﻿1
00:00:04,420 --> 00:00:07,910
.پیکرهای یدکی برای زمانی که تمام پیکرها از دست بروند

2
00:00:08,470 --> 00:00:13,400
.آن‌ها یاران جدیدی بودند که بون آورده بود

3
00:00:14,090 --> 00:00:17,030
خب، به چه چیزی نیاز دارید؟

4
00:00:17,030 --> 00:00:18,790
.تمام رنریل

5
00:00:20,940 --> 00:00:23,730
...این آغاز نبرد فوشی

6
00:00:23,710 --> 00:00:29,590
برای بازسازی پایتخت رنریل
.در راستای آماده‌سازی برای نوکرهاست

7
00:00:29,614 --> 00:00:37,614
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

8
00:00:37,638 --> 00:00:45,638
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال های انیمه »
.:: Saber-Fun.Com ::.

9
00:00:45,662 --> 00:00:53,662
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

10
00:02:03,010 --> 00:02:07,020
حقیقت پشت پرده

11
00:02:11,300 --> 00:02:12,160
.هی

12
00:02:13,490 --> 00:02:15,200
چرا صورتتو نشون نمی‌دی؟

13
00:02:16,700 --> 00:02:18,350
...مامانم بهم میگه که

14
00:02:18,350 --> 00:02:22,150
.اگه بخوام شاهدخت بشم، باید صورتمو با پرده بپوشونم

15
00:02:22,150 --> 00:02:26,540
من که نمی‌نفهمم، ولی فکر کنم منظورش این باشه
.که نمی‌تونم قلبمو به روی مردم باز کنم

16
00:02:26,540 --> 00:02:27,850
قراره شاهدخت بشی؟

17
00:02:27,850 --> 00:02:29,120
.فعلاً برنامه اینطوره

18
00:02:29,430 --> 00:02:32,090
.خانوادۀ من از اصل «کهتر رخمی» یا همچین چیزی پیروی می‌کنه

19
00:02:29,430 --> 00:02:32,090
{\an8}کهتر رخنی: رسیدن تاج و تخت به کوچک‌ترین فرزند

20
00:02:32,090 --> 00:02:36,300
،و هرکی که باهاش ازدواج کنم
.پادشاه این کشور می‌شه

21
00:02:36,710 --> 00:02:41,250
،تو می‌خوای باهام ازدواج کنی
واسه همین هرروز باهام بازی می‌کنی، مگه نه؟

22
00:02:41,250 --> 00:02:42,920
.همه اینو میگن

23
00:02:43,560 --> 00:02:45,370
.بدم نمیاد

24
00:02:45,370 --> 00:02:48,020
!پادشاهی سخته ها

25
00:02:48,020 --> 00:02:51,920
اگه بیش‌تر از هرکسی به مردم
.اهمیت ندی، نمی‌تونی پادشاه بشی

26
00:02:54,650 --> 00:02:55,920
.باختم

27
00:02:56,370 --> 00:02:57,870
.حالاحالاها راه داری

28
00:02:57,870 --> 00:02:58,870
.خیلی‌خب

29
00:02:58,870 --> 00:03:00,260
.بهت یه فرصت میدم

30
00:03:01,140 --> 00:03:02,410
فرصت چی؟

31
00:03:02,410 --> 00:03:05,270
.یه فرصت که چیزی که می‌خوای رو به دست بیاری

32
00:03:05,950 --> 00:03:10,470
،اگه بتونی منو توی یه بازی شکست بدی
.فقط یه بار، هرچی که بخوای رو بهت میدم

33
00:03:11,260 --> 00:03:12,780
!آلمه-ساما

34
00:03:12,780 --> 00:03:17,380
چندبار باید بهتون بگیم که نمی‌تونید
با بچۀ یه خدمتکار بازی کنید؟

35
00:03:17,380 --> 00:03:19,390
.چقدر نق می‌زنید

36
00:03:19,390 --> 00:03:21,340
.خب، بیاید اینجا

37
00:03:21,340 --> 00:03:23,490
.آلمه-ساما، لطفاً تشریف بیارید

38
00:03:23,490 --> 00:03:24,740
!آلمه-ساما

39
00:03:25,560 --> 00:03:26,960
!آلمه-ساما

40
00:03:27,330 --> 00:03:29,770
بـ-بله؟ چی شده؟

41
00:03:30,140 --> 00:03:34,910
.برای دفاع از پایتخت، می‌خوایم با این نقشه پیش بریم

42
00:03:34,910 --> 00:03:36,130
نظرتون چیه؟

43
00:03:36,130 --> 00:03:37,790
.به نظرم خوبه

44
00:03:37,790 --> 00:03:38,970
شوخیت گرفته؟

45
00:03:39,280 --> 00:03:43,050
.تیرهای آتیشی برای نوکرهای چوبی
.زنبورکی برای نوکرهای سنگی

46
00:03:43,050 --> 00:03:44,040
.خوبه

47
00:03:44,040 --> 00:03:46,510
.حتماً می‌تونید از دیوارهای قلعه بهشون شلیک کنید

48
00:03:46,510 --> 00:03:50,440
ولی اگه یهویی از زیر زمین بیان بیرون چی؟

49
00:03:50,440 --> 00:03:52,150
به درگاه خدا دعا می‌کنید؟

50
00:03:52,150 --> 00:03:54,220
!تو کی هستی؟! از کجا پیدات شد؟

51
00:03:54,220 --> 00:03:55,320
ها؟

52
00:03:55,320 --> 00:03:57,210
.مسار رابین باستار

53
00:03:58,020 --> 00:04:00,450
.دوست قدیمی منه

54
00:04:00,450 --> 00:04:01,860
.همگی عقب بکشید

55
00:04:07,340 --> 00:04:10,590
.یالا نقشۀ قلعه و زیرزمین رو بده دیگه

56
00:04:11,090 --> 00:04:14,580
.هنوز بهتون اعتماد ندارم

57
00:04:14,580 --> 00:04:16,450
.باشه، هرجور مایلی

58
00:04:16,450 --> 00:04:20,150
.یه معماری چیزی گیر میاریم و خودمون یه کاریش می‌کنیم

59
00:04:29,340 --> 00:04:30,820
.حرف نداره

60
00:04:31,680 --> 00:04:33,790
اینجا خونۀ کیه؟

61
00:04:33,790 --> 00:04:35,670
.خونۀ عمو شرابی

62
00:04:35,670 --> 00:04:37,740
.چهار سال اینجا زندگی کردم

63
00:04:38,670 --> 00:04:40,000
.با 3 تای دیگه

64
00:04:41,980 --> 00:04:46,460
...عمو شرابی، پیوران، من و

65
00:04:46,460 --> 00:04:48,980
.رین هم زیاد می‌اومد اینجا

66
00:04:50,720 --> 00:04:54,450
.اوه، اون کلکسیون ماسکیه که عمو شرابی ساخته

67
00:04:54,450 --> 00:04:55,800
حرف نداره، نه؟

68
00:04:55,800 --> 00:04:57,520
!اکو-سان، نکنید

69
00:04:57,520 --> 00:04:58,940
.بدون اجازه به چیزی دست نزنید

70
00:04:59,490 --> 00:05:01,150
!مرد خردمند

71
00:05:01,890 --> 00:05:03,610
.خیلی ممنونم

72
00:05:03,610 --> 00:05:05,830
.نگاه الان چقدر بهتر شده

73
00:05:06,140 --> 00:05:11,200
.این خونه باید قدرت چشمگیری جلوی نوکرها از خودش نشون بده

74
00:05:11,200 --> 00:05:14,790
.قدرت‌های ویژه‌ای رو توی دیوارهاش قایم کردم

75
00:05:15,120 --> 00:05:16,190
‫مرد خردمند!

76
00:05:16,190 --> 00:05:18,260
.لطفاً با خونۀ من هم همینکارو بکنید

77
00:05:18,260 --> 00:05:20,260
!خونۀ منم همینطور

78
00:05:20,260 --> 00:05:21,750
.اوه، باشه

79
00:05:22,070 --> 00:05:25,340
.ولی نمی‌تونم این تکنیک رو به کسی نشون بدم

80
00:05:25,340 --> 00:05:29,250
.باید اول خونه‌تون رو با پارچه بپوشونید

81
00:05:29,250 --> 00:05:30,840
.من به تقاضاها رسیدگی می‌کنم

82
00:05:31,970 --> 00:05:34,720
.اگر علاقه‌مندید، لطفاً اسمتون رو اینجا بنویسید

83
00:05:34,720 --> 00:05:36,710
هی، مطمئنی؟

84
00:05:36,710 --> 00:05:37,580
چی رو؟

85
00:05:38,440 --> 00:05:42,000
.تو فقط اون خونه رو قبل از اینکه بشکنه، بازسازی کردی

86
00:05:42,000 --> 00:05:43,960
کجاش جلوی نوکرها بهتره؟

87
00:05:43,960 --> 00:05:45,160
قضیه چیه؟

88
00:05:45,160 --> 00:05:47,800
کل اینو درست کردی؟

89
00:05:49,240 --> 00:05:51,000
!به به، شراب

90
00:05:51,000 --> 00:05:53,070
.واسه یه بچه بدک نیست

91
00:05:53,070 --> 00:05:54,350
.بیا بنوشیم، کای

92
00:05:54,350 --> 00:05:56,330
.وسطش می‌تونیم یه دست دیگه هم بازی کنیم

93
00:05:59,170 --> 00:06:00,250
!این دیگه چیه؟

94
00:06:08,940 --> 00:06:11,430
.که اینطور. پس قضیه اینه

95
00:06:11,430 --> 00:06:13,740
.با قلعه هم می‌خوای همینکارو کنی

96
00:06:13,740 --> 00:06:14,840
.معلومه

97
00:06:15,390 --> 00:06:19,550
.باید شاهدخت و ساکنین قلعه رو متقاعد کنیم که بهمون اجازه بدن

98
00:06:19,550 --> 00:06:21,670
.تو به این رسیدگی کن

99
00:06:21,670 --> 00:06:24,110
.من وقت ندارم که واسۀ موضع ملکه تلف کنم

100
00:06:25,200 --> 00:06:27,740
چندتا خونه توی این شهر هست؟

101
00:06:27,740 --> 00:06:31,580
‫نمی‌دونم برای وقتی که نوکرها حمله می‌کنن،
‫به موقع آماده می‌شیم یا نه؟

102
00:06:31,580 --> 00:06:36,180
درهرصورت، اگه دست‌تنها باشیم
.کار سختی میشه

103
00:06:36,180 --> 00:06:39,770
.به کمک سربازهای اینجا هم برای مبارزه نیاز داریم

104
00:06:39,770 --> 00:06:42,360
.سرباز؟ نیازی نیست

105
00:06:42,360 --> 00:06:45,530
.ترجیح میدم که توی خونه‌هاشون بشینن

106
00:06:46,290 --> 00:06:49,260
.اینجوری مجبور نیستم واسه اینکه نذارم بمیرن، هی اینور و اونور بدوم

107
00:06:49,670 --> 00:06:54,320
.ولی هایرو با سربازهای رنریل ارتباط برقرار کرده

108
00:06:54,320 --> 00:06:56,230
.پس برای همینه که گم شدن

109
00:06:56,700 --> 00:06:58,400
کجان و دارن چی‌کار می‌کنن؟

110
00:06:58,400 --> 00:06:59,200
.نمی‌دونم

111
00:06:59,620 --> 00:07:02,450
.برو پیداشون کن و ببین در چه حالن، فوشی

112
00:07:02,450 --> 00:07:04,880
.به من دستور نده. سرم شلوغه

113
00:07:04,880 --> 00:07:07,160
.فقط تو نیستی که سرت شلوغه

114
00:07:07,160 --> 00:07:10,390
.فعلاً تو برای اینکار از همۀ مناسب‌تری. برو دیگه

115
00:07:13,900 --> 00:07:15,460
کمک می‌خوای؟

116
00:07:15,730 --> 00:07:17,760
.به جای من حواست به اکو باشه

117
00:07:19,070 --> 00:07:20,080
.باشه

118
00:07:21,070 --> 00:07:22,580
!خوبه

119
00:07:34,480 --> 00:07:38,060
.این تمرین اصلاً جلوی نوکرها کمک نمی‌کنه

120
00:07:38,060 --> 00:07:39,430
!بزنش

121
00:07:39,870 --> 00:07:41,300
!ازش فرار نکن، کامو

122
00:07:53,900 --> 00:07:55,250
!بلند شو، کامو

123
00:07:55,250 --> 00:07:57,210
چی شده؟ همه‌ش همین بود؟

124
00:08:01,920 --> 00:08:02,890
خوبی؟

125
00:08:05,900 --> 00:08:07,460
.ممنون

126
00:08:07,460 --> 00:08:10,400
.من کامو ام. مسابقۀ خوبی بود

127
00:08:10,400 --> 00:08:12,480
ولی خودت خوبی؟

128
00:08:13,070 --> 00:08:13,770
!آخ

129
00:08:13,770 --> 00:08:15,180
!آخ، آخ، آخ

130
00:08:15,180 --> 00:08:16,980
.میرم به این برسم

131
00:08:41,080 --> 00:08:44,000
.اون تمرینات مسخره اصلاً کمک نمی‌کنن

132
00:08:44,780 --> 00:08:45,920
.حق با توئه

133
00:08:45,920 --> 00:08:49,550
.ولی برای به‌دست‌آوردن اعتماد سربازها نیازه

134
00:08:52,590 --> 00:08:55,050
...به نظرم کسب اعتمادشون با دروغگویی

135
00:08:55,050 --> 00:08:57,920
.توی نبرد فقط برای ما ضرر داره

136
00:08:57,920 --> 00:08:59,960
.من اینطور فکر نمی‌کنم

137
00:08:59,960 --> 00:09:03,630
پس چرا تظاهر کردی که درد داری
و خودتو ضعیف نشون دادی؟

138
00:09:04,610 --> 00:09:08,120
...فوشی نامیرا می‌تونه درد بقیه رو حس کنه

139
00:09:08,970 --> 00:09:10,810
.پس حقیقت داره

140
00:09:14,070 --> 00:09:19,680
،درسته که اگه تظاهر نکنم که صدمه دیدم
.شاید به چشمشون قابل اتکا به نظر بیام

141
00:09:19,680 --> 00:09:22,070
.ولی توی واقعیت اینطور نیست

142
00:09:22,530 --> 00:09:24,540
.من قوی نیستم

143
00:09:24,540 --> 00:09:26,420
.فقط قوی به نظر میام

144
00:09:26,420 --> 00:09:28,230
.نمی‌فهمم

145
00:09:28,230 --> 00:09:30,510
.بیش‌تر راجع به خودت بگو

146
00:09:31,670 --> 00:09:34,990
.قبلاً توی یه کلیسا زندگی می‌کردم

147
00:09:34,990 --> 00:09:36,460
...قدیمی‌ترین خاطره‌م اینه که

148
00:09:37,440 --> 00:09:39,700
درد نمی‌کنه، بچه‌جون؟

149
00:09:39,700 --> 00:09:42,440
.تمام دندونام رو کشیدن

150
00:09:42,890 --> 00:09:46,380
،هروقت که دندون‌های جدید درمی‌اومدن
.دوباره می‌کشیدنشون

151
00:09:46,920 --> 00:09:49,860
.هیچکس دلیلشو بهم نمی‌گفت

152
00:09:50,600 --> 00:09:53,920
.غذام همیشه سوپ موشی و فرنی بود

153
00:09:54,810 --> 00:09:57,920
:کل دارایی‌هام اینا بودن
...یه اتاق جمع و جور

154
00:09:58,870 --> 00:10:00,370
...یه حیاط کوچیک

155
00:10:00,370 --> 00:10:01,630
...دیوارهای بلند

156
00:10:05,950 --> 00:10:07,320
.اوه، عزیزم

157
00:10:07,320 --> 00:10:10,480
.اگه زخمی بشی، دکتر دوباره دعوات می‌کنه

158
00:10:10,480 --> 00:10:12,090
.اینکه چیز جدیدی نیست

159
00:10:12,090 --> 00:10:14,640
.همیشه با دایه‌م بودم

160
00:10:14,640 --> 00:10:18,090
،یه غذا رو می‌خوردیم، یه کتاب رو می‌خوندیم

161
00:10:18,090 --> 00:10:20,070
.و راجع به یه چیز صحبت می‌کردیم

162
00:10:20,510 --> 00:10:22,570
.اون دوست من بود

163
00:10:23,410 --> 00:10:25,900
.هفته‌ای فقط یه بار بیرون می‌رفتیم

164
00:10:25,900 --> 00:10:30,830
،برای یادگیری آموزه‌های بنت
.تا سالن 50 متر قدم می‌زدیم

165
00:10:38,860 --> 00:10:40,890
اون آقا داره چی می‌خوره؟

166
00:10:41,280 --> 00:10:43,350
همونه که توی کتاب بود؟

167
00:10:43,350 --> 00:10:45,390
.هیچی نیست. بیا بریم

168
00:10:45,860 --> 00:10:47,460
چیه؟

169
00:10:47,460 --> 00:10:49,070
!بهم بگو

170
00:10:50,010 --> 00:10:52,790
.هرروز یه طور بود

171
00:10:52,790 --> 00:10:54,580
.ولی ازش لذت می‌بردم

172
00:11:08,860 --> 00:11:11,200
داری چی‌کار می‌کنی، هایرو؟

173
00:11:11,760 --> 00:11:13,560
.اوه، هیچی

174
00:11:21,540 --> 00:11:23,730
.از امروز من یه شمشیرزنم

175
00:11:23,730 --> 00:11:24,710
شمشیرزن؟

176
00:11:24,710 --> 00:11:27,420
از کجا همچین چیزی رو دیدی؟

177
00:11:27,420 --> 00:11:28,940
.توی یه کتاب خوندم

178
00:11:28,940 --> 00:11:30,400
.خب، بیا بجنگیم

179
00:11:30,400 --> 00:11:31,290
!شمشیرتو بگیر

180
00:11:38,560 --> 00:11:40,840
.خیلی ضعیفی، تاسِت

181
00:11:42,940 --> 00:11:45,440
به نظرت من می‌تونم شمشیرزن بشم؟

182
00:11:45,440 --> 00:11:47,760
.بله، البته که می‌تونی

183
00:11:48,960 --> 00:11:49,950
.بله

184
00:11:52,340 --> 00:11:53,720
این دیگه چیه؟

185
00:11:53,720 --> 00:11:54,840
.دندونای مصنوعی

186
00:11:54,840 --> 00:11:56,730
.هدیۀ تولدت

187
00:11:58,340 --> 00:12:00,270
.حالا بخور

188
00:12:00,270 --> 00:12:03,620
.دنیام از صفر، به یک رفت

189
00:12:03,620 --> 00:12:08,060
.دهنم رو با لذتی که تاحالا نچشیده بودم پر می‌کردم

190
00:12:08,060 --> 00:12:09,310
.محکم گاز می‌زدم

191
00:12:10,200 --> 00:12:11,800
.هایرو ریچ

192
00:12:11,800 --> 00:12:14,540
.از امروز به بعد، من دایه‌ات هستم

193
00:12:15,510 --> 00:12:16,880
تاست چی؟

194
00:12:17,190 --> 00:12:19,990
دیروز تولدت بود، نه؟

195
00:12:19,990 --> 00:12:21,830
.بهت یه کادو میدم

196
00:12:21,830 --> 00:12:23,790
هی، تاست کجاست؟

197
00:12:23,790 --> 00:12:25,150
‫سوالمو جواب بده!

198
00:12:25,150 --> 00:12:28,650
‫اون مرتکب یه گناه شد، برای همین مجازاتش کردن.

199
00:12:28,650 --> 00:12:30,700
‫زن خیلی قوی‌ای بود.

200
00:12:30,700 --> 00:12:33,050
‫حتی یه بار هم گریه نکرد.

201
00:12:34,120 --> 00:12:38,010
‫فهمیدم با بقیه فرق دارم.

202
00:12:38,750 --> 00:12:43,320
‫گویا، آورده بودنم به اون‌ مکان
‫چون توسط یه شیطان تسخیر شده بودم.

203
00:12:44,260 --> 00:12:49,490
‫سال‌ها گذشت، و به دستور پیشوای اعظم
‫یه سرباز ارشد شدم.

204
00:12:49,490 --> 00:12:51,620
‫یه جاه طلبی داشتم.

205
00:12:51,620 --> 00:12:56,930
‫اگه موقعیتش پیش بیاد، از اون‌جا فرار کنم
‫و هرکاری دلم می‌خواد انجام بدم.

206
00:12:59,610 --> 00:13:02,090
‫قدرتت رو می‌خوام.

207
00:13:02,870 --> 00:13:06,880
‫فکر می‌کنم به‌خاطر اینکه سربازها بدون ترس از درد
‫مبارزه می‌کنن و به‌خاطر اینکه به درد غلبه می‌کنن...

208
00:13:06,880 --> 00:13:09,730
‫تحسین می‌شن و قابل اعتمادن.

209
00:13:10,180 --> 00:13:11,600
‫من همچین چیزی رو ندارم.

210
00:13:12,100 --> 00:13:15,470
‫بهترین چیزی که ازم برمیاد
‫اینه که وانمود کنم قدرتمندم.

211
00:13:16,090 --> 00:13:19,120
‫من نه مقاومم و نه قوی.

212
00:13:19,120 --> 00:13:23,530
‫اگه با درد آشنا می‌بودی، احتمالاً می‌تونستی
‫دایه‌ی اولت رو نجات بدی.

213
00:13:24,110 --> 00:13:25,470
‫از کی تا حالا اینجایی؟

214
00:13:25,470 --> 00:13:26,500
‫از اولش؟

215
00:13:26,500 --> 00:13:28,510
‫وای، آروم باش!

216
00:13:28,510 --> 00:13:29,660
‫منو نکش!

217
00:13:29,660 --> 00:13:31,610
‫چیزایی که شنیدم رو به کسی نمی‌گم!

218
00:13:31,610 --> 00:13:32,360
‫قول می‌دم!

219
00:13:32,860 --> 00:13:36,570
‫من فقط نگران هایرو بودم.

220
00:13:37,130 --> 00:13:40,820
‫تا وقتی درد رو نشناسی، نمی‌تونی از کسایی
‫که برات عزیزن محافظت کنی.

221
00:13:41,820 --> 00:13:45,000
‫اصلاً به آدمی مثل من احتیاجی پیدا می‌کنن؟

222
00:13:45,000 --> 00:13:47,640
‫هایرو، من از تو محافظت می‌کنم

223
00:13:47,640 --> 00:13:49,380
‫از تو هم، سرباز رنریل.

224
00:13:49,380 --> 00:13:51,510
‫وایسا، وایسا پسر.

225
00:13:51,510 --> 00:13:55,450
‫همه‌ی این مدت یه‌طوری حرف می‌زنی
‫انگار مامان مایی.

226
00:13:55,450 --> 00:13:57,600
‫چیه، می‌خوای همه‌ی ماها بریم
‫خونه‌هامون و با هم کشتی بگیریم؟

227
00:13:57,600 --> 00:13:58,700
‫مسخره‌ست.

228
00:13:59,230 --> 00:14:03,040
‫بذار ما کسایی باشیم که از اونایی که
‫می‌خوایم، محافظت کنیم.

229
00:14:08,130 --> 00:14:11,210
‫من اصلاً نمی‌دونم ما به تو احتیاجی داریم، یا نه.

230
00:14:11,210 --> 00:14:14,870
‫اما ممکنه تو به ماها احتیاج داشته باشی.

231
00:14:15,730 --> 00:14:17,330
‫یالا، هایرو.

232
00:14:17,330 --> 00:14:19,250
‫بیا تمرین کنیم.

233
00:14:19,250 --> 00:14:22,160
‫به‌نظر باید اعتمادشون رو به دست بیاریم.

234
00:14:22,930 --> 00:14:25,370
‫هایرو، می‌سپرمش به تو.

235
00:14:25,370 --> 00:14:26,510
‫باشه.

236
00:14:26,870 --> 00:14:28,090
‫از این طرف.

237
00:14:43,640 --> 00:14:46,320
‫شماها هر روز چندین خونه می‌سازین.

238
00:14:48,350 --> 00:14:52,400
‫مردم قلعه، اسمتون رو گذاشتن جادوگر.

239
00:14:52,400 --> 00:14:54,330
دقیقاً چطور این کار رو می‌کنین؟

240
00:14:54,330 --> 00:14:55,930
‫نمی‌تونیم بهت بگیم.

241
00:14:55,930 --> 00:14:58,540
‫آخه بهت اعتماد ندارم.

242
00:14:58,540 --> 00:15:02,290
‫این مرد خردمند... آخرش این قلعه و آبراه‌هاش رو هم...

243
00:15:02,290 --> 00:15:04,260
‫... خراب می‌کنه.

244
00:15:04,260 --> 00:15:07,750
‫بهت اجازه نمی‌دم بهم بگی یادت
‫رفته که با هم صمیمی بودیم.

245
00:15:08,120 --> 00:15:09,860
‫صمیمی بودیم؟

246
00:15:09,860 --> 00:15:12,070
‫با تو؟ اونم وقتی همه‌ش صورتت رو پوشوندی؟

247
00:15:18,490 --> 00:15:19,730
‫ساکت!

248
00:15:19,730 --> 00:15:21,610
‫فکر کردین ساعت چنده؟

249
00:15:24,360 --> 00:15:27,050
‫لطفاً! بچه‌م خوابه.

250
00:15:27,050 --> 00:15:28,070
‫متأسفم.

251
00:15:28,070 --> 00:15:29,730
‫یه‌ مدت مزاحمتون می‌شیم.

252
00:15:29,730 --> 00:15:31,350
‫دارین چیکار می‌کنین؟

253
00:15:31,350 --> 00:15:34,410
‫داریم خونه‌ها رو بازسازی می‌کنیم.

254
00:15:34,410 --> 00:15:36,510
‫تا در مقابل نوکرها مبارزه کنیم.

255
00:15:37,540 --> 00:15:40,390
‫اصلاً برای چی باید خونه‌ها رو بازسازی کنن؟

256
00:15:40,390 --> 00:15:43,890
‫ولی من شنیدم خونه‌ی آسیاب آب رو توی
‫یه روز بازسازی کردن.

257
00:15:43,890 --> 00:15:44,950
‫عمراً.

258
00:15:44,950 --> 00:15:47,230
‫با این سرعت به موقع آماده نمی‌شیم.

259
00:15:47,230 --> 00:15:49,050
‫اگه می‌خوایم تک تک خونه‌ها رو...

260
00:15:49,050 --> 00:15:51,590
‫تا قبل از حمله‌ی قریب‌الوقوع سه ماهِ دیگه‌ی
‫نوکرها بسازیم...

261
00:15:51,590 --> 00:15:54,650
‫باید نه تنها در طی شب، بلکه روز هم کار کنیم.

262
00:15:54,650 --> 00:15:58,180
‫ولی این باعث جلب توجه بیشتر می‌شه.

263
00:15:58,560 --> 00:16:00,440
‫بیا سرشون رو گرم کنیم.

264
00:16:00,440 --> 00:16:05,640
‫شهروندها رو مجبور کنین خونه‌های خودشون رو خراب
‫کنن، تا فوشی بتونه روی بازسازی‌شون تمرکز کنه.

265
00:16:05,640 --> 00:16:08,750
‫همه‌ی مردم شهر همکاری نمی‌کنن.

266
00:16:08,750 --> 00:16:11,730
‫ایده‌آلش اینه که سربازها
‫کار رو به عهده بگیرن.

267
00:16:11,730 --> 00:16:15,110
‫ولی به‌نظرم جلب اعتمادشون بیشتر
‫از این‌ها طول بکشه.

268
00:16:15,110 --> 00:16:17,970
‫شرمنده، گاهی لج‌بازن دیگه.

269
00:16:17,970 --> 00:16:18,740
‫این کیه؟

270
00:16:18,740 --> 00:16:20,530
‫کامو از سربازای رنریل.

271
00:16:20,920 --> 00:16:24,290
‫به‌خاطر من از همه‌چیز خبردار شد.

272
00:16:24,290 --> 00:16:26,510
‫مجبورش کردم همراهیم کنه
‫تا ساکت نگهش دارم.

273
00:16:26,510 --> 00:16:29,320
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

274
00:16:29,320 --> 00:16:32,470
‫من هنوز فکر می‌کنم به همکاری شاهدخت نیاز داریم.

275
00:16:34,150 --> 00:16:36,530
‫مسار، سمت تو چطوره؟

276
00:16:36,530 --> 00:16:37,930
‫ها؟ نمی‌دونم.

277
00:16:37,930 --> 00:16:39,820
‫یه جواب درست بهم بده.

278
00:16:40,300 --> 00:16:41,390
‫تموم شد.

279
00:16:41,740 --> 00:16:44,400
‫دوازده دقیقه طول کشید تا بازسازیش کنی.

280
00:16:44,400 --> 00:16:46,620
‫لطفاً به نصف این زمان برسونش.

281
00:16:46,620 --> 00:16:48,390
‫اونو بی‌خیال کای.

282
00:16:48,390 --> 00:16:50,820
‫بهم یاد بده چطوری بازی رو ببرم.

283
00:16:50,820 --> 00:16:51,930
‫حتماً.

284
00:16:51,930 --> 00:16:53,710
‫دوباره بازی؟!

285
00:16:53,710 --> 00:16:55,800
‫چرا یه‌بارم که شده یه‌کاری نمی‌کنی؟

286
00:16:55,800 --> 00:16:57,630
‫خفه بمیر بچه‌.

287
00:16:57,630 --> 00:16:59,820
‫تو کارای بزرگترا فضولی نکن.

288
00:17:00,110 --> 00:17:04,790
‫فوشی حداقل 233 سال بزرگتر از توـه.

289
00:17:04,790 --> 00:17:06,450
‫اونی که بچه‌ست تویی.

290
00:17:06,810 --> 00:17:08,380
‫خب که چی؟

291
00:17:08,380 --> 00:17:11,170
‫یو، یه‌روزی می‌برمت یه‌جای خوب.

292
00:17:11,170 --> 00:17:11,800
‫نظرت؟

293
00:17:12,110 --> 00:17:13,760
‫بیاید شام بخوریم.

294
00:17:13,760 --> 00:17:17,010
‫استراحت کردن هم مهمه،
‫حتی اگه شهر در خطر باشه.

295
00:17:17,950 --> 00:17:19,730
‫شرمنده فوشی.

296
00:17:20,730 --> 00:17:23,300
‫همیشه زیاد حرف می‌زنه.

297
00:17:23,300 --> 00:17:24,430
‫«همیشه»؟

298
00:17:24,430 --> 00:17:26,670
‫انقدر وقته می‌شناسیش؟

299
00:17:27,400 --> 00:17:31,500
‫توی اینطور مواقع، بهتره که یکی از
‫مهره‌هات رو بذاری کنار.

300
00:17:32,630 --> 00:17:34,640
‫چرا آوردیش؟

301
00:17:34,640 --> 00:17:37,090
‫می‌خواستم بهش چیزی بدم
‫تا براش تلاش کنه.

302
00:17:37,090 --> 00:17:38,320
‫تا شاه بشه.

303
00:17:39,120 --> 00:17:39,960
‫شاه؟

304
00:17:39,960 --> 00:17:41,530
‫عمراً. اون یه بدبخته.

305
00:17:41,530 --> 00:17:42,940
‫اینو نگو.

306
00:17:42,940 --> 00:17:47,540
‫مردم می‌گن اون یا پسر یه خدمتکاره یا یه فاحشه.

307
00:17:48,100 --> 00:17:51,000
‫اما بازم زندگی خوبی داشته.

308
00:17:51,430 --> 00:17:53,090
‫به قلعه هم رفت و آمد داره.

309
00:17:53,090 --> 00:17:55,500
‫همیشه برام سوال بود کارش چیه.

310
00:17:55,500 --> 00:17:58,790
‫برای همین همیشه گمون
‫می‌کردم از خانواده‌ی سلطنتیه.

311
00:17:58,790 --> 00:18:00,460
‫اوه، این خیلی خوشمزه‌ست.

312
00:18:00,460 --> 00:18:02,170
‫ممنونم.

313
00:18:06,460 --> 00:18:10,500
‫من نمی‌دونم حقیقت چیه، اما به این که
‫ از خانواده‌ی سلطنتی باشه، شک دارم.

314
00:18:10,500 --> 00:18:17,570
‫اولین بار توی یه مهمونی چای فوق‌العاده منحصربه‌فرد که
‫مامانم هر تابستون میزبانی می‌کنه، همدیگه رو دیدیم.

315
00:18:18,430 --> 00:18:21,020
‫حدوداً بیست سال پیش می‌شه.

316
00:18:21,500 --> 00:18:25,540
‫یه رویداد گفتمانیِ یک‌هفته‌ای بود که با
‫خانواده‌های سلطنتی کشورهای دوست برگزار شد.

317
00:18:25,540 --> 00:18:27,090
‫مسار هم بود.

318
00:18:27,090 --> 00:18:28,000
‫هی.

319
00:18:28,000 --> 00:18:29,900
‫تو قراره شاه بشی؟

320
00:18:29,900 --> 00:18:31,470
‫آره. تو چی؟

321
00:18:31,470 --> 00:18:32,780
‫نمی‌دونم.

322
00:18:32,780 --> 00:18:34,670
‫اونو بی‌خیال. بیا مبارزه کنیم.

323
00:18:34,670 --> 00:18:37,230
‫نه. اینطوری مامانم...

324
00:18:37,230 --> 00:18:39,430
‫تقریباً همسن بودیم.

325
00:18:39,430 --> 00:18:41,200
‫فوراً افتادیم به جون هم.

326
00:18:41,200 --> 00:18:42,780
‫چقدر پر انرژی.

327
00:18:42,780 --> 00:18:44,860
‫اوه خدایا! پسرا آخرش پسرن.

328
00:18:46,000 --> 00:18:51,740
‫مامانی بهم گفته توی کشور سونیا،
‫جوونترین بچه تاج رو به ارث می‌بره.

329
00:18:51,740 --> 00:18:52,840
‫گویا اینطوره.

330
00:18:52,840 --> 00:18:56,520
‫پس فکر کنم می‌شه کسی که شاهدخت
‫آلمه دوستش داره.

331
00:18:56,900 --> 00:18:59,010
‫خب؟ به‌نظرت از پسش برمیای؟

332
00:18:59,010 --> 00:19:00,420
‫تو به شاهدخت نزدیکی، نه؟

333
00:19:00,420 --> 00:19:02,820
‫اینطور نیست که نزدیک نباشیم، ولی...

334
00:19:02,820 --> 00:19:03,870
‫نمی‌دونم.

335
00:19:04,150 --> 00:19:06,030
‫تو می‌تونی مسار.

336
00:19:06,030 --> 00:19:09,360
‫بیا با همدیگه امپراتوری‌های دوست بسازیم.

337
00:19:09,650 --> 00:19:12,370
‫اون همیشه مبهم بود،

338
00:19:12,370 --> 00:19:16,170
‫اما این رو حس می‌کردم که به
‫خانواده‌ی سلطنتی علاقه داره.

339
00:19:17,750 --> 00:19:21,020
‫راستش به‌خاطر اینه که یه پیوند عمیق
‫با شاهدخت حس می‌کنه...

340
00:19:21,020 --> 00:19:23,160
‫و برای همین می‌تونه انقدر
‫بی‌تفاوت باهاش صحبت کنه.

341
00:19:26,450 --> 00:19:28,950
مثل همونیه که بهش می‌گن «توی
منطقه‌ی دوستی هم قرار گرفتن».

342
00:19:28,950 --> 00:19:30,840
‫من برمیگردم سر کار.

343
00:20:10,830 --> 00:20:12,570
‫چطوری شاهدخت؟

344
00:20:12,570 --> 00:20:14,100
‫بیا یه دست بازی بزنیم.

345
00:20:16,370 --> 00:20:18,100
‫یادته که چی گفتی؟

346
00:20:18,100 --> 00:20:21,460
‫که اگه من ببرم، هرخواسته‌ی منو برآورده می‌کنی.

347
00:20:23,790 --> 00:20:25,610
‫یادت اومد.

348
00:20:26,290 --> 00:20:27,480
‫بسیار خب.

349
00:20:30,780 --> 00:20:31,950
‫خیلی‌خب.

350
00:20:33,720 --> 00:20:36,900
‫خب، اگه ببریم چی می‌خوای؟

351
00:20:36,900 --> 00:20:38,350
‫تاج رو؟

352
00:20:38,350 --> 00:20:40,100
‫نمی‌دونم.

353
00:20:42,800 --> 00:20:45,480
‫چیزی که من می‌خوام اعتمادته.

354
00:20:45,480 --> 00:20:48,220
‫می‌دونی که چی می‌گم، نه؟ آلمه؟

355
00:20:58,850 --> 00:21:01,860
‫مرد خردمند، می‌شه ازتون بخوایم بلند شین؟

356
00:21:02,640 --> 00:21:04,110
‫با عرض معذرت.

357
00:21:04,110 --> 00:21:06,050
‫می‌خوایم آوارها رو جابه‌جا کنیم.

358
00:21:06,050 --> 00:21:08,000
‫خونه‌هامون رو خراب کردیم.

359
00:21:08,000 --> 00:21:09,840
‫لطفاً بعداً بیاین.

360
00:21:20,010 --> 00:21:22,470
‫آوار رو از دروازه‌ی غربی ببرین.

361
00:21:31,180 --> 00:21:32,010
‫بون!

362
00:21:32,750 --> 00:21:34,320
‫چه خبره؟

363
00:21:34,320 --> 00:21:36,320
‫با شاهدخت مذاکره کرد.

364
00:21:36,320 --> 00:21:37,520
‫مسار؟

365
00:21:39,110 --> 00:21:43,740
‫صرفاً چون ازم بردی اشتباه برداشت نکن.

366
00:21:44,610 --> 00:21:48,190
‫من صرفاً به یه قول بچگانه عمل کردم.

367
00:21:48,190 --> 00:21:52,420
‫اعتماد واقعی چیزیه که باید
‫در طی زمان ساخته باشه.

368
00:21:58,830 --> 00:22:00,480
‫چطور جرئت می‌کنی؟

369
00:22:02,490 --> 00:22:04,410
.پس گویا خیلی نازه

370
00:22:05,130 --> 00:22:05,980
‫بون.

371
00:22:06,670 --> 00:22:08,660
‫من می‌خوام از اون محافظت کنم.

372
00:22:09,090 --> 00:22:13,170
‫بذار رک و پوست کنده بگم، من هیچ
‫قدرتی توی قلعه ندارم.

373
00:22:13,170 --> 00:22:15,230
‫برای همینه که دارم با شماها همکاری می‌کنم.

374
00:22:15,650 --> 00:22:19,070
‫من هیچ رقمه نمی‌تونم شاه بشم.

375
00:22:19,070 --> 00:22:23,070
‫علتش هم اینه که شاه مادر اون جوجه رو انتخاب کرد.

376
00:22:23,590 --> 00:22:26,060
‫آلمه و من خواهر و برادر از دو مادر متفاوتیم.

377
00:22:26,930 --> 00:22:30,570
‫اون از این قضیه خبر نداره،
‫و منم هیچ قصد ندارم بهش بگم.

378
00:22:30,570 --> 00:22:35,570
‫اما اگه هردوی پدر و برادرمون بمیرن،
‫من تنها کسی‌ام که می‌تونه ازش محافظت کنه.

379
00:22:35,570 --> 00:22:38,480
‫برای همین می‌خوام تا می‌شه بهش نزدیک باشم.

380
00:22:41,250 --> 00:22:44,660
مسار تو شاهدخت رو دوست نداری؟

381
00:22:45,310 --> 00:22:46,830
‫سر به سرم نذار.

382
00:22:46,830 --> 00:22:48,910
‫برای همینه که با بچه جماعت نمی‌سازم.

383
00:22:50,810 --> 00:22:52,130
‫کس چه داند.

384
00:23:00,020 --> 00:24:29,990
قسمت بعدی و دیگر سریال های انیمه در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

385
00:24:32,990 --> 00:24:54,510
‫پیش نمایش

386
00:24:35,020 --> 00:24:43,200
‫مرد خردمند، آرام اما پیوسته شهر
‫رنریل را بازسازی می‌کند.

387
00:24:44,030 --> 00:24:48,210
‫اگر مردم حقیقت اینکه او فوشی،

388
00:24:48,210 --> 00:24:53,640
‫شیطانی که همگی گمان می‌بردن، اعدام شده،
‫چه می‌کنند؟

389
00:24:54,510 --> 00:24:58,010
‫هویت مرد خردمند

