﻿1
00:00:19,350 --> 00:00:22,300
‫«پوکر فیس»

2
00:00:22,350 --> 00:00:24,400
‫«فصل یکم، قسمت پنجم»
‫«زمان میمون»

3
00:00:55,900 --> 00:00:59,000
‫[پارک ماسی]

4
00:01:07,630 --> 00:01:10,800
‫نه، واقعا خیلی مسخره‌ست.

5
00:01:10,840 --> 00:01:14,050
‫از من بشنو، دوباره سیاره محسوب می‌شه.

6
00:01:14,090 --> 00:01:15,970
‫پلوتون همیشه سیاره محسوب می‌شد.

7
00:01:16,010 --> 00:01:19,430
‫نه‌خیر، نمی‌شد.
‫الان دوباره می‌شه.

8
00:01:19,470 --> 00:01:20,930
‫عین اون دفعه شد
‫که سعی کردی بهم بگی...

9
00:01:20,970 --> 00:01:22,180
‫توت‌فرنگی از خانواده فندقیجاته.

10
00:01:22,220 --> 00:01:23,430
‫- توت‌فرنگی واقعا خانواده فندقیجاته.
‫- نه.

11
00:01:23,470 --> 00:01:25,940
‫هرچی رو پوستش تخم داشته باشه،
‫از خانواده فندقیجاته؟

12
00:01:25,980 --> 00:01:27,650
‫- تمشک چی؟
‫- از خانواده فندقیجاته.

13
00:01:28,940 --> 00:01:31,110
‫از قلب کسشعرت متنفرم.

14
00:01:32,900 --> 00:01:35,280
‫- سیب‌زمینی سوخاریم حاضر شد.
‫- عه، چه خوب.

15
00:01:35,320 --> 00:01:37,320
‫خب، امشب می‌خوایم چی تماشا کنیم؟

16
00:01:37,360 --> 00:01:39,820
‫می‌خوای باز هم «سرکشی» رو ببینیم؟

17
00:01:39,870 --> 00:01:43,120
‫بچه‌هایی رو که خیال می‌کنن سکس رو
‫ابداع کردن تماشا کنیم؟ نه‌خیر، ممنون.

18
00:01:43,160 --> 00:01:45,910
‫ای بابا. کنترل دست خانواده فلچره.

19
00:01:45,960 --> 00:01:48,500
‫سلام خانواده فلچر، ما می‌خوایم
‫«شارک تنک» تماشا کنیم.

20
00:01:48,540 --> 00:01:51,460
‫کنترل دست اکثریته.

21
00:01:51,500 --> 00:01:54,170
‫اکثریت می‌گن به خدمتت برسم.

22
00:01:54,210 --> 00:01:55,460
‫این آشغال چیه؟

23
00:01:55,510 --> 00:01:57,470
‫یعنی «قتل‌های جالب استافوردشر» رو
‫تا ته دیدین،

24
00:01:57,510 --> 00:02:00,300
‫اون‌وقت الان می‌خواین ببینیم
‫کی تو نروژ مرده؟

25
00:02:00,340 --> 00:02:03,260
‫- هیس!
‫- کار بلونده بود.

26
00:02:03,310 --> 00:02:05,180
‫ای عوضی‌ها.

27
00:02:09,150 --> 00:02:12,150
‫عه، سلام آیرین،
‫دستبند قلبت رو عوض کردی؟

28
00:02:12,190 --> 00:02:13,940
‫مطمئنا عوض کردم بیلی.

29
00:02:16,110 --> 00:02:18,150
‫خیلی بامزه بود،
‫آخه اینجا نوشته:

30
00:02:18,200 --> 00:02:21,070
‫ارتباط با آیرین صفر درصده.
‫چیزی دریافت نمی‌شه.

31
00:02:21,120 --> 00:02:23,370
‫آها، می‌خوای تک‌تک حرکاتم رو رصد کنی...

32
00:02:23,410 --> 00:02:25,620
‫که هر دفعه از مستراح رفتنم خبردار بشی...

33
00:02:25,660 --> 00:02:27,710
‫و بتونی با علم به این که دارم می‌رینم،

34
00:02:27,750 --> 00:02:28,960
‫جق بزنی؟

35
00:02:29,000 --> 00:02:30,080
‫این که جی‌پی‌اس نیست آیرین،

36
00:02:30,120 --> 00:02:31,330
‫صرفا علائم حیاتیت رو رصد می‌کنه.

37
00:02:31,380 --> 00:02:33,710
‫نمی‌تونین عین سگ بهم تراشه وصل کنین.

38
00:02:33,750 --> 00:02:34,750
‫هاپ‌هاپ!

39
00:02:37,170 --> 00:02:38,590
‫آخرین فرصته.

40
00:02:38,630 --> 00:02:41,340
‫آخرین فرصت ثبت‌نام اردوی باغ‌وحشه.

41
00:02:41,390 --> 00:02:44,350
‫عه، چرا که نه؟ چه عالی.

42
00:02:44,390 --> 00:02:46,850
‫عه، ولی وایستا.

43
00:02:46,890 --> 00:02:49,350
‫به موقع برمی‌گردیم که فرصت کنیم
‫پوشک‌هامون رو عوض کنیم...

44
00:02:49,390 --> 00:02:51,940
‫و «توپولوها» تماشا کنیم.

45
00:02:51,980 --> 00:02:54,480
‫ما که خیر سرمون نوزاد نیستیم بتی.

46
00:02:54,520 --> 00:02:56,190
‫قبلا هم شترمرغ استرالیایی دیدیم.

47
00:02:56,230 --> 00:02:57,530
‫اگه نمی‌تونین به خودتون زحمت بدین...

48
00:02:57,570 --> 00:02:59,950
‫که حضورتون تو جامعه مثبت‌تر باشه،

49
00:02:59,990 --> 00:03:02,320
‫احتمالا مجبور بشم...

50
00:03:02,370 --> 00:03:05,330
‫گیاه مواد غیرقانونیتون رو
‫به مدیریت گزارش بدم.

51
00:03:05,370 --> 00:03:06,540
‫نه، نه، نه، نه.

52
00:03:06,580 --> 00:03:09,290
‫- نه، نه، نه.
‫- داروی نجات‌بخش خودمونه.

53
00:03:09,330 --> 00:03:11,120
‫خودم می‌دونم آب‌سیاه ندارین.

54
00:03:11,170 --> 00:03:13,040
‫ضمنا، از این بازی...

55
00:03:13,080 --> 00:03:15,040
‫چینی جادوگرانه‌تون متنفرم.

56
00:03:15,090 --> 00:03:16,250
‫به چه زبونیه؟ خط رونیه؟

57
00:03:16,300 --> 00:03:17,380
‫درسته بتی.

58
00:03:17,420 --> 00:03:21,050
‫ما شیطان‌پرستیم و عاشق موادیم.

59
00:03:24,300 --> 00:03:26,430
‫عجب پلیس تخمی‌ای.

60
00:03:29,930 --> 00:03:31,140
‫خیلی‌خب.

61
00:03:31,190 --> 00:03:33,060
‫خب، تو طبقه سوم اقامت دارین.

62
00:03:33,100 --> 00:03:35,230
‫بخش مراقبت‎‌های پزشکیمون اونجاست.

63
00:03:35,270 --> 00:03:38,070
‫می‌تونم کل تأسیساتمون رو نشونتون بدم.

64
00:03:38,110 --> 00:03:40,570
‫ضمنا، سامانه دستبند ناظر قلبمون رو
‫هم براتون آماده می‌کنم.

65
00:03:40,610 --> 00:03:43,280
‫ولی قبلش بهتون فرصت می‌دم
‫مستقر بشین.

66
00:03:43,304 --> 00:03:51,304
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

67
00:03:51,328 --> 00:03:56,328
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

68
00:03:57,460 --> 00:03:59,800
‫تو هم باهام هم‌نظری؟

69
00:04:04,090 --> 00:04:06,760
‫مجبوریم اون مادرجنده رو بکشیم.

70
00:04:08,000 --> 00:04:19,000
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

71
00:04:21,280 --> 00:04:22,780
‫راضی شدیم؟

72
00:04:26,750 --> 00:04:28,000
‫[سدیم نیترات]

73
00:04:35,300 --> 00:04:37,250
‫[برگه ثبت‌نام اردوی باغ‌وحش]

74
00:04:37,300 --> 00:04:39,800
‫[جویس و آیرین]

75
00:04:47,340 --> 00:04:48,890
‫حواست رو جمع کن ارنهارت خان.

76
00:04:48,930 --> 00:04:49,970
‫ما که ماشین‌برقی بازی نمی‌کنیم.

77
00:04:50,010 --> 00:04:52,730
‫خیلی عذر می‌خوام.
‫یه دقیقه وایستا آیرین.

78
00:04:52,770 --> 00:04:54,850
‫گمون کنم سرعتم کمی زیاد بود.

79
00:04:54,890 --> 00:04:56,100
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

80
00:04:56,150 --> 00:04:58,310
‫طرف یه‌پا ماریو آندرتیه.

81
00:05:03,700 --> 00:05:06,950
‫[مستراح]

82
00:05:10,800 --> 00:05:17,650
‫[مستراح]

83
00:05:24,840 --> 00:05:28,760
‫جویس، می‌شه من رو ببری مستراح؟

84
00:05:30,180 --> 00:05:32,390
‫- باز هم باید بری مستراح؟
‫- ایشه.

85
00:06:23,690 --> 00:06:25,150
‫بجنبین.

86
00:06:25,190 --> 00:06:26,360
‫اتوبوس رسیده.

87
00:06:26,400 --> 00:06:28,570
‫حیوانات منتظرمون می‌مونن.

88
00:06:28,610 --> 00:06:30,910
‫نباید برنامه اورانگوتان رو از دست بدیم.

89
00:06:30,950 --> 00:06:32,030
‫خیلی خارق‌العاده است.

90
00:06:32,070 --> 00:06:34,870
‫بتی، «ولکرو» هم از نظر تو خارق‌العاده است.

91
00:07:44,560 --> 00:07:48,530
‫خیلی خوشحالم...

92
00:07:49,360 --> 00:07:51,030
‫که برگشتی.

93
00:08:16,720 --> 00:08:20,560
‫یازده و ده دقیقه است.
‫الان اتوبوس می‌ره.

94
00:08:20,600 --> 00:08:23,270
‫باید بشاشم.
‫اون تو چه غلطی می‌کنه؟

95
00:08:23,310 --> 00:08:25,400
‫نمی‌دونم بهتون چی بگم.

96
00:08:25,440 --> 00:08:26,560
‫اسهال داره.

97
00:08:26,610 --> 00:08:28,440
‫بسه دیگه.
‫طاقتم طاق شد.

98
00:08:28,480 --> 00:08:29,440
‫اتوبوس آماده است.

99
00:08:29,480 --> 00:08:31,150
‫بتی. بتی!

100
00:08:32,280 --> 00:08:33,740
‫عه. چه خوب.

101
00:08:33,780 --> 00:08:35,700
‫می‌خواین کمکم کنین
‫کونم رو پاک کنم؟

102
00:08:35,740 --> 00:08:39,200
‫آخه شکاف کونم خیلی عمیقه.

103
00:08:39,240 --> 00:08:40,950
‫- ببخشید.
‫- بالاخره اومد.

104
00:08:50,250 --> 00:08:54,600
‫[باغ وحش گلن فالز]
‫[خیر مقدم به سالمندان]

105
00:09:00,600 --> 00:09:02,350
‫چه خفن.

106
00:09:02,390 --> 00:09:03,600
‫توجه کنین.

107
00:09:03,640 --> 00:09:05,560
‫لطفا مهمامانمون از آسایشگاه «ماسی اوکس»...

108
00:09:05,600 --> 00:09:07,400
‫به محوطه پستانداران مراجعه کرده...

109
00:09:07,440 --> 00:09:09,320
‫و رابط نگهبان باغ‌وحش رو ببینن.

110
00:09:09,360 --> 00:09:11,530
‫الان موقع اجرای ملانیه.

111
00:09:15,150 --> 00:09:17,820
‫خیلی‌خب.
‫گمون کنم اینجا خوب باشه.

112
00:09:17,870 --> 00:09:20,200
‫- همین‌جا؟ خیلی‌خب.
‫- هوم.

113
00:09:20,240 --> 00:09:22,120
‫بیا. بریم تو کارش.

114
00:09:23,370 --> 00:09:25,330
‫خیلی‌خب. آماده‌ای؟

115
00:09:25,370 --> 00:09:27,750
‫آره. ردیفم.

116
00:09:27,790 --> 00:09:30,460
‫- بهت نمیاد آماده باشی.
‫- ردیفم دیگه. فقط...

117
00:09:44,980 --> 00:09:45,980
‫دختر؟

118
00:09:46,940 --> 00:09:48,310
‫- خوبی؟
‫- آره، آره، آره.

119
00:09:48,350 --> 00:09:49,650
‫این رو باز کن.

120
00:09:52,860 --> 00:09:54,240
‫نبض نداره.

121
00:09:54,280 --> 00:09:55,650
‫بجنبین، بجنبین!

122
00:09:58,990 --> 00:10:00,160
‫داره شارژ می‌شه.

123
00:10:02,280 --> 00:10:03,370
‫آماده است.

124
00:10:04,290 --> 00:10:05,250
‫خب، آماده است.

125
00:10:07,000 --> 00:10:08,120
‫نه‌خیر.

126
00:10:23,850 --> 00:10:25,640
‫ای وای، کی بود؟

127
00:10:25,680 --> 00:10:27,640
‫اِم، تازه اومده بود
‫اتاق سیصد و دوازده، اسمش بن بود.

128
00:10:27,690 --> 00:10:29,190
‫سکته قلبی کرد.

129
00:11:12,360 --> 00:11:15,190
‫آیا قتل بی‌نقصی وجود دارد؟

130
00:11:15,230 --> 00:11:17,740
‫این سوال رو از جغدها پرسیدم.

131
00:11:24,830 --> 00:11:26,490
‫هیس!

132
00:11:26,540 --> 00:11:29,500
‫- عه، می‌شه سروصدا نکنی؟
‫- شرمنده.

133
00:11:29,540 --> 00:11:32,500
‫ببین، ببین. با خانواده فلچر
‫کاری نداشته باش.

134
00:11:32,540 --> 00:11:34,880
‫آها، خانواده فلچرن. مرسی.

135
00:11:34,920 --> 00:11:36,590
‫باید اعتراف کنم که انگار خیلی مشتاقن.

136
00:11:36,630 --> 00:11:37,630
‫اهل کجان؟ هلندی‌ان؟

137
00:11:37,670 --> 00:11:39,420
‫نه، صرفا از قتل خوششون میاد...

138
00:11:39,470 --> 00:11:41,260
‫و خیلی بی‌ادبن.

139
00:11:41,300 --> 00:11:43,590
‫ولی من اصلا به خانمی نمی‌گم...

140
00:11:43,640 --> 00:11:45,600
‫کی دست از کشیدن بکشه.

141
00:11:50,230 --> 00:11:51,850
‫این دیگه چه حرف مزخرفی بود؟

142
00:11:51,890 --> 00:11:53,150
‫پیت،

143
00:11:53,190 --> 00:11:55,060
‫انقدر مزاحم دختر جدیده نشو، برو دیگه.

144
00:11:55,110 --> 00:11:58,070
‫یادتم نفره برای اردوی باغ‌وحش
‫هفته دیگه اسم‌نویسی کنی.

145
00:11:59,110 --> 00:12:01,490
‫چقدر آدم منحرفیه.

146
00:12:01,530 --> 00:12:03,660
‫- لقبش پیت منحرفه دیگه.
‫- پس بگو چرا.

147
00:12:03,700 --> 00:12:05,570
‫از کل دارودسته‌اش دور بمون،

148
00:12:05,620 --> 00:12:07,830
‫یعنی از کال کلامیدیا و گرگ سوزاک.

149
00:12:07,870 --> 00:12:08,990
‫عجیب‌الخلقه‌ان.

150
00:12:09,040 --> 00:12:10,500
‫عجب، حداقل القاب صادقانه‌ست، نه؟

151
00:12:10,540 --> 00:12:13,000
‫درواقع گمونم گرگ بود که کلامیدیا داشت.

152
00:12:13,040 --> 00:12:17,040
‫آها، پس سناریوی ایسلند گرینلندیه.

153
00:12:17,090 --> 00:12:19,800
‫من جیک و پوک تمام کسانی
‫که اینجا مستقرن رو می‌دونم.

154
00:12:19,840 --> 00:12:22,220
‫پیش خودم بمون. اسمم بتیه.

155
00:12:22,260 --> 00:12:24,140
‫امیدوارم لقبت بتی بوتولیسم نباشه.

156
00:12:26,600 --> 00:12:28,100
‫اکثر مردم نمی‌دونن چه غذاهایی...

157
00:12:28,140 --> 00:12:29,310
‫می‌شه با زودپز درست کرد.

158
00:12:29,350 --> 00:12:32,060
‫چیزکیک، املت دنوری.

159
00:12:32,100 --> 00:12:35,230
‫یک‌بار در عرض بیست و دو دقیقه
‫توش بوریگنیون گوساله درست کردم.

160
00:12:37,940 --> 00:12:40,320
‫خانوم‌ها، می‌شه صدای این...

161
00:12:40,360 --> 00:12:42,450
‫پخش‌کننده آهنگتون رو کم کنید؟

162
00:12:47,530 --> 00:12:49,080
‫حواست به این دو نفر باشه.

163
00:12:49,120 --> 00:12:51,080
‫جفتشون مجرمن.

164
00:12:51,120 --> 00:12:53,410
‫- معتادم هستن.
‫- صحیح.

165
00:12:53,460 --> 00:12:56,250
‫عجب منزل گناهیه اینجا.

166
00:12:56,290 --> 00:12:58,630
‫هر کاری که می‌کنی، اصلا سمت...

167
00:12:58,670 --> 00:13:00,420
‫جویس و آیرین نرو.

168
00:13:06,050 --> 00:13:08,100
‫دلم نمی‌خواد بدونم.

169
00:13:08,140 --> 00:13:09,760
‫واقعا نمی‌دونم.

170
00:13:09,810 --> 00:13:11,350
‫- عه!
‫- چه بد زدی.

171
00:13:11,390 --> 00:13:12,770
‫دارید من رو اذیت می‌کنید،

172
00:13:12,810 --> 00:13:14,520
‫چون عمدا می‌خواید من ببازم.

173
00:13:14,560 --> 00:13:17,690
‫بد بازی می‌کنی. زیادی اضطراب داری.

174
00:13:17,730 --> 00:13:18,810
‫- باید شل بگیری.
‫- چی؟ من که شل می‌گیرم.

175
00:13:18,860 --> 00:13:21,610
‫کلا چنین شخصیتی دارم.
‫به نظرت شل نگرفتم؟

176
00:13:21,650 --> 00:13:24,150
‫- باید تراپی خشم انجام بدی.
‫- یعنی چطوری؟

177
00:13:32,330 --> 00:13:33,700
‫خیلی حس خوبی می‌ده.

178
00:13:33,750 --> 00:13:35,500
‫زودباش دیگه. از اعماقت فریاد بکش.

179
00:13:35,540 --> 00:13:37,380
‫از ته لابیات زور بزن.

180
00:13:37,420 --> 00:13:39,840
‫هوم، می‌دونید چیه...

181
00:13:40,500 --> 00:13:41,710
‫گمونم...

182
00:13:41,750 --> 00:13:43,710
‫بهتره همین‌جوری تودار بمونم.

183
00:13:43,760 --> 00:13:46,050
‫بهتره اون روی من رو نبینید.

184
00:13:46,090 --> 00:13:49,300
‫اصلا تحمل اون روی من رو ندارید.

185
00:13:49,350 --> 00:13:51,350
‫خب، این‌جوری که تونستیم...

186
00:13:51,390 --> 00:13:52,890
‫توی بدفورد هیلز اوقات رو سپری کنیم.

187
00:13:52,930 --> 00:13:54,310
‫آره.

188
00:13:54,350 --> 00:13:57,350
‫چه عجیب. جفتتون زندان بودید؟
‫شمال ایالت.

189
00:13:57,400 --> 00:13:59,610
‫زندانی سیاسی بودیم.

190
00:13:59,650 --> 00:14:01,020
‫چاخان نکن.

191
00:14:01,070 --> 00:14:02,570
‫کاش چاخان می‌کردم.

192
00:14:02,610 --> 00:14:04,400
‫چطوری از اونجا سر در آوردید؟

193
00:14:04,440 --> 00:14:07,950
‫مال وقتیه که دانشجو بودم.
‫اون زمان شرایط پرتلاطم بود.

194
00:14:07,990 --> 00:14:10,830
‫- آره دیگه. دهه شصت می‌شد.
‫- دیدی بهمون گفت پیر؟

195
00:14:10,870 --> 00:14:12,490
‫- دهه هفتاد بود آشغال.
‫- راست می‌گی.

196
00:14:12,540 --> 00:14:14,290
‫اصلا می‌خواستم بگم دهه نود،

197
00:14:14,330 --> 00:14:15,450
‫به خاطر لباس ورزشی‌هایی که تنته.

198
00:14:15,500 --> 00:14:17,080
‫به نفعته این بحث رو پیش نکشی.

199
00:14:17,120 --> 00:14:18,290
‫شرمنده‌ام،

200
00:14:18,330 --> 00:14:20,170
‫صرفا دو تا دختر نوجوانید
‫که شافل‌بورد بازی می‌کنید.

201
00:14:22,550 --> 00:14:23,800
‫وای، وای.

202
00:14:23,840 --> 00:14:25,800
‫- آیرین!
‫- آره، خودمم.

203
00:14:27,510 --> 00:14:29,510
‫عجب آدم پایبند به اصولی بودی.

204
00:14:29,550 --> 00:14:31,510
‫اصلا انتظار این‌مدلیش رو نداشتم.

205
00:14:31,550 --> 00:14:33,260
‫آره، اون زمان سر به زیر بودم،

206
00:14:33,310 --> 00:14:35,350
‫تا اینکه با اجنه نگهبانم آشنا شدم.

207
00:14:35,390 --> 00:14:36,350
‫- جان؟
‫- آره.

208
00:14:36,390 --> 00:14:37,350
‫گمونم داشت سر...

209
00:14:37,390 --> 00:14:38,810
‫چندتا دختر و پسر داد می‌زد،

210
00:14:38,850 --> 00:14:40,520
‫منم اتفاقی حرف‌هاش رو شنیدم،

211
00:14:40,560 --> 00:14:41,980
‫بعد کل چهارچوب فکریم عوض شد.

212
00:14:42,020 --> 00:14:44,110
‫قبلش دنیا رو درک نمی‌کردم...

213
00:14:44,690 --> 00:14:46,150
‫ولی بعدش کردم.

214
00:14:46,190 --> 00:14:47,400
‫چه ناز.

215
00:14:47,450 --> 00:14:49,070
‫من رو وارد گروهی کرد.

216
00:14:51,280 --> 00:14:52,580
‫و زندگیم رو عوض کرد.

217
00:14:53,990 --> 00:14:56,200
‫من رو به گابریل معرفی کرد.

218
00:14:57,460 --> 00:14:59,040
‫به‌به.

219
00:14:59,080 --> 00:15:01,670
‫این گابریله کیه؟ چی کاره‌ست؟

220
00:15:01,710 --> 00:15:03,540
‫گابریل گروه رو تأسیس کرد.

221
00:15:03,590 --> 00:15:05,550
‫من رو واردش کرد...

222
00:15:05,590 --> 00:15:08,880
‫- آموزشمون می‌داد، الهام‌بخشمون بود.
‫- آموزشمون می‌داد.

223
00:15:08,920 --> 00:15:12,140
‫می‌شه گفت... نور هدایت‌کننده ما بود.

224
00:15:12,180 --> 00:15:13,390
‫فهمیدم داستان از چه قراره.

225
00:15:13,430 --> 00:15:14,600
‫مثل مغناطیس جذبش شدید.

226
00:15:14,640 --> 00:15:16,060
‫عین اون رهبران فرقه‌ای
‫که چشم‌های قشنگی دارن.

227
00:15:16,100 --> 00:15:17,730
‫طرف شبیه اون سفیدپوست‌هایی بود،

228
00:15:17,770 --> 00:15:19,940
‫که توی فیلم‌های فروشگاه تارگت
‫می‌شد پیدا کرد.

229
00:15:19,980 --> 00:15:21,190
‫ببخشیدها.

230
00:15:21,230 --> 00:15:22,480
‫- نمی‌بخشم.
‫- آیرین، داری چرت می‌گی.

231
00:15:22,520 --> 00:15:25,900
‫ببخشیدها. گابریل خیلیم جذاب بود.

232
00:15:25,940 --> 00:15:27,280
‫خیلی‌خب، تفاوت نظرات رو کنار می‌ذارم.

233
00:15:27,320 --> 00:15:30,740
‫توی ذهنم معلم زبان فرانسه
‫دبیرستانم رو تصور می‌کنم.

234
00:15:30,780 --> 00:15:33,490
‫ولی سر یک چیزی تفاهم نظر داریم...

235
00:15:33,530 --> 00:15:36,240
‫اونم کیرش که اندازه شیر آتیش‌نشونی بود.

236
00:15:36,290 --> 00:15:39,160
‫عه، خوش به حال گابریل.
‫همه با چنین چیزی حال می‌کنن.

237
00:15:39,210 --> 00:15:41,330
‫آره. دمت گرم گابریل.

238
00:15:41,370 --> 00:15:43,080
‫گابریل بیشتر از این حرف‌ها بود.

239
00:15:43,130 --> 00:15:45,250
‫همیشه می‌دونست که ما می‌تونیم،

240
00:15:45,290 --> 00:15:46,590
‫جهان رو جای بهتری کنیم،

241
00:15:46,630 --> 00:15:50,010
‫اونم اگه آدم‌های عوضی رو
‫به تقاص کارشون برسونیم.

242
00:15:50,590 --> 00:15:51,590
‫می‌گیری چی می‌گم؟

243
00:15:51,630 --> 00:15:53,430
‫- می‌گم.
‫- گابریل چنین آدمی بود.

244
00:15:53,470 --> 00:15:54,640
‫می‌گیرم. من...

245
00:15:54,680 --> 00:15:56,720
‫قشنگ تصور می‌کنم چه دورانی داشتید.

246
00:15:56,760 --> 00:15:59,770
‫راستشم بگم شما سلیطه‌ها
‫خفن‌ترین کسایی هستید...

247
00:15:59,810 --> 00:16:01,850
‫که بعد مدتی طولانی پیدا کردم.

248
00:16:01,890 --> 00:16:05,020
‫حالا سلیطه رو واسه فحش نگفتم.
‫ولی اگه نمی‌گفتم اجحاف می‌شد.

249
00:16:05,060 --> 00:16:07,230
‫- رواله.
‫- حالا بعدش چی شد؟

250
00:16:07,270 --> 00:16:09,150
‫بعد که شما رو عضو کرد چی شد؟

251
00:16:11,360 --> 00:16:12,820
‫دل به کار دادیم.

252
00:16:14,250 --> 00:16:18,900
‫[کیر بخور نیکسون خان]

253
00:16:25,170 --> 00:16:27,000
‫راستش رو بگم حس می‌کنم...

254
00:16:27,040 --> 00:16:28,960
‫توی دوره اشتباهی به دنیا اومدم.

255
00:16:29,000 --> 00:16:30,840
‫داشتیم واسه خودمون شهرتی
‫دست و پا می‌کردیم.

256
00:16:30,880 --> 00:16:32,630
‫حتی گروهی عکس ما رو...

257
00:16:32,680 --> 00:16:34,140
‫روی جلد آلبومشون گذاشته بودن.

258
00:16:34,180 --> 00:16:35,220
‫گروه دروپی هیوز.

259
00:16:35,260 --> 00:16:37,470
‫دروپی هیوز؟

260
00:16:37,510 --> 00:16:39,970
‫خدایا، چه اسم گروه افتضاحی دارن.

261
00:16:40,020 --> 00:16:42,350
‫- آهنگ‌هاشون خوب بود؟
‫- زباله بودن.

262
00:17:09,800 --> 00:17:10,840
‫یعنی می‌گی...

263
00:17:10,880 --> 00:17:13,670
‫عه، چارلی. آره.

264
00:17:13,720 --> 00:17:15,760
‫ولی... با همدیگه.

265
00:17:16,640 --> 00:17:18,890
‫خیلی‌خب. یعنی می‌خوای بگی
‫نسل جوان و عیاش شما...

266
00:17:18,930 --> 00:17:20,850
‫چنین کارهایی براش عجیبه؟

267
00:17:20,890 --> 00:17:23,270
‫نسل جوان؟ مگه خیال کردی من چند سالمه؟

268
00:17:23,310 --> 00:17:24,980
‫یادت نره دستبند قلبت رو شارژ کنی آیرین.

269
00:17:25,020 --> 00:17:26,520
‫تو هم یادت نره سرت رو...

270
00:17:26,560 --> 00:17:28,310
‫از کون رهبران دولت در بیاری بیلی.

271
00:17:30,570 --> 00:17:32,940
‫تو که محل استقرارت اینجا نیست، نه؟

272
00:17:32,990 --> 00:17:34,360
‫پلیور الین تنته؟

273
00:17:34,400 --> 00:17:35,530
‫راستش این رو توی...

274
00:17:35,570 --> 00:17:37,030
‫عه، بخش اشیاء گم‌شده پیدا کردم،

275
00:17:37,070 --> 00:17:38,570
‫که دروغ نگم واقعا درجه یکه.

276
00:17:38,620 --> 00:17:39,700
‫کلی چیز میز اونجاست.

277
00:17:39,740 --> 00:17:41,200
‫نه، درواقع الین گمش نکرده.

278
00:17:41,240 --> 00:17:44,210
‫اِم، بر اثر آنوریسم فوت کرد،

279
00:17:44,250 --> 00:17:45,120
‫توی همون پلیور.

280
00:17:45,160 --> 00:17:46,500
‫آره، بوی داروی مسکن،

281
00:17:46,540 --> 00:17:48,830
‫و زندگی شاد و شاداب می‌ده.

282
00:17:48,880 --> 00:17:51,050
‫دختره دیگه پاک خل شده.

283
00:17:51,090 --> 00:17:52,710
‫بیلی، می‌شه شوهرم بشی؟

284
00:17:52,760 --> 00:17:55,170
‫آهای بیلی، بیلی...

285
00:17:56,590 --> 00:17:59,430
‫خب، پس زندگی می‌کردید،
‫عشق می‌کردید،

286
00:17:59,470 --> 00:18:00,970
‫دنیا رو متحول می‌کردید.

287
00:18:01,890 --> 00:18:03,220
‫چه اشتباهی پیش اومد؟

288
00:18:04,930 --> 00:18:07,850
‫داشتیم اصلی‌ترین اقداممون رو
‫برنامه‌ریزی می‌کردیم.

289
00:18:09,440 --> 00:18:11,270
‫در حد انقلاب متحول‌کننده بود.

290
00:18:11,320 --> 00:18:13,400
‫می‌خواستیم دنیا رو به آتیش بکشیم.

291
00:18:15,900 --> 00:18:17,660
‫نوک قله رو فتح کرده بودیم.

292
00:18:17,700 --> 00:18:19,280
‫اتفاقات بد اون‌موقع میفته دیگه، نه؟

293
00:18:33,840 --> 00:18:34,840
‫بهمون حمله‌ای شد.

294
00:18:39,890 --> 00:18:41,180
‫پس این‌جوری...

295
00:18:42,810 --> 00:18:44,470
‫این‌جوری بود که بازداشت شدید.

296
00:18:44,520 --> 00:18:47,600
‫نقشه‌شون بازداشت کردن ما نبود.

297
00:18:47,640 --> 00:18:51,900
‫با تیر و اسلحه ریختن سرمون.

298
00:18:51,940 --> 00:18:55,480
‫سعی کردیم فرار کنیم، ولی...

299
00:18:58,820 --> 00:19:00,070
‫آیرین...

300
00:19:04,330 --> 00:19:06,700
‫آیرین شجاع بود.

301
00:19:06,750 --> 00:19:09,790
‫نتونست گابریل رو تنها بذاره.

302
00:19:09,830 --> 00:19:11,710
‫آهای، بخواب رو زمین!

303
00:19:13,710 --> 00:19:16,050
‫آهای، ببین من رو. من کنارتم.

304
00:19:16,090 --> 00:19:17,260
‫من کنارتم، خب؟

305
00:19:17,300 --> 00:19:19,130
‫- پاهام رو حس نمی‌کنم.
‫- من پیشتم.

306
00:19:19,180 --> 00:19:20,890
‫پاهام رو حس نمی‌کنم.

307
00:19:20,930 --> 00:19:22,470
‫پاهام رو حس نمی‌کنم.

308
00:19:22,510 --> 00:19:23,890
‫پاهام رو حس نمی‌کنم.

309
00:19:33,190 --> 00:19:35,610
‫همه... همه‌چیزمون رو گرفتن.

310
00:19:38,190 --> 00:19:39,200
‫پاهای من رو گرفتن.

311
00:19:42,410 --> 00:19:43,530
‫آزادی‌مون رو گرفتن.

312
00:19:44,620 --> 00:19:45,910
‫گابریل رو گرفتن.

313
00:19:50,000 --> 00:19:51,870
‫فقط امیدوارم زیاد درد نکشیده باشه.

314
00:19:53,880 --> 00:19:56,550
‫ولی... از کجا معلوم؟

315
00:19:57,210 --> 00:19:58,340
‫آخ.

316
00:19:59,340 --> 00:20:00,800
‫پوف.

317
00:20:00,840 --> 00:20:03,890
‫چه روزگاری داشتید شما دو نفر.

318
00:20:03,930 --> 00:20:06,890
‫با اون‌همه فقدان و درد
‫همچنان سر خم نکردید،

319
00:20:07,520 --> 00:20:08,930
‫زندگی‌تون رو ادامه دادید.

320
00:20:10,060 --> 00:20:11,850
‫«ببخش و فراموش کن»، نه؟

321
00:20:11,890 --> 00:20:13,520
‫عزیزدلم...

322
00:20:13,560 --> 00:20:14,520
‫نه.

323
00:20:17,400 --> 00:20:19,240
‫ما اهل بخشش نیستیم.

324
00:20:29,160 --> 00:20:30,790
‫اگه مایلید اینجا برنامه‌های...

325
00:20:30,830 --> 00:20:32,580
‫یوگا، شنا و پیلاتس داریم.

326
00:20:33,710 --> 00:20:36,000
‫خیلی‌خب، اگه می‌شه اینجا رو...

327
00:20:36,040 --> 00:20:37,040
‫امضای ریزی بزنید.

328
00:20:38,500 --> 00:20:40,210
‫پایین رو امضا کنید.

329
00:20:40,260 --> 00:20:42,340
‫خیلی‌خب. براتون طبقه سوم،

330
00:20:42,380 --> 00:20:45,430
‫یک سوئیت دنج داریم،
‫بخش مراقبت‌های اولیه اونجاست.

331
00:20:45,470 --> 00:20:47,470
‫می‌تونم کل تأسیسات رو نشونتون بدم،

332
00:20:47,510 --> 00:20:49,560
‫و با سیستم دستبند قلب آشناتون کنم.

333
00:20:49,600 --> 00:20:52,180
‫ولی... بذارید اول اینجا جا خوش کنید.

334
00:20:52,230 --> 00:20:54,230
‫خیلی‌خب، دیگه چی مونده؟ عه...

335
00:20:54,270 --> 00:20:57,190
‫گمونم دیگه حاضرید بریم طبقه سوم.

336
00:20:57,230 --> 00:20:58,440
‫پس راه بیفتیم! راستش...

337
00:20:58,480 --> 00:21:00,320
‫بذارید کسی رو خبر کنم
‫چمدون‌هاتون رو بیاره.

338
00:21:00,360 --> 00:21:01,690
‫چارلی!

339
00:21:09,990 --> 00:21:11,370
‫خیلی‌خب عمو بن،

340
00:21:11,410 --> 00:21:13,830
‫من دیگه باید راه بیفتم.

341
00:21:14,750 --> 00:21:15,790
‫خلاصه...

342
00:21:17,420 --> 00:21:18,630
‫دوستت دارم.

343
00:21:29,100 --> 00:21:30,470
‫من برادرزاده‌شم.

344
00:21:30,930 --> 00:21:32,100
‫لابد دیگه.

345
00:21:35,600 --> 00:21:37,730
‫می‌خواید پنجره رو براتون ببندم؟

346
00:21:38,520 --> 00:21:39,900
‫نه، سرمای خوبی ازش میاد.

347
00:21:39,940 --> 00:21:41,110
‫آها!

348
00:21:44,240 --> 00:21:45,450
‫اهل کجایید؟

349
00:21:46,450 --> 00:21:47,780
‫هیچ‌جا.

350
00:21:48,570 --> 00:21:49,660
‫کسی میاد ملاقاتتون؟

351
00:21:49,700 --> 00:21:51,450
‫چون می‌تونم به پذیرش اطلاع بدم،

352
00:21:51,490 --> 00:21:53,200
‫اینجا خیلی درهم برهمه.

353
00:21:53,250 --> 00:21:54,460
‫کسی رو ندارم.

354
00:22:01,750 --> 00:22:03,260
‫خیلی‌خب.

355
00:22:03,300 --> 00:22:04,470
‫در رو می‌بندم.

356
00:22:05,970 --> 00:22:07,430
‫خوش اومدید.

357
00:22:31,620 --> 00:22:33,950
‫سلام گابریل.

358
00:22:45,510 --> 00:22:47,590
‫حتی موقعی که دیدمت...

359
00:22:48,550 --> 00:22:50,510
‫اصلا باورم نشد.

360
00:22:51,300 --> 00:22:52,850
‫جفتمون باور نکردید.

361
00:22:54,520 --> 00:22:56,730
‫ولی از چشم‌هات شناختمت.

362
00:22:59,520 --> 00:23:03,440
‫سالیان سال به این لحظه فکر کردم.

363
00:23:03,480 --> 00:23:07,570
‫تصور می‌کردم وقتی دوباره دیدمتون،
‫چه کاری باید بکنم...

364
00:23:09,240 --> 00:23:11,030
‫یا چه حرفی باید بزنم.

365
00:23:12,780 --> 00:23:14,870
‫و الآنم که بالأخره پیادتون کردم...

366
00:23:18,540 --> 00:23:19,670
‫نمی‌دونم چی بگم.

367
00:23:19,710 --> 00:23:21,330
‫اگه می‌دونستیم دنبالت می‌گشتیم.

368
00:23:21,380 --> 00:23:24,340
‫حتی یک لحظه هم دست نمی‌کشیدیم.

369
00:23:24,380 --> 00:23:26,050
‫فکر می‌کردیم مردی.

370
00:23:30,090 --> 00:23:31,720
‫ولی زنده موندی.

371
00:23:33,260 --> 00:23:34,850
‫خداروشکر که زنده موندی.

372
00:24:15,930 --> 00:24:18,430
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

373
00:24:18,470 --> 00:24:19,850
‫اوضاع از دست خارج شده بود،

374
00:24:19,890 --> 00:24:21,600
‫و به تنها نمی‌تونستم...

375
00:24:21,640 --> 00:24:22,900
‫جلوی شرایط رو بگیرم.

376
00:24:25,940 --> 00:24:28,900
‫می‌دونم که کار درستی کردم.

377
00:24:28,940 --> 00:24:31,740
‫ولی از این بابت ناراحتم
‫که افراد عزیز...

378
00:24:31,780 --> 00:24:33,110
‫زندگیم رو اذیت کردم.

379
00:24:34,740 --> 00:24:36,200
‫بابتش ناراحتی؟

380
00:24:38,160 --> 00:24:40,500
‫پسر، ما...

381
00:24:40,540 --> 00:24:43,290
‫ده‌ها سال از عمرمون رو دادیم رفت.

382
00:24:44,710 --> 00:24:49,340
‫من پاهای لامصبم رو از دست دادم.

383
00:24:50,260 --> 00:24:51,590
‫می‌دونم.

384
00:24:51,630 --> 00:24:52,880
‫معذرت می‌خوام.

385
00:24:53,590 --> 00:24:54,840
‫برای همین اومدم اینجا.

386
00:24:57,640 --> 00:24:59,350
‫همیشه خوابی می‌دیدم،

387
00:25:00,310 --> 00:25:02,270
‫که توش...

388
00:25:02,310 --> 00:25:05,770
‫شما رو از بین جمعیتی می‌بینم،
‫و پشت سرتون حرکت می‌کنم.

389
00:25:05,810 --> 00:25:10,280
‫کیلومترها دنبالتون پیاده میام،
‫تا اینکه پاهام خونریزی می‌کنن.

390
00:25:10,320 --> 00:25:12,190
‫سعی می‌کنم ازتون معذرت‌خواهی کنم.

391
00:25:12,990 --> 00:25:14,410
‫ولی شما پشت سرتونم نگاه نکردید.

392
00:25:15,360 --> 00:25:17,120
‫پنجاه سال آزگار...

393
00:25:18,330 --> 00:25:19,910
‫حتی یک نگاهم بهم نکردید.

394
00:25:20,580 --> 00:25:22,830
‫و متوجه شدم که...

395
00:25:22,870 --> 00:25:24,370
‫این رویا دست از سرم برنمی‌داره،

396
00:25:24,420 --> 00:25:26,330
‫مگر اینکه واقعیتش رو بهتون بگم.

397
00:25:29,250 --> 00:25:30,840
‫می‌شه لطفا من رو ببخشید؟

398
00:25:43,100 --> 00:25:44,770
‫آره گابریل.

399
00:25:48,270 --> 00:25:49,690
‫می‌بخشیمت.

400
00:26:05,710 --> 00:26:08,500
‫تو هم باهام هم‌نظری؟

401
00:26:08,540 --> 00:26:11,300
‫باید بزنیم مرتیکه رو بکشیم.

402
00:26:11,340 --> 00:26:15,130
‫ساعت یازده و ده دقیقه شده.
‫اتوبوس داره راه میفته.

403
00:26:15,170 --> 00:26:18,180
‫باید برم مستراح. چه غلطی داره می‌کنه؟

404
00:26:18,220 --> 00:26:20,350
‫دیگه نمی‌دونم چی بهتون بگم.

405
00:26:20,390 --> 00:26:22,470
‫اسهال داره.

406
00:26:22,520 --> 00:26:25,600
‫سر ریدنم چاخان می‌کنید.
‫دمتون گرم خانوم‌ها. عالیه.

407
00:26:25,640 --> 00:26:27,400
‫اتوبوس حاضره.

408
00:26:27,440 --> 00:26:29,310
‫همه به مقصد باغ‌وحش برید داخل.

409
00:26:29,360 --> 00:26:31,650
‫توجه کنید. اگه زحمتی نداره...

410
00:26:31,690 --> 00:26:33,530
‫میهمانان ما از ماسی اوکس...

411
00:26:33,570 --> 00:26:36,360
‫سلام خانوم‌ها. نزدیک بود یادم بره.

412
00:26:36,400 --> 00:26:37,660
‫اینجا رو داشته باشید.

413
00:26:37,700 --> 00:26:39,280
‫روی تی‌شرت اتسی چاپش کردم.

414
00:26:39,320 --> 00:26:40,780
‫آلبوم دروپی هیوزه.

415
00:26:40,830 --> 00:26:43,910
‫خب، حالا بذارید ببینم.
‫این رفیقمون گابریل کدومه؟

416
00:26:44,750 --> 00:26:46,040
‫اِم...

417
00:26:47,710 --> 00:26:48,670
‫آها.

418
00:26:48,710 --> 00:26:49,960
‫همونی که فکر می‌کردم.

419
00:26:50,000 --> 00:26:52,920
‫ولی سر دم و دستگاه کلفتش
‫اغراق نکرده بودیدها.

420
00:26:52,960 --> 00:26:55,420
‫- آره. آره.
‫- عه...

421
00:26:55,460 --> 00:26:57,970
‫خب، حالا حاضرید بریم
‫نمایش میمونه رو ببینیم؟

422
00:26:58,010 --> 00:27:00,390
‫نه، راستش نمی‌تونیم بیایم.

423
00:27:00,430 --> 00:27:03,390
‫نسبت به این...

424
00:27:03,430 --> 00:27:05,390
‫شوره‌های میمون حساسیت داریم.

425
00:27:05,430 --> 00:27:07,270
‫- آره.
‫- آها، چاخان می‌کنید.

426
00:27:07,310 --> 00:27:08,730
‫از دستتون می‌پره.

427
00:27:08,770 --> 00:27:10,650
‫برید گل بکشید و عشق کنید.

428
00:27:10,690 --> 00:27:12,150
‫نشئه‌بازیتون که تموم شد می‌بینمتون.

429
00:27:12,190 --> 00:27:14,400
‫- نشئه‌بازی می‌کنیم.
‫- خیلی‌خب خانم‌ها.

430
00:27:14,440 --> 00:27:15,860
‫دیگه باید بریم.

431
00:27:15,900 --> 00:27:18,450
‫وایستا منم بیام شامپانزه‌خان.

432
00:27:18,700 --> 00:27:20,909
‫[این شما و این ملانی شگفت‌انگیز]

433
00:27:20,910 --> 00:27:22,490
‫خب ملانی،

434
00:27:22,530 --> 00:27:25,160
‫می‌تونی بهم بگی ساعت چنده؟

435
00:27:31,380 --> 00:27:32,750
‫دو و بیست و سه دقیقه.

436
00:27:32,790 --> 00:27:34,380
‫- آفرین!
‫- وای!

437
00:27:34,420 --> 00:27:35,920
‫واقعاً شگفت‌انگیزه.

438
00:27:36,380 --> 00:27:37,630
‫ای بابا.

439
00:27:37,670 --> 00:27:39,970
‫جویس و آیرین بد چیزی از کفشون پریده.

440
00:27:43,220 --> 00:27:44,430
‫موجودات شرور.

441
00:27:47,430 --> 00:27:48,520
‫خیلی آدم یبسیه.

442
00:27:52,560 --> 00:27:53,940
‫هنوز نصف روزم نگذشته.

443
00:27:53,980 --> 00:27:55,230
‫این بار چی شده؟

444
00:27:55,270 --> 00:27:57,190
‫یارو جدیده‌ست. بن.

445
00:27:58,490 --> 00:28:00,150
‫- خاک به سرم.
‫- ببخشید.

446
00:28:01,660 --> 00:28:02,990
‫ای بابا!

447
00:28:04,280 --> 00:28:05,280
‫بن کی بود؟

448
00:28:06,240 --> 00:28:07,620
‫هر...

449
00:28:07,660 --> 00:28:09,080
‫هر کدوممون جواب متفاوتی...

450
00:28:09,120 --> 00:28:10,460
‫به این سوال می‌دیم.

451
00:28:13,380 --> 00:28:14,340
‫بدین ترتیب،

452
00:28:14,380 --> 00:28:16,380
‫بیاین لحظه‌ای سکوت کرده...

453
00:28:16,420 --> 00:28:18,550
‫تا به زندگی بن...

454
00:28:19,670 --> 00:28:22,130
‫و ارزشش تو زندگیمون فکر کنیم.

455
00:28:22,180 --> 00:28:25,140
‫سلام برادرزاده دروغین.

456
00:28:25,180 --> 00:28:27,470
‫تسلیت می‌گم.
‫جا باز کن.

457
00:28:27,520 --> 00:28:29,020
‫واسه چی...

458
00:28:29,850 --> 00:28:31,020
‫من واقعا برادرزاده‌اشم.

459
00:28:31,060 --> 00:28:33,850
‫آها. ببین، دلیل دروغ گفتنت برام مهم نیست.

460
00:28:33,900 --> 00:28:35,270
‫مثلا نمی‌دونم...

461
00:28:35,310 --> 00:28:36,980
‫باهاش رابطه داشتی
‫و خرجت رو می‌داد یا...

462
00:28:37,020 --> 00:28:38,610
‫این‌طور نبود.

463
00:28:40,400 --> 00:28:41,650
‫عموم بود.

464
00:28:41,700 --> 00:28:42,860
‫آها، مثلا عموت بود
‫و خرجت رو می‌داد؟

465
00:28:42,910 --> 00:28:44,780
‫عموی عادیم بود.
‫خرجم رو نمی‌داد.

466
00:28:44,820 --> 00:28:46,990
‫مگه تو پیشخدمت نیستی؟

467
00:28:47,030 --> 00:28:50,710
‫تو که نمی‌شناختیش.
‫واسه چی اومدی اینجا؟

468
00:28:50,750 --> 00:28:52,710
‫خب، آخه غمگین جلوه می‌کرد.

469
00:28:52,750 --> 00:28:56,090
‫انگار کسی رو نداشت.

470
00:28:56,130 --> 00:28:59,420
‫با خودم گفتم بد نیست
‫حداقل خودم بیام،

471
00:28:59,460 --> 00:29:00,590
‫متوجهی؟

472
00:29:03,430 --> 00:29:06,470
‫حقیقت از این قراره...
‫البته احتمالا بهتر باشه بهت نگم،

473
00:29:06,510 --> 00:29:08,890
‫ولی الان دیگه از دنیا رفته،
‫پس احتمالا...

474
00:29:11,930 --> 00:29:15,060
‫بن مشمول طرح محافظت از شاهدین بود.
‫من مسئول پرونده‌اش بودم.

475
00:29:19,730 --> 00:29:22,450
‫- عجب. نه بابا؟
‫- هوم.

476
00:29:22,490 --> 00:29:24,950
‫پس مأمور اف‌بی‌آیی؟

477
00:29:24,990 --> 00:29:27,410
‫از نظر فنی هستم.
‫یعنی آره، هستم.

478
00:29:27,450 --> 00:29:29,120
‫صرفا...

479
00:29:29,160 --> 00:29:32,200
‫خیال می‌کردم قراره با تروریسم مبارزه کنم.

480
00:29:32,250 --> 00:29:33,960
‫به جاش دارم مایحتاج افرادی رو...

481
00:29:34,000 --> 00:29:36,330
‫که شهادتشون قبل از تولد خودم
‫به درد می‌خورد، براشون می‌خرم.

482
00:29:37,500 --> 00:29:39,960
‫اصلا مهم نیست که زبان اردو رو
‫خیلی خوب بلدم.

483
00:29:40,000 --> 00:29:41,920
‫- عه، عجب.
‫- آره.

484
00:29:41,960 --> 00:29:43,130
‫ممنون.

485
00:29:45,930 --> 00:29:49,100
‫خب، یعنی عضو مافیا بود؟

486
00:29:49,140 --> 00:29:50,720
‫آدمکششون بود؟

487
00:29:50,770 --> 00:29:52,350
‫همین الانش هم بیش از حد گفتم.

488
00:29:54,480 --> 00:29:57,860
‫ای خدا، طرف رو از کجا می‌شناسم؟

489
00:29:57,900 --> 00:29:59,360
‫تلویزیون نشونش نداده بود؟

490
00:29:59,400 --> 00:30:00,480
‫گمون نکنم.

491
00:30:04,400 --> 00:30:06,610
‫شیر آتش‌نشانیه.

492
00:30:06,660 --> 00:30:08,570
‫ای وای. ای وای.

493
00:30:08,620 --> 00:30:10,790
‫- «دروپی هیوز.»
‫- دروپ چی؟

494
00:30:10,830 --> 00:30:13,330
‫آره، این گابریله.
‫دولش رو ببین.

495
00:30:13,370 --> 00:30:15,960
‫آره. چی؟
‫از کجا می‌دونی؟

496
00:30:16,000 --> 00:30:18,130
‫خب، تعریف از خود نباشه،
‫ولی با دخترهای...

497
00:30:18,170 --> 00:30:19,710
‫خیلی خفنی به نام جویس و آیرین رفیقم...

498
00:30:19,750 --> 00:30:21,000
‫که ساکن اینجان...

499
00:30:21,050 --> 00:30:23,130
‫و داشتن از علاقه قدیمشون می‌گفتن.

500
00:30:23,170 --> 00:30:25,800
‫- دردم اومد.
‫- جویس کارتر و آیرین اسمادرز رو می‌گی.

501
00:30:25,840 --> 00:30:27,090
‫آره، جویس و آیرین رو می‌گم.

502
00:30:27,130 --> 00:30:29,180
‫جویس کارتر و آیرین اسمادرز ساکن اینجان؟

503
00:30:29,220 --> 00:30:31,600
‫آره، رفقامن.
‫ماژونگ بازی می‌کنیم. چطور مگه؟

504
00:30:32,850 --> 00:30:34,520
‫خاک بر سرم.

505
00:30:34,750 --> 00:30:36,300
‫[پارک ماسی]

506
00:30:46,820 --> 00:30:48,240
‫جویس، آیرین.

507
00:30:48,280 --> 00:30:50,780
‫بنده مأمور ویژه اف‌بی‌آی،
‫لوکا کلارکم.

508
00:30:50,830 --> 00:30:52,450
‫لطفا همراهم بیاین.

509
00:30:58,500 --> 00:30:59,750
‫چارلی.

510
00:30:59,790 --> 00:31:01,920
‫مواد غیرقانونی مصرف می‌کنن.

511
00:31:01,960 --> 00:31:04,670
‫اصلا واسه وقت خاموش احترام قائل نمی‌شن.

512
00:31:04,710 --> 00:31:06,380
‫تو باغ‌وحش هم...

513
00:31:06,420 --> 00:31:09,720
‫مشغول شوک دادن جنسی بودن بودن.

514
00:31:09,760 --> 00:31:11,800
‫ضمنا، تو جشن تولد پیتر،

515
00:31:11,850 --> 00:31:13,810
‫جفتشون دو تکه کیک خورده بودن.

516
00:31:13,850 --> 00:31:15,310
‫ولی به من کیک نرسید.

517
00:31:15,350 --> 00:31:17,310
‫درسته خانم.
‫ممنون که چنین...

518
00:31:17,350 --> 00:31:19,770
‫اطلاعات مفیدی رو باهامون در میون گذاشتین.

519
00:31:19,810 --> 00:31:22,150
‫اون دو نفر به هیچ دردی نمی‌خورن.

520
00:31:25,740 --> 00:31:28,240
‫عجب پلیس تخمی‌ای.

521
00:31:28,280 --> 00:31:30,820
‫خیلی‌خب، زمان مرگ تو داده‌های
‫دستبند ناظر قلبش...

522
00:31:30,870 --> 00:31:32,660
‫با باغ‌وحش بودن جویس و آیرین همزمانه،

523
00:31:32,700 --> 00:31:34,160
‫یعنی اون‌ها گابریل رو نکشتن.

524
00:31:34,200 --> 00:31:36,450
‫خب، این رو که خودم هم
‫می‌تونستم بهت بگم.

525
00:31:36,500 --> 00:31:38,330
‫خب، معمولا اگه افراد مشمول طرح
‫محافظت از شاهدان...

526
00:31:38,370 --> 00:31:42,170
‫با افرادی که شاهد کارشون بوده
‫ملاقات کنن...

527
00:31:42,210 --> 00:31:43,670
‫و بعدش یهو بمیرن...

528
00:31:43,710 --> 00:31:46,300
‫وایستا ببینم، منظورت اینه که
‫بن یا گابریل یا هرکی که بوده...

529
00:31:46,340 --> 00:31:48,470
‫لوشون داده بود؟

530
00:31:48,510 --> 00:31:50,090
‫وای خدا.
‫واقعا خیلی احمقم.

531
00:31:50,130 --> 00:31:52,010
‫گفت می‌خواد بیاد اینجا،

532
00:31:52,050 --> 00:31:54,010
‫من هم گفتم: «ماسی اوکس.
‫ظاهرا جای خوبیه.»

533
00:31:54,060 --> 00:31:55,640
‫اصلا تحقیق نکردم.

534
00:31:55,680 --> 00:31:58,310
‫آها، آره. نه، خیلی دقیق بررسی کردی.

535
00:31:58,350 --> 00:32:00,390
‫ولی خودت رو سرزنش نکن.

536
00:32:00,440 --> 00:32:02,310
‫آخه اگه گفتی جریان از چه قراره؟
‫اون‌ها نکشتنش.

537
00:32:02,360 --> 00:32:04,520
‫هم بحث باغ‌وحش هست،
‫هم بحث زمانش،

538
00:32:04,570 --> 00:32:05,860
‫هم خودم می‌شناسمشون...

539
00:32:05,900 --> 00:32:07,530
‫و واقعا خیلی باحالن.

540
00:32:07,570 --> 00:32:09,570
‫خب؟ قاتل نیستن.

541
00:32:09,610 --> 00:32:13,030
‫چارلی، جویس و آیرین اصلا باحال نیستن.

542
00:32:13,070 --> 00:32:14,580
‫تروریست داخلی‌ان.

543
00:32:14,620 --> 00:32:15,660
‫خیلی‌خب جناب خفن خان.

544
00:32:15,700 --> 00:32:17,370
‫می‌دونی موقع بازداشتشون...

545
00:32:17,410 --> 00:32:19,120
‫- چه نقشه‌ای ریخته بودن؟
‫- آره، می‌دونم.

546
00:32:19,160 --> 00:32:21,830
‫قرار بود رژه عظیمی به راه بندازن.
‫در نتیجه...

547
00:32:21,870 --> 00:32:23,080
‫می‌خواستن یکی از جلسات...

548
00:32:23,130 --> 00:32:24,670
‫شبیه‌سازی سازمان ملل رو...

549
00:32:24,710 --> 00:32:26,710
‫با بمب‌هایی که با زودپز ساخته بودن...

550
00:32:26,750 --> 00:32:28,010
‫منفجر کنن.

551
00:32:28,050 --> 00:32:30,220
‫عجب. وایستا ببینم، عذر می‌خوام،
‫می‌خواستن...

552
00:32:30,260 --> 00:32:32,220
‫سازمان ملل رو منفجر کنن؟

553
00:32:32,260 --> 00:32:34,050
‫شبیه‌سازی سازمان ملل رو منفجر کنن.

554
00:32:34,100 --> 00:32:36,390
‫دبیرستانی‌ها ادای عضویت
‫تو سازمان ملل رو درمیارن...

555
00:32:36,430 --> 00:32:38,720
‫که نمره اضافه بگیرن.

556
00:32:39,980 --> 00:32:42,230
‫خیلی‌خب.
‫یعنی بهتر از خود سازمان ملله یا بدتره؟

557
00:32:42,270 --> 00:32:44,360
‫آخه سازمان ملل واقعی نبوده دیگه، مگه نه؟

558
00:32:44,400 --> 00:32:46,190
‫خیلی بدتره.
‫می...

559
00:32:47,270 --> 00:32:49,150
‫می‌خواستن بچه‌ها رو...

560
00:32:49,780 --> 00:32:51,150
‫با انفجار بکشن.

561
00:32:55,490 --> 00:32:56,450
‫عجب.

562
00:32:57,240 --> 00:32:58,660
‫- ای وای.
‫- آره.

563
00:32:59,580 --> 00:33:01,210
‫- اگه خبری شد بهم بگو.
‫- آها...

564
00:33:01,250 --> 00:33:03,420
‫بهتره دست خودت بمونه.
‫به کارم نمیاد.

565
00:33:03,460 --> 00:33:04,750
‫شاید گابریل رو نکشته باشن،

566
00:33:04,790 --> 00:33:07,250
‫ولی حواست به خودت باشه چارلی.

567
00:33:07,290 --> 00:33:09,710
‫اون دو زن به شدت خطرناکن.

568
00:33:09,711 --> 00:33:11,600
‫[مأمور ویژه، لوکا کلارک]

569
00:33:27,610 --> 00:33:29,650
‫خیلی سخت بود.

570
00:33:29,690 --> 00:33:31,070
‫یهو حس کردم تو فیلم
‫«گرگ وال استریت»ـم،

571
00:33:31,110 --> 00:33:33,070
‫ولی بخش‌های باحالش رو نمی‌گم.

572
00:33:34,110 --> 00:33:35,780
‫تو خبرچینی چارلی؟

573
00:33:35,820 --> 00:33:37,410
‫چی؟

574
00:33:37,450 --> 00:33:39,790
‫یه ساعت سین‌جیممون کردن.

575
00:33:39,830 --> 00:33:41,950
‫خودت که می‌دونی
‫ما از خوک‌ها متنفریم.

576
00:33:42,710 --> 00:33:44,080
‫از خبرچین جماعت هم متنفریم.

577
00:33:46,460 --> 00:33:48,210
‫آروم باشین، آروم باشین.

578
00:33:48,250 --> 00:33:51,260
‫من هم از خوک و خبرچین جماعت بدم میاد.

579
00:33:51,300 --> 00:33:53,090
‫از مار جماعت هم بدم میاد.

580
00:33:53,130 --> 00:33:56,840
‫به نظر من نصف زودیاک چینی به‌دردنخوره.

581
00:33:59,100 --> 00:34:02,060
‫ببینین بچه‌ها، منم دیگه، خب؟
‫منم، چارلی.

582
00:34:02,100 --> 00:34:04,440
‫قبل از حرف‌هامون، متوجه نشده بودم
‫طرف مأمور فدراله.

583
00:34:04,480 --> 00:34:05,640
‫خودش یهو گفت.

584
00:34:06,440 --> 00:34:07,650
‫من که جاسوس نیستم.

585
00:34:08,810 --> 00:34:10,520
‫اگه می‌دونستم بن چیکاره است،

586
00:34:10,570 --> 00:34:11,860
‫بهش محلم نمی‌ذاشتم.

587
00:34:11,900 --> 00:34:13,690
‫وایستین ببینم، واسه چی
‫خودتون بهم نگفته بودین...

588
00:34:13,740 --> 00:34:15,700
‫که بن در واقع گابریل بوده؟

589
00:34:15,740 --> 00:34:17,320
‫به نظرت خودمون چه حالی شدیم؟

590
00:34:18,780 --> 00:34:20,910
‫چند شب پیش در اتاقمون رو زد و گفت:

591
00:34:20,950 --> 00:34:24,210
‫«سلام، من زنده‌ام و به جفتتون خیانت کردم.»

592
00:34:25,660 --> 00:34:28,330
‫ای وای.
‫بعدش چی شد؟

593
00:34:28,380 --> 00:34:30,340
‫بهش گفتیم بخشیدیمش.

594
00:34:31,710 --> 00:34:33,840
‫عجب. خوبه.

595
00:34:33,880 --> 00:34:36,880
‫بخشش. خیلی‌خب.

596
00:34:36,930 --> 00:34:40,100
‫راستی، می‌خواستم راجع به مسئله
‫خیلی جالبی...

597
00:34:40,140 --> 00:34:42,640
‫ازتون سوالی بپرسم،
‫احتمالا چیز خاصی نیست.

598
00:34:42,680 --> 00:34:44,890
‫خب، ظاهرا می‌خواستین...

599
00:34:44,930 --> 00:34:46,480
‫چه بدونم، نسخه کودکانه...

600
00:34:46,520 --> 00:34:50,110
‫سازمان ملل رو منفجر کنین.

601
00:34:50,150 --> 00:34:52,480
‫چارلی، باید درک کنی...

602
00:34:52,530 --> 00:34:54,240
‫که این بچه‌های پیش‌دانشگاه نخبگان،

603
00:34:54,280 --> 00:34:55,570
‫بچه‌های فاشیست‌های قدرتمند...

604
00:34:55,610 --> 00:34:58,160
‫همین دوره و زمونه‌ان.

605
00:34:58,200 --> 00:35:00,200
‫ما هم می‌خواستیم حرفمون رو...

606
00:35:00,240 --> 00:35:04,790
‫به گوش نسل بعدی جنایتکاران جنگی برسونیم.

607
00:35:06,660 --> 00:35:08,670
‫که این‌طور.

608
00:35:08,710 --> 00:35:10,840
‫صرفا جهت شفاف‌سازی می‌پرسم،

609
00:35:10,880 --> 00:35:14,050
‫یعنی می‌گین می‌خواستین...

610
00:35:14,960 --> 00:35:16,720
‫بچه‌های دبیرستانی رو منفجر کنین؟

611
00:35:16,760 --> 00:35:18,010
‫مثلا با بمب منفجرشون کنین؟

612
00:35:19,720 --> 00:35:21,300
‫اون موقع دوره و زمونه فرق می‌کرد.

613
00:35:22,100 --> 00:35:24,300
‫[فهرست خوک‌صفت‌های بورژوا]

614
00:35:31,690 --> 00:35:33,070
‫آها.

615
00:35:34,190 --> 00:35:35,230
‫خیلی‌خب.

616
00:35:36,570 --> 00:35:38,030
‫باید اعتراف کنم
‫که یه سری جزئیات رو...

617
00:35:38,070 --> 00:35:39,860
‫از قلم انداختیم.

618
00:35:39,910 --> 00:35:42,580
‫می‌دونی حرف‌هات کم‌کم داره...

619
00:35:42,620 --> 00:35:44,450
‫شبیه کی می‌شه؟

620
00:35:47,580 --> 00:35:48,910
‫- شبیه بتی.
‫- شبیه بتی.

621
00:35:51,040 --> 00:35:51,960
‫که این‌طور.

622
00:35:52,840 --> 00:35:54,250
‫راستش، باید اعتراف کنم...

623
00:35:54,300 --> 00:35:56,920
‫کم‌کم داره از شباهتت به هافمن کاسته...

624
00:35:56,960 --> 00:35:58,970
‫و به شباهتت با منسون
‫اضافه می‌شه، اینه که...

625
00:36:00,010 --> 00:36:01,180
‫ای بابا.

626
00:36:02,090 --> 00:36:03,260
‫وایستین ببینم،

627
00:36:04,310 --> 00:36:05,470
‫شما دو نفر...

628
00:36:07,600 --> 00:36:08,930
‫شما بن رو کشتین؟

629
00:36:10,730 --> 00:36:12,860
‫میکروفون وصل کردی چارلی؟

630
00:36:13,400 --> 00:36:14,440
‫هوم؟

631
00:36:14,480 --> 00:36:17,150
‫سلام مأمور تخمی.
‫برو تخم‌مرغت رو بخور.

632
00:36:17,190 --> 00:36:19,240
‫خیلی‌خب، این‌قدر با ممه‌هام حرف نزنین.

633
00:36:19,280 --> 00:36:21,030
‫می‌دونین چیه؟

634
00:36:21,070 --> 00:36:23,370
‫ای بابا! واقعا خیال می‌کردم دو خانم...

635
00:36:23,410 --> 00:36:25,240
‫به شدت باحاله.

636
00:36:25,280 --> 00:36:27,540
‫راستش، این همه می‌گین...

637
00:36:27,580 --> 00:36:28,910
‫آدم باید بابت اقداماتش مطالبه کرده...

638
00:36:28,950 --> 00:36:31,420
‫و اون بی‌شعورها رو بازخواست کنه...

639
00:36:40,720 --> 00:36:42,130
‫واقعا عجب.

640
00:36:44,640 --> 00:36:46,260
‫بی‌شعور خودتونین.

641
00:36:46,680 --> 00:36:48,020
‫فهمیدم.

642
00:37:04,160 --> 00:37:06,370
‫تو هم باهام هم‌نظری؟

643
00:37:08,330 --> 00:37:09,500
‫آره.

644
00:37:13,170 --> 00:37:14,380
‫این بازیگره اسکوشگارده؟

645
00:37:14,420 --> 00:37:16,290
‫به خیال تو همه اسکوشگاردن.

646
00:37:16,340 --> 00:37:18,960
‫چون واقعا همه اسکوشگاردن.

647
00:37:19,000 --> 00:37:22,170
‫شماها زیاد برنامه‌های
‫جنایی نگاه می‌کنین، درسته؟

648
00:37:22,220 --> 00:37:23,300
‫هیس!

649
00:37:23,340 --> 00:37:25,140
‫ببخشید. واقعا ببخشید.

650
00:37:25,180 --> 00:37:27,850
‫برام سوال بود که، اِم...

651
00:37:27,890 --> 00:37:31,310
‫شما سم‌های دم‌دستی می‌شناسید،

652
00:37:31,350 --> 00:37:34,480
‫که منجر به حمله قلبی
‫غیرقابل تشخیص بشه؟

653
00:37:35,900 --> 00:37:37,310
‫کلرید پتاسیم.

654
00:37:37,360 --> 00:37:41,360
‫توی فصل سوم سریال
‫«عمارت لیلی‌فلی» زیاد بود.

655
00:37:41,400 --> 00:37:42,950
‫کلرید کلسیم.

656
00:37:42,990 --> 00:37:44,320
‫اپی‌نفرین.

657
00:37:44,360 --> 00:37:45,870
‫نیترات سدیم.

658
00:37:45,910 --> 00:37:47,780
‫توی باغ‌بانی استفاده داره.

659
00:37:47,830 --> 00:37:51,040
‫البته کمتر چیزی روی دست...

660
00:37:51,080 --> 00:37:52,330
‫رایسینه.

661
00:37:52,370 --> 00:37:54,330
‫آخ، رایسین!

662
00:37:54,370 --> 00:37:56,170
‫اون که برای باغ‌بانی بود چیه؟

663
00:37:56,210 --> 00:37:57,500
‫خیلی‌خب.

664
00:37:57,540 --> 00:38:00,170
‫چند میلی‌لیتر نیترات سدیم بزنی،

665
00:38:00,210 --> 00:38:02,340
‫طرف رو به موت می‌شه.

666
00:38:02,380 --> 00:38:04,180
‫بخش جالبش اینه که...

667
00:38:04,220 --> 00:38:07,340
‫این ترکیب به صورت طبیعی
‫توی بدن انسان هست.

668
00:38:07,390 --> 00:38:09,970
‫یعنی اگه کسی بخواد
‫توی کالبدشکافی پیداش کنه،

669
00:38:10,010 --> 00:38:12,100
‫بهتره زور نزنه.

670
00:38:12,140 --> 00:38:14,230
‫صحیح. پس مال باغبانیه.

671
00:38:17,560 --> 00:38:19,610
‫باشه، باشه، شما ادامه بدید.

672
00:38:19,855 --> 00:38:20,915
‫[ولفن اسکوشگارد]

673
00:38:20,940 --> 00:38:22,320
‫آها!

674
00:38:23,190 --> 00:38:24,650
‫آها.

675
00:38:25,740 --> 00:38:26,910
‫نیترات سدیم.

676
00:38:26,950 --> 00:38:27,950
‫عه.

677
00:38:27,990 --> 00:38:29,330
‫آره، فکر کنم خودشه.

678
00:38:29,370 --> 00:38:31,200
‫گمونم از همین برای...

679
00:38:31,240 --> 00:38:33,370
‫بذرهای ماریجواناش استفاده می‌کرد.

680
00:38:33,410 --> 00:38:35,370
‫این همه رو می‌خواد چی کار؟

681
00:38:35,410 --> 00:38:36,870
‫دوشنبه اندازه یک هفته بهش فروختم،

682
00:38:36,920 --> 00:38:38,630
‫بعد چهارشنبه بازم اومد خرید.

683
00:38:38,670 --> 00:38:41,050
‫بگو یک‌وقت این‌ها رو مصرف نکنه‌ها.

684
00:38:41,090 --> 00:38:42,300
‫آدم رو به فنا می‌دن.

685
00:38:45,350 --> 00:38:46,500
‫[تلفن ثابت ماسی اوکس]

686
00:38:47,130 --> 00:38:49,010
‫- سلام برادرزاده دروغین.
‫- سلام چارلی.

687
00:38:49,050 --> 00:38:50,810
‫گوش کن ببینم،

688
00:38:50,850 --> 00:38:52,390
‫اگه من اطلاعاتی در خصوص...

689
00:38:52,430 --> 00:38:55,020
‫مرگ بن برات داشته باشم،

690
00:38:55,060 --> 00:38:57,810
‫به نظرت می‌تونی کاری کنی
‫پای من به قضیه گیر نباشه؟

691
00:38:57,850 --> 00:39:00,770
‫آره، عملا وظیفه من چنین کاریه.
‫من محافظ شاهدم.

692
00:39:00,820 --> 00:39:02,860
‫مثل اینکه روزی که بن کشته شد،

693
00:39:02,900 --> 00:39:05,610
‫جویس به نیترات سدیم دسترسی داشته.

694
00:39:05,650 --> 00:39:07,910
‫وای. طرفی که محافظش بودی رو به فنا دادن؟

695
00:39:07,950 --> 00:39:09,120
‫کی بود؟ عه...

696
00:39:09,160 --> 00:39:10,570
‫ببخشید، صدام روی پخشه؟

697
00:39:10,620 --> 00:39:12,370
‫آره، نه. ایشون جینو گاوه‌ست.

698
00:39:12,410 --> 00:39:14,410
‫شک دارم حتی قتل باشه.

699
00:39:14,450 --> 00:39:16,410
‫شک داری؟ ولمون کن.

700
00:39:16,460 --> 00:39:18,250
‫کمی تأثیرگذار رفتار کن.

701
00:39:18,290 --> 00:39:19,710
‫اعتماد به نفس داشته باش.

702
00:39:19,750 --> 00:39:21,460
‫چارلی، چطور ممکنه با سدیم نیترات...

703
00:39:21,500 --> 00:39:22,920
‫بن رو کشته باشن؟

704
00:39:22,960 --> 00:39:24,420
‫زمان مرگش ساعت دو و بیست و سه بود.

705
00:39:24,460 --> 00:39:26,260
‫اون زمان با تو توی باغ‌وحش بودن.

706
00:39:29,140 --> 00:39:30,390
‫دو و بیست و سه.

707
00:39:30,430 --> 00:39:31,760
‫دو، دو، سه. وای!

708
00:39:31,800 --> 00:39:34,140
‫وای پسر، این زمانیه که میمونه گفت.

709
00:39:34,180 --> 00:39:35,560
‫چی چی؟

710
00:39:35,600 --> 00:39:37,980
‫همون میمونه توی باغ‌وحش رو می‌گم.

711
00:39:38,020 --> 00:39:39,770
‫همون نمایشی که زمان رو می‌گفت.

712
00:39:39,810 --> 00:39:42,060
‫ملانی، ملانی رو می‌گه.
‫میمونه شگفت‌انگیزه.

713
00:39:42,110 --> 00:39:43,320
‫توی نمایش که بودیم،

714
00:39:43,360 --> 00:39:45,190
‫میمونه ساعت دو و بیست و سه رو گفت.

715
00:39:45,230 --> 00:39:47,070
‫خیلی تصادف جالبیه، نه؟

716
00:39:47,110 --> 00:39:48,700
‫عه، یعنی...

717
00:39:48,740 --> 00:39:50,780
‫به نظرت ممکنه ملانی...

718
00:39:50,820 --> 00:39:52,780
‫نوعی میمون سخنگو از آینده باشه؟

719
00:39:52,830 --> 00:39:56,410
‫منظورت عین فیلم گزارش اقلیته
‫که جای شخصیتش میمون باشه؟

720
00:39:56,450 --> 00:39:58,160
‫نه، گمون نکنم.

721
00:39:58,210 --> 00:39:59,710
‫ولی فیلم جالبیه‌ها.

722
00:39:59,750 --> 00:40:01,330
‫وایستا، وایستا، نه.

723
00:40:01,380 --> 00:40:03,340
‫جویس و آیرین نمایش رو پیچوندن،

724
00:40:03,380 --> 00:40:04,880
‫آره بابا، لابد بعدش...

725
00:40:04,920 --> 00:40:07,380
‫ای بابا، این‌جوری که وقت نمی‌کردن بکشنش.

726
00:40:07,420 --> 00:40:10,760
‫ولی شاید مرگش رو جعل کردن.

727
00:40:10,800 --> 00:40:12,970
‫چارلی یادته درموردشون چی گفتم؟

728
00:40:13,010 --> 00:40:14,310
‫- مواظب باش که...
‫- باشه. بیلی!

729
00:40:14,350 --> 00:40:15,470
‫بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

730
00:40:15,510 --> 00:40:17,770
‫بیلی، حالت چطوره؟

731
00:40:17,810 --> 00:40:20,730
‫می‌خواستم بپرسم امکانش هست،

732
00:40:20,770 --> 00:40:23,650
‫نگاهی به داده‌های دستبند قلب بن بندازم؟

733
00:40:23,690 --> 00:40:26,030
‫نه، اصلا هم نمی‌شه.
‫چنین کاری نقض قوانین سازمان سلامته.

734
00:40:26,070 --> 00:40:29,030
‫آره، منم متوجهم چی می‌گی‌ها.

735
00:40:29,070 --> 00:40:31,860
‫ولی می‌شه استثنا قائل بشی؟

736
00:40:32,780 --> 00:40:34,200
‫خیلی‌خب.

737
00:40:34,240 --> 00:40:35,530
‫- واقعا کارم اشتباهه.
‫- مرسی.

738
00:40:35,580 --> 00:40:37,160
‫ببین، اینجا کل روندش رو می‌شه دید.

739
00:40:37,200 --> 00:40:39,250
‫ساعت دو و بیست و سه
‫حمله قلبی بهش دست داد.

740
00:40:39,290 --> 00:40:40,540
‫و بعدش اعضای حیاتش از کار افتاد.

741
00:40:40,580 --> 00:40:41,920
‫سعی کردیم برش گردونیم به حالت عادی،

742
00:40:41,960 --> 00:40:43,330
‫ولی دیگه از دست رفته بود.

743
00:40:43,380 --> 00:40:46,170
‫بعد سوالی می‌خواستم بپرسم،
‫به نظرت امکانش هست...

744
00:40:46,210 --> 00:40:47,840
‫که یکی مثلا این رو جعل کنه؟

745
00:40:47,880 --> 00:40:50,010
‫مثلا بره توی دستگاه و عوضش کنه؟

746
00:40:50,050 --> 00:40:51,720
‫- نه، نه، داده‌های موثقه.
‫- آها.

747
00:40:53,640 --> 00:40:55,680
‫این پرش ناگهانیش ساعت یازده و ده چیه؟

748
00:40:55,720 --> 00:40:58,270
‫- شاید از چیزی ترسیده.
‫- نه، نگاه کن.

749
00:40:58,310 --> 00:41:01,350
‫انگار ضربان قلبش عوض می‌شه.

750
00:41:01,390 --> 00:41:04,650
‫سرعت و قدرتش عوض می‌شه.

751
00:41:04,690 --> 00:41:07,190
‫انگار قلب یکی دیگه رو توی سینه‌اش گذاشته.

752
00:41:07,230 --> 00:41:08,440
‫چه عجیب.

753
00:41:09,030 --> 00:41:10,240
‫ساعت یازده و ده.

754
00:41:10,280 --> 00:41:12,200
‫همون موقعی که داشتیم می‌رفتیم...

755
00:41:12,240 --> 00:41:13,490
‫اردوی باغ‌وحش.

756
00:41:14,990 --> 00:41:16,080
‫آها...

757
00:41:16,250 --> 00:41:18,400
‫[مستراح]

758
00:41:18,540 --> 00:41:20,620
‫دروغ گفته بود اسهاله.

759
00:41:20,660 --> 00:41:23,370
‫خیلی‌خب لوکا، حاضری اطلاعات
‫مفید و خفنم رو بهت بگم؟

760
00:41:23,420 --> 00:41:25,540
‫طرف از نردبان گیاهان بالا رفت،

761
00:41:25,580 --> 00:41:27,880
‫دستبند قلبش رو عوض کرد،
‫و ساعت یازده و ده بن رو کشت.

762
00:41:27,920 --> 00:41:30,840
‫بعد دوباره برگشت پایین،
‫رفت سمت باغ‌وحش،

763
00:41:30,880 --> 00:41:33,590
‫و حین نمایش میمونه
‫حمله قلبی رو جعل کرد.

764
00:41:33,630 --> 00:41:35,760
‫- به همین سادگی.
‫- عین آب خوردن.

765
00:41:35,800 --> 00:41:38,060
‫- مسخره‌ست.
‫- ولی شدنیه.

766
00:41:38,100 --> 00:41:39,720
‫شدنی بودن یک نظریه
‫که حکم جلب جور نمی‌کنه.

767
00:41:39,770 --> 00:41:42,520
‫واسه این کار دلیل سفت و سختی می‌خوام،

768
00:41:42,560 --> 00:41:43,810
‫که دو دستی بچسبم بهش.

769
00:41:43,850 --> 00:41:46,560
‫محکم بگیرش توی دستت.

770
00:41:46,610 --> 00:41:47,980
‫تازه چارلی، برای کارساز بودن این نظریه،

771
00:41:48,020 --> 00:41:49,730
‫جویس و آیرین باید بتونن...

772
00:41:49,780 --> 00:41:51,070
‫یک حمله قلبی رو شبیه‌سازی کنن.

773
00:41:51,110 --> 00:41:52,150
‫من دستبنده رو دیدم.

774
00:41:52,190 --> 00:41:53,570
‫علائم روی نوارقلبش بر اثر
‫هیجانات یهویی نبود.

775
00:41:53,610 --> 00:41:55,240
‫حمله قلبی واقعی بود.

776
00:41:55,280 --> 00:41:56,740
‫نمی‌دونم چطور می‌شه جعلش کرد.

777
00:41:57,580 --> 00:41:59,370
‫باز بهت زنگ می‌زنم.

778
00:42:01,040 --> 00:42:04,710
‫آهای پیت، می‌خواستم سوالی ازت بپرسم.

779
00:42:04,750 --> 00:42:07,840
‫تو چیزی درمورد شوک دادن جنسی می‌دونی؟

780
00:42:09,630 --> 00:42:11,840
‫بهش می‌گن ور رفتن الکتریکی.

781
00:42:11,880 --> 00:42:14,090
‫از اون تمایلات عجیبه.
‫به درد افراد ضعیف نمی‌خوره.

782
00:42:14,130 --> 00:42:17,140
‫برای انجامش فقط به شوکر
‫و ذهنی باز نیاز داری.

783
00:42:19,310 --> 00:42:20,510
‫ایشه.

784
00:42:23,930 --> 00:42:25,560
‫- الو؟
‫- عه، بتی.

785
00:42:25,600 --> 00:42:27,100
‫چارلی‌ام، دوست خوبت.

786
00:42:27,150 --> 00:42:28,770
‫آها. چی می‌خوای؟

787
00:42:28,810 --> 00:42:30,610
‫گوش کن، گمونم درمورد...

788
00:42:30,650 --> 00:42:32,280
‫جویس و آیرین راست می‌گفتی.

789
00:42:32,320 --> 00:42:33,650
‫به خودت که گفتم.

790
00:42:33,690 --> 00:42:35,650
‫- مجرم و معتادن.
‫- آره، می‌دونم.

791
00:42:35,700 --> 00:42:38,870
‫می‌شه بهم بگی توی باغ‌وحش چی دیدی؟

792
00:42:38,910 --> 00:42:41,490
‫درمورد شوک جنسی چیزی گفته بودی.

793
00:42:41,540 --> 00:42:42,790
‫آره خب.

794
00:42:42,830 --> 00:42:45,000
‫داشتم عین انسان‌های عادی کلاه می‌خریدم،

795
00:42:45,040 --> 00:42:48,960
‫که دیدم جویس و آیرین
‫رفتارشون خیلی عجیب شده.

796
00:42:50,250 --> 00:42:52,960
‫توی گلخانه داشتن به همدیگه...

797
00:42:53,010 --> 00:42:54,590
‫با یک آلت مصنوعی برقی حال می‌کردن.

798
00:42:56,590 --> 00:42:59,140
‫تازه بماند که از نمایش میمونه جا موندم،

799
00:42:59,180 --> 00:43:01,310
‫که خیر سرم از اولش واسه همون...

800
00:43:01,350 --> 00:43:03,850
‫می‌خواستم توی اردو شرکت کنم.

801
00:43:03,890 --> 00:43:06,730
‫بتی، همینه. آفرین.
‫مچشون رو گرفتیم.

802
00:43:06,770 --> 00:43:09,230
‫باز خوبه گوش یک نفر بدهکاره.

803
00:43:09,270 --> 00:43:11,150
‫به خود آیرینم امروز صبح گفتم:

804
00:43:11,190 --> 00:43:12,820
‫«باغ‌وحش جای مناسبی...

805
00:43:12,860 --> 00:43:15,860
‫برای انجام فتیش‌های جنسی
‫عجیب و غریبتون نیست.

806
00:43:15,900 --> 00:43:19,490
‫شک نکنید به اف‌بی‌آی اطلاع می‌دم.»

807
00:43:19,530 --> 00:43:22,160
‫وایستا بتی. این‌ها رو به آیرینم گفتی؟

808
00:43:22,200 --> 00:43:24,160
‫همین یک ساعت پیش گفتم.

809
00:43:25,200 --> 00:43:26,210
‫عه.

810
00:43:26,250 --> 00:43:27,830
‫یک لحظه گوشی دستت چارلی.

811
00:43:27,870 --> 00:43:30,920
‫قابلمه فوریم صدای عجیبی می‌ده.
‫گوشی دستت.

812
00:43:30,960 --> 00:43:33,000
‫زودپره. نه، نه، بتی.

813
00:43:33,050 --> 00:43:34,420
‫بتی، زود از اونجا برو.

814
00:43:34,460 --> 00:43:36,170
‫بتی، بتی!

815
00:43:36,220 --> 00:43:37,380
‫از خونه برو!

816
00:43:41,100 --> 00:43:43,600
‫[هشدار]

817
00:43:54,360 --> 00:43:55,650
‫خیلی مسخره‌ای.

818
00:43:55,690 --> 00:43:56,940
‫- آی خدا.
‫- خدایا.

819
00:43:56,990 --> 00:43:59,410
‫دیگه داریم الکی به دلمون صابون می‌زنیم.

820
00:43:59,450 --> 00:44:01,490
‫دوست داری بریم جای دیگه؟

821
00:44:01,530 --> 00:44:03,910
‫فکر می‌کنی توی بولیوی...

822
00:44:03,950 --> 00:44:05,620
‫پیرزن‌هایی مثل ما رو راه می‌دن؟

823
00:44:05,660 --> 00:44:06,580
‫هوم...

824
00:44:10,040 --> 00:44:11,420
‫چارلی.

825
00:44:22,300 --> 00:44:23,930
‫چیزی می‌خواستی؟

826
00:44:24,760 --> 00:44:26,430
‫بتی همه‌چی رو کف دستم گذاشت،

827
00:44:26,470 --> 00:44:28,270
‫درمورد اینکه شما رو دیده بود،

828
00:44:28,310 --> 00:44:31,560
‫که توی گلخانه به همدیگه شوک می‌دادین.

829
00:44:31,600 --> 00:44:33,860
‫گمونم پرستارها همون‌جوری گول خوردن،

830
00:44:33,900 --> 00:44:36,570
‫که بن حمله قلبی بهش دست داده بود،

831
00:44:36,610 --> 00:44:41,030
‫درحالی که ساعت‌ها بود مرده بود.

832
00:44:41,070 --> 00:44:44,870
‫خیلی باهوشین.
‫ولی مسئله کوچیکی رو فراموش کردین.

833
00:44:44,910 --> 00:44:47,370
‫چه مسئله‌ای؟

834
00:44:47,410 --> 00:44:51,420
‫نوار قلب بن ساعت دو و بیست و سه،

835
00:44:51,460 --> 00:44:54,340
‫بعد اون شوک دادن شما،

836
00:44:54,380 --> 00:44:55,960
‫دیگه ضربانی ثبت نکرد.

837
00:44:57,210 --> 00:44:58,550
‫همون زمانی که میمونه گفت.

838
00:44:59,920 --> 00:45:02,890
‫ولی پرستارها سعی کردن شرایطش رو
‫با شوک به حالت عادی برگردونن.

839
00:45:02,930 --> 00:45:05,850
‫پس اگه دستبند قلبش دستش بود،

840
00:45:05,890 --> 00:45:08,270
‫اون شوک‌ها رو هم ثبت می‌کرد.

841
00:45:08,310 --> 00:45:10,270
‫هوم.

842
00:45:10,310 --> 00:45:12,140
‫چه بچه زرنگیه.

843
00:45:13,600 --> 00:45:14,940
‫این کارهات واسه آشغالیه...

844
00:45:14,980 --> 00:45:17,230
‫که سی سال ما رو فرستاد زندان؟

845
00:45:17,270 --> 00:45:19,440
‫اونموقع واقعا لایقش بودید.

846
00:45:19,490 --> 00:45:21,320
‫الآنم لایقش هستین.

847
00:45:21,360 --> 00:45:24,490
‫توپ‌های شافل‌بردتون رو جلا بدید خانوم‌ها.

848
00:45:25,830 --> 00:45:29,330
‫به محض اینکه به رفیق مأمور اب‌بی‌آیم...

849
00:45:29,370 --> 00:45:31,960
‫درمورد این مسئله بگم،

850
00:45:32,000 --> 00:45:35,630
‫صاف برمی‌گردین بدفورد.

851
00:45:35,670 --> 00:45:39,800
‫پس هنوز بهش چیزی نگفتی؟

852
00:45:43,840 --> 00:45:45,640
‫چته؟

853
00:45:45,680 --> 00:45:47,510
‫- وای!
‫- عوضی!

854
00:45:52,940 --> 00:45:54,770
‫پدرسگ!

855
00:45:56,810 --> 00:45:58,230
‫عوضی آشغال.

856
00:46:05,360 --> 00:46:06,570
‫جوانک بچه پررو.

857
00:46:06,620 --> 00:46:08,200
‫من پا به سن گذاشتم دیوانه مریض.

858
00:46:08,240 --> 00:46:11,620
‫و خط قرمزم کتک زدن خانم‌های سن‌داره.

859
00:46:14,000 --> 00:46:16,880
‫توی بدفورد این‌جوری
‫کتک‌کاری می‌کردیم آشغال.

860
00:46:28,050 --> 00:46:29,560
‫چه مرگته تو!

861
00:46:31,720 --> 00:46:35,730
‫می‌کشمت پدرسگ حرومزاده.

862
00:46:38,150 --> 00:46:40,270
‫آخ!

863
00:46:40,320 --> 00:46:43,240
‫پودر طلق زدی بهم آشغال هرزه!

864
00:46:51,830 --> 00:46:54,210
‫- سم لعنتی رو بیار!
‫- باشه، باشه، باشه.

865
00:46:56,080 --> 00:46:57,540
‫ثابت نگهش دار.

866
00:46:57,580 --> 00:46:58,880
‫وای.

867
00:46:58,920 --> 00:47:00,590
‫آخ.

868
00:47:04,130 --> 00:47:05,840
‫زودباش، بیا.

869
00:47:08,470 --> 00:47:09,760
‫اونجا رو بزن، آره.

870
00:47:09,800 --> 00:47:11,600
‫ای گندت بزنن.

871
00:47:11,640 --> 00:47:13,220
‫- نکن.
‫- فکرشم نکن.

872
00:47:13,270 --> 00:47:14,890
‫فکرشم نکن چنین کاری کنی.

873
00:47:14,930 --> 00:47:17,060
‫بذارش زمین، بذارش زمین.

874
00:47:17,100 --> 00:47:18,600
‫بذارش!

875
00:47:20,110 --> 00:47:21,360
‫عه! عه!

876
00:47:28,030 --> 00:47:30,910
‫عه، گمونم دخلش رو آوردیم.

877
00:47:32,370 --> 00:47:34,500
‫زود ترتیبش رو بده.

878
00:47:34,540 --> 00:47:35,790
‫وای!

879
00:47:39,040 --> 00:47:41,040
‫ای تف.

880
00:47:41,090 --> 00:47:43,090
‫- خدایاشکرت.
‫- گندت بزنن.

881
00:47:43,130 --> 00:47:44,260
‫تف.

882
00:47:44,300 --> 00:47:45,840
‫وایستید، حرکت نکنید.

883
00:47:49,140 --> 00:47:51,100
‫عجب پلیس کثافتی هستی تو.

884
00:47:51,140 --> 00:47:52,220
‫خیلی‌خب.

885
00:47:55,000 --> 00:48:10,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

886
00:48:13,740 --> 00:48:16,500
‫چارلی کیل، غریزه کارآگاهی خوبی داری.

887
00:48:16,540 --> 00:48:18,290
‫تا حالا شده بخوای وارد اف‌بی‌آی بشی؟

888
00:48:18,330 --> 00:48:21,210
‫راستش خوش ندارم پادوی دولت باشم.

889
00:48:21,250 --> 00:48:24,750
‫ولی می‌شه بدونم رفقات ایمیل من رو...

890
00:48:24,800 --> 00:48:27,720
‫درمورد کازیمیر کین خوندن یا نه؟

891
00:48:27,760 --> 00:48:29,340
‫منظورت از رفقام کیه؟

892
00:48:29,380 --> 00:48:32,180
‫کلا اف‌بی‌آی و سایت اف‌بی‌آی.

893
00:48:32,220 --> 00:48:34,180
‫من حتی نمی‌دونستم چنین سایتی دارن.

894
00:48:34,220 --> 00:48:37,270
‫ولی پیشنهادم سر جاشه دیگه.

895
00:48:37,310 --> 00:48:40,440
‫اگه توی دردسر افتادی
‫به همون شماره‌ام زنگ بزن.

896
00:48:44,360 --> 00:48:45,690
‫بدرود.

897
00:48:53,030 --> 00:48:54,450
‫وای خدا.

898
00:48:54,474 --> 00:49:11,474
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

899
00:49:11,498 --> 00:49:25,498
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

