﻿1
00:00:10,427 --> 00:00:12,887
‫♪ دو تا دو تا، درد و بلا ♪

2
00:00:13,388 --> 00:00:16,307
‫♪ آتیش بسوزه، دیگ بشه پر صدا ♪

3
00:00:17,225 --> 00:00:19,935
‫♪ خونِ بابون رو بریز ♪

4
00:00:19,936 --> 00:00:22,272
‫♪ انگشتام گز گز می‌کنه، یه حسی دارم ♪

5
00:00:23,231 --> 00:00:25,734
‫♪ یه شَرّی داره میاد، انگار خبر دارم ♪

6
00:00:34,868 --> 00:00:36,202
‫جسد نازمون در چه حالـه؟

7
00:00:36,786 --> 00:00:38,954
‫دکتر توصیه کرد براش داستان بخونم

8
00:00:38,955 --> 00:00:40,330
‫انتخابم «مکبث» بود

9
00:00:40,331 --> 00:00:42,750
‫هیچی مثل مرگ و ناامیدی و
‫تیکه‌تیکه شدن،

10
00:00:42,751 --> 00:00:45,003
‫نمی‌تونه از کما درش بیاره

11
00:00:45,670 --> 00:00:47,046
‫بیخیال، تیش

12
00:00:47,047 --> 00:00:50,258
‫فردا هم دانمارک همون‌قدر فاسده که امروز هست
‫[داستان نمایش‌نامه هملت]

13
00:00:52,010 --> 00:00:53,678
‫نمایش‌نامه‌اش رو اشتباه گفتی، عشقم

14
00:00:57,348 --> 00:00:58,266
‫یالا

15
00:01:15,241 --> 00:01:17,493
‫از خواب ناز پاشو، خوابالو

16
00:01:17,494 --> 00:01:18,660
‫مدیر ویمز؟

17
00:01:18,661 --> 00:01:20,454
‫آماده‌ای با اسفنج حمومت کنم؟

18
00:01:20,455 --> 00:01:22,456
‫اینجا دیگه کدوم طبقه‌ی جهنمـه؟

19
00:01:26,000 --> 00:01:28,000
‫« اتاق بیمار »

20
00:01:28,024 --> 00:01:38,024
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

21
00:01:38,048 --> 00:01:40,048
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

22
00:01:40,475 --> 00:01:42,393
‫خانم آدامز...

23
00:01:45,522 --> 00:01:46,940
‫اینجا جهنم نیست

24
00:01:47,690 --> 00:01:50,317
‫ولی گیج شدنت رو درک می‌کنم

25
00:01:50,318 --> 00:01:52,820
‫اگه من نمُردم، پس تو چرا اینجایی؟

26
00:01:52,821 --> 00:01:55,072
‫چون من راهنمای معنوی جدیدتم

27
00:01:55,073 --> 00:01:56,406
‫سورپرایز!

28
00:01:56,407 --> 00:01:59,660
‫غیرممکنـه. راهنمای معنوی
‫باید از خویشاوندان باشه

29
00:01:59,661 --> 00:02:01,954
‫انگار جد سیزدهم‌مون مشترکـه

30
00:02:01,955 --> 00:02:03,581
‫با دو نسل اختلاف

31
00:02:04,165 --> 00:02:06,042
‫باید گزینه‌ی دیگه‌ای هم باشه

32
00:02:06,626 --> 00:02:09,796
‫راهنمای معنوی قبلیت
‫روحش رو فدا کرد تا نجاتت بده

33
00:02:10,380 --> 00:02:13,674
‫هیچکس واسه این کار داوطلب نشد،
‫باور کن

34
00:02:13,675 --> 00:02:14,800
‫ولی جنابعالی شدی

35
00:02:14,801 --> 00:02:18,137
‫لذت شکنجه کردنت از اون دنیا
‫اون‌قدر شیرین بود که

36
00:02:18,138 --> 00:02:20,389
‫نمی‌شد از خیرش گذشت

37
00:02:20,390 --> 00:02:22,809
‫الحق که این مدت حسابی مشغول بودی

38
00:02:24,435 --> 00:02:25,687
‫یه مرور بکنیم...

39
00:02:26,396 --> 00:02:27,980
‫قدرت ذهنی‌ات رو از دست دادی

40
00:02:27,981 --> 00:02:29,356
‫به محض اینکه بهش تسلط پیدا کردم

41
00:02:29,357 --> 00:02:33,819
‫به تنها دوستت، ایند سینکلر، درباره‌ی
‫سرنوشت شومی که در انتظارشـه دروغ گفتی

42
00:02:33,820 --> 00:02:35,237
‫داشتم ازش محافظت می‌کردم

43
00:02:35,238 --> 00:02:37,364
‫و تیر خلاص

44
00:02:37,365 --> 00:02:40,492
‫آزاد کردن تایلر گالپین، یه هاید قاتل،

45
00:02:40,493 --> 00:02:44,121
‫از یه مرکز روان‌پزشکی فوق‌امنیتی

46
00:02:44,122 --> 00:02:46,915
‫تبریک میگم، خانم آدامز

47
00:02:46,916 --> 00:02:51,044
‫بازم غرورت بلای جونت شد

48
00:02:51,045 --> 00:02:53,547
‫فکرش رو نمی‌کردم مرگ بتونه
‫یه درجه به خودشیفتگیت اضافه کنه

49
00:02:53,548 --> 00:02:56,550
‫ولی غرور تو فقط باعث شده
‫غیرقابل‌تحمل‌تر بشی

50
00:02:56,551 --> 00:03:00,013
‫چطوره قدرتم رو برگردونی تا
‫هر کی بره پی کار خودش؟

51
00:03:02,098 --> 00:03:03,724
‫قدرتت

52
00:03:03,725 --> 00:03:06,476
‫به وجودت گره خورده

53
00:03:06,477 --> 00:03:08,020
‫ازش سوءاستفاده کردی

54
00:03:08,021 --> 00:03:09,563
‫عین مامانم حرف می‌زنی

55
00:03:09,564 --> 00:03:11,273
‫حرف که استخوان‌ رو نمی‌شکنه

56
00:03:11,274 --> 00:03:12,525
‫ولی

57
00:03:13,151 --> 00:03:14,651
‫من استخوانی ندارم

58
00:03:14,652 --> 00:03:16,321
‫دیگه حوصله‌ی نصیحت شنیدن ندارم

59
00:03:18,489 --> 00:03:19,364
‫پس بیدار شو!

60
00:04:12,000 --> 00:04:25,000
‫« ونزدی »
‫« فصل دوم، قسمت پنجم »

61
00:04:25,515 --> 00:04:29,143
‫عصر بخیر. من جودی استون‌هرست هستم،
‫مدیر موقت ویلوهیل

62
00:04:30,186 --> 00:04:34,147
‫دو هفته پیش، مرکز ما دچار
‫یه اختلال برق فاجعه‌بار شد

63
00:04:34,148 --> 00:04:37,443
‫در پی این حادثه، 46تا
‫از بیماران‌مون فرار کردن

64
00:04:38,027 --> 00:04:40,404
‫متأسفانه چند نفر جان باختن،

65
00:04:40,405 --> 00:04:43,907
‫از جمله مدیر عزیزمون، دکتر ریچل فیربرن

66
00:04:43,908 --> 00:04:46,785
‫اما با کمک حماسی اداره‌ی کلانتری،

67
00:04:46,786 --> 00:04:49,454
‫موفق شدیم 43 نفر از
‫فراری‌ها رو دستگیر کنیم

68
00:04:49,455 --> 00:04:52,624
‫اونا به مراکز دیگه منتقل میشن،

69
00:04:52,625 --> 00:04:54,460
‫چون ویلو هیل...

70
00:04:55,253 --> 00:04:57,296
‫تا اطلاع ثانوی تعطیلـه

71
00:04:57,297 --> 00:04:58,381
‫ممنون

72
00:04:59,340 --> 00:05:02,092
‫کلانتر سانتیاگو!

73
00:05:02,093 --> 00:05:04,886
‫اون سه نفری که هنوز دستگیر نشدن:

74
00:05:04,887 --> 00:05:06,638
‫فستر آدامز،

75
00:05:06,639 --> 00:05:08,682
‫بیماری به اسم «مرد مجهول‌الهویه» شناخته میشه

76
00:05:08,683 --> 00:05:10,517
‫و تایلر گالپین

77
00:05:10,518 --> 00:05:14,688
‫لازمـه تأکید کنم که این افراد
‫به‌شدت خطرناک هستن

78
00:05:14,689 --> 00:05:16,398
‫اگه هر کدوم‌شون رو دیدید،

79
00:05:16,399 --> 00:05:18,859
‫فوراً با دفتر کلانتری تماس بگیرید

80
00:05:18,860 --> 00:05:20,110
‫بله

81
00:05:20,111 --> 00:05:22,237
‫به نظرتون اونا همچنان در این منطقه هستن؟

82
00:05:22,238 --> 00:05:24,531
‫معتقدیم فستر آدامز خیلی‌وقتـه که رفته

83
00:05:24,532 --> 00:05:26,325
‫در مورد «مرد مجهول‌الهویه» بعیده

84
00:05:26,326 --> 00:05:30,370
‫می‌دونیم که تایلر چندین بار
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفته

85
00:05:31,539 --> 00:05:33,624
‫فعلاً به هیچ سؤالی جواب نمیدم

86
00:05:34,000 --> 00:05:36,000
‫« معاون ایب رایکن:
‫ونزدی به‌هوش اومده! »

87
00:05:37,045 --> 00:05:39,963
‫خانم استون‌هرست، ونزدی آدامز
‫الان به‌هوش اومده

88
00:05:39,964 --> 00:05:42,508
‫خیلی دلم می‌خواد بدونم
‫نقشش توی این قضایا چی بوده

89
00:05:43,176 --> 00:05:47,054
‫قبلاً که بهت گفتم، کلانتر، اون صرفاً
‫در زمان اشتباه، توی مکان اشتباهی بوده

90
00:05:47,055 --> 00:05:50,098
‫دزدکی وارد شده بود تا
‫بی‌اجازه به عموش سر بزنه

91
00:05:50,099 --> 00:05:52,101
‫مطمئنی نمی‌خواسته آزادش کنه؟

92
00:05:52,685 --> 00:05:54,936
‫واقعاً بعیده یه دختر نوجوان معمولی

93
00:05:54,937 --> 00:05:57,982
‫بتونه سیستم امنیتی ویلوهیل رو دور بزنه

94
00:05:58,566 --> 00:06:01,152
‫ونزدی آدامز به همه‌چی می‌خوره جز «معمولی»

95
00:06:04,072 --> 00:06:07,366
‫من با اجازه مرخص میشم،
‫کار مدیر موقت تمومی نداره

96
00:06:32,809 --> 00:06:36,229
‫همه‌ی فراری‌های آزمایشگاه
‫لوئیس رو از بین بردم، جز یکی

97
00:06:36,813 --> 00:06:38,188
‫بیمار 1938

98
00:06:38,189 --> 00:06:40,941
‫به قیافه‌اش نمی‌خوره مقاومت کنه

99
00:06:40,942 --> 00:06:44,611
‫کلانتر هنوز از پروژه‌ی لوئیس بی‌خبره و
‫من هم نمی‌خوام بویی ببره

100
00:06:44,612 --> 00:06:48,657
‫من همه‌ی پس‌انداز روزِ مبادام رو
‫خرج استخدام تو کردم

101
00:06:48,658 --> 00:06:51,619
‫پس کارت رو درست انجام بده و پیداش کن

102
00:06:53,000 --> 00:06:55,000
‫« بیمارستان عمومی جریکو »

103
00:07:02,880 --> 00:07:04,132
‫به این زودی میری؟

104
00:07:06,342 --> 00:07:07,802
‫برات گل سوسن آوردم

105
00:07:09,762 --> 00:07:11,888
‫نشونه‌ی نو شدن و شروعی تازه‌ست

106
00:07:11,889 --> 00:07:15,684
‫قراره یه گزارش ناشناس به کلانتر برسه
‫تا بره آزمایشگاه مخفی‌ات رو بررسی کنه

107
00:07:15,685 --> 00:07:18,562
‫حیف که فقط چند جعبه
‫پرونده‌ی خاک‌خورده پیدا می‌کنه

108
00:07:18,563 --> 00:07:22,692
‫اسرارِ من زیر خاکن،
‫دست هیچکس بهشون نمی‌رسه

109
00:07:23,276 --> 00:07:26,027
‫- اگه اومدی پُز بدی...
‫- کی پُز داد؟

110
00:07:26,028 --> 00:07:28,405
‫تو حاصل یه عمر زحمتِ پدرم رو به باد دادی

111
00:07:28,406 --> 00:07:31,950
‫اومدم مطمئن بشم که دیگه
‫بیشتر از این آتیش نمی‌سوزونی

112
00:07:31,951 --> 00:07:33,995
‫آتیش سوزوندن که تازه دست‌گرمیـه

113
00:07:34,495 --> 00:07:36,037
‫تا فیه‌خالدون نسوزونم ول‌کُن نیستم

114
00:07:36,038 --> 00:07:40,417
‫من جات بودم، از آتیش
‫دوری می‌کردم، خانم‌خانما

115
00:07:40,418 --> 00:07:42,294
‫مگه اینکه دلت بخواد به کلانتر سانتیاگو بگم

116
00:07:42,295 --> 00:07:44,922
‫چطوری غیرقانونی وارد ویلوهیل شدی

117
00:07:45,423 --> 00:07:46,799
‫بیمار 1938 کیه؟

118
00:07:48,092 --> 00:07:50,177
‫چرا برای اون اعلامیه‌ فوت جعلی صادر نشد؟

119
00:07:50,178 --> 00:07:52,304
‫اون چی داره که بقیه نداشتن؟

120
00:07:52,305 --> 00:07:54,474
‫نمی‌دونم کی رو میگی

121
00:07:55,808 --> 00:07:58,060
‫پس انگار همه‌ی اسرارت زیر خاک نیستن

122
00:08:00,521 --> 00:08:02,190
‫ونزدی آدامز؟

123
00:08:02,773 --> 00:08:04,733
‫تا حالا گلِ پژمرده به کسی تحویل نداده بودم

124
00:08:04,734 --> 00:08:07,734
‫« تو و ایند امشب می‌میرید »

125
00:08:07,820 --> 00:08:09,155
‫کی اینو بهت داد؟

126
00:08:27,965 --> 00:08:30,258
‫صبح بخیر، بچه‌های رنگ‌پریده

127
00:08:30,259 --> 00:08:32,844
‫اومدیم شادی روز مردگان رو
‫باهاتون سهیم بشیم

128
00:08:32,845 --> 00:08:36,182
‫بازم که تویی!
‫اون نگاهِ زهرآلودت رو یادم نمیره

129
00:08:36,891 --> 00:08:38,351
‫نفرین بر تو!

130
00:08:40,603 --> 00:08:45,149
‫این شما و این ماریاچی‌های می‌فلاور
‫از «پیلگریم ورلد»

131
00:08:49,570 --> 00:08:52,822
‫نگران نباش، مامان.
‫هیچکس نمی‌تونه اینجا پیدات کنه.

132
00:08:52,823 --> 00:08:56,202
‫بعد از آتیش‌سوزی ترم قبلی،
‫این بخش از مدرسه ممنوع‌الورود شده

133
00:08:56,786 --> 00:09:00,163
‫مادامی که اینجایی، از شر گیدیون و
‫مجتمع مورنینگ سانگ در امانی

134
00:09:04,794 --> 00:09:06,671
‫اسم این یارو گیدیون رو
‫توی گوگل زدم

135
00:09:07,213 --> 00:09:10,549
‫یکی گزارش داده که اونو هفته‌ی پیش
‫توی مسافرخونه‌ای در بوستون دیده

136
00:09:10,550 --> 00:09:13,051
‫- داره نزدیک‌تر میشه
‫- لطفاً به مامانم چیزی نگو

137
00:09:13,052 --> 00:09:14,804
‫بیشتر از این ترس برش می‌داره

138
00:09:15,429 --> 00:09:17,847
‫وای رفیق. هنوزم باورم نمیشه که شما

139
00:09:17,848 --> 00:09:20,059
‫توی ماجرای رسوایی
‫مورنینگ سانگ دخیل بودید

140
00:09:20,560 --> 00:09:22,852
‫مادرم یکی از اولین اعضاش بود

141
00:09:22,853 --> 00:09:25,522
‫گیدیون از آواز افسونگرش واسه
‫جذب افراد استفاده می‌کرد

142
00:09:25,523 --> 00:09:27,524
‫بهم گفت وقتی اوایل اون مجتمع راه افتاد،

143
00:09:27,525 --> 00:09:29,819
‫واقعاً نیت‌شون کمک به طردشدگان بود

144
00:09:30,319 --> 00:09:31,861
‫یه انجمن واقعی بود

145
00:09:31,862 --> 00:09:33,155
‫خب چی عوض شد؟

146
00:09:33,990 --> 00:09:36,367
‫اغلب فرقه‌ها با نیت خوب شکل می‌گیرن

147
00:09:37,535 --> 00:09:40,078
‫بچه که بودم، گیدیون قهرمانم بود

148
00:09:40,079 --> 00:09:44,040
‫از بین همه‌ی بچه‌ها هم، سوگلی‌اش من بودم

149
00:09:44,041 --> 00:09:45,542
‫ولی بعدش نقابش افتاد و

150
00:09:45,543 --> 00:09:48,671
‫فهمیدم کم‌کم داشته منو آماده می‌کرده تا
‫جای مامانم رو بگیرم

151
00:09:49,672 --> 00:09:51,716
‫اوضاع خیلی سریع از کنترل خارج شد

152
00:09:53,175 --> 00:09:56,429
‫ببین، تا وقتی کسی ندونه
‫مامانت توی نورموره،

153
00:09:58,097 --> 00:10:00,391
‫گیدیون دستش نه به تو می‌رسه نه اون

154
00:10:22,622 --> 00:10:25,875
‫ونزدی! فکر نمی‌کردم به این زودی برگردی

155
00:10:26,459 --> 00:10:27,584
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

156
00:10:27,585 --> 00:10:30,045
‫اومدم توی زیستگاه طبیعی‌ات تماشات کنم

157
00:10:32,340 --> 00:10:33,549
‫آ...

158
00:10:34,000 --> 00:10:35,967
‫احیاناً یادت هست که
‫من اینجا زندگی می‌کنم؟

159
00:10:35,968 --> 00:10:37,802
‫احتمالاً هنوز اثر جراحاتت از بین نرفته

160
00:10:37,803 --> 00:10:40,096
‫درد یادم میاره که هنوز زنده‌ام

161
00:10:40,097 --> 00:10:43,266
‫مامانت گفت توی کلبه می‌مونی
‫تا استراحت کنی

162
00:10:43,267 --> 00:10:46,062
‫وقت نیست.
‫تایلر هنوز ول می‌چرخه.

163
00:10:46,646 --> 00:10:50,565
‫کلانتر سانتیاگو گفت یا بر اثر
‫جراحات گلوله مُرده یا هم که فرار کرده

164
00:10:50,566 --> 00:10:51,734
‫زنده‌ست

165
00:10:52,234 --> 00:10:53,234
‫توی جریکوئـه

166
00:10:53,235 --> 00:10:54,694
‫دیدیش؟

167
00:10:54,695 --> 00:10:56,571
‫ازت می‌خوام وسایلت رو جمع کنی و بری خونه

168
00:10:56,572 --> 00:10:58,573
‫برم؟ چرا؟

169
00:10:58,574 --> 00:11:01,994
‫قصد داره جفت‌مون رو بکُشه.
‫خودم درستش می‌کنم.

170
00:11:02,578 --> 00:11:04,746
‫درستش می‌کنی؟
‫باعث و بانی فرار کردنش تویی

171
00:11:04,747 --> 00:11:06,123
‫حق میگه

172
00:11:06,707 --> 00:11:08,917
‫من از تایلر نمی‌ترسم.
‫یه بار شکستش دادم.

173
00:11:08,918 --> 00:11:12,379
‫تا یه هفته‌ی دیگه خبری از ماه کامل نیست.
‫دفعه‌ی پیش شانس آوردیم.

174
00:11:12,380 --> 00:11:15,590
‫منظورت چیه شانس آوردیم؟
‫هنوزم جای زخم اون درگیری باهامـه

175
00:11:15,591 --> 00:11:17,050
‫تایلر تو رو به درخت چسبونده بود و

176
00:11:17,051 --> 00:11:19,636
‫می‌خواست گلوت رو پاره کنه،
‫تا اینکه گالپین بهش شلیک کرد

177
00:11:19,637 --> 00:11:21,179
‫گزارش پلیس رو خوندم

178
00:11:21,180 --> 00:11:24,182
‫پس گمونم خوش‌شانس بودی که من
‫سر رسیدم و جونت رو نجات دادم

179
00:11:24,183 --> 00:11:26,142
‫تایلر می‌خواست تو رو هم پاره‌پوره کنه

180
00:11:26,143 --> 00:11:28,186
‫این حرفش هم حق بود

181
00:11:28,187 --> 00:11:31,064
‫- راستش رو بهش بگو که چی دیدی
‫- دخالت نکن

182
00:11:31,065 --> 00:11:33,024
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

183
00:11:33,025 --> 00:11:34,026
‫هیچکس

184
00:11:34,610 --> 00:11:37,070
‫خیلی‌خب، کل این مکالمه‌ی عجیب رو
‫میذارم به پای ضربه‌ای که به سرت خورده

185
00:11:37,071 --> 00:11:38,530
‫ایند، می‌خوام نجاتت بدم

186
00:11:38,531 --> 00:11:40,490
‫نمی‌خوام نجاتم بدی

187
00:11:40,491 --> 00:11:43,494
‫واسه همین توی ویلوهیل
‫منو گذاشتی نگهبانی بدم؟

188
00:11:44,370 --> 00:11:45,746
‫فکر کردی اینقدر بی‌عرضه‌ام؟

189
00:11:47,498 --> 00:11:49,750
‫سکوتت آدمو کـَر می‌کنه

190
00:11:51,168 --> 00:11:53,170
‫- کجا میری؟
‫- پیش گله‌ام

191
00:11:53,671 --> 00:11:55,672
‫شاید خیال کنی فقط خودت
‫از پس کارها بر میای

192
00:11:55,673 --> 00:11:57,298
‫ولی نمی‌تونی همه‌ی کارها رو
‫دست‌تنها انجام بدی

193
00:11:57,299 --> 00:12:00,219
‫روال دنیا اینطوری نیست،
‫حتی واسه ونزدی آدامز

194
00:12:03,681 --> 00:12:05,391
‫خانم سینکلر، حمایتت می‌کنیم

195
00:12:06,434 --> 00:12:08,686
‫از اتاق و کله‌ام برو بیرون

196
00:12:14,150 --> 00:12:17,026
‫تایلر اعلام کرد که من و ایند
‫امروز می‌میریم

197
00:12:17,027 --> 00:12:20,488
‫شاید یه روان‌پریش خطرناک باشه،
‫ولی زمان‌‌بندیش شاعرانه‌ست

198
00:12:20,489 --> 00:12:22,449
‫اگه بتونم روز آخر زندگیم رو انتخاب کنم،

199
00:12:22,450 --> 00:12:25,578
‫«روز مردگان» اولین انتخابمـه

200
00:12:26,495 --> 00:12:29,330
‫روز مردگان همیشه عید مورد علاقه‌ام بوده

201
00:12:29,331 --> 00:12:31,458
‫دکوراسیون وهم‌آلود،
‫گردهمایی در گورستان و

202
00:12:31,459 --> 00:12:33,960
‫فرصت گپ زدن با خویشاوندانِ مرحوم

203
00:12:33,961 --> 00:12:35,296
‫کجاش ایراد داره؟

204
00:12:35,880 --> 00:12:37,255
‫متأسفانه امسال،

205
00:12:37,256 --> 00:12:40,550
‫یه روح ناخوانده از گذشته‌ام مثل
‫خروس بی‌محل سر و کله‌ش پیدا شده

206
00:12:40,551 --> 00:12:44,262
‫خیلی دلم می‌خواست بدونم
‫یادبود ویمز رو کجا گرفتن

207
00:12:44,263 --> 00:12:46,931
‫ناسلامتی جونم رو فدای مدرسه کردم

208
00:12:46,932 --> 00:12:50,603
‫جملات رمزآلود گودی رو به
‫زاغ‌سیاه چوب‌زدن خیالی تو ترجیح میدم

209
00:12:51,228 --> 00:12:53,938
‫توقع یادبود پرزرق‌وبرقی نداشتم

210
00:12:53,939 --> 00:12:59,068
‫همینکه عکسم کنار تصاویر مدیران برجسته‌ی
‫گذشته روی دیوار نصب بشه، کافیـه

211
00:12:59,069 --> 00:13:00,445
‫شاید یه سردیس برنزی،

212
00:13:00,446 --> 00:13:04,657
‫یا حتی یه محراب یادبود کوچیک با چند شمع

213
00:13:04,658 --> 00:13:06,367
‫حتی یکی‌ دو تا عروسک بامزه هم بد نیست

214
00:13:06,368 --> 00:13:09,496
‫اگه قرار نیست قدرت ذهنی‌مو پس بدی،
‫پس برو رد کارت

215
00:13:09,497 --> 00:13:11,080
‫من که غول چراغ جادو نیستم

216
00:13:11,081 --> 00:13:12,416
‫آرزوی کسی رو برآورده نمی‌کنم

217
00:13:13,167 --> 00:13:16,252
‫اگه می‌خوای توانایی‌ات رو پس بگیری، باید
‫با یه ارزیابی صادقانه از خودت شروع کنی

218
00:13:19,048 --> 00:13:20,882
‫خوب گرفتی، آقای اوتینجر!

219
00:13:20,883 --> 00:13:22,051
‫نفر بعدی کیه؟

220
00:13:24,804 --> 00:13:27,139
‫- اون دیگه کدوم خریـه؟
‫- مدیر دورت

221
00:13:27,723 --> 00:13:29,516
‫دورت؟ اسمش رو هم نشنیده بودم

222
00:13:29,517 --> 00:13:32,811
‫قطعاً هم توی لیست جانشین‌های
‫تأییدشده‌ی من نبود

223
00:13:32,812 --> 00:13:35,272
‫روز مردگان مبارک!

224
00:13:38,192 --> 00:13:40,402
‫واسه یه تی‌شرت حاضرید
‫هر کاری بکنید، مگه نه؟

225
00:13:41,278 --> 00:13:42,613
‫خیلی‌خب

226
00:13:43,155 --> 00:13:46,617
‫امروز روز یادبود طردشدگان هم هست

227
00:13:47,451 --> 00:13:48,827
‫طبق سنت سالانه،

228
00:13:48,828 --> 00:13:52,872
‫نیمه‌شب مراسم یادبود رو
‫به گورستان نورمور می‌بریم و

229
00:13:52,873 --> 00:13:57,253
‫به همه‌ی کسانی که پیش از ما رفتن،
‫ادای احترام می‌کنیم

230
00:13:58,045 --> 00:13:59,046
‫نگران نباشید

231
00:13:59,755 --> 00:14:02,925
‫اونقدر هم ضدحال نیست،
‫چون بعدش ماشین‌های سرو غذا میان!

232
00:14:04,885 --> 00:14:06,095
‫فودتراک‌ها!

233
00:14:08,514 --> 00:14:09,806
‫آره!

234
00:14:09,807 --> 00:14:13,227
‫اون یه عربده‌کِش سیرکه که
‫خودش رو جای ناظم جا زده

235
00:14:15,104 --> 00:14:16,479
‫مدیر دورت

236
00:14:16,480 --> 00:14:21,025
‫ونزدی. خوشحالم که توی روز مردگان
‫برگشتی پیش زنده‌ها

237
00:14:21,026 --> 00:14:22,610
‫روز مردگان تازه شروع شده

238
00:14:22,611 --> 00:14:25,280
‫اگه کمکی ازم برمیاد واسه بهبودی‌ات...

239
00:14:25,281 --> 00:14:27,073
‫جشن امشب رو کنسل کن

240
00:14:27,074 --> 00:14:28,367
‫تایلر هنوز دستگیر نشده

241
00:14:28,951 --> 00:14:31,369
‫بنا به گفته‌ی کلانتر سانتیاگو،
‫اون از شهر فرار کرده

242
00:14:31,370 --> 00:14:33,997
‫نه. تهدیدش شوخی‌بردار نیست

243
00:14:33,998 --> 00:14:37,166
‫نگرانی و جراحتت رو درک می‌کنم

244
00:14:37,167 --> 00:14:39,003
‫ولی قرار نیست امشب رو کنسل کنیم

245
00:14:39,587 --> 00:14:41,170
‫چند نفر از حامیان مالی
‫برجسته رو دعوت کردم و

246
00:14:41,171 --> 00:14:44,215
‫قراره بیان سازوکار اجتماع‌مون رو ببینن

247
00:14:44,216 --> 00:14:47,261
‫تنها چیزی که قراره ببینن، یه هایده
‫که تیکه‌تیکه‌شون می‌کنه

248
00:14:48,012 --> 00:14:51,139
‫حتی اگه یک درصد هم تایلر گالپین
‫بتونه وارد آکادمی بشه

249
00:14:51,140 --> 00:14:54,851
‫یه مدرسه پر از طردشدگان داریم که
‫آماده‌ان باهاش روبرو بشن

250
00:14:54,852 --> 00:14:56,854
‫مخصوصاً پروفسور کاپری

251
00:14:58,063 --> 00:15:00,023
‫اون از جنگیدن با هایدها چی بارشـه؟

252
00:15:00,024 --> 00:15:01,650
‫قبلاً باهاشون سر و کله زده

253
00:15:02,401 --> 00:15:04,695
‫دیگه تنها نیستی، ونزدی

254
00:15:05,696 --> 00:15:07,156
‫یه سؤال دیگه

255
00:15:07,656 --> 00:15:10,075
‫امشب برنامه‌تون برای ادای احترام به
‫مدیر ویمز فقید چیه؟

256
00:15:10,826 --> 00:15:12,076
‫ادای احترام؟

257
00:15:12,077 --> 00:15:14,700
‫ماه‌هاست دارم تلاش می‌کنم
‫خاطره‌ی اون زن رو

258
00:15:14,701 --> 00:15:17,415
‫از ذهن همه‌ی دانش‌آموزها و
‫حامیان مالی پاک کنم

259
00:15:17,416 --> 00:15:20,544
‫خاطراتش مثل بوی گند
‫پنیر فاسدشده از بین نمیده

260
00:15:21,462 --> 00:15:22,712
‫اَه اَه

261
00:15:22,713 --> 00:15:26,132
‫بعد از اون‌همه زحمتی که واسه
‫اعتبار و وجهه‌ی این مدرسه کشیدم...

262
00:15:26,133 --> 00:15:27,759
‫اینم از ارزیابی صادقانه‌ات

263
00:15:37,853 --> 00:15:39,480
‫پس اینجایی، پسرم

264
00:15:40,940 --> 00:15:44,108
‫فهمیدم من و مادرت اونقدر
‫تمرکزمون روی خواهرت بوده که

265
00:15:44,109 --> 00:15:45,778
‫ازت غافل شدیم

266
00:15:46,987 --> 00:15:48,364
‫مسئله فقط این نیست

267
00:15:49,000 --> 00:15:50,114
‫« روانی طردشده هنوز آزاد است »

268
00:15:50,115 --> 00:15:51,533
‫من نگران اسلرپم

269
00:15:52,034 --> 00:15:55,579
‫می‌دونم کارهای وحشتناکی کرده،
‫ولی گرسنگیش تقصیر خودش نیست

270
00:15:58,958 --> 00:16:01,543
‫از دست دادن اولین حیوون خونگیت
‫می‌تونه دردناک باشه

271
00:16:02,795 --> 00:16:06,673
‫عمو فسترت هم‌سن تو که بود،
‫یه چوپاکابرا داشت

272
00:16:06,674 --> 00:16:09,509
‫هر چقدر هم که از خونش بهش می‌داد،

273
00:16:09,510 --> 00:16:11,011
‫از چوپاکابرا حیوون خونگی در نمی‌اومد

274
00:16:11,845 --> 00:16:13,930
‫من اسلرپ رو از مرگ برگردوندم

275
00:16:13,931 --> 00:16:15,723
‫مسئولیتش با منـه

276
00:16:15,724 --> 00:16:16,809
‫و...

277
00:16:18,394 --> 00:16:21,313
‫می‌دونم اگه پیداش کنن،
‫احتمالاً خلاصش می‌کنن

278
00:16:22,690 --> 00:16:27,444
‫نظرت چیه کمکت کنم
‫زامبی‌ات رو پیدا کنی؟

279
00:16:28,445 --> 00:16:30,321
‫یه ماجراجویی پدری‌پسری
‫ازش در بیاریم

280
00:16:30,322 --> 00:16:32,449
‫- ها؟
‫- آره

281
00:16:33,033 --> 00:16:34,034
‫آره

282
00:17:05,441 --> 00:17:07,818
‫جدی کارت به اینجا کشیده؟

283
00:17:09,903 --> 00:17:12,031
‫تک و تنها توی فاضلاب
‫از ترس می‌لرزی

284
00:17:13,073 --> 00:17:14,700
‫تو واقعی نیستی

285
00:17:15,200 --> 00:17:17,618
‫خدا رو شکر که الان
‫مادرت نمی‌تونه تو رو ببینه

286
00:17:17,619 --> 00:17:20,204
‫یادتـه چقدر امید و آرزو برات داشت؟

287
00:17:20,205 --> 00:17:21,957
‫تنها بچه‌اش بودی

288
00:17:22,708 --> 00:17:24,334
‫پسر عزیز دردونه‌اش

289
00:17:26,003 --> 00:17:27,378
‫اگه می‌دیدت خیلی ناامید می‌شد

290
00:17:27,379 --> 00:17:29,465
‫تو حق نداری در موردش حرف بزنی!

291
00:17:30,049 --> 00:17:31,800
‫لیاقتش شوهری بهتر از تو بود

292
00:17:32,301 --> 00:17:35,012
‫آره، در این مورد هم‌نظریم

293
00:17:35,596 --> 00:17:38,057
‫همیشه با ترس نگاهم کردی

294
00:17:38,724 --> 00:17:40,476
‫می‌دونستی این روز فرا می‌رسه

295
00:17:44,146 --> 00:17:45,938
‫سعی کردم ازت محافظت کنم

296
00:17:45,939 --> 00:17:48,358
‫با پناه بردن به مشروب و
‫نادیده گرفتنِ من؟

297
00:17:52,071 --> 00:17:53,405
‫توی بد هچلی افتادی

298
00:17:54,698 --> 00:17:56,241
‫اربابت رو کُشتی

299
00:17:58,118 --> 00:17:59,536
‫حرکت جسورانه‌ای بود، پسرم

300
00:18:01,538 --> 00:18:02,914
‫نیازی بهش نداشتم

301
00:18:02,915 --> 00:18:04,708
‫من به هیچکس نیاز ندارم

302
00:18:05,667 --> 00:18:06,959
‫خودت رو تحویل بده

303
00:18:06,960 --> 00:18:08,503
‫دست از سرم بردار!

304
00:18:08,504 --> 00:18:10,505
‫جز این راه دیگه‌ای برای زنده‌موندن نداری

305
00:18:10,506 --> 00:18:14,426
‫دست از سرم بردار!
‫دست از سرم بردار! دست از سرم بردار!

306
00:19:32,963 --> 00:19:34,339
‫ونزدی!

307
00:19:34,840 --> 00:19:36,048
‫خوشحالم که سر پا شدی

308
00:19:36,049 --> 00:19:38,926
‫کم پیش میاد کسی از حمله‌ی هاید
‫جون سالم به در ببره

309
00:19:38,927 --> 00:19:42,138
‫خب، تو یکی از همونا هستی.
‫مدیر دورت بهم گفت.

310
00:19:42,139 --> 00:19:44,641
‫الفی پن. اسمش برات آشناست؟

311
00:19:45,475 --> 00:19:48,770
‫انگار دوست‌پسر سابقت بعد از اینکه بهت
‫حمله کرده، به ضرب گلوله کُشته شده

312
00:19:49,438 --> 00:19:52,023
‫به چه حقی توی میزم سرک می‌کشی؟

313
00:19:52,024 --> 00:19:54,233
‫با الفی توی یه کلونی هنری
‫در وودستاک آشنا شدی

314
00:19:54,234 --> 00:19:57,528
‫اون جزو پیشروهای یه سبک هنری بود
‫به اسم «بیان‌گری خشونت‌آمیز»

315
00:19:57,529 --> 00:19:59,448
‫بهش «هنر پاششی» هم میگن

316
00:20:00,073 --> 00:20:02,201
‫تا اینکه زندگیش افتاد توی مسیر آثار هنریش

317
00:20:03,368 --> 00:20:05,162
‫انگیزه‌اش از تلاش برای کُشتنت چی بود؟

318
00:20:07,915 --> 00:20:09,333
‫تایلر گالپین داره میاد سراغ‌مون

319
00:20:09,958 --> 00:20:11,960
‫باید سیر تا پیاز هایدها رو بدونم

320
00:20:19,176 --> 00:20:21,678
‫من هیچ‌وقت از ذات واقعی الفی خبر نداشتم

321
00:20:22,387 --> 00:20:25,390
‫فقط با هم خوشحال بودیم

322
00:20:26,767 --> 00:20:28,477
‫تو خاطرخواه یه هیولا شدی

323
00:20:30,103 --> 00:20:32,021
‫اربابش هم خاطرخواهش بود

324
00:20:32,022 --> 00:20:34,775
‫بهش دستور داده بود، منو از سر راه برداره

325
00:20:35,359 --> 00:20:38,319
‫خوشبختانه ماه کامل بود
‫و تونستم مقاومت کنم

326
00:20:38,320 --> 00:20:41,447
‫ولی الفی وسط درگیری ناخواسته کُشتش

327
00:20:41,448 --> 00:20:42,783
‫وحشتناک بود

328
00:20:43,575 --> 00:20:45,993
‫میگن هایدها بدونِ ارباب دووم نمیارن

329
00:20:45,994 --> 00:20:48,371
‫نرهاشون نمی‌تونن. بدون ارباب دیوونه میشن

330
00:20:48,372 --> 00:20:51,999
‫روان‌پریشی، بدگُمانی، فرسودگیِ سریعِ جسمانی

331
00:20:52,000 --> 00:20:53,668
‫و در نهایت مرگ نابهنگام

332
00:20:53,669 --> 00:20:56,462
‫ولی ماده‌هاشون از نرها قوی‌ترن

333
00:20:56,463 --> 00:20:57,672
‫تسلط‌شون بیشتره

334
00:20:57,673 --> 00:20:59,840
‫تا حالا شده یه هاید اربابِ جدیدی
‫قبول کنه؟

335
00:20:59,841 --> 00:21:02,219
‫تا جایی که من می‌دونم نه

336
00:21:03,053 --> 00:21:05,722
‫کی جرئت داره همچین کار خطرناکی رو
‫امتحان کنه؟

337
00:21:06,932 --> 00:21:11,227
‫شدیداً توصیه می‌کنم که
‫این فکر رو از سرت بیرون کنی

338
00:21:11,228 --> 00:21:12,312
‫فکرشم نمی‌کنم

339
00:21:13,272 --> 00:21:14,856
‫حماقتِ محضـه

340
00:21:20,988 --> 00:21:21,989
‫ونزدی؟

341
00:21:22,698 --> 00:21:24,032
‫ونزدی!

342
00:21:46,055 --> 00:21:47,460
‫« بیمار 1938 »

343
00:21:52,352 --> 00:21:55,689
‫« کلبه‌ی راتوود »

344
00:22:04,114 --> 00:22:07,909
‫« متعلق به مریلین ثورنهیل »

345
00:22:09,870 --> 00:22:12,580
‫من جونم رو دادم تا اون مدرسه
‫پابرجا بمونه

346
00:22:12,581 --> 00:22:15,333
‫و حالا به خاطر استخدام یه نیروی معمولیِ بد،

347
00:22:15,334 --> 00:22:17,710
‫کلِ اعتبارم داره زیر سوال میره

348
00:22:17,711 --> 00:22:19,920
‫مریلین ثورنهیل

349
00:22:19,921 --> 00:22:22,506
‫از نق‌زدن خوشم نمیاد، مخصوصاً از طرفِ مُرده‌ها

350
00:22:22,507 --> 00:22:24,968
‫و تصمیمت هم واقعاً اشتباهِ بود

351
00:22:25,594 --> 00:22:27,220
‫اون تو رو به قتل رسوند، یادت که نرفته؟

352
00:22:28,764 --> 00:22:30,681
‫حالا که بحثِ ثورنهیل پیش اومد،
‫بگو ببینم داری چیکار می‌کنی؟

353
00:22:30,682 --> 00:22:32,224
‫به تو ربطی نداره

354
00:22:32,225 --> 00:22:34,185
‫با کی حرف می‌زنی، عزیزم؟

355
00:22:34,186 --> 00:22:35,520
‫هیچ‌کس، مادر

356
00:22:36,188 --> 00:22:38,773
‫چرا این جعبه‌ها رو از توی گاراژ برداشتی؟

357
00:22:38,774 --> 00:22:42,318
‫می‌خواستم بگم لرچ کل وسایل ثورنهیل رو
‫بسوزونه

358
00:22:42,319 --> 00:22:45,697
‫همون روشِ محبوبِ همیشگیت
‫برای نابود کردنِ اطلاعاتِ مهمِ موردنیازم؟

359
00:22:47,366 --> 00:22:50,409
‫از وقتی به هوش اومدی،
‫فرصت نشده درست‌وحسابی صحبت کنیم

360
00:22:50,410 --> 00:22:53,497
‫من همین سکوتِ ناخوشایند رو ترجیح میدم

361
00:22:54,498 --> 00:22:58,959
‫توی روز مردگان، تمام فکر و ذکرمون
‫آدم‌هایین که دیگه بین‌مون نیستن

362
00:22:58,960 --> 00:23:01,295
‫فقط می‌خوام مطمئن شم اونایی که هنوز کنارمن

363
00:23:01,296 --> 00:23:03,297
‫بدونن چقدر برام مهمن

364
00:23:03,298 --> 00:23:07,010
‫مادرت هنوزم به اندازه‌ی شونزده
‫سالگیش، به طرز وحشتناکی احساساتیه

365
00:23:08,970 --> 00:23:10,555
‫چی شده مادر؟

366
00:23:11,640 --> 00:23:13,892
‫حضورِ یه نفر دیگه رو هم اینجا حس می‌کنم

367
00:23:14,476 --> 00:23:15,811
‫عجیبـه

368
00:23:16,478 --> 00:23:18,688
‫همون حسیه که قبلاً داشتم؛ وقتی...

369
00:23:19,606 --> 00:23:21,732
‫لاریسا ویمز واردِ اتاق می‌شد

370
00:23:21,733 --> 00:23:25,821
‫یعنی همون نیاز وافر برای محبوب‌بودن
‫همراه با عطر ناخوشایندِ برتری‌طلبی؟

371
00:23:26,655 --> 00:23:29,866
‫آره. زنِ تنهایی بود، ونزدی

372
00:23:30,450 --> 00:23:31,867
‫اصلاً هم تنها نبودم

373
00:23:31,868 --> 00:23:34,495
‫زندگیِ اجتماعی پُرباری داشتم

374
00:23:34,496 --> 00:23:36,248
‫اون که خیلی قبل‌تر از خودت از بین رفت

375
00:23:50,846 --> 00:23:53,722
‫این یه فرمول شیمی آلیه

376
00:23:53,723 --> 00:23:56,684
‫و اگه توی یادداشت‌های ثورنهیل باشه،

377
00:23:56,685 --> 00:23:59,061
‫گمونم با تایلر گاپلین بی‌ارتباط نباشه

378
00:23:59,062 --> 00:24:01,815
‫باید آماده باشم،
‫شاید دوباره سروکله‌اش پیدا بشه

379
00:24:02,399 --> 00:24:05,317
‫حرفت رو باور نکرده، منم نمی‌کنم

380
00:24:05,318 --> 00:24:08,946
‫ونزدی، می‌دونم عطشت برای انتقام
‫فروکش نمی‌کنه

381
00:24:08,947 --> 00:24:12,993
‫ولی خواهش می‌کنم سراغِ این هیولا نرو

382
00:24:14,411 --> 00:24:16,288
‫خودت رو قاطیِ این ماجرا نکن

383
00:24:20,417 --> 00:24:24,296
‫درست میگی. ونزدی
‫تنهایی از پسِ یه هاید بر نمیاد

384
00:24:26,840 --> 00:24:28,300
‫و ونزدی هم درست میگه

385
00:24:28,800 --> 00:24:30,051
‫واقعاً شانس آوردی

386
00:24:30,969 --> 00:24:33,721
‫راستش این حمایتی نبود که انتظارش رو داشتم

387
00:24:33,722 --> 00:24:36,557
‫یه درنده‌ی برتر دنبالته،
‫اونم وقتی که ماه کامل نیست

388
00:24:37,642 --> 00:24:40,228
‫شاید بد نباشه چند هفته‌ای بری خونه

389
00:24:40,729 --> 00:24:42,439
‫تو تنهایی از پسِ تایلر برنمیای

390
00:24:49,404 --> 00:24:50,405
‫ایند!

391
00:24:52,032 --> 00:24:53,991
‫تینگ! وای، خدا رو شکر!

392
00:24:53,992 --> 00:24:56,535
‫من و ونزدی تنهایی از پسِ تایلر برنمیاییم

393
00:24:56,536 --> 00:24:58,663
‫کمکم کن دوباره اعضای نایت‌شیدز رو
‫دورهم جمع کنم

394
00:25:15,180 --> 00:25:16,181
‫« ایجکس »

395
00:25:18,975 --> 00:25:21,394
‫« انجمن مخفی نایت‌شیدز،
‫برج ایاگو، ساعت ده شب »

396
00:25:31,613 --> 00:25:32,864
‫اسلرپ!

397
00:25:33,782 --> 00:25:34,783
‫اسلرپ!

398
00:25:35,825 --> 00:25:36,826
‫اسلرپ!

399
00:25:39,621 --> 00:25:41,121
‫بیا بیرون، پسر

400
00:25:41,122 --> 00:25:42,207
‫منم

401
00:25:42,832 --> 00:25:44,292
‫کسی کاریت نداره

402
00:25:44,793 --> 00:25:46,001
‫تو رو خدا

403
00:25:46,002 --> 00:25:47,087
‫پاگزلی

404
00:25:48,088 --> 00:25:49,714
‫چند ساعته داریم دنبالش می‌گردیم

405
00:25:51,049 --> 00:25:52,926
‫من آدمی نیستم که به این سادگیا کوتاه بیام

406
00:25:54,261 --> 00:25:56,930
‫ولی اسلرپ جای بهتری برای
‫گشت‌وگذار پیدا کرده

407
00:25:59,975 --> 00:26:01,350
‫بیا بریم. بیا

408
00:26:01,351 --> 00:26:02,686
‫بیا بریم خونه

409
00:26:03,270 --> 00:26:04,271
باشه

410
00:26:10,277 --> 00:26:11,653
‫اینجا!

411
00:26:13,613 --> 00:26:15,907
‫چه اکیپِ اسکلتیِ جورواجوری!

412
00:26:16,408 --> 00:26:19,077
‫- کجا میرین؟
‫- پیلگریم ورلد

413
00:26:19,744 --> 00:26:21,745
‫«شب‌های وهم‌آور»

414
00:26:21,746 --> 00:26:23,706
‫بابا، میشه ماهم بریم؟ تو رو خدا!

415
00:26:25,208 --> 00:26:27,418
‫- به مامانت نگی ها!
‫- ایول!

416
00:26:38,138 --> 00:26:40,807
‫مغز قربانی صاف از توی
‫جمجمه‌اش بیرون کشیده شده

417
00:26:41,516 --> 00:26:44,810
‫مثل اون مربی رانندگی که ماهِ پیش
‫جنازه‌اش رو توی جاده 8 پیدا کردن

418
00:26:44,811 --> 00:26:48,188
‫تازه دکتر فیربرن و بقیه افراد
‫توی ویلوهیل هم بذار روش

419
00:26:48,189 --> 00:26:50,316
‫این جراحات رو ببین

420
00:26:50,317 --> 00:26:51,901
‫چیزی رو یادت نمیارن؟

421
00:26:53,111 --> 00:26:55,780
‫یعنی احتمال داره تایلر گالپین با اون زامبی
‫همدست شده باشه؟

422
00:26:56,406 --> 00:26:59,199
‫همین که من و تو داریم جدی
‫راجع‌به این قضیه حرف می‌زنیم،

423
00:26:59,200 --> 00:27:02,120
‫خودش نشون میده جریکو چه‌جور جاییه

424
00:27:03,496 --> 00:27:05,624
‫تا نِورمور راهِ زیادی نیست

425
00:27:06,124 --> 00:27:09,084
‫می‌خوام ماشین‌های گشت 24 ساعته
‫دمِ ورودی‌ها کشیک بدن

426
00:27:09,085 --> 00:27:10,252
‫شرط می‌بندم که

427
00:27:10,253 --> 00:27:12,005
‫تایلر هم داره میره همونجا

428
00:27:12,631 --> 00:27:15,132
‫تمامی واحدهای حاضر برید سمت مدرسه‌ی نورمور

429
00:27:15,133 --> 00:27:17,718
‫کلانتر احتمال میده تایلر گالپین
‫بره اون سمت

430
00:27:17,719 --> 00:27:19,178
‫خیلی مراقب باشید

431
00:27:19,179 --> 00:27:21,264
‫مظنون به شدت خطرناکه

432
00:27:23,808 --> 00:27:27,479
‫« شب‌های وهم‌آور »

433
00:27:27,562 --> 00:27:31,041
‫{\an8}« پیلگریم ورلد »

434
00:27:28,063 --> 00:27:32,358
‫♪ توی دنیای پس از مرگ، مسیرت پُر از گرفتاریه ♪

435
00:27:32,359 --> 00:27:34,943
‫♪ امروز حسابی خوش می‌گذرونی ♪

436
00:27:34,944 --> 00:27:37,030
‫♪ ولی فردا تاوانِ سنگینی پس میدی ♪

437
00:27:44,829 --> 00:27:48,207
‫آقایون! سلام. خوش اومدید

438
00:27:48,208 --> 00:27:50,668
‫من دوشیزه آرلین هستم

439
00:27:50,669 --> 00:27:54,004
‫امشب خبری از پیلگریم ورلد نیست

440
00:27:54,005 --> 00:27:59,052
‫می‌خوایم شما رو ببریم به مکزیک قدیم

441
00:28:01,971 --> 00:28:07,226
‫واقعاً تحسین‌تون می‌کنم که فرهنگ مکزیکی رو
با این ظرافت قاپ زدید

442
00:28:07,227 --> 00:28:10,187
‫پیلگریم ورلد یعنی اصالت

443
00:28:10,188 --> 00:28:14,066
‫راستی یادتون نره
به عمارت ‫تسخیرشده‌مون هم سر بزنید

444
00:28:14,067 --> 00:28:18,153
‫یه سوالی داشتم خانم. میشه لطفاً
‫بگید از کجا می‌تونم چورو گیر بیارم؟

445
00:28:23,660 --> 00:28:24,744
‫بدرود

446
00:28:26,162 --> 00:28:27,163
‫بیا بریم

447
00:28:33,378 --> 00:28:35,296
‫عجب گریمی، داداش!

448
00:28:41,720 --> 00:28:43,721
‫ثورنهیل روان‌پریش بود

449
00:28:43,722 --> 00:28:46,891
‫ولی مرز باریکی بین نبوغ و جنون وجود داره

450
00:28:47,642 --> 00:28:49,310
‫اون تایلر رو آزاد کرد

451
00:28:49,811 --> 00:28:54,149
‫حالا مسئله اینه که آیا من می‌تونم قبل از
عملی‌شدنِ تهدیدش برای کشتن ایند، کاری کنم؟

452
00:28:56,860 --> 00:29:00,447
‫مدیر ویمز، دست از این
‫مزاحمت‌های پی‌درپی بردار

453
00:29:01,030 --> 00:29:02,157
‫حالت خوبه؟

454
00:29:03,283 --> 00:29:06,577
‫شنیدم کما می‌تونه اثراتِ طولانی‌مدتی
‫روی عملکرد مغز داشته باشه

455
00:29:06,578 --> 00:29:08,412
‫چی از جونم می‌خوای، اگنس؟

456
00:29:08,413 --> 00:29:10,831
‫هر روز یواشکی میومدم بیمارستان

457
00:29:10,832 --> 00:29:12,792
‫کارت‌های «زودتر خوب شو»یی که
‫ساعتی می‌فرستادی رو دیدم

458
00:29:13,293 --> 00:29:15,920
‫فقط می‌خواستم بدونی که واقعاً دلواپست بودم

459
00:29:16,671 --> 00:29:18,505
‫تازه شاید در غیابِ پرستارها،

460
00:29:18,506 --> 00:29:20,884
‫موهات رو دوباره بافته باشم یا لباس‌هات رو
‫تنم کرده باشم

461
00:29:24,846 --> 00:29:26,055
‫یه نکته‌ی دیگه

462
00:29:26,681 --> 00:29:29,058
‫می‌دونی برنامه‌ی بچه‌های نایت‌شیدز چیه؟

463
00:29:49,287 --> 00:29:50,413
‫کی این جلسه رو گذاشته؟

464
00:29:51,289 --> 00:29:52,457
‫من

465
00:29:54,459 --> 00:29:55,877
‫استقبالِ زیادی نشد

466
00:29:56,544 --> 00:30:00,130
‫ایند، تو هیچ‌وقت رسماً عضو نایت‌شیدز نشدی

467
00:30:00,131 --> 00:30:02,801
‫تنها دلیلش اینه که دورت قبل از اینکه
‫بتونم عضو شم، انجمن رو منحل کرد

468
00:30:03,760 --> 00:30:05,552
‫تو خودت معرفِ من بودی، یادت رفته؟

469
00:30:05,553 --> 00:30:07,846
‫بازم دلیل نمیشه که این حق رو به خودت بدی
‫جلسه برگزار کنـ...

470
00:30:07,847 --> 00:30:09,516
‫ایجکس. سخت نگیر

471
00:30:10,141 --> 00:30:12,894
‫تایلر گالپین قصدِ جونم رو کرده.
‫همین دلیل کافی نیست؟

472
00:30:13,645 --> 00:30:16,189
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- خودش بهم گفت

473
00:30:18,691 --> 00:30:22,569
‫گمونم اون خبرچین پاچه‌خوارت
‫ماجرای این قرار ملاقات رو بهت گفته

474
00:30:22,570 --> 00:30:24,405
‫من کوتاه نمیام، ونزدی

475
00:30:25,573 --> 00:30:26,533
‫باشه

476
00:30:27,033 --> 00:30:29,993
‫به نظرم تایلر امشب توی مراسم یادبود،
‫وارد عمل بشه

477
00:30:29,994 --> 00:30:32,205
‫- ولی من یه نقشه دارم
‫- برای کشتنش؟

478
00:30:33,790 --> 00:30:35,290
‫برای کنترلش

479
00:30:48,096 --> 00:30:49,596
‫عصاره‌ی نایت‌شید رو برام بیار

480
00:30:49,597 --> 00:30:51,890
‫اورلاف توی گنجه‌ی دارویی می‌ذارتش

481
00:30:51,891 --> 00:30:53,393
‫برو قفلش رو باز کن

482
00:30:53,935 --> 00:30:56,187
‫منم این مواد غیرکشنده رو حاضر می‌کنم

483
00:31:13,759 --> 00:31:14,896
‫« نایت‌شید »

484
00:31:20,879 --> 00:31:23,589
‫به‌جای اینکه با انید برید یه جای امن،

485
00:31:23,590 --> 00:31:26,383
‫تصمیم گرفتی طعمه‌اش
‫کنی تا هاید رو گیر بندازی

486
00:31:26,384 --> 00:31:27,843
‫نقشه‌ام جواب میده

487
00:31:27,844 --> 00:31:30,762
‫فقط در صورتی که بتونی اونقدری
‫به تایلر نزدیک بشی که با سرنگ بزنیش

488
00:31:30,763 --> 00:31:34,433
‫تازه با این فرض که دستور
‫معجون ثورنهیل درست باشه

489
00:31:34,434 --> 00:31:36,476
‫تو حتی نمی‌تونی توانایی‌های
‫خودت رو مهار کنی

490
00:31:36,477 --> 00:31:38,521
‫بعد می‌خوای یه هاید رو مهار کنی؟

491
00:31:39,272 --> 00:31:41,733
‫فقط این‌جوری میشه تایلر رو برگردوند توی قفس

492
00:31:42,275 --> 00:31:46,278
‫دست بردار. جفت‌مون می‌دونیم
‫ذره‌ای خیرخواهی توی وجودت نیست

493
00:31:46,279 --> 00:31:48,989
‫این از نیاز بیمارگونه‌ات
‫برای کنترل همه‌چیز میاد

494
00:31:48,990 --> 00:31:51,492
‫برو یه فامیلِ دور دیگه پیدا کن و مزاحمش شو

495
00:31:52,201 --> 00:31:54,578
‫ثورنهیل تایلر رو آزاد و مهار کرد

496
00:31:54,579 --> 00:31:56,997
‫چون حساب‌شده و بی‌احساس پیش می‌رفت

497
00:31:56,998 --> 00:31:58,541
‫تو به تایلر حس داری

498
00:32:00,043 --> 00:32:02,378
‫من از تایلر متنفرم. تموم شد و رفت!

499
00:32:04,881 --> 00:32:08,467
‫ نفرت هم یه حسـه، دوشیزه آدامز

500
00:32:08,468 --> 00:32:13,138
‫در کنار ترس، تحقیر، نگرانی و عشق

501
00:32:13,139 --> 00:32:17,184
‫خیال می‌کنی میشه تمام احساساتت رو
‫توی یه جعبه بذاری و توی ناخودآگاهت چال کنی

502
00:32:17,185 --> 00:32:20,270
‫ولی اون جعبه الان حکمِ بمب ساعتی داره

503
00:32:20,271 --> 00:32:22,230
‫اگه نتونی خنثی‌ش کنی

504
00:32:22,231 --> 00:32:24,859
‫ممکنه توی بحرانی‌ترین موقعیت منفجر بشه

505
00:32:25,693 --> 00:32:29,279
‫حتی اگه موفق بشی هم یادت نره
‫اون به ثورنهیل خیانت کرد

506
00:32:29,280 --> 00:32:31,240
‫به تو هم خیانت می‌کنه

507
00:32:35,662 --> 00:32:38,247
‫بیخیالش شو

508
00:32:54,048 --> 00:32:56,048
‫« عمارت تسخیرشده »

509
00:33:02,605 --> 00:33:03,689
‫این دیگه کی بود؟

510
00:33:19,914 --> 00:33:20,915
‫بپا!

511
00:33:21,416 --> 00:33:23,668
‫چه مرگته؟ عجیب‌الخلقه

512
00:33:30,856 --> 00:33:38,856
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

513
00:33:39,767 --> 00:33:42,729
‫به بچه‌ها گفتم امسال حسابی مردم رو بترسونن

514
00:33:53,823 --> 00:33:57,284
‫این دیگه چه وضعیـه؟

515
00:34:00,204 --> 00:34:03,165
‫وظیفه‌ات اینه که مردم رو بترسونی

516
00:34:03,166 --> 00:34:05,501
‫نه اینکه یه کاری کنی
‫از ترس برینن توی خودشون

517
00:34:11,257 --> 00:34:16,136
‫کلانتر، چندین تماس
‫از پیلگریم ورلد دریافت کردیم

518
00:34:16,137 --> 00:34:17,471
‫زامبی داره مردم رو قتل عام می‌کنه

519
00:34:17,472 --> 00:34:20,349
‫تمام ماشین‌ها رو اعزام کنید.
‫همگی حرکت کنید

520
00:34:21,267 --> 00:34:23,186
‫جنایتِ در حال وقوع در پیلگریم ورلد

521
00:34:44,624 --> 00:34:47,751
‫یه زامبی قاتل توی عمارت تسخیرشده‌ست

522
00:34:47,752 --> 00:34:49,878
‫- اسلرپ؟
‫- پاگزلی

523
00:34:49,879 --> 00:34:52,881
‫- اینجا خطرناکـه
‫- تو همین‌جا بمون. نمی‌خوام بلایی سرت بیاد

524
00:34:52,882 --> 00:34:54,883
‫اسلرپ دوستمـه. به حرفم گوش میده

525
00:34:54,884 --> 00:34:56,760
‫تو همین‌جا منتظر بمون. لطفاً

526
00:34:56,761 --> 00:34:58,179
‫من از پسِ خودم برمیام

527
00:35:33,381 --> 00:35:34,590
‫پاگزلی

528
00:35:35,550 --> 00:35:36,884
‫نکن

529
00:35:44,684 --> 00:35:45,893
‫داری حرف می‌زنی

530
00:35:46,853 --> 00:35:47,894
‫و قیافه‌ات شبیه آدمیزاد شده

531
00:35:47,895 --> 00:35:49,271
‫البته تقریباً

532
00:35:49,272 --> 00:35:51,524
‫با خوردنِ مغزها...

533
00:35:52,400 --> 00:35:54,276
‫تونستم دوباره زنده بشم

534
00:35:54,277 --> 00:35:57,155
‫برو، برو، برو، برو

535
00:35:59,615 --> 00:36:01,492
‫این پیام از طرف نیروهای کلانتریه

536
00:36:02,076 --> 00:36:06,037
‫هر کی اونجاست، دست‌هاش
‫رو روی سرش بذاره و بیاد بیرون

537
00:36:06,038 --> 00:36:09,666
‫تو به من فرصتِ زندگی دوباره دادی،
‫نمی‌خوام حرومش کنم

538
00:36:09,667 --> 00:36:12,253
‫تو تنها دوستمـی، پاگزلی

539
00:36:13,212 --> 00:36:14,797
‫بذار برم

540
00:36:16,507 --> 00:36:17,757
‫خواهش می‌کنم

541
00:36:17,758 --> 00:36:20,720
‫این آخرین اخطاره

542
00:36:32,523 --> 00:36:33,733
‫فقط من اینجام

543
00:36:34,692 --> 00:36:36,110
‫کسیِ دیگه نیست

544
00:36:38,529 --> 00:36:41,448
‫پسر و پدر رو از محوطه خارج کنید.
‫بجنبید!

545
00:36:41,449 --> 00:36:44,702
‫ داخل رو بگردید و محدوده رو محاصره کنید

546
00:36:47,371 --> 00:36:48,748
‫پیداش نکردم، بابا

547
00:36:53,669 --> 00:36:55,213
‫شاید یه مصلحتی توش باشه

548
00:37:17,860 --> 00:37:21,404
‫لرچ جان، محبت کن ماشین رو بیار دمِ در

549
00:37:21,405 --> 00:37:24,199
‫نمی‌خوام دیر به مراسم یادبود برسم

550
00:37:24,200 --> 00:37:25,326
‫مورتیشا

551
00:37:32,750 --> 00:37:34,293
‫واقعاً خودتی؟

552
00:37:36,837 --> 00:37:38,046
‫فرانسواز

553
00:37:38,047 --> 00:37:41,216
‫داشتم می‌رفتم نورمور که توی باغ دیدمت

554
00:37:41,217 --> 00:37:42,759
‫زیرِ نور ماه، گل رُز می‌چیدی

555
00:37:42,760 --> 00:37:44,469
‫باورم نمی‌شد

556
00:37:44,470 --> 00:37:46,055
‫اونم بعدِ این همه سال

557
00:37:46,639 --> 00:37:49,558
‫من و گومز واسه خاکسپاریت گل فرستادیم

558
00:37:50,142 --> 00:37:51,686
‫زندانیم کرده بودن

559
00:37:52,603 --> 00:37:53,854
‫توی ویلوهیل

560
00:37:56,023 --> 00:37:57,191
که اینطور

561
00:38:00,653 --> 00:38:01,654
‫این دختر

562
00:38:04,573 --> 00:38:05,658
‫دخترتـه؟

563
00:38:07,493 --> 00:38:08,411
‫بله

564
00:38:08,995 --> 00:38:10,538
‫یه پا فرشته‌ست

565
00:38:11,664 --> 00:38:13,708
‫امیدم رو از دست داده بودم و اون...

566
00:38:15,001 --> 00:38:16,584
‫اون نجاتم داد

567
00:38:18,838 --> 00:38:22,257
‫آم، بذار به کلانتر زنگ بزنم و کمک خبر کنیم

568
00:38:22,258 --> 00:38:24,260
‫نه، زنگ نزن. زنگ نزن. لطفاً

569
00:38:24,844 --> 00:38:26,178
‫تحت تعقیبم

570
00:38:27,763 --> 00:38:30,641
‫تو همیشه توی مدرسه باهام مهربون بودی

571
00:38:32,268 --> 00:38:35,604
‫ممنون میشم کمکم کنی پسرم رو پیدا کنم

572
00:38:37,189 --> 00:38:38,398
‫تایلر رو میگی؟

573
00:38:38,399 --> 00:38:40,609
‫اونم از ویلوهیل فرار کرده

574
00:38:41,694 --> 00:38:43,237
‫می‌دونم داره میره سمتِ نورمور

575
00:38:45,156 --> 00:38:47,198
‫پس در این صورت می‌دونم دنبال کیه

576
00:38:53,873 --> 00:38:58,294
‫« روز یادبود طردشدگان »

577
00:39:12,516 --> 00:39:17,437
‫امشب به یادِ طردشدگانی هستیم
‫که دیگه بینِ ما نیستن

578
00:39:17,438 --> 00:39:18,897
‫اگه تایلر پیداش نشه چی؟

579
00:39:18,898 --> 00:39:20,857
‫نامداران، بدنامان

580
00:39:20,858 --> 00:39:26,072
‫و اونایی که فقط در خاطرِ عزیزان‌شون
‫زنده موندن

581
00:39:26,655 --> 00:39:31,242
‫از سیکلوپ‌ها، یتی و مینوتور

582
00:39:31,243 --> 00:39:35,498
‫و تمام قبایل مطرودی که
‫دیگه بین‌مون نیستن، یاد می‌کنیم

583
00:39:36,123 --> 00:39:39,376
‫امیدوارم یادشون همیشه زنده باشه

584
00:39:39,377 --> 00:39:46,342
‫و نبودشون تلنگری باشه تا
‫همیشه هوشیار و مراقب باشیم

585
00:39:47,093 --> 00:39:49,427
‫اومده. طبقِ نقشه پیش برید

586
00:39:49,428 --> 00:39:51,263
‫تایلر باید به هاید تبدیل بشه

587
00:39:51,847 --> 00:39:53,224
‫کسی سرخود کاری نکنه

588
00:39:53,808 --> 00:39:56,768
‫تاریخ به ما نشون داده
‫که بزرگ‌ترین دشمن‌مون...

589
00:39:58,020 --> 00:40:00,856
‫قدرتِ ما طردشدگان در همبستگی‌مونـه

590
00:40:25,464 --> 00:40:27,133
‫ونزدی کجاست؟

591
00:40:28,008 --> 00:40:29,510
‫می‌دونم تنها نیومدی

592
00:40:30,928 --> 00:40:32,888
‫راست میگی. تنها نیست

593
00:40:38,811 --> 00:40:41,897
‫هوم. چه شمشیرهای بامزه‌ای!

594
00:40:42,398 --> 00:40:44,358
‫ولی باهاشون حریف هایدجماعت نمیشین

595
00:40:48,028 --> 00:40:50,281
‫حیف که امشب ماه کامل نیست

596
00:40:54,618 --> 00:40:55,744
‫چی شده تایلر؟

597
00:40:56,454 --> 00:40:57,829
‫به نظر ناخوشی

598
00:40:57,830 --> 00:40:59,664
‫به خاطر اینه که اربابت رو کشتی؟

599
00:40:59,665 --> 00:41:02,417
‫- دهنت رو ببند
‫- وقتِ زیادی برات نمونده

600
00:41:02,418 --> 00:41:04,086
‫بسـه!

601
00:41:18,392 --> 00:41:20,436
‫- ونزدی!
‫- هوی! بیا اینجا!

602
00:41:28,068 --> 00:41:29,445
‫یا خدا!

603
00:41:30,946 --> 00:41:32,071
‫تایلر

604
00:41:33,199 --> 00:41:34,283
‫کافیه!

605
00:41:35,201 --> 00:41:36,951
‫جفت‌مون می‌دونیم من اونیم که دنبالشی

606
00:41:36,952 --> 00:41:38,496
‫ایند، بیا اینجا

607
00:41:42,583 --> 00:41:44,251
‫اگه احساسِ واقعیم رو نگفته باشم چی؟

608
00:41:46,378 --> 00:41:47,922
‫حق با تو بود

609
00:41:48,714 --> 00:41:50,508
‫واقعاً ازت خوشم اومده بود

610
00:41:52,801 --> 00:41:56,012
‫ولی خودت خوب می‌دونی فقط
‫یه راه هست که بتونیم باهم باشیم

611
00:41:56,013 --> 00:41:58,349
‫به اربابِ جدیدت سلام کن

612
00:42:13,364 --> 00:42:14,614
‫فرانسواز!

613
00:42:14,615 --> 00:42:16,407
‫یه قراری داشتیم ها!

614
00:42:56,282 --> 00:42:57,616
‫ونزدی

615
00:42:59,034 --> 00:43:00,286
‫چی پیش خودت فکر کرده بودی؟

616
00:43:01,996 --> 00:43:03,454
‫اوضاع تحت کنترل بود

617
00:43:03,455 --> 00:43:05,874
‫یه کلمه دیگه بگی از نورمور می‌برمت

618
00:43:06,834 --> 00:43:09,210
‫- به اون موجود گفتی فرانسواز
‫- آره

619
00:43:09,211 --> 00:43:11,588
‫- مادرِ تایلره؟
‫- آره

620
00:43:11,589 --> 00:43:13,924
‫خودت از ویلوهیل آزادش کردی

621
00:43:14,508 --> 00:43:15,884
‫چه قراری باهاش گذاشتی؟

622
00:43:16,468 --> 00:43:19,554
‫فرانسواز بهم قول داد تایلر رو مهار کنه

623
00:43:19,555 --> 00:43:21,139
‫و دیگه پاشون رو توی جریکو نذارن

624
00:43:21,140 --> 00:43:24,977
‫- جدی حرفِ یه هاید رو باور کردی؟
‫- من حرفِ یه مادر رو باور کردم

625
00:43:38,866 --> 00:43:41,534
‫ادگار آلن پو گفته بود:
‫«من به ارواح اعتقاد ندارم

626
00:43:41,535 --> 00:43:44,121
‫ولی آن‌ها تمام عمرم دنبالم بودند.»

627
00:43:47,249 --> 00:43:50,044
‫همیشه باور داشتم که تسخیرشدن
‫یک انتخاب است

628
00:43:52,171 --> 00:43:54,839
‫آنچه حقیقتاً ما را
‫تسخیر کرده، گذشته‌ی ماست

629
00:43:54,840 --> 00:43:57,050
‫هرقدر هم که بکوشیم آن را از خود برانیم،

630
00:43:57,051 --> 00:43:58,594
‫همچنان گریبان‌گیر ماست

631
00:44:01,764 --> 00:44:03,265
‫زامبیِ پاگزی،

632
00:44:04,642 --> 00:44:05,851
‫همون آیزاکـه

633
00:44:07,394 --> 00:44:10,063
‫فرانسواز هم زنده‌ست

634
00:44:12,191 --> 00:44:14,108
‫اگر گذشته ما را تسخیر کند،

635
00:44:14,109 --> 00:44:15,526
‫ای بخشکی شانس!

636
00:44:15,527 --> 00:44:19,365
‫آن‌گاه اکنون به گورستانی بدل
‫می‌شود که تاوانِ خطاهایمان را طلب می‌کند

637
00:44:25,788 --> 00:44:27,498
‫سلام جودی

638
00:44:28,916 --> 00:44:30,376
‫منو یادته؟

639
00:44:36,715 --> 00:44:39,425
‫حالا تایلر و مادرش دوباره در کنار هم هستند

640
00:44:39,426 --> 00:44:42,720
‫آیا فرانسواز به وعده‌اش عمل می‌کند
‫و بی‌هیاهو در دل شب ناپدید می‌شود؟

641
00:44:42,721 --> 00:44:45,474
‫یا مقصودِ شومی در سر دارد؟

642
00:44:54,066 --> 00:44:56,109
‫من تا امروز از ایند محافظت کرده‌ام

643
00:44:56,110 --> 00:44:57,819
‫اما تحقیقاتم به بن‌بست رسیده

644
00:44:57,820 --> 00:45:01,280
‫و حس می‌کنم زمان مثلِ دانه‌های شن
‫از میانِ انگشتانم می‌گریزد

645
00:45:01,304 --> 00:45:11,304
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

646
00:45:11,328 --> 00:45:21,328
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

