﻿1
00:00:32,268 --> 00:00:35,688
[چارلز مارو ۲۰۲۲ - ۱۹۴۱]

2
00:01:36,680 --> 00:01:40,851
‫ما این‌جا هستیم که آخرین
‫وصیت‌نامه‌ی چارلز مارو رو بخونیم.

3
00:01:43,938 --> 00:01:44,772
‫جولیا.

4
00:01:54,156 --> 00:01:56,659
‫ما آماده‌ایم، آقای مینارد.

5
00:02:01,580 --> 00:02:04,792
‫"من، چارلز مارو، به وکیل خودم
‫دستور میدم...

6
00:02:04,875 --> 00:02:08,629
‫که باقی‌مانده‌ی اموالم به شرح
‫زیر واگذار شود.

7
00:02:08,712 --> 00:02:12,758
‫برای هر کدوم از بچه‌هام،
‫توماس، پیتر و مارینا،

8
00:02:12,842 --> 00:02:15,386
‫من جمعا ۲۰ هزار دلار ارث میذارم.

9
00:02:16,929 --> 00:02:19,139
‫برای همسرم آیرین،

10
00:02:19,223 --> 00:02:21,517
‫باقی مونده‌ی اموالم رو میذارم،

11
00:02:22,476 --> 00:02:24,019
‫به استثنای یه مورد.

12
00:02:25,104 --> 00:02:27,314
‫خیلی شایسته هست که شما این‌جا جمع شدین،

13
00:02:27,398 --> 00:02:31,193
‫جایی که خاطرات خانوادگی
‫باارزش و شاد زیادی توش ایجاد شده.

14
00:02:31,318 --> 00:02:34,488
‫"شاتو بلفوره بزرگترین دارایی منه،

15
00:02:34,572 --> 00:02:37,575
‫و من بدین وسیله این نگین تاج پادشاهی رو...

16
00:02:37,658 --> 00:02:40,703
‫برای فرزندی که فکر می‌کنم بیشتر از بقیه
‫لایقش هست میذارم.

17
00:02:40,828 --> 00:02:44,331
‫دخترم، جولیا مارو."

18
00:02:44,665 --> 00:02:46,041
‫نه، این درست نیست.

19
00:02:46,458 --> 00:02:49,420
‫این نمی‌تونه درست باشه، مگه نه؟

20
00:02:49,503 --> 00:02:51,797
‫این‌ها خواسته‌های پدرتون بودن.

21
00:02:51,922 --> 00:02:53,841
‫تبریک میگم جولیا.

22
00:02:56,802 --> 00:02:58,888
‫بعد از این همه مدت،

23
00:02:59,597 --> 00:03:02,474
‫هنوز داری باعث اختلاف خانوادگی میشی.

24
00:03:04,852 --> 00:03:08,314
‫کارمون تموم شد؟ من نوشیدنی می‌خوام.

25
00:03:08,397 --> 00:03:10,232
‫کاملا نه.

26
00:03:11,066 --> 00:03:13,110
‫یه هدیه‌ی نهایی هست.

27
00:03:27,249 --> 00:03:30,169
‫هدیه‌ی آخر چارلز مارو...

28
00:03:30,294 --> 00:03:33,130
‫به خانواده‌ی عزیزش رو مشاهده کنین.

29
00:03:43,098 --> 00:03:45,434
‫گه توش، این شبیه ترامپه.

30
00:03:45,458 --> 00:03:53,458
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

31
00:03:53,482 --> 00:04:01,482
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

32
00:04:01,483 --> 00:04:09,483
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

33
00:04:09,708 --> 00:04:12,378
‫نوش. سالگردتون مبارک.
‫[سنگ قتل - قسمت یک]

34
00:04:12,461 --> 00:04:14,713
‫بیست و هفت سال با هم زندگی کردین.
‫رازتون چیه؟

35
00:04:14,797 --> 00:04:16,882
‫- کاری که بهش میگم میکنه.
‫- کاری که بهم میگه می‌کنم.

36
00:04:16,966 --> 00:04:19,551
‫همینه. تمام.

37
00:04:19,635 --> 00:04:20,719
‫به انجام این کار ادامه بده.

38
00:04:20,844 --> 00:04:22,554
‫خیلی خب.

39
00:04:24,556 --> 00:04:27,017
‫ما باید بیشتر همو ببینیم.

40
00:04:27,643 --> 00:04:29,478
‫پیر، قبل این‌که بری،

41
00:04:31,730 --> 00:04:34,984
‫- میشه به یه چیزی یه نگاهی بندازی؟
‫- آره. چیه؟

42
00:04:35,067 --> 00:04:38,070
‫این صحنه‌ی جرم کلبه‌ی کوین کیس هست.

43
00:04:38,904 --> 00:04:42,032
‫نظرت در مورد این شکل ترشح خون چیه؟

44
00:04:42,157 --> 00:04:44,910
‫سخته که به نتیجه‌ی قاطع
‫و محکمی رسید، اما...

45
00:04:47,079 --> 00:04:49,289
‫آرماند، گوش کن.

46
00:04:49,415 --> 00:04:52,334
‫زیر نظر داشتن یه پرونده با فاصله یه چیزه،

47
00:04:52,418 --> 00:04:54,586
‫اما دخالت کردن توی یه صحنه‌ی جرم...

48
00:04:54,670 --> 00:04:58,632
‫صحنه‌ی جرمی که قبل این‌که گروهبان من
‫پیداش کنه شناسایی نشده بود.

49
00:04:58,716 --> 00:05:01,176
‫فرقی نمی‌کنه، این کار تو نیست.

50
00:05:01,427 --> 00:05:05,931
‫من به عنوان یه دوست اینو بهت میگم، خب؟
‫باید فاصله بگیری.

51
00:05:06,598 --> 00:05:08,434
‫این ممکنه به قیمت شغلت تموم شه.

52
00:05:08,559 --> 00:05:11,061
‫پیر، وقتشه بریم.

53
00:05:13,981 --> 00:05:15,858
‫از اقامتت در این‌جا لذت ببر.

54
00:05:15,983 --> 00:05:18,318
‫و یه لطفی به خودت بکن، خب؟

55
00:05:18,485 --> 00:05:19,945
‫آروم بگیر، باشه؟

56
00:05:26,243 --> 00:05:27,202
‫خب، خب.

57
00:05:29,705 --> 00:05:31,040
‫ببخشید....

58
00:05:31,123 --> 00:05:33,500
‫کلارا، پیتر، ایشون رن‌ماری همسرم هستن.

59
00:05:34,501 --> 00:05:37,880
‫- از ملاقات باهات خوشوقتم.
‫- این‌جا چه کار می‌کنین؟

60
00:05:41,091 --> 00:05:43,010
‫این یه دورهمی خانوادگیه.

61
00:05:44,178 --> 00:05:46,096
‫البته دلیل تاسف‌انگیزی داره.

62
00:05:47,181 --> 00:05:50,350
‫ما داریم خاکسترهای پدرم رو پخش می‌کنیم.

63
00:05:50,476 --> 00:05:51,643
‫تسلیت میگیم.

64
00:05:51,727 --> 00:05:55,606
‫خواهش می‌کنم. هتل خانوادگی ما این‌جاست.
‫برای همین این‌جا انجامش میدیم.

65
00:05:55,689 --> 00:05:59,401
‫این‌جا مثل بهشته.
‫همیشه می‌خواستیم بیایم این‌جا.

66
00:06:01,278 --> 00:06:03,822
‫- آماده‌ای؟
‫- خواهیم دید.

67
00:06:03,989 --> 00:06:05,032
‫شبتون بخیر.

68
00:06:05,115 --> 00:06:06,325
‫- شب شما هم بخیر.
‫- آره.

69
00:06:11,830 --> 00:06:14,625
‫فکر کنم باید از این‌جا بریم... آره.

70
00:06:19,588 --> 00:06:22,925
‫فکر می‌کنم اون‌جا جای ماست.
‫من یه چک می‌کنم.

71
00:06:27,137 --> 00:06:28,639
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

72
00:06:28,722 --> 00:06:30,265
‫- بیا بریم.
‫- باشه.

73
00:06:30,390 --> 00:06:31,600
‫جولیا کجاست؟

74
00:06:32,559 --> 00:06:34,436
‫بله، جولیا کجاست؟

75
00:06:34,520 --> 00:06:37,064
‫طبق معمول همه‌ی ما رو معطل کرده.

76
00:06:37,147 --> 00:06:39,817
‫اگه شانس بیاریم اون جرات نمی‌کنه
‫خودش رو نشون بده.

77
00:06:41,777 --> 00:06:44,321
‫ما این‌جا هستیم که خاکسترهای
‫بابا رو پخش کنیم.

78
00:06:44,488 --> 00:06:46,532
‫میشه اوضاع رو متمدنانه نگه داریم؟

79
00:06:52,746 --> 00:06:53,705
‫خانم.

80
00:06:56,542 --> 00:06:59,128
‫خیلی خوبه که بعد این همه سال
‫می‌بینمتون.

81
00:06:59,294 --> 00:07:01,171
‫منو جولیا صدا کن، راحت باش.

82
00:07:02,214 --> 00:07:06,635
‫تبریک میگم که هتل به شما رسید.
‫خیلی براتون خوشحالم.

83
00:07:06,760 --> 00:07:09,596
‫خب،‌ تو تنها کسی هستی که خوشحاله.

84
00:07:10,681 --> 00:07:11,807
‫برام آرزوی موفقیت کن.

85
00:07:26,029 --> 00:07:28,282
‫ببخشید دیر کردم.

86
00:07:28,365 --> 00:07:30,367
‫کسی شامپاین می‌خواد؟
‫مهمون من.

87
00:07:30,450 --> 00:07:34,037
‫- من نمی‌خوام. باعث میشه ترش کنم.
‫- بله.

88
00:07:34,204 --> 00:07:35,038
‫درسته.

89
00:07:37,040 --> 00:07:38,876
‫سلام، بابا. خیلی وقته ندیدمت.

90
00:07:41,420 --> 00:07:43,714
‫خوشحالم بالاخره فهمیدی که
‫به من بدهکاری.

91
00:07:43,797 --> 00:07:46,049
‫بابا هیچ بدهی به تو نداشت.

92
00:07:46,175 --> 00:07:49,219
‫- و تو وقتی ۱۶ سالت بود رفتی.
‫- به‌خاطر کاری که اون کرد.

93
00:07:49,303 --> 00:07:51,930
‫- اون داشت از تو محافظت می‌کرد.
‫- اون یه هیولا بود.

94
00:08:03,692 --> 00:08:05,402
‫من به‌خاطر کاری که کرد ازش متنفر بودم.

95
00:08:10,574 --> 00:08:14,494
‫و من تنها بودم. هیچ کدومتون
‫از من حمایت نکرد.

96
00:08:15,495 --> 00:08:19,291
‫هر چه‌قدر هم بخواید وانمود کنید که
‫این اتفاق نیفتاده، افتاده.

97
00:08:19,374 --> 00:08:20,667
‫برای من.

98
00:08:20,792 --> 00:08:23,045
‫اما الان دیگه مهم نیست.

99
00:08:23,128 --> 00:08:26,131
‫من پسرم رو پیدا کردم.
‫آره، شنیدین چی گفتم؟

100
00:08:26,215 --> 00:08:31,136
‫و چون اون نزدیک‌ترین چیز
‫به یه خانواده‌ی واقعی بوده که من داشتم،

101
00:08:32,596 --> 00:08:34,723
‫من شاید هتل رو بهش بدم.

102
00:08:34,890 --> 00:08:37,184
‫جرات نداری این کارو بکنی.

103
00:08:37,267 --> 00:08:38,227
‫ببین می‌کنم یا نه.

104
00:09:21,561 --> 00:09:23,021
‫نه، آرماند.

105
00:09:24,940 --> 00:09:26,316
‫این یه کابوس بود.

106
00:09:27,901 --> 00:09:31,697
‫فقط همین. فقط همین.

107
00:09:34,700 --> 00:09:36,451
‫این بار چی بود؟

108
00:09:38,829 --> 00:09:39,997
‫مطمئن نیستم.

109
00:09:42,457 --> 00:09:43,500
‫خیلی بد بود؟

110
00:09:46,336 --> 00:09:47,504
‫آره.

111
00:09:51,842 --> 00:09:56,305
‫شاید نشونه‌ی خوبی باشه که تو
‫این خواب‌ها رو تجربه می‌کنی.

112
00:09:56,805 --> 00:10:01,059
‫شاید. من همه‌اش با ترس و وحشت بیدار میشم.

113
00:10:03,437 --> 00:10:06,481
‫باید از سرزنش خودت
‫برای اتفاقات دست برداری.

114
00:10:08,275 --> 00:10:09,109
‫آرماند.

115
00:10:11,778 --> 00:10:13,905
‫شاید بتونی بری پیش یه روانشناس؟

116
00:10:19,578 --> 00:10:20,871
‫چه خبره؟

117
00:10:21,121 --> 00:10:22,873
‫سرکاراگاه.

118
00:10:22,956 --> 00:10:26,626
‫یه حادثه رخ داده.

119
00:10:53,779 --> 00:10:54,905
‫نذارین کسی نزدیک بشه.

120
00:10:56,948 --> 00:10:59,284
‫همه برگردین داخل! برید!

121
00:11:30,482 --> 00:11:31,650
‫صبح بخیر، رئیس.

122
00:11:31,775 --> 00:11:33,318
‫صبح بخیر.

123
00:11:33,402 --> 00:11:36,905
‫اسمش جولیا مارو هست.
‫ما اونو زیر اون مجسمه پیدا کردیم.

124
00:11:36,988 --> 00:11:39,116
‫اولش اتفاقی به نظر میومد.

125
00:11:39,491 --> 00:11:41,201
‫اما این‌جا رو ببینین،

126
00:11:41,284 --> 00:11:44,121
‫سر مجسمه به گردن و گونه‌اش برخورد کرده.

127
00:11:44,830 --> 00:11:46,164
‫اما خون...

128
00:11:46,248 --> 00:11:48,291
‫- از مسیر متفاوتی میاد.
‫- دقیقا.

129
00:11:48,417 --> 00:11:49,876
‫ژان‌گی؟

130
00:11:49,960 --> 00:11:51,920
‫به نظر اثر یه ضربه با جسم سخت میاد.

131
00:11:52,003 --> 00:11:52,963
‫پس اون مورد حمله قرار گرفته...

132
00:11:53,046 --> 00:11:56,383
‫و بعد مجسمه روش انداخته شده
‫تا شبیه یه حادثه به نظر بیاد؟

133
00:11:56,508 --> 00:11:58,218
‫احتمالا یه تلاش گروهی بوده.

134
00:11:58,677 --> 00:12:02,431
‫- در مورد زمان مرگ ایده‌ای داری،‌ رئیس؟
‫- جسد داره نرم‌تر میشه.

135
00:12:02,514 --> 00:12:05,100
‫برای همین فکر می‌کنم دیشب بوده.

136
00:12:05,183 --> 00:12:08,186
‫اطراف محیط یه حصار سیمی هست.

137
00:12:08,311 --> 00:12:10,188
‫درهای جلویی هشدار دارن.

138
00:12:11,189 --> 00:12:13,525
‫امکان داره که قاتل هنوز
‫توی این ملک باشه.

139
00:12:13,608 --> 00:12:16,862
‫به افسرا بگو که مهمونا و
‫خدمه رو این‌جا نگه دارن.

140
00:12:16,945 --> 00:12:21,199
‫و اون‌جا که سیمان خشک نشده
‫علامت‌هایی هست.

141
00:12:23,743 --> 00:12:25,454
‫روی کفشش هم هست.

142
00:12:26,496 --> 00:12:27,539
‫و این‌جا رو ببین.

143
00:12:28,790 --> 00:12:30,625
‫بازم هست.

144
00:12:38,633 --> 00:12:39,968
‫اه، این عنه.

145
00:12:41,470 --> 00:12:45,056
‫خب، اگه عن باشه یه نفر
‫اونو به مجسمه مالیده.

146
00:13:01,740 --> 00:13:03,742
‫خیر سرت تو مدیر این‌جایی.

147
00:13:03,909 --> 00:13:07,287
‫ما حق داریم بدونیم که
‫توی هتل ما چه اتفاقی داره میفته.

148
00:13:07,370 --> 00:13:09,122
‫اگه ممکنه این‌جا صبر کنین، خانم.

149
00:13:09,206 --> 00:13:12,584
‫ماریوس، اون سر گوزنی که من بهش
‫شلیک کردم کجاست؟

150
00:13:12,667 --> 00:13:15,921
‫توی انباره، قربان. بستش شکسته بود.

151
00:13:16,004 --> 00:13:17,900
‫خب درستش کن و سر گوزن
‫منو دوباره بزن رو دیوار.

152
00:13:17,924 --> 00:13:18,548
‫باشه.

153
00:13:18,715 --> 00:13:21,218
‫چرا همه جا پلیس هست؟

154
00:13:22,427 --> 00:13:25,430
‫خانم مارو. می‌خوام به صورت
‫خصوصی باهات صحبت کنم.

155
00:13:25,514 --> 00:13:27,432
‫و تو کدوم خری هستی؟

156
00:13:27,516 --> 00:13:32,145
‫سرکاراگاه گاماش. مسئول بخش قتل پلیس کبک.

157
00:13:32,229 --> 00:13:34,523
‫چطوره که بچه رو ببری
‫بیرون یه نوشابه بخوره؟

158
00:13:34,856 --> 00:13:35,941
‫این‌جوری بهتره.

159
00:13:37,526 --> 00:13:38,735
‫بیا بریم، عزیزم.

160
00:13:46,993 --> 00:13:48,495
‫- خب؟
‫- چه خبره؟

161
00:13:49,704 --> 00:13:51,915
‫من خبر خیلی بدی دارم.

162
00:13:51,998 --> 00:13:53,875
‫یه مرگی رخ داده.

163
00:13:54,960 --> 00:13:56,253
‫جولیا.

164
00:13:56,670 --> 00:13:58,463
‫مرده؟

165
00:14:02,050 --> 00:14:04,636
‫مرده؟ اما چطور؟

166
00:14:04,761 --> 00:14:06,388
‫اون گفت "بخش قتل" توماس.

167
00:14:06,805 --> 00:14:10,725
‫بله. جولیا به قتل رسیده.
‫من خیلی متاسفم.

168
00:14:11,351 --> 00:14:16,022
‫من باید محل حضور و فعالیت‌های
‫دیشبتون رو بدونم.

169
00:14:16,147 --> 00:14:18,358
‫کسی بعد شام جولیا رو دیده؟

170
00:14:19,192 --> 00:14:21,987
‫من و همسرم بعد شام رفتیم بخوابیم.

171
00:14:22,070 --> 00:14:24,990
‫منم همین‌طور. ماریانا منو برد بالا.

172
00:14:25,073 --> 00:14:26,700
‫و بعد من رفتم به اتاقم.

173
00:14:27,284 --> 00:14:29,369
‫کلارا و من توی اتاقمون شام خوردیم.

174
00:14:29,452 --> 00:14:33,748
‫من بعد شام اونو ندیدم. توی آشپزخونه داشتم
‫ظرفا رو میشستم.

175
00:14:33,873 --> 00:14:36,668
‫من توی دفتر داشتم کار اداری انجام می‌دادم.

176
00:14:36,751 --> 00:14:40,005
‫من می‌خوام از همه‌ی شما
‫نمونه‌ی دی‌ان‌ای گرفته بشه.

177
00:14:40,088 --> 00:14:41,464
‫چنین چیزی واقعا ضروریه؟

178
00:14:41,548 --> 00:14:44,676
‫این می‌تونه بهترین راه برای پیدا کردن
‫قاتل باشه.

179
00:14:44,801 --> 00:14:47,345
‫مطمئنم تو هم به اندازه‌ی من برای
‫چنین چیزی مشتاقی.

180
00:14:50,849 --> 00:14:51,766
‫ممنون.

181
00:15:09,117 --> 00:15:11,911
‫این اولین سالگردمونه که ما
‫پیش هم نبودیم.

182
00:15:12,037 --> 00:15:13,413
‫به تو در این‌جا نیاز هست.

183
00:15:14,456 --> 00:15:17,959
‫مراقب خودت باش. هر وقت تونستی
‫با من تماس بگیر.

184
00:15:23,798 --> 00:15:25,800
‫من اینو برات جبران می‌کنم.

185
00:15:25,884 --> 00:15:27,260
‫مطمئن میشم سر حرفت بمونی.

186
00:15:32,390 --> 00:15:35,810
‫چه جور آدم خودشیفته‌ای از خودش
‫یه مجسمه می‌سازه؟

187
00:15:36,394 --> 00:15:39,314
‫کسی که برای تفریح حیوونا رو می‌کشه.

188
00:15:39,856 --> 00:15:43,777
‫چارلز مارو توی زمان خودش
‫تاجر بی‌رحمی بوده.

189
00:15:44,736 --> 00:15:46,071
‫این‌جا خونه‌ی خانوادگی بود...

190
00:15:46,154 --> 00:15:49,824
‫تا وقتی ۲۰ سال پیش
‫به یه هتل تبدیلش کرد.

191
00:15:49,908 --> 00:15:52,535
‫ثروتش تحلیل رفت و اون
‫به پول احتیاج پیدا کرد.

192
00:15:52,869 --> 00:15:56,956
‫- الان کی هتل رو به ارث می‌بره؟
‫- مادر، آیرین مارو وارث بعدیه.

193
00:15:57,874 --> 00:16:03,630
‫ما باید مهمونا و خدمه رو پردازش کنیم،
‫اما روی خانواده تمرکز کن.

194
00:16:03,713 --> 00:16:07,967
‫از کارهاشون یه تصور کلی بساز،
‫دنبال ناسازگاری بگرد.

195
00:16:08,051 --> 00:16:12,347
‫و از مدیر هتل همه‌ی فیلم‌های نظارتی
‫رو بگیر.

196
00:16:12,430 --> 00:16:14,974
‫یه نفر کنار اون مجسمه باهاش بوده.

197
00:16:17,894 --> 00:16:18,895
‫مامور نیکول؟

198
00:16:20,230 --> 00:16:22,607
‫این‌جا رو ببین، توی یه هتل شیک
‫زندگی می‌کنین.

199
00:16:23,692 --> 00:16:26,945
‫گزارش آسیب‌شناس برای رئیس.

200
00:16:27,070 --> 00:16:29,364
‫آخرین باری که بررسی کردم هنوز می‌شد
‫از شبکه‌ی جهانی اینترنت استفاده کرد.

201
00:16:29,447 --> 00:16:30,407
‫من سریع‌ترم.

202
00:16:31,408 --> 00:16:35,870
‫"علت مرگ: خون‌مردگی زیر سخت‌شامه.
‫زمان مرگ بین ۱۱ شب تا ۱ بامداد."

203
00:16:35,954 --> 00:16:37,956
‫ممنون.

204
00:16:38,081 --> 00:16:40,959
‫حالا که این‌جام چطور می‌تونم کمک کنم؟

205
00:16:57,100 --> 00:17:00,186
‫- پیتر چه‌ کار می کنی؟
‫- من باید یه صندلی برای کلارا بیارم.

206
00:17:00,270 --> 00:17:01,813
‫- پیتر،‌ بشین.
‫- اما...

207
00:17:02,021 --> 00:17:06,151
‫بشین. ما می‌خوایم شروع کنیم.

208
00:17:37,474 --> 00:17:39,934
‫من تازه ۱۱ سالم شده بود.

209
00:17:43,688 --> 00:17:47,859
‫بابا گفت وقتش رسیده که اولین
‫قتلم رو انجام بدم.

210
00:17:48,193 --> 00:17:50,028
‫نفس عمیق بکش.

211
00:17:50,153 --> 00:17:54,199
‫نفسو بده بیرون. شلیک کن!

212
00:17:54,741 --> 00:17:56,159
‫من ترسیدم، اما...

213
00:17:58,787 --> 00:18:00,163
‫بابا کمکم کرد.

214
00:18:02,081 --> 00:18:03,124
‫زودباش پسر.

215
00:18:04,709 --> 00:18:06,085
‫من برای تو زخمیش کردم.

216
00:18:08,588 --> 00:18:12,091
‫کمکم کرد تفنگم رو بیارم بالا
‫و خلاصش کنم.

217
00:18:13,510 --> 00:18:15,845
‫من فقط می‌خواستم مثل تو باشم، بابا.

218
00:18:19,349 --> 00:18:21,309
‫امیدوارم سربلندت کرده باشم.

219
00:18:22,852 --> 00:18:24,229
‫جولیا چی؟

220
00:18:26,856 --> 00:18:28,483
‫نباید یه چیزی بگیم؟

221
00:18:29,734 --> 00:18:30,568
‫پیتر؟

222
00:18:32,570 --> 00:18:34,239
‫تو از اون چی یادت میاد؟

223
00:18:45,041 --> 00:18:46,835
‫اون...

224
00:18:47,085 --> 00:18:48,002
‫اون شوخ‌طبع بود،

225
00:18:50,588 --> 00:18:52,131
‫باهوش بود، حساس بود.

226
00:18:55,593 --> 00:18:58,930
‫اون به هر اتاقی که می‌رفت باعث
‫به وجد اومدن همه می‌شد.

227
00:18:59,055 --> 00:19:02,058
‫اون می‌تونست پدرتون رو
‫سر یه انگشتش بچرخونه.

228
00:19:04,185 --> 00:19:05,311
‫حداقل تا وقتی که...

229
00:19:17,657 --> 00:19:18,867
‫خانم، بفرمایید.

230
00:19:23,788 --> 00:19:26,791
‫حتما براتون خیلی شوکه کننده بوده.

231
00:19:26,875 --> 00:19:31,129
‫به نظر می‌رسید تو و توماس در مورد
‫تقسیم میراث خیلی راضی نیستین.

232
00:19:31,254 --> 00:19:33,882
‫برای سه نسل سنت خانواده‌ی مارو
‫این بوده که...

233
00:19:33,965 --> 00:19:37,343
‫این ملک از پدر به پسر ارشد برسه.

234
00:19:38,386 --> 00:19:40,555
‫هیچ کسی دوست نداره بی‌خبر بمونه.

235
00:19:41,139 --> 00:19:42,640
‫البته توماس به این‌جا نیازی نداره.

236
00:19:42,724 --> 00:19:45,560
‫این ایده که ما مظنون هستیم
‫خیلی مضحکه.

237
00:19:45,643 --> 00:19:49,772
‫انگار به نظر می‌رسیده دیشب خشم و
‫نفرت زیادی سر اون میز وجود داشته.

238
00:19:49,856 --> 00:19:51,524
‫قبل این‌که کنترل‌تون رو از دست بدین،

239
00:19:51,608 --> 00:19:55,111
‫فکر می‌کنم خوب باشه که ما
‫به وصیت‌نامه اعتراض کنیم.

240
00:19:55,361 --> 00:19:57,030
‫چارلز در انتهای عمرش خیلی مریض بود.

241
00:19:57,113 --> 00:19:59,657
‫فکر کنم می‌خواسته کاراشو جبران کنه.

242
00:19:59,824 --> 00:20:02,368
‫آره. دیر جبران کردن بهتر
‫از جبران نکردنه، بابا جون.

243
00:20:03,036 --> 00:20:06,831
‫از نظر من که مبارکت باشه این‌جا،
‫من چیزی از بابا نمی‌خوام.

244
00:20:06,915 --> 00:20:09,125
‫قضیه پول نیست، پایبندی به اصوله.

245
00:20:09,208 --> 00:20:11,961
‫- من وفادار موندم.
‫- من چاره‌ای نداشتم.

246
00:20:12,128 --> 00:20:14,631
‫- من مجبور شدم برم.
‫- چرا این‌قدر گیر دادیم به گذشته؟

247
00:20:14,714 --> 00:20:19,510
‫چون با این‌که می‌خوای وانمود کنی
‫چنین اتفاقی نیفتاده، ولی افتاده.

248
00:20:19,636 --> 00:20:21,220
‫برای من.

249
00:20:22,722 --> 00:20:26,351
‫فکر کنم وقتی جولیا خونه رو ترک کرد
‫یه شکافی توی خانواده درست شد، مگه نه؟

250
00:20:26,643 --> 00:20:28,269
‫این به تو ربطی نداره.

251
00:20:29,354 --> 00:20:33,775
‫اگه کمکم کنه که قاتل دخترت رو پیدا کنم،
‫فکر کنم به من ربط داره، خانم.

252
00:20:40,907 --> 00:20:43,576
‫جولیا وقتی ۱۵ سالش بود حامله شد.

253
00:20:44,202 --> 00:20:46,046
‫ما این ترتیب رو دادیم که اون بچه
‫به سرپرستی گرفته بشه.

254
00:20:46,070 --> 00:20:47,914
‫فکر می‌کردیم این به صلاحه.

255
00:20:47,997 --> 00:20:49,707
‫و فکر جولیا مهم نبود؟

256
00:20:49,791 --> 00:20:54,212
‫منو قضاوت نکن، سرکاراگاه.
‫این تصمیم چارلز بود.

257
00:20:54,295 --> 00:20:58,007
‫اون برای جولیا امید و آرزوهای زیادی داشت،
‫و خودرای شده بود.

258
00:20:59,092 --> 00:21:01,344
‫من در این مورد چاره‌ای نداشتم.

259
00:21:01,469 --> 00:21:03,471
‫باید برات سخت بوده باشه.

260
00:21:03,930 --> 00:21:04,764
‫نه.

261
00:21:07,183 --> 00:21:09,185
‫من این بار برای همیشه
‫اونو از دست دادم.

262
00:21:13,147 --> 00:21:15,650
‫خانم، اگه مجبور به این کار شدین...

263
00:21:16,693 --> 00:21:18,236
‫نمی‌تونین خودتون رو مقصر بدونین.

264
00:21:18,778 --> 00:21:19,612
‫رئیس.

265
00:21:23,825 --> 00:21:24,742
‫عذر می‌خوام.

266
00:21:48,141 --> 00:21:51,310
‫این دوربین در پشتیه.

267
00:21:56,566 --> 00:21:58,901
‫اون داره به سمت باغ میره.

268
00:22:00,737 --> 00:22:03,082
‫تو گفتی بعد از این‌که تراس رو ترک کردی،

269
00:22:03,106 --> 00:22:05,450
‫تو و کلارا به اتاق‌تون رفتین.

270
00:22:05,533 --> 00:22:08,369
‫- آره.
‫- تو بعدش اتاق رو ترک کردی؟

271
00:22:10,413 --> 00:22:11,247
‫نه.

272
00:22:14,709 --> 00:22:16,127
‫چیه؟

273
00:22:17,420 --> 00:22:19,681
‫یه فیلم دوربین نظارتی از تو هست...

274
00:22:19,705 --> 00:22:21,966
‫که داری هتل رو از در پشتی ترک می‌کنی.

275
00:22:23,843 --> 00:22:26,345
‫و به سمت مجسمه میری.

276
00:22:33,478 --> 00:22:36,564
‫من رفتم دنبال جولیا
‫بگردم، اما پیداش نکردم.

277
00:22:36,689 --> 00:22:37,732
‫کجا رفتی؟

278
00:22:40,693 --> 00:22:41,527
‫من...

279
00:22:42,403 --> 00:22:44,489
‫پیش مجسمه نرفتم.

280
00:22:45,448 --> 00:22:49,327
‫رفتم پشت هتل. روی تراس.

281
00:22:50,286 --> 00:22:52,568
‫از طریق در سالن برگشتم داخل.

282
00:22:52,592 --> 00:22:54,874
‫یه نوشیدنی خوردم و به اتاقم رفتم.

283
00:22:55,666 --> 00:22:57,752
‫و چرا دنبال جولیا می‌گشتی؟

284
00:22:57,835 --> 00:23:00,088
‫آشتی کنی یا دعوا رو ادامه بدی؟

285
00:23:02,340 --> 00:23:04,050
‫بابا هیچ بدهی به تو نداشت.

286
00:23:04,175 --> 00:23:07,095
‫- و تو وقتی ۱۶ سالت بود رفتی.
‫- به‌خاطر کاری که اون کرد.

287
00:23:07,178 --> 00:23:09,597
‫- اون داشت از تو محافظت می‌کرد.
‫- اون یه هیولا بود.

288
00:23:10,431 --> 00:23:14,018
‫با این‌حال تو به هر دری می‌زدی
‫که اونو راضی کنی، مگه نه؟

289
00:23:14,268 --> 00:23:15,478
‫من فقط یه بچه بودم.

290
00:23:16,312 --> 00:23:18,523
‫- به‌خاطر حرصت اون چیزا رو می‌گفتی؟
‫- آره.

291
00:23:18,648 --> 00:23:20,858
‫- فقط یه بچه بودی، آره؟
‫- یه بچه!

292
00:23:20,942 --> 00:23:23,820
‫تو به اعتماد من خیانت کردی، پیتر!
‫به‌خاطر تو...

293
00:23:27,448 --> 00:23:28,991
‫من خواهرم رو نکشتم.

294
00:23:31,828 --> 00:23:32,703
‫چرا باید بکشمش؟

295
00:23:32,787 --> 00:23:35,540
‫من با نقاشی کشیدن و یه زندگی آروم راضیم.

296
00:23:38,835 --> 00:23:40,962
‫توماس و سندرا هتل رو می‌خواستن.

297
00:23:42,130 --> 00:23:44,215
‫من هیچ وقت از والدینم چیزی نمی‌خواستم.

298
00:23:46,384 --> 00:23:47,385
‫کارمون تمومه؟

299
00:23:47,927 --> 00:23:49,595
‫فقط یه چیز دیگه.

300
00:23:51,430 --> 00:23:54,058
‫نظرت در مورد این حکاکی‌ها چیه؟

301
00:23:54,142 --> 00:23:56,811
‫اینا روی مجسمه‌ی پدرت بودن.

302
00:24:00,523 --> 00:24:01,440
‫بابا این کارو کرده.

303
00:24:03,234 --> 00:24:04,819
‫معما درست کرده.

304
00:24:05,611 --> 00:24:07,989
‫معمولا برای تحقیر یکی از ما استفاده میشد.

305
00:24:09,240 --> 00:24:11,701
‫می‌گفت این باعث ساخت شخصیت ما میشه.

306
00:24:11,993 --> 00:24:13,995
‫جلوی ضعیف شدن ما رو می‌گیره.

307
00:24:23,754 --> 00:24:26,841
‫این یه کپی دقیق یه نقاشی هست
‫که وقتی ۶ ساله بودم کشیدم.

308
00:24:27,216 --> 00:24:30,219
‫اون حتی یه بار هم پیشنهاد نکرد
‫که یکی از نقاشی‌های منو بخره.

309
00:24:30,344 --> 00:24:32,555
‫من نمی‌دونم چرا می‌خواست اینو نگه داره.

310
00:24:34,765 --> 00:24:35,766
‫ممنون.

311
00:24:57,496 --> 00:24:59,040
‫اصلا کارش چی بوده؟

312
00:25:00,041 --> 00:25:01,459
‫کارآفرین حوزه‌ی فناوری.

313
00:25:02,251 --> 00:25:04,754
‫همه میگن خیلی موفقه.

314
00:25:06,547 --> 00:25:07,715
‫دیگه نیست.

315
00:25:28,110 --> 00:25:28,945
‫هی!

316
00:25:30,988 --> 00:25:34,033
‫شاید بهتره بری یه قهوه بیاری.

317
00:25:35,159 --> 00:25:35,993
‫باشه.

318
00:25:36,994 --> 00:25:39,089
‫شماره‌ی خدمات اتاق چنده؟

319
00:25:39,113 --> 00:25:41,207
‫آشپزخونه درست کنار لابیه.

320
00:25:42,291 --> 00:25:43,125
‫باشه.

321
00:25:46,087 --> 00:25:48,297
‫شماها ناهار سفارش دادین؟

322
00:26:15,976 --> 00:26:19,772
‫[منو کنار مجسمه ملاقات کن، باید حرف بزنیم]

323
00:26:21,539 --> 00:26:25,126
‫تو گفتی که دیشب با پیتر
‫توی اتاقت شام خوردی.

324
00:26:25,251 --> 00:26:26,085
‫آره.

325
00:26:26,210 --> 00:26:31,090
‫بعدش پیتر نقاشی کرد،
‫منم رفتم حمام.

326
00:26:31,215 --> 00:26:33,384
‫فکر کردم منو آروم می‌کنه.

327
00:26:34,468 --> 00:26:36,625
‫کلارا، پیتر کمی قبل از نیمه شب...

328
00:26:36,649 --> 00:26:38,806
‫بیرون هتل دیده شده.

329
00:26:38,889 --> 00:26:41,600
‫اون میگه رفته دنبال جولیا بگرده.

330
00:26:42,768 --> 00:26:44,353
‫من نمی‌دونستم.

331
00:26:46,939 --> 00:26:48,649
‫چرا اینو به من نگفت؟

332
00:26:49,817 --> 00:26:52,528
‫تو به اعتماد من خیانت کردی، پیتر!
‫به‌خاطر تو...

333
00:26:58,701 --> 00:27:02,079
‫ولش کن، کلر. اون همیشه
‫می‌خواست قشقرق به پا کنه.

334
00:27:02,330 --> 00:27:04,290
‫اسمش "کلارا" هست، مادر.

335
00:27:04,415 --> 00:27:05,791
‫مگه همینو نگفتم؟

336
00:27:06,959 --> 00:27:09,045
‫میشه ادامه ندیم؟

337
00:27:09,628 --> 00:27:11,255
‫بین‌شون چه اتفاقی افتاد؟

338
00:27:13,674 --> 00:27:16,552
‫پیتر تنها کسیه که عذر نداشته.

339
00:27:18,471 --> 00:27:20,139
‫الان وقت رازداری نیست.

340
00:27:28,189 --> 00:27:29,982
‫اون اخیرا اینو به من گفت.

341
00:27:31,192 --> 00:27:33,235
‫وقتی جولیا حامله شد...

342
00:27:34,904 --> 00:27:37,165
‫اون به پیتر این راز رو گفت که می‌خواد...

343
00:27:37,189 --> 00:27:39,450
‫با دوست پسرش فرار کنه.

344
00:27:41,077 --> 00:27:42,411
‫به دلیلی...

345
00:27:43,579 --> 00:27:47,708
‫پیتر عکس سونوگرافی بچه رو
‫روی میز باباش گذاشت.

346
00:27:49,919 --> 00:27:52,588
‫جولیا فرزند مورد علاقه‌ی چارلز بود.

347
00:27:52,671 --> 00:27:54,924
‫شاید پیتر حس کرده نادیده گرفته شده.

348
00:27:56,884 --> 00:27:57,885
‫کسی چه میدونه؟

349
00:28:00,679 --> 00:28:02,348
‫اون هیچ وقت پیتر رو نبخشید.

350
00:28:04,350 --> 00:28:06,268
‫پیتر ۱۲ سالش بود.

351
00:28:06,602 --> 00:28:08,854
‫به محض این‌که اون سونوگرافی رو دید،
‫بهم ریخت.

352
00:28:08,938 --> 00:28:11,357
‫شرمندگی اونو نابود کرد.

353
00:28:11,440 --> 00:28:14,402
‫حتما وقتی جولیا پیداش شد پیتر
‫خیلی اذیت شده.

354
00:28:15,528 --> 00:28:18,864
‫- پیتر قاتل نیست.
‫- فقط یه ثانیه از دست دادن کنترل کافیه.

355
00:28:22,451 --> 00:28:26,372
‫چیزی که ضربه‌ی نهایی رو میزنه یه احساسه.

356
00:28:27,581 --> 00:28:29,917
‫معمولا اون احساس کینه...

357
00:28:37,633 --> 00:28:39,677
‫یا عذاب وجدانه.

358
00:28:45,334 --> 00:28:46,912
‫[منو کنار مجسمه ملاقات کن، باید حرف بزنیم]

359
00:28:46,976 --> 00:28:49,228
‫یه نفر جولیا رو به محل قتلش کشونده.

360
00:28:49,437 --> 00:28:52,690
‫ما به نمونه‌ی دست‌خط همه‌ی
‫اعضای خانواده نیاز داریم.

361
00:28:52,773 --> 00:28:55,484
‫اون یه وقتی از دیشب یه همراهی داشته.

362
00:28:55,568 --> 00:28:58,446
‫من ۲ تا جام شراب پیدا کردم.
‫اونا رو برای آزمایش فرستادم.

363
00:28:58,529 --> 00:29:00,364
‫دوربین نظارتی اکثر مناطق رو پوشش میده.

364
00:29:00,448 --> 00:29:03,075
‫دم در ورودی سالن استراحت
‫یه نقطه‌ی کور هست.

365
00:29:03,159 --> 00:29:05,619
‫یه نقطه‌ی کور دیگه دم در ورودی دستشوییه.

366
00:29:05,703 --> 00:29:08,038
‫پس ما نمی‌دونیم اون چه مدتی بیرون بوده؟

367
00:29:08,164 --> 00:29:10,091
‫و اگه پیتر مارو قاتل ما نباشه،

368
00:29:10,115 --> 00:29:12,042
‫معناش اینه که یه نفر دیگه رفته بیرون.

369
00:29:12,376 --> 00:29:15,671
‫یه نفر دروغ میگه.
‫دوباره اظهاریه‌هاشون رو بررسی کنید.

370
00:29:16,881 --> 00:29:19,925
‫حله، رئیس. با کی شروع کنم؟

371
00:29:20,009 --> 00:29:22,678
‫چک کن ببین که مشخصات همه‌ی
‫مهمون‌ها رو داشته باشیم.

372
00:29:22,761 --> 00:29:25,473
‫- بعدش بگو که می‌تونن برن.
‫- باشه، رئیس.

373
00:29:27,808 --> 00:29:30,519
‫من در مورد این حکاکی‌ها
‫با پیتر مارو صحبت کردم.

374
00:29:33,397 --> 00:29:35,608
‫انگار بابا دوست داشته معما طرح کنه.

375
00:29:36,984 --> 00:29:39,069
‫دوست داشته بره رو مخ بچه‌هاش.

376
00:29:40,946 --> 00:29:45,284
‫سگ، اردک، لاک‌پشت و گوزن.

377
00:29:46,327 --> 00:29:48,037
‫پیتر گفت که سگ اونه.

378
00:29:48,120 --> 00:29:49,881
‫آسیب‌شناس مدفوع راکون رو...

379
00:29:49,905 --> 00:29:51,665
‫زیر ناخون‌های جولیا پیدا کرده،

380
00:29:51,749 --> 00:29:55,419
‫که معناش اینه که اون این مدفوع رو
‫روی گوزن مالیده.

381
00:29:55,544 --> 00:29:59,340
‫پس اگه این حکاکی‌ها یه پیام
‫برای اعضای خانواده باشن،

382
00:29:59,423 --> 00:30:02,176
‫خوب میشه که بدونیم گوزن کیه.

383
00:30:02,301 --> 00:30:04,062
‫پس تو بعد از شام در ساعت ۱۱:۱۵...

384
00:30:04,086 --> 00:30:05,846
‫همراه شوهرت توی اتاقت بودی؟

385
00:30:06,680 --> 00:30:09,683
‫بله. ما رازی نداریم.

386
00:30:09,808 --> 00:30:11,227
‫و جولیا توی اتاق خودش بود؟

387
00:30:12,436 --> 00:30:13,270
‫منو که می‌شناسی.

388
00:30:14,522 --> 00:30:16,440
‫کی، دقیقا؟

389
00:30:16,565 --> 00:30:17,816
‫من ناامیدت نمی‌کنم.

390
00:30:19,235 --> 00:30:20,319
‫قول میدم.

391
00:30:23,280 --> 00:30:24,198
‫به زودی صحبت می‌کنیم.

392
00:30:30,829 --> 00:30:34,750
‫پلیس به جستجو برای پیدا کردن کوین کیس
‫ادامه میده...

393
00:30:34,833 --> 00:30:37,044
‫که در ارتباط با ناپدید شدن...

394
00:30:37,127 --> 00:30:41,632
‫بلو تو ریورز و تامی کیس در ۱۹ ماه پیش
‫تحت تعقیب قرار داره.

395
00:30:41,799 --> 00:30:43,476
‫حتما آریساوه و کارا آروم و قرار ندارن...

396
00:30:43,500 --> 00:30:45,177
‫و می‌خوان بدونن چی شده.

397
00:30:45,427 --> 00:30:46,720
‫با اونا حرف زدی؟

398
00:30:47,054 --> 00:30:49,890
‫به من گفتن تا وقتی خبری نشده
‫بهشون زنگ نزنم.

399
00:30:51,141 --> 00:30:55,271
‫- من از فرانکور خواستم که...
‫- بذار حدس بزنم، شدیدا مخالفت کرد؟

400
00:30:56,814 --> 00:30:58,649
‫از سندرا مارو چیزی دستگیرت شد؟

401
00:31:01,527 --> 00:31:04,280
‫اون و توماس حدود
‫ساعت ۱۱:۱۵ به اتاقشون رفتن،

402
00:31:04,363 --> 00:31:06,532
‫و برای بقیه‌ی شب پیش هم بودن.

403
00:31:06,615 --> 00:31:09,076
‫اون گفت بعد از این‌که
‫به اتاق‌شون وارد شدن...

404
00:31:09,243 --> 00:31:11,912
‫صدای خنده‌ی جولیا رو از اتاق بغلی شنیده.

405
00:31:12,997 --> 00:31:16,125
‫اون گفت این‌طور به نظر میومد
‫که انگار جولیا داره اونا رو مسخره می‌کنه.

406
00:31:18,794 --> 00:31:19,920
‫اینا دیگه کین.

407
00:31:21,797 --> 00:31:26,302
‫یه عضو خانواده میمیره و به نظر میاد
‫هیچ کدوم براشون مهم نیست.

408
00:31:27,219 --> 00:31:28,887
‫همه چی توی خونه رو به راهه؟

409
00:31:30,264 --> 00:31:33,100
‫آره. دیگه مشکلی نیست.

410
00:31:35,269 --> 00:31:36,604
‫فکر کنم این نشونه‌ی خوبیه.

411
00:31:36,937 --> 00:31:39,440
‫چطوره بری و دختراتو بغل کنی؟

412
00:31:39,565 --> 00:31:41,900
‫من و ژان‌گی می‌تونیم اوضاع
‫این‌جا رو مدیریت کنیم.

413
00:31:43,193 --> 00:31:44,945
‫مامور نیکول رو فراموش نکن.

414
00:31:45,029 --> 00:31:46,405
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

415
00:32:05,591 --> 00:32:06,675
‫"چشماتون رو بسته نگه دارین.

416
00:32:06,759 --> 00:32:09,083
‫چون اگه مدوسا ظاهر بشه...

417
00:32:09,107 --> 00:32:11,430
‫نمی‌تونین زنده خارج شین."

418
00:32:15,267 --> 00:32:16,268
‫حالت خوبه؟

419
00:32:18,729 --> 00:32:23,108
‫من خیلی خاله جولیا رو نمی‌شناختم،
‫اما مامان گفت اون همیشه ناراحت بوده.

420
00:32:24,193 --> 00:32:25,235
‫دلیلش رو گفت؟

421
00:32:26,320 --> 00:32:29,657
‫مامان گفت اونا نابودش کردن.

422
00:32:29,740 --> 00:32:32,618
‫برای همین منو از مادربزرگ دور نگه میداره.

423
00:32:33,035 --> 00:32:35,371
‫که تبدیل به سنگ نشی؟
‫[اشاره به داستان مدوسا]

424
00:32:36,580 --> 00:32:38,374
‫ببین پدربزرگ چی شد.

425
00:32:40,292 --> 00:32:41,919
‫مامان حق داره از من محافظت کنه.

426
00:32:42,753 --> 00:32:45,339
‫مخصوصا اگه یکی از اونا قاتل باشه.

427
00:33:17,913 --> 00:33:21,625
‫چرا به من نگفتی که رفتی بیرون
‫و دنبال جولیا می‌گشتی؟

428
00:33:24,878 --> 00:33:26,547
‫من نمی‌خواستم نگرانت کنم.

429
00:33:33,387 --> 00:33:36,223
‫تو به من گفتی هنر به سلامت روانیت
‫کمک می‌کنه.

430
00:33:39,268 --> 00:33:42,730
‫از کی قایق نجات تبدیل به کشتی زندان شد؟

431
00:33:44,565 --> 00:33:45,983
‫اون جولیا هست، مگه نه؟

432
00:33:48,652 --> 00:33:49,653
‫توی کارت.

433
00:33:52,573 --> 00:33:55,492
‫کمی قرمز در تاریکی.

434
00:33:56,410 --> 00:33:59,204
‫هیچ وقت از تلاش برای عذرخواهی کردن
‫دست بر نداشتی.

435
00:34:01,290 --> 00:34:02,458
‫هی.

436
00:34:06,462 --> 00:34:08,547
‫اگه می‌دونستم بابا این‌کارو می‌کنه...

437
00:34:11,467 --> 00:34:13,385
‫فکر می‌کنی چی میشد؟

438
00:34:15,888 --> 00:34:16,805
‫نمی دونم.

439
00:34:33,655 --> 00:34:35,657
‫فقط نمی‌خواستم اونو از دست بدم.

440
00:34:37,117 --> 00:34:38,952
‫من نمی‌خواستم اونو از دست بدم.

441
00:34:57,262 --> 00:34:58,597
‫من بیهوش بودم.

442
00:34:58,931 --> 00:35:01,266
‫مینی‌بار خالی شاهد این قضیه‌ست.

443
00:35:03,894 --> 00:35:05,646
‫فقط اگه میشه اینو به مامان نگو.

444
00:35:06,563 --> 00:35:08,982
‫پس تو با دخترت بودی؟

445
00:35:09,066 --> 00:35:09,900
‫نه.

446
00:35:12,611 --> 00:35:14,947
‫اون رفته بود بیرون که طوفان رو تماشا کنه.

447
00:35:16,532 --> 00:35:18,033
‫من دوست ندارم محدودش کنم.

448
00:35:18,909 --> 00:35:19,743
‫آره.

449
00:35:22,871 --> 00:35:25,582
‫تو امیدوار بودی که هتل رو به ارث ببری؟

450
00:35:25,707 --> 00:35:26,583
‫من؟

451
00:35:27,501 --> 00:35:28,919
‫یه آدم جزئی.

452
00:35:29,545 --> 00:35:30,963
‫کسی که گند زده به زندگیش.

453
00:35:31,964 --> 00:35:33,757
‫من نامرئی بودم.

454
00:35:33,924 --> 00:35:35,175
‫و هنوزم هستم.

455
00:35:36,009 --> 00:35:38,387
‫ما گاهی اوقات جولیا رو می‌دیدیم.

456
00:35:38,512 --> 00:35:40,556
‫توی عروسی‌ها و یادبودها.

457
00:35:40,639 --> 00:35:43,016
‫توی هر رویداد خانوادگی
‫امیدوار بودم که بیاد.

458
00:35:43,892 --> 00:35:46,645
‫و اون به من نگاه نمی‌کرد.

459
00:35:46,770 --> 00:35:47,938
‫انگار که نامرئی بودم.

460
00:35:48,021 --> 00:35:50,232
‫برای هتل برنامه‌ای داری، جولیا؟

461
00:35:50,315 --> 00:35:52,568
‫فکر می‌کنم کلا این‌جا باید نوسازی بشه.

462
00:35:52,651 --> 00:35:55,696
‫من داشتم فکر می‌کردم که بتونم
‫کمک کنم این‌جا رو درست کنیم.

463
00:35:55,863 --> 00:35:56,947
‫خواهرا با همدیگه.

464
00:35:57,281 --> 00:36:00,325
‫من همیشه خودمو یه طراح داخلی تصور می‌کردم.

465
00:36:00,450 --> 00:36:04,288
‫ممنون، ماریانا، اما این‌جا هتله،
‫خونه‌ی گروهی که نیست.

466
00:36:13,714 --> 00:36:17,426
‫من اینو قبل از این‌که بابا
‫همه‌ی عکساشو پاره کنه دزدیدم.

467
00:36:19,219 --> 00:36:21,096
‫امیدوار بودم اینو بهش نشون بدم.

468
00:36:21,221 --> 00:36:23,056
‫بهش نشون بدم ما یه زمانی یه خانواده بودیم.

469
00:36:23,181 --> 00:36:25,726
‫ببین جولیا چه‌قدر خوشحال بود.

470
00:36:27,686 --> 00:36:31,189
‫ما این حکاکی‌ها رو...

471
00:36:31,273 --> 00:36:33,400
‫روی مجسمه‌ای که بابات دستور ساختش رو داد
‫پیدا کردیم.

472
00:36:34,776 --> 00:36:37,988
‫- اینا معنایی برات دارن؟
‫- من عاشق بازی‌های مریض‌گونه‌ی بابا بودم.

473
00:36:41,533 --> 00:36:42,367
‫بیا.

474
00:36:43,327 --> 00:36:44,244
‫این منم.

475
00:36:45,412 --> 00:36:46,246
‫لاک‌پشت.

476
00:36:47,372 --> 00:36:50,167
‫اون می‌گفت "لاک پشت آهسته
‫و پیوسته مسابقه رو برنده میشه".

477
00:36:50,292 --> 00:36:51,960
‫این فکر کنم تعریف بود.

478
00:36:52,878 --> 00:36:54,796
‫بقیه چی؟

479
00:36:54,922 --> 00:36:57,090
‫اردک می‌تونه توماس باشه.

480
00:36:57,174 --> 00:36:58,508
‫چرا اینو میگی؟

481
00:36:58,926 --> 00:37:02,304
‫آخرین باری که اون از بابا قرض خواست
‫بابا این‌جوری صداش زد.

482
00:37:02,387 --> 00:37:04,306
‫"یه اردک لنگ"
‫[کنایه از ضعف]

483
00:37:06,350 --> 00:37:08,226
‫این کی بوده، ماریانا؟

484
00:37:09,436 --> 00:37:10,395
‫دو ماه پیش.

485
00:37:14,358 --> 00:37:16,693
‫ممنون. این خیلی کمک کننده بود.

486
00:37:16,818 --> 00:37:19,905
‫من هنوز دارم باهاش کنار میام.

487
00:37:20,030 --> 00:37:24,034
‫بعد از هر اتفاقی که بین ما افتاد،
‫اون هنوز خواهر کوچیکم بود.

488
00:37:24,409 --> 00:37:27,204
‫این که اون هتل رو به ارث برد
‫باید برات شوکه‌کننده بوده باشه.

489
00:37:28,246 --> 00:37:29,122
‫به سلامتی جولیا.

490
00:37:29,957 --> 00:37:30,958
‫غاصب.

491
00:37:31,291 --> 00:37:33,585
‫من کسی نیستم که سر میز نشسته، توماس.

492
00:37:33,669 --> 00:37:36,160
‫تو چطور این کارو کردی، آبجی؟

493
00:37:36,184 --> 00:37:38,674
‫سر بستر مرگش بهش عذاب وجدان دادی؟

494
00:37:39,049 --> 00:37:40,384
‫من باهاش حرف نزدم.

495
00:37:40,968 --> 00:37:42,970
‫اما الان دیگه مهم نیست.

496
00:37:43,095 --> 00:37:46,139
‫من پسرم رو پیدا کردم. آره، شنیدین چی گفتم؟

497
00:37:46,348 --> 00:37:51,269
‫و چون اون نزدیک‌ترین چیز
‫به یه خانواده‌ی واقعی بوده که من داشتم،

498
00:37:52,604 --> 00:37:54,439
‫شاید هتل رو هم بهش دادم.

499
00:37:54,523 --> 00:37:57,275
‫جرات نداری چنین کاری بکنی.

500
00:37:57,359 --> 00:37:58,276
‫ببین می‌کنم یا نه.

501
00:38:03,240 --> 00:38:05,367
‫تف به این دکمه‌های سردست شانس!

502
00:38:07,911 --> 00:38:12,499
‫ببین، من نیازی به این
‫هتل بی‌کلاس پرخرج ندارم.

503
00:38:12,582 --> 00:38:13,500
‫من وضعم خیلی خوبه.

504
00:38:15,627 --> 00:38:18,922
‫پس چرا نیاز داشتی ۴۰۰ هزار دلار
‫از پدرت قرض بگیری؟

505
00:38:21,550 --> 00:38:23,844
‫من می‌خواستم براش سرمایه‌گذاری کنم.

506
00:38:23,969 --> 00:38:26,596
‫اون داشت قوای ذهنیش رو از دست میداد.

507
00:38:26,722 --> 00:38:29,933
‫و با این‌حال اون‌قدری هوش داشت
‫که درخواستت رو رد کنه.

508
00:38:30,058 --> 00:38:32,853
‫منم همین انتظار رو داشتم.

509
00:38:34,730 --> 00:38:37,733
‫ما این حکاکی‌ها رو روی
‫مجسمه‌ی پدرت پیدا کردیم.

510
00:38:37,816 --> 00:38:41,570
‫ما فکر می‌کنیم اونا ممکنه
‫نمادهایی از اعضای خانواده باشن.

511
00:38:52,914 --> 00:38:54,624
‫من قطعا گوزن هستم.

512
00:38:54,750 --> 00:38:57,919
‫اولین فرزند بودم. همه می‌دونستن
‫که فرزند مورد علاقه‌ی بابا هستم.

513
00:38:58,003 --> 00:38:59,972
‫می‌دونی چرا باید جولیا...

514
00:38:59,996 --> 00:39:01,965
‫مدفوع راکون رو روی حکاکی تو بماله؟

515
00:39:02,049 --> 00:39:06,595
‫اون به رابطه‌ی من با بابا حسودی می‌کرد.

516
00:39:06,720 --> 00:39:09,014
‫اما از نظر من بابا بهش لطف کرد.

517
00:39:09,097 --> 00:39:11,233
‫سنگینی بار یه مادر نوجوان بودن...

518
00:39:11,257 --> 00:39:13,393
‫و عذاب وجدان سقط جنین رو ازش گرفت.

519
00:39:16,855 --> 00:39:19,441
‫من نیاز به نمونه‌ی دست‌ خطت دارم.

520
00:39:22,527 --> 00:39:24,529
‫خیلی خب، بیا.

521
00:39:25,489 --> 00:39:27,449
‫می‌خواید پیتزا بخوریم و فیلم ببینیم؟

522
00:39:27,574 --> 00:39:30,202
‫- آره، ممنون، مامان.
‫- خیلی خب.

523
00:39:30,285 --> 00:39:32,129
‫خودتون انتخاب کنین،

524
00:39:32,153 --> 00:39:33,997
‫اما چیزی نباشه که صد بار دیده باشیم،
‫باشه؟

525
00:39:39,419 --> 00:39:40,253
‫سلام؟

526
00:39:41,505 --> 00:39:42,464
‫سلام؟

527
00:39:44,049 --> 00:39:45,217
‫سلام، کیه؟

528
00:39:45,300 --> 00:39:46,802
‫گروهبان لاکوست؟

529
00:39:47,094 --> 00:39:48,637
‫من کوین کیس هستم.

530
00:39:50,847 --> 00:39:51,681
‫کوین.

531
00:39:53,391 --> 00:39:55,018
‫کجایی؟

532
00:39:55,185 --> 00:39:57,062
‫اونا گفتن که من می‌تونم بهت اعتماد کنم.

533
00:39:58,146 --> 00:40:00,107
‫باید حرفمو باور کنی.

534
00:40:00,232 --> 00:40:03,568
‫تحت هیچ شرایطی من به تامی
‫یا بلو صدمه نمیزدم.

535
00:40:04,111 --> 00:40:06,696
‫خیلی خب. کی بهشون صدمه زده؟ می‌دونی؟

536
00:40:08,907 --> 00:40:12,035
‫تو مدیون خانواده‌ی بلو هستی
‫که حقیقت رو بگی.

537
00:40:12,160 --> 00:40:12,994
‫می‌دونم.

538
00:40:14,955 --> 00:40:15,997
‫می‌خوام حقیقت رو بگم.

539
00:40:17,457 --> 00:40:19,084
‫برای همین وقتی اخبار
‫رو دیدم برگشتم، اما...

540
00:40:19,167 --> 00:40:21,586
‫من می‌خوام قضیه رو از زبون تو بشنوم.

541
00:40:22,170 --> 00:40:24,089
‫دوست داری با من و رئیسم ملاقات کنی؟

542
00:40:24,172 --> 00:40:26,049
‫نه، پلیس دیگه‌ای در کار نباشه.

543
00:40:26,258 --> 00:40:27,425
‫منظورت چیه؟

544
00:40:29,136 --> 00:40:31,138
‫کوین، هنوز پشت خطی؟

545
00:40:33,431 --> 00:40:36,143
‫گوش کن، می‌دونم این باید برات ترسناک باشه.

546
00:40:37,477 --> 00:40:38,728
‫بذار کمکت کنم.

547
00:40:38,895 --> 00:40:42,065
‫من حرف میزنم.
‫اما فقط با تو.

548
00:40:42,649 --> 00:40:44,317
‫ما جایی که من امشب میگم
‫ملاقات می‌کنیم.

549
00:40:45,652 --> 00:40:47,320
‫وگرنه دیگه از من چیزی نمی‌شنوی.

550
00:40:49,114 --> 00:40:52,200
‫خیلی خب. می‌خوای کجا همو ببینیم؟

551
00:40:53,201 --> 00:40:55,912
‫ماریوس، چند وقته که تو
‫خانواده‌ی مارو رو می‌شناسی؟

552
00:40:56,079 --> 00:40:57,455
‫از وقتی یه پسر بچه بودم.

553
00:40:58,373 --> 00:41:00,959
‫مادرم خدمتکار این‌جا بود،

554
00:41:01,042 --> 00:41:03,324
‫و وقتی این‌جا به یه هتل تبدیل شد،

555
00:41:03,348 --> 00:41:05,630
‫اون مدیر این‌جا شد.

556
00:41:05,839 --> 00:41:08,425
‫و وقتی که اون مرد، من جاش رو گرفتم.

557
00:41:08,508 --> 00:41:10,135
‫جولیا چطوری بود؟

558
00:41:16,183 --> 00:41:19,436
‫اون تنها کسی بود که قوانین رو
‫زیر پا میذاشت و با من حرف میزد.

559
00:41:21,646 --> 00:41:25,692
‫و بعد توی یه تابستون، اون رفت.

560
00:41:25,775 --> 00:41:27,444
‫کسی دلیلش رو گفت؟

561
00:41:27,527 --> 00:41:31,198
‫نه، اونا عکس‌هاشو برداشتن و
‫جوری رفتار کردن که انگار...

562
00:41:31,281 --> 00:41:32,407
‫اون هیچ وقت وجود نداشته.

563
00:41:35,535 --> 00:41:37,454
‫مادرم می‌گفت...

564
00:41:37,579 --> 00:41:41,416
‫"ما پول اونا رو نداریم، اما عشق داریم."

565
00:41:43,376 --> 00:41:45,629
‫حتما این وضع برای تو آسون نبوده.

566
00:41:47,839 --> 00:41:48,673
‫نه.

567
00:41:49,424 --> 00:41:51,885
‫من خیالم راحت شد که توماس
‫مالک جدید نیست.

568
00:41:52,552 --> 00:41:53,929
‫منظورت چیه؟

569
00:41:54,971 --> 00:41:58,892
‫فکر می‌کنم اون خوشحال بود وقتی که
‫جولیا رفت، معناش این بود که...

570
00:41:58,975 --> 00:42:01,102
‫اون می‌تونه فرزند محبوب باشه.

571
00:42:09,945 --> 00:42:10,779
‫گاماش هستم.

572
00:42:13,031 --> 00:42:14,115
‫تطابقی داره؟

573
00:42:15,867 --> 00:42:18,286
‫الیوت! باهات حرف دارم.

574
00:42:23,625 --> 00:42:27,045
‫تو به ما گفتی که دیشب رفتی آشپزخونه
‫تا ظرف‌ها رو بشوری.

575
00:42:27,170 --> 00:42:29,256
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای بگی؟

576
00:42:29,339 --> 00:42:32,300
‫مثلا این‌که توی اتاق جولیا
‫شراب می‌خوردی؟

577
00:42:32,384 --> 00:42:33,301
‫نه، من این کارو نکردم.

578
00:42:33,385 --> 00:42:35,146
‫پس چطور توضیح میدی
‫که چرا ما دی‌ان‌ای تو رو...

579
00:42:35,170 --> 00:42:36,930
‫توی لیوان شرابی که اون‌جا بود پیدا کردیم؟

580
00:42:37,681 --> 00:42:38,515
‫الیوت.

581
00:42:39,224 --> 00:42:42,185
‫در این شرایط تو آخرین نفری هستی
‫که اون رو زنده دیده.

582
00:42:42,269 --> 00:42:44,312
‫و با این حال چیزی نگفتی.

583
00:42:44,396 --> 00:42:47,399
‫چرا این کارو نکردی؟
‫چیزی برای مخفی کردن داری؟

584
00:42:57,993 --> 00:42:59,953
‫اون از من خواست که روی سقف
‫بهش ملحق بشم.

585
00:43:00,203 --> 00:43:03,081
‫وقتی رفتم اون‌جا، توی بارون می‌رقصید.

586
00:43:03,999 --> 00:43:07,794
‫اون منو دعوت کرد به اتاقش
‫که شراب بخوریم. فقط همین.

587
00:43:08,670 --> 00:43:09,587
‫ما سکس داشتیم.

588
00:43:09,921 --> 00:43:11,548
‫اون شروعش کرد.

589
00:43:11,631 --> 00:43:14,175
‫به محض این‌که تموم شد،
‫من مستقیم برگشتم به آشپزخونه...

590
00:43:14,259 --> 00:43:16,344
‫ازش نخواستی که همو کنار مجسمه
‫ملاقات کنین؟

591
00:43:16,428 --> 00:43:18,930
‫قسم می‌خورم برای این چنین چیزی رو نگفتم
‫چون نمی‌خواستم کارم رو از دست بدم.

592
00:43:19,014 --> 00:43:20,598
‫اما وقتی اون‌جا رو ترک کردم، زنده بود.

593
00:43:20,682 --> 00:43:21,516
‫رئیس.

594
00:43:22,309 --> 00:43:23,143
‫صبر کن.

595
00:43:26,187 --> 00:43:28,189
‫ما یه دست خط مشابه داریم.

596
00:43:31,776 --> 00:43:33,236
‫و یه انگیزه.

597
00:43:33,320 --> 00:43:34,571
‫کارت خوب بود، ژان‌گی.

598
00:43:36,323 --> 00:43:37,240
‫می‌تونی بری.

599
00:43:43,079 --> 00:43:44,748
‫می‌دونم تو دلت برای بابا تنگ شده، مادر.

600
00:43:44,831 --> 00:43:47,334
‫من بیش از اندازه‌ی کافی
‫با اون مرد بودم.

601
00:43:47,542 --> 00:43:48,918
‫نه، دلم برای جولیا تنگ شده.

602
00:43:50,170 --> 00:43:53,381
‫من الان فهمیدم که از جهات زیادی...
‫بهش بدی کردیم.

603
00:43:53,548 --> 00:43:55,550
‫حداقل می‌تونیم جبران کنیم.

604
00:43:56,718 --> 00:43:57,552
‫چطور؟

605
00:43:58,595 --> 00:44:00,930
‫با احترام گذاشتن به خواسته‌هاش.

606
00:44:01,056 --> 00:44:03,308
‫من می‌خوام هتل رو به پسرش بدم.

607
00:44:04,184 --> 00:44:06,311
‫اون بالاخره نوه‌ی منه.

608
00:44:06,394 --> 00:44:07,437
‫آقای مارو.

609
00:44:08,146 --> 00:44:09,856
‫میشه چند کلمه با هم حرف بزنیم؟

610
00:44:09,981 --> 00:44:12,034
‫من سوالاتی دارم که شاید...

611
00:44:12,058 --> 00:44:14,110
‫نخوای جلوی خانواده‌ات جواب بدی.

612
00:44:14,194 --> 00:44:15,236
‫چه سوالاتی؟

613
00:44:21,743 --> 00:44:23,036
‫این دست خط توئه.

614
00:44:24,204 --> 00:44:26,540
‫تو از جولیا خواستی که
‫کنار مجسمه ملاقاتش کنی.

615
00:44:26,564 --> 00:44:27,832
‫من چنین کاری نکردم.

616
00:44:28,792 --> 00:44:31,920
‫من با همسرم توی اتاق بودم.
‫سندرا، بهشون بگو.

617
00:44:33,254 --> 00:44:34,589
‫بله، ما با هم بودیم.

618
00:44:34,672 --> 00:44:36,383
‫چرا باید خواهر خودمو بکشم؟

619
00:44:36,466 --> 00:44:39,928
‫واقعا می‌خوای مسائل مالیت رو
‫این‌جا مطرح کنیم؟

620
00:44:40,762 --> 00:44:42,597
‫- مزخرف نگو.
‫- کدوم مسائل مالی؟

621
00:44:42,680 --> 00:44:44,432
‫چیزی نیست.
‫فقط یه سوء تفاهمه.

622
00:44:44,516 --> 00:44:46,601
‫خب، پیشنهاد می‌کنم توضیح بدی.

623
00:44:51,815 --> 00:44:52,732
‫این‌جا نه.

624
00:45:07,789 --> 00:45:09,999
‫چطور جرات می‌کنین منو تحت فشار قرار بدین؟

625
00:45:10,083 --> 00:45:13,211
‫همه فکر می‌کردن که هتل به تو می‌رسه،
‫اما این‌طور نشد.

626
00:45:13,294 --> 00:45:15,422
‫تو عصبانی بودی و بدهی زیادی داشتی.

627
00:45:15,505 --> 00:45:19,217
‫طبق سازمان اعتبارسنجی تقریبا ورشکست شدی.
‫تو داشتی خونه‌ات رو از دست می‌دادی.

628
00:45:19,300 --> 00:45:22,512
‫تو خواستی جولیا رو ببینی.
‫می‌خواستی قانعش کنی که هتل رو به تو بده؟

629
00:45:22,595 --> 00:45:24,764
‫- اون امتناع کرد؟
‫- این آزار روانیه.

630
00:45:24,848 --> 00:45:27,684
‫خیلی ساده و مستقیم،
‫شما دارین به هر دری چنگ میزنین.

631
00:45:27,767 --> 00:45:30,937
‫- این دست خط توئه.
‫- من سوال دیگه‌ای رو بدون وکیل جواب نمیدم.

632
00:45:31,020 --> 00:45:33,064
‫- میشه ترتیبش رو داد.
‫- من عذر موجه دارم.

633
00:45:33,148 --> 00:45:35,525
‫نمی‌تونین اینو بندازین گردن من.

634
00:45:35,608 --> 00:45:37,944
‫نزدیک خانواده‌ی من نیاید.

635
00:45:40,363 --> 00:45:43,199
‫من می‌خوام دم دروازه
‫و اطراف محیط افسرها مستقر بشن.

636
00:45:43,283 --> 00:45:44,909
‫هیچ کسی اجازه‌ی ترک این‌جا رو نداره.

637
00:45:49,164 --> 00:45:52,041
‫تو سر گوزن رو گذاشتی سر جاش؟

638
00:45:52,167 --> 00:45:53,585
‫نه، شرمنده. من...

639
00:45:54,377 --> 00:45:56,713
‫امروز این‌کارو می‌کنی، وگرنه اخراجی.

640
00:48:23,359 --> 00:48:24,527
‫اون صدای شلیک گلوله بود؟

641
00:48:25,945 --> 00:48:26,904
‫وای خدای من.

642
00:48:27,614 --> 00:48:28,906
‫این صدا از کجا اومد؟

643
00:48:29,032 --> 00:48:30,700
‫- وای خدای من.
‫- چه خبره؟

644
00:48:30,783 --> 00:48:31,951
‫خانواده رو این‌جا نگه دارین.

645
00:48:32,035 --> 00:48:34,787
‫من می‌خوام این‌جا بمونید، لطفا. باشه؟

646
00:48:34,954 --> 00:48:36,039
‫شنیدین رئیس چی گفت.

647
00:48:38,625 --> 00:48:39,459
‫توماس.

648
00:48:40,710 --> 00:48:41,544
‫آروم باش، آروم باش.

649
00:48:41,919 --> 00:48:42,920
‫توماس!

650
00:48:43,212 --> 00:48:44,464
‫توماس!

651
00:48:44,631 --> 00:48:46,799
‫هر کاری که کردی من عاشقتم!

652
00:48:49,177 --> 00:48:52,430
‫توماس. منو ببین.

653
00:48:53,514 --> 00:48:54,724
‫اگه یه قدم بیای جلوتر...

654
00:48:55,016 --> 00:48:56,434
‫- توماس!
‫- من به خودم شلیک می‌کنم.

655
00:48:56,517 --> 00:48:58,436
‫من همین‌جا می‌مونم.

656
00:48:58,519 --> 00:48:59,717
‫من می‌خوام باهات حرف بزنم.

657
00:48:59,741 --> 00:49:02,148
‫عقب بمون، وگرنه شلیک می‌کنم!
‫به خدا شلیک می‌کنم!

658
00:49:02,172 --> 00:49:12,172
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

659
00:49:12,196 --> 00:49:22,196
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

