﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,000 --> 00:00:12,000
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:12,900 --> 00:00:15,700
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائنِ خائنِ خائن ♪</i>

4
00:00:15,700 --> 00:00:17,120
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائن، جنده‌ی... ♪</i>

5
00:00:17,120 --> 00:00:18,280
‫این دیگه چیه؟

6
00:00:18,280 --> 00:00:21,320
‫سامر داره ویدیوهای تیک‌تاک درست می‌کنه و
من رو دیس کرده

7
00:00:21,320 --> 00:00:24,250
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائن،
‫جنده‌ی خائنِ خائنِ خائن ♪</i>

8
00:00:24,830 --> 00:00:26,210
‫یه هفته از این داستان گذشته

9
00:00:26,210 --> 00:00:27,750
‫دیگه خسته شدم

10
00:00:29,960 --> 00:00:32,840
‫با این که بدم میاد این رو بگم ولی
‫آهنگه خیلی باحالـه

11
00:00:32,840 --> 00:00:34,050
‫خیلی خفنـه

12
00:00:34,050 --> 00:00:36,890
‫- اینطوریـه...
‫ - آره

13
00:00:37,680 --> 00:00:42,680
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائنِ خائنِ خائن ♪</i>

14
00:00:42,680 --> 00:00:43,680
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائن ♪</i>

15
00:00:43,690 --> 00:00:45,810
‫- <i>♪ جنده‌ی خائن... ♪</i>
‫- صداتون میاد بچه‌ها

16
00:00:46,480 --> 00:00:47,730
‫ببخشید

17
00:00:47,730 --> 00:00:49,860
‫شام با بچه‌‌ها چطور بود؟

18
00:00:49,860 --> 00:00:52,570
‫عالی بود. دارم به بابام
‫«کال‌آف‌دیویی» یاد میدم

19
00:00:52,570 --> 00:00:55,080
‫کل شب رو بیدار موندیم و
‫عین بچه‌های دوازده‌ساله کَل انداختیم

20
00:00:55,080 --> 00:00:57,660
‫- حسابی نابودتون کردن، آره؟
‫- آره، خیلی عوضی‌ان

21
00:00:58,580 --> 00:01:01,080
‫راستی، اون رفیق ارتشیم رو یادتـه؟
‫خورخه؟

22
00:01:01,080 --> 00:01:02,700
‫- همونی که ازش مخفی می‌شدم
‫- اوهوم

23
00:01:02,700 --> 00:01:05,710
‫قراره برگرده شهر و
‫این دفعه می‌خوام باهاش برم بیرون

24
00:01:05,710 --> 00:01:09,000
‫خیلی خوبـه، تو دنیای روانشناسی
‫بهش میگیم روند صعودی

25
00:01:09,000 --> 00:01:10,380
‫ممنون

26
00:01:10,380 --> 00:01:13,420
‫با این‌حال به‌نظرم بهترین قسمتِ
‫ این ماجراها این بود که

27
00:01:13,420 --> 00:01:16,180
‫فهمیدم می‌تونم زیر دوش بشینم

28
00:01:16,890 --> 00:01:19,090
‫- فکر کنم تا ابد همین کار رو بکنم
‫- گل گفتی

29
00:01:19,100 --> 00:01:22,720
‫فکر ‌کنم قبل این که چهارپایه حموم بگیرم،
‫اصلاً‌ پاهام رو نمی‌شستم

30
00:01:23,680 --> 00:01:24,766
‫چه چندش

31
00:01:25,140 --> 00:01:27,850
‫بابا، دوباره زیادی سفره‌ی دلت رو باز کردی

32
00:01:27,850 --> 00:01:29,480
‫تو برا چی هنوز نرفتی؟

33
00:01:31,360 --> 00:01:32,820
‫بالاخره اومد.
‫میریم یا نه؟

34
00:01:32,820 --> 00:01:34,900
‫نه، وایسا.
‫دوباره باید بطری آبم رو پر کنم.

35
00:01:34,900 --> 00:01:36,610
‫پس یه ساعتی رو معطلیم

36
00:01:36,610 --> 00:01:38,580
‫حرفای موقع پیاده‌رویم رو الان شروع می‌کنم

37
00:01:38,580 --> 00:01:41,830
‫مدارک رو با چارلی امضا کردیم.
‫تصمیم گرفتیم بچه بیاریم.

38
00:01:41,830 --> 00:01:43,040
‫- وای
‫- ایول!

39
00:01:43,040 --> 00:01:44,548
‫- تبریک میگم
‫- ممنون

40
00:01:44,573 --> 00:01:46,681
‫چطوری به‌جای این که
یه بچه خوشگل پیدا کنین و

41
00:01:46,706 --> 00:01:48,980
‫به لیز بگین براتون بدزدتش،
 سرپرستی گرفتین؟

42
00:01:48,980 --> 00:01:50,540
‫واقعاً‌ حاضرم بچه بدزدم

43
00:01:50,540 --> 00:01:51,840
‫می‌دونیم

44
00:01:51,840 --> 00:01:54,760
‫اینطوری توی مهمونی‌ها
‫می‌تونم احساساتی بشم و بگم

45
00:01:54,760 --> 00:01:56,590
‫«انگار بچه‌مون ما رو به سرپرسی گرفته»

46
00:01:56,590 --> 00:01:58,260
‫وای، اینش عالیـه

47
00:01:58,260 --> 00:01:59,590
‫- آره
‫- کارت رو خوب بلدی

48
00:01:59,590 --> 00:02:01,350
‫مشتاقم با یه هیکل باباطوری ببینمت

49
00:02:01,350 --> 00:02:03,890
‫من هم همینطور،
‫اما با چارلی سکه انداختیم تا

50
00:02:03,890 --> 00:02:07,420
‫ببینیم کی بیخیال تیپ و قیافه میشه و
‫کی باید صورت سه‌تیغه و عضلانی بمونه

51
00:02:07,420 --> 00:02:09,730
‫البته بچه‌ها،
‫نمی‌تونیم زیادی هیجان‌زده بشیم

52
00:02:09,730 --> 00:02:12,150
‫چون استوارت گفته ممکنه
‫چندین سال طول بکشه

53
00:02:12,150 --> 00:02:13,730
‫اما درک نمی‌کنم

54
00:02:13,730 --> 00:02:16,900
‫چطوری بدون این که شرکا ناراحت بشن،
‫معامله‌ی «میبن» رو جوش دادی؟

55
00:02:16,900 --> 00:02:20,110
‫خب، دلم رو زدم به دریا و...
‫یه کاریش کردم

56
00:02:20,110 --> 00:02:23,330
‫- تبریک میگم
‫- دلت رو زدی به دریا؟ خوشم اومد

57
00:02:23,330 --> 00:02:25,410
‫کار موردعلاقم واسه حل کردن مشکلاتـه

58
00:02:27,620 --> 00:02:28,660
‫خلاصه، من...

59
00:02:28,670 --> 00:02:32,130
‫اومدم یه سری بزنم تا با مربیم
‫راجع به کار حرف بزنم

60
00:02:32,130 --> 00:02:33,540
‫- یعنی من
‫- دقیقاً

61
00:02:33,550 --> 00:02:36,090
‫و بهم گفتش که... تو هم قراره اینجا باشی

62
00:02:36,090 --> 00:02:39,590
‫واسه همین تصمیم گرفتم
‫تنگ‌ترین شلوارم رو بپوشم و

63
00:02:39,590 --> 00:02:41,300
‫- یادت بندازم کسی که...
‫- اوه

64
00:02:41,300 --> 00:02:44,260
‫...با پیغام صوتی ازت خواست بریم بیرون
‫هنوز وجود داره

65
00:02:44,260 --> 00:02:45,600
‫- خیلی‌خب
‫- متاسفانه...

66
00:02:45,600 --> 00:02:47,270
‫فکر کنم یه چند کیلویی اضافه کردم

67
00:02:47,270 --> 00:02:51,020
‫چون این شلوار تنگ نمی‌ذاره
‫خون به پایین‌تنه‌م برسه

68
00:02:51,020 --> 00:02:52,520
‫خیلی تنگـه

69
00:02:52,520 --> 00:02:54,940
‫من دیگه برم خودم رو
‫از شر این شلوار راحت کنم

70
00:02:54,940 --> 00:02:56,110
‫- فعلاً
‫- خدافظ

71
00:02:56,110 --> 00:02:57,360
‫- فعلاً دریک
‫- خدافظ

72
00:02:57,360 --> 00:02:58,440
‫اوه

73
00:02:58,440 --> 00:03:00,860
‫چطوری گذاشتی یه همچین جیگری
‫از چنگت در بره؟

74
00:03:01,610 --> 00:03:04,070
‫من اگه زن بودم، می‌رفتم پیشش و...

75
00:03:04,080 --> 00:03:06,120
‫دِرِک، خبر خوب اینـه که
‫لازم نیست زن باشی

76
00:03:06,120 --> 00:03:08,160
‫- یکمش رو بچش
‫- چیش رو بچشم؟

77
00:03:08,710 --> 00:03:09,910
‫خیلی‌خب، گوش کنین

78
00:03:09,910 --> 00:03:13,460
‫باشه، قبول دارم،
‫طرف رو یکم از خودم دور کردم

79
00:03:13,460 --> 00:03:17,550
‫بعد از جریانات مامانم، دیِ شماره‌ی ۲
‫زنگ زد و سراغش رو گرفت

80
00:03:17,550 --> 00:03:20,880
‫اما من جواب ندادم چون حس بدی داشتم که
‫بعد از این که گذاشتمش و رفتم

81
00:03:20,880 --> 00:03:22,890
‫خودم اول بهش زنگ نزدم

82
00:03:22,890 --> 00:03:26,310
‫بعدش هم، فکر کنم یکم می‌ترسم چون
‫اگه با هم بخوابیم،

83
00:03:26,310 --> 00:03:28,560
‫جذاب‌ترین مردی میشه که
‫تاحالا باهاش بودم

84
00:03:28,560 --> 00:03:29,640
‫- همم، درستـه
‫- آره

85
00:03:29,640 --> 00:03:30,890
‫یکی از جذاب‌ترین‌ها

86
00:03:30,890 --> 00:03:32,730
‫نه، با اختلاف جذاب‌ترین

87
00:03:32,730 --> 00:03:34,150
‫مگه طرف رو ندیدی؟

88
00:03:34,150 --> 00:03:37,320
‫کم مونده بزنم زیر همه‌چیز و
‫با دِرِک‌ها یه سکس سه‌نفره بکنم

89
00:03:37,320 --> 00:03:39,360
‫خب، ممنون که من رو هم حساب کردی

90
00:03:39,360 --> 00:03:40,920
‫فقط اگه اون یکی دِرِک هم باشه

91
00:03:40,920 --> 00:03:44,910
‫باشه، آره اون خیلی جذابـه

92
00:03:45,490 --> 00:03:47,580
‫اما دومین مَرد جذاب گبی کیـه؟

93
00:03:49,120 --> 00:03:50,750
‫- کیث؟
‫- وای خدا! کیث

94
00:03:50,750 --> 00:03:52,790
‫- کیث واقعاً جذاب بود
‫- آره، کیث

95
00:03:52,790 --> 00:03:55,170
‫- اون بدجوری جذاب بود
‫- هنوز بهش پیام میدم

96
00:03:55,170 --> 00:03:57,340
‫پس اول دِریک

97
00:03:57,340 --> 00:03:59,500
‫رتبه‌ی دوم جذاب‌ترین هم می‌رسه به کیث

98
00:03:59,510 --> 00:04:01,590
‫- آره
‫- بعدش هم...

99
00:04:02,970 --> 00:04:03,970
‫جیمی

100
00:04:03,970 --> 00:04:05,220
‫همم

101
00:04:05,220 --> 00:04:06,260
‫جیمی

102
00:04:06,930 --> 00:04:08,760
‫- جویی
‫- وای خدا!

103
00:04:08,770 --> 00:04:11,020
‫- وای خدا
‫- جویی که توی وَن زندگی می‌کنه؟ جویی؟

104
00:04:11,020 --> 00:04:12,560
‫- آره
‫- آره، تو ون باحالش

105
00:04:12,560 --> 00:04:14,140
‫کیر گنده‌ای هم داشت

106
00:04:14,150 --> 00:04:15,600
‫اوه، این دیگه رودست نداره

107
00:04:15,610 --> 00:04:16,900
‫- نه
‫- گه تو جویی

108
00:04:16,900 --> 00:04:20,360
‫حالت خوبـه؟
‫خب تو رو می‌ذارم رتبه‌ی چهارم

109
00:04:20,360 --> 00:04:22,700
‫سومی حق منـه و
‫همه‌تون هم این رو می‌دونین

110
00:04:23,280 --> 00:04:24,280
‫بریم پیاده‌روی

111
00:04:25,119 --> 00:04:32,120
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

112
00:04:50,250 --> 00:04:55,150
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت هفتم»‫

113
00:04:55,730 --> 00:04:58,400
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائنِ خائنِ خائن ♪</i>

114
00:04:58,400 --> 00:05:00,780
<i>‫♪ جنده‌ی خائنِ خائن، جنده‌ی... ♪</i>

115
00:05:02,080 --> 00:05:03,240
‫سامر استعداد داره

116
00:05:03,240 --> 00:05:04,650
‫آره، خیلی به دل می‌شینه

117
00:05:04,650 --> 00:05:06,910
‫- آره
‫- می‌دونم قراره بری به دیدن آلیس

118
00:05:06,910 --> 00:05:09,620
‫واسه همین گفتم بهتره بدونی
‫با چه مشکلی درگیره

119
00:05:10,800 --> 00:05:12,040
‫سلام؟

120
00:05:12,040 --> 00:05:13,126
‫بیا تو دن

121
00:05:13,960 --> 00:05:16,330
‫ببخشید، شما کجا نشسته بودین؟

122
00:05:16,330 --> 00:05:18,210
‫آم... اونجا

123
00:05:19,290 --> 00:05:21,170
‫نمی‌تونه جای گرم رو تحمل کنه

124
00:05:21,170 --> 00:05:23,670
‫پس کلی حرف برای زدن دارین

125
00:05:25,590 --> 00:05:27,090
‫بشین دن

126
00:05:28,300 --> 00:05:30,050
‫عروسی استن فرداست

127
00:05:31,260 --> 00:05:34,600
‫اون صمیمی‌ترین دوستمـه اما
‫سرش گرم عروسی میشه و

128
00:05:34,600 --> 00:05:37,940
‫تنها نشستن سر یه میز پر از غریبه
‫برام عین یه کابوسـه

129
00:05:37,940 --> 00:05:40,820
‫برای همین فکر نکنم بتونم برم

130
00:05:41,280 --> 00:05:44,240
‫دن، می‌دونی که من همیشه درموردِ
‫حرکت رو به جلو موعظه می‌کنم؟

131
00:05:44,240 --> 00:05:46,820
‫دوستی با استن پیشرفت خیلی بزرگیـه اما

132
00:05:46,820 --> 00:05:51,070
‫فکر می‌کنم باعث شده که
سر جات وایسی

133
00:05:51,080 --> 00:05:52,830
‫وایسادن می‌تونه حرکت رو به جلو باشه

134
00:05:52,830 --> 00:05:54,950
‫وایسادن نمی‌تونه حرکت رو به جلو باشه

135
00:05:54,950 --> 00:05:58,120
‫ببین، بخش بزرگی از دوستی
‫اینـه که کنار همدیگه باشین

136
00:05:58,120 --> 00:06:00,560
‫می‌خوای هوای استن رو داشته باشی یا نه؟

137
00:06:02,130 --> 00:06:04,840
‫آره، خیلی دوست دارم پشتش باشم

138
00:06:04,840 --> 00:06:06,470
‫پس حتماً تو عروسیش شرکت می‌کنی

139
00:06:06,470 --> 00:06:10,090
‫بعید می‌دونم. من ترسو و لجبازم.
‫ترکیب مرگباریـه.

140
00:06:10,090 --> 00:06:13,810
‫شرمنده دن اما توی مورد مراجع‌ها،
‫من حسابی روی دورم

141
00:06:13,810 --> 00:06:16,730
‫شاید شکست‌ناپذیر باشم و
‫این یعنی من و تو

142
00:06:16,730 --> 00:06:18,680
‫باید با همدیگه از این دیوار رد بشیم

143
00:06:18,680 --> 00:06:20,100
‫تو یه جلسه؟

144
00:06:20,100 --> 00:06:22,020
‫آره، واقعاً باورنکردنیـه

145
00:06:22,020 --> 00:06:24,440
‫خیلی‌خب، قراره کل روز رو با هم باشیم

146
00:06:24,440 --> 00:06:28,570
‫با هم دیگه دهن این مشکل رو سرویس می‌کنیم.
‫از همین حالا هم شروع می‌کنیم.

147
00:06:28,570 --> 00:06:30,820
‫تف توش

148
00:06:30,820 --> 00:06:32,660
‫یه ویزیت دیگه هم دارم و

149
00:06:32,660 --> 00:06:34,340
‫قرار بود دندونام رو شست‌وشو بدم

150
00:06:34,340 --> 00:06:35,910
‫یه چندتا زنگ می‌زنم و

151
00:06:35,910 --> 00:06:38,980
‫بعدش دهن مشکلات رو سرویس می‌کنیم.
‫از همین حالا.

152
00:06:40,420 --> 00:06:42,420
‫جای گرم خودتـه دن.
‫اشکالی نداره.

153
00:06:43,090 --> 00:06:46,260
‫همم. بازم ممنون که برام قهوه آوردی.

154
00:06:46,260 --> 00:06:48,010
‫با این که پنج دقیقه‌ی دیگه کلاس دارم...

155
00:06:48,010 --> 00:06:49,170
‫- اشکالی نداره
‫- باشه

156
00:06:49,180 --> 00:06:51,620
‫می‌خواستم درمورد خودم حرف بزنم
‫اما خلاصه‌ش می‌کنم

157
00:06:51,620 --> 00:06:52,508
‫ممنون میشم

158
00:06:52,533 --> 00:06:53,760
‫- اهل ماساچوستم
‫- همم

159
00:06:53,760 --> 00:06:55,430
‫به پنی‌سیلین آلرژی دارم

160
00:06:55,430 --> 00:06:58,520
‫عاشق همه‌ی محصولات آلفردو ام،
‫با این که خیلی میونه‌م با لبنیات خوب نیست

161
00:06:58,520 --> 00:06:59,520
‫اوه

162
00:06:59,520 --> 00:07:02,520
‫یه بار کریگ از وبسایت «کریگزلیست» رو دیدم.
‫آدم مزخرفی بود.

163
00:07:02,520 --> 00:07:05,900
‫وای، دوتا چیز گفتی که
نمی‌تونم نادیده‌شون بگیرم

164
00:07:05,900 --> 00:07:06,940
‫چی؟

165
00:07:06,940 --> 00:07:09,940
‫خب، همین که محصولات آلفردو
‫شلوارت رو قهوه‌ای می‌کنن

166
00:07:09,940 --> 00:07:11,950
‫ارزشش رو داشت

167
00:07:13,120 --> 00:07:14,455
‫ای خدا

168
00:07:14,480 --> 00:07:16,386
‫- چیشد؟
‫- کیشاس. نگاه نکن. نگاه نکن

169
00:07:16,910 --> 00:07:17,910
‫اوه

170
00:07:17,910 --> 00:07:20,740
‫وای،‌ داره میاد.
‫خطرناکـه؟ فرار کنیم؟

171
00:07:20,740 --> 00:07:23,210
‫نه،‌ با بورسیه‌ی دو و میدانی اومده اینجا.
‫بهمون می‌رسـه.

172
00:07:23,210 --> 00:07:24,540
‫- یا خدا
‫- سلام

173
00:07:24,540 --> 00:07:26,800
‫چطوری؟

174
00:07:27,200 --> 00:07:30,880
‫موعد تحویل مقاله‌م درموردِ
نظام خانواده همین الانـه

175
00:07:30,880 --> 00:07:32,890
‫میشه بخونیش و نظرت رو بهم بگی؟

176
00:07:32,890 --> 00:07:33,890
‫فقط محض اطمینان می‌پرسم،

177
00:07:33,890 --> 00:07:37,140
‫می‌خوای الان بخونم و تصحیحش کنم و
‫بعد دوباره بخونمش؟

178
00:07:37,140 --> 00:07:38,270
‫آره، لطفاً

179
00:07:38,270 --> 00:07:40,040
‫عجب مقاومتی فولادینی داری.
‫خوشم اومد.

180
00:07:40,040 --> 00:07:41,350
‫- بدش ببینم
‫- ممنون

181
00:07:41,980 --> 00:07:44,400
‫باز شرمنده‌م

182
00:07:44,400 --> 00:07:46,730
‫اشکالی نداره،
‫چون حالا از این عذاب‌وجدانت استفاده می‌کنم

183
00:07:46,730 --> 00:07:48,500
‫تا مجبورت کنم باهام بیای سر یه قرار واقعی

184
00:07:48,500 --> 00:07:50,110
‫- جداً؟
‫- من حاضرم همین حالا باهات بیام

185
00:07:50,110 --> 00:07:51,200
‫- وایسا ببینم،‌ چی؟
‫- چی؟

186
00:07:51,200 --> 00:07:54,620
‫همیشه میگی به خودم اهمیت بدم،
‫این کار هم همینـه دیگه

187
00:07:55,370 --> 00:07:57,920
‫بعدش هم، از یه منبع موثقی اطلاع دارم که
‫فعلاً در کُسش قفلـه

188
00:07:57,920 --> 00:07:59,220
‫مال تو واسه کار و کاسبی بازه؟

189
00:07:59,220 --> 00:08:01,000
‫حرفت زشت بود

190
00:08:01,000 --> 00:08:02,500
‫ولی آره، ۷ روزه و ۲۴ ساعته

191
00:08:02,500 --> 00:08:04,170
‫نمی‌دونم مشکلت چیه کیشا اما

192
00:08:04,170 --> 00:08:06,170
بهتره مشکلاتت رو با پدرت حل کنی

193
00:08:06,880 --> 00:08:09,090
‫کیشا، پا رو دم شیر نذار

194
00:08:09,090 --> 00:08:11,130
‫دریک، حتماً.
‫همین بعد از ظهر.

195
00:08:12,220 --> 00:08:13,760
‫- خیلی‌خب
‫- وای

196
00:08:15,850 --> 00:08:18,640
‫خب مجبور بودم.
‫باید شانسم رو امتحان می‌کردم.

197
00:08:19,180 --> 00:08:20,180
‫می‌بخشمت

198
00:08:20,850 --> 00:08:22,230
‫این کارم رو نمره‌م اثر داره؟

199
00:08:22,230 --> 00:08:24,770
‫احتمالاً حسابم رو باهات صاف کنم کیشا

200
00:08:24,770 --> 00:08:25,600
‫احتمالاً

201
00:08:25,610 --> 00:08:26,690
‫همم

202
00:08:27,520 --> 00:08:29,690
‫همم، همم، همم

203
00:08:29,690 --> 00:08:32,740
‫خیلی‌خب،‌ چرا کسی باید دلش بخواد
‫سر یه میز همگانی بشینه؟

204
00:08:32,740 --> 00:08:34,990
‫به این میگن مواجهه‌درمانی کلاسیک، دن

205
00:08:36,030 --> 00:08:38,030
‫می‌دونستی که موقعیت‌های وحشت‌آور

206
00:08:38,030 --> 00:08:41,250
‫خوشه‌‌ی نورونی کوچولوی توی
‫بادامک مغزت رو فعال می‌کنن؟

207
00:08:41,950 --> 00:08:45,420
‫و مواجهه‌درمانی می‌تونه به ساکت کردنِ
‫ نورون‌های ترست کمک کنه

208
00:08:45,420 --> 00:08:46,710
‫- نه بابا
‫- آره

209
00:08:47,380 --> 00:08:48,670
‫هیچ‌کدومش رو نفهمیدم

210
00:08:48,670 --> 00:08:50,260
‫فقط بهم اعتماد کن.
‫جواب میده.

211
00:08:51,240 --> 00:08:54,430
مثلاً من ‫قبلاً از عنکبوت‌ می‌ترسیدم،
‫برای همین یه کتاب درموردشون گرفتم

212
00:08:54,430 --> 00:08:56,130
‫روش‌های عجیب‌شون رو یاد گرفتم و

213
00:08:56,140 --> 00:08:59,720
‫در نهایت به مرحله‌ای رسیدم که
‫می‌تونستم بگیرم‌شون

214
00:09:01,640 --> 00:09:04,230
‫حالا هم اگه اون جاکش‌ کوچولوهای
‫عجیب‌غریب رو ببینم

215
00:09:04,230 --> 00:09:07,190
‫به هشت‌تا چشم کوچولوی‌ مُردش
‫نگاه می‌کنم و میگم، «رئیس منم!»

216
00:09:09,570 --> 00:09:11,320
‫- ایول
‫- پنکیک گرفتین، آره؟

217
00:09:11,320 --> 00:09:13,280
‫آره. محشرن.

218
00:09:13,280 --> 00:09:15,200
‫بله. شما چطور؟

219
00:09:16,530 --> 00:09:19,910
‫آره، این‌ها پنکیکن و
‫من هم گرفتم‌شون

220
00:09:21,080 --> 00:09:23,710
‫- آره، محشرن
‫- آره

221
00:09:25,420 --> 00:09:26,940
‫اوه

222
00:09:27,720 --> 00:09:28,790
‫یه لحظه، معذرت می‌خوام

223
00:09:28,790 --> 00:09:30,960
‫- اشکالی...
‫- هی، همه‌چیز مرتبـه؟

224
00:09:31,670 --> 00:09:33,010
‫صبح رنگین‌کمون رو دیدین؟

225
00:09:33,010 --> 00:09:37,840
‫حالا که اون رفته،
‫لازم نیست دیگه حرف بزنیم پس...

226
00:09:38,510 --> 00:09:40,720
‫- یه سپر محافظ کوچیک بذاریم
‫- هی

227
00:09:40,720 --> 00:09:43,060
‫من یه کاری تو مدرسه‌ی دخترم دارم

228
00:09:43,060 --> 00:09:45,980
‫خداروشکر.
‫این واقعاً فکر بدی بود.

229
00:09:46,980 --> 00:09:49,730
‫هی. مطمئنی اینجا کاری نداری؟

230
00:09:50,230 --> 00:09:52,530
‫ببین، ببخشید که موفقیت‌هات رو خراب کردم

231
00:09:56,280 --> 00:10:00,030
‫کانر هنوز از وقتی که
‫رفته دانشگاه، بهم زنگ نزده

232
00:10:00,030 --> 00:10:03,240
‫تاحالا شده چیزی که زحمت زیادی
‫براش کشیدی، ولت کنه و بره؟

233
00:10:03,240 --> 00:10:04,910
‫نه

234
00:10:05,910 --> 00:10:09,210
‫هی، بیا یه سر بریم آبجوسازی

235
00:10:09,210 --> 00:10:10,750
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

236
00:10:10,750 --> 00:10:14,130
‫امیدوارم اون چیز یه فهرست از
‫کلمات مترادفِ آبجوسازی باشه

237
00:10:14,130 --> 00:10:15,170
‫خیلی افاده‌ایـه

238
00:10:15,170 --> 00:10:17,550
‫- افاده‌ای خوب؟
‫- شاید

239
00:10:17,550 --> 00:10:18,640
‫بعداً هم رو می‌بینیم

240
00:10:22,350 --> 00:10:24,810
‫پاول. سلام.
‫چه باحال.

241
00:10:24,810 --> 00:10:26,430
‫ایشون دوستم مک هستن

242
00:10:26,430 --> 00:10:28,810
‫نه، لازم به این کارها نیست.
‫من برم تو.

243
00:10:28,810 --> 00:10:29,900
‫خیلی‌خب

244
00:10:32,480 --> 00:10:34,230
‫- واسه‌ی منـه؟
‫- آره

245
00:10:36,190 --> 00:10:37,380
‫این رو می‌خوای بخوری؟

246
00:10:37,380 --> 00:10:40,570
‫همین که پولش رو دادم و
‫برام گذاشتنش روی میز؟

247
00:10:40,570 --> 00:10:41,660
‫نمی‌دونم

248
00:10:42,910 --> 00:10:45,620
‫هی، پاول...
‫امکان نداره، تو دوست داری؟

249
00:10:45,620 --> 00:10:47,410
‫روش برچسب‌ نمی‌ذاریم

250
00:10:48,040 --> 00:10:49,870
‫من ری‌ام و ما عاشق همیم

251
00:10:49,870 --> 00:10:51,290
‫چه ناز

252
00:10:52,040 --> 00:10:53,500
‫فقط می‌خواستم بدونی که

253
00:10:53,500 --> 00:10:56,090
‫چیزی که بین من و مک دیدی
‫کاملاً بی‌ضرره

254
00:10:57,010 --> 00:11:01,340
‫وقتی تصمیم می‌گیری بیای داخل و
‫تا کارهات رو بیش از حد توجیه کنی،

255
00:11:02,100 --> 00:11:04,350
‫صد در صد حرفت رو باور می‌کنم

256
00:11:04,930 --> 00:11:09,980
‫راستی، میشه یه لطفی هم بهم بکنی و
‫پیش دِرِک حرفش رو نزنی؟

257
00:11:09,980 --> 00:11:12,340
‫یه بوهایی داره بلند میشه.
‫یه دِرِکی هم در کار هست.

258
00:11:12,340 --> 00:11:13,520
‫ازش خوشم نیومد

259
00:11:13,520 --> 00:11:18,360
‫گوش کن، من و مک فقط دوستای قدیمی هستیم و
‫شوهرم ازش خوشش نمیاد

260
00:11:18,360 --> 00:11:20,610
‫حس می‌‌کنم باید این رو بپرسم

261
00:11:20,610 --> 00:11:23,700
‫این یارو، مک...
‫که راستی چه اسم مزخرفی داره

262
00:11:23,700 --> 00:11:24,870
‫موافقم

263
00:11:24,870 --> 00:11:26,240
‫زن داره؟

264
00:11:27,330 --> 00:11:29,620
‫- نه
‫- به حرفات گوش می‌کنه؟

265
00:11:29,620 --> 00:11:33,000
‫بهش می‌خوره که مشکلاتت براش مهم باشه؟

266
00:11:33,000 --> 00:11:35,590
‫آره، دوستی همینـه دیگه

267
00:11:36,550 --> 00:11:37,920
‫آره، حتماً

268
00:11:38,880 --> 00:11:40,590
‫- ری،‌ تو مجردی
‫- آره

269
00:11:40,590 --> 00:11:44,390
‫تو با زن‌های جذاب فقط واسه این که
‫باهاشون دوست معمولی باشی میری بیرون؟

270
00:11:44,390 --> 00:11:45,550
‫با یکی‌شون آره

271
00:11:45,560 --> 00:11:47,100
‫دیدی؟

272
00:11:47,100 --> 00:11:49,350
‫فقط منتظرم یه اشتباهی بکنه

273
00:11:49,350 --> 00:11:50,440
‫بعدش...

274
00:11:51,190 --> 00:11:55,110
‫پس دونفر رای به این میدن که
‫«مک به کونت چشم داره»

275
00:11:55,690 --> 00:11:58,570
‫خیلی‌خب «استتلر و والدورف»،
‫جفت‌تون اشتباه می‌کنین

276
00:11:58,570 --> 00:12:00,110
‫هیشکی به کونم چشم نداره

277
00:12:00,110 --> 00:12:04,820
‫البته مشخصاً یه سری هستن که
‫چشم دارن اما منظورم رو می‌گیرین

278
00:12:07,120 --> 00:12:08,950
‫از کجا می‌شناسیش؟

279
00:12:08,950 --> 00:12:11,540
‫یه بار نزدیک بود برینه تو کشوی میزم

280
00:12:11,540 --> 00:12:17,210
‫وقتی سامر ویدیوی «جنده‌‌ی خائن» رو
‫پخش کرد، دعوا شروع شد و

281
00:12:17,210 --> 00:12:19,000
‫به کل کافه‌تریا کشید

282
00:12:19,010 --> 00:12:21,090
‫- خیلی‌خب
‫- آلیس گوشی سامر رو گرفت و

283
00:12:21,090 --> 00:12:23,800
‫پرتش کرد تو یه سطل سس مایونز

284
00:12:23,800 --> 00:12:27,350
‫بعدش هم جیغ می‌زدن و
‫هم رو هُل می‌دادن و...

285
00:12:29,470 --> 00:12:30,720
‫گوشم با شماست

286
00:12:30,730 --> 00:12:32,850
‫بعدش هم جیغ می‌زدن و
‫هم رو هُل می‌دادن و...

287
00:12:32,850 --> 00:12:36,610
‫و بنا به دلایلی،‌ به خانم پریچارد،
‫معلم هنرمون

288
00:12:36,610 --> 00:12:38,360
‫گفتن که یه هرزه‌ی پیر و تنهاست و...

289
00:12:39,780 --> 00:12:41,860
‫- اون هم گریه‌کنان رفت خونه‌
‫- درستـه

290
00:12:41,860 --> 00:12:47,450
‫من اسم این قضیه رو «ننگِ مایونز»
‫می‌ذارم چون از بازی با کلمات خوشم میاد

291
00:12:48,490 --> 00:12:49,700
این که بازی با کلمات نیست

292
00:12:50,450 --> 00:12:53,120
‫اول هر کلمه بذاری «ننگ» که
بازی کلمات حساب نمیشه

293
00:12:53,120 --> 00:12:54,460
‫مهم نیست، بفرمایید

294
00:12:54,460 --> 00:12:57,130
‫هم آلیس و هم سامر تعلیق شدن

295
00:12:57,790 --> 00:13:00,840
‫آخرین باری که همچین خشونتی رو دیده بودیم...

296
00:13:01,800 --> 00:13:03,740
‫آخرین باری بود که شما اینجا بودین

297
00:13:03,740 --> 00:13:05,680
‫که این سوال پیش میاد...

298
00:13:06,720 --> 00:13:08,640
‫رابطه‌ی بین شما و آلیس چطوره؟

299
00:13:08,640 --> 00:13:13,980
‫متوجه شدم که خالکوبی پدر-دختری زدین

300
00:13:14,480 --> 00:13:18,520
‫آره، اما خالکوبی‌های قشنگی‌ان و
‫جای چشم‌گیری هم زدیم

301
00:13:19,820 --> 00:13:20,940
‫جای چشم‌گیر

302
00:13:20,940 --> 00:13:25,070
‫یعنی یه جای قشنگ، نه جایی که
‫بخواد چشم بقیه رو بگیره

303
00:13:25,070 --> 00:13:28,820
‫منظوری که دارم اینـه که
‫رابطه‌مون عالیـه

304
00:13:28,830 --> 00:13:30,360
‫همه‌چیز به روال عادی برگشتـه

305
00:13:30,360 --> 00:13:33,040
‫بابا،‌ این یارو کیـه؟

306
00:13:33,040 --> 00:13:34,580
‫اون مراجعمـه عزیزم

307
00:13:34,580 --> 00:13:38,000
‫که نمی‌خواد اینجا باشه چون
‫مشکلاتش از دبیرستان نشأت گرفته

308
00:13:38,000 --> 00:13:40,170
‫مشکلات همه از دبیرستان نشأت می‌گیرن دن!

309
00:13:42,130 --> 00:13:43,660
‫دیگه کاری اینجا نداریم

310
00:13:43,660 --> 00:13:47,180
‫خب، درمورد چه موضوعی باید حرف بزنیم؟

311
00:13:47,180 --> 00:13:49,760
‫به‌خاطر زندگی‌نامه والدینی که
‫نوشتیم اومدین دیگه؟

312
00:13:49,760 --> 00:13:52,770
‫بهت گفتم موضوع متنت عین پروفایل‌های «گرایندر»ـه
‫(برنامه‌ی دوست‌یابی همجنس‌گرایان)

313
00:13:52,770 --> 00:13:55,930
‫«دوتا بابایی که دنبال سومی می‌گردن؟»
‫قبلاً که جواب داده،‌ الان هم میده

314
00:13:55,980 --> 00:13:58,770
‫گرایندر اصلاً چی هست؟
‫چشمک

315
00:13:58,770 --> 00:14:01,360
‫- گفت چشمک؟
‫- گفت چشمک

316
00:14:01,360 --> 00:14:03,440
‫بگذریم، خبرای خوبی دارم

317
00:14:03,440 --> 00:14:05,200
‫این اتفاقات به ندرت اینقدر سریع پیش میان،

318
00:14:05,200 --> 00:14:09,440
‫اما زندگی‌نامه‌تون حتماً خوب بوده،
‫چون یه مادر انتخاب‌تون کرده

319
00:14:09,440 --> 00:14:11,370
‫وای... خدایا، کِی؟

320
00:14:11,370 --> 00:14:15,040
‫فردا القای زایمان انجام میشه.
‫بچه تا قبل از شام به‌ دست‌تون می‌رسـه.

321
00:14:15,040 --> 00:14:16,790
‫- پشمام
‫- من نوبت ماساژ دارم

322
00:14:16,790 --> 00:14:19,880
‫- این واقعاً هیجا‌ن‌انگیزه
‫- ...برای کنسل کردنش دیر شده

323
00:14:21,960 --> 00:14:24,760
‫پس تا وقتی که تعلیقیت تموم نشده
‫تنبیهی

324
00:14:24,760 --> 00:14:25,840
‫فقط واسه امروز بود

325
00:14:25,840 --> 00:14:28,760
‫این مدرسه‌ی کوفتی واقعاً بلده
‫به آدم درس یاد بده، مگه نه؟

326
00:14:29,340 --> 00:14:31,970
‫پس یعنی اجازه ندارم تا غروب جایی برم؟

327
00:14:31,970 --> 00:14:34,100
‫نه. یه جا می‌تونی بری.

328
00:14:35,230 --> 00:14:36,810
‫می‌تونی بری با سامر حرف بزنی

329
00:14:36,810 --> 00:14:38,310
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

330
00:14:39,060 --> 00:14:42,540
‫هزاربار خواستم به‌خاط کانر
‫از سامر معذرت بخوام

331
00:14:42,540 --> 00:14:47,410
‫ببخشید که بی‌نقص نیستم.
‫خیر سرم عزادار بودم.

332
00:14:48,200 --> 00:14:49,490
‫چیـه؟

333
00:14:51,910 --> 00:14:53,760
‫من هم قبلاً جایی که تو هستی بودم

334
00:14:53,760 --> 00:14:57,020
‫با این فکر زندگی می‌کردم که
‫مشکلات هیچ‌کسی با من قابل‌مقایسه نیست

335
00:14:57,020 --> 00:15:00,080
‫اما دخترم، نمیشه که فقط چون مامان مُرده،

336
00:15:00,080 --> 00:15:02,680
‫دیگه فکر نکنیم که بقیه مشکلی ندارن

337
00:15:03,170 --> 00:15:06,300
‫آخه تو اصلاً می‌دونی سامر
‫چه مشکلاتی تو زندگیش داره؟

338
00:15:06,300 --> 00:15:09,880
‫خب، بهم گفت که چندسالی هست که
‫با باباش حرف نزده

339
00:15:09,880 --> 00:15:11,180
‫حتماً‌ خیلی سخت بوده

340
00:15:12,666 --> 00:15:13,666
‫دیگه؟

341
00:15:14,220 --> 00:15:15,586
‫دیگه...

342
00:15:16,770 --> 00:15:18,390
‫قرصای مامانش رو می‌دزده

343
00:15:19,310 --> 00:15:20,318
‫دیگه چی؟

344
00:15:20,343 --> 00:15:24,890
‫گفت کانر بهترین اتفاقی بوده که
‫بعد از مدت‌ها براش افتاده

345
00:15:27,570 --> 00:15:29,280
‫لعنتی

346
00:15:29,900 --> 00:15:31,086
‫لعنتی

347
00:15:31,530 --> 00:15:32,780
‫کار بابایی درجه یکی بود

348
00:15:32,780 --> 00:15:34,450
‫چندوقته بدجوری رو دورم

349
00:15:35,120 --> 00:15:36,553
‫ممنون

350
00:15:40,040 --> 00:15:42,580
‫- خیلی عجیبـه که تو هنوز اینجایی
‫- موافقم

351
00:15:42,580 --> 00:15:44,630
‫- گرسنه‌تـه؟ من که گرسنه‌مـه
‫- یکم

352
00:15:44,630 --> 00:15:47,170
‫- حواست به عنکبوت باشه
‫- رئیس منم

353
00:15:52,010 --> 00:15:53,390
‫هان؟

354
00:15:54,760 --> 00:15:57,470
‫- باورم نمیشه واقعاً اومدی
‫- راستش رو بخوای...

355
00:15:57,470 --> 00:15:59,850
‫واقعاً باورم نمی‌شد آبجوسازی داشته باشی

356
00:16:00,520 --> 00:16:04,110
‫واقعیـه. یه آشپزخونه پر از خدمه و
‫یه متصدی بار به اسم هکتور دارم

357
00:16:04,480 --> 00:16:07,150
‫- به اسم هکتور می‌خوره الکی باشه
‫- آره، هکتوری در کار نیست

358
00:16:07,150 --> 00:16:09,110
‫اصلاً بلد نیستم آبجو درست کنم

359
00:16:09,110 --> 00:16:10,990
‫همین فکر رو می‌کردم.
‫آره.

360
00:16:10,990 --> 00:16:12,070
‫با این حال...

361
00:16:13,990 --> 00:16:15,120
‫این رو نگاه کن

362
00:16:16,240 --> 00:16:19,290
‫وای، تو چی‌کار کردی؟

363
00:16:20,910 --> 00:16:24,040
‫البته خیلی واسه یه آبجوفروشی
‫منطقی نیست اما...

364
00:16:24,040 --> 00:16:28,250
‫حالا هرچی. یه آبجوی جدید درست می‌کنم و
اسمش رو آبجوی «سگ شکاری»‌ای چیزی می‌ذارم

365
00:16:28,250 --> 00:16:29,420
‫مست‌ها عاشق سگن

366
00:16:29,420 --> 00:16:31,510
‫من هم همینطوری به سرپرستی گرفتم‌شون

367
00:16:31,510 --> 00:16:35,480
‫با شراب مرلو مست شدم و فرداش
‫تصمیم گرفتم تموم سگ‌های دنیا رو نجات بدم

368
00:16:38,470 --> 00:16:41,100
‫ببین،‌ مثل روز برام روشنـه که
‫خیلی داری سختی می‌کشی

369
00:16:41,850 --> 00:16:44,400
‫کاش می‌تونستی از چشمای من
خودت رو ببینی

370
00:16:45,020 --> 00:16:49,270
‫تو خیلی باحال و بامزه و بااستعدادی

371
00:16:49,280 --> 00:16:50,990
‫آخه این عکس‌ها رو نگاه

372
00:16:53,140 --> 00:16:56,220
‫تو دنیا رو جوری می‌بیینی که
‫هیچکس دیگه‌ای نمی‌‌بینه

373
00:16:57,530 --> 00:17:01,330
‫اصلاً... نمی‌تونم بگم که این حرفات
‫چقدر برام ارزش دارن

374
00:17:01,830 --> 00:17:06,250
‫لیزی،‌ حاضرم هرکاری واست بکنم

375
00:17:17,510 --> 00:17:21,470
‫ببخشید. من باید برم.
‫نمی‌تونم... این کار رو بکنم.

376
00:17:25,980 --> 00:17:27,060
‫گه توش

377
00:17:28,980 --> 00:17:32,400
‫برای قرار اولِ سوم،
‫دوچرخه‌سواری ریسک بزرگیـه

378
00:17:32,400 --> 00:17:36,070
‫اما من خوشبختانه این لباسِ
‫دوچرخه‌سواری بامزه‌ی ناز رو دارم و

379
00:17:36,070 --> 00:17:39,240
‫به‌نظرم حرف نداره

380
00:17:39,240 --> 00:17:40,870
‫وای

381
00:17:40,870 --> 00:17:42,660
‫وای به این معنی که خوشگل شدم یا

382
00:17:42,660 --> 00:17:44,820
‫به این معنی که اونجام از
‫زیر شورتم زده بیرون؟

383
00:17:44,820 --> 00:17:46,960
‫وای به این معنی که پشمام
‫خیلی خوشگل شدی

384
00:17:46,960 --> 00:17:48,920
‫پس به گمونم بهتره...

385
00:17:48,920 --> 00:17:50,420
‫...این شیطون رو نگه دارم

386
00:17:50,420 --> 00:17:51,880
‫- اوه
‫- خیلی‌خب

387
00:17:51,880 --> 00:17:53,420
‫لطفاً بگو که مسافت زیادی نمیریم

388
00:17:53,420 --> 00:17:55,670
‫فقط یه ۲۰۰ متر میریم تا به پارک برسیم

389
00:17:55,680 --> 00:17:58,390
‫بعدش می‌شینیم، یه شرابی می‌خوریم...

390
00:17:58,390 --> 00:18:01,140
‫...میگیم بعداً خیلی دوچرخه‌سواری می‌کنیم اما
‫هیچوقت نمی‌کنیم

391
00:18:01,140 --> 00:18:02,510
‫می‌تونم بگم ورزش رو

392
00:18:02,520 --> 00:18:04,600
‫- به‌بهونه‌ی شراب خوردن دوست دارم
‫- آره

393
00:18:05,230 --> 00:18:07,020
‫خب، چه جور شرابی...

394
00:18:07,020 --> 00:18:08,690
‫- وای، خداروشکر خونه‌این
‫- وای

395
00:18:08,690 --> 00:18:12,500
‫ببخشید می‌پرم وسط حرف‌تون اما فکر کنم
درمورد اونجات که زده بیرون حرف می‌زدین

396
00:18:12,500 --> 00:18:13,570
‫می‌دونستم

397
00:18:13,570 --> 00:18:15,450
‫بانمک بود

398
00:18:15,450 --> 00:18:19,240
‫می‌خوان همین فردا بهمون بچه بدن و
‫دیگه دارم دیوونه میشم!

399
00:18:19,240 --> 00:18:22,200
‫چارلی من رو فرستاده وسیله بخرم اما
‫نمی‌دونم بچه چی لازم داره

400
00:18:22,200 --> 00:18:25,330
‫واسه همین هول شدم و ۲۰ تا پوشک و
‫یه لباس مرغی کوچولو خریدم

401
00:18:25,330 --> 00:18:26,750
‫چه بانمکـه

402
00:18:26,750 --> 00:18:28,000
‫تخم‌دانم رو تحریک کرد

403
00:18:28,000 --> 00:18:30,840
نمی‌دونم الان باید خوشحال بشم
یا ناراحت

404
00:18:32,670 --> 00:18:34,880
‫قرار نبود اینقدر زود بهمون بچه بدن

405
00:18:34,880 --> 00:18:37,050
‫من فقط یه کتاب کودک خوندم

406
00:18:37,050 --> 00:18:39,010
‫یه کتاب کودک شروع کردم

407
00:18:39,680 --> 00:18:41,090
‫باشه، یه کتاب کودک خریدم

408
00:18:41,100 --> 00:18:42,300
‫راستش رو بگو بره

409
00:18:42,310 --> 00:18:43,720
‫حتی کتاب کودک هم ندارم!

410
00:18:43,720 --> 00:18:45,970
‫- آفرین
‫- اصلاً وقت نداریم خونه رو برای بچه امن کنیم

411
00:18:45,980 --> 00:18:47,810
‫صندلی ماشین بخریم،
‫واسه‌‌ی دونفر غذا بخوریم

412
00:18:47,810 --> 00:18:49,690
‫من نُه ماهم رو می‌خوام!

413
00:18:49,690 --> 00:18:51,980
‫خب چرا به شوهرت نمیگی که
‫هنوز آماده نیستی؟

414
00:18:51,980 --> 00:18:54,320
‫نه، اون یکی دریک.
‫وقتی این ماجرای بچه شروع شد...

415
00:18:54,320 --> 00:18:56,490
‫خیلی جر و بحث داشتیم

416
00:18:56,490 --> 00:18:58,610
‫شاید من رو نشناسی اما
‫من خیلی دمدمی مزاجم

417
00:18:58,610 --> 00:19:00,860
‫- فهمیده بودم
‫- اونقدر هم دمدمی مزاج نیستم

418
00:19:00,870 --> 00:19:03,120
‫وای خدا،‌ حتی دمدمی مزاج بودنم هم
‫دمدمی شده

419
00:19:03,440 --> 00:19:05,580
‫به چارلی قول داده بودم که آماده‌م و

420
00:19:05,580 --> 00:19:08,160
‫حالا اگه بگم نیستم،
‫دیگه هیچوقت بهم اعتماد نمی‌کنه

421
00:19:08,160 --> 00:19:10,920
‫همین الان هم فکر می‌کنه
‫یه پام توی خونه‌س و یه پام بیرونـه که

422
00:19:10,920 --> 00:19:13,170
‫یادم افتاد اگه در سگ‌مون خیلی
‫کوچیک بود، باید در بچه هم اضافه کنیم

423
00:19:13,170 --> 00:19:14,905
‫اصلاً در بچه داریم؟

424
00:19:14,930 --> 00:19:16,398
‫- نه،‌ نه
‫- نه

425
00:19:16,423 --> 00:19:18,918
‫لطفاً کمکم کنین.
‫بهتون التماس می‌کنم.

426
00:19:18,943 --> 00:19:21,190
‫برایان، بگیر بشین، خب؟

427
00:19:21,680 --> 00:19:23,510
‫ببین، ‌می‌دونم کار سخت و ترسناکیـه

428
00:19:23,510 --> 00:19:27,270
‫- آره
‫- اما قول میدم وقتی ۱۰ ثانیه

429
00:19:27,270 --> 00:19:31,690
‫با دریک ورزش کردم و بعدش
‫عین سگ مست شدم،‌ بهش فکر کنم

430
00:19:31,690 --> 00:19:33,610
‫- نه، نه، نه
‫- آره

431
00:19:33,610 --> 00:19:35,360
‫نه، اشکالی نداره

432
00:19:35,860 --> 00:19:39,780
‫این چطوره؟ تو به چارلی و
‫تموم کسایی که اعتماد داری زنگ بزن

433
00:19:39,780 --> 00:19:42,200
‫دل‌مون رو می‌زنیم به دریا و
‫یه کاریش می‌کنیم

434
00:19:42,200 --> 00:19:43,530
‫- باشه
‫- خوبه؟

435
00:19:43,530 --> 00:19:45,660
‫آره، عالیـه.
‫ خوشم اومد. بریم تو کارش.

436
00:19:45,660 --> 00:19:48,870
‫- خب دیگه، برات آب میارم
‫- ممنون، خیلی تشنمـه

437
00:19:49,660 --> 00:19:50,670
‫از کجا فهمید؟

438
00:19:51,290 --> 00:19:52,710
‫ازش خوشم اومد

439
00:19:52,710 --> 00:19:56,500
‫همزمان بهم حس آرامش و
‫حشری‌کننده‌ای میده

440
00:19:56,500 --> 00:19:57,590
‫به منم

441
00:19:58,380 --> 00:20:02,130
‫اگه امشب نتونم بهش بدم،
‫می‌کشمت

442
00:20:02,140 --> 00:20:03,510
‫- باشه
‫- باشه؟

443
00:20:03,510 --> 00:20:05,300
‫- متوجهم
‫- خیلی‌خب

444
00:20:05,310 --> 00:20:06,640
‫می‌فهمم چی میگی

445
00:20:06,640 --> 00:20:08,800
‫اما فکر می‌کردم خوشحالی که
‫می‌خوای خورخه رو ببینی

446
00:20:08,800 --> 00:20:11,730
‫آره اما واسه این که اون
‫تنها کسی بود که توی جوخه‌مون

447
00:20:11,730 --> 00:20:13,190
‫حال خوبی داشت

448
00:20:13,620 --> 00:20:16,120
‫حالا که حسابی داره دست و پا می‌زنه
‫می‌خواد من رو ببینه

449
00:20:16,120 --> 00:20:17,360
‫خب، مردم دست و پا می‌زنن

450
00:20:17,360 --> 00:20:20,240
‫می‌دونم اما من چه مشاوره‌ای
می‌تونم بهش بدم؟

451
00:20:21,070 --> 00:20:24,380
‫یه کاری کنه از خونه‌ش پرت بشه بیرون؟
‫بره با روان‌درمانش زندگی کنه؟

452
00:20:24,380 --> 00:20:26,830
‫من آخری نفری‌ام که
‫باید بهش تکیه کنه

453
00:20:26,830 --> 00:20:29,871
‫من باشم با هیچ‌کدوم از این‌ها
حرفم رو شروع نمی‌کنم

454
00:20:29,896 --> 00:20:32,280
‫اما دن، شاید تو بتونی به شاون بگی که

455
00:20:32,280 --> 00:20:34,830
‫چی باعث شد تو راحت‌تر
‫سفره‌ی دلت رو واسه‌ی من باز کنی

456
00:20:34,830 --> 00:20:37,630
‫به‌خاطر این که عین یه
درخت بلوط افسرده می‌مونه؟

457
00:20:37,630 --> 00:20:40,090
‫هرچی دلت می‌خواد بگو پاول
‫اما همین امروز صبح

458
00:20:40,090 --> 00:20:43,080
‫یه زن بهم گفت که
‫جزو ۵ ‌تا مرد جذابی‌ام که باهاش بوده

459
00:20:43,080 --> 00:20:44,340
‫یعنی پنجمی بودی؟

460
00:20:44,340 --> 00:20:46,470
‫چهارمی بودم.
‫بخورش.

461
00:20:47,140 --> 00:20:48,310
‫خلاصه، دن...

462
00:20:48,890 --> 00:20:50,100
‫خب...

463
00:20:51,430 --> 00:20:55,520
‫راستش، وقتی سفره‌ی دلم رو
‫باز کردم که گفتی...

464
00:20:55,520 --> 00:20:57,110
‫تو هم خیلی تنها بودی

465
00:20:58,360 --> 00:21:01,000
‫انگار دنبال یه مشاوری بودم که
‫عین خودم بگا رفته باشه

466
00:21:01,000 --> 00:21:03,650
‫در این صورت که زدی وسط خال

467
00:21:04,700 --> 00:21:08,700
‫اما راست میگی، آدم‌های بگا رفته
‫می‌تونن خیلی به آده‌های بگا رفته کمک کنن

468
00:21:08,700 --> 00:21:11,020
‫آخه یه نگاه به ما بنداز

469
00:21:11,620 --> 00:21:12,620
‫نظرت چیـه؟

470
00:21:14,170 --> 00:21:15,580
‫عه، گه توش

471
00:21:15,580 --> 00:21:17,500
‫- سلام برایان، چطوری؟
<i>‫- وای، خداروشکر برداشتی</i>

472
00:21:17,500 --> 00:21:19,550
<i>‫فکر می‌کردم وسط یه کار حوصله‌سربر باشی</i>

473
00:21:19,550 --> 00:21:21,050
<i>‫گوش کن جیمی، اصلاً نمی‌دونی...</i>

474
00:21:21,050 --> 00:21:24,550
‫همه‌مون می‌دونیم قبل این که لازم بشه
‫چیزی بگم، کلی طول می‌کشه...

475
00:21:24,550 --> 00:21:25,720
‫ببخشید، ادامه بده شاون

476
00:21:26,720 --> 00:21:29,400
‫گه توش، این کار رو می‌کنم.
‫میرم به دیدنش.

477
00:21:29,400 --> 00:21:32,270
‫ممنون، اون یکی مراجع جیمی

478
00:21:32,270 --> 00:21:33,770
‫امروز صبح بود که دیدمت؟

479
00:21:34,610 --> 00:21:36,129
‫حالت خوبـه؟

480
00:21:36,310 --> 00:21:38,900
‫- برخلاف خواستت نگهت داشته؟
‫- آره

481
00:21:38,900 --> 00:21:41,280
‫نه دن، تو خودت می‌خوای اینجا باشی

482
00:21:41,280 --> 00:21:42,990
‫- نظرم عوض شد
‫- نه، نشد

483
00:21:42,990 --> 00:21:44,070
‫پاول، نشده

484
00:21:44,070 --> 00:21:46,110
‫یه لیست از مشاورهای دیگه بهت میدم

485
00:21:46,386 --> 00:21:49,776
‫مسئله‌ی شخصی نیست. واسه همه‌ی
‫ مراجع‌های جیمی این کار رو می‌کنم.

486
00:21:50,277 --> 00:21:51,737
‫من باید برم به دیدن آلیس

487
00:21:52,910 --> 00:21:54,037
<i>‫اصلاً گوش می‌کنی چی میگم؟</i>

488
00:21:54,062 --> 00:21:56,383
‫- ای وای
<i>‫- به‌خدا از اول شروع‌ می‌کنم‌ها</i>

489
00:21:56,408 --> 00:21:58,368
‫برایان، معلومـه که دارم گوش می‌کنم

490
00:21:58,823 --> 00:22:01,043
‫ممنون که قبول کردی باهام حرف بزنی

491
00:22:01,068 --> 00:22:03,868
‫تعلیق شدم،
‫کار بهتری نداشتم

492
00:22:05,653 --> 00:22:07,493
بابات عصبانی شد؟

493
00:22:07,980 --> 00:22:10,360
‫خب، سه ساعت کامل تنبیهم کرد خونه بمونم

494
00:22:12,516 --> 00:22:13,899
‫مامان تو چی گفت؟

495
00:22:14,629 --> 00:22:17,049
‫دیشب از کازینوی مورانگو بیرونش کردن

496
00:22:17,590 --> 00:22:20,158
‫برای همین فکر نکنم خیلی تو اولویتش باشه

497
00:22:20,183 --> 00:22:21,183
‫- پشمام
‫- آره

498
00:22:23,040 --> 00:22:26,160
‫- اصلاً چی‌کار می‌کنه؟
‫ - دوباره تاس گذاشته تو دهنش

499
00:22:31,583 --> 00:22:33,393
‫همه‌ی این اتفاقات تقصیر منـه

500
00:22:35,056 --> 00:22:37,976
‫من بهت نارو زدم و
‫این اصلاً حقت نبود

501
00:22:38,001 --> 00:22:41,791
‫وقتی مامانم مُرد، همه ولم کردن اما
‫توی پشتم موندی و

502
00:22:41,816 --> 00:22:44,986
‫من واقعاً خودخواه بودم و

503
00:22:45,011 --> 00:22:48,891
‫به هیچ‌کدوم از مشکلاتی که
تو داشتی فکر نکردم

504
00:22:49,435 --> 00:22:52,580
‫دیگه تکرار نمیشه.
‫قول میدم.

505
00:22:53,243 --> 00:22:54,482
‫ممنون

506
00:22:56,280 --> 00:22:57,526
‫دوستت دارم

507
00:22:57,551 --> 00:22:59,326
‫منم دوستت دارم

508
00:23:07,469 --> 00:23:09,629
‫کانر رو چی‌کار می‌کنی؟

509
00:23:10,006 --> 00:23:13,096
‫خب، موقع تعطیلات پائیز بوسش می‌کنم...

510
00:23:13,121 --> 00:23:16,291
‫...بعدش گریه می‌کنم و میگم
‫«این کار اشتباه بود»

511
00:23:16,316 --> 00:23:20,526
‫بعدش هم وسط میان‌ترم‌هاش،
الکی نشون میدم که با یکی دوست شدم

512
00:23:20,551 --> 00:23:22,141
‫- پشمام
‫- آره، مثلاً سر شام،

513
00:23:22,166 --> 00:23:23,956
‫از دست خودم با یه پسر عکس می‌ذارم

514
00:23:23,981 --> 00:23:27,651
‫بعدش هم روز شکرگزاری برمی‌گردم پیشش

515
00:23:28,277 --> 00:23:30,917
‫اما میگم واسه خوابیدن باهاش
‫زیادی سیرم

516
00:23:32,077 --> 00:23:34,552
‫عاشق این کارهای انتقام‌گیریتم

517
00:23:35,326 --> 00:23:38,126
‫جنده‌ی خائنِ خائنِ خائن

518
00:23:38,151 --> 00:23:41,941
‫جنده‌ی خائنِ خائنِ خائنِ خائنِ

519
00:23:42,463 --> 00:23:43,473
‫سلام

520
00:23:44,047 --> 00:23:46,047
‫چرا اینقدر شانسی باید تو رو ببینم؟

521
00:23:46,340 --> 00:23:47,340
‫آلیس نتونست بیاد

522
00:23:47,365 --> 00:23:50,165
‫پیش سامره، واسه همین گفت
‫من بهت بگم

523
00:23:50,520 --> 00:23:52,140
‫خب چرا زنگ نزد؟

524
00:23:52,583 --> 00:23:55,043
‫همم، خب...

525
00:23:55,303 --> 00:23:58,263
‫ای خدا، نه

526
00:23:58,288 --> 00:24:01,418
‫آروم باش.
‫قوانین رو بلدم.

527
00:24:01,586 --> 00:24:04,086
‫استوایی، چیز خوبیـه

528
00:24:10,523 --> 00:24:12,276
‫- ممنون که اومدین بچه‌ها
‫- آره

529
00:24:12,301 --> 00:24:14,601
‫هنوز باورم نمیشه منظورت از دل به دریا زدن

530
00:24:14,626 --> 00:24:16,416
‫واقعاً اومدن به دریا بود

531
00:24:16,441 --> 00:24:18,208
‫فکر می‌کردم یه استعاره‌ست

532
00:24:18,233 --> 00:24:22,083
‫مثلاً‌ «وای نه، سودمون کم شده»
‫«بیاین دل‌مون رو بزنیم به دریا»

533
00:24:22,108 --> 00:24:23,156
‫نه‌خیر

534
00:24:23,181 --> 00:24:27,750
‫اقیانوس جای جادویی‌ایـه.
‫کمکت می‌کنه مسائل رو واضح ببینی.

535
00:24:27,775 --> 00:24:29,677
‫خب،‌ با این حال
‫بدترین قراری نیست که تاحالا داشتم

536
00:24:29,702 --> 00:24:31,723
‫- جیمی؟ چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- بله؟

537
00:24:31,748 --> 00:24:33,998
‫هنوز نباید خالکوبیم رو خیس کنم

538
00:24:34,023 --> 00:24:39,533
‫برایان، ممه‌هام از سرما یخ زد.
‫این کار فایده داره؟ چیزی رو واضح‌‌تر دیدی؟

539
00:24:39,558 --> 00:24:41,222
‫آره

540
00:24:41,247 --> 00:24:44,537
‫به‌نظرم جیمی نباید خالکوبی می‌زد.
‫عین احمق‌ها شده.

541
00:24:44,562 --> 00:24:45,652
‫خیلی بده جیمی

542
00:24:45,933 --> 00:24:49,763
‫بعدش هم، الان اصلاً از پس بچه برنمیام

543
00:24:49,788 --> 00:24:55,187
‫اما می‌دونم ممکنه چندین سال طول بکشه تا
‫یه فرصت دیگه بهمون بدن

544
00:24:55,661 --> 00:24:59,906
‫یعنی همینطوی باید بگیم...
‫آره، آماده‌ایم یا چی؟

545
00:24:59,931 --> 00:25:01,771
‫سوال...

546
00:25:03,939 --> 00:25:05,170
‫برایان بودی دیگه؟

547
00:25:05,195 --> 00:25:06,685
‫آره، مراجع جیمی

548
00:25:06,710 --> 00:25:08,790
‫تو فقط به احساس خودت فکر کردی

549
00:25:08,815 --> 00:25:12,065
‫که یاد وقتایی می‌افتم که خودم
‫با رفیقم استن بیرون می‌رفتم

550
00:25:12,090 --> 00:25:16,875
‫همه‌ حال و احوال اون رو می‌پرسیدن،
‫نه من

551
00:25:16,900 --> 00:25:19,320
‫پس به‌عنوان کسی که نادیده گرفته شده میگم،

552
00:25:19,778 --> 00:25:22,223
‫کسی اصلاً از شوهرش پرسیده که
‫اون چه حسی داره؟

553
00:25:22,248 --> 00:25:23,588
‫اوه

554
00:25:25,003 --> 00:25:26,534
‫منم وحشت کردم

555
00:25:26,559 --> 00:25:29,203
‫چی؟ وحشت کردی؟
‫چرا چیزی نگفتی؟

556
00:25:29,228 --> 00:25:33,032
‫حس می‌کنم من همیشه باید شجاع باشم،
‫با این که مثل تو می‌ترسیدم

557
00:25:33,057 --> 00:25:34,963
‫اما من اون نُه ماه رو می‌خوام

558
00:25:34,988 --> 00:25:38,908
‫منتظرم از بیمارستان زنگ بزنن و
‫یه کوله‌پشتی کوچولوی بانمک داشته باشم

559
00:25:38,933 --> 00:25:41,063
‫واسه سخنرانی زیادی سرده چارلی!

560
00:25:41,088 --> 00:25:43,294
‫عزیزم... عاشقتم

561
00:25:46,530 --> 00:25:50,170
‫نباید تا وقتی که هردومون
‫آماده نشدیم، بچه‌دار بشیم

562
00:25:50,850 --> 00:25:52,831
‫- جدی میگی؟
‫- جدی میگم

563
00:25:52,856 --> 00:25:55,062
‫قرار نیست بچه‌دار بشیم!

564
00:25:57,060 --> 00:26:04,060
‫«دیــ.جـی‌مــ.وویــز»

565
00:26:07,706 --> 00:26:09,896
‫زبون باز می‌کنی یا نه؟

566
00:26:10,580 --> 00:26:11,750
‫مک بوسم کرد

567
00:26:12,337 --> 00:26:14,433
‫وای، کی فکرش رو می‌کرد؟

568
00:26:16,593 --> 00:26:19,223
‫اگه بخوام راستش رو بگم...

569
00:26:22,406 --> 00:26:24,053
‫همدیگه رو بوس کردیم

570
00:26:25,729 --> 00:26:27,330
‫یعنی چی؟
‫به چی می‌خندی؟

571
00:26:27,355 --> 00:26:30,005
‫به گمونم به زندگی

572
00:26:30,030 --> 00:26:33,530
‫خودم همین اواخر مجبور شدم
‫با خیانتم رو در رو شم،

573
00:26:33,555 --> 00:26:35,975
‫۲۰‌ سال بعد از اون ماجرا

574
00:26:36,573 --> 00:26:37,921
‫چطور پیش رفت؟

575
00:26:37,946 --> 00:26:39,114
‫دوباره دوست شدیم

576
00:26:39,139 --> 00:26:42,229
‫که یعنی مجبورم هرهفته
‫باهاش تلفنی حرف بزنم، پس...

577
00:26:43,673 --> 00:26:45,192
‫خیلی خوب نبود

578
00:26:45,217 --> 00:26:46,557
‫چطوری درستش کنم؟

579
00:26:46,582 --> 00:26:48,622
‫راحتـه.
‫ماشین زمان.

580
00:26:49,426 --> 00:26:53,796
‫اگه بفهمم چرا این کار رو کردم
‫خیلی خوب می‌شد

581
00:26:53,821 --> 00:26:55,321
‫- این اصلاً...
‫- مهم نیست

582
00:26:56,059 --> 00:26:58,349
‫هزاران دلیل وجود داره و
‫من همه‌شون رو شنیدم

583
00:26:58,966 --> 00:27:03,556
‫احساس کم‌توجهی، سردرگمی، بی‌هدفی،

584
00:27:03,581 --> 00:27:06,541
‫آشیونه‌ی خالی، این که یه
‫بچه‌ی تو راهی داری

585
00:27:06,566 --> 00:27:08,786
‫اوه،‌ من دیگه بچه به دنیا نمیارم

586
00:27:08,811 --> 00:27:10,011
‫خوش به حالت

587
00:27:10,436 --> 00:27:12,186
‫حالا باید چی‌کار کنم؟

588
00:27:12,415 --> 00:27:13,835
‫خب، می‌تونی دفنش کنی،

589
00:27:15,309 --> 00:27:17,069
‫سعی کنی با عذاب وجدانش کنار بیای

590
00:27:17,277 --> 00:27:21,527
‫انگیزه بگیری که شریک زندگی بهتری باشی

591
00:27:22,803 --> 00:27:24,053
‫اما طبق تجربیات من

592
00:27:24,078 --> 00:27:29,788
‫بیشتر آدم‌‌ها تا ابد بابت کاری که کردن،
‫عذاب می‌کشن

593
00:27:29,983 --> 00:27:30,669
‫یا؟

594
00:27:30,694 --> 00:27:35,433
‫یا می‌تونی اعتراف کنی،
‫با عواقبش رو در رو شی و

595
00:27:36,116 --> 00:27:40,816
‫انگیزه بگیری که زوج قوی‌تری بشین

596
00:27:41,583 --> 00:27:42,833
‫اما طبق تجربیات من

597
00:27:42,858 --> 00:27:46,108
‫بیشتر آدم‌‌ها تا ابد بابت کاری که کردن،
‫عذاب می‌کشن

598
00:27:46,133 --> 00:27:47,669
‫خب، باید انتخاب سومی‌ هم باشه

599
00:27:47,694 --> 00:27:50,694
‫خب، شنیدم دانشمندها
‫به سفر در فضا خیلی نزدیکن

600
00:27:53,639 --> 00:27:55,599
‫- تو بودی چی‌کار می‌کردی؟
‫- لیز، من...

601
00:27:55,940 --> 00:27:57,900
‫بیخیال، بگو دیگه لطفاً

602
00:27:59,873 --> 00:28:02,873
‫رازها راه خودشون رو برای برملا شدن دارن

603
00:28:05,242 --> 00:28:07,532
‫رازی نیست که تاحالا نگهش داشته باشم و

604
00:28:08,693 --> 00:28:11,722
‫آرزو نکرده باشم که کاش
‫به اون شخص می‌گفتم

605
00:28:23,217 --> 00:28:25,387
‫این‌ها واقعاً حال‌بهم‌زنن

606
00:28:25,547 --> 00:28:27,237
‫پس‌شون بده

607
00:28:33,213 --> 00:28:35,986
‫وای، تقریباً یه قرار عجیب دیگه

608
00:28:36,011 --> 00:28:40,458
‫البته این بار عین یه
‫هیپی ساحل‌نشین شنی، لباس پوشیدم

609
00:28:42,109 --> 00:28:43,698
‫- می‌خوام بوست کنم
‫- وای

610
00:28:43,723 --> 00:28:45,843
‫می‌دونی که...

611
00:28:45,868 --> 00:28:47,301
‫- بهتره همینطوری انجامش بدی
‫- لعنتی

612
00:28:47,326 --> 00:28:48,859
‫لطفاً بگو که گند نزدم

613
00:28:49,271 --> 00:28:52,151
‫ببین، می‌دونم نباید می‌بردمت... دریا

614
00:28:52,176 --> 00:28:53,256
‫این کار خیلی...

615
00:29:00,813 --> 00:29:01,606
‫آره

616
00:29:01,631 --> 00:29:04,421
‫می‌خوای دلت رو به دریای من بزنی؟

617
00:29:04,446 --> 00:29:06,356
‫ببخشید.
‫نمی‌دونم چرا این رو گفتم.

618
00:29:06,381 --> 00:29:08,681
‫از ذهنت پاکش کن

619
00:29:08,706 --> 00:29:12,246
‫اما من واقعاً ازت خوشم میاد دِریک

620
00:29:13,536 --> 00:29:16,076
‫منم همینطور، خیلی زیاد

621
00:29:19,139 --> 00:29:22,549
‫کمکم کن یه دلیل پیدا کنم که
‫همین الان بهت ندم

622
00:29:22,574 --> 00:29:24,954
‫چون یه جورایی دلم می‌خواد این کار رو...

623
00:29:24,979 --> 00:29:26,900
‫- درستـه
‫- ...به شکل درستی بکنم

624
00:29:26,925 --> 00:29:28,215
‫اوم...

625
00:29:29,843 --> 00:29:32,173
‫- فکرم به چیزی نمی‌رسـه. بریم تو کارش
‫- قربان

626
00:29:32,198 --> 00:29:34,885
‫- باشه، خیلی‌خب
‫- خواهش می‌کنم، نزدیک بودها

627
00:29:34,910 --> 00:29:36,500
‫- داشتم می‌دویدم که برم
‫- می‌دونم. باشه

628
00:29:36,525 --> 00:29:38,463
‫- خیلی‌خب، شوخی به کنار
‫- آره

629
00:29:39,175 --> 00:29:41,368
‫به یه دلیل نمی‌تونیم...

630
00:29:41,393 --> 00:29:44,495
‫چون بدنم پر از شنـه

631
00:29:44,520 --> 00:29:46,560
‫بدن هم همینطور، آره.
‫اینطوری خیلی...

632
00:29:46,762 --> 00:29:49,472
‫- دردناک و مزخرف میشه
‫- آره

633
00:29:50,347 --> 00:29:51,347
‫اشکالی نداره دیگه؟

634
00:29:51,372 --> 00:29:55,002
‫معلومـه، درهرصورت می‌خوام برم
‫کیشا رو ببینم...

635
00:29:56,260 --> 00:29:58,010
‫دیوونه

636
00:29:58,035 --> 00:29:59,306
‫خب دیگه،‌ شبت بخیر

637
00:29:59,331 --> 00:30:00,451
‫شب‌بخیر

638
00:30:01,176 --> 00:30:02,266
‫ممنون

639
00:30:02,963 --> 00:30:06,093
‫می‌خواستم درمورد یه چیزی باهاتون حرف بزنم

640
00:30:06,542 --> 00:30:09,412
‫من و سامر امروز آشتی کردم که
‫اتفاق خیلی خوبی بود اما

641
00:30:09,680 --> 00:30:12,060
گفت چیزی که بیشتر اذیتش کرده

642
00:30:12,085 --> 00:30:15,358
‫این بوده که من باهاش روراست نبودم و

643
00:30:16,071 --> 00:30:19,017
‫به‌نظرم باید به بابام بگیم که
‫ما با تو حرف می‌زنیم،‌ لوئیز

644
00:30:19,042 --> 00:30:21,172
‫- به‌نظرم کار درست همینـه
‫- موافقم

645
00:30:21,353 --> 00:30:22,603
‫من هم همینطور

646
00:30:24,560 --> 00:30:28,060
‫اما خواستم بدونم راهی هست که

647
00:30:28,085 --> 00:30:32,095
‫شما بتونین قوی و شجاع باشین و
‫به جیمی بگین و

648
00:30:32,120 --> 00:30:38,173
‫یه جورایی هم اسمی از من آورده نشه یا
‫اصلاً به هیچ‌عنوان بخشی از این ماجرا نباشم؟

649
00:30:38,198 --> 00:30:40,420
‫- فکر نکنم بخوای این کار رو بکنی
‫- هوو

650
00:30:40,445 --> 00:30:43,117
‫پس یعنی همه با هم قوی و شجاع می‌مونیم؟

651
00:30:43,142 --> 00:30:45,762
‫حله. حله.
‫عالی شد.

652
00:30:48,279 --> 00:30:50,929
‫به‌نظرت اون خانم شال‌پوش هنوز اینجاست؟

653
00:30:52,019 --> 00:30:53,729
‫هفت‌ساعتی گذشته

654
00:30:54,030 --> 00:30:55,940
‫آره راست میگی،
‫راستی...

655
00:30:55,965 --> 00:30:58,835
‫اون یارو دِریک، خوش‌تیپ‌ترین مردی بود که
‫تاحالا دیدم

656
00:30:59,323 --> 00:31:00,653
‫آره، یکی از خوش‌تیپ‌ترین

657
00:31:00,678 --> 00:31:03,718
‫نه، خوش‌تیپ‌ترین

658
00:31:05,216 --> 00:31:06,426
‫امروز روز باحالی بود

659
00:31:07,213 --> 00:31:10,923
‫با این که دهن چیزی رو سرویس نکردیم

660
00:31:12,166 --> 00:31:14,916
‫دن، به تموم کارهایی که
‫امروز کردی فکر کن

661
00:31:15,697 --> 00:31:19,447
‫رفتی دبیرستان،
‫با غریبه‌ها حرف زدی،

662
00:31:19,636 --> 00:31:22,019
‫لخت شدی و رفتی تو اقیانوس

663
00:31:22,044 --> 00:31:24,044
‫با یه مشت آدمی که تاحالا ندیده بودی‌شون

664
00:31:24,549 --> 00:31:26,789
‫و آره، اولش باید هُلت می‌دادم تا
‫به حرف بندازمت اما

665
00:31:26,814 --> 00:31:29,314
‫آخرش خودت داشتی مثل سگ‌ها
‫تو آب دست و پا می‌زدی

666
00:31:29,339 --> 00:31:31,979
‫و با شورت‌ نخی چسبون سفیدت
حقیقت رو تو صورت بقیه می‌کوبوندی

667
00:31:32,004 --> 00:31:33,114
‫شورت ساق‌دار بود

668
00:31:33,246 --> 00:31:36,246
‫خب، شورت راحتی‌ان اما
‫خیلی قشنگن

669
00:31:36,403 --> 00:31:38,413
‫آره، به‌نظرم ترسناک‌ترین قسمتش

670
00:31:39,146 --> 00:31:43,070
‫ده دقیقه تنها بودن با اون
دختر نوجوون ترسناک بود

671
00:31:43,166 --> 00:31:45,026
‫طرف روانی بود

672
00:31:45,051 --> 00:31:47,351
‫- بازم میگم، اون دخترمـه
‫- بچه‌ی خوبیـه

673
00:31:47,506 --> 00:31:49,676
‫اما آره، اگه می‌تونی اون رو تحمل کنی،

674
00:31:50,636 --> 00:31:52,506
‫عروسی استن هم می‌تونی

675
00:31:55,656 --> 00:31:57,826
‫پس یعنی هنوز رو دور می‌مونی،‌ آره؟

676
00:31:57,851 --> 00:32:00,231
‫آره بابا

677
00:32:00,883 --> 00:32:03,289
‫- بغل می‌خوای؟
‫- ابداً

678
00:32:04,056 --> 00:32:08,776
‫بعدش وایسادم و... رفتم

679
00:32:10,099 --> 00:32:12,310
‫خیلی احمقانه بود

680
00:32:12,506 --> 00:32:14,953
‫می‌دونم خیلی برات آزاردهنده‌‌ست

681
00:32:18,429 --> 00:32:19,980
‫لطفاً یه چیزی بگو

682
00:32:20,896 --> 00:32:22,056
‫چقدر هم رو بوس کردین؟

683
00:32:22,352 --> 00:32:23,392
‫چی؟

684
00:32:23,417 --> 00:32:25,707
‫چقدر بود؟

685
00:32:25,889 --> 00:32:29,519
‫سین‌سیناتی می‌شمارم و
‫بهم بگو تا وایسم

686
00:32:29,953 --> 00:32:33,076
‫مثلاً یه سین‌سیناتی،‌ دو سین‌سیناتی

687
00:32:33,101 --> 00:32:35,351
‫- اصلش می‌سی‌سی‌پیـه
‫- من میگم سین‌سیناتی

688
00:32:35,543 --> 00:32:36,736
‫باشه

689
00:32:37,896 --> 00:32:40,563
‫یه سین‌سیناتی

690
00:32:40,588 --> 00:32:43,275
‫شوخیت گرفته دیگه؟

691
00:32:44,802 --> 00:32:46,132
‫- دو سین‌سیناتی...
‫- وایسا

692
00:32:48,066 --> 00:32:49,413
‫پس دو سین‌سیناتی بود

693
00:32:49,438 --> 00:32:53,553
‫نه،‌ تقریباً یه سین‌سیناتی و
‫یه سین‌سینات بود

694
00:32:53,903 --> 00:32:55,143
‫لیز...

695
00:32:57,507 --> 00:33:00,927
‫من همیشه تو تموم کارهات حامیت بودم

696
00:33:00,952 --> 00:33:03,372
ثبت‌نام واسه به سرپرستی گرفتن سگ‌ها

697
00:33:03,397 --> 00:33:06,317
این که واقعاً بچه همسایه‌مون رو
به سرپرستی گرفتی

698
00:33:07,953 --> 00:33:12,333
‫من رو مسخره می‌کنی اما مگه مهمـه؟
‫ناراحت نمیشم

699
00:33:13,053 --> 00:33:14,133
‫می‌دونی چرا؟

700
00:33:14,158 --> 00:33:14,998
‫نه

701
00:33:15,112 --> 00:33:19,992
‫چون تو اعماق وجودم،
‫فکر می‌کردم رابطه‌مون خیلی منسجمـه

702
00:33:20,017 --> 00:33:21,177
‫واقعاً هم هست

703
00:33:21,269 --> 00:33:23,309
‫من درخواست زیادی ازت نمی‌کنم

704
00:33:24,442 --> 00:33:25,442
‫هیچوقت نکردم

705
00:33:26,100 --> 00:33:28,810
‫می‌دونستی چه حسی به اون نره‌خر داشتم

706
00:33:29,513 --> 00:33:31,763
‫و با این حال این کار رو کردی

707
00:33:33,779 --> 00:33:36,069
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫معذرت می‌خوام.

708
00:33:36,416 --> 00:33:38,376
‫نمی‌خواستم همچین اتفاقی بی‌افته

709
00:33:38,401 --> 00:33:40,361
‫می‌خوام یه راهی براش پیدا کنیم

710
00:33:40,386 --> 00:33:42,726
‫می‌تونیم یه راهی براش پیدا کنیم

711
00:33:44,076 --> 00:33:47,166
‫ببین، حداقل بهت گفتم

712
00:33:47,346 --> 00:33:52,646
‫این که بهت گفتم بهتر از این نبود که
‫خودت می‌فهمیدی؟

713
00:33:52,671 --> 00:33:54,077
‫نه؟

714
00:33:54,102 --> 00:33:57,362
‫باید یه بغل رو بهم بدی

715
00:33:58,099 --> 00:34:01,179
‫هی، تو عروسی موفق باشی

716
00:34:01,204 --> 00:34:02,244
‫ممنون جیمی

717
00:34:30,489 --> 00:34:31,862
‫لعنتی

718
00:34:31,886 --> 00:34:51,886
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

719
00:34:51,910 --> 00:35:08,910
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

