﻿1
00:00:20,312 --> 00:00:21,397
‫من عاشق اینم.

2
00:00:21,689 --> 00:00:22,523
‫بلندش کن.

3
00:00:51,677 --> 00:00:52,511
‫بابا!

4
00:00:52,535 --> 00:01:00,535
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

5
00:01:00,559 --> 00:01:08,559
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

6
00:01:08,560 --> 00:01:16,560
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

7
00:01:21,976 --> 00:01:25,186
‫[مامور اعدام - قسمت دوم]

8
00:01:45,189 --> 00:01:48,943
‫نمی‌دونم این اتفاق براتون افتاده یا نه،
‫اما من توی ماشین بودم و رانندگی می‌کردم...

9
00:01:48,943 --> 00:01:53,948
‫و بدجوری باید می‌رفتم دستشویی،
‫خیلی دستشویی داشتم و رانندگی می‌کردم...

10
00:02:10,256 --> 00:02:14,051
‫آرماند، بالاخره اومدی. ما رو از دست
‫یکی از داستان‌های پیر نجات دادی.

11
00:02:15,052 --> 00:02:16,053
‫داشتم کارامو تموم می‌کردم.

12
00:02:16,053 --> 00:02:18,013
‫فکر نمی‌کردیم برسی بیای.

13
00:02:18,013 --> 00:02:21,308
‫و شب بازی رو از دست بده؟
‫اون آرماندی که می‌شناسم و عاشقشم نیست.

14
00:02:22,268 --> 00:02:26,272
‫مخصوصا بعد از هفته‌‌ی گذشته که
‫من پول زیادی برنده شدم.

15
00:02:26,856 --> 00:02:29,775
‫چی بازی کنیم؟ بیلوت؟ آلوت؟ بلک‌جک؟

16
00:02:29,775 --> 00:02:31,610
‫بلک‌جک. با قوانین انگلیسی.

17
00:02:31,610 --> 00:02:33,112
‫قوانین انگلیسی؟ دوباره؟

18
00:02:33,112 --> 00:02:36,156
‫می‌خوای باهاش کیک و چای هم بخوریم؟

19
00:02:36,156 --> 00:02:39,493
‫اذیتش نکن، پیر. وگرنه مجبورمون
‫می‌کنه اولد مید بازی کنیم.

20
00:02:39,493 --> 00:02:41,203
‫- آره.
‫- کی دست میده؟

21
00:02:41,203 --> 00:02:42,496
‫معلومه که پیر.

22
00:02:43,205 --> 00:02:44,832
‫اون همه چیو در مورد ساقی‌ها می‌دونه.
‫[ساقی و دست دهنده لغت مشترک هستن]

23
00:02:45,624 --> 00:02:46,959
‫خیلی خب. خیلی خب.

24
00:02:47,543 --> 00:02:51,797
‫دو تا ورق می‌گیرین، یا همونو قبول کنین
‫یا بیشتر بخواین تا ۳ تای دیگه بگیرین.

25
00:02:53,382 --> 00:02:55,634
‫من شنیدم که تو اون
‫بچه‌های گمشده رو پیدا کردی.

26
00:02:55,634 --> 00:02:56,802
‫- آره.
‫- ورق بده.

27
00:02:56,927 --> 00:02:58,304
‫وای.

28
00:02:59,221 --> 00:03:00,514
‫- بله.
‫- بیشتر شد.

29
00:03:00,973 --> 00:03:02,224
‫- بد شد.
‫- ورق بده.

30
00:03:03,058 --> 00:03:06,061
‫خدا رو شکر اون خانواده‌ی بیچاره
‫تکلیفش معلوم شد.

31
00:03:06,061 --> 00:03:07,688
‫- آره.
‫- بازم بده.

32
00:03:10,316 --> 00:03:11,317
‫ورقای منم بیشتر شد.

33
00:03:11,317 --> 00:03:13,193
‫پس تو فکر می‌کنی کار کوین کیس بوده؟

34
00:03:15,863 --> 00:03:17,197
‫شاید کوین دروغ می‌گفته.

35
00:03:17,197 --> 00:03:20,200
‫اگه تامی مچش رو حین رابطه
‫با بلو گرفته باشه...

36
00:03:20,200 --> 00:03:24,079
‫و دعواشون شده باشه و اون
‫هر دوشون رو کشته باشه چی؟

37
00:03:26,165 --> 00:03:27,833
‫آره، شاید چنین چیزی اتفاق افتاده.

38
00:03:28,375 --> 00:03:31,003
‫مطمئنم به‌خاطر عذاب وجدان
‫توی اون سلول اوردوز کرده.

39
00:03:31,003 --> 00:03:34,256
‫اما... چرا چاوسکی فرار کرده؟

40
00:03:37,593 --> 00:03:38,510
‫ورق بده.

41
00:03:39,178 --> 00:03:40,596
‫چاوسکی آدم مسئله‌داریه.

42
00:03:41,096 --> 00:03:43,807
‫شاید دستش با کیس توی یه کاسه بوده.
‫نمی‌دونم.

43
00:03:43,807 --> 00:03:44,850
‫ممکنه.

44
00:03:45,392 --> 00:03:47,269
‫اما الان این تحقیقات
‫مربوط به بخش قتل میشه،

45
00:03:47,269 --> 00:03:49,647
‫پس من باید به نتیجه برسم.

46
00:03:49,647 --> 00:03:50,689
‫ورق بده.

47
00:03:53,275 --> 00:03:55,110
‫چطور پیداشون کردی؟

48
00:03:58,197 --> 00:04:00,032
‫می‌دونی چند نوع درخت کاج...

49
00:04:00,032 --> 00:04:02,576
‫توی اون جنگل هست؟

50
00:04:02,576 --> 00:04:03,744
‫خیلی زیاد.

51
00:04:03,744 --> 00:04:08,040
‫کاج خاکستری هست،‌ کاج شنی هست،
‫کاج کوهی هست،

52
00:04:08,040 --> 00:04:09,750
‫کاج قیری هست، کاج برکه‌ای هست.

53
00:04:10,751 --> 00:04:12,336
‫حتی کاج سفید هم وجود داره...

54
00:04:12,336 --> 00:04:15,714
‫که البته توی نواحی شرقی
‫محبوب نیستن.

55
00:04:15,714 --> 00:04:19,843
‫مردی که هفته‌ی پیش پیدا کردیم
‫کنار یه درخت کاج سفید دار زده شده بود.

56
00:04:19,843 --> 00:04:22,846
‫اونا برگ‌های خیلی خاصی دارن.

57
00:04:22,846 --> 00:04:24,390
‫خیلی پخش و پلا میشن.

58
00:04:24,390 --> 00:04:27,351
‫ما حتی اون برگ رو توی
‫خونه‌ی کوین کیس پیدا کردیم.

59
00:04:30,104 --> 00:04:31,563
‫وای!

60
00:04:32,272 --> 00:04:35,567
‫اگه این‌طور باشه فکر می‌کنم
‫چاوسکی تبرئه میشه...

61
00:04:35,567 --> 00:04:38,070
‫و کوین کیس توی صحنه‌ی جرم بوده.

62
00:04:40,030 --> 00:04:42,658
‫کارت خوب بود، آرماند. کارت خوب بود.

63
00:04:49,206 --> 00:04:50,708
‫ورق می‌خوای یا نه؟

64
00:04:53,085 --> 00:04:54,169
‫من ورق می‌خوام.

65
00:04:56,005 --> 00:04:57,506
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم.

66
00:04:57,506 --> 00:04:58,632
‫خیلی خب.

67
00:05:03,595 --> 00:05:05,889
‫یه داستان اوجیبوه‌ای هست که ازش خوشم میاد.
‫[قبیله‌ای سرخپوستی]

68
00:05:07,016 --> 00:05:10,894
‫یه جیجاق آبی هست، سردشه و از گرسنگی
‫داره تلف میشه.

69
00:05:11,937 --> 00:05:15,149
‫و اون پرواز می‌کنه میره روی یه درخت بلوط
‫و برای پناه گرفتن التماس می‌کنه.

70
00:05:15,983 --> 00:05:17,818
‫و درخت بلوط میگه "عمرا...

71
00:05:17,818 --> 00:05:20,029
‫من برای خودمم بزور سرپناه دارم."

72
00:05:20,029 --> 00:05:24,033
‫برای همین اون میره روی درخت افرا و بهش
‫التماس می‌کنه که شیره‌ی خودشو به اون بده.

73
00:05:24,867 --> 00:05:27,995
‫درخت افرا میگه "من برای
‫خودمم به اندازه‌ی کافی شیره‌ ندارم."

74
00:05:28,412 --> 00:05:32,833
‫و هر درختی توی جنگل جیجاق آبی
‫گرسنه و یخ زده رو پس میزنه.

75
00:05:33,917 --> 00:05:36,712
‫برای همین اون تا جنگل کاج پرواز می‌کنه،

76
00:05:36,712 --> 00:05:41,216
‫و اون به درختای کاج میگه "من سردمه.
‫گرسنمه‌. می‌تونم این‌جا پناه بگیرم؟

77
00:05:41,216 --> 00:05:43,510
‫حداقل تا وقتی که کولاک تموم بشه."

78
00:05:43,927 --> 00:05:47,222
‫و درختای کاج میگن "باشه،
‫برگ‌های ما خیلی نازکن.

79
00:05:47,222 --> 00:05:48,724
‫اما مشکلی نیست. بیا داخل.

80
00:05:49,516 --> 00:05:54,813
‫پناه بگیر. بین شاخه‌های ما گرم بمون.
‫از دانه‌های مخروط ما تغذیه کن."

81
00:05:56,190 --> 00:06:00,110
‫و بعد جیجاق آبی خودشو تکون میده...

82
00:06:00,110 --> 00:06:03,989
‫و همه‌ی پرهای دمش رو می‌ریزه
‫و خود واقعیشو نشون میده.

83
00:06:03,989 --> 00:06:06,075
‫و اون اصلا یه جیجاق آبی نیست.

84
00:06:06,075 --> 00:06:11,830
‫اون نانابوزوی حیله‌گر هست. اون میگه
‫"همه‌ی درختای جنگل...

85
00:06:11,830 --> 00:06:14,792
‫توی هر زمستون برگ‌هاشون رو از دست میدن.

86
00:06:14,792 --> 00:06:17,252
‫اما شما درختای کاج
‫خیلی با من مهربون بودین،

87
00:06:18,128 --> 00:06:20,214
‫برگ‌هاتون باقی میمونه...

88
00:06:20,214 --> 00:06:23,217
‫و در کل سال سرسبز می‌مونید."

89
00:06:34,103 --> 00:06:37,648
‫می‌دونی، داستان‌های کوتاه
‫معناهای زیادی دارن.

90
00:06:38,607 --> 00:06:41,735
‫هیچ وقت یه نفر رو به‌خاطر ظاهرش
‫قضاوت نکن.

91
00:06:42,694 --> 00:06:46,615
‫ممکنه یه قضیه‌ی دیگه
‫منتظر فاش شدن باشه.

92
00:06:47,658 --> 00:06:48,659
‫درسته.

93
00:06:50,494 --> 00:06:52,913
‫واقعا نمیشه یه نفر رو شناخت.

94
00:07:02,422 --> 00:07:03,507
‫پنج تا ورق گرفتم و به ۲۱ نرسیدم.

95
00:07:04,925 --> 00:07:06,927
‫خوب بازی کردی.

96
00:07:29,241 --> 00:07:32,452
‫قضیه‌ی امشب بین تو و پیر چی بود؟

97
00:07:34,872 --> 00:07:36,290
‫به‌خاطر اون بچه‌هاست.

98
00:07:39,543 --> 00:07:40,961
‫آرماند، به من بگو.

99
00:07:42,421 --> 00:07:43,797
‫من می‌دونم کی اونا رو کشته.

100
00:07:44,381 --> 00:07:46,717
‫خب، این خوبه، مگه نه؟

101
00:07:46,717 --> 00:07:47,843
‫نه.

102
00:07:51,722 --> 00:07:53,015
‫گلوله‌ای که...

103
00:07:53,765 --> 00:07:58,687
‫گلوله‌هایی که بلو رو کشته
‫از تفنگ پیر شلیک شده.

104
00:08:01,064 --> 00:08:02,232
‫چی؟

105
00:08:03,066 --> 00:08:04,526
‫این چطور ممکنه؟

106
00:08:07,404 --> 00:08:08,864
‫خدای من.

107
00:08:23,212 --> 00:08:24,922
‫پیر آرنو مرد خوبیه.

108
00:08:25,339 --> 00:08:26,381
‫یه افسر فوق‌العاده‌ست.

109
00:08:26,381 --> 00:08:29,885
‫چیزی که ما پیدا کردیم با چیزی که
‫کوین کیس به لاکوست گفته مطابقت داره.

110
00:08:30,761 --> 00:08:34,514
‫ما می‌دونیم چاوسکی و آرنو
‫ماشین کوین رو متوقف کردن.

111
00:08:35,807 --> 00:08:39,311
‫من فکر می‌کنم اونا اجساد رو دفن کردن
‫و بعد توی خونه‌ی کوین صحنه‌سازی کردن...

112
00:08:39,311 --> 00:08:42,272
‫و امیدوار بودن محافظین صلح
‫خون بلو رو پیدا کنن...

113
00:08:42,272 --> 00:08:44,441
‫و به این نتیجه برسن که کوین اونو کشته.

114
00:08:45,734 --> 00:08:46,735
‫همه‌اش اون داخله.

115
00:08:47,986 --> 00:08:50,322
‫و گلوله‌ها پیش تیم گلوله‌شناسی پلیس کبک
‫هستن.

116
00:08:54,409 --> 00:08:55,327
‫آرماند.

117
00:08:57,621 --> 00:08:59,831
‫من متوجه‌ام که این
‫نمی‌تونه برات آسون باشه.

118
00:09:00,165 --> 00:09:01,166
‫من خیلی متاسفم.

119
00:09:01,833 --> 00:09:04,711
‫ما باید این پرونده رو به سازمان
‫امور داخلی پلیس تحویل بدیم.

120
00:09:04,711 --> 00:09:08,882
‫تو برگرد به تری‌پاینز و پرونده‌ی هیل رو
‫تموم کن، منم به این رسیدگی می‌کنم، باشه؟

121
00:09:08,882 --> 00:09:09,967
‫ممنون.

122
00:09:58,557 --> 00:10:00,058
‫تعطیلات چطور بود؟

123
00:10:01,893 --> 00:10:02,811
‫خوب بود.

124
00:10:06,481 --> 00:10:08,734
‫الان اوضاع بین تو و ایند خوبه؟

125
00:10:11,903 --> 00:10:14,406
‫کاملا. آره. فقط همینو نیاز داشتیم.

126
00:10:15,198 --> 00:10:18,910
‫خوبه. اگه ایند می‌رفت فکر نکنم
‫کس دیگه‌ای قبولت می‌کرد، برای همین...

127
00:10:21,997 --> 00:10:25,125
‫- راستش، اوضاع خیلی...
‫- حالت خوبه، رئیس؟

128
00:10:25,834 --> 00:10:28,378
‫من می‌خوام این پرونده سریع‌ بسته شه،
‫همین امروز.

129
00:10:28,879 --> 00:10:30,088
‫ما روش کار می‌کنیم.

130
00:10:30,088 --> 00:10:33,550
‫جیمز هیل اومد این‌جا و دنبال کسی بود
‫که در گذشته اونو می‌شناخته.

131
00:10:34,384 --> 00:10:36,762
‫گذشته‌اش رو دقیق بررسی کنید.

132
00:10:36,762 --> 00:10:39,222
‫برای من یه ارتباط با یه نفر
‫توی تری‌پاینز رو پیدا کنین.

133
00:10:56,365 --> 00:10:59,618
‫- قضیه چیه؟
‫- پلیس جایی نمیره.

134
00:10:59,618 --> 00:11:03,038
‫اونا اون‌قدر موی دماغ ما میشن
‫تا یه نفر بره زندان.

135
00:11:03,038 --> 00:11:06,333
‫- اگه شانس بیاریم قاتل میره زندان.
‫- ما شانس‌مون رو خودمون می‌سازیم.

136
00:11:06,458 --> 00:11:10,712
‫شنیدین که الیس توی اغذیه‌فروشی چی
‫گفت. اون می‌دونست همه‌ی ما یه گناهی کردیم.

137
00:11:12,339 --> 00:11:16,218
‫فقط یه نفر اون مرد رو کشته.
‫پلیس دنبال همون یه نفره.

138
00:11:16,218 --> 00:11:17,969
‫بقیه‌ی ما ربطی به این قضیه نداریم.

139
00:11:17,969 --> 00:11:21,932
‫واقعا؟ اگه اون واقعا رازهای ما رو
‫می‌دونسته چی؟

140
00:11:22,516 --> 00:11:24,059
‫اگه اونا رو ثبت کرده باشه چی؟

141
00:11:24,059 --> 00:11:26,645
‫پلیس به زودی میره خونه‌اش رو می‌گرده.

142
00:11:26,645 --> 00:11:30,273
‫- فکر نمی‌کنی یکم زیادی شلوغش کردی؟
‫- من دارم احتیاط می‌کنم.

143
00:11:30,941 --> 00:11:34,236
‫من می‌دونم توی گذشته‌ام چیزهایی هست
‫که نمی‌خوام پخش بشن.

144
00:11:34,236 --> 00:11:36,696
‫حدسم اینه که بیشتر شما هم همین‌طور هستین.

145
00:11:36,696 --> 00:11:38,916
‫مگه برای چنین چیزی نیومدیم این‌جا؟

146
00:11:38,940 --> 00:11:41,159
‫که یه جایی بدون قضاوت
‫شروع دوباره داشته باشیم؟

147
00:11:41,827 --> 00:11:43,578
‫پناهگاه خودمون.

148
00:11:44,121 --> 00:11:46,915
‫می‌خواید پلیس زاغ سیاه شما رو هم چوب بزنه؟

149
00:11:47,958 --> 00:11:49,126
‫خب نقشه چیه؟

150
00:11:49,126 --> 00:11:51,962
‫- اردکا خودشون نمی‌تونن غذا بخورن...
‫- صبر کن.

151
00:11:53,171 --> 00:11:54,172
‫اینو بخونین.

152
00:11:55,215 --> 00:11:59,636
‫این یه درس عالی در زمینه‌ی
‫مسئولیت اجتماعیه...

153
00:12:00,011 --> 00:12:02,848
‫و کاملا روشن می‌کنه که چرا هیچ وقت
‫نمی‌خواین که تماشاچی باشین.

154
00:12:02,848 --> 00:12:04,933
‫شعر مامور اعدام. چه نقشه‌ی فوق‌العاده‌ای.

155
00:12:04,933 --> 00:12:08,603
‫اگه کسی توی این‌جا بدونه
‫چه کسی آرتور الیس رو کشته،

156
00:12:08,603 --> 00:12:12,399
‫اگه کسی در این‌جا چیزی بدونه،
‫دو تا گزینه داره.

157
00:12:12,899 --> 00:12:15,402
‫یا با من حرف بزنه، یا
‫با رئیس پلیس حرف بزنه.

158
00:12:16,278 --> 00:12:20,407
‫اما بیاید یه کاری کنیم این تحقیقات
‫قبل این‌که به همه‌ی ما صدمه بزنه تموم بشه.

159
00:12:28,707 --> 00:12:31,626
‫من گروهبان لاکوست از پلیس کبک هستم.

160
00:12:31,626 --> 00:12:34,171
‫من در مورد یکی از مستاجرینتون زنگ زدم.
‫جیمز هیل.

161
00:12:34,171 --> 00:12:37,007
‫میرنا لندرز قبلا یه روانشناس بوده؟

162
00:12:37,007 --> 00:12:39,593
‫هر اطلاعاتی که داشته باشین کمک می‌کنه.

163
00:12:40,135 --> 00:12:41,803
‫اون شاعر، روث زاردو.

164
00:12:42,179 --> 00:12:46,016
‫این‌طور فهمیدم که چند سال قبل توی دانشگاه
‫چند کلاس رو درس می‌داده، درسته؟

165
00:12:46,016 --> 00:12:48,477
‫آخرین باری که اون‌جا تدریس داشت کی بود؟

166
00:12:51,396 --> 00:12:53,815
‫اونا دانشجوهای کدوم دانشگاه بودن؟

167
00:12:53,815 --> 00:12:55,609
‫از چه سالی تا چه سالی؟

168
00:13:00,989 --> 00:13:02,574
‫پیتر و کلارا مارو.

169
00:13:02,949 --> 00:13:04,868
‫میم الف ر واو.

170
00:13:06,411 --> 00:13:08,246
‫چه زمانی اون‌جا زندگی می‌کردن؟

171
00:13:09,247 --> 00:13:12,459
‫من سعی می‌کنم در مورد این اطلاعات کسب کنم
‫که گابری دبو چه زمانی اون‌جا بوده.

172
00:13:12,792 --> 00:13:14,669
‫اونا چه مدتی اتاوا بودن؟

173
00:13:19,132 --> 00:13:20,592
‫آدرسشون کجا بوده؟

174
00:13:20,592 --> 00:13:25,263
‫وقتی الیویه بروله توی اتاوا بود،
‫کسب و کار دیگه‌ای هم داشت؟

175
00:13:25,972 --> 00:13:27,599
‫من می‌تونم صبر کنم، ممنون.

176
00:13:32,687 --> 00:13:37,150
‫- تو کل روز به این چرت و پرتا نگاه می‌کنی؟
‫- روث، می‌تونم کمکت کنم؟

177
00:13:37,651 --> 00:13:40,654
‫- اینو پیدا کردم.
‫- ما به اموال گمشده رسیدگی نمی‌کنیم.

178
00:13:40,654 --> 00:13:42,822
‫داخلشو نگاه کن، عقل کل.

179
00:13:51,289 --> 00:13:53,959
‫اون خودشه، مگه نه؟ آرتور الیس.

180
00:13:53,959 --> 00:13:56,044
‫اسم واقعیش جیمز هیل هست.

181
00:13:56,044 --> 00:13:57,003
‫عجب.

182
00:13:58,547 --> 00:14:01,049
‫- کجا پیداش کردی؟
‫- رزا پیداش کرد.

183
00:14:01,591 --> 00:14:04,261
‫توی توده‌ی چوپ پشت مسافرخونه بود،

184
00:14:04,261 --> 00:14:06,564
‫جایی که مایک ضایعات
‫باغ رو می‌سوزونه.

185
00:14:06,588 --> 00:14:08,890
‫رزا دوست داره بین شاخه و
‫برگ‌ها دنبال غذا بگرده.

186
00:14:08,890 --> 00:14:11,142
‫اون‌جا پر از حلزونه.

187
00:14:11,560 --> 00:14:13,520
‫روزا سلیقه‌ی پیچیده‌ای داره.

188
00:14:13,520 --> 00:14:15,105
‫کلاژن زیادی دارن.

189
00:14:16,439 --> 00:14:17,816
‫باعث میشه منقارت قوی بمونه.

190
00:14:20,694 --> 00:14:21,695
‫خب دقیقا کی...

191
00:14:45,218 --> 00:14:46,136
‫مایک.

192
00:14:48,805 --> 00:14:50,056
‫سرکاراگاه.

193
00:14:51,099 --> 00:14:52,517
‫کی اینو ساختی؟

194
00:14:53,602 --> 00:14:55,103
‫در طی هفته‌ی گذشته.

195
00:14:55,687 --> 00:14:59,190
‫کلی برگ خشک‌ شده و شاخه‌ی بریده شده
‫به سوزوندن احتیاج داشتن.

196
00:15:00,066 --> 00:15:02,527
‫الان پلیس دیگه مجوز ایجاد آتیش هم
‫بررسی می‌کنه؟

197
00:15:03,945 --> 00:15:05,822
‫کسی رو در حال ور رفتن با اون دیدی؟

198
00:15:06,698 --> 00:15:09,075
‫- ور رفتن؟
‫- مثلا یه چیزی توش بذاره.

199
00:15:10,493 --> 00:15:11,411
‫نه.

200
00:15:12,245 --> 00:15:16,541
‫- چطور، چیزی توش بود؟
‫- پرسیدنش ضرری نداشت. ممنون.

201
00:15:16,958 --> 00:15:18,752
‫البته.

202
00:15:18,752 --> 00:15:21,671
‫تو توی دانشگاه ساز میزدی؟

203
00:15:22,922 --> 00:15:26,009
‫نه. من نرفتم دانشگاه.

204
00:15:26,593 --> 00:15:28,720
‫خب، دانشگاه به درد همه نمی‌خوره.

205
00:15:36,186 --> 00:15:37,103
‫ممنون.

206
00:15:48,406 --> 00:15:51,993
‫فکر می‌کنم حروف توی کیف پول هیل
‫شاید یه لیست قتل باشه.

207
00:15:53,119 --> 00:15:55,664
‫چطور تونستی از یه مشت حروف
‫اینو بفهمی؟

208
00:15:55,664 --> 00:15:57,791
‫هیل برای سازمان ثبت اسناد...

209
00:15:57,791 --> 00:16:02,379
‫توی اتاوا کار می‌کرد. سر و کارش با
‫مالیات و گذرنامه و مدارک دادگاهی بود.

210
00:16:02,379 --> 00:16:05,840
‫هر باری که یه کانادایی با دولت
‫ارتباط برقرار می‌کنه،

211
00:16:05,840 --> 00:16:07,676
‫سوابقش به بخش هیل میره.

212
00:16:07,676 --> 00:16:10,261
‫و این به اون دسترسی زیادی
‫به اطلاعات شخصی میده.

213
00:16:10,261 --> 00:16:13,098
‫درسته. اون ۱۵ سال پیش
‫این مسئولیت رو گرفته.

214
00:16:13,807 --> 00:16:15,850
‫قبلش اون یه معلم بوده.

215
00:16:15,850 --> 00:16:18,645
‫این تغییر بزرگیه، از کار کردن تمام وقت
‫با بچه‌ها...

216
00:16:18,645 --> 00:16:20,146
‫بری سراغ ثبت اسناد.

217
00:16:20,146 --> 00:16:22,190
‫خب ۱۵ سال پیش چه اتفاقی افتاده؟

218
00:16:30,198 --> 00:16:34,035
‫مارگارت هیل و دبی ۱۰ ساله
‫وقتی که ماشینشون به درون...

219
00:16:34,035 --> 00:16:37,914
‫رودخانه‌ی سینت لاورنس سقوط کرد کشته شدن.
‫شاهدین یه وانت قرمز رو دیدن...

220
00:16:37,914 --> 00:16:42,127
‫که با فورد ماستنگ هیل برخورد کرد
‫و اونو از روی پل به درون رودخانه انداخت.

221
00:16:42,127 --> 00:16:45,714
‫پلیس کبک از شاهدین درخواست کرده
‫که پا پیش بذارن...

222
00:16:45,714 --> 00:16:50,009
‫و از ۴ نوجوان دانشگاه لاوال...

223
00:16:50,009 --> 00:16:51,302
‫در مورد این حادثه سوال شده.

224
00:16:52,053 --> 00:16:57,100
‫دو تا پسر، گابریل دوال و توبی مارش،
‫دو تا دختر، سیندی پین و الایزا گرین.

225
00:16:57,100 --> 00:16:59,686
‫حروف اول همه‌شون رو توی
‫کیف پول هیل پیدا کردیم.

226
00:17:00,103 --> 00:17:01,229
‫و اون وانت...

227
00:17:01,229 --> 00:17:04,149
‫اون وانت پر از بطری‌های خالی آبجو بود.

228
00:17:05,567 --> 00:17:07,277
‫- کسی محکوم شد؟
‫- نه.

229
00:17:07,277 --> 00:17:10,905
‫وقتی نیروهای امداد رسیدن،
‫بچه‌ها از وانت خارج شده بودن.

230
00:17:10,905 --> 00:17:14,159
‫همه‌شون آسیب‌های جزئی بهشون وارد شده بود،
‫و یکی‌شون...

231
00:17:14,159 --> 00:17:18,204
‫اون فرمون رو پاک کرده بود.
‫اون گفت می‌خواستم خون رو پاک کنم،

232
00:17:18,204 --> 00:17:21,082
‫اما پلیس‌ها مظنون شدن که
‫برای محافظت از هویت راننده این کارو کرده.

233
00:17:21,082 --> 00:17:23,752
‫- کسی محکوم نشد؟
‫- نه. حتی کسی دستگیر هم نشد.

234
00:17:23,752 --> 00:17:25,795
‫اون بچه‌ها خیلی پولدار بودن.

235
00:17:25,795 --> 00:17:29,674
‫والدین‌شون وکلای خوبی استخدام کردن،
‫و اونا رو دست به سر کردن.

236
00:17:30,133 --> 00:17:31,843
‫بچه‌ها حرفی نزدن.

237
00:17:32,761 --> 00:17:36,473
‫ببین. من عکس‌هایی از صحنه‌ی حادثه دارم.

238
00:17:38,057 --> 00:17:40,522
‫هیل ۵ سال سعی کرد عدالت
‫رو در حق زن و بچه‌اش...

239
00:17:40,546 --> 00:17:42,896
‫اجرا کنه، و وقتی که نتونست به اتاوا رفت.

240
00:17:42,896 --> 00:17:46,983
‫- اون توی دفتر ثبت اسناد مشغول به کار شد.
‫- ما باید بچه‌های سوار وانت رو پیدا کنیم.

241
00:17:46,983 --> 00:17:50,528
‫آره، حدسم اینه که یکی از اونا این‌جا
‫توی تری‌پاینز هست.

242
00:17:56,659 --> 00:17:57,744
‫حالت خوبه، رئیس؟

243
00:17:59,829 --> 00:18:00,914
‫بابا!

244
00:18:08,630 --> 00:18:09,964
‫مطمئنی حالت خوبه؟

245
00:18:10,089 --> 00:18:11,883
‫خوبم.

246
00:18:30,360 --> 00:18:31,277
‫حالت خوبه؟

247
00:18:32,737 --> 00:18:33,780
‫آره، عزیزم.

248
00:18:35,740 --> 00:18:37,742
‫فقط می‌خواستم صداتو بشنوم.

249
00:18:40,036 --> 00:18:42,580
‫تو فکر این بودم که که
‫امشب بیام خونه.

250
00:18:42,997 --> 00:18:47,293
‫اما من باید توی تورنتو سخنرانی کنم.
‫من الان میرم اون‌جا.

251
00:18:47,293 --> 00:18:50,171
‫شش ساعت و نیم راهه.
‫چرا با هواپیما نمیری.

252
00:18:50,171 --> 00:18:53,883
‫- نه. می‌دونی که من عاشق رانندگیم.
‫- من نمی‌خوام رانندگی کنی.

253
00:18:55,885 --> 00:18:57,720
‫ببخشید. ببخشید.

254
00:18:58,471 --> 00:19:02,684
‫من فردا زودتر اون‌جا رو ترک می‌کنم.
‫برای ناهار به مونترال برمیگردم.

255
00:19:03,101 --> 00:19:06,145
‫خب،‌ فکر کردم شاید بهتر باشه
‫یه مدت مرخصی بگیریم...

256
00:19:06,145 --> 00:19:08,815
‫یه جایی بریم. دوست داری کجا بریم؟

257
00:19:08,940 --> 00:19:11,276
‫ایتالیای مرکزی؟

258
00:19:11,943 --> 00:19:14,459
‫یه دهکده‌ی کوچیک
‫قرون‌وسطایی کوهستانی.

259
00:19:14,483 --> 00:19:17,615
‫می‌تونیم فردا سر ناهار
‫برنامه‌ریزی کنیم براش.

260
00:19:18,867 --> 00:19:19,784
‫فکر خوبیه.

261
00:19:21,953 --> 00:19:22,871
‫ممنون.

262
00:19:23,413 --> 00:19:24,539
‫برای چی؟

263
00:19:25,665 --> 00:19:26,666
‫برای همه چی.

264
00:19:28,543 --> 00:19:30,336
‫من عاشقتم، آرماند. برای همیشه.

265
00:19:30,336 --> 00:19:31,504
‫منم عاشقتم، عزیزم.

266
00:19:48,563 --> 00:19:51,733
‫ما برای بلو یه ضیافت برگزار کردیم،
‫زندگیشو گرامی داشتیم.

267
00:19:51,941 --> 00:19:56,029
‫ناراحتی زیاد باعث میشه روح اون
‫نتونه مسیرش به خونه رو کامل کنه.

268
00:19:56,029 --> 00:19:57,906
‫ما باید به این توجه داشته باشیم.

269
00:19:59,324 --> 00:20:02,327
‫- چه کار می‌تونم برات بکنم، آرماند؟
‫- اوه، من...

270
00:20:04,245 --> 00:20:06,831
‫من می‌خواستم اینو بهت پس بدم.

271
00:20:10,877 --> 00:20:13,421
‫تو نگه‌اش دار. خودت پیداش کردی.

272
00:20:15,673 --> 00:20:16,591
‫ممنون.

273
00:20:17,717 --> 00:20:18,635
‫خواهش می‌کنم.

274
00:20:20,053 --> 00:20:23,556
‫- فکر می‌کنم من بعضی وقتا اونو می‌بینم.
‫- آره، منم همین‌طور.

275
00:20:25,391 --> 00:20:29,312
‫از وقتی که پیداش کردی، همه‌مون
‫حسش می‌کنیم. اون همیشه به ما سر میزنه.

276
00:20:29,938 --> 00:20:31,731
‫کاش می‌تونستم همه‌شون رو پیدا کنم.

277
00:20:32,357 --> 00:20:35,818
‫تو کارهای بیشتری از صرف پیدا کردن
‫دختران گمشده‌ی ما می‌تونی انجام بدی.

278
00:20:35,818 --> 00:20:38,446
‫یه شخص در موقعیت تو، با قدرتی که داری...

279
00:20:38,446 --> 00:20:42,659
‫تو می‌تونی جامعه رو امن‌تر کنی
‫که اونا اصلا گم نشن.

280
00:20:42,659 --> 00:20:45,078
‫خواهش می‌کنم، نگو "کاش" آرماند.

281
00:20:45,078 --> 00:20:46,496
‫وقتی که می‌تونی عمل کنی اینو نگو.

282
00:20:48,706 --> 00:20:49,749
‫باشه.

283
00:20:51,000 --> 00:20:52,126
‫حق با توئه.

284
00:20:53,086 --> 00:20:54,087
‫باشه.

285
00:20:57,215 --> 00:20:58,424
‫چطوره که این‌جا بمونی؟

286
00:20:59,217 --> 00:21:00,760
‫- باشه، ممنون.
‫- خیلی خب.

287
00:21:00,760 --> 00:21:03,096
‫بذار تو رو به اجتماع خودمون معرفی کنم.

288
00:21:03,596 --> 00:21:06,307
‫این بزرگ ما، السی هست.

289
00:21:26,661 --> 00:21:28,121
‫هنوز نخوندیش.

290
00:21:30,832 --> 00:21:31,874
‫شروعش کردم.

291
00:21:31,874 --> 00:21:34,669
‫نه، باید تا آخرش رو بخونی.

292
00:21:35,628 --> 00:21:38,047
‫ببینی که چه بلایی سر
‫اون تماشاچی آخر افتاد.

293
00:21:39,507 --> 00:21:42,010
‫"من درست جواب دادم و به تو حقیقت رو گفتم:

294
00:21:42,010 --> 00:21:44,887
‫داربست فقط برای شخص تو برافراشته شده.

295
00:21:45,221 --> 00:21:48,099
‫چه کسی به من بیشتر از تو...

296
00:21:48,099 --> 00:21:50,393
‫با امید بزدلانه‌ی خودش خدمت کرده؟

297
00:21:50,393 --> 00:21:53,104
‫من زمزمه کردم سایرینی که کنار تو...

298
00:21:53,104 --> 00:21:56,441
‫برای صلاح جمعی دست روی دست گذاشتن
‫کجا هستن؟ اونا مردن.

299
00:21:56,941 --> 00:21:59,068
‫مامور اعدام حرفم رو تصحیح کرد...

300
00:21:59,068 --> 00:22:01,112
‫اونا از روی لطف و مهربانی به قتل رسیدن."

301
00:22:02,447 --> 00:22:05,366
‫آخر داستان اینه. مامور اعدام
‫هم سرش میره بالای دار.

302
00:22:07,535 --> 00:22:10,079
‫حرفی داری که به پلیس‌ها بزنی، پیتر؟

303
00:22:16,669 --> 00:22:17,712
‫ممنون.

304
00:22:43,321 --> 00:22:45,782
‫من یه نفر رو حدود زمانی که الیس مرد دیدم.

305
00:22:47,200 --> 00:22:51,037
‫مثل یه دیوونه از جنگل به بیرون دوید.
‫نزدیک بود بهش بزنم.

306
00:22:51,913 --> 00:22:53,539
‫می‌دونی کی بوده؟

307
00:23:02,131 --> 00:23:03,299
‫چی پیدا کردی؟

308
00:23:03,299 --> 00:23:06,177
‫پیتر گفت گابری شبی که هیل
‫مرده توی جنگل بوده.

309
00:23:06,177 --> 00:23:08,888
‫فهمیدی که گابری کجا رفته دانشگاه؟

310
00:23:08,888 --> 00:23:11,933
‫همون دانشگاهی که بچه‌های توی وانت
‫رفتن، لاوال.

311
00:23:11,933 --> 00:23:14,852
‫شاید اسمش رو از دوال به دوبو تغییر داده.

312
00:23:14,852 --> 00:23:17,313
‫ما باید گواهی تولدش رو ببینیم.

313
00:23:17,730 --> 00:23:23,319
‫فکر می‌کنم نقشه‌ی اون این بوده که اون
‫چهار بچه رو پیدا کنه و تک تک اونا رو بکشه.

314
00:23:23,319 --> 00:23:27,698
‫نه، نمی‌خواسته بکشه، می‌خواسته اعدام کنه.
‫اون اونا رو به مرگ محکوم کرده.

315
00:23:28,032 --> 00:23:29,367
‫یا بکش یا کشته شو.

316
00:23:29,367 --> 00:23:32,954
‫- اون بچه‌ها انتخاب عجیبی کردن.
‫- کارت عالی بود، ژان‌گی.

317
00:23:32,954 --> 00:23:37,416
‫من و ایزابل می‌تونیم ادامه بدیم.
‫چطوره بری خونه و ایند رو غافلگیر کنی؟

318
00:23:37,416 --> 00:23:42,130
‫مطمئنی؟ نه... من می‌تونم بمونم.

319
00:23:42,130 --> 00:23:45,091
‫- من گفتم برو خونه.
‫- می‌دونم. اون براش مهم نیست.

320
00:23:45,591 --> 00:23:47,635
‫برو خونه،‌ ژان‌گی. این یه دستوره.

321
00:23:49,929 --> 00:23:52,014
‫- باشه.
‫- خوبه.

322
00:24:01,899 --> 00:24:02,984
‫من یه آبجو می‌خورم.

323
00:24:07,446 --> 00:24:09,866
‫شنیدی که از اداره‌ی امور داخلی اومدن؟

324
00:24:09,866 --> 00:24:10,950
‫باید اتفاق بزرگی افتاده باشه.

325
00:24:10,950 --> 00:24:14,328
‫حرفش همه جا پیچیده.
‫به‌خاطر پرونده‌ی بلو تو ریورز هست.

326
00:24:14,328 --> 00:24:18,624
‫اون دختر بومی رو در حالی که با دوست پسرش
‫توی پاین‌ریج دفن شده بود رو پیدا کردن.

327
00:24:18,624 --> 00:24:20,626
‫چرا چنین چیزی توجهشون رو جلب کرده؟

328
00:24:20,626 --> 00:24:23,754
‫ظاهرا یه لاپوشونی صورت گرفته.

329
00:24:23,754 --> 00:24:26,465
‫یه افسر ارشد مدارک رو از بین برده.

330
00:24:26,465 --> 00:24:28,718
‫اونا می‌خوان امروز دستگیرش کنن.

331
00:24:28,718 --> 00:24:31,179
‫پیر آرنو؟ این پرونده‌ی اونه،‌ مگه نه؟

332
00:24:31,179 --> 00:24:35,099
‫شاید پرونده‌ی اون باشه،‌ اما اون کسی نیست
‫که گلوله‌ها رو از بین برده.

333
00:24:35,349 --> 00:24:38,060
‫پس کار کی بوده؟ اونا
‫کیو می‌خوان بازداشت کنن؟

334
00:24:38,060 --> 00:24:40,605
‫سرکاراگاه آرماند گاماش.

335
00:25:05,588 --> 00:25:08,090
‫اولیویه؟ میشه یه دقیقه وقتتو به من بدی؟

336
00:25:08,507 --> 00:25:11,135
‫اگه یه دقیقه باشه آره.
‫نمی‌خوام بقیه گرسنگی بکشن.

337
00:25:13,971 --> 00:25:18,226
‫ببین، می‌دونم به گابری وفاداری،
‫اما فکر کنم بدونی که توی دردسر افتاده.

338
00:25:19,810 --> 00:25:21,020
‫اون با من حرف نمیزنه.

339
00:25:21,520 --> 00:25:25,191
‫- نمی‌دونم چطور کمکش کنم.
‫- می‌دونی یه مشکلی هست.

340
00:25:25,650 --> 00:25:28,402
‫ببین، اگه به من نگی...

341
00:25:28,402 --> 00:25:31,072
‫اگه به من نگی چه خبره،
‫منم نمی‌تونم کمکش کنم.

342
00:25:32,156 --> 00:25:34,784
‫هیل روز قتلش توی دفتر گابری بود.

343
00:25:34,784 --> 00:25:37,453
‫من از بازار برگشتم خونه،
‫اونا رو در حال مشاجره دیدم.

344
00:25:37,453 --> 00:25:38,496
‫در مورد چه چیزی دعوا می‌کردن؟

345
00:25:38,496 --> 00:25:41,666
‫گابری انکار کرد، اما اون یه چیزی
‫متعلق به هیل رو داشت.

346
00:25:41,666 --> 00:25:45,127
‫کیف پولش. من بعد از قتل اونو
‫توی کت گابری پیدا کردم.

347
00:25:45,127 --> 00:25:46,837
‫تو اونو انداختی توی چوب‌ها؟

348
00:25:47,421 --> 00:25:49,173
‫من ۱۵ ساله که اونو می‌شناسم.

349
00:25:49,548 --> 00:25:50,549
‫گابری قاتل نیست.

350
00:25:50,549 --> 00:25:53,219
‫همه‌ی ما قاتلیم اگه به اندازه‌ی کافی
‫بهمون فشار بیاد.

351
00:25:58,516 --> 00:26:01,394
‫یه شاهد گفته تو از جنگل
‫پاین‌ریج فرار کردی...

352
00:26:01,394 --> 00:26:03,854
‫همون شبی که هیل به قتل رسیده.

353
00:26:03,854 --> 00:26:07,191
‫- من رفتم بدوم، چیز مهمی نبود.
‫- تو توبی مارش رو می‌شناسی؟

354
00:26:07,191 --> 00:26:11,696
‫الایزا گرین؟ سیندی پین؟ گابریل دوال؟

355
00:26:12,321 --> 00:26:13,447
‫آره، در مورد اونا شنیدم.

356
00:26:13,447 --> 00:26:16,701
‫همه توی دانشگاه لاوال در مورد
‫تصادف شنیدن، اما اون‌جا دانشگاه بزرگیه.

357
00:26:16,701 --> 00:26:19,328
‫این چه ربطی به هیل داره؟

358
00:26:19,328 --> 00:26:22,123
‫خانواده‌ی اون توی تصادف مردن.

359
00:26:22,123 --> 00:26:25,293
‫اون اومد این‌جا و دنبال کسی می‌گشت
‫که اونو مسئول می‌دونست.

360
00:26:25,293 --> 00:26:26,877
‫تو اسمت رو تغییر دادی؟

361
00:26:26,877 --> 00:26:29,714
‫اون توی دفترت گواهی تولدت رو پیدا کرد؟

362
00:26:29,714 --> 00:26:33,134
‫- تو گابریل دوال هستی؟
‫- نه،‌ البته که نه.

363
00:26:33,134 --> 00:26:34,510
‫اون اومد سراغت و تو قبلش
‫اونو کشتی.

364
00:26:34,510 --> 00:26:36,679
‫شاید اون اومد سراغت و تو
‫از خودت دفاع کردی.

365
00:26:36,679 --> 00:26:37,638
‫من هیچ وقت چنین کاری...

366
00:26:37,638 --> 00:26:38,764
‫پس چرا دعوا می‌کردین؟

367
00:26:39,515 --> 00:26:41,726
‫و توی دفتر تو چه کار می‌کرد؟

368
00:26:41,726 --> 00:26:45,479
‫چرا شبی که مرد توی اغذیه‌فروشی
‫داد و بیداد کرد؟

369
00:26:45,479 --> 00:26:48,566
‫- نمی‌تونم چیزی بگم.
‫- چرا کیف پولش رو داشتی؟

370
00:26:50,026 --> 00:26:51,485
‫اون توی اغذیه‌فروشی جاش گذاشت.

371
00:26:51,485 --> 00:26:54,196
‫من اونو توی جیبم گذاشتم و می‌خواستم
‫وقتی برگشت بهش بدم اونو.

372
00:26:54,196 --> 00:26:58,117
‫اما اون مست اومد و داد و بیداد کرد.
‫این از ذهنم رفت.

373
00:26:58,117 --> 00:27:02,288
‫و وقتی شنیدم مرده، فکر کردم چنین چیزی
‫منو گناهکار جلوه میده.

374
00:27:02,288 --> 00:27:06,417
‫اگه کار تو نبوده، گابری،
‫باید به ما بگی از کی محافظت می‌کنی.

375
00:27:15,468 --> 00:27:17,533
‫اونا به من گفتن که
‫اسم‌هاشون رو عوض کردن...

376
00:27:17,557 --> 00:27:19,889
‫بعد از این‌که توی یه پرونده‌ی قتل
‫شاهد شدن.

377
00:27:21,140 --> 00:27:24,602
‫اونا گفتن شاید یه روزی مردی که
‫علیه‌ش شهادت دادن از زندان بیاد بیرون...

378
00:27:24,602 --> 00:27:27,146
‫و دنبالشون بگرده،
‫و اون خیلی خطرناکه.

379
00:27:27,146 --> 00:27:29,607
‫فکر می‌کردم هیل چنین مردیه، یه قاتله.

380
00:27:29,607 --> 00:27:32,052
‫اون وارد دفترم شد، رفت
‫سوابق کارکنان رو بررسی کنه.

381
00:27:32,076 --> 00:27:34,070
‫اون به من گفت
‫می‌دونه اونا این‌جا هستن.

382
00:27:35,738 --> 00:27:39,575
‫من توی تری‌پاینز یه شروع دوباره رو داشتم.
‫فکر می‌کردم اونا هم لایق چنین چیزی هستن.

383
00:27:40,826 --> 00:27:41,827
‫و اونا کی هستن؟

384
00:27:52,004 --> 00:27:53,839
‫می‌دونی کجا می‌تونم رئیس رو پیدا کنم؟

385
00:27:54,840 --> 00:27:56,008
‫اون سرش شلوغه.

386
00:27:56,008 --> 00:27:58,886
‫اولیویه، ۲ تا آبجوی دیگه بیار این‌جا.

387
00:28:02,473 --> 00:28:03,474
‫خب...

388
00:28:06,143 --> 00:28:07,436
‫ما به سلامتی چی نوشیدنی می‌خوریم؟

389
00:28:09,313 --> 00:28:10,898
‫ما رفیق نیستیم، مامور نیکول.

390
00:28:14,235 --> 00:28:15,778
‫- سفارشتون.
‫- ممنون.

391
00:28:28,332 --> 00:28:30,042
‫راستش من باید باهات حرف میزدم.

392
00:28:30,042 --> 00:28:32,753
‫اگه یه شایعه‌ای در مورد کسی
‫که بهش اهمیت میدی بشنوی...

393
00:28:32,753 --> 00:28:36,132
‫- بهش میگی؟
‫- وای. چه‌قدر سریع خبرا توی اداره می‌پیچه.

394
00:28:36,132 --> 00:28:38,676
‫قضیه تموم نشده، خب؟

395
00:28:39,844 --> 00:28:42,304
‫ایند فقط به من یکم فضا داده که تنها باشم.

396
00:28:43,722 --> 00:28:45,099
‫زنت ولت کرده؟

397
00:28:45,891 --> 00:28:48,394
‫الیویه، ۲ تا شات ودکا بیار.

398
00:28:48,394 --> 00:28:49,353
‫الان میاد.

399
00:28:50,604 --> 00:28:53,607
‫چرا می‌خواستی تنها باشی؟
‫فکر می‌کردم با هم خوبین.

400
00:28:55,151 --> 00:28:56,277
‫آره، منم همین فکرو می‌کردم.

401
00:28:57,278 --> 00:29:00,406
‫من ازش پرسیدم "پای کس دیگه در میونه؟"

402
00:29:00,823 --> 00:29:04,452
‫ازش پرسیدم که کار اشتباهی کردم.

403
00:29:05,327 --> 00:29:07,496
‫اون یه جوری نگاهم کرد که انگار دیوونه‌ام.

404
00:29:08,164 --> 00:29:10,291
‫ممنون. بیا.

405
00:29:13,544 --> 00:29:17,006
‫من هنوزم نمی‌دونم چرا ولم کرد،
‫اما مسئله‌ این‌جاست که وقتی گفتم...

406
00:29:17,006 --> 00:29:20,926
‫"تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند"
‫جدی گفتم. فکر می‌کردم اونم اینو جدی گفته.

407
00:29:20,926 --> 00:29:24,096
‫من هیچ وقت فکر نمی‌کردم ده سال بعد...

408
00:29:24,096 --> 00:29:28,392
‫حتی بدون این‌که توضیحی به من بده
‫از در بره بیرون.

409
00:29:29,727 --> 00:29:32,313
‫شاید هنوز آماده نبوده که به تو
‫توضیحی بده.

410
00:29:38,819 --> 00:29:40,863
‫هی، من واقعا باید رئیس رو پیدا کنم.

411
00:29:41,697 --> 00:29:44,200
‫خوش گذشت. بعدا باید دوباره این کارو بکنیم.

412
00:29:49,705 --> 00:29:50,873
‫نیکول لعنتی.

413
00:29:56,571 --> 00:30:01,243
‫[پیام از گاماش: گابری مشکلی نداره]

414
00:30:03,052 --> 00:30:05,221
‫پلیس‌ها دارن با گابری حرف میزنن.

415
00:30:05,221 --> 00:30:06,222
‫ما باید بریم.

416
00:30:06,764 --> 00:30:07,598
‫چی؟

417
00:30:08,807 --> 00:30:10,309
‫فکر کردم که دیگه از فرار دست کشیدیم.

418
00:30:11,560 --> 00:30:13,562
‫- زود باش.
‫- صبر کن، صبر کن.

419
00:30:15,147 --> 00:30:18,234
‫اگه ما بریم پیش پلیس چی؟
‫اون توبی و الایزا رو کشت.

420
00:30:18,234 --> 00:30:19,985
‫اون می‌خواست ما رو هم بکشه.

421
00:30:19,985 --> 00:30:24,615
‫می‌خوای به اونا بگی که راننده‌ی اون وانتی
‫که همسر و بچه‌ی هیل رو کشت کی بود؟

422
00:30:27,952 --> 00:30:31,914
‫اگه بفهمن فکر می‌کنی نمیری زندان؟

423
00:30:34,291 --> 00:30:35,501
‫بیا.

424
00:30:36,335 --> 00:30:38,921
‫وسائلت رو جمع کن.
‫ما از این‌جا میریم.

425
00:30:51,141 --> 00:30:52,643
‫اونا ولت کردن؟

426
00:30:55,604 --> 00:30:57,565
‫پیتر گفت اون شب تو رو دیده.

427
00:30:58,023 --> 00:30:58,941
‫توی جنگل.

428
00:31:00,484 --> 00:31:01,402
‫اون‌جا بودی؟

429
00:31:02,486 --> 00:31:04,488
‫اون اون‌جا بود. هیچ کسی
‫نمی‌تونست کمکش کنه.

430
00:31:04,488 --> 00:31:07,741
‫- تو یه مرد رو آویزون از یه درخت ول کردی؟
‫- من شوکه شده بودم.

431
00:31:16,875 --> 00:31:18,919
‫بهت گفتم که مادرم مرده.

432
00:31:20,754 --> 00:31:22,089
‫بهت نگفتم که چطور مرد.

433
00:31:23,215 --> 00:31:27,344
‫پدرم خیلی کنترل‌گر بود.

434
00:31:28,095 --> 00:31:29,930
‫همه چیز باید همون‌جوری
‫که اون می‌گفت می‌بود.

435
00:31:31,140 --> 00:31:34,351
‫اگه مادرم یا من از قوانین اون
‫تخطی می‌کردیم...

436
00:31:36,604 --> 00:31:37,938
‫اون ما رو مجازات می‌کرد.

437
00:31:39,982 --> 00:31:42,026
‫مادرم دیگه نتونست تحمل کنه.

438
00:31:45,195 --> 00:31:46,905
‫وقتی پیداش کردم ۱۲ سالم بود.

439
00:31:48,449 --> 00:31:49,366
‫خودشو دار زده بود.

440
00:31:52,494 --> 00:31:53,871
‫من هیچ وقت پدرمو نمی‌بخشم.

441
00:31:55,080 --> 00:31:56,790
‫من هیچ وقت خودمو نمی‌بخشم.

442
00:31:57,750 --> 00:32:01,045
‫- باید از اون محافظت می‌کردم.
‫- تو فقط یه بچه‌ بودی.

443
00:32:02,880 --> 00:32:06,008
‫کاش وقتی هیل رو پیدا کرده بودم
‫به پلیس خبر می‌دادم...

444
00:32:06,634 --> 00:32:09,345
‫اما انگار دوباره ۱۲ ساله شده بودم
‫و وحشت کردم.

445
00:32:09,928 --> 00:32:11,263
‫باید اینو بهت می‌گفتم.

446
00:32:12,139 --> 00:32:14,016
‫می‌خواستم روز بعدش بهت بگم،

447
00:32:14,725 --> 00:32:18,479
‫اما ترسیدم که فکر کنی من یه هیولام
‫که اونو اون‌جا ول کردم.

448
00:32:21,106 --> 00:32:22,733
‫فکر می‌کنی من یه هیولام؟

449
00:32:23,859 --> 00:32:24,777
‫نه.

450
00:32:26,945 --> 00:32:28,656
‫فکر می‌کنم تو فقط یه آدمی.

451
00:32:31,533 --> 00:32:34,328
‫مردی که بیشتر از هر چیزی
‫توی این دنیا عاشقشم.

452
00:32:40,334 --> 00:32:42,336
‫ممنونم، عشقم.

453
00:32:49,176 --> 00:32:50,511
‫- رئیس.
‫- مامور نیکول.

454
00:32:50,511 --> 00:32:51,970
‫فکر کردم تو توی اداره‌ی پلیس هستی.

455
00:32:51,970 --> 00:32:57,476
‫بودم، اما یه چیزی هست که باید
‫در موردش باهات حرف بزنم.

456
00:32:57,893 --> 00:32:59,853
‫- رئیس.
‫- بگو خب.

457
00:33:00,604 --> 00:33:01,730
‫این شایعات...

458
00:33:01,730 --> 00:33:03,941
‫- اونا حقیقت ندارن، مگه نه؟
‫- کدوم شایعات؟

459
00:33:04,608 --> 00:33:08,946
‫مردم میگن که کار تو بوده.
‫تو بودی که به بلو و تامی شلیک کردی.

460
00:33:18,706 --> 00:33:19,998
‫- ایزابل.
‫- رئیس؟

461
00:33:19,998 --> 00:33:23,460
‫می‌خوام مظنونین رو بازداشت کنی.
‫توی اداره‌ی پلیس می‌بینمت.

462
00:33:23,460 --> 00:33:26,338
‫یه کاری هست که باید قبلش انجام بدم.

463
00:33:45,983 --> 00:33:48,527
‫- سلام.
‫- فکر کردم رفتی خونه.

464
00:33:48,527 --> 00:33:50,571
‫هنوز نرفتم. چه خبره؟

465
00:33:50,571 --> 00:33:54,199
‫رئیس می‌خواد من مظنونین رو
‫بازداشت کنم. تو برو، خودم از پسش بر میام.

466
00:33:54,199 --> 00:33:56,952
‫مایک و آنجلا؟ بیا دستگیرشون کنیم.

467
00:34:00,164 --> 00:34:01,373
‫پلیس. درو باز کنین.

468
00:34:01,623 --> 00:34:02,708
‫لعنتی!

469
00:34:03,709 --> 00:34:05,586
‫- بیا بریم.
‫- درو باز کنین، وگرنه خودمون میایم داخل.

470
00:34:05,586 --> 00:34:06,503
‫بیا بریم!

471
00:34:07,838 --> 00:34:08,964
‫پلیس، درو باز کنین.

472
00:34:12,217 --> 00:34:13,677
‫لعنتی. من میرم ماشین رو بیارم.

473
00:34:15,804 --> 00:34:16,972
‫پلیس. ایست.

474
00:34:24,980 --> 00:34:26,190
‫سوار شو. زودباش.

475
00:34:46,543 --> 00:34:47,586
‫آروم برو.

476
00:34:48,837 --> 00:34:52,049
‫- چه کار می‌کنی؟
‫- می‌خوای به رئیس بگی گمشون کردیم؟

477
00:34:52,049 --> 00:34:54,343
‫می‌خوام زنده بمونم که بچه‌هامو
‫امشب بخوابونم. جدی میگم.

478
00:34:54,343 --> 00:34:57,387
‫- آروم برو.
‫- و بذارم فرار کنن؟ عمرا.

479
00:34:58,514 --> 00:35:00,182
‫تو مستی؟

480
00:35:01,350 --> 00:35:02,267
‫لعنتی.

481
00:35:02,267 --> 00:35:05,062
‫من دو لیوان آبجو خوردم.
‫نگران نباش. چیزیم نیست.

482
00:35:05,062 --> 00:35:08,232
‫- همین حالا ماشین رو نگه دار.
‫- آروم باش.

483
00:35:09,066 --> 00:35:12,569
‫- من می‌خوام برم بیرون. ماشین رو نگه دار.
‫- من ولشون نمی‌کنم، فهمیدی؟

484
00:35:17,950 --> 00:35:20,619
‫کجا رفتن؟ کجا رفتن؟

485
00:35:21,286 --> 00:35:22,788
‫ماشین کوفتی رو نگه دار!

486
00:35:37,052 --> 00:35:40,389
‫- کسی کاری نمی‌تونه براشون بکنه.
‫- من میرم اون‌جا رو بررسی کنم.

487
00:35:50,691 --> 00:35:52,192
‫آهای!

488
00:36:11,503 --> 00:36:12,713
‫آرماند؟

489
00:36:13,255 --> 00:36:15,424
‫- پیر خونه‌ست؟
‫- مگه سر کار نیست؟

490
00:36:15,424 --> 00:36:19,428
‫می‌دونم باید مراقب یه جایی باشه،
‫گفت تا صبح برنمیگرده.

491
00:36:19,428 --> 00:36:22,264
‫باشه، من توی اداره می‌بینمش.

492
00:36:23,307 --> 00:36:24,892
‫به رن‌ماری سلام برسون.

493
00:36:29,646 --> 00:36:32,107
‫من حواسم به خودم بود.

494
00:36:33,066 --> 00:36:36,403
‫اونا سریع پیچیدن.
‫این تقصیر من نیست. بارون باریده بود!

495
00:36:36,403 --> 00:36:39,823
‫فکر می‌کنی یه قاضی اینو میگه؟
‫ما در تعقیب...

496
00:36:39,823 --> 00:36:41,033
‫چند تا قاتل کوفتی بودیم!

497
00:36:41,033 --> 00:36:44,995
‫تو از حد خودت گذشتی، ژان‌گی!
‫نباید رانندگی می‌کردی!

498
00:36:44,995 --> 00:36:48,832
‫ببخشید. من فکرم درست کار نمی‌کرد، من مست
‫نبودم. قسم می‌خورم که حواسم به خودم بود!

499
00:36:48,832 --> 00:36:50,709
‫ببخشید!

500
00:37:03,138 --> 00:37:04,139
‫خواهش می‌کنم.

501
00:37:07,017 --> 00:37:08,018
‫خیلی خب.

502
00:37:09,519 --> 00:37:10,854
‫من راننده بودم.

503
00:37:11,396 --> 00:37:13,815
‫من راننده بودم و تو کنارم بودی.

504
00:37:14,524 --> 00:37:15,943
‫تو اینو گزارش بده.

505
00:37:16,401 --> 00:37:18,695
‫- بیخیال، لازم نیست این کارو بکنیم.
‫- می‌خوای اخراج شی؟ بری زندان؟

506
00:37:20,197 --> 00:37:23,825
‫- چی داری میگی؟ برم زندان؟
‫- گزارشش بده!

507
00:37:23,992 --> 00:37:28,538
‫شما با تلفن ایزابل لاکوست تماس گرفتین.
‫لطفا بعد بوق پیام بگذارین.

508
00:37:30,082 --> 00:37:34,002
‫ایزابل، من دارم به کلبه‌ی پیر آرنو میرم.

509
00:37:34,002 --> 00:37:35,837
‫آدرس رو برات می‌فرستم.

510
00:37:35,837 --> 00:37:38,924
‫وقتی اون ۲ نفر رو بازداشت کردی،
‫منو اون‌جا ملاقات کن.

511
00:37:38,924 --> 00:37:40,133
‫من اونو بازداشت می‌کنم.

512
00:38:19,506 --> 00:38:20,590
‫پیر؟

513
00:38:32,102 --> 00:38:33,020
‫پیر؟

514
00:38:47,284 --> 00:38:48,201
‫وای.

515
00:39:11,767 --> 00:39:13,143
‫پیر؟

516
00:39:15,062 --> 00:39:16,730
‫اون ماشین کوینه؟

517
00:39:17,647 --> 00:39:20,984
‫آره. حتما تمام این مدت دست چاوسکی بوده.

518
00:39:21,651 --> 00:39:22,944
‫حتما کار اون بوده.

519
00:39:25,781 --> 00:39:26,740
‫اون اونا رو کشته.

520
00:39:27,741 --> 00:39:29,534
‫هر دوشون رو. هم بلو، هم تامی.

521
00:39:34,915 --> 00:39:38,126
‫ماشین کوین پر از سیگارهای قاچاق بود.

522
00:39:39,252 --> 00:39:42,172
‫ما برای یه جستجو و مصادره‌ی قانونی
‫اونا رو متوقف کردیم.

523
00:39:42,923 --> 00:39:44,466
‫تامی روی من اسلحه کشید،

524
00:39:44,466 --> 00:39:47,636
‫برای همین چاوسکی واکنش نشون داد.
‫همون‌جوری که آموزش دیده بودیم.

525
00:39:49,054 --> 00:39:51,556
‫این یه تیراندازی قانونی
‫بود، آرماند. باور کن.

526
00:39:52,140 --> 00:39:55,560
‫گلوله‌ها چی شدن؟
‫با اونا چه کار کردی؟

527
00:39:58,105 --> 00:40:00,398
‫چاوسکی توی بخش گلوله‌شناسی رفیق داره.

528
00:40:00,398 --> 00:40:02,567
‫مطمئنم اون گلوله‌ها رو ناپدید کرده...

529
00:40:02,567 --> 00:40:05,570
‫و این شایعات رو درست کرده که اونا
‫از تفنگ تو شلیک شدن.

530
00:40:05,570 --> 00:40:08,365
‫ماشین رو آورده این‌جا و سعی کرده
‫منو متهم کنه.

531
00:40:09,241 --> 00:40:12,202
‫متوجه نیستی که اون می‌خواد
‫برای هر دوی ما پاپوش درست کنه؟

532
00:40:13,578 --> 00:40:16,957
‫ما می‌تونیم بریم پیش فرانکور، مگه نه؟
‫می‌تونیم حقیقت رو بهش بگیم.

533
00:40:16,957 --> 00:40:18,250
‫الان چاوسکی کجاست؟

534
00:40:20,836 --> 00:40:23,755
‫احتمالا بعد از به آتیش کشیدن ماشین
‫فرار کرده.

535
00:40:23,755 --> 00:40:25,423
‫بدون نشانش؟

536
00:40:25,423 --> 00:40:27,300
‫- چی؟
‫- اون‌جا چی شد؟

537
00:40:30,470 --> 00:40:34,141
‫وای خدا، اون چاوسکیه؟
‫تو کشتیش، مگه نه؟

538
00:40:34,599 --> 00:40:36,059
‫نه. نه، نه.

539
00:40:37,602 --> 00:40:39,563
‫اون حتما می‌دونسته دستش رو شده،

540
00:40:39,563 --> 00:40:41,314
‫- خودکشی کرده...
‫- پیر، بس کن.

541
00:40:41,314 --> 00:40:44,776
‫بس کن. این‌قدر به من دروغ نگو.

542
00:40:45,402 --> 00:40:47,320
‫ما ۴۰ ساله با هم رفیقیم.

543
00:40:48,363 --> 00:40:50,740
‫تو پدرخونده‌ی انی و دنیل هستی.

544
00:40:53,034 --> 00:40:54,578
‫ما به همدیگه دروغ نمیگیم.

545
00:40:57,497 --> 00:41:01,710
‫چاوکسی یه کاسبی غیرقانونی داشت.
‫من واقعا نمی‌خواستم درگیرش بشم.

546
00:41:04,171 --> 00:41:05,422
‫چه‌جور کاسبی؟

547
00:41:07,215 --> 00:41:10,594
‫ما می‌دونستیم که کوین کیس
‫یه ماشین پر از توتون داره.

548
00:41:10,594 --> 00:41:15,265
‫چاوسکی گفت بیا جلوشون رو بگیریم،
‫اونا رو تهدید به دستگیری کنیم...

549
00:41:15,849 --> 00:41:19,186
‫مگر این‌که کیس به ما سهم بده.

550
00:41:19,519 --> 00:41:22,898
‫- پس باجگیری می‌کردین؟
‫- آره. آره.

551
00:41:23,565 --> 00:41:26,985
‫این‌جا بازنده‌ی اصلی کیه؟ شرکت توتون؟
‫مالیات چی؟

552
00:41:28,528 --> 00:41:31,865
‫- نمیشه اینو جرم بزرگی دونست.
‫- چی اشتباه پیش رفت؟

553
00:41:34,534 --> 00:41:37,037
‫اگه به من نگی نمی‌تونم کمکت کنم.

554
00:41:40,916 --> 00:41:43,001
‫کوین ترسید و فرار کرد.

555
00:41:44,336 --> 00:41:48,840
‫بلو شروع کرد از ما فیلم گرفتن
‫و در مورد حقوق و استقلالشون...

556
00:41:48,840 --> 00:41:51,635
‫و این چرت و پرتا یه حرفایی زد،
‫و چاوسکی از کوره در رفت.

557
00:41:51,635 --> 00:41:53,887
‫اون سعی کرد گوشی رو از بلو بگیره.

558
00:41:53,887 --> 00:41:58,016
‫تامی اومد جلوش و چاوسکی بهش شلیک کرد.
‫مستقیم خورد تو دلش.

559
00:41:59,100 --> 00:42:00,769
‫چه مرگت شده؟

560
00:42:00,769 --> 00:42:01,895
‫من وحشت کردم.

561
00:42:03,855 --> 00:42:08,485
‫بلو تو ریورز ممکن بود شغل منو نابود کنه.
‫من چاره‌ای نداشتم، آرماند.

562
00:42:11,613 --> 00:42:12,530
‫من...

563
00:42:16,284 --> 00:42:17,202
‫تو بهش شلیک کردی؟

564
00:42:19,871 --> 00:42:20,789
‫تو به بلو شلیک کردی؟

565
00:42:21,581 --> 00:42:23,875
‫- اون توی گوشیش ویدئو رو داشت.
‫- هی!

566
00:42:24,626 --> 00:42:27,462
‫اون داشت فرار می‌کرد.
‫اون نابودم می‌کرد.

567
00:42:27,921 --> 00:42:30,632
‫نه، کار تو بود! این کاسبی تو بود، مگه نه؟

568
00:42:30,632 --> 00:42:32,092
‫این کاسبی چاوسکی نبود.

569
00:42:37,472 --> 00:42:39,975
‫و استل چی؟ اونم می‌دونه؟

570
00:42:44,104 --> 00:42:45,981
‫من بدون استل هیچی نیستم.

571
00:42:47,399 --> 00:42:49,693
‫اون رن‌ماری منه.

572
00:42:53,947 --> 00:42:55,282
‫ما می‌تونیم با هم بریم ایستگاه.

573
00:42:56,658 --> 00:42:59,119
‫- من اظهاریه‌ی تو رو می‌گیرم.
‫- باشه، حتما.

574
00:42:59,577 --> 00:43:03,206
‫- تو نمی‌تونی از من محافظت کنی، آرماند.
‫- تو سال‌ها خوب خدمت کردی.

575
00:43:04,207 --> 00:43:07,919
‫- قاضی اینو در نظر می‌گیره.
‫- قاضی؟ قاضی؟

576
00:43:08,795 --> 00:43:10,380
‫من نمی‌خوام برم زندان، آرماند.

577
00:43:10,380 --> 00:43:12,674
‫- پیر، به من گوش کن.
‫- گوش کن، من...

578
00:43:12,674 --> 00:43:13,967
‫گوش کن به من.

579
00:43:14,718 --> 00:43:15,719
‫گوش کن به من.

580
00:43:18,930 --> 00:43:22,934
‫دیر یا زود حقیقت بر ملا میشه.

581
00:43:24,519 --> 00:43:28,982
‫فکر می‌کنی اون گلوله‌ها و اون
‫نتایج گلوله‌شناسی رو گم و گور کردی.

582
00:43:28,982 --> 00:43:31,818
‫اما واقعا فکر می‌کنی این تنها کپی بوده؟

583
00:43:35,488 --> 00:43:36,906
‫من از اونا کپی گرفتم.

584
00:43:37,907 --> 00:43:39,659
‫عکس گلوله‌ها رو دارم.

585
00:43:41,161 --> 00:43:42,162
‫می‌تونم ثابت کنم کار تو بوده.

586
00:43:44,122 --> 00:43:47,292
‫من می‌تونم نابودت کنم.
‫کاری نکن این کارو بکنم.

587
00:43:51,671 --> 00:43:54,049
‫فقط یه راه داری.

588
00:43:55,800 --> 00:43:57,469
‫و می‌دونی که اون راه درسته.

589
00:44:00,680 --> 00:44:01,973
‫دست بردار.

590
00:44:02,682 --> 00:44:03,725
‫دست بردار.

591
00:44:06,102 --> 00:44:07,020
‫بیا بریم.

592
00:44:11,358 --> 00:44:14,903
‫هر چه‌قدر هم که طب امروزی
‫به دنبال به تاخیر انداختن مرگه،

593
00:44:15,612 --> 00:44:18,740
‫مرگ اجتناب ناپذیره، و ما نمی‌تونیم
‫ازش فرار کنیم.

594
00:44:19,491 --> 00:44:25,455
‫با این حال شواهد باستان‌شناسی نشون میدن
‫که ما همیشه یک باور ذاتی داشتیم،

595
00:44:26,122 --> 00:44:31,836
‫و یا شاید امید داشتیم که زندگی یه شخص
‫وقتی بدنش می‌میره، تموم نمیشه.

596
00:44:35,298 --> 00:44:38,301
‫- منو می‌بخشی؟
‫- بیا اول همه چیو درست کنیم.

597
00:44:39,177 --> 00:44:44,724
‫در فلسفه‌ها و ادیان باستانی
‫و فرهنگ‌های محبوب...

598
00:44:49,646 --> 00:44:53,525
‫برای انسان‌ها یک روح غیرجسمانی
‫در نظر گرفته میشه...

599
00:44:53,650 --> 00:44:54,734
‫آرماند.

600
00:44:55,318 --> 00:44:57,821
‫که در لحظه‌ی مرگ آزاد میشه...

601
00:45:00,031 --> 00:45:02,742
‫تا دوباره زیست جدیدی رو تجربه کنه.

602
00:45:03,493 --> 00:45:04,577
‫خواهش می‌کنم منو ببخش.

603
00:45:05,995 --> 00:45:09,833
‫چه در دنیای ارواح باشه یا....

604
00:45:21,553 --> 00:45:23,263
‫ببخشید. من...

605
00:45:33,815 --> 00:45:34,774
‫رئیس!

606
00:45:42,282 --> 00:45:43,283
‫رئیس!

607
00:45:43,491 --> 00:45:46,828
‫دکتر بوار، به گاماش شلیک شده.

608
00:45:48,788 --> 00:45:49,873
‫سلام.

609
00:45:50,999 --> 00:45:51,916
‫ما از این‌جا میریم.

610
00:45:58,256 --> 00:45:59,716
‫با ما بمون.

611
00:46:05,054 --> 00:46:06,181
‫من عاشقتم.

612
00:46:14,063 --> 00:46:15,315
‫با ما بمون.

613
00:46:21,738 --> 00:46:24,782
‫عجله کن! این اضطراریه،
‫یه آمبولانس بفرست.

614
00:46:29,746 --> 00:46:31,247
‫حالت خوب میشه.

615
00:46:33,041 --> 00:46:34,918
‫تو خوب میشی.

616
00:46:34,942 --> 00:46:44,942
پایان فصل اول
دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

617
00:46:44,966 --> 00:46:54,966
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

