﻿1
00:00:01,793 --> 00:00:04,209
‫روح باورموردا تو وجود من،

2
00:00:04,293 --> 00:00:06,709
‫برادرت و خودت زنده مونده.

3
00:00:07,376 --> 00:00:08,876
‫مراقب باش.

4
00:00:10,200 --> 00:00:12,650
‫[آنچه گذشت]

5
00:00:13,876 --> 00:00:14,959
‫شاهزاده زنده است.

6
00:00:15,043 --> 00:00:16,501
‫اسیر عجوزه پیره...

7
00:00:16,584 --> 00:00:20,209
‫که اون طرف «دریای متلاطم»،
‫تو «شهر باستانی» ساکنه.

8
00:00:20,793 --> 00:00:22,959
‫استخوان‌دزدان اومدن! حرکت کنین!

9
00:00:24,293 --> 00:00:26,668
‫بورمن، تو که باید مرده باشی.

10
00:00:26,751 --> 00:00:28,793
‫اشتباه گرفتی.

11
00:00:29,626 --> 00:00:30,959
‫هه!

12
00:00:31,043 --> 00:00:33,209
‫خانواده‌ام داشتن به سمت
‫«دروازه مادر» حرکت می‌کردن.

13
00:00:33,293 --> 00:00:34,834
‫فقط خودم زنده موندم.

14
00:00:36,334 --> 00:00:38,168
‫جید، فرار کن!

15
00:00:40,501 --> 00:00:42,043
‫قراره بلایی که سر بالانتاین اومد،

16
00:00:42,126 --> 00:00:43,668
‫سر من هم بیاد.

17
00:00:44,334 --> 00:00:45,959
‫شما هم باید جلوم رو بگیرین.

18
00:00:46,043 --> 00:00:48,126
‫بالانتاین می‌خواست چی به سرم بیاره؟

19
00:00:48,209 --> 00:00:50,334
‫می‌خواست کار باورموردا
‫موقع نوزادیت رو به اتمام برسونه.

20
00:00:50,918 --> 00:00:52,709
‫می‌خواست آیین سیزدهمین شب رو اجرا کنه.

21
00:00:52,793 --> 00:00:55,293
‫می‌خواست روحت رو به دنیایی
‫مملو از عذاب ابدی تبعید کنه.

22
00:00:58,501 --> 00:00:59,793
‫فاروک!

23
00:01:01,043 --> 00:01:02,959
‫هنوز هم می‌تونی نجاتش بدی.

24
00:01:03,043 --> 00:01:05,168
‫- بلد نیستم.
‫- چرا، بلدی.

25
00:01:11,251 --> 00:01:13,043
‫دختره رو بگیرین.

26
00:01:15,376 --> 00:01:16,501
‫بقیه‌شون رو بکشین.

27
00:01:27,400 --> 00:01:37,550
‫[ویلو]

28
00:01:37,600 --> 00:01:42,300
‫[فصل پنجم]
‫[جنگل وحشی]

29
00:01:42,324 --> 00:01:50,324
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

30
00:01:50,348 --> 00:01:58,348
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

31
00:01:58,349 --> 00:02:03,349
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

32
00:02:04,001 --> 00:02:05,168
‫آخ!

33
00:02:15,000 --> 00:02:30,000
‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیدا نادری»

34
00:02:32,709 --> 00:02:34,418
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

35
00:02:34,501 --> 00:02:35,543
‫فکرت رو درگیرش نکن.

36
00:02:55,001 --> 00:02:57,168
‫چقدر می‌تونن ادامه بدن؟

37
00:02:57,251 --> 00:03:00,626
‫عجوزه نمی‌ذاره تا الورا رو نگرفتن
‫و ما رو نکشتن، استراحت کنن.

38
00:03:00,709 --> 00:03:02,293
‫کاش وقت می‌ذاشتن
‫و باهامون آشنا می‌شدن، مگه نه؟

39
00:03:02,376 --> 00:03:03,501
‫حالا کجا بریم سروان؟

40
00:03:03,584 --> 00:03:06,626
‫نمی‌تونیم از دستشون فرار کنیم،
‫پس کجا می‌شه رفت؟

41
00:03:10,751 --> 00:03:12,168
‫می‌ریم تو «جنگل وحشی».

42
00:03:12,751 --> 00:03:15,793
‫ولی خطرات «جنگل وحشی» رو چیکار کنیم؟

43
00:03:15,876 --> 00:03:16,876
‫چه خطراتی داره؟

44
00:03:16,959 --> 00:03:20,751
‫می‌گن هواش، درختان و آبش خاصیتی دارن
‫که آدم اصلا...

45
00:03:20,834 --> 00:03:21,959
‫دلش نمی‌خواد ازش خارج بشه.

46
00:03:22,043 --> 00:03:23,751
‫آدم کلا اراده‌اش رو از دست می‌ده.

47
00:03:23,834 --> 00:03:26,584
‫از من بشنوین. بیش از حد لزوم
‫اونجا نمی‌مونیم.

48
00:03:26,668 --> 00:03:27,668
‫آره، امکان نداره.

49
00:03:27,751 --> 00:03:30,834
‫مطمئنم اگه کسی پیشنهاد بهتری داره،
‫همه‌مون خوشحال می‌شیم بشنویم.

50
00:03:34,459 --> 00:03:35,626
‫فرار کنین!

51
00:03:37,959 --> 00:03:39,126
‫بدوین!

52
00:04:07,334 --> 00:04:08,376
‫حتما باید گوش به‌زنگ باشیم.

53
00:04:09,209 --> 00:04:10,209
‫حواسمون رو جمع کنیم.

54
00:04:11,126 --> 00:04:13,293
‫«جنگل وحشی» اغوا کننده است،

55
00:04:13,376 --> 00:04:15,668
‫آدم رو با مناظر و اصواتش گیر می‌اندازه.

56
00:04:16,334 --> 00:04:17,584
‫تا آدم به خودش بیاد،

57
00:04:18,168 --> 00:04:19,893
‫می‌بینه داره خطبه ازدواج می‌خونه...

58
00:04:19,917 --> 00:04:22,459
‫و بابت دیدارهای دوستانه،
‫از سگ ملت مراقبت می‌کنه.

59
00:04:23,459 --> 00:04:25,126
‫خب، چنین اتفاقی نمی‌افته.

60
00:04:26,751 --> 00:04:29,459
‫من که شخصا هنوز نگران خطراتشم.

61
00:05:14,668 --> 00:05:17,418
‫استخوان‌دزدانی که خانواده‌ام رو کشته بودن،
‫به «جنگل وحشی» فرار کردن.

62
00:05:20,001 --> 00:05:21,751
‫شاید هنوز یه جایی...

63
00:05:23,959 --> 00:05:24,959
‫همین‌جاها باشن.

64
00:05:25,751 --> 00:05:29,209
‫این چوبدستی از جنس «درخت کبیر»ه...

65
00:05:29,293 --> 00:05:30,834
‫که مرکز همه‌چیزه.

66
00:05:31,626 --> 00:05:34,668
‫می‌شه امتحانش کنم؟

67
00:05:34,751 --> 00:05:36,592
‫می‌خوام ببینم اصلا تو دستم
‫کار می‌کنه یا نه؟

68
00:05:36,616 --> 00:05:37,251
‫شاید کار نکنه.

69
00:05:37,334 --> 00:05:38,418
‫کار می‌کنه؛

70
00:05:38,501 --> 00:05:40,376
‫ولی آماده نیستی.

71
00:05:40,459 --> 00:05:42,501
‫پرورش جادویی سامانه سختگیرانه‌ای داره...

72
00:05:42,584 --> 00:05:43,584
‫ایشه...

73
00:05:43,668 --> 00:05:45,543
‫منظورم عقل و دانشه.

74
00:05:45,626 --> 00:05:49,793
‫باید قبل از به دست گرفتن این چوبدستی،
‫چهار پایه اصلی...

75
00:05:49,876 --> 00:05:53,751
‫من که اون بوته اکل‌بری رو
‫رشد داده بودم و ظاهرا شگفت‌انگیز بوده.

76
00:05:54,543 --> 00:05:58,043
‫بعدش هم اون مرهم رو درست کردیم
‫و گریدون رو درمان کردیم.

77
00:06:00,543 --> 00:06:01,543
‫احتمالا درمانش کرده باشیم.

78
00:06:02,668 --> 00:06:05,334
‫دیگه کافیه تمرکز و پیشگویی رو از بر بشم.

79
00:06:05,418 --> 00:06:06,751
‫زحمتی نیست.

80
00:06:07,418 --> 00:06:12,209
‫پیشگویی شامل پیش‌بینی ارتعاشات دنیا
‫و دیدن آینده است...

81
00:06:12,293 --> 00:06:14,834
‫که واسه فاضل‌ترین ساحران
‫هم تقریبا غیرممکنه.

82
00:06:15,834 --> 00:06:17,126
‫تو می‌تونی پیشگویی کنی؟

83
00:06:17,709 --> 00:06:20,543
‫هر از گاهی تصاویر وقایع آینده رو دیدم.

84
00:06:21,334 --> 00:06:22,418
‫من رو هم دیدی؟

85
00:06:25,209 --> 00:06:27,459
‫خب، بیا از تمرکز شروع کنیم.

86
00:06:28,418 --> 00:06:31,751
‫اگه درست تمرکز کنی
‫که نمی‌کنی...

87
00:06:31,834 --> 00:06:33,126
‫دارم سعیم رو می‌کنم.

88
00:06:33,209 --> 00:06:37,584
‫می‌تونیم با ذهنت اجسام رو جابه‌جا کنی،
‫نیروهای عناصر رو به کار بگیری...

89
00:06:37,668 --> 00:06:39,876
‫و حتی ملت رو تغییر بدی.

90
00:06:43,293 --> 00:06:45,459
‫چیه؟ داری چیکار می‌کنی؟

91
00:06:45,543 --> 00:06:51,209
‫دارم با ذهنم عصایی رو
‫که قورت دادی درمیارم...

92
00:06:51,293 --> 00:06:54,959
‫و به شخصی تبدیلت می‌کنم
‫که بذاره با چوبدستیه کار کنم.

93
00:06:56,334 --> 00:06:58,209
‫- تأثیر نداره؟
‫- نه.

94
00:07:01,376 --> 00:07:04,751
‫اگه چوبدستی شرلیندریا
‫به دست آدم نامناسبی بیفته،

95
00:07:04,834 --> 00:07:06,626
‫خرابی غیرقابل تصوری به بار میاد.

96
00:07:13,876 --> 00:07:15,293
‫دلت غنج می‌زنه، ها؟

97
00:07:15,376 --> 00:07:16,543
‫چی؟

98
00:07:16,626 --> 00:07:20,543
‫غنج می‌زنه، یعنی سرت گیج می‌ره،

99
00:07:20,626 --> 00:07:24,459
‫دلت می‌خواد گل بقاپی،
‫اگه باد معده داشتی، آروم تخلیه کنی...

100
00:07:24,543 --> 00:07:26,209
‫و به طور کلی خودت رو جلوی...

101
00:07:26,293 --> 00:07:28,959
‫فرد منتخب چشم‌خرگوشی و موقشنگی
‫که احتمالا تو رو...

102
00:07:29,043 --> 00:07:30,918
‫صرفا به چشم دوست عادی ببینه،
‫مسخره کنی.

103
00:07:31,001 --> 00:07:32,501
‫دلم غنج نمی‌زنه.

104
00:07:32,584 --> 00:07:34,001
‫خیلی‌خب. چه عالی.

105
00:07:34,084 --> 00:07:36,793
‫یعنی مجبور نیستم یادت بدم
‫چیکار کنی که ازت خوشش بیاد.

106
00:07:36,876 --> 00:07:39,001
‫مگه اصلا در این مسائل سررشته‌ای داری؟

107
00:07:39,668 --> 00:07:42,459
‫گریدون، رفیق،

108
00:07:43,459 --> 00:07:45,918
‫مهم‌ترین کار زندگی من، زنان هستن.

109
00:07:46,543 --> 00:07:49,543
‫ضمنا، زانوی خیلی‌ها صرفا با شنیدن...

110
00:07:49,626 --> 00:07:52,668
‫تراکسوس «خونسردوس» شل می‌شه
‫و قلبشون تند می‌زنه...

111
00:07:52,751 --> 00:07:55,084
‫بورمن، ای خوره سرکش.

112
00:07:55,168 --> 00:07:58,043
‫خدا به دادت برسه اگه باز هم
‫بخوای ماجراجویی جانبی داشته باشی،

113
00:07:58,126 --> 00:08:00,334
‫آخه خودم قلبت رو از سینه درمیارم.

114
00:08:01,043 --> 00:08:03,418
‫دیدی؟ دیدی چه علاقه‌ای فوران کرد؟

115
00:08:05,543 --> 00:08:09,418
‫باشه، ولی چطوری عمل می‌کنی؟
‫چیکار می‌کنی که علاقه فوران کنه؟

116
00:08:12,376 --> 00:08:14,334
‫خیلی‌خب، اولا،

117
00:08:14,418 --> 00:08:17,459
‫مهم‌ترین چیزی که باید
‫راجع به جنس زیباتر درک کنی از این قراره...

118
00:08:17,543 --> 00:08:21,043
‫البته به نظرت متناقض جلوه می‌کنه،
‫ولی از من بشنو، همین‌طوره.

119
00:08:21,126 --> 00:08:21,968
‫خیلی‌خب.

120
00:08:21,992 --> 00:08:24,543
‫خیلی خوششون میاد،
‫خیلی خوششون میاد که آدم...

121
00:08:29,668 --> 00:08:31,376
‫که آدم چیکار کنه؟

122
00:08:31,459 --> 00:08:34,126
‫بورمن، از چه کاری خیلی خوششون میاد؟

123
00:08:34,209 --> 00:08:36,751
‫نه، نه. بورمن، حرفت رو تکمیل کن.
‫از چه کاری خیلی خوششون میاد؟

124
00:08:36,834 --> 00:08:38,376
‫- شوخی ندارم.
‫- ببینین بچه‌ها.

125
00:08:39,376 --> 00:08:44,251
‫خودم می‌دونم همه‌تون به راست‌کرداری
‫و نیت من شک دارین،

126
00:08:44,334 --> 00:08:46,668
‫ولی خواهش می‌کنم
‫بهم اعتماد کنین و بدونین...

127
00:08:46,751 --> 00:08:49,459
‫الان هر اتفاقی هم که بیفته،
‫خودم نقشه‌ای ریختم...

128
00:08:49,959 --> 00:08:52,668
‫و اگه همگی خونسردیتون رو حفظ کنین،
‫همه‌چی...

129
00:08:55,376 --> 00:08:56,376
‫درست می‌شه.

130
00:09:34,876 --> 00:09:36,126
‫سلام بورمن.

131
00:09:36,209 --> 00:09:37,209
‫سلام لوری.

132
00:09:37,668 --> 00:09:39,334
‫اسم کوچک تاث لوریه،

133
00:09:39,418 --> 00:09:41,376
‫ولی به دلیلی ازش خوشش نمیاد.

134
00:09:41,459 --> 00:09:44,043
‫آره، اسمت رو قبول کن لوری.
‫بذار با شنیدنش یاد خودت بیفتن.

135
00:09:44,959 --> 00:09:48,626
‫آروم باشین بچه‌ها. مؤدب باشین.

136
00:09:52,584 --> 00:09:54,084
‫بهت نمیاد مرده باشی.

137
00:09:54,668 --> 00:09:55,668
‫داستانش بامزه است.

138
00:09:56,876 --> 00:09:58,043
‫خب، خیلی هم بامزه نیست.

139
00:09:58,918 --> 00:10:02,418
‫از اون داستان‌هاست که آدم
‫تهش می‌گه «چه زندگی بامزه‌ای».

140
00:10:03,251 --> 00:10:06,084
‫خودت می‌تونی تصور کنی
‫وقتی تاث برگشت و بهم گفت...

141
00:10:06,168 --> 00:10:09,001
‫با یکی از اهالی تیر آسلین،
‫چهار بچه...

142
00:10:09,084 --> 00:10:15,001
‫و فرد دیلاقی که با تراکسوس بورمن مو نمی‌زنه
‫روبه‌رو شده، چقدر غافلگیر شدم.

143
00:10:16,876 --> 00:10:18,876
‫حق داری بهت توضیح بدم.

144
00:10:18,959 --> 00:10:21,168
‫هیچ‌کس از اسکلین جون سالم به در نمی‌بره.

145
00:10:22,209 --> 00:10:23,209
‫به هیچ وجه.

146
00:10:23,293 --> 00:10:25,084
‫- اسکلین کجاست؟
‫- معادن خوفناک اسکلین رو می‌گه.

147
00:10:25,168 --> 00:10:27,251
‫تو دل کوهستانه.
‫تحت اداره ترول‌هاست.

148
00:10:27,334 --> 00:10:31,001
‫چی بگم؟ لابد من کسی بودم
‫که جون سالم به در برده دیگه.

149
00:10:32,084 --> 00:10:33,459
‫از این وضعیت لذت می‌برم.

150
00:10:33,543 --> 00:10:36,043
‫خب، اگه افکارمون مشابه باشه،

151
00:10:36,126 --> 00:10:37,126
‫من هم لذت می‌برم.

152
00:10:37,209 --> 00:10:39,084
‫خیلی شک دارم لذت ببری.

153
00:10:40,668 --> 00:10:42,918
‫ببرینش تو چادرم
‫و حواستون باشه محکم ببندینش.

154
00:10:44,876 --> 00:10:48,001
‫چه بدونم. به نظرم افکارمون مشابهه.

155
00:10:49,084 --> 00:10:50,084
‫بقیه‌شون رو چیکار کنیم؟

156
00:10:50,168 --> 00:10:51,293
‫به دردتون می‌خورن...

157
00:10:51,376 --> 00:10:54,709
‫یا بهتره زیر پاتیل
‫جمجمه‌جوشمون رو روشن کنیم؟

158
00:10:57,793 --> 00:11:01,751
‫بنده کیت تانتالوس از تیر آسلین هستم.
‫دختر ملکه سورشام.

159
00:11:01,834 --> 00:11:03,043
‫اسکورپیا هستم.

160
00:11:03,126 --> 00:11:09,043
‫خب، در واقع، حضرت تعالی،
‫بانوی باشکوه، ونوما اسکورپیا هستم،

161
00:11:09,126 --> 00:11:11,418
‫ولی همون اسکورپیا صدام کن.

162
00:11:12,168 --> 00:11:13,959
‫برادرم رو از قلعه‌مون ربودن.

163
00:11:14,043 --> 00:11:15,251
‫کار ما نبوده.

164
00:11:16,543 --> 00:11:17,918
‫- نبوده دیگه، مگه نه؟
‫- نه‌خیر.

165
00:11:18,001 --> 00:11:19,626
‫کار خادمان عجوزه پیر بود.

166
00:11:21,209 --> 00:11:23,001
‫می‌خوایم بریم اون‌طرف «دریای متلاطم»...

167
00:11:26,584 --> 00:11:28,209
‫که نجاتش بدیم.

168
00:11:29,251 --> 00:11:32,793
‫مطمئنم اگه بتونین لطفی کنین
‫و ولمون کنین،

169
00:11:32,876 --> 00:11:34,751
‫مادرم لطفتون رو جبران می‌کنه.

170
00:11:34,834 --> 00:11:39,626
‫ضمنا، می‌تونین بورمن رو نگه دارین.
‫واقعا خیلی رو اعصابه.

171
00:11:39,709 --> 00:11:41,209
‫داری بیخودی زحمت می‌کشی.

172
00:11:41,876 --> 00:11:44,001
‫اصلا رحم ندارن...

173
00:11:44,584 --> 00:11:47,626
‫و این‌قدر احمقن که نمی‌فهمن
‫چه پیشنهاد خوبی دادی.

174
00:11:47,709 --> 00:11:50,793
‫شاید روشن کردن پاتیل
‫جمجمه‌جوشمون رو به تعویق بندازیم.

175
00:11:56,376 --> 00:11:59,001
‫نلوینه و پسر خوشگله رو
‫تو دهکده حبس کنین.

176
00:11:59,084 --> 00:12:00,376
‫- آروم.
‫- خیلی‌خب.

177
00:12:00,459 --> 00:12:03,251
‫- این دوتا رو تو تق‌تقان حبس کنین.
‫- وایستین.

178
00:12:03,334 --> 00:12:04,626
‫ولی این یکی رو همین‌جا نگه دارین.

179
00:12:04,709 --> 00:12:06,709
‫- چیکارش می‌کنین؟
‫- سرگرممون می‌کنه.

180
00:12:06,793 --> 00:12:08,626
‫جید!

181
00:12:10,126 --> 00:12:14,084
‫می‌شه همین اول بگم
‫که چقدر خوشگل شدی؟

182
00:12:15,043 --> 00:12:17,501
‫چند وقت گذشته؟ هشتاد ماه؟
‫ولی یه روز هم به سنت اضافه نشده.

183
00:12:17,584 --> 00:12:18,834
‫به سن تو اضافه شده.

184
00:12:19,959 --> 00:12:24,334
‫یادم میاد بچه لاغر و گرسنه‌ای بودی
‫که به شدت مشتاق جلب رضایتم بودی.

185
00:12:24,418 --> 00:12:26,001
‫هنوز هم مشتاق جلب رضایتتم.

186
00:12:27,584 --> 00:12:29,251
‫خیال می‌کردم از دنیا رفتی.

187
00:12:31,959 --> 00:12:33,043
‫گریستم.

188
00:12:33,126 --> 00:12:35,168
‫خیلی گریستی یا صرفا...

189
00:12:37,334 --> 00:12:38,751
‫هه. هدف‌گیریت حرف نداره!

190
00:12:38,834 --> 00:12:40,834
‫کمی بالاتر رو هدف گرفته بودم.

191
00:12:44,751 --> 00:12:46,376
‫چی به سرت اومد؟

192
00:12:53,001 --> 00:12:55,168
‫- بالاخره تنها شدیم، ها؟
‫- هوم؟

193
00:12:55,251 --> 00:12:57,459
‫نه، اِم، درست می‌گی. آخه...

194
00:12:58,209 --> 00:13:00,543
‫خوبه که مدتی دوتایی تنها باشیم...

195
00:13:00,626 --> 00:13:03,459
‫و باقی اعضای گروه با نظراتشون مزاحممون نشن.

196
00:13:03,543 --> 00:13:05,834
‫ما که دوتایی با هم تنها نیستیم.

197
00:13:05,918 --> 00:13:09,876
‫- داریم سعی می‌کنیم راه فراری پیدا کنیم.
‫- چرا که نه؟ آره، معلومه.

198
00:13:11,043 --> 00:13:14,418
‫آخه آموزش الورا خیلی وقتت رو می‌گیره.

199
00:13:14,501 --> 00:13:18,668
‫حالا که حرفش شد، به نظرت
‫کمی من رو نادیده نمی‌گیره؟

200
00:13:18,751 --> 00:13:20,668
‫سعی کرده بودی به بعد دیگه‌ای تبعیدش کنی‌ها.

201
00:13:21,709 --> 00:13:23,251
‫طبق تجربیات من، معمولا بعد از چنین اتفاقی،

202
00:13:23,334 --> 00:13:25,459
‫کمی از اعتماد خانم‌ها کاسته می‌شه.

203
00:13:25,543 --> 00:13:27,293
‫درسته، ولی من که چنین آدمی نیستم.

204
00:13:27,376 --> 00:13:29,543
‫طرف صرفا مدت کوتاهی تسخیرم کرده بود...

205
00:13:29,626 --> 00:13:32,709
‫و خیلی بد شد، آخه حس می‌کنم
‫ارتباط خاصی داشتیم و...

206
00:13:32,834 --> 00:13:35,293
‫عه، عه، عه.
‫ادامه نده گریدون.

207
00:13:35,376 --> 00:13:38,084
‫ایشون الورا دانان، شهبانوی نه سرزمینه...

208
00:13:38,168 --> 00:13:39,834
‫و سرنوشتش نجات دنیاست.

209
00:13:39,918 --> 00:13:42,126
‫فرصت ارتباط برقرار کردن با تو
‫یا کس دیگه‌ای رو نداره.

210
00:13:42,209 --> 00:13:43,876
‫یعنی منظورت اینه...

211
00:13:43,959 --> 00:13:47,293
‫که آدم یا باید دنیا رو نجات بده،
‫یا رابطه برقرار کنه؟

212
00:13:47,376 --> 00:13:50,459
‫آدم باید بین زندگی شخصی
‫و کارش حد وسط رو رعایت کنه.

213
00:13:50,543 --> 00:13:51,584
‫احسنت.

214
00:13:52,084 --> 00:13:54,168
‫دارم چی می‌گم؟
‫نه‌خیر. یعنی آره.

215
00:13:54,834 --> 00:13:57,334
‫نباید این شکلی دنبالش باشی.

216
00:13:57,918 --> 00:13:59,918
‫خب، اگه توانش رو نداشته باشم چی ویلو؟

217
00:14:00,001 --> 00:14:03,376
‫خب، حتما... شوخیت گرفته.

218
00:14:11,501 --> 00:14:12,876
‫اون چیه؟

219
00:14:12,959 --> 00:14:14,501
‫محل سکونت براونی‌هاست.

220
00:14:23,293 --> 00:14:26,126
‫وای، می‌خوان چه بلایی سرش بیارن؟

221
00:14:26,209 --> 00:14:29,543
‫- مطمئنم چیزیش نمی‌شه.
‫- آخه از کجا می‌خوای مطمئن باشی؟

222
00:14:29,626 --> 00:14:31,584
‫چه بدونم.
‫ملت همین‌جوری می‌گن دیگه.

223
00:14:31,668 --> 00:14:33,501
‫اون‌ها با جمجمه ملت
‫نقاب درست می‌کنن!

224
00:14:35,334 --> 00:14:37,876
‫می‌خوان بکشنش.

225
00:14:37,959 --> 00:14:42,126
‫راستش، من باور دارم عشق
‫قدرتمندترین نیروی دنیاست.

226
00:14:42,959 --> 00:14:44,376
‫وایستا ببینم، چی؟

227
00:14:44,459 --> 00:14:48,293
‫گفتم عشق قدرتمندترین نیروی دنیاست.

228
00:14:48,376 --> 00:14:50,459
‫واسه همین می‌دونم
‫قراره اریک رو نجات بدیم.

229
00:14:51,209 --> 00:14:53,126
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه.

230
00:14:53,834 --> 00:14:58,251
‫الان دارن بهترین دوستم رو شکنجه می‌کنن،
‫اون‌وقت تو از عشق می‌گی؟

231
00:14:58,334 --> 00:15:00,501
‫صرفا می‌خوام بگم
‫حالت رو درک می‌کنم.

232
00:15:01,126 --> 00:15:04,959
‫آها، که این‌طور، چون چند باری
‫با برادرم لای چمن‌ها غل خوردین؟

233
00:15:05,043 --> 00:15:07,334
‫جید و من...

234
00:15:10,459 --> 00:15:12,376
‫ما دوست عادی هستیم.

235
00:15:12,459 --> 00:15:14,584
‫بی‌خیال. خودت که می‌بینی
‫چه شکلی نگاهت می‌کنه،

236
00:15:14,668 --> 00:15:20,001
‫ازت محافظت می‌کنه، به فکرته
‫و به خاطر تو باهامون اومده.

237
00:15:20,084 --> 00:15:24,001
‫وانمود می‌کنیم خبر نداریم، حتی گاهی
‫خودمون رو قانع می‌کنیم خبر نداریم،

238
00:15:24,834 --> 00:15:26,459
‫ولی ته دلمون خبر داریم.

239
00:15:28,168 --> 00:15:29,959
‫دلم براش می‌سوزه.

240
00:15:31,418 --> 00:15:33,834
‫آخه عاشق کسیه
‫که نمی‌تونه عاشقش باشه.

241
00:15:43,251 --> 00:15:47,834
‫تو اصلا اون و خودم رو نمی‌شناسی.

242
00:15:47,918 --> 00:15:52,043
‫شاید نشناسم؛ ولی می‌دونم
‫قراره چطوری از اینجا فرار کنیم.

243
00:15:54,959 --> 00:15:56,043
‫با این فرار می‌کنیم.

244
00:15:58,043 --> 00:15:59,918
‫چطوری از اسکلین فرار کردی؟

245
00:16:00,543 --> 00:16:01,751
‫یه راه فرار بیشتر نداشتم.

246
00:16:03,834 --> 00:16:05,459
‫مبارزه کردم و خارج شدم.

247
00:16:09,918 --> 00:16:11,876
‫وقتی عطش خونم سیراب شد،

248
00:16:13,001 --> 00:16:15,001
‫از اون کوهستان پایین اومدم.

249
00:16:17,668 --> 00:16:20,251
‫مجروح بودم و داشتم یخ می‌زدم.

250
00:16:21,751 --> 00:16:24,376
‫فقط به فکر بازگشت به اینجا بودم.

251
00:16:40,418 --> 00:16:42,001
‫اگه واینستاده بودم...

252
00:16:42,084 --> 00:16:46,043
‫که به اون مسافران سرگردان کمک کنم،
‫تا الان رسیده بودم.

253
00:16:47,209 --> 00:16:49,001
‫- سلام قند عسل.
‫- سلام.

254
00:16:49,501 --> 00:16:52,501
‫از کجا می‌خواستم بفهمم
‫دلالان مرگ کارکوسایی هستن؟

255
00:16:52,584 --> 00:16:55,918
‫آره خب، از جونم گذشتن،
‫ولی مجبورم کردن دست به کارهایی...

256
00:16:56,001 --> 00:16:57,126
‫بخورین، بخورین!

257
00:16:57,209 --> 00:16:58,376
‫وحشتناکی بزنم.

258
00:16:58,459 --> 00:16:59,793
‫بخورین! ایول!

259
00:16:59,876 --> 00:17:01,251
‫برام پاپوش دوختن که خلافکارم.

260
00:17:05,084 --> 00:17:08,501
‫چندین سال فراری بودم
‫تا این که بالاخره دستگیرم کردن.

261
00:17:09,126 --> 00:17:13,459
‫سورشا مذاکره کرد
‫که به تیر آسلین برگردم،

262
00:17:14,084 --> 00:17:19,793
‫من هم با توانای ترغیب جرئیم،

263
00:17:21,001 --> 00:17:22,959
‫قانعش کردم آزادم کنه.

264
00:17:23,084 --> 00:17:25,834
‫تواناییم رو به خاطر داری؟

265
00:17:25,918 --> 00:17:29,168
‫هوم. جزئی نیست.

266
00:17:31,543 --> 00:17:34,709
‫اون عتیقه رو پیدا نکرده بودی؟

267
00:17:38,126 --> 00:17:41,834
‫بقیه چی شدن؟ آلاگاش چی شد؟

268
00:17:42,876 --> 00:17:44,293
‫ترول‌ها کشتنش.

269
00:17:45,543 --> 00:17:50,251
‫فقط امیدوارم قبل از مرگش،

270
00:17:50,334 --> 00:17:51,793
‫کلی عذاب کشیده بوده باشه.

271
00:17:53,584 --> 00:17:55,376
‫داستانش مفصله.

272
00:18:01,668 --> 00:18:03,126
‫مادمارتیگان چی شد؟

273
00:18:06,001 --> 00:18:07,376
‫اون رو هم کشتن؟

274
00:18:10,709 --> 00:18:12,709
‫سلام، شرمنده که مزاحم می‌شم.

275
00:18:15,418 --> 00:18:18,668
‫باید هم شرمنده باشی.
‫اصلا می‌دونی ساعت چنده؟

276
00:18:18,751 --> 00:18:21,959
‫- آهای! سروصدا نکن!
‫- گوردون، خدا به دادت برسه!

277
00:18:22,043 --> 00:18:25,376
‫اِم، دنبال برخی از دوستان قدیمیم می‌گردم.
‫شاید شما بشناسینشون.

278
00:18:25,459 --> 00:18:27,543
‫- واسه چی باید بشناسمشون.
‫- آخه براونی‌ان.

279
00:18:27,626 --> 00:18:30,626
‫لابد کل نلوین‌های دنیا همدیگه رو می‌شناسن؟

280
00:18:30,709 --> 00:18:33,209
‫اصلا می‌دونی حرفت چقدر توهین‌آمیزه؟

281
00:18:35,293 --> 00:18:36,709
‫سلام ویلو!

282
00:18:36,793 --> 00:18:40,501
‫سلام رول! چقدر از دیدنت خوشحالم.

283
00:18:40,584 --> 00:18:42,418
‫خیال می‌کردم دیگه نمی‌بینمت!

284
00:18:42,501 --> 00:18:48,001
‫انگار... چی شدی؟
‫بزرگ‌تر شدی، مگه نه؟

285
00:18:48,543 --> 00:18:52,626
‫با دخترم، گانوش، آشنا شدی.
‫گانوش، ایشون ویلوئه!

286
00:18:53,001 --> 00:18:54,126
‫عجب.

287
00:18:57,334 --> 00:18:58,876
‫سنش حکم می‌کنه بی‌ادب باشه.

288
00:18:59,418 --> 00:19:00,709
‫فرانجین کجاست؟

289
00:19:00,793 --> 00:19:04,334
‫- اِم، متأسفانه دیگه بینمون نیست.
‫- وای...

290
00:19:04,418 --> 00:19:06,418
‫رفت سمت جنوب.
‫گفت آب و هواش بهتره،

291
00:19:06,501 --> 00:19:09,376
‫ولی خودمون می‌دونیم چون همسرش ولش کرد
‫و با من ازدواج کرد، رفته.

292
00:19:09,959 --> 00:19:11,709
‫متأسفانه، همسرش هم دیگه بینمون نیست.

293
00:19:11,793 --> 00:19:13,168
‫- مرده.
‫- اون هم رفته جنوب.

294
00:19:13,751 --> 00:19:17,709
‫این یکی هم می‌خواد بره اون بالا ساکن بشه،
‫با استخوان‌دزدان زندگی کنه...

295
00:19:17,793 --> 00:19:21,251
‫- و احتمالا ترول‌ها حمله کنن و بگیرنش.
‫- خیلی خوشت میاد بگیرنم، مگه نه؟

296
00:19:21,334 --> 00:19:23,626
‫من خوشم میاد...

297
00:19:23,709 --> 00:19:25,751
‫از سر جات بلند بشی،
‫کار پیدا کنی،

298
00:19:25,834 --> 00:19:27,209
‫سرگرمی داشته باشی
‫و یه کاری بکنی!

299
00:19:27,293 --> 00:19:29,793
‫فقط می‌خواد مشهور بشه.
‫همه‌شون دنبال شهرتن.

300
00:19:29,876 --> 00:19:31,668
‫- که چی بشه؟ چه بدونم.
‫- دکوپاژ کار می‌کنم!

301
00:19:32,251 --> 00:19:33,459
‫رول، باید کمکم کنی؟

302
00:19:34,001 --> 00:19:35,001
‫عین قدیم‌ها؟

303
00:19:35,084 --> 00:19:37,293
‫خب، می‌شه گفت.
‫الورا اون بالاست.

304
00:19:37,376 --> 00:19:39,043
‫- همون نوزاده رو می‌گی!
‫- دیگه نوزاد نیست.

305
00:19:39,168 --> 00:19:41,168
‫باید به دوستانمون کمک کنیم
‫از اینجا فرار کنن.

306
00:19:41,251 --> 00:19:45,959
‫- سفر خیلی مهمی پیش‌رو داریم.
‫- خب، اگه مهمه، قبوله.

307
00:19:46,043 --> 00:19:49,793
‫اگه سفر بیهوده‌ای بود،
‫مجبور می‌شدم قبول نکنم.

308
00:19:49,876 --> 00:19:51,548
‫می‌تونی تو جریان
‫استخوان‌دزدان کمکمون کنی؟

309
00:19:51,572 --> 00:19:52,793
‫خب، جریان از این قراره...

310
00:19:52,876 --> 00:19:54,876
‫که زیاد به حرف ما گوش نمی‌دن.

311
00:19:54,959 --> 00:19:56,876
‫دقیقا بالای سرمون اردوگاه زدن.

312
00:19:56,959 --> 00:19:58,709
‫- خیلی تحقیرآمیره.
‫- ای بابا.

313
00:19:58,793 --> 00:20:02,543
‫ولی هنوز خیلی خوب حواس ملت رو پرت می‌کنیم.
‫جغدها و بمب‌های بوگندو رو یادته؟

314
00:20:02,626 --> 00:20:03,626
‫راستش، یادم نیست.

315
00:20:03,709 --> 00:20:05,126
‫خب، الان بهتر عمل می‌کنیم.

316
00:20:05,209 --> 00:20:09,543
‫می‌تونیم با چوبدستی شرلیندریا
‫خیلی بهتر حواس ملت رو پرت کنیم.

317
00:20:12,001 --> 00:20:14,001
‫وای، خاک بر سرم.

318
00:20:14,584 --> 00:20:18,418
‫گمون کنم...
‫تقریبا مطمئنم همینه:

319
00:20:20,626 --> 00:20:25,293
‫آواگ گادو؟

320
00:20:28,751 --> 00:20:30,709
‫داری از خودت درمیاری؟

321
00:20:33,209 --> 00:20:34,959
‫شاید الان اثر کنه.

322
00:20:35,043 --> 00:20:36,834
‫آواگ گادو.

323
00:20:39,501 --> 00:20:41,876
‫- خب، امکان نداره اتفاق خوبی افتاده باشه.
‫- نه، امکان نداره.

324
00:20:45,001 --> 00:20:46,001
‫بریم!

325
00:20:49,584 --> 00:20:53,293
‫من رو با طعنه‌ها و ریش شکوهمندت شیفته کردی!

326
00:20:54,626 --> 00:20:55,626
‫تعمدی نبود!

327
00:20:57,501 --> 00:21:01,668
‫نه می‌خوایم بلایی سر کسی بیاریم،
‫نه شما می‌خواین بلایی سرتون بیاد.

328
00:21:01,751 --> 00:21:04,501
‫اگه مجبور بشم، بلایی سرتون میارم.

329
00:21:04,584 --> 00:21:06,126
‫بد بلایی سرتون میارم.

330
00:21:06,209 --> 00:21:08,084
‫فقط می‌خوایم جید رو تحویل بدین.

331
00:21:09,418 --> 00:21:10,459
‫کجاست؟

332
00:21:10,543 --> 00:21:11,668
‫اینجام.

333
00:21:17,751 --> 00:21:18,751
آزادش کنید.

334
00:21:21,501 --> 00:21:23,209
‫بعید می‌دونم بتونیم خانم.

335
00:21:23,293 --> 00:21:25,709
‫باید حتماً رئیس‌مون دستور بوده.

336
00:21:26,459 --> 00:21:29,126
‫صورتت رو ذوب می‌کنم، لوری.

337
00:21:30,418 --> 00:21:34,293
‫ما واسه آدم‌هایی که مثل تبل تو خالی‌ان
‫یه رسم داریم!

338
00:21:34,918 --> 00:21:37,334
‫از جمجمه‌شون کلاه درست می‌کنیم.

339
00:21:50,834 --> 00:21:52,876
‫شجاعتت رو تحسین می‌کنم، شاهزاده خانم.

340
00:21:53,418 --> 00:21:57,751
‫اما وقتشه یکم به خودت استراحت بدی،
‫خوش بگذرون.

341
00:22:02,251 --> 00:22:03,376
‫خیلی عالی می‌شه اگه...

342
00:22:04,959 --> 00:22:06,543
‫منکه خیلی داره بهم خوش می‌گذره،

343
00:22:06,626 --> 00:22:08,584
‫راستش مدت‌هاست منتظر این لحظه بودم!

344
00:22:09,168 --> 00:22:11,834
‫نترس عزیزم،
‫سرتا پا در اختیار توئم.

345
00:22:25,876 --> 00:22:27,001
‫نه، جید، نه!

346
00:22:34,084 --> 00:22:35,084
‫نه!

347
00:22:35,501 --> 00:22:36,793
‫بیا ببینم.

348
00:22:42,418 --> 00:22:45,959
‫جید! بس‌کن. لطفاً. کافیه.

349
00:22:50,334 --> 00:22:51,876
‫خواهش می‌کنم.

350
00:22:58,418 --> 00:22:59,876
‫ببریدش تو چادر خودم.

351
00:23:04,126 --> 00:23:05,293
‫تموم شد.

352
00:23:10,084 --> 00:23:13,668
‫اون صخره بزرگ رو می‌بینی که
‫شبیه یه گاو دوسـره؟

353
00:23:13,751 --> 00:23:14,834
‫خـب؟

354
00:23:14,918 --> 00:23:17,209
‫از اون راه نرید! اشتباهه.

355
00:23:17,293 --> 00:23:20,376
‫اما اگه شاهزاده اخمـو و غمگین‌مون
‫از اون سمت بره،

356
00:23:21,084 --> 00:23:23,168
‫- میرن دنبالش.
‫- خب، نقشه خوبی نیست.

357
00:23:23,251 --> 00:23:25,959
‫خب وقتی ایده‌های جغدغول‌پیکر
‫رو قبول نمی‌کنی،

358
00:23:26,043 --> 00:23:27,418
‫اینطوری می‌شه دیگه

359
00:23:27,501 --> 00:23:30,168
‫نه، نه. خوبه اتفاقاً

360
00:23:31,626 --> 00:23:34,251
‫فقط کافیه شانس باهامون یار باشه،
‫بتونیم وارد بشیم...

361
00:23:34,334 --> 00:23:37,043
‫آزادشون کنیم، بفرستیم‌شون داخل جنگل
‫و بعدش هم رو ملاقات کنیم.

362
00:23:37,126 --> 00:23:38,501
‫خیلی‌خب، بریم تو کارش.

363
00:23:40,584 --> 00:23:42,709
‫- می‌دونم چه حسی بهت دست میده
‫- درست مثل قدیم‌ها.

364
00:23:42,793 --> 00:23:47,501
‫قبل از اینکه در باتلاقی عمیق و اجتناب‌پذیر
‫از فاصله و دوری و بی‌وفایی غرق بشیم.

365
00:23:47,584 --> 00:23:54,168
‫زینگ، جنگ، فرار کردن، کتک‌کاری ها
‫پایان خوش و این چرت و پرتا.

366
00:23:54,876 --> 00:23:56,126
‫خیلی‌خب، بپر داخل.

367
00:23:56,209 --> 00:23:58,751
‫نه، اون دوران دیگه گذشت.

368
00:23:58,834 --> 00:24:03,376
‫جدیداً دوست دارم همه‌ش بخورم،
‫خاطرات رو بخورم و بازم غذا بخورم.

369
00:24:03,459 --> 00:24:06,084
‫- و با گانوش وقت بگذرونم.
‫- دیگه به اینجام رسیده!

370
00:24:06,168 --> 00:24:08,126
‫اما رول، بدون تو از پس‌ش بر نمیام.

371
00:24:08,709 --> 00:24:11,668
‫چرا چرا میای! الان دیگه اون رو داری.

372
00:24:12,209 --> 00:24:14,459
‫اون رول و فرانژین جدید توئه!
‫(دوست‌های قدیمی‌ش)

373
00:24:14,543 --> 00:24:18,376
‫با این حال که شبیه شاهزاده های
‫اخـمو و غمگینه...

374
00:24:18,459 --> 00:24:22,293
‫اما یه قهرمانه! مثل خودت.

375
00:24:22,376 --> 00:24:26,168
‫ماجراجویی خیلی خطرناکه،
‫اما اگه از پسش براومدی...

376
00:24:26,251 --> 00:24:28,418
‫یه‌روزی می‌تونی با خیال راحت
‫واسه خودت زندگی کنی.

377
00:24:36,543 --> 00:24:38,668
‫اون نشون روی گردنت،
‫چی شده؟

378
00:24:39,668 --> 00:24:41,834
‫نمی‌دونم. همیشه داشتمش.

379
00:24:47,084 --> 00:24:49,918
‫ببین، روزی که نوزاد 100 روزش می‌شه...

380
00:24:50,001 --> 00:24:51,834
 نشون خانوادگی‌ش رو پشت
 گردن‌ش داغ می‌کنن.

381
00:24:52,626 --> 00:24:54,668
‫تا همیشه یادشون باشه
‫از کجا و چه خانواده‌ای اومدن.

382
00:24:55,626 --> 00:24:59,543
‫این نشون پدرمه! نشون «کیل»

383
00:25:00,376 --> 00:25:02,209
‫- ارتشبد کیل؟
‫- می‌شناسیش؟

384
00:25:04,876 --> 00:25:06,876
‫اون اولین «بورن ریور» بود.

385
00:25:07,709 --> 00:25:09,751
‫پونزده‌تا بچه داشت.

386
00:25:11,001 --> 00:25:15,168
‫فقط من و تو زنده ایم.

387
00:25:15,751 --> 00:25:18,209
‫پدرم مرد سربه‌زیری بود،
‫که آدمای تو کُشتنش!

388
00:25:18,293 --> 00:25:21,126
‫توی «نبرد ناک‌مار» توسط «مدمارتیگان» کُشته شد.

389
00:25:21,793 --> 00:25:24,801
‫مادرت رو هم، تک‌آورانی که
‫دزدیدنت و بردن به تیر آسلین، کُشتن.

390
00:25:27,751 --> 00:25:29,418
‫نه، من یادم میاد...

391
00:25:30,626 --> 00:25:31,918
‫منم!

392
00:25:34,043 --> 00:25:37,543
‫خوب یادمه همیشه قبل از خواب عادت
‫داشتی ستاره‌ها رو بشماری...

393
00:25:38,543 --> 00:25:40,918
‫تا ببینی از دیشب تعدادشون...

394
00:25:41,001 --> 00:25:44,043
‫- کمتر شده یا بیشتر.
‫- کیل به باوموردا خدمت می‌کرد.

395
00:25:45,126 --> 00:25:46,834
‫باوموردا هم به عجوزه.

396
00:25:47,418 --> 00:25:50,043
‫باوموردا با بردگان «گالادورنی» پیمانی بسته بود،

397
00:25:51,209 --> 00:25:54,709
‫بهشون کمک می‌کرد ارباب‌هاشون رو بُکشن
‫و در عوض‌ش به خدمت خودش در بیان.

398
00:25:56,084 --> 00:25:58,584
‫مردم برای آزادی دست به هرکاری می‌زنن.

399
00:26:00,668 --> 00:26:04,001
‫بعدش چی شد؟ وقتی که ناک‌مار سقوط کرد.

400
00:26:05,376 --> 00:26:07,418
‫اونایی که زنده موندن، فرار کردن.

401
00:26:08,584 --> 00:26:13,293
‫ارتش تیر آسلین و گالادورن تعقیب‌مون کردن،
‫ازمون می‌ترسیدن!

402
00:26:14,001 --> 00:26:15,293
‫بایدم بترسن.

403
00:26:15,918 --> 00:26:17,959
‫چون دیر یا زود،
‫ما قد علم می‌کنیم.

404
00:26:19,418 --> 00:26:20,793
‫چرا من رو دزدیدن؟

405
00:26:20,876 --> 00:26:24,001
‫بهترین راه برای جلوگیری از قیام یه ملت،
‫دزدیدن آینده‌شونه.

406
00:26:25,001 --> 00:26:28,501
‫اینکه بچه‌ها رو با این باور بزرگ کنن که
‫اونا ناجی‌های واقعی هستن.

407
00:26:29,043 --> 00:26:32,168
‫ازشون مردمی با وفا و دلیر بسازن.

408
00:26:39,543 --> 00:26:40,834
‫تو هم می‌شنوی؟

409
00:26:40,959 --> 00:26:44,251
‫تبل‌های بزرگ...
‫اصلاً نشونه خوبی نیست.

410
00:26:44,334 --> 00:26:46,543
‫ویلو باید عجله کنیم.
‫باید زود الورا رو نجات بدیم.

411
00:26:46,626 --> 00:26:50,126
‫همینطور نامزدم و بقیه رو.

412
00:26:50,209 --> 00:26:52,001
‫حواست پرت نشه.

413
00:26:52,084 --> 00:26:53,793
‫روح‌مون هم خبرنداره اونجا چی در انتظارمونه...

414
00:26:53,876 --> 00:26:56,043
‫پس ازت می‌خوام با مغزت فکرکنی، نه با...

415
00:26:56,126 --> 00:26:58,793
‫- قلبم؟
‫- آره دقیقاً. یالا.

416
00:26:58,876 --> 00:27:00,043
‫خیلی‌خب.

417
00:27:07,584 --> 00:27:08,793
‫اسلحه‌هامون رو بیار.

418
00:27:11,918 --> 00:27:12,959
‫بیا.

419
00:27:16,293 --> 00:27:18,251
‫ظاهراً هنوز نفهمیدن اینجاییم.

420
00:27:18,334 --> 00:27:21,543
‫وِردی چیزی نخوندی نامرئی شده باشیم؟

421
00:27:21,626 --> 00:27:25,084
‫شاید هم موضوع اینه که ما به فلان جاشون هم نیستیم.

422
00:27:25,584 --> 00:27:29,501
‫ولی خب بازم حالت دفاعی‌ت رو فراموش نکن.
‫هر لحظه ممکنه بهمون حمله‌ور بشن.

423
00:27:29,584 --> 00:27:31,293
‫ویـلو!

424
00:27:33,001 --> 00:27:35,501
‫الورا! خداروشکر که حالت خوبه.

425
00:27:36,959 --> 00:27:37,959
‫گریدون.

426
00:27:38,334 --> 00:27:41,751
‫الورا...انگار خیلی سرحالی.

427
00:27:43,001 --> 00:27:45,626
‫- بقیه کجان؟
‫- همین دور و اطراف‌ـن.

428
00:27:45,709 --> 00:27:46,834
‫ناهار یکم دیگه حاضر می‌شه.

429
00:27:46,918 --> 00:27:49,043
‫- چه‌خبر شده؟
‫- ناهار دعوت‌تون کردن؟

430
00:27:49,126 --> 00:27:52,876
‫جید یه «بون ریور» در اومد.
‫نمی‌دونم الان چه حسی می‌تونه داشته باشه.

431
00:27:53,543 --> 00:27:55,459
‫احتمالاً گیج شده.

432
00:27:55,543 --> 00:27:59,251
‫به‌هرحال، واسه اینکه برگشته جشن گرفتن
‫بیاید بریم.

433
00:28:02,543 --> 00:28:04,043
‫الورا...

434
00:28:06,834 --> 00:28:09,418
‫فکرکنم هنوز زیره‌ش زیاده.

435
00:28:11,293 --> 00:28:13,209
‫دیوونه‌ای چیزی شدم؟

436
00:28:15,043 --> 00:28:18,543
‫نه دیوونه نشدی توث، فقط
‫ذائقه خیلی قوی‌ و حساسی داری.

437
00:28:19,376 --> 00:28:20,793
‫لوری صدام کن.

438
00:28:24,626 --> 00:28:26,543
‫«لاک‌تور تواثآ»

439
00:28:29,293 --> 00:28:31,793
‫چه غلطی می‌کنی؟ چوب رو بده من ببینم.

440
00:28:31,918 --> 00:28:33,668
‫وای. مثل باباها رفتار نکن.

441
00:28:33,751 --> 00:28:35,418
‫لوری اشکالی نداره...؟

442
00:28:35,501 --> 00:28:37,668
‫نه، راحت نباش.

443
00:28:39,543 --> 00:28:41,293
‫اوق! با اون پاک‌ش نکن.

444
00:28:41,376 --> 00:28:43,668
‫لباس مخصوص جشن‌ـه، اشکالی نداره.

445
00:29:03,501 --> 00:29:05,168
‫می‌بینم حسابی به خودت رسیدی.

446
00:29:06,501 --> 00:29:10,918
‫بهت که گفتم. همه‌چی درست می‌شه
‫یه نقشه‌ای دارم.

447
00:29:13,418 --> 00:29:15,251
‫بردگان گالادورن،

448
00:29:15,334 --> 00:29:17,209
‫سربازان ناک‌مار،

449
00:29:17,293 --> 00:29:20,043
‫یاغی‌های جنگل وحشی.

450
00:29:22,543 --> 00:29:25,418
‫ما همیشه خواهان آزادی بودیم.

451
00:29:25,501 --> 00:29:28,001
‫خواهان اینکه فرزندان‌مون
‫هرگز در ترس زندگی نکنن.

452
00:29:28,084 --> 00:29:30,293
‫اسیر هیچ اربابی نشن...

453
00:29:30,376 --> 00:29:33,251
‫اعم از دایکینی، ترول و عجوزه.

454
00:29:33,334 --> 00:29:37,626
‫ما هیچ مانعی برای قایم شدن پشت‌ش نداریم،
‫یا هیچ ارتشی که ازمون حفاظت کنه.

455
00:29:37,709 --> 00:29:40,918
‫تنها دارایی ما، همون ترس‌ایه
‫که با نقاب‌هامون ایجاد می‌کنیم

456
00:29:41,001 --> 00:29:43,043
‫عزمی که برای زنده موندن داریم،

457
00:29:44,418 --> 00:29:46,001
‫و خودمون!

458
00:29:48,501 --> 00:29:53,501
‫امروز، پس از گذشت 200 ماه قمری،
‫خواهرم به خونه برگشته.

459
00:29:57,084 --> 00:30:02,584
‫در تیر آسلین بزرگ شده، جایی که درمورد ما
‫و خودش بهش دروغ گفته بودن.

460
00:30:03,334 --> 00:30:07,543
‫اما امشب، او دوباره متولد می‌شه
‫غرق در عشق و محبت خانواده‌ش...

461
00:30:07,626 --> 00:30:09,668
‫و آرمان‌هایی که همچنان برای آن‌ها می‌جنگیم.

462
00:30:10,168 --> 00:30:14,209
‫آزادی، عصیان، شوق و اشتیاق.

463
00:30:14,293 --> 00:30:16,168
‫تا زمانِی که تاریکی را شکست دهیم.

464
00:30:24,918 --> 00:30:26,126
‫این چیه دیگه؟

465
00:30:26,209 --> 00:30:28,626
‫نمی‌دونم، یه میوه خوشمزه.
سخت نگیر.

466
00:30:38,626 --> 00:30:39,668
‫وای!

467
00:31:05,209 --> 00:31:07,584
‫آره، آره.

468
00:31:40,334 --> 00:31:44,126
‫دلم برات تنگ شده بود خواهر عزیزم.

469
00:31:49,376 --> 00:31:52,709
‫خوب...خوب شده؟

470
00:31:52,793 --> 00:31:54,376
‫بدک نیست.

471
00:31:54,459 --> 00:31:56,084
‫شبیه پسربچه‌ها شده.

472
00:31:56,168 --> 00:31:58,084
‫- به‌نظرتون اون خوشش میاد؟
‫- کی؟

473
00:31:58,168 --> 00:32:02,043
‫هیچکس...فقط...
‫از یه دختری خوشم میاد.

474
00:32:02,126 --> 00:32:03,959
‫آهان...

475
00:32:04,043 --> 00:32:05,668
‫راستش زن‌ها ریش دوست دارن...

476
00:32:06,626 --> 00:32:09,168
‫ای کاش یکم‌زودتر بهمون می‌گفتی...

477
00:32:09,251 --> 00:32:11,293
‫کاش شماها زودتر بهم می‌گفتین خب.

478
00:32:12,334 --> 00:32:13,959
‫البته خب اون یارو هم ریش نداره.

479
00:32:14,043 --> 00:32:16,084
‫چون اون یارو دوست‌دختر نداره.

480
00:32:50,418 --> 00:32:52,543
‫آخرین بار دست و پا بسته توی اتاقم ولت کردم و رفتم.

481
00:32:53,126 --> 00:32:54,334
‫آره. خیلی تنها شدم.

482
00:32:57,709 --> 00:32:59,959
‫الان چیکارت کنم؟

483
00:33:01,209 --> 00:33:04,043
‫می‌تونستم برگردم، اما نیومدم.

484
00:33:05,626 --> 00:33:07,001
‫روـم نمی‌شد.

485
00:33:09,209 --> 00:33:10,501
‫جایی نرو.

486
00:33:12,334 --> 00:33:13,793
‫یه‌روزی با کمال میل.

487
00:33:15,001 --> 00:33:18,709
‫می‌تونم یه‌کاری کنم جایی نری.
‫دوباره زندانی‌ات کنم.

488
00:33:19,293 --> 00:33:21,459
‫اسکورپیا مگه نمی‌دونی؟

489
00:33:24,209 --> 00:33:25,543
‫خیلی وقته منو زندانی خودت کردی.

490
00:33:38,918 --> 00:33:40,126
‫حالت چطوره؟

491
00:33:40,209 --> 00:33:44,793
‫عجیب اما خوبم.
‫تو چی؟

492
00:33:44,876 --> 00:33:47,043
‫منم حس عجیبی دارم.

493
00:33:47,126 --> 00:33:48,959
‫«آلو حقیقت» همچین حسی به آدم میده.

494
00:33:49,043 --> 00:33:50,709
‫آلوی چی؟

495
00:33:50,793 --> 00:33:52,209
‫«آلوی حقیقت»

496
00:33:52,293 --> 00:33:55,168
‫میوه‌ای که وقتی اسکورپیا داشت سخنرانی
‫می‌کرد پخش کردن.

497
00:33:56,126 --> 00:33:59,668
‫وقتی که می‌خوری‌شون اصلاً
‫نمی‌تونی دروغ بگی و کاملاً صادقی.

498
00:33:59,793 --> 00:34:01,543
‫آهان که اینطور.

499
00:34:03,418 --> 00:34:05,209
‫نمی‌دونستم راست‌ش.

500
00:34:06,793 --> 00:34:08,168
‫اما الان که میدونم.

501
00:34:10,209 --> 00:34:11,418
‫پس...

502
00:34:13,084 --> 00:34:14,168
‫تو....

503
00:34:14,251 --> 00:34:16,168
‫آره گمون کنم.

504
00:34:17,251 --> 00:34:19,251
‫هنوز باورم نمی‌شه.

505
00:34:20,751 --> 00:34:22,501
‫چرا سورشا بهم دروغ گفته بود؟

506
00:34:26,584 --> 00:34:28,668
‫شاید با خودش فکرکرده داره با این
‫کار ازت محافظت می‌کنه.

507
00:34:30,418 --> 00:34:31,709
‫تو می‌دونستی؟

508
00:34:32,543 --> 00:34:34,084
‫نه.

509
00:34:35,501 --> 00:34:36,876
‫اما من...

510
00:34:37,793 --> 00:34:39,126
‫شک کرده بودم.

511
00:34:40,251 --> 00:34:43,334
‫و بهم نگفتی؟

512
00:34:43,793 --> 00:34:45,501
‫خب می‌اومدم چی می‌گفتم مثلاً؟

513
00:34:45,584 --> 00:34:48,376
‫که یه حسی بهم می‌گه تو خودت جزو آدمایی هستی

514
00:34:48,459 --> 00:34:49,543
‫که قسم خوردی خارشون رو سرویس کنی؟

515
00:34:50,001 --> 00:34:52,001
‫در بهترین حالت فکرمی‌کردی کسخلی چیزی ام.

516
00:34:52,501 --> 00:34:54,626
‫و در بدترین حالت، خیلی ناراحت می‌شدی.

517
00:34:56,293 --> 00:34:59,084
‫خب تو که متخصص ناراحت کردن منی درکل.

518
00:35:03,001 --> 00:35:04,126
‫جید وایسا.

519
00:35:12,168 --> 00:35:16,001
داشتیم با هم جور می شدیم
‫و بعد اون اتفاقه افتاد...

520
00:35:16,084 --> 00:35:18,709
‫الانم اگه حس خوبی به من نداری، من درک می کنم.

521
00:35:18,793 --> 00:35:20,834
‫- من می‌خواستم تو رو تبعید کنم به دنیای دیگه...
‫- هی!

522
00:35:23,251 --> 00:35:24,668
‫ریش‌هاتو زدی.

523
00:35:24,751 --> 00:35:26,334
‫ها؟

524
00:35:26,459 --> 00:35:28,543
‫آره. زدم.

525
00:35:29,209 --> 00:35:31,501
‫- با کی حرف می‌زدی؟
‫- هیچکس.

526
00:35:32,376 --> 00:35:34,668
‫راستش می‌خواستم بیام پیدات کنم.

527
00:35:34,751 --> 00:35:36,251
‫می‌خواستم مطمئن باشی که...

528
00:35:37,043 --> 00:35:39,668
‫اتفاقاتی که توی ناک‌مار افتاد، اون‌ها من نبودم.

529
00:35:39,751 --> 00:35:42,334
‫- من هرگز...
‫- دیدم که برادرت رو کُشتی.

530
00:35:43,334 --> 00:35:44,418
‫کِی؟

531
00:35:44,501 --> 00:35:47,876
‫وقتی بوسید...
‫وقتی سـم رو ازت بیرون کشیدم.

532
00:35:50,293 --> 00:35:54,126
‫بهت که گفتم از بچگی مریض بودم،
‫تسخیر شده بودم.

533
00:35:56,626 --> 00:36:02,876
‫داداشم قهرمان من بود، از همه بیشتر دوست‌ش داشتم.

534
00:36:02,959 --> 00:36:04,959
‫پس تو نبودی که برادرت رو کُشتی؟

535
00:36:05,043 --> 00:36:07,001
‫اون جریانات ناک‌مار هم کار تو نبود...

536
00:36:07,084 --> 00:36:10,793
‫- آره اما...بعضی وقت‌ها.
‫- پس تو کی‌ای؟

537
00:36:13,418 --> 00:36:16,501
‫فکرکنم هنوز در تلاشم تا جواب
‫این سوال رو پیدا کنم.

538
00:36:19,418 --> 00:36:23,168
‫باشه. هرموقع پیدا کردی خبرم کنی.

539
00:36:23,751 --> 00:36:27,459
‫واسه همین که هیچوقت بدون
‫ریشه‌های قاصدک جایی نمیرم،

540
00:36:27,543 --> 00:36:29,459
‫و همینطور سه‌جفت جوراب تمیز.

541
00:36:31,459 --> 00:36:34,501
‫الانم که دارین می‌خندین و مطمئنم حتی
‫جوراب نمی‌پوشین.

542
00:36:36,084 --> 00:36:38,209
‫می‌شه بی‌زحمت این رو پر کنی عزیزم؟

543
00:36:38,293 --> 00:36:41,084
‫گریدون. بیا اینجا ببینم. بشین.

544
00:36:42,501 --> 00:36:46,001
‫می‌بینی این آدم‌ها چقدر دوست‌داشتنی‌ان؟
‫قبلاً چقدر ازشون وحشت می‌کردیم.

545
00:36:46,084 --> 00:36:48,418
‫- مخصوصاً این یارو.
‫- مگه چیکار کردم؟

546
00:36:48,501 --> 00:36:49,709
‫بیا بیا. بشین.

547
00:36:50,376 --> 00:36:52,418
‫مشروبی چیزی بخور.

548
00:37:07,501 --> 00:37:10,043
‫می‌دونم من و تو با هم دوست نیستیم...

549
00:37:10,793 --> 00:37:12,043
‫حتی یه ذره...

550
00:37:12,126 --> 00:37:16,376
‫اما این رو می‌دونم که تو آدم بدذاتی نیستی،
‫یعنی منظورم...

551
00:37:18,251 --> 00:37:19,251
‫آدم بدیه.

552
00:37:19,334 --> 00:37:21,668
‫تو هم اونقدرها که فکرمی‌کردم
‫به‌دردنخور نیستی.

553
00:37:22,251 --> 00:37:23,876
‫یعنی اونقدری که بهت گفته بودم،

554
00:37:23,959 --> 00:37:26,959
‫با این حال که اصلاً دوست نداشتم
‫اون حرف‌ها رو بزنم.

555
00:37:28,334 --> 00:37:29,876
‫اما گفتی.

556
00:37:30,584 --> 00:37:32,543
‫خب، اشتباه می‌کردم.

557
00:37:34,168 --> 00:37:35,251
‫دوباره می‌گم.

558
00:37:48,543 --> 00:37:50,209
‫- منم خیلی شلوغ‌ش کردم.
‫- من و جید دعوامون شد.

559
00:37:50,501 --> 00:37:51,959
‫چـی؟

560
00:37:53,001 --> 00:37:56,043
‫- می‌خوای از من راهنمایی بگیری؟
‫- نه، نه.

561
00:37:56,668 --> 00:37:58,209
‫- خیلی‌خب.
‫- معلومه که نه.

562
00:38:01,501 --> 00:38:03,418
‫آره.

563
00:38:03,501 --> 00:38:04,501
‫چه غلطی کنم؟

564
00:38:06,709 --> 00:38:10,084
‫باهاش حرف بزن. معذرت خواهی کن.

565
00:38:10,168 --> 00:38:12,251
‫- به چه دلیلی؟
‫- مهم نیست.

566
00:38:12,334 --> 00:38:14,918
‫فقط برو بگو " ببخشید "

567
00:38:15,876 --> 00:38:18,459
‫بگو که درکش می‌کنی.

568
00:38:18,543 --> 00:38:20,876
‫بگو می‌خوای اوضاع رو بهتر کنی.

569
00:38:22,751 --> 00:38:26,209
‫اینکه هواش رو داری، منتظرشی...

570
00:38:27,168 --> 00:38:28,709
‫که وقتی اونم آماده بود...

571
00:38:29,251 --> 00:38:30,293
‫بتونی عشق‌ت رو ثابت کنی.

572
00:38:37,126 --> 00:38:38,918
‫وایسا، می‌شه یه بار دیگه تکرار کنی؟

573
00:38:40,168 --> 00:38:42,418
‫- باید بریم پیش گریدون.
‫- وایسا آخه من...

574
00:38:42,501 --> 00:38:44,043
‫بازم به راهنمایی‌هات نیاز دارم.

575
00:38:45,959 --> 00:38:47,626
‫چیزی نمی‌شه.

576
00:38:48,209 --> 00:38:49,334
‫فقط صادق باش.

577
00:38:51,334 --> 00:38:56,168
‫البته خب با وجود این «آلوهای حقیقت»
‫غیرممکنه صادق نباشی.

578
00:39:04,418 --> 00:39:05,793
‫باید حرف بزنیم.

579
00:39:06,959 --> 00:39:08,001
‫آم...

580
00:39:09,334 --> 00:39:12,709
‫یعنی...می‌شه لطفاً بیای حرف بزنیم؟

581
00:39:14,126 --> 00:39:16,251
‫تو، ببین منو...

582
00:39:17,543 --> 00:39:19,001
‫آدم خوبی هستی.

583
00:39:20,334 --> 00:39:24,168
‫نمی‌دونم والا. آخه...
‫کارهای خیلی وحشتناکی کردم.

584
00:39:24,251 --> 00:39:28,293
‫اینو نگو.
‫همه‌مون بعضی وقت‌ها این حس رو داریم.

585
00:39:28,376 --> 00:39:30,251
‫فقط کافیه بهشون غلبه کنی

586
00:39:30,334 --> 00:39:32,168
‫و قوی باشی.

587
00:39:32,251 --> 00:39:34,709
‫گفتن این حرف‌ها واسه تو آسونه،
‫ناسلامتی ویـلو اوفگودی.

588
00:39:34,793 --> 00:39:38,251
‫قوی‌ترین جادوگر جهان.

589
00:39:38,793 --> 00:39:41,209
‫راستش نیستم. هرگز نبودم.

590
00:39:41,293 --> 00:39:43,126
‫در بهترین حالت جادوگر متوسطی ام.

591
00:39:43,709 --> 00:39:45,626
‫اما باورموردا رو شکست دادی.

592
00:39:47,376 --> 00:39:50,418
‫گوشتو بیار، بیا. بیا.

593
00:39:51,834 --> 00:39:53,418
‫مثل چی شانس آوردم.

594
00:39:53,501 --> 00:39:56,418
‫تمام شهرتم رو مدیون اون یه بار موفقیت‌ام.

595
00:39:56,501 --> 00:39:58,918
‫اما نه...
‫من شب‌ها تا صبح بیدار می‌موندم

596
00:39:59,001 --> 00:40:01,334
‫درمورد ماجراجویی‌ها و نبردهات مطالعه می‌کردم.

597
00:40:01,418 --> 00:40:02,668
‫خیلی آدم زرنگی بودی.

598
00:40:02,751 --> 00:40:05,334
‫ورای اون علم و زرنگی‌ها...

599
00:40:06,126 --> 00:40:09,959
‫ویلو اوفگود پیش خودش مثل چی از این می‌ترسه که یه‌روزی

600
00:40:10,043 --> 00:40:13,001
‫همه مردم بفهمن که اون یه کوتوله
‫بی‌استعداد و پیر و خرفت بیشتر نیست.

601
00:40:13,376 --> 00:40:14,876
‫وای.

602
00:40:14,959 --> 00:40:16,043
‫سلام الورا.

603
00:40:20,418 --> 00:40:24,084
‫پس آلو حقیقت؟ عمراً دیگه بخورم.

604
00:40:36,834 --> 00:40:39,168
‫انگار واقعاً خونه‌ت اینجاست.

605
00:40:39,251 --> 00:40:40,251
‫آره.

606
00:40:40,334 --> 00:40:41,418
‫می‌دونم.

607
00:40:42,043 --> 00:40:43,709
‫اما موضوع اینه که...من بهت نیاز دارم.

608
00:40:44,751 --> 00:40:46,084
‫آره. وظیفمه.

609
00:40:46,876 --> 00:40:48,209
‫منظورم همیشه و همه‌جا بود.

610
00:40:50,709 --> 00:40:52,209
‫توی زندگیم.

611
00:40:53,126 --> 00:40:55,709
‫می‌دونم که بابام، بابای تو رو کُشته.

612
00:40:57,876 --> 00:41:00,334
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫چه حسی داره...

613
00:41:03,001 --> 00:41:04,001
‫برام مهم نیست.

614
00:41:04,751 --> 00:41:05,751
‫نیست؟

615
00:41:08,918 --> 00:41:10,626
‫نه راستش.

616
00:41:12,918 --> 00:41:14,001
‫منکه بابام نیستم.

617
00:41:15,459 --> 00:41:16,751
‫جید...

618
00:41:18,876 --> 00:41:20,168
‫تنها چیزی که واسم مهمه تویی!

619
00:41:20,834 --> 00:41:23,793
‫و اگه دوست داری بعد از اینکه ایرک
‫رو پیدا کردیم، اینجا زندگی کنی

620
00:41:24,709 --> 00:41:27,209
‫منم باهات میام. اگه اشکالی نداره.

621
00:41:27,293 --> 00:41:31,584
‫چون نمی‌خوام بدون تو هیچ ماجراجویی‌ای
‫توی این زندگی داشته باشم.

622
00:41:32,626 --> 00:41:35,459
‫خیلی زودتر باید این حرف‌ها رو بهت می‌زدم،
‫می‌دونی؟

623
00:41:35,543 --> 00:41:39,418
‫و بابت اون...و همه‌چی
‫متاسفم.

624
00:41:47,001 --> 00:41:49,793
‫خیلی‌خب...چی داشتی می‌گفتی؟

625
00:41:52,084 --> 00:41:53,251
‫آلوی...

626
00:41:54,709 --> 00:41:55,793
‫حقیقت.

627
00:41:56,876 --> 00:42:01,293
‫من، یه مدتیه که احساس می‌کنم...

628
00:42:02,751 --> 00:42:03,918
‫که...

629
00:42:05,334 --> 00:42:10,709
‫به طرز شدید، مسخره و نا اُمیدانه‌ای...

630
00:42:11,293 --> 00:42:12,376
‫عاشقت شدم.

631
00:42:13,209 --> 00:42:15,834
‫و حدود ده ثانیه دیگه...
‫می‌خوام ببوسمت.

632
00:42:15,918 --> 00:42:17,251
‫البته اگه نمی‌خوای که...

633
00:42:17,334 --> 00:42:18,751
‫چرا می‌خوام.

634
00:42:19,543 --> 00:42:21,334
‫یعنی...خیلی خوشحال می‌شم.

635
00:42:26,043 --> 00:42:27,168
‫مطمئنی؟

636
00:42:28,126 --> 00:42:29,668
‫چون اگه دست‌به‌کار شم،

637
00:42:31,751 --> 00:42:33,001
‫اگه ببوسمت...

638
00:42:35,293 --> 00:42:36,709
‫ممکنه دیگه دست از بوسیدنت نکشم.

639
00:42:37,584 --> 00:42:40,876
‫پس فکرکنم فقط یه راه برای فهمیدنش هست...

640
00:42:48,334 --> 00:42:51,959
‫کیت، کیت، کیت، کیت...

641
00:42:51,983 --> 00:43:01,983
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

642
00:43:02,007 --> 00:43:09,007
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

643
00:43:09,834 --> 00:43:11,834
‫ویلـــــو! ویـــلو!

644
00:43:11,918 --> 00:43:14,001
‫کیت رو گرفتن! اونا کیت رو بردن.

645
00:43:14,084 --> 00:43:15,834
‫فرارکنید! فرارکنید.

646
00:43:15,918 --> 00:43:17,001
‫ویلو!

647
00:43:24,418 --> 00:43:25,626
‫ترول‌ها.

