﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:05,999
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:06,000 --> 00:00:07,624
‫آنچه گذشت...

3
00:00:08,791 --> 00:00:09,984
‫می‌دونی اونقدر احمق نیستم

4
00:00:09,985 --> 00:00:11,669
‫که سوئیچ مرگ رو
‫توی آپارتمانم نگه دارم، مگه نه؟

5
00:00:11,670 --> 00:00:15,957
‫امکان نداره یه عملیات نظامی مخفی
‫توی کره‌ی جنوبی انجام بدیم

6
00:00:15,958 --> 00:00:19,457
‫لستر کیچنز. اصولاً، هنوزم داره به عنوان
‫یه وکیل برای دفتر مشاور حقوقی کار می‌کنه

7
00:00:19,458 --> 00:00:20,225
‫چاره‌ای نداشتم

8
00:00:20,226 --> 00:00:22,339
‫حالا شانسم برای رسیدن
‫به مقر مسکو از بین میره

9
00:00:22,340 --> 00:00:23,832
‫و من اطلاعات قطعی لازم دارم

10
00:00:23,833 --> 00:00:26,999
‫برای همین گذاشتمت
‫کنار دوست‌دختر سابقش

11
00:00:27,000 --> 00:00:28,457
‫اون عکسی که فرستادم چی؟

12
00:00:28,458 --> 00:00:30,704
‫کنار یادگاری نظامی باباش
‫نگهش می‌داشت

13
00:00:30,705 --> 00:00:31,540
‫اون دختره براش مهمه

14
00:00:31,541 --> 00:00:33,165
‫وکیل سازمان سی‌آی‌اِی هستم

15
00:00:33,166 --> 00:00:35,291
‫خیلی باحاله

16
00:00:35,958 --> 00:00:38,250
‫- داری اطلاعات هارد منو کپی می‌کنی؟
‫- هانا!

17
00:00:40,000 --> 00:00:42,158
‫اگر خودمون رو جای
‫نماینده‌های بیمه‌ای جا می‌زنیم

18
00:00:42,159 --> 00:00:43,827
‫چرا واقعاً پول آزادیش رو ندیم؟

19
00:00:43,828 --> 00:00:47,332
‫- یه قرار ملاقات جور کردم
‫- شما باهاش تماس بگیرین

20
00:00:47,333 --> 00:00:50,082
‫من مکانش رو ردیابی می‌کنم،
‫و یه تیم برای نجاتش می‌فرستیم

21
00:00:50,083 --> 00:00:51,790
‫اصلاً از کجا بدونیم زنده‌ست؟

22
00:00:51,791 --> 00:00:53,207
‫‏۱۰ میلیون

23
00:00:53,208 --> 00:00:55,207
‫حاضرین مبلغی که
‫می‌خوایم رو بدین؟

24
00:00:55,208 --> 00:00:56,499
‫صد سال سیاه نمی‌دیم

25
00:00:56,500 --> 00:00:57,874
‫خیلی وحشت‌زده بنظر میومد

26
00:00:57,875 --> 00:01:01,249
‫تونستم آدرس آی‌پی تماس
‫تصویری رو تا منبعش ردیابی کنم

27
00:01:01,250 --> 00:01:02,915
‫چرا قیافه‌هاتون این شکلیه؟

28
00:01:02,916 --> 00:01:05,833
‫چون توی ولادی‌وستوک
‫نگهش می‌دارن. روسیه

29
00:01:09,094 --> 00:01:17,094
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

30
00:01:30,333 --> 00:01:31,540
‫گوش کنید!

31
00:01:34,208 --> 00:01:35,875
‫اینا اهداف ما هستن

32
00:01:37,250 --> 00:01:42,165
‫لستر کیچنز یه افسر اطلاعاتی کهنه‌کاره
‫که با پوشش یه وکیل اومده

33
00:01:42,166 --> 00:01:44,041
‫اوون هندریکس شاگردشه

34
00:01:44,916 --> 00:01:48,500
‫یانوس فربر یه وکیل حیله‌گره
‫که توی فریبکاری مهارت داره

35
00:01:49,083 --> 00:01:54,207
‫منتظر تکنیک‌های جاسوسی بی‌نظیر
‫و پشتیبانی عملیاتی در سطح بالا باشید

36
00:01:54,208 --> 00:01:59,208
‫♪ Sunflowers - Monomania ♪

37
00:02:10,125 --> 00:02:12,332
‫علاوه بر اینا...

38
00:02:12,333 --> 00:02:16,207
‫باید بفهمم این دختر کیه
‫و اینکه داره کمکشون میده یا نه

39
00:02:17,500 --> 00:02:20,582
‫اما حتی اگه کمکشون میده،
‫این مردها کره‌ای که نیستن

40
00:02:20,583 --> 00:02:22,915
‫هر جایی که برن،
‫توی جمع مشخصن

41
00:02:22,916 --> 00:02:25,208
‫برید بگردید و بگیریدشون

42
00:02:26,916 --> 00:02:27,833
‫صبر کنید

43
00:02:29,958 --> 00:02:31,916
‫افسر کیم کدوم گوریه؟

44
00:02:33,666 --> 00:02:36,374
‫باشه، روسیه خوب نیست

45
00:02:36,375 --> 00:02:40,165
‫آره، روسیه نه، پسر.
‫نان‌هی روی توی ولادی‌وستوک نگه داشتن

46
00:02:40,166 --> 00:02:42,290
‫اونجا خطرناک‌ترین منطقه‌ی روسیه‌ست

47
00:02:42,291 --> 00:02:44,665
‫بهشتِ جنایت و خشونته

48
00:02:44,666 --> 00:02:46,915
‫مافیای روسیه، یاکوزا،

49
00:02:46,916 --> 00:02:47,957
‫مافیای کره،

50
00:02:47,958 --> 00:02:48,915
‫مافیای چین

51
00:02:48,916 --> 00:02:51,379
‫پلیس فاسد و سرویس امنیت
‫فدرال روسیه و ارتش

52
00:02:51,380 --> 00:02:52,380
‫از همه‌شون محافظت می‌کنن

53
00:02:52,541 --> 00:02:54,540
‫معنیش اینه که یه ماموریت انتحاریه

54
00:02:54,541 --> 00:02:55,707
‫نه. نه

55
00:02:55,708 --> 00:02:58,582
‫معنیش اینه که شرقِ
‫خیلی خیلی وحشیه

56
00:02:58,583 --> 00:02:59,924
‫به نظر می‌رسه
‫مکان خیلی آسون‌تری

57
00:02:59,925 --> 00:03:02,165
‫برای نجات همسر جنگ کیون
‫نسبت به «میدان سرخ»ـه

58
00:03:02,166 --> 00:03:05,124
‫وکیلِ تازه‌کاری میگه
‫که هیچ تخصص عملیاتی‌ای نداره

59
00:03:05,125 --> 00:03:08,790
‫رفیق، از روز اولی که توی سازمان
‫استخدام شدم توی اینجور کارها بودم

60
00:03:08,791 --> 00:03:10,957
‫خیلی‌خب؟ هفته‌ی گذشته
‫یکی می‌خواست من رو بکشه

61
00:03:10,958 --> 00:03:12,082
‫مزخرف نگو

62
00:03:12,083 --> 00:03:14,915
‫- راست میگه
‫- یه نینجای حرفه‌ای هم بود

63
00:03:14,916 --> 00:03:17,332
‫باسنم رو روی باند آسفالت
‫فرودگاه اینچئون پاره کرد

64
00:03:17,333 --> 00:03:20,874
‫صبر کن. هفته‌ی گذشته یه نینجای حرفه‌ای
‫می‌خواست من رو هم بکشه

65
00:03:20,875 --> 00:03:22,958
‫- این‌شکلی بود
‫- پشمام

66
00:03:24,083 --> 00:03:25,083
‫همین اومد سراغ منم

67
00:03:26,291 --> 00:03:29,958
‫اون لی‌ـه، افسر اطلاعاتی
‫سابق که مزدور شده

68
00:03:30,750 --> 00:03:32,749
‫کی بهش پول داده
‫که ما رو بکشه؟

69
00:03:34,291 --> 00:03:35,499
‫داون

70
00:03:35,500 --> 00:03:37,874
‫چی؟ چرا؟ چرا داون
‫می‌خواد من رو بکشه؟

71
00:03:37,875 --> 00:03:39,416
‫درمورد مخبرهاش سوال پرسیدی

72
00:03:40,166 --> 00:03:42,207
‫داون سال‌هاست که مخبرهای
‫جعلی رو مدیریت می‌کنه،

73
00:03:42,208 --> 00:03:43,999
‫و پول زیادی رو از سازمان کش رفته

74
00:03:44,000 --> 00:03:45,290
‫حتما فکر کرده من بهت گفتم

75
00:03:45,291 --> 00:03:47,499
‫باشه. من رفتم

76
00:03:47,500 --> 00:03:49,707
‫- خداحافظ، عوضی‌ها
‫- صبر کن. یانوس، کجا میری؟

77
00:03:49,708 --> 00:03:52,374
‫میرم به سفارت تا خودم رو
‫تو یه توالت غرق کنم

78
00:03:52,375 --> 00:03:55,374
‫تا خودم رو از این عملیات
‫فاجعه‌بار نجات بدم

79
00:03:55,375 --> 00:03:57,874
‫قبل از اینکه همه‌مون به قتل برسیم
‫یا به جرم جاسوسی دستگیر بشیم

80
00:03:57,875 --> 00:04:00,665
‫- یانوس
‫- بذارید بره

81
00:04:00,666 --> 00:04:03,317
‫باید روی این تمرکز بکنیم
‫که چطور باید زن من رو

82
00:04:03,318 --> 00:04:04,318
‫از روسیه نجات بدیم

83
00:04:05,458 --> 00:04:06,457
‫هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست

84
00:04:06,458 --> 00:04:09,207
‫به حرف مردی گوش بده
‫که می‌تونه با زدن یه دکمه

85
00:04:09,208 --> 00:04:10,415
‫بدترین اسرار سازمان رو فاش کنه

86
00:04:10,416 --> 00:04:12,082
‫آره، خودم می‌دونم
‫چه چیزهایی در معرض خطرن

87
00:04:12,083 --> 00:04:14,488
‫باشه؟ اما برای نجات دادن
‫شاهزاده‌ی اسیر شده‌ی تو،

88
00:04:14,489 --> 00:04:16,540
‫درمورد مکان اسیر بودنش
‫اطلاعاتی نیاز داریم،

89
00:04:16,541 --> 00:04:18,637
‫که هیچکدوم‌مون نمی‌تونیم
‫از سازمان‌هامون بگیریمش

90
00:04:18,638 --> 00:04:19,874
‫بدون اطلاع‌رسانی به سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی

91
00:04:19,875 --> 00:04:22,332
‫خب، خوشبختانه یه مخبر داریم
‫که می‌تونه ردش رو بزنه

92
00:04:22,333 --> 00:04:25,082
‫من یه جاسوس داریم،
‫که اصلاً آدم مناسبی نیست

93
00:04:25,083 --> 00:04:26,415
‫فکر خوبی نیست

94
00:04:26,416 --> 00:04:28,749
‫تازه‌کار و نامتعادله

95
00:04:28,750 --> 00:04:30,874
‫جون زنم در خطره

96
00:04:30,875 --> 00:04:34,875
‫هیچ فکر بد و جاسوس
‫نامتعادلی وجود نداره

97
00:04:35,500 --> 00:04:36,750
‫فقط انجامش بده

98
00:04:42,000 --> 00:04:43,499
‫معاون مدیر چو داره زنگ می‌زنه

99
00:04:43,500 --> 00:04:44,749
‫جواب نده

100
00:04:44,750 --> 00:04:47,332
‫مجبورم. از سر شب
‫همه‌ش دنبال من می‌گرده

101
00:04:47,333 --> 00:04:49,582
‫من پیچوندمش چون فکر می‌کردم
‫نان‌هی رو پس می‌گیریم

102
00:04:49,583 --> 00:04:51,624
‫الان باید جبران خسارت بکنم

103
00:04:54,166 --> 00:04:55,957
‫بله. معاون مدیر

104
00:04:55,958 --> 00:04:56,874
‫کجایی؟

105
00:04:56,875 --> 00:05:00,707
‫الان توی خونه‌ت ایستادم،
‫و معلومه که یکی خونه‌ت رو گشته

106
00:05:00,708 --> 00:05:03,707
‫خونه‌ی من؟

107
00:05:03,708 --> 00:05:06,916
‫داری چیکار می‌کنی، افسر کیم؟

108
00:05:08,833 --> 00:05:11,582
‫یانوس فربر حتماً
‫چیزخورم کرده

109
00:05:11,583 --> 00:05:14,165
‫دیشب برای گرفتن اطلاعات
‫باهاش جلسه داشتم

110
00:05:14,166 --> 00:05:16,916
‫یهویی چشم‌هام رو باز کردم
‫و دیدم توی ماشینم هستم

111
00:05:17,500 --> 00:05:19,624
‫حتماً اون خونه‌م رو گشته

112
00:05:19,625 --> 00:05:20,625
‫چرا؟

113
00:05:21,208 --> 00:05:24,707
‫اینجا که رازی
‫نگه نمی‌داری، ها؟

114
00:05:24,708 --> 00:05:25,750
‫نه

115
00:05:26,416 --> 00:05:27,666
‫به هیچ وجه

116
00:05:28,250 --> 00:05:29,374
‫الان میام اونجا

117
00:05:29,375 --> 00:05:30,666
‫نه، دارم میرم

118
00:05:31,458 --> 00:05:33,874
‫هشداری دریافت کردیم
‫مبنی بر حضور هندریکس و کیچنز

119
00:05:33,875 --> 00:05:35,332
‫توی منطقه‌ی مسافرخونه‌ها

120
00:05:35,333 --> 00:05:37,749
‫توی دفتر به دیدنم بیا

121
00:05:37,750 --> 00:05:38,958
‫چشم، البته

122
00:05:40,750 --> 00:05:41,791
‫گندش بزنن

123
00:05:42,666 --> 00:05:44,957
‫- چیه؟
‫- باید همین‌الان بریم

124
00:05:44,958 --> 00:05:47,874
‫پلیس و سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی دارن میان به این منطقه

125
00:05:47,875 --> 00:05:49,207
‫وسایل چی پس؟

126
00:05:49,208 --> 00:05:51,040
‫بیخیالشون شو. یانوس
‫همه‌جا رو تمیز کرد

127
00:05:51,041 --> 00:05:53,249
‫چیزی پیدا نمی‌کنن
‫که ربطی به سازمان داشته باشه

128
00:05:53,250 --> 00:05:56,707
‫تازه، بعد از اینکه بریم،
‫کل اتاق رو تمیز می‌کنن

129
00:06:00,458 --> 00:06:01,541
‫من می‌بندم. برو

130
00:06:02,791 --> 00:06:03,707
‫بازش کن

131
00:06:22,000 --> 00:06:23,208
‫این چه کوفتیه؟

132
00:06:23,209 --> 00:06:24,465
‫[ ورشو ]

133
00:06:24,466 --> 00:06:26,999
‫قرار بوده بارت کامپیوتر باشه

134
00:06:27,000 --> 00:06:28,332
‫من یه خریدار هم پیدا کردم

135
00:06:35,291 --> 00:06:36,624
‫بله؟

136
00:06:36,625 --> 00:06:37,832
‫سلام، منم اوون

137
00:06:37,833 --> 00:06:39,457
‫یه کاری برات دارم

138
00:06:39,458 --> 00:06:41,165
‫امدادگر کره‌ای

139
00:06:41,166 --> 00:06:44,374
‫که توسط یاکوزا ربوده شده بود
‫توی روسیه‌ست

140
00:06:44,375 --> 00:06:48,000
‫حالا می‌خوای من اطلاعات
‫جمع کنم؟ میشه ۳۰۰ هزار

141
00:06:51,166 --> 00:06:52,665
‫قبوله

142
00:06:52,666 --> 00:06:54,790
‫- هی. اون کار رو نکن!
‫- چی؟

143
00:06:54,791 --> 00:06:56,457
‫- با تو نبودم
‫- ماشین نیاز داریم

144
00:06:56,458 --> 00:06:58,915
‫- یه لحظه بمون، نیچکا. این رو بگیر
‫- ماشین نیاز داریم

145
00:06:58,916 --> 00:07:00,624
‫خودم گیر میارم

146
00:07:00,625 --> 00:07:03,165
‫نمیشه بزنی شیشه‌ی
‫پنجره رو بشکونی

147
00:07:03,166 --> 00:07:04,624
‫عالیه. گوشی دستت باشه

148
00:07:06,000 --> 00:07:07,665
‫سلام. یه لحظه بمون

149
00:07:07,666 --> 00:07:09,457
‫یه لحظه بمون

150
00:07:10,791 --> 00:07:12,874
‫سلام. می‌خوام ماشینت رو
‫به مدت یه روز کرایه کنم

151
00:07:12,875 --> 00:07:14,832
‫- ‏۱۰ هزار دلار
‫- ‏۱۰ هزار دلار؟

152
00:07:14,833 --> 00:07:16,666
‫‏۱۰ هزار دلار. سریع

153
00:07:18,583 --> 00:07:20,791
‫کارت کاریت رو بده بهم

154
00:07:22,750 --> 00:07:23,957
‫می‌دونم

155
00:07:23,958 --> 00:07:25,999
‫- بهت زنگ می‌زنم
‫- دارم قطع می‌کنم

156
00:07:26,000 --> 00:07:27,250
‫نه! بمون

157
00:07:27,875 --> 00:07:30,957
‫خب، ازت می‌خوایم بری به ولادی‌وستوک

158
00:07:30,958 --> 00:07:31,999
‫امکان نداره

159
00:07:32,000 --> 00:07:35,457
‫یه مخزن کوسه‌ست که پره از کثافت.
‫امکان ندارن نزدیک اونجا بشم

160
00:07:35,458 --> 00:07:37,957
‫- لعنتی. ۵۰۰ هزار
‫- یکی دیگه رو پیدا کن

161
00:07:37,958 --> 00:07:39,666
‫‏۱ میلیون. ۱ میلیون دلار

162
00:07:40,375 --> 00:07:42,540
‫فقط نیازه بهمون بگی
‫باید بریم کجا

163
00:07:48,125 --> 00:07:50,500
‫قبوله. هر اطلاعاتی
‫که داری رو برام بفرست

164
00:07:53,958 --> 00:07:55,708
‫قبول کرد. خداروشکر

165
00:07:57,458 --> 00:08:00,332
‫گندش بزنن

166
00:08:05,500 --> 00:08:07,125
‫من بودم فعلاً خدا رو شکر نمی‌کردم

167
00:08:08,083 --> 00:08:10,132
‫الان توی کشوری هستیم
‫که دشمن‌مون شده

168
00:08:10,133 --> 00:08:11,133
‫و تمام نیروهای پلیس دنبالمونن

169
00:08:11,625 --> 00:08:14,582
‫در حالی که یه روانی
‫کره‌ای تهدید می‌کنه

170
00:08:14,583 --> 00:08:16,999
‫که به‌خاطر زنش حاضره
‫ما و سازمان رو نابود کنه

171
00:08:17,000 --> 00:08:17,915
‫خیلی‌خب، لستر

172
00:08:17,916 --> 00:08:19,415
‫هی، حرفم تموم شده بود؟ نه

173
00:08:19,416 --> 00:08:22,374
‫چون قول ۱ میلیون دلار
‫به یه جلیقه‌ی انتحاری زنده دادی

174
00:08:22,375 --> 00:08:25,040
‫و ۱۰ هزار دلار
‫برای اجاره‌ی این ماشین دادی

175
00:08:25,041 --> 00:08:28,625
‫یعنی بعد از ناهار،
‫بودجه عملیاتمون تموم میشه

176
00:08:29,458 --> 00:08:31,999
‫تنها جنبه‌ی مثبتش اینه که
‫احتمالاً عمرمون زیادی طولانی نیست

177
00:08:34,675 --> 00:08:39,086
‫« تـازه سـربـاز »

178
00:09:04,208 --> 00:09:05,125
‫سلام

179
00:09:07,333 --> 00:09:08,583
‫هی، زخمت چطوره؟

180
00:09:13,708 --> 00:09:14,583
‫شرمنده

181
00:09:15,083 --> 00:09:17,875
‫نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم.
‫من... ازت خوشم میاد

182
00:09:18,833 --> 00:09:20,875
‫چرا نذاشتی توضیح بدم؟

183
00:09:21,958 --> 00:09:25,457
‫حالم خوبه. لپ‌تاپ رو بردار و برو.
‫قول میدم به کسی چیزی نگم

184
00:09:25,458 --> 00:09:28,250
‫لپ‌تاپ به دردم نمی‌خوره.
‫چیزی درمورد اوون توش نیست

185
00:09:30,208 --> 00:09:31,791
‫- درمورد اوون؟
‫- آره

186
00:09:32,375 --> 00:09:34,457
‫باید بفهمم داره
‫توی کره چیکار می‌کنه

187
00:09:34,458 --> 00:09:36,707
‫به‌خاطر اوون من رو دزدیدی؟

188
00:09:36,708 --> 00:09:39,291
‫دارم برای نجات جونم
‫تلاش می‌کنم، هانا!

189
00:09:40,500 --> 00:09:41,500
‫خدایا! آه!

190
00:09:42,958 --> 00:09:45,915
‫ماجرا قرار نبود اینطور بشه.
‫توی یه کلاب داشتم خوش می‌گذروندم

191
00:09:45,916 --> 00:09:48,790
‫فقط مهمونی ۲۴ ساعته‌ی
‫آخر هفته‌ام رو بردم به سئول

192
00:09:48,791 --> 00:09:52,082
‫ولی این‌بار به‌خاطر خریدن مواد
‫از یه مامور مخفی دستگیر شدم

193
00:09:52,083 --> 00:09:55,875
‫آخه باید بهت بگن که پلیسن،
‫مگه نه؟ ولی نه!

194
00:09:56,458 --> 00:09:58,874
‫نه، بردنم توی یه اتاق
‫که یه مار کوفتی توش بود،

195
00:09:58,875 --> 00:10:02,208
‫که گفت اگه براش یه سری
‫کارها رو انجام ندم،

196
00:10:03,375 --> 00:10:04,958
‫ده سال من رو میندازه زندان

197
00:10:05,583 --> 00:10:08,165
‫انگار یه بچه‌ی پولدار
‫که دور دنیا می‌چرخه

198
00:10:08,166 --> 00:10:10,458
‫برای یه سازمان
‫جاسوسی خیلی مفیده

199
00:10:10,958 --> 00:10:13,082
‫و حالا، به طرز وحشتناکی بیچاره‌ام،

200
00:10:13,083 --> 00:10:18,000
‫چون اطلاعاتی درمورد اوون بهش نمیدم،
‫میگه من رو بکشن یا دستگیر کنن

201
00:10:23,500 --> 00:10:24,375
‫جِی

202
00:10:26,625 --> 00:10:27,958
‫درک می‌کنم، باشه؟

203
00:10:29,375 --> 00:10:31,500
‫می‌دونم اصلاً منصفانه نیست

204
00:10:33,083 --> 00:10:33,958
‫اومم

205
00:10:34,958 --> 00:10:36,208
‫و می‌تونم کمکت کنم

206
00:10:37,916 --> 00:10:40,000
‫- می‌تونم از این وضعیت خلاصت کنم
‫- چطور؟

207
00:10:42,416 --> 00:10:44,833
‫چطور می‌خوای خلاصم کنی؟

208
00:10:46,666 --> 00:10:48,541
‫اطلاعاتی از اوون
‫می‌خوای، درسته؟

209
00:10:51,166 --> 00:10:52,250
‫بذار بهش زنگ بزنم

210
00:10:53,708 --> 00:10:54,750
‫بهم اعتماد داره

211
00:10:57,375 --> 00:10:59,750
‫رازهاش رو فقط به من میگه

212
00:11:53,041 --> 00:11:55,875
‫- هانا، سلام. الان زمان مناسبی نیست
‫- خفه شو! من رو دزدیدن!

213
00:11:56,583 --> 00:11:58,301
‫جِی جاسوس کره‌ست!
‫من رو گروگان گرفته!

214
00:11:58,302 --> 00:12:00,082
‫جورج‌تاون، هتل «فور سیزن»،
‫طبقه‌ی پنجم!

215
00:12:00,416 --> 00:12:02,832
‫صبر کن، هانا، من... گندش بزنن!

216
00:12:08,125 --> 00:12:11,082
‫- واقعاً متخصصِ ایجاد دردسرید
‫- خفه شو

217
00:12:18,041 --> 00:12:18,957
‫سالازار هستم

218
00:12:18,958 --> 00:12:21,540
‫هانا توسط دوست‌پسر جدیدش
‫دزدیده شده، جِی نمی‌دونم چی

219
00:12:21,541 --> 00:12:24,665
‫فامیلیش رو نمی‌دونم. توی طبقه‌ی پنجم
‫هتل «فور سیزن» جورج‌تاون

220
00:12:24,666 --> 00:12:25,624
‫پس زنگ بزن به پلیس

221
00:12:25,625 --> 00:12:28,040
‫نه. جاسوس کره‌ست

222
00:12:28,041 --> 00:12:30,749
‫پس برو بگیرش، هانا رو نجات بده.
‫اونوقت می‌تونی برای خودت امتیاز بگیری

223
00:12:30,750 --> 00:12:33,665
‫اگه دست روی دست بذاری،
‫به گروه ضدجاسی گزارش میدم

224
00:12:38,833 --> 00:12:39,833
‫ازت متنفرم

225
00:12:54,166 --> 00:12:56,500
‫- منم ازت متنفرم
‫- آره. خودمم همینطور. برو ته صف

226
00:13:07,625 --> 00:13:08,625
‫خوب نیست

227
00:13:14,041 --> 00:13:14,957
‫گندش بزنن

228
00:13:19,083 --> 00:13:20,416
‫اون، خیلی‌خب. خیلی‌خب

229
00:13:21,000 --> 00:13:23,415
‫یالا. یالا. جواب بده، جواب بده!

230
00:13:26,541 --> 00:13:27,749
‫دفتر مشاور حقوقی

231
00:13:27,750 --> 00:13:31,415
‫سلام، دانا! منم یانوس فربر.
‫به رئیس بگو توی سئول دارم دستگیر میشم!

232
00:13:35,958 --> 00:13:37,291
‫آخ!

233
00:13:46,375 --> 00:13:48,290
‫آه

234
00:13:51,094 --> 00:13:52,375
‫آقای فربر

235
00:13:52,916 --> 00:13:54,082
‫شما دارید دستگیر می‌شید

236
00:13:54,083 --> 00:13:57,499
‫به دلیل فعالیت‌هایی که با وضعیت
‫دیپلماتیک شما همخوانی ندارن

237
00:13:57,500 --> 00:13:59,040
‫به نظر میاد درسته

238
00:13:59,041 --> 00:14:01,125
‫نمیشه دستبند رو باز کنید؟

239
00:14:03,291 --> 00:14:05,207
‫این رو به عنوان شاید
‫در نظر می‌گیرم

240
00:14:05,208 --> 00:14:06,999
‫جواب نه نیست

241
00:14:07,000 --> 00:14:09,499
‫به اِبنر بگو بیاد،
‫و به هندریکس و کیچنز هشدار بده!

242
00:14:09,500 --> 00:14:11,207
‫بگو جلب توجه نکنن!

243
00:14:11,208 --> 00:14:12,239
‫زمان بدی اومدم؟

244
00:14:12,240 --> 00:14:14,797
‫یانوس توسط سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی دستگیر شده

245
00:14:15,041 --> 00:14:16,791
‫وای خدا، خیلی بدش میاد

246
00:14:18,833 --> 00:14:20,041
‫و شما هم از این بدتون میاد

247
00:14:20,833 --> 00:14:22,332
‫که اوون الان بهم زنگ زد

248
00:14:22,333 --> 00:14:25,749
‫تا بگه یه جاسوس کره‌ای
‫دوست‌دخترش رو دزدیده

249
00:14:25,750 --> 00:14:27,250
‫دوست‌دختر سابق. حالا هر چی

250
00:14:28,041 --> 00:14:31,374
‫و اون رو توی هتل
‫«فور سیزن» گروگان گرفته‌

251
00:14:32,625 --> 00:14:33,708
‫به اِف‌بی‌ای خبر بدم؟

252
00:14:35,000 --> 00:14:36,457
‫نه. نه

253
00:14:36,458 --> 00:14:38,124
‫باعث میشه گروه ضدجاسوسی
‫وارد قضیه بشه

254
00:14:38,125 --> 00:14:40,458
‫و ماموریت اوون بی‌نهایت محرمانه‌ست

255
00:14:42,166 --> 00:14:43,375
‫طرح آنگلتون رو اجرا کن

256
00:14:45,041 --> 00:14:46,707
‫- واقعاً؟
‫- آره

257
00:14:46,708 --> 00:14:47,791
‫باشه

258
00:14:48,541 --> 00:14:51,541
‫اما نمی‌تونم تنهایی برم بگیرمش
‫و تا «دی فارم» ببرمش

259
00:14:55,375 --> 00:14:59,040
‫- دفتر مدیر
‫- مشاور کل هستم. کارش دارم

260
00:14:59,041 --> 00:15:00,208
‫خیلی فوری و مهمه

261
00:15:10,166 --> 00:15:11,625
‫- قربان
‫- یا خدا!

262
00:15:12,500 --> 00:15:13,750
‫والتر نایلند پشت خطه

263
00:15:15,500 --> 00:15:17,416
‫مگه نگفتم مخفیانه
‫از پشت سرم نیا؟

264
00:15:19,458 --> 00:15:20,333
‫برو

265
00:15:23,875 --> 00:15:25,499
‫بهتره خبر بدی نباشه

266
00:15:25,500 --> 00:15:27,583
‫قربان، دو نفر می‌خوام...

267
00:15:28,458 --> 00:15:31,540
‫چهار نفر، که بهشون اعتماد دارید
‫و می‌تونن یه کار داخلی رو انجام بدن

268
00:15:31,541 --> 00:15:33,333
‫و همین‌الان نیازشون دارم

269
00:15:35,375 --> 00:15:37,749
‫باید بدونم دوست‌هات کجان

270
00:15:37,750 --> 00:15:39,540
‫نمی‌دونم. برام مهم نیست

271
00:15:39,541 --> 00:15:40,500
‫باید باشه

272
00:15:41,000 --> 00:15:43,624
‫خیلی توی دردسر افتادن، مثل خودت

273
00:15:43,625 --> 00:15:46,207
‫- گریس. می‌تونم بهت بگم گریس؟
‫- نه

274
00:15:46,208 --> 00:15:49,499
‫گریس، عصبانیتت رو درک می‌کنم.
‫حتی با دستبند هم مشکلی ندارم

275
00:15:49,500 --> 00:15:52,457
‫اما باهام مثل
‫یه تازه‌کار رفتار نکن

276
00:15:52,458 --> 00:15:54,749
‫من قوانین ارتباط بین‌مون رو بلدم

277
00:15:54,750 --> 00:15:56,332
‫مو به مو

278
00:15:56,333 --> 00:15:58,040
‫هر کاری هم که فکر کنی
‫من انجام دادم...

279
00:15:58,041 --> 00:16:00,374
‫فقط می‌تونی مانع ورود
‫مجددم به کشور بشی...

280
00:16:00,375 --> 00:16:01,540
‫و بندازیم توی هواپیما

281
00:16:01,541 --> 00:16:04,125
‫قوانین رو من تعیین می‌کنم

282
00:16:02,678 --> 00:16:04,187
‫{\an8}[ ابله ]

283
00:16:07,375 --> 00:16:09,707
‫با معاون مدیر...

284
00:16:09,708 --> 00:16:10,832
‫لعنتی!

285
00:16:10,833 --> 00:16:12,790
‫- تمومه، جِی
‫- خفه شو!

286
00:16:12,791 --> 00:16:14,665
‫به عنوان وکیلت،
‫بهت توصیه می‌کنم،

287
00:16:14,666 --> 00:16:17,624
‫بهترین گزینه‌ت، تنها گزینه‌ت،
‫اینه که فرار کنی

288
00:16:17,625 --> 00:16:19,790
‫من همه چیز رو درمورد تو
‫به اوون گفتم

289
00:16:19,791 --> 00:16:22,999
‫- پس صدمه زدن به من به نفعت نیست
‫- گفتم خفه شو! باید فکر کنم!

290
00:16:23,000 --> 00:16:24,083
‫وقتی نداری!

291
00:16:24,625 --> 00:16:26,707
‫و معلومه توانایی فرار هم نداری

292
00:16:27,916 --> 00:16:31,582
‫الان زنگ هشدار سی‌ای‌اِی رو به صدا
‫درآوردم. هلیکوپترهای سیاه توی راهن

293
00:16:31,583 --> 00:16:33,041
‫شاید ۳ دقیقه وقت داشته باشی

294
00:16:35,333 --> 00:16:36,624
‫و اگه بتونی فرار بکنی،
‫فقط بدون،

295
00:16:36,625 --> 00:16:38,957
‫به نظرم خیلی آدم
‫بی‌ارزشی هستی!

296
00:16:38,958 --> 00:16:41,082
‫وای! صبر کن، صبر کن!

297
00:16:48,791 --> 00:16:49,707
‫هانا؟

298
00:16:49,708 --> 00:16:51,040
‫هانا؟ حالت خوبه؟

299
00:16:51,041 --> 00:16:54,166
‫- آره، خوبم
‫- باشه، خوبه. برو لباس بپوش

300
00:16:54,666 --> 00:16:57,165
‫- به وسایلت دست زد؟
‫- آم...

301
00:16:57,166 --> 00:16:59,374
‫گوشیم و لپ‌تاپم

302
00:16:59,375 --> 00:17:01,708
‫و توی طبقه‌ی ۱۱ یه اتاق داره

303
00:17:03,083 --> 00:17:05,541
‫گوشی و لپ‌تاپ رو ببرید.
‫بقیه رو پاک کنید

304
00:17:08,500 --> 00:17:09,624
‫آره

305
00:17:12,583 --> 00:17:13,749
‫چه خبره؟

306
00:17:13,750 --> 00:17:17,874
‫یه موضوع خیلی محرمانه‌ست.
‫باید بریم جای امنی حرف بزنم، باشه؟

307
00:17:17,875 --> 00:17:18,915
‫یالا

308
00:17:21,385 --> 00:17:23,852
‫[ مقر سئولِ سی‌آی‌اِی ]

309
00:17:23,875 --> 00:17:26,207
‫- به نظرت یانوس چیزیش نمیشه؟
‫- نه

310
00:17:26,208 --> 00:17:29,999
‫سعی می‌کنن بترسوننش، اما طبق قانون
‫فقط می‌تونن ماننع ورود مجددش بشن

311
00:17:30,000 --> 00:17:31,166
‫می‌فرستنش خونه

312
00:17:31,958 --> 00:17:34,124
‫اصلاً من چرا به خودم
‫زحمت میدم بیام سر کار؟

313
00:17:34,125 --> 00:17:35,040
‫ای خدا

314
00:17:35,041 --> 00:17:37,540
‫میام سر کار، فکر می‌کنم
‫بهترین رئیس مقرم

315
00:17:37,541 --> 00:17:39,540
‫اونم توی شیشمین
‫پست مهم سازمان،

316
00:17:39,541 --> 00:17:41,165
‫ولی دو تا وکیل مدام بهم زور میگن

317
00:17:41,166 --> 00:17:43,415
‫با تمام احترام، خود رئیس
‫بهمون دستور داده،

318
00:17:43,416 --> 00:17:44,707
‫و همچنین مشاور کل،

319
00:17:44,708 --> 00:17:47,249
‫پس این گفتگوییه
‫که نمی‌خوای بخشی ازش باشی

320
00:17:47,250 --> 00:17:48,707
‫باید چندتا تماس بگیریم

321
00:17:48,708 --> 00:17:50,457
‫به یه اتاق امن و یکی که
‫برامون ناهار بیاره نیاز داریم،

322
00:17:50,458 --> 00:17:52,374
‫و چندتا تکنسین برای
‫شناسایی دشمنان ما

323
00:17:52,375 --> 00:17:53,790
‫در صورتی که توی فرودگاه
‫پیداشون بشه

324
00:17:53,791 --> 00:17:54,707
‫خوبه؟ خوبه

325
00:17:54,708 --> 00:17:56,499
‫- دشمن؟
‫- داون و داج

326
00:17:56,500 --> 00:17:58,374
‫درسته. بدبختی‌ها همه
‫با هم پیداشون میشه

327
00:17:58,375 --> 00:18:02,041
‫آره، و پیش تو هر دقیقه از
‫هر روزِ سال بدبختی هست

328
00:18:02,666 --> 00:18:05,749
‫می‌دونی، واقعاً یه کیف
‫کاری جدید نیاز دارم

329
00:18:05,750 --> 00:18:10,458
‫یکی که به طرز آروم و باکلاسی
‫نشون بده من یه رئیسم

330
00:18:05,750 --> 00:18:08,163
‫{\an8}[ کمپ پیِری ]

331
00:18:08,164 --> 00:18:10,419
‫{\an8}[ ویرجینیا ]

332
00:18:11,041 --> 00:18:14,332
‫میگم شاید بتونی چنین چیزی رو
‫به عنوان هدیه‌ی تشکر برام بخری

333
00:18:14,333 --> 00:18:16,165
‫حدس می‌زنم یعنی حال هانا خوبه

334
00:18:16,166 --> 00:18:17,749
‫از لحاظ جسمی خوبه

335
00:18:17,750 --> 00:18:20,375
‫از لحاظ عاطفی آماده‌ست
‫تا به عنوان تفریح شکارت کنه

336
00:18:21,000 --> 00:18:23,165
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنم
‫- فکر بدیه

337
00:18:23,166 --> 00:18:25,165
‫- لستره؟
‫- سلام، چه خبر، دختر؟

338
00:18:25,166 --> 00:18:28,290
‫- کاش اینجا بودی، به جای من
‫- همون بهتر که تو اونجایی

339
00:18:28,291 --> 00:18:31,457
‫به حرف لستر گوش بده، اوون.
‫هانا نمی‌خواد باهات حرف بزنه

340
00:18:31,458 --> 00:18:33,124
‫با این حال...

341
00:18:41,208 --> 00:18:42,333
‫سلام!

342
00:18:43,000 --> 00:18:44,874
‫یه نصیحت کوچولو براتون دارم

343
00:18:44,875 --> 00:18:47,999
‫راه آروم کردن یه قربانی دزدیده شده

344
00:18:48,000 --> 00:18:50,541
‫این نیست که دوباره بدزدیدش

345
00:18:51,125 --> 00:18:52,000
‫هانا

346
00:18:55,875 --> 00:18:57,332
‫- نه، اون رو نمی‌خوام
‫- هانا

347
00:18:57,333 --> 00:19:01,082
‫- لطفاً، فقط یه لحظه نگاهم کن
‫- تو ریشه‌ی تمام کارهای شیطانی هستی

348
00:19:01,083 --> 00:19:05,457
‫انگلی که شادی رو می‌خوره
‫و نابودی به بار میاره

349
00:19:05,458 --> 00:19:08,290
‫خیلی متاسفم
‫که این اتفاق برات افتاد

350
00:19:08,291 --> 00:19:10,707
‫وقتی نقل مکان کردی،
‫قصد داشتم ازت دوری کنم

351
00:19:10,708 --> 00:19:12,915
‫می‌خواستم وارد زندگیت نشم
‫تا بتونی شاد باشی

352
00:19:12,916 --> 00:19:16,165
‫اوون، اگه مجبور باشم
‫بمونم اینجا و یک‌بار دیگه

353
00:19:16,166 --> 00:19:18,957
‫به معذرت‌خواهی و توجیه کردن
‫کارهای اشتباهت گوش کنم

354
00:19:18,958 --> 00:19:22,124
‫یه چاقو می‌کنم توی گوشم

355
00:19:22,125 --> 00:19:24,958
‫- اصلاً نمی‌دونم الان چرا اینجام
‫- باشه

356
00:19:25,791 --> 00:19:27,915
‫باشه. اما موضوع اینه

357
00:19:27,916 --> 00:19:29,040
‫با اینکه خیلی دلت می‌خواد،

358
00:19:29,041 --> 00:19:31,999
‫با اینکه از من متنفری
‫و دوست داری بلند فریادش بزنی،

359
00:19:32,000 --> 00:19:34,833
‫هیچوقت نمی‌تونی اون کار رو بکنی،
‫چون امروز اصلاً اتفاقی نیُفتاده

360
00:19:35,583 --> 00:19:36,499
‫چی؟

361
00:19:36,500 --> 00:19:38,582
‫تمام چیزهایی که طی ۱۲ ساعت گذشته

362
00:19:38,583 --> 00:19:40,832
‫تجربه کردی یا فهمیدی واقعی نبودن

363
00:19:40,833 --> 00:19:42,749
‫وقتی شرکت ازت درمورد
‫جِی سوال می‌پرسه،

364
00:19:42,750 --> 00:19:45,290
‫میگی تو رو اخراج کرده
‫و از اینجا رفته

365
00:19:45,291 --> 00:19:46,457
‫اگه ترنس پرسید،

366
00:19:46,458 --> 00:19:49,666
‫میگی جِی باهات قطع ارتاط کرده
‫و بعدش از اینجا رفته

367
00:19:50,458 --> 00:19:52,666
‫- شوخی می‌کنی، درسته؟
‫- نه

368
00:19:59,208 --> 00:20:00,791
‫باور کن، کاش شوخی می‌کردم

369
00:20:03,083 --> 00:20:04,832
‫حقیقت تلخ اینه که تو

370
00:20:04,833 --> 00:20:06,332
‫توی دام یه جاسوس
‫جذاب کره‌ای افتادی

371
00:20:06,333 --> 00:20:08,040
‫این تقریباً بدترین حالت ممکنه

372
00:20:08,041 --> 00:20:11,208
‫ممکنه کارت رو از بدی، دستگیر بشی،
‫پروانه‌ت ابطال بشه، اما در عوض...

373
00:20:13,541 --> 00:20:15,415
‫این پسر ناپدید میشه

374
00:20:15,416 --> 00:20:18,832
‫و بعد از این مکالمه دیگه
‫نیاز نیست نگرانش باشی،

375
00:20:18,833 --> 00:20:21,791
‫که این مکالمه هم
‫اصلاً اتفاق نیُفتاده

376
00:20:23,083 --> 00:20:24,250
‫می‌فهمی؟

377
00:20:29,208 --> 00:20:32,415
‫هانا، باید کلمه‌ی
‫«می‌فهمم» رو بشنوم

378
00:20:44,291 --> 00:20:45,458
‫می‌فهمم

379
00:20:58,291 --> 00:21:00,875
‫- آره، خوب با موضوع کنار اومد
‫- آره

380
00:21:05,833 --> 00:21:06,915
‫من آدم بدی‌ام؟

381
00:21:06,916 --> 00:21:09,333
‫آره. ۱۰۰۰ درصد، آره

382
00:21:09,833 --> 00:21:13,249
‫ولی با این صداقتت
‫بهش لطف کردی

383
00:21:13,250 --> 00:21:16,833
‫بهش نشون دادی که پشت ظاهر جذابت
‫واقعاً چه‌جور آدمی هستی

384
00:21:17,458 --> 00:21:19,375
‫بهترین کاری بود
‫که می‌تونستی بکنی

385
00:21:19,875 --> 00:21:23,041
‫چون الان درِ بین شما دو نفر
‫برای همیشه بسته باقی می‌مونه

386
00:21:29,583 --> 00:21:32,750
‫واقعاً توی سئول چیکار می‌کنید؟

387
00:21:33,250 --> 00:21:34,250
‫نظری ندارم

388
00:21:34,875 --> 00:21:36,957
‫و با اینکه عاشق
‫صحبت کردن باهاتم،

389
00:21:36,958 --> 00:21:38,457
‫مجبور نیستم چیزی بهت بگم

390
00:21:38,458 --> 00:21:40,374
‫بهم بگو اونا کجان،

391
00:21:40,375 --> 00:21:44,249
‫یا میندازمت توی یه سلول
‫و کلیدهاش رو پرت میدم

392
00:21:46,125 --> 00:21:48,415
‫اگه اینجا روسیه بود، آره

393
00:21:48,416 --> 00:21:50,957
‫و همون اول می‌زدی
‫دهنم رو سرویس می‌کردی

394
00:21:50,958 --> 00:21:53,082
‫اما این جمهوری کره‌ست

395
00:21:53,083 --> 00:21:57,665
‫پس من رو می‌ذاری توی یه اتاق تمیز
‫که دمای مناسبی داره،

396
00:21:57,666 --> 00:22:01,041
‫یه وعده‌ی غذایی خوب بهم میدی،
‫و احتمالاً شب میایی بهم شب بخیر میگی

397
00:22:02,875 --> 00:22:04,624
‫با دقت گوش بده، آقای فربر

398
00:22:04,625 --> 00:22:06,083
‫اگه اعتراف نکنی،

399
00:22:06,583 --> 00:22:07,915
‫هیچ چاره‌ای ندارم

400
00:22:07,916 --> 00:22:10,833
‫به جز اینکه به رئیست بگم
‫تو یه خیانتکاری

401
00:22:11,666 --> 00:22:16,083
‫یه مامور با ۱۰ هزار دلار
‫فرستادم سراغت توی هتل

402
00:22:17,000 --> 00:22:18,249
‫و تو رشوه رو قبول کردی

403
00:22:18,250 --> 00:22:19,540
‫تلاش خوبی بود

404
00:22:19,541 --> 00:22:23,166
‫اما اولاً، اون اتفاق نیُفتاد.
‫دوماً، حرفت رو باور نمی‌کنن

405
00:22:24,208 --> 00:22:25,291
‫پس من رو دیپورت کن

406
00:22:26,916 --> 00:22:30,708
‫اون فرآیند وقت‌گیر و طولانیه

407
00:22:31,583 --> 00:22:32,625
‫ببینیم چی میشه

408
00:22:35,125 --> 00:22:35,958
‫خب...

409
00:22:39,750 --> 00:22:41,458
‫درمورد تو باید به کسی زنگ بزنیم؟

410
00:22:44,625 --> 00:22:46,833
‫- نمی‌دونم منظورت چیه
‫- چرا، می‌دونی

411
00:22:47,916 --> 00:22:49,166
‫ناظرت توی سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی کیه؟

412
00:22:50,041 --> 00:22:52,249
‫ولی هر دومون می‌دونیم
‫که تو رو انکار می‌کنن

413
00:22:52,250 --> 00:22:55,083
‫حتی به خودشون زحمت ندادن
‫که تو رو رسمی کنن

414
00:22:55,750 --> 00:22:58,541
‫و قطعاً الان که گیر افتادی
‫امکان نداره تو رو گردن بگیرن

415
00:23:02,750 --> 00:23:03,750
‫کجاییم؟

416
00:23:05,833 --> 00:23:06,750
‫برزخ

417
00:23:07,666 --> 00:23:09,541
‫تا حالا اسم یوری نسینکو رو شنیدی؟

418
00:23:10,291 --> 00:23:11,125
‫نه

419
00:23:11,625 --> 00:23:14,916
‫مامور کاگ‌ب که دهه‌ی ۱۹۶۰
‫پناهنده‌ی آمریکا شد

420
00:23:15,625 --> 00:23:19,250
‫اما درموردش مطمئن نبودیم.
‫نمی‌دونستیم چه چیزهایی رو نمی‌دونیم

421
00:23:19,916 --> 00:23:23,041
‫پس اینجا تو «دی فارم»
‫توی همین اتاق نگهش داشتیم

422
00:23:23,541 --> 00:23:24,541
‫به مدت سه سال

423
00:23:26,041 --> 00:23:27,416
‫هیچکس نمی‌دونست
‫اون پیش ماست

424
00:23:29,875 --> 00:23:30,750
‫ببین

425
00:23:32,791 --> 00:23:34,457
‫هانا بهم گفت

426
00:23:34,458 --> 00:23:37,457
‫اونقدر احمقی بودی
‫که سازمان کره فریبت داده

427
00:23:37,458 --> 00:23:40,708
‫تا علیه آمریکا جاسوسی بکنی،
‫اونم بدون پوشش

428
00:23:41,208 --> 00:23:43,500
‫یعنی می‌تونیم به‌خاطر خیانت بکشیمت

429
00:23:44,250 --> 00:23:46,958
‫یا تا آخر عمرت اینجا نگهت داریم

430
00:23:47,500 --> 00:23:50,125
‫پس اگه من جای تو بودم،
‫شروع می‌کردم به حرف زدن

431
00:23:54,000 --> 00:23:55,832
‫اگه حقیقت رو بگم چی میشه؟

432
00:23:55,833 --> 00:23:57,874
‫بستگی داره چی بدونی

433
00:23:57,875 --> 00:24:00,999
‫اما بهت تضمین میدم،
‫بهتر از اینه که سکوت کنی

434
00:24:05,791 --> 00:24:06,666
‫باشه

435
00:24:08,166 --> 00:24:09,333
‫باشه، حرف می‌زنم

436
00:24:11,166 --> 00:24:12,124
‫پسر باهوشی هستی

437
00:24:13,833 --> 00:24:15,832
‫اوضاع قرار نبود اینطور باشه

438
00:24:15,833 --> 00:24:17,791
‫حالا شروع کن، دروغ هم نگو

439
00:24:18,500 --> 00:24:19,750
‫فقط داشتم مهمونی می‌گرفتم،

440
00:24:20,750 --> 00:24:22,374
‫پول‌های بابام رو خرج می‌کردم...

441
00:24:22,375 --> 00:24:24,875
‫یکی از منابعم توی پلیس سئول
‫الان این رو برام فرستاد

442
00:24:26,958 --> 00:24:27,790
‫ازشون خوشم میومد

443
00:24:27,791 --> 00:24:29,250
‫لعنتی. ممنون

444
00:24:29,750 --> 00:24:30,665
‫آره

445
00:24:30,666 --> 00:24:32,165
‫- می‌خوام بدونم...
‫- چی شده؟

446
00:24:32,166 --> 00:24:34,457
‫- کی استخدامت کرده، و...
‫- لعنتی

447
00:24:38,625 --> 00:24:39,749
‫باید به جنگ کیون هشدار بدیم

448
00:25:05,291 --> 00:25:08,207
‫محض رضای خدا من رو دیپورت کن

449
00:25:25,208 --> 00:25:26,040
‫وای

450
00:25:30,666 --> 00:25:32,750
‫زنگ هشدار رو به صدا دربیارید.
‫درهای ساختمون رو ببندید!

451
00:25:41,375 --> 00:25:43,458
‫شرمنده. باید جواب بدم

452
00:25:48,958 --> 00:25:50,833
‫- سلام؟
‫- لو رفتی

453
00:25:51,416 --> 00:25:53,458
‫همین‌الان از اونجا بزن بیرون

454
00:26:16,416 --> 00:26:18,041
‫جلوش رو بگیرید! بگیریدش!

455
00:27:02,208 --> 00:27:03,500
‫هی

456
00:27:04,000 --> 00:27:06,457
‫اومده بیرون. یه آدرس فرستاده
‫که بریم به دیدنش

457
00:27:06,458 --> 00:27:08,582
‫خیلی‌خب. خوبه.
‫اما مشکل جدیدی داریم

458
00:27:08,583 --> 00:27:11,124
‫یکی از هشدارهایی
‫که گذاشتم، فعال شد

459
00:27:11,125 --> 00:27:14,082
‫داج، داون، الان وارد
‫فرودگاه اینچئون شدن

460
00:27:14,083 --> 00:27:15,874
‫با استفاده از هویت‌های جعلی‌ای
‫که توی لیست سازمان نیستن

461
00:27:15,875 --> 00:27:18,124
‫فقط به یه دلیل با هویت ناشناخته
‫پاشدن اومدن اینجا

462
00:27:18,125 --> 00:27:19,749
‫- آره، تا ما رو بکشن
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟

463
00:27:19,750 --> 00:27:21,750
‫- خودمون اول اونا رو بکشیم
‫- درسته

464
00:27:22,375 --> 00:27:23,416
‫جدی میگی؟

465
00:27:39,458 --> 00:27:41,582
‫چه تجهیزاتی می‌تونی جور کنی؟

466
00:27:41,583 --> 00:27:43,790
‫هر چیزی به جز
‫موشک‌های هدایت‌شونده

467
00:27:43,791 --> 00:27:46,332
‫همین‌الان می‌تونیم
‫دوتا کیف تاکتیکی برداریم

468
00:27:46,333 --> 00:27:48,332
‫پیدا کردن چیزهای سنگین‌تر
‫یکی دوز طول می‌کشه

469
00:27:52,416 --> 00:27:54,166
‫حتماً شوخیت گرفته!

470
00:27:57,708 --> 00:28:00,000
‫دست‌هاتون رو بذارید
‫جایی که ببینمشون!

471
00:28:00,916 --> 00:28:01,916
‫بده پایین

472
00:28:03,208 --> 00:28:05,749
‫هی، لستر.
‫اشتباه متوجه شدی

473
00:28:05,750 --> 00:28:08,624
‫- مدیر وست ما رو به عنوان پشتیبان فرستاده
‫- مزخرف نگو

474
00:28:08,625 --> 00:28:10,415
‫می‌دونیم اومدید ما رو بکشید

475
00:28:10,416 --> 00:28:13,957
‫پس قراره تا یه جایی بریم
‫و درمورد قدم بعدی حرف بزنیم

476
00:28:13,958 --> 00:28:14,874
‫پیاده شید!

477
00:28:14,875 --> 00:28:16,290
‫یالا، داون

478
00:28:16,291 --> 00:28:18,874
‫- پیاده شو!
‫- آسونه، داج. پیاده شو

479
00:28:18,875 --> 00:28:21,249
‫از عقب برو. اونطرف

480
00:28:21,250 --> 00:28:26,166
‫سربه‌سر آدم اشتباهی گذاشتید.
‫به کره خوش اومدید. بریم

481
00:28:26,916 --> 00:28:29,290
‫- یالا
‫- بریم کی‌پاپ ببینم و کباب بخوریم

482
00:28:29,291 --> 00:28:31,832
‫راه بیُفتین. یالا.
‫سوار ماشین کیا بشید

483
00:28:31,833 --> 00:28:34,707
‫اگه حرف من ارزشی داره،
‫متاسفم که این اتفاق برات افتاد

484
00:28:34,708 --> 00:28:35,916
‫ممنون

485
00:28:37,000 --> 00:28:40,332
‫می‌دونی، تمام مدتی که جِی داشت غر میزد
‫که فریب خورده و جاسوس شده،

486
00:28:40,333 --> 00:28:43,124
‫با خودم می‌گفتم
‫«عجب بچه‌ی پولدار احمقیه»

487
00:28:43,125 --> 00:28:45,999
‫اما الان کاملاً درک می‌کنم

488
00:28:46,000 --> 00:28:47,500
‫صبر کن

489
00:28:48,625 --> 00:28:52,707
‫نمی‌خوای من رو استخدام کنی که کارهای
‫خطرناک برای سی‌آی‌اِی بکنم، درسته؟

490
00:28:52,708 --> 00:28:54,540
‫نه، اون کار یه بخش دیگه‌ست

491
00:28:54,541 --> 00:28:57,207
‫اما برای تایید حرف‌های اوون،

492
00:28:57,208 --> 00:29:00,665
‫امروز رو فراموش کن، و اون رو هم
‫فراموش کن، این‌بار دیگه واقعاً فراموش کن

493
00:29:00,666 --> 00:29:02,499
‫آره، داشتم سعی می‌کردم
‫همین کار رو بکنم

494
00:29:02,500 --> 00:29:04,124
‫آره. دل کندن ازش سخته

495
00:29:04,125 --> 00:29:06,457
‫من که در مقابل جذابیتش
‫در امان نیستم

496
00:29:06,458 --> 00:29:07,582
‫وگرنه چطور میشه درک کرد

497
00:29:07,583 --> 00:29:10,457
‫که من ناخواسته تبدیل به نفر سوم
‫توی رابطه‌ی ناکارآمد شما شدم؟

498
00:29:10,458 --> 00:29:13,290
‫تو ازم استفاده کردی تا اون رو نجات بدم.
‫اون ازم استفاده کرد تا تو رو نجات بدم

499
00:29:13,291 --> 00:29:15,624
‫اما بعد از این، من دیگه نیستم.
‫و تو هم بهتره فاصله بگیری

500
00:29:15,625 --> 00:29:17,707
‫چون به نظر می‌رسه
‫آدم شایسته‌ی و شریفی هستی،

501
00:29:17,708 --> 00:29:19,916
‫این رو به بهترین
‫شکل ممکن میگم

502
00:29:20,583 --> 00:29:21,625
‫شماره‌م رو حذف کن

503
00:29:32,333 --> 00:29:35,124
‫بیخیال، کیچنز.
‫تو اینطور آدمی نیستی

504
00:29:35,125 --> 00:29:37,500
‫نیستم؟ حتماً فراموش کردی

505
00:29:38,000 --> 00:29:41,333
‫وقتی اون آدم‌کُش رو فرستادی
‫تا توی ورشو گلوم رو ببره،

506
00:29:42,166 --> 00:29:44,125
‫واقعاً احساساتم رو جریحه‌دار کردی

507
00:29:44,666 --> 00:29:45,583
‫درک می‌کنم

508
00:29:46,583 --> 00:29:50,000
‫اما پسر مهربون اجازه نمیده
‫اینطوری ما رو بکشی

509
00:29:50,583 --> 00:29:52,415
‫هنوز اصول اخلاقی داره

510
00:29:52,416 --> 00:29:54,250
‫آره، درست میگه، اصول دارم

511
00:29:55,458 --> 00:29:58,916
‫ولی فکر کنم توی ماشین جاش گذاشتم،
‫برم دنبالش بگردم

512
00:30:01,375 --> 00:30:02,208
‫صبر کن!

513
00:30:04,291 --> 00:30:06,332
‫نمی‌تونید ما رو بکشید
‫و قسر در برید

514
00:30:06,333 --> 00:30:08,332
‫‏۱۰۰ درصد می‌تونیم، داج

515
00:30:08,333 --> 00:30:11,500
‫سازمان فکر می‌کنه شما
‫توی موریس حصر شدید

516
00:30:12,083 --> 00:30:14,790
‫هیچکس نمیاد توی این
‫دره‌ی استان چانگبوک

517
00:30:14,791 --> 00:30:18,332
‫دنبال جسدهای شما بگرده

518
00:30:18,333 --> 00:30:22,125
‫لستر درست میگه.
‫با هویت جعلی وارد کره شدید

519
00:30:22,791 --> 00:30:23,708
‫به کسی چیزی نگفتید

520
00:30:25,208 --> 00:30:28,125
‫- راحت از بین می‌رید
‫- باشه! باشه

521
00:30:28,958 --> 00:30:31,625
‫متوجه‌ی پویایی قدرت شدم

522
00:30:33,333 --> 00:30:35,874
‫پس بیایید یه معامله‌ای بکنیم.
‫همیشه میشه معامله کرد

523
00:30:35,875 --> 00:30:38,957
‫دیگه خبری از پویایی قدرت
‫نیست، داون

524
00:30:38,958 --> 00:30:40,665
‫و دیگه‌ای معامله‌ای نمونده

525
00:30:40,666 --> 00:30:44,040
‫تو می‌خواستی ما رو بکشی،
‫و حالا دیگه گزینه‌ای برات نمونده

526
00:30:44,041 --> 00:30:46,041
‫تو چیزی نداری که ما بخوایمش

527
00:30:52,500 --> 00:30:53,541
‫خداحافظ، داون

528
00:31:10,500 --> 00:31:12,082
‫چه خبره؟
‫اونا دیگه کی‌ان؟

529
00:31:12,083 --> 00:31:14,036
‫کارمندهای سازمان
‫که می‌خواستن ما رو بکشن

530
00:31:14,037 --> 00:31:15,037
‫اومدن به کره
‫تا کارشون رو تموم کنن

531
00:31:15,250 --> 00:31:17,582
‫پس تجربه‌ی عملیاتی دارن؟

532
00:31:17,583 --> 00:31:19,832
‫نه. نه، اینا آدم‌هایی نیستن
‫که ازشون کمک بخوای

533
00:31:19,833 --> 00:31:23,415
‫خب، دیوار من الان روم خراب شد،
‫و به کمک نیاز داریم

534
00:31:23,416 --> 00:31:25,906
‫و توی موقعیتی نیستیم
‫که بتونیم انتخاب کنیم

535
00:31:25,907 --> 00:31:26,907
‫پس یه چیزی بذارید روی سرشون
‫و بیایید حرف بزنیم

536
00:31:29,833 --> 00:31:30,708
‫بهتون گفتم

537
00:31:31,833 --> 00:31:34,416
‫همیشه یه معامله‌ای میشه کرد

538
00:31:39,833 --> 00:31:41,499
‫‏۹ تا جون داری

539
00:31:41,500 --> 00:31:45,874
‫واقعاً فکر کردید می‌تونید یکی از
‫نیروهای من رو استخدام کنید و قسر در برید؟

540
00:31:45,875 --> 00:31:47,957
‫اوه، ماجرا از این قرار نیست

541
00:31:47,958 --> 00:31:52,166
‫نیروی شما، جنگ کیون کیم،
‫سازمان ما رو تهدید کرده

542
00:31:54,666 --> 00:31:57,957
‫اگه واقعاً اینطوره،
‫چرا به ما اطلاع ندادید؟

543
00:31:57,958 --> 00:32:01,540
‫اطلاعات کافی نداشتیم.
‫ممکن بود از اون به عنوان طعمه استفاده کنید

544
00:32:01,541 --> 00:32:03,207
‫می‌دونید؟ ببینید ما
‫طعمه رو می‌گیریم یا نه

545
00:32:03,208 --> 00:32:06,707
‫بعدش ما رو به زیر پا گذاشتن
‫قوانین ارتباطمون متهم می‌کردید

546
00:32:06,708 --> 00:32:08,207
‫مسخره‌ست

547
00:32:08,208 --> 00:32:11,296
‫رابطه‌ی ما با سی‌آی‌اِی
‫برامون خیلی ارزشمنده

548
00:32:11,297 --> 00:32:12,297
‫و از اونجور بازی‌هایی دوری می‌کنیم

549
00:32:15,000 --> 00:32:17,290
‫تهدید می‌کنه که
‫چه رازی رو فاش می‌کنه؟

550
00:32:17,291 --> 00:32:20,915
‫باشه، حالا می‌خواید تلاش کنید
‫ازش برای فهمیدن اسرار ما استفاده کنید؟

551
00:32:20,916 --> 00:32:24,749
‫نه، ما صرفاً در تلاشیم
‫اطلاعاتی کسب کنیم

552
00:32:24,750 --> 00:32:27,915
‫درمورد عملیاتی که مخفیانه
‫توی کشورمون انجام می‌دادید

553
00:32:27,916 --> 00:32:32,204
‫با احترام، ما آماده نیستیم در این لحظه
‫وارد جزئیات اطلاعاتی بشیم

554
00:32:32,205 --> 00:32:35,665
‫آماده‌اید درمورد هدف
‫این تهدید ادعایی صحبت کنید؟

555
00:32:35,666 --> 00:32:37,874
‫چه چیزی رو از سازمان
‫شما طلب می‌کنه

556
00:32:37,875 --> 00:32:40,290
‫در ازای حفظ اسرار شما؟

557
00:32:40,291 --> 00:32:43,582
‫بازم میگم، آماده نیستیم در این لحظه
‫وارد جزئیات بشیم

558
00:32:43,583 --> 00:32:44,916
‫قابل قبول نیست

559
00:32:45,541 --> 00:32:47,874
‫باید فوراً پرسنل‌تون رو احضار کنید

560
00:32:47,875 --> 00:32:50,499
‫و افسر من رو به سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی تحویل بدید

561
00:32:50,500 --> 00:32:52,749
‫هر دومون می‌دونیم
‫که به این راحتی نیست

562
00:32:52,750 --> 00:32:54,416
‫برای شما انگار این یه بازیه

563
00:32:55,000 --> 00:32:58,833
‫اما یه بازی نیست،
‫و رسماً دارم بهتون اطلاع میدم

564
00:32:59,458 --> 00:33:02,207
‫هیچ عملیات دیگه‌ای رو
‫اینجا انجام ندید،

565
00:33:02,208 --> 00:33:05,749
‫یا اشتراک‌گذاری اطلاعات
‫با شما رو کاملاً متوقف می‌کنیم

566
00:33:07,416 --> 00:33:10,957
‫به نظرم نیاز نیست
‫شرایط رو به اون سطح برسونیم

567
00:33:10,958 --> 00:33:13,707
‫دو ساعت فرصت دارید
‫که جزئیات عملیات‌تون رو بهمون بگید

568
00:33:13,708 --> 00:33:15,457
‫و افسر کیم رو تحویل بدید

569
00:33:15,458 --> 00:33:16,915
‫دو ساعت کافی نیست

570
00:33:16,916 --> 00:33:20,249
‫هنوز باید روی بعضی جزئیات کار کنیم،
‫حداقل ۱۲ ساعت زمان نیاز داریم

571
00:33:20,250 --> 00:33:21,832
‫‏۶ ساعت وقت دارید

572
00:33:26,000 --> 00:33:27,790
‫مدیر چو، کارم دارن
‫[ اوون هندریکس پشت خطه ]

573
00:33:27,791 --> 00:33:30,707
‫به مشاور کل خودم میگم
‫به مشاور کل تو زنگ بزنه

574
00:33:30,708 --> 00:33:33,749
‫بعد از اینکه تحلیل‌مون تموم شد
‫می‌تونن این بحث رو ادامه بدن

575
00:33:33,750 --> 00:33:34,916
‫خوشحال شدم

576
00:33:35,416 --> 00:33:37,291
‫کدوم گوری هستی؟

577
00:33:37,875 --> 00:33:40,707
‫مخفی شدیم، قربان.
‫تا قدم‌های بعدی رو مشخص کنیم

578
00:33:40,708 --> 00:33:42,290
‫قدم‌های بعدی‌ای وجود نداره،

579
00:33:42,291 --> 00:33:45,415
‫چون یه وضعیت ظریف رو به یه وضعیت
‫فاجعه و غیرقابل کنترل تبدیل کردی

580
00:33:45,416 --> 00:33:46,749
‫آره، یه جاهایی شکست خوردیم،

581
00:33:46,750 --> 00:33:48,915
‫اما نیازه بهتون یادآوری کنم
‫که اگه کاری نکنیم،

582
00:33:48,916 --> 00:33:50,332
‫تهدیدکننده اسرار دو دهه

583
00:33:50,333 --> 00:33:53,249
‫از سازمان رو فاش می‌کنه

584
00:33:53,250 --> 00:33:55,790
‫من رو فرستادید اینجا
‫تا مطمئنم بشم اون اتفاق نمی‌افته،

585
00:33:55,791 --> 00:33:58,415
‫و خبر خوب اینه که هنوز
‫یه مسیر به سمت پیروزی می‌بینم

586
00:33:58,416 --> 00:34:01,040
‫نه، نکن...
‫من رو فریب نده، هندریکس

587
00:34:01,041 --> 00:34:03,207
‫تنها هدف تو اینه
‫که خودت رو نجات بدی

588
00:34:03,208 --> 00:34:06,374
‫در این لحظه چطور ممکنه
‫یه راه به سمت پیروزی وجود داشته باشه؟

589
00:34:06,375 --> 00:34:10,249
‫ما قبلاً یه مخبر خیلی ارزشمند فرستادیم
‫تا ولادی‌وستوک رو بررسی کنه،

590
00:34:10,250 --> 00:34:12,749
‫چون می‌دونیم همسر تهدیدکننده رو
‫اونجا زندانی کردن

591
00:34:12,750 --> 00:34:15,249
‫حالا، به محض اینکه بفهمیم
‫دقیقاً کجا نگهش داشتن،

592
00:34:15,250 --> 00:34:17,249
‫می‌تونیم بریم اونجا
‫و نجاتش بدیم

593
00:34:17,250 --> 00:34:19,124
‫و پشتیبانی تاکتیکی می‌خوای؟

594
00:34:19,125 --> 00:34:21,957
‫می‌خوای به یه ماموریت مخفی
‫توی روسیه چراغ سبز بدم؟

595
00:34:21,958 --> 00:34:24,040
‫نشئه‌ای؟

596
00:34:24,041 --> 00:34:26,915
‫نه، قربان.
‫پشتیبانی تاکتیکی نمی‌خوام

597
00:34:26,916 --> 00:34:29,874
‫همین‌الانش هم یه تیم تاکتیکی دارم
‫که داون گیلبین رهبریشون می‌کنه

598
00:34:29,875 --> 00:34:31,874
‫آره، خب، گیلبین در حال حاضر
‫توی سواحل آفریقای جنوبی

599
00:34:31,875 --> 00:34:33,624
‫با گیره‌های کاغذ هنرش رو نشون میده

600
00:34:33,625 --> 00:34:35,875
‫نه. اون اینجاست، قربان

601
00:34:36,458 --> 00:34:39,332
‫اون کجاست؟
‫توی کره چه غلطی می‌کنه؟

602
00:34:39,333 --> 00:34:40,332
‫جواب نده

603
00:34:40,333 --> 00:34:42,500
‫رئیس نمی‌خواد بدونه

604
00:34:43,166 --> 00:34:45,249
‫ببینید، رؤسا، بیایید صادق باشیم

605
00:34:45,250 --> 00:34:47,751
‫من برای یه ماموریت
‫غیرممکن داوطلب شدم،

606
00:34:47,752 --> 00:34:50,331
‫و از تمام جهات اوضاع خرابه

607
00:34:50,332 --> 00:34:53,290
‫ولی هنوز... من می‌تونم
‫خط پایان رو ببینم

608
00:34:53,291 --> 00:34:55,874
‫حالا، برای اینکه با موفقیت
‫از خط بگذرم،

609
00:34:55,875 --> 00:34:57,832
‫باید تضمین‌های خاصی بهم بدید

610
00:34:57,833 --> 00:35:00,499
‫اصلاً توی جایگاهی نیستی که بخوای
‫بهمون فشار بیاری، آقای هندریکس

611
00:35:00,500 --> 00:35:01,582
‫اشتباه می‌کنید، قربان

612
00:35:01,583 --> 00:35:04,499
‫چون حتی ۱ درصد احتمال
‫موفقیت هم ارزش داره

613
00:35:04,500 --> 00:35:07,082
‫اصلا شما حاضرید
‫تخم چپتون رو بدید

614
00:35:07,083 --> 00:35:10,374
‫برای ۱ درصد شانس که
‫چندین ماه به جلسات سنا نرید

615
00:35:10,375 --> 00:35:13,833
‫و پوشش خبری سی‌اِن‌اِن
‫از رمز ارز مخفی سی‌آی‌اِی رو نبینید

616
00:35:23,708 --> 00:35:24,791
‫چی می‌خوای؟

617
00:35:26,291 --> 00:35:29,915
‫در ازادی موفقیت ۱۰۰ درصدی
‫توی ماموریت نجات

618
00:35:29,916 --> 00:35:31,875
‫و خنثی کردن تهدید...

619
00:35:34,208 --> 00:35:37,000
‫ازتون می‌خوام لستر کیچنز رو
‫بکنید رئیس مقر مسکو

620
00:35:37,583 --> 00:35:39,999
‫اون ریسک بزرگ شخصی
‫و حرفه‌ای رو قبول کرده

621
00:35:40,000 --> 00:35:41,332
‫چون من پاش رو
‫به این ماجرا باز کردم،

622
00:35:41,333 --> 00:35:43,624
‫و اگه موفق بشیم،
‫لایق یه جایزه‌ی بزرگه

623
00:35:45,708 --> 00:35:47,707
‫خب، حالا که دارم
‫نقش پری مهربون رو بازی می‌کنم،

624
00:35:47,708 --> 00:35:48,958
‫خودت چی می‌خوای؟

625
00:35:51,458 --> 00:35:53,040
‫فقط می‌خوام برگردم
‫به زندگی عادیم

626
00:35:54,541 --> 00:35:56,790
‫می‌خوام سی‌آی‌اِی رو ترک کنم
‫و گروه ضدجاسوسی بیخیالم بشه

627
00:35:56,791 --> 00:35:59,332
‫و سازمان سعی نکنه
‫آوازه‌ی من رو خراب کنه

628
00:35:59,333 --> 00:36:00,291
‫صبر کن

629
00:36:12,500 --> 00:36:13,625
‫اگه شکست بخوری چی؟

630
00:36:16,291 --> 00:36:17,750
‫اونوقت من رو انکار کنید

631
00:36:18,958 --> 00:36:20,000
‫من از دستورات سرپیچی کردم

632
00:36:21,666 --> 00:36:22,875
‫من و شما هیچوقت
‫همدیگه رو ندیدیم

633
00:36:30,625 --> 00:36:31,790
‫تمومش کنید

634
00:36:38,000 --> 00:36:40,374
‫باورم نمیشه
‫بهش چراغ سبز دادید

635
00:36:40,375 --> 00:36:42,582
‫به محض اینکه وارد
‫ولادی‌وستوک بشن...

636
00:36:42,583 --> 00:36:45,290
‫کار تا اونجا پیش نمیره

637
00:36:45,291 --> 00:36:48,040
‫سوئیچ مرگ تهدیدکننده رو پیدا کردیم

638
00:36:48,041 --> 00:36:50,250
‫یا بهتر بگم، مکانیزمی
‫که اون رو فعال می‌کنه

639
00:36:50,916 --> 00:36:53,624
‫هندریکس چندتا عکس
‫از خونه‌ی تهدیدکننده برامون فرستاد

640
00:36:53,625 --> 00:36:56,374
‫وقتی بچه‌ها اینا رو دیدن،
‫کنجکاو شدن

641
00:36:56,375 --> 00:36:58,665
‫اون تصاویر به یه سایت
‫شبکه‌ی اجتماعی منتهی شد

642
00:36:58,666 --> 00:37:00,290
‫که درمورد هنر طناب بود،

643
00:37:00,291 --> 00:37:02,666
‫اما توالی تصاویر
‫نمایش داده شده یه کده

644
00:37:03,333 --> 00:37:06,999
‫وقتی باهوش‌ها این کد رو بشکنن، می‌تونن
‫خاموشش کنن، تهدید رو غیرفعال کنن،

645
00:37:07,000 --> 00:37:10,708
‫و مشکل تهدیدکننده‌مون
‫برای همیشه تموم میشه

646
00:37:11,333 --> 00:37:13,998
‫و اگه روز حسابرسی

647
00:37:15,375 --> 00:37:17,708
‫تهدیدکننده‌مون کنار یکی
‫از نیروهای من باشه؟

648
00:37:19,500 --> 00:37:21,083
‫واقعاً می‌خوای جوابش رو بدم؟

649
00:37:25,500 --> 00:37:26,416
‫نه

650
00:37:29,416 --> 00:37:32,832
‫خیلی‌خب. معامله جور شد. حالا یه نقشه
‫می‌خوایم. دست‌هاشون رو باز کن

651
00:37:32,833 --> 00:37:36,166
‫- فکر بدیه
‫- رئیس جدید مقر مسکو این حرف رو می‌زنه

652
00:37:37,291 --> 00:37:38,999
‫- چه زری داری می‌زنی؟
‫- به همین سادگی

653
00:37:39,000 --> 00:37:40,220
‫اگه موفق بشیم،
‫اون جایگاه مال توئه

654
00:37:40,221 --> 00:37:42,039
‫حالا دست‌هاشون رو باز کن.
‫جنگ کیون درست میگه

655
00:37:42,291 --> 00:37:43,250
‫بهشون نیاز داریم

656
00:37:50,541 --> 00:37:51,374
‫خیلی‌خب

657
00:37:51,375 --> 00:37:54,124
‫خبر خوب اینه که می‌تونیم
‫یه معامله‌ای بکنیم

658
00:37:54,125 --> 00:37:56,040
‫ولی نمی‌تونید درمورد
‫شرایط مذاکره بکنید

659
00:37:56,041 --> 00:37:58,540
‫یا قبول می‌کنید یا قبول نمی‌کنید

660
00:37:58,541 --> 00:38:02,583
‫و اگه قبول نکنید، می‌فهمید
‫که سقوط به سمت مرگ چه حسی داره

661
00:38:04,791 --> 00:38:06,125
‫هر چی باشه قبوله

662
00:38:08,416 --> 00:38:09,541
‫قبوله

663
00:38:17,208 --> 00:38:19,374
‫همسرم توسط
‫یاکوزا دزدیده شده،

664
00:38:19,375 --> 00:38:21,874
‫و حالا اون رو توی
‫ولادی‌وستوک گروگان گرفتن

665
00:38:21,875 --> 00:38:24,624
‫یه مخبر رفته بفهمه
‫کجا نگهش داشتن

666
00:38:24,625 --> 00:38:28,250
‫کار شما اینه که یه تیم مستقل
‫جمع کنید و نجاتش بدید

667
00:38:29,916 --> 00:38:31,290
‫باید تنهاشون می‌ذاشتیم

668
00:38:31,291 --> 00:38:32,957
‫اگه ما نبودیم که می‌مردن

669
00:38:32,958 --> 00:38:35,457
‫خیلی خنده‌دار بود.
‫می‌تونی یه تیم جمع کنی یا نه؟

670
00:38:35,458 --> 00:38:38,415
‫می‌تونم به چند نفر زنگ بزنم،
‫اما رایگان کار نمی‌کنن

671
00:38:38,416 --> 00:38:40,999
‫عالیه. یه کیف پر از پول دارم

672
00:38:41,000 --> 00:38:42,874
‫برای انجام عملیات کافیه
‫و اگه موفق بشیم، بیش‌تر هم میشه

673
00:38:42,875 --> 00:38:46,415
‫باشه... اما تا وقتی ندونم
‫این دختر رو کجا نگه می‌دارن،

674
00:38:46,416 --> 00:38:48,415
‫نمی‌دونم ماموریت
‫قراره چطور باشه

675
00:38:48,416 --> 00:38:50,665
‫حدود شیش ساعت دیگه
‫یه بررسی اولیه بهمون گزارش میده

676
00:38:50,666 --> 00:38:54,750
‫وقتی سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫و پلیس دنبالمونن، ۶ ساعت دووم نمیاریم

677
00:38:55,250 --> 00:38:57,374
‫باید همین‌الان از کره خارج بشیم

678
00:38:57,375 --> 00:38:58,583
‫این دیگه درخواست زیادیه

679
00:38:59,083 --> 00:39:01,583
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫همه‌ی فرودگاه‌ها رو زیر نظر داره

680
00:39:02,125 --> 00:39:05,874
‫شما که یه منبع محلی ندارید
‫که بتونه یه قایق بهمون بده، ها؟

681
00:39:05,875 --> 00:39:09,166
‫آرپی‌چی بخواید، دارم.
‫قایق، نه

682
00:39:10,791 --> 00:39:12,583
‫من یکی رو می‌شناسم که قایق داره

683
00:39:17,500 --> 00:39:18,333
‫سلام، موتور خوبی داری

684
00:39:20,708 --> 00:39:22,166
‫اوون

685
00:39:23,125 --> 00:39:24,125
‫سلام

686
00:39:25,166 --> 00:39:27,790
‫داشتم نگران می‌شدم
‫که نکنه دیگه نبینمت

687
00:39:27,791 --> 00:39:29,040
‫آخه...

688
00:39:29,041 --> 00:39:31,790
‫الان دارم میرم سر کار،
‫اما می‌تونم مرخصی بگیرم

689
00:39:31,791 --> 00:39:34,124
‫نه. نه، نیازی نیست.
‫واقعاً نمی‌تونم زیاد بمونم

690
00:39:34,125 --> 00:39:37,499
‫و در واقع، من...
‫اومدم یه لطف بزرگی بهم بکنی

691
00:39:37,500 --> 00:39:40,832
‫در اصل یه معامله‌ی تجاریه

692
00:39:40,833 --> 00:39:42,915
‫بگیر

693
00:39:42,916 --> 00:39:45,124
‫باید قایق بابات رو
‫ازت قرض بگیرم

694
00:39:45,125 --> 00:39:49,207
‫مطمئنم نیست تا کِی می‌خوامش،
‫اما... همین‌الان می‌خوامش

695
00:39:49,208 --> 00:39:50,291
‫چی؟

696
00:39:51,583 --> 00:39:54,124
‫- پول زیادیه
‫- می‌دونم. احتمالاً ۶۰ یا ۷۰ هزاره

697
00:39:54,125 --> 00:39:55,832
‫فقط همینقدر توی جیب‌هام جا شد

698
00:39:55,833 --> 00:39:57,125
‫نمی‌فهمم

699
00:39:59,208 --> 00:40:01,374
‫پرونده‌ای که دارم روش کار می‌کنم
‫به یه مشکل بزرگ خورده

700
00:40:01,375 --> 00:40:03,249
‫و سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫دنبال من و دوست‌هامه

701
00:40:03,250 --> 00:40:05,500
‫ازت نمی‌خواستم این کار رو
‫بکنی، اما من...

702
00:40:06,041 --> 00:40:08,290
‫جون یه زنی توی خطره

703
00:40:08,291 --> 00:40:11,291
‫شوهرش همونیه
‫که توی بار بهم حمله کرد

704
00:40:12,791 --> 00:40:16,040
‫ببین، بعد از گرفتن تصمیمات بد
‫به دلایل اشتباه

705
00:40:16,041 --> 00:40:18,540
‫توی حرفه‌ی خیلی کوتاهم،
‫بالاخره این شانس رو دارم

706
00:40:18,541 --> 00:40:21,749
‫تا یه داستان عاشقانه رو درست کنم،
‫و باید انجامش بدم. من... من...

707
00:40:27,291 --> 00:40:28,291
‫ببخشید

708
00:40:30,791 --> 00:40:32,874
‫اشتباه کردم.
‫نباید می‌اومدم اینجا

709
00:40:32,875 --> 00:40:34,874
‫اصلاً حق ندارم چنین چیزی ازت بخوام

710
00:40:34,875 --> 00:40:37,915
‫و قطعاً حق ندارم تو رو
‫توی مشکلات خودم قاطی کنم

711
00:40:37,916 --> 00:40:38,999
‫نه. نه، اشکالی نداره

712
00:40:39,000 --> 00:40:40,625
‫اشکال داره

713
00:40:41,916 --> 00:40:44,415
‫همیشه همین کار رو می‌کنم، باشه؟
‫وارد یه دردسر میشم، و...

714
00:40:44,416 --> 00:40:47,874
‫قاطی کردن بقیه رو توجیه می‌کنم
‫تا کمکم کنن از دردسر خارج بشم

715
00:40:47,875 --> 00:40:50,874
‫من یه آدم بالغم، اوون،
‫که توانایی تصمیم‌گیری دارم

716
00:40:50,875 --> 00:40:55,791
‫اگه بخوام کمکت کنم، کمک می‌کنم.
‫اگه نخوام، میگم برو گورت رو گم کن

717
00:40:56,416 --> 00:40:59,875
‫به شرطی که باهام صادق باشی،
‫تصمیماتم رو خودم گرفتم

718
00:41:01,458 --> 00:41:03,583
‫این چند سال اخیر خیلی بیچاره بودم

719
00:41:04,291 --> 00:41:07,291
‫خسته، گم‌شده، تنها

720
00:41:08,041 --> 00:41:11,333
‫و یهویی تو پیدات شد،
‫و دوباره حس زنده بودن کردم

721
00:41:13,791 --> 00:41:17,041
‫و... حالا می‌خوای
‫تا ابد ناپدید بشی؟

722
00:41:23,291 --> 00:41:24,291
‫می‌تونی قایق رو ببری

723
00:41:25,958 --> 00:41:26,999
‫اما منم میام

724
00:41:27,000 --> 00:41:29,541
‫به یه ماجراجویی نیاز دارم

725
00:41:31,375 --> 00:41:32,541
‫ممنونم

726
00:41:33,416 --> 00:41:34,583
‫باشه؟ واقعاً میگم

727
00:41:36,125 --> 00:41:41,540
‫اما این یه ماجراجویی نیست، و من...
‫من راه‌حل خستگی تو نیستم

728
00:41:41,541 --> 00:41:46,290
‫من تصمیم بدی‌ام که می‌گیریش
‫و با خالکوبی صورت یا حبس تموم میشه

729
00:41:46,291 --> 00:41:47,790
‫شرط من همینه

730
00:41:47,791 --> 00:41:50,041
‫یا قبول کن یا قبول نکن

731
00:41:52,000 --> 00:41:53,832
‫آه... باید موتورت رو قرض بگیرم

732
00:41:53,833 --> 00:41:55,707
‫- قبول کردی؟
‫- نه، نکردم

733
00:41:57,666 --> 00:41:58,540
‫لعنتی!

734
00:41:58,541 --> 00:42:00,499
‫آره! آره!

735
00:42:00,500 --> 00:42:01,791
‫یالا! بیا!

736
00:42:02,500 --> 00:42:04,415
‫بلدی موتور برونی؟

737
00:42:04,416 --> 00:42:05,833
‫یه‌کمی

738
00:42:11,083 --> 00:42:12,790
‫گنندش بزنن

739
00:42:14,500 --> 00:42:15,875
‫باید فرار کنیم

740
00:42:17,583 --> 00:42:20,415
‫نه، موتور رو می‌خوایم.
‫با پا نمی‌تونیم فرار کنیم

741
00:42:26,750 --> 00:42:27,749
‫لعنتی

742
00:42:44,208 --> 00:42:49,208
‫♪ Youth Without Youth - Galaxy Express ♪

743
00:43:04,333 --> 00:43:06,708
‫مواظب باشید! شرمنده!

744
00:43:12,666 --> 00:43:14,041
‫از سر راه برید کنار!

745
00:43:22,875 --> 00:43:24,791
‫مراقب باشید! هی!

746
00:43:33,750 --> 00:43:35,375
‫وای! اوه!

747
00:43:36,333 --> 00:43:37,208
‫شرمنده!

748
00:43:41,291 --> 00:43:43,249
‫ببخشید! از سر راه برید کنار!

749
00:43:44,416 --> 00:43:46,916
‫- گندش بزنن!
‫- عجله کن!

750
00:43:47,666 --> 00:43:49,082
‫دارم تلاشم رو می‌کنم

751
00:43:54,625 --> 00:43:56,125
‫هی! بمون!

752
00:43:59,333 --> 00:44:00,291
‫مراقب باشید!

753
00:44:09,000 --> 00:44:10,790
‫چی توی کیفت داری؟

754
00:44:10,791 --> 00:44:12,082
‫چی؟ چرا؟

755
00:44:12,083 --> 00:44:13,666
‫باید سرعتش رو کم کنیم

756
00:44:14,333 --> 00:44:16,415
‫آه... فقط یه بطری دارم

757
00:44:16,416 --> 00:44:17,458
‫پرتابش کن!

758
00:44:24,125 --> 00:44:26,665
‫- هورا!
‫- ایول!

759
00:45:01,500 --> 00:45:05,582
‫خیلی‌خب. دوست دارم معرفی کنم،
‫اما همه از اسم‌های مستعار استفاده می‌کنن

760
00:45:05,583 --> 00:45:08,124
‫و اگه بخوام راستش رو بگم،
‫اسم‌هاشون یادم نیست

761
00:45:08,125 --> 00:45:11,082
‫پس... این گنده‌بکه،
‫اونم جِی‌داگه

762
00:45:11,083 --> 00:45:12,499
‫آره. این کار رو نمی‌کنیم

763
00:45:12,500 --> 00:45:15,582
‫من یو جین‌ام.
‫بعداً می‌ریم سراغ اسم‌ها

764
00:45:15,583 --> 00:45:18,207
‫اول باید بدونم کی
‫کار توی قایق رو بلده؟

765
00:45:18,208 --> 00:45:19,832
‫چون خدمه نداریم

766
00:45:27,041 --> 00:45:32,041
‫♪ My Time Is Now - Future Royalty ♪

767
00:45:32,083 --> 00:45:34,457
‫من یه‌کمی درمورد
‫قایق‌های بادبانی می‌دونم

768
00:45:34,458 --> 00:45:37,457
‫من بیش‌تر طرفدار ناو هواپیمابرم،
‫اما سریع یادگیر می‌گیرم

769
00:45:37,458 --> 00:45:40,374
‫خوبه

770
00:45:40,375 --> 00:45:44,000
‫بهتره راه بیُفتیم.
‫باید بریم توی آب‌های آزاد

771
00:45:48,416 --> 00:45:49,999
‫نمی‌دونستم اون هم قراره بیاد

772
00:45:51,875 --> 00:45:54,165
‫با سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫یه برخورد کوتاهی داشتیم

773
00:45:56,263 --> 00:45:58,707
‫وضعیت داغونی بود

774
00:46:04,125 --> 00:46:08,375
‫تازه... اگه خودش نمی‌اومد
‫قایق رو بهمون نمی‌داد، پس...

775
00:46:09,416 --> 00:46:10,833
‫چقدر پول بهش دادی؟

776
00:46:12,166 --> 00:46:13,290
‫- حدود ۶۰ هزار
‫- خیلی‌خب

777
00:46:13,291 --> 00:46:15,790
‫می‌دونی وقتی یه بسته
‫پول از توی اون درمیاری،

778
00:46:15,791 --> 00:46:17,457
‫یه بسته‌ی دیگه خودبه‌خود
‫داخلش به وجود نمیاد؟

779
00:46:17,458 --> 00:46:19,457
‫آره، احمق نیستم

780
00:46:19,458 --> 00:46:23,499
‫وقتی کارمون تموم بشه،
‫یا همه‌مون مُردیم، یا قهرمانیم

781
00:46:23,500 --> 00:46:26,165
‫پس در هر صورت...
‫پول زیاد مهم نیست

782
00:46:26,166 --> 00:46:27,374
‫دست بهم نزن

783
00:46:41,750 --> 00:46:43,374
‫بریم همسرت رو نجات بدیم

784
00:46:43,398 --> 00:46:53,398
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

785
00:47:03,422 --> 00:47:13,422
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

