﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
درجه‌ سنی: TV-MA (مناسب مخاطبین بزرگسال)

2
00:00:17,280 --> 00:00:19,240
‫صبر کنید. ما نمی‌تونیم
‫بدون اون این‌جا رو ترک کنیم.

3
00:00:19,264 --> 00:00:27,264
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

4
00:00:27,288 --> 00:00:35,288
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

5
00:00:35,289 --> 00:00:43,289
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

6
00:01:01,870 --> 00:01:02,750
‫فرار کنید!

7
00:01:04,000 --> 00:01:05,000
‫فرار کنید!

8
00:01:06,420 --> 00:01:07,330
‫ولم کن.

9
00:01:07,830 --> 00:01:09,170
‫ولم کن!

10
00:01:25,100 --> 00:01:27,020
‫حالت خوبه، رئیس؟

11
00:01:28,610 --> 00:01:32,230
‫چه جور خدایی اجازه میده این اعمال
‫شنیع و خشونت آمیز به‌خاطرش انجام بشه؟

12
00:01:34,150 --> 00:01:35,780
‫چه جور انسانی اجازه‌ی اینو میده؟

13
00:01:38,950 --> 00:01:41,990
‫این دهکده‌ی کوچیک و آروم که پر از...

14
00:01:42,080 --> 00:01:45,210
‫مردم مهربون و با محبته،
‫در یک سال ۲ قتل رو تجربه کرده.

15
00:01:46,410 --> 00:01:47,370
‫آره.

16
00:01:48,170 --> 00:01:51,590
‫شاید یه مقداری از اون شرارت سینت‌ آنتونی
‫به درون زمین رسوخ کرده...

17
00:01:51,670 --> 00:01:54,510
‫و به تری‌پاینز رسیده
‫و اون‌جا رو آلوده کرده.

18
00:01:56,420 --> 00:01:57,590
‫همه‌ی اینا بهم مرتبطه.

19
00:02:01,050 --> 00:02:01,970
‫بیا.

20
00:02:18,921 --> 00:02:21,298
[ظالم‌ترین ماه - قسمت دوم]

21
00:02:37,920 --> 00:02:40,340
‫رابطه‌ی تو با مارک فورتیه چطور بود؟

22
00:02:42,430 --> 00:02:46,140
‫- ما فقط آشنا بودیم.
‫- دست بردار، پیتر.

23
00:02:46,220 --> 00:02:48,060
‫ما می‌دونیم رابطه‌تون بیش از این بوده.

24
00:02:52,020 --> 00:02:54,730
‫وقتی تو یه چیزی رو از گوشیت پاک می‌کنی،

25
00:02:54,820 --> 00:02:56,740
‫اون واقعا پاک نمیشه.

26
00:02:57,650 --> 00:03:01,360
‫ما می‌تونیم به هر اطلاعات و پیام و عکسی
‫که فرستادی دسترسی داشته باشیم.

27
00:03:04,370 --> 00:03:07,950
‫ما مکالمه‌ی تو رو با مارک فورتیه
‫داریم.

28
00:03:08,540 --> 00:03:10,040
‫تو زیاد با مارک ملاقات کردی.

29
00:03:10,420 --> 00:03:14,920
‫و با توجه به این پیام‌ها،
‫رابطه‌ی شما...

30
00:03:15,840 --> 00:03:17,050
‫جدی بوده.

31
00:03:18,510 --> 00:03:22,840
‫"سال ها بود که این حس رو نداشتم،
‫من سبک و آزاد بودم.

32
00:03:22,930 --> 00:03:25,720
‫اما فقط تا چند دقیقه بعد رفتنت
‫طول کشیده...

33
00:03:25,810 --> 00:03:27,470
‫و حالا دوباره حس بدی دارم."

34
00:03:28,390 --> 00:03:29,890
‫"تو باید به کلارا بگی."

35
00:03:29,980 --> 00:03:33,100
‫"می‌دونم، اما هر بار تلاش کردم، جا زدم."

36
00:03:33,690 --> 00:03:36,400
‫- "می‌تونم امشب ببینمت؟"
‫- لطفا بس کنید.

37
00:03:36,610 --> 00:03:38,190
‫این بد به نظر می‌رسه، متوجه‌ام.

38
00:03:38,280 --> 00:03:41,150
‫اما این‌طور که به نظر می‌رسه نیست.
‫به خدا قسم نیست.

39
00:03:41,240 --> 00:03:44,200
‫تو اولین مرد متاهلی نیستی که
‫رابطه‌ی خیانت آمیز با یه مرد دیگه داشته.

40
00:03:44,280 --> 00:03:46,830
‫- این خیانت نبود.
‫- پس چی بود؟

41
00:03:46,910 --> 00:03:50,250
‫تو توی اون کلبه دنبال یه چیزی بودی.
‫اون چی بود؟

42
00:03:51,120 --> 00:03:52,040
‫لپتاپ مارک.

43
00:03:55,590 --> 00:03:58,300
‫چی توی لپتاپ بود که می‌خواستی
‫مخفیش کنی؟

44
00:03:59,510 --> 00:04:00,550
‫یادداشت‌های روان‌درمانیم.

45
00:04:02,130 --> 00:04:04,760
‫من برای مارک هنر تدریس می‌کردم،
‫اون منو روان‌درمانی می‌کرد.

46
00:04:06,810 --> 00:04:08,720
‫چرا باید بخوای اینا رو مخفی کنی؟

47
00:04:08,810 --> 00:04:11,140
‫چون می‌دونم وقتی یه نفر میمیره
‫چه کار می‌کنین.

48
00:04:11,770 --> 00:04:15,940
‫من نمی‌خوام کسی اون یادداشت‌ها رو بخونه.
‫اونا شخصی هستن.

49
00:04:18,980 --> 00:04:20,740
‫اگه بخونیدشون، خودتون می‌فهمید.

50
00:04:20,820 --> 00:04:23,360
‫- چیو میدونیم، پیتر؟
‫- این‌که کی مارک رو کشت؟

51
00:04:24,780 --> 00:04:25,870
‫نه.

52
00:04:30,000 --> 00:04:32,593
‫چیزهایی که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد.

53
00:04:32,617 --> 00:04:35,210
‫چیزهایی که هیچ وقت اونا
‫رو به کلارا نگفتم.

54
00:04:50,560 --> 00:04:54,480
‫ببخشید، باید قبلش ازت اجازه می‌گرفتم.

55
00:04:56,810 --> 00:04:57,940
‫این فقط یه طرح اولیه‌ست.

56
00:05:01,320 --> 00:05:02,570
‫کی می‌تونم پیتر رو ببینم؟

57
00:05:02,940 --> 00:05:05,110
‫وقتی مارک جیغ زد کجا بودی؟

58
00:05:05,660 --> 00:05:10,330
‫نمی‌دونم، یه جایی توی طبقه‌ی همکف بودم
‫و سعی می‌کردم خارج شم.

59
00:05:10,410 --> 00:05:14,160
‫به نظر نمیاد اندازه‌ی دوستات
‫از مارک خوشت اومده باشه.

60
00:05:14,870 --> 00:05:16,210
‫مشکلش چی بود؟

61
00:05:17,250 --> 00:05:18,630
‫اون از من خواست بکشمش.

62
00:05:18,710 --> 00:05:19,880
‫اوه.

63
00:05:19,960 --> 00:05:23,590
‫- تو این کارو کردی؟
‫- نه. من کار سفارشی نمی‌کنم.

64
00:05:24,590 --> 00:05:30,140
‫من موضوع‌هام رو برای این انتخاب می‌کنم
‫چون یه چیزی درونشون می‌بینم.

65
00:05:30,930 --> 00:05:31,930
‫یه چیزی که...

66
00:05:32,520 --> 00:05:37,730
‫حل نشده و شاید حتی خودشون
‫درونشون اون رو نمی‌بینن.

67
00:05:42,030 --> 00:05:44,150
‫و تو چیزی درون مارک ندیدی؟

68
00:05:44,240 --> 00:05:46,320
‫هیچ چیزی نبود که بخوام بکشم.

69
00:05:46,400 --> 00:05:51,030
‫از حضورش احساس خطر می‌کردی؟
‫به‌خاطر دوستیش با پیتر؟

70
00:05:51,120 --> 00:05:52,450
‫نه. چرا باید احساس خطر کنم؟

71
00:05:52,540 --> 00:05:55,040
‫خب، ما می‌دونیم که اونا
‫وقت زیادی رو با هم میگذروندن.

72
00:05:55,120 --> 00:05:59,250
‫- شاید این اذیتت می‌کرده.
‫- من خیلی راضی نبودم.

73
00:05:59,330 --> 00:06:02,960
‫پیتر همیشه با اون بود.
‫چنین چیزی برای من منطقی نبود.

74
00:06:03,760 --> 00:06:06,420
‫اما واقعا فکر می‌کنی من
‫می‌تونم قتل انجام بدم؟

75
00:06:06,510 --> 00:06:08,090
‫خب، فکر می‌کنم همه‌ی ما قادر
‫به انجام چنین کاری هستیم.

76
00:06:08,550 --> 00:06:10,550
‫من به یه نمونه‌ی دی‌ان‌ای نیاز دارم.

77
00:06:26,280 --> 00:06:29,990
‫شما به پیامگیر سرکاراگاه
‫آرماند گاماش متصل شدین.

78
00:06:30,070 --> 00:06:31,660
‫لطفا پیام بگذارین.

79
00:06:31,740 --> 00:06:35,200
‫رئیس، من یه بار دیگه خونه‌ی کوین
‫و تامی رو بررسی می‌کنم.

80
00:06:35,290 --> 00:06:37,000
‫حتما یه چیزی بوده که متوجه‌اش نشدم.

81
00:08:03,460 --> 00:08:05,130
‫وای خدای من.

82
00:08:27,320 --> 00:08:28,780
‫زمین یکم سفته.

83
00:08:29,530 --> 00:08:30,690
‫کمک می‌خوای؟

84
00:08:41,910 --> 00:08:43,040
‫برای چی داری می‌کنیش؟

85
00:08:59,600 --> 00:09:01,470
‫من اونو لیلیوم صدا میزدم.

86
00:09:03,600 --> 00:09:06,150
‫من فقط برای کمک بهش
‫پوسته‌ی تخمش رو شکستم.

87
00:09:31,170 --> 00:09:34,050
‫بیا. مراقبش باش.

88
00:09:56,200 --> 00:09:58,030
‫این تقصیر تو نیست، روث.

89
00:10:00,580 --> 00:10:01,660
‫طبیعت مسیر خودش رو طی می‌کنه.

90
00:10:02,790 --> 00:10:04,330
‫همه‌ی اونا نمی‌تونن
‫زنده بمونن.

91
00:10:24,060 --> 00:10:27,480
‫"امید یک چیز پرداره
‫که در روح لونه می‌کنه...

92
00:10:27,560 --> 00:10:31,480
‫و آوازی بدون کلام می‌خونه
‫و هیچ وقت متوقف نمیشه."

93
00:10:32,940 --> 00:10:35,740
‫آره، آره. امیلی دیکنسون.

94
00:10:36,150 --> 00:10:37,900
‫چه‌قدر حوصله‌سربر.

95
00:10:40,450 --> 00:10:43,830
‫خب،‌ اون نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی من بود،
‫تا وقتی که آثار روث زاردو رو خوندم.

96
00:10:47,620 --> 00:10:50,580
‫شنیدم پیتر رو توی یه سلول
‫داخل مونترال زندانی کردین.

97
00:10:50,670 --> 00:10:51,580
‫دیگه اون‌جا نیست.

98
00:10:52,290 --> 00:10:56,050
‫- توی خونه‌‌شون چه کار می‌کردی؟
‫- کلارا داره توی تحقیقات کمک می‌کنه.

99
00:10:56,130 --> 00:10:58,010
‫اونا هیچ ربطی به این قتل ندارن.

100
00:10:59,340 --> 00:11:02,550
‫- مدرکی مبنی بر این داری؟
‫- من اینو میدونم.

101
00:11:03,100 --> 00:11:04,390
‫قاتل ممکنه یکی از اونا باشه.

102
00:11:06,100 --> 00:11:09,480
‫احمقا، چطوره به جای فرضیه سازی،

103
00:11:09,560 --> 00:11:12,440
‫برین مدارک و شواهد واقعی جمع کنین؟

104
00:11:28,450 --> 00:11:30,120
‫خیلی خب. اونو داخل کیسه بذار.

105
00:12:00,150 --> 00:12:01,240
‫این خونه؟

106
00:12:01,990 --> 00:12:03,780
‫ما بلافاصله اینو پردازش می‌کنیم.

107
00:12:29,430 --> 00:12:30,430
‫می‌تونم کمکت کنم؟

108
00:12:32,100 --> 00:12:36,110
‫سلام، کیتلین بارکر.
‫سازمان حفاظت از کودکان.

109
00:12:36,190 --> 00:12:37,270
‫قضیه چیه؟

110
00:12:38,230 --> 00:12:41,860
‫- من باید در مورد دخترات باهات صحبت کنم.
‫- همه چی رو به راهه؟

111
00:12:41,940 --> 00:12:44,740
‫- میشه بریم داخل؟
‫- بله.

112
00:12:48,990 --> 00:12:51,660
‫یه اتهاماتی در مورد مادری تو هست.

113
00:12:54,370 --> 00:12:56,170
‫چه اتهاماتی؟

114
00:12:57,250 --> 00:12:59,380
‫من اجازه ندارم بگم.

115
00:13:00,880 --> 00:13:03,420
‫به ما گفته شده که تو
‫ساعت‌های زیادی کار می‌کنی.

116
00:13:04,340 --> 00:13:06,180
‫من یه افسر پلیسم.

117
00:13:06,800 --> 00:13:08,930
‫و بعضی وقت‌ها دخترا تنها میمونن.

118
00:13:09,680 --> 00:13:10,680
‫نه.

119
00:13:11,520 --> 00:13:12,560
‫هیچ وقت.

120
00:13:13,060 --> 00:13:15,520
‫وقتی من کار می‌کنم اونا پیش مادرم هستن.

121
00:13:16,350 --> 00:13:18,400
‫اونا همیشه جاشون امنه.

122
00:13:21,030 --> 00:13:25,700
‫- تو نمی‌تونی اونا رو از من بگیری.
‫- این فقط یه تحقیقه.

123
00:13:25,780 --> 00:13:28,450
‫با خط سازمان حمایت از کودکان
‫تماس گرفته شده...

124
00:13:28,530 --> 00:13:31,200
‫و ما باید هر شکایتی رو بررسی کنیم.

125
00:13:32,870 --> 00:13:34,250
‫اون تماس ناشناس بوده؟

126
00:13:44,260 --> 00:13:46,300
‫این خیلی عجیبه.

127
00:13:48,680 --> 00:13:51,310
‫بعضی وقتا شکایت‌هایی از روی
‫کینه و بدخواهی انجام میشه.

128
00:13:51,970 --> 00:13:55,890
‫اما ما باید هر تماسی رو جدی بگیریم.

129
00:13:55,980 --> 00:13:56,980
‫تو اینو می‌دونی.

130
00:14:14,370 --> 00:14:16,710
‫لپتاپ مارک پردازش شده. هیچی توش نیست.

131
00:14:16,790 --> 00:14:18,870
‫من یه چیزی پیدا کردم.

132
00:14:18,960 --> 00:14:21,960
‫من یه نگاهی به اون گوشی...

133
00:14:22,040 --> 00:14:24,260
‫که اون بچه توی شب قتل جا گذاشت کردم.

134
00:14:24,340 --> 00:14:25,970
‫می‌خواید ببینید چی پیدا کردم؟

135
00:14:30,680 --> 00:14:33,010
‫آماده‌این؟ آره؟

136
00:14:40,020 --> 00:14:41,770
‫ببینین، سوفی اون‌جاست.

137
00:14:45,940 --> 00:14:47,070
‫سوفی اون‌جا بوده.

138
00:14:47,190 --> 00:14:50,200
‫فکر می‌کنی ممکنه بدون اطلاع
‫هیدن اون‌جا بوده باشه؟

139
00:14:50,280 --> 00:14:52,870
‫یا شاید اون نمی‌خواسته ما فکر کنیم
‫نابغه‌ی کوچولوی اون...

140
00:14:52,950 --> 00:14:54,950
‫املاک خالی رو تخریب می‌کنه.

141
00:14:56,120 --> 00:14:58,160
‫خیلی خب، برای این آماده‌این؟

142
00:15:04,920 --> 00:15:07,260
‫خیلی خب، سمت راست صفحه رو نگاه کنین.

143
00:15:07,340 --> 00:15:09,720
‫- اون بی هست.
‫- بی به من گفت اون‌جا نبوده.

144
00:15:09,800 --> 00:15:10,970
‫اون دروغ گفته.

145
00:15:11,550 --> 00:15:12,600
‫سوال اینه که چرا.

146
00:15:13,550 --> 00:15:14,470
‫کارت خوب بود.

147
00:15:15,930 --> 00:15:16,850
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

148
00:15:38,040 --> 00:15:39,960
‫چرا به من دروغ گفتی، بی؟

149
00:15:40,040 --> 00:15:42,380
‫تو توی سینت آنتونی بودی.

150
00:15:42,460 --> 00:15:43,960
‫چرا در این مورد دروغ گفتی؟

151
00:15:45,840 --> 00:15:47,130
‫دلایل خودم رو داشتم.

152
00:15:49,340 --> 00:15:52,930
‫- هیچ کدومشون به تو ربط نداره.
‫- معلومه که به من ربط داره.

153
00:15:53,010 --> 00:15:56,640
‫تو فکر می‌کنی من خطرناکم،‌ رئیس؟
‫فکر می‌کنی من یه قاتلم؟

154
00:15:58,270 --> 00:16:00,180
‫بیا، منو بازداشت کن.

155
00:16:03,230 --> 00:16:04,150
‫نه؟

156
00:16:05,770 --> 00:16:06,860
‫فکرشو می‌کردم.

157
00:16:48,520 --> 00:16:50,990
‫متیو، برادر بی.

158
00:16:52,530 --> 00:16:54,570
‫برادر بی؟

159
00:16:54,660 --> 00:16:55,990
‫اون اشاره‌ای به داشتن یه برادر نکرده بود.

160
00:16:56,070 --> 00:16:58,990
‫متیو و ۲ تا از پسرا از مدرسه فرار کردن.

161
00:16:59,080 --> 00:17:02,500
‫توی سوابق نوشته شده که اونا
‫سعی کردن از رود بلابلا رد شن و غرق شدن.

162
00:17:02,580 --> 00:17:04,580
‫اجسادشون هیچ وقت پیدا نشد.

163
00:17:05,250 --> 00:17:07,630
‫و این لیست همه‌ی بچه‌هایی هست...

164
00:17:07,710 --> 00:17:11,510
‫که از وقتی که بی توی سینت آنتونی بوده
‫تا تعطیلیش به اون‌جا رفتن.

165
00:17:11,590 --> 00:17:13,920
‫فکر کردم این شاید برات جالب باشه.

166
00:17:16,470 --> 00:17:19,310
‫- مری تو ریورز؟
‫- آره، تاریخ‌ تولدش یکیه.

167
00:17:19,390 --> 00:17:24,190
‫فکر می‌کنم مری اسمیه که راهبه‌ها
‫به آریساوه تو ریورز دادن، یه اسم مسیحی.

168
00:17:24,270 --> 00:17:25,600
‫شاید اون بتونه به ما کمک کنه.

169
00:17:25,690 --> 00:17:27,610
‫- کارت خوب بود، ژان‌گی.
‫- ممنون.

170
00:17:28,230 --> 00:17:32,230
‫کراونزویل نیرو کم داره، برای همین ما
‫امشب صحنه‌ی جرم رو زیر نظر داریم.

171
00:17:32,320 --> 00:17:33,240
‫باشه.

172
00:17:39,200 --> 00:17:42,370
‫اس‌آی‌جی توی خونه‌ی تامی و کوین
‫خون پیدا کرده.

173
00:17:42,450 --> 00:17:44,410
‫اونا دارن آزمایشش می‌کنن تا ببینن
‫با دی‌ان‌ای بلو مطابقت داره یا نه.

174
00:17:44,500 --> 00:17:46,670
‫زمین اون‌جا کاملا شسته شده،

175
00:17:46,750 --> 00:17:50,340
‫برای همین اونا از بین تخته‌های کف زمین
‫نمونه‌برداری کردن،

176
00:17:50,420 --> 00:17:54,300
‫بیشترش خاک و مو و چیزای دیگه بوده.

177
00:17:55,220 --> 00:17:57,930
‫- برگ کاج؟
‫- ایزابل، حالت خوبه؟

178
00:17:59,890 --> 00:18:02,310
‫یه نفر برای من با سازمان حفاظت از کودکان
‫تماس گرفته.

179
00:18:02,970 --> 00:18:06,350
‫- چی؟
‫- آره. من...

180
00:18:07,100 --> 00:18:12,190
‫مددکارهای اجتماعی میان سراغم،
‫به من میگن مادر بدی هستم.

181
00:18:13,530 --> 00:18:17,660
‫- اگه اونا رو از من بگیرن.
‫- نه، نه، چنین اتفاقی نمیفته.

182
00:18:17,740 --> 00:18:19,990
‫هیچ کسی بچه‌هاتو ازت نمیگیره.

183
00:18:21,370 --> 00:18:24,450
‫- ما با هم یه فکری برای این می‌کنیم، باشه؟
‫- ممنون.

184
00:18:27,500 --> 00:18:29,500
‫من می‌خوام بری و با آریساوه صحبت کنی.

185
00:18:30,790 --> 00:18:33,050
‫اون توی مدرسه‌ی سینت آنتونی
‫دانش‌آموز بوده.

186
00:18:33,130 --> 00:18:34,050
‫ایزابل...

187
00:18:34,800 --> 00:18:38,300
‫حالش رو داری که فردا با من
‫برگردی اون‌جا؟

188
00:18:38,800 --> 00:18:41,300
‫آره، آره، البته.

189
00:18:41,720 --> 00:18:42,930
‫خوبه.

190
00:18:58,780 --> 00:19:00,320
‫من یادداشت‌های روان‌درمانیت رو پیدا کردم.

191
00:19:06,370 --> 00:19:07,290
‫خوندیشون؟

192
00:19:08,000 --> 00:19:10,710
‫فقط در حدی که بدونم
‫حقیقت رو می‌گفتی.

193
00:19:11,210 --> 00:19:13,210
‫من اونا رو از لپتاپ مارک پاک کردم.

194
00:19:14,800 --> 00:19:17,840
‫نیازی نیست کسی اینا رو بدونه،
‫مگه این‌که خودت بخوای بهشون بگی.

195
00:19:23,180 --> 00:19:27,060
‫پیتر، چنین رازهایی برای روح آدم خوب نیستن.

196
00:19:28,480 --> 00:19:29,560
‫یا برای یه ازدواج.

197
00:19:59,170 --> 00:20:02,180
‫هیدن حتما می‌دونسته که سوفی
‫اون شب اون‌جا بوده.

198
00:20:03,720 --> 00:20:05,050
‫اون به ما دروغ گفت.

199
00:20:06,470 --> 00:20:09,850
‫باید هر کاری می‌تونی برای
‫محافظت از بچه‌هات بکنی.

200
00:20:14,360 --> 00:20:15,690
‫هی.

201
00:20:16,110 --> 00:20:18,230
‫خوبی؟ چی شده؟

202
00:20:21,200 --> 00:20:23,990
‫- چی بود؟
‫- صدا از زیرزمین میاد.

203
00:20:25,160 --> 00:20:26,700
‫دیوونه شدی؟

204
00:20:26,780 --> 00:20:29,410
‫ما برای محافظت از صحنه‌ی
‫جرم این‌جاییم، مگه نه؟

205
00:20:34,170 --> 00:20:36,500
‫هی، فکر نکنم این ایده‌ی خوبی باشه.

206
00:20:48,600 --> 00:20:50,770
‫پلیس! خودتو نشون بده.

207
00:20:52,770 --> 00:20:53,850
‫پلیس!

208
00:20:54,350 --> 00:20:56,520
‫هی، شاید باید نیروی پشتیبانی خبر کنم.

209
00:20:56,610 --> 00:20:57,560
‫دست بردار.

210
00:21:18,250 --> 00:21:19,800
‫راکون کوفتی!

211
00:21:25,050 --> 00:21:27,300
‫خیلی خب. بیا از این‌جا بریم.

212
00:21:27,720 --> 00:21:29,010
‫کجا رفت؟

213
00:21:29,100 --> 00:21:31,100
‫- کجا رفت؟
‫- برام مهم نیست. بیا بریم بیرون.

214
00:21:31,220 --> 00:21:32,640
‫شنیدی؟

215
00:21:41,480 --> 00:21:42,400
‫چیه؟

216
00:21:44,150 --> 00:21:45,070
‫نمیدونم.

217
00:21:46,110 --> 00:21:48,410
‫اما به قدری بزرگ هست
‫که یه نفر درونش بخزه.

218
00:21:48,490 --> 00:21:50,830
‫برای خودت آره،
‫من زیادی هیکلیم.

219
00:21:50,910 --> 00:21:52,040
‫تو راست میگی.

220
00:21:55,330 --> 00:21:56,330
‫هی.

221
00:21:58,960 --> 00:22:00,090
‫خیلی خب.

222
00:22:49,890 --> 00:22:50,800
‫وای خدا.

223
00:22:52,140 --> 00:22:55,640
‫وای خدا! فکر کردی تنهایی اون‌جا میمونم؟

224
00:22:58,230 --> 00:22:59,730
‫این یه راه مخفیه.

225
00:23:00,310 --> 00:23:02,770
‫خب، اگه قاتل در مورد این تونل می‌دونسته،

226
00:23:02,860 --> 00:23:05,900
‫می‌تونسته بدون فهمیدن بقیه
‫بهشون ملحق بشه.

227
00:23:05,980 --> 00:23:08,360
‫و اون توی راه اینو جاساز کرده بوده.

228
00:23:09,990 --> 00:23:13,740
‫این همون مدل گوشی گمشده‌ی
‫مارک فورتیه هست.

229
00:23:13,830 --> 00:23:14,870
‫خیلی خب.

230
00:23:35,720 --> 00:23:38,390
‫الان یه خبر خوب خیلی به ما کمک می‌کنه.

231
00:23:39,690 --> 00:23:41,190
‫توی خونه‌ی کوین چیزی پیدا کردین؟

232
00:23:41,730 --> 00:23:44,400
‫ما هنوز منتظر گزارش
‫تیم تحلیل جرم هستیم.

233
00:23:44,860 --> 00:23:48,490
‫کوین بهترین سرنخ ماست.
‫به نظر میاد اون از مرز رد شده.

234
00:23:48,940 --> 00:23:50,820
‫اون الان هر جایی می‌تونه باشه.

235
00:23:50,900 --> 00:23:53,570
‫پس این همه راه اومدین
‫که بگین هیچ خبری ندارین؟

236
00:23:54,620 --> 00:23:55,450
‫نه.

237
00:23:56,080 --> 00:23:59,160
‫اونا این همه راه اومدن تا تو
‫یه چیزی بتونی بهشون بگی.

238
00:24:08,420 --> 00:24:09,340
‫ببخشید.

239
00:24:12,630 --> 00:24:13,470
‫برای چی؟

240
00:24:18,270 --> 00:24:19,180
‫کارا؟

241
00:24:22,520 --> 00:24:25,520
‫من اون تماس احمقانه رو با
‫سازمان حمایت از کودکان گرفتم.

242
00:24:25,610 --> 00:24:28,780
‫چی؟ چرا باید تو...

243
00:24:29,400 --> 00:24:31,530
‫چرا باید چنین کاری بکنی؟

244
00:24:32,200 --> 00:24:34,240
‫می‌خواستم بدونی چه حسی داره.

245
00:24:34,780 --> 00:24:36,280
‫که کسی که عاشقش هستی
‫رو از دست بدی.

246
00:24:38,620 --> 00:24:42,000
‫فکر کردم باعث میشه این‌قدر دست
‫روی دست نذاری و خواهرم رو پیدا کنی.

247
00:24:42,410 --> 00:24:43,420
‫برو چای بیار.

248
00:24:45,170 --> 00:24:46,080
‫برو.

249
00:24:50,130 --> 00:24:52,930
‫ما دوباره بهشون زنگ زدیم و
‫قضیه رو حل کردیم.

250
00:24:53,630 --> 00:24:55,590
‫واقعا به‌خاطر کاری که کرد متاسفم.

251
00:25:00,310 --> 00:25:04,310
‫راستش ما این‌جا هستیم که ازت بخوایم
‫در مورد یه پرونده‌ی دیگه به ما کمک کنی.

252
00:25:05,850 --> 00:25:06,770
‫چه پرونده‌ای؟

253
00:25:08,820 --> 00:25:12,320
‫ما یه پرونده توی مدرسه‌ی شبانه‌روزی قدیمی
‫در تری‌پاینز داریم.

254
00:25:13,700 --> 00:25:16,070
‫ما اسمت رو توی لیست دانش‌آموزان دیدیم.

255
00:25:17,450 --> 00:25:20,910
‫حاضری که در مورد اون زمان چند تا سوال
‫رو جواب بدی؟

256
00:25:23,460 --> 00:25:25,290
‫به اندازه‌ی کافی باعث درد و رنج ما نشدین؟

257
00:25:26,580 --> 00:25:27,580
‫مادربزرگ.

258
00:25:29,590 --> 00:25:31,300
‫لازم نیست در موردش حرف بزنی.

259
00:25:31,380 --> 00:25:32,550
‫من حالم خوبه.

260
00:25:40,930 --> 00:25:42,100
‫بپرس.

261
00:25:44,020 --> 00:25:45,810
‫وقتی تو توی اون مدرسه بودی،

262
00:25:46,900 --> 00:25:51,230
‫شنیدی که سه پسر فرار کردن؟

263
00:25:52,400 --> 00:25:55,110
‫و... غرق شدن.

264
00:25:58,700 --> 00:25:59,950
‫آره.

265
00:26:01,580 --> 00:26:04,290
‫و می‌دونم که واقعا چه اتفاقی
‫براشون افتاد.

266
00:26:05,370 --> 00:26:07,000
‫اونا غرق نشدن؟

267
00:26:12,880 --> 00:26:14,510
‫یه روز قبل از فرارشون...

268
00:26:15,550 --> 00:26:19,010
‫یکی از پسرا اتاق مستخدم رو به آتیش کشید.

269
00:26:22,260 --> 00:26:23,680
‫اون مرد شرارت خالص بود.

270
00:26:26,060 --> 00:26:28,770
‫ما بهش سرایدار می‌گفتیم.
‫که لقب طنزآمیزی بود.

271
00:26:29,060 --> 00:26:31,440
‫همه‌ی ما بدجوری از اون می‌ترسیدیم.

272
00:26:31,520 --> 00:26:32,860
‫اون حسابی عصبانی شد.

273
00:26:32,940 --> 00:26:35,150
‫اون می‌دونست کار کیا بوده
‫و برای مجازاتشون برنامه چیده بود.

274
00:26:35,240 --> 00:26:37,610
‫برای همین اون پسرها فرار کردن.

275
00:26:39,780 --> 00:26:45,780
‫اون فهمید که اونا فرار کردن
‫و رفت دنبالشون.

276
00:26:47,000 --> 00:26:51,340
‫روز بعد ما شنیدیم که اونا توی
‫بلا بلا غرق شدن.

277
00:26:53,460 --> 00:26:55,300
‫اما حرفشون رو باور نکردیم.

278
00:26:58,630 --> 00:27:00,640
‫فکر می‌کنی واقعا چی شده؟

279
00:27:01,050 --> 00:27:02,180
‫من؟

280
00:27:08,230 --> 00:27:12,690
‫من فکر می‌کنم اونا هنوز اون پایین هستن.
‫هنوز توی اون زیر زمین هستن.

281
00:29:50,430 --> 00:29:53,430
‫اگه سه نفر رو پیدا کردیم،
‫بیشتر از اینا هستن.

282
00:29:55,100 --> 00:29:56,850
‫احتمالا خیلی بیشتر.

283
00:29:57,810 --> 00:29:59,980
‫ما این‌جا به رادار زمین‌نفوذ نیاز داریم.

284
00:30:00,690 --> 00:30:01,980
‫کل این‌جا رو باید پوشش بدیم.

285
00:30:04,150 --> 00:30:06,284
‫فکر می‌کنی بتونیم
‫دی‌ان‌ای اونا رو پیدا کنیم؟

286
00:30:06,308 --> 00:30:07,320
‫امیدوارم بتونیم.

287
00:30:13,540 --> 00:30:14,410
‫ایزابل.

288
00:30:19,080 --> 00:30:20,040
‫من متاسفم.

289
00:30:27,760 --> 00:30:28,800
‫منم متاسفم.

290
00:30:42,940 --> 00:30:44,650
‫حداقل می‌تونن برن خونه.

291
00:31:11,300 --> 00:31:12,300
‫بی.

292
00:31:16,770 --> 00:31:18,480
‫بگو رئیس، چی شده؟

293
00:31:20,810 --> 00:31:22,730
‫فکر کنم برادرت رو پیدا کردم.

294
00:32:39,020 --> 00:32:40,310
‫من خیلی متاسفم.

295
00:33:09,880 --> 00:33:11,800
‫اسمش نیانیپو بود.

296
00:33:13,630 --> 00:33:16,260
‫به معنای "رو به جلو ایستاده."

297
00:33:21,140 --> 00:33:23,850
‫خب، حالا که اینو فهمیدی،
‫چیو می‌خوای بشنوی؟

298
00:33:24,270 --> 00:33:26,270
‫این تقصیر من بود که اون مرد.

299
00:33:27,560 --> 00:33:28,860
‫چطور تقصیر تو بود؟

300
00:33:29,400 --> 00:33:32,570
‫این‌جوری فهمیدن که اون فرار کرده.
‫من گیر افتادم.

301
00:33:33,860 --> 00:33:37,240
‫تو فکر می‌‌کنی پدر مارک برادرت
‫رو کشته، مگه نه؟

302
00:33:37,740 --> 00:33:39,410
‫می‌دونم که کشته.

303
00:33:40,120 --> 00:33:43,250
‫من صدای جیغش رو شنیدم،
‫و بعد صداش متوقف شد.

304
00:33:49,750 --> 00:33:51,460
‫نمی‌تونسته آسون بوده باشه.

305
00:33:51,800 --> 00:33:54,420
‫این که مارک رو توی تری‌پاینز ببینی،

306
00:33:54,510 --> 00:33:56,550
‫به تو یادآوری می‌کرد که پدرش چه کار کرده.

307
00:33:56,630 --> 00:33:58,340
‫من اونو نکشتم، رئیس.

308
00:34:01,060 --> 00:34:02,720
‫می‌دونی کی اونو کشته؟

309
00:34:02,810 --> 00:34:05,310
‫شاید یه چیزی باشه، شایدم هیچی نباشه.

310
00:34:06,850 --> 00:34:07,770
‫چی؟

311
00:34:10,320 --> 00:34:12,110
‫بگو ببینم، بی.

312
00:34:14,150 --> 00:34:15,900
‫صبح روزی که مرد،

313
00:34:15,990 --> 00:34:18,990
‫من دیدم که مارک و سوفی با هم حرف میزنن.

314
00:34:19,070 --> 00:34:20,370
‫هیدن هم به اونا ملحق شد.

315
00:34:20,450 --> 00:34:24,240
‫همه‌شون بحث می‌کردن
‫و خصومت‌آمیز به نظر می‌رسید.

316
00:35:13,750 --> 00:35:15,170
‫این آهنگ مورد علاقه‌ی مارک بود.

317
00:35:17,170 --> 00:35:18,800
‫الان دیگه خودمون موندیم.

318
00:35:23,010 --> 00:35:26,980
‫اون کاراگاه دوباره اومد
‫و خواست که بهش زنگ بزنی.

319
00:35:33,610 --> 00:35:35,480
‫من میرم فروشگاه که یه نوشابه بخرم.

320
00:35:35,570 --> 00:35:37,320
‫- نه نمیری.
‫- من می‌دونم چطور به فروشگاه برم.

321
00:35:37,400 --> 00:35:40,450
‫به سینت آنتونی هم می‌دونی چطوری بری،
‫مگه نه؟

322
00:35:43,120 --> 00:35:44,450
‫من می‌دونم که اون‌جا بودی.

323
00:35:45,580 --> 00:35:49,580
‫من دروغ گفتم. من به پلیس دروغ گفتم
‫که ازت محافظت کنم، سوفی.

324
00:35:51,290 --> 00:35:53,250
‫همه‌اش یواشکی از خونه میزنی بیرون،

325
00:35:53,790 --> 00:35:56,750
‫هر چیزی که در موردش رویاپردازی کردیم
‫رو به خطر میندازی.

326
00:35:59,550 --> 00:36:00,550
‫چه کار کردی؟

327
00:36:02,300 --> 00:36:04,430
‫- من فقط باید یکم هوا می‌خوردم.
‫- سوفی...

328
00:36:04,510 --> 00:36:06,010
‫فقط باید...

329
00:36:06,310 --> 00:36:08,730
‫از این‌جا میزدم بیرون!

330
00:37:37,690 --> 00:37:39,270
‫مامان رو می‌بینی؟

331
00:38:28,570 --> 00:38:29,740
‫عاشقتم.

332
00:38:30,580 --> 00:38:32,080
‫منم عاشقتم.

333
00:38:45,720 --> 00:38:46,630
‫رئیس.

334
00:38:46,970 --> 00:38:50,220
‫تحلیل کامل سوابق مالی مارک
‫رسیده.

335
00:38:50,300 --> 00:38:51,640
‫چیزی پیدا کردن؟

336
00:38:52,060 --> 00:38:56,270
‫خب، اون بدون پرداخت اجاره زندگی می‌کرد،
‫چون هیدن فکر می‌کرد اون بی‌پوله.

337
00:38:56,350 --> 00:38:59,600
‫معلوم شد که اون بیش از ۱۰۰ هزار دلار
‫توی حساب بانکیش داره.

338
00:38:59,690 --> 00:39:02,570
‫خب، اون می‌تونه بهترین دوستش رو
‫فریب بده.

339
00:39:02,650 --> 00:39:06,400
‫فقط همین نیست. اون یه بلیط هواپیما
‫به نیویورک به اسم سوفی خریده.

340
00:39:06,490 --> 00:39:08,070
‫تیم، من یه چیزی پیدا کردم.

341
00:39:08,150 --> 00:39:11,910
‫ما ده‌ها پیام صوتی از گوشی مارک
‫به سوفی پیدا کردیم،

342
00:39:11,990 --> 00:39:13,280
‫و همچنین از سوفی به مارک.

343
00:39:13,370 --> 00:39:14,691
‫اونا با هم رابطه داشتن؟

344
00:39:14,715 --> 00:39:17,660
‫شاید بهتر باشه قبل از
‫این‌که فرض بگیری گوش کنی.

345
00:39:20,670 --> 00:39:23,170
‫خیلی خب، یه لحظه صبر کنین.

346
00:39:24,750 --> 00:39:26,710
‫خب، خبرای خوبی دارم.

347
00:39:26,800 --> 00:39:29,180
‫از دانشگاه نیویورک باهام تماس گرفتن
‫و اونا بورسیه‌ی کامل هنری رو...

348
00:39:29,260 --> 00:39:32,430
‫توی رشته‌ی فناوری موسیقی بهت میدن.

349
00:39:32,510 --> 00:39:34,760
‫می‌دونم این چیزیه که تو می‌خوای، سوف...

350
00:39:34,930 --> 00:39:38,270
‫اما بابات عاشقته.
‫اون چیزیه که صلاح توئه رو می‌خواد.

351
00:39:39,270 --> 00:39:41,690
‫من دوست ندارم از بهترین دوستم
‫رازی رو مخفی کنم.

352
00:39:42,980 --> 00:39:46,150
‫اگه تو انجامش نمیدی، من انجامش میدم.

353
00:39:46,980 --> 00:39:50,150
‫سوفی می‌خواست به نیویورک بره
‫تا از پدرش فاصله بگیره؟

354
00:39:50,240 --> 00:39:51,740
‫و فناوری موسیقی بخونه.

355
00:39:51,820 --> 00:39:54,830
‫شولک رویای هیدن بود.
‫فکر کنم رویای سوفی این نبوده.

356
00:39:54,910 --> 00:39:58,250
‫مارک بهش کمک می‌کرده بدون اطلاع هیدن
‫به چیزی که می‌خواد برسه.

357
00:39:58,330 --> 00:40:00,830
‫اما مارک می‌خواست راز سوفی رو افشا کنه،

358
00:40:00,920 --> 00:40:03,500
‫که معناش اینه هر دوی اونا دلیلی
‫برای عصبانی بودن دارن.

359
00:40:03,580 --> 00:40:04,920
‫اون‌قدر عصبانی بشن که بکشنش؟

360
00:40:05,000 --> 00:40:08,010
‫فقط یه نفر هست که
‫اینو می‌تونه به ما بگه.

361
00:40:34,240 --> 00:40:35,240
‫درها بازه.

362
00:40:37,540 --> 00:40:38,540
‫پلیس!

363
00:40:46,540 --> 00:40:47,460
‫اونا رفتن.

364
00:40:47,960 --> 00:40:50,760
‫حکم بازداشت براشون صادر کن.
‫یه تیم تحلیل صحنه‌ی جرم رو بیار این‌جا.

365
00:40:55,140 --> 00:40:57,470
‫من برای خودمون یه خونه‌ی عالی پیدا کردم.

366
00:40:57,560 --> 00:40:58,720
‫ما هم‌اتاقی میشیم.

367
00:40:58,810 --> 00:41:00,560
‫من می‌تونم توی تمرینت کمکت کنم...

368
00:41:00,640 --> 00:41:02,963
‫و چون لازم نیست
‫رفت و آمدی داشته باشیم،

369
00:41:02,987 --> 00:41:05,310
‫زمان زیادی برای
‫سینما و کنسرت رفتن هست.

370
00:41:05,860 --> 00:41:10,820
‫مگه بخشی از دانشجو شدن این نیست
‫که تنهایی دنیا رو بشناسی؟

371
00:41:11,690 --> 00:41:14,530
‫این برای تو هیچ وقت ممکن نیست، عزیزم.

372
00:41:15,070 --> 00:41:19,290
‫افرادی با وضعیت من هستن
‫که زندگی‌های کاملا معمولی دارن.

373
00:41:19,370 --> 00:41:21,120
‫اونا به مدرسه و سر کار میرن.

374
00:41:21,200 --> 00:41:22,410
‫یه نفر هست...

375
00:41:22,500 --> 00:41:25,750
‫که عینک مخصوص با تلسکوپ کوچیک
‫برای رانندگی داره...

376
00:41:25,880 --> 00:41:27,670
‫کی اینو بهت گفته؟ مارک؟

377
00:41:29,460 --> 00:41:33,010
‫مارک به من اهمیت می‌داد،
‫به چیزی که من می‌خواستم اهمیت می‌داد.

378
00:41:36,510 --> 00:41:39,600
‫بابا، فکر کنم فرعی رو رد کردی.

379
00:41:42,850 --> 00:41:45,140
‫ما به مونترال نمیریم، مگه نه؟

380
00:41:49,570 --> 00:41:50,940
‫اون پلیسه؟

381
00:41:53,150 --> 00:41:55,110
‫چرا ماشین رو نگه نمیداری؟

382
00:41:56,280 --> 00:41:57,280
‫چی شده؟

383
00:42:00,030 --> 00:42:01,580
‫بابا، باید ماشین رو نگه داری.

384
00:42:04,710 --> 00:42:06,250
‫داری منو می‌ترسونی!

385
00:42:07,460 --> 00:42:08,290
‫دریافت شد.

386
00:42:08,380 --> 00:42:10,250
‫- رئیس، ماشین هیدن رو پیدا کردن.
‫- صبر کن.

387
00:42:10,340 --> 00:42:11,800
‫- بیا بریم.
‫- من منتظر تیم میمونم.

388
00:42:11,880 --> 00:42:12,710
‫خوبه.

389
00:42:20,470 --> 00:42:22,430
‫تو باهاش می‌خوابیدی؟

390
00:42:22,520 --> 00:42:25,640
‫چی،‌ نه.
‫چطور ممکنه چنین فکری بکنی؟

391
00:42:25,730 --> 00:42:27,060
‫اون داشت سرتو...

392
00:42:27,140 --> 00:42:30,560
‫با اون چرت و پرتا در مورد
‫نیویورک و فناوری موسیقی پر می‌کرد،

393
00:42:30,650 --> 00:42:33,320
‫انگار که استعداد خدادادی و ذاتیت مهم نیست.

394
00:42:33,400 --> 00:42:35,360
‫فکر می‌کنی نیویورک ایده‌ی مارک بود؟

395
00:42:35,440 --> 00:42:36,450
‫- آره.
‫- این ایده‌ی من بود.

396
00:42:36,570 --> 00:42:40,200
‫من التماسش کردم که کمکم کنه،
‫التماسش کردم که اینو مخفی نگه داره.

397
00:42:40,280 --> 00:42:45,200
‫من از زندگی توی اون زندان و
‫بودن با تو خسته شده بودم.

398
00:43:05,350 --> 00:43:08,060
‫عجب، ما اینو توی نیکولت ندیده بودیم.

399
00:43:08,600 --> 00:43:11,560
‫نیکول، تفنگت رو سمت خرس نگه دار.

400
00:43:13,020 --> 00:43:14,070
‫خیلی خب.

401
00:43:14,730 --> 00:43:16,690
‫ما نمی‌دونستیم چه‌کار کنیم، رئیس.

402
00:43:16,780 --> 00:43:19,240
‫دست نگه دارین، افسرا.
‫ما حلش می‌کنیم.

403
00:43:20,740 --> 00:43:22,160
‫برگردین عقب، مشکلی نیست.

404
00:43:26,660 --> 00:43:29,620
‫چیزی نیست، چیزی نیست.
‫حرکت نکن.

405
00:43:29,710 --> 00:43:32,920
‫هیدن، تو باید از ماشین پیاده شی.

406
00:43:34,590 --> 00:43:37,510
‫- من حواسم به خرس هست، قربان.
‫- هیدن.

407
00:43:37,590 --> 00:43:38,970
‫من خیلی متاسفم.

408
00:43:39,050 --> 00:43:41,390
‫ما باید هر دوی شما رو از خرس دور کنیم.

409
00:43:41,510 --> 00:43:43,680
‫- چه کار کردی؟
‫- من کاری نکردم.

410
00:43:43,760 --> 00:43:46,180
‫باید اجازه بدی سوفی از ماشین خارج شه.

411
00:43:48,230 --> 00:43:53,020
‫می‌دونم می‌خوای ازش محافظت کنی،
‫اما باید بذاری از ماشین بیاد بیرون.

412
00:43:55,150 --> 00:43:56,400
‫خیلی آروم.

413
00:43:58,070 --> 00:44:00,910
‫- منو ترک نکن، سوف.
‫- حرکت ناگهانی نکن.

414
00:44:00,990 --> 00:44:01,910
‫خواهش می‌کنم.

415
00:44:03,070 --> 00:44:05,120
‫خوبه، سوفی. آروم بیا.

416
00:44:05,830 --> 00:44:07,040
‫بیا سمت ما.

417
00:44:08,250 --> 00:44:09,960
‫خوبه، آروم بیا.

418
00:44:13,330 --> 00:44:14,250
‫من همین‌جام.

419
00:44:19,170 --> 00:44:21,590
‫حالا هیدن، تو باید از ماشین بیای بیرون.

420
00:44:30,640 --> 00:44:32,350
‫دستاتو نشون بده، دستات!

421
00:44:37,650 --> 00:44:38,780
‫خوبه.

422
00:44:39,570 --> 00:44:40,900
‫خیلی آروم.

423
00:44:41,320 --> 00:44:42,360
‫مامور نیکول.

424
00:44:45,200 --> 00:44:46,620
‫دستات رو بذار پشتت.

425
00:44:50,160 --> 00:44:53,120
‫من تو رو به جرم قتل مارک فورتیه
‫بازداشت می‌کنم.

426
00:44:53,210 --> 00:44:55,250
‫نیازی نیست چیزی بگی.

427
00:44:55,330 --> 00:44:57,130
‫چیزی نیست که بهش امیدوار باشی.

428
00:44:57,210 --> 00:44:58,750
‫هیچ قولی بهت داده نمیشه.

429
00:44:58,840 --> 00:45:00,880
‫خطری تو رو تهدید نمی‌کنه
‫که لازم باشه ازش بترسی.

430
00:45:29,910 --> 00:45:33,960
‫اون‌جا تاریک بود، این تصادفی بود،
‫یه اشتباه بود.

431
00:45:34,420 --> 00:45:36,880
‫صدماتی که به مارک وارد شده
‫چیز دیگه‌ای میگه.

432
00:45:37,210 --> 00:45:40,630
‫تو سرش رو کوبوندی به اون سنگ
‫تا بمیره.

433
00:45:41,380 --> 00:45:44,630
‫- این خشم زیادی می‌طلبه.
‫- دختر کوچولوم در خطر بود.

434
00:45:44,840 --> 00:45:48,600
‫- باید ازش محافظت می‌کردم.
‫- سوفی دیگه یه دختر کوچیک نیست.

435
00:45:49,010 --> 00:45:52,980
‫تو نمی‌دونی دنیا چه‌قدر خطرناکه،

436
00:45:53,060 --> 00:45:54,350
‫من پدرشم!

437
00:45:57,650 --> 00:46:00,650
‫شاید نیاز داشته باشه که تو
‫بذاری اون انتخاب‌های خودش رو بکنه.

438
00:46:08,410 --> 00:46:10,450
‫رئیس، از کجا فهمیدی؟

439
00:46:11,540 --> 00:46:12,910
‫من با ریچارد لایونز تماس گرفتم.

440
00:46:13,000 --> 00:46:13,613
‫اما...

441
00:46:13,637 --> 00:46:15,500
‫هیدن به صورت مجانی
‫بهش پیانو آموزش می‌داد...

442
00:46:15,580 --> 00:46:17,548
‫توی سینت آنتونی،
‫اون خونه رو کامل می‌شناخته.

443
00:46:17,572 --> 00:46:19,540
‫اما چی باعث شد به اون زنگ بزنی، قربان.

444
00:46:20,750 --> 00:46:24,840
‫اگه نزدیک لونه‌ی جوجه‌ها بشی،
‫پرنده‌ی مادر می‌ترسه.

445
00:46:25,550 --> 00:46:28,680
‫اون هر کاری برای دور کردن
‫مهاجم‌ها می‌کنه.

446
00:46:30,220 --> 00:46:31,140
‫هر کاری.

447
00:46:49,700 --> 00:46:51,580
‫الان واحد تحلیل جرم تماس گرفت.

448
00:46:51,660 --> 00:46:53,870
‫خون توی خونه‌ی کوین
‫با خون بلو مطابقت داره.

449
00:46:53,950 --> 00:46:55,620
‫فکر می‌کنن اون اون‌جا مرده؟

450
00:46:55,700 --> 00:46:59,380
‫من منتظر گزارش کاملم،
‫اما این برای کوین وجهه‌ی خوبی نداره.

451
00:46:59,460 --> 00:47:01,000
‫ما باید اونو سریع پیدا کنیم.

452
00:47:01,960 --> 00:47:05,590
‫یه حادثه در مدرسه‌ی قدیمی شبانه‌روزی
‫توی تری‌پاینز اتفاق افتاده.

453
00:47:05,670 --> 00:47:06,920
‫واحد‌های نزدیک به محل بیان.

454
00:47:07,010 --> 00:47:07,930
‫بیاید بریم.

455
00:47:08,010 --> 00:47:09,550
‫دریافت شد. به سمت صحنه میریم.

456
00:47:09,574 --> 00:47:19,574
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

457
00:47:19,598 --> 00:47:29,598
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

