﻿1
00:00:18,950 --> 00:00:23,530
‫« مورنینگ سانگ، فلوریدا »
‫« ۱۵ سال پیش »

2
00:00:29,610 --> 00:00:31,230
‫چی میل دارید؟

3
00:00:31,230 --> 00:00:33,440
‫اندازه‌ی دو بند انگشت ویسکی جک،
‫سه تا قالب یخ و...

4
00:00:33,450 --> 00:00:35,030
‫یه مقدار هم آب

5
00:00:35,030 --> 00:00:37,980
‫موقع سفارش سیناترا،
‫یه‌دونه‌ش هم نباید از قلم بیفته

6
00:00:40,330 --> 00:00:41,460
‫صبر کن ببینم

7
00:00:41,460 --> 00:00:42,850
‫قیافه‌ت آشناست

8
00:00:44,040 --> 00:00:47,330
‫تو توی نمایش «بوته‌ی آزمایش» توی
‫سالن تئاتر ژوپیتر دینر بودی

9
00:00:47,330 --> 00:00:49,420
‫نقش جان پراکتوری که بازی کردی
حرف نداشت

10
00:00:49,420 --> 00:00:53,170
‫تموم حضار و علی‌الخصوص خانم‌ها
‫محو دیالوگ‌هات شدن

11
00:00:53,170 --> 00:00:54,510
‫اون نمایش رو دیدی؟

12
00:00:55,590 --> 00:00:57,550
‫تنها کسی هستی که یادش مونده

13
00:00:57,550 --> 00:00:59,640
‫دفعه اولـه توی «تیکی تیلز» می‌بینمت

14
00:00:59,640 --> 00:01:02,060
‫- اسم من آرنولد هانتـه
‫- من هم بری دُرت هستم

15
00:01:02,060 --> 00:01:03,850
‫اداره‌ی یکی از سیرن‌ها با منـه

16
00:01:04,080 --> 00:01:05,460
‫گابریل

17
00:01:11,270 --> 00:01:15,690
‫به‌نظرم مردی با استعداد تو
‫توی هالیوود غوغا می‌کنه

18
00:01:15,700 --> 00:01:18,110
‫آخه اون ظاهر و جذبه‌ی لازم رو داری

19
00:01:18,110 --> 00:01:19,950
‫توی لس‌آنجلس شانسم رو امتحان کردم

20
00:01:19,975 --> 00:01:22,558
‫حتی یه نقش واسه چند قسمتِ توی

21
00:01:22,583 --> 00:01:24,200
‫سریال آبکی «امور پزشکی» گیرم اومد

22
00:01:24,200 --> 00:01:25,275
‫امکان نداره

23
00:01:25,300 --> 00:01:28,290
این که سریال موردعلاقه‌ی
‫مادر خدابیامرزم بود

24
00:01:28,290 --> 00:01:30,290
‫یه قسمتش رو هم جا ننداخته بود

25
00:01:30,290 --> 00:01:32,710
‫من نقش دکتر گیدیون استرلینگ رو بازی کردم

26
00:01:32,710 --> 00:01:35,380
‫تا این که برادر گم‌شده‌م از مرگ برگشت،
‫زنم رو دزدید و

27
00:01:35,380 --> 00:01:37,320
‫شخصیتم توی داستان رو
‫توی انفجار پورشه کشتن

28
00:01:37,320 --> 00:01:38,550
‫عجب بدشانسی‌ای

29
00:01:38,550 --> 00:01:42,080
‫آره، بعد از اون اتفاق
مسیر کاریم کله‌پا شد و

30
00:01:42,080 --> 00:01:44,560
‫من هم سوار کورولام شدم و
‫برگشتم خونه

31
00:01:45,890 --> 00:01:49,940
‫وقتی آمادگی و فرصت دست به دست هم میدن،
‫شانس در خونه‌ت رو می‌زنه

32
00:01:49,940 --> 00:01:53,770
‫و شانس در خونه‌ی تو رو زده چون
‫من یه فرصت عالی برات سراغ دارم

33
00:01:53,780 --> 00:01:55,530
‫مدیربرنامه نمی‌خوام، رفیق

34
00:01:55,530 --> 00:01:59,280
‫- اون روزها خیلی وقته تموم شدن
‫- منظور من یه چیز بزرگ‌تره

35
00:01:59,280 --> 00:02:01,950
‫توی سفرهام آدم‌های شکست‌خورده‌ی
‫زیادی می‌بینم،

36
00:02:01,950 --> 00:02:03,810
‫مخصوصاً طردشدگان

37
00:02:03,834 --> 00:02:06,515
و برای ‫رفع مشکلات‌شون، یه ایده‌هایی دارم

38
00:02:06,540 --> 00:02:09,920
‫دارم یه جایی رو برای افراد هم‌فکر
بنا می‌کنم که

39
00:02:09,920 --> 00:02:13,670
‫چشم‌انداز مشترکی از روشنگری و
‫رشد رو دنبال کنند

40
00:02:14,020 --> 00:02:15,590
‫آدم یاد فرقه‌ها میفته

41
00:02:15,590 --> 00:02:17,420
‫کسی از این کلمه‌ی ف-دار خوشش نمیاد

42
00:02:17,420 --> 00:02:20,090
‫عبارت «جنبش» رو ترجیح میدم

43
00:02:20,090 --> 00:02:22,470
‫یه برنامه‌ی کاری کامل هم دارم

44
00:02:22,470 --> 00:02:26,220
‫حتی یه کتابچه‌ی راهنما هم برای

45
00:02:26,890 --> 00:02:28,480
‫ساخت یه زندگی بهتر، نوشتم

46
00:02:29,190 --> 00:02:31,660
‫خودم هم او‌ن‌قدر حالیم هست که بدونم

47
00:02:31,685 --> 00:02:33,730
‫این قیافه کسی رو قانع نمی‌کنه

48
00:02:34,570 --> 00:02:36,940
‫من تو رو روی صحنه دیدم، آرنولد

49
00:02:36,940 --> 00:02:40,650
‫تو کیفیت تبدیل شدن به
‫یه سوپراستار بی‌بدیل رو داری و

50
00:02:40,660 --> 00:02:43,350
‫این نقشیـه که تو برای بازی کردنش زاده شدی

51
00:02:44,280 --> 00:02:45,280
‫انگار شوخی نمی‌کنی

52
00:02:45,290 --> 00:02:47,290
‫«جادوگر شهر اُز» رو که یادت هست؟

53
00:02:47,790 --> 00:02:50,500
‫من مثل همون مردی‌ام که
‫توتو پشت پرده پیداش می‌کنه و

54
00:02:50,500 --> 00:02:52,460
‫یواشکی اهرم‌ها رو می‌کشه

55
00:02:52,460 --> 00:02:55,380
‫تو همون اُز بزرگ و قدرتمند میشی،

56
00:02:55,380 --> 00:02:57,210
‫نماد جنبش‌مون،

57
00:02:57,210 --> 00:03:00,550
‫رهبر الهام‌دهنده‌ای که مردم رو
به وجد میاره و

58
00:03:00,550 --> 00:03:03,760
‫ترغیب‌شون می‌کنه پولی رو که با
‫بدبختی در آوردن رو

59
00:03:03,760 --> 00:03:05,459
‫برای فرصتی خرج کنن که

60
00:03:05,484 --> 00:03:08,764
‫به آرمان و هدف والاتری از خودشون برسن

61
00:03:14,900 --> 00:03:16,900
‫حالا این جنبش اسمی هم داره؟

62
00:03:18,346 --> 00:03:19,715
« مورنینگ سانگ، فلوریدا »

63
00:03:19,740 --> 00:03:21,733
‫مورنینگ سانگ چطوره؟

64
00:03:22,240 --> 00:03:26,560
‫چون هر سپیده‌دم،
نویدبخش روشنایی روز جدیدیـه

65
00:03:27,150 --> 00:03:29,070
‫خب، نظرت چیـه؟

66
00:03:37,160 --> 00:03:41,146
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شده »

67
00:03:41,170 --> 00:03:51,170
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

68
00:03:51,194 --> 00:03:59,194
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

69
00:04:00,740 --> 00:04:03,900
‫نه، نمی‌تونی این کار رو بکنی

70
00:04:03,910 --> 00:04:04,990
‫بیا

71
00:04:10,330 --> 00:04:13,290
‫مدیر دُرت، می‌تونم توضیح بدم

72
00:04:13,290 --> 00:04:15,000
‫نیازی نیست، بیانکا

73
00:04:15,000 --> 00:04:18,590
‫من و مادرت خیلی وقته هم رو می‌شناسیم

74
00:04:19,380 --> 00:04:20,420
‫مگه نه، گابریل؟

75
00:04:23,010 --> 00:04:27,660
‫به‌نظرت چندین سال پیش،
‫کی اون رو به گیدیون معرفی کرد؟

76
00:04:28,300 --> 00:04:29,930
‫تو هم جزو مورنینگ سانگی؟

77
00:04:30,890 --> 00:04:32,560
‫من خودِ مورنینگ سانگم

78
00:04:32,560 --> 00:04:34,560
‫همه‌چیز هم داشت عالی پیش می‌رفت

79
00:04:34,560 --> 00:04:38,190
‫تا این که شما دوتا فضولی‌تون گل کرد و
‫همه‌چی رو به هم ریختید

80
00:04:38,190 --> 00:04:40,730
‫خوشبختانه من آدمی نیستم که
‫کینه به دل بگیره

81
00:04:40,730 --> 00:04:42,400
‫دنبال چی هستی، بری؟

82
00:04:42,400 --> 00:04:45,860
‫تا اونجا که من می‌دونم،
شما مفتکی اینجا زندگی کردید

83
00:04:46,950 --> 00:04:49,280
‫اما دوران مفت‌خوری به سر اومده

84
00:04:51,080 --> 00:04:53,790
‫وقتشـه برگردید سر کار، خانم‌ها

85
00:04:56,393 --> 00:05:00,774
« ونزدی »
« فصل دوم »

86
00:05:02,191 --> 00:05:06,111
« قسمت هفتم »
« پول لامصب رو رد کن بیاد »

87
00:05:12,930 --> 00:05:15,180
‫چقدر دیگه طول می‌کشه؟

88
00:05:15,180 --> 00:05:18,310
‫نمیشه که مهمون‌هام وارد صحنه‌ی جرم بشن

89
00:05:18,310 --> 00:05:20,690
‫فکر می‌کردم به احترام همکار مرحوم‌تون

90
00:05:20,690 --> 00:05:23,230
‫می‌خواید مراسم رو کنسل کنید

91
00:05:23,230 --> 00:05:26,740
‫مطمئنم اگه استاد اورلاف زنده بودن،
‫می‌خواستن آرامش‌مون رو حفظ کنیم و

92
00:05:26,740 --> 00:05:27,950
‫به طردشدگی ادامه بدیم

93
00:05:27,950 --> 00:05:29,530
‫این روش نِورموره

94
00:05:29,530 --> 00:05:33,080
‫خبرش که به گوش مطبوعات برسه،
‫بعید بدونم سر و کله‌ی کسی پیدا شه

95
00:05:33,080 --> 00:05:36,000
‫شاید بشه گفت که این فقط یه حادثه‌ی ناگوار

96
00:05:36,024 --> 00:05:37,784
‫توی کلاس درس بوده

97
00:05:39,670 --> 00:05:42,920
‫واقعاً می‌خواید همه فکر کنن که
اداره پلیس جریکو

98
00:05:42,920 --> 00:05:45,170
‫هنوز نتونسته
‫یه زامبی قاتل رو گیر بندازه؟

99
00:05:46,300 --> 00:05:47,880
‫این ماجرا هنوز تموم نشده

100
00:05:47,880 --> 00:05:50,940
‫از امروز به بعد، مسئول امنیت مدرسه
‫به عهده‌ی معاونین منـه

101
00:05:50,940 --> 00:05:52,980
‫حرف دیگه‌ای هم نباشه

102
00:05:58,580 --> 00:06:00,771
‫جفت‌مون می‌دونیم که سانتیاگو و تیمش

103
00:06:00,795 --> 00:06:02,860
‫حریف دوتا هاید و یه زامبی نمیشن

104
00:06:02,860 --> 00:06:04,150
‫راه بیفتید

105
00:06:04,150 --> 00:06:06,690
‫این بدبینی جدیدت امیدوارکننده‌ست

106
00:06:07,650 --> 00:06:10,940
‫فقط از تو برمیاد که موقع جابجایی بدن،
‫از خودت زخم روانی به جا بذاری

107
00:06:11,370 --> 00:06:14,030
‫تلاشت برای این که بهم بگی نامرئی باشم،
‫قابل تحسین بود

108
00:06:14,040 --> 00:06:16,700
‫هیس، نمی‌خواد معذرت بخوای

109
00:06:17,210 --> 00:06:18,660
‫حتی یه ذره هم شرمنده نیستم

110
00:06:18,660 --> 00:06:21,620
‫تازه‌ش هم، برو خدا رو شکر کن با این که
‫طبق پیش‌آگاهی، من قرار بود بمیرم،

111
00:06:21,620 --> 00:06:22,880
‫اومدیم نجاتت دادیم

112
00:06:22,880 --> 00:06:24,860
‫من نمی‌دونم این پیش‌آگاهی
کِی می‌خواد عملی شه

113
00:06:24,860 --> 00:06:27,020
‫بدترین پیش‌آگاهی تاریخ

114
00:06:27,020 --> 00:06:29,240
پیش‌آگاهی عوض شده

115
00:06:30,010 --> 00:06:32,220
‫تو دیگه اون کسی نیستی که قراره بمیره

116
00:06:32,220 --> 00:06:33,810
‫جداً؟ ایول!

117
00:06:36,220 --> 00:06:38,800
‫صبر کن ببینم. پس کی می‌میره؟

118
00:06:38,800 --> 00:06:40,140
‫یکی از اعضای خانواده‌ی آدامز

119
00:06:40,140 --> 00:06:42,033
‫واسه همین باید آیزاک و خانواده‌ی گالپین رو

120
00:06:42,058 --> 00:06:44,335
از ‫سر راه بردارم تا دست‌شون به
خانواده‌م نرسه

121
00:06:44,360 --> 00:06:46,710
‫شاید بهتر باشه از همین اطراف
‫گشتن رو شروع کنی

122
00:06:47,733 --> 00:06:50,206
« مدرسه‌ نِورمور »
« آیزاک نایت، پایه نهم تا دوازدهم »

123
00:06:57,290 --> 00:06:58,330
‫کاملاً ارگانیک

124
00:07:07,420 --> 00:07:09,880
‫چی این‌قدر پریشونت کرده، دخترک آشوبم؟

125
00:07:09,880 --> 00:07:13,590
‫تازه‌ترین راز برملا شده از
‫اون همه رازی که ازم مخفی کردید

126
00:07:13,590 --> 00:07:16,470
‫علاوه‌ بر این که زامبی پاگزلی رو
‫می‌شناختید...

127
00:07:18,850 --> 00:07:20,770
‫آیزاک نایت هم‌اتاقیت بوده

128
00:07:21,440 --> 00:07:22,810
‫بیشتر از این حرفا بود

129
00:07:23,690 --> 00:07:25,360
‫صمیمی‌ترین دوستم بود

130
00:07:25,360 --> 00:07:27,730
‫پدرت تنها کسی بود که می‌تونست خودش رو

131
00:07:27,730 --> 00:07:29,570
‫توی دلِ کوکی آیزاک جا کنه

132
00:07:30,176 --> 00:07:32,098
‫من سعی کردم اون رو از چنگ کسایی که

133
00:07:32,123 --> 00:07:34,030
می‌خواستن ‫از نبوغش سوءاستفاده کنن،
نجات بدم

134
00:07:34,030 --> 00:07:35,780
‫مثل آگوستوس استون‌هرست

135
00:07:35,780 --> 00:07:38,200
‫واسه همین توی برج ایاگو
‫براش آزمایشگاه ساخت

136
00:07:38,200 --> 00:07:42,845
‫استون‌هرست اون رو کاشف رازهای
‫توانایی‌های طردشدگان می‌دوست

137
00:07:42,870 --> 00:07:44,330
‫اما آیزاک...

138
00:07:45,170 --> 00:07:47,360
‫نقشه‌های خودش رو توی سرش داشت

139
00:07:47,483 --> 00:07:49,630
‫فکر می‌کرد می‌تونه با استفاده از علم

140
00:07:49,655 --> 00:07:51,935
‫توانایی‌های هاید فرانسواز رو بیرون بکشه

141
00:07:51,960 --> 00:07:55,390
‫من روحم هم خبر نداشت که آیزاک
‫زامبی پاگزلیـه

142
00:07:55,390 --> 00:07:57,430
‫تا این که توی پیلگریم ورلد دیدمش

143
00:07:57,430 --> 00:07:59,850
‫اون دیگه فقط یه حیوون‌خونگی بی‌مغز نیست

144
00:07:59,850 --> 00:08:01,850
‫آیزاک از نو احیا شده

145
00:08:01,850 --> 00:08:04,100
‫با فرانسواز و تایلر هم دوباره متحد شده

146
00:08:05,630 --> 00:08:07,830
‫که زدن زیر قول‌شون و از شهر نرفتن

147
00:08:18,990 --> 00:08:22,660
‫لاریسا بهم گفت داشتی توی بدن ایند
‫اینجا سرک می‌کشیدی

148
00:08:23,460 --> 00:08:25,960
‫تو و ویمز علیهم دسیه‌چینی کردید؟

149
00:08:25,960 --> 00:08:27,960
‫تو رفتی سر قبر راتوود

150
00:08:27,960 --> 00:08:30,000
‫احتمالاً مامان‌بزرگت بوده که

151
00:08:30,000 --> 00:08:32,260
‫این ایده‌ی مهلک رو چپونده توی سرت

152
00:08:32,260 --> 00:08:34,630
‫شاید مهلک باشه اما
خیلی چیزها رو هم روشن کرده

153
00:08:36,220 --> 00:08:38,820
‫چند وقته نویسندگی می‌کنی، باربارا جین؟

154
00:08:46,310 --> 00:08:47,480
‫از وقتی هم‌سن تو بودم

155
00:08:47,480 --> 00:08:51,110
‫اما اشتباه کردم و یکی از
‫کارهای اولم رو به مادرم دادم

156
00:08:51,110 --> 00:08:52,690
‫هنوز صدای...

157
00:08:53,490 --> 00:08:56,110
‫خنده‌های تحقیرآمیزش توی گوشمـه

158
00:08:56,516 --> 00:08:58,436
‫برای همین بعد از اون تصمیم گرفتم

159
00:08:58,461 --> 00:09:00,870
‫فعالیت ادبیم رو مخفی نگه دارم

160
00:09:00,870 --> 00:09:03,500
‫پدرت هیچی نمی‌دونه و
‫دوست دارم همین‌طوری باقی بمونه

161
00:09:03,500 --> 00:09:06,620
دهن من فقط برای محافظت از خودم قرص می‌مونه

162
00:09:06,620 --> 00:09:10,020
‫پنج صفحه‌ی اولش رو که خوندم
‫استفراغ شدید کردم

163
00:09:11,210 --> 00:09:14,340
‫خب، شاید یه روز

164
00:09:14,340 --> 00:09:17,524
‫قدردان قدرت سرمست‌کننده‌ی

165
00:09:17,548 --> 00:09:19,811
‫شوق و رمز و راز باشی

166
00:09:19,836 --> 00:09:22,256
‫فعلاً مسائل خانوادگی مهم‌تری داریم

167
00:09:23,310 --> 00:09:25,260
‫پیش‌آگاهی من عوض شده، مادر

168
00:09:25,285 --> 00:09:27,058
‫ایند دیگه قرار نیست که بمیره

169
00:09:27,083 --> 00:09:28,775
به‌جاش یکی از ماها قراره بمیره

170
00:09:28,800 --> 00:09:30,460
‫یکی از خانواده‌ی آدامز

171
00:09:33,070 --> 00:09:35,180
‫مایلم پاگزلی رو قربانی کنم

172
00:09:37,150 --> 00:09:38,780
‫ایند، صبر کن

173
00:09:38,780 --> 00:09:40,910
‫تو رو خدا. من... همه‌جا رو دنبالت گشتم

174
00:09:40,910 --> 00:09:44,080
‫من هم ازت دوری می‌کردم و این کاریـه که
‫قراره تا آخر عمرم بکنم

175
00:09:44,080 --> 00:09:47,120
‫- بذار وضعیت سوفیا رو توضیح بدم
‫- اسم دوست‌دخترتـه؟

176
00:09:48,800 --> 00:09:51,680
‫وقتی اومدم نِورمور، تصمیم گرفتیم
‫موقتاً از هم جدا شیم

177
00:09:51,680 --> 00:09:55,240
‫گفتم عضو یه گله‌ی جدید بشم.
‫می‌خواستم رابطه‌مون عادی پیش بره

178
00:09:56,433 --> 00:09:58,113
‫اما بعدش با یکی آشنا شدم

179
00:09:58,920 --> 00:10:00,700
‫نمی‌تونم فکرش رو از سرم بیرون کنم

180
00:10:00,700 --> 00:10:02,050
‫من سر تو رقابت نمی‌کنم

181
00:10:02,050 --> 00:10:04,770
‫می‌دونم. برای همین دیشب
‫همه‌چی رو باهاش بهم زدم

182
00:10:07,440 --> 00:10:09,560
‫کل ترم این رو ازم مخفی نگه داشتی

183
00:10:09,560 --> 00:10:11,610
‫از کجا بدونم دیگه میشه بهت اعتماد کرد؟

184
00:10:11,610 --> 00:10:13,740
‫حاضرم هرکاری کنم

185
00:10:13,740 --> 00:10:16,040
‫میشه هنوزم واسه مراسم همراهت بیام؟

186
00:10:17,070 --> 00:10:19,530
‫ایند سینکلیر، فوراً بیا توی کلاسم!

187
00:10:21,370 --> 00:10:24,410
‫دیشب از قفس گرگینه‌ها فرار کردی.
دلیلش چی بود؟

188
00:10:24,990 --> 00:10:27,040
‫تو حال خودم نبودم

189
00:10:27,040 --> 00:10:29,250
‫اینم شد بهونه؟

190
00:10:29,750 --> 00:10:33,880
‫آلفا شدن چیزی نیست که بتونی ساده ازش بگذری

191
00:10:33,880 --> 00:10:36,670
‫مخصوصاً حالا که دو روز مونده تا
‫ماه کامل شه

192
00:10:36,670 --> 00:10:38,470
‫خب این که اصلاً نحس به نظر نمیاد

193
00:10:38,470 --> 00:10:42,680
‫اگه یه آلفای جوان زیر ماه کامل تبدیل بشه،

194
00:10:42,680 --> 00:10:47,266
‫احتمال خیلی زیادی داره که
‫توی حالت گرگینه‌ش بمونه

195
00:10:47,730 --> 00:10:48,890
‫تا کِی؟

196
00:10:50,240 --> 00:10:51,300
‫صبر کنید ببینم

197
00:10:51,900 --> 00:10:54,230
‫یعنی میگید، تا ابد؟

198
00:10:54,230 --> 00:10:55,650
‫متأسفانه بدتر هم هست

199
00:10:55,650 --> 00:10:58,230
‫آلفاهایی که برای همیشه تبدیل میشن،

200
00:10:58,240 --> 00:11:01,490
‫توسط بقیه‌ی گرگینه‌ها شکار و کشته میشن

201
00:11:01,490 --> 00:11:03,620
‫یه‌جور قانون خودمراقبتیـه

202
00:11:03,620 --> 00:11:05,330
انگار دارم کابوس می‌بینم

203
00:11:05,330 --> 00:11:08,360
‫اگه اقدامات احتیاطی رو انجام بدی
‫نباید مشکلی پیش بیاد

204
00:11:08,360 --> 00:11:11,168
‫قبل از غروب آفتاب، خودت رو توی
قفس گرگینه‌ها ‫حبس کن و

205
00:11:11,193 --> 00:11:12,568
آرامشت رو حفظ کن

206
00:11:12,593 --> 00:11:14,880
‫تو این ماجرا تنها نیستی، ایند

207
00:11:14,880 --> 00:11:17,630
‫قدرت تو، توی گله‌ی توئـه

208
00:11:19,706 --> 00:11:22,606
« مراقب باشید، یه هاید اینجاست »

209
00:11:31,060 --> 00:11:32,190
‫داری میری؟

210
00:11:34,400 --> 00:11:36,860
‫اگه اجازه‌ی قتل ونزدی رو بهم نمیدی،

211
00:11:36,860 --> 00:11:38,940
‫باید گورمون رو از جریکو گم کنیم

212
00:11:38,940 --> 00:11:41,820
‫خانواده‌‌ی آدامز دیگه مشکل تو نیست، عزیزم

213
00:11:41,820 --> 00:11:44,240
‫نقشه‌های بزرگ‌تری براشون داریم

214
00:11:44,240 --> 00:11:45,780
‫بسپارش به عمو آیزاک

215
00:11:45,780 --> 00:11:48,240
‫آره، تا حالا که گل کاشته

216
00:11:48,240 --> 00:11:51,250
‫هر آزمایشی، مشکلات نامتقربه‌ی خودش رو داره

217
00:11:51,250 --> 00:11:52,910
‫دفعه‌ی بعد براش آماده میشیم

218
00:11:52,920 --> 00:11:55,920
‫دفعه‌ی بعدی وجود داره.
‫ماشین شما نابود شد

219
00:11:55,920 --> 00:11:58,500
‫هر احمقی می‌فهمه که شما شکست خوردید

220
00:11:58,500 --> 00:12:01,130
‫تنها چیزی که برام مهمـه

221
00:12:01,130 --> 00:12:03,050
‫نجات جون خواهرمـه

222
00:12:03,050 --> 00:12:05,680
‫تنها فاکتوری که توی این معادله نمی‌خوام،
تویی

223
00:12:05,680 --> 00:12:08,680
‫بس کنید، به محض این که
‫بیفتیم به جون همدیگه، می‌میریم

224
00:12:08,680 --> 00:12:10,760
‫یکی‌مون همین الانش هم مُرده

225
00:12:13,230 --> 00:12:14,600
‫فرانسواز؟

226
00:12:14,600 --> 00:12:15,860
‫داروش رو پیدا کن

227
00:12:20,200 --> 00:12:21,460
‫خالیـه

228
00:12:25,030 --> 00:12:26,930
‫بازم دارو می‌خوام

229
00:12:29,580 --> 00:12:32,660
‫یه بیمارستان حیوانات توی شهر هست
‫بیاید دنبالم

230
00:12:35,288 --> 00:12:37,328
« پدر هاید »

231
00:12:53,100 --> 00:12:54,180
‫اون پشت رو بررسی کن

232
00:12:54,190 --> 00:12:57,600
‫دنبال هر سرنخی هستیم که
‫مخفی‌گاه‌شون رو بهمون نشون بده

233
00:12:57,610 --> 00:13:00,650
‫آیزاک تا جلوی هاید شدن خواهرش رو
‫نگیره، جایی نمیره

234
00:13:09,450 --> 00:13:12,080
‫فرانسواز فقط یه زندگی عادی می‌خواست

235
00:13:13,580 --> 00:13:15,870
‫و برای لحظه‌ای کوتاه هم بهش رسید

236
00:13:20,040 --> 00:13:22,693
‫آخرین باری که توی این اتاق وایسادم،

237
00:13:22,718 --> 00:13:25,140
‫ازم خواست ساقدوشش باشم

238
00:13:26,470 --> 00:13:29,590
‫می‌دونستم مشکلش رو از
‫گالپین پنهون کرده بود،

239
00:13:29,600 --> 00:13:31,140
‫برای همین قبول نکردم

240
00:13:32,970 --> 00:13:34,770
‫از اون موقع دیگه حرف نزدیم

241
00:13:34,770 --> 00:13:37,310
‫خاطره‌‌بازی‌های شیرینت رو بذار واسه بعد

242
00:13:37,310 --> 00:13:39,980
‫پس شاید بهتر باشه بهم بگی چطوری می‌خوای با

243
00:13:39,980 --> 00:13:42,520
‫هیولای درهم برهم خانواده‌ی گالپین
‫در بیفتی

244
00:13:42,840 --> 00:13:46,110
‫زبون درازت که حریف‌شون نمیشه

245
00:13:46,110 --> 00:13:48,780
‫اگه نیومدی اینجا کمک کنی،
‫می‌تونی تشریفت رو ببری

246
00:14:24,860 --> 00:14:27,610
‫دو سه تا هاید عین موش فرار کردن

247
00:14:35,293 --> 00:14:38,126
« بیمار شماره ۱۹۳۸ - روزی یک عدد مصرف شود »

248
00:14:44,840 --> 00:14:49,020
‫حالا می‌فهمم چرا آیزاک می‌خواسته به
‫هرقیمتی که شده، خواهرش رو نجات بده

249
00:14:50,220 --> 00:14:51,760
‫وقتش داره سر می‌رسه

250
00:15:05,610 --> 00:15:07,360
‫شب‌پره‌ی جسد‌خوار نیوانگلندی

251
00:15:07,860 --> 00:15:10,700
‫گونه‌ی خارق‌العاده‌ایـه.
‫از کجا پیداش کردی؟

252
00:15:10,700 --> 00:15:13,360
‫دنبال زامبی حامی عاطفی بعضی‌ها بودم

253
00:15:13,820 --> 00:15:15,140
‫اسلرپ رو پیدا کردی؟

254
00:15:17,540 --> 00:15:19,620
‫اینا رو از بدن اسلرپ که لارو بودن کش رفتم

255
00:15:19,620 --> 00:15:21,710
‫حالا دارن وارد مرحله‌ی مهاجرت‌شون میشن

256
00:15:21,710 --> 00:15:24,480
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی باید برگردن به جسد میزبان‌شون

257
00:15:24,480 --> 00:15:26,500
‫- تا تخم بذارن
‫- اگه جسدشون فرار کرده باشه چی؟

258
00:15:26,500 --> 00:15:28,500
‫شرط می‌بندم هنوز هم می‌تونن پیداش کنن

259
00:15:28,510 --> 00:15:31,090
‫جی‌پی‌اس حشرات، گوگل مپس رو می‌ذاره تو جیبش

260
00:15:31,740 --> 00:15:33,000
‫من فقط دنبال یه دوست بودم

261
00:15:33,000 --> 00:15:34,450
‫نمی‌شد یه زنده‌ش رو پیدا کنی؟

262
00:15:34,450 --> 00:15:37,140
‫تلاشم رو کردم، خب؟
‫اما کسی تمایل نداشت

263
00:15:50,240 --> 00:15:51,850
‫برید میزبان‌تون رو پیدا کنید

264
00:16:09,020 --> 00:16:10,550
‫هیس

265
00:16:10,550 --> 00:16:13,424
‫این رو که دیدم، رفتم به مادرت سر بزنم اما

266
00:16:11,770 --> 00:16:14,070
{\an8}‫« رهبر فرقه مورنینگ سانگ در
‫ورمانت دیده شد »

267
00:16:13,448 --> 00:16:15,115
‫توی اتاقش نبود

268
00:16:15,140 --> 00:16:17,280
‫ترسید که شاید گیدیون مچش رو گرفته باشه

269
00:16:17,280 --> 00:16:20,180
‫حالا هم که معاون‌های کلانتر
‫از سر و کول مدرسه بالا میرن،

270
00:16:20,180 --> 00:16:22,600
‫دیر یا زود جاش لو می‌رفت

271
00:16:22,780 --> 00:16:24,240
‫وایسا ببینم، یعنی رفته؟

272
00:16:24,240 --> 00:16:25,310
‫کجا می‌خواد بره؟

273
00:16:25,310 --> 00:16:26,440
‫نمی‌دونم

274
00:16:27,150 --> 00:16:29,020
‫گفت ندونم بهتره

275
00:16:29,020 --> 00:16:31,570
‫دفعه‌ی اولی نیست که بی‌خبر غیبش می‌زنه

276
00:16:32,190 --> 00:16:34,480
‫حداقل الان دیگه لازم نیست
‫نگران‌مون باشی

277
00:16:34,480 --> 00:16:36,100
‫بیانکا

278
00:16:36,100 --> 00:16:38,160
‫قضیه چیه؟

279
00:16:38,160 --> 00:16:40,020
‫خانم بارکلی

280
00:16:40,020 --> 00:16:43,020
‫امکانش هست بیاید توی دفترم؟

281
00:16:44,080 --> 00:16:46,710
‫فقط بیخیالش شو

282
00:16:47,670 --> 00:16:49,840
‫این‌طوری به نفع همه‌ست

283
00:17:01,600 --> 00:17:02,810
‫مامان‌بزرگ؟

284
00:17:04,100 --> 00:17:06,600
‫داشتم از خوندن رُمانت لذت می‌بردم

285
00:17:06,600 --> 00:17:08,980
‫دومینیکا، مادر افعی حرف نداره

286
00:17:08,980 --> 00:17:10,980
‫چطور توصیفش می‌کنی؟

287
00:17:10,980 --> 00:17:12,811
‫«یه مار خوش‌بین خونه‌نشین سمج که

288
00:17:12,836 --> 00:17:16,780
‫کاری می‌کنه افعی دلش بخواد
‫بیشتر از کبراها، پوست بندازه»

289
00:17:18,280 --> 00:17:21,870
‫حالا که حرف از مادرت شد،
‫امروز صبح برام فال گرفت

290
00:17:21,870 --> 00:17:25,200
‫بابت این که بردمت سر قبر استاد راتوود،
‫کلی بهم غر زد

291
00:17:25,210 --> 00:17:26,710
‫گفت یه مشکلاتی به‌وجود اومده

292
00:17:26,710 --> 00:17:28,750
‫خیالم راحت شد که آسیبی بهت نرسید

293
00:17:28,750 --> 00:17:30,670
‫هیچ‌کدوم یه سر سوزن ترحم تو وجودمون نیست

294
00:17:30,670 --> 00:17:32,760
‫این یکی از دوست‌داشتنی‌ترین خصلت‌هامونـه

295
00:17:32,760 --> 00:17:35,140
‫بگو دلیل اصلی اومدنت به نِورمور چیه؟

296
00:17:35,400 --> 00:17:38,010
‫دیشب مدیر موذی مدرسه‌تون زنگ زد

297
00:17:38,010 --> 00:17:40,890
‫حتی صدای قربانیان آدم‌ربایی هم
‫این‌قدر درمونده نبود

298
00:17:40,890 --> 00:17:44,270
‫برای کمک مالی به مراسم مادرت
‫پیشنهاد فوق‌العاده‌ای بهم داده

299
00:17:44,270 --> 00:17:46,491
‫فکر می‌کردم اون کشتی به آب زده،
‫واژگون شده و

300
00:17:46,516 --> 00:17:48,335
‫رفته به ته اعماق درازگودال ماریانا

301
00:17:48,360 --> 00:17:50,140
‫معلومـه که همین‌طوره

302
00:17:50,140 --> 00:17:52,070
‫اما تو که می‌دونی من چی میگم...

303
00:17:52,070 --> 00:17:54,980
‫هرچی چاپلوسی بیشتر باشه،
‫پیشنهاد هم بزرگ‌تره

304
00:17:54,990 --> 00:17:57,900
‫می‌خوای موقع رد کردن پیشنهادش،
‫تو سفیدیِ چشماش نگاه کنی

305
00:17:57,900 --> 00:18:01,370
‫کمتر هیجانیـه که به پای دیدن لحظه‌ی

306
00:18:01,370 --> 00:18:04,190
‫در هم شکستن روح یه مرد برسه

307
00:18:04,680 --> 00:18:06,830
‫وقتش رسیده که دُرت رو از این عذاب راحت کنیم

308
00:18:06,830 --> 00:18:09,750
‫البته اگه تا الان تو عرق خودش غرق نشده باشه

309
00:18:12,340 --> 00:18:15,460
‫شاید بهتره باشه تو و مادرت
‫یه مدت از همدیگه جدا شید

310
00:18:15,960 --> 00:18:17,470
‫تابستون رو بیا پیش خودم بمون

311
00:18:17,470 --> 00:18:19,720
‫می‌تونم تجارت خانوادگی رو هم بهت یاد بدم

312
00:18:19,720 --> 00:18:23,300
‫می‌دونم قراره یه بچه‌ی تخس ادیب بشی اما

313
00:18:23,310 --> 00:18:25,720
‫اما مرگ رکود سرش نمیشه.
‫همیشه هست

314
00:18:26,040 --> 00:18:27,480
‫ممنونم مامان‌بزرگ

315
00:18:28,850 --> 00:18:31,480
‫می‌دونستم بالاخره میای
زیر پر و بال سیاه خودم

316
00:18:31,480 --> 00:18:32,960
‫شاید آدامز باشی اما

317
00:18:32,960 --> 00:18:35,230
‫از ته دل، یه فرامپی

318
00:18:35,230 --> 00:18:36,860
‫البته ته همون دل کوچیکت

319
00:18:40,030 --> 00:18:41,540
‫فستر فرامپ...

320
00:18:41,540 --> 00:18:45,160
‫باعث افتخاره که
‫دوشسِ مرحومان نورمور

321
00:18:45,160 --> 00:18:47,620
‫دوباره راهروهای مدرسه رو
‫با حضور گرم‌‌شون متبرک کرده

322
00:18:47,620 --> 00:18:52,250
‫نهایت استفاده رو بکن.
‫این دیدار باید کوتاه و برای آخرین بار باشه

323
00:18:52,250 --> 00:18:54,170
‫پس یه ثانیه رو هم حروم نمی‌کنم

324
00:18:54,170 --> 00:18:55,420
‫همون‌طور که پای تلفن گفتم،

325
00:18:55,420 --> 00:18:58,300
‫سخاوت شما نه تنها آینده‌‌‌ی ما رو
‫تضمین می‌کنه،

326
00:18:58,300 --> 00:19:02,180
‫بلکه یادگاری ابدی از زندگی و
‫دستاوردهای شما خواهد بود

327
00:19:02,180 --> 00:19:03,590
‫معرفی می‌کنم...

328
00:19:05,810 --> 00:19:09,230
‫...مدرسه‌ی علوم کفن و دفن در...

329
00:19:10,100 --> 00:19:11,350
‫برج فرامپ

330
00:19:12,980 --> 00:19:15,570
‫نِورمور تبدیل به مدرسه‌ای سرآمد

331
00:19:15,570 --> 00:19:19,620
‫برای متصدیان کفن و دفن، مومیایی‌کنندگان و
‫مدیران مراسم خاکسپاری آینده خواهد شد

332
00:19:19,620 --> 00:19:22,320
‫این طرح شامل نوسازی گورستان مدرسه،

333
00:19:22,320 --> 00:19:25,595
‫به همراه سنگ‌قبرهای برند فرامپ و

334
00:19:25,620 --> 00:19:29,080
‫جایگزینی باغ‌های میوه با مزرعه‌ی اجساد هست

335
00:19:29,080 --> 00:19:32,120
‫مرگ، نِورمور و فرامپ

336
00:19:32,120 --> 00:19:35,290
‫سه‌گانه‌ای نامقدس‌تر از این هم
به ذهن‌تون می‌رسه؟

337
00:19:35,290 --> 00:19:37,550
‫چه ارائه‌‌ی استادانه‌ای

338
00:19:37,550 --> 00:19:40,580
‫تاحالا کسی غرورم رو با این مهارت،
‫نوازش نکرده بود

339
00:19:41,380 --> 00:19:43,840
‫اما چاپلوسی مثل فرمالدهید می‌مونه

340
00:19:43,840 --> 00:19:46,970
‫برای استنشاق کردنـه، نه قورت دادن

341
00:19:46,970 --> 00:19:49,020
‫به همین دلیل هیچ تمایلی برای

342
00:19:49,020 --> 00:19:52,770
‫خرج حتی یه پاپاسی واسه این مردشورخونه ندارم

343
00:19:57,480 --> 00:19:59,560
‫ارزش امتحان کردنش رو داشت

344
00:20:01,450 --> 00:20:02,716
‫بیانکا

345
00:20:02,740 --> 00:20:05,943
میشه لطفاً خانم فرامپ رو تا
‫ماشین‌شون همراهی کنید؟

346
00:20:06,990 --> 00:20:09,790
‫تو تموم ثروتت رو
‫به نِورمور می‌بخشی

347
00:20:10,290 --> 00:20:11,580
‫این میراث توئـه

348
00:20:11,580 --> 00:20:14,580
‫این تصمیم رو بدون این که کسی شک کنه

349
00:20:14,580 --> 00:20:16,290
‫به دنیا و خانواده‌ت اعلام می‌کنی

350
00:20:16,290 --> 00:20:19,460
‫به‌عنوان مهمان افتخاری توی
این مراسم شرکت می‌کنی

351
00:20:19,460 --> 00:20:23,220
‫و به محض این که بشکن زدم،
‫فراموش می‌کنی که من اینجا بودم

352
00:20:39,166 --> 00:20:40,915
« متأسفانه تعطیلیم »

353
00:20:40,940 --> 00:20:42,320
‫هی، با یه دام‌پزشک کار داریم!

354
00:20:43,320 --> 00:20:44,820
‫خواهش می‌کنم، اورژانسیـه!

355
00:20:47,030 --> 00:20:49,580
‫- ببخشید، دارم تعطیل می‌کنم...
‫- اورژانسیـه. یه ماشین زده به سگم

356
00:20:49,580 --> 00:20:52,330
‫- نمی‌تونم تنهایی تکونش بدم. خواهش می‌کنم
‫- کجاست؟

357
00:21:07,970 --> 00:21:09,510
‫گفتی باید بهش خون تزریق شه

358
00:21:09,510 --> 00:21:12,350
‫قرص‌هایی که توی ویلو‌هیل بهش دادن
‫ژن‌های هایدش رو مهار کردن و

359
00:21:12,350 --> 00:21:13,980
‫این‌طوری عمرش هم درازتر شده

360
00:21:14,520 --> 00:21:17,310
‫وقتی هم که تبدیل شد تا تو رو نجات بده،

361
00:21:18,230 --> 00:21:20,360
‫حتماً حالش رو بدتر کرده

362
00:21:20,360 --> 00:21:22,530
‫یعنی میگی تقصیر منـه؟
‫من دارم به کشتنش میدم؟

363
00:21:22,530 --> 00:21:23,650
‫نه

364
00:21:23,650 --> 00:21:26,200
‫اما با معطل کردن توی درمانش
‫به کشتنش میدی

365
00:21:26,200 --> 00:21:28,240
‫مادر تو خون لازم داره

366
00:21:28,240 --> 00:21:29,740
‫خون هاید

367
00:21:29,740 --> 00:21:30,890
‫آستینت رو بزن بالا

368
00:21:56,231 --> 00:21:58,317
‫می‌دونم اینجایی، لاریسا

369
00:21:59,454 --> 00:22:02,486
‫مطمئنم که استقبال خوبی از
‫مراسم میشه

370
00:22:02,487 --> 00:22:05,698
‫مورتیشا آدامز تبدیل به
‫ناجی نورمور میشه و

371
00:22:05,699 --> 00:22:11,037
‫عصر لاریسا ویمز
‫یک بار برای همیشه به پایان می‌رسه

372
00:22:11,038 --> 00:22:14,749
‫من هیچوقت قصد نداشتم که
‫دستاوردهای تو رو کم‌اهمیت جلوه بدم

373
00:22:14,750 --> 00:22:16,126
‫ولی با این حال،

374
00:22:16,793 --> 00:22:19,212
‫دائماً همون آشـه و همون کاسه

375
00:22:20,714 --> 00:22:22,257
‫باز ونزدی چیکار کرده؟

376
00:22:23,258 --> 00:22:25,135
‫این دفعه اون کاری نکرده

377
00:22:27,361 --> 00:22:29,717
‫مادرت داره از کدورتی که
‫بین شماست استفاده می‌کنه

378
00:22:29,742 --> 00:22:31,906
‫تا ونزدی رو به خودش نزدیک‌تر کنه

379
00:22:33,101 --> 00:22:35,811
‫من خیلی به زندگیت
‫حسودیم میشه، مورتیشا

380
00:22:35,812 --> 00:22:38,105
‫ولی به رابطه‌ای که
‫با اون عجوزه داشتی هرگز

381
00:22:38,106 --> 00:22:41,609
‫- مرسی که گفتی
‫- حالا زوده واسه تشکر

382
00:22:41,610 --> 00:22:43,667
‫تو خیلی بیشتر از چیزی که
‫فکر می‌کنی شبیه به مادرتی

383
00:22:44,863 --> 00:22:47,698
‫منظورم میل بیمارگونه‌ت به مخفی‌کاریـه

384
00:22:47,699 --> 00:22:50,326
‫لاریسا، این واقعاً بی‌انصافیـه

385
00:22:50,327 --> 00:22:51,327
‫واقعاً؟

386
00:22:51,328 --> 00:22:54,455
‫آخرش نتونستی حقیقت رو در مورد

387
00:22:54,480 --> 00:22:59,235
‫رابطه‌ت با فرانسواز و آیزاک
‫به ونزدی بگی

388
00:23:00,504 --> 00:23:02,129
‫الهاماتش تغییر کرده

389
00:23:02,154 --> 00:23:04,782
‫حالا یکی از اعضای
‫خانواده‌ی آدامز می‌میره

390
00:23:05,592 --> 00:23:09,804
‫نذار این باعث نابودی خانواده‌ای بشه که
‫تمام عمر سعی کردی ازش محافظت کنی

391
00:23:09,805 --> 00:23:11,264
‫حقیقت رو بهش بگو

392
00:23:12,391 --> 00:23:14,226
‫قبل از این که اتفاق بدی بیفته

393
00:23:16,275 --> 00:23:18,317
‫« آروم باش و گرگِ درونت رو رها نکن »

394
00:23:19,356 --> 00:23:22,734
‫اگه قراره شب‌ها تو این قفس باشم،
‫باید اینجا رو خونه‌ی خودم بدونم

395
00:23:25,445 --> 00:23:27,947
‫- شکار هاید به کجا رسید؟
‫- چند نفر رو فرستادم خبر بگیرن

396
00:23:27,948 --> 00:23:31,201
‫تا الان باید ردِ گوشتِ
‫پوسیده‌ی آیزاک رو زده باشن

397
00:23:33,749 --> 00:23:35,312
‫چی شده، ایند؟

398
00:23:37,207 --> 00:23:39,429
‫امروز یه چیز بامزه‌ای رو فهمیدم

399
00:23:39,876 --> 00:23:42,420
‫اگه یه آلفای جَوون
‫توی ماه کامل تبدیل بشه

400
00:23:42,421 --> 00:23:45,590
‫احتمالش زیاده که
‫دیگه به حالت عادی برنگرده

401
00:23:46,091 --> 00:23:50,094
‫هرگز! دیگه نگم که
‫بقیه‌ی گرگینه‌ها هم شکارم می‌کنن

402
00:23:50,095 --> 00:23:53,639
‫دو روز دیگه ماه کاملـه.
‫چطور می‌خوای جلوش رو بگیری؟

403
00:23:53,640 --> 00:23:57,643
‫با آروم بودن. سعی می‌کنم
‫با علایقم حواسم رو پرت کنم

404
00:23:57,644 --> 00:23:59,478
‫مثل انتخاب لباس واسه مراسم

405
00:23:59,479 --> 00:24:02,031
‫چرا باید واسه مراسمی که نمیری
‫لباس انتخاب کنی؟

406
00:24:02,056 --> 00:24:03,516
‫برونو ازم خواست

407
00:24:03,817 --> 00:24:04,984
‫به عنوان یه دوست

408
00:24:04,985 --> 00:24:07,570
‫کاپری واسه رقص توی مراسم
‫استثنا قائل شد،

409
00:24:07,571 --> 00:24:09,795
‫به شرطی که
‫بعدش خودم رو حبس کنم

410
00:24:12,492 --> 00:24:15,327
‫کاپری گفت لازم نیست تنهایی
‫با مشکلات آلفا شدنم کنار بیام

411
00:24:15,328 --> 00:24:17,407
‫گفت قدرتم از گله‌ام میاد

412
00:24:17,432 --> 00:24:18,881
‫ولی حقیقت اینـه که...

413
00:24:20,167 --> 00:24:22,196
‫گله‌ی من تویی، ونزدی

414
00:24:24,337 --> 00:24:29,009
‫اگه یه‌وقت تبدیل شدم و
‫دیگه نتونستم به حالت اول برگردم،

415
00:24:30,969 --> 00:24:32,596
‫میای پیدام کنی؟

416
00:24:34,514 --> 00:24:36,933
‫واسه شکارت
‫از جون و دل مایه می‌ذارم

417
00:24:39,718 --> 00:24:41,891
‫- ایجکس!
‫- بیانکا تو دردسر افتاده

418
00:24:41,966 --> 00:24:44,093
‫شنیدی گیدیون استرلینگ چی شده؟

419
00:24:44,733 --> 00:24:47,125
‫باورم نمیشه بیانکا درگیر
‫پرونده‌ی جنایی شده بود و

420
00:24:47,150 --> 00:24:48,341
‫همه‌مون بی‌خبر بودیم!

421
00:24:48,366 --> 00:24:49,757
‫حالا مامانش هم گم شده

422
00:24:49,782 --> 00:24:51,224
‫فکر کنم پای دُرت وسط باشه

423
00:24:51,249 --> 00:24:54,033
‫کلانتر سانتیاگو و معاون‌هاش
‫همه‌جای محوطه هستن

424
00:24:54,034 --> 00:24:55,452
‫باید به یکی بگیم!

425
00:24:58,092 --> 00:25:00,807
‫دُرت فکر می‌کنه از ماجرا بی‌خبریم
‫(همچنین: توی تاریکی هستیم)

426
00:25:00,832 --> 00:25:02,813
‫نمی‌دونه که توی تاریکی
‫من تازه جون می‌گیرم

427
00:25:06,713 --> 00:25:07,838
‫ونزدی

428
00:25:07,839 --> 00:25:09,174
‫چه به موقع

429
00:25:10,634 --> 00:25:12,452
‫بیا یه نگاهی به برج جدیدم بنداز

430
00:25:13,178 --> 00:25:16,931
‫این تازه ذره‌ای از کمک‌های
‫بشردوستانه‌ی فرامپـه

431
00:25:16,932 --> 00:25:18,178
‫تو که گفتی
‫تنها کمک خیرخواهانه توی زندگی

432
00:25:18,203 --> 00:25:19,666
‫یه مرگ سریع و بدون درده

433
00:25:19,691 --> 00:25:21,936
‫از اونجایی که خانواده‌ی خودم
‫علاقه‌ی ناچیزی به

434
00:25:21,937 --> 00:25:24,772
‫امپراتوری‌ای که
‫قبر به قبر ساختم دارن،

435
00:25:24,773 --> 00:25:26,988
‫تصمیم گرفتم تمام دستاورد‌هام

436
00:25:27,013 --> 00:25:30,319
‫صرف آموزشِ
‫نسل‌های آینده‌ی طردشدگان بشه

437
00:25:30,320 --> 00:25:32,780
‫باورت میشه ایشون
‫چقدر دست‌ودل‌باز بودن؟

438
00:25:32,781 --> 00:25:34,031
‫نه

439
00:25:34,032 --> 00:25:34,919
‫باورم نمیشه

440
00:25:34,944 --> 00:25:37,743
‫ولی همچنان کلکسیون ماشین‌های
‫کلاسیکت به خودم می‌رسه، مگه نه؟

441
00:25:37,744 --> 00:25:39,876
‫یه قالپاق زنگ‌زده‌ش هم
‫بهت نمیدم، عزیزدلم

442
00:25:39,901 --> 00:25:42,307
‫ما همیشه درمون به
‫روی تو باز بوده، هستر

443
00:25:42,332 --> 00:25:45,870
‫شما خودت واسه عروسی‌مون
‫نیومدی و تمامی دعوت‌نامه‌های

444
00:25:45,895 --> 00:25:47,545
‫دورهمی‌های خانوادگی رو رد کردی

445
00:25:47,546 --> 00:25:49,288
‫دیگه نمی‌خوام
‫در مورد گذشته حرف بزنم

446
00:25:49,313 --> 00:25:51,202
‫فقط آینده برام مهمـه

447
00:25:51,790 --> 00:25:55,984
‫نقشه‌ای که من و مدیر دُرت کشیدیم
‫نورمور رو دوباره احیا می‌کنه

448
00:25:56,019 --> 00:26:00,166
‫مثل ممنوعیت ثبت‌نام
‫طردشدگانی که توانایی ندارن

449
00:26:00,191 --> 00:26:02,410
‫مثل اون شوهر بی‌لیاقتت

450
00:26:02,435 --> 00:26:05,072
‫طردشده بودن یه وضعیت ذهنیـه

451
00:26:05,097 --> 00:26:07,457
‫نه، عزیزم. بدبخت‌بیچاره‌ها
‫این آسمون‌ریسمون‌ها رو می‌بافن

452
00:26:07,482 --> 00:26:08,993
‫تا احساس پیروزی بهشون دست بده

453
00:26:09,018 --> 00:26:12,945
‫بیاید از این خوشحال باشیم که
‫آینده‌ی نورمور تضمین‌شده‌ست

454
00:26:12,946 --> 00:26:14,698
‫یه سلفی دسته‌جمعی بگیریم؟

455
00:26:17,325 --> 00:26:19,536
‫شما...

456
00:26:39,139 --> 00:26:42,308
‫ونزدی. فکر کردم
‫یه مدت تیم رو کنار گذاشتی

457
00:26:42,309 --> 00:26:43,602
‫تعطیلات تمومـه

458
00:26:50,150 --> 00:26:51,192
‫آماده‌ی نبرد!

459
00:27:00,452 --> 00:27:04,163
‫- این ترم اصلاً پیدات نبود
‫- فوق برنامه‌هامون باهم فرق داشتن

460
00:27:04,164 --> 00:27:06,702
‫تو میری کما،
‫من کلاس آکاپلا

461
00:27:06,727 --> 00:27:07,812
‫و مراسمات خیریه

462
00:27:08,668 --> 00:27:11,155
‫جوری پیگیر مراسماتی که
‫انگار زندگیت بهش وابسته‌ست

463
00:27:16,730 --> 00:27:18,698
‫بیشتر زحمت‌ها پای مادرت بود

464
00:27:19,012 --> 00:27:21,305
‫هیچی از چشمش پنهون نمی‌مونه

465
00:27:21,306 --> 00:27:24,606
‫- واقعاً از کار باهاش لذت بردم
‫- حرف از مادرها شد، مادر خودت چطوره؟

466
00:27:25,560 --> 00:27:27,394
‫از تابستون دیگه ندیدمش

467
00:27:27,395 --> 00:27:30,132
‫پس یعنی ندیدیش توی ‫کلاس
کنار محوطه قایم شده بود؟

468
00:27:33,447 --> 00:27:36,163
‫نمی‌دونم ایجکس چی در گوشت خونده،
‫ولی پاتو از زندگی من بکش بیرون!

469
00:27:36,188 --> 00:27:39,024
‫تو پای خانواده‌ام رو وسط کشیدی،
‫پس الان دیگه این کار غیرممکنـه

470
00:27:41,284 --> 00:27:43,535
‫دُرت داره از تو و
‫مادرت اخاذی می‌کنه، مگه نه؟

471
00:27:43,536 --> 00:27:45,330
‫واسه همین
‫مادربزرگم رو افسون کردی

472
00:27:45,914 --> 00:27:49,083
‫چهار سوارِ آخرالزمان
‫باید روی قبرش بتازن

473
00:27:49,084 --> 00:27:51,211
‫تا اون زن بخواد
‫یه پاپاسی به این مدرسه بده

474
00:28:00,553 --> 00:28:03,473
‫فکر کردم مامانم رو
‫از دست ناپدریم خلاص کردم

475
00:28:04,307 --> 00:28:07,606
‫ولی کاشف به عمل اومد که
‫گیدیون فقط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی بود و

476
00:28:08,436 --> 00:28:10,480
‫دُرت پشت تموم این اتفاقاتـه

477
00:28:10,980 --> 00:28:13,316
‫از اولش داشت همه رو بازی می‌داد

478
00:28:15,527 --> 00:28:17,779
‫نقشه کشیده که مال و منالِ
‫مادربزرگت رو بالا بکشه

479
00:28:20,115 --> 00:28:21,741
‫باید می‌اومدی پیش خودم

480
00:28:22,617 --> 00:28:24,987
‫حتی ونزدی آدامز هم
‫نمی‌تونه از این وضع نجاتم بده

481
00:28:25,912 --> 00:28:28,275
‫شرمنده، ولی چاره‌ای نداشتم

482
00:28:29,040 --> 00:28:30,350
‫هنوز هم ندارم

483
00:28:30,375 --> 00:28:32,159
‫این مکالمه و هر چیزی که

484
00:28:32,184 --> 00:28:34,318
‫در مورد مادرم می‌دونی رو
‫فراموش می‌کنی

485
00:28:34,379 --> 00:28:37,172
‫دیگه به هیچی توی
‫مراسم خیریه مشکوک نمیشی

486
00:28:37,173 --> 00:28:39,717
‫بیخیال این قضیه شو

487
00:28:45,932 --> 00:28:47,517
‫درست حدس زدی

488
00:28:48,017 --> 00:28:51,020
‫- چی گفت؟
‫- دقیقاً همونی که پیش‌بینی کردی

489
00:28:51,521 --> 00:28:55,859
‫بیانکا اعتراف کرد که دُرت و
‫یه گیدیون‌نامی دارن ازش اخاذی می‌کنن

490
00:28:56,335 --> 00:29:00,672
‫- بعدش افسونم کرد که فراموش کنم
‫- واقعاً تیم خوبی می‌شیم، مگه نه؟

491
00:29:00,697 --> 00:29:02,364
‫خودت رو نشون بده، اگنس

492
00:29:04,784 --> 00:29:06,676
‫حالا که پیش‌آگاهیت عوض شده و

493
00:29:06,701 --> 00:29:08,611
‫ایند قرار نیست بمیره،

494
00:29:08,799 --> 00:29:10,463
‫می‌دونستم واسه این که
‫دوست صمیمیت بشم،

495
00:29:10,488 --> 00:29:11,986
‫باید یه خودی نشون بدم

496
00:29:13,001 --> 00:29:15,063
‫با حمله‌ور شدن به کمد لباس‌هام؟

497
00:29:16,337 --> 00:29:18,380
‫واسه تو این کارو کردم

498
00:29:18,381 --> 00:29:20,571
‫خواستم نشون بدم که
‫چقدر برام مهمی

499
00:29:20,596 --> 00:29:21,805
‫گند زدی!

500
00:29:28,727 --> 00:29:31,366
‫« بازار کشاورزان جریکو »

501
00:29:31,436 --> 00:29:33,687
‫این خیلی مهمـه، آیزاک

502
00:29:33,688 --> 00:29:35,148
‫خودم می‌دونم

503
00:29:35,899 --> 00:29:36,958
‫می‌دونم

504
00:29:37,442 --> 00:29:39,819
‫- بیا بی گدار به آب نزنیم
‫- مامان

505
00:29:40,528 --> 00:29:42,279
‫- هی، عزیزم
‫- زنده‌ای!

506
00:29:42,280 --> 00:29:45,324
‫- آره. به لطف تو
‫- چندین ساعت بی‌هوش بودی

507
00:29:45,325 --> 00:29:46,617
‫باید راه بیفتیم

508
00:29:46,618 --> 00:29:47,951
‫نقشه چیه؟

509
00:29:47,952 --> 00:29:49,536
‫مادرت رو نجات میدیم و

510
00:29:49,537 --> 00:29:52,832
‫کاری می‌کنیم که خانواده‌ی آدامز
‫تقاص گناهان‌شون رو پس بدن

511
00:29:56,586 --> 00:29:58,505
‫برات یه سورپرایز دارم

512
00:30:05,678 --> 00:30:06,679
‫گیدیون

513
00:30:10,433 --> 00:30:12,893
‫مؤسسین مورنینگ سانگ

514
00:30:12,894 --> 00:30:14,479
‫دوباره دورهم جمع شدن

515
00:30:16,147 --> 00:30:19,066
‫فردا وقتی هستر فرامپ
‫از خواب بیدار بشه،

516
00:30:19,067 --> 00:30:22,070
‫تمام ثروتش از دست رفته و
‫ما سوار هواپیمای شخصی خودمونیم

517
00:30:22,570 --> 00:30:23,757
‫زنده‌باد ونزوئلا!

518
00:30:23,782 --> 00:30:25,585
‫بعد از این که زیرآبم رو
‫پیش پلیس‌های فدرال زد،

519
00:30:25,610 --> 00:30:27,093
‫یه لحظه هم پیش این
‫بچه‌ی لوس نمی‌مونم

520
00:30:27,118 --> 00:30:29,076
‫هی، هی. اشتباه همدیگه رو
‫به رخ هم نکشیم

521
00:30:29,077 --> 00:30:30,661
‫همه‌مون اشتباهاتی داشتیم

522
00:30:30,662 --> 00:30:32,871
‫ولی اسم و عکس منـه که
‫تیتر یک روزنامه‌ها شده

523
00:30:32,872 --> 00:30:36,597
‫بهت گفتم جایی نرو،
‫ولی تصمیم گرفتی فرار کنی

524
00:30:36,622 --> 00:30:39,834
‫فکر کنم بدونم چرا
‫اسمت رو از نمایش خط زدن

525
00:30:39,859 --> 00:30:41,110
‫چون طبق نمایش‌نامه پیش نرفتی و

526
00:30:41,135 --> 00:30:42,176
‫بذار روراست باشیم،

527
00:30:42,201 --> 00:30:44,633
‫مهارت‌های بداهه‌پردازیت
‫اونقدرها تعریفی ندارن

528
00:30:44,634 --> 00:30:47,135
‫اون موقعی که داشتم
‫روحم رو بهت می‌فروختم و

529
00:30:47,136 --> 00:30:49,196
‫مزخرفات عصر جدید
‫مورنینگ سانگ رو

530
00:30:49,221 --> 00:30:51,401
‫واسه ۱۵ سال اخیر تبلیغ می‌کردم
‫که تو پولدار شی، صدات درنمی‌اومد

531
00:30:51,426 --> 00:30:54,220
‫اگه بخوای زیرآبم رو پیش پلیس‌ها بزنی،
‫تو هم با خودم پایین می‌کشم

532
00:30:55,242 --> 00:30:58,480
‫رفیق، مگه من همیشه هوات رو نداشتم؟

533
00:30:58,505 --> 00:30:59,914
‫آروم باش

534
00:31:00,014 --> 00:31:02,836
‫با گابریل برو توی آپارتمانم منتظر باش

535
00:31:02,861 --> 00:31:05,196
‫به فکر شروع تازه‌ای باش که
‫قراره گیرت بیاد

536
00:31:05,780 --> 00:31:07,699
‫شعار مورنینگ سانگ‌مون رو یادتـه؟

537
00:31:08,283 --> 00:31:10,159
‫هر سپیده‌دم، نویدبخش روز جدیدیـه

538
00:31:11,035 --> 00:31:12,960
‫من فقط پولم رو می‌خوام، بری

539
00:31:12,985 --> 00:31:14,707
‫بعدش کنار می‌کشم،
‫واسه همیشه

540
00:31:14,732 --> 00:31:16,816
‫دیگه کاری با شما عجیب‌الخلقه‌ها ندارم

541
00:31:18,668 --> 00:31:21,044
‫آرنولد، اگه به خاطر من نبود،

542
00:31:21,045 --> 00:31:24,807
‫تو هنوز داشتی توی تیکی تیلز
‫مای‌تای‌های بدردنخورت رو درست می‌کردی

543
00:31:24,832 --> 00:31:26,709
‫من روحم رو بهت دادم

544
00:31:27,385 --> 00:31:28,717
‫پولم رو پس بده

545
00:31:35,090 --> 00:31:38,218
‫می‌دونی چرا ونیسی‌ها
‫مراسمات بالماسکه داشتن؟

546
00:31:38,730 --> 00:31:42,859
‫تا به دور از قضاوت،
‫از پنهان کردن هویت‌شون لذت ببرن

547
00:31:43,693 --> 00:31:45,361
‫نقاب به چهره می‌زدن و

548
00:31:45,987 --> 00:31:47,697
‫با این کار،

549
00:31:48,332 --> 00:31:50,504
‫چهره‌ی واقعی‌شون رو نمایان می‌کردن

550
00:31:51,409 --> 00:31:53,016
‫تهش می‌خوای به چی برسی، بری؟

551
00:31:53,870 --> 00:31:57,873
‫یکی از چیزهایی که توی دوره‌ی کوتاه
‫مدیریتم تو نورمور یاد گرفتم،

552
00:31:57,874 --> 00:31:59,470
‫غرور طردشده‌گانـه

553
00:32:00,232 --> 00:32:02,163
‫می‌تونم دست به هر کاری بزنم

554
00:32:02,670 --> 00:32:04,171
‫پس امشب،

555
00:32:04,172 --> 00:32:05,965
‫نقابم رو برمی‌دارم

556
00:32:07,133 --> 00:32:08,246
‫در واقع،

557
00:32:09,218 --> 00:32:10,761
‫می‌سوزونمش و

558
00:32:11,137 --> 00:32:13,097
‫از نو شروع می‌کنم

559
00:32:34,096 --> 00:32:35,097
‫اِی داد

560
00:32:36,204 --> 00:32:38,249
‫نوبت توئـه که بدرخشی

561
00:32:42,064 --> 00:32:47,064
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

562
00:33:07,026 --> 00:33:08,860
‫ارزش این انتظار رو داشت، عزیزم؟

563
00:33:08,861 --> 00:33:10,570
‫زیباست، عزیزدلم

564
00:33:10,571 --> 00:33:12,615
‫سنگ‌تموم گذاشتی

565
00:33:36,222 --> 00:33:39,222
‫♪ Mozart - The Abduction from the Seraglio ♪

566
00:34:11,591 --> 00:34:14,885
‫شب‌تون بخیر، خانواده‌ی آدامز

567
00:34:15,065 --> 00:34:18,235
‫مادرتون مراسم شروع نشده
‫گل سرسبدمون شدن

568
00:34:19,974 --> 00:34:21,866
‫من اعضای هیئت‌مدیره رو اخراج و

569
00:34:21,891 --> 00:34:24,342
‫تنبیه بدنی رو
‫به سیستم آموزشی برمی‌گردونم

570
00:34:26,898 --> 00:34:29,317
‫بله، کلی حرف واسه گفتن هست

571
00:34:29,901 --> 00:34:32,904
‫- خیلی‌خب، بفرمایید. ببخشید
‫- ونزدی کجاست؟

572
00:34:33,404 --> 00:34:35,947
‫در حال حاضر
‫خیلی باهم صحبت نمی‌کنیم

573
00:34:35,948 --> 00:34:38,325
‫بالاخره فهمیدی چه حسی داره، مورتیشا

574
00:34:38,326 --> 00:34:41,478
‫این که پاره‌ی تنت
‫ازت متنفر باشه

575
00:34:41,503 --> 00:34:43,505
‫گمونم این وجه اشتراک‌مونـه

576
00:34:44,451 --> 00:34:45,536
‫ونزدی هم اومد

577
00:34:47,543 --> 00:34:48,877
‫ما رو باش

578
00:34:48,878 --> 00:34:51,320
‫چه خانواده‌ی بزرگ و فلک‌زده‌ای

579
00:34:55,810 --> 00:34:58,220
‫خاطرجمع میشم که
‫پیش خودم بشینی

580
00:34:58,221 --> 00:35:01,808
‫چون می‌خوام نظرت در مورد
‫معلم‌هایی که قراره اخراج بشن رو بدونم

581
00:35:09,745 --> 00:35:11,289
‫حتماً امتحان کنید

582
00:35:13,820 --> 00:35:17,078
‫ - ونزدی! تعجب کردم اومدی
‫- دُرت مادرت رو کجا قایم کرده؟

583
00:35:17,824 --> 00:35:19,825
‫- چطوری...
‫- اگه می‌خوای جلوی دُرت رو بگیری،

584
00:35:19,826 --> 00:35:21,090
‫باید بهم اعتماد کنی

585
00:35:21,661 --> 00:35:22,787
‫مامانت کجاست؟

586
00:35:25,456 --> 00:35:26,540
‫می‌گفتم...

587
00:35:29,460 --> 00:35:30,920
‫توی آپارتمانش

588
00:35:40,263 --> 00:35:43,028
‫مشخصاً فرسنگ‌ها با
‫اولین قرار عاشقانه‌مون فاصله داره

589
00:35:43,053 --> 00:35:45,114
‫منظورت بدون چاقو و زنجیره؟

590
00:35:46,435 --> 00:35:48,938
‫- این هم قرار حساب نمیشه
‫- البته که نه

591
00:35:50,731 --> 00:35:51,732
‫برونو؟

592
00:35:52,984 --> 00:35:55,825
‫سوفیا؟ باورم نمیشه.
‫تو... تو چطوری اومدی؟

593
00:35:55,850 --> 00:35:58,144
‫گمونم با پرواز شبونه از مانیل اومد

594
00:35:58,364 --> 00:36:00,491
‫به محض این که
‫بهش گفتی همه‌چی تمومـه

595
00:36:01,284 --> 00:36:04,589
‫تو باید ایند باشی.
‫نمی‌خوام آبروریزی بشه

596
00:36:04,614 --> 00:36:05,923
‫خیالت راحت

597
00:36:07,039 --> 00:36:08,991
‫من آدم بده‌ی این داستان نمیشم

598
00:36:10,212 --> 00:36:13,530
‫گمونم چون نمی‌تونستم از گذشته دل بکنم
‫دلم می‌خواست رابطه‌مون به نتیجه برسه

599
00:36:14,005 --> 00:36:15,715
‫ولی الان دیگه وارد مسیر جدیدی شدم

600
00:36:17,300 --> 00:36:19,665
‫- مسیری که باید تنهایی توش قدم بردارم
‫- ایند، من...

601
00:36:21,151 --> 00:36:22,819
‫در ضمن، لباست محشره

602
00:36:34,446 --> 00:36:35,447
‫اگنس؟

603
00:36:36,211 --> 00:36:39,194
‫حتی توی صحنه‌ی جرم هم
‫نه آرامش دارم نه خلوت

604
00:36:40,489 --> 00:36:41,489
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

605
00:36:41,514 --> 00:36:44,017
‫ونزدی منو شست و پهن کرد

606
00:36:44,589 --> 00:36:47,255
‫تبریک میگم. تو بردی

607
00:36:47,538 --> 00:36:50,582
‫فکر می‌کردم من همه‌ی اون چیزی‌ام که
‫اون از یه دوست صمیمی می‌خواد

608
00:36:50,583 --> 00:36:53,251
‫یکی که نیش و کنایه می‌زنه

609
00:36:53,252 --> 00:36:55,964
‫با همون ظاهر مشکیِ نئوگاتیک

610
00:36:56,315 --> 00:36:57,857
‫یه آدم وظیفه‌محور که
‫آماده‌ی ردگیریـه و

611
00:36:57,882 --> 00:36:59,883
‫توی پیگیری و حل پرونده

612
00:36:59,884 --> 00:37:02,637
‫حاضره از جونش بگذره

613
00:37:04,772 --> 00:37:07,965
‫ولی معلوم شد کاملاً اشتباه می‌کردم

614
00:37:10,102 --> 00:37:13,063
‫واسه این دنیا
‫یه‌دونه ونزدی آدامز کافیـه

615
00:37:13,330 --> 00:37:15,208
‫اگه از این که
‫به چشم نمیای خسته شدی،

616
00:37:15,233 --> 00:37:17,984
‫اینقدر نقاب آدم‌های دیگه رو نزن

617
00:37:17,985 --> 00:37:20,070
‫همون اگنسِ روانیِ همیشگی باش

618
00:37:20,071 --> 00:37:22,310
‫باور کن، توش می‌ترکونی

619
00:37:31,916 --> 00:37:33,439
‫پس رقص دونفره‌ت چی میشه؟

620
00:37:33,464 --> 00:37:37,087
‫خب، توی گروهِ گله‌مون همه دارن
‫در مورد من و برونو صبحت می‌کنن و

621
00:37:37,088 --> 00:37:40,048
‫من هم دلم نمی‌خواد
‫توی مراسم تنها باشم، پس...

622
00:37:40,049 --> 00:37:42,964
‫- من باهات می‌رقصم
‫- تو که رقص‌نگاریم رو بلد نیستی

623
00:37:45,805 --> 00:37:48,206
‫مگه این که
‫توی تمرینات منو می‌پاییدی!

624
00:38:00,629 --> 00:38:02,636
‫مورتیشا، همون بهتر که

625
00:38:02,661 --> 00:38:05,049
‫توی کسب و کار خانوادگی
‫پا جای پای من نذاشتی

626
00:38:05,200 --> 00:38:08,370
‫حتی مراسمات خاکسپاری‌ای که رفتم
‫پر جنب و جوش‌تر از این بود

627
00:38:09,537 --> 00:38:12,706
‫قراره با رقص دانش‌آموزی
‫مراسم رو گرم کنیم

628
00:38:12,707 --> 00:38:15,750
‫بعد شما رو صدا می‌کنیم تا
‫فرمایشات مختصری داشته باشید و

629
00:38:15,751 --> 00:38:20,089
‫نهایتاً شما رو فی‌الفور به دفترم می‌برم
‫تا ترتیب کاغذبازی‌های بی‌خود رو بدیم

630
00:38:34,979 --> 00:38:37,522
‫شب‌پره‌هات هنوز نفهمیدن
‫اسلرپ کجاست؟

631
00:38:37,523 --> 00:38:40,776
‫نه. تو چرا پیش خانواده‌ت نیستی؟

632
00:38:41,777 --> 00:38:43,904
‫فکر نکنم حتی
‫متوجه‌ی نبودم شده باشن

633
00:39:11,008 --> 00:39:12,074
‫ایجکس!

634
00:39:12,099 --> 00:39:14,434
‫نگران نباش،
‫دُرت دیگه نمی‌تونه اذیتت کنه

635
00:39:14,435 --> 00:39:16,270
‫یالا، چیزی تا شروع نمایش نمونده

636
00:39:22,669 --> 00:39:25,338
‫- مامان بیانکا رو پیدا کردی؟
‫- پیش ایجکسـه

637
00:39:25,363 --> 00:39:27,823
‫اگه قراره جلوی دُرت رو بگیریم،
‫به کمک بیشتری نیاز داریم

638
00:39:28,699 --> 00:39:30,309
‫این شامل تو هم میشه، اگنس

639
00:39:30,485 --> 00:39:32,785
‫می‌دونم هنوز اینجایی

640
00:39:36,082 --> 00:39:37,861
‫چه عجب،
‫یه ابتکاری به خرج دادی

641
00:39:38,167 --> 00:39:40,641
‫دیگه برام مهم نیست
‫چه فکری در موردم می‌کنی

642
00:39:40,981 --> 00:39:42,161
‫خوبه

643
00:39:43,464 --> 00:39:44,590
‫نقشه چیه؟

644
00:39:45,937 --> 00:39:49,437
‫♪ Lady Gaga - The Dead Dance ♪

645
00:39:58,729 --> 00:40:00,106
‫باریکلا!

646
00:41:17,600 --> 00:41:18,700
‫واو!

647
00:42:25,525 --> 00:42:28,422
‫واو! حالا چی میگی؟

648
00:42:37,346 --> 00:42:38,931
‫هی، یوهو!

649
00:42:41,976 --> 00:42:44,561
‫اسم من بیانکا بارکلیـه و

650
00:42:44,562 --> 00:42:46,854
‫وظیفه‌ی هماهنگی مراسم
‫دانش‌آموزی رو به عهده دارم

651
00:42:46,948 --> 00:42:48,742
‫باریکلا، بیانکا!

652
00:42:54,947 --> 00:42:57,949
‫امشب فقط به لطف
‫تلاش‌های خستگی‌ناپذیرِ

653
00:42:57,950 --> 00:43:00,243
‫دو طردشده‌ی خیلی خاص، ممکن شد،

654
00:43:00,244 --> 00:43:03,246
‫برگزارکننده‌ی جشن،
‫مورتیشا آدامز و

655
00:43:03,247 --> 00:43:06,375
‫مدیر مدرسه‌ی خودمون،
‫جناب دُرت

656
00:43:09,461 --> 00:43:11,338
‫خواهش می‌کنم تشریف بیارید

657
00:43:15,884 --> 00:43:17,511
‫اوه!

658
00:43:19,542 --> 00:43:21,626
‫قبل از اینکه
‫مهمان ویژه‌مون رو معرفی کنم،

659
00:43:22,941 --> 00:43:24,443
‫مدیر دُرت...

660
00:43:26,977 --> 00:43:28,327
‫لطفاً...

661
00:43:28,606 --> 00:43:32,438
‫مو به مو به همه بگید که
‫این مراسم چطور برگزار شد

662
00:43:32,901 --> 00:43:37,132
‫...مو به مو به همه بگید که
‫این مراسم چطور برگزار شد...

663
00:43:45,873 --> 00:43:47,468
‫زمانی شروع شد که من...

664
00:43:49,293 --> 00:43:53,838
‫به بیانکا بارکلی دستور دادم
‫مورتیشا آدامز رو افسون کنه

665
00:43:53,839 --> 00:43:57,035
‫تا خانم آدامز از مادرشون بخوان تا
‫کمک بزرگی به مراسم خیریه بکنن

666
00:44:02,681 --> 00:44:04,224
‫و وقتی تیرم به سنگ خورد،

667
00:44:04,975 --> 00:44:07,226
‫مادر بیانکا رو گروگان گرفتم

668
00:44:07,227 --> 00:44:10,317
‫تا وادارش کنم که
‫هستر فرامپ رو افسون کنه

669
00:44:10,342 --> 00:44:12,594
‫تا مبلغ هنگفتی رو اهدا کنه

670
00:44:13,484 --> 00:44:15,319
‫مگه زده به سرت؟

671
00:44:16,654 --> 00:44:18,320
‫همچنین، به گیدیون،

672
00:44:18,345 --> 00:44:20,507
‫آلت دست خودم توی
‫مورنینگ سانگ قول دادم که

673
00:44:20,532 --> 00:44:22,492
‫این پول رو باهاش تقسیم کنم

674
00:44:22,493 --> 00:44:24,611
‫ولی من خوش ندارم
‫چیزی رو با کسی سهیم شم

675
00:44:25,829 --> 00:44:28,247
‫بنابراین، اون الان
‫خاکسترش توی شومینه‌مـه و

676
00:44:28,248 --> 00:44:30,099
‫همه‌ی پول‌ها رو هم خودم به جیب می‌زنم

677
00:44:36,256 --> 00:44:37,257
‫اِی داد

678
00:44:38,823 --> 00:44:39,936
‫خیلی‌خب!

679
00:44:42,721 --> 00:44:45,557
‫یا من از اینجا میرم،
‫یا این سیرنه کباب میشه!

680
00:44:48,102 --> 00:44:50,357
‫برید عقب! جلو نیاید!

681
00:44:50,896 --> 00:44:51,980
‫شوخی ندارم!

682
00:45:01,023 --> 00:45:02,024
‫دُرت!

683
00:45:27,391 --> 00:45:28,844
‫دست مریزاد!

684
00:45:30,811 --> 00:45:33,313
‫به این میگن اوج هیجان!

685
00:45:38,193 --> 00:45:40,943
‫نمی‌دونم چطور
‫افسونم روت اثر نذاشت،

686
00:45:41,050 --> 00:45:42,331
‫ولی ازت ممنونم

687
00:45:42,356 --> 00:45:44,483
‫من اونی نیستم که
‫باید ازش تشکر کنی

688
00:45:49,830 --> 00:45:51,915
‫مدیونتم، ایجکس

689
00:45:55,591 --> 00:45:57,928
‫نمی‌دونم تحت‌تأثیر قرار دادیش
‫یا تحت چلچراغ

690
00:46:00,048 --> 00:46:03,384
‫دارم لحظه‌شماری می‌کنم که
‫امسال تابستون پیش خودم باشی

691
00:46:03,385 --> 00:46:06,971
‫بهونه‌ای میشه که خفاش‌ها رو
‫از اتاق میهمان بیرون کنم

692
00:46:06,972 --> 00:46:08,912
‫بعد از اون صحبت‌های
‫نفرت‌انگیزت در مورد پدرم،

693
00:46:08,937 --> 00:46:10,826
‫برنامه‌هام رو کنسل می‌کنم

694
00:46:10,851 --> 00:46:12,352
‫تواناییم رو از دست دادم

695
00:46:12,978 --> 00:46:14,979
‫این یعنی من هم به چشم
‫یه طردشده نمی‌بینی؟

696
00:46:14,980 --> 00:46:17,899
‫مسخره نباش.
‫این فقط یه دوره‌ی گذراست

697
00:46:17,900 --> 00:46:20,276
‫پدرم عادت‌های آزاردهنده‌ی زیادی داره

698
00:46:20,277 --> 00:46:22,946
‫ولی وقتی پای یه طردشده وسط باشه،
‫کسی به گرد پاش هم نمی‌رسه

699
00:46:23,447 --> 00:46:25,266
‫اگه می‌خوای به پیشنهادت فکر کنم،

700
00:46:25,291 --> 00:46:27,463
‫باید به افتخارش،

701
00:46:27,488 --> 00:46:29,680
‫یه کمک مالی درخور به نِورمور بکنی

702
00:46:30,662 --> 00:46:32,635
‫نکنه به اخاذی عاطفی متوسل شدی؟

703
00:46:32,660 --> 00:46:34,620
‫عاطفه رو شوهر دادن رفت

704
00:46:35,059 --> 00:46:36,602
‫این یه اخاذی ساده‌ست

705
00:46:39,672 --> 00:46:41,031
‫قبولـه

706
00:46:41,181 --> 00:46:43,090
‫فقط خودت می‌تونی مراسمی به پا کنی که

707
00:46:43,091 --> 00:46:47,136
‫با یه قتل آتشین شروع و
‫با تکه‌تکه شدن یه آدم تموم بشه

708
00:46:47,137 --> 00:46:49,305
‫- آفرین، عزیزم
‫- یعنی ناراحت نیستی؟

709
00:46:49,306 --> 00:46:51,307
‫همین که نزدیک بود
‫تمام ثروتم از چنگم دربیاد

710
00:46:51,308 --> 00:46:53,976
‫هیجان‌انگیزترین چیزی بود که
‫تو این سال‌ها تجربه کردم

711
00:46:53,977 --> 00:46:55,813
‫راستش، احساس سرزندگی می‌کنم

712
00:47:11,787 --> 00:47:14,121
‫ونزدی! آیزاک... اون اینجاست

713
00:47:14,122 --> 00:47:16,333
‫- کجا؟
‫- توی قبرستون نورمور

714
00:47:17,709 --> 00:47:18,710
‫پاگزلی

715
00:47:19,488 --> 00:47:20,925
‫پاگزلی کجاست؟

716
00:47:41,149 --> 00:47:42,860
‫سلام، دوست قدیمی

717
00:47:45,137 --> 00:47:46,258
‫اسلرپ؟

718
00:47:46,839 --> 00:47:48,117
‫خودتی؟

719
00:47:55,706 --> 00:47:56,790
‫پاگزلی،

720
00:47:58,500 --> 00:48:00,277
‫شرمنده که این رو میگم، ولی...

721
00:48:02,170 --> 00:48:03,547
‫به کمکت نیاز دارم

722
00:48:13,223 --> 00:48:14,265
‫پاگزلی!

723
00:48:17,811 --> 00:48:18,854
‫پاگزلی؟

724
00:48:21,523 --> 00:48:22,524
‫پاگزلی!

725
00:48:22,548 --> 00:48:32,548
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

726
00:48:32,572 --> 00:48:42,572
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

