﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:17,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:18,565 --> 00:00:21,876
« یک سال قبل »

4
00:00:31,190 --> 00:00:32,466
‫بله؟

5
00:00:32,490 --> 00:00:34,290
‫چارلی کیل

6
00:00:34,660 --> 00:00:36,276
‫می‌دونی من کی هستم؟

7
00:00:36,300 --> 00:00:37,900
‫بیتریکس هسپی دیگه، درسته؟

8
00:00:39,000 --> 00:00:40,246
‫آره

9
00:00:40,270 --> 00:00:41,800
‫آره، همین فکرو می‌کردم

10
00:00:42,530 --> 00:00:43,900
‫خب، گوش کن، چارلی،

11
00:00:44,470 --> 00:00:46,570
‫من با پنج خاندان اینجا هستم

12
00:00:44,616 --> 00:00:46,518
‫{\an8}« پوکر فیس »

13
00:00:47,140 --> 00:00:48,586
‫با هر پنج تاشون اونجایی؟

14
00:00:47,677 --> 00:00:49,677
{\an8}« فصل دوم - قسمت سوم »
« مجازاتِ یک جاسوس »

15
00:00:48,610 --> 00:00:50,656
‫آره، صدات رو گذاشتم روی اسپیکر

16
00:00:50,680 --> 00:00:54,386
‫و چیزی که الان باهاش طرفیم یه جنگه

17
00:00:54,410 --> 00:00:57,856
‫پرهزینه و رو اعصابه،

18
00:00:57,880 --> 00:01:00,126
‫و اصلاً خوب نیست

19
00:01:00,150 --> 00:01:01,620
‫بده

20
00:01:02,450 --> 00:01:05,190
‫در واقع ویرانگره

21
00:01:05,860 --> 00:01:08,466
‫آره، آره، آره. یادمه، باشه؟

22
00:01:08,490 --> 00:01:10,076
‫پشت تلفن بودم

23
00:01:10,100 --> 00:01:11,676
‫اوه، دارم حوصله‌ات رو سر می‌برم؟

24
00:01:11,700 --> 00:01:13,676
‫ببین آبجی، من تازه از
یه آتیش‌سوزی بیرون اومدم

25
00:01:13,700 --> 00:01:14,946
‫خیلی اوضاع قاراشمیشی بود،

26
00:01:14,970 --> 00:01:18,346
‫پس ببخشید اگه حوصله‌ی
‫گفتگوی طولانی و گیج‌کننده رو ندارم

27
00:01:18,370 --> 00:01:20,616
‫خیلی خب باشه، من به کمکت نیاز دارم

28
00:01:20,640 --> 00:01:24,056
‫و اگه کمکم نکنی می‌کشمت

29
00:01:24,080 --> 00:01:26,056
‫خب، اشکالی نداره

30
00:01:26,080 --> 00:01:27,526
‫خوبه. ممنون

31
00:01:27,550 --> 00:01:30,026
‫سازمانِ من فروپاشیده

32
00:01:30,050 --> 00:01:32,326
‫و من با بقایاش فراری‌ام،

33
00:01:32,350 --> 00:01:34,166
‫فقط به لطفِ جنابعالی

34
00:01:34,190 --> 00:01:36,996
‫خب، می‌دونی که نوچه‌هات
‫شیش بار سعی کردن من رو بکشن، آره؟

35
00:01:37,020 --> 00:01:40,090
‫خدایا! از دستِ شما دهه هفتادی‌های سلیطه!

36
00:01:40,530 --> 00:01:43,236
‫خب، سندیکای جنوب غربی محاصره‌ام کرده،

37
00:01:43,260 --> 00:01:45,576
‫اف‌بی‌آی پا گذاشته روی خرخره‌ام

38
00:01:45,600 --> 00:01:48,046
‫ساعاتِ ناامیدیه، دروغ نمیگم

39
00:01:48,070 --> 00:01:49,376
‫ولی من از پا در نمیام

40
00:01:49,400 --> 00:01:50,816
‫اینجاست که تو وارد عمل میشی

41
00:01:50,840 --> 00:01:52,276
‫اوه، خوبه

42
00:01:52,300 --> 00:01:56,186
‫خب، سردسته‌های باقی‌مونده‌ی مافیام
‫توی یه خونه‌ی امنِ نزدیک منتظرن

43
00:01:56,210 --> 00:01:57,456
‫من یه هواپیما جور کردم

44
00:01:57,480 --> 00:01:59,756
‫که می‌تونه از کشور خارج‌مون کنه

45
00:01:59,780 --> 00:02:02,896
‫تنها مشکل اینه که یه خبرِ موثق دارم

46
00:02:02,920 --> 00:02:07,626
‫که یه جاسوس توی گروهم هست،
‫یا احتمالاً یه نفوذی.

47
00:02:07,650 --> 00:02:09,859
‫هی، میشه بهم یادآوری کنی،
‫اینا دقیقاً چه فرقی باهم دارن؟

48
00:02:09,883 --> 00:02:12,366
‫نکته اینه که من نمی‌تونم فرار کنم

49
00:02:12,390 --> 00:02:14,536
‫مگه این که بدونم برام تله نذاشتن

50
00:02:14,560 --> 00:02:18,506
‫پس، تو قراره از ترفند عجیب
‫دروغ‌سنجی‌ات استفاده کنی

51
00:02:18,530 --> 00:02:22,846
‫تا بهم بگی کدوم یک از آدم‌هام خبرچینه

52
00:02:22,870 --> 00:02:24,446
‫اوه، عالی شد

53
00:02:24,470 --> 00:02:26,486
‫خیلی خب، از خروجی بعد خارج شو

54
00:02:26,510 --> 00:02:28,110
‫و توی اولین پمپ‌بنزین نگه دار

55
00:02:28,440 --> 00:02:30,316
‫باید برم دستشویی و یکم خوراکی بگیرم

56
00:02:30,340 --> 00:02:32,986
‫امکانش هست بتونم یکم خودم رو تمیز کنم
‫و لباس عوض کنم؟

57
00:02:33,010 --> 00:02:33,986
‫بوی گند میدم

58
00:02:34,010 --> 00:02:36,096
‫آره. مگه به تخم کسی هست؟
‫هر کاری می‌خوای بکن

59
00:02:41,490 --> 00:02:43,060
‫خدایا، یالا

60
00:02:48,190 --> 00:02:49,760
‫گندش بزنن

61
00:02:54,270 --> 00:02:55,383
‫بفرما

62
00:02:56,870 --> 00:02:58,156
‫مرسی

63
00:03:00,870 --> 00:03:02,186
‫عشقِ دزدی هم که داری، هان؟

64
00:03:02,210 --> 00:03:05,086
‫میشه هر چیزی رو توی آستین‌های گشاد غیب کرد

65
00:03:05,110 --> 00:03:06,186
‫زیادی آسونه

66
00:03:06,210 --> 00:03:07,556
‫آره. آره

67
00:03:07,580 --> 00:03:09,626
‫می‌دونی، من توی جوونی
‫که جیب‌بری می‌کردم،

68
00:03:09,650 --> 00:03:11,150
‫من به ساق شلوار علاقه داشتم

69
00:03:12,839 --> 00:03:14,925
‫« خانه‌ی امن، امن نیست »

70
00:03:14,949 --> 00:03:15,850
‫لعنتی!

71
00:03:15,874 --> 00:03:18,036
‫« جواهرِ اقیانوس »

72
00:03:18,060 --> 00:03:21,106
‫سوسیسِ وین با طعم میگو

73
00:03:21,130 --> 00:03:22,210
‫خدایا

74
00:03:25,560 --> 00:03:27,506
‫خیلی خب، راه بیفت بریم

75
00:03:27,530 --> 00:03:28,676
‫از همین‌جا بپیچ به چپ

76
00:03:28,700 --> 00:03:31,016
‫چپ؟ ما که الان از چپ اومدیم

77
00:03:31,040 --> 00:03:32,100
‫چپ

78
00:03:32,470 --> 00:03:33,616
‫درسته، درسته
‫(راست، راست)

79
00:03:33,640 --> 00:03:35,370
‫چپ، چپ

80
00:03:40,833 --> 00:03:42,796
‫« مسافرخانه‌ی جواهرِ اقیانوس »

81
00:03:42,820 --> 00:03:44,726
‫به گروهم گفتم تو کارچاق‌کنی (پینه‌دوزی)

82
00:03:44,750 --> 00:03:46,066
‫آره. خب، منطقیه

83
00:03:46,090 --> 00:03:48,626
‫یعنی، گمونم اگه کفش‌هات سوراخ باشن
‫نمی‌تونی از شهر جیم شی

84
00:03:48,650 --> 00:03:50,866
‫نه، منظورم جاعله، جعل‌کننده،

85
00:03:50,890 --> 00:03:52,906
‫کسی که مدارک جعلی درست می‌کنه

86
00:03:52,930 --> 00:03:56,276
‫اینجوری وقتی سؤال‌های کنجکاوانه می‌پرسی
‫عجیب به نظر نمیاد

87
00:03:56,300 --> 00:03:57,636
‫عه، هی

88
00:03:57,660 --> 00:03:59,606
‫- چیه؟
‫- هیچی

89
00:03:59,630 --> 00:04:00,846
‫خیلی خب، خیلی خب

90
00:04:00,870 --> 00:04:03,916
‫عه، خب... بند کفشت بازه،

91
00:04:03,940 --> 00:04:06,046
‫و گمونم نمی‌تونم تصمیم بگیرم
‫چجوری ازش استفاده کنم

92
00:04:06,070 --> 00:04:08,646
‫یعنی، بهت نگم و منتظر شم زمین بخوری

93
00:04:08,670 --> 00:04:10,016
‫و بعدش تفنگت رو بردارم

94
00:04:10,040 --> 00:04:11,816
‫یا بهت بگم تا نگاه کنی

95
00:04:11,840 --> 00:04:13,486
‫و بعدش تفنگت رو بردارم

96
00:04:13,510 --> 00:04:15,586
‫خب، گمونم به هر حال مهم نیست،

97
00:04:15,610 --> 00:04:17,256
‫چون احتمالاً حرفم رو باور نمی‌کنی

98
00:04:17,280 --> 00:04:18,856
‫زندگی پر از لحظاتِ حساسه

99
00:04:18,880 --> 00:04:20,596
‫و حق با توئه،
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

100
00:04:20,620 --> 00:04:22,760
‫- راه بیفت
‫- باشه

101
00:04:25,490 --> 00:04:26,706
‫لعنتی

102
00:04:26,730 --> 00:04:29,706
‫خیلی خب، وقتی این جاسوسه رو بگیریم
‫چه اتفاقی می‌افته

103
00:04:29,730 --> 00:04:31,436
‫یا نفوذی. ممکنه نفوذی باشه

104
00:04:31,460 --> 00:04:35,646
‫خیلی خب، وقتی این شخص
‫مورد نظر رو شناسایی کنم،

105
00:04:35,670 --> 00:04:36,716
‫اون‌وقت چی‌کار می‌کنی؟

106
00:04:36,740 --> 00:04:39,046
‫آهسته و زنده‌زنده پوستش رو می‌کنم

107
00:04:39,070 --> 00:04:41,870
‫و میذارم جلوم گوشتِ خودش رو بخوره

108
00:04:44,640 --> 00:04:46,786
‫من نمی‌تونم مقدماتِ چنین کاری رو فراهم کنم

109
00:04:46,810 --> 00:04:50,626
‫جاسوس شدن پست‌ترین و منفورترین کاریه
‫که یه آدم می‌تونه انجام بده

110
00:04:50,650 --> 00:04:52,496
‫و اگه این وجدانت رو آروم نمی‌کنه،

111
00:04:52,520 --> 00:04:54,326
‫سعی کن به خاطر بسپاری،
‫یا اون می‌میره یا خودت

112
00:04:54,350 --> 00:04:56,390
‫سوار شو. یالا

113
00:05:00,730 --> 00:05:02,776
‫♪ سلام، دختر کوچولو ♪

114
00:05:02,800 --> 00:05:04,876
‫♪ عجله‌ات برای چیه ♪

115
00:05:04,900 --> 00:05:07,200
‫♪ تمام گل‌ها رو از دست میدی ♪

116
00:05:08,366 --> 00:05:11,446
‫♪ آفتاب تا ساعت‌ها غروب نمی‌کنه ♪

117
00:05:11,470 --> 00:05:13,810
‫♪ عجله نکن ♪

118
00:05:14,740 --> 00:05:16,140
‫سلام...

119
00:05:16,840 --> 00:05:19,016
‫- من پینه‌دوزم
‫- خدا رو شکر

120
00:05:19,040 --> 00:05:21,626
‫چون کفش‌هام دارن متلاشی میشن

121
00:05:21,650 --> 00:05:22,856
‫نه، عزیزم. اون...

122
00:05:22,880 --> 00:05:24,896
‫این شوهرم، جفریه

123
00:05:24,920 --> 00:05:27,196
‫- اون حالا عضو گروهمه
‫- آره، شرمنده

124
00:05:27,220 --> 00:05:29,920
‫چیز زیادی درموردِ
‫تجارت فلزات اوراقی نمی‌دونم

125
00:05:31,720 --> 00:05:33,806
‫شوخی می‌کنم. شوخی می‌کنم.
‫می‌دونم مافیا چیه

126
00:05:33,830 --> 00:05:36,536
‫می‌تونم هر کدوم از شما رو
‫با یه پنینی وسوسه کنم؟

127
00:05:36,560 --> 00:05:38,106
‫اینا به طرز شگفت‌انگیزی چندکاره‌ان

128
00:05:38,130 --> 00:05:41,376
‫از بخارش برای نیم‌پز کردن
‫کنگر فرنگی استفاده می‌کنم

129
00:05:41,400 --> 00:05:42,876
‫لابسترهای سبزیجات

130
00:05:42,900 --> 00:05:45,076
‫این چیزیه که من همیشه میگم!

131
00:05:45,100 --> 00:05:47,616
‫عزیزم، مهمون‌مون نیاز داره تمرکز کنه

132
00:05:47,640 --> 00:05:49,010
‫چارلی، بیا اینجا

133
00:05:52,710 --> 00:05:55,886
‫مردهای توی این اتاق
‫قاتل‌های بی‌رحمی هستن

134
00:05:55,910 --> 00:05:58,196
‫باید بی‌نقص انجامش بدی

135
00:05:58,220 --> 00:05:59,990
‫زیرکانه. فهمیدی؟

136
00:06:00,620 --> 00:06:02,820
‫عه... آره

137
00:06:03,190 --> 00:06:04,190
‫بفرما

138
00:06:50,270 --> 00:06:52,370
‫خب، کسی از شماها
‫برای مأمورهای فدرال کار می‌کنه؟

139
00:06:54,270 --> 00:06:55,469
‫نه

140
00:06:56,580 --> 00:06:58,816
‫عالیه. چیزی رو که می‌خواستم
‫به دست آوردم

141
00:06:58,840 --> 00:07:00,986
‫هی هی، این رو داشته باش

142
00:07:01,010 --> 00:07:04,056
‫حدس بزن چیه؟
‫رسماً اعلام می‌کنم جاسوسی در کار نیست

143
00:07:04,080 --> 00:07:06,926
‫البته مگه این که جفری
‫برای مأمورهای فدرال کار کنه

144
00:07:06,950 --> 00:07:08,566
‫نوچ، شرمنده

145
00:07:08,590 --> 00:07:10,366
‫باشه. اینم حقیقت داره. خیلی خب

146
00:07:10,390 --> 00:07:11,996
‫پس، دیگه اینجا کاری ندارم

147
00:07:12,020 --> 00:07:13,806
‫چطور می‌تونی انقدر خوب باشی؟

148
00:07:13,830 --> 00:07:15,536
‫هی، فکر کردی ما جاسوسیم؟

149
00:07:15,560 --> 00:07:16,936
‫محض رضای خدا...

150
00:07:16,960 --> 00:07:18,106
‫خیلی زیرکانه بود، بچه جون

151
00:07:18,130 --> 00:07:19,906
‫گوش کنید، از مغزهاتون استفاده کنید

152
00:07:19,930 --> 00:07:22,176
‫چه اتفاقی می‌افته اگه سوار اون هواپیما شیم

153
00:07:22,200 --> 00:07:25,876
‫و یه جاسوسِ موش‌صفت باهامون باشه، هان؟

154
00:07:25,900 --> 00:07:28,346
‫چارلی میگه شماها پاکید،

155
00:07:28,370 --> 00:07:29,516
‫پس ریسک می‌کنیم

156
00:07:29,540 --> 00:07:31,556
‫وسایل‌تون رو جمع کنید.
‫ده دقیقه دیگه می‌ریم

157
00:07:31,580 --> 00:07:33,186
‫اوه، باشه. خیلی خب

158
00:07:33,210 --> 00:07:35,286
‫خب، خوشحال شدم، می‌دونی؟

159
00:07:35,310 --> 00:07:36,696
‫صبر کن، وایسا ببینم

160
00:07:36,720 --> 00:07:41,026
‫از کجا بدونم تو در مورد دروغ نگفتنِ
‫جاسوس توی گروهم دروغ نمیگی

161
00:07:41,050 --> 00:07:43,966
‫معمای «چه کسی ناظران را زیر نظر دارد»

162
00:07:43,990 --> 00:07:47,906
‫خب، بهت اطمینان میدم
‫من این وسط نفع شخصی ندارم

163
00:07:47,930 --> 00:07:51,830
‫خب، الان داری،
‫چون تو هم با ما میای

164
00:07:56,600 --> 00:07:58,340
‫محشره. عه...

165
00:08:00,210 --> 00:08:03,416
‫میشه سریع برم بشاشم؟

166
00:08:03,440 --> 00:08:06,256
‫امروز تا الان پنج بار خودم رو خیس کردم،

167
00:08:06,280 --> 00:08:08,610
‫و با این حال هنوزم
‫یکم شاش توی شاش‌دونم مونده

168
00:08:08,980 --> 00:08:11,880
‫پنجره‌ی دستشویی کوچیک‌تر از اونه
‫که بتونی ازش رد شی

169
00:08:16,120 --> 00:08:19,636
‫- اوه، نه، نه!
‫- عزیزم، چیه؟

170
00:08:19,660 --> 00:08:21,706
‫باقلوا خراب شد

171
00:08:21,730 --> 00:08:23,676
‫همه چی خراب شد

172
00:08:23,700 --> 00:08:25,306
‫این همه تیراندازی و فرار کردن

173
00:08:25,330 --> 00:08:27,746
‫من فقط زندگیِ عادیم رو می‌خوام

174
00:08:27,770 --> 00:08:29,416
‫عزیزم

175
00:08:29,440 --> 00:08:33,346
‫به زودی قراره من و تو باهم توی بهشت باشیم،

176
00:08:33,370 --> 00:08:35,270
‫پنینی کوچولوی من

177
00:08:55,690 --> 00:08:59,200
‫آره، می‌تونم خلبان رو ببینم

178
00:09:00,230 --> 00:09:01,400
‫عه...

179
00:09:07,710 --> 00:09:09,146
‫هیچ مأمور فدرالی دیده نمیشه

180
00:09:09,170 --> 00:09:12,056
‫پس بفرمایید فرار کنید
‫و از آشنایی باهات خوشحال شدم

181
00:09:12,080 --> 00:09:14,126
‫نه! تو اول سوار میشی

182
00:09:14,150 --> 00:09:17,080
‫اگه این یه کمین باشه،
‫تو اولین گلوله رو می‌خوری

183
00:09:18,120 --> 00:09:19,666
‫خب، قطعاً آدمِ دقیقی هستی

184
00:09:19,690 --> 00:09:20,990
‫اعتراف می‌کنم

185
00:09:21,690 --> 00:09:22,760
‫لعنتی

186
00:09:33,930 --> 00:09:38,346
‫خیلی خب، من میرم توی هواپیما

187
00:09:38,370 --> 00:09:41,016
‫برو از خلبان بپرس
‫با مأمورهای فدرال کار می‌کنه یا نه

188
00:09:41,040 --> 00:09:43,180
‫الان به هیچکس اعتماد نمی‌کنم

189
00:09:54,550 --> 00:09:56,020
‫ببخشید، جناب؟

190
00:09:57,860 --> 00:09:59,160
‫این دیگه چیه؟

191
00:10:04,400 --> 00:10:06,230
‫لعنتی! مأمورها!

192
00:10:14,170 --> 00:10:17,280
‫اسلحه‌تون رو بندازید!
‫همین الان!

193
00:10:18,310 --> 00:10:20,956
‫خیلی خب، بچه‌ها،
‫باید با تیراندازی از اینجا خارج شیم

194
00:10:20,980 --> 00:10:21,926
‫نه، نه، نه، نه!

195
00:10:21,950 --> 00:10:24,796
‫شلیک نکنید! جفری، وایسا!

196
00:10:24,820 --> 00:10:26,166
‫نوچ، نوچ، نوچ!

197
00:10:26,190 --> 00:10:28,796
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه

198
00:10:28,820 --> 00:10:29,966
‫آقا، ایست!

199
00:10:29,990 --> 00:10:31,896
‫نه. نه، نه، نه!

200
00:10:31,920 --> 00:10:33,766
‫لعنتی!

201
00:10:33,790 --> 00:10:35,906
‫آقا، وایسید وگرنه شلیک می‌کنم

202
00:10:35,930 --> 00:10:38,606
‫- لوکا؟
‫- شلیک نکنید!

203
00:10:38,630 --> 00:10:39,896
‫نه، نه، نه!

204
00:10:42,500 --> 00:10:44,000
‫چه غلطا؟!

205
00:10:44,370 --> 00:10:45,600
‫جفری!

206
00:10:47,610 --> 00:10:50,140
‫شلیک نکنید!
‫زنده می‌خوایمش!

207
00:10:56,250 --> 00:10:58,220
‫اسلحه‌ات رو بنداز!

208
00:11:00,820 --> 00:11:03,036
‫- اسلحه رو بذار زمین!
‫- چه غلطی می‌کنیم؟

209
00:11:03,060 --> 00:11:04,796
‫- شلیک می‌کنیم؟
‫- نمی‌دونم!

210
00:11:04,820 --> 00:11:05,936
‫همونجا که هستی بمون!

211
00:11:05,960 --> 00:11:07,490
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

212
00:11:09,460 --> 00:11:12,300
‫ای بابا، مزخرفاتِ ماقبل ۱۱ سپتامبر دیگه چیه؟

213
00:11:13,170 --> 00:11:15,976
‫جفری مُرده و همش تقصیرِ توئه

214
00:11:16,000 --> 00:11:17,440
‫عه، گوش کن

215
00:11:24,371 --> 00:11:26,371
‫{\an8}« رئیس: بیتریکس هسپ »

216
00:11:24,640 --> 00:11:26,926
‫بیتریکس هسپ ترسیده

217
00:11:26,950 --> 00:11:30,956
‫درختِ خانواده‌اش تازگی‌ها
‫به طور قابل توجهی هرس شده

218
00:11:30,980 --> 00:11:32,556
‫مثل پرسکات با اون...

219
00:11:32,580 --> 00:11:34,626
‫اون درخته که همش ازش زر می‌زنی چیه؟

220
00:11:34,650 --> 00:11:35,966
‫درختِ افرای ژاپنی، قربان

221
00:11:35,990 --> 00:11:37,536
‫همسایه‌هام ادعا می‌کنن که ریشه‌هاش

222
00:11:37,560 --> 00:11:39,066
‫دارن به دیوارِ حائل آسیب می‌زنن،

223
00:11:39,090 --> 00:11:40,436
‫ولی من با سه تا درخت‌شناسِ جدا حرف زدم

224
00:11:40,460 --> 00:11:42,036
‫- که بهم گفتن
‫- خیلی خب. خدایا

225
00:11:42,060 --> 00:11:45,336
‫یه استعاره‌ی جدید به کار می‌برم
‫قبل از این که عشقِ باغبونی آبش بیاد

226
00:11:45,360 --> 00:11:48,276
‫تشخیصِ فعلی برای سازمانِ هسپ

227
00:11:48,300 --> 00:11:50,976
‫مرحله‌ی ۴ سرطان کُشنده‌ست

228
00:11:51,000 --> 00:11:52,970
‫وظیفه‌ی ما اینه که
‫حکمِ عدم احیاش رو امضا کنیم

229
00:11:53,540 --> 00:11:56,356
‫به لطف کارِ کارآگاهی عالی
‫مأمور ویژه لوکا کلارک،

230
00:11:56,380 --> 00:12:00,656
‫ما حالا یک منبع درجه یک
‫داخل گروه هسپ داریم

231
00:12:00,680 --> 00:12:01,755
‫لوکا؟

232
00:12:01,780 --> 00:12:03,596
‫ممنون، قربان

233
00:12:03,620 --> 00:12:05,496
‫طبق منبع من، هسپ و گروهش

234
00:12:05,520 --> 00:12:07,066
‫دارن به یه خونه‌ی امن میرن

235
00:12:07,090 --> 00:12:09,896
‫زیر نظرش می‌گیریم و وقتی رسیدن
‫با یه تیم ضربت سراغشون می‌ریم

236
00:12:09,920 --> 00:12:12,096
‫و قبل از این که از کشور فرار کنن
‫دستگیرشون می‌کنیم

237
00:12:12,120 --> 00:12:14,690
‫من عملیات رو فرماندهی می‌کنم

238
00:12:15,630 --> 00:12:18,976
‫فقط... چطور تونستی
‫تونی آیس‌کریم رو راضی به همکاری کنی؟

239
00:12:19,000 --> 00:12:20,010
‫من یه بار سعی کردم

240
00:12:20,034 --> 00:12:22,476
‫گمونم استعداد خاص لوکا رو ندارم

241
00:12:22,500 --> 00:12:25,676
‫خب، نمی‌تونم هویتِ خبرچینم رو
‫تأیید یا تکذیب کنم

242
00:12:25,700 --> 00:12:27,216
‫حتی به هوپر هم نگفتم کیه

243
00:12:27,240 --> 00:12:29,086
‫- پروتکلـه دیگه
‫- این زیرکانه‌ست

244
00:12:29,110 --> 00:12:30,521
‫مردم میگن قوانین برای شکستن هستن

245
00:12:30,545 --> 00:12:32,356
‫ولی خیلی از اون آدم‌ها
‫توی زندان فدرال هستن

246
00:12:32,380 --> 00:12:35,486
‫یا توی کارشون فوق‌العاده موفق هستن

247
00:12:35,510 --> 00:12:37,651
‫- من رو که می‌شناسی. اهل میون‌بر زدن نیستم
‫- می‌دونم

248
00:12:37,676 --> 00:12:39,926
‫هی، راستی، اگه توی این پرونده
‫به کمکم نیاز داشتی،

249
00:12:39,950 --> 00:12:41,896
‫هوات رو دارم، دوستِ قدیمی

250
00:12:41,920 --> 00:12:43,936
‫منم همینطور

251
00:12:43,960 --> 00:12:45,660
‫♪ به سلامتی خودمون ♪

252
00:12:46,390 --> 00:12:48,630
‫♪ کی مثلِ ماست ♪

253
00:12:49,230 --> 00:12:52,106
‫♪ - عده‌ی کمی لامصب ♪
‫♪ - عده‌ی کمی لعنتی ♪

254
00:12:52,130 --> 00:12:53,476
‫- تو گفتی لعنتی
‫- من گفتم لعنتی

255
00:12:53,500 --> 00:12:55,270
‫- من گفتم لامصب
‫- من بی‌ادبم

256
00:12:56,400 --> 00:12:57,670
‫بعداً می‌بینمت، رفیق

257
00:13:35,410 --> 00:13:39,326
‫اسمِ اون جاسوس بهتره
‫توی این قوطی سوسیس باشه

258
00:13:39,350 --> 00:13:40,910
‫نه، نیست

259
00:13:41,310 --> 00:13:44,126
‫ولی نوشته: «خونه‌ی امن، امن نیست»

260
00:13:44,150 --> 00:13:46,396
‫و یه جایگزینِ عالی براش ترتیب دادم

261
00:13:46,420 --> 00:13:48,796
‫با وای‌فایِ مجانی و وافل‌بارِ خوب

262
00:13:48,820 --> 00:13:50,266
‫متأسفانه اچ‌بی‌او نداره

263
00:13:50,290 --> 00:13:52,536
‫تو واقعاً به هیچ دردی نمی‌خوری

264
00:13:52,560 --> 00:13:54,766
‫به درد نخور؟ بعد از تمام اطلاعاتی

265
00:13:54,790 --> 00:13:56,406
‫که توی این سال‌ها بهت دادم؟

266
00:13:56,430 --> 00:13:59,376
‫من یه عالمه پول بهت دادم

267
00:13:59,400 --> 00:14:00,846
‫اسمش معامله‌ست

268
00:14:00,870 --> 00:14:02,976
‫فکر می‌کنی باهاش می‌تونی چقدر آبرو بخری

269
00:14:03,000 --> 00:14:04,316
‫اگه من دستگیر بشم؟

270
00:14:04,340 --> 00:14:06,616
‫واقعاً فکر می‌کنی ایده‌ی خوبیه

271
00:14:06,640 --> 00:14:08,386
‫که یه مأمور فدرال رو تهدید کنی؟

272
00:14:08,410 --> 00:14:09,856
‫آروم باش، سرکش

273
00:14:09,880 --> 00:14:12,186
‫تظاهر به گردن کلفت بودن
‫در صورتی قابل باور میشه

274
00:14:12,210 --> 00:14:14,026
‫که مثل بچه از بطری شیر نخوری

275
00:14:14,050 --> 00:14:16,896
‫دهنم آفت زده
‫و می‌دونی که دهنم آفت زده،

276
00:14:16,920 --> 00:14:19,766
‫و دکترم میگه تنها دلیل آفت زدنم تو هستی

277
00:14:19,790 --> 00:14:23,596
‫به دکترت گفتی یه مأمور فدرال فاسدی
‫که از مافیا رشوه می‌گیری؟

278
00:14:23,620 --> 00:14:26,036
‫دکترم گفت علتِ رایجش استرس کاریه،

279
00:14:26,060 --> 00:14:27,790
‫و من از اونجا نتیجه گرفتم

280
00:14:28,160 --> 00:14:30,230
‫اون ولگرد کیه توی ماشینت؟

281
00:14:33,370 --> 00:14:36,316
‫به خاطر بی‌لیاقتی‌ات نیاز به
‫نقشه‌ی جایگزین پیدا کردم

282
00:14:36,340 --> 00:14:37,770
‫اون جاسوسِ لعنتی رو پیدا کن

283
00:14:39,100 --> 00:14:40,340
‫گندش بزنن

284
00:14:51,750 --> 00:14:53,926
‫خیلی خب، راه بیفت بریم

285
00:14:53,950 --> 00:14:55,420
‫از همین‌جا بپیچ به چپ

286
00:14:59,530 --> 00:15:00,766
‫هنوز هیچ اثری از هسپ

287
00:15:00,790 --> 00:15:02,560
‫یا گروهش توی خونه‌ی امن نیست، قربان

288
00:15:07,070 --> 00:15:08,100
‫خوبید، قربان؟

289
00:15:08,670 --> 00:15:11,446
‫۲۶اُم این ماه یه عروسیِ رسمی مسخره دارم،

290
00:15:11,470 --> 00:15:13,786
‫و باید کت شلوارِ مسخره‌ام تنم بشه

291
00:15:13,810 --> 00:15:16,216
‫واسه همین ساعت ۵:۳۰ صبح
‫برای ورزشِ شکم و کون بیدار شدم،

292
00:15:16,240 --> 00:15:17,916
‫و لوکا، اونا کدوم گوری هستن؟

293
00:15:17,940 --> 00:15:19,016
‫نمی‌دونم، قربان

294
00:15:19,040 --> 00:15:21,586
‫حتماً منبعم داخل سازمان هسپ
‫اطلاعاتِ بدی بهم داده

295
00:15:21,610 --> 00:15:23,156
‫من بهانه نمی‌خوام

296
00:15:23,180 --> 00:15:24,820
‫می‌خوام کارت رو انجام بدی

297
00:15:26,290 --> 00:15:28,526
‫بیاید جمع کنیم بریم.
‫قرار نیست بیان

298
00:15:28,550 --> 00:15:30,036
‫تمام واحدها، دست نگه دارید

299
00:15:30,060 --> 00:15:31,390
‫برمی‌گردیم اداره

300
00:15:35,460 --> 00:15:36,900
‫بینزه، درسته؟

301
00:15:39,130 --> 00:15:41,570
‫بینز غیر قابل اطمینانه.
‫الکی خودت رو اذیت...

302
00:15:42,129 --> 00:15:43,646
‫« منبع هسپ »

303
00:15:43,670 --> 00:15:45,616
‫بیخیال. می‌تونم کمکت کنم، لوکا

304
00:15:45,640 --> 00:15:47,186
‫فقط من رو محرمِ اسرارت بدون

305
00:15:47,210 --> 00:15:48,416
‫♪ کی مثل ماست ♪

306
00:15:48,440 --> 00:15:50,040
‫شرمنده دنی، باید برم

307
00:16:02,250 --> 00:16:03,260
‫چی شد؟

308
00:16:03,590 --> 00:16:04,896
‫نمی‌تونم پا به پاش پیش برم

309
00:16:04,920 --> 00:16:06,136
‫برو اینجا. برو اونجا

310
00:16:06,160 --> 00:16:07,666
‫خونه‌ی امن، امن نیست

311
00:16:07,690 --> 00:16:09,466
‫جای کافی برای گذاشتن همزن‌هات نیست

312
00:16:09,491 --> 00:16:11,376
‫جفری، اون در مورد یورش
‫به خونه‌ی امن هشدار داد؟

313
00:16:11,400 --> 00:16:13,006
‫نه! نه، البته که نه

314
00:16:13,030 --> 00:16:15,330
‫چیه، مگه دیوونه‌ای؟
‫همینجوری به اندازه‌ی کافی می‌ترسم

315
00:16:15,930 --> 00:16:17,846
‫واقعاً فکر می‌کنم بهتره زودتر برگردم

316
00:16:17,870 --> 00:16:19,646
‫درسته، گروه مشکوک میشن

317
00:16:19,670 --> 00:16:21,016
‫آره و خمیرِ فیلوم،

318
00:16:21,040 --> 00:16:23,086
‫اگه وا بره، خوب نمی‌پزه

319
00:16:23,110 --> 00:16:25,286
‫وقت‌مون داره تموم میشه

320
00:16:25,310 --> 00:16:27,110
‫فکر می‌کنی همکاری می‌کنه یا نه؟

321
00:16:28,080 --> 00:16:30,396
‫یه حسی بهم میگه قبول نمی‌کنه

322
00:16:30,420 --> 00:16:31,696
‫چی باعث میشه این رو بگی؟

323
00:16:31,720 --> 00:16:35,990
‫من هرگز و عمراً با دولت فدرال همکاری نمی‌کنم

324
00:16:38,590 --> 00:16:40,890
‫فقط یه احساسیه که دارم

325
00:16:41,860 --> 00:16:43,360
‫ببین...

326
00:16:44,730 --> 00:16:46,046
‫من خیلی به این فکر کردم،

327
00:16:46,070 --> 00:16:47,676
‫و تصمیم گرفتم می‌خوام

328
00:16:47,700 --> 00:16:51,046
‫تنهایی تحتِ پوشش برنامه‌ی
‫حفاظت از شاهد قرار بگیرم

329
00:16:51,070 --> 00:16:52,476
‫بیتریکس رو خیلی دوست دارم

330
00:16:52,500 --> 00:16:55,486
‫ولی اون کارش رو به من ترجیح میده

331
00:16:55,510 --> 00:16:58,316
‫و وقتشه من نیازهای خودم رو
تو اولویت قرار بدم

332
00:16:58,340 --> 00:17:02,756
‫جفری، ما واقعاً نمی‌تونیم هزینه‌ی
‫حفاظت از شاهد رو توجیه کنیم

333
00:17:02,780 --> 00:17:04,196
‫بدون دخالتِ همسرت

334
00:17:04,220 --> 00:17:06,066
‫خب، این اصلاً منصفانه نیست

335
00:17:06,090 --> 00:17:08,196
‫تو رسماً هیچی در مورد تشکیلاتش نمی‌دونی

336
00:17:08,220 --> 00:17:10,466
‫در واقع اطلاعاتِ کمی که داری
‫یه جورایی شوکه‌کننده‌ست

337
00:17:10,490 --> 00:17:13,206
‫بهت که گفتم،
‫این مسائل مافیایی خیلی کسل‌کننده‌ست

338
00:17:13,230 --> 00:17:14,566
‫یعنی، آدم‌کشی‌ها و سردسته‌ها

339
00:17:14,590 --> 00:17:18,176
‫و نفوذی‌ها و قرارهایی که کنسل میشن

340
00:17:18,200 --> 00:17:19,506
‫اه، بسه دیگه

341
00:17:19,530 --> 00:17:22,206
‫نفوذی‌ها. منظورت جاسوسه دیگه؟
‫نه نفوذی؟

342
00:17:22,230 --> 00:17:24,316
‫مادامی که کاری به کارم نداشته باشن
‫برام مهم نیست

343
00:17:24,340 --> 00:17:28,416
‫هسپ اینطوری از یورش خبردار شد؟

344
00:17:28,440 --> 00:17:30,780
‫بیتریکس توی اداره نفوذی داره؟

345
00:17:31,840 --> 00:17:34,866
‫جفری، افشا کردن نفوذی توی اف‌بی‌آی

346
00:17:34,890 --> 00:17:37,280
‫برای توجیه حفاظت از شاهد کافیه،
‫چه با همسرت چه بی‌همسرت

347
00:17:38,050 --> 00:17:40,466
‫ای کاش می‌تونستم کمک کنم،
‫ولی به قول خودت،

348
00:17:40,490 --> 00:17:42,150
‫من اطلاعاتِ خیلی کمی دارم

349
00:17:42,690 --> 00:17:44,360
‫من بهت نشون میدم...

350
00:17:45,020 --> 00:17:49,806
‫یه سری عکس از مأمورهای فدرال
‫حاضر در این عملیات

351
00:17:49,830 --> 00:17:54,052
‫می‌خوام بهم بگی
‫هر کدوم از این آدم‌ها رو دیدی

352
00:17:54,076 --> 00:17:56,888
‫که با بیتریکس صحبت
‫یا ارتباطی داشته باشن

353
00:18:03,580 --> 00:18:06,056
‫جفری، اینا بهترین بیگنت‌هایی هستن

354
00:18:06,080 --> 00:18:07,756
‫که بیرون از محله‌ی فرانسوی‌ها خوردم

355
00:18:07,780 --> 00:18:09,086
‫- بس کن
‫- شاید داخلش

356
00:18:09,110 --> 00:18:10,650
‫خجالتم میدی

357
00:18:11,920 --> 00:18:15,526
‫همسرِ قاضی پالمر به لنفومِ هاجکین مبتلا شده

358
00:18:15,550 --> 00:18:17,036
‫در نتیجه کلی هزینه‌ی پزشکی داره

359
00:18:17,060 --> 00:18:19,666
‫در نتیجه میشه بهش رشوه داد.
‫یا شایدم لنفومِ غیرهاجکین بود

360
00:18:19,690 --> 00:18:22,630
‫به هر حال اون بلیتِ طلایی‌ات
‫برای مختومه کردن پرونده‌ست

361
00:18:27,070 --> 00:18:28,130
‫اون نگاهه یعنی چی؟

362
00:18:31,370 --> 00:18:35,170
‫جفری، هر کدوم از این عکس‌ها رو می‌شناسی؟

363
00:18:36,310 --> 00:18:38,740
‫آره، می‌دونم نفوذی کیه

364
00:18:42,250 --> 00:18:44,526
‫عالیه. کیه

365
00:18:44,550 --> 00:18:45,750
‫بهت نمیگم

366
00:18:46,390 --> 00:18:47,666
‫جدی هستی؟

367
00:18:47,690 --> 00:18:50,466
‫وقتی میگم نفوذی کیه که
‫بیتریکس دستگیر شده باشه

368
00:18:50,490 --> 00:18:54,106
‫و من صحیح و سالم تحت حفاظت از شاهد باشم،
‫نه یک لحظه قبلش

369
00:18:54,130 --> 00:18:55,906
‫خیلی خطرناکه

370
00:18:55,930 --> 00:18:57,436
‫ببین، من زنم رو دوست دارم،

371
00:18:57,460 --> 00:18:59,176
‫ولی اون خیلی قدرتمنده

372
00:18:59,200 --> 00:19:02,506
‫در ضمن، اون یه هواپیمای شخصی رزرو کرده

373
00:19:02,530 --> 00:19:04,440
‫که امروز ما رو از کشور خارج کنه

374
00:19:04,970 --> 00:19:07,616
‫نفوذیِ مافیا توی اف‌بی‌ای.
‫باورنکردنیه!

375
00:19:07,640 --> 00:19:09,816
‫من گزارشِ تفسیری نمی‌خوام

376
00:19:09,840 --> 00:19:11,140
‫فقط لب‌خونی کن، لطفاً

377
00:19:12,510 --> 00:19:14,925
‫خیلی خب، بهترین راه برای تضمین امنیتت

378
00:19:14,949 --> 00:19:17,037
‫اینه که موقع یورش به هواپیما
‫مرگت رو صحنه‌سازی کنیم

379
00:19:17,062 --> 00:19:18,428
‫خب، این خیلی ناخوشایند به نظر میاد

380
00:19:18,452 --> 00:19:19,726
‫ما همیشه این کارو می‌کنیم

381
00:19:19,750 --> 00:19:21,296
‫وقتی حمله شروع شد، تو فرار می‌کنی

382
00:19:21,320 --> 00:19:23,296
‫من میگم: «وایسا وگرنه شلیک می‌کنم!»
‫این علامته.

383
00:19:23,320 --> 00:19:25,860
‫با اینا وانمود می‌کنم بهت شلیک کردم.
‫مشقی‌ان

384
00:19:26,290 --> 00:19:28,736
‫نه، شنیدم که اینا می‌تونن خیلی خطرناک باشن

385
00:19:28,760 --> 00:19:30,976
‫آره، تو فاصله‌ی خیلی نزدیک
‫انفجارِ باروت می‌تونه بهت صدمه بزنه،

386
00:19:31,000 --> 00:19:34,006
‫ولی قراره انقدر ازت دور باشم
‫که کاملاً بی‌خطر باشه

387
00:19:34,030 --> 00:19:37,716
‫توی این پیراهن چاشنیِ خون دوخته شده

388
00:19:37,740 --> 00:19:38,876
‫می‌دونی چاشنیِ خون چیه؟

389
00:19:38,900 --> 00:19:40,586
‫آره. بسته‌های خون قلّابی‌ان

390
00:19:40,610 --> 00:19:43,316
‫دقیقاً. وقتی این دکمه رو فشار میدی،

391
00:19:43,341 --> 00:19:44,385
‫چاشنی‌های خون توی پیراهنت منفجر میشن

392
00:19:44,410 --> 00:19:45,716
‫به نظر میاد تیر خوردی

393
00:19:45,740 --> 00:19:47,186
‫باشه. یورش شروع میشه

394
00:19:47,210 --> 00:19:48,526
‫- آره
‫- من پا به فرار میذارم

395
00:19:48,550 --> 00:19:50,156
‫میگی: «ایست! وگرنه شلیک می‌کنم»

396
00:19:50,180 --> 00:19:52,496
‫تیرهای مشقی رو شلیک می‌کنی،
‫من دکمه رو فشار میدم

397
00:19:52,520 --> 00:19:55,196
‫بنگ، بنگ، بنگ.
‫خداحافظ، جفری

398
00:19:55,220 --> 00:19:56,996
‫خیلی خب، گوش کن، بهتره برگردم هتل

399
00:19:57,020 --> 00:20:00,736
‫چون بیتریکس داره واسه دسر
‫برام یکم کابلر میاره،

400
00:20:00,760 --> 00:20:02,066
‫و اون دسرِ مورد علاقه‌ی منه

401
00:20:02,090 --> 00:20:05,376
‫فقط وقتی چاشنی‌های خون منفجر میشن
‫زیادی اغراق نکن

402
00:20:05,400 --> 00:20:07,946
‫شاهدهای زیادی رو دیدم که
‫با صحنه‌سازیِ بد مرگ لو رفتن

403
00:20:07,970 --> 00:20:09,240
‫باید به اطلاعت برسونم

404
00:20:09,240 --> 00:20:11,100
‫این اولین باری نیست که نقش بازی می‌کنم

405
00:20:11,100 --> 00:20:13,510
‫کلی نقش تو تئاترهای آماتور بازی کردم

406
00:20:13,810 --> 00:20:15,370
‫نمی‌دونستم

407
00:20:15,640 --> 00:20:16,880
‫تو چه تئاترهایی بودی؟

408
00:20:16,980 --> 00:20:20,480
‫خیلی‌ها، مثلاً «کاباره»، «آدم‌کش‌ها»

409
00:20:20,580 --> 00:20:22,180
‫روزنامه‌ی گازتای شهرستان دوشس

410
00:20:22,280 --> 00:20:25,080
‫اجرای تئائر «به‌سوی جنگل»ـم رو
‫به‌طرز عجیبی...

411
00:20:25,180 --> 00:20:26,320
ماهرانه خطاب کرد

412
00:20:26,590 --> 00:20:28,150
‫من عاشق «به‌سوی جنگل»ـم،

413
00:20:28,250 --> 00:20:30,720
‫«آدم‌کش‌ها» هم اصلاً اونطوری که
‫باید بهش بها ندادن

414
00:20:30,820 --> 00:20:32,120
‫واقعاً‌ هم بهش بها ندادن

415
00:20:32,220 --> 00:20:33,460
‫وای خدا

416
00:20:33,560 --> 00:20:36,360
‫رابط اف‌بی‌آیِ من شیفته‌ی سوندهایمـه

417
00:20:36,460 --> 00:20:38,500
‫خوش‌شانس‌تر از اینم میشه؟

418
00:20:38,600 --> 00:20:41,970
‫♪ هرکسی این حق رو داره که ♪

419
00:20:42,300 --> 00:20:43,670
‫خوشحال باشه

420
00:20:44,640 --> 00:20:46,410
‫زندگی اونقدرا هم بد نیست

421
00:20:46,510 --> 00:20:48,170
‫زندگی اونقدری که به‌نظر میاد...

422
00:20:48,270 --> 00:20:50,340
‫♪ بد نیست ♪

423
00:20:50,440 --> 00:20:51,810
‫- سبزیست
‫- بد نیست

424
00:20:51,910 --> 00:20:53,650
‫اگه صدفت در بازرس باشه...

425
00:20:53,750 --> 00:20:55,080
‫♪ اگه هدفت در تیررس باشه ♪

426
00:20:55,080 --> 00:20:56,840
‫طرف بهترین ترانه‌سرای قرن بیستمـه

427
00:20:56,840 --> 00:20:58,440
‫چرا باید بگه «صدفت در بازرس باشه»؟

428
00:20:58,440 --> 00:20:59,550
‫اگه آهنگ رو بلد نباشم

429
00:20:59,550 --> 00:21:00,750
‫کارم سخت‌تر میشه

430
00:21:00,750 --> 00:21:02,580
‫خفه‌خون بگیر پیتر

431
00:21:05,003 --> 00:21:12,003
SaberFun

432
00:21:22,910 --> 00:21:24,615
پس این کابلری که میگی دسر نیست

433
00:21:24,640 --> 00:21:25,890
منظورت کابلر پینه‌دوزه

434
00:21:25,915 --> 00:21:27,785
اما شغل اصلیش پینه‌دوزی کفش نیست؟

435
00:21:27,810 --> 00:21:30,455
‫نه عزیزم، اون دختره‌ی عجیب‌غریبه که

436
00:21:30,480 --> 00:21:32,250
‫دروغ گفتن آدم‌ها رو تشخیص میده

437
00:21:32,350 --> 00:21:33,790
‫اومده تا جاسوس‌مون رو پیدا کنه

438
00:21:34,320 --> 00:21:36,420
‫چه جالب، ایول

439
00:21:36,520 --> 00:21:38,990
‫راستی، چه تی‌شرت قشنگی

440
00:21:39,090 --> 00:21:41,230
‫خیلی شیکـه.
‫تازه خریدی؟

441
00:21:41,330 --> 00:21:43,560
‫نه، دارم واسه مناطق استوایی آماده میشم

442
00:21:43,860 --> 00:21:46,000
‫هی، هی، این رو داشته باش

443
00:21:46,100 --> 00:21:48,130
‫رسماً اعلام می‌کنم جاسوسی در کار نیست

444
00:21:48,155 --> 00:21:51,175
‫البته مگه این که جفری
‫برای مأمورهای فدرال کار کنه

445
00:21:51,200 --> 00:21:52,500
‫نوچ، شرمنده

446
00:21:53,327 --> 00:21:55,481
‫باشه. اینم حقیقت داره

447
00:21:55,506 --> 00:21:57,853
‫پس، دیگه اینجا کاری ندارم

448
00:21:59,580 --> 00:22:02,550
‫نه، نه، نه!

449
00:22:02,650 --> 00:22:03,720
عزیزم، چیه؟

450
00:22:03,820 --> 00:22:06,250
‫باقلوا خراب شد!

451
00:22:06,350 --> 00:22:08,020
‫همه چی خراب شد!

452
00:22:12,300 --> 00:22:14,206
« مشقی »

453
00:22:20,400 --> 00:22:21,400
‫مأمور کلارک

454
00:22:21,500 --> 00:22:23,400
‫سلام، هی...

455
00:22:23,500 --> 00:22:25,170
‫خب...

456
00:22:26,510 --> 00:22:27,940
‫بیتریکس هسپ گروگانم گرفته

457
00:22:27,940 --> 00:22:29,680
‫چون خواسته جاسوسش رو پیدا کنم

458
00:22:29,680 --> 00:22:31,280
‫که پیدا هم کردم اما دروغ گفتم

459
00:22:31,280 --> 00:22:32,850
‫چون نمی‌خواستم کسی آسیب ببینه

460
00:22:32,850 --> 00:22:34,460
‫اما داریم میریم سوار هواپیما شیم و...

461
00:22:34,460 --> 00:22:36,580
‫صبر کن چارلی،
‫الان پیش هسپی؟

462
00:22:36,680 --> 00:22:38,950
‫و می‌دونی جاسوسش کیه؟

463
00:22:39,050 --> 00:22:40,950
‫آره، خب به طرف می‌خوره مرد خوبی باشه

464
00:22:41,050 --> 00:22:43,120
‫راستش سرآشپز خیلی ماهری هم هست

465
00:22:43,120 --> 00:22:44,630
‫البته منظورم به اون جهت نیست ولی...

466
00:22:44,630 --> 00:22:45,820
‫می‌دونم، می‌دونم

467
00:22:45,820 --> 00:22:47,630
‫من خودم مسئول این پروندم

468
00:22:47,730 --> 00:22:49,500
‫وای، واقعاً‌ کارت حرف نداره

469
00:22:49,500 --> 00:22:51,660
‫خیلی‌خب،‌ کار درستی کردی ساکت موندی

470
00:22:51,660 --> 00:22:53,930
‫جفت‌تون رو نجات میدم اما
‫باید بهم اعتماد کنی

471
00:22:53,930 --> 00:22:56,200
‫باشه، عالیـه.
‫پس نقشه‌ای داری؟

472
00:22:56,600 --> 00:22:58,370
‫وقتی رفتی تو هواپیما،
‫پلیس حمله می‌کنه

473
00:22:58,370 --> 00:23:01,070
‫باید توی کابین خلبان قایم شی و
‫درش رو قفل کنی

474
00:23:01,170 --> 00:23:03,400
‫بهش نمی‌خوره همچین نقشه‌ی خوبی باشه

475
00:23:03,400 --> 00:23:04,940
‫صبر می‌کنی تا بیام دنبالت

476
00:23:04,940 --> 00:23:07,710
‫به هیچکس هم جز خودم
‫اعتماد نمی‌کنی، باشه چارلی؟

477
00:23:07,710 --> 00:23:09,460
‫حتی بقیه‌ی مأمورها

478
00:23:13,820 --> 00:23:16,580
‫بهم خبر رسید که هسپ
‫یه شهروند رو گروگان گرفته

479
00:23:16,580 --> 00:23:17,900
‫راستش دوستمـه

480
00:23:17,900 --> 00:23:19,530
‫احتمالاً لباس دست‌دوم پوشیده،

481
00:23:20,640 --> 00:23:21,790
‫خوش‌برخورده

482
00:23:21,790 --> 00:23:23,800
‫کنجکاوه، صداش مثل کلارینت زنگ‌زده‌ست

483
00:23:23,900 --> 00:23:26,800
‫پس خواهش می‌کنم تا شخصاً خودم نگفتم

484
00:23:26,900 --> 00:23:28,430
‫شما مداخله‌ای نکنید

485
00:23:28,530 --> 00:23:30,740
‫شنیدید بچه‌ها،
‫انگشتاتون رو ماشه نباشه

486
00:23:30,840 --> 00:23:32,170
‫نباید گروگان آسیب ببینه

487
00:23:32,270 --> 00:23:34,660
‫هسپ و افرادش هم زنده می‌خوام

488
00:23:34,660 --> 00:23:36,340
‫حداقل تا وقتی که بتونن تمومِ

489
00:23:36,340 --> 00:23:37,780
‫رازهای مخوف‌شون رو لو بدن

490
00:23:37,780 --> 00:23:39,780
‫خب بچه‌ها، برید سر جاهاتون

491
00:23:41,710 --> 00:23:43,850
‫پرسکات، چه غلطی داری می‌کنی؟

492
00:23:44,980 --> 00:23:46,720
‫فکر کنم یه گونه‌ی مهاجم باشه قربان

493
00:23:46,720 --> 00:23:48,620
‫چقدر جالب

494
00:23:48,620 --> 00:23:49,920
‫تکون بخور!

495
00:23:57,530 --> 00:23:59,330
‫نه!

496
00:23:59,430 --> 00:24:02,070
‫نه، نه، نه!

497
00:24:02,600 --> 00:24:03,700
‫نه،‌ نه، نه!

498
00:24:03,800 --> 00:24:08,910
‫آقا، وایسید، وگرنه شلیک می‌کنم

499
00:24:09,910 --> 00:24:11,310
‫نه، نه، نه

500
00:24:20,150 --> 00:24:21,550
‫این دیگه چه‌جور نقشه‌ایـه؟

501
00:24:21,550 --> 00:24:22,790
‫نمی‌دونم قربان اما فکر کنم

502
00:24:22,790 --> 00:24:24,320
‫همه‌چیز تحت کنترل لوکا باشه

503
00:24:29,460 --> 00:24:30,560
‫یعنی چی؟

504
00:24:31,660 --> 00:24:33,230
‫گندش بزنن، گندش بزنن

505
00:24:33,970 --> 00:24:36,981
‫جفری مُرده و تقصیر توئه!

506
00:24:37,006 --> 00:24:38,159
‫گوش کن

507
00:24:41,470 --> 00:24:43,240
‫وایسا ببینم،‌ سالمم

508
00:24:43,640 --> 00:24:45,410
‫پشمام. اینم حالش خوبه

509
00:24:45,510 --> 00:24:46,750
‫یعنی چی؟

510
00:24:48,380 --> 00:24:49,420
‫چی؟

511
00:24:57,690 --> 00:24:59,860
‫کلارک، دیدم تیر خوردی

512
00:24:59,960 --> 00:25:03,000
‫مشقی بود.
‫پر از تیر مشقیـه

513
00:25:03,100 --> 00:25:04,560
‫تفنگ من رو برداشت

514
00:25:04,660 --> 00:25:06,600
‫تفنگت پر از تیر مشقی بود؟

515
00:25:06,700 --> 00:25:09,130
‫اوه، اصلاً انتظار جفری رو نداشتم

516
00:25:10,700 --> 00:25:12,370
‫از این هواپیما بیرون نمیری

517
00:25:12,470 --> 00:25:13,910
‫- بلند شو
‫- گه توش

518
00:25:14,010 --> 00:25:15,340
‫بلند شو، بلند شو

519
00:25:16,040 --> 00:25:17,280
‫تکون بخور، برو عقب

520
00:25:17,910 --> 00:25:19,080
‫صبر کن

521
00:25:20,580 --> 00:25:21,780
‫وایسا ببینم

522
00:25:22,580 --> 00:25:26,220
‫چه دلیلی داره تفنگ یه مأمور فدرال
‫پر از تیر مشقی باشه؟

523
00:25:28,320 --> 00:25:32,960
‫عالی بودی.
‫عالی بازی کردی جفری

524
00:25:34,490 --> 00:25:35,590
‫جفری؟

525
00:25:49,340 --> 00:25:50,810
‫بیتریکس هسپ من رو گروگان گرفته

526
00:25:50,910 --> 00:25:52,240
‫چون خواسته جاسوسش رو پیدا کنم

527
00:26:18,680 --> 00:26:20,700
‫نقشه‌ت این بود؟
‫که خبرچین خودت رو نفله کنی؟

528
00:26:20,700 --> 00:26:22,040
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

529
00:26:22,140 --> 00:26:24,580
‫مشقی بودن.
‫سه‌بار چک کردم

530
00:26:24,580 --> 00:26:26,710
‫لطفاً بگو قبل این که دخل این یارو رو بیاری

531
00:26:26,710 --> 00:26:28,460
‫اطلاعاتش رو گرفتی

532
00:26:29,520 --> 00:26:31,550
‫نه به‌طور کامل

533
00:26:31,550 --> 00:26:32,840
‫قربان، هسپ پشت بی‌سیمـه و

534
00:26:32,840 --> 00:26:34,520
‫چندتا درخواست کرده

535
00:26:34,520 --> 00:26:36,590
‫معطلش کن تا بتونم یه تیم استخراج بیارم

536
00:26:36,590 --> 00:26:39,060
‫اما من جواز مذاکره با
‫گروگان‌گیر رو ندارم قربان

537
00:26:39,060 --> 00:26:40,760
‫نه اما جواز این رو داری که

538
00:26:40,760 --> 00:26:42,560
‫یه بچه‌ی کودن نق‌نقو باشی

539
00:26:42,560 --> 00:26:43,660
‫گورت رو گم کن

540
00:26:43,660 --> 00:26:44,930
‫بذارید من باهاش حرف بزنم

541
00:26:44,930 --> 00:26:46,330
‫گروگان دوست منـه

542
00:26:46,430 --> 00:26:48,500
‫حرفش هم نزن!
‫تو تعلیق میشی

543
00:26:48,500 --> 00:26:49,840
‫من می‌تونم انجامش بدم قربان

544
00:26:49,870 --> 00:26:52,840
‫نگاه کن چقدر کاربلده.
‫برو!

545
00:26:57,140 --> 00:26:58,840
‫خانم هسپ، صدام رو دارید؟

546
00:26:58,940 --> 00:27:01,010
‫آره اما بهت هشدار میدم

547
00:27:01,110 --> 00:27:03,550
‫قضیه بچه‌بازی نیست

548
00:27:03,650 --> 00:27:04,920
‫پس حواس‌جمع کارت رو بکن

549
00:27:05,020 --> 00:27:07,120
‫متوجهم و فقط می‌خوام مطمئن شم که

550
00:27:07,220 --> 00:27:08,920
‫هیچکسی آسیب نمی‌بینه

551
00:27:08,920 --> 00:27:10,320
‫زر مفتـه

552
00:27:10,990 --> 00:27:12,990
‫به‌نظر می‌رسه که گروگان‌تون

553
00:27:13,090 --> 00:27:14,990
‫زنده و سالمـه که این اتفاق خوبیـه

554
00:27:15,090 --> 00:27:16,700
‫می‌خوام با جفری حرف بزنم

555
00:27:17,000 --> 00:27:19,030
‫خانم هسپ، جفری فوت کرده

556
00:27:19,130 --> 00:27:21,130
‫فکر کردی از پشت کوه اومدم؟

557
00:27:21,230 --> 00:27:22,900
‫دیدم که تفنگه پر از تیر مشقی بود

558
00:27:23,000 --> 00:27:25,070
‫مرگ الکی رو راحت تشخیص میدم

559
00:27:25,170 --> 00:27:28,170
‫حالا هم گوشی رو بده دستِ
‫شوهر بی‌لیاقت جاسوسم

560
00:27:29,680 --> 00:27:30,840
‫باشه

561
00:27:30,940 --> 00:27:32,210
‫هی، شما درست میگید

562
00:27:32,210 --> 00:27:33,980
‫شوهرتون خبرچین اف‌بی‌‌آی بوده و

563
00:27:34,180 --> 00:27:36,720
‫ظاهراً نقشه این بوده که
‫مرگش صحنه‌سازی بشه اما

564
00:27:36,820 --> 00:27:39,050
‫اشتباه پیش رفت

565
00:27:39,150 --> 00:27:41,620
‫یه گلوله‌ی واقعی قاتی مشقی‌ها شده و

566
00:27:41,620 --> 00:27:43,950
‫اون واقعاً‌ تیر خورده

567
00:27:44,660 --> 00:27:46,260
‫راست میگه؟

568
00:27:47,300 --> 00:27:49,060
‫خب...

569
00:27:49,060 --> 00:27:51,600
‫آره... تموم حرفاش

570
00:28:02,170 --> 00:28:04,780
‫خیلی‌خب، جفری مُرده.
‫ناراحت شدم

571
00:28:04,780 --> 00:28:06,960
‫حالا یه خلبان واقعی می‌خوام

572
00:28:07,310 --> 00:28:08,650
‫اجازه بدید پیگیری کنیم

573
00:28:08,650 --> 00:28:10,820
‫براتون خلبان پیدا می‌کنم تا
‫هرجایی خواستید برید

574
00:28:10,820 --> 00:28:12,380
‫صحیح و سالم.
‫منتظر بمونید

575
00:28:13,449 --> 00:28:14,411
‫زر مفتـه

576
00:28:14,436 --> 00:28:16,965
‫هی، من باهات شوخی ندارم رفیق

577
00:28:16,990 --> 00:28:18,660
‫سر من شیره نمال

578
00:28:18,760 --> 00:28:21,260
‫من تو اف‌بی‌آی نفوذی دارم

579
00:28:24,060 --> 00:28:25,100
‫باورم نمیشه

580
00:28:25,200 --> 00:28:27,100
‫حاضره هرچیزی بگه تا از این وضع...

581
00:28:27,100 --> 00:28:29,000
‫واسه همین از خونه‌ی امن خبر داشت

582
00:28:29,000 --> 00:28:30,300
‫ته و توهش رو در بیار

583
00:28:33,640 --> 00:28:35,340
‫وای، میشه بیشتر توضیح بدید؟

584
00:28:35,810 --> 00:28:38,310
‫اینطور که پیداست،
‫چندین ساله که یه نفوذی کثیف

585
00:28:38,410 --> 00:28:40,510
‫واسم کار می‌کنه

586
00:28:40,510 --> 00:28:41,750
‫حالا که اوضاع خیت شده

587
00:28:41,750 --> 00:28:45,070
‫می‌تونید راضیم کنید که
‫هویتش رو لو بدم

588
00:28:46,690 --> 00:28:48,120
‫خب حالا باید چی‌کار کنیم؟

589
00:28:48,220 --> 00:28:51,160
‫خب، ما به این میگیم معامله

590
00:28:51,260 --> 00:28:52,860
‫شما چیزی که من
‫می‌‌خوام رو بهم می‌دید،

591
00:28:52,885 --> 00:28:55,273
‫من هم چیزی که شما می‌خواید

592
00:28:57,530 --> 00:29:00,600
‫هسپ، مأمور ویژه‌ی متصدی، هوپر صحبت می‌کنه

593
00:29:00,700 --> 00:29:02,470
‫قبول می‌کنم

594
00:29:02,470 --> 00:29:03,500
‫کلکی در کار نیست

595
00:29:03,500 --> 00:29:05,570
‫بهمون تضمین بده نفوذیت رو شناسایی می‌کنی

596
00:29:05,670 --> 00:29:08,570
‫ما هم تضمین می‌کنیم که
‫سالم از کشور خارجت کنیم

597
00:29:08,670 --> 00:29:10,880
‫خب... این رو راست گفت

598
00:29:11,480 --> 00:29:13,680
‫اول خلبان، بعد نفوذی

599
00:29:13,980 --> 00:29:16,050
‫- ۲۰ دقیقه وقت بهمون بده
‫- نه،‌ نه

600
00:29:16,150 --> 00:29:17,850
‫یه مجرم بی‌رحم اون داخلـه

601
00:29:17,850 --> 00:29:19,220
‫نباید بذارید قسر در بره

602
00:29:19,220 --> 00:29:21,050
‫اگه یه مأمور نفوذی بین‌مون هست،

603
00:29:21,150 --> 00:29:22,920
‫پیدا کردنش از یه خلاف‌کار واجب‌تره

604
00:29:23,020 --> 00:29:24,720
‫این یعنی فساد وارد ریشه‌هامون شده

605
00:29:24,820 --> 00:29:27,830
‫اگه نفوذی‌ای وجود داره،
‫می‌خوام سرش رو بزنم سر نیزه

606
00:29:39,440 --> 00:29:41,170
‫وای خدا، داشتن نفوذی اف‌بی‌آی هم

607
00:29:41,270 --> 00:29:43,340
‫باید خیلی به‌دردبخور باشه، نه؟

608
00:29:46,380 --> 00:29:49,520
‫الان هم... داره کمکت می‌کنه؟

609
00:29:56,020 --> 00:29:57,990
‫- چارلی؟
‫- چون اگه می‌کنه...

610
00:29:58,090 --> 00:30:00,260
‫اگه نفوذیت اون بیرونـه...

611
00:30:00,360 --> 00:30:03,300
‫باید بگم الان وقت خیلی مناسبیـه که

612
00:30:03,400 --> 00:30:05,130
‫بهش بگی بیاد و به دادت برسه

613
00:30:05,230 --> 00:30:08,330
‫جداً‌ بهت توصیه می‌کنم که
‫سرت تو کار خودت باشه

614
00:30:08,430 --> 00:30:10,400
‫راستش حالا که فکرش رو می‌کنم

615
00:30:10,500 --> 00:30:13,770
‫یادمـه یهو مسیرمون رو عوض کرده

616
00:30:13,870 --> 00:30:16,240
‫بعد این که دم پمپ‌بنزین وایسادیم

617
00:30:16,340 --> 00:30:18,680
‫داشتی با یه یارویی حرف می‌زدی که

618
00:30:18,780 --> 00:30:20,280
‫کت‌شلوار تنش بود!

619
00:30:20,850 --> 00:30:22,920
‫نفوذیت اون بود؟

620
00:30:23,020 --> 00:30:24,620
‫همون بود مگه نه؟
‫بگو ببینم

621
00:30:24,720 --> 00:30:26,890
‫سفیدپوست بود دیگه؟

622
00:30:26,990 --> 00:30:29,120
‫هیکلش معمولی بود...

623
00:30:29,220 --> 00:30:32,790
‫بهش می‌خورد ۳۰‌ الی ۵۰ سالش باشه...

624
00:30:32,890 --> 00:30:34,260
‫گندش بزنن

625
00:30:34,730 --> 00:30:37,630
‫چرا اینقدر برات مهمـه که
‫نفوذی من کیـه؟

626
00:30:37,730 --> 00:30:40,170
‫اگه می‌دونستم نفوذیت کیه

627
00:30:40,270 --> 00:30:43,070
‫خب شاید بتونم کمک کنم که

628
00:30:43,170 --> 00:30:45,070
‫از این وضع ناجور بیایم بیرون

629
00:30:45,170 --> 00:30:48,410
‫ببین،‌ بین خودمون دوتا دختر بمونه

630
00:30:48,840 --> 00:30:50,180
‫نفوذیت کیه؟

631
00:30:50,680 --> 00:30:54,050
‫قول میدم به هیچکسی نگم

632
00:30:57,180 --> 00:30:59,390
‫بچه‌ها، بچه‌‌ها!

633
00:30:59,390 --> 00:31:01,660
‫فکر کنم یه درخت توریای فلوریدایی اینجا هست

634
00:31:01,660 --> 00:31:02,780
‫جدی میگم!

635
00:31:03,720 --> 00:31:06,460
‫همیشه مدیون ساق شلوارتی،‌ نه؟

636
00:31:06,560 --> 00:31:07,590
‫بدش ببینم!

637
00:31:07,690 --> 00:31:08,760
‫ای خدا

638
00:31:11,000 --> 00:31:12,440
‫آهای، مأمور کله‌کیری!

639
00:31:12,440 --> 00:31:14,320
‫کیر سگ تو دهنت!

640
00:31:16,300 --> 00:31:18,040
‫چارلـ...؟

641
00:31:19,070 --> 00:31:20,270
‫امیدوارم لذت برده باشی

642
00:31:20,270 --> 00:31:22,410
‫چون این آخرین خطای زندگیت بود که ازت سر زد

643
00:31:22,410 --> 00:31:23,680
‫ببین، نمی‌دونم چرا فکر می‌کنی

644
00:31:23,680 --> 00:31:25,910
‫نفوذیت قراره یهو بیاد کمکت

645
00:31:26,010 --> 00:31:28,110
‫آخه طرف به حکومت خیانت کرده

646
00:31:28,210 --> 00:31:29,620
‫اونم فقط واسه دوقرون بیشتر

647
00:31:29,620 --> 00:31:32,050
‫چرا باید یهو جونش رو واسه تو به‌خطر بندازه؟

648
00:31:32,150 --> 00:31:34,390
‫واسه چی؟
‫همینطوری مرامی؟

649
00:31:35,090 --> 00:31:38,590
‫آخه چرا به این یارو اعتماد می‌کنی؟
‫این یارویی که معلوم نیست کیه

650
00:31:38,590 --> 00:31:39,730
‫اوه!

651
00:31:48,130 --> 00:31:50,340
‫چون هیچکس دیگه‌ای رو ندارم

652
00:31:52,400 --> 00:31:53,470
‫ای خدا، آبجی...

653
00:31:53,570 --> 00:31:58,680
‫ببین، بابت جفری بهت تسلیت میگم

654
00:31:58,780 --> 00:32:02,410
‫نه خیرخواهی تو رو میخوام و
‫نه نصیحت‌هات رو

655
00:32:02,510 --> 00:32:05,750
‫بعدشم، دوست کودنت بود که به اون تیر زد!

656
00:32:06,646 --> 00:32:07,800
‫باشه، ببین...

657
00:32:09,190 --> 00:32:11,790
‫فکر نمی‌کنم که...

658
00:32:12,620 --> 00:32:14,030
‫اون اتفاق حادثه بوده باشه

659
00:32:14,130 --> 00:32:17,030
‫اگه تو و لوکا یه وجه اشتراک داشته باشید،

660
00:32:17,130 --> 00:32:18,130
‫دقت بالاتونـه

661
00:32:18,230 --> 00:32:19,330
علاوه بر اینا، فکر نمی‌کنم که

662
00:32:19,430 --> 00:32:21,630
‫این کار عمدی بوده باشه،‌
‫اصلاً دلیلش چیه؟

663
00:32:21,730 --> 00:32:25,670
‫چرا لوکا باید بخواد رابطش بمیره؟

664
00:32:25,670 --> 00:32:27,470
‫فقط یه مأمور فدرال باید باشه که

665
00:32:27,570 --> 00:32:30,010
‫دلش بخواد دهن جفری رو بسته نگه داره، خب؟

666
00:32:30,110 --> 00:32:31,880
‫- نفوذیت!
‫- نفوذیم!

667
00:32:33,080 --> 00:32:35,910
‫ببخشید قربان، باید فوراً‌ وارد شیم و

668
00:32:35,910 --> 00:32:37,250
‫به‌زور دستگیرش کنیم

669
00:32:37,250 --> 00:32:39,140
‫الان داریم کاری رو می‌کنیم که هسپ می‌خواد

670
00:32:39,140 --> 00:32:40,220
‫نقشه‌ی بزرگش اینه؟

671
00:32:40,245 --> 00:32:43,365
‫که تو یه آشیونه‌ی پر از
‫مأمورهای فدران گیر بیفته؟

672
00:32:43,390 --> 00:32:45,320
‫قضیه‌ی نفوذی خالی‌بندیـه قربان

673
00:32:45,420 --> 00:32:46,930
‫فقط داره زمان می‌خره تا

674
00:32:47,030 --> 00:32:48,390
‫قالتاق‌هاش برسن و کمکش کنن و

675
00:32:48,415 --> 00:32:51,260
‫ما اصلاً درموردِ‌ این گروگان مرموز
چی می‌دونیم؟

676
00:32:51,260 --> 00:32:52,660
‫چی درمورد این زن می‌دونیم؟

677
00:32:52,670 --> 00:32:54,370
‫من به هسپ قول یه خلبان و

678
00:32:54,470 --> 00:32:56,300
‫خروج بی‌دردسر از کشور رو دادم

679
00:32:56,400 --> 00:32:58,270
‫پس هیچ دلیلی نداره که...

680
00:32:58,370 --> 00:33:01,470
‫میشه بدونم کلارک چه غلطی داره می‌کنه؟

681
00:33:06,180 --> 00:33:08,050
‫فقط یه چاره می‌مونه

682
00:33:08,150 --> 00:33:09,450
‫که خودت رو تسلیم کنی؟

683
00:33:09,750 --> 00:33:12,080
‫تا هرچندتا مأمور فدرالی که می‌تونم رو بکشم!

684
00:33:12,180 --> 00:33:14,120
‫بیتریکس هسپ...

685
00:33:14,220 --> 00:33:15,350
‫اسم من لوکا کلارکـه

686
00:33:15,350 --> 00:33:17,320
‫من مأموری‌ام که به همسرتون شلیک کرد

687
00:33:17,320 --> 00:33:18,790
‫با اون شروع می‌کنیم

688
00:33:26,600 --> 00:33:28,570
‫به‌نظر من نفوذی شما جفری رو کشته تا

689
00:33:28,670 --> 00:33:30,700
‫هویت خودش رو مخفی نگه داره و

690
00:33:30,700 --> 00:33:33,140
‫به‌نظرم یه راهی هم برای
‫ساکت کردن شما پیدا می‌کنه

691
00:33:33,140 --> 00:33:36,480
‫مگه این که اسمش رو بهم بگید تا
‫بتونم جلوش رو بگیرم

692
00:33:36,580 --> 00:33:39,181
‫می‌خوای عین یه خائن

693
00:33:39,206 --> 00:33:41,225
‫زیرآب نفوذیم رو بزنم؟

694
00:33:41,740 --> 00:33:42,614
‫نه

695
00:33:42,639 --> 00:33:44,420
‫من می‌خوام کمک‌تون کنم از این وضع در بیاید

696
00:33:44,420 --> 00:33:45,350
‫چرا؟

697
00:33:45,350 --> 00:33:47,750
‫چون باعث شدم شوهرتون از دست بره

698
00:33:48,250 --> 00:33:50,590
‫وظیفه‌ی من بود که ازش محافظت کنم و
‫گند زدم

699
00:33:50,590 --> 00:33:54,890
‫وایسا لوکا، تو عمداً جفری رو کشتی؟

700
00:33:55,390 --> 00:33:56,500
‫نه

701
00:33:56,700 --> 00:33:59,568
‫جفری عاشق شما بود بیتریکس،
‫خیلی دوست‌تون داشت

702
00:33:59,593 --> 00:34:02,041
‫اما می‌دونست که شما همیشه کارتون رو

703
00:34:02,066 --> 00:34:04,095
‫به اون ترجیح می‌دید و

704
00:34:04,120 --> 00:34:07,340
‫تصمیم گرفت فقط برای یه دفعه
‫نیازهای خودش رو تو اولویت بذاره

705
00:34:07,340 --> 00:34:09,170
‫اسمش رو هرچی می‌خواید بذارید

706
00:34:10,580 --> 00:34:11,940
‫من که بهش میگم شجاعت

707
00:34:13,250 --> 00:34:15,110
‫خیلی‌خب،‌ راست هم میگه

708
00:34:15,210 --> 00:34:16,450
‫بیخیال بیتریکس

709
00:34:23,860 --> 00:34:25,420
‫بیتریکس، وقتش رسیده که

710
00:34:25,520 --> 00:34:27,390
‫کار درست رو بکنی،
‫کار درست

711
00:34:27,490 --> 00:34:29,560
‫بگو نفوذی کیه

712
00:34:29,660 --> 00:34:31,360
‫ای گربه‌ی خیابونی موقرمز

713
00:34:31,460 --> 00:34:32,770
‫تو دیگه کی هستی؟

714
00:34:33,600 --> 00:34:36,370
‫باشه، سگ خورد

715
00:34:36,470 --> 00:34:38,400
‫نفوذیم رو لو میدم

716
00:34:38,500 --> 00:34:40,410
‫اسم نفوذیم...

717
00:34:44,510 --> 00:34:46,780
‫موریک مک‌تیتیکاتیـه

718
00:34:48,680 --> 00:34:51,320
‫داره... جدی میگه؟

719
00:34:51,420 --> 00:34:53,850
‫خب دروغ که نمیگه اما عزیزم،
‫فکر می‌کنم که

720
00:34:53,950 --> 00:34:55,620
‫شاید اسم الکی داری بهمون میدی

721
00:34:55,720 --> 00:34:57,720
‫خب نمی‌دونم.
‫عین همه‌ی مردهای سفیدپوست بود

722
00:34:57,820 --> 00:34:59,020
‫ما سفیدپوست‌ها لنگه‌ی همیم

723
00:34:59,120 --> 00:35:01,390
‫فرآیند استخدام همه‌مون یه مشکل اساسی داره

724
00:35:02,520 --> 00:35:03,900
‫شیر... شیر

725
00:35:04,000 --> 00:35:05,900
‫توی پمپ‌بنزین داشت شیر می‌خورد

726
00:35:06,000 --> 00:35:08,470
‫اصلاً کی دیگه شیر می‌خوره؟

727
00:35:08,570 --> 00:35:09,600
‫اکثر پستانداران

728
00:35:09,700 --> 00:35:11,400
‫موریک همش بابت زخم‌‌معده‌ش

729
00:35:11,500 --> 00:35:13,170
‫آه و ناله می‌کرد

730
00:35:13,540 --> 00:35:14,810
‫دنی؟

731
00:35:14,910 --> 00:35:16,040
‫نه اون...

732
00:35:16,380 --> 00:35:18,610
‫دنی نه...
‫اون دوستمـه

733
00:35:18,710 --> 00:35:20,580
‫از دوران دانشگاه می‌شناسمش

734
00:35:20,680 --> 00:35:22,770
‫هی،‌ دنی کیه؟

735
00:35:22,770 --> 00:35:24,560
‫دنیل کلاید-‌اوتیس.
‫وسط اسمش خط تیره داره

736
00:35:24,560 --> 00:35:26,320
‫چی؟ این که نسبت به موریک مک‌تیتیکاتی

737
00:35:26,420 --> 00:35:27,650
‫ساختگی‌تر به‌نظر میاد

738
00:35:27,650 --> 00:35:29,960
‫وای خدا، فقط یه دقیقه تفنگم رو تنها گذاشتم

739
00:35:29,960 --> 00:35:31,560
‫چارلی که زنگ زد دنی اونجا بود

740
00:35:31,660 --> 00:35:33,690
‫حتماً گلوله‌ی واقعی رو با مشقی جابجا کرده

741
00:35:33,790 --> 00:35:34,940
‫عجب حیله‌گر ترسویی

742
00:35:34,940 --> 00:35:37,220
‫اون‌وقت من فکر می‌کردم با یه نفوذی طرفیم

743
00:35:37,220 --> 00:35:38,740
‫هم حیله‌گره و هم نفوذی

744
00:35:38,740 --> 00:35:40,030
‫حالا احتمالاً خائن هم باشه

745
00:35:40,030 --> 00:35:42,330
‫اصلاً کی می‌تونه این اصطلاحات رو بفهمه؟

746
00:35:42,330 --> 00:35:43,640
‫هی، رئیس فدرال

747
00:35:43,740 --> 00:35:46,360
‫اگه قول بدی برم تو لیست محافظت از شاهدان

748
00:35:46,360 --> 00:35:48,610
‫اسم نفوذیم رو بهت میگم

749
00:35:48,610 --> 00:35:50,880
‫مأمور هوپر صحبت می‌کنه و
‫معامله رو قبول می‌کنم

750
00:35:50,880 --> 00:35:54,810
‫باشه.
‫اسمش کلایو اُونـه

751
00:35:54,910 --> 00:35:56,150
‫کلاید-اوتیس؟

752
00:35:57,550 --> 00:35:58,950
‫کلاید-اوتیس!

753
00:36:00,690 --> 00:36:03,590
‫رد کن بیاد.
‫اول اسلحه رو رد کن بیاد

754
00:36:04,890 --> 00:36:07,460
‫حالا برو کنار. برو کنار.
‫برو اونور

755
00:36:07,560 --> 00:36:08,930
‫نزدیکش بشین

756
00:36:08,930 --> 00:36:10,260
‫هرکاری میگم بکنید تا

757
00:36:10,260 --> 00:36:12,900
‫- هیشکی آسیب نبینه
‫- زر مفت

758
00:36:13,000 --> 00:36:14,770
‫نمی‌دونم تو کی هستی خانم اما

759
00:36:14,870 --> 00:36:17,540
‫به‌نظرم خیلی بی‌ادبی

760
00:36:17,640 --> 00:36:19,006
‫دنی...

761
00:36:19,030 --> 00:36:21,910
لطفاً‌ این کار رو نکن

762
00:36:23,880 --> 00:36:25,840
‫♪ به سلامتی خودمون ♪

763
00:36:27,650 --> 00:36:29,550
‫♪ کی مثلِ... ♪

764
00:36:29,650 --> 00:36:31,080
‫وای خدا

765
00:36:31,180 --> 00:36:32,226
‫عوضی!

766
00:36:32,251 --> 00:36:33,090
‫بلند نشو لوکا

767
00:36:33,090 --> 00:36:35,460
‫دستات رو بذار روی سرت

768
00:36:35,460 --> 00:36:39,300
‫- یه نظر بدم...
‫- تو دخالت نکن ولگرد

769
00:36:39,300 --> 00:36:41,420
‫خب اصلاً‌ برو کارت رو بکن

770
00:36:52,600 --> 00:36:54,070
‫خدایا!

771
00:37:08,190 --> 00:37:10,690
‫هی. هی، آروم باش، خب؟

772
00:37:10,690 --> 00:37:12,120
‫فقط تمومش کن

773
00:37:12,120 --> 00:37:14,540
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫به یه مأمور فدرال شیلک کنی؟

774
00:37:14,540 --> 00:37:15,630
‫نگاش کن!

775
00:37:21,430 --> 00:37:23,281
‫خب،‌ به‌گمونم حق با جفری بود

776
00:37:23,306 --> 00:37:25,666
این چیزا واقعاً چندکاره‌ن

777
00:37:31,710 --> 00:37:33,150
‫خب دیگه!

778
00:37:33,950 --> 00:37:35,050
‫خانم

779
00:37:35,780 --> 00:37:37,220
‫هوی

780
00:37:37,680 --> 00:37:39,120
‫شاهزاده‌ی شهر

781
00:37:40,520 --> 00:37:41,690
‫با منی؟

782
00:37:45,160 --> 00:37:46,860
‫- حالت چطوره؟
‫- از تو بهترم داداش

783
00:37:46,960 --> 00:37:48,060
‫آره، این که مشخصـه

784
00:37:48,160 --> 00:37:50,700
‫یه‌جوری وانمود کن انگار فقط نگاه می‌کنیم

785
00:37:50,700 --> 00:37:52,200
‫۱۶ هزار دلار بهت میدم

786
00:37:52,300 --> 00:37:53,970
‫اگه بگی نفوذی لوکائـه

787
00:37:54,400 --> 00:37:56,840
‫۱۶ هزار؟ شرمنده،
‫چطوری حساب کردی؟

788
00:37:56,840 --> 00:37:58,680
‫اونقدری هست که بتونی از اول شروع کنی

789
00:37:58,680 --> 00:38:01,510
‫باشه، باشه. ۲۲ هزار دلار.
‫حساب خارجی داری؟

790
00:38:01,610 --> 00:38:04,110
‫داداش، من حساب داخلی هم ندارم

791
00:38:04,880 --> 00:38:07,750
‫۱۲۵ هزار دلار نقد.
‫فقط از این وضع نجاتم بده

792
00:38:07,750 --> 00:38:09,080
‫درست فهمیدم؟

793
00:38:09,080 --> 00:38:11,080
‫۱۲۵ هزارتا داشتی و با ۱۶ هزار شروع کردی؟

794
00:38:11,080 --> 00:38:12,250
‫واقعاً‌ آدم مزخرفی هستی

795
00:38:12,350 --> 00:38:14,020
‫- من آدم مزخرفی نیستم
‫- پس قهرمان کیه؟

796
00:38:14,120 --> 00:38:15,650
‫آدمی‌ام که کارهای مزخرفی کرده

797
00:38:15,650 --> 00:38:17,160
‫- آدم بودنت رو تبریک میگم
‫- آره

798
00:38:17,160 --> 00:38:19,320
‫امیداورم زخم‌معدت زودتر خوب شه

799
00:38:24,900 --> 00:38:26,500
‫قضیه‌ی شاهدیم درست شد؟

800
00:38:26,500 --> 00:38:28,630
‫حالا که یه مأمور نفوذی رو لو دادی و

801
00:38:28,630 --> 00:38:31,100
‫قبول کردی علیه چهار خاندان دیگه تو

802
00:38:31,200 --> 00:38:33,210
سندیکای جنوب ‌غربی شهادت بدی، آره

803
00:38:33,710 --> 00:38:36,510
‫فقط به یه شرط،
‫این که دست از سر چارلی برداری

804
00:38:36,610 --> 00:38:37,680
‫اوه!

805
00:38:37,780 --> 00:38:39,380
‫باشه بابا

806
00:38:40,080 --> 00:38:41,310
‫خدایا

807
00:38:41,650 --> 00:38:43,120
‫دمت گرم رفیق

808
00:38:43,220 --> 00:38:44,980
‫افتادی تو زحمت

809
00:38:45,080 --> 00:38:47,050
‫واسه این که خاطرجمع شم کسی نمی‌کشدت؟

810
00:38:47,050 --> 00:38:50,620
‫خب، کم‌ترین کاریـه که می‌تونم بکنم

811
00:38:50,620 --> 00:38:53,860
‫بعدشم، اگه تو بمیری،
‫ضربه‌ی بزرگی به سابقم وارد میشه

812
00:38:56,200 --> 00:38:58,820
‫هروقت آماده بودید راه می‌افتیم خانم هسپ

813
00:39:00,830 --> 00:39:04,470
‫به‌خاطر جفری خیلی ناراحت شدم

814
00:39:04,470 --> 00:39:07,460
‫شاید بودن تو لیست حفاظت از
‫شاهدان، بتونه فرصتی باشه که

815
00:39:07,460 --> 00:39:10,340
‫اون زندگی‌ای که می‌خواست رو داشته باشیم

816
00:39:10,340 --> 00:39:11,620
‫این که از نو شروع کنم

817
00:39:11,640 --> 00:39:13,310
‫که از نو شروع کنی، آره؟

818
00:39:13,680 --> 00:39:15,110
‫خوشم اومد

819
00:39:15,210 --> 00:39:18,750
‫شاید بهتره منم دنبال همچین چیزی باشم

820
00:39:19,320 --> 00:39:20,520
‫آره

821
00:39:20,620 --> 00:39:22,220
‫نه گنگستری دنبالم باشه

822
00:39:22,320 --> 00:39:24,490
‫نه از دست چیزی فرار کنم

823
00:39:24,514 --> 00:39:34,514
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

824
00:39:34,538 --> 00:39:44,538
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

825
00:40:23,380 --> 00:40:25,850
‫آنچه در این فصل خواهید دید...

826
00:40:28,200 --> 00:40:30,320
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫سر و سامون بگیرم،

827
00:40:30,320 --> 00:40:32,730
‫از اون زندگی‌های معمولی که شنیدم داشته باشم

828
00:40:32,730 --> 00:40:34,760
‫این اولینن قرارتـه

829
00:40:34,860 --> 00:40:36,200
‫لحظه‌ی سرنوشت‌سازیـه

830
00:40:36,300 --> 00:40:38,800
‫نمی‌دونم چی بپوشم.
‫من همچین آدمی نبودم

831
00:40:38,900 --> 00:40:40,300
‫نمی‌دونم،‌ بدم هم نمیاد

832
00:40:43,040 --> 00:40:44,970
‫یه‌چیزی بو داره

833
00:40:44,970 --> 00:40:47,170
‫کسی که این کار رو کرده رو پیدا می‌کنم

834
00:40:47,170 --> 00:40:49,960
‫این عملاً‌ قتل به حساب میاد.
‫قتل!

835
00:40:50,340 --> 00:40:53,350
‫هرجایی که میرم،
‫گیر دردسرهای بقیه می‌افتم

836
00:40:54,410 --> 00:40:56,850
‫یعنی میگی که تو مدی رو...

837
00:40:56,950 --> 00:40:58,620
‫نکشتی اما حاضر بودی بکشی؟

838
00:40:58,720 --> 00:41:02,650
‫- دقیقاً
‫- رُک بودنت نگران‌کننده‌ست

839
00:41:03,480 --> 00:41:06,260
‫اما اینجا می‌تونم یه آدم معمولی باشم

840
00:41:10,930 --> 00:41:12,510
‫قراره حموم خون راه بیفته

841
00:41:16,740 --> 00:41:18,880
‫- می‌گفتی؟
‫- حرفم رو پس می‌گیرم

