ساده در آشوبه

202
00:12:28,570 --> 00:12:30,310
.ارزش ریسک کردن نداره

203
00:12:31,746 --> 00:12:33,186
.گفته بودم

204
00:12:33,260 --> 00:12:38,343
البته، اگه یک شب یا چند شب قبلش
...به خودمون گرسنگی داده باشیم

205
00:12:39,824 --> 00:12:43,394
.گرسنگی ماورایی‌ای پیدا می‌کردیم

206
00:12:43,727 --> 00:12:46,117
.غذایی درخور یک پادشاه

207
00:12:46,630 --> 00:12:48,370
!تمومه! دیگه نمی‌خوامت

208
00:12:48,395 --> 00:12:49,575
!بیخیال عزیزم

209
00:12:52,200 --> 00:12:53,250
.بیا اینجا

210
00:12:53,275 --> 00:12:55,275
!باشه

211
00:12:55,300 --> 00:12:57,390
مرده رو می‌خوای یا زنه رو؟

212
00:13:07,036 --> 00:13:08,826
.برای یک پادشاه

213
00:13:13,811 --> 00:13:16,161
.داریم از اینجا می‌ریم تام

214
00:13:16,326 --> 00:13:18,196
از نیو اورلئانز؟

215
00:13:18,854 --> 00:13:20,684
.ولی شماها که تازه اومدید اینجا

216
00:13:23,280 --> 00:13:25,840
از اونجایی که 17 سال
،از حرف زدن ماها می‌گذره

217
00:13:25,865 --> 00:13:28,834
چی باعث شده فکر کنید من به تخممه؟

218
00:13:29,717 --> 00:13:33,287
.می‌خوایم از خدماتتون استفاده کنیم آقای اندرسون

219
00:13:33,633 --> 00:13:35,813
.می‌خوایم یه مجلس رقص ماردی گراس برگزار کنیم

220
00:13:36,087 --> 00:13:39,477
که قبل از رفتن به اجتماع
.ادای احترام کرده باشیم

221
00:13:42,160 --> 00:13:43,900
از کجا شروع کنم؟

222
00:13:44,040 --> 00:13:47,650
.یک، من تو کار برنامه‌ریزی جشن نیستم

223
00:13:47,780 --> 00:13:50,300
.دو، الان ژانویه‌ست

224
00:13:50,325 --> 00:13:52,375
.یه کمی دیر اومدید

225
00:13:52,400 --> 00:13:54,100
...و سه

226
00:13:58,439 --> 00:14:04,359
.این من و باباهای دو رنگ تو در سال 1910 هستیم

227
00:14:04,599 --> 00:14:06,590
،اما بگو ببینم دختر کوچولو

228
00:14:06,733 --> 00:14:08,393
مشکل این عکس چیه؟

229
00:14:10,597 --> 00:14:13,257
.اون زمان اون ضربدر بامزه رو صورتت نبوده

230
00:14:17,800 --> 00:14:20,240
...یعنی این به قدر کافی خوب

231
00:14:20,292 --> 00:14:21,862
.و چندش هست

232
00:14:22,047 --> 00:14:23,137
چی می‌خواید؟

233
00:14:23,220 --> 00:14:24,390
...می‌خوام

234
00:14:24,567 --> 00:14:26,307
.راج باشم

235
00:14:26,332 --> 00:14:27,682
.پادشاه ماردی گراس

236
00:14:28,471 --> 00:14:30,521
اون؟

237
00:14:33,284 --> 00:14:35,364
.می‌دونیم که تو کمیته‌شی

238
00:14:35,433 --> 00:14:40,523
...کمیته راج یه گروه مخفی و مقدس شهروندیه

239
00:14:42,589 --> 00:14:44,548
.که با افتخار و سنت به‌هم پیوند خوردن

240
00:14:44,621 --> 00:14:46,310
.قیمتت رو برامون مشخص کن، خبرمون کن

241
00:14:46,335 --> 00:14:48,325
.این مسائل از سال‌ها قبل برنامه ریزی می‌شن

242
00:14:48,392 --> 00:14:51,042
.لویی، تو محلی اینجایی

243
00:14:51,067 --> 00:14:53,637
،کسب و کار صادراتت رو توسعه دادی

244
00:14:53,818 --> 00:14:56,998
تابوت‌هات رو به‌صورت
رفت و برگشت به اروپا می‌فرستی؟

245
00:14:57,023 --> 00:14:58,933
.تولید و ارسال

246
00:14:59,207 --> 00:15:00,647
.هر دوش

247
00:15:00,745 --> 00:15:03,225
،سود خوبی داره
.تقاضای محصول هم بالاست

248
00:15:03,250 --> 00:15:05,820
.اخیرا یکی از کشتی‌هات رو از دست دادی

249
00:15:06,039 --> 00:15:09,649
یکی از زیردریایی‌های
.آلمانی از پشت بهش اژدر زد

250
00:15:09,811 --> 00:15:11,341
یه‌دونه جدیدش رو می‌خوای؟

251
00:15:16,931 --> 00:15:20,189
...وایسید، فقط قبل از اینکه

252
00:15:20,247 --> 00:15:25,407
به خواسته‌ی بی شک تحقیر کننده
.و بی اعتبار کننده‌تون عمل کنم یه سوال دارم

253
00:15:28,492 --> 00:15:30,492
،شیطان رو کجا می‌بینید

254
00:15:30,701 --> 00:15:32,661
و شروط قرار چیه؟

255
00:15:46,370 --> 00:15:48,460
...گروه راج سه سال مشغول

256
00:15:48,485 --> 00:15:50,795
،برنامه‌ریزی پی‌رنگ ماری گراس‌شون بودن

257
00:15:50,820 --> 00:15:55,300
و به هفته نکشیده وقتی شرکت
...حقوقی پاریسی روژت و آلبرت

258
00:15:55,325 --> 00:15:58,836
از اون طرف اقیانوس اطلس
.رشوه‌شون رو انتقال دادن بیخیالش شدن

259
00:16:00,210 --> 00:16:02,130
،از لومره تا می‌سی‌سی‌پی

260
00:16:02,155 --> 00:16:04,332
.موج پول شهر رو فرا گرفت

261
00:16:04,790 --> 00:16:07,490
.عرضه کننده‌های ناموجود موجود شدن

262
00:16:07,556 --> 00:16:10,476
.و غیبت بعدش از سیل‌بندها هم گذشت

263
00:16:14,970 --> 00:16:17,540
...برادران عجیب و خواهر عروسک‌سان‌شون

264
00:16:17,565 --> 00:16:19,345
.داشتن آشکارسازی می‌کردن

265
00:16:19,370 --> 00:16:21,210
...و بلیط کاغذی اون رویداد

266
00:16:21,235 --> 00:16:24,245
برای اون‌ها که کنجکاوی سیری‌ناپذیری
.داشتن مثل شمش طلا بود

267
00:16:24,595 --> 00:16:27,075
.برای خودمون یه سفر به هاوانا رزرو کردم

268
00:16:27,108 --> 00:16:30,135
سه تا اتاق در اس‌اس داندی از هاوانا به ریو

269
00:16:30,160 --> 00:16:33,725
.و دو تا ماشین اتاقک دار از ریو به لارینا دل پلاتا

270
00:16:34,600 --> 00:16:36,730
چیزهایی که دیگه نمی‌خوایم رو
،می‌فروشیم به مکس سایمون

271
00:16:36,755 --> 00:16:38,585
.و بقیه‌ش رو می‌دیم به حراجی

272
00:16:38,610 --> 00:16:41,000
صندوق‌هایی می‌خوایم
.که تابوتمون توش جا بگیره

273
00:16:41,340 --> 00:16:42,600
...باید مطمئن شیم که قفلشون

274
00:16:42,625 --> 00:16:44,625
.قفلشون از داخل عمل کنه

275
00:16:49,363 --> 00:16:52,103
.یک ماه برنامه‌ریزی استادانه بود

276
00:16:54,418 --> 00:16:58,468
،دلش رو به‌دست آوردی
.اغواگر رو اغوا کردی

277
00:17:00,791 --> 00:17:03,531
،وقتی که روزه‌مون رو شروع کردیم

278
00:17:03,920 --> 00:17:06,260
...لستات بهت می‌گفت تمام این برنامه

279
00:17:06,285 --> 00:17:08,155
.از اول هم ایده خودش بوده

280
00:17:08,195 --> 00:17:09,635
کی؟

281
00:17:11,581 --> 00:17:13,061
.باشه

282
00:17:13,270 --> 00:17:14,700
.بله

283
00:17:18,940 --> 00:17:22,070
.سه شب قبل از مجلس رقص خون نمی‌خوریم

284
00:17:22,095 --> 00:17:25,535
در مجلس من و لویی
.چشم جویای تو رو دنبال می‌کنیم

285
00:17:25,560 --> 00:17:28,090
.شاید یکی دو نفر رو برای خودمون انتخاب کنیم

286
00:17:28,187 --> 00:17:30,552
.ازشون می‌پرسیم می‌خوان تا ابد جوان بمونن یا نه

287
00:17:30,650 --> 00:17:33,660
اگر بگن بله، یکی از این
.سنجاق‌ها رو بهشون می‌زنیم

288
00:17:33,790 --> 00:17:35,570
.تاج خروس

289
00:17:35,595 --> 00:17:36,775
.بی نقصه

290
00:17:36,877 --> 00:17:38,567
،به خونه‌مون دعوتشون می‌کنیم

291
00:17:38,626 --> 00:17:41,986
،درها رو قفل می‌کنیم
...پنجره‌ها رو می‌بندیم و

292
00:17:45,010 --> 00:17:48,050
.و می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

293
00:17:48,075 --> 00:17:50,540
می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

294
00:17:50,565 --> 00:17:53,225
می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

295
00:17:53,250 --> 00:17:56,210
پس آتیش؟ سر زدن اون تخم حروم؟

296
00:17:56,385 --> 00:17:58,165
،اون موقع حاضر نبود بهم بگه

297
00:17:58,190 --> 00:18:01,883
چون همون‌طور که گفته بود
.داشتم درگیر احساسات قبلیم می‌شدم

298
00:18:01,908 --> 00:18:03,518
.شربت تریاک و آرسنیک

299
00:18:03,543 --> 00:18:04,893
.اما به‌زودی می‌فهمیدم

300
00:18:04,918 --> 00:18:06,088
.ممنون

301
00:18:06,128 --> 00:18:08,168
.برنامه مسموم کردن طعمه بود

302
00:18:08,523 --> 00:18:10,867
،جوری ظاهر سازی می‌کرد که اون گوشت مسته

303
00:18:10,892 --> 00:18:13,812
...اما در واقع رگ‌های قربانیش پر از

304
00:18:13,837 --> 00:18:17,344
.ترکیب فلج کننده شربت تریاک و آرسنیک بوده

305
00:18:17,425 --> 00:18:19,739
،کلادیا می‌تونست آزادیش رو بچشه

306
00:18:19,787 --> 00:18:22,212
،با لذتی بی‌رحمانه از گرسنگی لذت می‌برد

307
00:18:22,237 --> 00:18:27,287
و تنها غرور خورشیدسان
.پادشاه خون‌آشام باهاش برابری می‌کرد

308
00:18:27,312 --> 00:18:32,545
!و این به سلامتی گروه راج

309
00:18:34,060 --> 00:18:37,460
!زنده باد قلمروی راج

310
00:18:48,380 --> 00:18:49,820
اون بچه‌ست؟

311
00:19:04,466 --> 00:19:07,686
،مجلس رقص بعدش توهینی به سلیقه

312
00:19:07,711 --> 00:19:09,981
.و هدر دادن گزاف پول بود

313
00:19:10,277 --> 00:19:12,367
...و درحالی که سلیقه‌ی بد لستات

314
00:19:12,392 --> 00:19:15,872
،تقریبا تمام اعضای کمیته راج رو از اونجا روند

315
00:19:15,897 --> 00:19:18,287
.طعمه‌های زیادی برای انتخاب وجود داشت

316
00:19:24,539 --> 00:19:26,929
.همه جا خون بود

317
00:19:26,954 --> 00:19:30,574
...رگ‌ها و عروق چند صد قلب

318
00:19:30,599 --> 00:19:33,299
،مثل آژیرهای هوایی به صدا دراومده بودن

319
00:19:33,326 --> 00:19:36,716
و سازهای نواخت انگیز
.نوازنده‌های استخدام شده رو در خودش غرق می‌کرد

320
00:19:39,426 --> 00:19:42,516
من به بهترین شکل ممکن
،از کلادیا پیروی کردم

321
00:19:42,541 --> 00:19:45,721
.اتاق‌ها رو به‌دنبال مرگ‌های گوناگون می‌گشتم

322
00:19:53,593 --> 00:19:56,203
مایلید راز جاودان بودن رو بدونید؟

323
00:19:56,326 --> 00:19:57,896
.خب البته عزیزم

324
00:19:57,921 --> 00:19:59,491
کیه که نخواد؟

325
00:20:02,500 --> 00:20:04,890
.خوشحالم که بدون یونیفرم می‌بینمتون رئیس باردین

326
00:20:04,915 --> 00:20:06,665
...فکر کنم اشتباه گرفنتید -
عذر می‌خوام -

327
00:20:06,690 --> 00:20:08,730
.ماسکتون رو در دستشویی دیدم

328
00:20:08,755 --> 00:20:10,975
.نه رد می‌کنم و نه تأیید

329
00:20:11,000 --> 00:20:14,310
.شما مردی هستید که قدر قدرت رو می‌دونه

330
00:20:14,406 --> 00:20:17,189
.بیشتر برام توضیح بدید آقای دو لاک

331
00:20:18,170 --> 00:20:21,455
.جاتون در باغ پایین خالی بوده آقای لیونکورت

332
00:20:21,480 --> 00:20:24,400
.شنیده بودیم تموم این سال‌ها بیمار بودید

333
00:20:24,575 --> 00:20:27,445
ببخشید خانم‌ها، ما با هم گذشته‌ای داریم؟

334
00:20:27,536 --> 00:20:30,146
.زن‌های جامعه‌ی اپرا

335
00:20:30,206 --> 00:20:31,686
خیابان پریتانیا؟

336
00:20:31,949 --> 00:20:33,699
.خب، بیشتر از ده ساله که گذشته

337
00:20:33,724 --> 00:20:35,204
.البته. بله

338
00:20:35,229 --> 00:20:38,009
.به‌نظر نمیاد بیمار باشید

339
00:20:38,286 --> 00:20:40,426
.شایعات، حسادت

340
00:20:42,113 --> 00:20:47,615
خب من کدومتون رو موقع اون سخنرانی
حوصله‌سربر دان جیوانی بردم زیر پله‌ها؟

341
00:20:47,685 --> 00:20:49,075
.اون منم

342
00:20:49,100 --> 00:20:53,020
.و اون شوهر مرحومم بود که داشت سخنرانی می‌کرد

343
00:20:53,045 --> 00:20:55,019
دست آخر انقدر حرف زد تا مرد؟

344
00:20:59,610 --> 00:21:02,070
،اعلی حضرت

345
00:21:02,095 --> 00:21:07,493
،مایلم برادران مک فیل رو بهتون معرفی کنم
.متیو و برادرش مارک

346
00:21:08,353 --> 00:21:10,371
...خب

347
00:21:10,760 --> 00:21:12,240
خب لوک و جان کجان؟

348
00:21:21,273 --> 00:21:24,533
در باغچه‌تون رزماری دارید؟

349
00:21:25,085 --> 00:21:29,305
.آره... درست زیر ایوون

350
00:21:29,330 --> 00:21:32,990
.مادرمون تابستون گذشته یه بوته کاشت

351
00:21:33,015 --> 00:21:34,535
که اینطور؟

352
00:21:38,600 --> 00:21:42,860
.پادشاه ناگهان احساس گرسنگی کرد

353
00:21:43,600 --> 00:21:45,300
اجازه می‌دید؟

354
00:21:49,304 --> 00:21:55,909
وقتی دیدم که ستایشش رو در خودش
.ریخت موجی از احساسات بهم برخورد کرد

355
00:21:55,934 --> 00:21:58,324
.می‌خواستم بمیره

356
00:21:58,349 --> 00:22:01,609
.می‌خواستم همه‌ش مال خودم باشه

357
00:22:01,738 --> 00:22:04,048
.روزه گرفتن اشتباه بود

358
00:22:04,620 --> 00:22:06,750
.درست فکر نمی‌کردم

359
00:22:08,793 --> 00:22:11,833
.یه چیزی مشکوک بود

360
00:22:11,955 --> 00:22:14,315
.ای سگ رقت انگیز

361
00:22:19,724 --> 00:22:21,464
سگه چیه؟

362
00:22:21,489 --> 00:22:23,229
کدوم سگ؟

363
00:22:23,527 --> 00:22:25,877
.الان یه حرفی درباره سگ زدی

364
00:22:25,902 --> 00:22:28,682
.من چنین حرفی نزدم

365
00:22:29,015 --> 00:22:31,805
.می‌بینمت لویی دو لاک

366
00:22:31,830 --> 00:22:33,270
.یکی دیگه هم هست

367
00:22:33,295 --> 00:22:35,295
.فقط گرسنه‌ت شده لویی

368
00:22:35,320 --> 00:22:38,077
شنیدی الان چی گفتم، مگه نه؟

369
00:22:38,175 --> 00:22:40,915
.به‌خاطر گنبده

370
00:22:41,518 --> 00:22:45,658
معماری که اینجا رو ساخته
.سازنده کاخ کنگره بوده

371
00:22:47,099 --> 00:22:50,874
جوری ساختش که بتونی از اون طرف
.صدای دسیسه چینی و اینا رو بشنوی

372
00:22:51,117 --> 00:22:53,727
.اسمش رو گذاشته تالار نجواها

373
00:22:53,752 --> 00:22:55,672
...البته

374
00:22:55,697 --> 00:22:58,657
...اینکه چطور صدای من رو با صدای گروه موسیقی شنیدی

375
00:22:59,420 --> 00:23:00,915
...حتما یکی از اون کلک‌هاست

376
00:23:00,940 --> 00:23:04,556
...که تو و گروه کونی لواط‌گر شیطانی‌تون

377
00:23:04,765 --> 00:23:06,295
.تو آستین دارید

378
00:23:10,867 --> 00:23:12,517
!عجب مهمونی‌ایه

379
00:23:15,042 --> 00:23:18,341
راز جاودانگی رو می‌دونی؟

380
00:23:19,077 --> 00:23:20,687
.هرگز ازدواج نکنم

381
00:23:22,839 --> 00:23:25,189
.جوک بامزه‌ای بود

382
00:23:25,265 --> 00:23:27,225
...و حالا که به کشتیت رسیدی

383
00:23:32,100 --> 00:23:33,800
نمی‌خوای بیشتر از این داشته باشی؟

384
00:23:44,122 --> 00:23:47,631
.موی پادشاه به پادشاه خیانت کرده

385
00:23:49,746 --> 00:23:53,656
این بذله گویی از شخص دوک غم بود؟

386
00:23:54,228 --> 00:23:56,058
.گرسنگی سرم رو سبک کرده

387
00:24:12,150 --> 00:24:14,280
.دلم برای اینجا تنگ می‌شه

388
00:24:20,818 --> 00:24:23,044
...یک سانت از این شهر نیست که طبق

389
00:24:23,085 --> 00:24:26,423
.طبیعت بکر تندخوی اطرافش ساخته نشده باشه

390
00:24:27,370 --> 00:24:30,550
.طوفان، سیل، تب

391
00:24:32,987 --> 00:24:35,395
،هوای مرطوب روی تک تک تابلوی کشیده شده

392
00:24:35,420 --> 00:24:36,950
.روی تک تک نماهای سنگی

393
00:24:41,721 --> 00:24:44,681
،پنجره‌های مرتفع

394
00:24:45,083 --> 00:24:48,327
.که ازشون ذره‌های درخشان تمدن برق می‌زنه

395
00:24:53,425 --> 00:24:58,995
،پدیدار شدن سایه‌ها
...که سرگردان در پی گرفتن

396
00:24:59,020 --> 00:25:01,950
.برق ساکت صاعقه‌ن

397
00:25:03,801 --> 00:25:05,891
.گرمای ابریشمی باران تابستانی

398
00:25:10,566 --> 00:25:12,110
...با درماندگی زنده‌ست

399
00:25:16,290 --> 00:25:17,950
.و با درماندگی شکننده‌ن

400
00:25:24,837 --> 00:25:27,841
.ظاهرا گرسنگی روی من هم تأثیر گذاشته

401
00:25:29,367 --> 00:25:32,172
.کل سنجاق گل‌ها پخش شده

402
00:25:32,830 --> 00:25:34,440
.هر وقت آماده باشی شروع می‌کنیم

403
00:25:48,486 --> 00:25:51,056
.آخرین رقص قبل از ضیافت

404
00:25:53,569 --> 00:25:55,269
.دوست دارم

405
00:25:55,720 --> 00:25:57,460
.خیلی دوست دارم

406
00:25:59,733 --> 00:26:03,909
خیلی راجع به اون شب
،شوم در نیو اورلئانز می‌نوشتن

407
00:26:03,934 --> 00:26:08,554
اما حتی یک بار هم در لاتروب اشاره‌ای
.به آخرین ساعتی که گذروندیم نشده بود

408
00:26:08,804 --> 00:26:11,634
...انگار که تنها جرم نامنساب برای چاپ شدن

409
00:26:11,659 --> 00:26:13,829
.در اون محل رقص اتفاق افتاد

410
00:26:51,555 --> 00:26:55,165
،پرت کردن حواس لستات تنها وظیفه‌ی من بود

411
00:26:55,780 --> 00:26:57,390
،اما در چشم‌های آینه‌ایش

412
00:26:57,415 --> 00:27:00,685
.حواس پرتی روی خودم تأثیر گذاشت

413
00:27:00,710 --> 00:27:03,540
،و در کانون زمزمه تالار

414
00:27:03,565 --> 00:27:06,345
...سر رشته‌ی نقشه‌م از دستم در رفت

415
00:27:06,398 --> 00:27:10,798
.و باری دیگه به چاه بدون ته افتادم

416
00:27:10,851 --> 00:27:14,241
.من از آن اون بودم، و اون از آن من

417
00:27:35,983 --> 00:27:37,683
اجازه هست این رقص رو تموم کنم؟

418
00:27:39,828 --> 00:27:41,584
.اگه بهت اجازه بده خواهر

419
00:27:48,861 --> 00:27:50,341
.نباید این کار رو بکنم

420
00:27:50,366 --> 00:27:52,886
.دیگه دیره
.همین الان هم انجامش دادم

421
00:27:52,911 --> 00:27:54,871
کی؟ با کی؟

422
00:27:54,896 --> 00:27:57,116
.همین الان
.یکی از دوقلوها

423
00:27:57,209 --> 00:27:59,513
.یک ساعت دیگه می‌میره و می‌افته زمین

424
00:28:01,603 --> 00:28:03,343
!بیدار شو

425
00:28:17,597 --> 00:28:19,987
،در قرن چهاردهم

426
00:28:20,447 --> 00:28:22,887
،در سومین بخش فرعی پاریس

427
00:28:22,912 --> 00:28:26,822
،رو د مونمورنسی
،یک کتابفروش زندگی می‌کرد

428
00:28:26,894 --> 00:28:30,154
،در خریدی که معمولا تأسف برانگیز حساب می‌شه

429
00:28:30,440 --> 00:28:34,180
در یک کتابخانه‌ی شخصی
،دست نوشته‌ای 20 صفحه‌ای پیدا کرد

430
00:28:34,205 --> 00:28:38,865
که به متنی نوشته بود
.که توان رمزگشاییش رو نداشت

431
00:28:39,007 --> 00:28:42,267
.پس به اسپانیا سفر کرد تا ترجمه‌ش کنن

432
00:28:42,479 --> 00:28:44,220
...و در راهش

433
00:28:44,245 --> 00:28:46,699
یک کاتولیک سابقا یهودی رو دید که بهش گفت

434
00:28:46,724 --> 00:28:51,034
.که کتاب آبراملین جادوگر در دستشه

435
00:28:51,059 --> 00:28:53,249
.ما همه اینجا حسابی مستیم لستات

436
00:28:57,124 --> 00:29:00,434
...کتابفروش باقی عمرش رو وقف

437
00:29:00,587 --> 00:29:03,417
،بازتولید شیمی داخل اون کتاب کرد

438
00:29:03,442 --> 00:29:09,622
.و یکی از اون‌ها پیش روی شماست

439
00:29:14,416 --> 00:29:16,236
همین تو این قدحه؟

440
00:29:16,261 --> 00:29:20,351
،آمریت را، شازما ای کاوسر

441
00:29:20,667 --> 00:29:22,837
،سنگ جادو

442
00:29:22,862 --> 00:29:24,522
.اکسیر زندگی

443
00:29:28,209 --> 00:29:30,949
...من در جوانی نوشیدمش

444
00:29:32,759 --> 00:29:37,159
و اخیرا قدرتش رو
.به این دو دوستم انتقال دادم

445
00:29:37,579 --> 00:29:41,539
.کلادیا متولد 1903

446
00:29:41,564 --> 00:29:45,174
.آب رو در سال 1917 خوردم

447
00:29:45,448 --> 00:29:47,278
.من 36 سالمه

448
00:29:48,976 --> 00:29:53,766
.لویی دو پوانت دو لاک متولد 1878

449
00:29:53,801 --> 00:29:56,981
.سال 1910 آب رو نوشیدم

450
00:29:57,006 --> 00:29:59,916
.الان 61 سالمه

451
00:30:00,050 --> 00:30:05,190
،لستات دی لیونکورت
.متولد 1760

452
00:30:05,788 --> 00:30:08,794
.آب رو 1794 نوشیدم

453
00:30:09,516 --> 00:30:13,826
...دارم 180 ساله می‌شم

454
00:30:14,257 --> 00:30:15,787
.همین نوامبر امسال

455
00:30:16,055 --> 00:30:17,485
!ملاقه رو بده ببینم

456
00:30:24,166 --> 00:30:26,500
.سطلت سوراخه

457
00:30:27,490 --> 00:30:29,050
!خالیه

458
00:30:29,118 --> 00:30:31,078
.خالی بودنش خیلی طول نمی‌کشه تام

459
00:30:37,180 --> 00:30:39,700
!نه، جلو نیا

460
00:30:56,680 --> 00:30:59,200
!بریم! بریم

461
00:31:06,950 --> 00:31:08,640
!قفله

462
00:31:32,691 --> 00:31:34,911
!باید بریم

463
00:31:34,967 --> 00:31:37,227
!برو طرف پله -
!نه -

464
00:31:42,894 --> 00:31:46,334
...خواهش می‌کنم
.نمی‌خوام بمیرم

465
00:32:03,660 --> 00:32:06,440
!نه، نه، نه -
!پاشو! پاشو! پاشو -

466
00:32:06,570 --> 00:32:07,790
!نه، نه، نه، نه

467
00:32:07,815 --> 00:32:09,425
!کمک! یکی کمک کنه

468
00:32:15,857 --> 00:32:17,970
.نه. مجبور نیستی این کار رو بکنی
.لطفا این کار رو نکن

469
00:32:17,995 --> 00:32:20,695
...لازم نیست این کار رو بکنی
.نه، خواهش می‌کنم

470
00:32:20,720 --> 00:32:23,110
!نه، نه، نه! نه، بلند شو

471
00:32:46,050 --> 00:32:47,350
ای وای

472
00:32:47,375 --> 00:32:50,035
.جفت بودنشون رو خراب کردید

473
00:32:50,083 --> 00:32:53,783
.می‌دونستم جفتشون رو می‌خواستی
اما لویی نتونست جلوی خودش رو بگیره

474
00:32:53,808 --> 00:32:55,588
.ببخشید عشقم

475
00:32:55,838 --> 00:32:57,578
.یکی‌شون رو برات نگه داشتم

476
00:32:58,962 --> 00:33:00,150
واقعا؟

477
00:33:02,630 --> 00:33:04,280
.چقدر لطف داشتی

478
00:33:58,420 --> 00:34:00,120
.این یکی حسابی مسته

479
00:34:11,000 --> 00:34:12,520
...رزماری

480
00:34:15,845 --> 00:34:17,415
.و یه چیز دیگه

481
00:34:20,027 --> 00:34:22,287
چیه، عشقم؟

482
00:34:22,312 --> 00:34:25,882
.فکر کنم جینه

483
00:34:26,353 --> 00:34:28,443
.با تو حرف نمی‌زدم

484
00:34:28,468 --> 00:34:29,988
.شربت تریاک

485
00:34:36,967 --> 00:34:38,537
.آرسنیک

486
00:34:45,191 --> 00:34:47,021
.امشب توی مجلس رقص بود

487
00:34:48,863 --> 00:34:51,376
...مثل یکی از اون دخترها پشت تابلوی مخابرات تلفن

488
00:34:53,173 --> 00:34:57,445
یواشکی به چیزهایی که نباید گوش می‌داد

489
00:34:58,295 --> 00:35:03,335
.دیگه دیره
.همین الان هم انجامش دادم

490
00:35:03,360 --> 00:35:05,890
کی؟ با کی؟

491
00:35:06,078 --> 00:35:09,428
.همین الان
.یکی از دوقلوها

492
00:35:09,453 --> 00:35:11,673
.یک ساعت دیگه می‌میره و می‌افته زمین

493
00:35:20,044 --> 00:35:23,004
.اصلا نباید خلق می‌شد لویی

494
00:35:23,029 --> 00:35:24,899
.ببین با ما چی‌کار کرده

495
00:35:24,924 --> 00:35:26,921
.همه چیز رو فاسد کرده

496
00:35:26,946 --> 00:35:30,521
آنتوانت با زندگی مشترکمون
.خیلی بیشتر همخونی داره

497
00:36:11,196 --> 00:36:12,546
...لستات

498
00:36:15,214 --> 00:36:18,914
.حتما من رو احمق فرض کردی

499
00:36:18,939 --> 00:36:22,509
.امشب توی مجلس رقص بود

500
00:36:22,673 --> 00:36:24,593
.نه فقط مجلس رقص

501
00:36:25,067 --> 00:36:26,677
.شربت تریاک و آرسنیک

502
00:36:30,597 --> 00:36:33,077
می‌خوای سعی کنی تو این مهمونی بکشیش؟

503
00:36:33,102 --> 00:36:35,192
.سعی‌ای در کار نیست

504
00:36:35,217 --> 00:36:39,669
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

505
00:36:40,240 --> 00:36:41,890
.قطار یک ساعت دیگه راه میفته

506
00:36:42,020 --> 00:36:43,630
.از روی اون نیمکت بلند شو

507
00:36:47,810 --> 00:36:50,640
.باید می‌ذاشتی اون قطاره بره عمو لس

508
00:36:59,362 --> 00:37:02,582
چطور؟ کی؟

509
00:37:09,960 --> 00:37:11,750
...همونی که بهت گفت

510
00:37:11,775 --> 00:37:12,945
اون؟

511
00:37:14,607 --> 00:37:17,217
همیشه به دیده
.تحقیر نگاهش می‌کردی عمو لس

512
00:37:28,861 --> 00:37:30,391
.خداحافظیت رو بکن

513
00:37:44,448 --> 00:37:46,978
.لویی

514
00:37:47,960 --> 00:37:49,570
!لویی

515
00:37:54,457 --> 00:37:57,287
.لویی

516
00:37:58,230 --> 00:37:59,970
.لویی

517
00:38:04,214 --> 00:38:07,994
،ما توسط یه رشته به هم وصل شدیم
،رشته‌ای که نمی‌تونی ببینیش

518
00:38:08,019 --> 00:38:09,329
.اما واقعیه

519
00:38:09,470 --> 00:38:10,990
.واقعیه

520
00:38:30,130 --> 00:38:31,700
 ...من با تمام وجودم

521
00:38:34,670 --> 00:38:36,150
.عاشقت بودم

522
00:38:50,731 --> 00:38:53,741
...خوشحالم که تو

523
00:38:54,081 --> 00:38:55,771
...اینجا پیشم بودی

524
00:39:14,715 --> 00:39:16,325
...خون جوری بدنش بیرون ریخت

525
00:39:16,350 --> 00:39:19,351
...که هرگز ممکن نیست از یک انسان بیرون بریزه

526
00:39:25,390 --> 00:39:27,960
.تموم خونی که خودش را باهاش پر کرده بود

527
00:39:27,985 --> 00:39:30,295
،حالا به پشت افتاده بود

528
00:39:30,489 --> 00:39:33,444
،چشم‌هاش خیره به سقف بودن

529
00:39:33,744 --> 00:39:37,094
.مردمک‌هاش به دو طرف تکون تکون می‌خورن

530
00:40:03,513 --> 00:40:07,033
.من رو در تابوتم بذار لویی، لویی

531
00:40:07,351 --> 00:40:10,757
.مردمک‌هاش به پشت چشمش رفت

532
00:40:11,594 --> 00:40:14,994
.سفیدی چشم‌هاش کدر شد

533
00:40:17,557 --> 00:40:21,398
...این وحشتی که لستات بود

534
00:40:23,146 --> 00:40:27,246
.با درماندگی بهش خیره شده بودم

535
00:40:27,979 --> 00:40:29,669
.اون موجود بی‌جون افتاده

536
00:40:32,267 --> 00:40:34,007
.فکر کردن بهش فایده‌ای نداشت

537
00:40:36,479 --> 00:40:40,904
خانه‌ی خیابان رو رویال به‌زودی
.کانون توجه سوالات بیش از حدی می‌شد

538
00:41:15,192 --> 00:41:17,412
،برای آخرین بار در نیو اورلئانز

539
00:41:17,714 --> 00:41:19,324
...آموزش‌هامون رو دنبال کردیم

540
00:41:19,349 --> 00:41:23,298
.و شواهد پرجزئیات‌ترین قتلمون رو پاکسازی کردیم

541
00:41:23,809 --> 00:41:26,355
.خب، تقریبا

542
00:41:29,610 --> 00:41:31,310
.باید بسوزونیمش

543
00:41:33,528 --> 00:41:35,618
...من خیلی ها رو کشتم، فقط

544
00:41:38,670 --> 00:41:40,280
...ولی هیچکدوم رو

545
00:41:45,534 --> 00:41:48,194
.مطمئن نیستم که بتونم

546
00:41:48,652 --> 00:41:51,572
...میندازمش اون تو

547
00:41:52,037 --> 00:41:53,907
.انگار که یکی از اوناست

548
00:41:55,834 --> 00:42:00,654
،انگار که انتظار داشتیم لستات دود بشه بره هوا

549
00:42:00,679 --> 00:42:04,099
.یا به زیر کشیده بشه و بره جهنم

550
00:42:04,124 --> 00:42:06,663
خب باهاش چی‌کار کردید؟

551
00:42:07,444 --> 00:42:09,294
.پیچیدیمش توی فرش

552
00:42:09,728 --> 00:42:11,778
،انداختیمش توی چمدون

553
00:42:11,803 --> 00:42:14,596
.و گذاشتیمش پیش آشغال‌ها

554
00:42:15,524 --> 00:42:18,304
،سوار ماشین‌مون شدیم و رفتیم

555
00:42:18,584 --> 00:42:20,894
.مستقیم راهی بندر شدیم

556
00:42:21,122 --> 00:42:22,772
کشتی هاوانا؟

557
00:42:23,140 --> 00:42:24,580
.یه کشتی دیگه

558
00:42:24,605 --> 00:42:26,125
،یه کشتی تجاری

559
00:42:26,150 --> 00:42:28,723
.جدیدا نامگذاری شده و رهسپار اروپا بود

560
00:42:29,141 --> 00:42:31,231
،کشتی‌ای که برای اندرسون خریده بودی

561
00:42:31,256 --> 00:42:34,201
.با بار تابوت

562
00:42:35,016 --> 00:42:38,391
،پوشش خوبی برای دو تا مسافر قاچاقی بود

563
00:42:38,416 --> 00:42:42,476
.آماده بودیم تا ماجراجوی زندگی‌مون رو آغاز کنیم

564
00:42:43,293 --> 00:42:44,823
...خب

565
00:42:44,981 --> 00:42:48,071
خوب و قشنگ تموم شد نه؟

566
00:42:48,440 --> 00:42:50,660
.یک کشتی بود. ما هم سوارش شدیم

567
00:42:50,685 --> 00:42:53,425
،آره. من این رو می‌خونم
.البته 50 صفحه اولش رو

568
00:42:53,654 --> 00:42:55,391
،دقیقا اون

569
00:42:55,635 --> 00:42:58,245
.احساس ماجراجویی زندگی ما رو حس نمی‌کنم

570
00:42:58,270 --> 00:43:00,360
.یه فرار از سر آسیب روحی بود

571
00:43:00,551 --> 00:43:03,641
.آره ولی به‌وضوح این رو نگفته

572
00:43:03,666 --> 00:43:07,647
یعنی شاید
.تو بعضی از صفحه‌ها که پاره شده بودن

573
00:43:07,799 --> 00:43:09,425
.خب دقیقا که پاره نشدن

574
00:43:09,450 --> 00:43:11,840
.بیشتر انگاری با خط کش بوده

575
00:43:11,865 --> 00:43:14,815
...ولی... حس می‌کنم

576
00:43:14,840 --> 00:43:18,020
.اونجا یه مدت از ته دل ازت متنفر بوده

577
00:43:18,045 --> 00:43:19,475
برای چی؟

578
00:43:19,500 --> 00:43:22,940
،مرگ برادرم آرامش رو ازم گرفته بود

579
00:43:23,000 --> 00:43:25,870
،ترک شدنم توسط خواهرم

580
00:43:26,290 --> 00:43:28,470
...قتل لستات، من

581
00:43:28,495 --> 00:43:30,715
قتل؟
قتل چی؟

582
00:43:30,762 --> 00:43:32,807
.این کارت از سر رحم بوده

583
00:43:33,527 --> 00:43:35,357
.تو لستات رو نکشتی

584
00:43:35,382 --> 00:43:39,405
از یه ایده‌ی به‌گایی
.که از عشق داشتی رهاش کردی

585
00:43:39,438 --> 00:43:40,918
عشق؟

586
00:43:41,437 --> 00:43:44,177
مثل یه خوک خونش رو ریختم
.و صبر کردم تا به لرزه‌ی مرگ بیفته

587
00:43:44,202 --> 00:43:46,992
.یه آلدرمن صاف بهت شلیک کرده بود

588
00:43:47,017 --> 00:43:49,804
.از هزاران کیلومتر افتادی و زنده موندی

589
00:43:49,829 --> 00:43:53,007
.آنتوانت رو جزغاله کردی که خیالت راحت باشه

590
00:43:54,010 --> 00:43:56,310
آشغال کجا می‌ره لویی؟

591
00:44:03,410 --> 00:44:05,280
...آشغال رو می‌ذاری تو خیابون

592
00:44:05,305 --> 00:44:07,095
...و یه یاروهایی با ماشین میان

593
00:44:07,120 --> 00:44:08,380
،و میندازنش اون پشت

594
00:44:08,510 --> 00:44:13,275
و بعد می‌برنش وسط ناکجا آباد، درسته؟

595
00:44:13,300 --> 00:44:15,298
.نه

596
00:44:16,260 --> 00:44:19,780
.آشغال رو می‌برن آشغالدونی

597
00:44:19,902 --> 00:44:26,660
و من چون با زن اولم فقط دو محله بالاتر از
.آشغالدونی فیشکیل نیویورک زندگی کرده بودم

598
00:44:26,685 --> 00:44:31,555
می‌تونم با قطعیت بگم
.که چه چیزهایی دیگه‌ای اونجا هست

599
00:44:31,790 --> 00:44:33,230
.موش

600
00:44:33,255 --> 00:44:37,345
موش‌های گنده‌ی کیری
.که اندازه‌ی کفش‌های کوین دورانتن

601
00:44:37,423 --> 00:44:39,773
.اونقدری خون توشونه که مرده رو زنده کنه

602
00:44:39,826 --> 00:44:44,039
مخصوصا اونی که تو یه چمدونه
.که قفلش از داخل باز می‌شه

603
00:44:45,048 --> 00:44:46,918
.می‌دونستی لویی

604
00:44:47,095 --> 00:44:48,925
.حتما می‌دونستی

605
00:44:49,000 --> 00:44:51,045
.خودت بزرگترین موش خورشون بودی

606
00:44:51,070 --> 00:44:52,600
.جلسه تمومه

607
00:44:56,953 --> 00:44:59,963
سال اسلامی چند روزه؟

608
00:45:00,068 --> 00:45:02,848
الله چند تا اسم داره؟

609
00:45:02,873 --> 00:45:06,143
‫365 و 99

610
00:45:06,168 --> 00:45:10,998
چرا یه گنده گوز 90 کیلویی
،بعد اینکه خونش رو می‌خوره وا می‌ره

611
00:45:11,465 --> 00:45:15,165
بعد تو که یه تی‌شرت
با 60 کیلو فاصله داری پلک هم نمی‌زنی؟

612
00:45:15,198 --> 00:45:16,660
.نتونستم بسوزونمش

613
00:45:16,685 --> 00:45:17,765
.اما کلادیا می‌تونسته

614
00:45:17,790 --> 00:45:18,930
.نه، نمی‌نونست

615
00:45:19,044 --> 00:45:21,134
.اون مداد کرد تو گردنش

616
00:45:21,304 --> 00:45:25,174
.آخرین حرفش رو با خون خودش ثبت کرده

617
00:45:25,421 --> 00:45:29,112
دختره هیچ مشکلی نداشت
بندازتش رو منقل، خب؟

618
00:45:29,335 --> 00:45:30,655
.خورشید داره میاد بالا -
.نه -

619
00:45:30,680 --> 00:45:31,770
.باید بسوزونیمش -
.نه -

620
00:45:31,900 --> 00:45:33,120
!این تنها راهیه که بلدیم

621
00:45:33,250 --> 00:45:35,097
!نه

622
00:45:35,990 --> 00:45:37,730
!گفتم نه

623
00:45:37,755 --> 00:45:39,305
هوا بارونی بود لویی؟

624
00:45:39,330 --> 00:45:40,720
.نمی‌تونست بسوزوندش

625
00:45:40,795 --> 00:45:42,845
.تو توی تاریکی نفرینش کردی

626
00:45:42,947 --> 00:45:46,557
.لستات رو بارها و بارها بهش ترجیح دادی

627
00:45:46,858 --> 00:45:48,508
تو زندگی‌نامه لازم نداری لویی

628
00:45:48,675 --> 00:45:50,415
.باید صد جلسه ای‌ام‌دی‌آر بگذرونی

629
00:45:50,440 --> 00:45:51,960
...می‌تونی از اون کسشرا که سربازها

630
00:45:51,985 --> 00:45:54,790
بعد اینکه هم‌جوخه‌ای‌شون
.جلوشون می‌ترکه می‌رن

631
00:45:54,920 --> 00:45:56,310
.شما فقط نصف داستان رو شنیدی

632
00:45:56,335 --> 00:45:57,143
.بس کن

633
00:45:57,168 --> 00:45:58,622
‫144 سال زندگی،

634
00:45:58,647 --> 00:46:00,867
،و تو هنوز لویی جاکشی

635
00:46:01,091 --> 00:46:03,629
به یه فاحشه پول می‌دی
.بشینه تو اتاق و باهات حرف بزنه

636
00:46:03,840 --> 00:46:05,793
واسه چی؟
...یه داستانی داری

637
00:46:05,840 --> 00:46:07,720
می‌خوای برای کل دنیا از خودت تعریف کنی؟

638
00:46:07,745 --> 00:46:09,175
،وقتی بشنوید شرمنده می‌شید

639
00:46:09,200 --> 00:46:10,655
.از حرفی که الان بهش زدید شرمنده می‌شید

640
00:46:10,680 --> 00:46:11,940
.لطفا بس کن رشید

641
00:46:11,965 --> 00:46:13,795
.ده میلیون دلار. این عدد جندگی منه

642
00:46:14,030 --> 00:46:15,550
.اعتبار من سال‌هاست که تموم شده

643
00:46:15,575 --> 00:46:16,595
میراث؟

644
00:46:16,620 --> 00:46:19,060
این واسه هیئت مدیره‌ها
.و اون دیوث‌هاییه که کفش راحتی می‌پوشن

645
00:46:19,353 --> 00:46:21,053
،دخترهام حتی دیگه باهام صحبت نمی‌کنن

646
00:46:21,223 --> 00:46:23,003
.پس حداقل می‌تونم یه کم پول براشون به ارث بذارم

647
00:46:23,028 --> 00:46:25,418
اما درک صادقانه؟
.نه

648
00:46:25,506 --> 00:46:28,590
این همون گهیه
.که تو سانفرانسیسکو به بار اومد

649
00:46:28,695 --> 00:46:30,345
.نه دقیقا

650
00:46:30,791 --> 00:46:33,061
چه فرقی داره لویی؟

651
00:46:33,355 --> 00:46:35,525
.این دفعه جونت رو نجات نمی‌دم

652
00:46:37,293 --> 00:46:40,173
.لویی گاهی اوقات ممکنه سرکشی کنه

653
00:46:40,688 --> 00:46:43,818
.من اون رو از دست خودش محافظت می‌کنم
.همیشه این کار رو کردم

654
00:46:43,843 --> 00:46:46,524
.اون شب توی سانفرانسیسکو جلوش رو گرفتم

655
00:46:48,402 --> 00:46:50,582
.تو اونجا بودی

656
00:46:51,158 --> 00:46:53,163
یادت نمیاد مگه نه؟

657
00:46:53,540 --> 00:46:56,460
.نه یادم نمیاد

658
00:46:57,752 --> 00:47:00,795
درباره حافظه چی گفتی؟

659
00:47:01,869 --> 00:47:04,479
گفته بودی هیولاست؟

660
00:47:04,860 --> 00:47:06,990
.اما دیدم تو خورشید ایستاده بودی

661
00:47:07,015 --> 00:47:10,585
با مسن شدنمون خورشید
.قدرتش رو بر ما از دست می‌ده

662
00:47:10,632 --> 00:47:14,884
یک ستاره‌ی متوسط
در برابر یک خون آشام 514 ساله چه قدرتی داره؟

663
00:47:30,710 --> 00:47:32,060
...دنیل مولوی

664
00:47:33,849 --> 00:47:39,729
.می‌خوام با آرماند خون آشام آشنا بشی

665
00:47:44,810 --> 00:47:47,120
.عشق زندگی من

666
00:47:47,144 --> 00:47:57,144
پایان فصل اول
دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

667
00:47:57,168 --> 00:48:07,168
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

668
00:49:24,464 --> 00:49:26,740
.به‌طور فرضی انجامش ممکنه

669
00:49:26,870 --> 00:49:30,140
اما می‌شد ما به سرش بیاریم؟

670
00:49:30,262 --> 00:49:33,172
بچه‌ها می‌تونستن پدر رو بکشن؟

671
00:49:33,310 --> 00:49:38,620
،قسمت هفتم
.موجود بی‌جان افتاده

672
00:49:38,750 --> 00:49:40,775
،بهمون وعده‌ی مرگ لستات داده شده بود

673
00:49:40,800 --> 00:49:42,760
.و درنتیجه باید لستات رو بکشیم

674
00:49:42,890 --> 00:49:45,060
.کلادیا آروم آروم نقشه‌ش رو می‌گه

675
00:49:45,205 --> 00:49:48,752
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

676
00:49:48,913 --> 00:49:51,005
و خودش باید رهبری رو
...دست بگیره چون لویی

677
00:49:51,030 --> 00:49:54,160
بیش از حد به لستات نزدیکه
.و در این وهله بیش از حد ضعیفه

678
00:49:54,266 --> 00:49:56,576
نقشه فقط درصورتی
.که حواسش پرت باشه جواب می‌ده

679
00:49:56,625 --> 00:49:58,365
پس کاری رو می‌کنه
.که هر برنامه‌ریز خوبی انجام می‌ده

680
00:49:58,390 --> 00:50:02,280
کاری می‌کنه که در نهایت لستات فکر کنه
.که این ایده‌ی خودش بوده

681
00:50:02,305 --> 00:50:07,225
البته، اگه یک شب یا چند شب قبلش
...به خودمون گرسنگی داده باشیم

682
00:50:07,554 --> 00:50:11,034
.گرسنگی ماورایی‌ای پیدا می‌کردیم

683
00:50:11,539 --> 00:50:13,409
.غذایی درخور یک پادشاه

684
00:50:13,570 --> 00:50:16,115
تا لستات رو در غره‌ترین

685
00:50:16,140 --> 00:50:17,640
،و کورترین حالتش گیر بندازه

686
00:50:17,665 --> 00:50:21,007
بله، شاید اون موقع قبول کنه
.که بیاید بترکونیم و بریم

687
00:50:21,190 --> 00:50:23,450
.بیاید این خون‌آشام‌های قایم بشوی ترسو نباشیم

688
00:50:23,475 --> 00:50:27,800
بیاید از یه اتاق پر از جنازه بزنیم بیرون
.و سوار آخرین قطار شیم

689
00:50:27,930 --> 00:50:30,800
اما لویی، تو دوباره باید
،دلت رو به روش باز کنی

690
00:50:30,825 --> 00:50:34,045
این چیزیه که لستات رو
.بیشتر از هرچیزی کور می‌کنه

691
00:50:34,290 --> 00:50:37,030
.آخرین رقص قبل از ضیافت

692
00:50:37,160 --> 00:50:40,991
اوج مدهوش کننده‌ی
...عاشقانه‌ی منحصر به‌فرد ما

693
00:50:41,016 --> 00:50:43,355
.این رقص جلوی همه و بوسه‌ست

694
00:50:43,380 --> 00:50:44,990
.لستات نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره

695
00:50:45,015 --> 00:50:46,275
.اون خیلی عاشق لوئیه

696
00:50:46,405 --> 00:50:47,625
،اما وسط جشن

697
00:50:47,712 --> 00:50:49,297
.داریم قربانی‌هامون رو دست چین می‌کنیم

698
00:50:49,322 --> 00:50:52,495
،قراره بهترین ضیافت عمرمون رو داشته باشیم
.پس نمی‌شه فقط یه قربانی داشته باشیم

699
00:50:52,536 --> 00:50:54,496
،قراره یکی از این منوهای مزه‌ی ناجور باشه

700
00:50:54,610 --> 00:50:56,325
...که قراره این همه آدم رو جمع کنیم

701
00:50:56,350 --> 00:50:59,036
.که می‌دونن ما فواره جوانی رو داریم

702
00:50:59,273 --> 00:51:01,003
.و بعد مهمونی برگردید پیشمون

703
00:51:01,028 --> 00:51:03,190
مایلید راز جاودان بودن رو بدونید؟

704
00:51:03,320 --> 00:51:05,620
.خب البته عزیزم
کیه که نخواد؟

705
00:51:05,750 --> 00:51:08,840
جمع شدن ولی اونا فقط
،برای بخشی از نقشه بزرگ اونجان

706
00:51:08,865 --> 00:51:12,380
.که حواس لستات پرت شه و یه کوچولو خوش بگذرونیم

707
00:51:12,702 --> 00:51:13,630
!ملاقه رو بده ببینم

708
00:51:16,171 --> 00:51:17,720
.خالیه

709
00:51:17,850 --> 00:51:19,900
.خالی بودنش خیلی طول نمی‌کشه تام

710
00:51:21,860 --> 00:51:24,770
اکثرشون یه جورایی اون آدمای زشتی
.هستن که در طول سریال دیدیمشون

711
00:51:24,900 --> 00:51:26,340
.ولی خب بعد دوقلوها رو ببین

712
00:51:26,365 --> 00:51:27,805
.همه داستان کتاب ور می‌دونیم

713
00:51:27,830 --> 00:51:29,200
،برو سراغ دوقلوها
،برو سراغ دوقلوها

714
00:51:29,225 --> 00:51:31,625
.جفت بودنشون رو خراب کردید

715
00:51:31,650 --> 00:51:35,300
.می‌دونستم جفتشون رو می‌خواستی
اما لویی نتونست جلوی خودش رو بگیره

716
00:51:35,406 --> 00:51:37,326
.ببخشید عشقم

717
00:51:37,480 --> 00:51:40,415
.و بعد این مرد مرموز تو کت شلوار میاد

718
00:51:40,440 --> 00:51:43,440
.قضیه‌ش چیه؟ یه جزئیات خیلی عجیبی داره

719
00:51:43,465 --> 00:51:45,090
.شماها هم که همه باهوشید

720
00:51:45,115 --> 00:51:46,685
.می‌دونید که قضیه مشکوکه

721
00:51:46,710 --> 00:51:49,985
امکان نداره به این سادگی باشه
.تا اینکه اون دیالوگ معکوس کننده رو می‌شنوی

722
00:51:50,010 --> 00:51:53,428
.من همیشه می‌دونستم آنتوانت اونجاست

723
00:51:53,717 --> 00:51:56,210
،پس اگه یه جورایی داستان همه رو بررسی کنی

724
00:51:56,235 --> 00:51:58,445
.هیچکس کاملا از همه چیز خبر نداشته

725
00:51:58,680 --> 00:52:01,720
چطور؟ کی؟

726
00:52:01,965 --> 00:52:03,225
...کلادیا می‌دونست که در نهایت

727
00:52:03,250 --> 00:52:06,271
اگه تام اندرسون رو بیاریم
،و مجبورش کنیم خون سمی رو بخوره

728
00:52:06,296 --> 00:52:07,965
.می‌ره سراغ تام اندرسون

729
00:52:08,095 --> 00:52:09,925
...همونی که بهت گفت

730
00:52:09,950 --> 00:52:12,430
اون؟

731
00:52:12,560 --> 00:52:14,665
،دقیقا نمی‌دونن چطور یه خون آشام رو بکشن

732
00:52:14,690 --> 00:52:16,690
.اما فکر می‌کنن این کارشون رو راه میندازه

733
00:52:16,715 --> 00:52:19,195
همیشه به دیده
.تحقیر نگاهش می‌کردی عمو لس

734
00:52:23,960 --> 00:52:26,750
برمی‌گردیم به دبی و مولوی
،شروع می‌کنه به سوال کردن

735
00:52:26,880 --> 00:52:28,710
.و سوال‌هاش خیلی کاوشگرانه‌ست

736
00:52:28,840 --> 00:52:31,450
اون شب واقعا چی شد؟

737
00:52:31,657 --> 00:52:33,397
خب باهاش چی‌کار کردید؟

738
00:52:33,555 --> 00:52:34,905
.خیلی خیلی ساده‌ست

739
00:52:34,930 --> 00:52:37,410
کاری که باید بکنی اینه
.که کشته‌هات رو جمع و جور کنی

740
00:52:37,435 --> 00:52:40,510
.باید خون آشام رو بندازی تو کوره

741
00:52:40,850 --> 00:52:42,070
چرا این کار رو نکردی؟

742
00:52:42,165 --> 00:52:43,978
...خس می‌کنم

743
00:52:44,048 --> 00:52:47,085
.اونجا یه مدت از ته دل ازت متنفر بوده
برای چی؟

744
00:52:47,110 --> 00:52:51,095
دختره هیچ مشکلی نداشت
بندازتش رو منقل، خب؟

745
00:52:51,120 --> 00:52:52,265
.خورشید داره میاد بالا -
.نه -

746
00:52:52,290 --> 00:52:53,575
.باید بسوزونیمش -
.نه -

747
00:52:53,600 --> 00:52:54,891
!این تنها راهیه که بلدیم

748
00:52:54,916 --> 00:52:56,086
!نه

749
00:52:57,600 --> 00:52:59,130
!گفتم نه

750
00:52:59,260 --> 00:53:02,285
و فکر کنم لویی بعد از مدت‌ها برای
.اولین بار داره اون اتفاق رو به‌خاطر میاره

751
00:53:02,310 --> 00:53:04,710
.شما فقط نصف داستان رو شنیدی -
بس کن -

752
00:53:05,050 --> 00:53:07,530
این همون گهیه
.که تو سانفرانسیسکو به بار اومد

753
00:53:07,563 --> 00:53:10,653
.آرماند خون‌آشام رو مجبور می‌کنه تا دخالت کنه

754
00:53:10,880 --> 00:53:12,710
.این دفعه جونت رو نجات نمی‌دم

755
00:53:14,921 --> 00:53:17,361
.لویی گاهی اوقات ممکنه سرکشی کنه

756
00:53:17,569 --> 00:53:19,919
.من اون رو از دست خودش محافظت می‌کنم

757
00:53:19,944 --> 00:53:21,955
به‌نظرم فقط برای این نیست
...که از لویی محافظت کنه

758
00:53:21,980 --> 00:53:25,540
.که شاید وحشی بشه و مولوی رو بکشه

759
00:53:25,680 --> 00:53:29,940
...به‌نظرم داستانی هست که به لویی گفته شده

760
00:53:29,965 --> 00:53:31,835
...که لویی به خودش گفته که شاید

761
00:53:31,882 --> 00:53:33,965
.آرماند هم به اون گفته

762
00:53:33,990 --> 00:53:35,730
،شماهایی که کتابش رو خوندید

763
00:53:35,755 --> 00:53:37,564
.این نقش جدی‌ای داره بچه‌ها

764
00:53:37,600 --> 00:53:39,820
،این رهبر محفل خون‌آشاماست

765
00:53:39,887 --> 00:53:41,770
.و کسیه که خیلی خیلی قدرتمنده

766
00:53:41,795 --> 00:53:45,015
،خلاصه که آره اون دیالوگ آخر رو
...یه جورایی دنبال این بودیم که

767
00:53:45,040 --> 00:53:47,756
یک پایان نهایی
،داشته باشیم که یه جورایی

768
00:53:47,921 --> 00:53:50,051
یه انتظار بی‌قراره کننده باشه، که چی؟

769
00:53:51,072 --> 00:53:56,530
.می‌خوام با آرماند خون آشام آشنا بشی

770
00:54:02,410 --> 00:54:03,890
.عشق زندگی من

771
00:54:04,020 --> 00:54:06,980
...و فکر کنم واقعا ما رو برای

772
00:54:07,110 --> 00:54:09,370
.یه فصل دوم خیلی جذاب آماده کنه

