﻿1
00:00:01,600 --> 00:00:03,450
‫سورشا.

2
00:00:03,540 --> 00:00:05,000
‫گیل‌ها...

3
00:00:06,700 --> 00:00:07,700
‫دارن میان.

4
00:00:08,870 --> 00:00:09,870
‫ویلو.

5
00:00:09,870 --> 00:00:11,410
‫«آنچه در ویلو گذشت»

6
00:00:11,410 --> 00:00:14,580
‫شاهزاده گریدون فردا با دخترم،
‫کیت، ازدواج می‌کنه.

7
00:00:14,660 --> 00:00:16,910
‫بالاخره تیر آسلین و گالادورن رو متحد کرده...

8
00:00:17,000 --> 00:00:20,830
‫و تا روز بازگشت شهبانوی راستین‌مون،
‫الورا دانان، از سرزمین‌مون دفاع کنن.

9
00:00:38,660 --> 00:00:40,370
‫اریک؟ کجایی؟

10
00:00:40,450 --> 00:00:41,500
‫دزدیدنش.

11
00:00:41,580 --> 00:00:42,830
‫دنبال خودش بودن.

12
00:00:43,950 --> 00:00:46,040
‫بهتره برم غرب و دنبال اریک بگردم.

13
00:00:46,120 --> 00:00:48,410
‫باید ساحری با خودتون ببرین.

14
00:00:48,500 --> 00:00:51,500
‫یه حسی بهم می‌گه خودش منتظرتونه.

15
00:00:52,620 --> 00:00:53,660
‫ویلو تویی؟

16
00:00:53,750 --> 00:00:54,910
‫برادرت زنده‌س.

17
00:00:55,000 --> 00:00:57,120
‫عجوزه پیر که ساکن شهر باستانی...

18
00:00:57,200 --> 00:01:00,660
‫اون طرف دریای متلاطمه، اسیرش کرده.

19
00:01:00,750 --> 00:01:02,290
‫همه نقشه‌ها به اونجا ختم میشن.

20
00:01:02,370 --> 00:01:04,700
‫باید بریم همون‌جا.
‫باید وارد دنیای ناشناخته بشیم.

21
00:01:08,660 --> 00:01:10,950
‫خیلی از دیدنت خوشحالم الورا.

22
00:01:13,120 --> 00:01:20,120
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

23
00:01:22,700 --> 00:01:30,720
‫[ویلو]

24
00:01:30,720 --> 00:01:34,020
‫[فصل دوم - آلدوین کبیر]

25
00:01:34,044 --> 00:01:42,044
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

26
00:01:42,045 --> 00:01:47,045
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

27
00:01:47,370 --> 00:01:48,450
‫حالت چطوره؟

28
00:01:49,870 --> 00:01:51,250
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم.

29
00:01:51,330 --> 00:01:54,410
‫یه خوابی دیدم
‫و خبر داشتم.

30
00:01:54,500 --> 00:01:57,750
‫اگه اوضاع رو تغییر ندیم
‫این اتفاق می‌افته.

31
00:01:58,410 --> 00:01:59,830
‫واسه همینه که برگشتم.

32
00:02:00,500 --> 00:02:02,580
‫- چون زمانش رسیده.
‫- زمان چی؟

33
00:02:02,660 --> 00:02:04,370
‫دشمن حقیقی‌مون هنوز آزدانه داره می‌چرخه،

34
00:02:04,450 --> 00:02:07,080
‫و تنها چیزی که جلوش رو گرفته،
‫الوراس.

35
00:02:07,910 --> 00:02:09,370
‫وقتش رسیده تا یادگیری رو شروع کنه.

36
00:02:09,450 --> 00:02:11,000
‫اما اون هنوز بچه‌س.

37
00:02:11,080 --> 00:02:12,500
‫بچه‌ای با قدرت بی‌کران.

38
00:02:12,580 --> 00:02:14,000
‫خودت که دیدی.

39
00:02:14,080 --> 00:02:16,160
‫اما اگه آموزش داده نشه،
‫از بین میره،

40
00:02:16,250 --> 00:02:18,760
‫مثل هرچیزی که اگه
‫تغذیه مناسبی نداشته باشه، از بین میره،

41
00:02:18,760 --> 00:02:21,450
‫تا موقعی که مثل بقیه،
‫از پس هیچ جادویی بر نیاد.

42
00:02:22,370 --> 00:02:25,080
‫خیلی‌خب.
‫خدماتش کافی نبوده؟

43
00:02:25,660 --> 00:02:29,000
‫لیاقت یه زندگی بدون بار مسئولیت رو نداره؟

44
00:02:29,580 --> 00:02:31,830
‫راه‌های دیگه‌ای هم هست
‫که بتونیم از خودمون دفاع کنیم.

45
00:02:31,830 --> 00:02:35,080
‫هیچ دیواره‌ای به اندازه کافی قوی نیست
‫که بتونه دشمن رو تا ابد دور نگه داره.

46
00:02:35,080 --> 00:02:36,000
‫می‌دونم.

47
00:02:38,410 --> 00:02:39,540
‫می‌دونم.

48
00:02:42,580 --> 00:02:44,750
‫برای همین مادمارتیگان رو فرستادم دنبالش.

49
00:02:46,160 --> 00:02:51,500
‫توی طومارهای باستانی، یه سرنخ از
‫محل نگهداری «زره کایمریایی» پیدا کردم.

50
00:02:52,580 --> 00:02:55,360
‫نه ماه پیش با ملازمش عازم سفر شد.

51
00:02:55,950 --> 00:02:58,260
‫اما از اون موقع تاحالا
‫دیگه هیچ خبری ازش نشده.

52
00:03:00,620 --> 00:03:02,700
‫می‌ترسم که باعث مرگش شده باشم.

53
00:03:02,790 --> 00:03:05,700
‫مرگ باعث نمیشه که مدز دیگه نیاد‌ سراغت،

54
00:03:05,790 --> 00:03:07,930
‫فقط یکم زمانش رو به تاخیر می‌ندازه.

55
00:03:08,620 --> 00:03:11,660
‫اما سورشا، هیچ سلاحی نمی‌تونه
‫جلوی اون عجوزه رو بگیره.

56
00:03:11,750 --> 00:03:13,540
‫فقط الورا از پسش برمیاد.

57
00:03:13,620 --> 00:03:15,040
‫رازیل مُرده.

58
00:03:16,620 --> 00:03:17,950
‫شرلیندریا هم همینطور.

59
00:03:19,370 --> 00:03:21,160
‫هیشکی نمونده که بتونه حتی...

60
00:03:21,250 --> 00:03:22,250
‫خودم یادش میدم.

61
00:03:22,600 --> 00:03:24,160
‫حالا دیگه آلدوین کبیرم.

62
00:03:24,250 --> 00:03:28,000
‫شدم همونی که رازیل همیشه می‌گفت میشم،
‫یه جادوگر اعظم.

63
00:03:33,580 --> 00:03:35,040
‫دوست عزیزم.

64
00:03:37,540 --> 00:03:43,410
‫تو شجا‌ع‌ترین و پاک‌دل‌ترین کسی هستی
‫که تاحالا دیدم و شناختم.

65
00:03:44,080 --> 00:03:45,700
‫اما نه یه جادوگر اعظم.

66
00:03:48,740 --> 00:03:50,950
‫هیچوقت هم نمیشی.

67
00:03:58,620 --> 00:03:59,830
‫ویلو.

68
00:04:05,370 --> 00:04:07,200
‫بس کن سایلاس.

69
00:04:07,290 --> 00:04:09,790
‫اما چطور ممکنه؟
‫اون الورا دانانه.

70
00:04:09,870 --> 00:04:13,160
‫- وایسا ببینم.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

71
00:04:13,250 --> 00:04:15,410
‫فقط وقتی یه دختر کوچولو بود
‫اون رو دیده بودی.

72
00:04:15,500 --> 00:04:16,500
‫مگه اینکه...

73
00:04:16,580 --> 00:04:18,290
‫ممکنه باشه.
‫اون نشان رو داره.

74
00:04:21,660 --> 00:04:24,080
‫پس تو الورا دانانی، آره؟

75
00:04:24,450 --> 00:04:25,450
‫هان؟

76
00:04:26,080 --> 00:04:27,370
‫گفتم تو الورا دانانی...

77
00:04:27,450 --> 00:04:30,580
‫خب دیگه، نباید هیجان‌زده بشیم.
‫هنوز از چیزی مطمئن نیستیم.

78
00:04:30,660 --> 00:04:31,660
‫اینجا امن نیست.

79
00:04:31,750 --> 00:04:32,910
‫بیاین دنبالم.

80
00:04:43,200 --> 00:04:44,830
‫اینجا خونه‌ی ماس.

81
00:04:51,290 --> 00:04:53,160
‫آره،‌ منم از دیدنت خوشحال شدم.

82
00:04:53,250 --> 00:04:54,500
‫نه، راستش...

83
00:04:54,580 --> 00:04:55,580
‫دا؟

84
00:04:55,660 --> 00:04:57,450
‫چیزی نیست.
‫الورا دانانه.

85
00:05:02,330 --> 00:05:03,750
‫معلومه که الورا دانانه!

86
00:05:06,660 --> 00:05:09,410
‫تو الورا دانانی.

87
00:05:09,500 --> 00:05:11,160
‫اه...

88
00:05:11,250 --> 00:05:13,950
‫- ایشون دخترم میمزه..
‫- خوشوقتم.

89
00:05:15,330 --> 00:05:17,700
‫- آروم باش. نه.
‫- باورم نمیشه...

90
00:05:17,790 --> 00:05:19,500
‫باورم نمیشه...
‫وایسا ببینم.

91
00:05:20,330 --> 00:05:22,790
‫من رو یادت نمیاد، مگه نه؟

92
00:05:23,330 --> 00:05:24,540
‫ام...

93
00:05:25,330 --> 00:05:27,040
‫من بودم که پیدات کردم.

94
00:05:28,250 --> 00:05:30,540
‫راستش به همراه برادرم، رانون.

95
00:05:31,370 --> 00:05:33,600
‫بهترین کاری بود که تاحالا انجام دادم.

96
00:05:33,600 --> 00:05:38,750
‫تو هم خوشگل‌ترین بچه‌غول بودی.

97
00:05:39,950 --> 00:05:41,000
‫هنوز هم هستی.

98
00:05:41,620 --> 00:05:42,830
‫خوشگلی.

99
00:05:42,910 --> 00:05:44,080
‫اما نه بچه.

100
00:05:44,660 --> 00:05:46,250
‫تو هم خوشگلی.

101
00:05:48,160 --> 00:05:49,370
‫ممنون.

102
00:05:50,700 --> 00:05:52,620
‫- می‌خوای بشینی؟
‫- حتماً. خیلی‌خب.

103
00:05:52,700 --> 00:05:55,120
‫- بشین. راحت باش.
‫- باشه. ممنون.

104
00:05:55,200 --> 00:05:57,700
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. راحتش بذارین.
‫آروم باشین.

105
00:05:58,760 --> 00:06:00,160
‫می‌تونی رویا ببینی؟

106
00:06:00,250 --> 00:06:01,830
‫- رویا ببینم؟
‫- آره.

107
00:06:02,580 --> 00:06:03,580
‫حالت خوبه؟

108
00:06:05,500 --> 00:06:09,500
‫انگار یکم... بی‌قراری.

109
00:06:09,580 --> 00:06:12,700
‫اریک اون طرف دریای متلاطمه.

110
00:06:12,790 --> 00:06:16,080
‫نمی‌دونیم که دارن چیکارش می‌کنن
‫یا چقدر وقت براش مونده.

111
00:06:16,160 --> 00:06:19,500
‫فعلاً اصلا حال و حوصله‌ی یادگرفتن
‫درمورد فرهنگ نلوین رو ندارم.

112
00:06:26,200 --> 00:06:29,290
‫توجه کنید!
‫توجه کنید!

113
00:06:29,370 --> 00:06:32,290
‫بشینین دیگه بچه‌ها.

114
00:06:32,370 --> 00:06:35,200
‫آلدوین کبیر می‌خواد
‫سخنی با روستایی‌ها داشته باشه.

115
00:06:46,660 --> 00:06:47,660
‫آخ کمرم!

116
00:06:47,750 --> 00:06:48,790
‫دیگه اونقدر هم سنگین نیستم.

117
00:06:49,370 --> 00:06:51,870
‫ممنونم. ممنونم.
‫مچکرم.

118
00:06:53,620 --> 00:06:58,750
‫مردم نیک و شجاع، ما مردم نلوین،
‫ سهم خودمون از بدبختی رو کشیدیم.

119
00:06:59,950 --> 00:07:06,120
‫زجر کشیدیم، فداکاری کردیم، غصه‌دار شدیم،
‫جون کندیم و تاب آوردیم.

120
00:07:07,080 --> 00:07:08,790
‫و این فقط مال آخرهفته‌هاس.

121
00:07:12,040 --> 00:07:14,620
‫گفتم اولش یکم یخ مجلس رو آب کنم.

122
00:07:14,700 --> 00:07:18,250
‫- آره.
‫- با این‌حال، امشب شادی می‌کنیم.

123
00:07:18,910 --> 00:07:22,580
‫به‌خاطر این که، چیزی رو که
‫به عقیده من گمشده بود، پیدا کردیم.

124
00:07:22,660 --> 00:07:24,290
‫الورا دانان اومده به خونه.

125
00:07:24,370 --> 00:07:26,410
‫آره!

126
00:07:28,700 --> 00:07:31,950
‫و حالا حداقل بعضی‌هاتون

127
00:07:32,040 --> 00:07:35,540
‫احتمالاً این سوال براتون پیش اومده
‫که این چه معنایی داره؟

128
00:07:35,620 --> 00:07:42,500
‫و برای گرفتن جواب، میاین سراغ من، آلدوین بزرگ.
‫که حالا جوابش رو بهتون میدم.

129
00:07:43,950 --> 00:07:45,410
‫بیا نزدیک‌تر.

130
00:07:52,450 --> 00:07:54,870
‫- حاضری؟
‫- نمی‌دونم چی تو کَلَته اما...

131
00:07:55,950 --> 00:07:57,910
‫با استخون‌ها مشورت می‌کنم.

132
00:07:58,000 --> 00:07:59,790
‫همم.

133
00:07:59,950 --> 00:08:00,950
‫اوه!

134
00:08:01,790 --> 00:08:02,790
‫اه!

135
00:08:07,450 --> 00:08:08,540
‫آره.

136
00:08:09,080 --> 00:08:11,120
‫اوه!

137
00:08:12,950 --> 00:08:14,120
‫اوه.

138
00:08:18,540 --> 00:08:19,540
‫همم.

139
00:08:19,870 --> 00:08:20,870
‫همم؟

140
00:08:21,750 --> 00:08:23,000
‫جالبه.

141
00:08:24,700 --> 00:08:25,700
‫همم.

142
00:08:28,750 --> 00:08:31,620
‫بین هرچیزی تعادل وجود داره.

143
00:08:32,120 --> 00:08:34,040
‫نور و سایه.

144
00:08:34,120 --> 00:08:35,830
‫خیر و شر.

145
00:08:35,950 --> 00:08:36,950
‫اوه!

146
00:08:37,290 --> 00:08:40,200
‫شیرینی و تندی.

147
00:08:40,290 --> 00:08:43,080
‫وقتی این تعادل بهم بخوره،
‫خود عالم درستش می‌کنه.

148
00:08:43,790 --> 00:08:47,540
‫نفود عجوزه داره زیاد میشه
‫و ما رو مجبور می‌کنه تا قایم شیم.

149
00:08:48,370 --> 00:08:50,500
‫و درست زمانی که
‫داشتیم امیدمون رو از دست می‌دادیم،

150
00:08:50,580 --> 00:08:55,040
‫فرزند پیشگویی برای تحقق سرنوشتش برگشته،

151
00:08:55,120 --> 00:08:59,250
‫با متحد کردن دنیا در برابر دشمن،
‫در جنگ بزرگی که در پیش داریم.

152
00:09:01,790 --> 00:09:03,160
‫کِی؟

153
00:09:04,500 --> 00:09:06,120
‫کارتی، شاگرد من،

154
00:09:06,790 --> 00:09:09,790
‫که برای حمایت‌ بی‌چون و چرا
‫حساب ویژه‌ای روش باز کرده بودم

155
00:09:09,870 --> 00:09:10,870
‫می‌خواد بدونه که کِی؟

156
00:09:11,700 --> 00:09:12,700
‫بزودی.

157
00:09:13,580 --> 00:09:15,660
‫وقتی که تعلیمات الورا تکمیل شه.

158
00:09:18,290 --> 00:09:19,750
‫خب، دیگه کسی سوال نداره؟

159
00:09:19,830 --> 00:09:21,950
‫به نظرت تقریباً چقدر طول می‌کشه؟

160
00:09:22,830 --> 00:09:25,700
‫به گمونم خیلی طول نمی‌کشه...

161
00:09:25,790 --> 00:09:31,970
‫چند هفته، شاید هم کمتر،
‫بستگی داره خودش از قبل چه‌چیزایی بلد باشه.

162
00:09:32,830 --> 00:09:35,200
‫یا بهتره اینطور بگیم که
‫جادو تا چقدر

163
00:09:35,290 --> 00:09:37,950
‫به‌طور طبیعی ازش ساطع میشه...

164
00:09:38,040 --> 00:09:40,370
‫که به‌ تصور من با توجه به این که اون برگزیدس

165
00:09:40,450 --> 00:09:42,580
‫مقدار زیادیه.

166
00:09:45,410 --> 00:09:46,410
‫ازش امتحان انگشت رو بگیر.

167
00:09:46,500 --> 00:09:48,620
‫باید بتونه ازش عبور کنه.

168
00:09:48,700 --> 00:09:51,330
‫امتحان انگشت! امتحان انگشت!
‫امتحان انگشت!

169
00:09:51,410 --> 00:09:53,370
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

170
00:09:59,080 --> 00:10:02,950
‫قدرت کنترل دنیا توی کدوم انگشته؟

171
00:10:04,200 --> 00:10:05,200
‫ام...

172
00:10:06,000 --> 00:10:07,000
‫ام...

173
00:10:07,080 --> 00:10:09,330
‫انگشتای خودت.
‫انگشتای خودت.

174
00:10:09,410 --> 00:10:12,620
‫- چی؟ چی؟
‫- انگشتای خودت. انگشتای خودت.

175
00:10:23,000 --> 00:10:24,950
‫اشکالی نداره. اصلاً‌ معنی‌ای نداره.

176
00:10:25,040 --> 00:10:27,000
‫خودم هم دفعه اول اشتباه کردم، یادتونه؟

177
00:10:27,080 --> 00:10:30,910
‫و حالا ببینین کجام.
‫خب، من... منم دیگه.

178
00:10:57,250 --> 00:10:58,580
‫استاد!

179
00:10:59,660 --> 00:11:02,750
‫بچه خودش رو نشون داده.

180
00:11:06,750 --> 00:11:08,250
‫از کِی؟

181
00:11:08,330 --> 00:11:09,750
‫مطمئن نیستم.

182
00:11:09,830 --> 00:11:11,790
‫صبح فردای گم شدن اریک دیدمش...

183
00:11:11,870 --> 00:11:13,950
‫خیلی ناراحت بود.

184
00:11:14,040 --> 00:11:17,910
‫اگه از دیوار رد شده باشه،
‫شاید خیلی دیر شده.

185
00:11:20,250 --> 00:11:22,080
‫مطمئنی که می‌تونی سواری کنی؟

186
00:11:23,080 --> 00:11:24,660
‫شونه‌ت زخم شده...

187
00:11:25,700 --> 00:11:27,080
‫فقط یه خراشه.

188
00:11:27,790 --> 00:11:31,370
‫خب، دوست نداشتم این رو بگم
‫اما من خیلی این دختر رو دوست دارم.

189
00:11:31,450 --> 00:11:34,410
‫ثبات نداره و یکم هم خنگه.

190
00:11:34,500 --> 00:11:36,910
‫می‌ترسم گم شده باشه.

191
00:11:37,000 --> 00:11:38,450
‫کلفت دمدمی‌مزاجیه، هان؟

192
00:11:38,540 --> 00:11:40,500
‫باید بیاریش خونه.

193
00:11:40,580 --> 00:11:42,120
‫اگه اون بیرون باشه،
‫پیداش می‌کنیم.

194
00:11:47,080 --> 00:11:48,250
‫بهش گفتی؟

195
00:11:48,330 --> 00:11:50,250
‫- که واقعاً کیه؟
‫- نه.

196
00:11:50,330 --> 00:11:51,830
‫بهش ماموریت دادم.

197
00:11:51,910 --> 00:11:53,450
‫همین براش کافیه.

198
00:12:02,160 --> 00:12:05,700
‫از پناهگاهش خارج شده.

199
00:12:06,950 --> 00:12:10,200
‫هنوز هم می‌تونه نابودم کنه.

200
00:12:10,290 --> 00:12:14,290
‫الورا دانان نباید به شهر برسه.

201
00:12:14,370 --> 00:12:20,700
‫شاگردم داره میره دنبالش.

202
00:12:29,370 --> 00:12:31,040
‫با جادو این غذا رو درست می‌کنین؟

203
00:12:31,120 --> 00:12:33,080
‫نه، با جادو که نمیشه غذا درست کرد.

204
00:12:34,040 --> 00:12:36,540
‫یه بار کردم،
‫یه هفته توالت بودم.

205
00:12:36,620 --> 00:12:38,040
‫خب، غرب چطوره؟

206
00:12:38,950 --> 00:12:41,580
‫تپه‌های ناستیک،
‫بلندی‌های ناکمار.

207
00:12:41,580 --> 00:12:43,660
‫هیشکی نمی‌تونه از ناکمار رد شه.

208
00:12:43,750 --> 00:12:45,660
‫- برگرد سراغ شمال.
‫- یا جنوب.

209
00:12:45,750 --> 00:12:47,620
‫- بستگی داره کجا بخوای بری.
‫- آره.

210
00:12:47,700 --> 00:12:49,790
‫مخصوصاً اگه می‌خوای از منهایم

211
00:12:49,870 --> 00:12:52,160
‫- یا کمرین رد شی، حتماً باید از جنوب بری.
‫- آره.

212
00:12:52,250 --> 00:12:53,950
‫با این حال هنوز هم باید از جنگل،

213
00:12:54,040 --> 00:12:56,790
‫آلکالاینز و دراگونز اسپاین رد شیم.

214
00:12:56,870 --> 00:12:59,580
‫تازه بعدش هم ساحل شرقی «دریای متلاطم» هست.

215
00:12:59,660 --> 00:13:01,660
‫و بعدش کسی چه می‌دونه چی پیش میاد؟ هان؟

216
00:13:03,290 --> 00:13:05,040
‫سفر طولانی و طاقت‌فرساییه.

217
00:13:05,120 --> 00:13:07,120
‫که مطمئناً خودت هم قبلاً به این سفرها رفتی؟

218
00:13:07,120 --> 00:13:07,910
‫خب، نه.

219
00:13:08,000 --> 00:13:10,370
‫- خب حالا کی می‌تونیم بریم؟
‫- پس واسه چی وایسادیم؟

220
00:13:11,750 --> 00:13:13,000
‫تو هیچ‌جا نمیری.

221
00:13:13,080 --> 00:13:14,790
‫اینجا می‌مونی پیش من
‫و هنر جادو رو یاد می‌گیری.

222
00:13:14,790 --> 00:13:17,330
‫- بشین تا بمونم تا اینجا.
‫- نمی‌فهمی چه خطری در پیش داریم.

223
00:13:17,410 --> 00:13:19,330
‫تو الورا دانانی.
‫آخرین کایمریا...

224
00:13:19,410 --> 00:13:21,620
‫آره و هنوز هم نمی‌دونم معنیش چی میشه.

225
00:13:21,700 --> 00:13:24,540
‫دو روز پیش، واسه اولین بار تو عمرم
‫از تیر آرسین اومدم بیرون.

226
00:13:24,620 --> 00:13:26,910
‫از دیواره رد شدم،
‫از دست استخوان‌دزدها فرار کردم،

227
00:13:27,000 --> 00:13:29,080
‫و حالا هم فَکَم صدای عجیب‌غریبی میده.

228
00:13:29,160 --> 00:13:31,660
‫اما همه این کارها رو کردم و اگه لازم باشه
‫باز هم می‌کنم تا اریک رو نجات بدم،

229
00:13:31,750 --> 00:13:34,540
‫نه این که درس جادوگری ازت بگیرم.

230
00:13:37,160 --> 00:13:38,160
‫ببخشید.

231
00:13:39,080 --> 00:13:41,700
‫ببینین، شما آدم‌های دوست‌داشتنی‌ای هستین

232
00:13:41,790 --> 00:13:46,910
‫و واقعاً ممنونیم که بهمون جاش رو گفتین
‫اما من هم می‌خوام باهاشون برم.

233
00:14:06,950 --> 00:14:09,000
‫بچه از اون آروم‌تر نداشتیم.

234
00:14:09,080 --> 00:14:10,620
‫یادمه.

235
00:14:11,750 --> 00:14:14,500
‫چشمای لطیف و متفکرش همیشه به من بود،

236
00:14:16,450 --> 00:14:20,120
‫و انگار همه‌چیز رو...  درک می‌کرد.

237
00:14:24,700 --> 00:14:26,330
‫چه بلایی سر اون الورا اومده؟

238
00:14:26,660 --> 00:14:27,660
‫اوه.

239
00:14:28,250 --> 00:14:29,700
‫عاشق شده.

240
00:14:31,000 --> 00:14:34,370
‫و من فکر می‌کردم که تو...
‫بیشتر از هرکس دیگه‌ای

241
00:14:35,160 --> 00:14:38,410
‫می‌فهمیدی که هیچوقت نمی‌تونی
‫منصرفش کنی.

242
00:14:38,500 --> 00:14:39,580
‫مجبورم.

243
00:14:39,660 --> 00:14:40,660
‫خیلی خطر داره.

244
00:14:40,750 --> 00:14:42,330
‫نباید میومد اینجا.

245
00:14:42,410 --> 00:14:43,410
‫اما اومده.

246
00:14:44,540 --> 00:14:46,910
‫و حالا به کمکت نیاز داره.

247
00:14:52,120 --> 00:14:53,660
‫چیزی هست که به من نگفته باشی، دا؟

248
00:15:01,500 --> 00:15:02,500
‫دا؟

249
00:15:02,580 --> 00:15:04,200
‫اگه بلایی سرش بیاد،

250
00:15:06,330 --> 00:15:07,830
‫جهان آتیش می‌گیره.

251
00:15:09,540 --> 00:15:11,120
‫و برای همین تو هم باید بری.

252
00:15:11,200 --> 00:15:15,080
‫تا مثل قبل ازش مراقبت کنی.

253
00:15:15,160 --> 00:15:17,790
‫من که نمی‌تونم...
‫من آلدوین کبیرم.

254
00:15:19,040 --> 00:15:20,450
‫به مردم‌مون قول دادم.

255
00:15:20,540 --> 00:15:22,330
‫و اینطوری سر قولت وایمیسی.

256
00:15:24,410 --> 00:15:27,970
‫نه با قایم شدن از چیزی که
‫می‌دونی داره سراغ‌مون میاد.

257
00:15:28,410 --> 00:15:30,450
‫با بلند شدن و روبرو شدن باهاش.

258
00:15:32,000 --> 00:15:33,500
‫و هرموقع که حاضر شه

259
00:15:38,080 --> 00:15:39,410
‫این رو بهش میدی.

260
00:15:51,620 --> 00:15:53,250
‫اون رفته! الورا...

261
00:15:53,330 --> 00:15:55,000
‫معلوم نیست کجاس!

262
00:15:55,830 --> 00:15:57,620
‫- کجا میری؟
‫- غرب.

263
00:15:57,700 --> 00:15:59,750
‫- به سمت دریای متلاطم.
‫- تنهایی؟

264
00:15:59,830 --> 00:16:01,660
‫خب، اگه می‌خواستی باهام بیای
‫با کمال میل قبول می‌کردم

265
00:16:01,750 --> 00:16:05,350
‫اما من منتظر اون دختر شیرینی‌پز نمی‌مونم
‫که یاد بگیره چطوری انگشت درست رو انتخاب کنه.

266
00:16:05,370 --> 00:16:07,080
‫باشه ولی اسمش الورا دانانه.

267
00:16:07,160 --> 00:16:08,910
‫- اتحاد بین‌مون رو مدیون اونیم.
‫- ویلو هم همین رو میگه.

268
00:16:09,000 --> 00:16:10,870
‫- اون نشان رو داره.
‫- شاید خودش کشیدتش.

269
00:16:10,950 --> 00:16:12,040
‫قبلاً که اونجا نبوده.

270
00:16:12,120 --> 00:16:16,330
‫حتی اگه هم کار رازیل بوده،
‫از کجا معلوم واسه چندتا بچه نشان نکشیده؟

271
00:16:16,410 --> 00:16:18,120
‫شاید خود تو هم داشته باشی.

272
00:16:18,200 --> 00:16:19,540
‫شاید الورا دانان تو باشی.

273
00:16:19,620 --> 00:16:21,410
‫شاید هم من الورا دانان باشم.

274
00:16:23,120 --> 00:16:25,830
‫همیشه این فکر رو می‌کردم
‫که یه چیز خاصی درونمه.

275
00:16:25,910 --> 00:16:27,120
‫تو هم باور نمی‌کنی؟

276
00:16:27,200 --> 00:16:30,500
‫موضوع این نیست که باور نداشته باشم،
‫بیشتر اهمیتی نمیدم.

277
00:16:30,580 --> 00:16:33,330
‫پس یعنی ایده‌ی بهتری
‫واسه نجات دادن شاهزاده داری.

278
00:16:33,410 --> 00:16:35,290
‫من پر از ایده‌های بهترم.

279
00:16:35,370 --> 00:16:37,250
‫اما اول توصیه می‌کنم که تا خانم منتخب

280
00:16:37,330 --> 00:16:39,680
‫شستش خبردار نشده که داریم میریم
‫و بخواد بیاد دنبال‌مون، از هم جدا شیم.

281
00:16:39,700 --> 00:16:40,870
‫نباید این کار رو بکنین.

282
00:16:40,950 --> 00:16:43,910
‫- همیشه کمین می‌کنی؟
‫- اون الورا دانانه. مطمئنم.

283
00:16:44,000 --> 00:16:46,330
‫از کجا؟
‫می‌تونی فقط یه مدرک بهم نشون بدی

284
00:16:46,410 --> 00:16:49,330
‫که اون عملاً می‌تونه هر کاری بکنه؟
‫چه جادویی باشه چه نباشه؟

285
00:16:49,410 --> 00:16:51,790
‫احمقا! ابله‌ها!
‫دختره کجاس؟

286
00:16:51,870 --> 00:16:53,540
‫- الورا؟
‫- فکر می‌کردیم پیش توئه.

287
00:16:53,620 --> 00:16:56,290
‫برای همینه که هیشکی اجازه ورود
‫به سطح زمین رو نداره.

288
00:16:56,370 --> 00:16:59,580
‫آروم باش بابا. احتمالاً داره تو یکی از
‫همین دشت‌های اطراف ولگردی می‌کنه.

289
00:16:59,660 --> 00:17:01,330
‫وای، یادم رفته بود که اینقدر بانمکی.

290
00:17:01,410 --> 00:17:04,750
‫و در برابر سرنوشت دنیا هم خیلی بی‌ملاحضه‌ای.

291
00:17:04,830 --> 00:17:06,330
‫حالا هم به حرفی که می‌زنم خوب گوش کنین.

292
00:17:06,410 --> 00:17:09,700
‫همه عزیزان‌تون مجبور میشن
‫به اون عجوزه خدمت کنن

293
00:17:09,790 --> 00:17:12,160
‫و تنها امیدشون برای
‫فرار کردن از دست اون کابوس

294
00:17:12,160 --> 00:17:14,120
‫داره تو جنگل پرسه می‌زنه!

295
00:17:14,790 --> 00:17:16,910
‫دوتا دوتا حرکت کنین.
‫پخش شین

296
00:17:18,410 --> 00:17:19,660
‫تو کجا میری؟

297
00:17:19,750 --> 00:17:21,160
‫میرم دنبالش بگردم.

298
00:17:22,040 --> 00:17:23,370
‫تو هرکاری دلت خواست بکن.

299
00:17:24,370 --> 00:17:25,620
‫مثل همیشه که می‌کنی.

300
00:17:42,580 --> 00:17:43,580
‫الورا!

301
00:17:44,750 --> 00:17:46,580
‫- الورا!
‫- الورا!

302
00:17:47,830 --> 00:17:49,040
‫الورا!

303
00:17:55,080 --> 00:17:57,080
‫دادا، دادا!

304
00:17:58,040 --> 00:17:59,910
‫دفعه اوله که از هم جدا شدیم.

305
00:18:00,000 --> 00:18:01,790
‫به همین زودی دلم برات تنگ شد.

306
00:18:02,370 --> 00:18:04,330
‫یه چیزی تو رودخونه پیدا کردیم.

307
00:18:04,410 --> 00:18:06,750
‫دادا، یه بچس.

308
00:18:06,830 --> 00:18:08,330
‫میشه نگهش داریم، دادا؟

309
00:18:08,410 --> 00:18:13,120
‫ویلو آفگود، جون این بچه تو دستای توئه.

310
00:18:48,790 --> 00:18:49,790
‫ترسیدی.

311
00:18:51,160 --> 00:18:52,370
‫خب، معلومه که ترسیدم.

312
00:18:53,450 --> 00:18:55,580
‫حتی نتونستم اون امتحان کوفتی انگشت رو قبول شم.

313
00:18:59,290 --> 00:19:01,080
‫اگه نتونم جادو کنم چی؟

314
00:19:02,950 --> 00:19:04,200
‫اگه نتونم نجاتش بدم چی؟

315
00:19:04,290 --> 00:19:05,580
‫فقط باید باور داشته باشی.

316
00:19:06,410 --> 00:19:08,580
‫امتحان انگشت برای همینه.

317
00:19:08,660 --> 00:19:10,660
‫ایمان داشتن که به قدرتی که درونته.

318
00:19:10,750 --> 00:19:13,540
‫خواهش می‌کنم،
‫باهامون بیا.

319
00:19:14,290 --> 00:19:16,290
‫واسه پیدا کردن اریک بهت نیاز داریم.

320
00:19:18,160 --> 00:19:19,790
‫من بهت نیاز دارم.

321
00:19:24,910 --> 00:19:28,160
‫اگه این کار رو بکنم،
‫اگه به شهر باستانی ببرمت.

322
00:19:28,250 --> 00:19:29,660
‫- باید به حرفم گوش کنی.
‫- گوش می‌کنم.

323
00:19:29,750 --> 00:19:31,120
‫هرکاری که بگی می‌کنم.

324
00:19:31,200 --> 00:19:33,750
‫و باید یاد بگیری.
‫کار سختیه.

325
00:19:33,830 --> 00:19:35,910
‫من خیلی سخت‌کوشم.
‫همه این رو میگن.

326
00:19:36,000 --> 00:19:37,200
‫و باید به تصمیمایی که می‌گیرم اعتماد کنی،

327
00:19:37,290 --> 00:19:39,370
‫- حتی اگه موافق‌شون نباشی.
‫- باشه.

328
00:19:40,330 --> 00:19:41,540
‫همیشه این کار رو می‌کردم.

329
00:19:41,620 --> 00:19:46,600
‫بدون تو نمی‌تونم عجوزه رو شکست بدم،
‫تو هم بدون من نمی‌تونی اریک رو نجات بدی.

330
00:19:46,600 --> 00:19:47,620
‫پس یعنی شریک هم میشیم.

331
00:19:47,700 --> 00:19:50,160
‫نه. یعنی من معلمت میشم.
‫تو هم شاگردم.

332
00:19:50,250 --> 00:19:51,450
‫اینطوری هم میشه.

333
00:19:53,250 --> 00:19:54,330
‫مشتاقم...

334
00:19:55,750 --> 00:19:58,750
‫که جادو و بقیه این چیزا رو یاد بگیرم.

335
00:20:05,330 --> 00:20:06,580
‫به گمونم وقتش رسیده.

336
00:20:06,660 --> 00:20:07,660
‫آره.

337
00:20:08,450 --> 00:20:12,000
‫لباس به اندازه کافی بردی؟
‫می‌دونی که شبا سرت میشه.

338
00:20:12,080 --> 00:20:14,700
‫چیزیم نمیشه.
‫تو یه چشم بهم زدن برمی‌گردم.

339
00:20:17,040 --> 00:20:19,080
‫دوستت دارم دادا.

340
00:20:19,160 --> 00:20:25,540
‫همیشه قهرمانم بودی
‫و همیشه هم قهرمانم می‌مونی.

341
00:20:25,870 --> 00:20:30,250
‫اگه می‌دونستم که فقط با رفتن
‫به یه ماموریت ساده این رو میگی،

342
00:20:30,330 --> 00:20:31,790
‫خیلی وقت پیش این کار رو می‌کردم.

343
00:20:33,860 --> 00:20:35,330
‫بهت افتخار می‌کنم.

344
00:20:39,620 --> 00:20:40,950
‫بریم.

345
00:20:58,870 --> 00:21:00,290
‫اونا اینجا بودن.

346
00:21:00,370 --> 00:21:01,620
‫دو روز پیش.

347
00:21:03,080 --> 00:21:04,870
‫باید راه بیفتیم،
‫بهشون برسیم.

348
00:21:06,450 --> 00:21:09,120
‫باید استراحت کنیم،
‫اسب‌ها همینطور.

349
00:21:09,200 --> 00:21:11,290
‫تا دختره رو پیدا نکنیم
‫از استراحت خبری نیست.

350
00:21:11,375 --> 00:21:13,125
فرمانده چیزی شده؟

351
00:21:13,208 --> 00:21:14,666
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

352
00:21:15,333 --> 00:21:17,041
‫که چه حس فوق‌العاده‌ای داره؟

353
00:21:18,125 --> 00:21:19,333
‫چه حسی؟

354
00:21:19,916 --> 00:21:21,000
‫حسِ هدف داشتن!

355
00:21:54,000 --> 00:21:56,083
‫وای! ظاهراً راه طولانی‌ای در پیش داشتین!

356
00:21:56,875 --> 00:21:58,833
‫اصلاً حال و حوصله شوخی ندارم!

357
00:21:58,916 --> 00:22:00,333
‫اه حیف شد که.

358
00:22:00,416 --> 00:22:01,916
‫این رو بدون که من طرفِ توئم!

359
00:22:02,000 --> 00:22:03,000
‫نه طرف اونا.

360
00:22:03,083 --> 00:22:04,208
‫می‌خواستم بیام دنبالت...

361
00:22:04,291 --> 00:22:06,625
‫اما بعداً دیدم که هردومون داریم می‌ریم یه‌جا...

362
00:22:06,708 --> 00:22:08,833
‫واسه همین یه‌طوری رفتار کردم
‫که انگار طرف اونام.

363
00:22:08,916 --> 00:22:11,500
‫- اما خدایی طرفِ...
‫- اره اره، فهمیدم بخدا.

364
00:22:11,583 --> 00:22:14,833
‫علی‌رغم چیزایی که ممکنه شنیده باشی،
‫من دزدی چیزی نیستم،

365
00:22:14,916 --> 00:22:17,250
‫من یه‌چیزی تو مایه‌های
‫یه کلکسیونر اشیای عتیقه‌ام...

366
00:22:17,333 --> 00:22:19,333
‫- دزد مقبره‌ها؟
‫- بهتره بگی شکارچی گنج‌!

367
00:22:19,416 --> 00:22:21,791
‫وقتی همسن تو بودم، یکی واسم
‫افسانه «زره کایمریانی» رو تعریف کرد

368
00:22:21,875 --> 00:22:24,291
‫و اینطوری شد که من وارد اینکار شدم!

369
00:22:25,000 --> 00:22:27,375
‫- افسانه «زره کایمریانی» ؟
‫- اره، همون زره معروف.

370
00:22:27,458 --> 00:22:29,375
‫- یه زره افسانه‌ایه...
‫- می‌دونم چیه!

371
00:22:29,458 --> 00:22:30,625
‫زندگی‌ام رو از این رو به اون رو کرد.

372
00:22:31,791 --> 00:22:34,291
‫پس کُل عمرت رو واسه پیدا کردن یه
‫زره جادویی مسخره هدر دادی،

373
00:22:34,375 --> 00:22:36,375
‫چون یکی سال‌ها پیش داستانش
‫رو موقع خواب واست تعریف کرده؟

374
00:22:36,458 --> 00:22:39,291
‫شاید باورت نشه اما قلبم به درد اومد.

375
00:22:39,375 --> 00:22:41,750
‫خب، بابات که اینطور فکرنمی‌کرد.

376
00:22:41,833 --> 00:22:44,375
‫5 سالِ تمام، کُل دنیا رو بابت‌ش زیر و رو کرد.

377
00:22:44,458 --> 00:22:47,291
‫خودم باهاش بودم،
‫وظیفه داشتم ازش محافظت کنم.

378
00:22:48,375 --> 00:22:51,416
‫خب پس داری می‌گی که می‌دونی
‫چه بلایی سر بابام اومده؟

379
00:22:51,500 --> 00:22:52,541
‫اره بابا.

380
00:22:53,208 --> 00:22:54,375
‫زره رو پیدا کرد.

381
00:23:01,958 --> 00:23:05,250
‫- آخ جون قراره جادوگری کنیم!
‫- والا قراره فقط درموردش حرف بزنیم.

382
00:23:05,333 --> 00:23:06,833
‫- کاری نباید انجام بدم؟
‫- نـه.

383
00:23:06,916 --> 00:23:08,166
‫- نه؟ باشه پس.
‫- فقط خوب گوش کن.

384
00:23:08,250 --> 00:23:09,500
‫باشه.

385
00:23:09,583 --> 00:23:11,750
‫جادو مثل خونی که در رگ‌ ماست، در جهان...

386
00:23:11,833 --> 00:23:13,916
‫خب قبل از اینکه شروع کنیم، این رو بدون که

387
00:23:14,000 --> 00:23:15,767
‫این تکون‌ تکون‌ خوردن‌های ارابه...

388
00:23:15,791 --> 00:23:18,041
‫داره باعث می‌شه حالت‌تهوع بگیرم.

389
00:23:18,125 --> 00:23:19,541
‫خب فکرنکنم کاری از...

390
00:23:19,625 --> 00:23:20,625
‫- دستمون بربیاد.
‫- نه، نه.

391
00:23:20,708 --> 00:23:23,291
‫- ارابه‌ست دیگه بلاخره
‫- خیلی‌خب.

392
00:23:23,375 --> 00:23:25,958
‫جادو مثل خونی که در رگ‌ ماست،
‫در جهان جریان داره.

393
00:23:26,041 --> 00:23:28,250
‫ذهنت رو از هر تفکر یا پنداشته‌ای که
‫نسبت بهش داری، پاک کن.

394
00:23:28,333 --> 00:23:32,041
‫خب راستش من هیچی بارـم نیست،
‫می‌تونیم بریم سراغِ مرحله بعد.

395
00:23:32,125 --> 00:23:33,416
‫خب اشکال نداره.

396
00:23:33,500 --> 00:23:36,208
‫- چون تنها چیزی که بهش نیاز داری، بینش‌ درونی‌ـته.
‫- باشه.

397
00:23:36,291 --> 00:23:37,666
‫تا حالا به این فکر کردی که...

398
00:23:37,750 --> 00:23:40,583
‫چیزهایی فراتر از آنچه می‌بینی و لمس می‌کنی،
‫داره اتفاق میوفته؟

399
00:23:41,041 --> 00:23:42,041
‫آم...

400
00:23:42,333 --> 00:23:45,541
‫تا حالا خوابی دیدی که بعداً توی واقعیت اتفاق بیوفته؟

401
00:23:46,333 --> 00:23:48,166
‫تا حالا با حیوانات حرف زدی؟

402
00:23:48,250 --> 00:23:52,375
‫یعنی تو باهاشون حرف می‌زنی؟

403
00:23:52,458 --> 00:23:54,041
‫نه، تو می‌زنی؟

404
00:23:54,125 --> 00:23:55,250
‫نه! نه.

405
00:23:57,333 --> 00:23:59,583
‫وقتی بچه بودی می‌خواستم
‫بهت یاد بدم...

406
00:23:59,666 --> 00:24:01,333
‫اما سورشا اجازه نداد.

407
00:24:01,416 --> 00:24:02,541
‫چرا؟

408
00:24:02,625 --> 00:24:04,458
‫خب فکر می‌کرد خیلی بهتره...

409
00:24:04,541 --> 00:24:06,416
‫با این باور بزرگ بشی که
‫با بقیه هیچ فرقی نداری.

410
00:24:06,500 --> 00:24:07,875
‫اما تو با همه فرق داری.

411
00:24:07,958 --> 00:24:12,083
‫چیزی به‌شدت خاص درون تو وجود داره که
‫مدت‌هاست خاموش بوده...

412
00:24:12,916 --> 00:24:14,291
‫وظیفه ما اینه که بیدارش کنیم.

413
00:24:17,000 --> 00:24:18,875
‫- خدای من.
‫- ای بابا.

414
00:24:18,958 --> 00:24:20,875
‫- ببخشید.
‫- بهتره بری یکم قدم بزنی.

415
00:24:26,250 --> 00:24:29,458
‫یه انرژی‌ای هست که
‫درون همه موجودات نهادینه شده.

416
00:24:29,541 --> 00:24:31,333
‫همونی که مثل خون در رگ ما،
‫ در جهان جریان داره.

417
00:24:31,416 --> 00:24:32,958
‫اره.

418
00:24:33,041 --> 00:24:37,541
‫درحال‌حاضر اون انرژی نه ایجاد می‌شه
‫و نه از بین می‌ره، بلکه تغییرشکل می‌ده.

419
00:24:37,625 --> 00:24:38,958
‫چیزی که ما بهش می‌گیم «جـادو»

420
00:24:39,041 --> 00:24:42,625
‫هنرِ تبدیل اون انرژی، به شکل های مختلفه.

421
00:24:45,208 --> 00:24:47,166
‫خب، بیا اینو بگیر دستت.

422
00:24:50,416 --> 00:24:52,375
‫وای! دونه اکل‌بری.

423
00:24:52,458 --> 00:24:53,458
‫بکارشون...

424
00:24:55,291 --> 00:24:56,541
‫هرجا خواستی، اونجا.

425
00:24:58,250 --> 00:24:59,791
‫همراه من تکرار کن.

426
00:24:59,875 --> 00:25:02,166
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

427
00:25:02,250 --> 00:25:07,041
‫«تـــوآ کا ثروک موردا ووآتــا»

428
00:25:08,416 --> 00:25:09,666
‫بد نبود.

429
00:25:10,416 --> 00:25:12,291
‫بیا...بیا دوباره امتحان کنیم.

430
00:25:13,000 --> 00:25:15,166
‫دقیقاً هرچی می‌گم تو هم تکرار کن.

431
00:25:15,250 --> 00:25:17,375
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

432
00:25:17,458 --> 00:25:20,458
‫«تــوثا اوتروک مورآ هوآثا»

433
00:25:20,541 --> 00:25:21,958
‫چرا دستاتو تکون می‌دی آخه؟

434
00:25:22,041 --> 00:25:23,375
‫- تکون ندم؟
‫- نباید تکون بدی.

435
00:25:23,458 --> 00:25:25,125
‫واسه جادوگری این کارا لازم نیست.

436
00:25:25,208 --> 00:25:27,083
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

437
00:25:27,166 --> 00:25:29,541
‫«توآثا اوثروک مورآ هوآثا»

438
00:25:29,625 --> 00:25:32,166
‫- چرا لب و لوچه‌ات رو اینطوری می‌کنی؟
‫- دارم هرکاری تو می‌کنی انجام میدم.

439
00:25:32,250 --> 00:25:33,541
‫منکه اینطوری نمی‌کنم.

440
00:25:33,625 --> 00:25:36,041
‫- یه‌جورایی می‌کنی.
‫- کلمه به کلمه با من تکرار کن.

441
00:25:36,125 --> 00:25:37,125
‫- تـوآثا
‫- تـوآثا

442
00:25:37,208 --> 00:25:38,808
‫- اوتروک مورآ
‫- تـوآثا...تـو

443
00:25:38,833 --> 00:25:40,625
‫- وایسا اول من بگم بعد.
‫- تـوِاِثا

444
00:25:40,708 --> 00:25:42,458
‫نه، توآثا.

445
00:25:42,541 --> 00:25:43,875
‫- توواثا
‫- توآثا.

446
00:25:43,958 --> 00:25:44,958
‫- توواثا
‫- توآثا.

447
00:25:45,041 --> 00:25:46,791
‫- تواِثا؟
‫- نه، نه. آروم‌تر بگو.

448
00:25:46,875 --> 00:25:49,625
‫- تــوآثا.
‫- «تـووآثا اوتروک موردآ هوآثا»

449
00:25:49,708 --> 00:25:52,750
‫خیلی داری ادا اطوار درمیاری؛
‫خودت باش! مثل یه آدم عادی.

450
00:25:52,833 --> 00:25:55,416
‫درمقابل کارهایی که قراره بکنی،
‫این فقط یه وِرد خیلی خیلی ساده‌ست.

451
00:25:55,500 --> 00:25:56,500
‫اینارو ببین.

452
00:25:56,583 --> 00:25:58,416
‫فکرنکنم فکرخوبی باشه اونا رو بهم نشون بدی.

453
00:25:58,500 --> 00:26:00,541
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

454
00:26:00,625 --> 00:26:03,500
‫«تـوآثا اووتروک مورنآ هوثا»

455
00:26:03,583 --> 00:26:05,583
‫نه، «هوآثا»
‫انگار داری یکی رو «هـو» می‌کنی.

456
00:26:05,666 --> 00:26:06,833
‫- هوآثا
‫- هوآثا

457
00:26:06,916 --> 00:26:08,083
‫- هوآثا
‫- هوآثا

458
00:26:08,166 --> 00:26:12,916
‫«تـوواثا اووتروک موردآ هـوآثا»

459
00:26:13,000 --> 00:26:15,625
‫فکرکنم هربار که تکرار می‌کنه بدتر می‌شه.

460
00:26:15,708 --> 00:26:17,500
‫کارت عالیه. جداً می‌گم

461
00:26:17,583 --> 00:26:18,625
‫قیافه‌ت که اینو نمی‌گه.

462
00:26:18,708 --> 00:26:20,666
‫به من نگاه کن، مگه بهم اعتماد نداری؟

463
00:26:20,750 --> 00:26:22,833
‫کارت عالیه.

464
00:26:23,000 --> 00:26:25,583
‫همینطوری به تمرین و تکرار ادامه بده تا بلاخره...

465
00:26:25,666 --> 00:26:28,625
‫- درست تلفظش کنی.
‫- خب از کجا بدونم کِی درست تلفظش کردم؟

466
00:26:28,708 --> 00:26:32,458
‫خب وقتی درست بگی‌ش، دونه‌‌ای که
‫کاشتی حدوداً اینقدر جوانه می‌زنه،

467
00:26:33,125 --> 00:26:36,375
‫چند هفته بعد، اکل‌بری می‌ده و می‌تونیم
‫باهاش مربا درست کنیم بخوریم.

468
00:26:36,458 --> 00:26:37,500
‫چند هفته؟

469
00:26:38,375 --> 00:26:39,833
‫که اینطور...

470
00:26:39,916 --> 00:26:43,041
‫خب حالا چقدر طول می‌کشه آتیش درست کنه
‫و از انگشتاش رعد و برق بزنه بیرون؟

471
00:26:43,125 --> 00:26:45,250
‫باید به چهار اصل جادوگری مسلط بشه؛

472
00:26:45,333 --> 00:26:48,375
‫طلسم‌خوانی، معجون‌سازی،
‫تمرکز وجود و پیش‌گویی

473
00:26:48,458 --> 00:26:50,583
‫تازه اگه به این زودی‌ها تعلیم
‫«جادوی رزمی» رو شروع نکنیم.

474
00:26:50,666 --> 00:26:52,458
‫اصلاً چرا از همین حالا تعلیم
‫جادوی رزمی رو شروع نمی‌کنیم؟

475
00:26:52,541 --> 00:26:53,875
‫از نظر منکه خیلی باحال میاد.

476
00:26:53,958 --> 00:26:55,375
‫نه. اصلاً هم باحال نیست.

477
00:26:56,958 --> 00:26:58,000
‫می‌شه از این استفاده کنم؟

478
00:26:58,083 --> 00:27:00,250
‫نه، بدش بیاد ببینم.

479
00:27:00,333 --> 00:27:01,333
‫چی؟

480
00:27:02,500 --> 00:27:04,000
‫این عصای شرلیندریاست.

481
00:27:04,666 --> 00:27:07,625
‫چنان قدرتی داره که تو اصلاً برای
‫کنترل‌ش آماده نیستی.

482
00:27:07,708 --> 00:27:09,625
‫خب داشتیم می‌گفتیم،
‫من عاشقِ مربای اکل‌بری‌ام‌ها.

483
00:27:09,708 --> 00:27:11,666
‫روی نون تست و با کره ذوب شده.

484
00:27:11,750 --> 00:27:13,750
‫خیلی خوشمزه می‌شه،
‫بد هوس کردم.

485
00:27:13,833 --> 00:27:17,208
‫پس لطفاً همینطوری ادامه بده الورا،
‫بی‌صبرانه منتظرم.

486
00:27:19,083 --> 00:27:20,458
‫اونو بیخیال.

487
00:27:20,541 --> 00:27:23,333
‫به شدت ایمان دارم که قدرتی عمیق
‫درون تو نهفته‌ست.

488
00:27:24,875 --> 00:27:25,916
‫خیلی عمیق.

489
00:27:26,500 --> 00:27:31,583
‫«توآثا اتروک موورآ هووآثـا»

490
00:27:35,250 --> 00:27:36,750
‫من رو یادت میاد؟

491
00:27:38,416 --> 00:27:40,541
‫آخرین باری که دیدمت موهات قرمز بود.

492
00:27:40,625 --> 00:27:44,500
‫پـرو با خونِ سوسک و آب‌لیمو
‫موهام رو رنگ کرده بود.

493
00:27:45,166 --> 00:27:47,833
‫- حالم بهم خورد.
‫- تو چرا اینقدر کوچیکی؟

494
00:27:47,916 --> 00:27:51,666
‫خب، من از دره بسیار زیبا با یه رودخونه
‫پیچ‌درپیچِ عمیق اومدم.

495
00:27:51,750 --> 00:27:53,583
‫و اونجا...همه اینقدر کوچولو ان.

496
00:27:53,666 --> 00:27:56,541
‫خونه‌ها همه کوچیک‌ان، تخت‌خواب‌ها
‫حتی اسب‌ها...

497
00:27:56,625 --> 00:27:58,708
‫خیلی کم آدم‌های قدبلند
‫اونجا دیده می‌شن.

498
00:27:58,791 --> 00:28:02,083
‫بزرگ یا کوچیک مهم نیست البته،
‫مهم اینه جهان رو چطوری می‌بینی.

499
00:28:02,666 --> 00:28:07,125
‫تازه من دوتا بچه هم دارم، میمز و رانون
‫اونا حتی از منم کوچولو ترن.

500
00:28:07,208 --> 00:28:08,791
‫فکرکنم خیلی ازشون خوشت بیاد.

501
00:28:08,875 --> 00:28:10,208
‫مطمئنم اونا هم از تو خوش‌شون میاد.

502
00:28:11,125 --> 00:28:12,541
‫صبرکن ببینم.

503
00:28:13,250 --> 00:28:15,291
‫وایسا، برگرد اینجا، فقط می‌خواستم...

504
00:28:15,375 --> 00:28:17,041
‫منظوری نداشتم.

505
00:28:17,708 --> 00:28:19,000
‫چی شده؟

506
00:28:19,083 --> 00:28:20,333
‫بدبخت شدم.

507
00:28:20,416 --> 00:28:21,500
‫مگه بهش چی گفتی؟

508
00:28:21,583 --> 00:28:23,791
‫- هیچی، فقط داشتم...
‫- چی فکرکردی با خودت؟

509
00:28:24,333 --> 00:28:25,625
‫یا می‌زنی به چاک...

510
00:28:25,708 --> 00:28:28,250
‫یا تمام شوالیه‌های این پادشاهی
‫رو می‌اندازم به جونت!

511
00:28:28,333 --> 00:28:30,750
‫جلو نیاید، بهتون هشدار می‌دم وگرنه...

512
00:28:30,833 --> 00:28:31,958
‫وگرنه چی؟

513
00:28:32,750 --> 00:28:34,791
‫با اون ترفند مسخره‌ات
‫دود می‌شی می‌ری هوا؟

514
00:28:35,875 --> 00:28:38,166
‫اگه دختر توئه، دختر منم هست!

515
00:28:38,250 --> 00:28:41,291
‫عمراً دیگه بعد از این بی‌احترامی‌ای که
‫بهم شد، برگردم اینجا.

516
00:28:41,375 --> 00:28:43,583
‫از الان به‌ بعد، حواسم به مردم خودم جمعه!

517
00:28:43,666 --> 00:28:46,541
‫تو و اون دیگه اصلاً واسم مهم نیستین.

518
00:28:54,333 --> 00:28:55,916
‫من تصمیمات احمقانه زیاد گرفتم.

519
00:28:56,916 --> 00:28:58,166
‫کِی؟

520
00:28:58,833 --> 00:29:01,166
‫منظورم اینه...طِی این سال‌ها.

521
00:29:03,916 --> 00:29:05,458
‫بگیر بخواب ویلـو.

522
00:29:42,666 --> 00:29:44,708
‫قصد آزار و اذیت نداریم.

523
00:29:45,375 --> 00:29:48,541
‫دنبال دختری می‌گردیم که با شاهدخت هم‌سفر بوده.

524
00:29:50,708 --> 00:29:52,875
‫ملکه سورشا دستور دادن اون رو به خونه برگردونیم.

525
00:29:55,916 --> 00:29:58,875
‫نکن! نه! نه، نه، نه، نه.

526
00:30:06,208 --> 00:30:07,458
‫شما ندیدینش؟

527
00:30:09,583 --> 00:30:10,625
‫ویلـو.

528
00:30:12,291 --> 00:30:13,291
‫اونم باهاشونه؟

529
00:30:14,250 --> 00:30:15,958
‫اسم من بَلن‌تاینه.

530
00:30:16,041 --> 00:30:18,041
‫من فرمانده ارتش پاکال‌کید ام.

531
00:30:18,708 --> 00:30:20,000
‫فقط می‌خوایم بهشون کمک کنیم.

532
00:30:20,666 --> 00:30:24,625
‫اما درصورتی می‌تونیم کمک‌شون کنیم
‫که بهمون بگید دارن کجا میرن.

533
00:30:32,333 --> 00:30:33,750
‫دارن می‌رن تیر آسلین.

534
00:30:34,625 --> 00:30:35,916
‫بهشون گفتیم خیلی خطرناکه...

535
00:30:36,000 --> 00:30:38,458
‫- محاله جون سالم به در ببرن.
‫- ما خودمون از تیر آسلین اومدیم.

536
00:30:38,541 --> 00:30:40,625
‫توی مسیر ندیدی‌مشون.

537
00:30:41,291 --> 00:30:42,916
‫از مسیر «ساراسین» رفتن.

538
00:30:44,458 --> 00:30:47,416
‫اگه الان حرکت کنید، احتمال زیاد
‫وسط راه بهشون می‌رسید.

539
00:30:47,500 --> 00:30:52,166
‫دروغ که نمی‌گی نه؟ کوتوله؟

540
00:30:54,041 --> 00:30:56,458
‫نه قربان.

541
00:30:56,541 --> 00:30:57,708
‫وایسا ببینم.

542
00:30:59,208 --> 00:31:01,625
‫رد چرخ‌های ارابه، مال حدوداً یک‌روز پیش.

543
00:31:03,250 --> 00:31:04,250
‫به سمت غرب.

544
00:31:18,458 --> 00:31:19,750
‫سوار شین.

545
00:31:20,916 --> 00:31:23,625
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

546
00:31:24,958 --> 00:31:27,416
‫تـوآثا اوتروک مورآ هو...

547
00:31:28,958 --> 00:31:31,333
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

548
00:31:31,416 --> 00:31:33,166
‫خوبه.

549
00:31:33,791 --> 00:31:36,583
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

550
00:31:36,666 --> 00:31:37,958
‫- دوباره بگو.
‫- نه.

551
00:31:38,625 --> 00:31:40,791
‫درست گفتم، بارها و بارها
‫اما چی شد؟

552
00:31:40,875 --> 00:31:42,416
‫هیچیِ هیچی.

553
00:31:42,500 --> 00:31:43,666
‫الورا.

554
00:31:44,375 --> 00:31:45,583
‫اسم من الورا نیست.

555
00:31:46,416 --> 00:31:47,541
‫کبوتر هم نیست.

556
00:31:47,625 --> 00:31:49,416
‫ایرک اینطوری صدام می‌زنه.

557
00:31:49,500 --> 00:31:53,833
‫اسمم برون‌هیـلدا‌ست.

558
00:31:49,500 --> 00:31:53,833
‫{\an8}[برون‌هیلدا: نام یک ملکه افسانه‌ای که خدایان را به سُخره می‌گرفت]

559
00:31:53,916 --> 00:31:55,000
‫- واقعاً؟
‫- اره.

560
00:31:55,875 --> 00:31:58,166
‫می‌دونم که تعجب نمی‌کنید اما
‫خیلی مسخره می‌شدم،

561
00:31:59,291 --> 00:32:00,708
‫زمان هایی هم که کسی مسخره‌ام نمی‌کرد،

562
00:32:00,791 --> 00:32:03,750
‫تو آشپزخونه‌های مردم کار می‌کردم و
‫اونجا یادگرفتم چطوری آشپزی کنم.

563
00:32:04,916 --> 00:32:06,208
‫من اینم.

564
00:32:07,291 --> 00:32:08,916
‫- من همچین آدمی ام.
‫- نه.

565
00:32:09,833 --> 00:32:11,208
‫تو می‌تونی!

566
00:32:11,291 --> 00:32:13,666
‫فقط باید کلمات رو با حس بیشتری بگی.

567
00:32:13,750 --> 00:32:15,333
‫یالا، یه بار دیگه تلاش کن.

568
00:32:15,416 --> 00:32:17,208
‫توآثا...

569
00:32:17,291 --> 00:32:20,666
‫بخدا قسم اگه یه‌بار دیگه بگی «توآثا»
‫می‌زنم به سیم آخر.

570
00:32:20,750 --> 00:32:23,250
‫ببین می‌فهمم. نا اُمید شدی.
‫منم شدم.

571
00:32:23,333 --> 00:32:25,166
‫اما بفهم،
‫یه وِرد ساده مثل این...

572
00:32:25,250 --> 00:32:28,250
‫در مقابل چیزهایی که توی شهر باستانی
‫باهاشون روبه‌رو می‌شی، هیچی نیست.

573
00:32:28,375 --> 00:32:30,500
‫ناسلامتی جادوگر اعظمی...

574
00:32:30,583 --> 00:32:33,000
‫فکرکنم بتونم یه پیرِ خرفت ضعیف رو شکست بدم دیگه.

575
00:32:35,083 --> 00:32:36,916
‫پیر خرفت ضعیف؟

576
00:32:37,000 --> 00:32:40,583
‫اگه عجوزه اولش یه انسان بوده،
‫خیلی‌ وقت پیش تبدیل به یه موجود دیگه‌ای شده.

577
00:32:40,666 --> 00:32:42,125
‫یه مـوجود فـاسد.

578
00:32:42,208 --> 00:32:47,041
‫اگه می‌خوای دوباره اریک رو ببینی
‫یا نجاتش بدی، باید حواس کیری‌ات رو جمع کنی.

579
00:32:59,708 --> 00:33:01,250
‫خب مگه دروغ گفتم؟

580
00:33:02,458 --> 00:33:03,583
‫برو پی کارت.

581
00:33:03,666 --> 00:33:05,708
‫- مگه حرفی زدم؟
‫- نیازی هم نیست بزنی.

582
00:33:05,791 --> 00:33:07,458
‫خوب می‌دونم چی توی ذهنته.

583
00:33:07,541 --> 00:33:08,541
‫واقعاً؟

584
00:33:09,083 --> 00:33:13,500
‫چی؟ که همه اینا بی‌فایده‌ست
‫و داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم؟

585
00:33:13,583 --> 00:33:15,750
‫- اصلاً آدم صبوری نیستی.
‫- اریک زمان زیادی نداره.

586
00:33:15,833 --> 00:33:17,416
‫من تابع ملکه‌ام.

587
00:33:17,500 --> 00:33:20,083
‫بهم دستور داده با ویـلو همراه شم،
‫منم همینکارو می‌کنم.

588
00:33:20,166 --> 00:33:22,083
‫- حتی اگه ویلو در اشتباه باشه؟
‫- تو که نمی‌دونی!

589
00:33:23,958 --> 00:33:26,333
‫من والا چیزایی که می‌بینم رو می‌دونم.

590
00:33:27,291 --> 00:33:29,166
‫و تا الان هیچ جادویی درکار نبوده.

591
00:33:32,583 --> 00:33:36,333
‫واسه همینه که ما سه‌نفر باید
‫ هوای هم رو داشته باشیم.

592
00:33:38,041 --> 00:33:39,791
‫می‌دونید؟ ما مثل ستون‌های این گروهیم...

593
00:33:39,875 --> 00:33:42,500
‫و می‌خوام شما داداشیا بدونین که
‫می‌تونین با من راحت باشین.

594
00:33:43,250 --> 00:33:45,166
‫مثلاً رازها و گندکاری‌هاتون رو بهم بگید،

595
00:33:45,250 --> 00:33:47,050
‫از زمانی که بچه بودین و می‌شاشیدین تو خودتون،

596
00:33:47,125 --> 00:33:49,375
‫ زمانی که با دختر همسایه
‫ دکتر بازی می‌کردین...

597
00:33:49,458 --> 00:33:50,458
‫که آخرم مُخش زده نشد.

598
00:33:51,083 --> 00:33:52,250
‫اون چیه داش؟

599
00:33:53,500 --> 00:33:54,625
‫سَگ‌ـه.

600
00:33:54,708 --> 00:33:57,125
‫واسه لیبی درستش کردم تا
‫وقتی برگشتیم خونه بدم بهش.

601
00:33:57,208 --> 00:33:58,250
‫کلکسیون جمع می‌کنه.

602
00:33:58,333 --> 00:33:59,541
‫از حیوانات مختلف؟

603
00:33:59,625 --> 00:34:01,250
‫نه. فقط سگ‌ها.

604
00:34:01,333 --> 00:34:02,375
‫نمی‌خوای واسش اسم بذاری؟

605
00:34:03,625 --> 00:34:05,041
‫مثلاً می‌تونی صداش کنی «بورمن»

606
00:34:06,208 --> 00:34:07,791
‫واسه یه سگ اسم خیلی خوبیه.

607
00:34:07,875 --> 00:34:11,500
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

608
00:34:13,708 --> 00:34:16,416
‫تـوآثا اوتروک مورآ...

609
00:34:19,833 --> 00:34:20,916
‫سلام!

610
00:34:24,416 --> 00:34:26,166
‫راستش حوصله صحبت کردن ندارم...

611
00:34:27,291 --> 00:34:30,583
‫نه اشکالی نداره.
‫منم همینطور.

612
00:34:33,791 --> 00:34:37,125
‫فقط...بحث اینه که نباید این بیرون تنها بمونی...

613
00:34:37,208 --> 00:34:40,250
‫هیچ‌کدوم‌مون نباید تنها بریم جایی،
‫ویلو گفت اصلاً امن نیست.

614
00:34:40,333 --> 00:34:42,000
‫- طوریم نمی‌شه.
‫- باشه خب.

615
00:34:44,083 --> 00:34:48,875
‫همینطور خواستم بگم که من زیاد کتاب می‌خونم
‫و از این جور چیزها خیلی سر درمیارم...

616
00:34:48,958 --> 00:34:50,500
‫زبان‌های مختلف و وِردها...

617
00:34:50,583 --> 00:34:54,041
‫پس اگه کمکی چیزی نیاز داشتی...

618
00:34:55,416 --> 00:34:58,458
‫من اینجام، می‌تونم کمکت کنم یعنی.

619
00:35:01,875 --> 00:35:03,583
‫باشه اصلاً...

620
00:35:04,708 --> 00:35:07,458
‫وقتی ویلـو گفت من «الورا دانان» ام...

621
00:35:11,541 --> 00:35:12,833
‫یه گوشه دلم گفتم...

622
00:35:15,416 --> 00:35:18,625
‫" آخ‌جون، بلاخره "

623
00:35:20,208 --> 00:35:24,125
‫جواب سوالی که کُل زندگیم دنبالش بودم
‫رو پیدا کردم.

624
00:35:25,458 --> 00:35:26,541
‫اینکه کی هستم؟

625
00:35:28,333 --> 00:35:29,708
‫اما اون گوشه دلم...

626
00:35:31,125 --> 00:35:36,500
‫یه صدایی همه‌ش می‌گه که الکیه.

627
00:35:38,833 --> 00:35:41,250
‫حقیقت اینه که من
‫با بقیه فرقی ندارم.

628
00:35:43,708 --> 00:35:44,750
‫منم یه...

629
00:35:48,708 --> 00:35:50,000
‫آدم عادی ام.

630
00:35:52,708 --> 00:35:54,541
‫حرف خنده ‌داری زدم؟

631
00:35:54,625 --> 00:35:56,666
‫چی؟ نه، نه من..

632
00:36:00,000 --> 00:36:01,291
‫خب یه‌جورایی اره.

633
00:36:02,958 --> 00:36:05,708
‫به‌نظرت چرا کیت اینقدر باهات بدرفتاری می‌کنه؟
‫چون بهت حسودی می‌کنه.

634
00:36:05,791 --> 00:36:08,083
‫چرا جید همه‌ش ازت دفاع می‌کنه؟
‫بهش دستور داده شده.

635
00:36:08,166 --> 00:36:10,333
‫بورمن چی؟ همه‌ش چشمش به اینه که
‫تو آخر چیکار می‌تونی بکنی!

636
00:36:10,416 --> 00:36:13,375
‫پس اره، این خیلی خنده داره که...

637
00:36:13,458 --> 00:36:15,791
‫تو تنها کسی هستی که این وسط

638
00:36:15,875 --> 00:36:19,041
‫نمی‌بینی چقدر خاص و خارق‌العاده‌ای.

639
00:36:27,041 --> 00:36:28,166
‫اره...

640
00:36:30,791 --> 00:36:32,125
‫به‌هرحال دیگه من دیگه...

641
00:36:39,833 --> 00:36:41,166
‫تنهات می‌ذارم...

642
00:36:56,333 --> 00:36:57,791
‫«تـوآثا...

643
00:36:59,333 --> 00:37:00,833
‫اوتروک مورآ...

644
00:37:02,625 --> 00:37:03,666
‫هوآثا»

645
00:37:30,416 --> 00:37:31,708
‫فکرکنم بهتره برگردیم.

646
00:37:35,833 --> 00:37:38,125
‫باورم نمی‌شه این حرف رو من دارم می‌زنم،

647
00:37:39,291 --> 00:37:43,333
‫درحالی که همیشه بقیه
‫ این حرف رو به خود من می‌زنن،

648
00:37:44,708 --> 00:37:47,666
‫اما صبور باش.

649
00:37:47,750 --> 00:37:49,833
‫تو متوجه نیستی، خیلی دیر شده.

650
00:37:50,500 --> 00:37:52,666
‫قدرت درونش باید پرورش داده بشه،

651
00:37:52,750 --> 00:37:55,333
‫وگرنه ذره ذره از بین می‌ره و
‫چیزی ازش باقی نمی‌مونه.

652
00:37:57,125 --> 00:37:59,041
‫اون زمانی «الورا دانان» بوده...

653
00:38:00,625 --> 00:38:02,250
‫اما دیگه نیست.

654
00:38:02,333 --> 00:38:03,791
‫اما خوابی که دیدی...

655
00:38:04,750 --> 00:38:06,625
‫دیدی که داره با عجوزه مبارزه می‌کنه.

656
00:38:07,625 --> 00:38:08,666
‫نه.

657
00:38:10,250 --> 00:38:13,833
‫توی خواب، من در میدان جنگ بیدار شدم...

658
00:38:20,875 --> 00:38:22,416
‫سر تا پا خونین‌مال.

659
00:38:24,375 --> 00:38:25,833
‫از کنار اجسداد رد می‌شدم...

660
00:38:27,291 --> 00:38:30,583
‫نلوین‌ها، داکینی‌ها، همه نژادها...

661
00:38:33,750 --> 00:38:35,000
‫تا بلاخره جسد الورا رو پیدا کردم.

662
00:38:45,333 --> 00:38:46,708
‫هرکاری هم که بکنم...

663
00:38:48,125 --> 00:38:51,125
‫هربارهم که تلاش کنم سرنوشت‌ش رو تغییر بدم...

664
00:38:53,875 --> 00:38:54,958
‫نهایتاً...

665
00:38:55,791 --> 00:38:57,125
‫برای نجات این دنیا...

666
00:38:58,833 --> 00:39:02,541
‫الورا دانان باید بمیره.

667
00:39:23,708 --> 00:39:26,000
‫ببخشید، از روی عادت بود...

668
00:39:28,208 --> 00:39:29,291
‫چیزی شده؟

669
00:39:29,375 --> 00:39:31,750
‫می‌خوام واسم تعریف کنی چه بلایی سر پدرم اومده

670
00:39:31,833 --> 00:39:35,041
‫و هرچیزی که لازمه درمورد «زره کایمریایی»
‫بدونم رو بهم بگی.

671
00:39:35,065 --> 00:39:45,065
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

672
00:39:45,089 --> 00:39:55,089
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

673
00:40:14,333 --> 00:40:17,291
‫«تـوآثا اوتروک مورآ هوآثا»

674
00:40:21,208 --> 00:40:22,250
‫توروخدا...

675
00:40:28,375 --> 00:40:29,666
‫«توآثا....

