﻿1
00:00:05,690 --> 00:00:10,663
‫[این قسمت حاوی موضوع خودکشی می‌باشد]
‫[احتیاط بیننده توصیه می‌شود]

2
00:00:11,663 --> 00:00:14,667
‫[یک سال قبل]

3
00:00:14,691 --> 00:00:22,691
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:22,715 --> 00:00:30,715
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

5
00:00:30,716 --> 00:00:38,716
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

6
00:00:44,420 --> 00:00:47,964
‫اومدی، عزیزم.

7
00:00:47,965 --> 00:00:51,802
‫ممنونم، ممنونم.

8
00:00:56,682 --> 00:00:58,809
‫استراحت کن.

9
00:01:12,490 --> 00:01:16,075
‫این به‌خاطر هر بلاییه که سر من آوردی.

10
00:01:16,076 --> 00:01:20,247
‫امیدوارم توی جهنم بپوسی.

11
00:02:00,313 --> 00:02:03,150
‫[برف و بوران - قسمت دوم]

12
00:02:11,340 --> 00:02:16,094
‫دو روز پیش، تک‌تک شما شاهد یک قتل بودین.

13
00:02:16,095 --> 00:02:17,346
‫می‌خوام وقتی سوت زدم...

14
00:02:18,180 --> 00:02:22,934
‫برین به جایگاهی که روز
‫مسابقه‌ی کرلینگ کریسمس بودین...

15
00:02:22,935 --> 00:02:26,104
‫در همون لحظه‌ای که امتیاز گرفته شد.

16
00:02:26,105 --> 00:02:28,816
‫این کار واقعا لازمه؟

17
00:02:35,990 --> 00:02:39,216
‫چطور نگاه کردن به آدمایی
‫که ایستادن به ما کمک می‌کنه؟

18
00:02:39,240 --> 00:02:40,411
‫فقط همین نیست.

19
00:02:43,706 --> 00:02:46,708
‫کمکش نکن. رئیس فکر می‌کنه
‫ارزشش رو داره که نگه‌اش داریم.

20
00:02:46,709 --> 00:02:49,086
‫نگرانی که اون شغل تو رو بگیره؟

21
00:02:49,670 --> 00:02:53,214
‫- تو یه مرد سفیدپوست میانسالی.
‫- آره.

22
00:02:53,215 --> 00:02:55,175
‫دیگه داری می‌رسی به آخر خط.

23
00:02:59,513 --> 00:03:01,139
‫تو نباید این‌جا باشی.

24
00:03:01,140 --> 00:03:04,768
‫بهش گفتم، اما کری اصرار کرد.

25
00:03:05,311 --> 00:03:08,480
‫- من باید بدونم کی مادرم رو کشته.
‫- باشه.

26
00:03:10,900 --> 00:03:13,318
‫تو اون‌جا نبودی. پایین‌تر بودی.

27
00:03:13,319 --> 00:03:15,738
‫حق با اونه. تو اون‌جا نبودی.

28
00:03:19,450 --> 00:03:22,077
‫تو هم این‌جا نبودی.
‫چه کار می‌کنی؟

29
00:03:22,786 --> 00:03:23,913
‫سر جایگاهتون قرار بگیرین.

30
00:03:31,545 --> 00:03:34,589
‫- خانم‌ها، دقیقا این‌جا بودین؟
‫- بله.

31
00:03:34,590 --> 00:03:37,675
‫- و شما اصلا چیزی ندیدین؟
‫- ما داشتیم بی رو تماشا می‌کردیم.

32
00:03:37,676 --> 00:03:41,889
‫صدای نزدیک‌شدن کسی رو
‫قبل از قتل نشنیدین؟

33
00:03:42,473 --> 00:03:45,601
‫بذار بی کارش رو بکنه
‫خودت می‌بینی چی میشه.

34
00:03:48,270 --> 00:03:50,564
‫- آفرین بی.
‫- آره. زودباش.

35
00:03:54,318 --> 00:03:55,694
‫آفرین، بی.

36
00:04:06,288 --> 00:04:10,668
‫یه نفر کابل ژنراتور رو به صندلی سی‌سی
‫متصل کرده.

37
00:04:11,377 --> 00:04:14,421
‫- بدون این‌که دیده بشه یا کسی صداشو بشنوه؟
‫- تو دیدی که من این کارو کردم؟

38
00:04:14,964 --> 00:04:16,547
‫وقتی همه مطلع شدن...

39
00:04:16,548 --> 00:04:20,009
‫اون ممکنه کابل رو برداشته باشه
‫و توی برف دفن کرده باشه.

40
00:04:20,010 --> 00:04:22,804
‫فکر می‌کردم بدون دیده شدن
‫چنین چیزی غیرممکنه.

41
00:04:22,805 --> 00:04:26,224
‫و می‌تونیم احتمال این‌که قاتل یه نفر بوده
‫رو منتفی کنیم، اما نمی‌تونیم.

42
00:04:26,225 --> 00:04:29,186
‫کاملا ممکنه که یه نفر
‫تنها اقدام کرده باشه.

43
00:04:30,020 --> 00:04:34,650
‫قاتل یا چند قاتل دقیق لحظه‌ی عمل
‫رو انتخاب کردن،

44
00:04:35,234 --> 00:04:38,237
‫وقتی که توجه همه به مسابقه‌ی کرلینگ بوده.

45
00:04:38,612 --> 00:04:40,739
‫اونا می‌دونستن بی امتیاز می‌گیره.

46
00:04:41,865 --> 00:04:45,452
‫و میدونستن این همون حواس‌پرتی
‫هست که بهش نیاز دارن.

47
00:04:46,203 --> 00:04:48,831
‫اونا تماشا کردن. صبر کردن.

48
00:04:49,832 --> 00:04:53,793
‫و وقتی که سی‌سی دستکش‌هاشو
‫درآورد کابل برق رو متصل کردن.

49
00:04:53,794 --> 00:04:56,337
‫اما از کجا می‌دونستن که اون
‫دستکشش رو در میاره؟

50
00:04:56,338 --> 00:04:58,340
‫نذارید از جلوی چشمتون دور بشه.

51
00:05:03,137 --> 00:05:06,140
‫شوهر سی‌سی، ریچاد لایون،
‫توی خانواده‌ی ثروتمندی به دنیا اومده...

52
00:05:06,265 --> 00:05:11,103
‫نیازی به شغل نداشته اما چندین حق اختراع
‫برای لوازم برقی ثبت کرده.

53
00:05:11,520 --> 00:05:13,939
‫پس میدونه چطور مدارهای برقی کار می‌کنن؟

54
00:05:14,773 --> 00:05:19,027
‫آره، پس شاید صندلی برقی
‫ایده‌ی لایون بوده.

55
00:05:19,028 --> 00:05:22,613
‫مامور نیکول، سابقه‌ی مالی
‫ریچارد رو چک کن.

56
00:05:22,614 --> 00:05:25,450
‫اون ثروتمند به دنیا اومده،
‫اما ببین چه‌قدر پول براش مونده.

57
00:05:25,451 --> 00:05:27,161
‫همین الان میرم سراغش، قربان.

58
00:05:39,882 --> 00:05:42,133
‫سابقه‌ی دیگه‌ای از سی‌سی د پوتیه
‫پیدا نکردیم؟

59
00:05:42,134 --> 00:05:46,095
‫من سعی می‌کنم بفهمم والدینش کی بودن.
‫اما هیچی پیدا نمی‌کنم.

60
00:05:46,096 --> 00:05:47,847
‫یه نفر باید بدونه.

61
00:05:47,848 --> 00:05:49,975
‫اون اسم کتابش رو "آروم باش" گذاشته.

62
00:05:50,601 --> 00:05:52,894
‫شاید یه ارتباطی با اون
‫مرکز فرهنگی داشته باشه.

63
00:05:52,895 --> 00:05:54,229
‫یا با بی‌ میر.

64
00:06:13,874 --> 00:06:16,293
‫- صبح بخیر، بی.
‫- سلام،‌ رئیس.

65
00:06:17,711 --> 00:06:20,214
‫- چای میل داری؟
‫- عالیه.

66
00:06:30,516 --> 00:06:32,975
‫سی‌سی یه سیستم اعتقادی کامل رو...

67
00:06:32,976 --> 00:06:36,437
‫بر اساس تزئینات کریسمسی که
‫مادرش انجام میداده ساخته؟

68
00:06:36,438 --> 00:06:39,982
‫پس کتابش رو خوندی؟
‫یه مشت چرت و پرت.

69
00:06:39,983 --> 00:06:43,569
‫اگه طبق اعتقادات اون زندگی کنی
‫و احساساتت رو درونت حبس کنی...

70
00:06:43,570 --> 00:06:46,697
‫باعث میشه آسیب روانی جدی بهت وارد شه.

71
00:06:46,698 --> 00:06:49,033
‫معلومه که مادرش خیلی براش مهم بوده.

72
00:06:49,034 --> 00:06:50,409
‫یا نبوده.

73
00:06:50,410 --> 00:06:52,037
‫تو میدونی اون کیه؟

74
00:06:52,621 --> 00:06:56,958
‫به نظر من سی‌سی کسی نبود که
‫به کسی جز خودش اهمیت بده.

75
00:06:56,959 --> 00:06:59,877
‫- پس از اون خوشت نمیومد؟
‫- من خیلی کم می‌شناختمش.

76
00:06:59,878 --> 00:07:03,756
‫آدمای زیادی به دلایل مختلفی
‫به تری‌پاینز میان.

77
00:07:03,757 --> 00:07:08,637
‫سه درخت کاج که نزدیک هم
‫کاشته شدن نشونه‌ی یه پناهگاهه.
‫[تری پاینز = سه درخت کاج]

78
00:07:10,055 --> 00:07:12,891
‫شاید این چیزیه که سی‌سی دنبالش بوده.

79
00:07:14,226 --> 00:07:16,311
‫ولی چیز دیگه‌ای پیدا کرده.

80
00:07:19,967 --> 00:07:22,093
‫[آروم باش و بدون که من این‌جا هستم]

81
00:07:22,901 --> 00:07:24,319
‫اون اینو ازت دزدیده؟

82
00:07:25,362 --> 00:07:27,239
‫این از انجیله، مگه نه؟

83
00:07:31,201 --> 00:07:33,912
‫- تو مسیحی هستی؟
‫- نه.

84
00:07:34,454 --> 00:07:38,082
‫مدرسه‌ی شبانه‌روزی باعث شد
‫از این زده بشم.

85
00:07:38,083 --> 00:07:40,460
‫این فقط یه هدیه از طرف یه دوسته.

86
00:07:40,586 --> 00:07:42,545
‫پس اصلا بهش باور نداری؟

87
00:07:42,546 --> 00:07:47,634
‫چرا، من به روح اعتقاد دارم.
‫من به طبیعت اعتقاد دارم.

88
00:07:48,760 --> 00:07:51,638
‫و من باور دارم همه‌ی ما
‫به هم مرتبط هستیم، اما...

89
00:07:52,431 --> 00:07:57,603
‫دین سازمان‌یافته باعث کشته و معلول شدن
‫خیلی از مردمم شده.

90
00:07:59,188 --> 00:08:01,689
‫- تو چی؟
‫- وقتی من توی کمبریج انگلیس بودم،

91
00:08:01,690 --> 00:08:04,275
‫هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم.

92
00:08:04,276 --> 00:08:07,778
‫آواز خوندن باعث میشد احساس
‫آرامش عمیقی بکنم.

93
00:08:07,779 --> 00:08:12,576
‫اما از اون موقع، به یه کلیسا یا یه کشیش
‫نیازی ندارم که به خدا احساس نزدیکی بکنم.

94
00:08:15,621 --> 00:08:18,080
‫تو این پر رو انداختی؟

95
00:08:18,081 --> 00:08:19,875
‫بله، ممنون.

96
00:08:21,293 --> 00:08:24,171
‫میدونی، پرنده‌ی جیجاق آبی
‫نماد شفافیته.

97
00:08:26,757 --> 00:08:28,258
‫من اینو با خودم حمل می‌کنم.

98
00:08:29,218 --> 00:08:30,636
‫منو یاد یه نفر میندازه.

99
00:08:31,386 --> 00:08:34,139
‫همه‌ی ما یه چیزی رو با خودمون حمل می‌کنیم،
‫مگه نه؟

100
00:08:39,519 --> 00:08:41,938
‫"آروم باش و بدون که من این‌جا هستم."

101
00:08:41,939 --> 00:08:45,900
‫نه اشتباهه. درستش اینه.
‫"ثابت باش و بدون که من خدا هستم."

102
00:08:45,901 --> 00:08:47,360
‫کتاب مزامیر بخش ۴۶ آیه‌ی ۱۰.

103
00:08:47,361 --> 00:08:51,822
‫می‌فهمم که چرا کلمه‌ی خدا جایگزین شده،
‫اما چرا "ثابت" با "آروم" جایگزین شده؟

104
00:08:51,823 --> 00:08:54,201
‫به نظر میاد عمدی باشه.

105
00:08:54,326 --> 00:08:56,286
‫کاش این‌جا بودی.

106
00:08:58,789 --> 00:09:01,291
‫- پیر زنگ زده، باید جواب بدم.
‫- آرماند؟

107
00:09:02,376 --> 00:09:05,253
‫- امشب میای خونه؟
‫- کاش می‌تونستم بیام.

108
00:09:05,254 --> 00:09:07,505
‫- کاش می‌تونستی.
‫- عاشقتم، عزیزم.

109
00:09:07,506 --> 00:09:08,548
‫باشه.

110
00:09:09,258 --> 00:09:10,968
‫خداحافظ.

111
00:09:11,885 --> 00:09:14,929
‫- پیر؟
‫- سلام، آرماند. فکر کردم اینو بخوای بدونی.

112
00:09:14,930 --> 00:09:19,351
‫مامان بلو تو ریورز به مونترال برگشته
‫و بیرون مرکز پلیس کبک هست.

113
00:09:23,438 --> 00:09:25,190
‫الان عکسش رو برات فرستادم.

114
00:09:32,155 --> 00:09:33,865
‫یه چیزی جور در نمیاد.

115
00:09:35,200 --> 00:09:39,287
‫اون خانواده باور نمی‌کنه که بلو
‫برای پرسیدن حال بچه‌اش زنگ نزنه.

116
00:09:39,288 --> 00:09:41,247
‫میشه دوباره اطلاعات رو چک کنی؟

117
00:09:41,248 --> 00:09:44,792
‫یه چیز قطعی پیدا کنی که بتونم
‫خیال مادرش رو راحت کنم؟

118
00:09:44,793 --> 00:09:49,047
‫- البته. هر چیزی که بخوای حله.
‫- ممنون، پیر.

119
00:09:53,302 --> 00:09:56,138
‫میسی دوباره توی این سرما
‫بیرون نشسته.

120
00:09:56,972 --> 00:09:59,433
‫اون نمی‌تونه قبول کنه که
‫بلو فرار کرده.

121
00:10:00,100 --> 00:10:01,601
‫می‌تونی سرزنشش کنی؟

122
00:10:02,978 --> 00:10:04,937
‫من همه‌اش در مورد اون کت فکر می‌کنم.

123
00:10:04,938 --> 00:10:07,399
‫برای بلو و تامی حکم بازداشت صادر شده.

124
00:10:07,524 --> 00:10:10,818
‫اگه بتونیم پیداشون کنیم،
‫خانواده‌اش راحت میشن.

125
00:10:10,819 --> 00:10:13,946
‫- اگه حق با کارا باشه چی؟
‫- تو عکس رو دیدی.

126
00:10:13,947 --> 00:10:15,449
‫هیچ راهی برای مطمئن شدن نیست.

127
00:10:16,199 --> 00:10:17,367
‫میدونم، اما...

128
00:10:18,535 --> 00:10:19,953
‫اون یه کت جین بود.

129
00:10:20,579 --> 00:10:23,873
‫من کت جین خودمو از
‫بهار تا تابستون می‌پوشم،

130
00:10:23,874 --> 00:10:27,001
‫شاید پاییز بپوشمش،
‫میدونی کی هیچ‌وقت نمی‌پوشمش؟

131
00:10:27,002 --> 00:10:29,171
‫ماه دسامبر توی نیویورک.

132
00:10:30,756 --> 00:10:32,257
‫گزارش پزشکی قانونی سی‌سی.

133
00:10:34,926 --> 00:10:36,427
‫ژان‌گی هنوز برنگشته؟

134
00:10:36,428 --> 00:10:39,473
‫نه، فکر می‌کنم هنوز
‫خونه‌ی سال پتروف رو زیر نظر داره.

135
00:11:41,701 --> 00:11:42,869
‫این چیه؟

136
00:11:48,166 --> 00:11:50,292
‫طبق گزارش پزشکی قانونی،

137
00:11:50,293 --> 00:11:54,714
‫سی‌سی د پوتیه ۲۰ برابر حد معمول
‫توی خونش نیاسین بوده.

138
00:11:55,298 --> 00:11:59,886
‫- نیاسین؟ منظورت ویتامین ب۳ هست؟
‫- ظاهرا برای سم‌زدایی ازش استفاده میشه.

139
00:12:00,011 --> 00:12:02,888
‫یه دوز بالا از این باعث میشه
‫که حسابی داغ کنی.

140
00:12:02,889 --> 00:12:04,765
‫به قدری داغ کنی که دستکشت رو در بیاری؟

141
00:12:04,766 --> 00:12:09,062
‫یه نفر حدود نیم ساعت قبل مرگش
‫نیاسین رو توی نوشیدنیش ریخته.

142
00:12:12,607 --> 00:12:14,317
‫این یه قتل بی‌نقصه.

143
00:12:15,735 --> 00:12:19,029
‫وقتی اون صندلی متصل به برق بشه
‫طولی نمی‌کشه که اون میمیره.

144
00:12:19,030 --> 00:12:22,533
‫این‌که سی‌سی دستکشش رو در بیاره
‫آخرین قسمت نقشه بود.

145
00:12:22,534 --> 00:12:25,619
‫در مورد والدین سی‌سی به جایی رسیدی؟

146
00:12:25,620 --> 00:12:29,540
‫هیچ گواهی تولدی به اسم
‫سیسیلیا د پوتیه نیست.

147
00:12:29,541 --> 00:12:31,834
‫انگار اون اصلا وجود نداره.

148
00:12:31,835 --> 00:12:36,839
‫توی کتابش میگه که والدینش فرانسوی هستن،
‫النور و آنری د پوتیه.

149
00:12:36,840 --> 00:12:40,301
‫من با دفتر پلیس پاریس تماس گرفتم...

150
00:12:40,302 --> 00:12:45,223
‫و اونا گفتن که "لطفا با مزاحمت‌های مسخره
‫وقت ما رو نگیرین."

151
00:12:48,101 --> 00:12:51,937
‫النور د پوتیه اسم واقعی النور آکیتن بود.

152
00:12:51,938 --> 00:12:55,566
‫اون یکی از ثروتمندترین و
‫قدرتمندترین زنان اروپا بود.

153
00:12:55,567 --> 00:12:57,443
‫با آنری ازدواج کرد.

154
00:12:57,444 --> 00:13:01,490
‫اونا در طی جنگ‌های صلیبی
‫پادشاه و ملکه‌ی فرانسه بودن.

155
00:13:03,033 --> 00:13:04,879
‫پس اون در مورد
‫والدینش دروغ گفته؟

156
00:13:04,903 --> 00:13:07,620
‫مگر این‌که ۸۰۰ سال
‫پیش به دنیا اومده باشه.

157
00:13:07,621 --> 00:13:10,248
‫خب، انگار خوب همه رو سر کار گذاشته.

158
00:13:12,626 --> 00:13:15,754
‫برای همین پاریس فکر می‌کرد
‫من یه احمق به تمام معنا هستم.

159
00:13:19,299 --> 00:13:24,970
‫چرا باید در مورد والدینش دروغ بگه؟
‫چرا باید والدین خیالی اختراع کنه...

160
00:13:24,971 --> 00:13:25,984
‫که از تاریخ دزدیده شده.

161
00:13:26,008 --> 00:13:28,225
‫شاید والدین واقعیش به
‫اندازه‌ی کافی خوب نبودن.

162
00:13:33,980 --> 00:13:34,981
‫سلام.

163
00:13:40,487 --> 00:13:43,155
‫چرا سعی کردی این عکس‌ها رو نابود کنی؟

164
00:13:43,156 --> 00:13:45,866
‫فکر می‌کنم این عکس‌ها
‫برای کتاب گرفته نشده.

165
00:13:45,867 --> 00:13:48,577
‫تو می‌خواستی با اونا
‫از سی‌سی اخاذی کنی؟

166
00:13:48,578 --> 00:13:51,789
‫نه. من هیچ‌وقت چنین کاری با سی‌سی نمی‌کنم.

167
00:13:51,790 --> 00:13:56,544
‫اونا عکسای شخصی بودن. برای خودمون دو تا.
‫و حالا تنها چیزایی هستن که برام مونده.

168
00:13:56,545 --> 00:13:59,588
‫می‌دونستم اگه توی فایل‌هام بگردین
‫اونا رو پیدا می‌کنین.

169
00:13:59,589 --> 00:14:01,674
‫من نمی‌خواستم همسرم بفهمه.

170
00:14:01,675 --> 00:14:04,385
‫شاید دیگه عاشقش نباشم
‫اما بهش احترام میذارم.

171
00:14:04,386 --> 00:14:07,179
‫مردایی که با زنای دیگه می‌خوابن
‫به همسرانشون احترام نمیذارن.

172
00:14:07,180 --> 00:14:08,765
‫اونا وقت زن‌هاشون رو میدزدن.

173
00:14:11,101 --> 00:14:13,727
‫این‌ها عکس‌هایی هست که در طی
‫مسابقه‌ی کرلینگ گرفتی.

174
00:14:13,728 --> 00:14:15,145
‫خیلی عکس گرفتی.

175
00:14:15,146 --> 00:14:17,816
‫چرا اینا توی فلشی نبودن
‫که به ما دادی؟

176
00:14:18,400 --> 00:14:19,650
‫چون خوب نشده بودن.

177
00:14:19,651 --> 00:14:22,571
‫ما نمی‌خواستیم با اونا
‫نمایشگاه بزنیم.

178
00:14:26,074 --> 00:14:29,618
‫- این چیه؟
‫- این ریچارده که داره به سی‌سی قهوه میده.

179
00:14:29,619 --> 00:14:31,996
‫- ریچارد به سی‌سی اون قهوه رو داده؟
‫- آره.

180
00:14:31,997 --> 00:14:33,831
‫این آخرین عکس بود؟

181
00:14:33,832 --> 00:14:37,293
‫- گفتم که دارین وقتتون رو تلف می‌کنین.
‫- تو از سی‌سی...

182
00:14:37,294 --> 00:14:39,336
‫- در طی مسابقه‌ی کرلینگ عکس نگرفتی؟
‫- نه.

183
00:14:39,337 --> 00:14:41,798
‫- اون مشغول یه کار دیگه بود.
‫- آره.

184
00:14:42,966 --> 00:14:47,012
‫سعی می‌کردم یه فکری به حال
‫دل شکسته‌ام بکنم. اون گفت رابطه‌مون تمومه.

185
00:14:48,013 --> 00:14:50,223
‫می‌دونی والدین سی‌سی کی هستن؟

186
00:14:50,849 --> 00:14:55,270
‫آره، سی‌سی خیلی درگیر مادرش بود.
‫در حدی که میشد بگم از اون متنفر بود.

187
00:14:56,021 --> 00:14:59,565
‫- میدونی چرا؟
‫- به من گفت که اون زن یه هیولا بود.

188
00:14:59,566 --> 00:15:01,192
‫گفت که اونو شکنجه می‌کرده.

189
00:15:02,152 --> 00:15:05,071
‫تک تک لحظات کودکیش رو جهنم می‌کرده.

190
00:15:08,992 --> 00:15:12,829
‫اما من اون دختر کوچیکی رو دیدم
‫که گیر افتاده...

191
00:15:15,081 --> 00:15:17,292
‫و باعث شد بیشتر عاشقش بشم.

192
00:15:19,502 --> 00:15:23,840
‫فکر نمی‌کنم سال پتروف قاتل ما باشه.
‫اون زیادی عاشق سی‌سی بوده.

193
00:15:24,883 --> 00:15:27,009
‫خب، ریچارد به سی‌سی قهوه داده.

194
00:15:27,010 --> 00:15:30,054
‫اگه در مورد خیانتش میدونسته،
‫این انگیزه‌ی واضحیه.

195
00:15:30,055 --> 00:15:32,514
‫مثل یه بسته‌ی شکر معمولیه.

196
00:15:32,515 --> 00:15:35,225
‫آره، اما معلوم نیست شکر باشه.

197
00:15:35,226 --> 00:15:37,394
‫نیاسین حالت پودری داره.

198
00:15:37,395 --> 00:15:40,065
‫به علاوه، سی‌سی توی قهوه‌اش
‫شکر ریخت،

199
00:15:40,190 --> 00:15:43,317
‫اون نیاسین ممکنه قبل یا بعدش
‫اضافه شده باشه.

200
00:15:43,318 --> 00:15:47,655
‫فکر می‌کنی مادر سی‌سی ممکنه
‫این‌جا توی تری‌پاینز باشه؟

201
00:15:47,656 --> 00:15:50,282
‫چند نفرشون سنشون به مادرش میخوره؟

202
00:15:50,283 --> 00:15:54,286
‫روث زاردو،‌ بی میر،
‫کی تامپسون، امیلی لانگ‌پری.

203
00:15:54,287 --> 00:15:56,924
‫اگه اون زن اردک دار خل و چل مادرش باشه،

204
00:15:56,948 --> 00:15:59,584
‫به‌خاطر این‌که چنین چیزی رو
‫مخفی کرده سرزنشش نمی‌کنم.

205
00:15:59,793 --> 00:16:02,337
‫بیاید اسم واقعی سی‌سی رو بفهمیم.

206
00:16:02,796 --> 00:16:04,911
‫این یا توی گواهی ازدواجه...

207
00:16:04,935 --> 00:16:07,049
‫یا قبل گواهی ازدواج اونو تغییر داده.

208
00:16:07,050 --> 00:16:11,095
‫اگه ما گواهی تولدش رو پیدا کنیم،
‫می‌فهمیم که مادرش کیه.

209
00:16:11,096 --> 00:16:12,055
‫اوه.

210
00:16:17,852 --> 00:16:18,727
‫پیر؟

211
00:16:18,728 --> 00:16:22,523
‫من با رفیقم توی پلیس نیویورک
‫در مورد بلو و تامی حرف زدم.

212
00:16:22,524 --> 00:16:23,440
‫خب،

213
00:16:23,441 --> 00:16:26,193
‫یه اظهاریه از یه ساقی مواد،

214
00:16:26,194 --> 00:16:28,612
‫اون گفت که دو روز پیش
‫به تامی شیشه فروخته.

215
00:16:28,613 --> 00:16:30,489
‫بلو همون‌جا پیشش بوده.

216
00:16:30,490 --> 00:16:33,701
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- الان برات اظهاریه رو می‌فرستم.

217
00:16:33,702 --> 00:16:37,538
‫مطمئنم میسی تو ریورز دلش نمیخواد
‫بشنوه بچه‌اش شیشه مصرف میکنه.

218
00:16:37,539 --> 00:16:39,624
‫حداقل زنده‌ست. ممنون، پیر.

219
00:17:09,904 --> 00:17:11,531
‫اینم از گزارش.

220
00:17:15,285 --> 00:17:16,494
‫سلام، عزیزم.

221
00:17:27,922 --> 00:17:30,267
‫یه ساقی مواد توی نیویورک گفته
‫که تامی و بلو همین دو روز پیش...

222
00:17:30,291 --> 00:17:32,635
‫توی محله‌ی کوئینز رفتن پیشش.

223
00:17:32,761 --> 00:17:34,303
‫که مواد بخرن؟

224
00:17:34,304 --> 00:17:36,221
‫حداقل این نشون میده که اون زنده‌ست.

225
00:17:36,222 --> 00:17:38,682
‫اگه زنده بود زنگ میزد.

226
00:17:38,683 --> 00:17:41,936
‫اعتیاد باعث شرمندگی زیادی میشه.

227
00:17:42,896 --> 00:17:46,399
‫- اگه حس کنه شما رو سرافکنده کرده...
‫- بلو مواد مصرف نمیکنه.

228
00:17:46,858 --> 00:17:48,817
‫اگه اون همون کسیه که تو میگی،

229
00:17:48,818 --> 00:17:52,739
‫چرا به دوستاتون نمیگین که
‫سوارش کنن و بیارنش خونه؟

230
00:17:53,490 --> 00:17:56,408
‫توی نیویورک ۱۸ سالگی سن قانونی حساب میشه.

231
00:17:56,409 --> 00:17:58,911
‫ما نمی‌تونیم بلو رو
‫مجبور به انجام کاری کنیم.

232
00:17:58,912 --> 00:18:03,208
‫بلو هیچ وقت ما رو توی چنین
‫وضعیتی نمیذاره. چنین آدمی نیست.

233
00:18:03,666 --> 00:18:07,337
‫چرت میگین. این از همون دروغ‌هایی هست
‫که به هر خانواده‌ای گفته میشه.

234
00:18:09,214 --> 00:18:12,926
‫ما می‌دونیم زن‌های بومی زیادی گم شدن...

235
00:18:13,051 --> 00:18:16,386
‫و ما می‌دونیم که همیشه برای
‫پیدا کردنشون خیلی خوب عمل نکردیم.

236
00:18:16,387 --> 00:18:19,098
‫اما تمامی شواهد اینو نشون میده
‫که بلو فرار کرده.

237
00:18:21,726 --> 00:18:23,144
‫متاسفم میسی.

238
00:18:25,146 --> 00:18:27,190
‫اما این حتی پرونده‌ی ما نیست.

239
00:18:27,524 --> 00:18:31,985
‫و بدون مدرکی که با شواهد موجود
‫مغایرت داشته باشه ما نمی‌تونیم کاری کنیم.

240
00:18:31,986 --> 00:18:33,196
‫نه.

241
00:18:33,947 --> 00:18:34,948
‫نه.

242
00:18:35,824 --> 00:18:38,243
‫نه. نه. نه!

243
00:18:43,706 --> 00:18:45,542
‫این اعتراضی که دارین...

244
00:18:48,127 --> 00:18:51,255
‫نگرانم یه افسر پلیس جوگیر...

245
00:18:51,256 --> 00:18:53,632
‫اگه کارتون رو متوقف نکنید
‫شما رو بندازه بازداشتگاه.

246
00:18:53,633 --> 00:18:56,803
‫- میدونم حس می‌کنی که...
‫- به من نگو که چه حسی دارم.

247
00:18:57,679 --> 00:18:58,805
‫چطور ممکنه بدونی؟

248
00:18:59,681 --> 00:19:03,309
‫چطور می‌تونی درک کنی
‫چه حسی داره اون‌جا بشینی...

249
00:19:03,977 --> 00:19:06,813
‫هر روز،‌ بدون این‌که کسی تو رو ببینه.

250
00:19:07,438 --> 00:19:10,358
‫آدمایی مثل تو رد میشن
‫و چیزی نمیگن.

251
00:19:10,900 --> 00:19:13,443
‫- کاری نمی‌کنن.
‫- ما هیچ وقت بی‌تفاوت رد نمیشیم.

252
00:19:13,444 --> 00:19:16,573
‫الان داری همین کارو می‌کنی.
‫داری میگی بلو زنده‌ست...

253
00:19:17,699 --> 00:19:19,742
‫و تحقیقات شما متوقف میشه.

254
00:19:20,702 --> 00:19:21,870
‫اما من میدونم...

255
00:19:23,580 --> 00:19:25,665
‫من توی قلبم میدونم که اشتباه می‌کنین.

256
00:19:28,877 --> 00:19:30,003
‫بلو مرده.

257
00:19:33,006 --> 00:19:35,258
‫بچه‌ام مرده.

258
00:20:19,010 --> 00:20:21,554
‫چرا دیگه دنبالم نمیگردی؟

259
00:20:21,930 --> 00:20:23,973
‫جای اشتباهی رو میگردی.

260
00:20:25,224 --> 00:20:28,144
‫- برای تو؟
‫- برای قاتلت.

261
00:20:29,854 --> 00:20:32,482
‫حقیقت در چیزهایی نهفته که ما
‫نمی‌تونیم اونا رو ببینیم.

262
00:20:32,899 --> 00:20:36,069
‫تو باید به سکوت گوش کنی.

263
00:20:37,195 --> 00:20:39,489
‫اون‌جا هیولا رو پیدا می‌کنی.

264
00:21:03,554 --> 00:21:05,847
‫قربان؟ قربان.

265
00:21:05,848 --> 00:21:07,183
‫هوم؟

266
00:21:08,309 --> 00:21:13,106
‫از شیمی‌دان‌ها چیزی عایدم نشد،
‫اما من سوابق مالی ریچارد رو بررسی کردم.

267
00:21:13,731 --> 00:21:16,900
‫دو بار شهریه‌ی مدرسه عقب افتاده،
‫قبوضشون رو ندادن،

268
00:21:16,901 --> 00:21:19,528
‫خیلی خیلی اشرافی‌تر از
‫درآمدشون دارن زندگی می‌کنن.

269
00:21:19,529 --> 00:21:22,781
‫اون چندین سرمایه‌گذاری بد انجام داد
‫و ثروتش رو از دست داد.

270
00:21:22,782 --> 00:21:24,939
‫البته جوری که سی‌سی
‫از کارت اعتباریش استفاده می‌کرده...

271
00:21:24,963 --> 00:21:27,119
‫مطمئن نیستم که در این مورد
‫مطلع بوده باشه.

272
00:21:27,120 --> 00:21:32,457
‫اما حالا وضع ریچارد توپ شده. سی‌سی
‫به مبلغ یه میلیون دلار بیمه شده بوده.

273
00:21:32,458 --> 00:21:36,294
‫من به این میگم یک میلیون انگیزه.

274
00:21:36,295 --> 00:21:39,632
‫کارت عالی بود، مامور نیکول.
‫بیاید بهش سر بزنیم.

275
00:21:40,758 --> 00:21:41,759
‫خیلی خب.

276
00:21:49,350 --> 00:21:51,644
‫ما در مورد بیمه می‌دونیم.

277
00:21:52,562 --> 00:21:56,481
‫- من اونو نکشتم.
‫- اسم تو توی مدارک بیمه بود.

278
00:21:56,482 --> 00:21:59,652
‫امضات. چرا این خونه‌ی بزرگ رو خریدی؟

279
00:21:59,861 --> 00:22:03,781
‫من حقوق بازنشستگیم رو گرو گذاشتم
‫تا سی‌سی رو خوشحال کنم.

280
00:22:04,073 --> 00:22:05,700
‫اسم واقعی سی‌سی چیه؟

281
00:22:06,075 --> 00:22:08,326
‫- سیسیلیا د پوتیه.
‫- این‌طور نیست.

282
00:22:08,327 --> 00:22:11,539
‫- این تنها اسمیه که میدونم.
‫- اسم مادرش چیه؟

283
00:22:11,706 --> 00:22:13,332
‫النور د پوتیه.

284
00:22:14,042 --> 00:22:16,365
‫این چه ربطی به قتلش داره؟

285
00:22:16,389 --> 00:22:18,712
‫شاید هیچی. شایدم خیلی.

286
00:22:18,713 --> 00:22:22,258
‫تو یه میلیون دلار گیرت میومد.
‫عصبانی بودی.

287
00:22:22,800 --> 00:22:26,303
‫تو در مورد خیانتش با سال پتروف
‫می‌دونستی، مگه نه؟

288
00:22:26,304 --> 00:22:27,763
‫تو حس کردی تحقیر شدی.

289
00:22:27,764 --> 00:22:31,476
‫و تو یه فرصت عالی داشتی
‫که قهوه‌اش رو مسموم کنی.

290
00:22:32,393 --> 00:22:35,937
‫- این فقط شکره.
‫- تو مهارت و دانش...

291
00:22:35,938 --> 00:22:39,816
‫ساخت یه صندلی برقی رو داشتی. تو
‫می‌دونستی چطور باعث برق‌گرفتگی یه نفر بشی.

292
00:22:39,817 --> 00:22:41,151
‫من این کارو نکردم.

293
00:22:41,152 --> 00:22:43,488
‫- من اونو نکشتم.
‫- راستش...

294
00:22:44,697 --> 00:22:46,949
‫تو خیلی در مورد مرگش ناراحت به نظر نمیای.

295
00:22:50,119 --> 00:22:55,499
‫حق با توئه، کاراگاه.
‫من ناراحت نیستم. خیالم راحت شده.

296
00:22:55,500 --> 00:22:57,376
‫برای اولین بار بعد چند سال...

297
00:22:58,336 --> 00:23:00,438
‫می‌تونم بیدار شم و
‫بدونم هیچ کسی...

298
00:23:00,462 --> 00:23:02,965
‫به من جوری نگاه نمی‌کنه که
‫انگار حالشو بهم میزنم.

299
00:23:04,842 --> 00:23:06,760
‫و هیچ کس به کری آسیب نمیزنه.

300
00:23:06,761 --> 00:23:10,305
‫زندگی با کسی که این‌قدر ازش
‫متنفری آسون نیست.

301
00:23:10,306 --> 00:23:15,811
‫من ازش متنفر نبودم. من عاشقش بودم.
‫اما از چیزی که بهش تبدیل شد متنفر بودم.

302
00:23:15,812 --> 00:23:18,647
‫یه قلدر که فقط آسیب‌زدن بلد بود.

303
00:23:18,648 --> 00:23:19,857
‫برای همین کشتیش؟

304
00:23:22,902 --> 00:23:28,866
‫به این باور داری که ما می‌تونیم واقعیت
‫خودمون رو ایجاد کنیم، سرکاراگاه؟

305
00:23:29,617 --> 00:23:31,920
‫من باید دستام رو دور گردن...

306
00:23:31,944 --> 00:23:34,246
‫اون خائن مینداختم و خفه‌اش می‌کردم.

307
00:23:34,247 --> 00:23:37,708
‫اما به جاش وقتی مرد در مورد این
‫خیالبافی می‌کردم.

308
00:23:38,000 --> 00:23:43,589
‫اگر چنین چیزی رو به واقعیت
‫تبدیل نکرده باشم، اونو نکشتم.

309
00:23:45,299 --> 00:23:47,843
‫بیمه در بهترین حالت یه مدرک ضمنی
‫به حساب میاد.

310
00:23:47,844 --> 00:23:51,847
‫ما مدرک واقعی نداریم که قاتل ریچارده
‫و الان به مدرک نیاز داریم.

311
00:23:51,848 --> 00:23:54,724
‫نیکول، به سینت آنتونی برو
‫و دوباره بگرد.

312
00:23:54,725 --> 00:23:57,103
‫- ایزابل، تو با من بیا.
‫- باشه.

313
00:24:05,528 --> 00:24:07,654
‫- این‌جا خیلی ساکته.
‫- از این خوشم میاد.

314
00:24:07,655 --> 00:24:09,999
‫توی مونترال بعضی وقت‌ها از شدت
‫سر و صدا نمی‌تونم فکر کنم.

315
00:24:10,023 --> 00:24:12,367
‫اما این‌جا هر فکری تقویت میشه.

316
00:24:12,368 --> 00:24:13,994
‫اوه.

317
00:24:13,995 --> 00:24:15,662
‫می‌خوام به میسی سر بزنی.

318
00:24:15,663 --> 00:24:18,707
‫آرنوت به من گفت که اون
‫دوباره برگشته دم مرکز پلیس.

319
00:24:18,708 --> 00:24:21,209
‫- اون از سرما یخ میزنه.
‫- میری سوارش کنی؟

320
00:24:21,210 --> 00:24:23,588
‫برسونیش خونه؟ بهش بگو
‫که من به زودی می‌بینمش.

321
00:24:23,713 --> 00:24:25,840
‫- باشه، حتما.
‫- ممنون.

322
00:24:28,718 --> 00:24:33,181
‫- حالت خوبه؟
‫- به‌خاطر هوای سرده.

323
00:24:34,182 --> 00:24:37,268
‫مستقیم وارد ریه‌ها میشه.

324
00:24:39,520 --> 00:24:41,397
‫اینا گل‌های قشنگی هستن.

325
00:24:42,398 --> 00:24:47,028
‫- این یه هدیه از یه شخص خاصه؟
‫- نه. یه هدیه برای یه نفر خاصه.

326
00:24:47,778 --> 00:24:51,240
‫دخترم. اگه زنده بود امروز تولدش بود.

327
00:24:51,782 --> 00:24:53,284
‫اوه، متاسفم.

328
00:24:54,076 --> 00:24:55,369
‫اخیرا فوت شده؟

329
00:24:57,622 --> 00:25:00,750
‫تا حالا شده یه اتاق قفل شده داشته باشی
‫و نخوای بری داخلش...

330
00:25:00,875 --> 00:25:04,879
‫چون هر باری میری داخلش
‫قلبت تیکه تیکه میشه؟

331
00:25:06,005 --> 00:25:07,173
‫بله.

332
00:25:08,257 --> 00:25:09,800
‫و گاهی اوقات من...

333
00:25:10,551 --> 00:25:14,013
‫درو باز می‌کنم و درونش رو نگاه می‌کنم
‫تا ببینم هنوز دردناکه یا نه.

334
00:25:15,014 --> 00:25:17,400
‫وقتی دخترم کولت ۱۷ سالش بود...

335
00:25:17,424 --> 00:25:19,810
‫تونست توی اوپرای مونترال آواز بخونه.

336
00:25:20,269 --> 00:25:24,607
‫من مریض بودم، برای همین شوهرم اونو برد.
‫تو راه برگشت به خونه بودن.

337
00:25:24,732 --> 00:25:27,984
‫اونا توی جاده‌ی خارج از دهکده بودن،

338
00:25:27,985 --> 00:25:29,779
‫که توی برف و بوران شدیدی گیر افتادن.

339
00:25:31,197 --> 00:25:33,115
‫کامیونی که بهشون برخورد کرد رو ندیدن.

340
00:25:33,574 --> 00:25:36,826
‫تنها کار یه مادر محافظت
‫از فرزندشه.

341
00:25:36,827 --> 00:25:40,581
‫اما اون لحظه‌ای که بچه‌ام به من نیاز داشت
‫اون‌جا نبودم.

342
00:25:42,875 --> 00:25:45,335
‫دخترم بیش از ۳۰ سال پیش مرد.

343
00:25:45,336 --> 00:25:47,964
‫اما برای من انگار همین دیروز بود.

344
00:25:50,800 --> 00:25:53,344
‫هر روز براش یه شمع روشن می‌کنم.

345
00:25:54,971 --> 00:25:56,847
‫من خیلی متاسفم.

346
00:25:58,766 --> 00:26:02,102
‫تو نمیدونی چه حسی داره که
‫دو نفری که...

347
00:26:02,103 --> 00:26:04,480
‫بیشتر از همه توی دنیا دوستشون داری
‫دفن کنی.

348
00:27:00,703 --> 00:27:02,955
‫قربان؟ قربان.

349
00:27:04,332 --> 00:27:09,210
‫به نظرم رسید که برای خانم د پوتیه
‫کتابش مهم‌ترین چیزش هست.

350
00:27:09,211 --> 00:27:12,798
‫برای همین از خودم پرسیدم کدوم نسخه
‫براش اهمیت بیشتری داره.

351
00:27:13,424 --> 00:27:16,092
‫من اینو توی اولین نسخه‌ی کتابش پیدا کردم.

352
00:27:16,093 --> 00:27:18,553
‫بین فصل ۱۰ "برف و بوران برای روح"

353
00:27:18,554 --> 00:27:21,724
‫و فصل ۱۱ "در انتها همه چیز سفید خواهد بود"

354
00:27:22,683 --> 00:27:24,976
‫اسم واقعیش سیسیلیا لونگ‌پری بود.

355
00:27:24,977 --> 00:27:30,106
‫این فقط یه کپیه و کلماتش محو شده اما
‫مادرش یه اسم داشته که با "ای" شروع میشده.

356
00:27:30,107 --> 00:27:32,443
‫امیلی لونگ‌پری. می‌دونستم.

357
00:27:33,736 --> 00:27:35,195
‫برات یه درسی دارم، نیکول.

358
00:27:35,196 --> 00:27:39,241
‫هیچ وقت اجازه نده احساساتت تو رو
‫از حس درونیت دور کنه.

359
00:27:39,867 --> 00:27:40,910
‫باشه.

360
00:27:41,994 --> 00:27:42,912
‫کارت عالی بود.

361
00:27:45,664 --> 00:27:46,499
‫هی.

362
00:27:53,381 --> 00:27:54,382
‫امیلی؟

363
00:27:54,673 --> 00:27:56,133
‫هوم؟

364
00:27:58,928 --> 00:27:59,970
‫امیلی،

365
00:28:00,721 --> 00:28:04,850
‫تو به ما گفتی که سی‌سی رو کم می‌شناختی
‫و فقط یه دختر داشتی.

366
00:28:05,393 --> 00:28:06,477
‫درسته.

367
00:28:12,942 --> 00:28:14,985
‫تو مادر سی‌سی هستی، مگه نه؟

368
00:28:20,157 --> 00:28:21,741
‫من بهت دروغ نگفتم.

369
00:28:21,742 --> 00:28:25,037
‫من خیلی کم سی‌سی رو میشناختم
‫و مادرش نیستم.

370
00:28:27,331 --> 00:28:28,416
‫من خاله‌اش هستم.

371
00:28:43,305 --> 00:28:46,142
‫مادر سی‌سی خواهر من النور بود.

372
00:28:47,768 --> 00:28:51,814
‫"ال". دخترامون توی یه ماه به دنیا اومدن.

373
00:28:54,150 --> 00:28:56,861
‫- قرار بود همه چی عالی پیش بره.
‫- اما نرفت؟

374
00:28:57,236 --> 00:28:58,237
‫نه.

375
00:28:59,238 --> 00:29:01,198
‫ال همیشه دچار مشکل بود.

376
00:29:01,949 --> 00:29:05,118
‫امیدوار بودم مادر شدن باعث ثباتش بشه،

377
00:29:05,119 --> 00:29:07,538
‫اما به نظر میومد که افسردگیش رو
‫شدیدتر کرده.

378
00:29:08,289 --> 00:29:11,041
‫وقتی سی‌سی ۱۰ سالش بود،

379
00:29:11,792 --> 00:29:13,377
‫ال دچار فروپاشی روانی شد.

380
00:29:14,336 --> 00:29:15,754
‫خونه‌اش رو داغون کرد.

381
00:29:16,672 --> 00:29:19,967
‫وقتی هیچ چیزی نمونده بود که
‫به‌خاطرش عصبانی بشه،‌ اون...

382
00:29:21,051 --> 00:29:23,846
‫- اون به بچه‌ی خودش حمله کرد.
‫- اون به سی‌سی حمله کرد؟

383
00:29:24,430 --> 00:29:27,849
‫آره. ال رو بردن آسایشگاه روانی.

384
00:29:27,850 --> 00:29:31,854
‫مسئولیت سی‌سی رو باباش به عهده گرفت.
‫اون مرد مهربونی نبود.

385
00:29:32,354 --> 00:29:35,732
‫چند سال بعد وقتی ال اومد بیرون
‫سعی کرد حضانت سی‌سی رو به عهده بگیره.

386
00:29:35,733 --> 00:29:38,694
‫و وقتی نتونست، به الکل رو آورد.

387
00:29:40,237 --> 00:29:41,238
‫الان ال کجاست؟

388
00:29:42,406 --> 00:29:47,328
‫ال حدود یه سال پیش توی یه پناهگاه
‫داخل مونترال مرد.

389
00:29:48,370 --> 00:29:51,665
‫حالش خوب بود و یهویی دیگه نفس نمی‌کشید.

390
00:29:52,500 --> 00:29:54,960
‫اونا نتونستن دلیل مرگ رو پیدا کنن،
‫برای همین...

391
00:29:55,586 --> 00:29:57,796
‫پزشکی قانونی علت مرگ رو نامعلوم اعلام کرد.

392
00:29:58,631 --> 00:29:59,714
‫تو به سی‌سی اینو گفتی؟

393
00:29:59,715 --> 00:30:03,093
‫بله. اون کمی بعدتر اومد این‌جا.

394
00:30:04,929 --> 00:30:07,097
‫برای یه لحظه، وقتی دیدمش...

395
00:30:08,182 --> 00:30:11,143
‫فکر کردم شاید اون شانس دوباره‌ی منه.

396
00:30:14,313 --> 00:30:16,440
‫سی‌سی دنبال خانواده نبود.

397
00:30:17,650 --> 00:30:20,693
‫اون فقط می‌خواست مطمئن شه که
‫من به کسی نگم مادرش کیه.

398
00:30:20,694 --> 00:30:26,074
‫اون واقعا باور داشت که کتابش
‫و عقیده‌اش اونو مشهور میکنه.

399
00:30:26,075 --> 00:30:29,702
‫و کل دنیا داستان خیالی اونو باور می‌کنن.

400
00:30:29,703 --> 00:30:32,831
‫شاید اون این داستان رو ساخته چون فقط...

401
00:30:33,582 --> 00:30:36,961
‫یه بچه‌ی ترسیده و آزار دیده‌ی تنها
‫توی این دنیا بوده.

402
00:30:37,920 --> 00:30:43,676
‫تو... تو توی بدترین‌ چیزهای بشریت
‫دنبال خوبی می‌گردی، مگه نه؟

403
00:30:45,803 --> 00:30:47,513
‫و بعضی وقت‌ها پیداش هم می‌کنم.

404
00:30:49,974 --> 00:30:52,141
‫چرا به ما نگفتی که با هم فامیل هستین؟

405
00:30:52,142 --> 00:30:56,229
‫- ریچارد و کری هیچ وقت به این اشاره نکردن.
‫- اونا اینو نمی‌دونن.

406
00:30:56,230 --> 00:30:59,983
‫من به سی‌سی التماس کردم که بذاره
‫بخشی از زندگی کری باشم.

407
00:30:59,984 --> 00:31:03,361
‫اون گفت من می‌تونم بزرگ شدن
‫کری رو از دور تماشا کنم.

408
00:31:03,362 --> 00:31:06,698
‫اما اگه به اون یا ریچارد بگم که
‫من واقعا کیم،

409
00:31:06,699 --> 00:31:09,660
‫اون از این‌جا میره و من دیگه هیچ‌وقت
‫کری رو نمی‌بینم.

410
00:31:11,870 --> 00:31:13,539
‫شاید با هم هم‌خون باشیم،

411
00:31:14,832 --> 00:31:19,211
‫اما هیچ چیزی از من یا خانواده‌ام
‫توی اون زن ظالم نیست.

412
00:31:19,795 --> 00:31:23,632
‫من دیدم که اون بچه‌ی بیچاره رو
‫فقط با حرف‌هاش کشت.

413
00:31:38,314 --> 00:31:39,481
‫امیلی.

414
00:31:42,693 --> 00:31:45,392
‫سرکاراگاه، من حالم خیلی خوب نیست.

415
00:31:45,416 --> 00:31:48,114
‫عیبی نداره که فردا
‫صحبت‌هامون رو تموم کنیم؟

416
00:31:48,115 --> 00:31:50,481
‫خانم، باید در مورد
‫چیزهای زیادی حرف بزنیم.

417
00:31:50,505 --> 00:31:51,285
‫می‌دونم.

418
00:31:52,286 --> 00:31:56,206
‫- فقط امشب رو به من وقت بده لطفا.
‫- ما فردا صبح زود ادامه میدیم.

419
00:32:00,753 --> 00:32:01,837
‫خودتو گرم نگه دار.

420
00:32:02,838 --> 00:32:04,632
‫میگن یه کولاک در راهه.

421
00:32:29,615 --> 00:32:33,827
‫مامور نیکول، یه مظنونی هست
‫که می‌خوام حواست بهش باشه.

422
00:32:49,176 --> 00:32:50,052
‫میسی.

423
00:32:51,136 --> 00:32:52,930
‫میشه یه لحظه پیشت بشینم؟

424
00:32:53,806 --> 00:32:54,640
‫برای چی؟

425
00:32:55,683 --> 00:32:58,184
‫تا ادعا کنی دخترم داره شیشه میکشه...

426
00:32:58,185 --> 00:33:00,396
‫در حالی که بچه‌اش گریه می‌کنه
‫و مامانش رو میخواد؟

427
00:33:06,068 --> 00:33:08,529
‫ببین، ما قول دادیم
‫بلو رو پیدا می‌کنیم و...

428
00:33:09,154 --> 00:33:10,114
‫و ما پیداش کردیم.

429
00:33:11,031 --> 00:33:14,827
‫چطور می‌تونین پیداش کنین وقتی
‫که دارین توی دنیای اشتباهی میگردین.

430
00:33:18,580 --> 00:33:21,458
‫میدونم قبول این سخته.

431
00:33:22,584 --> 00:33:25,002
‫این‌که خانواده‌اش رو ترک کرده،

432
00:33:25,003 --> 00:33:26,963
‫- بچه‌اش رو ترک کرده.
‫- مامانم وقتی...

433
00:33:26,964 --> 00:33:30,175
‫۱۵ سالش بود از مدرسه‌ی شبانه‌روزی
‫فرار کرد.

434
00:33:31,093 --> 00:33:34,429
‫و قسم خورد که هر وقت بچه دار بشه...

435
00:33:34,430 --> 00:33:37,599
‫هر کاری که لازمه برای
‫محافظت از اونا انجام بده.

436
00:33:38,225 --> 00:33:39,309
‫و همین کارم کرد.

437
00:33:41,812 --> 00:33:44,022
‫خودش هیچ عشق و مراقبتی رو دریافت نکرد.

438
00:33:45,065 --> 00:33:50,904
‫اما هر جوری شد امنیت منو حفظ کرد
‫و توی کل عمرم دوستم داشت.

439
00:33:52,364 --> 00:33:54,491
‫اما من نتونستم از بلو محافظت کنم، مگه نه؟

440
00:33:56,285 --> 00:34:00,037
‫هر چه‌قدر هم که دوستش داشتم مهم نبود،
‫چون نمی‌تونستم این واقعیت رو تغییر بدم...

441
00:34:00,038 --> 00:34:03,459
‫که هر باری که اون اجتماع رو ترک می‌کرد
‫در خطر بود.

442
00:34:05,794 --> 00:34:09,840
‫پس هر چیزی که عکس‌ها و شاهداتون میگن
‫اشتباهه.

443
00:34:10,340 --> 00:34:13,635
‫بلو فرار نکرد. یه نفر اونو گرفته.

444
00:34:15,053 --> 00:34:16,513
‫یه نفر بهش آسیب رسونده.

445
00:34:18,182 --> 00:34:21,018
‫اون مرده. من اینو میدونم.

446
00:34:23,562 --> 00:34:26,815
‫و حالا هیچ کسی حتی دنبالش نیست.

447
00:34:27,149 --> 00:34:29,026
‫ما اعتماد کردیم که شما
‫به ما کمک می‌کنید.

448
00:34:29,777 --> 00:34:31,236
‫شما فقط از ما رو برگردوندین.

449
00:35:28,001 --> 00:35:29,127
‫ایزابل.

450
00:35:29,711 --> 00:35:33,048
‫میسی نمیذاره ببرمش خونه
‫دمای هوا منفی ۲۰ درجه‌ست.

451
00:35:33,590 --> 00:35:34,966
‫اون حس می‌کنه بهش خیانت شده.

452
00:35:34,967 --> 00:35:37,678
‫- ما هر کاری از دستمون بر اومد کردیم.
‫- واقعا؟

453
00:35:39,054 --> 00:35:41,973
‫گوش کن، این‌جا برای یه طوفان شدید
‫هشدار دادن.

454
00:35:41,974 --> 00:35:44,226
‫برنگرد. توی شهر بمون.

455
00:35:45,978 --> 00:35:47,980
‫باشه، شب بخیر.

456
00:36:20,929 --> 00:36:25,267
‫- تو خواهر امیلی، ال رو می‌شناختی، آره؟
‫- ما به یه دانشگاه رفتیم.

457
00:36:25,851 --> 00:36:28,270
‫"آروم باش" این یه رمزه.

458
00:36:29,605 --> 00:36:31,564
‫همه‌ی اسم‌هاتون توشه، مگه نه؟

459
00:36:31,565 --> 00:36:34,150
‫بی‌ کی ال ام.
‫[بی کالم = آروم باش]

460
00:36:34,151 --> 00:36:37,069
‫شما یه آیه رو برداشتین و شخصی‌سازیش کردین.

461
00:36:37,070 --> 00:36:41,366
‫حتما خیلی نزدیک بودین
‫که یه اسم مخفی برای همه‌تون داشتین.

462
00:36:42,534 --> 00:36:44,244
‫یه زندگی رو بر اساسش ساختین.

463
00:36:44,828 --> 00:36:46,288
‫فکر کنم همین‌طور بودیم.

464
00:36:47,122 --> 00:36:49,917
‫تو و کی و ام هنوز دوستین؟

465
00:36:51,335 --> 00:36:54,338
‫دهکده رو ترک نکن، باشه، بی؟

466
00:37:26,244 --> 00:37:27,579
‫شوخیت گرفته؟

467
00:37:30,749 --> 00:37:31,833
‫وای پسر.

468
00:37:35,837 --> 00:37:39,257
‫- امیلی؟ طبقه‌ی بالا رو چک کن.
‫- باشه.

469
00:37:53,605 --> 00:37:54,731
‫رئیس.

470
00:38:11,665 --> 00:38:15,544
‫فکر کنم تو تا الان حقیقت رو
‫فهمیده باشی، سرکاراگاه...

471
00:38:16,378 --> 00:38:20,549
‫ممنون که دیروز گذاشتی برم،
‫گذاشتی به روش خودم کارمو بکنم.

472
00:38:23,427 --> 00:38:24,594
‫من سی‌سی رو کشتم.

473
00:38:26,221 --> 00:38:27,931
‫من مایع شستشوی‌ شیشه رو ریختم.

474
00:38:28,557 --> 00:38:30,766
‫من نیاسین توی قهوه‌اش ریختم.

475
00:38:30,767 --> 00:38:32,894
‫من کابل برق رو متصل کردم.

476
00:38:34,187 --> 00:38:36,231
‫پیری این خاصیت رو داره.

477
00:38:37,065 --> 00:38:38,900
‫دیگه کسی تو رو نمیبینه.

478
00:38:39,735 --> 00:38:42,446
‫تو می‌تونی هر کاری بکنی،
‫چون نامرئی هستی.

479
00:38:46,366 --> 00:38:48,660
‫من متاسفم که جون یه نفر
‫رو گرفتم، اما...

480
00:38:49,786 --> 00:38:53,080
‫باید کری رو از دست اون هیولا نجات میدادم.

481
00:38:53,081 --> 00:38:56,752
‫اون دختر زیبا لیاقت خوشحال بودن رو داره.

482
00:38:59,129 --> 00:39:02,674
‫به ایستگاه خبر بده و اینو
‫توی مدارک قرار بده.

483
00:39:12,460 --> 00:39:15,463
‫[آروم باش و بدون که من این‌جا هستم]

484
00:39:19,399 --> 00:39:20,692
‫امیلی کجاست؟

485
00:39:21,651 --> 00:39:22,944
‫اون کجاست؟

486
00:39:24,446 --> 00:39:26,281
‫تو می‌دونی اون چه کار کرده، مگه نه؟

487
00:39:27,032 --> 00:39:29,284
‫بی بذار کمکش کنم. اون کجاست؟

488
00:39:30,786 --> 00:39:31,745
‫جاده‌ی شرقی.

489
00:39:32,871 --> 00:39:35,873
‫بیرون دهکده،
‫جایی که خانواده‌اش مردن.

490
00:39:35,874 --> 00:39:39,669
‫بعضی وقتا که می‌خواد احساس کنه
‫بهشون نزدیکه میره اون‌جا.

491
00:40:30,428 --> 00:40:31,513
‫امیلی!

492
00:40:36,351 --> 00:40:37,561
‫امیلی!

493
00:41:07,507 --> 00:41:08,508
‫امیلی.

494
00:41:10,635 --> 00:41:11,595
‫امیلی!

495
00:41:18,643 --> 00:41:19,644
‫امیلی.

496
00:41:23,273 --> 00:41:25,066
‫امیلی.

497
00:41:27,819 --> 00:41:28,904
‫امیلی.

498
00:41:30,363 --> 00:41:31,531
‫چیزی نیست.

499
00:41:32,032 --> 00:41:33,490
‫چیزی نیست.

500
00:41:33,491 --> 00:41:35,785
‫حالت خوب میشه. چیزی نیست.

501
00:41:38,356 --> 00:41:41,026
‫من پیشتم.

502
00:41:49,382 --> 00:41:51,091
‫از بیمارستان تماس گرفتن.

503
00:41:51,092 --> 00:41:53,094
‫فکر می‌کنن امیلی زنده میمونه.

504
00:41:53,470 --> 00:41:58,432
‫تصور کن عشقی اون‌قدر قوی باشه
‫که به‌خاطرش جونتو از دست بدی.

505
00:41:58,433 --> 00:42:00,726
‫تو برای نوه‌ی دختریت این کارو نمی‌کنی؟

506
00:42:00,727 --> 00:42:03,188
‫- برای رین‌مری؟
‫- چرا.

507
00:42:29,965 --> 00:42:32,216
‫قربان، بابت زیر نظر داشتن
‫اون‌جا خیلی متاسفم.

508
00:42:32,217 --> 00:42:34,969
‫من تا دیر وقت بیدار موندم
‫و سعی کردم پرونده رو حل کنم.

509
00:42:34,970 --> 00:42:36,930
‫همه‌ی ما اشتباه کردیم، مامور نیکول.

510
00:42:37,514 --> 00:42:39,349
‫نذار دوباره تکرار شه.

511
00:42:39,766 --> 00:42:41,017
‫باشه.

512
00:42:42,686 --> 00:42:44,312
‫کسی مشکلی نداره اینو نگه دارم؟

513
00:42:46,064 --> 00:42:47,274
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

514
00:42:47,607 --> 00:42:49,317
‫چیه؟ اینا خیلی نرمن.

515
00:42:50,402 --> 00:42:52,279
‫حقیقت درون چیزیه که ما نمی‌بینیم.

516
00:42:52,821 --> 00:42:54,154
‫تو حالت خوبه، آقا؟

517
00:42:54,155 --> 00:42:57,866
‫تو نمی‌تونی خارهای فلزی رو ببینی،
‫مگه این‌که چکمه رو برگردونی.

518
00:42:57,867 --> 00:43:01,203
‫امیلی نمی‌تونسته اونو دیده باشه
‫برای همین امکان نداشته کار اون باشه.

519
00:43:01,204 --> 00:43:02,497
‫چی داری میگی؟

520
00:43:03,707 --> 00:43:04,708
‫کار اون نبوده.

521
00:43:06,584 --> 00:43:10,587
‫من فکر می‌کنم قاتل پیشش اعتراف کرده.
‫بهش تقریبا همه چیو گفته.

522
00:43:10,588 --> 00:43:14,258
‫امیلی در مورد نیاسین می‌دونست،
‫در مورد مایع شستشوی شیشه می‌دونست،

523
00:43:14,259 --> 00:43:17,387
‫و در مورد کابل‌ها می‌دونست،
‫اما در مورد چکمه‌ها نمی‌دونست.

524
00:43:17,887 --> 00:43:20,014
‫فقط قاتل در مورد چکمه می‌دونست.

525
00:43:20,015 --> 00:43:23,268
‫"اگه نتونم عشق رو منتقل کنم،
‫باعث وحشت میشم."

526
00:43:23,977 --> 00:43:25,477
‫امیلی عشق رو منتقل می‌کرد.

527
00:43:25,478 --> 00:43:28,189
‫دوستاش براش هر کاری می‌کنن.

528
00:43:28,898 --> 00:43:31,860
‫- حتی دروغ میگن.
‫- اما قربان، اون اعتراف کرده.

529
00:43:31,985 --> 00:43:33,945
‫مامور نیکول، خیلی از
‫بی‌گناه‌ها اعتراف می‌کنن.

530
00:43:34,070 --> 00:43:37,573
‫بهت گفتم گوش کنی.
‫ولی خودم کر بودم.

531
00:43:37,574 --> 00:43:40,617
‫امیلی گفت هیچ کسی متوجه‌اش نشد
‫و نامرئی بوده.

532
00:43:40,618 --> 00:43:42,912
‫اون تنها شخص نامرئی نبوده.

533
00:43:55,008 --> 00:43:56,009
‫خواهش می‌کنم.

534
00:43:58,428 --> 00:44:01,848
‫- خواهش می‌کنم این کارو نکن.
‫- آقای لایون، باید بیام داخل.

535
00:44:05,977 --> 00:44:09,272
‫شب ساکت...

536
00:44:10,106 --> 00:44:13,401
‫شب مقدس.

537
00:44:14,194 --> 00:44:17,447
‫همه چیز آرومه

538
00:44:18,156 --> 00:44:21,409
‫همه چیز روشنه

539
00:44:22,327 --> 00:44:26,330
‫در اطراف باکره‌ی جوان...

540
00:44:26,331 --> 00:44:28,375
‫مادر...

541
00:44:28,875 --> 00:44:31,378
‫و فرزند.

542
00:44:32,670 --> 00:44:35,506
‫نوزاد مقدس.

543
00:44:35,507 --> 00:44:40,178
‫مهربون و لطیف.

544
00:44:50,814 --> 00:44:53,159
‫من فکر کردم تو رو درک می‌کردم چون...

545
00:44:53,183 --> 00:44:55,527
‫ما یه چیز رو پشت سر گذاشتیم، اما...

546
00:44:57,570 --> 00:44:59,364
‫این‌طور نبود، مگه نه؟

547
00:45:01,241 --> 00:45:03,326
‫اما ما توی یه چیز مشترکیم.

548
00:45:04,702 --> 00:45:06,579
‫هر دوی ما دردمون رو مخفی کردیم.

549
00:45:09,082 --> 00:45:11,876
‫یه جای عمیق که نمی‌تونه ما رو پیدا کنه.

550
00:45:12,377 --> 00:45:13,460
‫اما بدن می‌دونه.

551
00:45:13,461 --> 00:45:15,797
‫درد همیشه خودشو نشون میده...

552
00:45:17,966 --> 00:45:18,883
‫از هر...

553
00:45:20,510 --> 00:45:21,719
‫راهی که می‌تونه.

554
00:45:25,390 --> 00:45:27,934
‫اونا از اون صندلی‌ها برای مجازات بچه‌ها
‫استفاده می‌کردن.

555
00:45:29,686 --> 00:45:30,895
‫به اونا شوک وارد می‌کردن.

556
00:45:31,479 --> 00:45:32,856
‫به اندازه‌ای نبود که اونا رو بکشه.

557
00:45:34,065 --> 00:45:35,400
‫به قدری بود که بهشون آسیب بزنه.

558
00:45:37,652 --> 00:45:40,779
‫از این‌جا این ایده به ذهنت رسید، مگه نه؟
‫تو باهوشی.

559
00:45:40,780 --> 00:45:43,365
‫مطمئنم بابات به تو چیزایی رو در مورد
‫مدارهای الکتریکی یاد داد...

560
00:45:43,366 --> 00:45:45,618
‫که توی مدرسه یاد نمی‌دادن.

561
00:45:46,995 --> 00:45:49,914
‫اما مادرت برای مجازات تو به صندلی برقی
‫احتیاجی نداشت.

562
00:45:51,291 --> 00:45:54,377
‫ناامیدیش از تو کافی بود.

563
00:45:58,173 --> 00:46:00,216
‫اما تو مورد دوست داشتن
‫واقع شده بودی، کری.

564
00:46:01,885 --> 00:46:02,927
‫توسط بابات،

565
00:46:04,387 --> 00:46:07,056
‫و یه نفر که جونش رو می‌خواست فدات کنه.

566
00:46:07,390 --> 00:46:08,808
‫منظورت خالمه؟

567
00:46:10,643 --> 00:46:15,397
‫اون فردای مرگ مامانم گفت که
‫ما با هم فامیل هستیم.

568
00:46:15,398 --> 00:46:16,648
‫اما خیلی دیر شده بود.

569
00:46:16,649 --> 00:46:19,943
‫مامان همیشه می‌گفت
‫اگه مشکلی داری خودت درستش کن.

570
00:46:19,944 --> 00:46:21,613
‫هر چه‌قدر هم که سخت باشه.

571
00:46:22,197 --> 00:46:23,114
‫برای همین من درستش کردم.

572
00:46:24,699 --> 00:46:26,159
‫من فقط کاری که خودش کرد
‫رو انجام دادم.

573
00:46:38,087 --> 00:46:40,089
‫و امیدوارم توی جهنم بپوسی.

574
00:47:01,236 --> 00:47:02,737
‫ما هیچ‌وقت این‌جا نبودیم.

575
00:47:09,994 --> 00:47:11,329
‫هیچ بچه‌ای نباید...

576
00:47:12,872 --> 00:47:14,499
‫چیزی رو که تو دیدی میدید.

577
00:47:16,334 --> 00:47:17,669
‫من میرم زندان؟

578
00:47:19,087 --> 00:47:20,255
‫امیدوارم نری.

579
00:47:44,153 --> 00:47:45,487
‫روانی لعنتی.

580
00:47:45,488 --> 00:47:47,657
‫اون یه بچه‌ست، مامور نیکول.

581
00:47:48,741 --> 00:47:52,078
‫هر بچه‌ای لیاقت نجات داده شدن داره.
‫مهربانی هزینه‌ای نداره.

582
00:47:52,704 --> 00:47:55,706
‫کل دهکده وقتی سی‌سی باهاش بدرفتاری می‌کرد
‫سکوت کردن...

583
00:47:55,707 --> 00:47:58,042
‫و وقتی اون مرد جشن گرفتن.

584
00:47:58,835 --> 00:48:00,544
‫اون کانون نهایی...

585
00:48:00,545 --> 00:48:04,340
‫همه‌ی خیالات و ترس‌های
‫مادر و مادربزرگش بود.

586
00:48:05,508 --> 00:48:07,343
‫مثل هیولای فرانکنشتاین.

587
00:48:08,344 --> 00:48:10,888
‫یه موجود چند تکه از تمامی ترس‌هاشون.

588
00:50:52,133 --> 00:50:53,342
‫میسی!

589
00:51:00,641 --> 00:51:02,477
‫نه! میسی!

590
00:51:02,501 --> 00:51:12,501
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

591
00:51:12,525 --> 00:51:22,525
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

