﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:07,382 --> 00:00:08,883
‫چرا ما برای غذا صف وایسادیم؟

3
00:00:08,967 --> 00:00:10,135
‫این یه پاپ‌آپه.

4
00:00:10,218 --> 00:00:11,553
‫این یه چیز رستورانیه ‫که در مواقع نادری
به صورت ناگهانی...

5
00:00:11,636 --> 00:00:13,555
‫فقط وارد منظومه‌ی شمسی ما میشه... ریک.

6
00:00:13,638 --> 00:00:15,140
‫اشتهاتو خراب می‌کنی.

7
00:00:15,223 --> 00:00:16,725
‫حرفت خیلی عجیبه.
‫من اگه غذا بخورم...

8
00:00:16,808 --> 00:00:18,518
‫دیگه گرسنه نیستم، اما هر چی تو بگی.

9
00:00:18,601 --> 00:00:20,061
‫سه تا سرخ شده، چهار تا جنبنده.

10
00:00:20,145 --> 00:00:22,105
‫احتمالا حتی گرسنه‌ هم نیستی.
‫فقط از صف خوشت نمیاد...

11
00:00:22,188 --> 00:00:23,648
‫چون در مورد تو نیستن.

12
00:00:23,732 --> 00:00:25,233
‫اینم یه روش تهاجمی دیگه هست
‫که توصیف کنی دوستت...

13
00:00:25,316 --> 00:00:27,402
‫داره به خودش احترام میذاره.

14
00:00:27,485 --> 00:00:29,279
‫عجب حرف فوق‌العاده‌ای!

15
00:00:29,362 --> 00:00:33,074
‫هه هه! من فقط از حرف فوق‌العاده‌ای
‫که تو زده بودی الهام گرفته بودم!

16
00:00:33,158 --> 00:00:34,075
‫جناب‌ها؟ داداشا؟

17
00:00:34,159 --> 00:00:35,285
‫شما اینو انداختین.

18
00:00:35,368 --> 00:00:36,911
‫خواهش می‌کنم اونو به عنوان یه جایزه
‫قبول کن.

19
00:00:36,995 --> 00:00:38,079
‫خیلی با ادبی!

20
00:00:38,163 --> 00:00:39,789
‫چه‌قدر خوب میشه چیزی که...

21
00:00:39,873 --> 00:00:42,584
‫به‌خاطرش تو صف وایسادی رو
‫خیلی زودتر بخوری.

22
00:00:42,667 --> 00:00:43,710
‫اوه، نه، عیبی نداره.

23
00:00:43,793 --> 00:00:45,587
‫من اومدم که توی صف بایستم و بعد
‫غذا بخورم.

24
00:00:45,670 --> 00:00:47,255
‫نمی‌خوام با روش متفاوتی انجامش بدم.

25
00:00:47,338 --> 00:00:48,423
‫هوم...

26
00:00:48,506 --> 00:00:50,300
‫دوست عزیز، من این لحظه رو...

27
00:00:50,383 --> 00:00:53,219
‫برای تسلیم کردن شمشیرم انتخاب می‌کنم
‫تا تو بتونی جانشین من بشی...

28
00:00:53,303 --> 00:00:55,054
‫به عنوان جدیدترین شوالیه‌ی خورشید.

29
00:00:55,138 --> 00:00:56,181
‫چی؟ نه.

30
00:00:56,264 --> 00:00:57,891
‫من حتی ساندویچ شما رو نخواستم.

31
00:00:57,974 --> 00:00:59,017
‫من شمشیرت رو نمی‌خوام.

32
00:00:59,100 --> 00:01:00,226
‫باور کن، پسر.

33
00:01:00,310 --> 00:01:02,020
‫- تو اینو می‌خوای.
‫- نمیفهمم.

34
00:01:02,103 --> 00:01:04,063
‫شما شوالیه هستین؟ با حرف "کا"

35
00:01:04,147 --> 00:01:06,357
‫خورشید با حرف "یو" یا "او"؟

36
00:01:06,441 --> 00:01:08,651
‫الفبای شما این‌جا اهمیتی نداره.

37
00:01:08,735 --> 00:01:11,404
‫ما مدافعان قسم‌خورده‌ی هیلیوس هستیم،

38
00:01:11,488 --> 00:01:13,323
‫مرکز این منظومه.

39
00:01:13,406 --> 00:01:14,949
‫خیلی خب، پس منظورتون
‫خورشید با "یو" هست.

40
00:01:15,033 --> 00:01:17,285
‫وای خدا. مورتی، شمشیر رو قبول نکن.

41
00:01:17,368 --> 00:01:19,287
‫چه‌قدر غافلگیر شدم که با
‫یه چیزی مخالفی، ریک.

42
00:01:19,370 --> 00:01:20,705
‫تو اینا رو می‌شناسی؟

43
00:01:20,789 --> 00:01:22,624
‫می‌دونم چطور لباس پوشیدن
‫و چه‌قدر حوصله‌سربر به نظر میان.

44
00:01:22,707 --> 00:01:24,626
‫اگه اون شمشیر رو بگیری
‫به درون...

45
00:01:24,709 --> 00:01:26,044
‫یه چیز پیچیده‌ی...

46
00:01:26,127 --> 00:01:27,754
‫اوه، گندش بزنن!

47
00:01:27,837 --> 00:01:29,297
‫بیا دیگه، بگیرش.

48
00:01:29,380 --> 00:01:31,800
‫اگه اون بچه نمی‌خواد شمشیر رو بگیره...

49
00:01:31,883 --> 00:01:33,051
‫اون به تو پیشنهادش نکرد.

50
00:01:33,134 --> 00:01:34,761
‫ببخشید. میشه چند تا چیز بپرسم؟

51
00:01:34,844 --> 00:01:36,387
‫یه شوالیه‌ی خورشید چه کار می‌کنه؟

52
00:01:36,471 --> 00:01:37,972
‫مثلا شمشیر رو قبول می‌کنه.

53
00:01:38,056 --> 00:01:39,724
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید تو تصمیم بدی گرفتی.

54
00:01:39,808 --> 00:01:40,975
‫اون شمشیر رو نمی‌خواد.

55
00:01:41,059 --> 00:01:42,143
‫من اینو نگفتم.

56
00:01:42,227 --> 00:01:43,436
‫خب، دارم می‌بینیم که نمی‌گیریش.

57
00:01:43,520 --> 00:01:44,854
‫اگه تو بودی همین‌جوری یه...

58
00:01:44,938 --> 00:01:46,815
‫معلومه که قبول می‌کردم!
‫و قبول هم کردم!

59
00:01:46,898 --> 00:01:48,233
‫بهترین تصمیم عمرم بود!

60
00:01:48,316 --> 00:01:49,484
‫و تو داری گه میزنی بهش.

61
00:01:49,567 --> 00:01:51,277
‫ببخشید؟ این یه شمشیر مجانیه؟

62
00:01:51,361 --> 00:01:52,779
‫نه! من شمشیر رو می‌گیرم.

63
00:01:52,862 --> 00:01:55,156
‫ازت ممنونم، طلوعک.
‫اسمت چیه؟

64
00:01:55,240 --> 00:01:56,157
‫مورتی.

65
00:01:56,241 --> 00:01:58,660
‫حالا سر مورتانیال هستی.

66
00:01:58,743 --> 00:02:00,620
‫من اسمت رو یکم شوالیه مانند‌تر کردم.

67
00:02:00,703 --> 00:02:01,830
‫روز خوبی داشته باشی.

68
00:02:01,913 --> 00:02:03,164
‫صبر کن ببینم، اون...

69
00:02:03,248 --> 00:02:04,999
‫خدا لعنتت کنه، مورتی!
‫تو شمشیر رو قبول کردی؟

70
00:02:05,083 --> 00:02:06,167
‫چه‌قدر حوصله‌سربر!

71
00:02:06,251 --> 00:02:07,752
‫می‌خوای بگی که اگه تو بودی
‫توی این شرایط قبول نمی‌کردی؟

72
00:02:07,836 --> 00:02:09,587
‫مرتیکه‌ی بدعنق مست!

73
00:02:13,091 --> 00:02:14,634
‫آی.

74
00:02:14,717 --> 00:02:16,094
‫شماها هنوز می‌خواید توی
‫صف وایسین؟

75
00:02:16,177 --> 00:02:17,887
‫نمی‌خواین این غذا رو بگیرین؟

76
00:02:17,971 --> 00:02:20,390
‫رستوران پاپ‌آپی به ما پول میده
‫که این‌جا وایسیم.

77
00:02:20,473 --> 00:02:21,432
‫که برای کاسبیش تبلیغ شه.

78
00:02:21,516 --> 00:02:22,517
‫می‌دونستم.

79
00:02:22,541 --> 00:02:30,541
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

80
00:02:30,542 --> 00:02:38,542
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

81
00:02:56,175 --> 00:02:57,760
‫همگی گوش کنید!

82
00:02:57,844 --> 00:03:00,930
‫جانشین سر هیلیوس،
‫سر مورتانیال!

83
00:03:01,014 --> 00:03:03,433
‫♪ سر مورتانیال با چهره‌ای روشن، ♪

84
00:03:03,516 --> 00:03:06,227
‫♪ با قدرت و نیرو به خورشید خدمت می‌کنه. ♪

85
00:03:06,311 --> 00:03:08,646
‫♪ سر مورتانیال بیا و ببین... ♪

86
00:03:08,730 --> 00:03:11,357
‫♪ خورشید چیا رو برات تدارک دیده. ♪

87
00:03:11,441 --> 00:03:12,901
‫وای، من آهنگ خودمو دارم!

88
00:03:12,984 --> 00:03:15,528
‫حالا میدونی چرا سر هیلیوس
‫باید اسمت رو عوض می‌کرد...

89
00:03:15,612 --> 00:03:17,238
‫و یه چیزی میذاشت که
‫سه بخش داشته باشه.

90
00:03:17,322 --> 00:03:19,866
‫طلوعک، به خورشید خوش اومدی!

91
00:03:19,949 --> 00:03:22,744
‫پس این‌جا خورشیده،
‫مثل خورشید زمین؟

92
00:03:22,827 --> 00:03:24,579
‫آخ جون، اون در مورد ما شنیده!

93
00:03:24,662 --> 00:03:26,706
‫چرا من الان جزغاله نشدم؟

94
00:03:26,789 --> 00:03:29,584
‫تو در حال حاضر توسط
‫قدرت‌های ما محافظت میشی،

95
00:03:29,667 --> 00:03:31,419
‫اما به زودی اون قدرت‌ها متعلق
‫به خودت میشن.

96
00:03:31,502 --> 00:03:33,588
‫بدن ما فناناپذیره!

97
00:03:33,671 --> 00:03:36,799
‫زندگی‌هامون هیچ‌وقت تموم نمیشه،
‫اما نه مثل...

98
00:03:36,883 --> 00:03:38,843
‫اون خون‌آشام‌ها که بعد یه مدت
‫ازش متنفر میشی...

99
00:03:38,927 --> 00:03:39,928
‫و نمی‌تونی بمیری.

100
00:03:40,011 --> 00:03:41,387
‫ما هر وقت بخوایم می‌تونیم بمیریم.

101
00:03:41,471 --> 00:03:42,597
‫ولی نمی‌خوایم.

102
00:03:42,680 --> 00:03:44,474
‫اما اجازه ندارین که این‌‌جا
‫رو ترک کنین، درسته؟

103
00:03:44,557 --> 00:03:46,976
‫مثلا من هیچ وقت دیگه
‫خانواده‌ام رو نمی‌بینم؟

104
00:03:47,060 --> 00:03:48,269
‫ما دائما در حال رفت و آمدیم!

105
00:03:48,353 --> 00:03:49,687
‫من توی یه سیارک تو رو دیدم.

106
00:03:49,771 --> 00:03:52,231
‫آها، آره، حالا بین خودمون بمونه،
‫اگه نمی‌تونستم هم مشکلی نبود،

107
00:03:52,315 --> 00:03:53,983
‫اما الان که اختیار دارم بهترم هست.

108
00:03:54,067 --> 00:03:57,111
‫تو بیشتری از چیزی که تا حالا
‫تجربه کردی آزادی خواهی داشت.

109
00:03:57,195 --> 00:03:58,279
‫پادشاهمون.

110
00:03:58,363 --> 00:04:00,782
‫خورشید مرکز منظومه‌ی شمسیه.

111
00:04:00,865 --> 00:04:02,617
‫اون خانه‌ی عصای شمسیه،

112
00:04:02,700 --> 00:04:04,369
‫که تمامی دنیاها به دور اون می‌گردن.

113
00:04:04,452 --> 00:04:08,456
افرادی که اونو امن نگه میدارن توسط
‫همه‌ی موجودات به مانند خدا ستایش میشن.

114
00:04:08,539 --> 00:04:09,958
‫سوال دیگه‌ای نداری؟

115
00:04:10,041 --> 00:04:12,210
‫آره، کجا رو امضا کنم؟

116
00:04:12,293 --> 00:04:14,128
‫مرحبا!

117
00:04:14,212 --> 00:04:15,380
‫خب، دیگه کافیه.

118
00:04:15,463 --> 00:04:17,298
‫به قلعه میریم تا اینو رسمی کنیم.

119
00:04:17,382 --> 00:04:18,925
‫آره، بیاید انجامش بدیم.

120
00:04:20,551 --> 00:04:23,680
‫حالا آلت‌هاتون رو ببرین و
‫بندازیدش توی خورشید.

121
00:04:25,014 --> 00:04:26,975
‫صحیح.

122
00:04:27,058 --> 00:04:29,060
‫میبینم که مورتانیال میخواد
زودتر از همه کارش رو بکنه.

123
00:04:29,143 --> 00:04:30,144
‫این حقیقت نداره.

124
00:04:30,228 --> 00:04:31,854
‫شمشیر رو هر جای بخوام
‫می‌تونم بذارم؟

125
00:04:31,938 --> 00:04:33,147
‫جاشمشیری ندارین؟

126
00:04:33,231 --> 00:04:34,899
‫چی داری میگی؟ نمی‌خوای که...

127
00:04:34,983 --> 00:04:36,359
‫گوش کنید، میشه ما...

128
00:04:36,442 --> 00:04:38,069
‫این یه فداکاری وحشتناک و دردناکه...

129
00:04:38,152 --> 00:04:39,696
‫که همه‌ی ما برای مهم‌ترین...

130
00:04:39,779 --> 00:04:41,489
‫و قدرتمند‌ترین کار دنیا انجام میدیم.

131
00:04:41,572 --> 00:04:43,825
‫ما از آغاز بامدادها انجامش می‌دادیم.

132
00:04:43,908 --> 00:04:45,702
‫آره، توی شیشه‌ی رنگی عکسش هست.

133
00:04:45,785 --> 00:04:48,329
‫این یه چیز رسمیه. و من قضاوتش نمی‌کنم.

134
00:04:48,413 --> 00:04:49,789
‫و من انجامش نمیدم.

135
00:04:49,872 --> 00:04:51,165
‫واقعا یه عده این‌جا زندگی می‌کنن؟

136
00:04:51,249 --> 00:04:52,792
‫این دیوونگیه.
‫فکر می‌کردم این یه استعاره‌ست.

137
00:04:52,875 --> 00:04:54,335
‫ما باید بریم.

138
00:04:54,419 --> 00:04:56,671
‫وای. پسر.
‫اونا شوخی ندارن، مگه نه؟

139
00:04:56,754 --> 00:04:58,047
‫چطور این‌جا نمی‌سوزی؟

140
00:04:58,131 --> 00:04:59,173
‫به‌خاطر علم،

141
00:04:59,257 --> 00:05:00,425
‫که اگه اشتباه نفهمیده باشم،

142
00:05:00,508 --> 00:05:02,010
‫این‌جا اولویت چندانی نداره.

143
00:05:02,093 --> 00:05:03,344
‫خیلی خب، بیا سوسک کوچولو.

144
00:05:03,428 --> 00:05:04,762
‫من این قضیه رو به روت نمیارم.

145
00:05:04,846 --> 00:05:06,639
‫حدس میزنم حس می‌کنی خیلی احمقی.

146
00:05:06,723 --> 00:05:08,266
‫آره. ممنون.

147
00:05:08,349 --> 00:05:10,852
‫سر هیلیوس با اون شمشیر
‫جونش رو داد.

148
00:05:10,935 --> 00:05:12,145
‫مورتانیال اون شمشیر رو گرفت.

149
00:05:12,228 --> 00:05:15,189
‫اون نمی‌تونه این‌جا رو ترک کنه
‫مگر این‌که توی مبارزه منو شکست بده.

150
00:05:15,273 --> 00:05:17,191
‫هوم. باشه، یه لحظه صبر کن.

151
00:05:17,275 --> 00:05:18,985
‫حدس میزنم اینا شبه جاودانه باشن،

152
00:05:19,068 --> 00:05:20,945
‫چون روی خورشید زندگی می‌کنن،
‫پس بازی طبق قوانین اونا...

153
00:05:21,029 --> 00:05:22,363
‫ممکنه سریع‌ترین راحت خروج
‫از این قضیه باشه.

154
00:05:22,447 --> 00:05:23,823
‫فقط توی مبارزه شکستش بده.

155
00:05:23,906 --> 00:05:25,408
‫- چی؟
‫- بیا.

156
00:05:25,491 --> 00:05:27,368
‫این شمشیر از یه هوش مصنوعی برای
‫یادگیری حملات حریف استفاده می‌کنه.

157
00:05:27,452 --> 00:05:28,911
‫پس باید قبلش مورد حمله قرار بگیرم؟

158
00:05:28,995 --> 00:05:30,663
‫نه، نه، نه. شمشیر فیلم "تیغه" رو دیده.

159
00:05:30,747 --> 00:05:33,291
‫و خیلی هم دوستش داشته.
‫تو برات مشکلی پیش نمیاد.

160
00:05:35,376 --> 00:05:38,796
‫- یاللعجب!
‫- شگفتا!

161
00:05:42,884 --> 00:05:44,761
‫خیلی خب، ما کارمون تموم شد.

162
00:05:44,844 --> 00:05:46,721
‫نه. ما کارمون تموم نشده.

163
00:05:46,804 --> 00:05:48,014
‫من کارم تموم شده.

164
00:05:48,097 --> 00:05:49,682
‫تو حالا پادشاه خورشیدی.

165
00:05:49,766 --> 00:05:51,350
‫همیشه از عصا محافظت کن.

166
00:05:51,434 --> 00:05:53,019
‫نه، نه، نه، من اینو نمی‌خوام!

167
00:05:57,482 --> 00:05:58,733
‫خب، الان باید چه کار کنیم؟

168
00:05:58,816 --> 00:06:00,526
‫اون پادشاهه اما هیچ‌وقت
‫حتی شوالیه نبوده.

169
00:06:00,610 --> 00:06:01,736
‫این احمقانه‌ست.

170
00:06:01,819 --> 00:06:03,404
‫قطعا چنین چیزی توی خورشید بی‌سابقه‌ بوده.

171
00:06:03,488 --> 00:06:04,530
‫یه پادشاه با آلت؟

172
00:06:04,614 --> 00:06:06,157
‫از جون من چی می‌خوای؟

173
00:06:06,240 --> 00:06:08,117
‫درود بر پادشاه مورتانیال!

174
00:06:08,201 --> 00:06:09,327
‫به عنوان پادشاهتون...

175
00:06:09,410 --> 00:06:12,080
‫من یه مرخصی رو اعلام می‌کنم.
‫برای خودم.

176
00:06:12,163 --> 00:06:14,791
‫من میام توی روز خورشید شما رو می‌بینم...

177
00:06:14,874 --> 00:06:15,958
‫یکشنبه‌ها.

178
00:06:16,042 --> 00:06:17,418
‫اگه فراموش کردم یه هفته صبر کنید.

179
00:06:17,502 --> 00:06:20,254
‫به این‌کار ادامه بدین،
‫تاج رو نگه دارین. به سلامت.

180
00:06:23,841 --> 00:06:25,259
‫ایول. میبینی؟

181
00:06:25,343 --> 00:06:27,720
‫این از وقتیه که اون با دیکون فراست مبارزه می‌کرد.
‫[شخصیت منفی فیلم تیغه]

182
00:06:27,804 --> 00:06:29,847
‫نمیدونم. فکر کردم چیز باحالیه.

183
00:06:29,931 --> 00:06:31,140
‫باشه. خب...

184
00:06:31,224 --> 00:06:32,433
‫خب؟ اوه.

185
00:06:32,517 --> 00:06:34,102
‫پس منو به یه رستوران تقلبی کشوندی،

186
00:06:34,185 --> 00:06:35,436
‫سر من به‌خاطر انجام ندادن
‫کاری که می‌خوای داد زدی،

187
00:06:35,520 --> 00:06:36,771
‫بعد کاری کردی که بهت گفتم نکنی،

188
00:06:36,854 --> 00:06:38,356
‫و نزدیک بود به قیمت شوشولت تموم شه،

189
00:06:38,439 --> 00:06:40,358
‫اما من جونت رو نجات دادم و حالا منتظری...

190
00:06:40,441 --> 00:06:41,692
‫که من به‌خاطر این کاری کنم
‫حس گهی داشته باشی.

191
00:06:41,776 --> 00:06:43,361
‫این... آره،‌ کامل درست گفتی.

192
00:06:43,444 --> 00:06:46,322
‫مورتی، من متاسفم که اجازه دادم
‫فکر کنی چنین آدم حقیری هستم.

193
00:06:46,405 --> 00:06:47,532
‫خیلی خب، فهمیدم.

194
00:06:47,615 --> 00:06:49,158
‫چیزی برای فهمیدن نیست. جدی میگم.

195
00:06:49,242 --> 00:06:50,993
‫ببین، من یه مستم، من یه روانیم،

196
00:06:51,077 --> 00:06:52,286
‫من یه قاتلم، اما...

197
00:06:52,370 --> 00:06:54,080
‫- وقتی به من میگی حوصله‌سربر...
‫- نباید می‌گفتم.

198
00:06:54,163 --> 00:06:55,706
‫من باید اینو میشنیدم.

199
00:06:55,790 --> 00:06:57,708
‫و تو اون شمشیر احمقانه رو برداشتی،
‫و من گفتم "پشمام...

200
00:06:57,792 --> 00:06:59,127
‫من برای این بچه چنین آدمیم؟

201
00:06:59,210 --> 00:07:00,837
‫الان دیگه هر چی بهش توصیه می‌کنم
‫برعکسشو عمل می‌کنه.

202
00:07:00,920 --> 00:07:02,421
‫من باید اینو درست کنم."

203
00:07:02,505 --> 00:07:04,340
‫پس من قراره حدود ۲۲ درصد...

204
00:07:04,423 --> 00:07:05,842
‫بیشتر با تو موافق باشم برای...

205
00:07:05,925 --> 00:07:07,885
‫شاید یه قسمت یا یه ماجراجویی.

206
00:07:07,969 --> 00:07:10,263
‫- می‌بینیم چطور پیش میره.
‫- ۲۲ درصد خیلیه؟

207
00:07:10,346 --> 00:07:11,472
‫من بهت نمیگم...

208
00:07:11,556 --> 00:07:12,557
‫که چه درصدی از زمان با هم بودنمون رو...

209
00:07:12,640 --> 00:07:13,891
‫معمولا باهات بدرفتاری می‌کنم،

210
00:07:13,975 --> 00:07:15,226
‫چون این به احساسات احمقانه‌ات
‫لطمه میزنه،

211
00:07:15,309 --> 00:07:16,477
‫اما ۲۲ درصد واقعیه.

212
00:07:16,561 --> 00:07:17,645
‫تو فرقش رو حس می‌کنی.

213
00:07:17,728 --> 00:07:21,107
‫باشه. من ممنونم.

214
00:07:21,190 --> 00:07:23,067
‫بایدم ممنون باشی، چون حسابی
‫با اینا گند بالا آوردی.

215
00:07:23,151 --> 00:07:24,152
‫ای بابا!

216
00:07:24,235 --> 00:07:25,319
‫- اعلیحضرت.
‫- تو نمی‌تونی بری.

217
00:07:25,403 --> 00:07:26,737
‫برید گمشید!

218
00:07:27,613 --> 00:07:29,740
‫پادشاه من، وظیغه‌ی ماست
‫که از تو پیروی کنیم...

219
00:07:29,824 --> 00:07:31,742
‫تا زمانی که خورشید
‫در حال انجام وظیفه‌ی ما غروب کنه.

220
00:07:31,826 --> 00:07:35,538
‫دیروز غروب کرد، پس کارمون تمومه. خداحافظ.

221
00:07:35,621 --> 00:07:38,666
‫اعلیحضرتا، خورشید هیچ وقت
‫توی خورشید غروب نمی‌کنه.

222
00:07:38,749 --> 00:07:39,834
‫می‌تونی از شر اونا خلاص شی؟

223
00:07:39,917 --> 00:07:41,836
‫- می‌خوای که من...
‫- خب...

224
00:07:41,919 --> 00:07:43,671
‫می‌دونید که اون می‌تونه
‫شما رو بکشه، درسته؟

225
00:07:43,754 --> 00:07:45,840
‫فکر می‌کنم چنین کاری
‫براش سخت باشه، اعلیحضرت،

226
00:07:45,923 --> 00:07:47,341
‫اما اگه این باعث خشنودی تو میشه باشه.

227
00:07:47,425 --> 00:07:50,428
‫نمیشه بهتون بگم که رفتن شما
‫باعث خشنودی من میشه؟

228
00:07:50,511 --> 00:07:51,637
‫نه. نه راستش.

229
00:07:51,721 --> 00:07:53,639
‫پس ترجیح میدین بمیرین
‫تا این‌که دست از سرم بردارین؟

230
00:07:53,723 --> 00:07:54,932
‫بله.

231
00:07:55,016 --> 00:07:57,101
‫♪ یه قرقاول برای شاه خوبم پوست کندم، ♪

232
00:07:57,185 --> 00:08:00,104
‫♪ یه آهنگ خوش، ♪
‫♪ از طرف مرغان خوش‌آواز. ♪

233
00:08:01,606 --> 00:08:04,400
‫اینا توی خورشید ما زندگی می‌کنن؟
‫من هیچ وقت در موردشون نشنیدم.

234
00:08:04,483 --> 00:08:06,652
‫ندیدم کار زیادی بکنن
‫که بین سیارات شهرتی به دست بیارن.

235
00:08:06,736 --> 00:08:08,070
‫عذرمیخوام، جادوگر.

236
00:08:08,154 --> 00:08:10,698
‫شوالیه‌های خورشید
‫از عصای شمسی محافظت می‌کنن...

237
00:08:10,781 --> 00:08:13,034
‫که حتی این دنیا به دور اون میگرده.

238
00:08:13,117 --> 00:08:15,912
‫تو منظورت به صورت نمادینه دیگه؟

239
00:08:15,995 --> 00:08:17,246
‫نه، کاملا واقعیه.

240
00:08:17,330 --> 00:08:19,373
‫اون عصا مرکز منظومه‌ی شمسیه.

241
00:08:19,457 --> 00:08:20,708
‫همه‌ی سیارات به دورش میگردن.

242
00:08:20,791 --> 00:08:22,210
‫ما اونو توی خورشید نگه میداریم تا...

243
00:08:22,293 --> 00:08:24,545
‫مشتری و زحل بهم برخورد نکنن.

244
00:08:26,047 --> 00:08:28,507
‫- وای خدا.
‫- اونا حتی علوم کلاس شیشمم بلد نیستن.

245
00:08:28,591 --> 00:08:29,842
‫همینه!

246
00:08:29,926 --> 00:08:31,427
‫آره، اینم از این.

247
00:08:31,510 --> 00:08:32,678
‫سنت‌ها بدجوری ریدن،

248
00:08:32,762 --> 00:08:33,846
‫و اساسی‌ترین اعتقاداتتون...

249
00:08:33,930 --> 00:08:35,097
‫کاملا کصشعره.

250
00:08:35,181 --> 00:08:36,724
‫باید همین‌جوری حرف تو رو قبول کنیم؟

251
00:08:36,807 --> 00:08:39,727
‫هر کسی می‌تونه روی یه تخته
‫دایره بکشه و هی عدد بگه.

252
00:08:39,810 --> 00:08:42,521
‫آره، این فرضیه‌ی جالبیه، اعلیحضرت،

253
00:08:42,605 --> 00:08:44,607
‫اما به چیزی بیشتر از این
‫لازمه که ما بیخیال شیم.

254
00:08:44,690 --> 00:08:46,776
‫خیلی خب، دوباره بگید شماها
‫فکر می‌کنید که اصل قضیه چیه.

255
00:08:46,859 --> 00:08:49,111
‫- خب، عصا...
‫- منظورت این چیز قدیمیه؟

256
00:08:49,195 --> 00:08:50,696
‫میخوایدش؟

257
00:08:50,780 --> 00:08:51,906
‫بیا. اونو برگردونیدش خونه.

258
00:08:51,989 --> 00:08:53,658
‫این یه نماده. این فرهنگ شماست.

259
00:08:53,741 --> 00:08:55,284
‫این مثل واقعیت نیست.

260
00:08:55,368 --> 00:08:57,453
‫این یعنی ما آلت‌هامون رو...

261
00:08:57,536 --> 00:08:59,247
برای هیچ و پوچ بریدیم؟

262
00:08:59,330 --> 00:09:00,331
‫این خبر بده.

263
00:09:00,414 --> 00:09:03,918
‫خبر خوب اینه که شما آزادین.

264
00:09:04,001 --> 00:09:05,878
‫- بدجوری بهم رفت.
‫- کیر تو این شوالیه‌گری.

265
00:09:05,962 --> 00:09:07,338
‫یک پرسش دارم.

266
00:09:07,421 --> 00:09:10,549
‫من از "گوشی کامپیوتریت" برای
‫جستجوی "ناامیدی" استفاده کردم.

267
00:09:10,633 --> 00:09:12,760
‫از کجا می‌تونم این چیزی که
‫بهش میگن هروئین رو دریافت کنم؟

268
00:09:12,843 --> 00:09:14,136
‫من اینو بهت نمیگم.

269
00:09:14,220 --> 00:09:16,097
‫مهم نیست. از متن بیشتر
‫آهنگ‌هاتون فهمیدم...

270
00:09:16,180 --> 00:09:17,682
‫که می‌تونم از هر جایی اونو تهیه کنم.

271
00:09:19,225 --> 00:09:22,478
‫بچه‌‌ها یه نفر با استفاده از
‫تفکر نقادانه...

272
00:09:22,562 --> 00:09:25,940
‫و مبانی فیزیک اولین دین اونا رو نابود کرد.

273
00:09:26,023 --> 00:09:27,400
‫- ایول.
‫- آفرین، مورتی.

274
00:09:27,483 --> 00:09:29,610
‫- پس دیگه از اصحاب خورشید خبری نیست؟
‫- آره، تموم شد.

275
00:09:29,694 --> 00:09:32,113
‫به علاوه، من و ریک یاد گرفتیم که از هم
‫بهتر حمایت کنیم.

276
00:09:32,196 --> 00:09:34,073
‫پس دیگه کارمون تمومه.

277
00:09:34,156 --> 00:09:35,866
‫به نظر میاد خیلی زود تموم شد،
‫اما ما کارمون تمومه.

278
00:09:37,368 --> 00:09:38,619
‫چه اتفاقی داره میفته؟

279
00:09:38,703 --> 00:09:40,705
‫وسائلی داره خراب میشه
‫که حتی بهشون دست نزدم.

280
00:09:42,707 --> 00:09:45,710
‫شاید خورشید... داره جشن میگیره؟

281
00:09:45,793 --> 00:09:49,588
‫ها ها ها! فرزندان ماه دارن به گذرگاه میان.

282
00:09:49,672 --> 00:09:52,008
‫مهم نیست. تهاجم اونا توسط...

283
00:09:52,091 --> 00:09:54,552
‫توسط چندین معاهده و اتحاد بین‌سیاره‌ای
‫کنترل میشه.

284
00:09:54,635 --> 00:09:56,304
‫قضیه‌ی پیچیده‌ایه،
‫اما تا زمانی که شوالیه‌های خورشید...

285
00:09:56,387 --> 00:09:58,347
‫با هم متحد باشن، منظورمه‌ی شمسی...

286
00:09:58,431 --> 00:10:00,975
‫همیشه ثبات سیاسی خواهد داشت.

287
00:10:01,058 --> 00:10:02,226
‫راستی شوالیه‌های خورشید...

288
00:10:02,310 --> 00:10:04,562
‫کجا هستن؟ ریدنم تموم شد.

289
00:10:04,645 --> 00:10:05,563
‫هوم؟

290
00:10:05,646 --> 00:10:08,357
‫شوالیه‌های خورشید...

291
00:10:08,441 --> 00:10:09,817
‫منحل شدن؟

292
00:10:09,900 --> 00:10:11,736
‫در حالی که داشتم می‌ریدم؟

293
00:10:11,819 --> 00:10:14,322
‫مثل خورشید سرخ شدم.

294
00:10:17,950 --> 00:10:20,745
‫چند تا سیاره توی منظومه‌ی شمسی ما
این دلقک‌ها رو دارن؟

295
00:10:20,828 --> 00:10:22,955
‫فکر کنم اگه خورشید بتونه از حیات
‫پشتیبانی کنه، هر سیاره‌ای میتونه.

296
00:10:23,039 --> 00:10:25,416
‫شاید همه‌ی اونا از یه جد مشترک باشن.

297
00:10:25,499 --> 00:10:27,543
‫مگه تو کل جهان رو ندیدی؟

298
00:10:27,626 --> 00:10:29,170
‫دقیقا. پس برای چی باید بخوام توی پلوتون
‫وقت بگذرونم؟

299
00:10:29,253 --> 00:10:30,338
‫چنین کاری در سطح جریه.

300
00:10:31,881 --> 00:10:33,215
‫اگه فرزندان ماه بتونن
‫به خورشید حمله کنن،

301
00:10:33,299 --> 00:10:34,550
‫چرا باید اشراف‌زادگان زهره...

302
00:10:34,633 --> 00:10:37,094
‫به زندگی زیر سایه‌ی زحل ادامه بدن؟

303
00:10:37,178 --> 00:10:38,512
‫این دلیل چطوره؟

304
00:10:38,596 --> 00:10:41,307
‫همه‌ی حلقه‌ها و توپ‌ها مال ماست.

305
00:10:41,390 --> 00:10:42,850
‫- کون لقت.
‫- واقعا؟

306
00:10:42,933 --> 00:10:46,062
‫اگه دیگه به صلح بین زحل و زهره
‫احترام گذاشته نشه...

307
00:10:46,145 --> 00:10:49,190
‫من همه‌ی شماها رو
‫قمر مشتری اعلام می‌کنم.

308
00:10:49,273 --> 00:10:50,733
‫چون برای ما همین هستین!

309
00:10:50,816 --> 00:10:52,026
‫یه مشت قمر!

310
00:10:52,109 --> 00:10:53,944
‫آیا شوالیه‌های خورشید می‌خوان...

311
00:10:54,028 --> 00:10:55,613
‫عطارد از شر این هرج و مرج نجات بدن؟

312
00:10:55,696 --> 00:10:57,073
‫چون اگه کسی به ما کار نداشته باشه،

313
00:10:57,156 --> 00:11:00,117
‫یه خورشید جدید و خیلی کوچیک ظهور می‌کنه.

314
00:11:03,454 --> 00:11:05,831
‫کار خودته، رفیق.

315
00:11:05,915 --> 00:11:06,957
‫سلام؟

316
00:11:07,041 --> 00:11:08,542
‫مگه من مسئول...

317
00:11:08,626 --> 00:11:10,503
‫این جلسه‌ی فرزندان ماه نیستم؟

318
00:11:10,586 --> 00:11:12,630
‫بستگی داره. کدوم خری هستی؟

319
00:11:12,713 --> 00:11:13,923
‫این شخص پادشاه خورشیده.

320
00:11:14,006 --> 00:11:15,716
‫- پشمام.
‫- کی این اتفاق افتاد؟

321
00:11:15,800 --> 00:11:18,219
‫پس به شوالیه‌هات بگو
‫که کارشون رو بکنن.

322
00:11:18,302 --> 00:11:22,098
‫بله، اعلیحضرت. همه‌ی ما می‌دونیم
‫که قدرت خورشید...

323
00:11:22,181 --> 00:11:23,557
‫با شوالیه‌های تو زنده‌ست.

324
00:11:23,641 --> 00:11:27,311
‫- تو کی هستی؟
‫- من کیم... من...

325
00:11:27,395 --> 00:11:29,188
‫من مارکی مریخم!

326
00:11:29,271 --> 00:11:31,399
‫و من به همه‌ی شما اعلان جنگ می‌کنم!

327
00:11:31,482 --> 00:11:33,192
‫به همه‌ی شما اعلان جنگ می‌کنم!

328
00:11:33,275 --> 00:11:36,278
‫وقتی بیشتر از هر وقتی به شوالیه‌های
‫خورشید نیاز داریم کجا هستن؟

329
00:11:36,362 --> 00:11:37,488
‫خوب شد پرسیدی...

330
00:11:37,571 --> 00:11:39,865
‫اونا از بین رفتن!

331
00:11:39,949 --> 00:11:42,076
‫اونا وظایفشون رو رها کردن.

332
00:11:42,159 --> 00:11:43,744
‫من اونو توی استخون‌هام میبینم.

333
00:11:43,828 --> 00:11:45,371
‫عجب، استخون‌ها درست میگن.

334
00:11:45,454 --> 00:11:47,790
‫پس هم سفینه‌های فضایی دارین
‫هم زن‌های جادوگر؟

335
00:11:47,873 --> 00:11:49,208
‫ببینید، من قرار نیست
‫همه‌ی کتاب‌ها رو بخونم.

336
00:11:49,291 --> 00:11:50,584
‫چی باعث میشه...

337
00:11:50,668 --> 00:11:52,420
‫این غائله‌ی فرزندان ماه حل بشه؟

338
00:11:52,503 --> 00:11:55,631
‫ببخشید. تو چطور پادشاه خورشید شدی؟

339
00:11:55,714 --> 00:11:57,216
‫تو شبیه یه زمینی هستی.

340
00:11:57,299 --> 00:11:58,843
‫- بابانوئل؟
‫- بابانوئل؟

341
00:11:58,926 --> 00:12:00,177
‫این دیگه چه کوفتیه؟

342
00:12:00,261 --> 00:12:02,138
‫من ارل زمین هستم، لعنتی.

343
00:12:02,221 --> 00:12:03,973
‫من در مورد یه چیزی
‫با زمین موافقم،

344
00:12:04,056 --> 00:12:07,017
‫زهره مشروعیت این پادشاه رو
‫زیر سوال می‌بره.

345
00:12:07,101 --> 00:12:09,520
‫مردم من موافقن.

346
00:12:09,603 --> 00:12:10,813
‫من پادشاهم.

347
00:12:10,896 --> 00:12:12,481
‫من عصا رو دارم.

348
00:12:12,565 --> 00:12:13,858
‫یعنی چی؟

349
00:12:13,941 --> 00:12:15,109
‫آره، می‌دونم که پشماتون ریخته...

350
00:12:15,192 --> 00:12:16,402
‫چون این روی خورشید نیست.

351
00:12:16,485 --> 00:12:18,446
‫نه، به‌خاطر این‌که هر کسی
‫اینو داشته باشه...

352
00:12:18,529 --> 00:12:20,281
‫به منظومه‌ی شمسی حکومت می‌کنه!

353
00:12:20,364 --> 00:12:21,615
‫میشه گرفتش! برو سراغش!

354
00:12:21,699 --> 00:12:24,410
‫بگیریدش!

355
00:12:24,493 --> 00:12:26,036
‫بله، بله، من عصا رو دارم.

356
00:12:26,120 --> 00:12:28,956
‫به زودی مشتری مرکز
‫منظومه‌ی شمسی ما میشه...

357
00:12:29,039 --> 00:12:31,000
‫- و دوران تاریک جدیدی شروع میشه.
‫- بیا کیرمو بخور.

358
00:12:31,083 --> 00:12:34,211
‫به زودی عطارد نور درخشانی...

359
00:12:34,295 --> 00:12:36,714
‫وقتشه خودمونو نشون بدیم.

360
00:12:36,797 --> 00:12:38,507
‫فکر کنم کاملا موفق شدی.

361
00:12:38,591 --> 00:12:40,968
‫هر کسی نمی‌تونه جنگ شمسی اول
‫رو شروع کنه.

362
00:12:41,051 --> 00:12:43,137
‫- این‌قدر از من حمایت نکن.
‫- حله.

363
00:12:44,430 --> 00:12:49,059
‫♪ خداحافظ، آسمون آبی. ♪

364
00:12:49,977 --> 00:12:52,313
‫♪ خداحافظ، آسمون آبی. ♪

365
00:12:52,396 --> 00:12:53,898
‫♪ خداحافظ ♪

366
00:12:53,948 --> 00:12:56,427
‫[جنگ شمسی اول - مشتری عصا رو
‫تحت کنترل گرانشی خودش در آورد]

367
00:12:56,650 --> 00:12:58,194
‫♪ خداحافظ ♪
[منطقه‌ی بی‌طرف]

368
00:13:01,864 --> 00:13:06,285
‫♪ تو کسایی که ترسیده بودن رو دیدی؟ ♪

369
00:13:06,368 --> 00:13:10,247
‫♪ تو تو صدای افتادن بمب‌ها رو شنیدی؟ ♪
[مرکوری سریعا عصا رو تصرف کرد]

370
00:13:10,331 --> 00:13:13,459
‫♪ تا حالا برات سوال شده که چرا... ♪

371
00:13:13,542 --> 00:13:16,170
‫♪ ما باید به دنبال پناهگاه باشیم وقتی... ♪

372
00:13:16,253 --> 00:13:21,425
‫♪ امید به یک آرمانشهر جدید زیر ♪
‫♪ آسمون صاف و آبی افراشته میشه؟ ♪
[زهره با فناوری جدید مداخله کرد]

373
00:13:25,949 --> 00:13:28,368
[زحل علیه زهره از گاز خردل استفاده کرد]

374
00:13:41,403 --> 00:13:45,824
‫♪ تو کسایی که ترسیده بودن رو دیدی؟ ♪

375
00:13:45,908 --> 00:13:50,037
‫♪ تو تو صدای افتادن بمب‌ها رو شنیدی؟ ♪

376
00:13:50,120 --> 00:13:55,584
‫♪ شعله‌ها خیلی وقته خاموش شدن، ♪
‫♪ اما درد هنوز مونده... ♪

377
00:13:59,046 --> 00:14:03,551
‫♪ خداحافظ، آسمون آبی ♪

378
00:14:03,634 --> 00:14:07,263
‫♪ خداحافظ، آسمون آبی ♪

379
00:14:07,346 --> 00:14:08,973
‫♪ خداحافظ. ♪

380
00:14:11,433 --> 00:14:13,269
‫♪ خداحافظ. ♪

381
00:14:16,814 --> 00:14:18,566
‫آره، کی فکر می‌کرد دادن بمب اتم
‫به آمیشی‌ها...

382
00:14:18,649 --> 00:14:20,067
‫منظومه‌ی شمسی رو تهدید می‌کنه؟

383
00:14:20,150 --> 00:14:21,902
‫شاید بهتره بریم به یه دنیای موازی دیگه.

384
00:14:21,986 --> 00:14:23,612
‫به نظرم فکر خوبی نیست، رفیق.
‫حس می‌کنم ما باید بیشتر...

385
00:14:23,696 --> 00:14:25,906
‫روی تعهدپذیری‌مون کار کنیم.
‫می‌دونی چی میگم؟

386
00:14:25,990 --> 00:14:27,241
‫بیا همفکری کنیم.

387
00:14:27,324 --> 00:14:28,492
‫شاید یه چیزی باشه که هنوز
‫امتحانش نکردیم.

388
00:14:28,576 --> 00:14:29,994
‫این یه ایده‌ی جدید. کون لقت!

389
00:14:30,077 --> 00:14:31,537
‫- هی!
‫- ریک، من نمی‌تونم تحمل کنم.

390
00:14:31,620 --> 00:14:33,831
‫من اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم، گند زدم،
‫تو داری منو زجر کش می‌کنی،

391
00:14:33,914 --> 00:14:35,082
‫با قبول کردن حرفم و ادامه دادنش
‫منو می‌کشی.

392
00:14:35,165 --> 00:14:37,209
‫دوباره داریم "مخزن اسید" رو تکرار می‌کنیم؟
‫[قسمت ۸ فصل ۴]

393
00:14:37,293 --> 00:14:39,253
‫ببین، شرمنده که قبلا
‫عوضی‌بازی در میوردم...

394
00:14:39,336 --> 00:14:40,838
‫و باعث شده فکر کنی
‫الانم یه کلکی تو کارمه.

395
00:14:40,921 --> 00:14:43,591
‫من صادقانه دارم تلاش می‌کنم
‫باهات بهتر رفتار کنم.

396
00:14:43,674 --> 00:14:44,842
‫تو یه رباتی؟

397
00:14:44,925 --> 00:14:46,260
‫- مورتی!
‫- یه کلون؟

398
00:14:46,343 --> 00:14:48,262
‫این خانواده به اندازه‌ی کافی
‫توش ربات و کلون داره.

399
00:14:48,345 --> 00:14:50,014
‫بس کن مورتی، این‌قدر سوال نپرس،

400
00:14:50,097 --> 00:14:51,765
‫و بیا به بحرانی که داریم برسیم.

401
00:14:51,849 --> 00:14:54,643
‫ببخشید. آخه کنار اومدن با تو
‫خیلی سخت بوده، ریک.

402
00:14:54,727 --> 00:14:56,145
‫مورتی، اینو درک می‌کنم،
‫اما تو می‌تونی به من اعتماد کنی...

403
00:14:56,228 --> 00:14:58,439
‫وقتی میگم فقط می‌خوام
‫باهات خوب رفتار کنم.

404
00:14:58,522 --> 00:15:01,233
‫باشه، ریک. حق با توئه. شاید...

405
00:15:01,317 --> 00:15:03,527
‫شاید بهتره چند تا شوالیه جمع کنم.

406
00:15:03,611 --> 00:15:05,237
‫اگه تونستم توهم ‫قدیمی‌ها رو ازشون بگیرم،

407
00:15:05,321 --> 00:15:06,947
‫فقط لازمه اونا رو دوباره متوهم کنم.

408
00:15:07,031 --> 00:15:08,824
‫این نباید خیلی سخت باشه، مگه نه؟

409
00:15:15,539 --> 00:15:18,500
‫برو بچ، ما باید سریعا به گذرگاه برگردیم.

410
00:15:20,961 --> 00:15:23,047
‫چرا می‌خندین؟ چیز خنده‌داری گفتم؟

411
00:15:23,130 --> 00:15:24,423
‫مورتانیل.

412
00:15:24,506 --> 00:15:26,634
‫تنها کسی که ما این روزا
‫جلوش زانو می‌زنیم...

413
00:15:26,717 --> 00:15:28,177
‫اون "بلک بتی‌" شیرینه.

414
00:15:28,260 --> 00:15:30,804
‫آره، درود بر آقای براون‌استون.

415
00:15:30,888 --> 00:15:33,432
‫و دکترش، فیل‌گود.

416
00:15:33,515 --> 00:15:35,809
‫اونا دارن در مورد هروئین حرف میزنن، مورتی.
‫اونا ازش خوششون اومده.

417
00:15:35,893 --> 00:15:37,478
‫- معلومه که خوششون میاد.
‫- معلومه که خوششون میاد؟

418
00:15:37,561 --> 00:15:39,730
‫ظاهرا زندگی روی خورشید رگ‌های ما رو...

419
00:15:39,813 --> 00:15:41,482
‫به کربن سه بانده تبدیل کرده،

420
00:15:41,565 --> 00:15:43,984
‫و حدس بزن چی شده، مورتانیل...

421
00:15:44,068 --> 00:15:45,319
‫ما نمی‌تونیم اوردوز کنیم!

422
00:15:45,402 --> 00:15:46,862
‫بیخیال، شماها خیلی داغون شدین.

423
00:15:46,945 --> 00:15:48,864
‫راستش اونا خیلی توپ به نظر می‌رسن، مورتی.

424
00:15:48,947 --> 00:15:50,157
‫بذارید من پادشاهتون باشم.

425
00:15:50,240 --> 00:15:51,950
‫من اعتراف می‌کنم که چیزی
‫که زمانی داشتین رو می‌خوام؛

426
00:15:52,034 --> 00:15:54,495
‫برادری، سنت، ثبات، هدف.

427
00:15:54,578 --> 00:15:57,039
‫فقط نمی‌خواستم کیرمو قطع کنم.

428
00:15:57,122 --> 00:15:58,457
‫آره، نکته‌اش همینه.

429
00:15:58,540 --> 00:16:00,292
‫ما سریع خواستیم از این پسر
‫اطاعت کنیم،

430
00:16:00,376 --> 00:16:03,003
‫بدون این‌که مجبورش کنیم
‫به سنت‌های ما پایبند بشه.

431
00:16:03,087 --> 00:16:06,340
‫و اون فقط ایمان و گذرگاه ما رو خراب کرد.

432
00:16:06,423 --> 00:16:08,926
‫و حالا این یاروی کوفتی...

433
00:16:09,009 --> 00:16:11,220
‫دوباره اومده که به ما
‫بگه باید چه کار کنیم؟

434
00:16:11,303 --> 00:16:13,514
‫عمرا!

435
00:16:13,597 --> 00:16:16,308
‫اگه کیرم رو ببرم چی؟

436
00:16:16,392 --> 00:16:18,644
‫اما بی هیچ دلیلی اونو میبری.

437
00:16:18,727 --> 00:16:20,354
‫آره، هدف سنت همینه،

438
00:16:20,437 --> 00:16:21,980
‫انجام کارهایی بدون هیچ دلیلی،

439
00:16:22,064 --> 00:16:25,234
‫اما همین که برای شما انجام میدم
‫خودش دلیل کافیه.

440
00:16:25,317 --> 00:16:28,737
‫خب، چنین کاری رقیب خوبی برای هروئینه.

441
00:16:28,821 --> 00:16:31,699
‫خوبه. میشه قبلش یه دقیقه وقت داشته باشم؟

442
00:16:32,783 --> 00:16:34,034
‫رفیق، چی شده؟

443
00:16:34,118 --> 00:16:36,412
‫در مورد وضعیتت به نتایج ناراحت‌کننده‌ای
‫رسیدی؟

444
00:16:36,495 --> 00:16:38,372
‫آره، اما اون گذرگاه به اون شوالیه‌ها
‫نیاز داره،

445
00:16:38,455 --> 00:16:41,250
‫اون شوالیه‌ها به یه پادشاه نیاز دارن،
‫و اون پادشاه به کیر نیازی نداره.

446
00:16:41,333 --> 00:16:43,711
‫عجب،‌ مورتی، واقعا داری خودتو فدا می‌کنی.

447
00:16:43,794 --> 00:16:45,379
‫حالا می‌خوای کمکت کنم...

448
00:16:45,462 --> 00:16:46,714
‫که مجبور نباشی کیرت رو ببری؟

449
00:16:46,797 --> 00:16:48,716
‫- بله، لطفا.
‫- حله.

450
00:16:48,799 --> 00:16:50,050
‫واقعا جدی میگی، ریک؟

451
00:16:50,134 --> 00:16:52,052
‫البته، رفیق.
‫من بهت یه کیر تقلبی میدم،

452
00:16:52,136 --> 00:16:53,554
‫با سه لایه‌ی ضد خطا.

453
00:16:53,637 --> 00:16:55,055
‫اونا هیچ‌وقت فرق اصلی و تقلبی
‫رو نمی‌فهمن.

454
00:16:55,139 --> 00:16:56,640
‫هیس، مورتی.

455
00:16:56,724 --> 00:16:59,309
‫ما کیرت رو خیلی تقلبی می‌کنیم، رفیق.

456
00:17:06,191 --> 00:17:09,361
‫سیگنال! قربان، شوالیه‌های خورشید
‫دوباره جمع شدن.

457
00:17:09,445 --> 00:17:10,529
‫دست نگه دارین.

458
00:17:10,612 --> 00:17:12,406
‫اگه این بازگشت به سنت‌های قدیم
‫حقیقت داشته باشه،

459
00:17:12,489 --> 00:17:16,076
‫من حاضرم به خونه برگردم
‫و به این خونریزی پایان بدم.

460
00:17:29,089 --> 00:17:32,426
‫قربان؟ ما بمباران هیدروژنی پادماده
‫رو متوقف کنیم؟

461
00:17:32,509 --> 00:17:35,095
‫اون شوالیه‌های بداخلاق
‫فایده‌ای برای خورشید ندارن...

462
00:17:35,179 --> 00:17:36,430
‫بدون...

463
00:17:38,015 --> 00:17:39,683
‫بذارید ببینیم چی میگن.

464
00:17:41,602 --> 00:17:44,730
‫من لیثدور، پدر تریفدور،
‫شخصا بر روی...

465
00:17:44,813 --> 00:17:46,940
‫کندن ساقه‌ی پادشاه نظارت می‌کنم.

466
00:17:47,024 --> 00:17:48,942
‫اگه ساقه‌ی اون به خوبی بسوزه،

467
00:17:49,026 --> 00:17:51,278
‫صلح به کره‌ها برمیگرده.

468
00:17:52,821 --> 00:17:54,156
‫آره!

469
00:17:55,824 --> 00:17:58,452
‫قیچی ساقه‌کنی رو بیارین!

470
00:17:58,535 --> 00:18:01,371
‫- مورتی شجاع!
‫- تو می‌تونی، پادشاه من!

471
00:18:04,541 --> 00:18:06,752
‫همه چی جای خودش.
‫برو داخل این دستگاه...

472
00:18:06,835 --> 00:18:08,587
‫که کیرهای هولوگرامی
‫ساخته شده با نانوفناوری رو...

473
00:18:08,670 --> 00:18:10,130
‫- شناسایی می‌کنه.
‫- چی؟!

474
00:18:10,214 --> 00:18:13,342
‫جنگ چشم ما رو به عجایب فناوری
‫باز کرده.

475
00:18:13,425 --> 00:18:15,719
‫لطفا واردش بشین، اعلیحضرت.

476
00:18:21,391 --> 00:18:23,435
‫وای!

477
00:18:23,519 --> 00:18:24,978
‫ببخشید، سرورم،
‫اما ما می‌خوایم که...

478
00:18:25,062 --> 00:18:26,772
‫وارد این دستگاه دوم هم بشید،

479
00:18:26,855 --> 00:18:29,316
‫که کیرهای کلون‌شده‌ی اضطراری
‫رو شناسایی می‌کنه.

480
00:18:29,399 --> 00:18:30,984
‫وای، انگار شماها خیلی
‫در زمینه‌ی...

481
00:18:31,068 --> 00:18:33,320
یه ‫فناوری جدید خاص پیشرفت کردین، مگه نه؟

482
00:18:33,403 --> 00:18:35,322
‫- وای، یه لکه‌ی خورشیدی!
‫- چی؟ کجا؟

483
00:18:37,741 --> 00:18:41,286
‫وای پسر، یه دستگاه سومی
‫هم داریم؟

484
00:18:41,370 --> 00:18:43,205
‫بعد از دستگاه دوم می‌فهمی.

485
00:18:43,288 --> 00:18:44,748
‫ما دوست نداریم اونا رو...

486
00:18:44,832 --> 00:18:47,209
‫تا دستگاه قبلی کارشو نکرده باشه
‫آشکار کنیم.

487
00:18:47,292 --> 00:18:49,837
‫درسته.

488
00:18:49,920 --> 00:18:53,257
‫سومین دستگاه کیر مصنوعی
‫رو شناسایی می‌کنه.

489
00:18:53,340 --> 00:18:54,842
‫اوه. خوبه.

490
00:18:54,925 --> 00:18:57,177
‫خیلی خب، برو جلو، و البته
‫منظورم از "مصنوعی"...

491
00:18:57,261 --> 00:18:59,513
‫کیر جادوییه.

492
00:18:59,596 --> 00:19:01,682
‫- لعنتی.
‫- من حضور یه کیر مصنوعی رو حس می‌کنم.

493
00:19:01,765 --> 00:19:04,393
‫استخون‌ها میگن که
‫اون هنوز کیر همراهشه.

494
00:19:06,436 --> 00:19:07,563
‫هیچ چیزی از چشم...

495
00:19:07,646 --> 00:19:08,939
‫این خانوم استخون مرغی دور نمیمونه.

496
00:19:09,022 --> 00:19:10,858
‫فقط داشتم آزمایشش می‌کردم.

497
00:19:10,941 --> 00:19:14,194
‫ساقه‌ی خودت رو بکن.

498
00:19:14,278 --> 00:19:16,947
‫مورتی؟ مورتی بلند جواب نده.

499
00:19:17,030 --> 00:19:19,658
‫صدامو میشنوی؟ من ریکم.
‫من دارم از طریق ذهنم باهات حرف میزنم.

500
00:19:19,741 --> 00:19:20,868
‫آره، می‌تونم صداتو بشنوم.

501
00:19:20,951 --> 00:19:22,202
‫تو بلند گفتی. حرف نزن.

502
00:19:22,286 --> 00:19:23,537
‫ببخشید. ببخشید.

503
00:19:23,620 --> 00:19:25,289
‫من یه نانوماهواره‌ی دورهم‌اندیشی رو
‫فعال کردم...

504
00:19:25,372 --> 00:19:26,707
‫تا بتونیم افکار همو بشنویم.

505
00:19:26,790 --> 00:19:28,542
‫به دقت هر کاری که بهت میگم رو...

506
00:19:28,625 --> 00:19:30,711
‫با همون ترتیبی که میگم انجام بده.

507
00:19:30,794 --> 00:19:32,713
‫- خیلی خب.
‫- قیچی رو بگیر.

508
00:19:32,796 --> 00:19:34,965
‫خیلی خب. قیچی رو گرفتم.

509
00:19:35,048 --> 00:19:36,216
‫حالا... فرار کن!

510
00:19:36,300 --> 00:19:37,259
‫کیر توش!

511
00:19:37,342 --> 00:19:38,802
‫نگهبانا! بگیریدشون!

512
00:19:38,886 --> 00:19:40,512
‫فرار کن؟ نمی‌تونستی اینو بلند بگی؟!

513
00:19:40,596 --> 00:19:42,306
‫دیگه لازم نیست از دورهم‌اندیشی
‫استفاده کنی.

514
00:19:42,389 --> 00:19:44,224
‫می‌تونی سوالات استفهامی‌تو
‫بلند بپرسی.

515
00:19:44,308 --> 00:19:45,642
‫من نمی‌فهمم،‌ ریک.

516
00:19:45,726 --> 00:19:47,477
‫بذار یه چیزی بهت بگم
‫که فهمش آسونه، رفیق...

517
00:19:47,561 --> 00:19:50,147
‫من بهت افتخار می‌کنم که
‫سعی کردی گند خودتو جبران کنی.

518
00:19:50,230 --> 00:19:51,648
‫نمی‌خواستم مجبور به انجام
‫این کار بشم.

519
00:19:51,732 --> 00:19:54,943
‫این بار عیب نداره.
‫ما چاره‌ای نداریم.

520
00:19:55,027 --> 00:19:56,111
‫من عاشقتم،‌ ریک.

521
00:19:56,194 --> 00:19:58,155
‫منم عاشقتم، رفیق.

522
00:19:59,990 --> 00:20:02,659
‫وای!

523
00:20:02,743 --> 00:20:04,620
‫و اون موقع بود که پادشاه مورتی و ریک...

524
00:20:04,703 --> 00:20:07,414
‫چاره‌ای جز پریدن به درون خورشید نداشتن.

525
00:20:07,497 --> 00:20:10,584
‫خیلی حیف شد که اون فکر می‌کرد
‫به‌خاطر کاری که با جامعه‌ی ما کرده...

526
00:20:10,667 --> 00:20:12,502
‫فدا کردن کیرش کافی نیست...

527
00:20:12,586 --> 00:20:16,173
‫اون کل بدنش و خدمتکار
‫جادوگرش رو هم فدا کرد.

528
00:20:16,256 --> 00:20:18,550
‫و بعد از مدتی،‌ استخون‌های ضدآفتاب اونا...

529
00:20:18,634 --> 00:20:20,010
‫روی سطح خورشید شناور شدن.

530
00:20:20,093 --> 00:20:21,762
‫ما حتی با یه ملاقه‌ی سلطنتی
‫اونو بررسی کردیم...

531
00:20:21,845 --> 00:20:23,221
‫تا مطمئن بشیم خورشید واقعی بوده،

532
00:20:23,305 --> 00:20:26,141
‫و اونا زیر یه مخزن خورشید
‫تقلبی مخفی نشدن.

533
00:20:26,224 --> 00:20:27,935
‫مرگ خشنی بود.

534
00:20:28,018 --> 00:20:30,479
‫و در نهایت وقتی که دیگه
‫تحمل سوگواری رو نداشتیم...

535
00:20:30,562 --> 00:20:34,274
‫تصمیم گرفتیم اقدام باستانی
‫قطع ساقه رو لغو کنیم.

536
00:20:34,358 --> 00:20:37,945
‫و ما این رو مدیون پادشاه مورتی ذوب شده
‫هستیم.

537
00:20:38,028 --> 00:20:39,237
‫مورتی ذوب شده!

538
00:20:39,321 --> 00:20:40,948
‫پادشاه مورتی ذوب شده!

539
00:20:41,031 --> 00:20:42,699
‫دیدی، مورتی؟
‫خیلی خوب جواب داد.

540
00:20:42,783 --> 00:20:44,868
‫با برگشتن به این‌جا ریسک نکردیم؟

541
00:20:44,952 --> 00:20:46,578
‫مورتی، ما باید می‌دونستیم چی شده،
‫به علاوه گرما...

542
00:20:46,662 --> 00:20:49,289
‫- برای مفصل‌هام خیلی خوبه.
‫- پادشاه مورتانیل؟!

543
00:20:49,373 --> 00:20:50,415
‫تو زنده‌ای؟!

544
00:20:50,499 --> 00:20:51,708
‫آره، برو به همه بگو.

545
00:20:51,792 --> 00:20:54,252
‫پاداشت این میشه
‫که کیر خودتو قطع کنی.

546
00:20:54,336 --> 00:20:56,088
‫درسته. منظورت رو فهمیدم.

547
00:20:56,171 --> 00:20:58,924
‫روحت شاد و به سلامت.

548
00:21:00,217 --> 00:21:01,343
‫وای!

549
00:21:01,367 --> 00:21:11,367
قسمت بعدی و دیگر سریال های انیمیشنی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

550
00:21:11,391 --> 00:21:21,391
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

551
00:21:33,041 --> 00:21:35,210
‫یه دونه سرخ شده،
‫یه دونه جنبنده.

552
00:21:35,293 --> 00:21:36,253
‫همین الان حاضر میشه.

553
00:21:36,336 --> 00:21:37,337
‫سه تا لوزم.

554
00:21:37,421 --> 00:21:38,839
‫نظرت در مورد ۱۰ سال چیه؟

555
00:21:38,922 --> 00:21:39,881
‫توی زندان.

556
00:21:39,965 --> 00:21:41,758
‫- ها؟
‫- مامور ویژه مانگو بانگو.

557
00:21:41,842 --> 00:21:44,886
‫تو به‌خاطر قاچاق هات‌داگ غیرقانونی
‫بازداشتی.

558
00:21:46,388 --> 00:21:47,347
‫اوه!

559
00:21:58,275 --> 00:22:01,778
‫آزاد باشین، کوچولوهای من.

560
00:22:01,862 --> 00:22:03,697
‫اه!

561
00:22:03,780 --> 00:22:06,241
‫غافلگیر شدم که جون سالم بدر بردن.

562
00:22:06,324 --> 00:22:08,702
‫فکر می‌کردم شاید یه پرنده بیاد و...

563
00:22:08,785 --> 00:22:10,203
‫اه!

564
00:22:10,287 --> 00:22:12,664
‫چشمش زدم. اه!

