﻿1
00:00:04,400 --> 00:00:07,820
‫موجودی مرموز به این دنیا فرستاده شد...

2
00:00:08,320 --> 00:00:12,250
.موجودی با زندگی ابدی، فوشی

3
00:00:13,200 --> 00:00:21,860
‫احساسات، درد و مرگ کسانی که با آن‌ها
‫آشنا شده بود، باعث شد فوشی رشد کند،

4
00:00:22,620 --> 00:00:25,170
‫و... به دست آورد.

5
00:00:26,660 --> 00:00:28,670
‫سفر فوشی ادامه دارد.

6
00:00:30,400 --> 00:00:36,100
‫فقط می‌تونم امیدوار باشم سفرهایش
‫منفعت خودش را به همراه داشته باشد.

7
00:00:36,124 --> 00:00:44,124
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

8
00:00:44,148 --> 00:00:52,148
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال های انیمه »
.:: Saber-Fun.Com ::.

9
00:00:52,172 --> 00:01:00,172
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

10
00:02:27,000 --> 00:02:31,000
‫تولد دوباره‌ی شیفتگی

11
00:02:35,380 --> 00:02:36,470
‫خوبه.

12
00:02:39,720 --> 00:02:41,160
‫ممنونم.

13
00:02:43,420 --> 00:02:45,180
‫هنوز تازه‌ست!

14
00:02:45,180 --> 00:02:47,300
‫بیا از نزدیک ببین!

15
00:02:48,160 --> 00:02:49,010
‫هی!

16
00:02:49,460 --> 00:02:50,380
‫این چیه؟

17
00:02:51,040 --> 00:02:51,990
‫چی شده؟

18
00:02:58,110 --> 00:02:59,710
‫فرار کن!

19
00:03:00,720 --> 00:03:01,940
‫بابا!

20
00:03:14,580 --> 00:03:15,800
‫زود باش!

21
00:04:02,520 --> 00:04:05,970
‫هی، چند وقته که به این جزیره اومدم؟

22
00:04:08,140 --> 00:04:10,400
‫تقریباً چهل سال.

23
00:04:12,700 --> 00:04:16,520
‫همه‌ی این سالا داشتم چه غلطی می‌کردم؟

24
00:04:16,830 --> 00:04:20,630
‫وظیفه‌ی تو محافظت از تمامی خلقته.

25
00:04:20,630 --> 00:04:22,600
.می‌دونم اونو

26
00:04:22,600 --> 00:04:24,480
‫اما تا کی باید ادامه بدم؟

27
00:04:26,020 --> 00:04:31,200
‫فرض کن، هروقت تونستی این اقیانوس
‫رو بسازی، یعنی کامل شدی.

28
00:04:32,880 --> 00:04:34,250
‫همینقدر کافی نیست؟

29
00:04:34,250 --> 00:04:36,820
‫تو به آگاهی نیاز داری.

30
00:04:38,250 --> 00:04:41,390
‫آگاهی‌ای که متعلق به خودت باشه.

31
00:04:42,480 --> 00:04:44,330
‫هزار سال دیگه طول می‌کشه.

32
00:04:50,140 --> 00:04:51,560
‫تنهایی؟

33
00:04:51,560 --> 00:04:53,520
‫حوصله‌م سر رفته.

34
00:04:53,740 --> 00:04:57,010
‫چرا به آب برنمی‌گردی و با رفقایی
که‫ توی اقیانوس داری بازی نمی‌کنی؟

35
00:04:57,190 --> 00:04:58,500
‫بی‌خیال.

36
00:04:58,500 --> 00:05:00,900
‫تجربه‌ی مزخرفی بود.

37
00:05:00,900 --> 00:05:03,360
‫دیگه حتی نمی‌تونم ماهی بخورم.

38
00:05:04,240 --> 00:05:08,430
.یک بار دیگه بود که سعی کردم باهاش بجنگم

39
00:05:09,320 --> 00:05:10,030
‫نه...

40
00:05:13,900 --> 00:05:17,390
‫رویای تو چیه، فوشی؟

41
00:05:17,390 --> 00:05:21,080
‫کارهایی که دلت می‌خواد رو انجام بده، مثل من!

42
00:05:21,080 --> 00:05:25,000
‫برای همین... دیگه نمی‌خوام کسی رو ببینم.

43
00:05:25,000 --> 00:05:26,900
‫اینطور تصمیم گرفتم.

44
00:05:27,650 --> 00:05:30,310
‫که مثل یه خرچنگ زندگی کنم.

45
00:05:30,540 --> 00:05:32,040
‫بی‌نظیره.

46
00:05:32,040 --> 00:05:36,480
‫می‌بینم در تلاشی چیزهایی رو به دست
‫بیاری که در شکل انسانی‌ت نمی‌تونی.

47
00:05:37,450 --> 00:05:38,690
‫این دیگه چیه؟

48
00:05:38,690 --> 00:05:39,960
‫چرا؟

49
00:05:41,470 --> 00:05:44,370
‫موجودی که بهش تبدیل شده بودم، قوه‌ی بینایی نداشت.

50
00:05:44,370 --> 00:05:46,930
‫حافظه‌م از بعد از اون مبهم شد.

51
00:05:49,540 --> 00:05:52,040
‫همه جور شکلی به خودم گرفتم.

52
00:05:58,780 --> 00:06:04,700
‫سیاه‌پوش می‌گه دوسال توی دریاها سفر کردم.

53
00:06:12,250 --> 00:06:14,210
‫همه‌ی این مدت با این یارو دوست بودم.

54
00:06:14,210 --> 00:06:16,940
‫برام خوب بود، حتی با اینکه
‫نمی‌تونستم درست ببینم.

55
00:06:17,340 --> 00:06:20,920
‫وقتی بی‌خیال انسان بودن شدم، دیگه مجبور
نبودم ‫در مورد چیزی زیاد فکر کنم.

56
00:06:20,920 --> 00:06:23,720
‫فقط غذاها و بوهایی که دوست داشتم رو به تصویر می‌کشیدم.

57
00:06:23,720 --> 00:06:25,380
‫و گاهی می‌بایست هوشیار می‌بودم.

58
00:06:25,380 --> 00:06:26,400
‫همین.

59
00:06:26,810 --> 00:06:30,260
‫اما اگه این یارو می‌مرد، دوباره تنها می‌شدم.

60
00:06:30,260 --> 00:06:31,690
‫و همون‌موقع که داشتم بهش فکر می‌کردم...

61
00:06:33,510 --> 00:06:34,610
‫رهام کرد.

62
00:06:42,850 --> 00:06:44,460
‫نوکرها اومدن.

63
00:06:44,840 --> 00:06:48,980
‫یه دفعه پیوران و بقیه رو به خاطر آوردم.

64
00:06:49,790 --> 00:06:53,750
‫به خاطر آوردم که تنهایی نتونستم
.دشمن‌هام، یعنی نوکرها رو شکست بدم

65
00:06:59,510 --> 00:07:01,950
‫تیرهای انفجاری خیلی به درد می‌خورن.

66
00:07:06,600 --> 00:07:08,820
.نوکرها... هنوزم ازشون هست

67
00:07:11,560 --> 00:07:15,160
‫کمان‌های بلندتر با بدن اوروی بهتر جواب می‌دن.

68
00:07:22,910 --> 00:07:25,790
‫یه دفعه احساس گناه می‌کردم.

69
00:07:26,270 --> 00:07:29,750
‫از اینکه زندگیم رو با مرگ بقیه
‫زندگی می‌کردم متنفر بودم.

70
00:07:30,400 --> 00:07:34,070
‫در عین حال نمی‌خواستم کسی رو هم از دست بدم.

71
00:07:39,750 --> 00:07:41,880
‫نوکرها باز هم اومدن.

72
00:07:42,290 --> 00:07:46,990
‫باهاشون مبارزه کردم، شکستشون دادم و خوردمشون.

73
00:07:48,410 --> 00:07:50,260
‫چهل سال...

74
00:07:51,770 --> 00:07:54,230
‫یعنی اوضاع بچه‌ها چطوره؟

75
00:07:54,660 --> 00:07:58,450
‫رین و توناری حتماً دیگه پیر شدن.

76
00:08:00,500 --> 00:08:02,340
.حالشون خوبه... مطمئنم

77
00:08:02,340 --> 00:08:04,990
‫متأسفم که مزاحم ناراحتی‌ت می‌شم.

78
00:08:04,990 --> 00:08:07,420
‫دوباره نه. الان کجان؟

79
00:08:07,650 --> 00:08:09,880
‫وحشی‌گریشون رو شروع کردن.

80
00:08:09,880 --> 00:08:11,170
‫بیرون از این جزیره.

81
00:08:11,520 --> 00:08:13,120
‫چرا نمیان اینجا؟

82
00:08:13,120 --> 00:08:15,730
‫شاید ازت دست کشیدن.

83
00:08:16,370 --> 00:08:20,890
‫یا سعی دارن همه رو از محیط اطرافت
‫پاک می‌کنن، یا اینکه سعی دارن فریبت بدن.

84
00:08:20,890 --> 00:08:22,890
‫منظورت اینه دارن به مردم حمله می‌کنن؟

85
00:08:24,790 --> 00:08:25,660
‫منو به اون‌جا ببر.

86
00:08:25,660 --> 00:08:28,110
‫حداقل یه ماه طول می‌کشه تا به اون‌جا برسی.

87
00:08:28,110 --> 00:08:29,940
‫می‌خوای بذاری تحریکت کنن؟

88
00:08:29,940 --> 00:08:32,200
‫ممکنه آدم‌ها بمیرن.

89
00:08:32,200 --> 00:08:34,330
.آدم‌ها همین الانشم دارن می‌میرن. دیر شده

90
00:08:36,060 --> 00:08:37,340
‫لعنتی.

91
00:08:37,340 --> 00:08:39,370
‫نوکرهای بی‌مصرف!

92
00:08:39,370 --> 00:08:42,170
‫ترسوهای روانی!

93
00:08:42,170 --> 00:08:44,730
‫یه ذره باهوش‌تر باشید!

94
00:08:47,530 --> 00:08:49,760
‫بریم. از این جزیره می‌ریم.

95
00:08:50,330 --> 00:08:51,720
‫بسیار‌خب.

96
00:08:53,310 --> 00:08:56,250
‫اما... فکر نمی‌کنم تنهایی از پسش بربیام.

97
00:08:56,250 --> 00:08:58,390
‫نه، الان دغدغه‌م این نیست.

98
00:08:58,560 --> 00:09:00,820
‫بالأخره پیدات کردم، فوشی.

99
00:09:02,120 --> 00:09:04,490
‫از آشناییت خوشوقتم، من هیسامه‌م.

100
00:09:04,490 --> 00:09:06,560
‫مادر بزرگم هایاسه، بهت مدیون بود.

101
00:09:06,790 --> 00:09:09,190
‫مادربزرگت؟ تو نوه‌ی هایاسه‌ای؟

102
00:09:09,190 --> 00:09:13,050
‫بله. رهبری «نگهبانان»، که مسئول محافظت
‫از تو هستن به من محول شده.

103
00:09:13,050 --> 00:09:13,960
‫برای همین اومدم تا--

104
00:09:13,960 --> 00:09:15,730
‫وایستا! منو از کجا پیدا کردی...

105
00:09:18,830 --> 00:09:21,500
‫همه جا... همه ‌جا رو دنبالت گشتم!

106
00:09:21,500 --> 00:09:24,540
‫ذوق زده اومدم اینجا تا بالأخره ببینمت!

107
00:09:24,540 --> 00:09:26,400
‫ولم کن.

108
00:09:27,410 --> 00:09:29,450
‫بو میدی.

109
00:09:29,450 --> 00:09:31,040
‫خودت رو می‌شوری؟

110
00:09:32,620 --> 00:09:34,550
‫یه لحظه، این از کجا در اومد؟

111
00:09:34,550 --> 00:09:37,570
‫ببخشید. مامانم یادم داد.

112
00:09:37,570 --> 00:09:40,010
‫مامانت؟ منظورت دختر هایاسه‌ست؟

113
00:09:40,010 --> 00:09:41,300
‫هایاسه چی شد؟

114
00:09:41,300 --> 00:09:43,380
‫قبل از اینکه من به دنیا بیام مرد.

115
00:09:44,590 --> 00:09:46,780
‫اوه جدی؟ مرد بالأخره؟

116
00:09:47,050 --> 00:09:48,980
‫اینطوری که می‌گی...

117
00:09:48,980 --> 00:09:55,120
‫توی زندگی‌نامه‌ی مادربزرگم نوشته تو آدم
‫مهربونی هستی و زندگی‌ آدم‌ها برات ارزشمنده.

118
00:09:55,120 --> 00:10:00,430
‫احیاناً توش نوشته اون دو نفر از کسایی
‫که برام مهم بودن رو کشت؟

119
00:10:00,430 --> 00:10:02,610
‫بله، کار درستی بود.

120
00:10:03,110 --> 00:10:04,610
‫درست؟

121
00:10:04,610 --> 00:10:05,820
‫چند سالته تو؟

122
00:10:06,180 --> 00:10:07,320
‫نه.

123
00:10:07,320 --> 00:10:09,530
‫پس هیچی نمی‌‌‌دونی.

124
00:10:09,530 --> 00:10:11,100
‫بچه‌ی بیچاره...

125
00:10:11,100 --> 00:10:13,570
‫بزرگترا شست‌وشوی مغزیت دادن.

126
00:10:13,570 --> 00:10:15,790
‫ندونستن چیز خوبیه.

127
00:10:16,190 --> 00:10:20,660
‫آخه می‌تونم برای اولین بار لحظه‌های غافلگیرکننده و
‫تجربه‌های تاثیرگذاری داشته باشم.

128
00:10:20,660 --> 00:10:25,640
‫در مورد اینکه چی درسته و چی غلط،
‫در مورد تو، در مورد عشق...

129
00:10:27,670 --> 00:10:29,730
‫آره، حق با توئه.

130
00:10:30,400 --> 00:10:32,420
خب می‌تونم برم؟

131
00:10:32,420 --> 00:10:33,750
‫باید برم جایی.

132
00:10:33,750 --> 00:10:35,090
‫منم باهات میام.

133
00:10:35,090 --> 00:10:38,270
‫به عنوان یه نگهبان باید ازت
‫در مقابل هیولاها محافظت کنم.

134
00:10:38,270 --> 00:10:40,160
‫تو؟ یه بچه‌ی نه ساله؟

135
00:10:40,160 --> 00:10:41,900
‫اگه بهت حمله کرد واسه‌ی کمک نیای سراغم.

136
00:10:41,900 --> 00:10:42,940
‫می‌دونم.

137
00:10:43,230 --> 00:10:44,660
‫هر طور راحتی.

138
00:10:44,990 --> 00:10:46,050
‫باشه.

139
00:10:46,580 --> 00:10:49,890
‫هی! مشکلت چیه تو؟ حالمو به هم می‌زنی.

140
00:10:49,890 --> 00:10:52,090
‫یه پنج متری ازم فاصله بگیر.

141
00:10:52,450 --> 00:10:53,810
‫متأسفم.

142
00:11:02,140 --> 00:11:04,680
‫بیا با ما بخور، خوشمزه‌ست.

143
00:11:04,940 --> 00:11:07,020
‫نمی‌خوام. اینو دارم.

144
00:11:07,370 --> 00:11:09,030
‫اون چیه؟

145
00:11:09,030 --> 00:11:11,050
‫غده‌ی نوکر.

146
00:11:11,050 --> 00:11:13,260
‫یه همچین چیز عجیبی رو نخور.

147
00:11:14,110 --> 00:11:16,190
‫یکم از اینا بخور.

148
00:11:16,190 --> 00:11:17,590
‫نه ممنون.

149
00:11:17,590 --> 00:11:18,800
‫دیگه می‌رم.

150
00:11:20,210 --> 00:11:21,880
‫شب بخیر.

151
00:11:26,490 --> 00:11:28,520
‫برات یکم چای درست کردم.

152
00:11:28,520 --> 00:11:30,960
‫اینجا سوراخ شده، بدوزمش؟

153
00:11:30,960 --> 00:11:32,450
‫کمکت کنم؟

154
00:11:32,750 --> 00:11:34,580
‫می‌خوای پشتت رو لیف بکشم؟

155
00:11:37,210 --> 00:11:39,750
‫خوبه، به اندازه‌ی کافی دور شدم.

156
00:11:40,060 --> 00:11:45,470
‫اگه برم جایی که نوکرها حمله کردن،
‫ممکنه نوکرای بیشتری جذب کنم.

157
00:11:45,470 --> 00:11:50,440
‫اما اگه از قدرت آدمای هیسامه استفاده کنم
‫ممکنه بتونم به مردم کمک کنم.

158
00:11:52,010 --> 00:11:53,310
‫هیسامه...

159
00:11:54,170 --> 00:11:58,520
‫شاید نوه‌ی هایاسه باشه،
‫اما انگار خطری نداره.

160
00:12:12,780 --> 00:12:13,620
‫نه!

161
00:12:14,480 --> 00:12:15,410
‫چیه؟

162
00:12:15,710 --> 00:12:19,720
‫ببخشید. فقط می‌خواستم کنارت بخوابم.

163
00:12:19,960 --> 00:12:21,160
‫این درد...

164
00:12:21,440 --> 00:12:22,510
‫بذار ببینم.

165
00:12:22,960 --> 00:12:25,200
‫اوه... چه غافلگیرکننده.

166
00:12:25,730 --> 00:12:29,010
‫پس نقشه‌ی زیرکانه‌ی نوکرها اینه.

167
00:12:29,010 --> 00:12:31,470
‫این لعنتی... از قصد ازم مخفی کرده بود.

168
00:12:31,690 --> 00:12:33,020
‫متأسفم.

169
00:12:33,020 --> 00:12:35,190
‫نمی‌خواستم بترسونمت.

170
00:12:35,190 --> 00:12:36,610
‫دستم خود به خود تکون خورد.

171
00:12:36,610 --> 00:12:38,300
‫می‌خواستی بهم حمله کنی؟

172
00:12:38,300 --> 00:12:39,790
‫«نگهبانان» چه کوفتیه؟

173
00:12:40,910 --> 00:12:42,270
‫می‌برمش.

174
00:12:43,910 --> 00:12:45,250
‫این کار رو نکن.

175
00:12:45,250 --> 00:12:47,420
‫این نوکر از مادربزرگم به مادرم رسیده،

176
00:12:47,420 --> 00:12:49,060
‫و از مادرم به من.

177
00:12:49,060 --> 00:12:50,840
‫این همون اراده‌ی نگهبانه.

178
00:12:51,040 --> 00:12:51,900
‫ها؟

179
00:12:51,900 --> 00:12:54,580
‫این با نوشیدن خون من زنده می‌مونه.

180
00:12:54,580 --> 00:12:56,530
‫هر کاری بگم می‌کنه.

181
00:12:56,830 --> 00:12:58,300
‫نازی نازی.

182
00:12:58,300 --> 00:13:00,490
‫دیدی؟ دیگه چیزی نیست.

183
00:13:00,700 --> 00:13:02,560
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی؟

184
00:13:02,560 --> 00:13:03,540
‫نه.

185
00:13:03,540 --> 00:13:05,460
‫اما می ‌فهمه چی می‌گم.

186
00:13:05,460 --> 00:13:08,360
‫می‌دونه من کی‌ام.

187
00:13:08,850 --> 00:13:11,960
‫من تناسخ هایاسه‌م.

188
00:13:11,960 --> 00:13:13,080
هــا؟

189
00:13:13,080 --> 00:13:17,770
‫مادربزرگم به مادرم گفته بود که اون
‫توی رَحِم مادرم به دنیا میاد.

190
00:13:17,770 --> 00:13:20,180
‫من واقعاً متأسفم.

191
00:13:20,180 --> 00:13:22,010
‫من اون‌جا می‌خوابم.

192
00:13:24,030 --> 00:13:25,770
...آها

193
00:13:34,450 --> 00:13:38,630
.نوکرها و هایاسه به چه رابطه‌ی احمقانه‌ای رسیدن

194
00:13:39,020 --> 00:13:43,910
هرچقدرم دور بشی، تا وقتی که نابودش نکنی
.بازم دنبالت میاد

195
00:13:43,910 --> 00:13:46,130
.برام مهم نبود. واسه سلامت روان خودمه

196
00:13:46,420 --> 00:13:51,210
انسان‌ها به ترفندهای قابل توجه‌ای
.برای اجتناب از مرگ فکر می‌کنن

197
00:13:51,210 --> 00:13:54,830
،این درسته، تا وقتی اراده‌شون دست به دست بشه
.وجودشون ادامه پیدا می‌کنه

198
00:13:54,830 --> 00:13:57,300
!این بحث تناسخ رو تموم کن

199
00:13:57,300 --> 00:13:59,980
.اعصابمو خراب می‌کنی

200
00:13:59,980 --> 00:14:02,080
آخه اون دیگه چه کوفتیه؟

201
00:14:02,080 --> 00:14:07,880
برای جان دادن به یه جانور، باید یه پیکر از
.جنس گوشت داشته باشی، و یک فای که پرش کنه

202
00:14:07,880 --> 00:14:13,990
انتقال یه فای از یه پیکر به یه پیکر دیگه
.احتمالاً چیزیه که شما اسمش رو «تناسخ» گذاشتید

203
00:14:13,990 --> 00:14:15,460
.وایستا ببینم

204
00:14:15,460 --> 00:14:16,920
فـ-فای چیه؟

205
00:14:17,130 --> 00:14:20,410
.فای انرژی‌ایه که به پیکر حرکت میده

206
00:14:20,410 --> 00:14:24,340
.«انسان‌ها بهش میگن «وجود» و «روح

207
00:14:24,340 --> 00:14:26,340
...مطمئنم که تو هم حسش می‌کنی

208
00:14:26,340 --> 00:14:30,230
...لحظه‌ای که تمام احساساتی که از یه موجود زنده میاد

209
00:14:30,230 --> 00:14:32,710
.کاملاً پاک و خالی میشه

210
00:14:32,710 --> 00:14:36,030
.وقتی که پیکر متلاشی بشه، فای آزاد میشه

211
00:14:36,030 --> 00:14:42,260
آزاد میشه تا هرکاری که می‌خواد بکنه
.و هرجایی که می‌خواد بره

212
00:14:43,960 --> 00:14:47,900
...پس... پیوران و گوگو و مارچ

213
00:14:47,900 --> 00:14:49,930
...و همه‌ی کسایی که مردن

214
00:14:49,930 --> 00:14:53,120
.همه‌شون به اراده‌ی خودشون به یه جایی رفتن

215
00:14:55,100 --> 00:14:58,110
...تعجبی نداره که هایاسه با همچین اراده‌ی قوی‌ای مرده باشه

216
00:14:58,110 --> 00:15:02,780
.تا فای‌ـش وارد پیکری بشه که به اسم هیسامه شناخته میشه

217
00:15:02,780 --> 00:15:05,760
،ولی خاطراتش پاک شدن

218
00:15:05,760 --> 00:15:09,430
.پس تقریباً به عنوان یه آدم کاملاً متفاوت زندگی می‌کنه

219
00:15:09,430 --> 00:15:11,070
...پـ-پس

220
00:15:11,070 --> 00:15:12,920
هیسامه، هیسامه‌ست؟

221
00:15:12,920 --> 00:15:14,580
هایاسه نیست دیگه؟

222
00:15:14,580 --> 00:15:17,030
آره. چیزی اذیتت می‌کنه؟

223
00:15:18,400 --> 00:15:21,440
اینطور نیست که اون کسی باشه
،که مارچ و پارونا رو کشته

224
00:15:21,440 --> 00:15:23,430
.ولی کنارش راحت نیستم

225
00:15:23,900 --> 00:15:28,990
و درست نیست از دختر 9 ساله‌ای که
.هیچ هیزم تری بهم نفروخته، متنفر باشم

226
00:15:29,390 --> 00:15:32,800
.تو مدت طولانی‌ای رو به خاطر هایاسه عذاب کشیدی

227
00:15:32,800 --> 00:15:34,500
.چیزی نیست که انتظارش نره

228
00:15:34,500 --> 00:15:37,860
.مکانیزم دفاعی عادی انسان‌هاست

229
00:15:38,220 --> 00:15:42,610
،اگه وضعیت فعلی ناراحتت می‌کنه
.باید کم‌کم نسبت بهش مصون بشی

230
00:15:42,610 --> 00:15:43,580
مصون؟

231
00:15:43,800 --> 00:15:46,290
.کم‌کم بهش نزدیک شو

232
00:15:46,290 --> 00:15:49,530
.اولش دردناکه، ولی زود بهش غلبه می‌کنی

233
00:15:49,530 --> 00:15:52,570
.چونکه زیاد نمی‌شناسیش دشواره

234
00:15:53,010 --> 00:15:55,370
می‌خوای چیکار کنی، فوشی؟

235
00:16:01,520 --> 00:16:02,470
!اوناهاش

236
00:16:02,920 --> 00:16:04,650
!نگرانت بودم

237
00:16:04,650 --> 00:16:06,860
!لطفاً اینجوری سرخود جایی نرو

238
00:16:06,860 --> 00:16:09,430
.زود بیدار شدم که قایق درست کنم

239
00:16:09,430 --> 00:16:11,690
.بالأخره باید به جزیره بعدی برم

240
00:16:11,970 --> 00:16:14,160
.ممنونم، فوشی

241
00:16:15,250 --> 00:16:16,870
.من اینجا می‌شینم

242
00:16:32,010 --> 00:16:33,690
!آخ‌جون! یکی گرفتم

243
00:16:34,430 --> 00:16:36,060
.بیا واسه شام بخوریمش، فوشی

244
00:16:36,060 --> 00:16:36,890
.نه، مرسی

245
00:16:37,290 --> 00:16:39,300
...ولی واسه خودمون گرفتمش

246
00:16:42,050 --> 00:16:43,380
...هی، هیسامه

247
00:16:43,380 --> 00:16:46,470
.باید بری پیش یه دکتر که اون چیز چندشو از دستت در بیاره

248
00:16:47,020 --> 00:16:48,510
.گفتم نمی‌خوام

249
00:16:48,770 --> 00:16:50,240
.تو جوونی

250
00:16:50,240 --> 00:16:52,600
.هنوز نیازی نداری که کسی کنترلت کنه

251
00:16:54,110 --> 00:16:57,070
.می‌دونستم که مهربونی

252
00:17:00,450 --> 00:17:01,780
اونجا؟

253
00:17:02,050 --> 00:17:03,090
.آره

254
00:17:03,090 --> 00:17:05,070
.یه ماه پیش بهش حمله شد

255
00:17:06,660 --> 00:17:09,610
.اگه بخوای، من به جات یه نگاهی می‌اندازم

256
00:17:10,220 --> 00:17:13,840
می‌ترسی نوکرهای بیشتری بیان، مگه نه؟

257
00:17:13,840 --> 00:17:15,850
.یه همچین چیزی شنیدم

258
00:17:15,850 --> 00:17:16,800
واقعاً؟

259
00:17:17,220 --> 00:17:20,760
.وظیفه‌ی نگهبانان اینه که تو رو پشتیبانی کنن

260
00:17:21,070 --> 00:17:22,880
.همینجا وایستا

261
00:17:23,350 --> 00:17:25,610
.اگه عجله کنم، تا عصر برمی‌گردم

262
00:17:26,350 --> 00:17:27,450
.ممنون

263
00:17:28,660 --> 00:17:29,540
!قابلی نداره

264
00:17:33,430 --> 00:17:35,040
.دیر کرده

265
00:17:35,230 --> 00:17:38,530
یعنی وضعیت دهکده واقعاً اینقدر بد بوده؟

266
00:17:38,720 --> 00:17:41,490
.آدم‌ها همین الانشم دارن می‌میرن. دیر شده

267
00:17:44,410 --> 00:17:45,870
.خفه شو

268
00:17:48,320 --> 00:17:50,210
.سلام، تو که اونجایی

269
00:17:50,550 --> 00:17:53,840
اومدی دهکده‌ای که بهش حمله شده رو چک کنی؟

270
00:17:53,840 --> 00:17:55,080
...نه، من

271
00:17:55,080 --> 00:17:56,530
.ما هم همینطور

272
00:17:56,530 --> 00:17:57,810
نگران‌کننده‌ست، مگه نه؟

273
00:17:57,810 --> 00:17:59,830
،ما اومدیم که به دهکده کمک کنیم

274
00:17:59,830 --> 00:18:01,990
.و تازه یکم وقت برای استراحت گیرمون اومد

275
00:18:01,990 --> 00:18:06,040
.بعضی از جسدها از قبرستون کناری بیرون اومدن

276
00:18:06,040 --> 00:18:10,020
.ولی همه قبلاً اینجا رو تخلیه کردن
.فقط چندتا از اهالی دهکده موندن

277
00:18:10,020 --> 00:18:11,180
چند نفر مردن؟

278
00:18:11,180 --> 00:18:14,400
‫6 مرده، 33 زخمی.

279
00:18:16,760 --> 00:18:18,830
تو کی رسیدی؟

280
00:18:18,830 --> 00:18:19,900
.امروز صبح

281
00:18:19,900 --> 00:18:21,270
.عجیبه

282
00:18:21,270 --> 00:18:24,550
.فکر می‌کردم نوکرها همیشه میان دنبال تو، فوشی

283
00:18:24,550 --> 00:18:25,830
منو می‌شناسید؟

284
00:18:26,030 --> 00:18:27,660
.نامیرای سپیدمو

285
00:18:27,660 --> 00:18:29,750
معروفی. نمی‌دونستی؟

286
00:18:29,750 --> 00:18:31,690
.همه‌جا شایعاتت هستن

287
00:18:31,690 --> 00:18:32,780
...محاله

288
00:18:32,780 --> 00:18:34,860
.من خیلی وقته که تنها زندگی می‌کنم

289
00:18:35,220 --> 00:18:40,470
اوه، آره! یه دختر کوچولوی لوس بود
.که همه‌ش درمورد تو وراجی می‌کرد

290
00:18:40,840 --> 00:18:44,950
.و اون «نگهبانان» کلوپ طرفدارانتن

291
00:18:44,950 --> 00:18:48,690
هرروز میرن توی شهر و درمورد تو حرف می‌زنن
.و ایمان‌آوردندگان جدیدی پیدا می‌کنن

292
00:18:49,180 --> 00:18:50,710
.بهتره مراقب باشی

293
00:18:51,070 --> 00:18:53,170
.اونا فقط می‌خوان صاحب تو بشن

294
00:18:53,170 --> 00:18:54,060
.شنیدم چی گفتی

295
00:18:54,060 --> 00:18:56,970
!اوه! تویی؟

296
00:18:56,970 --> 00:18:58,900
.بهتره درمورد نگهبانان بددهنی نکنی

297
00:18:59,130 --> 00:19:00,930
شما دوتا کی هستید؟

298
00:19:00,930 --> 00:19:02,190
.دکتریم

299
00:19:02,190 --> 00:19:04,840
.زخمی‌های دهکده رو درمان می‌کردیم

300
00:19:04,840 --> 00:19:06,870
.عجب! خسته نباشید

301
00:19:06,870 --> 00:19:07,570
...ام

302
00:19:07,570 --> 00:19:11,480
به کدخدای دهکده درمورد تو گفتم
.و اصرار کردن که از اتاقشون استفاده کنی

303
00:19:11,480 --> 00:19:12,720
.بیا امشب رو اونجا بمونیم

304
00:19:12,720 --> 00:19:13,980
!عالیه

305
00:19:13,980 --> 00:19:15,660
.بیاید باهمدیگه بریم شام بخوریم

306
00:19:16,320 --> 00:19:19,020
.ممنونم که ما رو مهمون کردید

307
00:19:19,020 --> 00:19:23,410
،اگه باعث میشه از ما خوشتون بیاد
.هرچقدر که بخواید براتون غذا میاریم

308
00:19:24,290 --> 00:19:27,650
.چیکار کنم؟ تو که الانشم کلی ایمان‌آورنده داری

309
00:19:27,650 --> 00:19:29,470
.بله، ممنونم

310
00:19:29,470 --> 00:19:32,770
توی 40 سال اخیر به اندازه‌ی یه کشور
.تونستیم ایمان‌آورنده جمع کنیم

311
00:19:32,770 --> 00:19:37,660
ولی حتی از اینم بیشتر می‌خوایم که
.اهداف ما رو یاد بگیرن و بهمون ملحق شن

312
00:19:37,660 --> 00:19:39,080
...نمی‌دونم

313
00:19:39,080 --> 00:19:41,730
...به نظر من، سازمان شما فقط می‌خواد پز اینو بده

314
00:19:41,730 --> 00:19:43,880
.که فوشی متعلق به شماست

315
00:19:44,410 --> 00:19:46,210
.این سوء تفاهمه

316
00:19:46,210 --> 00:19:50,620
.این مرد به خاطر نوکرها توی یه جزیره قایم شده بوده

317
00:19:50,620 --> 00:19:53,100
وظیفه‌ی ما اینه که اون رو از زندان احساساتش آزاد کنیم

318
00:19:53,100 --> 00:19:56,000
.و جایی رو بهش بدیم که بهش تعلق داره

319
00:19:56,610 --> 00:20:01,590
ولی تا الان که کارتون فقط شامل این می‌شده
که 2 بار فوشی رو دستگیر کردید

320
00:20:01,590 --> 00:20:04,340
.و وقتی که هر 2 بارش فرار کرد، عصبی شدید

321
00:20:04,340 --> 00:20:06,510
.خوب از افسانه‌های قومی سر در میاری

322
00:20:06,510 --> 00:20:08,050
.ما دستگیرش نکردیم. بهش پناه دادیم

323
00:20:08,290 --> 00:20:10,670
،ما ازش در مقابل ناشناخته‌ها محافظت می‌کنیم

324
00:20:10,670 --> 00:20:13,490
و از مردم در مقابل اون، که یه
.ناشناخته‌ی دیگه‌ست مراقبت می‌کنیم

325
00:20:13,950 --> 00:20:16,320
.اینا 2 هدف ما هستن

326
00:20:17,600 --> 00:20:22,530
.انگار هیچ بزرگسالی نبوده که از خودت مراقبت کنه

327
00:20:22,530 --> 00:20:24,540
!لطفاً حرف بی‌ربط نزنید

328
00:20:24,540 --> 00:20:25,950
میشه یه چیزی بگم؟

329
00:20:26,250 --> 00:20:28,760
.هیچکدوم از این حرفا برای من مهم نیست

330
00:20:28,760 --> 00:20:30,080
.گذشته هم همینطور

331
00:20:30,080 --> 00:20:31,850
.حداقل دیگه نه

332
00:20:32,190 --> 00:20:33,540
...درهرصورت، دکتر

333
00:20:34,240 --> 00:20:36,010
می‌تونید این توده رو بردارید؟

334
00:20:37,270 --> 00:20:38,830
زنده‌ست، مگه نه؟

335
00:20:39,130 --> 00:20:41,700
.شگفت‌زده شدم که زنده موندید، هیسامه-سان

336
00:20:43,040 --> 00:20:44,920
.من یکم تشنه‌امه

337
00:20:45,170 --> 00:20:46,520
چای درست کنم؟

338
00:20:46,520 --> 00:20:47,200
.بله

339
00:20:47,510 --> 00:20:49,510
.برای بقیه هم همینطور

340
00:20:49,510 --> 00:20:50,260
.چشم

341
00:20:55,740 --> 00:20:56,820
...هی، فوشی

342
00:20:57,490 --> 00:20:59,780
اسم خفاش نقره‌ای به گوشت خورده؟

343
00:20:59,780 --> 00:21:00,470
.نه

344
00:21:00,470 --> 00:21:04,040
،خیلی وقت پیش کسایی بودن که می‌خوردنش
.ولی نمی‌دونستن که سمیه

345
00:21:04,230 --> 00:21:07,650
،منم که بالاخونه رو داده بودم اجاره
.می‌خواستم یه چیزی رو امتحان کنم

346
00:21:07,890 --> 00:21:10,810
.اول به اندازه‌ی یه دونه‌ی شن ازش خوردم

347
00:21:12,620 --> 00:21:15,870
حالت تهوع گرفتم و شکمم اینقدر درد گرفت
.که فکر می‌کردم می‌خوام بمیرم

348
00:21:15,870 --> 00:21:18,560
،ولی در نهایت، هر 2 روز یه بار انجامش دادم

349
00:21:18,560 --> 00:21:20,490
.و دیگه هیچ تأثیری روم نذاشت

350
00:21:21,230 --> 00:21:23,500
.بعدش یه لقمه‌ی کاملشو خوردم

351
00:21:23,500 --> 00:21:25,500
.دوباره حس کردم که می‌خوام بمیرم

352
00:21:25,500 --> 00:21:27,850
.ولی تا 1 ماه ادامه دادم

353
00:21:29,160 --> 00:21:31,560
.بعدش یه خفاش کامل رو خوردم

354
00:21:31,560 --> 00:21:33,390
.دوباره، حس کردم که دارم می‌میرم

355
00:21:33,390 --> 00:21:35,470
.و یه ماه به خوردنش ادامه دادم

356
00:21:35,470 --> 00:21:37,850
و چیزیت نشد؟

357
00:21:41,760 --> 00:21:44,010
.نیلوفرپیچ غربی

358
00:21:44,010 --> 00:21:45,750
.این طمع خاطراتمو زنده می‌کنه

359
00:21:46,530 --> 00:21:48,190
میشه بازم برام بریزید؟

360
00:21:53,670 --> 00:21:57,410
،درمورد باقی سموم هم کنجکاو شدم
.برای همین امتحانشون کردم

361
00:21:57,670 --> 00:22:00,560
...قورباغه‌های بذری، مار دریایی آسیایی، شلغم تلخ

362
00:22:00,560 --> 00:22:03,460
.طی 40 سال اخیر همه‌جور چیز رو توی بدنم گذاشتم

363
00:22:03,460 --> 00:22:06,300
راجع به چی حرف می‌زنید؟

364
00:22:06,300 --> 00:22:11,590
دلیل این کارهام این بود که
.منو یاد گذشته می‌انداخت

365
00:22:11,590 --> 00:22:14,080
.من چندین بار مسموم شدم

366
00:22:14,080 --> 00:22:15,000
.بفرمایید

367
00:22:15,670 --> 00:22:19,360
.ولی همیشه سریع‌تر از همه بهبود پیدا می‌کردم

368
00:22:26,920 --> 00:22:30,070
.مزه‌ش شبیه چای زهر نیلوفر آبیه

369
00:22:30,500 --> 00:22:34,560
در عرض 30 ثانیه، توانایی صحبت رو از دست میدی
.و ظرف چند دقیقه، می‌میری

370
00:22:34,560 --> 00:22:38,170
.اهالی تاکوناها زیاد ازش برای کشتن یانومه‌ها استفاده می‌کردن

371
00:22:38,170 --> 00:22:40,560
.روی منم ازش استفاده شده

372
00:22:41,380 --> 00:22:44,120
‫30 ثانیه تقریباً تموم شد، نه؟

373
00:22:44,120 --> 00:22:45,380
!بگیریدش

374
00:22:47,690 --> 00:22:53,060
کسایی که قبلاً مسموم شدن
.در مقابل سم مقاومن

375
00:22:54,020 --> 00:22:55,360
...توناری

376
00:22:57,970 --> 00:22:59,530
!از جاناندا

377
00:23:00,020 --> 00:24:29,990
قسمت بعدی و دیگر سریال های انیمه در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

378
00:24:32,990 --> 00:24:54,390
پیش‌نمایش

379
00:24:34,980 --> 00:24:40,050
.پس از 40 سال، سرنوشت به حرکت درآمد

380
00:24:41,020 --> 00:24:46,080
،هیسامه که به دنبال فوشی است
...و توناری از جاناندا که مقابل او می‌ایستد

381
00:24:47,230 --> 00:24:53,780
دیدار مجدد فوشی با دوستان قدیمی‌اش
چه تأثیری روی او خواهد گذاشت؟

382
00:24:54,390 --> 00:24:58,010
اراده‌ی شکست

