﻿1
00:00:00,999 --> 00:00:09,499
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,481 --> 00:00:12,220
‫تابستون پرحادثه‌ای بود

3
00:00:19,936 --> 00:00:22,433
‫الان توی زیرزمین
‫قاتل سریالی‌ای بسته شدم که

4
00:00:22,458 --> 00:00:24,738
‫معتقده کابوس‌ها به واقعیت تبدیل نمیشن

5
00:00:25,874 --> 00:00:29,874
‫♪ Julie Andrews - My Favorite Things ♪

6
00:00:31,114 --> 00:00:33,450
‫توهم زده که من قربانی بعدیشم

7
00:00:37,203 --> 00:00:40,503
‫می‌ذارم با این توهم خوش باشه تا
‫توضیح بدم توی چه مخمصه‌ای گیر افتادم

8
00:00:44,283 --> 00:00:48,052
‫« شش هفته قبل »

9
00:00:49,883 --> 00:00:52,917
‫تعطیلاتم رو صرف مسلط شدن
‫روی توانایی ذهنیم کردم

10
00:00:53,470 --> 00:00:56,181
‫تمامی جواب‌ها توی کتاب وردهای گودی بود

11
00:00:57,640 --> 00:00:59,559
‫حالا که روی توانایی خودم مسلطم،

12
00:00:59,642 --> 00:01:03,124
‫تمرکزم رو روی وسواس قدیمی‌ای که
‫از شیش سالگی باهامـه می‌ذارم

13
00:01:03,897 --> 00:01:06,983
‫قربانی شماره‌ی ۱۱ قبل از مرگش

14
00:01:07,067 --> 00:01:08,526
‫مظنون رو توصیف کرد

15
00:01:08,610 --> 00:01:10,528
‫پوست‌کنِ کانزاس‌سیتی،

16
00:01:10,553 --> 00:01:12,881
‫گریزپاترین قاتل سریالی آمریکا

17
00:01:12,906 --> 00:01:14,532
‫همه جا رو خون گرفته بود

18
00:01:14,616 --> 00:01:16,159
‫واسه اینکه بتونم ذهنی پیداش کنم،

19
00:01:16,242 --> 00:01:18,995
‫تنها چیزی که می‌خواستم
‫یه شیء از صحنه‌های جرمش بود

20
00:01:19,020 --> 00:01:20,020
‫« جعبه‌ی مدارک »

21
00:01:30,131 --> 00:01:31,800
‫یازدهمین قربانی پوست‌کن

22
00:01:31,883 --> 00:01:34,719
‫وقتی که ربوده شد،
‫توپ بولینگ باارزشش رو انداخت

23
00:01:44,481 --> 00:01:45,377
‫« کانزاس »

24
00:01:47,816 --> 00:01:50,184
‫حالا که جای پوست‌کن رو پیدا کرده بودم،

25
00:01:51,986 --> 00:01:55,186
‫یه مانع آزاردهنده‌ی دیگه مونده بود
‫که باید ازش عبور می‌کردم

26
00:01:56,950 --> 00:01:58,993
‫به فرودگاه نیوآرک خوش آمدید

27
00:01:59,619 --> 00:02:03,540
‫بازرسی‌های تصادفی
‫در این فرودگاه الزامی است

28
00:02:05,333 --> 00:02:09,617
‫مسافران پرواز اِی‌اِی8272 خط هوایی
‫اِمریکن ایرلاینز به مقصد کانزس‌سیتی

29
00:02:09,642 --> 00:02:11,329
‫وارد گیت 43 شوند

30
00:02:17,999 --> 00:02:20,148
‫چیز دیگه‌ای همراه‌تون نیست؟

31
00:02:20,932 --> 00:02:23,125
‫ایشون رو با دستگاه فلزیاب بررسی کن

32
00:02:24,144 --> 00:02:25,145
‫دست‌ها بالا

33
00:02:46,166 --> 00:02:48,042
‫توجه تمامی مسافران...

34
00:02:52,547 --> 00:02:56,467
‫خانم جَوون، کدوم بخش از
‫«اقلام ممنوعه» رو متوجه نمیشی؟

35
00:02:56,551 --> 00:02:57,594
‫اون جاییش که فکر می‌کنید

36
00:02:57,677 --> 00:03:00,305
‫چپوندن صدها نفر توی یه
‫لوله‌ی فلزی توی آسمون

37
00:03:00,330 --> 00:03:02,988
‫آرمان‌شهری درست می‌کنه که
‫توش نیازی به هیچ سلاحی نیست

38
00:03:03,088 --> 00:03:04,790
‫میشه بیای این کیف رو بررسی کنی؟

39
00:03:05,560 --> 00:03:06,561
‫اومدم

40
00:03:15,111 --> 00:03:17,864
‫دارم میرم به کنفرانس
‫مومیایی‌کنندگان تازه‌کارِ کانزاس‌سیتی

41
00:03:17,970 --> 00:03:19,303
‫اون یه دست مصنوعیـه

42
00:03:20,408 --> 00:03:22,035
‫آره، ولی مشکل اینجا نیست

43
00:03:22,869 --> 00:03:24,466
‫این رو چی میگی؟

44
00:03:26,122 --> 00:03:27,246
‫عجیبـه

45
00:03:28,583 --> 00:03:31,002
‫روحم هم خبر نداره اون از کجا پیداش شده

46
00:03:31,085 --> 00:03:34,255
‫این عملاً صد میلی‌لیتره که
‫یعنی اجازه‌ی حملش رو نداری

47
00:03:34,280 --> 00:03:36,657
‫ممنون میشم وقت‌مون رو نگیری

48
00:03:37,926 --> 00:03:39,771
‫کرم ضد آفتاد؟ واقعاً که!

49
00:03:44,634 --> 00:03:47,368
‫« میزوری، کانزاس‌سیتی »

50
00:03:54,547 --> 00:03:57,375
‫خدمات قتل‌های سریالیت رو
‫آنلاین هم ارائه میدی؟

51
00:04:42,949 --> 00:04:44,476
‫برات یه کادو درست کردم

52
00:04:51,793 --> 00:04:54,511
‫اینجوری همه‌ی مهمون‌های ویژه‌ام رو

53
00:04:54,669 --> 00:04:56,170
‫به یاد می‌سپارم

54
00:05:04,846 --> 00:05:07,408
‫بذار من هم حاصل دست‌رنجم رو نشونت بدم

55
00:05:55,779 --> 00:05:56,863
‫چی؟

56
00:05:57,315 --> 00:05:59,609
‫چیزی نیست.
‫یه مشکل ذهنی کوچیکـه.

57
00:05:59,692 --> 00:06:02,236
‫یه کلمه از این اتفاقات رو
‫به کسی نمیگی، فهمیدی؟

58
00:06:02,320 --> 00:06:03,696
‫مخصوصاً به مامانم

59
00:06:04,489 --> 00:06:05,365
‫حالا...

60
00:06:08,659 --> 00:06:10,073
‫بیا عروسک‌بازی کنیم

61
00:06:11,590 --> 00:06:21,590
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

62
00:07:06,136 --> 00:07:10,736
‫« ونزدی »
‫« قسمت اول: روز از نو، مصیبت از نو »

63
00:07:24,406 --> 00:07:26,792
‫« پوستِ پوست‌کن غلفتی کنده شد »

64
00:07:27,528 --> 00:07:30,528
‫♪ Chavela Vargas - Un Mundo Raro ♪

65
00:07:32,118 --> 00:07:34,806
‫اینجا چیزی در مورد
‫اشک‌های سیاه ننوشته

66
00:07:35,872 --> 00:07:38,166
‫بهت که گفتم،
‫یه مشکل ذهنی ساده‌ست

67
00:07:38,191 --> 00:07:40,560
‫عزیزدلم، لرچ وسایل‌ها رو تو ماشین بار زده

68
00:07:40,585 --> 00:07:41,903
‫باید راه بیفتیم

69
00:07:41,928 --> 00:07:44,397
‫تو که نمی‌خوای روز اول مدرسه رو دیر کنی؟

70
00:07:44,422 --> 00:07:47,525
‫دوست داشتم امسال تابستون
‫وقت بیشتری باهات بگذرونم

71
00:07:48,217 --> 00:07:49,927
‫حس می‌کنم اصلاً ندیدمت

72
00:07:50,011 --> 00:07:53,097
‫نویسنده‌ها قبل از شروع دوباره،
‫باید فنجون خلاقیت‌شون رو پر کنن

73
00:07:53,181 --> 00:07:56,726
‫پس من هم خودمو غرق علایق خودم،
‫یعنی شکنجه و تحقیر کردم

74
00:07:56,809 --> 00:07:59,103
‫کِی میشه رمانت رو بخونم؟

75
00:07:59,187 --> 00:08:00,480
‫وقتی که خورشید نابود بشه و

76
00:08:00,563 --> 00:08:03,152
‫زمین توی شعله‌های آخرالزمان از بین بره

77
00:08:04,192 --> 00:08:06,110
‫زود، مادر. زود

78
00:08:06,694 --> 00:08:07,904
‫بجنب پس

79
00:08:10,865 --> 00:08:12,848
‫حواست باشه به کی وفاداری

80
00:08:22,280 --> 00:08:23,280
‫« جریچو »
‫« هشت کیلومتر »

81
00:08:25,755 --> 00:08:27,215
‫باریکلا، پسرم

82
00:08:27,298 --> 00:08:30,009
‫تو و عمو فسترِت
‫هر دو یه توانایی رو دارید

83
00:08:30,092 --> 00:08:32,990
‫الحق که فرزند خلف پدر جلادتی

84
00:08:33,015 --> 00:08:36,354
‫وقتی دستت رو تو هر پریز برقی بکنی،
‫چهارتا چیز یاد می‌گیری

85
00:08:37,225 --> 00:08:39,469
‫عجیبـه که تو هیچ قدرتی نداری، بابا

86
00:08:40,520 --> 00:08:43,272
‫طردشده بودن ربطی به توانایی‌هات نداره

87
00:08:43,356 --> 00:08:45,041
‫یه حالت ذهنیـه

88
00:08:46,334 --> 00:08:47,919
‫باید روی هدف‌گیریت کار کنی

89
00:08:47,944 --> 00:08:50,674
‫پاگزلی از اون اول هم
‫هدف‌گیریش مشکل داشت

90
00:08:51,030 --> 00:08:54,122
‫از جیش‌کردنش بگیر
‫تا اولین شلیکِ نارنجک‌اندازش

91
00:08:54,708 --> 00:08:57,497
‫لرچ می‌تونه گواهی بده.
‫مگه نه، پیرمرد؟

92
00:09:09,799 --> 00:09:12,722
‫خوشحالم می‌بینم
‫بالاخره به برادرت اهمیت میدی

93
00:09:12,747 --> 00:09:15,767
‫دارم به این فکر می‌کنم که چطور
‫می‌تونم از تواناییش به نفع خودم استفاده کنم

94
00:09:15,792 --> 00:09:17,959
‫این شد یه چیزی، فتنه کوچولوی من

95
00:09:17,984 --> 00:09:20,361
‫تو خانواده مایی وجود نداره

96
00:09:20,560 --> 00:09:21,811
‫فقط خودتی که مهمی

97
00:09:25,371 --> 00:09:27,009
‫یه تابلوی ایست اونجاست

98
00:09:27,034 --> 00:09:28,535
‫وسطش رو هدف بگیر

99
00:09:29,091 --> 00:09:30,551
‫فکر نکنم بتونم

100
00:09:30,987 --> 00:09:34,313
‫اگه نزنی، مجبور میشم
‫دکمه‌ی خروج فوری رو بزنم

101
00:09:34,338 --> 00:09:37,024
‫فقط دکمه‌ی صندلی باباست که کار می‌کنه

102
00:09:37,049 --> 00:09:39,260
‫دادم تینگ درستش کرد

103
00:10:34,604 --> 00:10:37,604
‫♪ Sixpence None the Richer - Kiss Me ♪

104
00:10:49,023 --> 00:10:50,149
‫بیا اینجا ببینم!

105
00:12:00,503 --> 00:12:01,737
‫اومدن سراغم

106
00:12:01,762 --> 00:12:04,348
‫اگه بلایی سرم اومد،
‫مدرک توی اتاق عملیات جاش امنـه

107
00:12:43,049 --> 00:12:45,278
‫« آدامز »

108
00:12:54,117 --> 00:12:55,118
‫صبر کن ببینم

109
00:12:55,232 --> 00:12:59,069
‫این اولین باریـه که
‫با پای خودت برگشتی مدرسه

110
00:12:59,779 --> 00:13:02,924
‫- چه حسی داری؟
‫- انگار برگشتم به صحنه‌ی جرم

111
00:13:03,282 --> 00:13:05,826
‫خوب می‌دونم جسدها کجا دفن شدن

112
00:13:05,910 --> 00:13:07,787
‫دیگه خبری از آشوب کنترل‌نشده نیست

113
00:13:07,812 --> 00:13:09,944
‫افسار اینجا رو به‌دست می‌گیرم

114
00:13:10,372 --> 00:13:12,166
‫مراقب باش، عزیزم

115
00:13:12,249 --> 00:13:14,909
‫داشتنِ کنترل اغلب یه توهمی بیش نیست

116
00:13:15,711 --> 00:13:19,023
‫مثل من که می‌ذارم بابات فکر کنه
‫اون حرف آخر رو توی این خانواده می‌زنه

117
00:13:19,048 --> 00:13:21,395
‫به نظرت اینجا واقعاً دوستی پیدا می‌کنم؟

118
00:13:21,420 --> 00:13:23,652
‫کلی دوست پیدا می‌کنی

119
00:13:23,677 --> 00:13:25,621
‫این جماعت از خودمون هستن

120
00:13:25,646 --> 00:13:27,106
‫پاگزلی بیچاره

121
00:13:27,131 --> 00:13:29,467
‫من و بابات میریم وسایلش رو بچینیم

122
00:13:29,492 --> 00:13:33,621
‫بهم قول بده که
‫مراقب برادرت هستی

123
00:13:33,646 --> 00:13:34,897
‫همیشه مراقبشم

124
00:13:44,536 --> 00:13:46,075
‫بذار اصول اولیه‌ی
‫اینجا رو تو گوشِت فرو کنم

125
00:13:46,100 --> 00:13:47,902
‫بی‌اجازه با کسی چشم‌تو‌چشم نمیشی

126
00:13:47,927 --> 00:13:50,805
‫درخواست‌های کمک برای قلدری
‫باید مکتوب ارائه بشه و

127
00:13:50,830 --> 00:13:52,289
‫تینگ به من گزارش میده

128
00:13:52,314 --> 00:13:53,576
‫مفهوم بود؟

129
00:13:58,177 --> 00:14:01,395
‫« به آکادمی نِوِرمور خوش آمدید »

130
00:14:03,759 --> 00:14:04,593
‫اوه!

131
00:14:04,677 --> 00:14:06,053
‫بستنی!

132
00:14:09,223 --> 00:14:10,224
‫ونزدی!

133
00:14:10,307 --> 00:14:12,184
‫- اونم اینجاست!
‫- اونجا، لباس مشکی تنشـه!

134
00:14:16,088 --> 00:14:17,722
‫میشه یه امضا بدی؟

135
00:14:18,774 --> 00:14:20,394
‫من فقط با خون امضا می‌کنم

136
00:14:20,860 --> 00:14:22,659
‫من هم جز این انتظاری نداشتم

137
00:14:22,820 --> 00:14:24,321
‫نگفتم با خونِ خودم

138
00:14:26,907 --> 00:14:29,113
‫دیگه با شما کاری نداریم

139
00:14:29,138 --> 00:14:30,264
‫هرّی

140
00:14:33,289 --> 00:14:34,582
‫آزاردهنده بود

141
00:14:35,124 --> 00:14:36,834
‫پس بهتره بهش عادت کنی

142
00:14:36,859 --> 00:14:40,646
‫بعد از این که مدرسه رو از دست اون
‫زائر اهریمنی نجات دادی واسه خودت کسی شدی

143
00:14:40,671 --> 00:14:42,298
‫چرا هنوز براشون مهمـه؟

144
00:14:43,507 --> 00:14:45,926
‫خیلی دنبال شُهرت نیستی، نه؟

145
00:14:46,010 --> 00:14:48,554
‫محبوبیت از قوانین فیزیک پیروی نمی‌کنه

146
00:14:48,637 --> 00:14:51,849
‫هر چی بیشتر اونو پس بزنی،
‫بدتر سراغت میاد

147
00:14:54,351 --> 00:14:55,853
‫ونزدی آدامز!

148
00:14:56,111 --> 00:14:58,032
‫اِی داد بی‌داد

149
00:14:58,057 --> 00:15:01,684
‫ملاقات با ناجی نورمور باعث خرسندی منـه

150
00:15:01,709 --> 00:15:03,127
‫بذار خودم رو معرفی کنم

151
00:15:03,152 --> 00:15:05,070
‫بری دورت، مدیر جدیدتون

152
00:15:05,905 --> 00:15:07,031
‫آمم...

153
00:15:07,114 --> 00:15:08,782
‫برچسب می‌خوای؟

154
00:15:09,177 --> 00:15:11,895
‫فقط اگه از اونایی باشه که
‫روش «من را احیا نکنید» زده

155
00:15:13,433 --> 00:15:15,895
‫پس این همون زبون نیشداریـه که شنیده بودم

156
00:15:16,013 --> 00:15:17,221
‫عاشقشم

157
00:15:17,750 --> 00:15:20,711
‫می‌خوام مراسم
‫«آتش‌بستان بنیان‌گذار» رو برگردونم

158
00:15:20,794 --> 00:15:22,463
‫یه آیین قدیمی از طردشدگانـه

159
00:15:22,546 --> 00:15:25,007
‫یه آتیش بزرگ به پا می‌کنیم.
‫فرداشب برگزار میشه و

160
00:15:25,090 --> 00:15:28,594
‫بهترین بخشش اینـه که
‫می‌خوام تو دانش‌آموز افتخاری ما باشی

161
00:15:28,677 --> 00:15:30,496
‫ترجیح میدم زنده‌زنده من رو بسوزونید

162
00:15:30,521 --> 00:15:34,441
‫لطفاً بهش فکر کن.
‫می‌خوام توی این تقلا متحد باشیم.

163
00:15:34,466 --> 00:15:35,619
‫کدوم تقلا؟

164
00:15:35,644 --> 00:15:37,845
‫برگردوندن نورمور به روزهای اوجش
‫(نورمور تا ابد)

165
00:15:37,870 --> 00:15:39,622
‫پشت‌سر مُرده حرف زدن شگون نداره،

166
00:15:39,647 --> 00:15:42,316
‫ولی ویمز توی این یه مورد
‫حسابی گند زد

167
00:15:42,399 --> 00:15:44,652
‫من هم می‌دونم
‫پشت‌سر مرده حرف زدن شگون نداره

168
00:15:44,735 --> 00:15:46,941
‫منفور کردن زنده‌ها برام لذت‌بخش‌تره

169
00:15:49,615 --> 00:15:50,616
‫ایول!

170
00:16:07,452 --> 00:16:08,492
‫« قهرمان ما »

171
00:16:09,468 --> 00:16:11,684
‫باید تله‌های بهتری اینجا بذاریم

172
00:16:15,434 --> 00:16:17,434
‫♪ Mamamoo - Um Oh Ah Yeh ♪

173
00:16:26,709 --> 00:16:28,680
‫- چطوری، هم‌اتاقی؟
‫- اینِد

174
00:16:30,030 --> 00:16:32,866
‫خیلی‌خب! همه برید بیرون.
‫ممنون از کمکی که کردید.

175
00:16:34,284 --> 00:16:35,995
‫- یالا
‫- بهت که گفتم!

176
00:16:37,697 --> 00:16:39,847
‫خیلی بهش فشار نیار

177
00:16:40,735 --> 00:16:42,993
‫فشار بی فشار. حلـه. گرفتم

178
00:16:43,018 --> 00:16:45,270
‫توی قفس گرگینه‌ها می‌بینمت؟

179
00:16:45,295 --> 00:16:47,464
‫- با بقیه‌ی بچه‌ها
‫- حتماً، برونو

180
00:16:48,425 --> 00:16:49,426
‫دل تو دلم نیست

181
00:16:53,804 --> 00:16:55,305
‫تعطیلاتت چطور بود؟

182
00:16:55,330 --> 00:16:57,592
‫چون من که بهترین تابستون عمرم رو داشتم و

183
00:16:57,617 --> 00:16:59,827
‫بی‌صبرانه منتظر بودم که
‫واو به واوش رو برات تعریف کنم

184
00:16:59,852 --> 00:17:02,941
‫من هم مطمئنم که بعدش
‫نمی‌خوام سر به تنت باشه، پس...

185
00:17:02,966 --> 00:17:04,284
‫جفت‌مون به خواسته‌مون می‌رسیم

186
00:17:06,191 --> 00:17:08,777
‫خب، بعداً جزئیاتش رو
‫برات تعریف می‌کنم، ولی

187
00:17:08,861 --> 00:17:12,840
‫توی لوپینپالوزایِ پارکِ گلدن گیت
‫یه کادو برات گرفتم

188
00:17:13,741 --> 00:17:15,492
‫نترس، گیسوبند نیست

189
00:17:18,190 --> 00:17:19,180
‫« جنون گرگ خلیج سان فرانسیسکو »

190
00:17:19,204 --> 00:17:21,165
‫گرفتی؟ مثل همون «حماسه‌ی بیوولف»

191
00:17:21,248 --> 00:17:23,424
‫گفتم حتماً از ارجاعات ادبی خوشت میاد

192
00:17:23,449 --> 00:17:26,800
‫هیچی مثل یه شوخی کلامی بد
‫آبروی شعر حماسی رو نمی‌بره

193
00:17:27,697 --> 00:17:30,553
‫من هم برات یه کادو گرفتم.
‫از سفرهای تابستونیم.

194
00:17:39,224 --> 00:17:40,444
‫مرسی

195
00:17:40,809 --> 00:17:44,566
‫درستـه یه‌خرده عجیبـه،
‫ولی پیچ و تاب موهاش خیلی نرمـه

196
00:17:44,591 --> 00:17:46,289
‫موهای انسان واقعیـه

197
00:17:49,026 --> 00:17:52,321
‫امسال کلی هدف دارم

198
00:17:52,404 --> 00:17:54,482
‫می‌خوام جایگاهم رو توی گله تثبیت کنم،

199
00:17:54,507 --> 00:17:57,468
‫کاپیتان گروه رقص و
‫بالاخره عضو انجمن نایت‌شیدز بشم

200
00:17:57,493 --> 00:17:58,820
‫تو چی؟

201
00:17:59,527 --> 00:18:02,617
‫هدفم اینـه از مردم دوری کنم و
‫روی رمان جدیدم، افعی مرگبار، کار کنم

202
00:18:02,873 --> 00:18:05,326
‫این خیلی تحول شخصیتی محسوب نمیشه

203
00:18:05,351 --> 00:18:07,628
‫من متحول نمیشم، پیله می‌زنم

204
00:18:08,018 --> 00:18:11,111
‫حالا که حرف از رمانت شد،
‫اون ناشره خوشش اومد؟

205
00:18:13,025 --> 00:18:15,570
‫اسمش رو «مردن زیر آوار نُت‌ها» گذاشتم

206
00:18:17,763 --> 00:18:19,900
‫اینجاش فکر کنم غلط املاییـه

207
00:18:21,225 --> 00:18:24,686
‫نه. این املای انگلیسی و
‫قدیمی «قطعه‌قطعه کردن»ـه

208
00:18:24,770 --> 00:18:26,814
‫این رمان دو سال از زندگی من بود

209
00:18:26,839 --> 00:18:30,301
‫باید اون رو از دست‌های سرد و بی‌جونم
‫دربیارن تا یه کلمه ازش رو عوض کنن

210
00:18:32,361 --> 00:18:35,266
‫بهتره اون بچه‌های لوسی که
‫امضا می‌خواستن نباشن

211
00:18:35,291 --> 00:18:38,343
‫دست رو دلم نذار! دیگه وقتشـه
‫یه سری حد و مرزها رو تعیین کنیم

212
00:18:38,368 --> 00:18:41,455
‫بیا یه ساعت‌هایی رو واسه امضا دادن
‫توی سالن دانش‌آموزها اختصاص بدیم

213
00:18:43,622 --> 00:18:45,468
‫سلام، ونزدی. تابستون چطور بود؟

214
00:18:45,493 --> 00:18:47,098
‫پوست یه قاتل سریالی رو کندم

215
00:18:47,459 --> 00:18:48,578
‫عجب

216
00:18:48,877 --> 00:18:51,213
‫بگو ببینم... ایند این‌ورها نیست؟

217
00:18:52,047 --> 00:18:53,841
‫زودتر با گله‌اش رفت

218
00:18:53,866 --> 00:18:56,410
‫تهدیدشون کردم اگه نرن عقیم‌شون می‌کنم

219
00:18:56,552 --> 00:18:58,882
‫پس میشه اینو به خودش بدی؟

220
00:19:06,270 --> 00:19:08,355
‫مرسی هوام رو داشتی

221
00:19:08,438 --> 00:19:11,775
‫می‌دونم بیشتر از رنگ‌ها،
‫از خاله‌زنک‌بازی‌های روابط بدت میاد

222
00:19:11,800 --> 00:19:15,420
‫ماکیاولی میگه دوستی یعنی
‫تماشای چکیدن آرامِ رنج‌های یک فرد و

223
00:19:15,445 --> 00:19:18,699
‫افتخار کردن به حضور در
‫ملالت‌انگیزترین لحظات زندگی وی

224
00:19:18,724 --> 00:19:19,753
‫الان منظورت اینـه که...

225
00:19:19,778 --> 00:19:22,459
‫بیشتر از 25 تا کلمه نگو. می‌شنوم

226
00:19:23,245 --> 00:19:25,581
‫دیگه مطمئن نیستم
‫چه حسی به ایجکس دارم

227
00:19:25,664 --> 00:19:27,583
‫مهربون و بامزه‌ست، ولی...

228
00:19:27,666 --> 00:19:30,752
‫هنوز عاشق منِ سابقـه و
‫اون من سابق عوض شده

229
00:19:30,777 --> 00:19:32,563
‫دیدی چی شد؟ دقیقاً 25 کلمه

230
00:19:32,588 --> 00:19:34,354
‫باهاش صحبت کن و از بلاتکلیفی درش بیار

231
00:19:34,379 --> 00:19:37,299
‫اگه آب پاکی رو رو دستش بریزم،
‫مثل تیریـه که صاف...

232
00:19:38,505 --> 00:19:39,653
‫پشمام!

233
00:19:45,601 --> 00:19:49,047
‫«خوش برگشتی، ونزدی.
‫همچنان حواسم بهت هست.»

234
00:19:49,855 --> 00:19:52,691
‫- وایسا ببینم. تو بپا داری؟
‫- حسود هرگز نیاسود

235
00:20:05,787 --> 00:20:07,789
‫بپائه رو ندیدم

236
00:20:08,624 --> 00:20:10,417
‫یه چیزی رو صورتتـه

237
00:20:11,585 --> 00:20:12,811
‫چیزی نیست

238
00:20:23,972 --> 00:20:25,766
‫کالیبان هال

239
00:20:27,059 --> 00:20:29,061
‫پاتوق سابق من

240
00:20:32,981 --> 00:20:34,521
‫سلام، پاگزلی. من...

241
00:20:34,818 --> 00:20:35,819
‫آخ!

242
00:20:36,735 --> 00:20:39,205
‫برق! خوشم اومد

243
00:20:39,446 --> 00:20:41,365
‫شما هم باید جنت باشی

244
00:20:41,949 --> 00:20:43,575
‫ونزدی خیلی ازتون تعریف کرد

245
00:20:43,659 --> 00:20:46,495
‫کالیبان. اونو خودم گذاشتم

246
00:20:46,578 --> 00:20:50,332
‫من و سو مطمئن نبودیم که
‫یوجین رو به نورمور برگردونیم

247
00:20:50,357 --> 00:20:51,600
‫ولی خودش پافشاری کرد

248
00:20:51,625 --> 00:20:53,359
‫بهرحال من هم
‫توی نجات مدرسه دستی داشتم

249
00:20:53,384 --> 00:20:55,979
‫اون روز رو یادمـه

250
00:20:56,004 --> 00:20:58,577
‫وقتی یه «هاید»
‫شکمت رو پاره کرد چه حسی داشت؟

251
00:21:00,133 --> 00:21:02,633
‫هنوز بعضی شب‌ها
‫با جیغ و داد از خواب می‌پرم

252
00:21:02,658 --> 00:21:03,682
‫واو

253
00:21:04,059 --> 00:21:05,977
‫این که معرکه‌ست!

254
00:21:06,098 --> 00:21:08,916
‫نظرت چیه یکم پسرها رو تنها بذاریم؟

255
00:21:09,538 --> 00:21:11,624
‫لرچ وسایلت رو میاره

256
00:21:12,020 --> 00:21:14,055
‫پایین می‌بینیمت

257
00:21:18,652 --> 00:21:20,320
‫پسرها، خوب یادتون باشه،

258
00:21:20,404 --> 00:21:24,504
‫دوستانی که اینجا پیدا می‌کنید
‫تا ابد حکم برادرهاتون رو دارن

259
00:21:24,529 --> 00:21:26,474
‫واسه همدیگه آدم می‌کشید و

260
00:21:26,785 --> 00:21:29,079
‫واسه همدیگه عذر موجه جور می‌کنید

261
00:21:35,736 --> 00:21:37,592
‫قضیه‌ی اون حشرات چیه؟

262
00:21:37,780 --> 00:21:39,615
‫اولش فقط می‌تونستم زنبورها رو کنترل کنم،

263
00:21:39,640 --> 00:21:42,184
‫ولی اخیراً تونستم
‫حشرات دیگه هم کنترل کنم

264
00:21:43,093 --> 00:21:44,344
‫اینجا رو

265
00:21:47,347 --> 00:21:50,236
‫چه آبدارن

266
00:21:51,150 --> 00:21:53,629
‫خوراک وعده‌های نصفه‌شبیـه

267
00:21:54,479 --> 00:21:57,204
‫اونا حیوون خونگی حساب میشن،
‫نه خوراکی

268
00:21:57,490 --> 00:21:59,923
‫« بزن به چاک »

269
00:22:01,403 --> 00:22:03,905
‫بعد از اینکه وسایل‌هامون رو چیدیم،
‫وقت بگذرونیم؟

270
00:22:03,930 --> 00:22:06,015
‫راستش، با چند نفر دیگه قرار دارم

271
00:22:06,040 --> 00:22:07,327
‫اگه خواستی، من هم هستم

272
00:22:07,993 --> 00:22:09,745
‫تازه باهاشون رفیق شدم

273
00:22:09,770 --> 00:22:12,409
‫مشکلی نیست.
‫خودم هم رفیقام جدیدن.

274
00:22:12,789 --> 00:22:15,665
‫من خیلی به خواهرت مدیونم،
‫واسه همین قبول کردم هم‌اتاقیت بشم

275
00:22:15,690 --> 00:22:18,318
‫بذار اول ببینیم این به کجا می‌کشه، خب؟

276
00:22:19,533 --> 00:22:21,585
‫آره. حتماً

277
00:22:23,341 --> 00:22:25,065
‫هی، زنبورباز

278
00:22:25,635 --> 00:22:28,780
‫- چه بزرگ شدی
‫- ایجکس. اینجا چیکار می‌کنی؟

279
00:22:29,306 --> 00:22:31,382
‫من مسئول جدید خوابگاه‌تونم

280
00:22:31,407 --> 00:22:34,578
‫- اگه سؤالی دارید...
‫- می‌تونی با مارهات خشکم کنی؟

281
00:22:34,603 --> 00:22:35,645
‫خواب دیدی خیر باشه

282
00:22:35,670 --> 00:22:39,111
‫تو و ایند هنوز باهمید؟
‫یا بالاخره سرش به سنگ خورد؟

283
00:22:39,642 --> 00:22:42,216
‫شما دوتا هیچ سؤالی
‫در مورد خوابگاه ندارید؟

284
00:22:42,951 --> 00:22:46,997
‫خیلی‌خب. پس، به کالیبان خوش اومدید.
‫سال معرکه‌ای در پیش داریم.

285
00:22:56,583 --> 00:22:57,834
‫خودشـه!

286
00:22:57,918 --> 00:23:00,045
‫- باورم نمیشه
‫- خدای من

287
00:23:00,128 --> 00:23:02,839
‫اون زمانی که ازم می‌ترسیدن و
‫متنفر بودن رو بیشتر دوست داشتم

288
00:23:06,228 --> 00:23:09,911
‫جناب دورت،
‫با فرشته‌ی مرگ کوچولومون آشنا شدید؟

289
00:23:09,936 --> 00:23:13,658
‫آره. مطمئنم که ونزدی از این که
‫امسال بیشتر کنارش باشید لذت می‌بره

290
00:23:13,683 --> 00:23:15,227
‫منظورتون چیه که بیشتر؟

291
00:23:15,252 --> 00:23:19,081
‫جناب دورت ازم خواستن که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه‌ی گالا رو به عهده بگیرم

292
00:23:19,106 --> 00:23:21,507
‫سه سال اخیر مسئولیت این کار
‫به عهده‌ی وینسنت ثروپ بود،

293
00:23:21,532 --> 00:23:24,612
‫ولی بعد از این که زیویر
‫به اشتباه متهم به قتل شد،

294
00:23:24,637 --> 00:23:27,697
‫هم پسر و هم کمک‌های مالیش رو
‫از نورمور خارج کرد

295
00:23:27,722 --> 00:23:29,466
‫زیویر امسال نمیاد؟

296
00:23:29,491 --> 00:23:31,910
‫میره به آکادمی راکنباخ توی سوئیس

297
00:23:31,993 --> 00:23:34,746
‫من یه تابستون رو اونجا
‫به عنوان دانش‌آموز مبادله‌ای گذروندم

298
00:23:34,838 --> 00:23:38,383
‫یادمـه، عزیزم.
‫طولانی‌ترین تابستون زندگیم بود.

299
00:23:41,169 --> 00:23:43,338
‫حس می‌کنم غافلگیرتون کردم

300
00:23:43,422 --> 00:23:45,590
‫نه، من عاشق یه غافلگیری خوب‌ام

301
00:23:45,666 --> 00:23:48,572
‫مخصوصاً وقتی که
‫پای خنجر وسط باشه

302
00:23:50,095 --> 00:23:52,317
‫چرا امشب رو بهش فکر نمی‌کنید؟

303
00:23:53,265 --> 00:23:56,962
‫من و تیش توی مسیر برگشت
‫راجع‌بهش اختلاط می‌کنیم

304
00:23:57,144 --> 00:24:00,702
‫راستش... امیدوار بودم که
‫همین نزدیکی‌ها بمونید

305
00:24:05,277 --> 00:24:08,738
‫فکر کردم کلبه‌ی باغبان
‫فقط واسه اساتیده

306
00:24:09,304 --> 00:24:11,686
‫سال گذشته مریلین ثورنهیل اینجا زندگی می‌کرد

307
00:24:11,711 --> 00:24:13,360
‫ولی به لطف ونزدی،

308
00:24:13,385 --> 00:24:16,157
‫اون الان داره از زندگی
‫توی یه چهاردیواری تنگ‌تری،

309
00:24:16,182 --> 00:24:17,336
‫یعنی زندان، لذت می‌بره

310
00:24:17,361 --> 00:24:19,941
‫به تنگی تابوت نمیشه،
‫ولی آرزو بر جوانان عیب نیست

311
00:24:20,417 --> 00:24:22,043
‫امشب در اختیار شماست و

312
00:24:22,068 --> 00:24:24,954
‫اگه تصمیم گرفتید که
‫هدایت کمیته‌ی خیریه رو به عهده بگیرید،

313
00:24:24,979 --> 00:24:27,536
‫اینجا رو خونه‌ی دوم خودتون بدونید

314
00:24:27,561 --> 00:24:28,812
‫من بیرون منتظر می‌مونم

315
00:24:42,439 --> 00:24:44,524
‫کی این خونه رو چیده؟

316
00:24:44,608 --> 00:24:46,485
‫یه روانی قاتل

317
00:24:46,510 --> 00:24:49,060
‫زود قضاوت نکن، عزیزم

318
00:24:49,362 --> 00:24:52,707
‫همه‌ی روانی‌های قاتل اینقدر کج‌سلیقه نیستن

319
00:24:52,732 --> 00:24:56,534
‫چیزی نیست که اون دست‌های متعفنت
‫نتونن درستش کنن، عزیزکم

320
00:24:57,245 --> 00:24:59,831
‫بابا، زیر سینک
‫چندتا تله موش قدیمی پیدا کردم

321
00:24:59,856 --> 00:25:01,813
‫- یه میان‌وعده‌مون نشه؟
‫- حتماً

322
00:25:03,837 --> 00:25:06,089
‫چرا می‌خوای مسئول مراسم خیریه بشی؟

323
00:25:07,214 --> 00:25:11,259
‫خب، انتظار نداشتم اوضاع
‫اینقدر سریع تغییر کنه

324
00:25:11,284 --> 00:25:14,470
‫پاگزلی امسال عینهو بلوط سمی رشد کرد و

325
00:25:14,554 --> 00:25:16,890
‫حالا که جفت‌تون توی نورمور هستید،

326
00:25:16,915 --> 00:25:20,668
‫داشتم به این فکر می‌کردم که
‫فصل بعدی زندگیم قراره چی باشه

327
00:25:22,103 --> 00:25:24,648
‫تصور این که تو و بابا تو خونه تنها باشید

328
00:25:24,731 --> 00:25:28,068
‫اونقدری من رو می‌ترسونه که
‫انگار عروسک‌های مسکات رو دیدم

329
00:25:28,151 --> 00:25:31,655
‫ولی اگه ناراحتت می‌کنه،
‫قبول نمی‌کنم

330
00:25:32,155 --> 00:25:33,990
‫نافم رو با ناراحتی بریدن، مادر

331
00:25:36,493 --> 00:25:39,538
‫می‌دونم از وقتی گودی نیست
‫بهت سخت گذشته و

332
00:25:39,621 --> 00:25:43,416
‫هیچکس هم از خاندان‌مون
‫نیومد که راهنمای معنوی‌ات بشه

333
00:25:44,000 --> 00:25:45,502
‫ولی اگه من پیشت بودم،

334
00:25:46,378 --> 00:25:48,255
‫می‌تونستم کمکت کنم

335
00:25:48,338 --> 00:25:50,257
‫البته موقتاً

336
00:25:50,340 --> 00:25:52,801
‫تا وقتی که یه راهنمای جدید پیدا بشه

337
00:25:53,301 --> 00:25:54,803
‫تو کبوتری، من کلاغ

338
00:25:54,886 --> 00:25:57,097
‫مسیرمون یکی نیست. خودت گفتی

339
00:25:57,180 --> 00:25:59,432
‫با کلاغ‌ها سر و کار داشتم

340
00:26:02,143 --> 00:26:03,687
‫منظورت خواهرتـه؟

341
00:26:06,273 --> 00:26:09,025
‫همیشه پیچوندی و
‫از خاله اوفیلیا چیزی نگفتی

342
00:26:16,992 --> 00:26:18,702
‫خیلی منو یاد اون می‌ندازی

343
00:26:19,995 --> 00:26:22,038
‫مخصوصاً از وقتی بزرگتر شدی

344
00:26:22,956 --> 00:26:25,000
‫لازم نیست نگران من باشی، مادر

345
00:26:25,917 --> 00:26:28,044
‫بهتره حواست به پاگزلی باشه

346
00:26:28,128 --> 00:26:30,964
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که تا ابد نمی‌تونه
‫نونِ قد بلند و جنسیتش رو بخوره

347
00:26:31,047 --> 00:26:33,258
‫تازه، مغزش در حد یه سوسک سرگین‌خواره و

348
00:26:33,341 --> 00:26:35,594
‫جاه‌طلبی‌اش هم اندازه‌ی
‫یه کارمند محافظه‌کار فرانسویـه

349
00:26:38,722 --> 00:26:40,807
‫چی شده عزیزم؟

350
00:26:42,892 --> 00:26:45,270
‫ونزدی داره یه چیزهایی رو ازم مخفی می‌کنه

351
00:26:46,855 --> 00:26:49,274
‫نمی‌ذارم تاریخ تکرار بشه

352
00:26:57,949 --> 00:26:59,349
‫من می‌تونم از پس مادرم بر بیام

353
00:27:01,244 --> 00:27:03,872
‫از کسی کمک نمی‌خوام
‫چون نیازی ندارم

354
00:27:03,955 --> 00:27:05,498
‫کمکِ تو رو هم لازم ندارم

355
00:27:06,416 --> 00:27:08,543
‫توی کار من دخالت نکن،
‫با اون انگشت‌های فضولت

356
00:27:09,000 --> 00:27:19,000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

357
00:27:20,013 --> 00:27:23,475
‫اسم مقتول کارل بردبری‌ـه،
‫کارآگاه خصوصی محلی

358
00:27:23,558 --> 00:27:24,744
‫خیلی آدم نچسبی بود

359
00:27:24,768 --> 00:27:27,687
‫شاهدها هم گرگ مالیگن و
‫دبی پرایزمن هستن

360
00:27:27,771 --> 00:27:31,524
‫گرگ مدیر فروشگاه پیگلی‌ویگلی‌ـه و
‫دبی هم یکی از صندوق‌دارهاشـه

361
00:27:31,608 --> 00:27:33,100
‫پس کارل بردبری اینجا

362
00:27:33,101 --> 00:27:36,197
‫مُچ اون دوتا عاشق‌پیشه‌ی سوپرمارکتی‌مون
‫رو موقع قرار مخفی‌شون گرفته

363
00:27:36,279 --> 00:27:39,157
‫که یهو یه دسته کلاغ انتحاری بهش حمله کردن

364
00:27:39,240 --> 00:27:41,993
‫این دیگه واقعاً بی‌سابقه‌ست،
‫حتی برای شهری مثل جریکو

365
00:27:42,077 --> 00:27:44,287
‫جسد رو برسونید سردخونه
‫قبل از اینکه بوی گندش بلند بشه

366
00:27:46,748 --> 00:27:48,792
‫ونزدی، چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

367
00:27:48,875 --> 00:27:50,418
‫فقط دارم از منظره لذت می‌برم

368
00:27:52,504 --> 00:27:53,904
‫کلانتر سانتیاگو

369
00:27:54,547 --> 00:27:56,466
‫قول میدم بهتر از کلانتر قبلی باشم

370
00:27:56,549 --> 00:27:58,134
‫سقف معیارهات تو حَلقم

371
00:28:14,442 --> 00:28:15,842
‫آخ...

372
00:28:16,486 --> 00:28:18,613
‫گالپین؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

373
00:28:18,697 --> 00:28:22,325
‫مقتول دوستم بود. کارل بردبری

374
00:28:22,409 --> 00:28:25,912
‫با هم داشتیم روی یه پرونده کار می‌کردیم و
‫همین اونو به کُشتن داد

375
00:28:25,995 --> 00:28:27,706
‫من ویولونسل می‌زنم، نه ویولن.
‫پس همدردی بی همدردی.

376
00:28:28,581 --> 00:28:31,459
‫بردبری یه چیزی کشف کرده بود.
‫می‌گفت ممکنه روی طردشدگان تأثیر بذاره.

377
00:28:31,543 --> 00:28:34,963
‫- تازه اول راه بودیم
‫- حالا دیگه طردشدگان برات مهم شدن؟

378
00:28:35,630 --> 00:28:37,024
‫پسرم از طردشدگانـه

379
00:28:37,048 --> 00:28:38,717
‫آره، می‌دونم چیکار کرده، ولی...

380
00:28:38,800 --> 00:28:41,052
‫خانم ثورنهیل ازش هیولا ساخته

381
00:28:41,136 --> 00:28:42,804
‫تایلر از اولش هم یه پا هیولا بود

382
00:28:43,430 --> 00:28:45,452
‫خانم ثورنهیل فقط این رو
‫توی وجودش بیدار شد

383
00:28:45,453 --> 00:28:47,476
‫آدما عوض نمیشن. یه نگاه به خودت بنداز

384
00:28:47,559 --> 00:28:48,959
‫تو هنوز هم همون آدم داغون و خیال‌پردازی که

385
00:28:49,018 --> 00:28:50,854
‫دیگه نمی‌تونی پشت اون
‫نشان دوزاری قایم شی

386
00:28:50,937 --> 00:28:52,605
‫نشان که هیچوقت جلوی تو رو نگرفت، گرفت؟

387
00:28:54,649 --> 00:28:57,068
‫اگه کمکم کنی می‌تونیم
‫ته و توی ماجرا رو در بیاریم

388
00:28:58,278 --> 00:29:01,740
‫همینطوری اتفاقی سر اون صحنه‌ی جرم
‫پیدات نشد، آدامز

389
00:29:01,823 --> 00:29:04,576
‫جذبش شدی، مثل پروانه‌ای که بی‌اختیار
‫به سمت شعله‌ی آتش میره

390
00:29:07,787 --> 00:29:11,040
‫حیف که بینش روان‌شناختی‌ات
‫واسه نجات پسرت کمکی بهت نکرد

391
00:29:15,920 --> 00:29:17,797
‫اگه نظرت عوض شد، بیا سراغم

392
00:29:19,758 --> 00:29:23,052
‫فقط یادت باشه...
‫پرنده‌ها همیشه چشماشون بازه

393
00:29:39,068 --> 00:29:44,240
‫امشب قراره داستان درخت جمجمه رو بشنوید

394
00:29:45,700 --> 00:29:49,245
‫رسم قدیمی کالیبان هالـه که شب اول مدرسه
‫این داستان رو تعریف می‌کنن

395
00:29:53,000 --> 00:29:54,625
‫« بیمارستان »

396
00:29:54,626 --> 00:29:58,838
‫روزی روزگاری پسری بود با قلبی بیمار

397
00:29:59,839 --> 00:30:01,549
‫تمام روزهایش را در تخت‌خواب می‌گذراند و

398
00:30:01,633 --> 00:30:04,928
‫طرح‌هایی از دستگاه‌های شگفت‌انگیزی می‌کِشید
‫که آرزو داشت روزی آن‌ها را بسازد

399
00:30:07,263 --> 00:30:09,849
‫پزشکان گفتند چند ماه بیشتر زنده نیست

400
00:30:11,100 --> 00:30:13,436
‫پس تصمیم گرفت قلبِ خودش را بسازد

401
00:30:15,730 --> 00:30:18,733
‫تا جسمش بتواند پا به پای
‫ذهن نابغه‌اش بیاید

402
00:30:29,077 --> 00:30:31,162
‫جراحی موفقیت‌آمیز بود

403
00:30:31,246 --> 00:30:33,748
‫ولی آن قلب مکانیکی
‫شخصیت پسرک را عوض کرده بود

404
00:30:35,000 --> 00:30:37,000
‫« آکادمی نورمور »

405
00:30:37,460 --> 00:30:38,860
‫سرد و بی‌احساس شد و

406
00:30:39,420 --> 00:30:41,422
‫آتش جاه‌طلبی، موتور حرکتش

407
00:30:49,973 --> 00:30:51,808
‫هنگامی که پا به نورمور گذاشت

408
00:30:51,891 --> 00:30:55,562
‫همگان او را نابغه‌ای بی‌همتا دانستند، نابغه‌ای
‫که تاریخ این مکان هرگز به خود ندیده بود

409
00:30:57,605 --> 00:31:00,066
‫اما اختراعاتش رفته‌رفته خطرناک شدند

410
00:31:01,943 --> 00:31:03,403
‫تا اینکه یک شب...

411
00:31:04,571 --> 00:31:08,116
‫نبوغش به قیمت جانش تمام شد

412
00:31:12,412 --> 00:31:14,038
‫طبق افسانه‌ها

413
00:31:14,914 --> 00:31:17,750
‫جسد او در پای درخت جمجمه

414
00:31:17,834 --> 00:31:19,586
‫در قبری بی‌نشان دفن شده

415
00:31:21,462 --> 00:31:24,257
‫ولی اگر گوش‌ات را بر چشم چپِ
‫توخالیِ جمجمه بگذاری،

416
00:31:26,175 --> 00:31:28,553
‫هنوز هم می‌توانی صدای
‫قلب چرخ‌دنده‌ای‌اش را بشنوی

417
00:31:29,971 --> 00:31:31,371
‫تیک

418
00:31:31,598 --> 00:31:32,998
‫تیک

419
00:31:33,266 --> 00:31:34,666
‫تیک

420
00:31:35,602 --> 00:31:38,771
‫تنها شجاع‌ترین‌های کالیبان هال،
‫جرئت کرده‌اند شبانه بیرون بروند

421
00:31:38,855 --> 00:31:42,859
‫تا صدای تیک‌تاک قلب مکانیکی را بشنوند

422
00:31:45,194 --> 00:31:46,594
‫شما چی؟ جرئتش رو دارید؟

423
00:32:01,127 --> 00:32:03,671
‫خانم بارکلی، ممنون که وقت گذاشتید

424
00:32:03,755 --> 00:32:06,257
‫چه روز اولِ فوق‌العاده‌ای

425
00:32:06,341 --> 00:32:09,844
‫چه دلچسبـه که انرژی طردشدگان
‫اینجا رو پر کرده

426
00:32:11,554 --> 00:32:14,015
‫مایه‎ی مباهاتِ مشهورترین
‫فارغ‌التحصیلان‌مونـه

427
00:32:18,269 --> 00:32:19,669
‫این مدت شما رو زیر نظر داشتم

428
00:32:20,480 --> 00:32:22,690
‫رفتارت با اطرافیان‌تون رو دیدم

429
00:32:22,774 --> 00:32:24,734
‫کاریزما چیزی نیست که بشه...

430
00:32:24,817 --> 00:32:27,195
‫یاد گرفت. موهبت ذاتیـه

431
00:32:27,278 --> 00:32:29,739
‫و شما لبریز از کاریزما هستید

432
00:32:30,490 --> 00:32:33,785
‫غلط نکنم، یه روز وارد
‫عرصه‌ی سیاست میشی، نه؟

433
00:32:34,369 --> 00:32:37,121
‫ایده‌ی ایجاد تحول واقعی
‫برای طردشدگان برام جذابـه

434
00:32:37,622 --> 00:32:39,415
‫خب، اگه بهت بگم که

435
00:32:39,499 --> 00:32:42,710
‫از همین امروز می‌تونی جرقه‌ی
‫اون تحول رو بزنی، چی میگی؟

436
00:32:42,794 --> 00:32:45,838
‫در جایگاه رابط دانش‌آموزی
‫مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی

437
00:32:46,798 --> 00:32:49,884
‫اگه بخوایم به هدف‌مون برسیم،
‫باید حسابی فضا رو داغش کنیم

438
00:32:49,968 --> 00:32:54,222
‫تو هم اون شور و عامل جذابیتی که
‫دنبالش بودم رو داری

439
00:32:54,305 --> 00:32:55,282
‫آ...

440
00:32:55,306 --> 00:32:57,725
‫عجب. باعث افتخارمـه

441
00:32:58,309 --> 00:33:00,687
‫ولی مطمئن نیستم وقتش رو داشته باشم که
‫همچین مسئولیتی رو به عهده بگیرم

442
00:33:01,521 --> 00:33:02,921
‫خیلی متأسفم

443
00:33:05,525 --> 00:33:06,925
‫من هم همینطور

444
00:33:07,652 --> 00:33:10,279
‫یعنی، تو یه دانش‌آموز بورسیه‌ای هستی دیگه؟

445
00:33:10,363 --> 00:33:12,073
‫اوضاع مالی مدرسه خیلی خرابـه

446
00:33:12,156 --> 00:33:14,826
‫اگه هم نتونیم پول لازم رو جمع کنیم

447
00:33:14,909 --> 00:33:19,205
‫شاید مجبور بشم یه سری از
‫دانش‌آموزان بورسیه‌ای رو مرخص کنم

448
00:33:26,254 --> 00:33:28,840
‫می‌دونم مردم چه حسی
‫نسبت به سیرن‌ها دارن

449
00:33:29,590 --> 00:33:31,467
‫ولی من همچین نظری ندارم

450
00:33:32,218 --> 00:33:35,888
‫هیچ طردشده‌ای نباید تحقیر یا محدود بشه

451
00:33:35,972 --> 00:33:37,682
‫واسه همین گزینه‌تون من بودم؟

452
00:33:38,266 --> 00:33:39,493
‫چون سیرن هستم؟

453
00:33:39,517 --> 00:33:43,604
‫بهره‌بردن از مهارت‌های قانع‌کردنت
‫برای اهداف خیر، شایسته‌ی تشویقـه

454
00:33:44,647 --> 00:33:46,065
‫مطمئنم که باهام هم‌نظری

455
00:33:47,191 --> 00:33:49,485
‫همه‌مون خیر و صلاح نورمور رو می‌خوایم

456
00:33:49,569 --> 00:33:52,155
‫پس چطوره یه نگاهی به برنامه‌هات بندازی و

457
00:33:52,238 --> 00:33:53,990
‫ببینی میشه اینو هم توش جا داد یا نه

458
00:33:56,117 --> 00:33:58,453
‫فردا نتیجه‌ی تصمیمت رو بهم بگو

459
00:34:12,008 --> 00:34:13,402
‫تینگ!

460
00:34:13,426 --> 00:34:14,927
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

461
00:34:16,012 --> 00:34:17,472
‫ونزدی سرت داد زد؟

462
00:34:18,514 --> 00:34:21,851
‫این شُهرت ناگهانی واقعاً
‫از راه به درش کرده

463
00:34:21,934 --> 00:34:24,353
‫به نظر من بعضی‌ها
‫کلاً جنبه‌ی شُهرت رو ندارن

464
00:34:24,437 --> 00:34:25,706
‫وقتی هم تحت فشاری،

465
00:34:25,730 --> 00:34:27,857
‫دم‌دستی‌ترین کیسه‌بوکس نزدیکان هستن

466
00:34:27,940 --> 00:34:29,692
‫البته در این حالت تو نقشِ
‫دستکش بوکس رو داری

467
00:34:31,611 --> 00:34:33,821
‫خوب می‌دونم عدم تعلق چه حسی داره

468
00:34:33,905 --> 00:34:35,305
‫ولی اینطور نیست

469
00:34:36,199 --> 00:34:37,551
‫می‌دونی چی لازم داری؟

470
00:34:37,575 --> 00:34:40,578
‫یه جا که بتونی بهش بگی خونه.
‫من هم یه جای عالی سراغ دارم.

471
00:34:49,337 --> 00:34:51,089
‫هیچ‌جا خونه نمیشه، تینگ

472
00:34:53,216 --> 00:34:54,616
‫به جمع‌مون خوش اومدی

473
00:35:22,000 --> 00:35:24,523
‫« اولیویا فرامپ »

474
00:35:51,300 --> 00:35:53,600
‫« درخت جمجمه »

475
00:37:15,200 --> 00:37:17,401
‫این اثر «سرگئی پروکفیف»ـه

476
00:37:19,987 --> 00:37:22,782
‫خانم کاپری هستم.
‫رئیس جدید بخش موسیقی.

477
00:37:22,865 --> 00:37:24,367
‫همون ایسادورا کاپری که

478
00:37:24,450 --> 00:37:26,139
‫اولین آلبوم کلاسیکش،
‫یعنی «زوزه گرگ» رو

479
00:37:26,140 --> 00:37:27,829
‫وقتی فقط ده سالش بود منتشر کرد؟

480
00:37:27,912 --> 00:37:29,664
‫نمی‌دونستم طرفداری برام مونده باشه

481
00:37:29,747 --> 00:37:32,083
‫من همیشه مجذوب بچه‌های نابغه بودم

482
00:37:32,166 --> 00:37:35,294
‫تمرکز، نبوغ و عطشِ بی‌پایان
‫برای رسیدن به کمال

483
00:37:35,378 --> 00:37:38,214
‫خوشبختانه قبل از اینکه خفه‌ام کنه،
‫تونستم خودمو نجات بدم

484
00:37:38,297 --> 00:37:40,675
‫فکر می‌کردم تدریس برای
‫اوناییـه که نواختن بلد نیستن

485
00:37:42,134 --> 00:37:45,638
‫از یه گروه جوون‌ شجاع که
‫با وجود شرایط سخت،

486
00:37:45,721 --> 00:37:48,224
‫مدرسه‌شون رو نجات دادن، انگیزه گرفتم

487
00:37:48,307 --> 00:37:51,560
‫به این نتیجه رسیدم که وقتشه
‫دِینم رو به جامعه‌ام ادا کنم

488
00:37:54,855 --> 00:37:57,275
‫راه سختی در پیش داریم

489
00:37:58,109 --> 00:38:01,237
‫- دستم یکم سفت شده
‫- نه، مشکل از دستت نبود

490
00:38:01,320 --> 00:38:04,407
‫دردت تنها جذابیت اجرات بود

491
00:38:05,032 --> 00:38:08,452
‫می‌دونستی پروکفیف استاد شطرنج بوده؟

492
00:38:08,536 --> 00:38:13,040
‫برای همین کنسرتوهاش
‫اینقدر زیرکانه و فریبنده‌ان

493
00:38:13,124 --> 00:38:16,419
‫اون می‌خواد نوت‌ها رو حس کنی

494
00:38:16,502 --> 00:38:18,796
‫نه که پیش‌بینی‌شون کنی

495
00:38:18,879 --> 00:38:20,840
‫من دنبال درس و نکته نیستم

496
00:38:20,923 --> 00:38:22,800
‫واسه دلِ و رضایت خودم می‌زنم

497
00:38:22,883 --> 00:38:25,594
‫با این‌حال انگار موسیقی
‫رضایت کافی رو بهت نمیده

498
00:38:28,431 --> 00:38:30,266
‫اینقدر سعی نکن کنترلش کنی

499
00:38:31,309 --> 00:38:35,438
‫باید تسلیم هرج‌ومرج زیباش بشی

500
00:38:35,521 --> 00:38:38,274
‫من خودم عامل هرج‌ومرجم.
‫تسلیمش نمیشم.

501
00:39:04,091 --> 00:39:07,762
‫از زمان حضورم در نورمور، دیگه هیچ
‫آتش‌بستان بنیان‌گذاری نداشتیم

502
00:39:07,845 --> 00:39:11,849
‫آره! این دانش‌آموزهای داوینچی
‫عجب استعدادی توی ساختن دارن

503
00:39:11,932 --> 00:39:14,977
‫خلاقیتِ یه انگشت کوچولوشون

504
00:39:15,061 --> 00:39:17,229
‫از کل بدن من بیشتره

505
00:39:18,397 --> 00:39:20,024
‫جواب میده دیگه؟

506
00:39:21,609 --> 00:39:24,195
‫طردشده از پسش بر میاد! عاشقشم!

507
00:39:24,904 --> 00:39:26,947
‫واسه همینـه که رسم و رسوم
‫اینقدر مهمـه

508
00:39:27,031 --> 00:39:28,908
‫حس غرور رو توی دل بچه‌هامون زنده می‌کنه

509
00:39:28,991 --> 00:39:32,995
‫مدیر ویمز مدام تلاش می‌کرد خودش رو
‫با دنیای آدمای معمولی وفق بده

510
00:39:33,079 --> 00:39:35,998
‫جسارت نباشه. می‌دونم
‫دوستای قدیمی هستید

511
00:39:36,999 --> 00:39:39,668
‫خانواده‌ی آدامز نمونه‌ی بارز طردشدگانی هستن که

512
00:39:39,752 --> 00:39:42,213
‫جلوی فرهنگ عادی سر خم نمی‌کنن

513
00:39:42,296 --> 00:39:44,382
‫و این از صدقه‌سری شماست، خانم آدامز

514
00:39:44,465 --> 00:39:45,865
‫ممنون

515
00:39:46,759 --> 00:39:49,387
‫در مورد ریاست مراسم
‫تصمیم‌تون رو نگرفتید؟

516
00:39:50,054 --> 00:39:52,181
‫من... هنوز دارم سبک‌سنگین‌ می‌کنم

517
00:39:52,765 --> 00:39:55,768
‫می‌خوام کاری رو بکنم که به صلاح نورمور باشه،
‫ولی صلاح خانواده‌ام هم مهمـه

518
00:39:55,851 --> 00:39:57,520
‫متوجهم. باید خیلی چیزها رو در نظر بگیرید

519
00:39:57,603 --> 00:40:00,773
‫واسه همین یه دانش‌آموز رابط
‫بهتون کمک می‌کنه

520
00:40:00,856 --> 00:40:03,275
‫من هم سخت به دنبال
‫اون شخص ممتاز می‌گردم

521
00:40:03,359 --> 00:40:06,487
‫دیگه نگردید. اون اینجاست

522
00:40:06,570 --> 00:40:09,907
‫خانم آدامز، بیانکا بارکلی، یکی از
‫بهترین و باهوش‌ترین دانش‌آموزان‌مون

523
00:40:09,990 --> 00:40:12,326
‫همکاری با یکی از
‫اسطوره‌های نورمور باعث افتخارمـه

524
00:40:12,410 --> 00:40:14,245
‫بیانکا

525
00:40:14,829 --> 00:40:17,748
‫واسه آتش‌بستان امشب بیاید،
‫ببینید داریم در چه جهتی تلاش می‌کنیم

526
00:40:17,832 --> 00:40:19,959
‫بعدش تصمیم‌ بگیرید
‫می‌خواید مشارکت کنید یا نه

527
00:40:28,717 --> 00:40:30,117
‫از طرف خاویر

528
00:40:31,053 --> 00:40:34,598
‫«بهت پیامک زدم، ولی گمونم موبایلی که
‫بهت دادم رو گم کردی»

529
00:40:35,766 --> 00:40:37,893
‫- موبایل داری؟
‫- انداختمش توی وان حموم

530
00:40:45,484 --> 00:40:46,944
‫«فکر کن این هدیه‌ی خداحافظیمـه»

531
00:40:47,027 --> 00:40:48,737
‫«این تصویر یهویی به ذهنم خطور کرد»

532
00:40:48,821 --> 00:40:52,575
‫«نپرس از کجا می‌دونم یا معنیش چیه،
‫ولی حتم دارم بهت مربوطـه»

533
00:40:52,658 --> 00:40:56,203
‫«مگه میشه معما رو
‫از ونزدی آدامز جدا کرد؟ خاویر»

534
00:40:56,829 --> 00:40:58,622
‫یه کلاغ ترسناک روی سنگ قبر

535
00:40:59,498 --> 00:41:01,125
‫- معنیش چیه؟
‫- روحمم خبر نداره

536
00:41:01,208 --> 00:41:04,003
‫من و تینگ می‌ریم مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار. نمیای؟

537
00:41:08,883 --> 00:41:11,552
‫بدون اجازه از ماشین تحریر من استفاده کردی؟

538
00:41:14,138 --> 00:41:15,764
‫«اخیراً کتاب خوبی خوندی؟»

539
00:41:18,184 --> 00:41:19,584
‫رُمانم

540
00:41:21,145 --> 00:41:22,545
‫نیست

541
00:41:24,148 --> 00:41:26,150
‫« بالاتر، بالاتر، بالاتر،
‫منم شیطانِ شعله‌پیکر

542
00:41:26,233 --> 00:41:28,027
‫ز هر بامی که سوزد در شرر
‫همان‌جاست آتشم شعله‌ور »

543
00:41:30,446 --> 00:41:33,824
‫اونی که زاغ سیاهمو چوب می‌زد می‌خواد
‫توی مراسم آتش‌بستان نوشته‌هام رو بسوزونه

544
00:41:33,908 --> 00:41:35,951
‫نگو که این تنها نسخه‌ات بود

545
00:41:37,077 --> 00:41:40,623
‫خدایی؟ دستگاه کپی حتی
‫اختراع قرن 21 هم نیست!

546
00:41:40,706 --> 00:41:43,834
‫نمیذارم حاصل دو سال زحمتم
‫دود بشه بره هوا

547
00:42:00,768 --> 00:42:03,729
‫اون بپا اینجاست. حواست باشه
‫ببین کی چشمش به ماست

548
00:42:03,812 --> 00:42:05,314
‫کیه که چشمش به ما نباشه؟

549
00:42:05,898 --> 00:42:07,298
‫- ایند!
‫- ایند!

550
00:42:09,652 --> 00:42:11,987
‫آهای! نزن جاده‌خاکی.
‫من میرم آتش‌بستان رو نگاه بندازم.

551
00:42:12,071 --> 00:42:13,471
‫تو هم برو اون‌طرف

552
00:42:20,287 --> 00:42:24,166
‫آهای! همین که آتیش روشن شد،
‫یواشکی میرم سمت درخت جمجمه

553
00:42:24,250 --> 00:42:25,876
‫تا اون بچه‌ی مُرده رو از خاک در بیارم

554
00:42:25,960 --> 00:42:27,360
‫کی میاد؟

555
00:42:30,464 --> 00:42:32,675
‫شرمنده. امشب خیلی برام مهمـه

556
00:42:32,758 --> 00:42:35,177
‫دورت قرار بابت اینکه مدرسه رو
‫نجات دادم، ازم قدردانی ‌کنه

557
00:42:42,059 --> 00:42:45,688
‫تینگ، حواس و انگشت‌هات رو جمع کن.
‫اون بپا داره بازی در میاره.

558
00:43:01,203 --> 00:43:03,122
‫«اگه نمی‌خواد رمانت
‫دود بشه بره هوا

559
00:43:03,205 --> 00:43:04,605
‫زیر آتش‌بستان بیا دیدنم»

560
00:43:05,332 --> 00:43:07,167
‫«پی‌نوشت: چندتا غلط تایپی دیگه هم
‫پیدا کردم»

561
00:43:16,176 --> 00:43:17,678
‫ونزدی، چیکار می‌کنی؟

562
00:43:17,761 --> 00:43:19,161
‫آهای! ایند

563
00:43:19,221 --> 00:43:20,931
‫ایجکس. سلام

564
00:43:22,016 --> 00:43:25,352
‫چه خبرا؟ این تابستون
‫رسماً قالم گذاشتی‌ها

565
00:43:25,436 --> 00:43:28,105
‫کلی بهت پیامک زدم.
‫یه عالمه پیغام صوتی فرستادم.

566
00:43:28,188 --> 00:43:30,065
‫شرمنده. روم سیاه

567
00:43:30,149 --> 00:43:32,109
‫توی «اردوگاه گرگ‌ها»
‫دستگاه الکترونیکی اکیداً ممنوع بود

568
00:43:32,192 --> 00:43:34,090
‫یه ماه کامل به هیچی دسترسی نداشتم

569
00:43:34,091 --> 00:43:35,989
‫باورت میشه؟ گمونم اختلال
‫استرس پس از سانحه گرفتم

570
00:43:36,071 --> 00:43:37,573
‫دو روزه که برگشتیم

571
00:43:38,115 --> 00:43:40,409
‫حس می‌کنم انگار
‫داری ازم دوری می‌کنی

572
00:43:40,492 --> 00:43:43,203
‫خب، من سرم با گروه گرم بود

573
00:43:43,287 --> 00:43:45,080
‫تو هم که مسئولیت مشاور خوابگاه رو داری

574
00:43:45,164 --> 00:43:48,000
‫تازه ونزدی رو هم اضافه کن،
‫لعنتی همیشه دردسره

575
00:43:48,584 --> 00:43:50,544
‫آهای ایند. ردیف جلو برات یه جا گرفتم

576
00:43:51,128 --> 00:43:55,215
‫ممنون برونو. ولی الان
‫وسط یه کاری‌ام

577
00:43:55,299 --> 00:43:56,699
‫ونزدی!

578
00:43:57,718 --> 00:43:59,118
‫ونزدی!

579
00:44:00,220 --> 00:44:01,620
‫ونزدی!

580
00:44:07,311 --> 00:44:09,063
‫شب بخیر، نورمور

581
00:44:09,146 --> 00:44:10,373
‫هورا!

582
00:44:10,397 --> 00:44:13,567
‫شب بخیر، به مراسم
‫آتش‌بستان بنیان‌گذار خوش اومدید

583
00:44:13,651 --> 00:44:17,613
‫شب‌مون رو با خوندن سرود رسمی نورمور
‫شروع می‌کنیم

584
00:44:25,371 --> 00:44:29,375
‫♪ نورمور، همیشه در رؤیا ♪

585
00:44:29,458 --> 00:44:33,337
‫♪ سال‌های درس، شادی و غوغا ♪

586
00:44:33,420 --> 00:44:37,633
‫♪ پیوند طردشدگان بنا شد بر اعتماد ♪

587
00:44:37,716 --> 00:44:41,178
‫♪ ولی بقیه رفتند به باد ♪

588
00:44:41,762 --> 00:44:45,849
‫♪ داوینچی، سیرن، کله‎‌ماری، بی‌چهره♪

589
00:44:45,933 --> 00:44:49,853
‫♪ هرگز رگ و ریشه‌ی طردشده‌ات از یادت نره ♪

590
00:44:49,937 --> 00:44:53,565
‫♪ غم‌هایمان طعمه‌ی کلاغ‌های بذله‌گو ♪

591
00:44:53,649 --> 00:44:58,153
‫♪ در سرای ادگار آلن پو ♪

592
00:44:58,237 --> 00:45:04,243
‫♪ در نـــورمــــور ♪

593
00:45:11,583 --> 00:45:12,983
‫یوهو!

594
00:45:21,343 --> 00:45:23,429
‫♪ Dancing in the Dark ♪
‫♪ by Bruce Springsteen ♪

595
00:45:32,604 --> 00:45:34,815
‫سلام، رفقا طردشده!

596
00:45:34,898 --> 00:45:36,734
‫به نورمور خوش برگشتید

597
00:45:39,194 --> 00:45:41,321
‫من مدیرتون هستم، بری دورت...

598
00:45:45,325 --> 00:45:48,078
‫امشب هم عصر جدیدی رو جشن می‌گیریم

599
00:45:48,162 --> 00:45:49,562
‫آره!

600
00:45:51,248 --> 00:45:53,584
‫می‌دونم شاید تغییر ترسناک باشه

601
00:45:53,667 --> 00:45:55,878
‫ولی لزومی نداره بترسید

602
00:45:55,961 --> 00:45:57,361
‫می‌دونید چرا؟

603
00:45:57,421 --> 00:46:02,009
‫چون ما طردشدگان قوی هستیم!

604
00:46:03,469 --> 00:46:05,095
‫آره، قوی هستیم!

605
00:46:05,596 --> 00:46:08,807
‫♪ بدون جرقه نمیشه آتیش روشن کرد ♪

606
00:46:09,516 --> 00:46:10,916
‫ونزدی!

607
00:46:11,560 --> 00:46:14,313
‫باید از اونجا بیای بیرون.
‫الانـه اینو آتیشش بزنن.

608
00:46:17,983 --> 00:46:19,526
‫خیلی‌خب. از این به بعد

609
00:46:20,319 --> 00:46:24,406
‫من نایت‌شید و همه‌ی انجمن‌های
‫مخفی رو منحل می‌کنم

610
00:46:25,657 --> 00:46:29,119
‫محافظت از مدرسه‌مون
‫به عهده‌ی همه‌مونـه

611
00:46:29,953 --> 00:46:34,041
‫بنابراین، ما همگی نایت‌شید هستیم

612
00:46:35,417 --> 00:46:36,817
‫آره

613
00:46:39,546 --> 00:46:44,510
‫حالا، به قول طردشده‌ی بزرگ آمریکایی،
‫بروس اسپرینگستین:

614
00:46:45,385 --> 00:46:47,137
‫بدون جرقه

615
00:46:47,221 --> 00:46:48,621
‫نمیشه آتیش روشن کرد!

616
00:47:30,681 --> 00:47:32,081
‫ونزدی!

617
00:47:32,641 --> 00:47:35,143
‫ونزدی! میرم کمک بیارم!

618
00:47:52,744 --> 00:47:54,144
‫آره!

619
00:48:06,675 --> 00:48:08,468
‫هورا!

620
00:48:27,404 --> 00:48:29,072
‫باید آتیش رو خاموش کنیم!

621
00:48:29,156 --> 00:48:31,575
‫مدیر دورت! ونزدی زیر آتیش گیر افتاده

622
00:48:41,251 --> 00:48:42,651
‫وحشت نکنید

623
00:48:44,421 --> 00:48:46,006
‫تشریف‌فرما شد، درست سر وقت!

624
00:48:46,089 --> 00:48:49,134
‫شاگرد افتخاری‌مون، ونزدی آدامز!

625
00:48:52,387 --> 00:48:55,599
‫اگه شجاعتِ تو نبود، امروز
‫هیچ‌کدوم‌مون اینجا نبودیم

626
00:48:56,725 --> 00:48:59,978
‫ونزدی، کمکم می‌کنی از
‫یه سورپرایز ویژه رونمایی کنیم؟

627
00:49:02,397 --> 00:49:04,983
‫دادم اینو بسازن تا یادبودی باشه

628
00:49:05,067 --> 00:49:10,739
‫از اینکه تو و اون گروه دوستای خفن‌ات
‫توی نورمور، مدرسه‌مون رو نجات دادید!

629
00:49:25,837 --> 00:49:27,839
‫میشه مراسم‌مون رو با حرف‌های
‫الهام‌بخشت آراسته کنی

630
00:49:27,923 --> 00:49:30,175
‫تا قدم توی این عصر جدید بذاریم؟

631
00:49:31,009 --> 00:49:33,261
‫ونزدی! ونزدی!

632
00:49:35,097 --> 00:49:36,556
‫ونزدی! ونزدی!

633
00:50:00,288 --> 00:50:01,432
‫امشب...

634
00:50:01,456 --> 00:50:02,856
‫آره!

635
00:50:08,000 --> 00:50:10,340
‫این گردهمایی از نارضایتی ما نشأت گرفته

636
00:50:10,424 --> 00:50:13,260
‫و با کمال میل کسایی که
‫ما رو کنترل کنن، می‌بلعیم

637
00:50:16,346 --> 00:50:18,181
‫نبرد ما تازه شروع شده

638
00:50:19,266 --> 00:50:22,102
‫من هم پرده‌ی نازکِ تمدن رو از
‫روی زخم‌های جامعه کنار می‌زنم

639
00:50:22,185 --> 00:50:25,689
‫و تا وقتی دشمنان‌مون شکست نخوردن،
‫آروم نمی‌گیرم!

640
00:50:33,739 --> 00:50:35,139
‫منظورم هم از دشمن،

641
00:50:35,574 --> 00:50:37,784
‫هر خنگیـه که واسه این شعارهای

642
00:50:37,868 --> 00:50:40,662
‫سطحی و خَز و جنجالی کف زده

643
00:50:40,746 --> 00:50:42,748
‫چی؟

644
00:50:44,708 --> 00:50:46,585
‫فکر کردید من قهرمان‌تونم؟ خیر

645
00:50:47,794 --> 00:50:50,255
‫من همیشه کثیف و با نامردی مبارزه می‌کنم

646
00:50:50,338 --> 00:50:51,965
‫من فقط طرفِ خودمم

647
00:50:52,049 --> 00:50:54,176
‫تنها جایی هم که می‌برمتون، تهِ درّه‌ست

648
00:50:57,220 --> 00:50:59,639
‫پس ازم بُت نسازید

649
00:50:59,723 --> 00:51:01,391
‫چون خودم آتیشش می‌زنم

650
00:51:28,418 --> 00:51:29,818
‫چه غلطی می‌کنی؟

651
00:51:29,878 --> 00:51:32,756
‫- من که اعلام موافقت نکرده بودم
‫- پس باید واسه بقیه‌مون هم خرابش کنی؟

652
00:51:32,839 --> 00:51:35,050
‫تو بهترین دوستمی، ولی میشه
‫یکم کمتر ونزدی‌بازی در بیاری؟

653
00:51:35,133 --> 00:51:36,843
‫ناسلامتی قراره این بهترین سال‌مون باشه!

654
00:51:40,138 --> 00:51:41,538
‫تف توش!

655
00:51:50,000 --> 00:52:00,000
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

656
00:53:10,478 --> 00:53:11,878
‫آهای، وایسا!

657
00:53:12,856 --> 00:53:14,566
‫ونزدی، وامیستی؟!

658
00:53:25,000 --> 00:53:35,000
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

659
00:53:44,555 --> 00:53:46,555
‫« به یاد ایند سینکلر »
‫« دختر و خواهری عزیز »

660
00:53:46,556 --> 00:53:49,017
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه، ونزدی

661
00:53:49,601 --> 00:53:51,603
‫اینا همه‌اش تقصیر توئـه

662
00:53:51,686 --> 00:53:53,563
‫من به خاطر تو مُردم

663
00:53:55,899 --> 00:53:57,317
‫من به خاطر تو مُردم

664
00:54:02,447 --> 00:54:03,847
‫ونزدی!

