﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:10,024 --> 00:00:18,024
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

3
00:00:19,060 --> 00:00:21,980
‫لیست نوبت‌دهی استازا تا ۶ ماه پره

4
00:00:21,980 --> 00:00:25,400
‫چطوری تونستی بدون وقت قبلی، بیاریش جریکو؟

5
00:00:25,400 --> 00:00:28,230
‫دلش برای اعضای جداشده‌ی بدن شده کباب میشه

6
00:00:28,860 --> 00:00:31,220
‫سه‌برابر دستمزد معمولش هم بهش پول دادم

7
00:00:31,800 --> 00:00:34,990
‫خیلی ناراحت شدم که تولدِ تینگ رو یادم رفت

8
00:00:34,990 --> 00:00:36,530
‫کارم غیرقابل‌بخششـه

9
00:00:36,530 --> 00:00:38,832
‫این چندوقته ذهنم درگیر بچه‌ها و

10
00:00:38,856 --> 00:00:40,580
‫مدیریت مراسم خیریه بوده

11
00:00:40,580 --> 00:00:42,290
‫نه، نه، نه...

12
00:00:42,290 --> 00:00:44,080
‫غمت نباشه، خوشگل خانمم

13
00:00:44,710 --> 00:00:47,580
‫تینگ یه ساعت دیگه که
‫زیر دستای ماهر استازا باشه،

14
00:00:47,960 --> 00:00:49,590
‫از این رو به اون رو میشه

15
00:00:51,170 --> 00:00:53,590
‫بگو ببینم، چه‌خبر از مراسم خیریه؟

16
00:00:54,760 --> 00:00:56,010
‫زجرآوره

17
00:00:59,390 --> 00:01:00,430
‫دیشب...

18
00:01:01,140 --> 00:01:04,140
‫یهو یه حسی بهم گفتم که زنگ بزنم به مامان و

19
00:01:04,140 --> 00:01:05,850
‫ازش بخوام که

20
00:01:06,350 --> 00:01:08,020
‫مهمون افتخاری مراسم باشه

21
00:01:09,400 --> 00:01:11,020
‫چقدر ناراحت‌کننده

22
00:01:11,730 --> 00:01:14,490
‫اون ثروتمندترین فارغ‌التحصیل نِورموره

23
00:01:15,200 --> 00:01:18,070
‫مطمئنم واسه همین بود که
‫مدیر دُرت استخدامم کرد

24
00:01:18,070 --> 00:01:19,780
‫اصلاً اینطور نیست عزیزم

25
00:01:20,520 --> 00:01:23,400
‫هیچوقت نمی‌فهمم که چرا...

26
00:01:24,120 --> 00:01:26,370
‫...مادر عزیزم

27
00:01:26,370 --> 00:01:29,750
‫تک‌تک برخوردهاش رو این‌قدر طاقت‌فرسا می‌کنه

28
00:01:29,750 --> 00:01:33,603
‫خوشبختانه آستانه تحمل درد من خیلی بالاست

29
00:01:34,420 --> 00:01:37,540
‫اصلاً همین اخلاقت من رو دیوونه‌ت کرده

30
00:01:43,000 --> 00:01:44,593
‫شاید بتونم...

31
00:01:44,617 --> 00:01:47,515
‫ کمکت کنم که ذهنت رو از...

32
00:01:47,540 --> 00:01:49,000
‫مادرت دور کنی

33
00:02:37,030 --> 00:02:42,560
‫عزیزم، میرم یه لباسی بپوشم که
‫یکم معذب‌کننده‌تر باشه

34
00:02:43,530 --> 00:02:47,040
‫یه چیزی بپوش که پر از میخ و سگک باشه

35
00:02:52,560 --> 00:02:54,560
‫« تلاشت قابل‌‌تحسین بود ونزدی،
‫مادر دوست داشتنیت »

36
00:02:56,050 --> 00:02:58,510
‫قدرت شنوایی خفاش‌طورت رو دست‌کم گرفتم

37
00:02:58,510 --> 00:03:00,720
‫غریزه‌ی مادرانه‌م رو هم همینطور

38
00:03:02,430 --> 00:03:05,930
‫واقعاً فکر کردی کتاب گودی رو
‫اونجا قایم می‌کنم؟

39
00:03:05,930 --> 00:03:08,560
‫کادوهای «روز مردگان» رو که
‫همینجا قایم می‌کردی

40
00:03:08,560 --> 00:03:10,810
‫چون خودم می‌خواستم پیداشون کنی

41
00:03:12,850 --> 00:03:14,980
‫قصه‌ی شبانه‌ی موردعلاقم رو یادتـه؟

42
00:03:14,980 --> 00:03:16,190
‫اوهوم

43
00:03:16,190 --> 00:03:18,990
‫رونوشتِ «محاکمات جادوگری در سیلم»

44
00:03:18,990 --> 00:03:22,450
‫هیچ‌چیزی سریع‌تر از یاوه‌گویی‌های محکومان
‫خواب رو به چشمات نمی‌آورد

45
00:03:22,450 --> 00:03:24,780
‫بهشون اجازه می‌دادن تا
حرف‌شون رو به حاکم بزنن

46
00:03:25,830 --> 00:03:27,580
‫همین لطف رو هم به من می‌کنی؟

47
00:03:30,870 --> 00:03:32,460
‫تو آخرین الهامی که بهم شد،

48
00:03:33,210 --> 00:03:35,670
‫فهمیدم که من مسئول مرگ ایند بودم

49
00:03:37,300 --> 00:03:38,340
‫چی دیدی؟

50
00:03:38,340 --> 00:03:40,130
‫سنگ قبری که اسم ایند روش بود

51
00:03:40,130 --> 00:03:42,720
‫وسط یه گورستان پر از کلاغ بود

52
00:03:42,720 --> 00:03:45,090
‫کلاغ یک‌چشمی رهبری‌شون می‌کرد

53
00:03:46,680 --> 00:03:49,400
‫بعدش سر و کله‌ی ایند پیداش شد و
‫می‌گفت تقصیر منـه

54
00:03:50,560 --> 00:03:53,600
‫گالپین رو هم همون کلاغ یک‌چشم کشت

55
00:03:53,600 --> 00:03:56,360
‫همکار سابقش رو هم همون پرنده‌ها کشتن

56
00:03:57,480 --> 00:04:00,150
‫این‌ها حملات تصادفی‌ای نیستن.
‫یه نفر پشت‌شونـه

57
00:04:00,820 --> 00:04:02,220
‫یه اِیوین؟

58
00:04:04,460 --> 00:04:07,620
‫باید قاتل رو پیدا کنم،
قبل این که دستش به ایند برسه

59
00:04:09,660 --> 00:04:12,230
‫دلیل این که بهت رو انداختم
‫این نیست که چون مادرمی،

60
00:04:12,370 --> 00:04:14,290
‫واسه اینه که همکارِ غیب‌گوی منی

61
00:04:14,290 --> 00:04:18,420
‫به‌عنوان یه همکار غیب‌گو، متوجه هستی که
‫الهامات تو قابل اتکا نیستن و

62
00:04:18,420 --> 00:04:20,510
‫برداشت‌های زیادی میشه ازشون کرد

63
00:04:20,510 --> 00:04:22,240
‫الهامات من این‌طوری نیستن

64
00:04:22,800 --> 00:04:24,998
‫من به تواناییم مسلط شده بودم

65
00:04:25,023 --> 00:04:27,490
‫می‌تونستم دقیق اون چیزی که
می‌خواستم رو ببینم

66
00:04:28,759 --> 00:04:31,049
‫مثل اون قاتل زنجیره‌ای دیگه؟

67
00:04:31,890 --> 00:04:33,220
‫توی کانزاس سیتی

68
00:04:36,540 --> 00:04:39,020
‫هر هنرمندی امضای خودش رو می‌خواد

69
00:04:39,440 --> 00:04:42,400
‫استدلال خیلی قانع‌کننده‌ای رو مطرح کردی...

70
00:04:44,030 --> 00:04:46,270
‫برای این که هیچوقت اون کتاب رو بهت ندم

71
00:04:47,030 --> 00:04:49,410
‫تو به هیچ‌چیزی تسلط پیدا نکردی

72
00:04:49,410 --> 00:04:51,960
‫اما فقط توی اون کتابه که می‌تونم
‫جواب سوالام رو پیدا کنم

73
00:04:51,960 --> 00:04:53,080
‫اونا جواب نیستن

74
00:04:53,080 --> 00:04:54,960
‫میون‌بُرن...

75
00:04:54,960 --> 00:04:58,880
‫که تو رو به بی‌راهه‌‌ای
پر از درد و رنج می‌کشونن

76
00:04:58,880 --> 00:05:02,280
‫بی‌راهه‌ای که تو میگی برای من
‫مثل کوچه خلوت می‌مونه

77
00:05:02,590 --> 00:05:04,300
‫عین اوفیلیا حرف می‌زنی

78
00:05:05,010 --> 00:05:07,970
‫اون هم عجول و یه‌دنده بود و

79
00:05:07,970 --> 00:05:11,180
‫گذاشت که توانایی‌هاش به جنون برسوننش

80
00:05:11,520 --> 00:05:13,020
‫من خواهر تو نیستم

81
00:05:13,020 --> 00:05:14,560
‫نه، تو دختر منی

82
00:05:15,350 --> 00:05:17,440
‫و مثل مادرم که

83
00:05:17,440 --> 00:05:20,300
‫اوفیلیا رو به حال خودش رها کرد،
‫تو رو رها نمی‌کنم

84
00:05:20,770 --> 00:05:22,300
‫فکر نکن چیزی تموم شده

85
00:05:30,480 --> 00:05:31,620
‫تیش؟

86
00:05:33,160 --> 00:05:34,830
‫ببخشید قندعسلم

87
00:05:35,500 --> 00:05:38,960
‫حا‌ل‌وهوای عشقولانه یهو از سرم پرید

88
00:05:42,130 --> 00:05:43,300
‫باشه واسه بعد

89
00:05:45,786 --> 00:05:50,200
« ونزدی »
« فصل دوم »

90
00:05:52,044 --> 00:05:55,563
« قسمت دوم »
« نجوای مصیبت »

91
00:05:59,940 --> 00:06:03,230
‫تا وقتی که مامانم جلوی پام سنگ می‌اندازه و
‫دستم به کتاب گودی نمی‌رسه،

92
00:06:03,230 --> 00:06:06,350
‫شاید مجبور شم این پرونده رو به
‫روش سنتی حل کنم

93
00:06:07,200 --> 00:06:10,350
‫شاید گالپین بالاخره یه سرنخ به‌دردبخور
‫به جا گذاشته باشه

94
00:06:11,570 --> 00:06:14,490
‫حتی وقتی مُرده هم، جون می‌کَنه یه چیزی بگه

95
00:06:15,200 --> 00:06:17,040
‫وای! بدبخت شدم

96
00:06:17,620 --> 00:06:19,170
‫هیچی ندارم بپوشم

97
00:06:20,120 --> 00:06:22,590
‫سوتینِ ستِ بیکینی گورخریم کجاست؟

98
00:06:22,590 --> 00:06:23,800
‫از شرمندگی قایم شده

99
00:06:23,800 --> 00:06:26,420
‫می‌خوای به اون تخمِ چشم حال‌بهم‌زن زُل بزی یا

100
00:06:26,420 --> 00:06:27,800
‫به داد دوستت برسی؟

101
00:06:27,800 --> 00:06:29,720
اردوی طبیعت‌گردی یه‌‌‌شبه‌ست

102
00:06:29,720 --> 00:06:31,510
‫مگه چندتا لباس لازمت میشه؟

103
00:06:31,510 --> 00:06:32,680
‫یکی واسه اتوبوس،

104
00:06:32,680 --> 00:06:35,680
‫بعدش واسه وقتی دور آتیشیم،
‫بعدش واسه شنای آخر شب،

105
00:06:35,680 --> 00:06:38,180
‫بعدش پیاده‌روی صبح و بعدش هم گردهمایی آخر

106
00:06:38,180 --> 00:06:40,560
‫صبحونه و ناهار و شام رو هم که دیگه نگم

107
00:06:40,560 --> 00:06:42,770
‫اگه می‌اومدی، فرصت خیلی خوبی برای

108
00:06:42,770 --> 00:06:44,510
‫آشنایی با دسته‌ی گرگ‌ها نصیبت می‌شد

109
00:06:44,510 --> 00:06:48,030
‫همونطور که ولتر یه زمانی گفته،
‫«اوج سعادت در تنهایی پرمشغله نهفته‌ست»

110
00:06:48,030 --> 00:06:49,740
‫نمی‌تونی تا ابد از آدم‌ها دوری کنی

111
00:06:50,700 --> 00:06:53,380
‫خنده‌داره، حالا انگار خودت ۲۴ ساعته
چسبیدی به ایجکس

112
00:06:53,380 --> 00:06:56,450
‫عین راکون‌های بدبخت،
هی کادو می‌ذاره دم خونه

113
00:06:57,180 --> 00:07:00,120
‫آخه انتظار نداشتم رابطه‌م با
برونو این‌قدر زود گرم شه

114
00:07:00,120 --> 00:07:02,460
‫اصلاً اون مرحله‌ی صحبت کردن رو پیچوندیم

115
00:07:03,480 --> 00:07:05,660
‫نمی‌دونم چطوری همه‌چی رو با ایجکس تموم کنم

116
00:07:05,660 --> 00:07:08,210
‫یه ضربه‌ی سریع به سر باید کارساز باشه

117
00:07:08,210 --> 00:07:11,990
‫نمی‌خوام ناراحتش کنم.
‫تقصیر اون نیست که بین‌مون فاصله افتاد

118
00:07:13,180 --> 00:07:15,760
‫دیوینا سوتین شنات رو قرض نگرفته بود؟

119
00:07:15,760 --> 00:07:17,750
‫وای خدا. شاید گرفته. مرسی

120
00:07:21,590 --> 00:07:23,740
‫نمی‌دونم دیوینا سوتینِ ست بیکینیش رو
‫قرض گرفته یا نه

121
00:07:23,740 --> 00:07:27,040
‫فقط لازم داشتم سروصدا کمتر بشه تا
‫بتونم فکر کنم

122
00:07:29,110 --> 00:07:31,570
‫اون الهام بین خودمون می‌مونه

123
00:07:32,320 --> 00:07:35,320
‫می‌خواست به‌خاطر یه سوتین،
‫عین سیلویا پلات خودش رو بکشه

124
00:07:35,320 --> 00:07:38,440
‫از کجا معلوم اگه می‌دونست مرگش
‫بهم الهام شده، چه واکنشی نشون می‌داد؟

125
00:07:38,440 --> 00:07:41,500
‫ایند داره می‌میره؟
میشه تو مراسم خاک‌سپاریش آواز بخونم؟

126
00:07:41,500 --> 00:07:43,120
‫آهنگ «جایی فراتر از رنگین‌کمان»

127
00:07:43,120 --> 00:07:45,630
‫خیلی هم به ایند می‌خوره.
‫متنش رو هم که بلدم

128
00:07:45,630 --> 00:07:47,630
‫چندوقته که اینجایی؟

129
00:07:48,550 --> 00:07:50,040
‫از موقعِ...

130
00:07:50,040 --> 00:07:50,974
‫این

131
00:07:50,999 --> 00:07:52,753
‫دوباره محوش کن

132
00:07:53,010 --> 00:07:54,390
‫ایند قرار نیست بمیره

133
00:07:54,390 --> 00:07:56,100
‫چون قبلش قاتل رو پیدا می‌کنم

134
00:07:57,280 --> 00:07:58,390
‫اگه جیکت در بیاد...

135
00:07:58,390 --> 00:08:01,560
‫به یه روش خبیثانه‌ای دخلم رو میاری

136
00:08:01,786 --> 00:08:03,046
‫خودم می‌دونم

137
00:08:04,520 --> 00:08:06,360
‫حالا حرکت بعدی‌مون چیه؟

138
00:08:06,360 --> 00:08:07,940
‫حرکت بعدی‌ای در کار نیست

139
00:08:08,480 --> 00:08:10,360
‫همین الانش یه دست راست دارم

140
00:08:10,360 --> 00:08:11,990
‫دست راست دیگه‌ای لازم ندارم

141
00:08:11,990 --> 00:08:13,910
‫برو مزاحم یکی دیگه شو

142
00:08:13,910 --> 00:08:15,660
‫هرچی بیشتر من رو از خودت برونی،

143
00:08:16,160 --> 00:08:18,120
‫بیشتر دلم می‌خواد خوشحالت کنم

144
00:08:19,040 --> 00:08:21,660
‫شگرد قدیمیِ «سوءاستفاده‌ی احساسی»

145
00:08:25,000 --> 00:08:27,080
‫برای یه مراسم خاکسپاری دیرم شده

146
00:08:27,790 --> 00:08:31,360
‫اگه وقتی برگشتم، اینجا بودی،
‫مجبور میشم پیش‌پیش یه مراسم دیگه بگیرم

147
00:08:37,317 --> 00:08:38,695
« اسلرپ »

148
00:08:38,720 --> 00:08:42,270
‫یعنی اسلرپ خودش برگشته؟

149
00:08:42,270 --> 00:08:44,640
‫آره، امروز صبح که اومدم اینجا بود

150
00:08:46,060 --> 00:08:47,310
‫عوض شده

151
00:08:47,310 --> 00:08:48,900
‫فکر کنم... حالش داره خوب میشه

152
00:08:50,020 --> 00:08:51,550
‫یه نگاه به داخل جمجمه‌ش بنداز

153
00:08:53,990 --> 00:08:57,370
‫اصلاً فکر کنم داره مغز در میاره

154
00:08:57,370 --> 00:08:58,490
‫بی‌نظیره

155
00:08:59,080 --> 00:09:01,989
‫انگار داره با یه سرعت ماورایی

156
00:09:02,014 --> 00:09:03,886
‫خودش رو احیا می‌کنه

157
00:09:04,370 --> 00:09:06,620
‫مطمئن باش به‌خاطر این گوشت سحرآمیزه

158
00:09:06,620 --> 00:09:09,090
‫هرچی بیشتر بخوره، بیشتر جون می‌گیره

159
00:09:09,880 --> 00:09:12,170
‫اگه دوباره فرار کرد چیکار کنیم؟

160
00:09:12,920 --> 00:09:13,920
‫نمی‌کنه

161
00:09:14,630 --> 00:09:18,540
‫شاید بی‌مغز باشه اما می‌دونه که
‫اینجا یه پناهگاه امن داره

162
00:09:18,540 --> 00:09:20,540
‫دیگه کی قراره ازش محافظت کنه؟

163
00:09:20,850 --> 00:09:23,430
‫وای! این لارو رو نگاه

164
00:09:26,040 --> 00:09:29,680
‫شب‌پره‌ی جسد‌خوار نیوانگلندی.
‫به‌شدت کمیابه. تنها جایی که دیده شده توی...

165
00:09:29,680 --> 00:09:31,050
‫جنازه‌ها بوده؟

166
00:09:33,360 --> 00:09:35,700
‫چی شده پسرم؟

167
00:09:38,360 --> 00:09:41,490
‫شنیدی؟ اولین کلمه‌ش رو گفت

168
00:09:41,490 --> 00:09:44,000
‫مخ...

169
00:09:44,000 --> 00:09:45,540
‫جانم، منم مخصلتم!

170
00:09:45,540 --> 00:09:46,540
‫طرف زامبیـه

171
00:09:46,540 --> 00:09:50,040
‫به تو که نمیگه مخلصتـه.
‫می‌خواد بگه «مُخ»

172
00:09:51,540 --> 00:09:53,590
‫اون کلمه‌ی «ز دار» رو نگو

173
00:09:54,380 --> 00:09:55,420
‫احساساتیـه

174
00:09:56,090 --> 00:09:57,510
‫آخه چطور نمی‌دونی؟

175
00:09:57,510 --> 00:09:59,220
‫ما قراره دوستش باشیم!

176
00:10:00,580 --> 00:10:02,850
‫گاز گرفتن نداریم! گاز گرفتن نداریم!
‫اسلرپ بد!

177
00:10:02,850 --> 00:10:05,080
‫این خیلی خطرناکـه. باید به یکی بگیم

178
00:10:05,080 --> 00:10:06,270
‫نه!

179
00:10:06,270 --> 00:10:08,980
‫اینطوری می‌برنش، شاید هم بدتر...
‫می‌کشنش

180
00:10:08,980 --> 00:10:12,655
‫همین الانش هم مُرده. نمیشه که
بذاریمش اینجا و ‫خودمون بریم اردو

181
00:10:12,680 --> 00:10:14,100
‫نگران اون نباش

182
00:10:14,683 --> 00:10:16,223
‫قبلاً یه نقشه‌ای درموردش کشیدم

183
00:10:26,750 --> 00:10:28,960
‫باشد که خداوند راهت را هموار کند

184
00:10:28,960 --> 00:10:31,290
‫باشد که باد حامی‌ات باشد

185
00:10:31,290 --> 00:10:34,318
‫باشد که آفتاب صورتت را گرم کند و

186
00:10:34,343 --> 00:10:37,183
‫باشد که باران بر مزارعت ببارد

187
00:10:37,420 --> 00:10:41,010
‫باشد که خداوند همواره پشت و
پناهت باشد. آمین

188
00:10:42,350 --> 00:10:43,390
‫دوتا عزادار

189
00:10:44,640 --> 00:10:47,100
‫حق گالپین دونفر کم‌تر بود

190
00:10:47,100 --> 00:10:49,140
‫اداره مجبور بود یه مقام رسمی بفرسته

191
00:10:49,460 --> 00:10:51,260
‫اون قبلاً کلانتر بوده

192
00:10:51,690 --> 00:10:54,000
‫با رایکن شیر یا خط انداختیم و من باختم

193
00:10:54,400 --> 00:10:56,690
‫من هم به‌ نمایندگی از تایلر اومدم اینجا

194
00:10:56,690 --> 00:10:59,038
‫با حالت عبوسی ازم خواست که

195
00:10:59,063 --> 00:11:00,820
‫مطمئن بشم پدرش واقعاً مُرده

196
00:11:00,820 --> 00:11:01,860
‫بهونه‌ی تو چیه؟

197
00:11:01,860 --> 00:11:04,200
‫دارم کارم رو با لذت شخصیم قاتی می‌کنم

198
00:11:04,200 --> 00:11:06,450
‫مراسم‌های خاکسپاری سرگرم‌کننده‌‌ن

199
00:11:06,450 --> 00:11:09,660
‫قاتل‌ها هم عادت دارن که توی
‫مراسم ترحیم قربانی‌هاشون حاضر بشن

200
00:11:09,660 --> 00:11:13,380
‫دکتر فیربرن بهم گفت که
‫رفتی ویلو‌هیل تا تایلر رو ببینی

201
00:11:14,590 --> 00:11:16,630
‫هیچ سرنخی بهت نمیده

202
00:11:16,630 --> 00:11:18,880
‫می‌فرستت دنبال نخود سیاه

203
00:11:18,880 --> 00:11:21,480
‫برای فهمیدن چنین چیزی
‫چندین‌سال تجربه‌ی پلیسی لازم نیست

204
00:11:21,480 --> 00:11:25,140
‫چندین سال تجربه‌ی پلیسی نفهمید که
‫تایلر یه هایده. من فهمیدم

205
00:11:25,720 --> 00:11:27,460
‫پس دیگه لازم نیست بهت هشدار بدم که

206
00:11:27,460 --> 00:11:30,670
‫وادر تیررس یه طرد‌شده‌ی روانی دیگه نشی

207
00:11:31,230 --> 00:11:34,360
‫کسی که گاپلین و بردبری رو کشته، شوخی نداره

208
00:11:35,190 --> 00:11:36,900
‫با سرنوشت بازی نکن خانم آدامز

209
00:11:39,030 --> 00:11:41,480
‫گاپلین تاحالا رفته بود به دیدن تایلر؟

210
00:11:42,320 --> 00:11:44,530
‫واقعاً انتظار داری بهت بگم؟

211
00:11:48,080 --> 00:11:49,080
‫یه‌بار

212
00:11:50,160 --> 00:11:52,412
‫تایلر در عرض چند ثانیه تغییر شکل داد

213
00:11:52,437 --> 00:11:55,015
‫داشت میله‌های تیتانومی رو مچاله می‌کرد

214
00:11:55,040 --> 00:11:57,335
‫پنج‌دقیقه‌ی تمام با قلاده
بهش شوک وارد کردن تا

215
00:11:57,360 --> 00:11:59,050
برگرده به حالت انسانیش

216
00:11:59,050 --> 00:12:00,700
‫تاحالا همچین چیزی ندیده بودم

217
00:12:01,170 --> 00:12:03,930
‫خشم بی حد و حصر بود

218
00:12:05,590 --> 00:12:07,320
‫فکر می‌کنم قاتله...

219
00:12:07,320 --> 00:12:08,710
‫یه اِیوین باشه

220
00:12:10,180 --> 00:12:12,350
‫می‌تونه پرنده‌ها رو کنترل کنه

221
00:12:14,060 --> 00:12:15,400
‫نظریه‌ی جالبیـه

222
00:12:16,860 --> 00:12:20,070
‫باز خداروشکر ما توی ویلوهیل،
بیمار اِیوین نداریم

223
00:12:21,860 --> 00:12:23,400
‫ممنون که راستش رو گفتی

224
00:12:24,530 --> 00:12:27,485
خودت گفته بودی، فقط به لطف توئـه که

225
00:12:27,510 --> 00:12:30,110
تایلر ‫الان پشت میله‌های زندانه و
از شرش راحتیم

226
00:12:30,410 --> 00:12:33,360
‫به‌نظرم این کارت ارزشِ یه
‫لطف متقابل غیررسمی رو داشت

227
00:12:35,750 --> 00:12:37,630
‫گاپلین همین‌ها رو هم بهم نمی‌گفت

228
00:12:50,446 --> 00:12:52,459
« مسافرخانه‌‌ در اپل هالو »

229
00:12:59,360 --> 00:13:00,440
‫وای!

230
00:13:00,440 --> 00:13:02,360
‫به مسافرخونه‌ی‌ در اپل هالو خوش اومدید

231
00:13:02,360 --> 00:13:03,360
‫اتاق می‌خواید؟

232
00:13:04,240 --> 00:13:07,240
‫کلید اتاق ۳۰۲‌ رو می‌خوام

233
00:13:14,210 --> 00:13:16,290
‫کسی نباید مزاحم این مهمون بشه

234
00:13:16,870 --> 00:13:18,130
‫من رو هم اینجا ندیدی

235
00:13:28,970 --> 00:13:29,970
‫منم

236
00:13:34,980 --> 00:13:35,980
‫مامان؟

237
00:13:39,520 --> 00:13:41,762
‫گفته بودم پرده‌ها رو بکشی

238
00:13:41,786 --> 00:13:43,610
‫بیرون که نرفتی، رفتی؟

239
00:13:43,610 --> 00:13:45,570
‫۲۴ ساعته نشستم پای اخبار

240
00:13:47,180 --> 00:13:49,938
‫آره، شنیدم که اِف‌بی‌آی امروز صبح به

241
00:13:49,963 --> 00:13:52,080
‫مجتمع «مورنینگ سانگ» حمله کرده

242
00:13:52,080 --> 00:13:53,620
‫اما گیدیون اونجا نبوده

243
00:13:54,700 --> 00:13:56,210
‫می‌ترسم

244
00:13:56,210 --> 00:13:59,670
‫تنها راه خروجت از اون فرقه،
‫یا با دستبند بود یا کیسه‌ی حمل جسد

245
00:13:59,670 --> 00:14:01,670
‫- نمی‌ذاشتم همچین اتفاقی بیفته
‫- می‌دونم

246
00:14:06,050 --> 00:14:09,640
‫ببین، وقتی گیدیون پیدات کرد
‫توی آسیب‌پذیرترین حالتت بودی

247
00:14:10,470 --> 00:14:12,050
‫تو رو مقصر نمی‌دونم

248
00:14:12,050 --> 00:14:13,140
‫باید بدونی

249
00:14:13,140 --> 00:14:15,470
‫می‌دونیم تنها هدفش از ازدواج باهام

250
00:14:15,470 --> 00:14:19,130
‫این بود که کمکش کنم مردم رو عضو کنیم تا
‫بتونه پول‌شون رو بدزده

251
00:14:21,200 --> 00:14:22,840
‫دیگه کاریـه که شده

252
00:14:23,230 --> 00:14:24,940
‫قسمت سختش تموم شده

253
00:14:24,940 --> 00:14:26,360
‫آوردمت بیرون

254
00:14:27,240 --> 00:14:29,700
‫حالا فقط باید طبق نقشه پیش بری

255
00:14:30,660 --> 00:14:34,620
‫تو مدارک کلاه‌برداری گیدیون رو داری و
‫من هم مامورای فدرال رو افسون کردم

256
00:14:36,660 --> 00:14:38,540
‫پیداش می‌کنن

257
00:14:38,540 --> 00:14:42,080
‫بعد هم که بازداشت شد، ما راحت میشیم

258
00:14:44,250 --> 00:14:46,300
‫قول میدم نذارم بلایی سرت بیاد

259
00:14:50,025 --> 00:14:52,264
این تحقیقات به بن‌بست رسیده

260
00:14:52,289 --> 00:14:55,669
‫فقط با یه سری اقدامات شدید و جدیـه که
‫میشه یه نفر رو زنده کرد

261
00:14:56,430 --> 00:14:59,520
‫اگنس، وقتی اون پیامک‌های فضولی‌کننده‌ت رو
‫برام فرستادی،

262
00:14:59,545 --> 00:15:01,425
‫چطوری قفل گوشی گالپین رو باز کردی؟

263
00:15:03,853 --> 00:15:06,586
« کلانتر سابق جریکو در خانه‌اش فوت شد »

264
00:15:07,990 --> 00:15:10,400
‫دماغش یکم بزرگ‌تره

265
00:15:20,210 --> 00:15:21,210
‫وارد شدم

266
00:15:23,330 --> 00:15:25,540
‫عالی چهره‌ت رو تغییر دادی جوزفین

267
00:15:26,050 --> 00:15:27,990
‫حاضرم واسه ونزدی آدامز هرکاری بکنم

268
00:15:29,210 --> 00:15:32,890
‫قبل این که پلیس‌ها خونه‌ی گالپین رو بگردن،
‫هرچی می‌تونستم رو کِش رفتم

269
00:15:32,890 --> 00:15:34,893
‫دلم می‌خواست برای اولین پرونده‌ی مشترک‌مون،‫

270
00:15:34,918 --> 00:15:36,921
بیشتر از حدم ارائه کنم

271
00:15:37,510 --> 00:15:39,980
‫این که حریم شخصی حالیت نیست،
اعصاب‌خُردکن و

272
00:15:40,005 --> 00:15:41,831
‫چاپلوسی‌ کردن‌هات خسته‌کننده‌ست

273
00:15:43,003 --> 00:15:45,803
‫اما توانایی‌هات فایده‌های خودشون رو
‫برای تحقیقات دارن

274
00:15:47,570 --> 00:15:49,690
‫رو در رو بدجنس‌تر هم هست

275
00:15:49,690 --> 00:15:51,850
‫برید. دیگه باهاتون کاری ندارم

276
00:15:56,620 --> 00:15:58,080
‫بهم شک کردن

277
00:15:58,080 --> 00:16:00,940
‫اگه زنده نموندم،
مدارک توی کابین جاشون امنـه

278
00:16:01,750 --> 00:16:03,080
‫کابین؟

279
00:16:03,080 --> 00:16:04,960
‫بردبری چندین ساله که دیگه پلیس نیست

280
00:16:05,790 --> 00:16:09,469
‫بعید بدونم منظورش کابینِ
داخل اداره‌ی پلیس باشه

281
00:16:09,740 --> 00:16:12,950
‫فکر کنم باید دنبال یه آدرس واسه
‫خونه‌ای آپارتمانی جایی باشیم

282
00:16:21,653 --> 00:16:23,992
« کابین »
« ۲۰۱۵ ،پاین کرست »

283
00:16:24,650 --> 00:16:26,150
‫پاین کرست، ۲۰۱۵

284
00:16:38,450 --> 00:16:40,160
‫آره، اما چطوری بریم اونجا؟

285
00:16:42,297 --> 00:16:44,055
« اردوگاه جریکو »

286
00:16:44,080 --> 00:16:46,670
‫انگار بیرون بالاخره من رو فراخوند

287
00:16:47,840 --> 00:16:48,990
‫اسحله‌ها رو جمع کن بریم

288
00:17:03,310 --> 00:17:04,890
‫خبردار!

289
00:17:04,890 --> 00:17:07,940
‫وقتش رسیده به ندای ماجراجویی پاسخ بدیم

290
00:17:11,190 --> 00:17:13,400
‫صبح‌ همگی بخیر، طردشدگان عزیزم!

291
00:17:13,400 --> 00:17:16,660
‫از دیدن چهره‌های سرزنده و
‫بشاش‌تون بسیار خرسندم

292
00:17:16,660 --> 00:17:18,450
‫اتوبوس‌ها رسیدن

293
00:17:18,450 --> 00:17:20,830
‫موقع بار کردن تابوت‌ها مراقب باشید

294
00:17:20,830 --> 00:17:23,040
‫اولاً، مراقب همدیگه باشید

295
00:17:23,040 --> 00:17:25,320
‫دوماً، خوش بگذرونید!

296
00:17:25,830 --> 00:17:28,880
‫برای دو روز کامل، باید تمدن رو بذارم کنار

297
00:17:29,460 --> 00:17:32,550
‫یه پشم‌پوچینو، دوتا پمپ شکلات،
‫یه پمپ توت‌فرنگی،

298
00:17:32,550 --> 00:17:34,670
‫و یه پمپ اضافه از سس استیک لطفاً

299
00:17:35,720 --> 00:17:38,080
‫به‌گمونم آماده نبودی تا با
کسی تعهد داشته باشی

300
00:17:39,390 --> 00:17:40,430
‫سلام

301
00:17:41,010 --> 00:17:44,440
‫می‌دونم تا دقیقه‌ی نود درمورد این که
‫چی بپوشی، نظرت عوض میشه

302
00:17:46,836 --> 00:17:48,738
‫آره، واقعاً دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم تا

303
00:17:48,763 --> 00:17:50,820
‫این عادت چمدون‌ زیاد بستنم رو
بذارم کنار اما

304
00:17:50,820 --> 00:17:52,400
‫تا الان که اصلاً موفق نبودم

305
00:17:52,400 --> 00:17:53,860
‫خب بذار من کمکت می‌کنم

306
00:17:53,860 --> 00:17:55,940
‫زحمت نکش. خودم می‌برم

307
00:17:59,570 --> 00:18:00,780
‫خانم سینکلیر

308
00:18:01,370 --> 00:18:02,370
‫یه لحظه وقت دارید؟

309
00:18:04,240 --> 00:18:05,330
‫ممنون

310
00:18:07,160 --> 00:18:08,920
‫تو اردوگاه همدیگه رو می‌بینیم

311
00:18:09,540 --> 00:18:11,750
‫حتماً. فکر خوبیـه

312
00:18:12,920 --> 00:18:14,630
‫انگار بدجوری کمک می‌خواستید

313
00:18:14,630 --> 00:18:17,800
‫چندتا قانون خودمونی هست که
‫باید به همه اطلاع بدیم

314
00:18:17,800 --> 00:18:20,388
‫چون بعضی‌ها تصمیم گرفتن وقتی که

315
00:18:20,413 --> 00:18:22,300
‫ماه کامله، برن اردوی بیرون‌شهری

316
00:18:22,300 --> 00:18:23,640
‫آقای تودور-پول!

317
00:18:28,980 --> 00:18:31,190
‫وای خدا،‌ آره!

318
00:18:31,190 --> 00:18:34,360
‫پس بالاخره اومدی.
‫قراره کلی بهمون خوش بگذره

319
00:18:34,360 --> 00:18:36,150
‫این‌قدر ذوق نکن حالا

320
00:18:36,150 --> 00:18:39,500
‫این کار فقط یه پوشش برای تحقیقاتم
‫درمورد قتلیـه که در پیش داریم

321
00:18:39,500 --> 00:18:41,180
‫سفر قتلی چهارشنبه

322
00:18:44,580 --> 00:18:47,330
‫گمشو روانی تا پنجه‌هام نخوردن بهت

323
00:18:47,330 --> 00:18:49,540
‫حرص نخور، پشمات می‌ریزن‌ها

324
00:18:49,540 --> 00:18:51,250
‫من دستیار ونزدیم

325
00:18:51,830 --> 00:18:54,340
‫تونستم مختصات دقیق کابین رو پیدا کنم

326
00:18:54,780 --> 00:18:57,120
‫با یه پیاده‌روی ۳۰ دقیقه‌‌ای از
اردوگاه بهش می‌رسیم

327
00:18:57,120 --> 00:18:59,130
‫جسارتاً چندتا مسیر رو کشیدم

328
00:18:59,130 --> 00:19:00,720
‫می‌خواست من رو بکشه، یادت رفته؟

329
00:19:00,720 --> 00:19:03,580
‫آره اما موفق نشد، که این نشون میده
‫یه مبتدی بیشتر نیست

330
00:19:04,260 --> 00:19:05,260
‫آخ

331
00:19:06,560 --> 00:19:07,930
‫حقمـه این رو بگی

332
00:19:09,180 --> 00:19:10,390
‫کوله‌م رو بیار

333
00:19:11,440 --> 00:19:13,130
‫یه صندلی کنار پنجره برام نگه دار

334
00:19:14,110 --> 00:19:16,280
‫با چشم باز می‌خوابم

335
00:19:16,980 --> 00:19:18,690
‫خودت رو اذیت نکن توله

336
00:19:19,190 --> 00:19:21,430
‫هرکاری بکنی نمی‌فهمی دارم بهت نزدیک میشم

337
00:19:26,120 --> 00:19:27,959
‫خانم آدامز، خوشحال شدم که دیدم

338
00:19:27,984 --> 00:19:30,710
‫لحظه‌آخری به ماجراجویی‌مون اضافه شدید

339
00:19:31,117 --> 00:19:32,512
‫چیشد نظرتون عوض شد؟

340
00:19:32,537 --> 00:19:35,380
‫طبق تجربیات من،
همیشه یه نفر توی جنگل می‌میره

341
00:19:35,380 --> 00:19:36,710
‫شاید شانس‌مون گفت

342
00:19:38,440 --> 00:19:40,760
‫♪ آهنگ I Walked With a Zombie
‫از Roky Erickson ♪

343
00:19:40,760 --> 00:19:44,120
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

344
00:19:44,760 --> 00:19:47,600
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

345
00:19:48,720 --> 00:19:51,640
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

346
00:19:51,640 --> 00:19:53,170
‫♪ دیشب ♪

347
00:19:56,940 --> 00:19:59,230
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

348
00:20:00,900 --> 00:20:03,660
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

349
00:20:04,820 --> 00:20:07,780
‫♪ من با یه زامبی قدم زدم ♪

350
00:20:07,780 --> 00:20:09,790
‫♪ دیشب ♪

351
00:20:19,200 --> 00:20:22,462
‫با این که تلاش کردم خونِت رو خالی کنم اما

352
00:20:22,486 --> 00:20:24,550
‫هنوز کاملاً‌ بی‌خون نشدی

353
00:20:24,550 --> 00:20:26,260
‫چطوری... آبجی؟

354
00:20:26,260 --> 00:20:28,140
‫قضیه‌ی این تابوت خون‌آشام دیگه چیه؟

355
00:20:29,850 --> 00:20:33,100
‫باهاش یواشکی منور و بنزنین میارم

356
00:20:34,100 --> 00:20:35,900
‫واسه... آتیش درست کردن تو جنگل

357
00:20:35,900 --> 00:20:37,110
دور آتیش‌نشینی منظورته دیگه؟

358
00:20:37,110 --> 00:20:39,360
‫حالا... هرچی. همین که بسوزه کافیـه

359
00:20:55,370 --> 00:20:58,290
‫سلام، نابغه‌ی ویرانگر من

360
00:20:59,590 --> 00:21:04,183
با ‫بوی هوای تازه، حالت تهوع نگرفتی؟

361
00:21:05,040 --> 00:21:07,460
‫چیشده افتخار دادید و
‫عین جِن اینجا سبز شدید؟

362
00:21:07,460 --> 00:21:10,060
‫برای والدین همراه فراخوان دادن و

363
00:21:10,060 --> 00:21:13,480
‫من هم که به‌اندازه‌ی کافی در
دامان طبیعت وقت گذروندم

364
00:21:13,980 --> 00:21:16,100
‫می‌دونی که جنگل‌ِ بتنی به حساب نمیاد؟

365
00:21:18,230 --> 00:21:19,730
‫اون اومده اینجا چیکار؟

366
00:21:19,730 --> 00:21:23,260
‫اون ایده‌ی «ارتباط با طبیعت»ـش که
گل‌های رُز گلخونه رو هرس کرد

367
00:21:23,650 --> 00:21:26,080
‫گفتم یه فعالیت خونوادگی از توش در بیاریم

368
00:21:26,080 --> 00:21:29,700
‫من و پاگزلی هم می‌تونیم
‫روابط پدرپسری‌مون رو تقویت کنیم

369
00:21:29,700 --> 00:21:31,410
‫اوم، نه، ممنون بابا

370
00:21:32,520 --> 00:21:34,790
‫من پیش یوجین می‌مونم

371
00:21:34,790 --> 00:21:36,160
‫لرچ، یه کمکی می‌کنی؟

372
00:21:47,720 --> 00:21:50,280
‫شاید شماها هم تونستید سنگاتون رو
‫با هم وا بکنید

373
00:22:19,000 --> 00:22:20,830
‫عین درنده‌ها شدی

374
00:22:22,420 --> 00:22:25,260
‫دوست داری شکارِ بی‌دفاعت باشم؟

375
00:22:26,260 --> 00:22:27,510
‫الان نه عزیز دلم

376
00:22:30,430 --> 00:22:33,798
‫تیش، اصلاً دوست ندارم این‌قدر کلافه باشی

377
00:22:33,823 --> 00:22:36,071
‫کتابه رو بده به ونزدی، خودت رو راحت کن

378
00:22:36,096 --> 00:22:39,350
‫می‌دونم غریزه‌ی تو میگه
کوتاه بیایم اما نمیشه

379
00:22:39,350 --> 00:22:42,392
‫می‌تونم با کینه‌ی شتری کنار بیام اما

380
00:22:42,416 --> 00:22:44,835
‫نمی‌ذارم از دستم بره

381
00:22:44,860 --> 00:22:46,030
‫بعدش هم عزیزم...

382
00:22:46,030 --> 00:22:48,820
‫تو این ماجرا حمایت بی‌قید و
شرط تو رو می‌خوام

383
00:23:08,300 --> 00:23:10,180
‫ممنون که چادر رو زدی

384
00:23:10,740 --> 00:23:13,370
‫تو این طبیعت، کل دنیا گلخونه‌ی شیشه‌ای منه

385
00:23:18,270 --> 00:23:19,770
‫قضیه‌ی این موشک‌ها چیه؟

386
00:23:20,890 --> 00:23:22,650
‫سیستم هشدار اولیه‌ست

387
00:23:22,650 --> 00:23:23,690
‫هشدار برای چی؟

388
00:23:32,369 --> 00:23:34,162
‫اسلرپ این‌جا چیکار می‌کنه؟

389
00:23:34,162 --> 00:23:36,331
‫همونطور که خودت گفتی، نمی‌تونستیم
‫تنهاش بذاریم!

390
00:23:37,207 --> 00:23:41,169
‫یعنی آوردیش وسط جنگل، توی اردویی که
همه هم‌کلاسی‌هامون هستن؟

391
00:23:41,920 --> 00:23:44,673
‫آروم باش. اگه بخواد فرار کنه سریع می‌فهمیم

392
00:23:48,552 --> 00:23:50,804
‫کارمون تمومه. من‌که میرم پیشِ بقیه بچه‌ها

393
00:23:50,804 --> 00:23:52,514
‫عمراً کنار یه زامبی بخوابم

394
00:23:53,473 --> 00:23:56,143
‫راستش رو بخوای زامبی‌ها اصلاً نمی‌خوابن!

395
00:23:56,143 --> 00:23:57,269
‫آهای؟

396
00:23:57,269 --> 00:24:00,021
‫سلام پسرها. براتون یه هدیه آوردم!

397
00:24:04,234 --> 00:24:08,780
‫خب، مامانت یکم خوراکی آماده کرده که
حین طبیعت‌گردی بخوری

398
00:24:08,780 --> 00:24:11,741
‫کرم خاکی اضافه، حشره، خاک، ناخن پا...

399
00:24:11,741 --> 00:24:14,119
‫هرچیزی که توی خود طبیعتم گیر میاد

400
00:24:14,828 --> 00:24:16,496
‫عالیه. ممنونم

401
00:24:17,956 --> 00:24:19,332
صدای شکمم بود

402
00:24:19,833 --> 00:24:21,376
‫سرموقع خوراکی‌ها رو آوردی!

403
00:24:23,795 --> 00:24:28,467
‫خب، قرار نیست ازم دعوت ‫کنید
بیام چادرتون رو بررسی کنم؟

404
00:24:28,467 --> 00:24:29,707
‫نه، نه

405
00:24:29,968 --> 00:24:31,887
‫یوجین یکم پیش باد معده‌ش رو خالی کرد

406
00:24:33,054 --> 00:24:35,974
‫آره، اون داخل بوی سگ‌مُرده میده

407
00:24:38,560 --> 00:24:40,437
‫خیلی‌خب، اگه مشکلی هم پیش اومد

408
00:24:40,437 --> 00:24:42,230
‫اولین قانون اردو زدن رو یادتون باشه

409
00:24:43,231 --> 00:24:44,566
‫«هیچ اثری از خودتون به‌جا نذارید»

410
00:24:45,150 --> 00:24:47,444
‫مخصوصاً اگه پای جنازه در میونه!

411
00:24:49,154 --> 00:24:50,614
‫نکته خوبی بود آقای آدامز!

412
00:24:57,537 --> 00:24:59,247
‫برای دو روز آینده،

413
00:24:59,247 --> 00:25:00,916
‫اسم اردوگاه جریکو

414
00:25:01,541 --> 00:25:03,084
‫به اردوگاه...

415
00:25:04,503 --> 00:25:05,921
‫طردشدگان تغییر پیدا می‌کنه

416
00:25:12,302 --> 00:25:14,930
‫این سنت سالانه‌ی جدیده «نورمور»ـه

417
00:25:14,930 --> 00:25:18,225
‫یه اردوگاه جنگلی برای تقویت حس همکاری،

418
00:25:18,225 --> 00:25:19,768
‫روحیه‌ی تیمی،

419
00:25:19,768 --> 00:25:21,603
‫و از همه مهم‌تر...

420
00:25:21,603 --> 00:25:22,687
‫افتخارِ مدرسه طردشدگان!

421
00:25:24,356 --> 00:25:25,357
‫ایول!

422
00:25:27,442 --> 00:25:31,029
‫توی اردوگاه طردشدگان،
هیچ خبری از گوشی نیست

423
00:25:31,780 --> 00:25:34,032
‫و تا کیلومترها اطراف،
هیچ معمولی‌ای درکار نیست

424
00:25:37,536 --> 00:25:38,636
‫نه‌خیرم!

425
00:25:41,790 --> 00:25:43,667
‫متاسفانه با بخش آخر حرف‌هاتون موافق نیستم

426
00:25:48,922 --> 00:25:50,090
‫ران کروگر،

427
00:25:50,090 --> 00:25:51,571
‫فرمانده‌ی «افسران کارآموزی ققنوس»

428
00:25:51,596 --> 00:25:53,718
‫من این اردوگاه رو شش ماه پیش
‫برای اردوی سالانه‌مون

429
00:25:53,718 --> 00:25:55,428
‫یعنی اردوگاه «ا.ی.م.ط» رزرو کردم

430
00:25:56,012 --> 00:25:59,099
‫کارآموزها؟
‫«ا.ی.م.ط» یعنی چی؟

431
00:25:59,099 --> 00:26:01,851
اردو کردن، یادگیری، ماجراجویی و طبیعت وحشی

432
00:26:05,897 --> 00:26:07,524
‫ما یه قرارداد امضا شده داریم!

433
00:26:08,608 --> 00:26:12,612
‫که یعنی شما باید هرچه سریع‌تر وسایل‌تون
‫رو جمع کنید و از جنگل بزنید بیرون!

434
00:26:12,612 --> 00:26:15,282
‫خب ما هم یه قرارداد داریم که

435
00:26:16,074 --> 00:26:17,826
‫صاحبِ اردوگاه امضاش کرده!

436
00:26:17,826 --> 00:26:20,328
‫جک پیر، آره. بازنشسته
‫شد و رفت «اورلاندو»

437
00:26:20,328 --> 00:26:21,913
‫الان دیگه پسرهاش این‌جا رو می‌گردونن

438
00:26:22,914 --> 00:26:24,124
‫حتماً دو بار اجاره‌ش دادن!

439
00:26:24,124 --> 00:26:26,710
‫این‌جور سوتی‌ها فقط از معمولی‌ها برمیاد!

440
00:26:26,710 --> 00:26:28,920
‫خب پس گروهبان، فعلاً خداحافظ...

441
00:26:31,298 --> 00:26:33,800
‫من ۳۶۴ روزه که دارم
‫این پسرها رو برای یه چالش بزرگ

442
00:26:33,800 --> 00:26:35,635
‫توی دل طبیعت آماده می‌کنم

443
00:26:35,635 --> 00:26:37,387
‫و این چالش همین هفته برگزار می‌شه!

444
00:26:37,387 --> 00:26:40,265
‫کارآموزان، کمک‌شون کنید
‫وسایل‌شون رو جمع کنن و برن

445
00:26:40,290 --> 00:26:42,544
‫تا ساعت ۴ همه طردشده‌ها
‫باید این‌جا رو تخلیه کرده باشن

446
00:26:42,569 --> 00:26:43,904
‫به روی چشم قربان!

447
00:26:55,155 --> 00:26:58,742
‫اگه تو و این نوچه‌های بی‌جونت
‫اینقدر برای این اردوگاه له‌له می‌زنید

448
00:26:59,284 --> 00:27:00,702
!بیاین و برای به‌دست آوردنش بجنگید

449
00:27:00,702 --> 00:27:01,828
‫ببخشید؟

450
00:27:01,828 --> 00:27:03,830
‫برنده می‌مونه، بازنده می‌ره خونه‌شون!

451
00:27:04,581 --> 00:27:05,915
‫از نظر من ‌که فکر خوبیه

452
00:27:05,915 --> 00:27:08,627
‫مگه این ‌که تو و پسرهات
‫جراتش رو نداشته باشید

453
00:27:12,366 --> 00:27:13,586
‫باشه خانم مو خرگوشی!

454
00:27:14,382 --> 00:27:16,134
ما هم موافقیم

455
00:27:16,676 --> 00:27:17,844
‫پیشنهادت چیه؟

456
00:27:21,931 --> 00:27:24,309
‫در پی تغییر ناگهانی‌ای در
‫برنامه‌مون ایجاد شد،

457
00:27:24,309 --> 00:27:29,939
‫مفتخرم آغاز اولین دوره جنگ رنگی
‫«طردشدگان» و «کارآموزان» رو اعلام کنم

458
00:27:29,939 --> 00:27:35,070
‫هر تیم، یک زفر اختصاصی خواهد داشت
‫که توسط دانش‌آموزان داوینچی طراحی شده

459
00:27:36,529 --> 00:27:38,782
‫<i>قوانین مسابقه خیلی ساده‌ست</i>

460
00:27:38,782 --> 00:27:41,493
‫<i>هر تیم می‌تونه تا ده عضو داشته باشه</i>

461
00:27:41,493 --> 00:27:44,913
‫<i>اعضا به دو گروه «مدافع» و
‫«مهاجم» تقسیم می‌شن</i>

462
00:27:45,747 --> 00:27:49,125
‫<i>مدافعان باید «زفر»ِ تیم مقابل رو
‫گروگان بگیرن</i>

463
00:27:49,125 --> 00:27:54,005
‫<i>و مهاجمان باید به هر روشی که صلاح بدونن،
‫برای بازپس‌گیری «زفر»شون اقدام کنن</i>

464
00:27:55,423 --> 00:27:58,134
‫هر تیمی که موفق شد زفرش رو پس بگیره،

465
00:27:58,134 --> 00:28:00,136
‫<i>یک منور شلیک می‌کنه</i>

466
00:28:02,472 --> 00:28:05,934
‫بعدش مسابقه بعدی آغاز می‌شه،
‫باید از آبشارهای سایدریک عبور کنید

467
00:28:05,934 --> 00:28:08,186
‫دوباره برگردید این‌جا، به سمت برج دیده‌بانی

468
00:28:09,229 --> 00:28:13,233
‫<i>اولین تیمی که «زفر» خودش رو روی
‫سه‌پایه‌ی بالای برج قرار بده، برنده‌ست</i>

469
00:28:14,609 --> 00:28:16,945
‫پنج دقیقه فرصت دارید
هم‌تیمی‌هاتون رو انتخاب کنید

470
00:28:18,363 --> 00:28:20,073
‫«نایت‌شیدها» دوباره دور هم جمع شدن!

471
00:28:20,073 --> 00:28:22,134
‫- من و برونو می‌خوایم توی تیم باشیم
‫- منم می‌خوام

472
00:28:22,159 --> 00:28:23,536
‫اه، داداش

473
00:28:23,952 --> 00:28:27,122
‫شرمنده، فقط اعضای نایت‌شید
‫می‌تونن توی تیم باشن!

474
00:28:32,377 --> 00:28:34,838
‫- اما اشکالی نداره، بفرمایید
‫- خب نقشه چیه؟

475
00:28:35,422 --> 00:28:37,132
‫خب، ما می‌تونیم از «زفر» محافظت کنیم

476
00:28:37,132 --> 00:28:40,009
‫من هرکسی اومد سمت‌تون رو با
‫سنگ می‌زنم و تو هم افسون‌شون می‌کنی!

477
00:28:40,009 --> 00:28:41,803
‫بقیه‌مون به تیم حریف حمله می‌کنیم

478
00:28:42,303 --> 00:28:43,763
‫موفق باشید اسکل‌ها!

479
00:28:47,142 --> 00:28:50,186
‫من تختم رو با یه چادر عوض
‫کردم تا کلبه‌ی گالبین رو پیدا کنم

480
00:28:50,186 --> 00:28:54,107
‫عمراً بذارم یه‌مشت کله‌پوک ‫عضله‌ای
جلوی ماموریتم رو بگیرن

481
00:28:55,483 --> 00:29:00,113
‫نوآ، دیلن، گریفین، جاسپر

482
00:29:01,114 --> 00:29:02,741
‫شما باید یه محدوده‌ی دفاعی درست کنید!

483
00:29:03,862 --> 00:29:07,116
‫- اصلاً نذارید این اُسکل‌ها نزدیک بشن!
‫- به‌روی چشم قربان!

484
00:29:08,037 --> 00:29:12,167
‫من یه‌سری تجهیزات غیرمجاز هم
‫قاچاقی آوردم که مسابقه رو عادلانه کنیم

485
00:29:16,004 --> 00:29:18,840
‫بیلی، تو فرمانده‌ی گروه ضربتی!

486
00:29:18,840 --> 00:29:21,634
‫فقط و فقط باید برنده بشیم!

487
00:29:21,634 --> 00:29:22,969
‫به‌روی چشم قربان

488
00:29:22,969 --> 00:29:25,221
‫هیچ شکستی درکار نیست

489
00:29:25,221 --> 00:29:27,432
‫- به‌روی چشم قربان!
‫- نشنیدم

490
00:29:27,432 --> 00:29:28,558
‫به‌روی چـشـم قربان!

491
00:29:35,607 --> 00:29:38,026
‫- موفق باشید بچه‌ها
‫- ایجکس، از این سمت!

492
00:29:39,027 --> 00:29:41,780
‫- گروه ضربت، جدا بشید
‫- چشم قربان. بریم!

493
00:29:56,753 --> 00:29:58,797
‫- حواست رو جمع‌کن کارآموز!
‫- چشم قربان

494
00:30:00,340 --> 00:30:02,675
‫اگه هدفون توی گوش‌شون ‫باشه
نمی‌تونم افسون‌شون کنم

495
00:30:03,844 --> 00:30:09,524
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

496
00:30:18,274 --> 00:30:20,068
‫کلاه اون یارو کله‌ماریه رو هدف بگیر

497
00:30:24,864 --> 00:30:25,949
‫نه!

498
00:30:25,949 --> 00:30:27,075
‫چشمات رو ببند

499
00:30:32,747 --> 00:30:35,458
‫گرفتمش! منور رو شلیک کنید!

500
00:30:35,458 --> 00:30:37,544
‫ایول!

501
00:30:41,965 --> 00:30:44,592
‫منور سبز.
‫کارآموزها «زفر»ـشون رو پس گرفتن

502
00:30:47,720 --> 00:30:48,930
‫ایول

503
00:30:48,930 --> 00:30:50,056
‫آره!

504
00:30:52,851 --> 00:30:53,893
‫سگ‌ها رو خبر کن

505
00:31:02,777 --> 00:31:03,987
‫آماده باشید!

506
00:31:13,204 --> 00:31:15,290
‫- مراقب باش!
‫- گاز اشک‌آوره!

507
00:31:19,168 --> 00:31:20,670
‫نیروی هوایی رو خبر کن

508
00:31:55,246 --> 00:31:56,789
‫برید گمشید! برید گمشید!

509
00:32:04,797 --> 00:32:06,549
‫با جنگ شیمیایی نمی‌تونی

510
00:32:06,549 --> 00:32:08,301
‫اشک من رو در بیاری!

511
00:32:23,566 --> 00:32:26,110
‫منور بنفش! ونزدی «زفر» رو گرفت

512
00:32:26,110 --> 00:32:27,153
‫آخ جون

513
00:32:39,499 --> 00:32:41,250
‫ولی ونزدی خیلی عقبه

514
00:32:54,455 --> 00:32:55,473
‫زود باشید

515
00:32:55,473 --> 00:32:56,516
‫زود باش، زود باش

516
00:33:00,186 --> 00:33:01,646
‫زود باش، یالا!

517
00:33:01,646 --> 00:33:02,647
‫آره، ایول!

518
00:33:16,953 --> 00:33:18,162
‫چیکار کنیم؟

519
00:33:42,437 --> 00:33:43,438
‫چی؟ بی‌خیال!

520
00:33:44,022 --> 00:33:45,148
‫زود باش بریم

521
00:33:48,651 --> 00:33:50,069
‫آره!

522
00:34:29,317 --> 00:34:33,029
‫کلبه‌ی گالپین حدوداً چهار کیلومتر با
اردوگاه فاصله داره

523
00:34:33,029 --> 00:34:35,990
‫حواست به بازگشتِ
‫شکنجه‌گر بال‌سیاه‌مون باشه!

524
00:34:38,284 --> 00:34:41,662
‫اگه الان حرکت کنیم، می‌تونیم قبل از
‫اینکه کسی بفهمه کار رو تموم کنیم و برگردیم

525
00:34:42,330 --> 00:34:45,083
‫امشب توی دورِ آتیش‌نشینی اردوگاه
‫حضور دارید دیگه خانم آدامز؟

526
00:34:45,666 --> 00:34:48,753
‫من معمولاً از شکنجه‌های ‫عجیب‌غریب
لذت می‌برم. امشب نیستم

527
00:34:49,337 --> 00:34:51,547
‫آخه بیشتر آدم‌ها دچار «ت.ا.ج.م» می‌شن

528
00:34:51,547 --> 00:34:52,799
‫" ترس از جا موندن »

529
00:34:52,799 --> 00:34:55,343
‫من «ت.ا.م» دارم.
‫ترس از مشارکت!

530
00:34:56,594 --> 00:34:57,595
‫خب...

531
00:34:58,721 --> 00:35:02,433
‫فقط خواستم ازت تشکر کنم که حقِ
‫اون معمولی‌ها رو گذاشتی کف دست‌شون

532
00:35:02,934 --> 00:35:05,645
‫برای کسی که ادعا می‌کنه ضد اجتماعه،

533
00:35:05,645 --> 00:35:07,605
‫تو توی یه بعدازظهر، کاری کردی که

534
00:35:07,605 --> 00:35:10,316
‫حتی با هزارتا تمرین آمادگی هم ممکن نیست

535
00:35:11,400 --> 00:35:12,401
‫پس ازت ممنونم

536
00:35:19,534 --> 00:35:22,286
‫می‌خوام با یک کلمه
عملکرد امروزتون رو توصیف کنم،

537
00:35:22,286 --> 00:35:23,246
‫اسفناک!

538
00:35:23,246 --> 00:35:24,580
‫به‌روی چشم قربان

539
00:35:24,580 --> 00:35:29,001
‫یه طردشده‌ی ریزه‌میزه شکست‌تون داد!

540
00:35:29,001 --> 00:35:30,545
‫اونم یه دختر

541
00:35:32,880 --> 00:35:34,549
‫الان چه حسی دارید؟

542
00:35:35,508 --> 00:35:38,052
‫جواب درست حسِ بی‌ارزش بودنـه!

543
00:35:38,052 --> 00:35:40,429
‫ممنون بابت بازخورد ارزشمندتون، قربان!

544
00:35:40,429 --> 00:35:43,516
‫شکست خوردید و وسط میدون نبرد تحقیر شدید

545
00:35:44,225 --> 00:35:48,437
‫اما ققنوس‌ها همیشه بعد از شکست جون می‌گیرن!

546
00:35:49,105 --> 00:35:50,106
‫امشب

547
00:35:50,690 --> 00:35:53,234
‫اردوگاه جریکو رو پس می‌گیریم!

548
00:35:53,234 --> 00:35:54,652
‫به‌روی چشم قربان!

549
00:36:03,494 --> 00:36:06,789
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

550
00:36:06,789 --> 00:36:07,957
‫♪ ممنونم ♪

551
00:36:09,584 --> 00:36:12,795
‫♪ دردسر توی راهه ♪

552
00:36:15,506 --> 00:36:19,635
‫♪ زلزله‌ و رعد و برق به چشمم می‌خوره ♪

553
00:36:21,512 --> 00:36:25,433
‫♪ امروز، روز خوبی نیست... ♪

554
00:36:27,435 --> 00:36:30,021
‫♪ یه‌ امشب رو جایی نرو ♪

555
00:36:30,021 --> 00:36:33,399
‫♪ ممکنه یه بلایی سرت بیاد ♪

556
00:36:33,399 --> 00:36:37,737
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

557
00:36:39,572 --> 00:36:42,909
‫♪ صدای طوفان رو می‌شنوم ♪

558
00:36:45,786 --> 00:36:48,748
‫♪ می‌دونم که پایان‌ نزدیکه ♪

559
00:36:51,209 --> 00:36:55,421
‫♪ می‌ترسم که رودخانه طغیان کنه ♪

560
00:36:57,340 --> 00:37:01,677
‫♪ صدایِ خشم و ویرانی به گوشم می‌رسه ♪

561
00:37:32,124 --> 00:37:34,043
‫هر آینه‌ای یک سمت تاریک داره!

562
00:37:47,098 --> 00:37:48,099
‫پاتریشا ردکار

563
00:37:52,311 --> 00:37:53,396
‫برونته ویگن

564
00:37:55,898 --> 00:37:57,525
‫جولیان میوهاش

565
00:37:58,109 --> 00:37:59,986
‫اینا آگهی‌های فوتِ اعضای مختلف «طردشدگان»ان

566
00:38:00,820 --> 00:38:02,738
‫بعضی هاشون بیشتر از پونزده ساله که فوت شدن!

567
00:38:03,990 --> 00:38:05,700
‫همه‌شون بیمارانِ ویلوهیل بودن

568
00:38:09,453 --> 00:38:10,621
‫" لوئیس "

569
00:38:11,289 --> 00:38:15,293
‫اگه اون پشت قضیه‌ی قتل طردشدگان باشه،
‫قربانی بعدی‌ش «ایند»ـه!

570
00:38:30,057 --> 00:38:32,643
‫فقط با کتاب گودی می‌تونم
قدرتم رو دوباره به‌دست بیارم

571
00:38:33,686 --> 00:38:37,106
‫یه‌بار مودبانه درخواست کردم.
‫حالا وقتشه یکم جدی‌تر باشم

572
00:38:37,106 --> 00:38:40,067
‫♪ ممکنه یه بلایی سرت بیاد ♪

573
00:38:40,067 --> 00:38:44,405
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها می‌بینم ♪

574
00:38:44,405 --> 00:38:45,489
‫♪ از دور دست‌ها ♪

575
00:38:45,990 --> 00:38:51,162
‫♪ ماه شوم رو از دور دست‌ها ♪

576
00:38:51,162 --> 00:38:53,331
‫♪ می‌بینم ♪

577
00:38:57,877 --> 00:38:58,961
‫ممنونم

578
00:39:00,254 --> 00:39:02,506
‫واقعاً صدای قشنگی دارید خانم آدامز

579
00:39:02,506 --> 00:39:03,507
‫اوه...

580
00:39:04,008 --> 00:39:06,218
‫من معمولاً فقط توی
‫مراسم‌های خاکسپاری آواز می‌خونم

581
00:39:07,261 --> 00:39:10,765
‫دیدار خودجوشِ مراسم خیریه‌ست؟

582
00:39:10,765 --> 00:39:11,766
‫نه

583
00:39:13,267 --> 00:39:15,144
‫اما با مادرم تماس گرفتم

584
00:39:16,020 --> 00:39:17,021
‫وای!

585
00:39:18,064 --> 00:39:22,401
‫خب، می‌دونم که دیگه سال‌هاست
‫جزو اهداکننده‌های فعال نیست

586
00:39:22,401 --> 00:39:25,071
‫تونستی قانعش کنی نظرش رو عوض کنه؟

587
00:39:25,696 --> 00:39:27,490
‫جواب تماسم رو نداد

588
00:39:27,490 --> 00:39:30,868
‫خب، می‌تونیم دعوت‌ش کنیم بیاد مدرسه

589
00:39:31,452 --> 00:39:33,454
‫گفتگوهای حضوری نتیجه بهتری دارن

590
00:39:33,454 --> 00:39:36,540
‫به‌نظر می‌رسه رابطه‌تون خیلی پیچیده‌ست

591
00:39:38,167 --> 00:39:40,336
‫اون‌که خیلی آدم صاف و ساده‌ایه

592
00:39:40,336 --> 00:39:44,465
‫دوست داره همه‌چیز رو کنترل کنه و
من از این کارها خوشم نمیاد

593
00:39:45,633 --> 00:39:49,762
‫خب خانم آدامز، یکم دقت کنید.
‫هدفِ «نِورمور» دقیقاً همینه

594
00:39:50,304 --> 00:39:52,973
‫به‌نظرتون می‌تونید
اختلاف‌هاتون رو کنار بذارید و

595
00:39:52,973 --> 00:39:54,350
‫آشتی کنید؟

596
00:39:55,393 --> 00:39:58,437
‫مامانم ترجیح می‌ده سم بخوره تا با
من آشتی کنه

597
00:39:59,688 --> 00:40:00,689
‫آهان...

598
00:40:02,691 --> 00:40:04,360
‫بعد از این‌که توله‌ها رو انداختیم توی قفس،

599
00:40:04,360 --> 00:40:07,405
‫یواشکی می‌ریم سمت دریاچه و یکم شنا می‌کنیم.
‫پایه‌ای؟

600
00:40:08,739 --> 00:40:10,408
‫ما چند وقته از هم جدا شدیم؟

601
00:40:12,410 --> 00:40:14,328
‫می‌دونم که کله‌ماری‌ها
،گیرایی‌شون خیلی پایینه

602
00:40:15,663 --> 00:40:17,498
‫اما دلم نمی‌خواست باور کنم
‫از هم جدا شدیم

603
00:40:24,255 --> 00:40:25,631
‫حق با توئـه ایجکس

604
00:40:27,091 --> 00:40:30,344
‫باید همون اول، وقتی که مدرسه شروع شده بود
‫بهت می‌گفتم احساساتم تغییر کرده

605
00:40:31,053 --> 00:40:33,222
‫- نکنه کار من اشتباهی کردم؟
‫- نه

606
00:40:35,808 --> 00:40:37,226
‫فقط، توی این تابستونی که گذشت،

607
00:40:37,226 --> 00:40:40,896
‫فهمیدم من دیگه اون دختر ضعیف و بی‌اعتماد
‫به‌نفسی نیستم که نمی‌تونه با هیچکس دوست بشه

608
00:40:40,896 --> 00:40:42,106
‫اما من عاشقِ همون دختر بودم

609
00:40:42,690 --> 00:40:43,691
‫می‌دونم

610
00:40:45,526 --> 00:40:48,154
‫ولی اون دختر گرگینه شد. خودش رو پیدا کرد!

611
00:40:50,739 --> 00:40:52,450
‫اصلاً نیومدی باهام صحبت کنی!

612
00:40:53,993 --> 00:40:56,620
‫کاش خیلی زودتر از این‌ها با هم
‫حرف می‌زدیم، قبل از این‌که...

613
00:40:57,246 --> 00:40:59,331
‫قبل از این‌که تنهایی رابطه‌مون رو
فراموش کنی

614
00:41:00,458 --> 00:41:01,667
‫من واقعاً متاسفم...

615
00:41:04,628 --> 00:41:08,257
‫فکر نمی‌کردم رابطه‌م با
‫برونو اینقدر زود جدی بشه

616
00:41:13,846 --> 00:41:16,086
‫اون روز که رفته بودیم «اوریا هیپ» رو
‫یادت میاد؟

617
00:41:20,060 --> 00:41:22,688
‫به‌هرحال از قدیم گفتن موش و گربه
‫هیچوقت نمی‌تونن با هم دوست بشن

618
00:41:41,582 --> 00:41:43,501
‫راستش رو بخواین دلم واسه کله‌ماریه سوخت!

619
00:41:44,001 --> 00:41:46,337
‫- منم!
‫- راه بیفتید!

620
00:42:00,142 --> 00:42:01,143
‫ونزدی...

621
00:42:01,936 --> 00:42:04,647
‫توی دور آتیش‌نشینی نبودی!

622
00:42:04,647 --> 00:42:06,524
‫پس خداروشکر زمان‌بندیم بی‌نقص بوده

623
00:42:07,316 --> 00:42:08,901
‫اومدی حرف بزنیم؟

624
00:42:08,901 --> 00:42:11,320
‫توی این خانواده با صحبت چیزی حل نمی‌شه

625
00:42:11,320 --> 00:42:13,113
‫با زور بازو کارهامون رو پیش می‌بریم

626
00:42:13,113 --> 00:42:14,406
‫اکثر اوقات هم با کثیف‌کاری!

627
00:42:14,949 --> 00:42:17,326
‫مثل الان که کتابِ گودی رو دزدیدی

628
00:42:19,078 --> 00:42:21,914
‫یه فرصت دیگه بهت می‌دم که
‫مثل آدم بیاری پسش بدی!

629
00:42:21,914 --> 00:42:23,666
‫می‌دونی که از این خبرها نیست

630
00:42:24,359 --> 00:42:26,086
‫پس دیگه هیچ چاره‌ای واسه‌م نمی‌مونه

631
00:42:28,504 --> 00:42:30,756
‫من تو رو به «دوئل کورکورانه» دعوت می‌کنم

632
00:42:37,680 --> 00:42:41,058
‫می‌خوای با چشمان بسته مبارزه کنیم؟

633
00:42:42,393 --> 00:42:45,938
‫این نمایش بوی دستای
‫استخونی مادربزرگتو می‌ده

634
00:42:45,938 --> 00:42:47,565
امی‌دونم که چندوقتیـه با هم حرف می‌زنید

635
00:42:47,565 --> 00:42:50,109
‫دقیقاً همینطوری من رو
‫می‌انداخت به جون اوفیلیا!

636
00:42:50,109 --> 00:42:51,986
‫این قضیه هیچ ربطی به مادربزرگ نداره

637
00:42:51,986 --> 00:42:53,946
‫موضوع اینه که تو پات رو از
گلیمـت درازتر کردی

638
00:42:55,447 --> 00:42:57,491
‫امشب مبارزه می‌کنیم، زیر نور ماه کامل!

639
00:42:58,200 --> 00:43:00,494
‫این چالش رو قبول می‌کنی؟

640
00:43:07,793 --> 00:43:09,545
‫پس مین کوچولوی من این‌جاست!

641
00:43:14,466 --> 00:43:15,467
‫عزیزم،

642
00:43:16,760 --> 00:43:19,972
با ونزدی قراره بریم وسط جنگل مبارزه کنیم

643
00:43:19,972 --> 00:43:21,724
‫و مشکلات‌مون رو حل کنیم

644
00:43:23,642 --> 00:43:25,019
‫از این عالی‌تر نمی‌شه!

645
00:43:25,019 --> 00:43:27,605
‫منم می‌رم تو یکی از
این حمام‌های محلی دوش بگیرم

646
00:43:27,605 --> 00:43:29,064
‫خوش بگذره

647
00:43:39,241 --> 00:43:41,785
‫اول محیط بیرونی چادرها رو امن کنید

648
00:43:41,785 --> 00:43:45,164
‫بعدشم با مهارت‌های گره‌زنی‌تون
‫دست و پای طردشده‌ها رو ببندید

649
00:43:45,164 --> 00:43:46,304
‫قربان،

650
00:43:47,124 --> 00:43:49,251
‫فکر نمی‌کنیم این‌بار فکر خوبی باشه!

651
00:43:49,251 --> 00:43:50,794
‫اون‌ها بازی رو منصفانه بُردن

652
00:43:50,794 --> 00:43:54,590
‫کی بهتون گفته فکر کنید؟
‫با فکر کردن کُشته می‌شین!

653
00:43:55,299 --> 00:43:57,885
‫زنده موندن‌تون به این بستگی ‫داره که
از دستورات پیروی کنید

654
00:43:57,885 --> 00:43:59,386
‫از دستورات من!

655
00:43:59,386 --> 00:44:01,722
‫نظاره کنید و یاد بگیرید

656
00:44:01,722 --> 00:44:05,059
‫با غافل‌گیری و عملیات پنهونی‌مون
پیروز میدانیم

657
00:44:05,851 --> 00:44:07,436
‫برید، برید، برید!

658
00:44:08,354 --> 00:44:09,730
‫شماها با من بیاین

659
00:44:13,567 --> 00:44:15,194
‫یالا، یالا، یالا

660
00:44:43,347 --> 00:44:44,348
‫- اسلرپ؟
‫- اسلرپ؟

661
00:44:48,435 --> 00:44:49,520
‫آفرین پسرم!

662
00:44:51,313 --> 00:44:56,068
‫«دوئل کورکورانه» از قدیمی‌‌ترین
‫رسوم خانواده‌ی آدامزه!

663
00:44:56,068 --> 00:44:58,070
‫نتیجه‌ی این دوئل قطعی و لازم‌الاجراست

664
00:44:58,070 --> 00:44:59,988
‫از عواقبش باخبرم!

665
00:45:01,073 --> 00:45:02,449
‫تینگ شاهد مبارزه ما خواهد بود

666
00:45:03,033 --> 00:45:05,536
‫ترجیح دادم این اختلاف به
‫بیرون از خانواده‌مون درز نکنه

667
00:45:05,536 --> 00:45:06,995
‫توی این مورد باهات موافقم

668
00:45:13,335 --> 00:45:16,338
‫هر کسی که قلب شیشه‌ایِ
‫شخص مقابل رو بشکافه، برنده‌ست!

669
00:45:17,089 --> 00:45:18,549
‫اگه من بردم،

670
00:45:19,466 --> 00:45:21,385
‫باید کتاب گودی رو پس بدی

671
00:45:21,385 --> 00:45:22,720
‫و اگه من بُردم

672
00:45:25,264 --> 00:45:26,265
‫آتیشش می‌زنم

673
00:45:29,768 --> 00:45:31,854
‫از تصمیمت مطمئنی؟

674
00:45:54,084 --> 00:45:55,836
‫می‌دونستم باید به یکی بگیم!

675
00:45:55,836 --> 00:45:57,755
‫خب اسلرپ با تو صمیمی‌تر بود

676
00:45:57,755 --> 00:46:01,216
‫نگه داشتن یه زامبی قاتل،
‫باعثِ اخراج هردوتاتون می‌شه!

677
00:46:01,216 --> 00:46:03,385
‫- اه!
‫- تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

678
00:46:03,385 --> 00:46:07,181
‫دارم با رسیدگی به کارهای کم‌اهمیتِ
‫خواهرت، توانایی‌هام رو بهش ثابت می‌کنم

679
00:46:07,681 --> 00:46:08,974
‫مثل زنده نگه داشتن شما دوتا!

680
00:46:11,602 --> 00:46:12,978
‫باید اسلرپ رو پیدا کنیم

681
00:46:14,438 --> 00:46:15,481
‫عمراً

682
00:46:15,481 --> 00:46:17,316
‫من دیگه با این زامبیـه هیچ کاری ندارم

683
00:46:17,316 --> 00:46:20,027
‫نترس بابا. اسلرپ هیچوقت
!نخواسته مغزم رو بخوره

684
00:46:20,027 --> 00:46:22,237
‫چون جز کالری خالی هیچی نداره!

685
00:46:22,863 --> 00:46:26,575
‫ببینید، آخر باری که با یه هیولا
‫توی جنگل تنها بودم

686
00:46:26,575 --> 00:46:27,868
‫کارم به کُما کشید

687
00:46:29,077 --> 00:46:30,162
‫اینقدر پز نده

688
00:46:42,299 --> 00:46:45,844
‫پیر شدی‌ها مامان،
‫می‌تونم صدای لرزش استخون‌هات رو بشنوم

689
00:47:02,694 --> 00:47:04,863
‫هنوز توی مبارزات شمشیر به
‫شمشیر، با خودت چاقو میاری؟

690
00:47:19,419 --> 00:47:21,129
‫هر چی بلدم از تو یاد گرفتم

691
00:47:21,129 --> 00:47:23,090
‫اما من همه‌ی تکنیک‌هام رو بهت یاد ندادم

692
00:47:55,747 --> 00:47:57,749
‫♪ مرا ببوس ♪

693
00:47:59,543 --> 00:48:03,380
‫♪ مرا محکم‌تر ببوس! ♪

694
00:48:05,048 --> 00:48:08,886
‫♪ انگار که امشب... ♪

695
00:48:08,886 --> 00:48:14,474
‫♪ آخرین شب ماست ♪

696
00:48:14,975 --> 00:48:20,898
‫♪ مرا محکم‌تر ببوس ♪

697
00:48:25,819 --> 00:48:28,864
‫♪ صبور باش، ای قلبِ سوزان ♪

698
00:48:31,950 --> 00:48:35,579
‫می‌بینم که هوای تازه روستا بهت ساخته!

699
00:48:43,337 --> 00:48:46,298
‫امشب چقدر شیطون شدی!

700
00:48:48,759 --> 00:48:49,968
‫بازی تبر...

701
00:48:54,014 --> 00:48:55,390
‫بذار...

702
00:48:59,770 --> 00:49:01,980
‫نه اسلرپ! بابام نه!

703
00:49:04,232 --> 00:49:07,569
‫♪ محکم‌تر ♪

704
00:49:07,569 --> 00:49:11,365
‫♪ چون از این می‌ترسم که از دستت بدم ♪

705
00:49:12,211 --> 00:49:13,450
‫♪ از دستت بدم ♪

706
00:49:13,450 --> 00:49:15,577
‫برید کنار. برید کنار

707
00:49:15,577 --> 00:49:16,787
‫چی شده؟

708
00:49:17,329 --> 00:49:18,956
‫♪ ای عشق من ♪

709
00:49:21,375 --> 00:49:24,127
‫برید! برگردید توی چادرهاتون. فرار کنید

710
00:49:55,409 --> 00:49:56,660
‫ببخشید عزیزم!

711
00:50:23,186 --> 00:50:25,230
‫زامبی‌های نوجوان...

712
00:50:25,230 --> 00:50:27,441
‫کارآموزان ریاکار...

713
00:50:30,861 --> 00:50:33,530
‫اردو زدن خیلی وحشیانه‌تر از
چیزی بود که فکر می‌کردم

714
00:50:36,783 --> 00:50:39,286
‫متوجه شدم که طبیعت ما رو دور هم جمع نمی‌کنه

715
00:50:41,580 --> 00:50:43,081
‫بلکه ما رو از هم جدا می‌کنه

716
00:50:52,507 --> 00:50:54,051
‫ضعیفارو می‌بلعه

717
00:50:55,886 --> 00:50:58,138
‫و به قوی‌ها اجازه زیستن می‌ده

718
00:51:06,313 --> 00:51:07,981
‫از مادرم شکست خوردم

719
00:51:08,899 --> 00:51:10,609
‫کتاب گودی رو ازم گرفتن

720
00:51:11,610 --> 00:51:12,986
‫قدرتم رو از دست دادم

721
00:51:15,030 --> 00:51:17,282
‫و هنوز یه قدم هم به نجات ایند نزدیک‌ نشدم

722
00:51:18,742 --> 00:51:21,661
‫حالا در مقابل شکارچی‌ای که
‫دائماً ما رو زیر نظر داره بی‌دفاعم!

723
00:51:24,998 --> 00:51:26,833
‫جلوی چشم همه‌مون پنهان شده

724
00:51:28,627 --> 00:51:30,879
‫منتظر زمانِ مناسبه تا زهر خودش رو بریزه

725
00:51:40,430 --> 00:51:43,058
‫ساعت شنی این تحقیق به آخرهای خط رسیده

726
00:51:44,518 --> 00:51:48,230
‫چرا گالپین اعضای فوت‌شده «طردشدگان» رو
زیر نظر داشته؟

727
00:51:51,399 --> 00:51:52,859
‫لوئیس کیه؟

728
00:51:54,277 --> 00:51:57,155
‫و چه ربطی به مرگ قریب‌الوقوع ایند داره؟

729
00:51:59,491 --> 00:52:01,743
‫در این جنگل دو مسیر وجود داره

730
00:52:05,622 --> 00:52:07,958
‫و من باید مسیر کمتر شناخته‌شده رو
انتخاب کنم

731
00:52:10,919 --> 00:52:12,254
‫و اون مسیر

732
00:52:13,713 --> 00:52:15,006
‫به «ویلوهیل» ختم می‌شه

733
00:52:17,634 --> 00:52:21,388
‫دکتر فیربرن، مهمون جدیدمون رسید
‫فرستادیمش اتاق ۳۹۸۹

734
00:52:21,388 --> 00:52:23,348
‫باید حسابی حواس‌تون به این یکی باشه

735
00:52:23,348 --> 00:52:27,018
‫خیلی خطرناکه،
‫دست‌کم باعث مرگ دو نفر شده

736
00:52:27,018 --> 00:52:29,437
‫دستور نظارت بیست‌وچهارساعته رو صادر می‌کنم

737
00:52:29,437 --> 00:52:31,690
‫به هیچ عنوان نباید ریسک کنیم

738
00:52:37,821 --> 00:52:39,573
‫به «ویلوهیل» خوش اومدی!

739
00:52:39,597 --> 00:52:49,597
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

740
00:52:49,621 --> 00:52:59,621
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

