﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:16,474 --> 00:00:18,024
‫بهت گفت چی شده؟

3
00:00:28,862 --> 00:00:30,400
‫« راهرو طبقات زیرین »

4
00:00:33,000 --> 00:00:43,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

5
00:00:53,845 --> 00:00:57,808
‫« معیار وانگ-بیکر برای ارزیابی درد
‫با حالت‌های چهره »

6
00:01:22,123 --> 00:01:24,551
‫سربازهات بهت وفادارن

7
00:01:24,626 --> 00:01:26,886
‫گمونم نگران اینن که اعدامت کنیم

8
00:01:26,961 --> 00:01:29,472
‫اگه بنا به عدام بود،
‫آیزاک خودش می‌اومد

9
00:01:29,547 --> 00:01:32,308
‫نزدیک مرز بین ما و زخمی‌ها تیراندازی شده

10
00:01:32,383 --> 00:01:35,103
‫پیمان‌ صلح‌ ممکنه نقض شده باشه.
‫آیزاک الان درگیر اونه

11
00:01:35,178 --> 00:01:37,105
‫اگه باز جنگ بشه،
‫به تک‌تک سربازها نیاز داریم

12
00:01:37,180 --> 00:01:40,475
‫براش سؤال شده که چرا ظاهراً
‫چند تا از افراد خودت رو کشتی

13
00:01:42,227 --> 00:01:43,645
‫از جمله لئون

14
00:01:45,897 --> 00:01:46,898
‫لئون؟

15
00:01:49,025 --> 00:01:50,026
‫لئون

16
00:01:51,361 --> 00:01:52,362
‫یا خدا

17
00:01:57,325 --> 00:01:58,409
‫چی شد؟

18
00:02:02,831 --> 00:02:05,425
‫- یگان من مسئولِ…
‫- تأمین امنیت بیمارستان بود

19
00:02:05,500 --> 00:02:08,503
‫می‌دونم. خودم اون دستورات رو
‫بهت دادم، الیس. چی شد؟

20
00:02:13,174 --> 00:02:15,426
‫از همکف تا طبقۀ ۶ رو پاکسازی کردیم

21
00:02:16,553 --> 00:02:19,731
‫چند تا مبتلا بودن.
‫از پسشون براومدیم

22
00:02:19,806 --> 00:02:21,524
‫فقط زیرزمین مونده بود

23
00:02:21,599 --> 00:02:23,234
‫طبقات منفی یک و دو و سه

24
00:02:23,309 --> 00:02:26,029
‫انتظار بدترین حالت ممکن رو داشتیم،
‫محیط باب‌میل مبتلاها

25
00:02:26,104 --> 00:02:27,959
‫تازه، قدیمی‌ها می‌گفتن سال ۲۰۰۳

26
00:02:28,035 --> 00:02:30,700
‫اولین مبتلایانِ عفونت قارچی رو بردن اونجا

27
00:02:30,775 --> 00:02:32,825
‫از اون بدتر، مشکل دسترسی داشتیم

28
00:02:34,070 --> 00:02:37,957
‫راه‌پله‌های اینجا و اینجا و اینجا خراب شده بود

29
00:02:38,032 --> 00:02:39,959
‫تمام کابین‌های آسانسور هم
‫درست زیرِ طبقۀ همکف

30
00:02:40,034 --> 00:02:41,377
‫توی چاه‌هاشون گیر کرده بودن

31
00:02:41,452 --> 00:02:44,747
‫تنها راهِ ورود و خروج از زیرزمین
‫اینجاست، این راه‌پله

32
00:02:46,040 --> 00:02:48,877
‫خلاصه، دیروز،
‫یه گروه فرستادم طبقۀ منفی‌یک

33
00:02:49,878 --> 00:02:51,421
‫- خب؟
‫- هیچی

34
00:02:52,422 --> 00:02:54,472
‫کلِ طبقه خالیِ خالی بود،
‫بدون حتی یه موش

35
00:02:55,091 --> 00:02:58,978
‫امروز هم به امیدِ تکرارِ همون وضع،
‫یه گروه دیگه رو فرستادم طبقۀ منفی‌دو

36
00:02:59,053 --> 00:03:01,306
‫لئون رو هم گذاشتم فرمانده‌شون چون…

37
00:03:04,267 --> 00:03:05,476
‫اون بهترین سربازمه

38
00:03:08,021 --> 00:03:09,823
‫چند دقیقه‌ بعد بی‌سیم زد

39
00:03:09,898 --> 00:03:12,117
‫از روی دیوارها تا زمین
‫پُر از قارچ سرچماقی بود

40
00:03:12,192 --> 00:03:15,870
‫به احتمال زیاد، بعدش مبتلا پیدا می‌کنن،
‫ولی برای همین رفته بودن اونجا؛

41
00:03:15,945 --> 00:03:17,664
‫من هم گفتم ادامه بدید

42
00:03:17,739 --> 00:03:19,666
‫پنج دقیقه بعد باز بی‌سیم زد

43
00:03:19,741 --> 00:03:21,117
‫این‌بار، لئون…

44
00:03:24,621 --> 00:03:26,080
‫نفسش بالا نمی‌اومد

45
00:03:27,916 --> 00:03:29,083
‫به زور حرف می‌زد

46
00:03:32,921 --> 00:03:35,965
‫گفتم لابد گازش گرفتن

47
00:03:37,175 --> 00:03:39,427
‫گفتم: «لئون، گازت گرفتن؟» گفت…

48
00:03:42,138 --> 00:03:43,514
‫گفت: «تو هوا پخش شده»

49
00:03:47,185 --> 00:03:48,937
‫گفت: «تو هوا پخش شده

50
00:03:50,313 --> 00:03:51,397
‫قرنطینه‌مون کنید.»

51
00:03:56,694 --> 00:03:57,996
‫من می‌دونستم که سر از هواکش‌ها درنیاوردن

52
00:03:58,071 --> 00:04:00,039
‫وگرنه همه‌مون هفته‌ها پیش مبتلا می‌شدیم

53
00:04:00,114 --> 00:04:03,626
‫من هم تیمِ دیگه‌مو فرستادم
‫تا تنها درِ طبقۀ منفی‌دو رو قفل کنن

54
00:04:03,701 --> 00:04:05,495
‫تنها درِ طبقۀ منفی‌یک رو هم بستیم

55
00:04:06,871 --> 00:04:08,289
‫به حرف لئون گوش دادیم

56
00:04:11,584 --> 00:04:12,919
‫اون داخل حبسشون کردیم

57
00:04:18,633 --> 00:04:20,593
‫چیز دیگه‌ای بیرون نیومده؟

58
00:04:21,844 --> 00:04:23,346
‫کس دیگه‌ای مریض نشده؟

59
00:04:25,390 --> 00:04:26,474
‫خیلی‌خب

60
00:04:27,475 --> 00:04:29,925
‫نباید بیمارستان رو از دست بدیم

61
00:04:32,522 --> 00:04:35,533
‫فقط کسایی که لازمه رو در جریان می‌ذارم

62
00:04:35,785 --> 00:04:37,619
‫گروهبان پارک، از نظر من،

63
00:04:37,694 --> 00:04:41,072
‫تو عین یه قهرمان غائله رو
‫برای همیشه خوابوندی

64
00:04:42,657 --> 00:04:44,284
‫بهت مدیونیم

65
00:04:54,127 --> 00:04:55,962
‫بابت پسرت متأسفم

66
00:06:01,607 --> 00:06:06,107
‫« آخـرینِ مـا »

67
00:06:15,027 --> 00:06:16,654
‫« سیاتل »

68
00:06:17,029 --> 00:06:19,782
‫« روز دوم »

69
00:06:26,302 --> 00:06:29,188
‫گروه ۱۴ به سمت شمال،
‫به طرفِ تقاطعِ سیزدهم و برادفورد

70
00:06:29,263 --> 00:06:30,815
‫حدود دو کیلومتر فاصله داریم

71
00:06:30,890 --> 00:06:32,817
‫دو کیلومتر، دریافت شد

72
00:06:32,892 --> 00:06:34,602
‫گروهِ سیار سه

73
00:06:35,311 --> 00:06:36,437
‫گروهِ سیار سه

74
00:06:42,652 --> 00:06:45,446
‫احتمالاً تو مرکز همایش‌ها یه خبری هست

75
00:06:50,910 --> 00:06:52,587
‫- چیه؟
‫- برق چراغ‌ها رو وصل کردم

76
00:06:52,662 --> 00:06:54,172
‫اوه، خوبه

77
00:06:54,247 --> 00:06:57,375
‫طبقۀ پایین یه ژنراتور گنده دارن.
‫با گاز طبیعی کار می‌کنه، عزیزم

78
00:06:59,877 --> 00:07:02,225
‫- هنوز موفق نشدی؟
‫- دارم راهشو پیدا می‌کنم

79
00:07:02,301 --> 00:07:05,401
‫یه راه امن تا بیمارستان پیدا می‌کنی دیگه؟

80
00:07:12,306 --> 00:07:13,474
‫کمک می‌خوای؟

81
00:07:14,892 --> 00:07:15,985
‫نه

82
00:07:16,060 --> 00:07:17,820
‫چرا؟ چون خنگم؟

83
00:07:17,895 --> 00:07:19,155
‫خنگ کلمۀ مناسبی نیست

84
00:07:19,440 --> 00:07:20,940
‫واقعاً؟ اون‌وقت کلمۀ مناسب چیه؟

85
00:07:22,066 --> 00:07:23,201
‫مدرسه‌ندیده

86
00:07:23,276 --> 00:07:25,486
‫گوه نخور. من مدرسه رفتم؛ بذار کمکت کنم

87
00:07:28,906 --> 00:07:30,559
‫دارم مثلث‌بندی می‌کنم

88
00:07:31,117 --> 00:07:32,835
‫- روالش رو بلدی دیگه؟
‫- آره

89
00:07:33,254 --> 00:07:34,631
‫مثلث می‌کِشیم

90
00:07:35,579 --> 00:07:36,671
‫روش مرسومیه

91
00:07:37,024 --> 00:07:40,736
‫جهت حرکت سربازهاشون رو تشخیص میدم
‫و با مثلث‌بندی به پایگاهشون می‌رسم

92
00:07:40,828 --> 00:07:41,969
‫البته زاویه‌ها رو تخمین می‌زنم

93
00:07:42,044 --> 00:07:44,347
‫اگه نقّاله داشتم، خیلی دقیق‌تر می‌شد

94
00:07:44,422 --> 00:07:46,349
‫اتفاقاً نقاله هم با خودم آوردم

95
00:07:46,424 --> 00:07:48,134
‫- واقعاً؟
‫- نه

96
00:07:48,759 --> 00:07:50,639
‫نمی‌دونم چیه اصلاً،
‫حالم هم از ریاضی هم به‌هم می‌خورد

97
00:07:50,714 --> 00:07:53,272
‫الان تنها می‌ذارمت و میرم اینجا رو بگردم

98
00:07:53,348 --> 00:07:54,807
‫چون تو نابغه‌ای

99
00:07:55,083 --> 00:07:56,433
‫و داری مسیر رو پیدا می‌کنی

100
00:07:58,144 --> 00:08:00,563
‫- اِلی
‫- بله؟

101
00:09:58,526 --> 00:10:01,905
‫♪ اگه قرار بود یه روز از دستت بدم ♪

102
00:10:32,131 --> 00:10:33,466
‫موفق شدی؟

103
00:10:34,508 --> 00:10:36,385
‫آره، گمونم

104
00:10:37,553 --> 00:10:38,554
‫خوبه

105
00:10:39,722 --> 00:10:43,067
‫یه مسیر امن رو به سمت غرب
‫دنبال می‌کنیم تا برسیم اینجا

106
00:10:44,002 --> 00:10:45,353
‫بیا نشونت بدم

107
00:10:46,520 --> 00:10:50,116
‫مسیر گشت‌زنیشون
‫یه خط مستقیمه به شمال و جنوب، این‌شکلی

108
00:10:50,191 --> 00:10:54,287
‫تقریباً همه‌جا به‌طور مساوی پخش شده‌ن؛
‫پس کل اون منطقه رو زیرنظر دارن

109
00:10:54,362 --> 00:10:56,998
‫ولی بین اینجا و اینجا یه فاصله هست

110
00:10:57,073 --> 00:11:00,076
‫این ساختمون گندۀ دراز رو
‫توی نقشه می‌بینی؟

111
00:11:00,701 --> 00:11:01,919
‫آره

112
00:11:01,994 --> 00:11:05,256
‫خب، از اون فاصله درمی‌ریم

113
00:11:05,773 --> 00:11:07,550
‫اون ساختمون درازه چیه؟

114
00:11:07,625 --> 00:11:08,751
‫نمی‌دونم

115
00:11:09,001 --> 00:11:10,678
‫ولی خارج از منطقۀ مسکونیه؛

116
00:11:10,753 --> 00:11:12,597
‫پس شاید انباری چیزی باشه

117
00:11:12,672 --> 00:11:15,016
‫هر کوفتی که هست اونقدر بزرگه
‫که الکی ازش نگذرن

118
00:11:15,364 --> 00:11:16,865
‫چرا اونجا گشت نمی‌زنن؟

119
00:11:18,761 --> 00:11:21,314
‫- پر از مبتلاست
‫- احتمالاً

120
00:11:21,848 --> 00:11:25,067
‫اگه از اونجا رد بشیم،
‫پشت سرِ گشتی‌هاشون سبز می‌شیم

121
00:11:25,142 --> 00:11:27,903
‫بیمارستان شاید ۴۰۰ متر
‫با اونجا فاصله داشته باشه

122
00:11:27,978 --> 00:11:31,032
‫نورا باید طبقۀ اول باشه، تهِ ضلع شمالی

123
00:11:31,107 --> 00:11:32,783
‫وایسا، از کجا می‌دونی؟

124
00:11:32,858 --> 00:11:34,910
‫گاله‌شون رو نمی‌بندن؛
‫تمام حرف‌هاشونو می‌شنوم

125
00:11:34,985 --> 00:11:37,163
‫چه اسکلن؛ رسماً وسط جنگن

126
00:11:37,238 --> 00:11:38,831
‫بعد مکانشون رو جار می‌زنن

127
00:11:38,906 --> 00:11:40,249
‫آره، من هم به همین فکر می‌کردم

128
00:11:40,324 --> 00:11:42,501
‫دشمن‌هاشون رو می‌شناسی،
‫همین زخمی‌ها؟

129
00:11:42,576 --> 00:11:44,545
‫می‌دونیم سلاحشون تیر و کمونه، درسته؟

130
00:11:44,620 --> 00:11:47,506
‫فرقه‌طور هم هستن،
‫یا حداقل مذهبیِ متعصبن

131
00:11:47,581 --> 00:11:50,301
‫- چیزی درمورد آمیش‌ها شنیدی؟
‫- آمیش‌ها؟ نه

132
00:11:50,376 --> 00:11:53,512
‫خب، سالِ ۲۰۰۳ عمدتاً تو پنسیلوانیا بودن

133
00:11:53,587 --> 00:11:55,806
‫ولی به‌سبک قرن ۱۹ زندگی می‌کردن

134
00:11:56,323 --> 00:11:59,643
‫نکنه زخمی‌ها هم این‌طوری‌ان؟
‫برق و فناوری رو گذاشتن کنار؟

135
00:11:59,719 --> 00:12:02,021
‫چون این مادرجنده‌ها جوری بی‌سیم می‌زنن

136
00:12:02,096 --> 00:12:04,057
‫که انگار مطمئنن کسی گوش نمی‌ده

137
00:12:04,765 --> 00:12:07,193
‫آره، براشون مهم نبود بی‌سیم گم شده

138
00:12:07,268 --> 00:12:09,111
‫خوبه، زیادی خیالشون تخته

139
00:12:09,187 --> 00:12:11,187
‫- این‌طوری ما دستِ بالاتر رو داریم
‫- درسته

140
00:12:12,189 --> 00:12:16,193
‫ولی کار ما بی‌احتیاطیه؛
‫پس این به اون در

141
00:12:19,655 --> 00:12:21,248
‫اگه الان راه بیفتیم، وقتی برسیم…

142
00:12:21,323 --> 00:12:23,423
‫به اون خراب‌شده، هوا تاریک شده، درسته؟

143
00:12:23,632 --> 00:12:24,577
‫اوهوم

144
00:12:31,834 --> 00:12:33,294
‫بریم بی‌احتیاطی کنیم

145
00:12:58,736 --> 00:13:01,163
‫مطمئنی این راه امنه؟

146
00:13:01,238 --> 00:13:02,364
‫بهم اعتماد نداری؟

147
00:13:03,365 --> 00:13:05,167
‫به تو اعتماد دارم، ولی به سیاتل نه

148
00:13:05,242 --> 00:13:07,503
‫من هم. ولی بیا نفوس بد نزنیم؛

149
00:13:07,578 --> 00:13:09,672
‫چون اگه استرس بگیرم،
‫دوباره بالا میارم

150
00:13:09,747 --> 00:13:11,632
‫خیلی‌خب، چطوره بحث رو عوض کنیم؟

151
00:13:12,246 --> 00:13:13,626
‫می‌خوای اسمش رو چی بذاری؟

152
00:13:15,711 --> 00:13:18,172
‫آها، اگه دختر باشه، اِلی

153
00:13:18,756 --> 00:13:20,891
‫اگه پسر باشه، اِلایژا

154
00:13:20,966 --> 00:13:22,518
‫- واقعاً؟
‫- نه

155
00:13:22,593 --> 00:13:23,928
‫چرا؟ اسم باحالیه

156
00:13:25,221 --> 00:13:26,514
‫یعنی چی؟

157
00:13:28,831 --> 00:13:30,839
‫« عشقش را حس کنید »

158
00:13:31,675 --> 00:13:33,855
‫« این رو حس کن، جنده‌خانم »

159
00:13:48,828 --> 00:13:50,337
‫نباید می‌اومدیم اینجا

160
00:13:50,412 --> 00:13:52,214
‫نباید می‌اومدیم.
‫نباید تو رو می‌آوردم اینجا

161
00:13:52,289 --> 00:13:55,134
‫تو بارداری! من دارم چیکار می‌کنم؟

162
00:13:55,209 --> 00:13:57,545
‫دینا، می‌خوای برگردیم؟

163
00:13:58,333 --> 00:14:00,673
‫برمی‌گردونمت. لازم نیست باهام بیای

164
00:14:02,716 --> 00:14:04,552
‫چه کسخلم من

165
00:14:13,269 --> 00:14:16,269
‫می‌دونی، هیچ‌وقت درمورد
‫اولین نفری که کشتم ازم چیزی پرسیدی

166
00:14:17,523 --> 00:14:19,467
‫خیلی‌خب، کی بود؟

167
00:14:20,137 --> 00:14:24,975
‫بچه که بودم، تو یه کلبه تو جنگلی
‫شمال سانتافه زندگی می‌کردیم

168
00:14:25,632 --> 00:14:27,679
‫چند تا خانواده هم دوروبرمون بودن

169
00:14:27,957 --> 00:14:29,702
‫منتها اکثراً تنها بودیم

170
00:14:31,078 --> 00:14:33,047
‫اونقدر تو خونه پیش مامان و خواهرم

171
00:14:33,122 --> 00:14:36,091
‫حوصلم سر می‌رفت که التماسشون می‌کردم
‫بذارن بیرون بازی کنم

172
00:14:36,346 --> 00:14:37,792
‫ولی مادرم می‌ترسید

173
00:14:37,868 --> 00:14:39,954
‫و نمی‌ذاشت تنها بیرون برم

174
00:14:40,838 --> 00:14:42,515
‫ولی یه روز، یواشکی رفتم بیرون،

175
00:14:42,590 --> 00:14:44,640
‫اسلحه هم داشتم.
‫کسی تخم نمی‌کرد مزاحمم بشه

176
00:14:44,803 --> 00:14:47,149
‫خودت ته داستان رو می‌دونی؛ چون…

177
00:14:47,225 --> 00:14:50,314
‫من دیگه شمال سانتافه
‫توی کلبه زندگی نمی‌کنم،

178
00:14:50,467 --> 00:14:52,552
‫مادر و خواهرم هم زنده نیستن

179
00:14:53,183 --> 00:14:54,777
‫ولی چون گذشتۀ همه‌مون تباهه

180
00:14:54,852 --> 00:14:56,946
‫و داستان‌های تلخ همو شنیدیم،

181
00:14:57,021 --> 00:14:58,571
‫به‌نظرت آخر داستان من چیه؟

182
00:14:59,523 --> 00:15:01,567
‫نمی‌دونم. غارتگرها حمله می‌کنن؟

183
00:15:01,868 --> 00:15:02,860
‫فقط یه نفر

184
00:15:03,742 --> 00:15:04,644
‫بعدش چی؟

185
00:15:05,594 --> 00:15:07,117
‫تو برگشتی خونه

186
00:15:07,193 --> 00:15:09,208
‫خانواده‌ت مُرده بودن. غارتگره هم رفته بود

187
00:15:09,283 --> 00:15:11,619
‫تقریباً. البته اون هنوز اونجا بود

188
00:15:12,536 --> 00:15:13,900
‫صدای جیغشون رو شنیدم

189
00:15:14,294 --> 00:15:17,714
‫سریع با اسلحه برگشتم خونه.
‫ولی خیلی کُند بودم؛ چون ۸ سالم بود

190
00:15:18,125 --> 00:15:21,295
‫وقتی صدامو شنید، برگشت.
‫هول کرده بود

191
00:15:22,254 --> 00:15:26,350
‫وقتی بهش شلیک کردم،
‫بیشتر هول کرد

192
00:15:26,425 --> 00:15:28,240
‫لعنتی، واقعاً متأسفم

193
00:15:28,612 --> 00:15:30,012
‫نمی‌دونستم، فکر می‌کردم…

194
00:15:30,471 --> 00:15:32,807
‫- چطور سر از جکسون درآوردی؟
‫- مهم نیست

195
00:15:33,693 --> 00:15:35,445
‫همین مهمه

196
00:15:36,769 --> 00:15:39,321
‫جوئل هر نامردی‌ای هم
‫که در حق اونها کرده بود،

197
00:15:39,396 --> 00:15:41,148
‫باز حقش این نبود

198
00:15:42,024 --> 00:15:45,611
‫همه‌ش از خودم می‌پرسم
‫اگه از خونه جیم نمی‌شدم چی؟

199
00:15:46,904 --> 00:15:50,699
‫اگه مامان و خواهرم جلوی چشم‌هام
‫کتک می‌خوردن و می‌مُردن چی؟

200
00:15:51,283 --> 00:15:54,078
‫اگه اون بی ناموس
‫جلوی چشم‌هام می‌کُشتشون چی؟

201
00:15:55,329 --> 00:15:58,579
‫اگه خانوادۀ من اول
‫بلایی سر عزیزانش آورده بودن فرقی می‌کرد؟

202
00:16:00,167 --> 00:16:01,168
‫نه

203
00:16:02,982 --> 00:16:03,983
‫نه

204
00:16:05,673 --> 00:16:07,341
‫اگه طرف رو نکُشته بودم،

205
00:16:08,509 --> 00:16:10,135
‫اگه فرار کرده بود،

206
00:16:11,387 --> 00:16:14,556
‫بهت قول می‌دم، تا ابد دنبالش می‌گشتم

207
00:16:16,183 --> 00:16:17,518
‫تا آخر دنیا

208
00:16:35,119 --> 00:16:36,787
‫اگه بخوای برمی‌گردم

209
00:16:38,747 --> 00:16:40,708
‫اگه هم بخوای ادامه می‌دم

210
00:16:42,001 --> 00:16:43,252
‫جواب درستی نداره

211
00:16:44,044 --> 00:16:45,587
‫اگه بمیرم، خونم گردن خودمه

212
00:16:47,006 --> 00:16:48,173
‫گردن تو نیست

213
00:16:49,008 --> 00:16:50,509
‫تصمیمت چیه؟

214
00:17:02,396 --> 00:17:03,981
‫ادامه می‌دیم

215
00:17:29,673 --> 00:17:31,842
‫- چیزی می‌بینی؟
‫- نه، بیا بریم

216
00:17:29,673 --> 00:17:31,842
‫- چیزی می‌بینی؟
‫- نه. بریم

217
00:17:41,226 --> 00:17:42,770
‫سریع! بشین، بشین

218
00:17:47,357 --> 00:17:48,567
‫هوامو داشته باش

219
00:18:38,992 --> 00:18:40,961
‫حداقل گیر نیفتادیم

220
00:18:41,036 --> 00:18:42,421
‫دوتا نکتۀ مثبت دیگه هم هست

221
00:18:42,496 --> 00:18:45,340
‫نورافکن‌ها رو دادن بالا تا بیرون رو بگردن

222
00:18:45,415 --> 00:18:47,342
‫یعنی به داخل دید ندارن

223
00:18:47,417 --> 00:18:49,837
‫خوبه. نکتۀ مثبت دوم چیه؟

224
00:18:51,713 --> 00:18:55,893
‫اون در بازه و هیچی ازش
‫به قصد کُشت نپریده بیرون، البته هنوز

225
00:18:55,968 --> 00:18:58,137
‫- عالیه
‫- شاید

226
00:18:59,429 --> 00:19:01,857
‫- میرم یه نگاهی بندازم
‫- چه فکر بکری

227
00:19:01,932 --> 00:19:03,684
‫چون اونی که مبتلا نمیشه تویی

228
00:19:16,321 --> 00:19:17,781
‫اوضاع چطوره؟

229
00:19:20,617 --> 00:19:22,044
‫روح‌زده ولی خالی

230
00:19:22,119 --> 00:19:23,954
‫آها، درست عین خودمون

231
00:19:25,497 --> 00:19:28,175
‫ببین، نمیگم اون تو خبری از مبتلاها نیست

232
00:19:28,250 --> 00:19:31,095
‫در واقع عمراً اینجا کلاً خالی باشه

233
00:19:31,170 --> 00:19:33,505
‫ولی منطقاً یه دسته مبتلا
‫اون تو نیست، درسته؟

234
00:19:35,966 --> 00:19:37,976
‫اولاً که زیرِ زمین نیستیم، بعدشم گرگ‌ها

235
00:19:38,051 --> 00:19:40,470
‫با کلی ماشین و چراغ همین بغلن

236
00:19:41,513 --> 00:19:43,263
‫یه دسته به این چیزا بی‌محلی نمی‌کنه

237
00:19:44,183 --> 00:19:48,862
‫پس شاید فقط چندتا آواره و
‫دو سه‌تا کلیکر باشن؟

238
00:19:48,937 --> 00:19:51,365
‫از پسشون برمیایم.
‫کلی از این کارها کردیم.

239
00:19:51,440 --> 00:19:53,951
‫آره. چیزی‌مون نمیشه

240
00:19:54,026 --> 00:19:56,787
‫ولی تیراندازی باید آخرین
‫راه چاره‌مون باشه، خب؟

241
00:19:56,862 --> 00:19:58,539
‫چون اگه گرگ‌ها صدای تیر بشنون،

242
00:19:58,614 --> 00:20:00,707
‫- یه ارتش روی سرمون خراب میشه
‫- باشه

243
00:20:00,782 --> 00:20:02,075
‫- اِلی
‫- چیه؟

244
00:20:03,035 --> 00:20:05,379
‫اگه اوضاع به هم ریخت و
‫مجبور شدیم بین فرار و تیراندازی

245
00:20:05,454 --> 00:20:08,248
‫یکی رو انتخاب کنیم، فرار می‌کنیم

246
00:20:08,832 --> 00:20:10,334
‫آخرین چاره. گرفتم

247
00:20:13,295 --> 00:20:16,223
‫خیال می‌کنی هر اتفاقی هم که بیفته،
‫باز من شروع می‌کنم به تیرزدن؟

248
00:20:16,298 --> 00:20:17,883
‫رسماً هر دفعه همینه. آره

249
00:20:18,634 --> 00:20:20,686
‫عصبانی نشو. تو یه مقدار قاتی داری

250
00:20:20,761 --> 00:20:23,355
‫این هم هیجان‌انگیزه.
‫یکی از دلایلیه که دوستت دارم.

251
00:20:23,430 --> 00:20:25,766
‫ولی من قصد دارم جون سالم به در ببرم

252
00:20:27,559 --> 00:20:28,810
‫دوستم داری؟

253
00:20:36,693 --> 00:20:38,028
‫- واقعاً…
‫- آره، می‌دونم

254
00:20:42,115 --> 00:20:44,284
‫دوباره بگو. نقشه چی بود؟

255
00:20:46,119 --> 00:20:47,329
‫چاقو یا فرار

256
00:20:49,748 --> 00:20:51,124
‫خیلی‌خب، خل‌وچل

257
00:20:53,043 --> 00:20:54,044
‫بیا بریم

258
00:21:21,280 --> 00:21:22,823
‫تا اینجاش که به خیر گذشت

259
00:21:29,454 --> 00:21:30,622
‫وایسا

260
00:21:34,293 --> 00:21:35,836
‫چیزی می‌شنوی؟

261
00:21:44,636 --> 00:21:45,637
‫نه

262
00:21:51,727 --> 00:21:53,270
‫از این طرف میریم؟

263
00:21:54,896 --> 00:21:55,897
‫آره

264
00:22:25,135 --> 00:22:27,512
‫اینجا پنجره زیاد داره.
‫بیا مواظب باشیم.

265
00:22:30,182 --> 00:22:31,183
‫باشه

266
00:22:53,330 --> 00:22:54,331
‫دینا

267
00:23:10,764 --> 00:23:12,941
‫اون دیگه چه عنیه؟
‫چرا قایم شده؟

268
00:23:13,016 --> 00:23:14,901
‫فکر کنم از اون باهوش‌هاست

269
00:23:14,976 --> 00:23:16,737
‫عین همونی که توی سوپرمارکت دنبالم بود

270
00:23:16,812 --> 00:23:19,740
‫خیلی‌خب، ولی تو اون رو کُشتی،
‫پس این رو هم می‌تونیم بکُشیم، نه؟

271
00:23:19,815 --> 00:23:22,326
‫آره، کُشتمش، ولی قبلش گازم گرفت

272
00:23:22,401 --> 00:23:24,453
‫- لامصب گازت گرفت؟
‫- میگی چیکار می‌کردم؟ بهت می‌گفتم؟

273
00:23:24,528 --> 00:23:25,987
‫اونوقت…

274
00:23:27,781 --> 00:23:29,583
‫گوش کن، اگه عین همونه،

275
00:23:29,658 --> 00:23:31,626
‫حتماً سریعه و خودشو نشون نمیده

276
00:23:31,701 --> 00:23:33,503
‫ولی این دفعه دو نفریم

277
00:23:33,578 --> 00:23:38,008
‫اون بی‌پدر سعی می‌کنه دورمون بزنه،
‫پس به نظرم ما اول دورش بزنیم

278
00:23:38,083 --> 00:23:41,053
‫از هم جدا میشیم. دنبال هر کدوم‌مون که اومد،

279
00:23:41,128 --> 00:23:43,055
‫اون یکی از پشت بهش حمله می‌کنه

280
00:23:43,130 --> 00:23:44,214
‫حله؟

281
00:23:47,050 --> 00:23:48,260
‫حله

282
00:24:02,190 --> 00:24:03,733
‫- الان چیکار کنیم؟
‫- نمی‌دونم

283
00:24:04,651 --> 00:24:06,101
‫بیا از راهی که اومدیم برگردیم

284
00:24:06,820 --> 00:24:09,072
‫اگه بدوئیم میفتن دنبال‌مون،
‫پس باید آروم بریم

285
00:24:20,876 --> 00:24:23,428
‫اون حصار رو می‌بینی؟
‫من هر چندتا رو که بتونم می‌کشونم دنبال خودم

286
00:24:23,503 --> 00:24:24,930
‫تو بدو اون تو، در رو ببند،

287
00:24:25,005 --> 00:24:26,932
‫هر طور که می‌تونی محکمش کن و
‫همون تو بمون

288
00:24:27,007 --> 00:24:30,707
‫دینا. من خیلی می‌تونم جلوی گازهاشون
‫دووم بیارم. تو نمی‌تونی. به حرفم گوش کن

289
00:24:32,304 --> 00:24:33,305
‫برو!

290
00:25:47,379 --> 00:25:49,514
‫- گازت گرفتن؟
‫- چی؟ نه

291
00:25:49,589 --> 00:25:50,891
‫چیزیش نشده

292
00:25:50,966 --> 00:25:53,385
‫داشتم نگاه می‌کردم. گازش نگرفتن

293
00:25:54,219 --> 00:25:55,971
‫جسی، قسم می‌خورم

294
00:25:57,514 --> 00:25:58,515
‫باید بریم

295
00:26:04,354 --> 00:26:05,564
‫برید! برید! برید!

296
00:26:06,523 --> 00:26:08,942
‫واینستید! همین‌طوری بیاید!

297
00:26:09,484 --> 00:26:10,702
‫من می‌زنم‌شون! بیاید!

298
00:26:10,777 --> 00:26:11,995
‫میرن غرب!

299
00:26:12,070 --> 00:26:13,738
‫اونجا! اونجا!

300
00:26:29,170 --> 00:26:32,215
‫پارک! اونجا می‌تونیم از دست‌شون فرار کنیم!
‫زود باشید!

301
00:26:43,727 --> 00:26:45,862
‫وایسید. وایسید. نباید بریم اون تو

302
00:26:45,937 --> 00:26:49,199
‫انگار سه فرد ناشناس بودن که
‫رفتن توی پارک. کاملاً مسلح بودن

303
00:26:49,274 --> 00:26:50,924
‫- از زخمی‌ها نبودن
‫- چیکار می‌کنن؟

304
00:26:52,068 --> 00:26:54,246
‫اگه خواستن بیان بیرون، بزنیدشون

305
00:26:54,321 --> 00:26:55,622
‫نمیان توی پارک

306
00:26:55,697 --> 00:26:57,707
‫حتماً شوخیت گرفته

307
00:26:57,782 --> 00:26:59,876
‫عالیه. بازم مبتلا هست

308
00:26:59,951 --> 00:27:02,370
‫شاید، ولی نمی‌تونیم از این راه برگردیم

309
00:27:03,872 --> 00:27:04,956
‫زود باشید

310
00:27:09,377 --> 00:27:10,378
‫جسی

311
00:27:12,881 --> 00:27:13,848
‫جسی

312
00:27:13,923 --> 00:27:15,642
‫- چیه؟
‫- چطوری پیدامون کردی؟

313
00:27:15,717 --> 00:27:17,802
‫با نقشه‌ای که توی تئاتر گذاشته بودید

314
00:27:18,887 --> 00:27:20,647
‫ضمناً مثلث‌بندیِ روش تحسین‌برانگیز بود

315
00:27:20,722 --> 00:27:21,815
‫ممنون. کار دینا بود

316
00:27:21,890 --> 00:27:23,358
‫خیال کردی فکر کردم کار توئه؟

317
00:27:23,433 --> 00:27:24,818
‫تئاتر رو از کجا پیدا کردی؟

318
00:27:24,893 --> 00:27:26,811
‫می‌خوره الان بخوام باهات گپ بزنم؟

319
00:27:28,396 --> 00:27:29,864
‫تنها اومدی؟

320
00:27:29,939 --> 00:27:31,199
‫نه. من و تامی

321
00:27:31,274 --> 00:27:33,034
‫وقتی رسیدیم شهر جدا شدیم

322
00:27:33,109 --> 00:27:35,412
‫- تا جاهای بیشتری رو بگردیم
‫- باورم نمیشه شما رو فرستادن دنبال‌مون

323
00:27:35,487 --> 00:27:38,123
‫نفرستادن، ولی مطمئن بودیم
‫اینجا کارتون ساخته‌ست

324
00:27:38,198 --> 00:27:40,417
‫واسه همین شب بعد جیم شدیم.
‫خدا رو شکر که اومدیم.

325
00:27:40,492 --> 00:27:43,492
‫- می‌دونی، اوضاع‌مون خیلی هم خوب بود تا اینکه…
‫- تا اینکه چی؟

326
00:27:47,666 --> 00:27:49,175
‫تا اینکه دیگه خوب نبود

327
00:27:49,250 --> 00:27:51,094
‫تامی خوبه؟

328
00:27:51,169 --> 00:27:52,721
‫امیدوارم

329
00:27:52,796 --> 00:27:54,264
‫قرار بود صبح همدیگه رو ببینیم

330
00:27:54,339 --> 00:27:56,808
‫- خب، الان چی؟
‫- یه راه فرار پیدا می‌کنیم،

331
00:27:56,883 --> 00:27:58,783
‫برمی‌گردیم تئاتر، شب رو اتراق می‌کنیم،

332
00:27:59,094 --> 00:28:02,022
‫میریم پیش تامی، بعدش همه میریم خونه

333
00:28:02,097 --> 00:28:03,765
‫- نه
‫- اِلی

334
00:28:09,354 --> 00:28:10,772
‫این دیگه صدای چی بود؟

335
00:28:30,041 --> 00:28:31,710
‫هی. برید

336
00:28:43,680 --> 00:28:46,399
‫نه، صبر کنید. تو رو خدا، تو رو خدا!

337
00:28:46,474 --> 00:28:48,443
‫من عین بقیه نیستم. خواهش می‌کنم

338
00:28:48,518 --> 00:28:51,279
‫نه، نه، نه، وایسید، وایسید.
‫عضو میشم.

339
00:28:51,354 --> 00:28:53,239
‫- عضو شما میشم. میشم یکی از شما
‫- دیگه دیر شده، گرگ

340
00:28:53,314 --> 00:28:55,116
‫نه، نه، نه، نه، وایسید!
‫من اطلاعات دارم

341
00:28:55,191 --> 00:28:58,141
‫می‌دونم آیزاک چه نقشه‌ای داره.
‫می‌تونم کمک‌تون کنم. می‌تونم…

342
00:28:59,446 --> 00:29:01,665
‫علاقه‌ای به شنیدن حرف‌هات نداریم

343
00:29:01,740 --> 00:29:03,575
‫«تنها ثمرۀ روح فاسد دروغ است»

344
00:29:04,325 --> 00:29:05,418
‫این آموزۀ پیامبر ماست

345
00:29:05,493 --> 00:29:07,003
‫به امید هدایت پیامبرمان

346
00:29:07,078 --> 00:29:09,706
‫نه. نه. نه. نه

347
00:29:12,167 --> 00:29:14,719
‫نه. نه، نه، نه.
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. نه.

348
00:29:14,794 --> 00:29:16,045
‫نه. نه

349
00:29:16,880 --> 00:29:18,590
‫نه! نه! نه!

350
00:29:20,175 --> 00:29:21,551
‫نه

351
00:29:30,435 --> 00:29:31,569
‫تو رو خدا، نه

352
00:29:31,644 --> 00:29:33,071
‫غرق در گناهه

353
00:29:33,146 --> 00:29:34,531
‫- نه، نه
‫- آزادش کنید

354
00:29:34,606 --> 00:29:36,991
‫تا با عشق پیامبر آشنا شود

355
00:29:37,066 --> 00:29:38,785
‫نه، نه، نه، نه، نه

356
00:29:38,860 --> 00:29:40,570
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. نه

357
00:30:00,340 --> 00:30:01,508
‫الان آزاده

358
00:30:05,178 --> 00:30:06,930
‫لعنتی!

359
00:30:10,600 --> 00:30:12,235
‫من دورشون می‌کنم. تو ببرش. برید!

360
00:30:12,310 --> 00:30:14,312
‫توی تئاتر می‌بینم‌تون.
‫برید دیگه!

361
00:30:17,106 --> 00:30:19,826
‫نمی‌تونی فرار کنی، گرگ. پیامبر شما رو می‌بینه

362
00:30:19,901 --> 00:30:21,194
‫حواسش به همۀ ما هست

363
00:30:58,857 --> 00:31:00,024
‫اینجا نیست

364
00:31:05,154 --> 00:31:07,832
‫- به امید هدایت پیامبرمان
‫- به امید هدایت پیامبرمان

365
00:31:07,907 --> 00:31:10,493
‫خیلی‌خب، پخش شید. حرکت کنید

366
00:32:39,499 --> 00:32:41,009
‫چه خبره؟

367
00:32:41,084 --> 00:32:42,877
‫مطمئن نیستم. بررسی می‌کنم

368
00:32:43,670 --> 00:32:44,963
‫یالا، بانی

369
00:33:09,529 --> 00:33:11,164
‫جونوری چیزی بود

370
00:33:11,239 --> 00:33:12,657
‫خبری نیست

371
00:33:24,335 --> 00:33:25,545
‫تموم شد

372
00:34:08,963 --> 00:34:10,465
‫بذارشون زمین

373
00:34:11,716 --> 00:34:13,551
‫دست‌ها بالا. برگرد

374
00:34:24,395 --> 00:34:25,521
‫من رو یادته؟

375
00:34:26,856 --> 00:34:28,399
‫آره، من رو یادته

376
00:34:29,817 --> 00:34:32,445
‫- چی می‌خوای؟
‫- اَبی کجاست؟

377
00:34:33,571 --> 00:34:35,873
‫- نمی‌دونم
‫- چرا، می‌دونی

378
00:34:35,948 --> 00:34:38,459
‫اگه بهم شلیک کنی،
‫تمام سربازها می‌ریزن اینجا

379
00:34:38,534 --> 00:34:40,036
‫ولی به هر حال می‌میری

380
00:34:43,331 --> 00:34:45,291
‫بگو کجاست، شاید زنده گذاشتمت

381
00:34:47,210 --> 00:34:49,762
‫- می‌تونستیم بکُشیمت
‫- شاید باید می‌کُشتید

382
00:34:49,837 --> 00:34:53,633
‫یا شاید اصلاً نباید
‫سمت جکسون آفتابی می‌شدید، نورا

383
00:34:55,051 --> 00:34:56,177
‫اَبی کجاست؟

384
00:35:05,061 --> 00:35:06,979
‫متأسفم که جلوی چشم‌هات اون‌طوری شد

385
00:35:09,273 --> 00:35:11,492
‫هیچ‌کس نباید همچین صحنه‌ای رو می‌دید

386
00:35:11,567 --> 00:35:14,037
‫- بس کن
‫- بعضی شب‌ها،

387
00:35:14,112 --> 00:35:16,781
‫هنوزم جیغ و دادش رو می‌شنوم

388
00:35:17,824 --> 00:35:21,202
‫مرگش خیلی وحشتناک بود

389
00:35:22,453 --> 00:35:23,871
‫آره

390
00:35:25,498 --> 00:35:27,542
‫آره، مرتیکه کونی به سزای اعمالش رسید

391
00:35:32,004 --> 00:35:33,464
‫مادرسگ!

392
00:35:34,382 --> 00:35:35,591
‫مهمون داریم!

393
00:35:37,760 --> 00:35:38,761
‫مهمون داریم!

394
00:35:40,388 --> 00:35:42,598
‫هی! بزنیدش!

395
00:36:01,450 --> 00:36:03,035
‫وای، نه، نه، نه

396
00:36:04,328 --> 00:36:06,622
‫نورا، کارت تمومه!

397
00:36:08,082 --> 00:36:09,167
‫نورا!

398
00:36:37,445 --> 00:36:38,746
‫لعنتی، بازه!

399
00:36:38,821 --> 00:36:40,373
‫چاه آسانسور کوفتی بازه!

400
00:36:40,448 --> 00:36:42,992
‫- راهرو رو ببندید!
‫- عقب! عقب!

401
00:36:44,493 --> 00:36:45,953
‫چاه آسانسور بازه!

402
00:39:45,132 --> 00:39:46,967
‫زنیکۀ کسخل

403
00:39:47,968 --> 00:39:49,261
‫هاگ‌ها

404
00:39:50,304 --> 00:39:52,515
‫داریم هاگ تنفس می‌کنیم

405
00:39:54,141 --> 00:39:55,267
‫مبتلا شدیم

406
00:39:56,268 --> 00:39:57,895
‫جفتمون رو به کُشتن دادی

407
00:39:58,979 --> 00:39:59,980
‫واقعاً؟

408
00:40:12,076 --> 00:40:13,452
‫تو…

409
00:40:14,078 --> 00:40:15,413
‫همونی

410
00:40:17,957 --> 00:40:19,875
‫دختری که مبتلا نمیشه. تو…

411
00:40:20,584 --> 00:40:21,961
‫واقعی‌ای

412
00:40:24,505 --> 00:40:25,506
‫آره

413
00:40:27,049 --> 00:40:28,634
‫اَبی کجاست؟

414
00:40:32,304 --> 00:40:34,306
‫خبر نداری جوئل چیکار کرده؟

415
00:40:35,724 --> 00:40:38,644
‫- واسم مهم نیست
‫- مهم نیست؟

416
00:40:40,896 --> 00:40:45,192
‫اون هر کی توی بیمارستان بود رو کُشت

417
00:40:46,819 --> 00:40:51,031
‫مِن‌جمله تنها کسی که می‌تونست
‫ازت یه درمان بسازه

418
00:40:54,368 --> 00:40:56,078
‫یعنی پدر اَبی

419
00:40:57,872 --> 00:40:59,165
‫جوئل هم…

420
00:41:00,541 --> 00:41:03,377
‫جوئل یه تیر توی سرش خالی کرد

421
00:41:05,004 --> 00:41:06,881
‫اون همچین کاری کرده بود

422
00:41:12,845 --> 00:41:14,472
‫می‌دونم

423
00:41:36,202 --> 00:41:37,578
‫اَبی کجاست؟

424
00:41:44,460 --> 00:41:45,461
‫نه

425
00:42:18,744 --> 00:42:20,412
‫کجاست؟

426
00:42:24,833 --> 00:42:25,834
‫نه

427
00:42:33,717 --> 00:42:34,894
‫اون کجاست؟

428
00:42:34,969 --> 00:42:36,178
‫نه

429
00:42:40,349 --> 00:42:41,763
‫اون کجاست؟!

430
00:42:41,787 --> 00:42:51,787
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

431
00:42:51,811 --> 00:43:01,811
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

432
00:43:10,212 --> 00:43:11,463
‫سلام، بچه‌جون

433
00:43:15,301 --> 00:43:16,302
‫سلام

434
00:43:19,000 --> 00:43:22,000
<font color="#00f300">♪ Present Tense - Pearl Jam playing ♪</font>

