﻿1
00:00:11,364 --> 00:00:14,241
♪ BLACKPINK - Boombayah ♪

2
00:00:14,265 --> 00:00:24,265
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:24,289 --> 00:00:34,289
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:01:11,869 --> 00:01:13,078
اعتراف کنید

5
00:01:13,103 --> 00:01:16,070
خودتون هم خبر نداشتید چقدر یه ونزدی آدامزِ
این شکلی تو زندگیتون کم داشتید

6
00:01:16,215 --> 00:01:20,222
« ونزدی »
« فصل دوم »

7
00:01:21,791 --> 00:01:25,909
« قسمت ششم »
« مصیبتِ خودشناسی »

8
00:01:27,301 --> 00:01:32,019
« شونزده ساعت و ۳۶ دقیقه قبل »

9
00:01:32,614 --> 00:01:34,601
هشدار دادم که تایلر داره میاد

10
00:01:34,974 --> 00:01:37,585
گفتم مراسم یادبود رو لغو کنید

11
00:01:38,486 --> 00:01:40,196
نقش تو توی این ماجراها چیـه؟

12
00:01:40,576 --> 00:01:42,494
تایلر رو از مراسم دور کردم

13
00:01:42,812 --> 00:01:44,537
ونزدی یه نقشه کِشیده بود که کنترلش کنیم

14
00:01:44,562 --> 00:01:46,358
اونطور که باید پیش نرفت

15
00:01:47,232 --> 00:01:50,083
نقشه‌ام داشت عین ساعت‌های سوئیسی کار می‌کرد

16
00:01:50,108 --> 00:01:52,903
تا اینکه اون یکی هایده پیداش شد و
ساعته رو خُرد کرد

17
00:01:53,012 --> 00:01:54,324
دوتا هاید؟

18
00:01:55,406 --> 00:01:56,738
تو می‌تونی بری

19
00:01:57,574 --> 00:02:00,207
هیولای دوم دیگه کیـه؟

20
00:02:00,232 --> 00:02:02,151
فرانسواز گالپین، مادر تایلر

21
00:02:02,855 --> 00:02:05,133
اون پونزده سالـه که مُرده

22
00:02:05,293 --> 00:02:06,746
خودم تو مراسم ختمش بودم

23
00:02:06,780 --> 00:02:09,573
آگوستوس استون‌هرست مرگِ
فرانسواز رو جعل کرده

24
00:02:09,824 --> 00:02:12,807
داشته توی زیرزمینِ ویلوهیل روی
اون و بقیه آزمایش می‌کرده

25
00:02:12,832 --> 00:02:15,092
دخترش جودی نمی‌خواسته شما بویی ببرید

26
00:02:15,303 --> 00:02:17,388
گزارش دادن که جودی گم شده -
عجب -

27
00:02:17,895 --> 00:02:19,847
چرا تازه الان دارم اینا رو می‌شنوم؟

28
00:02:19,934 --> 00:02:22,479
فرانسواز و تایلر رفتن و

29
00:02:22,504 --> 00:02:24,893
قصدی هم برای برگشت به جریکو ندارن

30
00:02:25,065 --> 00:02:27,627
فرانسواز بهم قول داد و
من هم حرفش رو باور می‌کنم

31
00:02:28,721 --> 00:02:31,055
انگار مشکل‌مون خودبخود حل شد

32
00:02:31,080 --> 00:02:35,414
باید همین الان به خاطر
همکاری با یه قاتل دستگیرت کنم

33
00:02:35,439 --> 00:02:37,749
ذره‌ای به خاطر اعمالم پشیمون نیستم

34
00:02:37,774 --> 00:02:39,587
به افرادت دستور دادی که بیخیال مدرسه بشن تا

35
00:02:39,612 --> 00:02:41,953
بتونن برن آدمای معمولیِ داخل
پیلگریم ورلد رو نجات بدن

36
00:02:41,978 --> 00:02:46,094
طردشدگان رو به امون خدا ول کردید؟
به نظرت مطبوعات چه واکنشی نشون میده، کلانتر؟

37
00:02:46,119 --> 00:02:48,352
خوشبختانه، کسی صدمه ندید ولی

38
00:02:48,377 --> 00:02:52,305
،برای رعایت جوانب احتیاط
قانون منع رفت و آمد می‌ذاریم

39
00:02:52,572 --> 00:02:57,064
مراسم‌مون نزدیکـه. پس بیاید الکی
مته به خشخاش نزنیم، باشه؟

40
00:02:57,142 --> 00:02:59,704
،هر جا حرف از قتل و آشوب باشه

41
00:02:59,978 --> 00:03:01,546
اسم آدامز‌ها خوش می‌درخشه

42
00:03:01,571 --> 00:03:03,657
با نوای ناقوس مرگ

43
00:03:23,538 --> 00:03:25,247
احسنت، خانم آدامز

44
00:03:25,306 --> 00:03:30,126
تونستی نه یکی، بلکه دوتا هاید رو
از دارالمجانین فراری بدی

45
00:03:30,235 --> 00:03:31,965
،امیدوار بودم بعد از تموم شدنِ روز مردگان

46
00:03:31,990 --> 00:03:34,332
شیک و مجلسی برگردی
همون دیار باقی‌ای که ازش اومدی

47
00:03:34,357 --> 00:03:35,942
شیک و مجلسی تو کار من نیست

48
00:03:36,763 --> 00:03:37,816
به هیچ وجه

49
00:03:37,841 --> 00:03:39,396
گالپین‌ها هنوی توی جریکو هستن؟

50
00:03:39,669 --> 00:03:42,208
حالا دیگه شدم سگ شکاریِ جنابعالی؟

51
00:03:42,233 --> 00:03:43,984
توی راهنمای معنویِ منی

52
00:03:44,161 --> 00:03:45,677
نظرت چیـه یکم راهنمایی کنی؟

53
00:03:45,702 --> 00:03:48,075
می‌تونم بگم الهامت تغییری نکردی

54
00:03:48,168 --> 00:03:51,496
مرگ ایند همچنان حتمیـه و
مقصرش هم تویی

55
00:03:52,260 --> 00:03:53,386
باید چیکار کنم؟

56
00:03:54,924 --> 00:03:57,943
چه عجب، یکم همکاری کردی

57
00:04:01,258 --> 00:04:04,260
توانایی ذهنیت صرفاً بهت به ارث نرسیده

58
00:04:04,403 --> 00:04:07,566
عمیقاً با روابط خانوادگیت گره خورده

59
00:04:07,591 --> 00:04:10,249
کشمکش‌های فزاینده و بی‌نتیجه با مادرتـه که

60
00:04:10,250 --> 00:04:12,034
تواناییت رو مختل کرده

61
00:04:12,059 --> 00:04:13,410
مسخره‌ست

62
00:04:13,435 --> 00:04:16,004
قدرت خانواده‌ی آدامز همیشه از اتحاد و

63
00:04:16,005 --> 00:04:18,021
همبستگیِ اعضاش نشأت می‌گرفته

64
00:04:18,317 --> 00:04:19,776
،چه خوشت بیاد چه نیاد

65
00:04:19,801 --> 00:04:22,761
تو هم بخشی از این میراث معنوی هستی

66
00:04:22,895 --> 00:04:26,417
ولی لازمه‌ی دسترسی به اون قدرت
شفافیت احساساتـه

67
00:04:26,458 --> 00:04:28,676
من نه می‌خوام با هرگونه
احساساتی سر و کار داشته باشم و

68
00:04:28,701 --> 00:04:30,433
نه موظفم نیاز احساسی مادرم برای

69
00:04:30,459 --> 00:04:32,395
دخالت توی زندگیم رو تأمین کنم

70
00:04:34,865 --> 00:04:37,651
همین عدم همذات‌پنداریت باعث میشه
،ضعیف‌ترین ارتباط رو داشته باشی

71
00:04:37,652 --> 00:04:39,152
از لحاظ معنوی منظورمـه

72
00:04:39,153 --> 00:04:40,794
ارتباط با بقیه برام مهم نیست

73
00:04:40,819 --> 00:04:43,947
تایلر و فرانسواز رو بسپار به پلیس‌ها

74
00:04:44,936 --> 00:04:47,818
روی رابطه‌ات با مادرت کار کن

75
00:04:48,552 --> 00:04:52,349
خانم آدامز، با کی صحبت می‌کنی؟

76
00:04:56,121 --> 00:04:57,122
،پروفسور

77
00:04:57,880 --> 00:04:59,959
یادتون میاد فرانسواز گالپین
شاگردتون بوده باشه؟

78
00:05:01,052 --> 00:05:05,345
اون زمان‌ها اسمش فرانسواز نایت بود

79
00:05:05,513 --> 00:05:09,474
ولی مثل برادرش علاقه‌ی خاصی
به علم و دانش نداشت

80
00:05:09,499 --> 00:05:10,934
فرانسواز داداش داشت؟

81
00:05:10,982 --> 00:05:12,287
آیزاک

82
00:05:12,413 --> 00:05:16,291
داوینچی باهوش‌تر از اون به عمرم ندیدم

83
00:05:16,381 --> 00:05:17,941
جونم رو نجات داد

84
00:05:17,982 --> 00:05:21,997
این دستگاه نجات اضطراری رو اون برام ساخت

85
00:05:22,126 --> 00:05:23,627
حتماً صمیمی بودید

86
00:05:25,325 --> 00:05:28,285
،آیزاک ذره‌ای به بقیه اهمیت نمی‌داد

87
00:05:28,349 --> 00:05:30,684
عاشق این بود نقش خدا رو بازی کنه

88
00:05:31,958 --> 00:05:34,541
گفتی داوینچی‌ها آگوستوس استون‌هرست رو
می‌پرستیدن

89
00:05:34,630 --> 00:05:36,251
آیزاک هم شاگردش بوده؟

90
00:05:36,298 --> 00:05:39,357
استون‌هرست استادش بود

91
00:05:40,146 --> 00:05:43,997
اون آزمایشگاه مخفی توی برج ایاگو رو
برای آیزاک ساخت

92
00:05:44,638 --> 00:05:46,950
رفیق جون‌جونی بودن

93
00:05:47,067 --> 00:05:50,849
تا اون شب که آزمایشگاه رفت رو هوا

94
00:05:51,091 --> 00:05:52,363
چه بلایی سر آیزاک اومد؟

95
00:05:52,388 --> 00:05:54,354
جسدش هرگز پیدا نشد

96
00:05:54,849 --> 00:05:56,396
،بعضیا میگن فرار کرده

97
00:05:56,421 --> 00:05:59,841
بقیه... میگن زیر درخت جمجمه دفن شده

98
00:06:00,341 --> 00:06:05,653
شایعه‌ای بیش نیست، ولی دوست داری
برو نبش قبرش کن ببین چه خبره

99
00:06:08,857 --> 00:06:11,768
یه تخفیف ویژه واسه جواب امتحان ریاضیِ
آقای تودور-پول گذاشتم

100
00:06:11,793 --> 00:06:12,803
چقدر میشه؟

101
00:06:12,828 --> 00:06:15,708
.پنج دلار. بیستِ تضمینی
.با ضمانت عودت وجه

102
00:06:23,934 --> 00:06:25,388
مغازه تعطیلـه

103
00:06:25,855 --> 00:06:27,122
همه برید بیرون

104
00:06:29,169 --> 00:06:31,505
زامبیت. آخرین بار کجا دیدیش؟

105
00:06:33,614 --> 00:06:35,861
خودت می‌دونی که دستگاه شکنجه‌ام تو کمدمـه

106
00:06:35,886 --> 00:06:37,845
درست بغل اسکلت‌هاش

107
00:06:39,637 --> 00:06:42,001
توی پیلگریم ورلد دیدمش، خب؟

108
00:06:42,130 --> 00:06:44,277
ولی اسلرپ دیگه رفته. برای همیشه

109
00:06:44,332 --> 00:06:45,732
اسمش آیزاک نایتـه

110
00:06:46,075 --> 00:06:47,115
آیزاک نایت؟

111
00:06:47,140 --> 00:06:48,850
اونوقت از کجا می‌دونی رفته؟

112
00:06:49,481 --> 00:06:50,997
چون خودم گذاشتم بره

113
00:06:51,994 --> 00:06:53,495
به بابا چیزی نگو

114
00:06:53,646 --> 00:06:55,261
بگی‌نگی بهش دروغ گفتم

115
00:06:55,286 --> 00:06:57,844
واسه کسی که همیشه نیشش بازه
حرکت جسورانه‌ای زدی

116
00:06:57,869 --> 00:06:58,995
به نظرت فهمیده؟

117
00:06:59,591 --> 00:07:02,093
هر اطلاعاتی می‌تونی
در مورد آیزاک نایت پیدا کن

118
00:07:04,090 --> 00:07:07,099
حالا که یه فرصت دوباره گیرش اومده
فقط می‌خواد از زندگیش لذت ببره

119
00:07:07,178 --> 00:07:09,521
قلبت هم مثل جمجمه‌ات نرمـه

120
00:07:10,114 --> 00:07:12,317
اون مغز فندقیت چیز دیگه‌ای به خاطر نمیاره؟

121
00:07:14,067 --> 00:07:15,518
این از جیبش افتاد

122
00:07:17,161 --> 00:07:18,981
« بیمار ۱۹۳۸ »

123
00:07:22,642 --> 00:07:24,394
دنبال خواهرش می‌گرده

124
00:07:28,304 --> 00:07:29,388
سلام

125
00:07:31,078 --> 00:07:32,204
خوب خوابیدی؟

126
00:07:34,351 --> 00:07:35,677
توهم نزدی

127
00:07:39,747 --> 00:07:42,152
بابات بعد از تولدت اینجا رو ساخت

128
00:07:42,177 --> 00:07:45,389
می‌خواست همین نزدیکی‌ها یه پناهگاه برای
...تو داشته باشه که اگه من یه وقت

129
00:07:46,332 --> 00:07:47,667
خب، خودت می‌دونی

130
00:07:50,440 --> 00:07:53,485
،مراسم ختمت رو یادمـه
انگار همین دیروز بود

131
00:07:54,712 --> 00:07:57,048
دکتر استون‌هرست به بابات دروغ گفته

132
00:07:57,704 --> 00:07:58,872
به همه دروغ گفته

133
00:08:06,714 --> 00:08:09,550
بهم اعتماد نداری؟ -
دیشب افسارگسیختی -

134
00:08:09,575 --> 00:08:12,491
یه شبه نمیشه از همچین اتفاقی بهبود پیدا کرد

135
00:08:12,593 --> 00:08:14,803
فقط چون ارباب نداشتی اینطوری شد

136
00:08:17,433 --> 00:08:19,513
حالا دیگه ارباب منی؟

137
00:08:21,959 --> 00:08:23,349
خب، حتماً گشنتـه

138
00:08:28,633 --> 00:08:30,386
پنکیک می‌خوای؟

139
00:08:30,411 --> 00:08:31,857
همیشه پنکیک دوست داشتی، مگه نه؟

140
00:08:31,882 --> 00:08:35,060
،من دیگه بچه نیستم
اینقدر سعی نکن آرومم کنی

141
00:08:36,438 --> 00:08:38,606
بار آخرت باشه صداتو واسه من می‌بری بالا

142
00:08:42,294 --> 00:08:44,726
حالا... میرم واست پنکیک درست کنم

143
00:08:45,634 --> 00:08:46,635
عزیزدلم

144
00:08:58,782 --> 00:08:59,782
خوبی؟

145
00:09:01,000 --> 00:09:02,501
آره. شرمنده

146
00:09:03,427 --> 00:09:04,976
فقط دیشب کم خوابیدم

147
00:09:05,133 --> 00:09:07,260
ناسلامتی با یه هاید دست و پنجه نرم کردی

148
00:09:07,570 --> 00:09:10,039
آره. حتماً به خاطر همونـه

149
00:09:14,251 --> 00:09:15,293
باز هم مامانتـه؟

150
00:09:16,636 --> 00:09:18,656
جدیداً خیلی زنگ می‌زنه ها
(زنگ بزنم؟ سرت خلوتـه؟)

151
00:09:18,849 --> 00:09:21,812
مشکلات خانوادگیـه. بعداً بهش زنگ می‌زنم

152
00:09:22,245 --> 00:09:24,331
لازم نیست این چیزا رو ازم پنهون کنی

153
00:09:25,043 --> 00:09:26,919
بعضی چیزا با حرف حل نمیشن

154
00:09:33,141 --> 00:09:36,018
پروفسور کاپری. اومده بودم به ایند سر بزنم

155
00:09:36,043 --> 00:09:38,545
مطمئنم لب‌های ایند سالمن

156
00:09:39,961 --> 00:09:43,506
می‌دونی که پسرها اجازه ندارن
تنهایی بیان تو خوابگاه دخترها دیگه، نه؟

157
00:09:55,339 --> 00:09:57,508
می‌خوای بگی دیشب چی شد؟

158
00:10:00,289 --> 00:10:03,007
می‌دونم. باید در مورد هاید
به یکی می‌گفتیم

159
00:10:03,032 --> 00:10:05,450
نه. اون رو نمیگم. بعدش

160
00:10:05,735 --> 00:10:06,903
توی اتاق موسیقی

161
00:10:09,917 --> 00:10:11,796
نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

162
00:10:13,750 --> 00:10:18,658
ایند، تو گرگینه شدی

163
00:10:18,784 --> 00:10:21,286
بدون ماهِ کامل. خودم دیدم

164
00:10:24,722 --> 00:10:25,931
ایند، چیزی نیست

165
00:10:28,048 --> 00:10:31,596
شاید به خاطر اینـه که آلفایی

166
00:10:34,189 --> 00:10:36,180
وایسا. من؟

167
00:10:36,205 --> 00:10:38,828
مطمئن نیستیم، ولی حقایق رو ببین

168
00:10:38,853 --> 00:10:40,555
اولین بار دیر تبدیل شدی

169
00:10:40,704 --> 00:10:44,017
اولین باری که گرگ شدی
زیر نور ماه‌گرفتگی بود، درستـه؟

170
00:10:44,042 --> 00:10:48,588
اینا همه نشونه‌های قدیمیِ یه آلفای احتمالیـه

171
00:10:48,767 --> 00:10:51,503
.قوی‌ترین اعضای گونه‌ی ما
.خیلی کم پیش میاد کسی آلفا بشه

172
00:10:51,528 --> 00:10:54,535
اگه تو هم آلفا باشی، باید کنترلش کنیم

173
00:10:57,613 --> 00:10:59,729
ولی مگه آلفاها آخر و عاقبت‌شون تنهایی نیست؟

174
00:10:59,754 --> 00:11:03,276
شرمنده. یه لحظه. مدیر دُرتـه

175
00:11:03,301 --> 00:11:05,322
می‌خوایم یه قانون منع رفت و آمد وضع کنیم

176
00:11:05,347 --> 00:11:08,166
بعدش از شام، کسی از اتاقش بیرون نمیاد

177
00:11:08,207 --> 00:11:11,713
...هر کس سرپیچی کنه، از حضور توی مراسم

178
00:11:11,738 --> 00:11:12,837
ایند

179
00:11:13,173 --> 00:11:14,387
نگران نباش

180
00:11:14,777 --> 00:11:17,926
کلی از اطلاعات مربوط به اینکه آلفاها

181
00:11:17,927 --> 00:11:20,862
آخر و عاقبت‌شون تنهاییـه، غلطـه ولی

182
00:11:20,887 --> 00:11:25,293
،تا زمانی که همه چی رو تحت کنترل بگیریم
نیازی به نگرانی نیست

183
00:11:26,664 --> 00:11:27,676
باشه؟

184
00:11:36,643 --> 00:11:37,777
پرت کن

185
00:11:42,918 --> 00:11:44,229
ونزدی

186
00:11:44,277 --> 00:11:47,972
چی شده تو همچین روز وحشتناکی
یادی از من کردی؟

187
00:11:48,201 --> 00:11:50,588
می‌خوام کمکم کنی توانایی ذهنیم رو پس بگیرم

188
00:11:50,613 --> 00:11:53,393
آخرین باری که دخالت کردم، مادرت
اون کتاب جادو رو سوزوند

189
00:11:53,418 --> 00:11:55,004
آره، ولی تو یه کلاغی

190
00:11:55,051 --> 00:11:56,595
حتماً یه راه دررویی بلدی

191
00:11:57,519 --> 00:11:58,603
پرت کن

192
00:12:04,353 --> 00:12:05,353
،هر از گاهی

193
00:12:05,378 --> 00:12:09,192
توانایی ذهنیم رو فعال می‌کنم تا
دشمنای قدیمی‌ام رو زیر نظر بگیرم

194
00:12:09,217 --> 00:12:13,263
نیم‌نگاهی به عذاب کشیدن‌شون
معمولاً حالم رو جا میاره

195
00:12:13,691 --> 00:12:16,340
بعد از اتفاقی که واسه خاله اوفیلیا افتاد
دیگه ازش استفاده نکردی

196
00:12:17,820 --> 00:12:19,655
مادرت اینا رو بهت گفته؟

197
00:12:21,231 --> 00:12:23,213
،کبوترها بعضی وقتا خیلی احساساتی میشن

198
00:12:23,238 --> 00:12:28,997
همیشه تو گذشته زندگی می‌کنن و
توی احساسات‌شون دست و پا می‌زنن

199
00:12:29,457 --> 00:12:31,791
من تصمیم گرفتم تمام اونا رو فراموش کنم

200
00:12:31,902 --> 00:12:35,004
زن‌هایی مثل ما نباید جور خانوادشون رو بکِشن

201
00:12:35,566 --> 00:12:38,966
،ما مسیر خودمون رو میریم
قبر خودمون رو می‌کَنیم

202
00:12:42,088 --> 00:12:44,738
این یکی از هایدهاییـه که اتفاقی
از ویلوهیل فراریش دادم

203
00:12:45,655 --> 00:12:47,114
باید پیداش کنم

204
00:12:49,972 --> 00:12:53,308
اسم رزالین راتوود تابحال به گوشت خورده؟

205
00:12:54,244 --> 00:12:56,913
پروفسور راتوود از
کلاغ‌های اسم و رسم‌دار بود

206
00:12:57,738 --> 00:13:02,840
زمانی که من تو نِورمور بودم
خط رونی و رمزنگاری باستانی تدریس می‌کرد

207
00:13:03,365 --> 00:13:04,824
،من یه غارتگر تازه‌کار مقبره‌ بودم

208
00:13:04,825 --> 00:13:08,293
واسه همین تک‌تکِ کلاس‌هاشو شرکت می‌کردم

209
00:13:08,441 --> 00:13:11,487
راستش، مامان و بابات همین الان
تو کلبه‌ی قدیمیش پِلاسن

210
00:13:11,512 --> 00:13:14,816
قبلاً تو تالار احضارش
شب‌نشینی‌های مخفیانه می‌گرفت

211
00:13:14,952 --> 00:13:17,410
،شاید شراب‌هاش خراب بودن

212
00:13:18,133 --> 00:13:21,010
ولی توانایی ذهنیش بی‌نظیر بود

213
00:13:21,315 --> 00:13:23,683
چه ربطی به وضعیت من داره؟

214
00:13:25,838 --> 00:13:30,134
راتوود تو قبرستونِ نِورمور دفن شده

215
00:13:30,949 --> 00:13:34,521
سنگ قبرش با انرژی تاریکِ اون درآمیخته شده

216
00:13:34,670 --> 00:13:38,154
اگه یه کلاغ نوشته‌ی حک‌شده‌ی
،زیرش رو بخونه

217
00:13:38,776 --> 00:13:41,240
به صورت موقت توانایی ذهنی به دست میاره

218
00:13:45,180 --> 00:13:46,473
ممنون، مادربزرگ

219
00:13:47,865 --> 00:13:51,709
،نه من آدم نصحیت‌بکنی هستم
،نه تو آدم حرف‌گوش‌کُنی هستی

220
00:13:51,734 --> 00:13:54,862
ولی... احتیاط کن، عزیزم

221
00:13:57,005 --> 00:13:58,123
پرت کن

222
00:14:12,006 --> 00:14:13,268
بالاخره اومدی

223
00:14:13,381 --> 00:14:15,802
دُرت وسط شام یهو شروع کرد به
سخنرانی در مورد امنیت مدرسه

224
00:14:16,179 --> 00:14:17,803
نمی‌تونستم تحمل کنم

225
00:14:19,191 --> 00:14:22,323
کجا میری؟ -
قبرستونِ نِورمور -

226
00:14:22,631 --> 00:14:24,357
!خوابی؟ منع رفت و آمده

227
00:14:24,505 --> 00:14:27,841
اگه برنگردی، کل خوابگاه از
حضور توی مراسم منع میشن

228
00:14:27,935 --> 00:14:29,691
شاید تو از گروه ارکستر اومده باشی بیرون ولی

229
00:14:29,716 --> 00:14:32,161
من هفته‌هاست دارم رقصم رو تمرین می‌کنم

230
00:14:32,419 --> 00:14:35,748
وقتی تایلر و مادرش هنوز اون بیرونن
تو اتاقم قایم نمیشم

231
00:14:35,880 --> 00:14:37,333
میرم پیداشون می‌کنم

232
00:14:37,358 --> 00:14:38,380
چطوری؟

233
00:14:38,405 --> 00:14:42,450
.لازم نیست هر کسی بدونه
.بعد از اتفاق دیشب، به تو یکی عمراً بگم

234
00:14:43,497 --> 00:14:46,731
تابحال با خودت نگفتی شاید
ما هم داریم تمام سعی‌مون رو می‌کنیم؟

235
00:14:46,856 --> 00:14:50,680
تمام سعی‌تون یعنی قراره شکست بخورید و
از قبلش به من اطلاع می‌دید

236
00:14:50,989 --> 00:14:52,849
اینکه اینقدر مغروری و همچنان

237
00:14:52,850 --> 00:14:55,341
می‌تونی همچین تصمیم‌های
مزخرفی بگیری واقعاً حیرت‌آوره

238
00:14:55,366 --> 00:14:58,618
از کجا باید می‌دونستم مادر تایلر زنده‌ست؟

239
00:14:58,795 --> 00:15:00,997
نباید می‌دونستی! نکته همینـه

240
00:15:01,022 --> 00:15:04,986
این عقده‌ی آتش‌افروزی و
آتش‌نشان‌بازیت مثل روز روشنـه

241
00:15:05,209 --> 00:15:08,826
آشوب به پا می‌کنی تا خودت
راست و ریسش کنی و حس کنی از بقیه بهتری

242
00:15:09,440 --> 00:15:12,152
خیال کردی حالا چون گرگ شدی خیلی قوی‌ای؟

243
00:15:14,084 --> 00:15:16,326
روحتم خبر نداره چیا ازم برمیاد

244
00:15:16,749 --> 00:15:18,475
اونوقت به من میگی مغرور؟

245
00:15:18,912 --> 00:15:22,647
تا حالا شده خودت رو بذاری جای یکی تا
ببینی تو دلش چی می‌گذره؟

246
00:15:23,725 --> 00:15:26,799
دل خودم پُر از شیشه خُرده و سیم خارداره

247
00:15:26,893 --> 00:15:29,096
شماها دو ثانیه‌ام با همچین دلی دووم نمیارید

248
00:15:56,744 --> 00:15:59,350
کاپری داره دونه‌دونه اتاق‌ها رو چک می‌کنه؟

249
00:15:59,429 --> 00:16:01,018
چقدر طول می‌کِشه برسه اینجا؟

250
00:16:02,791 --> 00:16:05,391
اگه عجله کنم می‌تونم برم قبرستون و برگردم

251
00:16:05,783 --> 00:16:07,298
!عمراً بیخیال اون مراسم نمیشم

252
00:16:07,431 --> 00:16:10,837
!اگه مجبور بشم گیس‌کِشون میارمش

253
00:16:25,774 --> 00:16:27,242
،در سایه‌ی کلاغ»

254
00:16:27,267 --> 00:16:29,904
«نگاه زودگذر خودت را به من بده

255
00:16:30,017 --> 00:16:34,224
،هشدار! شکستنِ نگاهم»
«حقه‌ی مرگباری به همراه خواهد داشت

256
00:16:34,249 --> 00:16:36,295
« رزالین راتوود »

257
00:17:03,517 --> 00:17:06,212
چطوری جرئت کردی بدون اجازه
وارد مقبره‌ی من بشی؟

258
00:17:07,249 --> 00:17:08,417
من یه کلاغم

259
00:17:10,076 --> 00:17:11,993
کلاغی که بال‌هاشو چیدن

260
00:17:12,485 --> 00:17:15,617
مادربزرگم گفت اگه نوشته‌های روی
،سنگ قبرت رو بخونم

261
00:17:15,642 --> 00:17:17,306
بهم توانایی ذهنیت رو میدی

262
00:17:18,641 --> 00:17:19,712
هستر

263
00:17:21,574 --> 00:17:23,884
همیشه دنبال تأیید منـه

264
00:17:24,931 --> 00:17:29,070
ولی هرگز جنم این رو نداشت که
به یه کلاغ بزرگ تبدیل بشه

265
00:17:29,095 --> 00:17:33,986
اونقدر دلش خانواده می‌خواست که
یه دل نه صد دل عاشق یه شیاد شد

266
00:17:34,376 --> 00:17:36,971
هیچ نشونه‌ای از اون دل‌رحمی و
احساسات رو توی تو نمی‌بینم

267
00:17:37,016 --> 00:17:41,141
نه. این انرژی‌ای که از ظاهر سخت و
محکمت ساطع میشه

268
00:17:41,518 --> 00:17:43,626
ثمره‌ی غرور سرکش و تحمیل‌کننده‌ست

269
00:17:44,449 --> 00:17:46,366
سر تا پات همچین حسی میده

270
00:17:46,391 --> 00:17:48,692
تایلر و فرانسواز گالپین

271
00:17:49,224 --> 00:17:50,376
باید پیداشون کنم

272
00:17:51,376 --> 00:17:54,505
.وقت واسه تلف کردن ندارم
.مسئله‌ی مرگ و زندگیـه

273
00:17:55,657 --> 00:17:58,744
واسه پیدا کردن حقیقت حاضری
چه دردی رو تحمل کنی؟

274
00:18:00,532 --> 00:18:02,288
دستت رو روی شعله نگه دار و

275
00:18:02,618 --> 00:18:05,374
توانایی ذهنیت موقتاً برمی‌گرده

276
00:18:05,462 --> 00:18:06,751
ولی حواست باشه

277
00:18:06,852 --> 00:18:08,898
،اگه دستت رو از روی شعله بکِشی

278
00:18:08,923 --> 00:18:11,548
...نگاه کلاغ رو می‌شکنی و

279
00:18:13,094 --> 00:18:15,102
باید تاوانش رو بدی

280
00:18:27,760 --> 00:18:30,226
ونزدی، کجایی؟

281
00:18:33,906 --> 00:18:35,806
!ونزدی

282
00:18:36,507 --> 00:18:37,773
!باید برگردیم

283
00:18:39,534 --> 00:18:41,508
باید تاوانش رو بدی

284
00:19:09,111 --> 00:19:10,237
نه

285
00:19:10,573 --> 00:19:12,449
نه، نه، نه، نه، نه

286
00:19:16,162 --> 00:19:17,413
ایند؟

287
00:19:18,104 --> 00:19:20,062
چه بلایی سرم اومده؟

288
00:19:23,591 --> 00:19:25,038
...چرا دارم

289
00:19:26,274 --> 00:19:27,366
خودمو می‌بینم؟

290
00:19:28,406 --> 00:19:30,320
چون یه جورایی بدن‌هامون عوض شده

291
00:19:30,345 --> 00:19:31,721
نمی‌فهمم

292
00:19:33,312 --> 00:19:36,763
تو قبرستون بودیم، حالا اینجاییم و صبح شده

293
00:19:36,788 --> 00:19:38,346
چطوری ممکنـه آخه؟

294
00:19:38,371 --> 00:19:40,414
تو نگاه کلاغ رو شکستی

295
00:19:40,658 --> 00:19:42,283
اون هم این حقه رو سوار کرده

296
00:19:42,308 --> 00:19:43,810
چطوری دوباره بدن‌هامون رو عوض کنیم؟

297
00:19:44,356 --> 00:19:46,866
همیشه حس می‌کنی باهوش‌ترین آدم جمعی

298
00:19:47,480 --> 00:19:49,357
این یکی رو می‌سپارم به خودت

299
00:19:50,498 --> 00:19:51,498
ونزدی

300
00:19:52,387 --> 00:19:53,570
با کی صحبت می‌کنی؟

301
00:19:55,308 --> 00:19:56,999
با خودم دیگه. گیج می‌زنی ها

302
00:19:58,827 --> 00:20:03,359
.خیلی‌خب، هر کاری که کردی، باید درستش کنی
!همین الان

303
00:20:03,384 --> 00:20:05,751
اگه من رو به حال خودم می‌ذاشتی
هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد

304
00:20:05,776 --> 00:20:07,892
واقعاً داری میندازی تقصیر من؟

305
00:20:11,345 --> 00:20:14,057
خیلی سردمـه و اذیتم

306
00:20:14,164 --> 00:20:16,017
احتمالاً به خاطر سیستم بدنتـه

307
00:20:16,316 --> 00:20:18,984
من هم گرممـه و مرطوبم -
دمای بدن گرگینه‌ها بالاست -

308
00:20:19,009 --> 00:20:20,719
ما موجودات خون‌گرمی هستیم

309
00:20:21,440 --> 00:20:23,517
!خدایا، خدایا، خدایا

310
00:20:24,306 --> 00:20:28,541
اینکه می‌بینم بدنم با این ابراز احساساتِ تو
کج و کوله میشه حالم رو به هم می‌زنه

311
00:20:29,814 --> 00:20:31,680
کسی نباید ما رو تو این حال ببینه، باشه؟

312
00:20:31,705 --> 00:20:33,481
تظاهر می‌کنیم یه بیماری واگیردار گرفتیم و

313
00:20:33,482 --> 00:20:35,361
میگیم باید قرنطینه بشیم

314
00:20:38,760 --> 00:20:40,721
پات رو از اینجا نمی‌ذاری بیرون

315
00:20:40,829 --> 00:20:42,674
برمیگردم سر قبر راتوود

316
00:20:43,105 --> 00:20:44,244
ونزدی؟

317
00:20:46,662 --> 00:20:47,752
می‌ترسم

318
00:20:47,983 --> 00:20:50,924
بدنت رو پس می‌گیری -
قول میدی؟ -

319
00:20:59,640 --> 00:21:01,002
حالا چیکار کنیم؟

320
00:21:01,143 --> 00:21:02,843
به هیچکس هیچی نمیگیم

321
00:21:03,103 --> 00:21:05,054
بهتره بین خودمون بمونه

322
00:21:05,252 --> 00:21:06,639
نزدیک برونو نشی

323
00:21:06,640 --> 00:21:08,799
تو هم به هر قیمتی شده نزدیک خانوادم نشو

324
00:21:08,844 --> 00:21:10,012
مخصوصاً مادرم

325
00:21:10,894 --> 00:21:12,561
از پسش برمیایم، نه؟

326
00:21:12,773 --> 00:21:15,260
مگه چقدر سختـه که
مثل ونزدی آدامز رفتار کنی؟

327
00:21:17,377 --> 00:21:18,418
!ایند

328
00:21:18,443 --> 00:21:20,907
بیا اینجا. برات جا گرفتم

329
00:21:20,932 --> 00:21:22,142
!الان میام، بچه‌ها

330
00:21:27,432 --> 00:21:29,252
برو قهوه بگیر. تنها بشین

331
00:21:29,277 --> 00:21:30,528
دردسر درست نکن

332
00:21:30,888 --> 00:21:32,139
من زود برمی‌گردم

333
00:21:44,260 --> 00:21:46,579
موهات خیلی خفن شده، الیس

334
00:21:46,728 --> 00:21:48,666
کفش‌های تو هم خیلی خوشگلن، سوفیا

335
00:21:51,978 --> 00:21:53,521
خسته نباشی، دختره‌ی روانی

336
00:21:53,908 --> 00:21:57,465
داشتم مثل همیشه قهوه‌ی صبحت رو میاوردم

337
00:21:57,490 --> 00:21:58,867
واقعاً؟

338
00:21:59,828 --> 00:22:00,939
...منظورم اینـه

339
00:22:01,778 --> 00:22:03,868
آره. البته

340
00:22:03,893 --> 00:22:06,828
هنوز نتونستم پرونده‌ی
آیزاک نایت رو پیدا کنم

341
00:22:06,853 --> 00:22:07,938
آیزاک نایت کیـه؟

342
00:22:08,594 --> 00:22:10,149
زامبیِ پاگزلی

343
00:22:11,064 --> 00:22:15,290
منو باش! مشخصاً همش به خاطر کمبود کافئینـه

344
00:22:16,240 --> 00:22:18,927
یه فروچینوی رنگین‌کمونی با
سُس استیک اضافه بده، لطفاً

345
00:22:20,810 --> 00:22:24,107
اگه نفهمیدی می‌تونم بیام
رو پیشونیت تتوش کنم

346
00:22:28,534 --> 00:22:30,614
مگه نگفتی به رنگ حساسیت داری؟

347
00:22:33,130 --> 00:22:35,966
اینا رو میگم تا ظاهر دختر گاتیکِ

348
00:22:35,991 --> 00:22:38,677
غمگین و تنهام رو حفظ کنم

349
00:22:40,516 --> 00:22:42,434
بعداً می‌بینمت. شایدم هیچوقت

350
00:23:00,285 --> 00:23:01,578
ایند. وایسا

351
00:23:01,647 --> 00:23:02,774
منم

352
00:23:05,653 --> 00:23:07,385
گفتی دوست داری غافلگیرت کنم

353
00:23:07,410 --> 00:23:10,435
دفعه بعد همچین غلطی بکنی
کاری می‌کنم بفهمی درد و عذابِ واقعی چیـه

354
00:23:27,540 --> 00:23:29,098
!باورم نمیشه

355
00:23:29,543 --> 00:23:31,927
واقعاً به رنگ حساسیت دارم

356
00:23:32,338 --> 00:23:33,506
ونزدی

357
00:23:34,247 --> 00:23:36,754
الان نمی‌تونم صحبت کنم

358
00:23:36,779 --> 00:23:38,281
عزیزم

359
00:23:38,954 --> 00:23:40,621
از وقتی پاگزلی داخل ماسک مرگت رو

360
00:23:40,646 --> 00:23:44,214
رنگ کرده بود ندیده بودم
پوستت اینجوری بریزه بیرون

361
00:23:45,869 --> 00:23:47,497
دوای دردت پیش خودمـه

362
00:24:00,470 --> 00:24:01,471
!پشمام

363
00:24:02,049 --> 00:24:03,857
چه کرم فوق‌العاده‌ایـه

364
00:24:05,596 --> 00:24:09,896
از چی درست شده؟ -
موم زنبور، گزنه‌های سوزاننده و خاکستر -

365
00:24:10,943 --> 00:24:12,034
خاکستر؟

366
00:24:12,059 --> 00:24:15,185
از تهِ یه کوره‌ی مخصوص
سوزوندنِ جنازه جمع‌آوری شده

367
00:24:15,310 --> 00:24:17,644
یکی از رازهای زیبای مادربزرگت

368
00:24:17,817 --> 00:24:21,051
اگرچه باعث میشه پوستت مثل جسدها بدرخشه

369
00:24:22,726 --> 00:24:23,727
...خب

370
00:24:24,301 --> 00:24:25,337
ممنون، مامان

371
00:24:25,387 --> 00:24:26,505
مامان؟

372
00:24:26,865 --> 00:24:28,020
جدید بود

373
00:24:29,387 --> 00:24:31,260
امروز فرق کردی

374
00:24:31,261 --> 00:24:33,637
از چشمات مشخصـه

375
00:24:33,887 --> 00:24:37,206
انگار سرزنده‌تری

376
00:24:37,870 --> 00:24:41,145
خب، فقط می‌خوام با یه ذره شور و شوق

377
00:24:41,146 --> 00:24:43,089
زوال اجتناب‌ناپذیرم رو بپذیرم

378
00:24:44,467 --> 00:24:47,573
چرا قرص‌های قارچ تاریکی‌ات رو نخوردی؟

379
00:24:47,753 --> 00:24:51,310
خودت می‌دونی اگه نخوری ممکنـه
حساسیتت عود کنه

380
00:24:52,481 --> 00:24:53,722
درستـه

381
00:24:54,237 --> 00:24:55,910
قرص‌هام تموم شده بود

382
00:24:56,112 --> 00:25:00,104
خب، شانس آوردی، امروز رفتم عطاری و
برات خریدم

383
00:25:00,237 --> 00:25:01,933
این حالت رو جا میاره

384
00:25:02,370 --> 00:25:03,876
حله. خداحافظ

385
00:25:03,901 --> 00:25:06,378
...حالا که اینقدر درگیر چیزهای بی‌اهمیت شدی

386
00:25:06,705 --> 00:25:09,917
شاید دوست داشته باشی امشب
واسه شام خانوادگی بیای کلبه؟

387
00:25:12,482 --> 00:25:14,175
امشب کار دارم

388
00:25:14,200 --> 00:25:15,739
پاگزلی هم میاد

389
00:25:15,854 --> 00:25:17,400
بابات هم از شهر داره میاد و

390
00:25:17,425 --> 00:25:20,351
خودت می‌دونی چقدر
مهمونی‌های شام رو دوست داره

391
00:25:20,456 --> 00:25:22,493
دوست دارم بیام، مامان

392
00:25:22,518 --> 00:25:23,979
یعنی، مادر

393
00:25:24,096 --> 00:25:25,481
ولی نمی‌تونم

394
00:25:25,666 --> 00:25:27,399
مدیر دُرت یه قانون منع رفت و آمد گذاشته

395
00:25:27,650 --> 00:25:30,211
خب، قبلاً باهاش صحبت کردم و

396
00:25:30,236 --> 00:25:32,844
اجازه‌ی تو و پاگزلی واسه امشب رو گرفتم

397
00:25:32,869 --> 00:25:34,838
فوق‌العاده نیست؟

398
00:25:34,863 --> 00:25:36,614
لرچ ساعت هفت میاد دنبالت

399
00:25:38,144 --> 00:25:39,521
دیر نکنی

400
00:26:03,447 --> 00:26:07,034
دوباره وارد قلمروی ناشناخته شدی

401
00:26:07,714 --> 00:26:09,465
بهت هشدار دادم

402
00:26:11,027 --> 00:26:12,096
باشه

403
00:26:12,303 --> 00:26:13,763
چطوری درستش کنم؟

404
00:26:14,478 --> 00:26:16,147
هیچ ایده‌ای ندارم

405
00:26:18,055 --> 00:26:22,211
،اما از اونجا که عاشق تحقیقات دقیق‌ام

406
00:26:22,236 --> 00:26:24,456
فهمیدم که دوتا کلاغ دیگه هم قبل از تو

407
00:26:24,457 --> 00:26:28,603
جرئت کردن این کار احمقانه رو انجام بدن

408
00:26:29,196 --> 00:26:32,741
چه بلایی سرشون اومده؟ -
ظرف ۲۴ ساعت آینده‌اش مُردن -

409
00:26:33,859 --> 00:26:35,322
احسنت، خانم آدامز

410
00:26:35,471 --> 00:26:39,222
مثل اینکه واقعاً قراره باعث مرگ ایند بشی

411
00:26:40,233 --> 00:26:41,721
همینطور خودت

412
00:26:45,171 --> 00:26:48,210
« دل‌باخته‌ی طردشده »
« پدرِ هاید »

413
00:27:15,742 --> 00:27:17,585
« مراقب باشید، یه هاید اینجاست »

414
00:27:54,798 --> 00:27:56,705
بازم بریزم، عزیزم؟

415
00:27:57,314 --> 00:27:59,055
خوشمزه‌ست؟ -
آره -

416
00:27:59,080 --> 00:28:01,580
خوشت اومد؟ -
از چیزی که یادمـه هم بهتره -

417
00:28:18,438 --> 00:28:20,494
نه، امکان نداره. غیرممکنـه

418
00:28:20,696 --> 00:28:22,103
...فرانسواز

419
00:28:24,527 --> 00:28:26,779
آدم اینجوری از برادرش استقبال می‌کنه؟

420
00:28:27,537 --> 00:28:28,642
تو مُردی

421
00:28:30,145 --> 00:28:31,438
تو بغلِ خودم

422
00:28:32,392 --> 00:28:33,518
تو دستای خودم

423
00:28:35,325 --> 00:28:36,728
تفنگت رو بذار زمین

424
00:28:38,701 --> 00:28:40,697
چهارم جولای رو یادتـه؟

425
00:28:40,969 --> 00:28:43,805
‫بابا با اون پسر معمولیه مچت رو گرفت

426
00:28:44,556 --> 00:28:45,557
‫دیلن

427
00:28:46,725 --> 00:28:48,643
‫جوری خوابوند زیرِ گوشِت که

428
00:28:49,728 --> 00:28:51,813
‫برق از سرت پرید

429
00:28:52,313 --> 00:28:54,691
‫اولین بار همونجا تبدیل شدی

430
00:29:04,033 --> 00:29:07,203
یه عمره خواب و خیالِ این لحظه ولم نکرده

431
00:29:08,872 --> 00:29:11,416
‫خدا خدا می‌کردم دوباره ببینمت

432
00:29:17,630 --> 00:29:18,798
‫تایلر

433
00:29:19,716 --> 00:29:21,384
‫این داییت، آیزاکـه

434
00:29:30,059 --> 00:29:31,060
‫سلام

435
00:29:32,687 --> 00:29:33,980
‫تایلر

436
00:29:36,232 --> 00:29:37,650
از دیدنت خوشحالم

437
00:29:45,909 --> 00:29:46,950
‫چی شده؟

438
00:29:51,372 --> 00:29:52,707
‫هاید بودن...

439
00:29:53,917 --> 00:29:54,918
‫یعنی همین

440
00:29:56,044 --> 00:29:57,879
‫من بیشتر از خیلی‌هامون عمر کردم

441
00:29:58,463 --> 00:29:59,880
‫هنوز هم می‌تونم کمکت کنم

442
00:29:59,881 --> 00:30:01,800
‫همیشه دلم می‌خواست

443
00:30:02,509 --> 00:30:04,343
‫هیولای درونت رو سلاخی کنم

444
00:30:04,344 --> 00:30:06,345
‫تجهیزات مناسب باشه، تمومـه

445
00:30:06,346 --> 00:30:07,347
به همراه منابع

446
00:30:08,431 --> 00:30:10,767
‫دکتر استون‌هرست
‫دفترچه‌ی خاطراتت رو دزدید

447
00:30:11,810 --> 00:30:15,063
‫نمونه‌ای از دستگاهت رو هم
‫توی ویلوهیل ساخته

448
00:30:15,563 --> 00:30:19,067
‫منتها دستکاریش کرده تا
‫قابلیت‌های ما رو به معمولی‌ها بده

449
00:30:19,818 --> 00:30:23,029
‫دخترش، جودی، پا گذاشته جا پای پدرش

450
00:30:23,947 --> 00:30:25,323
‫چند وقتی هست که دنبالمـه

451
00:30:26,574 --> 00:30:27,575
‫خب،

452
00:30:28,535 --> 00:30:29,619
‫جودی...

453
00:30:30,119 --> 00:30:31,287
‫بازنشست شد

454
00:30:33,832 --> 00:30:34,832
‫برای همیشه

455
00:30:37,836 --> 00:30:39,712
‫اگه اون دستگاه واقعی باشه،

456
00:30:40,213 --> 00:30:41,672
‫می‌تونم نجاتت بدم

457
00:30:41,673 --> 00:30:43,215
‫شوخیـه دیگه؟!

458
00:30:43,216 --> 00:30:47,177
‫می‌خواید برگردید ویلوهیل؟
‫مگه با بدبختی از اونجا فرار نکردیم؟

459
00:30:47,178 --> 00:30:49,054
‫بله، من می‌خوام برگردم

460
00:30:49,055 --> 00:30:53,893
‫ولی قبلش باید برم نِورمور،

461
00:30:55,186 --> 00:30:56,396
‫دیدن یه دوست قدیمی

462
00:30:57,021 --> 00:30:59,649
‫♪ Blue Oyster Cult - Don't Fear the Reaper ♪

463
00:31:35,602 --> 00:31:36,935
‫ایند؟

464
00:31:36,936 --> 00:31:39,188
‫نگفته بودی ساز می‌زنی

465
00:31:40,189 --> 00:31:41,774
‫فقط وقت‌هایی ساز می‌زنم که
‫بخوام ذهنم آزاد بشه

466
00:31:42,734 --> 00:31:45,695
‫انگار ونزدی درونت بیدار شده

467
00:31:48,364 --> 00:31:50,115
حالا کجاشو دیدی

468
00:31:50,116 --> 00:31:52,827
‫باید درباره‌ی وضعیتت صحبت کنیم

469
00:31:53,620 --> 00:31:54,661
‫وضعیت من؟

470
00:31:54,662 --> 00:31:57,831
‫انکار دردی ازت دوا نمی‌کنه

471
00:31:57,832 --> 00:32:00,918
‫ضمن اینکه اولین چرخه‌ی قمریِ کسی که
‫مستعد آلفاشدنـه،

472
00:32:00,919 --> 00:32:02,711
‫همیشه خطرناک‌تره

473
00:32:02,712 --> 00:32:03,796
‫آلفا

474
00:32:04,714 --> 00:32:05,715
‫صحیح

475
00:32:07,091 --> 00:32:10,844
‫بهتره محض احتیاط، قبل غروب آفتاب
‫بری توی قفس‌ گرگینه‌ها

476
00:32:10,845 --> 00:32:13,513
‫می‌دونم ترسیدی نکنه تک و تنها بمونی،

477
00:32:13,514 --> 00:32:16,684
‫ولی قبلش باید ببینیم با چی طرفیم

478
00:32:29,572 --> 00:32:31,239
‫رزالین راتووده

479
00:32:31,240 --> 00:32:35,410
‫پرفسور اورلاف می‌گفت
‫قدیم‌ها توی همین اتاق تدریس می‌کرده

480
00:32:35,411 --> 00:32:37,371
تو کلبه‌ی مادرم هم زندگی می‌کرده

481
00:32:37,372 --> 00:32:38,455
‫چی؟

482
00:32:38,456 --> 00:32:40,791
‫منظورم خانم آدامزه

483
00:32:40,792 --> 00:32:45,129
‫راستش، بهش قول دادم بعد از ظهر
‫برم با هم یه فنجون چایی بخوریم

484
00:32:45,630 --> 00:32:47,173
‫همین الانش هم دیرم شده

485
00:32:49,759 --> 00:32:51,093
‫زود سر و تهش رو هم بیار

486
00:32:51,094 --> 00:32:54,263
‫قبل غروب آفتاب توی قفس گرگینه‌ها باش

487
00:33:00,687 --> 00:33:01,688
‫مادر...

488
00:33:04,482 --> 00:33:05,650
‫خانم آدامز؟

489
00:33:49,889 --> 00:33:54,257
‫« عشق‌بازی در تابوت‌ها، نوشته‌ی باربارا جین دای »

490
00:33:54,282 --> 00:33:56,117
چجوری اینا رو می‌خونی، مادر من؟

491
00:33:59,120 --> 00:34:03,896
« رقص شاهد گور، نوشته‌ی باربارا جین دای »

492
00:34:04,542 --> 00:34:06,919
‫ونزدی

493
00:34:20,558 --> 00:34:21,642
‫دختره‌ی خیره‌سر

494
00:34:23,061 --> 00:34:25,103
‫بهم بگو چطوری این طلسم رو بشکنم

495
00:34:25,104 --> 00:34:30,942
‫برای بازپس‌گیری کالبد خودت،
‫باید با این کالبد عاریه‌ای بمیری

496
00:34:30,943 --> 00:34:33,612
‫تا سپیده‌دم فرصت داری تا
از عمیق‌ترین اسرار زندگی‌ای که

497
00:34:33,613 --> 00:34:36,031
‫درش قدم گذاشتی سر در بیاری

498
00:34:36,032 --> 00:34:37,824
‫ایند سینکلیر

499
00:34:37,825 --> 00:34:40,327
‫واسه چی تو خونه‌ی من سرک می‌کِشی؟

500
00:34:40,328 --> 00:34:41,537
خجالت نمی‌کِشی؟

501
00:34:42,663 --> 00:34:43,873
‫خانم آدامز

502
00:34:46,292 --> 00:34:47,460
‫این کتاب‌ها...

503
00:34:48,795 --> 00:34:50,128
‫نوشته‌ی خودتونـه؟

504
00:34:50,129 --> 00:34:51,797
‫به شما چه مربوط؟

505
00:34:51,798 --> 00:34:53,883
‫آخه ونزدی تا حالا حرفی ازشون نزده بود

506
00:34:55,510 --> 00:34:58,345
‫خب، خیلی چیزها تو زندگیم هست که
‫با دخترم درمیون نمیذارم و

507
00:34:58,346 --> 00:35:00,389
‫دلم می‌خواد همینطوری هم بمونه

508
00:35:01,474 --> 00:35:03,768
‫ونزدی فرستادتت اینجا، نه؟

509
00:35:04,352 --> 00:35:07,938
‫بازی جدیدشـه واسه پس گرفتنِ تواناییش؟

510
00:35:07,939 --> 00:35:11,776
‫با فضولی کردن توی تالار احضار نمورِ راتوود؟

511
00:35:13,653 --> 00:35:16,531
‫به ونزدی بگو امشب سرِ میز شام
‫در موردش صحبت می‌کنیم

512
00:35:17,824 --> 00:35:19,117
‫می‌تونی بری

513
00:35:30,336 --> 00:35:32,963
خیلی شانس آوردم از
دست خانم آدامز قسر در رفتم

514
00:35:32,964 --> 00:35:36,092
‫دستم رو می‌خونه. تو هم باید بیای

515
00:35:36,116 --> 00:35:38,116
‫« تکه‌ای جا افتاده‌اید؟ »
‫« ورود برای عموم آزاد »

516
00:35:40,471 --> 00:35:41,931
‫می‌خوای بری انجمن هم‌دردی؟

517
00:35:45,351 --> 00:35:48,771
‫«تکه‌ای جا افتاده‌اید؟
‫با ما تمامیت را تجربه کنید»

518
00:35:51,232 --> 00:35:54,861
‫تنها کسی که می‌تونه امروز ادعا کنه
‫تکه‌ای ازش گم شده، منم

519
00:35:57,029 --> 00:35:59,072
‫خب، اگه لازم باشه برم،

520
00:35:59,073 --> 00:36:00,575
‫باید یکم درباره‌ی خانواده‌ی آدامز تحقیق کنم

521
00:36:14,380 --> 00:36:15,590
‫رمان ونزدی

522
00:36:17,758 --> 00:36:19,093
حالا مگه چی نوشته؟

523
00:36:25,474 --> 00:36:26,558
‫اِولین

524
00:36:26,559 --> 00:36:28,811
‫همونیـه که بر اساس شخصیت من نوشته، نه؟

525
00:36:29,812 --> 00:36:32,898
‫«یه مُدزده‌ی عشقِ جلف‌بازی و
‫معتادِ فضای مجازی که

526
00:36:32,899 --> 00:36:36,819
‫سلیقه‌ی پوشش و
‫موسیقیش رسماً فاجعه‌ی فرهنگیـه؟»

527
00:36:37,695 --> 00:36:41,114
‫«علی‌رغم توانایی‌های گرگینه‌ایش،
‫اِولین هم به لحاظ جسمی و هم ذهنی

528
00:36:41,115 --> 00:36:44,493
‫ضعیف و نیازمندِ ترحم و محافظت افعیـه؟»

529
00:36:47,705 --> 00:36:49,706
‫واقعاً به چشم ونزدی
‫من همچین آدمی‌ام؟

530
00:36:57,882 --> 00:36:59,091
‫دیگه بسمـه!

531
00:37:01,344 --> 00:37:05,096
به من میگه فاجعه‌ی فرهنگی؟
وایسا نشونش بدم

532
00:37:05,097 --> 00:37:08,184
‫♪ BLACKPINK - Boombayah ♪

533
00:37:27,161 --> 00:37:28,161
‫سلام!

534
00:37:41,926 --> 00:37:44,136
‫چه مرگش شده؟

535
00:37:46,597 --> 00:37:50,393
‫انگار بالاخره ونزدی آدامز رد داده

536
00:38:15,710 --> 00:38:17,962
‫از دفعه‌ی قبل هم بدتره!

537
00:38:41,819 --> 00:38:45,072
<font color="#ffff00">‫باید قطع کنم، عشقم</font>

538
00:38:49,827 --> 00:38:51,162
‫ایند. سلام

539
00:38:51,871 --> 00:38:54,372
‫مامانم از فیلیپین زنگ زده بود

540
00:38:54,373 --> 00:38:56,708
آدم اینقدر با مامانش صمیمی میشه؟

541
00:38:56,709 --> 00:38:57,834
<font color="#ffff00">‫«دلم برات تنگ شده»</font>

542
00:38:57,835 --> 00:39:00,378
<font color="#ffff00">‫«دلم لک زده برای قدم‌زدن‌هامون لبِ ساحل»</font>

543
00:39:00,379 --> 00:39:03,548
<font color="#ffff00">‫«از همه بیشتر،
‫دلم هوای لب‌های شیرینت رو کرده»</font>

544
00:39:03,549 --> 00:39:06,009
‫یا نکنه تو هم رهروِ
‫همون سنتِ دیرینه‌ی مردسالاری شدی و

545
00:39:06,010 --> 00:39:08,471
‫عامدانه وجود دوست‌دخترت رو کتمان کردی؟

546
00:39:09,555 --> 00:39:10,722
‫تو از کجا تاگالوگ بلدی؟

547
00:39:10,723 --> 00:39:14,477
‫تو هشت‌ سالگیم از داتو،
‫مربی شمشیرزنیِ فیلیپینی‌ام یاد گرفتم

548
00:39:15,353 --> 00:39:17,730
‫حتی بهم یاد داد چطوری با
‫چاقو کسی رو اَخته کنم

549
00:39:19,940 --> 00:39:21,983
‫می‌خواستم بهت بگم، ولی پیچیده‌ست

550
00:39:21,984 --> 00:39:24,737
‫پس بذار از پیچیدگی درش بیارم.
‫دیگه نه من، نه تو.

551
00:39:25,696 --> 00:39:29,075
<font color="#fffc00">‫نمی‌خوام ببینمت، دختربازِ دورو</font>

552
00:39:29,742 --> 00:39:31,535
شیرفهم شدی؟

553
00:39:32,536 --> 00:39:35,163
‫ایند! بدو برو توی قفس گرگینه‌ها!

554
00:39:35,164 --> 00:39:36,373
‫دیره

555
00:39:36,374 --> 00:39:38,625
‫نمی‌تونم برم.
‫پای مرگ و زندگی درمیونـه.

556
00:39:38,626 --> 00:39:42,171
‫اگه نری، پای مرگ و زندگی خودت میاد وسط.
‫بدو ببینم. بدو.

557
00:39:58,187 --> 00:39:59,480
ارزشش رو داشت

558
00:40:02,066 --> 00:40:03,984
‫واسه چی اومدی رو تختِ ایند؟

559
00:40:05,903 --> 00:40:07,321
‫فضولی موقوف

560
00:40:08,364 --> 00:40:09,364
‫چیکار داری؟

561
00:40:09,365 --> 00:40:12,534
‫منی که ساعت‌ها زیر و بم شخصیتت رو
‫زیر و رو کردم،

562
00:40:12,535 --> 00:40:13,911
‫می‌فهمم یه جای کار می‌لنگه

563
00:40:14,495 --> 00:40:15,662
‫بدجور هم می‌لنگه

564
00:40:15,663 --> 00:40:18,957
‫رقص کی‌پاپت توی لینک داد می‌زد
‫یه گیر و گوری داری

565
00:40:18,958 --> 00:40:21,669
‫گمونم اثرات کماست

566
00:40:22,378 --> 00:40:24,296
‫شاید هم تومور مغزی باشه

567
00:40:25,131 --> 00:40:26,424
‫من چیزیم نیست، اگنس

568
00:40:27,007 --> 00:40:28,426
‫جای هیچ نگرانی نیست

569
00:40:28,926 --> 00:40:31,303
‫در جریانی که عادت دارم ساز مخالف بزنم

570
00:40:34,432 --> 00:40:36,224
‫از کِی تا حالا گوشی‌دار شدی؟

571
00:40:37,518 --> 00:40:39,019
‫مال اینده

572
00:40:39,728 --> 00:40:40,895
‫جا گذاشتتش

573
00:40:42,189 --> 00:40:44,817
‫وسیله‌ی الکترونیکی ‫توی قفس گرگینه‌ها ممنوع

574
00:40:45,609 --> 00:40:46,985
‫زرنگی کرده گمونم

575
00:40:46,986 --> 00:40:49,612
‫آخه کیـه که دلش بخواد عکس‌های
‫گرگ‌شدنش دست به دست بچرخه؟

576
00:40:49,613 --> 00:40:51,865
‫قفس گرگینه‌ها واسه‌ی چی دیگه؟

577
00:40:51,866 --> 00:40:53,324
‫امشب که ماه کامل نیست

578
00:40:53,325 --> 00:40:56,661
‫کاپری فرستادش بره.
‫درست بعد اینکه با برونو به هم زد.

579
00:40:56,662 --> 00:40:59,497
‫اون توله‌ی دست‌ و پا چلفتی رو
‫عین سگ انداخت دور

580
00:40:59,498 --> 00:41:02,500
‫با برونو کات کرد؟

581
00:41:02,501 --> 00:41:03,585
‫چرا؟

582
00:41:03,586 --> 00:41:06,254
‫زود باش بگو، دختره‌ی خل‌وضع!

583
00:41:06,372 --> 00:41:09,739
ادا و اطوارهای عاشقونه‌ی
نوجوون پسندِش چه اهمیتی داره؟

584
00:41:10,593 --> 00:41:13,803
اگه می‌دونست داری سعی می‌کنی
،جونش رو نجات بدی

585
00:41:13,920 --> 00:41:16,545
اون موقع یه دلیل درست و حسابی
واسه زوزه کشیدن داشت

586
00:41:17,349 --> 00:41:19,643
‫یعنی چی که دارم جونش رو نجات میدم؟

587
00:41:20,436 --> 00:41:23,689
پیش‌آگاهیت رو میگم دیگه

588
00:41:30,946 --> 00:41:33,324
‫باورم نمیشه همچین چیزی رو ازم پنهون کرده

589
00:41:38,162 --> 00:41:40,663
‫کم‌کم دارم حس می‌کنم
‫مشکل خودِ اینده

590
00:41:40,664 --> 00:41:43,959
‫از بس تو فکرِ نجاتش بودی، رد دادی

591
00:41:44,627 --> 00:41:47,045
‫البته بهت حق میدم

592
00:41:47,046 --> 00:41:51,966
‫آخه زندگی با یه پسرندیده‌ی
‫هیچی‌ندار عین ایند سینکلر،

593
00:41:51,967 --> 00:41:54,594
‫هر آدمی سالمی رو
‫به مرز جنون می‌کشونه

594
00:41:54,595 --> 00:41:56,847
‫شاید هم وقتش رسیده
‫این رابطه رو قطع کنی

595
00:41:58,641 --> 00:42:00,017
‫عینِ یه انگشت اضافه

596
00:42:00,684 --> 00:42:03,312
‫لب تَر کنی، خودم شدم رفیق فابت

597
00:42:05,814 --> 00:42:07,690
‫تو چی می‌دونی از من؟

598
00:42:07,691 --> 00:42:11,110
‫تو صرفاً یه چاپلوس به‌دردنخوری که
‫هر وقت بخوام ازت سوءاستفاده می‌کنم

599
00:42:11,111 --> 00:42:13,112
ولی ‫رفاقتی بین ما نیست

600
00:42:13,113 --> 00:42:14,405
‫حتی ازت خوشم هم نمیاد

601
00:42:14,406 --> 00:42:16,616
‫اصلاً کاش کلاً نامرئی بمونی

602
00:42:16,617 --> 00:42:17,826
‫تا ابد!

603
00:42:28,170 --> 00:42:33,424
‫یحتمل در جریان هستید که
‫لیسا دیگه توی جمع ما نیست

604
00:42:33,425 --> 00:42:37,179
‫به نیم‌تنه‌ی خودش ملحق شده

605
00:42:38,055 --> 00:42:40,558
‫همه‌ی ما از تصمیمش حمایت می‌کنیم

606
00:42:41,058 --> 00:42:42,268
‫اما فراموش نکنید،

607
00:42:43,394 --> 00:42:45,353
‫این نقصِ ماست که

608
00:42:45,354 --> 00:42:47,106
‫ما رو می‌سازه

609
00:42:49,233 --> 00:42:50,984
‫ببخشید، من...

610
00:42:50,985 --> 00:42:52,777
‫شرمنده مزاحم شدم

611
00:42:52,778 --> 00:42:55,321
‫می‌دونم عضوی از بدن به حساب نمیام،

612
00:42:55,322 --> 00:42:58,659
‫ولی... روی تابلو نوشته بود
‫«ورود برای عموم آزاد»

613
00:42:59,243 --> 00:43:00,661
‫همینطوره

614
00:43:01,161 --> 00:43:05,332
‫پس هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو

615
00:43:09,378 --> 00:43:12,172
‫خیال می‌کردم بالاخره

616
00:43:13,299 --> 00:43:14,966
‫توی نورمور دیده میشم

617
00:43:17,344 --> 00:43:18,971
‫دوست واقعی پیدا می‌کنم

618
00:43:21,140 --> 00:43:22,433
‫ولی واقعیتش،

619
00:43:23,559 --> 00:43:25,561
‫اینجا از همیشه نامرئی‌ترم

620
00:43:27,146 --> 00:43:31,191
‫بدون که ما همه تو رو می‌بینیم، اگنس

621
00:43:34,111 --> 00:43:36,488
‫راحت باش

622
00:43:38,532 --> 00:43:41,285
‫یه تازه‌وارد دیگه هم داریم

623
00:43:42,328 --> 00:43:44,121
‫خوش اومدی، تینگ

624
00:43:50,127 --> 00:43:52,630
‫چی رو می‌خوای با ما درمیون بذاری؟

625
00:43:54,131 --> 00:43:57,509
‫روحت هم خبر نداره از کجا اومدی؟

626
00:43:59,094 --> 00:44:01,804
‫روزی که خانواده‌ی آدامز پیدات کردن،

627
00:44:01,805 --> 00:44:07,144
‫تنها یادگارت از گذشته
‫یه انگشتر نقره بود

628
00:44:08,312 --> 00:44:13,233
‫خب، خوش‌شانسی که
‫چند نفر رو داری که براشون عزیزی

629
00:44:14,109 --> 00:44:17,488
‫سرنوشت همه‌ی ما این نیست که
‫به ریشه‌ی خودمون پی ببریم

630
00:44:18,364 --> 00:44:22,325
‫خودتون رو یه زائده ندونید،

631
00:44:22,326 --> 00:44:25,203
‫بلکه انسان کاملی هستید؛

632
00:44:25,204 --> 00:44:28,582
‫لایق عشق و احترام

633
00:44:29,375 --> 00:44:33,420
‫هویت ما توی مجموع اعضای بدن‌مون خلاصه نمیشه

634
00:44:34,588 --> 00:44:36,423
‫ولی گاهی،

635
00:44:36,924 --> 00:44:40,344
‫یک جزء می‌تونه از کل هم فراتر بره

636
00:44:47,559 --> 00:44:49,519
‫ایول!

637
00:44:49,520 --> 00:44:52,188
‫باریکلا، لرچ

638
00:44:52,189 --> 00:44:53,898
‫امشب گُل کاشتی

639
00:44:59,863 --> 00:45:01,447
‫چقدر لذیذ

640
00:45:06,537 --> 00:45:08,080
‫به‌به

641
00:45:11,417 --> 00:45:12,418
‫آره

642
00:45:18,716 --> 00:45:20,467
‫این چی بود؟

643
00:45:21,343 --> 00:45:25,555
‫عزیزدلم، غذای محبوبت رو یادت رفته؟

644
00:45:25,556 --> 00:45:27,140
‫خوراک لاشه‌ی سرراهی

645
00:45:27,141 --> 00:45:28,267
‫آها

646
00:45:29,393 --> 00:45:30,394
‫به‌به!

647
00:45:31,854 --> 00:45:33,938
‫- چی هست؟
‫- صاریغـه

648
00:45:33,939 --> 00:45:36,107
‫فسقلی یهو پرید جلو ماشین

649
00:45:36,108 --> 00:45:38,152
‫لرچ هم دو بار از روش رد شد

650
00:45:38,652 --> 00:45:39,986
‫قشنگ نرمِ نرمـه. جونم

651
00:45:39,987 --> 00:45:43,322
‫یه تیکه از راکونی که مونده بود هم
بهش اضافه کرد که

652
00:45:43,323 --> 00:45:47,410
‫قشنگ طعم خاص جنگلیِ موردعلاقه‌ات رو بده

653
00:45:52,332 --> 00:45:56,085
‫حالا که جمع‌مون جمعـه،
‫وقتشـه در خصوص موضوع مهمی حرف بزنیم

654
00:45:56,086 --> 00:46:00,631
‫من و پدرتون همیشه سعی داشتیم
‫شما رو طبق اصول خودمون بار بیاریم

655
00:46:00,632 --> 00:46:02,760
‫منتها دروغ خط قرمز ماست

656
00:46:03,635 --> 00:46:06,053
‫مگه دروغ‌گفتن خودش
‫یه مهارت مهم توی زندگی نبود؟

657
00:46:06,054 --> 00:46:09,015
‫چرا، توی کسب و کار، سیاست،

658
00:46:09,016 --> 00:46:10,767
‫وظایف هیئت‌منصفه که مهم‌تر از همه‌شونـه

659
00:46:10,768 --> 00:46:14,146
‫جفت‌تون به ما دروغ گفتید

660
00:46:14,646 --> 00:46:17,857
‫فقط یه فرصت دارید که اعتراف کنید

661
00:46:17,858 --> 00:46:21,820
‫- تنبیه‌مون که سرجاشـه دیگه؟
‫- شک نکن. خل شدی؟!

662
00:46:25,157 --> 00:46:26,617
‫من درباره‌ی اسلرپ دروغ گفتم

663
00:46:27,451 --> 00:46:30,662
‫توی پیلگریم ورلد دیدمش و
‫گذاشتم در بره

664
00:46:31,538 --> 00:46:32,539
‫تو رو خدا منو ببخش، بابایی

665
00:46:33,957 --> 00:46:35,292
‫خب، آم...

666
00:46:36,126 --> 00:46:37,920
‫بریم واسه غلتک یا دوشیزه‌ی آهنین؟

667
00:46:38,754 --> 00:46:39,755
‫شیر یا خط میندازیم

668
00:46:40,589 --> 00:46:42,216
‫پاشو، بریم

669
00:46:43,550 --> 00:46:45,426
‫با اجازه

670
00:46:45,427 --> 00:46:47,638
‫شام نوش جون خانم‌های خونه

671
00:46:48,972 --> 00:46:54,685
‫امروز دیدم ایند داره توی تالار احضار
‫رزالین راتوود سرک می‌کشه

672
00:46:54,686 --> 00:46:56,605
‫خبر نداری قضیه از چه قراره؟

673
00:46:57,689 --> 00:46:59,608
‫نه والا

674
00:47:02,611 --> 00:47:06,030
‫باز هم همون نگاه گیج و سردرگمت

675
00:47:06,031 --> 00:47:08,116
‫امروز صبح هم همینطوری بودی

676
00:47:08,700 --> 00:47:11,369
‫حالا می‌فهمم جریان چیـه

677
00:47:11,370 --> 00:47:13,871
‫اونقدر واسه پس گرفتنِ تواناییت
‫به این در و اون در زدی که

678
00:47:13,872 --> 00:47:16,958
‫آخر سر عنان از کف دادی

679
00:47:16,959 --> 00:47:17,941
‫چی؟

680
00:47:17,966 --> 00:47:19,502
‫ولی نگران نباش

681
00:47:19,503 --> 00:47:21,839
‫به لرچ میگم اتاق مهمان رو آماده کنه

682
00:47:22,381 --> 00:47:25,091
‫نه، نیا... نیا... نیازی نیست واقعاً

683
00:47:25,092 --> 00:47:28,803
‫دوباره سنگینی حضورت رو حس می‌کنم.
‫خودت رو نشون بده.

684
00:47:28,804 --> 00:47:30,471
‫همین حالا

685
00:47:30,472 --> 00:47:33,641
‫هنوز هم عین کلاس دهم
‫رومُخی و رئیس‌بازی درمیاری

686
00:47:33,642 --> 00:47:34,810
‫لاریسا؟

687
00:47:35,477 --> 00:47:37,228
‫- لاریسا کیـه؟
‫- هیس!

688
00:47:37,229 --> 00:47:39,188
‫مورتیشا، از دیدنت خوشحالم

689
00:47:39,189 --> 00:47:40,690
‫الان یادم اومد باید...

690
00:47:40,691 --> 00:47:41,817
‫بشین

691
00:47:44,069 --> 00:47:47,281
‫حالا دیگه من راهنمای معنوی ونزدی‌ام

692
00:47:48,115 --> 00:47:49,156
‫صبر کن ببینم

693
00:47:49,157 --> 00:47:51,660
‫اگه راهنماشی، پس چرا نمی‌تونه ببینتت؟

694
00:47:52,244 --> 00:47:54,662
‫به لطفِ پیشنهاد مادر عزیزت،

695
00:47:54,663 --> 00:47:57,748
‫ونزدی سعی کرد
‫به کمک سنگ قبر رزالین راتوود،

696
00:47:57,749 --> 00:48:00,502
‫بصیرت موقتی پیدا کنه

697
00:48:02,087 --> 00:48:05,339
‫به خاطر همین هم ایند رو فرستاد تا
‫توی تالار احضار راتوود

698
00:48:05,340 --> 00:48:07,925
‫دنبال جواب بگرده

699
00:48:07,926 --> 00:48:09,553
‫با این تفاوت که ایند نبود

700
00:48:10,429 --> 00:48:11,763
‫بلکه خودِ ونزدی بود

701
00:48:14,182 --> 00:48:15,182
‫ایند؟

702
00:48:15,893 --> 00:48:17,811
‫تویی اون تو؟

703
00:48:18,395 --> 00:48:19,688
‫ونزدی کو؟

704
00:48:21,064 --> 00:48:23,316
‫تا صبح توی قفس گرگینه‌ها حبسـه

705
00:48:23,317 --> 00:48:24,567
‫کار از کار می‌گذره

706
00:48:24,568 --> 00:48:27,613
‫فقط تا طلوع آفتاب وقت دارن تا
‫این طلسم رو باطل کنن

707
00:48:28,113 --> 00:48:30,239
‫کمکی از دست ما ساخته نیست، مورتیشا

708
00:48:30,240 --> 00:48:32,325
‫خودشون باید به دادِ هم برسن

709
00:48:32,326 --> 00:48:33,451
‫خانم آدامز، من...

710
00:48:33,452 --> 00:48:37,706
‫برو ونزدی رو آزاد کن و
‫آفتاب‌نزده این قائله رو ختمش کنید

711
00:48:39,249 --> 00:48:40,625
‫این تنها راهـه

712
00:49:04,775 --> 00:49:07,152
‫امیدوارم برای جلسه دیر نکرده باشم

713
00:49:13,659 --> 00:49:14,784
‫سلام، پروفسور

714
00:49:16,954 --> 00:49:20,122
‫نابغه‌ی کلاستون رو به جا نیاوردید؟

715
00:49:20,123 --> 00:49:22,042
‫محال ممکنـه

716
00:49:22,709 --> 00:49:26,088
‫آیزاک نایت ۳۰ سال پیش

717
00:49:26,672 --> 00:49:27,880
‫غیبش زد

718
00:49:27,881 --> 00:49:31,009
‫تصحیح می‌کنم، پروفسور.
‫من ۳۰ سال پیش مُردم.

719
00:49:32,761 --> 00:49:35,389
‫هیچوقت قدرت علم رو دست کم نگیرید

720
00:49:36,848 --> 00:49:38,516
‫مگه این حرفِ خودتون نیست؟

721
00:49:38,517 --> 00:49:40,686
‫ربطی به علم نداره

722
00:49:41,728 --> 00:49:44,730
تو دست بُردی توی قانون طبیعت

723
00:49:44,731 --> 00:49:46,692
پس کله‌ی سخنگوی توی تُنگ چی؟

724
00:49:49,277 --> 00:49:50,779
‫ولی از صدقه‌سریِ منـه که

725
00:49:52,030 --> 00:49:53,280
‫الان زنده‌اید

726
00:49:54,491 --> 00:49:59,704
‫اختراع من به شما ۳۰ سال عمر قرضی داد

727
00:50:02,457 --> 00:50:04,418
‫الان هم وقت تسویه حسابـه

728
00:50:05,252 --> 00:50:07,337
‫آیزاک! نه!

729
00:50:09,047 --> 00:50:11,049
‫نه! نکن!

730
00:50:12,592 --> 00:50:13,634
‫آیزاک!

731
00:50:21,309 --> 00:50:23,061
‫نگران نباشید، پروفسور

732
00:50:24,187 --> 00:50:28,941
‫محالـه بذارم همچین ذهن درخشانی هدر بره

733
00:51:30,670 --> 00:51:32,089
‫اون چیـه؟

734
00:51:34,341 --> 00:51:36,592
‫یه منبع تغذیه برای دستگاهِ توی ویلوهیل

735
00:51:36,593 --> 00:51:39,137
‫برق ساختمون به کُل از کار افتاده

736
00:51:43,475 --> 00:51:44,476
‫تایلر

737
00:51:45,560 --> 00:51:46,937
‫بیرون رو یه نگاه بنداز

738
00:52:18,051 --> 00:52:19,052
‫اوضاع روبراهـه؟

739
00:52:19,845 --> 00:52:21,095
‫- خبری نیست
‫- خیلی‌خب

740
00:52:21,096 --> 00:52:22,180
‫کمربند

741
00:52:23,682 --> 00:52:24,683
‫تایلر

742
00:52:41,573 --> 00:52:45,086
‫« قفس گرگینه‌ها »
« دارای خطر جانی برای متخلفین »

743
00:52:45,111 --> 00:52:48,689
‫« آروم باش و گرگِ درونت رو رها نکن »

744
00:52:57,591 --> 00:53:00,260
بپای خل‌وضعت
‫الهامت از مرگ من رو برام تعریف کرد

745
00:53:01,344 --> 00:53:02,721
‫مرسی بابت این همه اعتماد

746
00:53:06,850 --> 00:53:09,351
‫این هم می‌دونم که اگه
‫تا قبل طلوع آفتاب برنگردیم سرجای خودمون،

747
00:53:09,352 --> 00:53:10,895
‫جفت‌مون می‌میریم

748
00:53:10,896 --> 00:53:13,273
‫محالـه این ریختی برم اون دنیا

749
00:53:21,573 --> 00:53:24,909
‫ونزدی... می‌دونم با هم قهریم،

750
00:53:24,910 --> 00:53:26,620
‫ولی پیداشون کردم

751
00:53:27,495 --> 00:53:30,581
‫تایلر گالپین و آیزاک نایت رو پیدا کردم

752
00:53:30,582 --> 00:53:33,042
‫به روش کارآگاهیِ تو پیش رفتم

753
00:53:33,043 --> 00:53:35,921
‫الان توی صندوق عقب ماشین‌شون
‫قایم شدم با...

754
00:53:36,922 --> 00:53:37,964
‫یه مُرده‌ی راستکی

755
00:53:38,548 --> 00:53:40,216
‫اقلاً یکی کارش رو درست انجام داده

756
00:53:40,217 --> 00:53:42,802
‫اگنس، مُخت تاب برداشته؟
‫گمشو فرار کن ببینم!

757
00:53:43,386 --> 00:53:44,386
‫نه

758
00:53:44,804 --> 00:53:45,805
‫دیگه خیلی دیره

759
00:53:47,432 --> 00:53:49,392
‫الان موقعیت مکانیم رو براتون می‌فرستم

760
00:53:54,105 --> 00:53:57,024
‫- دارن میرن ویلوهیل
‫- ولی اول باید بدن‌مون رو عوض کنیم

761
00:53:57,025 --> 00:53:59,152
‫باشه بعدِ اینکه اگنس رو نجات دادیم و
‫به حساب گالپین‌ها رسیدیم

762
00:54:17,879 --> 00:54:20,673
‫بالاخره می‌تونم سر قولی که بهت دادم بمونم

763
00:54:20,674 --> 00:54:24,427
‫از شر این نفرین وحشتناک خلاص میشی

764
00:54:26,638 --> 00:54:27,639
‫بیا

765
00:54:30,308 --> 00:54:32,769
‫- باید برای این کار ببندیمت
‫- باشه

766
00:54:34,771 --> 00:54:37,190
به نظرت هایدبودن نفرینـه؟

767
00:54:38,275 --> 00:54:40,402
‫تا حالا تا این اندازه آزاد نبودم

768
00:54:42,153 --> 00:54:44,739
‫این به اصطلاح آزادی‌ای که ازش دم می‌زنی
‫بهای سنگینی داره

769
00:54:45,323 --> 00:54:48,410
‫هر بار تبدیل به قیمتِ
‫یه تیکه از انسانیتت تموم میشه

770
00:54:49,202 --> 00:54:51,204
‫تا اینکه یه روز جونت رو ازت می‌گیره

771
00:54:53,957 --> 00:54:57,710
‫این دستگاه رو ساختم تا
‫توانایی‌های طردشده‌ها رو از بین ببره

772
00:54:57,711 --> 00:55:01,213
‫اگه بتونم هایدِ درون مادرت رو بکُشم،

773
00:55:01,214 --> 00:55:03,049
‫می‌تونم جلوی مُردنش رو بگیرم

774
00:55:16,834 --> 00:55:18,834
‫« ایند »
‫« اگنس، برو بیرون! ما تو راهیم! »

775
00:55:30,076 --> 00:55:31,577
‫ما تنها نیستیم

776
00:55:42,839 --> 00:55:44,966
‫این فضول‌خانم از رفقای ونزدیـه

777
00:55:45,800 --> 00:55:47,552
‫چیکارش کنم؟

778
00:55:49,429 --> 00:55:50,847
‫حبسش کن

779
00:55:52,098 --> 00:55:54,059
‫بعدِ کارم، گشنه‌ام میشه

780
00:55:57,187 --> 00:55:59,397
‫از این طرف!
‫آزمایشگاه پشت اون دره

781
00:56:16,790 --> 00:56:18,500
‫اینجا راحت باش

782
00:56:19,918 --> 00:56:22,045
‫بعداً به حساب اون جوجه‌نورموری هم می‌رسیم

783
00:56:23,922 --> 00:56:25,215
‫آماده‌ای، فرانسواز؟

784
00:56:55,578 --> 00:56:56,621
‫ونزدی!

785
00:57:10,301 --> 00:57:11,761
‫ببین کی اینجاست

786
00:57:12,637 --> 00:57:14,596
‫منو یادت نره

787
00:57:14,597 --> 00:57:16,932
‫- ولش کن!
‫- از شانست، خبری هم از ماه کامل...

788
00:57:30,238 --> 00:57:31,239
‫ونزدی؟

789
00:57:32,991 --> 00:57:35,576
‫آروم باش، وگرنه گرگ میشی

790
00:57:35,577 --> 00:57:37,828
‫خیلی دیره. برید بیرون!

791
00:58:10,403 --> 00:58:12,238
‫ونزدی

792
00:58:36,346 --> 00:58:37,847
‫تایلر، نه!

793
00:58:49,275 --> 00:58:51,528
‫ونزدی؟ ونزدی!

794
00:58:52,320 --> 00:58:54,112
‫ونزدی، باید همین الان بریم!

795
00:59:08,378 --> 00:59:09,546
‫بدویید بریم!

796
00:59:11,089 --> 00:59:13,007
‫برید! از اینجا برید بیرون!

797
00:59:26,604 --> 00:59:27,604
‫خوبی؟

798
00:59:33,111 --> 00:59:34,904
‫مرسی که جونم رو نجات دادی

799
00:59:37,365 --> 00:59:40,410
‫فقط یه سؤال از خودم پرسیدم:
‫«ایند بود چیکار می‌کرد؟»

800
00:59:42,912 --> 00:59:46,456
‫پس واقعاً کالبدتون جابجا شده.
‫می‌دونستم یه خبرهاییـه.

801
00:59:46,457 --> 00:59:49,167
‫تموم روز عجیب‌غریب رفتار می‌کردید

802
00:59:49,168 --> 00:59:52,088
‫اونجا هم که بهش گفتی ونزدی، پس...

803
00:59:52,839 --> 00:59:54,257
‫ما هنوز دوستیم

804
00:59:55,425 --> 00:59:58,802
‫خب، نگران نباش. عیب نداره.
‫برای خودم هم واقعاً سختـه.

805
00:59:58,803 --> 01:00:01,848
‫ولی با همدیگه به
‫این سر و شکلِ جدید عادت می‌کنیم

806
01:00:04,517 --> 01:00:07,520
‫مگه اینکه از روی جنازه‌ام رد شید.
‫اگنس، تو برگرد نورمور.

807
01:00:08,813 --> 01:00:10,063
‫آم...

808
01:00:10,064 --> 01:00:11,399
‫کجا می‌ریم؟

809
01:00:18,781 --> 01:00:19,781
‫حالا چی؟

810
01:00:19,782 --> 01:00:21,158
‫راتوود گفت باید از عمیق‌ترین اسرارِ

811
01:00:21,159 --> 01:00:23,870
‫زندگی‌هایی که درشون
قدم گذاشتیم سر در بیاریم

812
01:00:30,585 --> 01:00:32,295
‫خیلی‌خب

813
01:00:32,837 --> 01:00:33,838
‫اول من میگم

814
01:00:35,548 --> 01:00:37,508
‫می‌دونی چیِ ونزدی‌بودن رو دوست دارم؟

815
01:00:38,426 --> 01:00:39,719
‫نترس بودنت رو

816
01:00:40,803 --> 01:00:43,931
‫البته به جز وقتی که پای مامانت میاد وسط،
‫ولی برام قابل درکـه

817
01:00:45,099 --> 01:00:47,018
‫تحملش سختـه

818
01:00:48,269 --> 01:00:50,605
‫می‌ترسی که هیچوقت خود واقعیت رو نپذیره

819
01:00:51,773 --> 01:00:54,858
‫می‌ترسی که نکنه تاریکی درونت
‫حتی برای اون هم زیادی از حد باشه

820
01:00:54,859 --> 01:00:57,819
‫میشی مایه‌ی سرافکندگی‌ای که
‫حتی دیگه اسمت رو به زبون نمیاره

821
01:00:57,820 --> 01:00:59,237
‫درست عین خاله‌ات

822
01:00:59,238 --> 01:01:01,074
‫تو تک‌تک اعضا و جوارحت حسش می‌کنم

823
01:01:02,408 --> 01:01:03,868
‫به خاطر همینـه که پسش می‌زنی

824
01:01:05,244 --> 01:01:07,746
‫ولی شاید فرای تصوراتت بتونه راهنماییت کنه

825
01:01:13,878 --> 01:01:16,589
‫نقطه‌ی قوت ایندبودن صبر و سکوتتـه

826
01:01:17,340 --> 01:01:19,634
‫از نظرت آلفابودن یعنی تک و تنها موندن

827
01:01:20,468 --> 01:01:21,928
‫من نمیذارم این اتفاق بیفته

828
01:01:22,428 --> 01:01:25,180
‫دیگه نبینم برای یه مُشت بی‌لیاقت
‫خودت رو به آب و آتیش بزنی

829
01:01:25,181 --> 01:01:28,558
‫عین برونو که مهربونیت رو
‫روی حسابِ ضعف گذاشت

830
01:01:28,559 --> 01:01:29,685
‫این ضعف نیست

831
01:01:29,686 --> 01:01:31,187
‫بلکه قدرت توئـه

832
01:01:31,979 --> 01:01:33,689
‫یه شب هم تاب تحملش رو نداشتم

833
01:01:38,569 --> 01:01:41,030
‫از اینکه تو رو دست کم گرفتم، پشیمونم

834
01:01:56,170 --> 01:01:57,255
‫وای خدا

835
01:01:58,297 --> 01:01:59,589
‫ونزدی!

836
01:01:59,590 --> 01:02:00,633
‫ما زنده‌ایم!

837
01:02:02,009 --> 01:02:04,554
‫حس می‌کنم گرم و نرمم!

838
01:02:05,805 --> 01:02:07,806
‫من هم به سردیِ یه جسدم

839
01:02:07,807 --> 01:02:11,853
‫یعنی من، منم و تو هم تویی!

840
01:02:15,148 --> 01:02:16,149
‫ایند

841
01:02:17,275 --> 01:02:19,985
‫برو خوابگاه لباس‌هات رو عوض کن

842
01:02:19,986 --> 01:02:21,319
‫من هم پشت سرت میاد

843
01:02:21,320 --> 01:02:24,406
‫فکر خوبیـه. بدجور حموم‌لازمم

844
01:02:36,961 --> 01:02:40,131
پیش‌آگاهیِ مرگ قریب‌الوقوع ایند از بین رفته

845
01:02:40,715 --> 01:02:42,341
‫پس چرا قیافه‌ات تو همـه؟

846
01:02:43,509 --> 01:02:46,679
‫کارهای امروزت،
‫زندگی یه نفر دیگه رو به خطر انداخت

847
01:02:48,931 --> 01:02:49,931
‫دنبالم بیا

848
01:02:49,955 --> 01:02:59,955
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

849
01:02:59,979 --> 01:03:03,979
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

850
01:03:04,530 --> 01:03:06,824
‫یه آدامزتبار باید بمیره

851
01:03:07,950 --> 01:03:09,619
‫حالا سؤال اینجاست که

852
01:03:11,120 --> 01:03:12,788
‫کدوم یکی؟

