﻿1
00:00:04,320 --> 00:00:08,610
.فوشی: موجودی در تغییرِ ابدی

2
00:00:09,840 --> 00:00:12,110
‫از آشناییت خوشوقتم، من هیسامه‌م.

3
00:00:12,110 --> 00:00:16,080
...فوشی با کسانی که می‌خواهند او را تصاحب کنند

4
00:00:16,080 --> 00:00:17,990
.سلام، تو که اونجایی

5
00:00:18,400 --> 00:00:21,660
.و کسانی که می‌خواهند مانع آن‌ها شوند، دیدار کرد

6
00:00:23,810 --> 00:00:28,920
کسایی که قبلاً مسموم شدن
.در مقابل سم مقاومن

7
00:00:29,370 --> 00:00:30,750
...توناری

8
00:00:31,720 --> 00:00:33,010
!از جاناندا

9
00:00:33,034 --> 00:00:41,034
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

10
00:00:41,058 --> 00:00:49,058
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال های انیمه »
.:: Saber-Fun.Com ::.

11
00:00:49,082 --> 00:00:57,082
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

12
00:02:00,000 --> 00:02:03,000
Makoto & Sayaka :مترجمان

13
00:02:03,010 --> 00:02:07,020
اراده‌ی شکست

14
00:02:07,710 --> 00:02:12,240
این جغد سه‌چنگاله‌ایه که از بچگیم
.روی شونه‌م بوده

15
00:02:13,050 --> 00:02:15,260
.چنگال سومش، سم تراوش می‌کنه

16
00:02:15,260 --> 00:02:17,720
.من هرروز یکم ازش می‌خوردم

17
00:02:17,720 --> 00:02:21,200
.بعداً فهمیدم که شبیه سم نیلوفرپیچ غربیه

18
00:02:22,590 --> 00:02:24,710
...دختر جغدی، توناری

19
00:02:24,710 --> 00:02:26,680
توی زندگی‌نامۀ مادربزرگم
.راجع بهت خوندم

20
00:02:27,280 --> 00:02:28,730
اینجا چی‌کار می‌کنی؟

21
00:02:28,730 --> 00:02:31,290
مگه رهبر جزیرۀ جاناندا نبودی؟

22
00:02:31,610 --> 00:02:33,690
.رفقام حواسشون به اونجا هست

23
00:02:33,690 --> 00:02:36,250
.بالأخره من چندتا کار نیمه‌تموم داشتم

24
00:02:36,250 --> 00:02:39,840
،حالا که به همدیگه برخوردیم
:بهت یه هشدار میدم

25
00:02:39,840 --> 00:02:42,130
.بهتره دیگه به پروپای فوشی نپیچی

26
00:02:42,130 --> 00:02:43,920
.نمی‌تونم قبول کنم

27
00:02:43,920 --> 00:02:46,100
.فوشی به نگهبانان تعلق داره

28
00:02:46,410 --> 00:02:47,910
نگهبانان، ها؟

29
00:02:47,910 --> 00:02:49,830
.توی جاناندا هم تعدادتون زیاده

30
00:02:50,220 --> 00:02:54,030
من با خودم گفتم که بهتره کاری به کارشون نداشته باشم؛
.تا وقتی که به فوشی آسیبی نرسونن

31
00:02:54,030 --> 00:02:58,990
،ولی اگه شما هم طرف نوکرهایید
.قضیه فرق می‌کنه

32
00:02:59,650 --> 00:03:01,200
.تو نمی‌فهمی

33
00:03:01,200 --> 00:03:03,990
.نوکرها برای فوشی و خودت خطرناکن

34
00:03:03,990 --> 00:03:05,580
!برای من هیچ خطری نداره

35
00:03:05,580 --> 00:03:09,960
این دوست عزیز منه که از مادربزرگم
!به من به ارث رسیده

36
00:03:11,340 --> 00:03:13,400
این زن ترسناکه، مگه نه؟

37
00:03:13,400 --> 00:03:15,530
.می‌خواد تو رو بکشه

38
00:03:15,530 --> 00:03:18,550
.ولی نگران نباش. من ازت محافظت می‌کنم

39
00:03:18,890 --> 00:03:21,130
.کنترل مغزت رو به دست گرفته

40
00:03:21,450 --> 00:03:23,220
.سریع به حسابش می‌رسم

41
00:03:29,690 --> 00:03:30,770
!لیگارد

42
00:03:54,180 --> 00:03:56,550
.لعنتی! ریشه زده

43
00:04:00,010 --> 00:04:01,590
!نه! نخواب

44
00:04:03,660 --> 00:04:06,240
اینجا واسۀ من آخر خطه؟

45
00:04:07,220 --> 00:04:08,310
!فوشی

46
00:04:09,420 --> 00:04:10,770
!فوشی

47
00:04:11,750 --> 00:04:12,880
...فوشی

48
00:04:17,460 --> 00:04:19,190
.سلام. بیدار شدی

49
00:04:20,120 --> 00:04:21,930
.من کدخدای این دهکده‌م

50
00:04:21,930 --> 00:04:24,240
.از دیدنتون خوشوقتم

51
00:04:24,240 --> 00:04:25,530
دیشب چی شد؟

52
00:04:26,540 --> 00:04:27,860
.دنبال من بیاید

53
00:04:38,000 --> 00:04:40,300
!فوشی-سان! به موقع رسیدی

54
00:04:40,300 --> 00:04:41,550
چه اتفاقی افتاد؟

55
00:04:42,520 --> 00:04:47,740
.وقتی که ما بیهوش بودیم، نوکر توی دست چپ هیسامه بهش حمله کرد

56
00:04:47,740 --> 00:04:48,590
چرا؟

57
00:04:48,590 --> 00:04:49,720
هیسامه کجاست؟

58
00:04:49,720 --> 00:04:52,720
.ظاهراً نوکر بدنش رو کشیده و برده

59
00:04:52,720 --> 00:04:56,940
.نوکرها حتماً از تو هم بیشتر ازش متنفر بودن

60
00:04:58,930 --> 00:05:00,690
.کل بدنش داره آسیب می‌بینه

61
00:05:01,860 --> 00:05:03,900
!هی، باید یه کاری کنی

62
00:05:03,900 --> 00:05:04,640
!بجنب

63
00:05:04,640 --> 00:05:06,490
.این قیافه رو به خودت نگیر

64
00:05:06,490 --> 00:05:08,320
.خنده بیشتر بهت میاد

65
00:05:11,790 --> 00:05:12,700
.بیا

66
00:05:14,920 --> 00:05:17,140
شراب؟ همچین وقتی؟

67
00:05:17,140 --> 00:05:19,230
.کاری از دست من ساخته نیست

68
00:05:19,230 --> 00:05:22,360
.حتماً تمام اعضای داخلیش رو سوراخ کرده

69
00:05:22,360 --> 00:05:25,190
.فقط می‌تونه خونی که جمع شده رو بیرون بریزه

70
00:05:25,190 --> 00:05:28,750
.برای همین می‌خوام حداقل از شراب مورد علاقه‌ش لذت ببره

71
00:05:28,750 --> 00:05:30,350
...نه

72
00:05:30,350 --> 00:05:32,660
.یه نفر دیگه که نتونستم ازش محافظت کنم

73
00:05:32,660 --> 00:05:34,720
.عیبی نداره، فوشی

74
00:05:34,720 --> 00:05:36,560
.من حالم عالیه

75
00:05:36,880 --> 00:05:39,270
کاری از دست من ساخته هست؟

76
00:05:39,270 --> 00:05:42,070
می‌خوای برای این عجوزۀ پیر کاری کنی؟

77
00:05:42,070 --> 00:05:43,780
.ممنون می‌شم

78
00:05:43,780 --> 00:05:45,140
...پس

79
00:05:45,140 --> 00:05:47,990
میشه تا وقتی که تموم کنم، پیشم بمونی؟

80
00:05:48,470 --> 00:05:50,130
همه‌ش همین؟

81
00:05:51,730 --> 00:05:53,120
.همین کافیه

82
00:05:54,530 --> 00:05:58,080
شنیدم که تمام این مدت
.توی جزیره قایم شده بودی

83
00:05:58,080 --> 00:06:00,510
چهل سال چی‌کار می‌کردی؟

84
00:06:00,510 --> 00:06:03,520
...با نوکرها می‌جنگیدم، می‌کشتمشون، می‌خوردمشون

85
00:06:03,520 --> 00:06:04,350
همه‌ش همین؟

86
00:06:04,350 --> 00:06:05,050
.اوه، نه

87
00:06:05,050 --> 00:06:10,510
،توی این حالت، بیشتر احساس می‌کنم که خودمم
.برای همین امتحان کردم که ببینم چقدر می‌تونم توش بمونم

88
00:06:11,040 --> 00:06:14,420
سعی کردم تیراندازی رو تمرین
،و بدنم رو ورزیده کنم

89
00:06:14,420 --> 00:06:16,480
.ولی نتونستم کاری کنم که بهش مفتخر باشم

90
00:06:16,960 --> 00:06:19,320
چرا از جزیره نرفتی؟

91
00:06:19,320 --> 00:06:20,820
...آخه

92
00:06:20,820 --> 00:06:23,930
.نمی‌خواستم دیگه مرگ بقیه رو ببینم

93
00:06:25,590 --> 00:06:28,870
.تا مدت زیادی پیش یکی به اسم پیوران بودم

94
00:06:29,590 --> 00:06:31,280
،وقتی که مرد

95
00:06:32,270 --> 00:06:38,980
،فهمیدم که اگه کسی رو نبینم
.مجبور نیستم این‌همه بدبختی بکشم

96
00:06:41,520 --> 00:06:44,710
.من قدرت اینو ندارم که جلوی مرگ کسی رو بگیرم

97
00:06:44,710 --> 00:06:48,510
،خیلی‌ها به خاطر اینکه نتونستم نجاتشون بدم
.و به خاطر خودم، جونشون رو از دست دادن

98
00:06:48,510 --> 00:06:51,520
می‌خوای بازم همینجوری زندگی کنی؟

99
00:06:51,520 --> 00:06:53,210
تنها، در انزوا؟

100
00:06:53,210 --> 00:06:54,100
.اگه بتونم

101
00:06:54,100 --> 00:06:57,760
،ولی وقتی فهمیدی که دهکده توی خطره
.با سرعت خودتو رسوندی

102
00:06:58,320 --> 00:07:02,370
.به نظر من، تو به کسایی نیاز داری که درکت کنن

103
00:07:02,370 --> 00:07:06,320
.کسایی که بتونن دوستت باشن

104
00:07:06,320 --> 00:07:07,650
.تحملشو ندارم

105
00:07:08,080 --> 00:07:12,110
.نمی‌خوام بقیه خودشونو فدای کمک به من کنن

106
00:07:12,110 --> 00:07:14,970
.هرکسی مرگ کسایی که بهشون نزدیکه رو تجربه می‌کنه

107
00:07:14,970 --> 00:07:17,730
.اون درد مختص به تو نیست

108
00:07:17,730 --> 00:07:18,860
.اشتباه می‌کنی

109
00:07:18,860 --> 00:07:21,080
.همه می‌میرن. من زنده می‌مونم

110
00:07:21,080 --> 00:07:22,580
.این تا ابد ادامه داره

111
00:07:23,080 --> 00:07:25,040
.من می‌تونم تنهایی زندگی کنم

112
00:07:25,040 --> 00:07:26,300
.به کسی نیاز ندارم

113
00:07:26,900 --> 00:07:28,510
...هی، فوشی

114
00:07:28,930 --> 00:07:33,490
.می‌خوام کسایی که باهاشون آشنا شدی رو ببینم

115
00:07:34,740 --> 00:07:37,350
.این آخرین خواستۀ یه زن لب گوره

116
00:07:37,350 --> 00:07:38,780
.خواهش می‌کنم

117
00:07:38,780 --> 00:07:41,270
.باشه. غافلگیر نشید

118
00:07:42,880 --> 00:07:44,270
...اولین کسی که دیدم

119
00:07:44,570 --> 00:07:46,000
.این پسر بود

120
00:07:46,000 --> 00:07:48,440
.این ظاهر مال وقتیه که خیلی جوون بود

121
00:07:48,440 --> 00:07:49,880
.اسمش رو نمی‌دونم

122
00:07:49,880 --> 00:07:51,490
.در آرامش مرد

123
00:07:52,000 --> 00:07:54,060
.به خاطر اینکه من هیچکاری نتونستم بکنم

124
00:07:55,560 --> 00:07:57,930
.نفر بعدی‌ای که دیدم، مارچ بود

125
00:07:57,930 --> 00:08:00,750
.وقتی که هیچکاری نمی‌تونستم بکنم، ازم مراقبت کرد

126
00:08:01,620 --> 00:08:04,430
.پارونا با تمام توانش می‌خواست از مارچ مراقبت کنه

127
00:08:04,900 --> 00:08:07,820
.هردوشون توسط هایاسه کشته شدن

128
00:08:08,650 --> 00:08:10,920
.توی تاکوناها، با گوگو آشنا شدم

129
00:08:10,920 --> 00:08:13,790
.اون به خاطر من با نوکرها جنگید

130
00:08:13,790 --> 00:08:15,230
...ولی به خاطر همین

131
00:08:16,130 --> 00:08:19,400
.من گوگو رو از برادر بزرگ‌ترش، شین، دزدیدم

132
00:08:21,360 --> 00:08:24,550
.گوگو بازم خانواده داشت

133
00:08:24,550 --> 00:08:27,030
...عمو شرابی و

134
00:08:27,030 --> 00:08:28,000
.رین

135
00:08:31,400 --> 00:08:33,620
چی شده، فوشی-سان؟

136
00:08:33,620 --> 00:08:36,870
.بعد از اون، به جاناندا رفتم

137
00:08:37,300 --> 00:08:38,560
...اونجا

138
00:08:38,560 --> 00:08:41,140
.با یه مرد قوی به اسم ناندو جنگیدم

139
00:08:41,140 --> 00:08:44,950
ناندو برای نجات برادر کوچیک‌ترش
.خودشو فدا کرد

140
00:08:44,950 --> 00:08:46,180
.اون مرد شریفی بود

141
00:08:47,170 --> 00:08:50,970
برای همین تصمیم گرفتم که
.به اهالی جاناندا کمک کنم

142
00:08:51,890 --> 00:08:55,750
کسای دیگه‌ای هم بودن که در کنار من
.جونشون رو وسط گذاشتن

143
00:08:56,600 --> 00:08:57,800
.اوروی

144
00:08:58,680 --> 00:08:59,560
.میا

145
00:09:00,490 --> 00:09:01,690
.اوپا

146
00:09:01,690 --> 00:09:02,600
...و

147
00:09:03,060 --> 00:09:05,160
...سندل و توناری

148
00:09:08,860 --> 00:09:10,070
.زنده‌ن

149
00:09:10,520 --> 00:09:12,480
!جفتشون هنوز زنده‌ن

150
00:09:14,190 --> 00:09:15,740
.خوشحالم که اینو می‌شنوم

151
00:09:17,290 --> 00:09:18,370
حالت خوبه؟

152
00:09:26,240 --> 00:09:27,980
...هی، فوشی

153
00:09:27,980 --> 00:09:30,540
توناری چجور آدمی بود؟

154
00:09:30,820 --> 00:09:32,050
توناری؟

155
00:09:32,050 --> 00:09:33,510
...توناری

156
00:09:33,510 --> 00:09:36,580
.همه‌ش فکر می‌کردم که آدم وحشتناکیه

157
00:09:36,580 --> 00:09:40,980
.ولی کسایی رو آورد که کنار من بجنگن

158
00:09:42,470 --> 00:09:45,760
الکی دخالت می‌کرد؟

159
00:09:45,760 --> 00:09:47,790
.الان ازش ممنونم

160
00:09:47,790 --> 00:09:50,710
دیگه آدم وحشتناکی نیست؟

161
00:09:50,710 --> 00:09:51,650
.نه

162
00:09:54,600 --> 00:10:01,030
فوشی، همینطوری کسایی که موقع
.زندگیشون کنارت بودن رو زیاد به خاطر بیار

163
00:10:01,770 --> 00:10:06,160
.بذار همین باعث بشه که قدردان زنده بودن باشی

164
00:10:17,340 --> 00:10:20,000
الان چی‌کار می‌کنی، فوشی-سان؟

165
00:10:20,000 --> 00:10:21,300
.هنوز تصمیم نگرفتم

166
00:10:21,300 --> 00:10:22,610
.که اینطور

167
00:10:23,210 --> 00:10:27,720
.من به خونه برمی‌گردم که خبر فوتش رو برسونم

168
00:10:27,720 --> 00:10:31,900
.لطفاً وقتی که می‌خواستی با نگهبانان مقابله کنی، بهش تبدیل شو

169
00:10:32,240 --> 00:10:37,110
اون به خاطر تو بدنش رو جوری ساخت
.که در مقابل سموم مقاوم باشه

170
00:10:37,410 --> 00:10:39,700
به خاطر من؟ چرا؟

171
00:10:39,700 --> 00:10:41,240
شما کی هستید؟

172
00:10:41,240 --> 00:10:43,620
.شرمنده، ولی نمی‌تونم بهت بگم

173
00:10:43,620 --> 00:10:45,390
.این خواستۀ اون بود

174
00:10:45,390 --> 00:10:47,930
.گفت که اگه بفهمی، خجالت می‌کشه

175
00:10:47,930 --> 00:10:49,970
پس میشه حداقل اسمتون رو بهم بگید؟

176
00:10:49,970 --> 00:10:53,340
.من و اون، جفتمون عاشقتیم

177
00:10:54,250 --> 00:10:57,550
بهتره به جای یه تیر، با چندتا تیر بجنگی. مگه نه؟

178
00:10:58,010 --> 00:11:02,900
.دوستای تو زندگی نکردن که باعث زجر تو بشن

179
00:11:03,500 --> 00:11:04,540
.تا بعد

180
00:11:15,730 --> 00:11:17,200
...توناری-سان

181
00:11:17,200 --> 00:11:19,400
الان کجایی؟

182
00:11:20,190 --> 00:11:23,240
حالا از تمام کارایی که کردی راضی‌ای؟

183
00:11:53,080 --> 00:11:57,860
اون به خاطر تو بدنش رو جوری ساخت
.که در مقابل سموم مقاوم باشه

184
00:12:00,590 --> 00:12:01,860
...که اینطور

185
00:12:01,860 --> 00:12:03,070
.حالا فهمیدم

186
00:12:03,340 --> 00:12:07,120
.به نظر من، تو به کسایی نیاز داری که بتونن دوستت باشن

187
00:12:08,670 --> 00:12:11,830
«چندتا تیر بهتر از یه تیره؟»

188
00:12:18,270 --> 00:12:20,420
دوست، ها؟

189
00:12:35,290 --> 00:12:38,150
باید دنبال کسایی باشم که منو درک کنن؟

190
00:12:38,150 --> 00:12:41,230
.ولی نمی‌خوام جایی برم که مردم هستن

191
00:12:41,230 --> 00:12:42,570
.خبرای خوبی دارم

192
00:12:42,570 --> 00:12:44,160
...نوکرها به دو جا

193
00:12:44,160 --> 00:12:47,580
.که از دسترس تو خارجه، حمله کردن

194
00:12:47,580 --> 00:12:49,320
!این کجاش خبر خوبیه؟

195
00:12:49,320 --> 00:12:52,210
.دیگه بهانه‌ای نداری که خودتو بیرون حبس کنی

196
00:12:52,210 --> 00:12:55,490
،هرجایی که تو باشی
.نوکرها به مردم حمله می‌کنن

197
00:12:55,490 --> 00:12:57,550
چرا به جای من، به بقیه حمله می‌کنن؟

198
00:12:57,550 --> 00:13:00,290
می‌خوان تمام دنیا رو نابود کنن؟

199
00:13:00,290 --> 00:13:02,050
چرا این‌کارو می‌کنن؟

200
00:13:02,050 --> 00:13:03,220
کی می‌دونه؟

201
00:13:03,220 --> 00:13:06,340
.تنها حدسم اینه که شاید بهت حسودی می‌کنن

202
00:13:06,340 --> 00:13:09,600
‫تو اصلاً چیزی نمی‌دونی، نه؟

203
00:13:09,600 --> 00:13:12,920
‫اینطور نیست که من بتونم ذهن بقیه رو کنترل کنم.

204
00:13:12,920 --> 00:13:15,370
‫یا بتونم فکرهاشون رو احساس کنم.

205
00:13:15,370 --> 00:13:17,670
‫اما می‌تونی بدن آدم‌ها رو کنترل کنی، اینطور نیست؟

206
00:13:17,670 --> 00:13:19,510
.پس جلوشون رو بگیر

207
00:13:19,510 --> 00:13:21,150
‫هیچ حسی در این مورد بهت دست نمی‌ده؟

208
00:13:21,150 --> 00:13:25,240
‫اگه چنین احساسی بهت دست می‌ده،
‫پس کار بعدی‌ت همینه.

209
00:13:25,970 --> 00:13:28,190
‫انقدر وراجی نکن و کمکم کن!

210
00:13:30,340 --> 00:13:31,870
‫آه... دوباره فرار کرد...

211
00:13:32,470 --> 00:13:34,830
‫تویی، فوشی؟

212
00:13:35,850 --> 00:13:37,750
‫هیسامه؟ حالت خوبه؟

213
00:13:37,750 --> 00:13:40,010
‫وقتی به هوش اومدم،
‫توی این جنگل بودم.

214
00:13:40,010 --> 00:13:44,210
‫اما این دوستم راهنماییم کرد و آوردم پیش تو.

215
00:13:45,040 --> 00:13:47,180
‫من کاری کردم؟

216
00:13:47,700 --> 00:13:49,680
‫چیزی یادم نمیاد.

217
00:13:51,020 --> 00:13:52,510
‫اون چیز توی بازوت...

218
00:13:52,510 --> 00:13:54,720
‫... باید درآورده بشه.

219
00:13:54,720 --> 00:13:56,640
‫لطفاً نکن! می‌ترسم!

220
00:13:56,640 --> 00:13:58,450
‫اون شکل منو می‌ترسونه!

221
00:13:58,450 --> 00:14:00,300
‫اینطوری فقط می‌پوسه.

222
00:14:00,300 --> 00:14:01,500
‫مشکلی ندارم!

223
00:14:01,500 --> 00:14:03,730
‫همین الانش هم دست چپم رو دادم بهش.

224
00:14:03,730 --> 00:14:05,580
!حماقت نکن

225
00:14:09,180 --> 00:14:13,540
‫هنوز کارهایی هست که باید انجام بدم.

226
00:14:16,860 --> 00:14:18,770
‫مثل اینکه این‌جا آخر راهه.

227
00:14:18,770 --> 00:14:21,100
‫بدنم بیشتر از این دووم نمیاره.

228
00:14:21,580 --> 00:14:25,090
.دیگه برای دیدنت نمیام

229
00:14:29,450 --> 00:14:31,780
‫می‌برمت پیش بزرگترا.

230
00:14:33,560 --> 00:14:34,710
‫دنبالم بیا.

231
00:14:36,170 --> 00:14:37,330
‫فوشی...

232
00:14:41,050 --> 00:14:43,190
‫این پارچه رو بگیر، بپوشونش.

233
00:14:43,190 --> 00:14:44,910
‫ممنونم.

234
00:14:44,910 --> 00:14:46,760
‫داریم به بو نزدیک‌تر می‌شیم.

235
00:14:46,760 --> 00:14:48,400
‫تا فردا می‌رسیم.

236
00:14:49,130 --> 00:14:51,260
‫نه! تکون نخور.

237
00:14:51,260 --> 00:14:53,800
‫تو... وقتی برگردی می‌خوای چیکار کنی؟

238
00:14:53,800 --> 00:14:55,990
‫روی حفظ «نگهبانان» کار می‌کنم.

239
00:14:55,990 --> 00:14:56,870
‫«حفظ»؟

240
00:14:56,870 --> 00:15:00,390
‫یه روزی بچه‌دار می‌شم، و خونم رو...

241
00:15:00,390 --> 00:15:03,380
‫... نه، خون هایاسه رو بهش به ارث می‌دم.

242
00:15:04,080 --> 00:15:05,460
‫درک نمی‌کنم.

243
00:15:09,850 --> 00:15:14,480
‫این آخرین باریه که می‌بینمت،
‫پس... بهت می‌گم.

244
00:15:15,950 --> 00:15:18,590
‫هایاسه یه آرزو داشت.

245
00:15:19,430 --> 00:15:23,760
‫یه هدف مخفی که از اهداف «نگهبانان» جدا بود.

246
00:15:23,760 --> 00:15:27,400
‫فقط بین من و مادر و مادربزرگم گفته شده.

247
00:15:27,400 --> 00:15:31,540
‫فوشی، من می‌خوام ازت بچه‌دار بشم.

248
00:15:32,470 --> 00:15:33,510
‫این هدفته؟

249
00:15:33,750 --> 00:15:34,570
‫بله.

250
00:15:34,570 --> 00:15:37,810
‫اگه بهش برسی دست از سرم برمی‌داری؟

251
00:15:37,810 --> 00:15:42,710
‫نمی‌دونم، اما فکر کنم هم مادر و ‫هم
.مادربزرگ مرحومم اینطوری آروم می‌گیرن

252
00:15:42,710 --> 00:15:46,170
‫ولی من... نمی‌دونم چطوری بچه می‌سازن.

253
00:15:46,170 --> 00:15:49,360
‫مادرم گفت فقط باید با هم بخوابیم.

254
00:15:49,360 --> 00:15:50,730
‫همین؟

255
00:15:50,730 --> 00:15:54,430
‫من با خیلی‌ها خوابیدم، ولی هیچ‌وقت
‫به‌خاطرش بچه‌دار نشدیم.

256
00:15:54,430 --> 00:15:58,340
‫بهم گفتن باید به یه سنی برسم تا
‫بتونم باردار بشم.

257
00:15:58,340 --> 00:16:01,020
‫و تو هم باید اینو بخوای.

258
00:16:01,370 --> 00:16:02,610
‫اشکالی نداره، نه؟

259
00:16:02,610 --> 00:16:08,230
‫مامانم گفت برای من خیلی زوده،
‫ولی همه‌ی تلاشمو می‌کنم تا بچه‌دار بشم.

260
00:16:08,980 --> 00:16:12,700
‫اگه اینطوری بی‌خیالم می‌شی...

261
00:16:15,620 --> 00:16:17,610
‫ممنونم.

262
00:16:17,610 --> 00:16:20,120
‫حالا می‌تونم با افتخار برگردم خونه.

263
00:16:20,120 --> 00:16:22,770
‫به اون چیزه توی بازوت بگو...

264
00:16:22,770 --> 00:16:25,380
‫هروقت حرف زدن یادگرفت، بیاد سراغم.

265
00:16:25,380 --> 00:16:27,850
‫مطمئنم گوش می‌ده.

266
00:16:27,850 --> 00:16:31,630
.خب... دیگه زود باش بخواب، فوشی

267
00:16:35,790 --> 00:16:40,720
‫اونم... به‌نظرم به کسی احتیاج داره تا
‫درکش کنه و بهش کمک کنه.

268
00:16:52,210 --> 00:16:53,990
‫هیسامه-ساما!

269
00:16:53,990 --> 00:16:56,740
‫کجایین، هیسامه-ساما؟

270
00:17:01,250 --> 00:17:02,960
‫توی جاده از هوش رفته بود.

271
00:17:02,960 --> 00:17:05,040
‫زنده‌ست، اما بازوش داره می‌پوسه.

272
00:17:05,040 --> 00:17:07,850
.هرچه سریعتر ببرینش و نجاتش بدین

273
00:17:06,740 --> 00:17:07,850
‫هیسامه-ساما!

274
00:17:09,200 --> 00:17:11,260
‫بی‌هوشه، زودباش!

275
00:17:10,170 --> 00:17:11,260
‫هوی... گوش می‌دین اصلاً؟

276
00:17:11,260 --> 00:17:12,730
‫نباید بذاریم همینطوری بمیره.

277
00:17:11,920 --> 00:17:13,590
‫اون چیز توی بازوش رو درمان کنید!

278
00:17:13,590 --> 00:17:18,340
‫و به پدر و مادرش هم بگید،
‫با دخترشون بهتر رفتار کنن!

279
00:17:19,680 --> 00:17:20,380
‫صبر کن.

280
00:17:21,010 --> 00:17:24,020
.اون بچه رو... می‌تونستم هروقت که بخوام بکشم

281
00:17:24,760 --> 00:17:25,820
‫بریم!

282
00:17:28,020 --> 00:17:31,160
‫شاید کسی که دفعه‌ی بعدی
‫میاد بچه‌ی خودت با هیسامه باشه.

283
00:17:31,160 --> 00:17:32,980
‫نیست. باهاش نخوابیدم.

284
00:17:33,560 --> 00:17:35,920
‫اندام‌های تناسلی‌ت کار می‌کنن.

285
00:17:35,920 --> 00:17:38,240
‫اگه خیلی علاقه‌ داری بهتره به شهر بری.

286
00:17:38,860 --> 00:17:40,200
‫چی داری می‌گی؟

287
00:17:40,730 --> 00:17:43,220
‫شرمنده، متوجه نمی‌شی.

288
00:17:43,220 --> 00:17:46,830
‫فقط داشتم پیشنهاد می‌دادم به یه شهر بری.

289
00:17:47,420 --> 00:17:49,210
‫آره...

290
00:17:49,210 --> 00:17:51,840
‫اگه نوکرها در هر صورت میان،

291
00:17:51,840 --> 00:17:54,520
‫منم بهتره برم و دنبال کسی بگردم که درکم می‌کنه.

292
00:17:55,140 --> 00:17:56,340
‫بریم.

293
00:17:56,340 --> 00:17:57,390
‫به شهر!

294
00:18:00,030 --> 00:18:01,070
‫بیا مسابقه بدیم!

295
00:18:00,290 --> 00:18:01,550
‫وایسا منم بیام!

296
00:18:06,930 --> 00:18:08,730
‫این مال یه کشور دیگه‌ست.

297
00:18:08,730 --> 00:18:11,060
‫فایده نداره، اینجا جواب نمی‌ده.

298
00:18:11,340 --> 00:18:13,170
‫پس اینو ازم بخرین.

299
00:18:13,170 --> 00:18:15,590
‫اونو به ازای یه سکه‌ی نقره برمی‌دارم.

300
00:18:15,590 --> 00:18:16,970
‫خوبه.

301
00:18:16,970 --> 00:18:18,130
‫خب، حالا می‌تونم اونو بگیرم؟

302
00:18:18,130 --> 00:18:19,390
‫اونا سه سکه‌ی نقره‌ن.

303
00:18:19,390 --> 00:18:21,570
‫باید دوتا شمشیر دیگه هم داشته باشی.

304
00:18:21,570 --> 00:18:22,410
‫بفرمایید.

305
00:18:23,450 --> 00:18:25,440
‫غذای جدید.

306
00:18:25,440 --> 00:18:26,410
‫خوبه!

307
00:18:27,860 --> 00:18:29,770
‫وای تشک پر، خیلی وقته!

308
00:18:29,770 --> 00:18:30,750
‫خوبه!

309
00:18:31,120 --> 00:18:32,830
‫شهر خوبه!

310
00:18:33,210 --> 00:18:34,790
!خوبه

311
00:18:34,790 --> 00:18:37,310
‫تصمیم گرفتم دنبال دوست بگردم.

312
00:18:37,310 --> 00:18:42,620
‫ولی این به این معنا نبود که دیگه
‫نگران به‌خطر انداختن مردم نباشم.

313
00:18:46,020 --> 00:18:48,430
‫سروکله زدن با شهر، یه کلکی نیاز داره.

314
00:18:48,950 --> 00:18:50,680
‫طبق تجربیاتی که تا الان به دست آوردم،

315
00:18:50,680 --> 00:18:55,780
‫اگه بیشتر از هفت روز توی یه
‫شهر می‌موندم، سروکله‌ی نوکرها پیدا می‌شد.

316
00:18:55,780 --> 00:18:58,520
‫روز اول و دوم امنه.

317
00:18:58,520 --> 00:19:00,330
‫از روز سوم به بعد خطرناکه.

318
00:19:00,330 --> 00:19:05,610
‫حتی اگه نبینمشون هم بذرهاشون رو
‫توی سنگ‌ها و گیاه‌ها می‌کارن.

319
00:19:06,750 --> 00:19:11,390
‫برای همینه که قبل از شروع
‫روز سوم شهر رو ترک می‌کنم.

320
00:19:11,390 --> 00:19:13,810
‫تا روز چهارم به جای دیگه‌ا‌ی می‌رم.

321
00:19:13,810 --> 00:19:15,210
‫زیاد نمی‌مونم.

322
00:19:15,790 --> 00:19:20,590
‫فقط هر نصف سال یا همچین ‌چیزی بود
‫که با نوکرها برخورد داشتم.

323
00:19:20,590 --> 00:19:21,510
‫اما...

324
00:19:21,510 --> 00:19:23,720
‫نه قربانی دیگه.

325
00:19:23,720 --> 00:19:26,690
‫به هرجایی که دسترسی نداشتم آسیب می‌رسوندن.

326
00:19:27,160 --> 00:19:29,480
‫این تنها حسرت من بود.

327
00:19:29,820 --> 00:19:33,440
‫اگه می‌تونستم با کسی هماهنگ بشم،
‫ می‌تونستم به آدم‌های بیشتری کمک کنم.

328
00:19:33,760 --> 00:19:36,150
‫باید هرچه زودتر دوست پیدا کنم.

329
00:19:37,430 --> 00:19:39,820
‫شهر به شهر سفر کردم،

330
00:19:40,330 --> 00:19:44,810
‫همه نوع غذا، کتاب و ابزاری به دست آوردم.

331
00:19:45,610 --> 00:19:47,790
‫همچنین حیوانات و حشرات.

332
00:19:47,790 --> 00:19:50,590
‫نیاز داشتم به یاد بیارمشون،
‫تا بتونم در آینده بسازمشون.

333
00:19:51,400 --> 00:19:55,460
‫چهار ماه از سفرهام گذشته بود،
‫که فهمیدم لیگارد مرده.

334
00:19:58,530 --> 00:20:01,720
‫یعنی الان با توناری‌ـه؟

335
00:20:02,250 --> 00:20:05,370
‫به لیگارد حسادت می‌کردم که
‫می‌تونست برگرده پیش خویشاوندانش.

336
00:20:07,370 --> 00:20:09,650
‫توی پیدا کردن دوست پیشرفت چندانی نکردم.

337
00:20:10,100 --> 00:20:13,060
‫حتی وقتی کسایی رو پیدا
‫می‌کردم که ممکن بود درکم کنن،

338
00:20:13,060 --> 00:20:17,320
‫وقتی به این فکر می‌کردم که باید شاهد
‫ مرگشون باشم، نمی‌تونستم ادامه بدم.

339
00:20:17,850 --> 00:20:22,530
‫چیزی که بعد از مرگشون باقی می‌مونه،
‫چیزی هست که دوست من می‌شه.

340
00:20:23,150 --> 00:20:25,030
‫ما نمی‌تونیم همدیگه رو درک کنیم،

341
00:20:25,030 --> 00:20:26,930
‫و حتی اگه بتونم توی ذهنم باهاشون حرف بزنم،

342
00:20:26,930 --> 00:20:29,850
‫اونا صرفاً بهم جوابی رو می‌دن،
‫که از قبل می‌دونم.

343
00:20:29,850 --> 00:20:32,770
‫این‌ها تنها دوستانی بودن که داشتم.

344
00:20:32,770 --> 00:20:34,140
‫سلام فوشی.

345
00:20:34,140 --> 00:20:36,000
‫من نائب رئیس «نگهبانان» هستم.

346
00:20:37,440 --> 00:20:39,700
هنوزم هستن... نگهبانان؟

347
00:20:39,700 --> 00:20:40,670
‫بله.

348
00:20:40,670 --> 00:20:44,430
‫در حال حاضر دنبال افرادی بیشتری هستیم تا
‫از سرتاسر قاره‌ی هِنا بهمون بپیوندن.

349
00:20:44,880 --> 00:20:49,890
‫هر شهری که بهمون بپیونده تحت حمایت
‫ما قرار می‌گیره، و اون برچم رو برافراشته می‌کنه.

350
00:20:50,260 --> 00:20:53,920
‫این نشون می‌ده که اون‌ها آماده‌ی
‫نبرد در مقابل حمله‌ی نوکرها هستن.

351
00:20:53,920 --> 00:20:58,230
‫اگه نوکرها بیان، شهروندان این‌جا
‫درکنارت باهاشون مبارزه می‌کنن.

352
00:20:58,540 --> 00:21:01,820
‫اینطوری، به اون چیزه ‫توی بازوت خیانت نمی‌کنی؟

353
00:21:01,820 --> 00:21:03,370
‫مقاومتی نمی‌کنه؟

354
00:21:03,370 --> 00:21:04,720
.گهگداری

355
00:21:04,720 --> 00:21:09,380
‫به‌نظر متناقض میاد، اما این
‫با بقیه‌ی نوکرها فرق داره.

356
00:21:09,380 --> 00:21:11,160
‫خیلی همکاری می‌کنه.

357
00:21:11,160 --> 00:21:13,190
‫تو دختر هیسامه‌ای؟

358
00:21:13,190 --> 00:21:13,970
‫بله.

359
00:21:13,970 --> 00:21:15,790
‫ممنون که از مادرم مراقبت کردی.

360
00:21:16,870 --> 00:21:21,250
‫نگران نباش. من وقتی مادرم هفده‌ساله بود به دنیا اومدم.

361
00:21:21,250 --> 00:21:26,920
‫بهم گفتن تو مرد مهربونی بودی که وقتی
‫مادرم بچه بوده کنارش بودی.

362
00:21:28,570 --> 00:21:31,110
‫شش ماه پیش فوت کرد.

363
00:21:31,110 --> 00:21:36,640
‫این بچه‌ای که توی شکممه به زودی
‫خواسته‌ی هایاسه رو به ارث می‌بره.

364
00:21:36,640 --> 00:21:39,750
‫امیدوارم وقتش که برسه،
‫بهمون کمک کنی.

365
00:21:39,750 --> 00:21:41,860
‫آره... باشه.

366
00:21:42,260 --> 00:21:45,820
‫نوادگان هایاسه هرازگاهی برای دیدنم می‌اومدن.

367
00:21:46,190 --> 00:21:48,330
‫من دومین وارث، اوشیو هستم.

368
00:21:48,330 --> 00:21:49,570
‫از آشنایی‌ت خوشوقتم.

369
00:21:50,980 --> 00:21:51,990
‫بس کن!

370
00:21:51,990 --> 00:21:53,330
‫سلام.

371
00:21:53,330 --> 00:21:55,710
‫من سومین وارث، چیسویی هستم.

372
00:21:57,690 --> 00:22:02,220
‫یکی بعد از دیگری، آدم‌های عجیب
‫و کَنه‌ای بودن.

373
00:22:03,660 --> 00:22:05,610
‫اما به محض اینکه شکل توناری رو به خودم می‌گرفتم،

374
00:22:05,610 --> 00:22:08,720
‫سریع با چهره‌ای ناامید،
‫عقب می‌کشیدن.

375
00:22:08,720 --> 00:22:10,970
‫صحنه‌ی جالبی بود.

376
00:22:10,970 --> 00:22:13,720
‫کم کم منتظر اومدنشون بودم.

377
00:22:13,720 --> 00:22:17,160
‫از طرفی، یه
‫حقیقت غمناک آشکار شد.

378
00:22:17,160 --> 00:22:20,240
‫ده نوکر توی کوه‌های شمالی پیدا شدن.

379
00:22:20,240 --> 00:22:22,830
‫مثل اینکه نگهبانان به سرعت باهاشون مقابله کردن.

380
00:22:22,830 --> 00:22:23,610
...عجب

381
00:22:24,450 --> 00:22:29,440
‫نگهبانان کسایی بودن که علیه نوکرها
‫اقدامات ملموسی انجام می‌دادن.

382
00:22:38,270 --> 00:22:40,420
‫داری چی می‌خونی؟

383
00:22:42,500 --> 00:22:45,380
‫بیشتر کتاب‌های آشپزی و سوزن‌دوزی.

384
00:22:45,380 --> 00:22:50,910
‫معماری کشتی‌های بزرگ، کتاب‌ راهنمای
...ساخت و ساز، چطور آب بسازیم

385
00:22:51,260 --> 00:22:53,300
‫اون یه کتاب جادوـه.

386
00:22:53,300 --> 00:22:55,420
‫اینا رو می‌خونی چون نمی‌تونی بسازیشون؟

387
00:22:55,420 --> 00:22:56,610
‫نمی‌دونم.

388
00:22:56,610 --> 00:22:57,730
‫تو کی هستی؟

389
00:22:58,160 --> 00:23:00,560
‫ششمین وارث، کاهاکو.

390
00:23:01,690 --> 00:23:02,700
‫پسر؟

391
00:24:32,990 --> 00:24:54,510
‫پیش نمایش

392
00:24:34,810 --> 00:24:38,420
.وارث خواسته‌ی هایاسه،کاهاکو

393
00:24:38,910 --> 00:24:42,940
‫فوشی روزهایش را با او گذراند.

394
00:24:42,940 --> 00:24:46,070
‫پرستش و آزار دیگران...

395
00:24:46,070 --> 00:24:48,980
‫آسیب بی‌وقفه‌ای که نوکرها به‌وجود می‌آوردند...

396
00:24:49,340 --> 00:24:54,510
‫شاهزاده‌ای عجیب که در برابر
‫فوشیِ به دردسر افتاده، ظاهر می‌شود.

397
00:24:54,510 --> 00:24:58,010
‫مورد انتظار

398
00:24:58,034 --> 00:25:08,034
قسمت بعدی و دیگر سریال های انیمه در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

