﻿1
00:00:00,100 --> 00:00:06,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,000 --> 00:00:07,600
‫آنچه گذشت...

3
00:00:08,416 --> 00:00:11,666
‫بابت نجات جونم بهت مدیون بودم
‫و اگر چیزی لازم داشتی، بهم زنگ بزن

4
00:00:11,666 --> 00:00:14,250
‫شاید بیشتر از چیزی که درست بوده

5
00:00:14,250 --> 00:00:15,458
‫می‌خواستم باهات وقت بگذرونم

6
00:00:15,458 --> 00:00:18,083
‫لازمه نگران این باشم
‫که نکنه از اون مردهای حسود باشی؟

7
00:00:18,083 --> 00:00:19,458
‫- نه
‫- یادت باشه، امشب صحبت نکردیم

8
00:00:19,458 --> 00:00:20,791
‫در مورد چی صحبت نکردیم؟

9
00:00:20,791 --> 00:00:22,833
‫گروه ضدجاسوسی داره میاد سمت خونه‌ت

10
00:00:22,833 --> 00:00:25,500
‫قراره دنبال هرچیزی که مربوط به
‫عملیات ملادزه هست بگردن

11
00:00:25,500 --> 00:00:27,000
‫حدس بزن دیروز کی بهم زنگ زد

12
00:00:27,000 --> 00:00:29,208
‫کشتن یه وکیل چقدر سخت می‌تونه باشه؟

13
00:00:29,208 --> 00:00:31,000
‫یه مخبر برام گیر بیار. یه مخبر خوب

14
00:00:31,000 --> 00:00:33,290
‫اوضاع تغییر کرده

15
00:00:37,500 --> 00:00:39,833
‫فکر کردی روس‌ها
‫دارن به زنم آسون می‌گیرن؟

16
00:00:39,833 --> 00:00:42,666
‫نه، چون دست اونا نیست
‫دست یاکوزاست

17
00:00:42,666 --> 00:00:44,583
‫نمی‌دونن کجا نگهش می‌دارن

18
00:00:44,583 --> 00:00:47,208
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫یه رمزارز قابل ردیابی درست کرده

19
00:00:47,208 --> 00:00:49,541
‫سیا تو درست کردنش باهامون همکاری کرد

20
00:00:49,541 --> 00:00:51,749
‫وقتی بهت میگم یه کاری بکن...

21
00:01:13,583 --> 00:01:15,750
‫کدوم گوری هستی؟

22
00:01:15,750 --> 00:01:18,208
‫دارم میرم که یواشکی
‫وارد آپارتمان جنگ کیون بشم

23
00:01:18,208 --> 00:01:20,791
‫- دارم سرخود میرم
‫- میشه بگی سرخود یعنی چی؟

24
00:01:20,791 --> 00:01:23,541
‫نه، نه. یه کار بهتری انجام بده
‫قطع کن و شماره‌مو پاک کن

25
00:01:23,541 --> 00:01:25,333
‫این سوئیچ مرگ رو از کجا پیدا کنم؟

26
00:01:25,333 --> 00:01:27,208
‫نمی‌دونم

27
00:01:27,208 --> 00:01:28,833
‫به احتمال زیاد دیجیتاله

28
00:01:28,833 --> 00:01:32,500
‫که اگر بهش سر نزد یا یه پیام رمزدار نفرستاد
‫اسرار رو پخش کنه

29
00:01:33,000 --> 00:01:37,333
‫و باهوش‌تر از اونیه که
‫مدرکی توی خونه‌ش نگه داره

30
00:01:37,333 --> 00:01:38,625
‫ولی احتمالاً سرنخ‌هایی هست

31
00:01:38,625 --> 00:01:41,000
‫که بخش عملیات بتونه باهاشون
‫توی پیدا کردنش کمک کنه

32
00:01:41,000 --> 00:01:43,000
‫پس از همه‌چی عکس بگیر

33
00:01:43,000 --> 00:01:44,666
‫عکس بگیرم. باشه

34
00:01:44,666 --> 00:01:48,416
‫ولی اگر موقع سرک کشیدن مچت رو گرفتن
‫دخلت اومده

35
00:01:48,416 --> 00:01:52,041
‫گندش بزنن. واقعاً؟ فکر کردم
‫فقط منو از کشور می‌اندازن بیرون

36
00:01:52,041 --> 00:01:53,166
‫آره، می‌اندازن

37
00:01:53,166 --> 00:01:56,208
‫و بعد نایلند دست و پات رو می‌بنده به اسب‌ها
‫و تکه‌پاره‌ت می‌کنه

38
00:03:12,041 --> 00:03:13,641
‫حرومزاده

39
00:03:43,125 --> 00:03:44,725
‫آخ!

40
00:03:56,541 --> 00:03:58,958
‫لعنتی! بسه دیگه!

41
00:04:00,916 --> 00:04:03,083
‫می‌خوای چیکار کنی؟ ها؟

42
00:04:03,625 --> 00:04:05,790
‫می‌خوای منو توی آپارتمان خودت بکشی؟

43
00:04:07,083 --> 00:04:09,916
‫چند دقیقه بعدش پلیس می‌رسه اینجا
‫و پشت سرشون سازمان اطلاعات کره هم میاد

44
00:04:11,250 --> 00:04:13,541
‫اینطوری دیگه کار زنت تمومه

45
00:04:19,791 --> 00:04:21,000
‫می‌دونی که اونقدر احمق نیستم

46
00:04:21,000 --> 00:04:23,708
‫که سوئیچ مرگ رو
‫توی آپارتمانم نگه دارم، مگه نه؟

47
00:04:24,458 --> 00:04:26,370
‫اون تنها چیزیه...

48
00:04:26,370 --> 00:04:29,041
‫که نمی‌ذاره سازمان سیا منو بکشه

49
00:04:29,041 --> 00:04:30,641
‫آره می‌دونم

50
00:04:38,833 --> 00:04:41,291
‫اینجا... خونه‌ی ماست

51
00:04:43,625 --> 00:04:45,458
‫حق نداشتی تخریبش کنی

52
00:04:48,083 --> 00:04:50,041
‫گمونم یه‌خرده مستاصل شدم

53
00:04:50,041 --> 00:04:51,641
‫فکر می‌کنی من نیستم؟

54
00:04:55,916 --> 00:04:57,516
‫"نان‌هی"

55
00:04:57,875 --> 00:04:59,475
‫حامله‌ست

56
00:05:04,083 --> 00:05:06,041
‫بدون تو نمی‌تونم نجاتش بدم

57
00:05:24,208 --> 00:05:26,000
‫بلند شو. یکی سعی کرد منو بکشه

58
00:05:27,208 --> 00:05:28,808
‫چی؟

59
00:05:35,375 --> 00:05:37,416
‫هی، این از کجا اومده؟

60
00:05:37,416 --> 00:05:39,333
‫از کسی که سعی کرد منو بکشه

61
00:05:39,833 --> 00:05:41,833
‫باشه، حالا کجاست؟

62
00:05:41,833 --> 00:05:43,433
‫سردخونه

63
00:05:44,208 --> 00:05:45,808
‫تابحال اینو دیدی؟

64
00:05:46,166 --> 00:05:47,791
‫نه

65
00:05:49,458 --> 00:05:52,250
‫- پس فکر می‌کنی هویتت لو رفته؟
‫- نمی‌دونم

66
00:05:52,250 --> 00:05:54,240
‫ولی اینو می‌دونم که این "سی‌زی-75"ـه

67
00:05:54,264 --> 00:05:56,666
‫اسلحه‌ی گرون‌قیمت نیروهای ویژه‌ی اروپاییه

68
00:05:57,416 --> 00:05:59,541
‫و مرتیکه‌ عین نینجاها بود

69
00:05:59,541 --> 00:06:01,250
‫نمی‌دونم چرا می‌خوان منو بکشن

70
00:06:01,250 --> 00:06:04,041
‫من یه مامور تازه توی این منطقه‌م
‫و توی هیچ عملیات خاصی هم شرکت ندارم

71
00:06:05,250 --> 00:06:07,291
‫- می‌خوای بمونی و بفهمی؟
‫- نه!

72
00:06:07,291 --> 00:06:10,166
‫ولی اگر به لانگلی (سازمان سیا)
‫خبر بدم که ممکنه هویتم لو رفته باشه

73
00:06:10,166 --> 00:06:11,208
‫می‌اندازنش تقصیر من

74
00:06:11,208 --> 00:06:13,750
‫منو از کارهای عملیاتی می‌کشن بیرون
‫احتمالاً هم حصر میشم

75
00:06:14,708 --> 00:06:16,875
‫شانسم برای رسیدن به مقر مسکو از بین میره

76
00:06:16,875 --> 00:06:20,083
‫خب، به عنوان وکیلت
‫و هم‌خونه‌ای اجباریت

77
00:06:20,083 --> 00:06:22,666
‫توصیه می‌کنم از لهستانی که توش

78
00:06:22,666 --> 00:06:24,208
‫یکی سعی می‌کنه بکشتت بزنی به چاک

79
00:06:24,208 --> 00:06:26,916
‫و برگردی واشینگتن
‫جایی که هیچکس سعی نمی‌کنه بکشتت

80
00:06:26,916 --> 00:06:29,540
‫اونجا می‌شینیم فکر می‌کنیم
‫که بعدش باید چیکار کنیم

81
00:06:31,000 --> 00:06:32,600
‫عاشق این نقشه‌م

82
00:06:33,125 --> 00:06:36,083
‫زنگ می‌زنم دفتر مسافرت
‫و هماهنگ می‌کنم با پرواز بعدی بریم

83
00:06:36,750 --> 00:06:38,166
‫میگما

84
00:06:38,166 --> 00:06:40,333
‫بنظرت این قضیه
‫ربطی به نیچکا داره؟

85
00:06:40,333 --> 00:06:42,708
‫اگر منظورت از نیچکا، "اوون"ـه، آره صددرصد

86
00:06:44,875 --> 00:06:46,475
‫تف توش

87
00:06:46,958 --> 00:06:50,333
‫« پورت‌لوئیس، موریس »

88
00:06:53,833 --> 00:06:55,433
‫خبرهای بدی دارم

89
00:06:58,125 --> 00:06:59,625
‫نمی‌خوام بشنوم

90
00:06:59,625 --> 00:07:02,250
‫مسئولیت این بدی‌ها رو هم داره، باید بشنوی

91
00:07:03,375 --> 00:07:05,166
‫لی مرده

92
00:07:07,250 --> 00:07:08,375
‫لی کیه؟

93
00:07:08,375 --> 00:07:10,833
‫مزدوری که هفته‌ی قبل
‫فرستادیم سراغ اوون

94
00:07:10,833 --> 00:07:13,125
‫پلیس ورشو دیشب جسدش رو پیدا کرده

95
00:07:13,125 --> 00:07:16,125
‫همون کسی که نتونست هندریکس رو بکشه
‫فرستادی تا نتونه لستر رو بکشه؟

96
00:07:16,125 --> 00:07:17,833
‫به این زودی نمی‌شد کس دیگه‌ای رو پیدا کرد

97
00:07:17,833 --> 00:07:19,708
‫ممکنه ردش رو تا ما بگیرن؟

98
00:07:19,708 --> 00:07:22,583
‫اینقدر منو دست‌کم نگیر
‫سیستم‌هامون کاملاً محافظت شده‌ست

99
00:07:24,291 --> 00:07:25,750
‫ولی؟

100
00:07:25,750 --> 00:07:28,708
‫اوون، لستر و وایولت
‫از طریق دفتر مسافرت سازمان

101
00:07:28,708 --> 00:07:30,416
‫به مقصد واشینگتن بلیط هواپیما گرفتن

102
00:07:30,416 --> 00:07:34,041
‫خب، این نمی‌تونه تصادفی باشه
‫این یعنی یجورایی دستمون رو خوندن

103
00:07:35,083 --> 00:07:37,625
‫- باید برگردیم واشینگتن
‫- فکر می‌کردم اینو بگی

104
00:07:37,625 --> 00:07:40,941
‫توی یه هواپیمای باری لاکهید برای خودمون
‫جا گرفتم. نود دقیقه‌ی دیگه راه میفته

105
00:07:41,125 --> 00:07:42,725
‫خوبه

106
00:07:44,958 --> 00:07:46,558
‫چیه؟

107
00:07:48,375 --> 00:07:50,333
‫می‌خوای این قضیه رو تا کجا کش بدی؟

108
00:07:52,750 --> 00:07:54,291
‫می‌دونم بابت سودان جنوبی بهت مدیونم

109
00:07:54,291 --> 00:07:56,083
‫ولی ترجیح میدم تمام عمرم رو

110
00:07:56,083 --> 00:07:57,683
‫توی یه زندان فدرال نگذرونم

111
00:07:58,125 --> 00:07:59,291
‫یا بلای بدتری سرم نیاد

112
00:07:59,291 --> 00:08:01,041
‫قضیه واسم مرگ و زندگیه

113
00:08:02,375 --> 00:08:05,208
‫ولی... اگر می‌خوای ول کنی و بری
‫سرزنشت نمی‌کنم

114
00:08:06,875 --> 00:08:08,475
‫نه

115
00:08:09,875 --> 00:08:11,475
‫مشکلی ندارم

116
00:08:12,750 --> 00:08:14,350
‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم، آره؟

117
00:08:17,458 --> 00:08:19,058
‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم

118
00:08:19,958 --> 00:08:22,833
‫- توام باید باهام بیای
‫- نه، همین‌جا می‌مونم

119
00:08:22,833 --> 00:08:26,166
‫همین که سازمان یه رمزارز درست کرده

120
00:08:26,166 --> 00:08:29,250
‫که الان داره توسط
‫بیش از ده میلیون آمریکایی استفاده میشه

121
00:08:29,250 --> 00:08:30,583
‫یه راز به‌شدت مخربه، رفیق

122
00:08:30,583 --> 00:08:33,375
‫برای همین وقتی به نایلند میگی

123
00:08:33,375 --> 00:08:34,500
‫نمی‌خوام نزدیکتون هم باشم

124
00:08:34,500 --> 00:08:36,500
‫بعلاوه، یکی‌مون باید
‫حواسش به جنگ کیون باشه

125
00:08:36,500 --> 00:08:39,708
‫که حالا که داری برمی‌گردی واشینگتن
‫دقیقاً داره چیکار می‌کنه؟

126
00:08:39,708 --> 00:08:42,916
‫داره میره سازمان اطلاعات کره
‫تا اطلاعات معاملات اخیر رمزارز رو دربیاره

127
00:08:42,916 --> 00:08:45,250
‫اگر بخاطر این یاکوزا نان‌هی رو دزدیده
‫چون به رمزارزی

128
00:08:45,250 --> 00:08:47,916
‫که باهاش بهشون رشوه داده شک کردن
‫شروع می‌کنن به فروختنش

129
00:08:47,916 --> 00:08:51,750
‫که جنگ کیون هم باید
‫خیلی نامحسوس سروگوش آب بده

130
00:08:51,750 --> 00:08:54,083
‫وگرنه رئیسش شک می‌کنه

131
00:08:54,916 --> 00:08:56,516
‫گریس چو

132
00:08:58,625 --> 00:08:59,791
‫چیه؟ تو نخشی؟

133
00:08:59,791 --> 00:09:01,391
‫نه. خفه‌شو بابا

134
00:09:02,625 --> 00:09:04,666
‫فقط گولشو نخور، باشه؟

135
00:09:05,250 --> 00:09:06,850
‫وای خدا. کاش اینقدر خوش‌شانس بودم

136
00:09:07,416 --> 00:09:09,750
‫ولی طرف حرفه‌ایه
‫بلده نامحسوس کارشو انجام بده، مگه نه؟

137
00:10:09,958 --> 00:10:11,558
‫هیچ فرقی نکرده

138
00:10:13,375 --> 00:10:14,625
‫« امور مالی »

139
00:10:17,791 --> 00:10:20,083
‫« شکنجه »

140
00:10:42,291 --> 00:10:43,958
‫بالاخره پیدات کردم

141
00:10:44,791 --> 00:10:46,458
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

142
00:10:46,458 --> 00:10:48,750
‫داری با بخش جرائم سازمان‌یافته
‫روی پرونده‌ای کار می‌کنی؟

143
00:10:48,750 --> 00:10:51,875
‫نه. داشتم دنبال سرکار "یون" می‌گشتم

144
00:10:52,458 --> 00:10:54,333
‫شنیدم داره دوچرخه‌ی ثابتش رو می‌فروشه

145
00:10:55,541 --> 00:11:00,750
‫می‌خوام نان‌هی رو غافلگیر کنم
‫دلش یکی از اونا می‌خواست

146
00:11:01,875 --> 00:11:03,475
‫صورتت چی شده؟

147
00:11:04,000 --> 00:11:05,600
‫اوه، اینو میگی؟

148
00:11:06,500 --> 00:11:08,708
‫یکم خجالت‌آوره

149
00:11:09,625 --> 00:11:12,500
‫اونقدر سرم تو گوشیم بود
‫که از پله‌های آپارتمانم افتادم پایین

150
00:11:13,625 --> 00:11:15,225
‫خیلیم عالی

151
00:11:15,833 --> 00:11:18,500
‫می‌دونستی اوون هندریکس
‫داره با هواپیما برمی‌گرده واشینگتن؟

152
00:11:19,541 --> 00:11:23,875
‫آره، ولی هنوزم دارم سعی می‌کنم
‫اون یکی وکیله رو راضی کنم بهم بگه...

153
00:11:23,875 --> 00:11:25,375
‫گوش کن چی میگم

154
00:11:25,375 --> 00:11:29,416
‫شایعاتی به گوش رئیس رسیده
‫که سیا یه کاسه‌ای زیر نیم کاسشه

155
00:11:29,916 --> 00:11:32,333
‫و از من انتظار داره بفهمم چیه

156
00:11:32,333 --> 00:11:35,708
‫اگر تا 24 ساعت آینده نفهمیدی قضیه چیه

157
00:11:35,708 --> 00:11:37,625
‫یکی رو پیدا می‌کنم که بتونه

158
00:11:37,625 --> 00:11:40,843
‫و می‌ذارمت توی یه برج نگهبانی
‫لب مرز کره‌ی شمالی

159
00:11:40,867 --> 00:11:42,832
‫که تا قیامت اونجا کشیک بدی

160
00:11:56,750 --> 00:12:00,333
‫بابت هشداری که دیشب
‫در مورد گروه ضدجاسوسی بهم ندادی ممنون

161
00:12:00,333 --> 00:12:01,541
‫چطور پیش نرفت؟

162
00:12:01,541 --> 00:12:06,000
‫فعلاً نتونستن چیزی پیدا کنن
‫ولی به این راحتی‌ها دست به‌سر نمیشن

163
00:12:06,000 --> 00:12:08,666
‫و بدجوری به هندریکس گیر سه‌پیچ دادن

164
00:12:09,166 --> 00:12:12,208
‫و تمام کسایی که توی اون آشفته‌بازار
‫اروپای شرقی دخیل بودن

165
00:12:12,208 --> 00:12:14,791
‫پس باید تمام اون دلقک‌ها

166
00:12:14,791 --> 00:12:17,041
‫هندریکس، کیچنز، ابنر و گیلبین رو

167
00:12:17,041 --> 00:12:20,500
‫اونقدر از چنگشون دور نگه داریم تا اینکه
‫تمام توجه‌ها به یه بحران دیگه جلب بشه

168
00:12:20,500 --> 00:12:23,957
‫از شانس‌ خوبمون اون چهار تا
‫الان چهارگوشه‌ی جهان پخش شدن

169
00:12:31,166 --> 00:12:34,458
‫خب، نایلند قطعاً می‌پرسه
‫چرا از ورشو برگشتیم

170
00:12:34,458 --> 00:12:36,166
‫باید یه بهونه‌ی خوب پیدا کنیم وگرنه...

171
00:12:36,166 --> 00:12:38,041
‫وگرنه باید مقر مسکو رو ببوسی و بذاری کنار؟

172
00:12:38,041 --> 00:12:40,666
‫آره، هزار باری اینو گفتی

173
00:12:40,666 --> 00:12:44,958
‫می‌دونی، ناسلامتی من و تو باید
‫با همدیگه یه تیم باشیم، مگه نه؟

174
00:12:44,958 --> 00:12:47,458
‫مقر مسکو بخشی از برنامه‌مون نبود

175
00:12:48,583 --> 00:12:50,183
‫منظورت چیه؟

176
00:12:50,375 --> 00:12:55,250
‫منظورم اینه که خربزه خوردی
‫حالا پای لرزش هم بشین

177
00:12:56,250 --> 00:12:58,666
‫من که دارم میرم خونه بخوابم

178
00:12:59,166 --> 00:13:02,291
‫فکر کنم توی فریزر بستنی هم داشته باشم

179
00:13:05,458 --> 00:13:07,058
‫انگار عین جن افتاده دنبالمون

180
00:13:08,375 --> 00:13:11,583
‫تنها راه خلاص شدن از دستش
‫یه جن‌گیری کاریه

181
00:13:11,583 --> 00:13:13,250
‫یه کشیش لازم داریم

182
00:13:13,250 --> 00:13:14,916
‫یه چوب بیسبال لازم داریم

183
00:13:16,375 --> 00:13:17,975
‫پشمام بابا

184
00:13:22,708 --> 00:13:23,958
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

185
00:13:23,958 --> 00:13:27,750
‫هیچی فقط...
‫دارم مدارک انتقالیم رو آتیش می‌زنم

186
00:13:27,750 --> 00:13:28,666
‫خیلی‌خب

187
00:13:28,666 --> 00:13:31,500
‫تو چی؟ وایسا، می‌دونی چیه؟
‫دلم نمی‌خواد بدونم

188
00:13:33,041 --> 00:13:34,641
‫صورتت چی شده؟

189
00:13:36,708 --> 00:13:38,308
‫کار یه شوهر عصبانی بود

190
00:13:39,875 --> 00:13:41,291
‫صورت تو چی شده؟

191
00:13:41,291 --> 00:13:42,891
‫کار یه قاتل نینجا بود

192
00:13:46,541 --> 00:13:47,958
‫اوضاع ورشو روبراه بود؟

193
00:13:47,958 --> 00:13:49,750
‫آره، چطور مگه؟ مگه چی شنیدی؟

194
00:13:50,333 --> 00:13:52,125
‫هیچی. فقط بنظر میاد بی‌قراری

195
00:13:52,125 --> 00:13:53,125
‫نه بابا. فقط...

196
00:13:53,125 --> 00:13:55,875
‫هرموقع کنار توام، بی‌قرار میشم

197
00:13:58,250 --> 00:13:59,850
‫وایسا ببینم، وایسا، وایسا

198
00:14:03,666 --> 00:14:05,266
‫این اصلاً خوب نیست

199
00:14:06,375 --> 00:14:08,166
‫چیکار کنیم؟ دخلشون رو بیاریم؟

200
00:14:09,416 --> 00:14:10,291
‫نه

201
00:14:10,291 --> 00:14:12,583
‫اومدیم ببینیم توی این خراب‌شده چه خبره

202
00:14:13,458 --> 00:14:15,058
‫بعدش دخلشون رو میاریم

203
00:14:15,625 --> 00:14:17,375
‫از هم جدا میشیم
‫تو برو دنبال کیچنز

204
00:14:18,000 --> 00:14:19,600
‫من میرم دنبال هندریکس

205
00:14:30,333 --> 00:14:34,041
‫خب، هانا توی کمد خانم نماینده قایم شده بود

206
00:14:34,041 --> 00:14:36,791
‫درحالی‌که من زیر تخت
‫با پسر نیمه‌لخت زنه گیر افتاده بودم

207
00:14:36,791 --> 00:14:39,125
‫و من بابت گربه بدجوری حساسیت گرفته بودم

208
00:14:39,125 --> 00:14:42,166
‫و داشتم سعی می‌کردم عطسه نکنم
‫وگرنه مچ همه‌مون رو می‌گرفت

209
00:14:42,166 --> 00:14:43,083
‫نه بابا

210
00:14:43,083 --> 00:14:44,833
‫اگر اینطوری می‌شد، دوست‌پسر دانشگاهم

211
00:14:44,833 --> 00:14:47,041
‫مجبور می‌شد به مادر خشک‌مذهبیش
‫بگه همجنس‌گراست...

212
00:14:47,041 --> 00:14:48,250
‫همم

213
00:14:48,250 --> 00:14:50,250
‫اونم درحالی‌که همه‌مون
‫با قارچ نشئه بودیم

214
00:14:50,250 --> 00:14:52,666
‫- وای خدا
‫- آره بخدا

215
00:14:52,666 --> 00:14:54,833
‫چطوری از اون وضع خلاص شدین؟

216
00:14:54,833 --> 00:14:57,208
‫هانا به تنها کسی زنگ زد
‫که حاضر بود بدون هیچ سوالی

217
00:14:57,208 --> 00:14:59,416
‫بیاد نجاتمون بده

218
00:14:59,416 --> 00:15:01,016
‫آره

219
00:15:02,625 --> 00:15:04,225
‫اوون

220
00:15:04,916 --> 00:15:06,375
‫اوهوم

221
00:15:06,375 --> 00:15:07,975
‫آره

222
00:15:10,083 --> 00:15:11,683
‫سلام!

223
00:15:12,041 --> 00:15:13,641
‫سلام

224
00:15:14,125 --> 00:15:16,708
‫- سلام، رسیدن به‌خیر
‫- ممنون

225
00:15:17,458 --> 00:15:20,208
‫سلام. "جی" بودی، درسته؟

226
00:15:20,208 --> 00:15:22,625
‫آره. توی وزارت امور خارجه
‫همدیگه رو دیدیم

227
00:15:23,291 --> 00:15:25,375
‫- آره. آره، آره، آره. حله
‫- همم

228
00:15:25,958 --> 00:15:27,558
‫عه، با هم دوست شدین؟

229
00:15:28,125 --> 00:15:29,725
‫آره

230
00:15:31,166 --> 00:15:32,708
‫عالیه. مزاحم شام‌تون نمیشم

231
00:15:32,708 --> 00:15:35,500
‫فقط اومدم کیفم رو بذارم
‫ و لباس بپوشم و برم دفتر

232
00:15:35,500 --> 00:15:37,666
‫فکر کردم ساعت کاری شما کارمندهای وزارت
‫همون ساعت اداریه

233
00:15:39,333 --> 00:15:41,750
‫اکثر اوقات آره

234
00:15:41,750 --> 00:15:43,791
‫ولی... یه پروژه‌ی فوری دارم

235
00:15:43,791 --> 00:15:47,000
‫و... تا خودم انجامش ندم
‫تموم نمیشه، مگه نه؟ برای همین...

236
00:15:56,333 --> 00:15:57,875
‫الان برمی‌گردم

237
00:16:05,666 --> 00:16:07,266
‫بیا باهامون غذا بخور

238
00:16:07,875 --> 00:16:09,475
‫لازم نیست معذب باشیم

239
00:16:11,541 --> 00:16:13,141
‫نیستیم

240
00:16:15,000 --> 00:16:17,000
‫بنظر یکم خسته میای

241
00:16:18,708 --> 00:16:20,308
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

242
00:16:25,541 --> 00:16:27,458
‫آره، بنظر پسر خیلی خوبی میاد

243
00:16:28,333 --> 00:16:29,933
‫همینطوری الکی نمیگم

244
00:16:30,250 --> 00:16:31,850
‫چرا الکی میگی

245
00:16:32,291 --> 00:16:34,041
‫ولی... هست

246
00:16:35,166 --> 00:16:36,766
‫و از رابطه باهاش راضی هستی؟

247
00:16:38,333 --> 00:16:39,933
‫آره

248
00:16:40,166 --> 00:16:41,766
‫خوبه

249
00:16:42,500 --> 00:16:44,100
‫لیاقت همچین چیزی رو داری

250
00:16:45,208 --> 00:16:46,041
‫ممنون

251
00:16:46,041 --> 00:16:49,166
‫هانا، نمی‌خوام فکر کنی
‫حرفایی که توی آلمان بهم زدی رو نشنیدم

252
00:16:49,833 --> 00:16:51,433
‫- لازم نیست...
‫- چرا لازمه

253
00:16:53,291 --> 00:16:55,125
‫دارم سعی می‌کنم
‫از اشتباهاتم درس بگیرم

254
00:16:57,083 --> 00:17:00,041
‫دارم سعی می‌کنم به حرف عزیزترین کسی
‫که توی زندگیم دارم گوش کنم

255
00:17:01,041 --> 00:17:02,641
‫که مرد بهتری بشم و...

256
00:17:03,875 --> 00:17:06,000
‫تمام مدت اینقدر خودخواه نباشم

257
00:17:07,666 --> 00:17:09,266
‫آدم پخته‌تری بشم

258
00:17:13,458 --> 00:17:15,058
‫شرمنده

259
00:17:15,250 --> 00:17:17,791
‫حرفم بنظر خیلی جدی اومد
‫تقصیر خستگی سفره

260
00:17:21,375 --> 00:17:23,041
‫عه

261
00:17:23,041 --> 00:17:25,166
‫سلام. داشتم دنبال دستشویی می‌گشتم

262
00:17:27,541 --> 00:17:29,141
‫آره. می‌تونی از مال من استفاده کنی

263
00:17:37,041 --> 00:17:40,500
‫خیلی‌خب، پس... قبل از رفتن
‫بیا یه غذایی باهامون بخور

264
00:17:42,000 --> 00:17:43,583
‫از "نوشی" غذا گرفتیم

265
00:17:43,583 --> 00:17:45,666
‫- عجب! نوشی؟
‫- اوهوم

266
00:17:45,666 --> 00:17:47,375
‫چطور می‌تونم جواب رد بدم؟

267
00:17:47,375 --> 00:17:48,975
‫نمی‌تونی

268
00:18:46,791 --> 00:18:48,541
‫« هشت عکس را با "بابا" به اشتراک بذار »

269
00:18:58,291 --> 00:19:00,041
‫- رفیق
‫- همم؟

270
00:19:00,041 --> 00:19:01,641
‫اسباب اساسیه لازم داریم

271
00:19:01,958 --> 00:19:03,790
‫چشم بسته غیب گفتی

272
00:19:10,916 --> 00:19:14,541
‫می‌دونستی شراب هم داریم؟
‫ولی باید یه فنجون بیاری

273
00:19:14,541 --> 00:19:17,082
‫لیوان رو هم به لیست چیزهایی
‫که دیگه نداریم اضافه کن

274
00:19:18,083 --> 00:19:20,250
‫نه نمی‌خورم
‫باید برم. ولی ممنون

275
00:19:20,875 --> 00:19:23,833
‫هی، توی پروژه‌ت موفق باشی
‫باید جون کند تا به یه جایی رسید، مگه نه؟

276
00:19:25,250 --> 00:19:27,333
‫آره معلومه. ممنون که گذاشتین
‫باهاتون شام بخورم

277
00:19:27,333 --> 00:19:29,333
‫بهترین تشکر خریدن یه میز پذیرایی جدیده

278
00:19:29,333 --> 00:19:31,875
‫فقط باعرضه‌ها میز پذیرایی گیرشون میاد

279
00:19:35,041 --> 00:19:35,875
‫خوبی؟

280
00:19:35,875 --> 00:19:37,475
‫آره خوبم

281
00:19:41,666 --> 00:19:43,940
‫« سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده‌ »

282
00:19:44,000 --> 00:19:45,833
‫نمی‌تونیم خطرش رو به جون بخریم

283
00:19:46,416 --> 00:19:49,500
‫- باید فوراً این خطر رو از بین ببریم
‫- بله قربان...

284
00:19:50,083 --> 00:19:53,916
‫ولی در این لحظه، هنوزم بهترین راه‌حل‌مون
‫اینه که به خواسته‌ی تهدیدکننده تن بدیم

285
00:19:54,416 --> 00:19:57,541
‫زنش رو بهش پس بدیم
‫اونو با سوئیچ مرگش عوض می‌کنیم

286
00:19:59,083 --> 00:20:01,250
‫و می‌خوای چطوری زنش رو پس بگیریم؟

287
00:20:01,250 --> 00:20:03,833
‫خب، خبر خوب اینه که
‫حالا می‌دونیم زنش دست کیاست

288
00:20:04,333 --> 00:20:06,625
‫پس بنظرم حالا باید
‫از بخش عملیات کمک بخوایم

289
00:20:06,625 --> 00:20:09,041
‫برای پیدا کردن و نجات دادنش
‫به توانایی‌هاشون احتیاج داریم

290
00:20:09,041 --> 00:20:11,834
‫امکان نداره یه عملیات نظامی مخفی

291
00:20:11,858 --> 00:20:14,125
‫توی کره‌ی جنوبی انجام بدیم

292
00:20:14,125 --> 00:20:17,166
‫بدون اینکه به همکارهامون
‫توی سازمان اطلاعاتی کره خبر بدیم

293
00:20:17,166 --> 00:20:21,375
‫و نمی‌تونیم بدون اینکه بهشون خبر بدیم
‫یکی از افرادشون جاسوس دوجانبه‌ست

294
00:20:21,375 --> 00:20:23,500
‫و بدون اطلاع‌شون داشتیم باهاش کار می‌کردیم
‫این‌کارو بکنیم

295
00:20:23,500 --> 00:20:28,166
‫اگر بدون دخیل کردن بخش عملیات توی این‌کار
‫ازشون کمک بگیریم چی؟

296
00:20:28,166 --> 00:20:31,750
‫لستر کیچنز. مدارک انتقالش به بخش عملیات
‫هنوز ثبت نشده

297
00:20:31,750 --> 00:20:34,708
‫پس اصولاً، هنوزم داره به عنوان یه وکیل
‫برای دفتر مشاور حقوقی کار می‌کنه

298
00:20:34,708 --> 00:20:39,000
‫اون می‌تونه عملیات رو انجام بده...
‫بدون اینکه... لازم باشه کسی...

299
00:20:39,916 --> 00:20:41,516
‫به سازمان اطلاعات کره خبر بده

300
00:20:44,833 --> 00:20:46,433
‫نظرت چیه؟

301
00:20:48,333 --> 00:20:50,083
‫دلت نمی‌خواد بدونی نظرم چیه

302
00:20:53,541 --> 00:20:55,541
‫خیلی‌خب، لستر رو از لهستان بیار اینجا

303
00:20:55,541 --> 00:20:57,708
‫راستش قربان، لستر توی لهستان نیست

304
00:20:57,708 --> 00:21:00,000
‫می‌زنم دخلتو میارم!

305
00:21:00,000 --> 00:21:01,666
‫آروم! هی! هی! انتخاب دیگه‌ای نداشتم

306
00:21:01,666 --> 00:21:04,500
‫چرا داشتی. دهن گشادت رو باز کردی
‫و اسم منو آوردی

307
00:21:04,500 --> 00:21:08,000
‫این انتخاب تو بود
‫حالا دیگه شانس رسیدنم به مقر مسکو نابود شد

308
00:21:08,541 --> 00:21:09,541
‫بنظر من که برعکسه

309
00:21:09,541 --> 00:21:12,583
‫بنظرم وقتی رئیس رو از فاجعه نجات دادی
‫تبدیل به یه قهرمان میشی، درسته؟

310
00:21:12,583 --> 00:21:13,708
‫این کجاش بده؟

311
00:21:13,708 --> 00:21:16,666
‫چون منو انداختی توی موقعیتی
‫که محکوم به شکسته، پسر

312
00:21:17,375 --> 00:21:19,875
‫به هیچکدوم از منابعم
‫توی بخش عملیات دسترسی ندارم

313
00:21:19,875 --> 00:21:21,916
‫اطلاعات تصویری!
‫ اطلاعات انسانی! شنود الکترونیکی!

314
00:21:21,916 --> 00:21:24,416
‫خب، جنگ کیون می‌تونه
‫ یه سری از اینا رو برامون جور کنه

315
00:21:24,416 --> 00:21:27,000
‫بابا تو خیلی خری، می‌دونستی؟

316
00:21:27,500 --> 00:21:30,166
‫از گندکاری عملیات ملادزه
‫ هیچی یاد نگرفتی؟

317
00:21:30,166 --> 00:21:32,958
‫به کسی که داره تهدیدت می‌کنه اعتماد نکن!

318
00:21:35,291 --> 00:21:40,000
‫پس اگر اطلاعات دیگه‌ای در مورد
‫یاکوزا نداری... دهنت سرویسه

319
00:21:40,000 --> 00:21:44,333
‫و نمی‌دونم این نقاشی
‫عجیب‌غریب هپروتی دیگه چیه

320
00:21:44,333 --> 00:21:46,333
‫-  ولی باید این دیوار رو رنگ کنی
‫- من...

321
00:21:46,333 --> 00:21:47,933
‫راستش...

322
00:21:48,208 --> 00:21:49,808
‫شاید داشته باشم

323
00:21:50,541 --> 00:21:52,141
‫یکی رو سراغ دارم

324
00:21:53,083 --> 00:21:54,833
‫- یکی رو سراغ داری؟
‫- آره

325
00:21:54,833 --> 00:21:56,433
‫کی رو سراغ داری؟

326
00:21:57,791 --> 00:22:00,375
‫« هنگ کنگ »

327
00:22:07,041 --> 00:22:08,583
‫- الو؟
‫- اولیور

328
00:22:08,583 --> 00:22:10,916
‫منم اوون هندریکس... که دوحه همدیگه رو دیدیم

329
00:22:10,916 --> 00:22:13,375
‫آها آره، اوون
‫چطوری پسرجون؟

330
00:22:13,375 --> 00:22:14,291
‫خیلی خوبم

331
00:22:14,291 --> 00:22:16,375
‫ببین، یکی از همکارهام پیشمه

332
00:22:16,375 --> 00:22:18,708
‫فهمیده گروگانم دست کیه

333
00:22:18,708 --> 00:22:19,666
‫عه

334
00:22:19,666 --> 00:22:21,250
‫- یاکوزا
‫- آها

335
00:22:21,250 --> 00:22:23,000
‫بطور خاص خاندان یامازاکی

336
00:22:23,000 --> 00:22:26,208
‫می‌خواستم ببینم اونجا آشنایی داری یا نه

337
00:22:26,208 --> 00:22:28,583
‫همه‌جا آشنا دارم، اوون

338
00:22:28,583 --> 00:22:30,833
‫کارم همینه

339
00:22:30,833 --> 00:22:31,875
‫یه لحظه

340
00:22:31,875 --> 00:22:33,832
‫خاندان یامازاکی، لطفاً

341
00:22:37,916 --> 00:22:39,750
‫ممنون. بله، اوون

342
00:22:39,750 --> 00:22:42,708
‫- می‌خوای چی بدونی، اوون؟
‫- هرچی باشه بهمون کمک می‌کنه

343
00:22:43,875 --> 00:22:46,000
‫فعلاً یکم محدودیت داریم

344
00:22:46,000 --> 00:22:49,625
‫و به منابع همیشگی‌مون دسترسی نداریم

345
00:22:49,625 --> 00:22:53,125
‫بنظر میاد خاندان یامازاکی توی خیلی مسائل

346
00:22:53,125 --> 00:22:54,725
‫دست داره

347
00:22:55,333 --> 00:23:00,458
‫قاچاق مواد، نزول‌خوری، قمار، تن‌فروشی

348
00:23:00,458 --> 00:23:03,333
‫و این‌ها در کنار کسب‌و‌کارهای قانونی‌شون

349
00:23:03,333 --> 00:23:07,458
‫از جمله ساخت‌وساز، رستوران‌داری
‫کلوپ‌های شبانه و خرید و فروش املاک هستن

350
00:23:07,458 --> 00:23:09,666
‫مقر اصلی‌شون توی توکیوئه

351
00:23:09,666 --> 00:23:12,666
‫ولی در روسیه، کره‌ی جنوبی و چین هم

352
00:23:12,666 --> 00:23:13,875
‫حضور دارن

353
00:23:13,875 --> 00:23:17,041
‫نمی‌دونی چرا باید نان‌هی رو بدزدن؟

354
00:23:17,041 --> 00:23:20,166
‫معمولاً کسایی رو می‌دزدن
‫که بهشون پول بدهکارن

355
00:23:20,166 --> 00:23:23,541
‫یا... اهداف رده‌بالا که بتونن اخاذی کنن

356
00:23:23,541 --> 00:23:24,583
‫ولی...

357
00:23:24,583 --> 00:23:28,583
‫این خانمی که توی سازمان مردم‌نهاد
‫ کار می‌کنه هیچکدوم از این‌ها نیست، مگه نه؟

358
00:23:28,583 --> 00:23:33,500
‫نه، حدس می‌زنم پاش
‫به یکی دو تا از مسائل‌شون باز شده

359
00:23:34,625 --> 00:23:37,833
‫پس باید یکم... پرس‌و‌جوی دقیق انجام بدم

360
00:23:37,833 --> 00:23:39,541
‫تا اطلاعات بیشتری به‌دست بیارم

361
00:23:39,541 --> 00:23:41,291
‫ممنون میشیم

362
00:23:41,958 --> 00:23:43,958
‫میشه توی سئول همدیگه رو ببینیم؟

363
00:23:43,958 --> 00:23:45,558
‫آره، می‌تونم...

364
00:23:47,125 --> 00:23:49,256
‫یه معشوقه دارم که خودم پول کرایه‌ی

365
00:23:49,280 --> 00:23:51,916
‫آپارتمان نقلیش توی محله‌ی هونگدای رو میدم

366
00:23:51,916 --> 00:23:55,333
‫عالیه. دو ساعت دیگه راه میفتیم
‫اونجا می‌بینیمت

367
00:23:56,000 --> 00:23:57,250
‫حواستون باشه

368
00:23:57,250 --> 00:23:59,499
‫گروه ضدجاسوسی فهمیده
‫جفتتون توی ساختمون هستین

369
00:24:11,583 --> 00:24:13,291
‫سلام. این‌وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

370
00:24:13,291 --> 00:24:15,958
‫بهمون خبر دادن آقای هندریکس
‫و آقای کیچنز اینجان

371
00:24:15,958 --> 00:24:17,558
‫با کارتت نزن!

372
00:24:20,000 --> 00:24:23,000
‫واقعاً؟ من که ندیدمشون
‫آخرین خبری که داشتم، لستر توی لهستان بود

373
00:24:27,666 --> 00:24:29,266
‫بوی ادکلن میاد

374
00:24:30,166 --> 00:24:31,766
‫یا ژل ضدعرق

375
00:24:34,500 --> 00:24:36,124
‫- قفلش کن! قفلش کن!
‫- تف توش!

376
00:24:37,041 --> 00:24:38,791
‫- قفلش کردی؟
‫- قفله

377
00:24:41,458 --> 00:24:43,058
‫وای خدا

378
00:24:44,541 --> 00:24:46,141
‫وایسا. نه، نه، نه، نه، نه

379
00:24:50,375 --> 00:24:51,975
‫خیلی‌خب. برو، برو، برو، برو

380
00:24:52,291 --> 00:24:56,249
‫بگو حراست با کلیدها بیاد
‫باید تمام این دفترها رو بگردیم

381
00:25:00,916 --> 00:25:02,516
‫میگما...

382
00:25:03,500 --> 00:25:05,100
‫من...

383
00:25:05,333 --> 00:25:06,933
‫دیگه دارم میرم خونه

384
00:25:07,833 --> 00:25:10,250
‫مطمئنی هندریکس یا کیچنز رو ندیدی؟

385
00:25:10,250 --> 00:25:12,083
‫آره. واقعاً بعید می‌دونم
‫اومده باشن اینجا

386
00:25:12,083 --> 00:25:13,750
‫بعلاوه، این چند هفته

387
00:25:13,750 --> 00:25:15,916
‫دستگاه‌های نشانه‌خوان‌مون مشکل پیدا کردن

388
00:25:15,916 --> 00:25:18,832
‫خودت می‌دونی هماهنگ کردن با
‫بخش فناوری و تعمیرات چقدر سخته

389
00:25:21,125 --> 00:25:22,725
‫شب بخیر!

390
00:25:35,000 --> 00:25:37,124
‫چیکار داری... یه...

391
00:25:59,041 --> 00:26:00,641
‫خانم گیلبین

392
00:26:02,750 --> 00:26:05,000
‫جونو مارش هستم، از بخش ضدجاسوسی
‫باید باهات صحبت کنم

393
00:26:05,500 --> 00:26:07,100
‫نذار در بسته بشه

394
00:26:08,833 --> 00:26:11,000
‫بهمون خبر ندادن برگشتی آمریکا

395
00:26:11,000 --> 00:26:12,600
‫زیاد اینجا نمی‌مونم

396
00:26:15,291 --> 00:26:16,891
‫پس بهتره همین الان صحبت کنیم

397
00:26:31,625 --> 00:26:33,541
‫خب توی واشینگتن چیکار می‌کنی؟

398
00:26:34,125 --> 00:26:36,291
‫به مقر پورت‌لوئیس فرستاده شده بودی

399
00:26:36,291 --> 00:26:39,875
‫و هیچ سابقه‌ای مبنی بر
‫برگشتنت به آمریکا وجود نداره

400
00:26:39,875 --> 00:26:43,375
‫با کمال احترام، اگر خودتون خبر ندارین
‫من در جایگاهی نیستم که بخوام بهتون بگم

401
00:26:43,375 --> 00:26:45,708
‫میشه بگی دقیقاً از چی خبر نداریم؟

402
00:26:46,625 --> 00:26:48,958
‫- واقعاً فکر می‌کنین حصر شدم؟
‫- آره

403
00:26:48,958 --> 00:26:52,175
‫بعد از اینکه یه مامور توی
‫یه عملیات مخفی فاجعه‌بار نقش داشته

404
00:26:52,199 --> 00:26:53,500
‫همچین کاری رویه‌ی عادیه

405
00:26:53,500 --> 00:26:56,500
‫هم شما هم آقای هندریکس کنار گذاشته شدین

406
00:26:56,500 --> 00:26:59,083
‫تا اتفاقاتی که در پراگ افتاده روشن بشه

407
00:26:59,791 --> 00:27:01,791
‫خب پس، بیاین بگیم قضیه همین بوده

408
00:27:01,791 --> 00:27:03,750
‫ازمون می‌خوای چه فکری بکنیم؟

409
00:27:03,750 --> 00:27:07,291
‫که حصر شدنت پوششی
‫برای یه ماموریت سریه؟

410
00:27:07,291 --> 00:27:10,000
‫خب، اگر بوده
‫مشخصه که به شما نگفتن

411
00:27:10,000 --> 00:27:11,458
‫که یعنی قابل اعتماد نیستین

412
00:27:11,458 --> 00:27:14,750
‫که تعجبی هم نداره
‫از اونجایی که نفهمیدین ملادزه و گوی

413
00:27:14,750 --> 00:27:16,350
‫خائن بودن

414
00:27:16,625 --> 00:27:18,333
‫داری بلوف می‌زنی

415
00:27:18,333 --> 00:27:19,416
‫باشه

416
00:27:19,416 --> 00:27:22,000
‫آخه بعد از بیرون کشیده شدن
‫از اون منجلاب اروپای شرقی

417
00:27:22,000 --> 00:27:24,750
‫می‌تونی به چه درد رئیس سازمان بخوری؟

418
00:27:24,750 --> 00:27:25,916
‫به هیچ دردی

419
00:27:25,916 --> 00:27:27,916
‫مربوط به آقای هندریکسه؟

420
00:27:30,500 --> 00:27:33,125
‫تمام شب همین‌جا می‌مونیم
‫بهتره به حرف بیای

421
00:27:33,125 --> 00:27:36,333
‫ببینین، بدون مجوز امنیتی مناسب
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم

422
00:27:37,000 --> 00:27:39,875
‫اینه که هندریکس یه عامل
‫ناشناخته و کاملاً غیرقابل پیش‌بینیه

423
00:27:39,875 --> 00:27:43,041
‫وکیل جوونی که قبل از اینکه راه و چاه رو
‫یاد بگیره، انداختنش توی عملیات

424
00:27:43,041 --> 00:27:45,875
‫و حالا داره واسه خودش می‌چرخه
‫و خیال می‌کنه مامور بخش عملیاته

425
00:27:45,875 --> 00:27:48,750
‫همین باعث شده غیرقابل پیش‌بینی بشه
‫و همچنین بدبین

426
00:27:49,250 --> 00:27:52,791
‫شنیدم با خودش فکر می‌کنه
‫نقشه‌ی قتلش رو ریختن

427
00:27:53,958 --> 00:27:56,624
‫ولی... اینو از من نشنیدین

428
00:28:20,000 --> 00:28:22,125
‫- چرا اینقدر طولش دادی؟
‫- بخاطر سازمان ضدجاسوسی

429
00:28:22,125 --> 00:28:24,916
‫- دهن‌مون سرویسه؟
‫- نه. فکر کنم فعلاً خطری تهدیدمون نمی‌کنه

430
00:28:24,916 --> 00:28:27,291
‫اگر لستر می‌دونست
‫من یه قاتل فرستادم سراغش

431
00:28:27,291 --> 00:28:28,891
‫الان بازداشت بودیم

432
00:28:29,375 --> 00:28:34,083
‫و به‌طرز معجزه‌آسایی، هندریکس
‫اونقدر باهوش بوده که دهنشو بسته نگه داره

433
00:28:34,083 --> 00:28:35,683
‫خوبه

434
00:28:36,083 --> 00:28:37,941
‫اون دو تا قطعاً یه نقشه‌ای دارن

435
00:28:37,965 --> 00:28:40,125
‫تازه سوار هواپیمایی به مقصد سئول شدن

436
00:28:41,083 --> 00:28:43,000
‫به جهنم. ما هم میریم

437
00:28:43,000 --> 00:28:45,416
‫ولی از هیچکدوم از هویت‌های مخفی
‫شناخته شده‌مون استفاده نکن

438
00:28:46,291 --> 00:28:47,891
‫سازمان خبردار میشه

439
00:28:48,708 --> 00:28:51,458
‫یه سری مدارک جدید برامون گیر بیار
‫مخفیانه سفر می‌کنیم

440
00:28:51,458 --> 00:28:53,125
‫اینطوری یکم وقت‌مون گرفته میشه

441
00:28:53,125 --> 00:28:55,707
‫اگر می‌خوای کاری درست انجام بشه
‫باید خودت انجامش بدی

442
00:28:56,541 --> 00:28:58,415
‫« سئول »

443
00:28:58,500 --> 00:29:00,541
‫یک مشکل امنیتی جزئی پیش اومده

444
00:29:00,541 --> 00:29:03,125
‫لطفاً تا رفع شدنش در صندلی‌هاتون باقی بمونین

445
00:29:30,416 --> 00:29:32,833
‫« بابا »

446
00:29:34,041 --> 00:29:37,333
‫اشکالی نداره جواب بدم؟
‫تمام روز تماس‌هاشو جواب ندادم

447
00:29:37,333 --> 00:29:38,933
‫نه، راحت باش

448
00:29:44,208 --> 00:29:45,083
‫سلام بابا

449
00:29:45,083 --> 00:29:46,750
‫چرا هندریکس اینجاست؟

450
00:29:46,750 --> 00:29:48,791
‫اونم با یه مامور دیگه
‫که خودشو جای یه وکیل جا زده؟

451
00:29:48,791 --> 00:29:51,250
‫- نمی‌دونم
‫- این که نشد جواب

452
00:29:51,250 --> 00:29:55,375
‫- باید یه مدرک درست و حسابی برام گیر بیاری
‫- پس اون عکسی که فرستادم چی؟

453
00:29:55,375 --> 00:29:58,333
‫عکس خودش و دختره؟
‫اون عکس مال یک دهه پیشه

454
00:29:58,333 --> 00:30:00,541
‫کنار یادگاری نظامی باباش نگهش می‌داشت

455
00:30:00,541 --> 00:30:03,333
‫- اون دختره براش مهمه
‫- اینا چیزی جز حدس و گمان نیست

456
00:30:03,333 --> 00:30:05,000
‫و من اطلاعات قطعی لازم دارم

457
00:30:05,000 --> 00:30:08,374
‫برای همین گذاشتمت کنار دوست‌دختر سابقش

458
00:30:10,458 --> 00:30:12,458
‫آره، ولی فکر نکنم اون چیزی بدونه

459
00:30:12,458 --> 00:30:15,416
‫- دیگه با اون رابطه‌ای نداره
‫- داری عاشقش میشی؟

460
00:30:16,208 --> 00:30:17,625
‫- نه
‫- خودتو جمع‌و‌جور کن

461
00:30:17,625 --> 00:30:19,291
‫و اطلاعاتی که در مورد
‫هندریکس لازم دارم رو گیر بیار

462
00:30:19,291 --> 00:30:23,750
‫وگرنه حکم بازداشتی
‫ که بابت مواد داری رو منتشر می‌کنم

463
00:30:23,750 --> 00:30:25,791
‫و تو رو به اینجا استرداد می‌کنن

464
00:30:25,791 --> 00:30:28,333
‫یا از اونم بدتر، به دولت آمریکا خبر میدم

465
00:30:28,333 --> 00:30:31,958
‫که داشتی بدون پوشش رسمی
‫جاسوسی می‌کردی

466
00:30:31,958 --> 00:30:34,915
‫و اونا به جرم خیانت دستگیرت می‌کنن

467
00:30:37,416 --> 00:30:39,016
‫همه‌چی مرتبه؟

468
00:30:39,250 --> 00:30:40,850
‫آره

469
00:30:41,125 --> 00:30:45,500
‫کاملاً. از همون... مزخرفات پدرانه‌ی
‫همیشگی بود که آدمو پر از اضطراب می‌کنه

470
00:30:45,500 --> 00:30:47,999
‫آره، می‌فهمم چی میگی

471
00:31:01,541 --> 00:31:04,250
‫سلام! سلام، خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت

472
00:31:04,250 --> 00:31:05,501
‫می‌دونم داری چه فکری می‌کنی

473
00:31:05,525 --> 00:31:07,666
‫"دو تا وکیل سازمان دیگه؟
‫این چه وضعشه!" ولی...

474
00:31:07,666 --> 00:31:09,625
‫مشکلی نیست. می‌تونین برین

475
00:31:12,916 --> 00:31:14,750
‫خیلی‌خب. باشه، عالیه

476
00:31:18,166 --> 00:31:19,916
‫ممنون

477
00:31:19,916 --> 00:31:21,458
‫- زیادی راحت پیش رفت
‫- آره

478
00:31:21,458 --> 00:31:22,625
‫زیادی آسون بودن چیز بدیه، مگه نه؟

479
00:31:22,625 --> 00:31:25,708
‫آره بابا. قطعاً قراره
‫یه تیم نظارتی کامل دنبالمون راه بیفتن

480
00:31:25,708 --> 00:31:28,500
‫- این مشکل‌ساز میشه
‫- نه. یه راه قطعی برای دست‌ به‌سر کردنشون بلدم

481
00:31:28,500 --> 00:31:29,541
‫عه. خیلی‌خب. حله

482
00:31:29,541 --> 00:31:32,916
‫و فقط 40 درصد احتمال داره
‫که موقع انجامش به‌طرز فجیعی بمیریم

483
00:31:38,458 --> 00:31:39,541
‫خب، حالا دیگه رسماً می‌تونم

484
00:31:39,541 --> 00:31:42,208
‫پریدن جلوی مترو رو
‫از لیست آرزوهام خط بزنم

485
00:31:42,208 --> 00:31:44,041
‫- یه چیزی رو دماغته
‫- چی؟

486
00:31:44,041 --> 00:31:45,641
‫دماغت

487
00:31:46,666 --> 00:31:48,208
‫امکان نداره توی تونل‌ها تعقیب‌مون کرده باشن

488
00:31:48,208 --> 00:31:49,958
‫نه بعد از اینکه دیدن
‫چه بلایی سر وسایل‌مون اومد

489
00:31:49,958 --> 00:31:51,666
‫آره، ولی مشکل اینجاست

490
00:31:51,666 --> 00:31:54,125
‫که با دست‌به‌سر کردن اونا
‫وقت محدودی بیشتر نداریم

491
00:31:55,416 --> 00:31:57,958
‫حدوداً 12 ساعت مونده
‫تا گریس چو زنگ خطر رو به‌صدا دربیاره

492
00:31:57,958 --> 00:31:59,833
‫و ارتش رو بفرسته دنبالمون

493
00:32:02,291 --> 00:32:04,541
‫- اینجاست؟
‫- همون آدرسیه که فرستاد

494
00:32:26,208 --> 00:32:29,083
‫چه... خونه‌ی امن جالبی

495
00:32:29,083 --> 00:32:32,791
‫ارزونه، هیچکس ازت کارت شناسایی نمی‌خواد
‫و هیچ دوربینی توی ساختمون نیست

496
00:32:33,291 --> 00:32:35,583
‫- اینا وسایلیه که خواسته بودین
‫- ایول

497
00:32:47,583 --> 00:32:49,183
‫حال احوال؟

498
00:32:51,583 --> 00:32:53,291
‫انتخاب هوشمندانه‌ایه

499
00:32:55,083 --> 00:32:57,291
‫ارزونه. کارت شناسایی نمی‌خواد
‫دوربین نداره

500
00:32:57,291 --> 00:32:58,891
‫ممنون

501
00:33:03,916 --> 00:33:05,250
‫- اولیور
‫- اوون

502
00:33:05,250 --> 00:33:08,666
‫ممنون که اومدی
‫امیدوارم خبرهای خوبی برامون داشته باشی

503
00:33:08,666 --> 00:33:13,625
‫نمیشه گفت کاملاً خبر خوبیه
‫ولی لازم نیست جای دیگه‌ای بریم

504
00:33:15,166 --> 00:33:19,833
‫سردسته‌ی یامازاکی که باید باهاش صحبت کنیم

505
00:33:19,833 --> 00:33:21,750
‫الان توی "سئول"ـه

506
00:33:21,750 --> 00:33:24,544
‫ولی تا وقتی شما یه پوشش مناسب جور نکردین

507
00:33:24,568 --> 00:33:27,625
‫نمی‌تونم براتون قرار ملاقات جور کنم

508
00:33:27,625 --> 00:33:29,416
‫نمی‌تونیم بگیم منافع‌مون حکم می‌کنه

509
00:33:29,416 --> 00:33:32,015
‫که از کاردارهای دیپلماتیک
‫سازمان مردم‌نهادش حفاظت کنیم؟

510
00:33:35,250 --> 00:33:36,125
‫چیه؟

511
00:33:36,125 --> 00:33:38,375
‫امکان نداره از کلمه‌ی "کاردار" استفاده کنی

512
00:33:38,375 --> 00:33:42,291
‫و همه فکر نکنن
‫ مامور سازمان اطلاعات آمریکایی

513
00:33:42,291 --> 00:33:44,458
‫هنوز می‌تونیم از بهونه‌ی
‫سازمان مردم‌نهادش استفاده کنیم؟

514
00:33:45,041 --> 00:33:46,625
‫از بخش آمریکایی سازمان مردم‌نهادش

515
00:33:46,625 --> 00:33:50,458
‫اون کره‌ای‌ها رو از جزیره‌ی ساخالین روسیه
‫برمی‌گردونه کره

516
00:33:50,458 --> 00:33:52,416
‫زمینه‌ی کاریش اونقدرام گسترده نیست

517
00:33:52,416 --> 00:33:54,000
‫نماینده‌های بیمه‌ی آدم‌ربایی و اخاذی چطوره؟

518
00:33:54,000 --> 00:33:55,583
‫چند سال پیش توی یه عملیات نقش داشتم

519
00:33:55,583 --> 00:33:57,583
‫که یه شرکت بیمه‌ی
‫ آدم‌ربایی و اخاذی درست کردیم

520
00:33:57,583 --> 00:34:02,833
‫خوبه. کارمند شرکت مردم‌نهادی مثل نان‌هی
‫می‌تونسته توسط شرکتش بیمه شده باشه

521
00:34:02,833 --> 00:34:06,166
‫خیلی‌خب، پس به عنوان نماینده‌های بیمه‌ی
‫آدم‌ربایی و اخاذی قرار می‌ذاریم. بعدش چی؟

522
00:34:06,166 --> 00:34:09,375
‫خب، رویه‌ی عادیش اینه که برای اطمینان
‫از زنده بودنش با تلفن باهاش صحبت کنیم

523
00:34:09,375 --> 00:34:10,708
‫شما باهاش تماس بگیرین

524
00:34:10,708 --> 00:34:13,791
‫من مکانش رو ردیابی می‌کنم
‫و یه تیم برای نجاتش می‌فرستیم

525
00:34:13,791 --> 00:34:15,708
‫یا... دارم همینطوری یه ایده‌ای میدم

526
00:34:15,708 --> 00:34:17,987
‫اگر خودمون رو جای
‫نماینده‌های بیمه‌ای جا می‌زنیم

527
00:34:18,011 --> 00:34:20,290
‫که حاضریم برای صحیح و سالم
‫برگشتنش پول بدیم، پس...

528
00:34:21,750 --> 00:34:23,958
‫چرا واقعاً پول آزادیش رو ندیم؟

529
00:34:24,541 --> 00:34:26,141
‫تیغ اوکام
‫(هرچه ساده‌تر، احتمال موفقیت بیشتر)

530
00:34:27,041 --> 00:34:30,291
‫به این میگن یه راه ساده و قشنگ

531
00:34:31,041 --> 00:34:32,708
‫خب ارزش یه کارمند سازمان مردم‌نهاد چقدره؟

532
00:34:32,708 --> 00:34:35,541
‫حدس می‌زنم بین 1 تا 2 میلیون دلار باشه

533
00:34:35,541 --> 00:34:38,458
‫- عین آب خوردنه. جیب سیا پر از پوله
‫- یه لحظه وایسا ببینم. این که...

534
00:34:38,458 --> 00:34:39,666
‫پسر، من یه زنگ زدم

535
00:34:39,666 --> 00:34:41,791
‫و تو سه سوته
‫دویست هزار دلار دادی نیچکا

536
00:34:41,791 --> 00:34:43,708
‫آره، اون از یه مبلغ محدود
‫برای موارد اضطراری بود

537
00:34:43,708 --> 00:34:45,958
‫الان پای یه میلیون درمیونه، پول زیادیه

538
00:34:45,958 --> 00:34:49,458
‫و همچین پولی مجوز لازم داره
‫و ما قرار بوده بی‌سروصدا کارمونو انجام بدیم

539
00:34:49,458 --> 00:34:50,875
‫اگر اشتباه می‌کنم بگو

540
00:34:50,875 --> 00:34:54,416
‫ولی از اونجایی که مدارک انتقالیت ثبت نشدن

541
00:34:54,416 --> 00:34:58,166
‫هنوزم داون سرپرست مقر "ورشو"ـه

542
00:34:58,166 --> 00:34:59,166
‫آره

543
00:34:59,166 --> 00:35:01,500
‫می‌تونم از چندین حساب مختلف
‫یه میلیون بردارم

544
00:35:01,500 --> 00:35:03,041
‫و بعداً برش گردونم

545
00:35:03,041 --> 00:35:05,208
‫- یا بذار همه‌چی سر "داون" خراب بشه
‫- این که عالی میشه

546
00:35:05,208 --> 00:35:08,208
‫تو چی؟ می‌تونی یه میلیون دیگه رو
‫به دلار آمریکا جور کنی؟

547
00:35:08,208 --> 00:35:10,541
‫منم می‌تونم یه کاغذبازی
‫ مشابه همین انجام بدم

548
00:35:10,541 --> 00:35:13,500
‫تا وقتی مافوق‌هام متوجه بشن
‫این قضایا تموم شده رفته

549
00:35:13,500 --> 00:35:15,625
‫و من با کمال میل
‫عواقبش رو گردن می‌گیرم

550
00:35:15,625 --> 00:35:16,541
‫عالیه

551
00:35:16,541 --> 00:35:20,250
‫خب، حالا... حالا باید برم یه سری تماس بگیرم
‫و شما آقایون هم باید برین مشغول بشین

552
00:35:20,250 --> 00:35:22,165
‫پس... بجنبین بریم، باشه؟

553
00:35:24,250 --> 00:35:26,166
‫« پرداخت 1 میلیون دلار به داون گیلبین »

554
00:35:30,166 --> 00:35:32,541
‫« امضای مامور: داون گیلبین »

555
00:35:47,666 --> 00:35:50,416
‫« بیمه‌ی آدم‌ربایی و اخاذی »

556
00:35:55,041 --> 00:35:56,641
‫هی، راه افتاد

557
00:36:05,000 --> 00:36:06,750
‫تصویر داریم

558
00:36:06,750 --> 00:36:08,350
‫بنگ

559
00:36:10,541 --> 00:36:12,208
‫هیچ کاری نداری؟

560
00:36:12,208 --> 00:36:13,833
‫نه

561
00:36:14,333 --> 00:36:16,750
‫تنها دلیل حضورم در اینجا
‫دادن مشاوره‌ی حقوقیه

562
00:36:16,750 --> 00:36:19,916
‫که، وقتی تمام کارهایی که داریم
‫توی این کشور انجام میدیم غیرقانونیه

563
00:36:19,916 --> 00:36:23,316
‫یعنی قراره تمام مدت ویدئوهای پاپ کره‌ای
‫ببینم و در مورد "بیبیم‌باپ" خیالبافی کنم
‫(نوعی خوراک کره‌ای)

564
00:36:39,750 --> 00:36:42,000
‫یه قرار ملاقات جور کردم

565
00:36:42,000 --> 00:36:43,600
‫خب، این آقایی که می‌بینین

566
00:36:44,958 --> 00:36:46,750
‫"کنتا ناکانو"ـه

567
00:36:47,250 --> 00:36:49,791
‫چهره‌ی علنی خاندانه

568
00:36:49,791 --> 00:36:52,458
‫از بهترین دانشگاه کسب‌و‌کار ژاپن مدرک گرفته

569
00:36:52,458 --> 00:36:55,708
‫و مسئول اکثر کسب‌و‌کارهای

570
00:36:55,708 --> 00:36:57,916
‫نیمه‌قانونی خاندان یامازاکیه

571
00:36:57,916 --> 00:37:03,041
‫آدم زیرک، خوش‌برخورد و کاملاً بی‌رحمیه

572
00:37:03,708 --> 00:37:06,583
‫کسی نیست که به این راحتیا گول بخوره

573
00:37:06,583 --> 00:37:09,666
‫پس باید سنگ تموم بذارین

574
00:37:09,666 --> 00:37:11,458
‫که بتونین خامش کنین

575
00:37:11,458 --> 00:37:13,083
‫اون یارو بی‌اعصابه چی؟

576
00:37:13,083 --> 00:37:14,625
‫- عه، این یارو رو میگی؟
‫- اوهوم

577
00:37:14,625 --> 00:37:18,666
‫آره، نزدیک‌ترین ترجمه برای لقب ژاپنیش

578
00:37:18,666 --> 00:37:22,625
‫"کسی که قتل‌عام و زجر
‫برای دشمنان‌مون به ارمغان میاره"ـست

579
00:37:22,625 --> 00:37:23,583
‫اسم جذابیه

580
00:37:23,583 --> 00:37:26,458
‫اگر سروکله‌ی این یارو پیدا شد
‫توی بد دردسری میفتیم

581
00:37:26,958 --> 00:37:30,750
‫در این حین، من و یانوس آماده‌ایم
‫که تماس اثبات زنده بودنش رو ردیابی کنیم

582
00:37:30,750 --> 00:37:33,333
‫محض احتیاط، که اگر مشکلی پیش اومد
‫آماده باشیم

583
00:37:33,875 --> 00:37:35,583
‫ولی چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

584
00:37:36,791 --> 00:37:38,391
‫مگه نه؟

585
00:37:38,791 --> 00:37:41,166
‫خیلی‌خب بچه‌ها، پنج ساعت دیگه

586
00:37:41,166 --> 00:37:42,833
‫تا قرار ملاقات مونده

587
00:37:42,833 --> 00:37:46,290
‫بیاین سعی کنیم یکم استراحت کنیم
‫باید امشب در اوج آمادگی باشیم

588
00:37:47,416 --> 00:37:49,040
‫خیلی‌خب...

589
00:38:15,916 --> 00:38:17,833
‫کجا داری میری؟

590
00:38:20,125 --> 00:38:21,725
‫میرم یکم هوا بخورم

591
00:38:22,250 --> 00:38:24,250
‫ذهنم آروم نمی‌گیره

592
00:38:24,250 --> 00:38:26,166
‫- خیلی خطرناکه
‫- چیزی نمیشه

593
00:38:26,166 --> 00:38:27,766
‫بهم اعتماد کن

594
00:38:27,958 --> 00:38:29,558
‫یکم دیگه برمی‌گردم

595
00:39:21,625 --> 00:39:24,500
‫ممنونم. ما گروه "به وسایلم دست نزن" هستیم

596
00:39:24,500 --> 00:39:26,665
‫ساعت 8 برای یک اجرای دیگه برمی‌گردیم

597
00:39:37,416 --> 00:39:39,166
‫سلام

598
00:39:39,166 --> 00:39:40,766
‫اجرات... حرف نداشت

599
00:39:41,083 --> 00:39:42,683
‫اوون!

600
00:39:43,416 --> 00:39:45,708
‫اصلاً اهل برنامه ریختن هم هستی

601
00:39:45,708 --> 00:39:48,791
‫یا همیشه یهویی ظاهر میشی
‫و بعدش غیبت می‌زنه؟

602
00:39:48,791 --> 00:39:52,333
‫آره خب، این اواخر یهویی ظاهر و غیب شدن...

603
00:39:52,333 --> 00:39:54,291
‫تبدیل به عادتم شده

604
00:39:55,625 --> 00:39:58,083
‫اون یارو که توی کافه‌م
‫باهات دست به یقه شد کی بود؟

605
00:39:59,333 --> 00:40:01,250
‫واقعاً وکیل نیستی، مگه نه؟

606
00:40:02,333 --> 00:40:03,750
‫قاچاقچی موادی؟

607
00:40:03,750 --> 00:40:05,750
‫قاتل قراردادی هستی؟

608
00:40:05,750 --> 00:40:08,000
‫مدل حرفه‌ای و همچنین قاچاقچی جنسی هستی؟

609
00:40:08,000 --> 00:40:10,250
‫راستش بابت این آخری که گفتی مدرک گرفتم

610
00:40:10,250 --> 00:40:12,791
‫فقط تحمل نداشتم
‫تمام مدت رژیم بگیرم

611
00:40:13,291 --> 00:40:15,583
‫قضیه‌ش پیچیده‌ست...

612
00:40:17,291 --> 00:40:18,891
‫آره وکیلم

613
00:40:19,708 --> 00:40:21,832
‫فقط... برای سازمان سیا کار می‌کنم

614
00:40:23,125 --> 00:40:25,875
‫باشه. اگر می‌خوای سربه‌سرم بذاری...

615
00:40:25,875 --> 00:40:28,333
‫نه، نه، نه، نه
‫قسم می‌خورم. هستم. یه...

616
00:40:29,833 --> 00:40:31,750
‫یه وکیل برای جاسوس‌هام

617
00:40:32,875 --> 00:40:33,916
‫جدی میگم

618
00:40:33,916 --> 00:40:35,516
‫چه باحال

619
00:40:36,083 --> 00:40:38,083
‫وضعیت فعلیم که

620
00:40:38,083 --> 00:40:40,916
‫قطعاً باحال نیست، ولی ممنون

621
00:40:40,916 --> 00:40:42,791
‫و اجازه داری اینو بهم بگی؟

622
00:40:42,791 --> 00:40:43,916
‫اصولاً آره

623
00:40:43,916 --> 00:40:45,516
‫معمولاً دروغ میگم

624
00:40:46,041 --> 00:40:49,125
‫ولی... ولی به خودم قول دادم
‫که دیگه نمی‌خوام با اعتماد کسایی

625
00:40:49,125 --> 00:40:53,750
‫که واقعاً بهشون اهمیت میدم بازی کنم
‫برای همین... نمی‌خواستم بهت دروغ بگم

626
00:40:54,416 --> 00:40:56,016
‫خب، ای‌کاش می‌گفتی

627
00:40:56,666 --> 00:41:00,958
‫منو باش که هنوزم دارم توی یه کلاب مزخرف
‫آهنگ می‌زنم و با والدینم زندگی می‌کنم

628
00:41:00,958 --> 00:41:03,375
‫اونوقت تو داری
‫به عنوان یه جاسوس جذاب واسه خودت می‌چرخی

629
00:41:04,333 --> 00:41:06,041
‫من... جاسوس نیستم

630
00:41:06,750 --> 00:41:08,350
‫وکیلم

631
00:41:10,958 --> 00:41:12,558
‫شاید یه وکیل جذاب باشم

632
00:41:20,833 --> 00:41:22,583
‫یه اجرای دیگه دارم

633
00:41:23,416 --> 00:41:25,333
‫ولی بعدش می‌تونیم بازم از این‌کارا بکنیم

634
00:41:26,166 --> 00:41:28,625
‫ای‌کاش می‌شد. ولی... ولی باید برگردم سر کار

635
00:41:28,625 --> 00:41:30,540
‫ولی میشه بعداً بهت زنگ بزنم
‫و یه قراری با هم بذاریم؟

636
00:41:32,875 --> 00:41:34,475
‫نه

637
00:41:35,041 --> 00:41:37,583
‫تو تنها چیز زندگیم هستی
‫که غافلگیرم می‌کنه

638
00:41:38,083 --> 00:41:39,683
‫پس بیا همینطوری نگهش داریم

639
00:42:02,333 --> 00:42:04,333
‫داری گند می‌زنی به همه‌چی

640
00:42:04,875 --> 00:42:06,375
‫نه، باید... باید میومدم دیدن دوستم

641
00:42:06,375 --> 00:42:08,708
‫خب؟ بی‌خبر ولش کردم
‫و حق داشت براش توضیح بدم، برای همین...

642
00:42:10,250 --> 00:42:11,850
‫چرند نگو

643
00:42:12,083 --> 00:42:14,208
‫امیدوار بودی بتونی یه عشق و حالی بکنی
‫که در موافق معمولی...

644
00:42:14,833 --> 00:42:16,875
‫می‌گفتم برو حالشو ببر، ولی...

645
00:42:16,875 --> 00:42:20,416
‫یه اتاق متل پر از آدم هست

646
00:42:21,000 --> 00:42:23,630
‫که نه تنها دارن حرفه‌هاشون

647
00:42:23,654 --> 00:42:26,791
‫بلکه جونشون رو به‌خطر می‌اندازن

648
00:42:26,791 --> 00:42:29,166
‫و ظاهراً تو فقط به فکر خودتی

649
00:42:29,166 --> 00:42:32,416
‫قبلاً به دیگران صدمه زدم
‫و حالا دارم سعی می‌کنم آدم بهتری باشم

650
00:42:32,416 --> 00:42:34,083
‫چرا؟

651
00:42:34,083 --> 00:42:35,750
‫آخه...

652
00:42:36,458 --> 00:42:39,708
‫فکر کنم شغل اشتباهی رو
‫برای همچین چیزی انتخاب کردی، پسرجون

653
00:42:39,708 --> 00:42:43,791
‫تو یه مزدور... برای آدمای روان‌پریشی

654
00:42:44,458 --> 00:42:46,058
‫پس طبق همین رفتار کن

655
00:42:46,625 --> 00:42:48,225
‫حالا...

656
00:42:48,916 --> 00:42:51,041
‫بهتره راه بیفتیم بریم، مگه نه؟

657
00:42:51,041 --> 00:42:54,875
‫چون یه قرار ملاقات خیلی جدی داریم

658
00:43:19,666 --> 00:43:20,875
‫خب...

659
00:43:20,875 --> 00:43:22,500
‫کی قراره اول از همه گند بزنه؟

660
00:43:23,000 --> 00:43:24,600
‫جناب مامور هرج‌و‌مرج؟

661
00:43:25,208 --> 00:43:26,416
‫شوهر بی‌قرار؟

662
00:43:26,416 --> 00:43:28,541
‫یا بریتانیایی مشکوک؟

663
00:43:29,333 --> 00:43:33,250
‫با اینکه دلم نمی‌خواد اعتراف کنم...
‫ولی اوون زیر فشار عین ستون می‌مونه

664
00:43:33,250 --> 00:43:35,708
‫فقط باقی اوقات اسکل بی‌مغزه

665
00:43:36,958 --> 00:43:39,333
‫- نگران تهدیدکننده‌مون هستم
‫- اوهوم

666
00:43:40,083 --> 00:43:42,290
‫از لحاظ احساسی به مو بنده

667
00:43:46,500 --> 00:43:48,100
‫بعدازظهرتون بخیر، آقایون

668
00:43:48,541 --> 00:43:50,375
‫اومدیم دیدن آقای ناکانو

669
00:43:57,958 --> 00:43:59,558
‫یادت نره بهم پسش بدی

670
00:44:14,166 --> 00:44:16,125
‫واقعاً داری دست تو همه‌جا می‌کنی، ها؟

671
00:44:53,666 --> 00:44:55,266
‫آقای ناکانو

672
00:44:56,458 --> 00:44:59,166
‫ممنون که وقت گذاشتین
‫باهامون صحبت کنین

673
00:44:59,166 --> 00:45:02,958
‫ایشون آقای فیسک و آقای جونگ

674
00:45:02,958 --> 00:45:06,208
‫نماینده‌های شرکت بیمه‌ی جی‌اف‌ال هستن

675
00:45:06,708 --> 00:45:10,000
‫نوشیدنی میل دارین؟
‫همه نوع مشروبی داریم

676
00:45:10,000 --> 00:45:11,600
‫نه

677
00:45:14,583 --> 00:45:16,708
‫من یه آبجو می‌خورم. ممنون

678
00:45:16,708 --> 00:45:20,166
‫ویسکی سینگل مالت. بدون یخ. ممنون

679
00:45:30,666 --> 00:45:32,266
‫- ممنونم
‫- ممنونم

680
00:45:39,666 --> 00:45:43,625
‫آقایون، همونطور که دوست مشترک‌مون
‫بهتون توضیح داد

681
00:45:44,208 --> 00:45:46,708
‫درحال حاضر خانم جوانی دست شما هست

682
00:45:46,708 --> 00:45:49,583
‫که کارفرماش ما رو استخدام کرده
‫که برای آزادیش مذاکره کنیم

683
00:45:49,583 --> 00:45:53,791
‫ولی شاید بهتر باشه قبلش
‫عمیقاً ازتون تشکر کنیم

684
00:45:53,791 --> 00:45:57,000
‫که در این مورد بهمون... کمک می‌کنین

685
00:45:57,000 --> 00:45:58,666
‫بله البته

686
00:45:58,666 --> 00:45:59,500
‫عذر می‌خوام

687
00:45:59,500 --> 00:46:03,125
‫ببینین، می‌دونیم زمان‌تون خیلی باارزشه

688
00:46:03,125 --> 00:46:07,333
‫پس آماده‌ایم در ازای تحویلش به ما
‫ یک میلیون بهتون تقدیم کنیم

689
00:46:08,916 --> 00:46:10,583
‫این کافی نیست

690
00:46:10,583 --> 00:46:13,458
‫خب، همونطور که مطمئنم خبر دارین
‫بیمه‌گذار در این مورد

691
00:46:13,458 --> 00:46:16,750
‫یک سازمان خیریه با منابع محدوده

692
00:46:16,750 --> 00:46:18,350
‫چقدر می‌خواین؟

693
00:46:21,291 --> 00:46:23,750
‫بهت که گفتم این یارو گند می‌زنه

694
00:46:23,750 --> 00:46:25,625
‫لطفاً رک‌گویی همکارم رو ببخشید

695
00:46:25,625 --> 00:46:27,225
‫همونطور که می‌بینین

696
00:46:28,375 --> 00:46:31,375
‫خیلی مشتاقیم این وضعیت رو حل و فصل کنیم

697
00:46:48,500 --> 00:46:51,416
‫برای حفظ شهرت‌مون

698
00:46:52,000 --> 00:46:56,208
‫حاضریم برخلاف خواسته‌ی کارگزارمون
‫تا 2 میلیون هم پیشنهاد بدیم

699
00:46:59,291 --> 00:47:01,000
‫قیمتش ده میلیونه

700
00:47:04,916 --> 00:47:08,583
‫آقای ناکانو، مشتری ما...
‫یه کارمند ساده‌ی سازمان مردم‌نهاده

701
00:47:08,583 --> 00:47:11,083
‫پس مبلغ بیمه‌ش سقف محدودی داره

702
00:47:11,708 --> 00:47:13,750
‫باید این مبلغ رو به‌شدت پایین بیاریم تا...

703
00:47:13,750 --> 00:47:15,916
‫اگر مبلغی که می‌خوایم ندین

704
00:47:16,791 --> 00:47:19,416
‫نمی‌تونم بیشتر از این امنیت

705
00:47:20,541 --> 00:47:22,041
‫یا زنده موندنش رو تضمین کنم

706
00:47:22,041 --> 00:47:24,375
‫اصلاً از کجا بدونیم زنده‌ست؟

707
00:47:26,333 --> 00:47:28,875
‫یه مدرک مبنی بر زنده بودنش بهمون بدین

708
00:47:28,875 --> 00:47:31,791
‫البته طبیعتاً منظورش اینه که
‫ "با کمال احترام، لطفاً بدین"

709
00:47:31,791 --> 00:47:33,458
‫منظورم همونی بود که گفتم

710
00:47:34,708 --> 00:47:37,791
‫اگر کشتار راه افتاد
‫با تمام سرعت میریم فرودگاه، مگه نه؟

711
00:47:43,500 --> 00:47:45,666
‫همونطور که می‌بینین، زنده‌ست

712
00:47:46,458 --> 00:47:48,541
‫و تقریباً هیچ آسیبی ندیده

713
00:48:11,666 --> 00:48:13,333
‫میشه... آخ!

714
00:48:13,333 --> 00:48:15,040
‫وای خدا...

715
00:48:17,875 --> 00:48:19,208
‫واقعاً...

716
00:48:19,208 --> 00:48:21,041
‫واقعاً شرمنده. خسارتش با خودم

717
00:48:21,041 --> 00:48:23,250
‫فوراً یکی دیگه براتون می‌گیرم
‫قول میدم

718
00:48:23,250 --> 00:48:26,583
‫دیدین که زنده‌ست، پس حالا سوال اینه

719
00:48:26,583 --> 00:48:29,500
‫حاضرین مبلغی که می‌خوایم رو بدین؟

720
00:48:29,500 --> 00:48:32,541
‫آقای ناکانو، جسارت نباشه

721
00:48:32,541 --> 00:48:35,541
‫فقط برای اینکه سوءتفاهمی باقی نمونه...

722
00:48:38,583 --> 00:48:40,541
‫در جواب سوالتون باید بگم

723
00:48:41,291 --> 00:48:42,891
‫صد سال سیاه نمیدیم

724
00:48:44,333 --> 00:48:46,875
‫اوه... خیلی‌خب

725
00:48:46,875 --> 00:48:47,791
‫گندش بزنن

726
00:48:47,791 --> 00:48:49,791
‫نمی‌تونم برگردم پیش رئیسم
‫و بگم ده میلیون بده

727
00:48:49,791 --> 00:48:52,458
‫این زن لامصب کارمند سازمان مردم‌نهاده

728
00:48:52,458 --> 00:48:55,833
‫مدیر رده بالا که نیست
‫رئیسم دهنمو سرویس می‌کنه

729
00:48:55,833 --> 00:49:00,166
‫یا به ریشم می‌خنده، یا جفتش
‫بعدش اخراجم می‌کنه

730
00:49:01,541 --> 00:49:03,141
‫با کمال احترام

731
00:49:03,833 --> 00:49:06,750
‫باید هوشمندی به خرج بدین
‫چون شما توی کار آدم‌ربایی هستین

732
00:49:06,750 --> 00:49:10,125
‫ما توی کسب‌و‌کار
‫دادن پول به آدم‌رباها هستیم

733
00:49:10,125 --> 00:49:12,916
‫و همه‌مون از این راه
‫پول زیادی به جیب می‌زنیم

734
00:49:12,916 --> 00:49:14,083
‫درسته؟ چرا؟

735
00:49:14,083 --> 00:49:18,916
‫چون راه درآمد ثابت و تکرارپذیره

736
00:49:18,916 --> 00:49:20,083
‫ولی اگر طمع ورتون داره

737
00:49:20,083 --> 00:49:22,583
‫و قیمتی فراتر از توان بازار بخواین

738
00:49:23,083 --> 00:49:24,666
‫همه‌چی از همه می‌پاشه

739
00:49:24,666 --> 00:49:26,266
‫خب...

740
00:49:26,625 --> 00:49:30,750
‫کاملاً حاضرم برگردم پیش رئیسم
‫و سعی کنم پول بیشتری براتون بگیرم

741
00:49:30,750 --> 00:49:34,290
‫ولی قبلش، باید مبلغ‌تون رو
‫تا حد معقولی پایین بیارین

742
00:49:37,333 --> 00:49:38,933
‫نظرتون چیه؟

743
00:49:43,750 --> 00:49:46,500
‫قیمت همینه که هست

744
00:49:46,500 --> 00:49:49,250
‫و این جلسه تمومه

745
00:49:49,958 --> 00:49:50,791
‫جسارت نباشه...

746
00:49:50,791 --> 00:49:53,041
‫مهمان‌نوازی خاندان یامازاکی دیگه تمام شد

747
00:49:53,041 --> 00:49:55,333
‫و وقتشه گورمونو گم کنیم، باشه؟

748
00:49:58,166 --> 00:49:59,766
‫آروم باش

749
00:50:01,708 --> 00:50:03,416
‫- هی، چیکار...
‫- هی

750
00:50:03,416 --> 00:50:04,375
‫تف توش

751
00:50:04,375 --> 00:50:05,975
‫خودم میارمش

752
00:50:10,166 --> 00:50:12,208
‫هی، هی. آروم باش

753
00:50:14,041 --> 00:50:18,041
‫- زنمو از دست میدم لعنتی
‫- می‌دونم دیدنش برات راحت نبود

754
00:50:18,875 --> 00:50:20,475
‫خیلی وحشت‌زده بنظر میومد

755
00:50:21,500 --> 00:50:23,100
‫خیلی صدمه دیده بود. خیلی...

756
00:50:24,041 --> 00:50:25,250
‫خیلی تنها بود

757
00:50:25,250 --> 00:50:27,833
‫ولی تنها نیست. خب؟

758
00:50:27,833 --> 00:50:29,166
‫تو خودت تنهایی

759
00:50:29,166 --> 00:50:31,583
‫بزرگ‌ترین سازمان اطلاعاتی دنیا رو
‫مجبور کردی توی نجاتش بهت کمک کنه

760
00:50:31,583 --> 00:50:33,833
‫نمی‌خوان اونو نجات بدن
‫می‌خوان منو بکشن

761
00:50:33,833 --> 00:50:36,208
‫ولی نمی‌تونن
‫ چون فعلاً اهرم فشار کاملاً دست توئه

762
00:50:36,208 --> 00:50:37,875
‫ولی هر لحظه ممکنه این وضع تغییر کنه

763
00:50:37,875 --> 00:50:40,166
‫پس... پس باید به اعصابت مسلط باشی

764
00:50:40,791 --> 00:50:42,416
‫باید خودتو جمع و جور کنی

765
00:50:42,416 --> 00:50:45,291
‫چون باید با هم تصمیم بگیریم
‫حالا قراره چیکار کنیم

766
00:50:45,875 --> 00:50:48,290
‫و وقتمون داره تموم میشه

767
00:51:25,833 --> 00:51:27,433
‫همم...

768
00:51:29,666 --> 00:51:30,625
‫- سلام
‫- سلام

769
00:51:30,625 --> 00:51:32,225
‫چیکار داری می‌کنی؟

770
00:51:32,583 --> 00:51:36,833
‫شرمنده، هفته‌ی دیگه
‫با خانم نماینده مایزر جلسه داریم

771
00:51:36,833 --> 00:51:40,165
‫می‌خواستم یه نگاهی به تفاهم‌نامه بندازم
‫ولی لپ‌تاپ خودمو توی خونه‌م جا گذاشتم

772
00:51:41,583 --> 00:51:44,166
‫برای همین داری...
‫اطلاعات هارد منو کپی می‌کنی؟

773
00:51:46,833 --> 00:51:48,208
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

774
00:51:48,208 --> 00:51:49,808
‫هیچی

775
00:51:50,666 --> 00:51:52,266
‫هیچی

776
00:51:52,833 --> 00:51:53,958
‫- من... هانا!
‫- جی!

777
00:51:53,958 --> 00:51:55,291
‫- جی!
‫- وایسا، وایسا. هانا

778
00:51:55,291 --> 00:51:56,916
‫- نه
‫- نه، نه، نرو. نه، نرو

779
00:51:56,916 --> 00:51:58,750
‫وایسا. اینطوری نکن. هانا...

780
00:51:58,750 --> 00:52:00,583
‫- جی، بس کن!
‫- نه، هانا!

781
00:52:00,583 --> 00:52:02,041
‫آخ!

782
00:52:02,041 --> 00:52:03,625
‫- بس کن!
‫- ولم کن! ولم...

783
00:52:03,625 --> 00:52:05,225
‫بذار برات توضیح...

784
00:52:20,708 --> 00:52:22,500
‫پیداش کردیم

785
00:52:22,500 --> 00:52:23,750
‫چی؟

786
00:52:23,750 --> 00:52:27,875
‫تونستم آدرس آی‌پی تماس تصویری رو
‫تا منبعش ردیابی کنم

787
00:52:27,875 --> 00:52:30,083
‫عالیه

788
00:52:30,791 --> 00:52:32,391
‫چرا قیافه‌هاتون این شکلیه؟

789
00:52:33,375 --> 00:52:35,500
‫چون دارن توی ولادی‌وستوک نگهش می‌دارن

790
00:52:36,083 --> 00:52:38,916
‫- گندش بزنن
‫- وایسا ببینم. منظورت...

791
00:52:41,791 --> 00:52:43,391
‫روسیه

792
00:52:43,415 --> 00:52:53,415
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

793
00:53:03,439 --> 00:53:13,439
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

