﻿1
00:00:03,653 --> 00:00:06,364
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,364 --> 00:00:09,951
‫پس فرار معجزه‌آسات
‫اون‌قدرها هم معجزه‌آسا نبود.

3
00:00:09,951 --> 00:00:13,038
‫بعدش هم مو کوچولو تو هیوستون
‫و عدل پیش خواهرم...

4
00:00:13,038 --> 00:00:14,497
‫قایمت کرد، آخه می‌دونست...

5
00:00:14,497 --> 00:00:16,041
‫حاضر نیستم اونجا دنبالت بگردم.

6
00:00:16,041 --> 00:00:18,001
‫بهتر بود اصلا برنمی‌گشتی مرد کوچک.

7
00:00:18,001 --> 00:00:20,045
‫اگه پوله رو برمی‌داشتی، می‌کشتت.

8
00:00:20,045 --> 00:00:21,755
‫شانس آوردی فامیلمی.

9
00:00:21,755 --> 00:00:23,673
‫دیگه فامیلم محسوب نمی‌شی.

10
00:00:23,673 --> 00:00:25,383
‫فامیل من که محسوب نمی‌شی.

11
00:00:25,383 --> 00:00:27,427
‫دیگه نمی‌شی.

12
00:00:28,386 --> 00:00:30,055
‫اینجا دیگه کاری ندارم.

13
00:00:30,055 --> 00:00:33,892
‫فردا با اتوبوس برمی‌گردی هیوستون.

14
00:00:33,892 --> 00:00:35,393
‫هروئین رو با فنتانیل مخلوط کرده بودن.

15
00:00:35,393 --> 00:00:36,728
‫امتحانش کردی؟

16
00:00:36,728 --> 00:00:38,396
‫قراره بهترین مواد نیواورلئان بشه.

17
00:00:38,396 --> 00:00:40,231
‫تو موش آزمایشگاهیمی جوئی.

18
00:00:40,231 --> 00:00:43,026
‫داشتیم راجع به قرارداد
‫زمین کنار رودخونه صحبت می‌کردیم.

19
00:00:43,026 --> 00:00:45,028
‫اگه این شهردار مشکل‌سازه،

20
00:00:45,028 --> 00:00:46,905
‫می‌تونیم به طرقی
‫شهردار جدیدی علم کنیم.

21
00:00:46,905 --> 00:00:49,532
‫نگران امنیت چارلی‌ام.

22
00:00:49,532 --> 00:00:51,451
‫اگه نتونم این قرارداد رو
‫طبق خواسته خودم ببندم،

23
00:00:51,451 --> 00:00:53,078
‫پای افراد دیگه‌ای به ماجرا باز می‌شه.

24
00:00:53,078 --> 00:00:56,581
‫دارم به تحقیقات فدرال...

25
00:00:56,581 --> 00:00:58,833
‫راجع به تشکیلات بکستر کمک می‌کنم.

26
00:00:58,833 --> 00:01:00,919
‫اون‌وقت تازه الان بهم می‌گی؟

27
00:01:00,919 --> 00:01:02,378
‫داشتم سعی می‌کردم
‫ازت محافظت کنم.

28
00:01:02,378 --> 00:01:04,047
‫نمی‌تونم این شکلی قول‌نامه ببندم.

29
00:01:04,047 --> 00:01:05,757
‫باید یه سری تغییرات بدیم.

30
00:01:05,757 --> 00:01:08,343
‫- قول‌نامه بستیم.
‫- اگه شکست بخوره چی؟

31
00:01:08,343 --> 00:01:10,178
‫یا خانواده بکستر رو سرنگون می‌کنه،

32
00:01:10,178 --> 00:01:12,430
‫یا خانواده بکستر
‫زمین کنار رودخونه رو می‌سازن.

33
00:01:12,430 --> 00:01:15,892
‫باید اعترافش رو پنهان کنین.

34
00:01:15,892 --> 00:01:17,435
‫اگه بخوایم بذاریم
‫خلافکارها راست‌راست بچرخن،

35
00:01:17,435 --> 00:01:18,853
‫حل پرونده‌های جنایی به چه دردی می‌خوره؟

36
00:01:18,853 --> 00:01:21,272
‫شاید الان آزاد باشی...

37
00:01:21,272 --> 00:01:22,899
‫ولی آزادیت ابدی نیست.

38
00:01:22,899 --> 00:01:24,943
‫وقتی هم فرشته محافظت ناپدید بشه،

39
00:01:24,943 --> 00:01:28,113
‫بعدش خودم به خدمتت می‌رسم.

40
00:01:30,532 --> 00:01:32,117
‫شب قتل همسرت...

41
00:01:32,117 --> 00:01:34,661
‫کجا بودی؟

42
00:01:34,685 --> 00:01:42,685
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

43
00:01:42,709 --> 00:01:50,709
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

44
00:01:50,710 --> 00:01:55,710
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

45
00:01:55,723 --> 00:01:59,144
‫صبح دهم اکتبر که فردای قتل همسرت بود،

46
00:01:59,144 --> 00:02:01,604
‫این استشهادیه رو به پلیس ارائه دادی:

47
00:02:14,284 --> 00:02:16,995
‫«بعد از کارم، حوالی ساعت هفت اومدم خونه.»

48
00:02:16,995 --> 00:02:18,663
‫«خانوادگی شام خوردیم.»

49
00:02:18,663 --> 00:02:21,166
‫«رابین حوالی ساعت نه
‫یا نه و نیم رفت.»

50
00:02:21,166 --> 00:02:24,002
‫«خودم و آدام شب تا صبح خونه بودیم.»

51
00:02:27,797 --> 00:02:30,133
‫واسه چی الان چنین سوالی ازم می‌پرسی؟

52
00:02:30,133 --> 00:02:32,177
‫بهت خیانت کرده بود.

53
00:02:33,303 --> 00:02:35,013
‫حتما ناراحت شده بودی.

54
00:02:35,013 --> 00:02:37,724
‫اصلا این مسئله رو بررسی نکردیم، مگه نه؟

55
00:02:38,349 --> 00:02:42,979
‫به نظرم عادی نیست
‫که دلت نمی‌خواست بهمون بگی.

56
00:02:53,239 --> 00:02:55,325
‫این عکس خودته.

57
00:02:55,325 --> 00:02:58,369
‫این آدمیه که رابین باهاش
‫رابطه نامشروع داشت.

58
00:02:58,369 --> 00:02:59,913
‫این عکس مال شب قتلشه.

59
00:03:01,080 --> 00:03:03,249
‫ظاهرا خیلی عصبانی هستی مایکل.

60
00:03:04,250 --> 00:03:05,752
‫اسمم رو ثبت نکردی.

61
00:03:07,670 --> 00:03:09,464
‫آخه مدارک کافی واسه متهم کردنم نداری،

62
00:03:09,464 --> 00:03:13,092
‫شاید اصلا هیچ مدرکی نداشته باشی.

63
00:03:14,093 --> 00:03:16,512
‫با این حال، این‌قدر رو داری...

64
00:03:16,512 --> 00:03:19,724
‫که من رو با دستبند بیاری کلانتری؟

65
00:03:20,725 --> 00:03:22,644
‫- ای وای.
‫- هوم.

66
00:03:22,644 --> 00:03:24,229
‫ولی تحت نظری.

67
00:03:24,229 --> 00:03:26,231
‫به نظرم آدم جالبی هستی.

68
00:03:26,231 --> 00:03:28,900
‫می‌دونی چه مسئله‌ای جالبه؟

69
00:03:28,900 --> 00:03:30,568
‫دو سال بیشتر طول نکشید...

70
00:03:30,568 --> 00:03:32,403
‫که فرضیه شوهر حسود رو ارائه بدی؟

71
00:03:32,403 --> 00:03:37,325
‫دیدگاهم نسبت به تو از اون موقع
‫خیلی عوض شده.

72
00:03:37,325 --> 00:03:41,079
‫یعنی الان خیال می‌کنی
‫کشتن همسرم در توانمه؟

73
00:03:41,079 --> 00:03:44,499
‫دیگه اصلا نمی‌دونم چه کارهایی در توانته.

74
00:03:45,583 --> 00:03:49,087
‫فقط برام جالبه ازت بپرسم...

75
00:03:49,087 --> 00:03:51,089
‫خودت کشتیش یا نه؟

76
00:03:54,350 --> 00:04:04,400
‫[کلانتری]

77
00:04:17,850 --> 00:04:20,100
‫[برمی‌گردی سر کار یا برمی‌گردی زندان؟]

78
00:04:20,150 --> 00:04:20,659
‫[گور بابات]

79
00:04:20,660 --> 00:04:23,705
‫گور بابات.

80
00:04:23,705 --> 00:04:25,832
‫گندش بزنن.

81
00:04:27,000 --> 00:04:28,960
‫این دفعه چه دردسری واسه خودت درست کردی؟

82
00:04:29,544 --> 00:04:33,923
‫همین الان دم کلانتری اومدم دنبالت مایکل.

83
00:04:33,923 --> 00:04:35,633
‫باید جواب سوالاتم رو بدی.

84
00:04:35,633 --> 00:04:38,636
‫بهم مظنون بودن که رابین دزیاتو رو کشتم.

85
00:04:40,763 --> 00:04:42,890
‫آره، چنین مسئله‌ای
‫به ذهن خودم هم خطور کرده بود.

86
00:04:42,890 --> 00:04:44,183
‫بارها خطور کرده بود.

87
00:04:46,019 --> 00:04:47,770
‫خب، به چه نتیجه‌ای رسیدی؟

88
00:04:47,770 --> 00:04:50,481
‫تا چند وقت واقعا دلم می‌خواست
‫کار خودت بوده باشه.

89
00:04:51,691 --> 00:04:53,109
‫ولی امکان نداره تو دخترم رو کشته باشی.

90
00:04:53,109 --> 00:04:54,986
‫اصلا چنین آدمی نیستی.

91
00:04:56,571 --> 00:04:59,073
‫الان که دو سال گذشته.
‫واسه چی تازه بهت مظنون شدن؟

92
00:05:02,035 --> 00:05:05,997
‫فهمیدن شب کشته شدنش خونه نبودم.

93
00:05:05,997 --> 00:05:08,666
‫رفته بودم مردی که باهاش
‫سکس داشت رو بازخواست کنم.

94
00:05:08,666 --> 00:05:10,001
‫طرف رو می‌شناختی؟

95
00:05:11,002 --> 00:05:12,628
‫آره.

96
00:05:12,628 --> 00:05:15,757
‫طرف هم تازه به حرف اومده؟

97
00:05:15,757 --> 00:05:16,966
‫آره.

98
00:05:16,966 --> 00:05:18,801
‫خب...

99
00:05:18,801 --> 00:05:21,637
‫پس لابد باید بریم باهاش صحبت کنیم.

100
00:05:32,650 --> 00:05:38,300
‫«جناب قاضی»
‫«فصل دوم، قسمت ششم»

101
00:05:42,075 --> 00:05:44,118
‫مو کوچولو رفته.

102
00:05:45,912 --> 00:05:47,789
‫وقتشه شما بهتر عمل کنین.

103
00:05:49,248 --> 00:05:51,626
‫وقتی از شر اون رادریک عوضی خلاص بشیم،

104
00:05:51,626 --> 00:05:54,087
‫می‌تونیم جنس خوبی جابه‌جا کنیم.

105
00:05:55,421 --> 00:05:58,341
‫ولی فعلا باید با همین آشغال سر کنیم.

106
00:05:59,300 --> 00:06:00,551
‫بجنبین.

107
00:06:08,184 --> 00:06:10,937
‫این سی میلی‌گرم هروئینه.

108
00:06:11,979 --> 00:06:13,731
‫یه مرد بالغ رو از پا درمیاره.

109
00:06:13,731 --> 00:06:16,901
‫ولی سه میلی‌گرم فنتانیل
‫هم چنین کاری می‌کنه.

110
00:06:18,486 --> 00:06:20,029
‫خب، کل این جنس رو
‫با فنتانیل مخلوط کردن،

111
00:06:20,029 --> 00:06:21,739
‫طرف هم شیمیدان نبوده.

112
00:06:21,739 --> 00:06:25,618
‫یعنی اگه بسته اشتباهی فروش بره،
‫کار آدم تمومه.

113
00:06:25,618 --> 00:06:27,078
‫کافیه جوری جابه‌جاش کنیم...

114
00:06:27,078 --> 00:06:28,704
‫که جسدی رو دستمون نمونه.

115
00:06:28,704 --> 00:06:30,039
‫ای بابا، هر بسته‌اش عین رولت روسی می‌مونه.

116
00:06:30,039 --> 00:06:31,749
‫مشکلمون همینه.

117
00:06:31,749 --> 00:06:34,252
‫- باید راه‌حلی پیدا کنم.
‫- دوباره مخلوطش می‌کنیم.

118
00:06:34,252 --> 00:06:37,755
‫با جوش شیرین، شیر خشک
‫یا هرچی مخلوطش می‌کنیم.

119
00:06:37,755 --> 00:06:39,757
‫نشئگیش خیلی ضعیف می‌شه، ولی...

120
00:06:39,757 --> 00:06:41,426
‫احتمالا کسی رو به کشتن نده.

121
00:06:41,426 --> 00:06:42,927
‫کار درستی کردین
‫که دفعه اول جمعش کردین.

122
00:06:42,927 --> 00:06:45,096
‫ازدیاد اجساد به نفع محله‌مون نیست.

123
00:06:45,096 --> 00:06:46,681
‫واسه همین اینجا نمی‌فروشیمش.

124
00:06:46,681 --> 00:06:49,267
‫موادفروش‌هامون رو می‌فرستیم تو شهر.

125
00:06:49,267 --> 00:06:51,018
‫پخششون می‌کنیم.

126
00:06:51,018 --> 00:06:54,897
‫اون‌جوری، اگه کسی بمیره،
‫کسی نمی‌فهمه به خاطر ما بوده.

127
00:06:54,897 --> 00:06:56,607
‫شما هم جوری مخلوطش می‌کنین...

128
00:06:56,607 --> 00:06:58,609
‫که جسدی رو دستمون نمونه.

129
00:06:58,609 --> 00:06:59,944
‫ردیفش می‌کنم.

130
00:07:03,906 --> 00:07:06,284
‫صبح به خیر مرد کوچک.

131
00:07:10,538 --> 00:07:12,790
‫اطمینان حاصل کن
‫امشب سوار اتوبوس بشه.

132
00:07:25,511 --> 00:07:30,433
‫شرایط شهردار رو دستمون خرج می‌ذاره.

133
00:07:30,433 --> 00:07:32,351
‫در نتیجه، جهت احتیاط...

134
00:07:32,351 --> 00:07:36,731
‫با سرمایه‌گذارانی احتمالی
‫قرار ملاقات گذاشتم.

135
00:07:36,731 --> 00:07:40,443
‫آها؟
‫چه سرمایه‌گذارانی‌ان؟

136
00:07:40,443 --> 00:07:42,403
‫از دوستان قدیمی‌ان.

137
00:07:43,779 --> 00:07:47,325
‫خانواده کالابری مشتاقن.

138
00:07:48,701 --> 00:07:49,952
‫که چیکار کنن؟

139
00:07:49,952 --> 00:07:51,579
‫که همکاری کنیم.

140
00:07:51,579 --> 00:07:53,664
‫من همکار نمی‌خوام.

141
00:07:53,664 --> 00:07:55,666
‫پول که می‌خوای، مگه نه؟

142
00:07:55,666 --> 00:07:58,836
‫اذیت نکن، باهاشون صحبت کن.

143
00:07:58,836 --> 00:08:00,671
‫بیا ببینیم چه پیشنهادی می‌دن.

144
00:08:05,000 --> 00:08:20,000
‫« ترجمه از کیارش نعمت گرگانی و مهرداد »
‫ <font color="#00ffff">.:: Kiarash Ng & Mehrdadss ::.</font>

145
00:08:22,193 --> 00:08:24,195
‫همین‌جاست؟

146
00:08:24,195 --> 00:08:25,696
‫آره.

147
00:08:35,331 --> 00:08:38,042
‫اگه می‌خوای، همین‌جا بمون.
‫من می‌رم جواب سوالاتم رو بگیرم.

148
00:08:44,257 --> 00:08:45,883
‫سلام کنث.

149
00:08:47,927 --> 00:08:49,470
‫سلام مایکل.

150
00:08:51,764 --> 00:08:54,392
‫راستی، من هم الیزابت هستم.

151
00:08:54,392 --> 00:08:56,102
‫مادر رابینم.

152
00:09:20,793 --> 00:09:22,753
‫این رو رابین گرفته بود.

153
00:09:23,671 --> 00:09:25,923
‫این عکسش رو از همه بیشتر دوست داشتم.

154
00:09:28,301 --> 00:09:31,262
‫همیشه به نظرم مطالبت
‫با عکس‌هاش بهتر می‌شدن.

155
00:09:33,222 --> 00:09:35,141
‫موافقم.

156
00:09:36,684 --> 00:09:38,352
‫خب، چیکار دارین؟

157
00:09:38,352 --> 00:09:41,647
‫واسه چی الان به حرف اومدی؟

158
00:09:41,647 --> 00:09:43,399
‫پلیس‌ها اومدن سراغم.

159
00:09:43,399 --> 00:09:44,900
‫دو سه روز پیش یکی رو...

160
00:09:44,900 --> 00:09:46,944
‫بابت سرقت ماشین دستگیر کردن.

161
00:09:46,944 --> 00:09:49,739
‫می‌خواست اطلاعاتی بده
‫تا به توافق برسن.

162
00:09:49,739 --> 00:09:51,616
‫طرف کیه؟

163
00:09:51,616 --> 00:09:55,202
‫خلافکار سابقیه که هر از گاهی
‫منبع اطلاعاتیم بود.

164
00:09:55,202 --> 00:09:58,039
‫بگذریم، از اون‌جایی
‫که خودم اصلا رابطه‌مون رو...

165
00:09:58,039 --> 00:10:01,083
‫به پلیس‌ها نگفته بودم
‫و گمون نکنم تو هم گفته باشی،

166
00:10:01,083 --> 00:10:03,294
‫گمون کنم طرف خیال کرده بود
‫شاید بخوان خبر داشته باشن.

167
00:10:03,294 --> 00:10:05,129
‫ظاهرا درست خیال کرده بود،

168
00:10:05,129 --> 00:10:08,966
‫آخه کارآگاه کاستلو نامی اومده بود دیدنم.

169
00:10:08,966 --> 00:10:10,635
‫خب، بهش چی گفتی؟

170
00:10:10,635 --> 00:10:12,762
‫گفتم شب تا صبح خونه بودم.

171
00:10:12,762 --> 00:10:15,306
‫ازم پرسید کسی می‌تونه
‫حرفم رو تأیید کنه یا نه.

172
00:10:17,016 --> 00:10:18,934
‫پس شاهدت منم.

173
00:10:18,934 --> 00:10:20,978
‫من هم شاهد خودتم.

174
00:10:49,715 --> 00:10:51,509
‫می‌شه...

175
00:10:51,509 --> 00:10:53,094
‫می‌شه یه بادکنک بخرم؟

176
00:10:53,094 --> 00:10:54,804
‫تموم کردیم.

177
00:10:56,222 --> 00:10:57,515
‫یعنی چی که تموم کردین؟

178
00:10:57,515 --> 00:10:59,141
‫منتظریم جنس برسه.

179
00:11:01,018 --> 00:11:03,270
‫اذیت نکنین دیگه، پول دارم.

180
00:11:03,270 --> 00:11:05,022
‫ولم کن ببینم.

181
00:11:07,274 --> 00:11:08,567
‫امان از دست این آدم.

182
00:11:17,076 --> 00:11:18,285
‫بابا.

183
00:11:18,285 --> 00:11:20,287
‫سلام کارلو.

184
00:11:20,287 --> 00:11:22,039
‫الان قرار ملاقات دارم.

185
00:11:22,039 --> 00:11:24,041
‫نه، خودم می‌دونم.
‫اِم، می‌شه من هم بیام؟

186
00:11:24,041 --> 00:11:25,876
‫بهتره تو این یکی شرکت نکنی.

187
00:11:25,876 --> 00:11:28,170
‫چیزی نمی‌گم بابا.
‫فقط می‌خوام یاد بگیرم، متوجهی؟

188
00:11:28,170 --> 00:11:29,880
‫تو بعدی شرکت می‌کنی پسرم.

189
00:11:33,968 --> 00:11:37,096
‫سلام آقایون،
‫به منزل خانواده بکستر خوش اومدین.

190
00:11:37,096 --> 00:11:41,058
‫جیمی، ایشون سال کالابریه،
‫ایشون هم پسرش، فیلیپه.

191
00:11:41,058 --> 00:11:42,226
‫خوش‌وقتم.

192
00:11:42,226 --> 00:11:44,520
‫ایشون دامادم، جیمی بکستره.

193
00:11:44,520 --> 00:11:45,896
‫خیلی خوش‌وقتم.

194
00:11:45,896 --> 00:11:48,232
‫اِم... با هواپیما از نیویورک اومدین؟

195
00:11:48,232 --> 00:11:49,567
‫امروز صبح اومدیم.

196
00:11:49,567 --> 00:11:51,527
‫بفرمایین بشینین.

197
00:11:52,445 --> 00:11:54,697
‫چه کاری از دستم برمیاد آقای کالابری؟

198
00:11:54,697 --> 00:11:56,741
‫متوجه شدیم که دنبال...

199
00:11:56,741 --> 00:11:58,951
‫مقدار زیادی سرمایه هستین.

200
00:12:05,624 --> 00:12:08,711
‫تو فکرشیم که شاید
‫سرمایه‌گذار دیگه‌ای اضافه کنیم.

201
00:12:08,711 --> 00:12:09,920
‫می‌خوایم پیشنهادی بهتون بدیم.

202
00:12:09,920 --> 00:12:12,214
‫مبلغ هشت رقمی مد نظرتون رو تقدیم می‌کنیم،

203
00:12:12,214 --> 00:12:14,175
‫همون شرایطی که به بقیه گفتین برقراره،

204
00:12:14,175 --> 00:12:16,594
‫فقط یه شرط دیگه هم داریم.

205
00:12:16,594 --> 00:12:18,763
‫باید به بنادرتون دسترسی داشته باشیم.

206
00:12:19,930 --> 00:12:22,683
‫یعنی خبر خشک شدن
‫بندر نیویورک به گوشم نخورده؟

207
00:12:41,494 --> 00:12:43,329
‫جیمی، پیشنهاد خوبیه.

208
00:12:46,165 --> 00:12:49,919
‫تا چند وقت می‌خواین
‫از بنادرم استفاده کنین؟

209
00:12:49,919 --> 00:12:51,128
‫تا وقتی پولمون برگرده.

210
00:12:51,128 --> 00:12:53,672
‫بعدش می‌تونیم دوباره صحبت کنیم.

211
00:12:54,298 --> 00:12:59,428
‫هرکی من رو می‌شناسه،
‫می‌دونه مواد نمی‌فروشم.

212
00:13:00,554 --> 00:13:04,350
‫نمی‌خوام پای چنین کسب‌وکاری
‫به شهرم باز بشه.

213
00:13:06,018 --> 00:13:09,480
‫هیچ‌کدوم از اجناسمون
‫تو نیواورلئان نمی‌مونه.

214
00:13:11,148 --> 00:13:12,650
‫جیمی،

215
00:13:12,650 --> 00:13:15,820
‫بذار این عزیزان
‫تو اتاق‌هات استراحت کنن...

216
00:13:15,820 --> 00:13:17,822
‫و تنی به آب استخر بزنن.

217
00:13:17,822 --> 00:13:19,448
‫امشب همدیگه رو می‌بینیم.

218
00:13:19,448 --> 00:13:22,743
‫غذا می‌خوریم، گلویی تازه می‌کنیم
‫و صحبت می‌کنیم.

219
00:13:35,172 --> 00:13:36,757
‫امیدوار بودم وقتی
‫جریان رابطه نامشروعمون رو...

220
00:13:36,757 --> 00:13:39,510
‫بهت گفته بود، به معنای آمادگیش
‫واسه طلاق گرفتن باشه.

221
00:13:40,719 --> 00:13:42,012
‫ولی مقاومت کرد.

222
00:13:42,012 --> 00:13:43,848
‫اون شب با هم دعوا کرده بودیم.

223
00:13:43,848 --> 00:13:46,350
‫بعدش باهات تماس گرفت.
‫واسه همین اومدم اینجا.

224
00:13:46,350 --> 00:13:47,977
‫اون شب باهام تماس نگرفته بود.

225
00:13:49,186 --> 00:13:51,021
‫خودم شنیده بودم که داشت
‫پشت گوشی پچ‌پچ می‌کرد.

226
00:13:51,021 --> 00:13:52,356
‫با من پچ‌پچ نمی‌کرد.

227
00:13:52,356 --> 00:13:54,233
‫خب، نظری نداری...

228
00:13:54,233 --> 00:13:55,776
‫که احیانا با کی تماس گرفته بوده؟

229
00:14:00,739 --> 00:14:02,074
‫من نیومدم وسط باتلاق...

230
00:14:02,074 --> 00:14:03,576
‫که بلوز محبوبم رو عرقی کنم...

231
00:14:03,576 --> 00:14:06,704
‫و شاهد جواب ندادنت باشم.

232
00:14:09,248 --> 00:14:12,001
‫چند نفر رو کشته بودن.

233
00:14:12,001 --> 00:14:15,838
‫اعضای ارشد باندهای رقیب رو کشته بودن.

234
00:14:15,838 --> 00:14:17,798
‫هشت نفر رو طی کمتر از هشت سال کشته بودن.

235
00:14:17,798 --> 00:14:19,717
‫جنگ باندهای خلاف
‫کجاش جالبه؟

236
00:14:19,717 --> 00:14:23,387
‫عین کشتارهای باندها نبودن.
‫خیلی تمیز اجرا می‌شدن.

237
00:14:23,387 --> 00:14:25,723
‫خشونتی در کار نبود،

238
00:14:25,723 --> 00:14:28,017
‫نمی‌خواستن پیغامی به طرف مقابل برسونن.

239
00:14:28,017 --> 00:14:31,520
‫صرفا می‌خواستن افراد مد نظر رو بکشن.

240
00:14:31,520 --> 00:14:33,856
‫هیچ‌وقت شاهد یا سرنخی در کار نبود.

241
00:14:33,856 --> 00:14:35,149
‫پرونده هیچ‌کدومشون حل نشد.

242
00:14:35,149 --> 00:14:37,776
‫خب، تو مغازه نبشیه چه خبر بود؟

243
00:14:38,903 --> 00:14:40,154
‫شاهدی اونجا بود.

244
00:14:41,405 --> 00:14:43,032
‫چند روز قبلش سعی کرده بودم
‫باهاش صحبت کنم،

245
00:14:43,032 --> 00:14:45,075
‫ولی ترسیده بود.

246
00:14:45,075 --> 00:14:47,411
‫حتما با رابین تماس گرفته بود.

247
00:14:47,411 --> 00:14:49,413
‫- داشت تحقیق می‌کرد.
‫- اسمش چیه؟

248
00:14:51,332 --> 00:14:53,542
‫خواهش می‌کنم.

249
00:14:53,542 --> 00:14:55,044
‫اسمش کی‌جیه.

250
00:14:58,005 --> 00:15:02,217
‫قرار بود اولین نفری باشه
‫که فرضیه‌مون رو تأیید می‌کنه.

251
00:15:02,217 --> 00:15:04,094
‫فرضیه‌تون از چه قرار بود؟

252
00:15:05,346 --> 00:15:07,932
‫گمون می‌کردیم پلیس‌ها داشتن می‌کشتنشون.

253
00:15:08,933 --> 00:15:11,602
‫پس واسه همین اینجا قایم شدی؟

254
00:15:11,602 --> 00:15:13,562
‫واسه همین خبرش رو بی‌خیال شدم.

255
00:15:13,562 --> 00:15:17,608
‫واسه همین هم اصلا این جریانات رو
‫به کارآگاه‌ها نگفتم.

256
00:15:17,608 --> 00:15:21,362
‫نمی‌دونستم کدومشون سالمه
‫و کدومشون فاسده.

257
00:15:21,362 --> 00:15:22,905
‫نمی‌دونم کار کی بوده،
‫ولی معلومه...

258
00:15:22,905 --> 00:15:26,116
‫که می‌خواست ما رو بکشه
‫تا خبرش منتشر نشه.

259
00:15:26,116 --> 00:15:28,702
‫واسه این اومدم اینجا...

260
00:15:28,702 --> 00:15:32,998
‫که نمی‌دونستم چطوری با این درد زندگی کنم.

261
00:15:39,964 --> 00:15:43,717
‫حتما خیلی ناراحت بوده.

262
00:15:46,679 --> 00:15:49,306
‫- بهش گفته بودم باهات ازدواج نکنه.
‫- ای خدا.

263
00:15:51,100 --> 00:15:54,645
‫من که بدترین شوهر دنیا نبودم.

264
00:15:54,645 --> 00:15:56,855
‫مشکل از تو نبود.
‫مشکل از رابین بود.

265
00:15:58,691 --> 00:16:02,152
‫نگران بودم به حد کافی عاشقت نباشه.

266
00:16:06,073 --> 00:16:08,033
‫مدتی خوشحال بودیم.

267
00:16:08,033 --> 00:16:10,285
‫خودم می‌دونم بودین.

268
00:16:10,285 --> 00:16:12,454
‫شاید بیش از حد تلاش کردم نگهش دارم.

269
00:16:12,454 --> 00:16:16,583
‫چه بدونم، شاید بهتر بود
‫می‌ذاشتم به حال خودش باشه.

270
00:16:16,583 --> 00:16:18,794
‫نمی‌تونستی جلوش رو بگیری.

271
00:16:18,794 --> 00:16:21,171
‫به خاطر آدام مونده بود.

272
00:16:22,423 --> 00:16:24,967
‫باید بفهمم چی به سر بچه‌ام اومده بود.

273
00:16:26,051 --> 00:16:29,847
‫اگه بهت بگم فهمیدن تسکینت نمی‌ده چی؟

274
00:16:29,847 --> 00:16:31,932
‫باز هم می‌خوام بفهمم.

275
00:16:40,065 --> 00:16:41,692
‫- چی شده؟
‫- چیزی نشده.

276
00:16:41,692 --> 00:16:43,444
‫کارلو.

277
00:16:43,444 --> 00:16:46,655
‫بابا و بابابزرگ جلسه‌ای داشتن،
‫من هم می‌خواستم شرکت کنم.

278
00:16:46,655 --> 00:16:50,284
‫ولی پدرت قبول نکرد؟

279
00:16:50,284 --> 00:16:52,161
‫دارم سعی می‌کنم
‫به خواسته‌اش عمل کنم،

280
00:16:52,161 --> 00:16:53,787
‫ولی که چی بشه؟

281
00:16:53,787 --> 00:16:55,456
‫که پشت یه میز کوفتی بشینم...

282
00:16:55,456 --> 00:16:57,708
‫و صبح تا شب به صفحات نمایش زل بزنم؟

283
00:16:58,917 --> 00:17:02,212
‫باهاش صحبت می‌کنم.

284
00:17:02,212 --> 00:17:05,549
‫سلام. خوابه.

285
00:17:07,509 --> 00:17:09,303
‫خیلی‌خب.

286
00:17:09,303 --> 00:17:10,888
‫- کارلو.
‫- چیه؟

287
00:17:10,888 --> 00:17:13,182
‫اِم، احتمالا یه کم دیگه بیدار بشه.

288
00:17:13,182 --> 00:17:15,851
‫پس پوشکش رو عوض کن،
‫بهش غذا بده و باهاش بازی کن،

289
00:17:15,851 --> 00:17:18,395
‫احتمالا بعدش دوباره بخوابه.

290
00:17:18,395 --> 00:17:19,813
‫چقدر طول می‌کشه؟

291
00:17:19,813 --> 00:17:22,524
‫همینش باحاله.
‫اصلا معلوم نیست.

292
00:17:22,524 --> 00:17:24,568
‫ببین کی بیدار شده.

293
00:17:27,279 --> 00:17:29,031
‫مطمئنی از پسش برمیای؟

294
00:17:29,031 --> 00:17:31,575
‫خوبه که پدر تعمیدی و پسر تعمیدی...

295
00:17:31,575 --> 00:17:32,993
‫مدتی کنار هم باشن.

296
00:17:32,993 --> 00:17:34,286
‫از پسش برمیاد.

297
00:17:35,788 --> 00:17:38,916
‫- اگه کارمون داشتی، باهامون تماس بگیر.
‫- می‌گیرم.

298
00:17:38,916 --> 00:17:41,502
‫خوش بگذره.

299
00:17:46,423 --> 00:17:48,592
‫سلام کوچولو.

300
00:17:48,592 --> 00:17:51,428
‫دایی کارلوت اومده.

301
00:17:55,474 --> 00:17:58,060
‫فعلا خیلی نازی،

302
00:17:58,060 --> 00:18:00,604
‫ولی حوصله‌ام قراره بدجوری سر بره.

303
00:18:10,450 --> 00:18:16,200
‫[به آنجلا: کارت کی تموم می‌شه؟]

304
00:18:33,053 --> 00:18:35,556
‫خوشم نمیاد بنادرم رو همین‌جوری...

305
00:18:35,556 --> 00:18:37,432
‫در اختیار خانواده کالابری بذارم.

306
00:18:37,432 --> 00:18:41,645
‫باید از کل محموله‌هاشون خبر داشته باشم.

307
00:18:44,439 --> 00:18:47,776
‫من شهر رو با همین بنادر اداره می‌کردم.

308
00:18:47,776 --> 00:18:52,239
‫هیچی بدون تأیید من وارد یا خارج نمی‌شد.

309
00:18:52,239 --> 00:18:55,200
‫این‌جوری همه‌چی رو کنترل می‌کردم.

310
00:18:56,785 --> 00:18:59,413
‫چون دلت نمی‌خواد از کنترلت خارج بشن،

311
00:18:59,413 --> 00:19:02,082
‫دوست نداری با کسی سهیمشون بشی.

312
00:19:02,082 --> 00:19:05,836
‫فرق بین کنترل من و تو از این قراره:

313
00:19:05,836 --> 00:19:09,298
‫کنترل تو توهمی حاصل خیال خودته.

314
00:19:10,549 --> 00:19:15,512
‫می‌بینم که کت‌شلوارهای اتوکشیده می‌پوشی
‫و هتل‌هات تر و تمیزن.

315
00:19:15,512 --> 00:19:20,517
‫هدفت از این اداها
‫گول زدن یه نفر بیشتر نیست...

316
00:19:22,895 --> 00:19:27,858
‫تو با اسم و اعتبار من معامله می‌کنی.

317
00:19:27,858 --> 00:19:32,404
‫وقتی لازم باشه
‫هم عین خلافکارها رفتار می‌کنی،

318
00:19:32,404 --> 00:19:36,325
‫اما بعدش به خودت می‌گی:
‫«من صرفا تو کار تجارتم.»

319
00:19:41,496 --> 00:19:46,376
‫تو خیلی تو کارت ماهر بودی.

320
00:19:48,086 --> 00:19:49,838
‫من هم هستم.

321
00:19:49,838 --> 00:19:51,882
‫رستوران‌هام، کسب‌وکارهام...

322
00:19:51,882 --> 00:19:53,884
‫و هتل‌های...

323
00:19:53,884 --> 00:19:57,387
‫تر و تمیزم باعث شدن
‫خیلی ثروتمند بشی.

324
00:19:59,890 --> 00:20:02,643
‫پس کمی واسه کارم
‫احترام قائل باش.

325
00:20:05,270 --> 00:20:09,149
‫وقتی بچه بودم،
‫با رفیقم، مارک،

326
00:20:09,149 --> 00:20:13,320
‫تو همین منطقه فرنچ کوارتر می‌گشتیم.

327
00:20:13,320 --> 00:20:15,155
‫به داروخونه‌ای برخوردیم.

328
00:20:15,155 --> 00:20:20,077
‫آب‌نبات، مالت و کلی از این چیزها داشت.

329
00:20:20,077 --> 00:20:23,705
‫آب دهنمون با شکلات‌ها
‫و تافی‌ها جاری شده بود،

330
00:20:23,705 --> 00:20:26,458
‫ولی پولی نداشتیم.

331
00:20:26,458 --> 00:20:30,212
‫واسه همین وقتی کسی حواسش نبود،

332
00:20:32,589 --> 00:20:35,592
‫رفتیم بیرون و من دو عدد...

333
00:20:35,592 --> 00:20:38,595
‫شیرین‌بیان سیاه به مارک نشون دادم.

334
00:20:38,595 --> 00:20:42,099
‫خلاصه خوردیمشون و حرف نداشتن.

335
00:20:42,099 --> 00:20:44,726
‫خلاصه وارد مغازه دیگه‌ای شدیم...

336
00:20:44,726 --> 00:20:47,145
‫و مارک هرچی می‌خواست رو
‫نشونم می‌داد.

337
00:20:47,145 --> 00:20:50,899
‫این رو می‌خواست، اون رو می‌خواست...
‫انگار کریسمس شده بود.

338
00:20:52,025 --> 00:20:55,487
‫خودش مراقب می‌بود،
‫من هم اجناس رو به جیب می‌زدم.

339
00:20:55,487 --> 00:20:59,283
‫ولی بالاخره بهش گفتم:

340
00:20:59,283 --> 00:21:01,785
‫«این‌دفعه خودت یه چیزی بدزد.»

341
00:21:01,785 --> 00:21:03,537
‫ولی مارک نمی‌خواست چنین کاری بکنه.

342
00:21:03,537 --> 00:21:06,957
‫ازش پرسیدم چرا نمی‌خوای؟
‫می‌دونی چی گفت؟

343
00:21:06,957 --> 00:21:09,626
‫«من دزد نیستم.»

344
00:21:11,295 --> 00:21:15,424
‫تو پول خانواده کالابری رو لازم داریم.

345
00:21:15,424 --> 00:21:17,634
‫اون‌ها هم از طریق بنادرت...

346
00:21:17,634 --> 00:21:21,555
‫مواد وارد می‌کنن،
‫خلاف وارد می‌کنن،

347
00:21:21,555 --> 00:21:24,308
‫زنان، دختران و انسان‌هایی رو وارد می‌کنن...

348
00:21:24,308 --> 00:21:28,979
‫که واسه خدمت به انسان‌های دیگه‌ای
‫به فروش می‌رسن.

349
00:21:28,979 --> 00:21:32,983
‫کلی کار شرارت‌آمیز به خاطر تو...

350
00:21:32,983 --> 00:21:34,609
‫از این شهر گذر می‌کنه.

351
00:21:35,986 --> 00:21:39,781
‫خیال کردی از من بهتری آشغال عوضی؟

352
00:21:39,781 --> 00:21:42,326
‫نه. نه، نه، نه جیمی.

353
00:21:42,326 --> 00:21:45,454
‫دیگه دروغ گفتنت به خودت رو
‫تماشا نمی‌کنم.

354
00:21:45,454 --> 00:21:48,999
‫تو خلافکاری بیش نیستی.

355
00:21:48,999 --> 00:21:51,418
‫عین خودمی.

356
00:21:57,007 --> 00:21:59,676
‫♪ زئوس، زئوس، زئوس... ♪

357
00:21:59,676 --> 00:22:01,011
‫♪ گفت برو یه بسته بردار. ♪

358
00:22:01,011 --> 00:22:02,929
‫♪ زئوس، زئوس، زئوس... ♪

359
00:22:02,929 --> 00:22:05,640
‫♪ برو، برو، برو،
‫اگه در حد «سوئیشر» هم نیستی... ♪

360
00:22:05,640 --> 00:22:08,310
‫♪ از صفر شروع کردم،
‫مجبور کردم باز هم پیشرفت کنم. ♪

361
00:22:08,310 --> 00:22:10,937
‫♪ یکی رو می‌شناسم که پولش رو... ♪

362
00:22:13,648 --> 00:22:15,484
‫کیه؟

363
00:22:15,484 --> 00:22:16,777
‫منم، ترنس.

364
00:22:19,404 --> 00:22:20,864
‫تو که باید مدرسه باشی.

365
00:22:20,864 --> 00:22:23,116
‫وقت ناهارمه.
‫می‌شه اینجا بمونم؟

366
00:22:23,116 --> 00:22:25,160
‫معلومه که نمی‌شه اینجا بمونی.

367
00:22:25,160 --> 00:22:26,661
‫مگه الان دیگه رئیس نشدی؟

368
00:22:26,661 --> 00:22:27,954
‫از قبلش هم رئیس بودم.

369
00:22:27,954 --> 00:22:29,373
‫ولی خودت که می‌دونی
‫مامانم به خدمتم می‌رسه.

370
00:22:29,373 --> 00:22:31,917
‫- لزومی نداره خبردار بشه.
‫- خودت هم می‌دونی که می‌شه.

371
00:22:33,126 --> 00:22:34,753
‫برو ببینم.

372
00:22:45,389 --> 00:22:47,099
‫♪ تیراندازهام خطا نمی‌زنن. ♪

373
00:22:47,099 --> 00:22:48,600
‫♪ خوشگل‌ها کنارمن،
‫دختره یه بار شلیک کرد... ♪

374
00:22:50,727 --> 00:22:52,604
‫♪ به مفصل رانت خورد... ♪

375
00:22:58,777 --> 00:23:01,321
‫پشم‌هام.

376
00:23:39,151 --> 00:23:41,236
‫سلام.

377
00:23:41,236 --> 00:23:44,448
‫اِم، دنبال فردی به نام کی‌جی می‌گردیم.

378
00:23:44,448 --> 00:23:47,868
‫اینجا کار می‌کنه، یعنی حداقل
‫حدود دو سال پیش اینجا کار می‌کرد.

379
00:23:51,663 --> 00:23:53,248
‫نمی‌شناسینش؟

380
00:23:53,248 --> 00:23:54,833
‫- پلیسین؟
‫- نه.

381
00:23:54,833 --> 00:23:57,752
‫پلیس نیستیم.
‫قسم می‌خورم.

382
00:23:57,752 --> 00:23:59,629
‫عین پلیس‌ها صحبت می‌کنی.

383
00:24:01,339 --> 00:24:03,800
‫قبلا قاضی بودم.

384
00:24:05,719 --> 00:24:07,179
‫شوهرشی.

385
00:24:07,179 --> 00:24:08,680
‫درسته.

386
00:24:12,642 --> 00:24:15,645
‫- خب، کی‌جی هنوز اینجا کار می‌کنه؟
‫- نه.

387
00:24:15,645 --> 00:24:16,980
‫هوم.

388
00:24:17,606 --> 00:24:20,817
‫خیلی‌خب. پس نمی‌دونین
‫کجا پیداش کنیم؟

389
00:24:26,531 --> 00:24:27,824
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

390
00:24:29,284 --> 00:24:32,496
‫سلام.
‫اسمت چیه؟

391
00:24:36,166 --> 00:24:37,959
‫خودم الیزابت هستم.

392
00:24:37,959 --> 00:24:39,669
‫مادر رابینم.

393
00:24:44,132 --> 00:24:46,343
‫بچه نداری؟

394
00:24:49,012 --> 00:24:50,722
‫دو دختر دارم.

395
00:24:52,599 --> 00:24:55,060
‫واقعا باید با کی‌جی صحبت کنم.

396
00:25:07,239 --> 00:25:08,740
‫سلام جینا.

397
00:25:08,740 --> 00:25:10,534
‫سلام پدر جی،
‫خیلی از دیدارتون خوشحالم.

398
00:25:10,534 --> 00:25:12,327
‫همچنین.

399
00:25:12,327 --> 00:25:15,413
‫- ایشون دخترم فیاست.
‫- سلام فیا.

400
00:25:15,413 --> 00:25:18,041
‫- خوش اومدی.
‫- سلام.

401
00:25:18,041 --> 00:25:20,544
‫بذارین کلیسا رو نشونتون بدم.

402
00:25:20,714 --> 00:25:23,090
…پدرخونده‌ها ۲ طرف می‌ایستن

403
00:25:23,092 --> 00:25:26,677
،و نمایندۀ خانواده نه
بلکه کلیسای کاتولیک هستن

404
00:25:26,679 --> 00:25:28,804
والدین اینجا می‌ایستن

405
00:25:28,806 --> 00:25:29,888
…اِ

406
00:25:29,890 --> 00:25:32,266
ببخشید

407
00:25:32,268 --> 00:25:33,476
ببخشید

408
00:25:33,478 --> 00:25:35,689
اِ… مادر اینجا می‌ایسته

409
00:25:37,065 --> 00:25:40,525
و در کجا از ملکوت بهشت عبور می‌کنیم؟

410
00:25:40,527 --> 00:25:42,402
فیا

411
00:25:42,404 --> 00:25:44,863
چند کلمه رو به زبون میارم

412
00:25:44,865 --> 00:25:46,948
چند تا دعای کوچیک

413
00:25:46,950 --> 00:25:49,909
فِلان باد خدا، فِلان باد عیسی مسیح

414
00:25:49,911 --> 00:25:52,203
،آب مقدس رو می‌پاشونم
اِ… غسل تعمید تموم میشه

415
00:25:52,205 --> 00:25:54,289
ببخشید

416
00:25:54,291 --> 00:25:56,875
داریم سعی می‌کنیم روح بچه رو نجات بدیم

417
00:25:56,877 --> 00:25:59,171
اصلاً موضوع خنده‌داری نیست

418
00:26:02,550 --> 00:26:04,550
میشه تنها با سوفیا صحبت کنم؟

419
00:26:04,552 --> 00:26:06,554
فقط… فقط واسۀ یه لحظه

420
00:26:16,689 --> 00:26:18,272
مشکوکی؟

421
00:26:18,274 --> 00:26:19,982
از کجا فهمیدی؟

422
00:26:19,984 --> 00:26:22,278
مادرت بهم گفت

423
00:26:24,238 --> 00:26:25,616
دارم اینکارو به‌خاطر مادرم انجام میدم

424
00:26:26,658 --> 00:26:29,242
خب، دلیل‌های بدتری هم واسۀ
انجام کارها وجود داره

425
00:26:29,244 --> 00:26:31,411
میشه دربارۀ اینکه غسل تعمید

426
00:26:31,413 --> 00:26:34,080
در اصل چی هست صحبت کنیم؟

427
00:26:34,082 --> 00:26:37,876
مثل یه دورهمی با یه کشیش ِ باحال؟

428
00:26:37,878 --> 00:26:39,836
…اِ

429
00:26:39,838 --> 00:26:41,546
دقیقاً

430
00:26:41,548 --> 00:26:43,759
خواهش می‌کنم

431
00:26:49,848 --> 00:26:52,016
باشه

432
00:26:52,018 --> 00:26:55,436
وظیفۀ من این نیست که شایستگی آدما رو

433
00:26:55,438 --> 00:26:57,271
واسۀ پذیرش در مذهب کاتولیک ارزیابی کنم

434
00:26:57,273 --> 00:27:00,316
پس مثل بادیگارد توی بارها نیستی

435
00:27:00,318 --> 00:27:02,526
متأسفانه نه

436
00:27:02,528 --> 00:27:04,697
…وظیفۀ من

437
00:27:06,574 --> 00:27:09,867
اینه که آدما رو به داشتن رابطه
با خدا دعوت کنم

438
00:27:09,869 --> 00:27:11,538
حتی اگر فکر می‌کنن خدا وجود نداره

439
00:27:12,664 --> 00:27:14,622
،این قضیه که من اعتقادی به این چیزا ندارم
اذیتت نمی‌کنه؟

440
00:27:14,624 --> 00:27:15,959
اصلاً و ابداً

441
00:27:17,043 --> 00:27:18,754
به‌نظرت خدا رو اذیت می‌کنه؟

442
00:27:21,840 --> 00:27:24,176
خب، هیچ‌وقت فکر نکرده‌م که خدا خودشیفته‌ست

443
00:27:25,594 --> 00:27:27,177
حقیقت اینه

444
00:27:27,179 --> 00:27:32,182
بیشتر مسائلی که من باهاشون سروکار دارم
روی پایان زندگی متمرکز هستن

445
00:27:32,184 --> 00:27:35,062
…سختی‌ها، مشکل‌ها

446
00:27:36,605 --> 00:27:38,522
غسل تعمید رو دوست دارم

447
00:27:40,109 --> 00:27:43,819
دوست دارم واسۀ اینکه
نشون دهندۀ شروعی تازه‌ست

448
00:27:43,821 --> 00:27:48,533
و واسۀ اینکه توی این مراسم
هدف مشترکی رو دنبال کنیم

449
00:27:48,535 --> 00:27:50,869
نیازی نیست مثل من اعتقاد داشته باشی، باشه؟

450
00:27:50,871 --> 00:27:53,663
باشه -
باشه -

451
00:27:53,665 --> 00:27:56,374
…یکی از دلیل‌های انجام غسل تعمید

452
00:27:56,376 --> 00:27:59,836
اینه که رسماً اسم بچه رو انتخاب کنیم

453
00:27:59,838 --> 00:28:03,923
بر اساس اعتقاد من اسمی
که واسۀ کسی انتخاب میشه

454
00:28:03,925 --> 00:28:05,633
خیلی خیلی مهمه

455
00:28:05,635 --> 00:28:08,305
و بر اساس ارزش‌های تو هم همینطوره

456
00:28:10,140 --> 00:28:12,016
راکو آدام بَکستر

457
00:28:12,018 --> 00:28:15,644
واسۀ یادبود یه دایی

458
00:28:15,646 --> 00:28:17,479
و پدری که باعث شد این بچه بدنیا بیاد

459
00:28:17,481 --> 00:28:19,899
و خانواده‌ای که بهش تعلق داره

460
00:28:19,901 --> 00:28:21,650
…این‌ها

461
00:28:21,652 --> 00:28:24,278
این‌ها چیزایی هستن که در اون روز
گرامی خواهیم داشت

462
00:28:24,280 --> 00:28:27,156
جشن یه مادر جَوون واسۀ

463
00:28:27,158 --> 00:28:29,491
به بهترین نحو بزرگ کردن بچه‌شه

464
00:28:29,493 --> 00:28:31,911
و هیچکس در اینجا قضاوتت نمی‌کنه

465
00:28:43,175 --> 00:28:44,716
همه‌چی آماده‌ست؟

466
00:28:44,718 --> 00:28:46,468
آره، آماده‌ست -
خوبه -

467
00:28:46,470 --> 00:28:50,347
میرم کلوپ جدید. اخبار جدید می‌خوام

468
00:28:50,349 --> 00:28:52,100
فهمیدم

469
00:29:01,151 --> 00:29:02,986
بدون هیچ شرطی

470
00:29:04,822 --> 00:29:06,449
همیشه یه شرطی وجود داره

471
00:29:10,745 --> 00:29:11,955
مستحقش هستی

472
00:29:13,248 --> 00:29:15,248
مراقب خودت باش، کوچولو

473
00:29:15,250 --> 00:29:17,460
چه بلایی سر مو کوچولو میاد؟

474
00:29:18,753 --> 00:29:21,254
اون موضوع دیگه به من ربطی نداره

475
00:29:21,256 --> 00:29:24,131
…خواهرت

476
00:29:24,133 --> 00:29:26,386
منو قبول کرد، باهام خوب رفتار کرد

477
00:29:27,804 --> 00:29:29,430
زن ِ خوبیه

478
00:29:30,641 --> 00:29:32,268
آره، می‌دونم

479
00:29:33,519 --> 00:29:35,354
واسۀ چی دیگه باهاش صحبت نمی‌کنی؟

480
00:29:37,606 --> 00:29:39,316
اون موضوع هم به من ربطی نداره

481
00:29:40,943 --> 00:29:43,527
…منظورم اینه که

482
00:29:43,529 --> 00:29:45,696
…مو کوچولو

483
00:29:45,698 --> 00:29:47,324
…خاله شیلا

484
00:29:48,742 --> 00:29:52,160
…اگر اعضای خانواده‌م هنوز زنده بودن، من

485
00:29:52,162 --> 00:29:54,079
مطمئن می‌شدم هیچی بین‌مون فاصله نندازه

486
00:29:54,081 --> 00:29:55,624
هیچی

487
00:30:00,130 --> 00:30:01,548
موعظه‌ت تموم شد؟

488
00:30:03,091 --> 00:30:04,841
خوبه

489
00:30:04,843 --> 00:30:06,759
حالا گورت رو گُم کن و برگرد هیوستون

490
00:30:06,761 --> 00:30:09,472
و امیدوارم دیگه هیچ‌وقت نبینمت

491
00:30:19,733 --> 00:30:22,108
مطمئنی بچه رو بیدار نمی‌کنیم؟

492
00:30:22,110 --> 00:30:24,778
آره. تازه خوابش بُرده

493
00:30:24,780 --> 00:30:26,574
فعلاً بیدار نمیشه

494
00:30:34,957 --> 00:30:36,918
بریم توی اتاق خواب

495
00:30:40,922 --> 00:30:42,840
وایسا

496
00:30:44,383 --> 00:30:46,300
چیه؟

497
00:30:46,302 --> 00:30:48,594
سلام کارلو

498
00:30:48,596 --> 00:30:50,847
جویی‌ام

499
00:30:50,849 --> 00:30:53,016
چی می‌خوای؟ -
آروم باش، رفیق -

500
00:30:53,018 --> 00:30:55,729
فقط می‌خوام حرف بزنم -
خب، حرف بزن -

501
00:30:56,939 --> 00:30:58,732
بیرون هتلم

502
00:31:00,067 --> 00:31:01,777
باید یه چیزی بهت بگم

503
00:31:02,945 --> 00:31:04,736
تکون نخور

504
00:31:04,738 --> 00:31:07,447
داری چیکار می‌کنی؟ -
یه کاری دارم -

505
00:31:07,449 --> 00:31:09,574
کِی برمی‌گردی؟ -
وقتی کارم تموم شد -

506
00:31:09,576 --> 00:31:11,076
نمی‌تونی پیش بچه تنهام بذاری

507
00:31:11,078 --> 00:31:13,995
،الان که خوابیده، حواست بهش باشه
کافیه همینکارو بکنی

508
00:31:13,997 --> 00:31:16,167
!من پرستار بچه‌ت نیستم که

509
00:31:27,637 --> 00:31:30,346
باید همین الان بزنم بکشمت

510
00:31:30,348 --> 00:31:31,597
دیدمش

511
00:31:31,599 --> 00:31:32,974
داری دربارۀ چی صحبت می‌کنی؟

512
00:31:32,976 --> 00:31:34,600
همون یارویی که به سمتت شلیک کرد

513
00:31:34,602 --> 00:31:35,685
اون که مُرده

514
00:31:35,687 --> 00:31:37,019
دیدمش

515
00:31:37,021 --> 00:31:38,604
خودتم نمی‌دونی چی دیدی، معتاد ِ بدبخت

516
00:31:38,606 --> 00:31:40,024
یه عکس دارم

517
00:31:45,698 --> 00:31:48,365
این عکس مال ِ کِیه؟ -
چند ساعت پیش -

518
00:31:48,367 --> 00:31:50,369
توی محلۀ لوور ناینت

519
00:31:51,453 --> 00:31:53,245
این ماشین ِ توئـه؟

520
00:32:02,172 --> 00:32:03,422
اوضاع چطوره؟

521
00:32:03,424 --> 00:32:04,965
مواد جابجا می‌کنیم

522
00:32:04,967 --> 00:32:06,425
قراره ببینیم کارت رو بلدی یا نه

523
00:32:06,427 --> 00:32:08,137
منظورت پول درآوردنه

524
00:32:12,225 --> 00:32:13,852
آماده‌ای؟

525
00:32:38,586 --> 00:32:41,128
همین الان می‌تونم بزنم دخل‌شون رو بیارم

526
00:32:41,130 --> 00:32:42,630
خفه شو، جویی

527
00:32:42,632 --> 00:32:45,090
فقط نزدیک‌شون باش

528
00:32:45,092 --> 00:32:47,595
هر وقت آمادۀ شلیک بودم بهت میگم

529
00:32:48,682 --> 00:32:53,126
« رستوران ِ بوفا »

530
00:33:08,006 --> 00:33:12,450
« دلت می‌خواد برگردی زندان؟ میشه ترتیبش رو داد »
« باید باهام تماس بگیری »
« همین الان »

531
00:33:17,251 --> 00:33:18,669
…خب

532
00:33:20,212 --> 00:33:21,880
چقدر باید منتظر بمونیم؟

533
00:33:22,965 --> 00:33:24,383
هر چقدر که نیاز باشه

534
00:33:27,344 --> 00:33:29,097
چه خبر، کلاریس؟

535
00:33:30,598 --> 00:33:32,265
این مادرشه

536
00:33:32,267 --> 00:33:34,600
کِی‌جِی، می‌تونیم باهات صحبت کنیم؟

537
00:33:34,602 --> 00:33:36,727
نمی‌تونم کمک‌تون کنم -
لطفاً باهامون صحبت کن -

538
00:33:36,729 --> 00:33:37,937
رابین اون شب اومد باهات صحبت کنه

539
00:33:37,939 --> 00:33:39,188
…ببین، رفیق -
نه، خواهش می‌کنم -

540
00:33:39,190 --> 00:33:41,274
…داشتی کار می‌کردی، نه؟ و خب

541
00:33:41,276 --> 00:33:42,608
به پلیس گفتم چیزی نمی‌دونم

542
00:33:42,610 --> 00:33:44,318
…اما… اما دیدی که

543
00:33:44,320 --> 00:33:45,611
هیچی ندیدم

544
00:33:45,613 --> 00:33:48,781
ولی یه چیزی می‌دونی. خواهش می‌کنم

545
00:33:48,783 --> 00:33:50,950
دنبال چی می‌گردین؟

546
00:33:50,952 --> 00:33:52,201
جواب ِ سؤال‌ها

547
00:33:52,203 --> 00:33:54,161
واسۀ چی؟
جواب ِ اون سؤال‌ها بهتون کمکی نمی‌کنه

548
00:33:54,163 --> 00:33:56,957
تو که نمی‌دونی -
چرا، می‌دونم -

549
00:33:56,959 --> 00:33:58,375
واسۀ اینکه من جواب ِ سؤال‌ها رو می‌دونم

550
00:33:58,377 --> 00:34:01,128
و از اون شب زندگیم مثل سابق نشده

551
00:34:01,130 --> 00:34:02,588
پس اجازه بدین یه کاری کنم
شما کابوس نبینین

552
00:34:02,590 --> 00:34:03,922
برگردین همونجایی که بودین

553
00:34:03,924 --> 00:34:05,799
و تلاش‌تون رو بکنین که
دربارۀ این قضیه فکر نکنین

554
00:34:05,801 --> 00:34:08,260
…کِی‌جِی -
!مجبور شدم با دستای خودم دخترم رو دفن کنم -

555
00:34:08,262 --> 00:34:11,054
دربارۀ این قضیه فکر نکنم؟

556
00:34:11,056 --> 00:34:13,265
…ظرف مدت ۲ سال، ۲ تا بچه‌م رو از دست دادم

557
00:34:13,267 --> 00:34:15,309
و حتی نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده

558
00:34:15,311 --> 00:34:18,061
،از وقتی که اون تماس باهام گرفته شد
زندگیم مثل یه کابوس بوده

559
00:34:18,063 --> 00:34:20,397
…چندین سِناریوی مختلف رو توی ذهنم نوشتم

560
00:34:20,399 --> 00:34:22,942
اما نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده

561
00:34:22,944 --> 00:34:24,819
باید بفهمم

562
00:34:24,821 --> 00:34:26,946
…و بهت قول میدم

563
00:34:26,948 --> 00:34:30,535
،تا وقتی که نفهمم
نمی‌ذارم آب ِ خوش از گلوت پایین بره

564
00:34:36,791 --> 00:34:38,249
آره، خوبه

565
00:34:39,836 --> 00:34:41,920
سلام، عزیزم

566
00:34:41,922 --> 00:34:43,630
سلام

567
00:34:43,632 --> 00:34:47,217
خیلی ممنون که اجازه دادی
از این فضا استفاده کنیم

568
00:34:47,219 --> 00:34:49,136
اون استیج رو واسۀ تو خریدم

569
00:34:53,184 --> 00:34:55,559
…مونیک

570
00:34:55,561 --> 00:34:56,979
چی شده؟

571
00:34:58,064 --> 00:35:01,148
چیزی نیست که نیاز باشه
صورت خوشگلت به‌خاطرش این شکلی بشه

572
00:35:01,150 --> 00:35:03,734
می‌خوای درباره‌ش صحبت کنیم؟

573
00:35:03,736 --> 00:35:06,195
،قانون ِ تو چیزی نپرس
منم چیزی نمیگم رو یادته؟

574
00:35:08,199 --> 00:35:09,617
هوم

575
00:35:11,077 --> 00:35:13,870
قلب خیلی مهربونی داری

576
00:35:13,872 --> 00:35:16,122
مجبور نیستی بیخیالش بشی، می‌دونی؟

577
00:35:16,124 --> 00:35:18,669
تنها راه واسۀ انجام کار همینه

578
00:35:19,711 --> 00:35:21,836
…اگر واسۀ مدت طولانی اینجوری باشی

579
00:35:21,838 --> 00:35:23,590
دیگه نمی‌تونی مهربون باشی

580
00:36:50,847 --> 00:36:55,060
ای… احمق ِ… دیوث

581
00:38:29,491 --> 00:38:31,118
کون لقت

582
00:38:32,244 --> 00:38:34,246
تو کوفی رو کُشتی

583
00:38:37,166 --> 00:38:40,169
بدون هیچ دلیلی
برادرم رو تا سر حد مرگ کُتَک زدی

584
00:38:45,007 --> 00:38:47,677
بعدش بابات خونۀ مامانم رو فرستاد هوا

585
00:38:51,306 --> 00:38:53,350
همۀ اعضای خانواده‌م رو کُشت

586
00:38:55,560 --> 00:38:58,104
ما چه بلایی سرتون آورده بودیم، هان؟

587
00:38:59,731 --> 00:39:01,856
…و بعد از همۀ این ماجراها

588
00:39:03,235 --> 00:39:06,529
!تو… می‌خوای منو بکُشی؟

589
00:39:12,286 --> 00:39:13,913
کون لق من؟

590
00:39:17,708 --> 00:39:21,170
نه، رفیق. نه. نه

591
00:39:22,797 --> 00:39:24,423
نه، کون لق خودت

592
00:40:09,012 --> 00:40:12,263
چند سال پیش، توی این محله جنگ قدرت رُخ داد

593
00:40:12,265 --> 00:40:13,556
اوضاع خیلی خیط شد

594
00:40:13,558 --> 00:40:15,641
…گروه‌های رقیب افتادن به جون همدیگه

595
00:40:15,643 --> 00:40:18,102
ولی دست‌شون به آدمای اصلی نمی‌رسید

596
00:40:18,104 --> 00:40:19,604
فقط پادوها می‌مُردن

597
00:40:19,606 --> 00:40:20,855
…بعدش یهو

598
00:40:20,857 --> 00:40:23,816
دخل چند تا جانشین ِ رئیس اومد، از هر ۲ طرف

599
00:40:23,818 --> 00:40:25,443
،هیچکس نمی‌دونه چطور
هیچکس نمی‌دونه کی

600
00:40:25,445 --> 00:40:27,528
کار پلیس بود؟

601
00:40:27,530 --> 00:40:29,614
واسۀ همین هیچ‌وقت اون پرونده حل نشد

602
00:40:29,616 --> 00:40:31,368
تو از کجا می‌دونی؟

603
00:40:36,790 --> 00:40:40,292
یکی از مأمورها
در ازای اطلاعات بهم مواد می‌داد

604
00:40:40,294 --> 00:40:43,295
در نهایت، اطلاعاتم تموم شد

605
00:40:43,297 --> 00:40:46,340
…اما اون هنوز مواد داشت، پس

606
00:40:46,342 --> 00:40:49,595
مجبورم کرد به روش‌های دیگه‌ای
بهاش رو پرداخت کنم

607
00:40:52,681 --> 00:40:55,100
با اون مأمور رابطه داشتی

608
00:41:00,607 --> 00:41:04,692
اوضاع بِگایی بود ولی بهم اعتماد داشت

609
00:41:04,694 --> 00:41:07,906
یا حداقل فکر می‌کرد می‌تونه کنترلم کنه

610
00:41:09,282 --> 00:41:10,615
پس حرف می‌زد

611
00:41:10,617 --> 00:41:13,326
سفرۀ دلش رو باز می‌کرد انگار که
داشت پیش کشیشش اعتراف می‌کرد

612
00:41:13,328 --> 00:41:15,328
گَندهایی که سر کار زده بود رو
…واسه‌م تعریف می‌کرد

613
00:41:15,330 --> 00:41:16,829
قُپی میومد

614
00:41:16,831 --> 00:41:18,623
…دزدین مواد، پول

615
00:41:18,625 --> 00:41:20,458
جاساز کردن چیزهای ممنوعه
توی وسایل کسایی که عصبانیش کرده بودن

616
00:41:28,469 --> 00:41:30,221
یه همچین چیزایی

617
00:41:31,889 --> 00:41:34,348
…بعدش یه شب

618
00:41:34,350 --> 00:41:37,059
بهم گفت که به یه نفر شلیک کرده

619
00:41:37,061 --> 00:41:40,729
،قتل از فاصلۀ نزدیک و بدون مقاوت
قتل قراردادی

620
00:41:40,731 --> 00:41:43,691
،خیلی از اون قضیه نگذشت
بهش گفتم دیگه تمومه

621
00:41:43,693 --> 00:41:46,902
،می‌خواستم از اون مخمصه خارج بشم
نمی‌خواستم دیگه ببینمش

622
00:41:46,904 --> 00:41:50,323
یه زن به نام رابین باهام تماس گرفت

623
00:41:50,325 --> 00:41:52,242
گفت داره روی یه مقاله دربارۀ

624
00:41:52,244 --> 00:41:55,245
خشونت پلیس کار می‌کنه
و پرسید می‌خوام صحبت کنم یا نه

625
00:41:55,247 --> 00:41:57,080
…باید دهنم رو بسته نگه می‌داشتم

626
00:41:57,082 --> 00:41:58,999
اما با خودم گفتم
بهرحال زندگی من که به پایان رسیده

627
00:41:59,001 --> 00:42:02,460
بهش گفتم که می‌دونم مأمورا
دارن ملت رو می‌کشن

628
00:42:02,462 --> 00:42:04,590
و وقتی که بیام بیرون باهاش صحبت می‌کنم

629
00:42:07,134 --> 00:42:09,009
حتماً فهمیده بود که مُردد شدم

630
00:42:09,011 --> 00:42:12,053
چون یه شب به خودم اومدم
و دیدم که اومده اینجا

631
00:42:12,055 --> 00:42:13,471
وایسا ببینم

632
00:42:13,473 --> 00:42:16,349
شبی که اومد اینجا بهت زنگ نزد؟

633
00:42:16,351 --> 00:42:18,603
قبل از اینکه بیاد اینجا؟ -
نه -

634
00:42:18,605 --> 00:42:21,564
چون اگر زنگ می‌زد من اینجا نبودم

635
00:42:21,566 --> 00:42:25,236
اومد داخل و اون مأمور درست پشت سرش بود

636
00:42:26,237 --> 00:42:27,862
هنوز به میز پذیرش نرسیده بود

637
00:42:27,864 --> 00:42:30,531
که اون مأمور شلیک کرد

638
00:42:30,533 --> 00:42:31,951
رابین اصلاً انتظارش رو نداشت

639
00:42:36,080 --> 00:42:39,292
پس، تو… تو… شاهد اون اتفاق بودی؟

640
00:42:40,793 --> 00:42:43,795
دیدم طرف نقاب زده به صورتش و دستکش دستشه

641
00:42:43,797 --> 00:42:45,547
ولی می‌دونستم خودشه

642
00:42:45,549 --> 00:42:48,133
مطمئنی؟ -
مطمئنم -

643
00:42:48,135 --> 00:42:50,971
کِی‌جِی، بهمون بگو طرف کیه

644
00:42:56,769 --> 00:42:58,395
خواهش می‌کنم

645
00:42:59,980 --> 00:43:02,564
هیچ‌وقت اسمی از تو نمیاریم

646
00:43:02,566 --> 00:43:04,401
قول میدم

647
00:43:14,663 --> 00:43:17,330
کارآگاه والتر بِک‌ویث

648
00:43:17,332 --> 00:43:19,791
بِک‌ویث؟

649
00:43:24,798 --> 00:43:26,216
ممنون

650
00:43:27,384 --> 00:43:30,134
گرفتن توصیۀ معنوی از کسی که

651
00:43:30,136 --> 00:43:31,928
نصف سنت رو داره، عجیبه؟

652
00:43:31,930 --> 00:43:34,180
باید دوباره حساب و کتاب کنی

653
00:43:38,813 --> 00:43:40,062
سلام

654
00:43:40,064 --> 00:43:42,815
اِ… من… نمی‌دونم باید چیکار کنم

655
00:43:42,817 --> 00:43:44,316
همه‌ش… همه‌ش گریه می‌کنه

656
00:43:44,318 --> 00:43:46,151
بدش به من

657
00:43:46,153 --> 00:43:48,195
برادرم کدوم گوریه؟

658
00:43:48,197 --> 00:43:49,697
…اِ -
!کارلو کجاست؟ -

659
00:43:49,699 --> 00:43:51,532
رفت. رفت

660
00:43:51,534 --> 00:43:52,952
متأسفم

661
00:43:54,912 --> 00:43:56,745
سلام، کارآگاه

662
00:43:56,747 --> 00:43:58,122
چه اتفاقی افتاده؟

663
00:43:58,124 --> 00:44:00,708
رانندۀ اون یکی ماشین احتمالاً مَست بوده

664
00:44:00,710 --> 00:44:03,628
،ولی این یکی عضو گروه آرمانه
واسۀ همین بهتون زنگ زدیم

665
00:44:03,630 --> 00:44:05,046
کس دیگه‌ای همراهش بوده؟

666
00:44:05,048 --> 00:44:07,301
گفت تنها بوده

667
00:44:10,971 --> 00:44:12,389
خوبی؟

668
00:44:26,570 --> 00:44:28,194
کس دیگه‌ای توی ماشین نبوده؟

669
00:44:28,196 --> 00:44:29,741
نه

670
00:44:54,682 --> 00:44:57,126
« یوجین جونز »

671
00:45:09,114 --> 00:45:11,533
باید باهاش صحبت کنم

672
00:45:12,993 --> 00:45:14,993
…اتوبوس شمارۀ ۲۳۲، اتوبوس ِ

673
00:45:14,995 --> 00:45:16,954
اتوبوس ِ مسیر بتن‌روژ، لافایت

674
00:45:16,956 --> 00:45:19,581
و غرب آمادۀ حرکته

675
00:45:19,583 --> 00:45:22,001
همۀ مسافرهایی که بلیط دارن باید سوار بشن

676
00:45:22,003 --> 00:45:23,588
ممنون

677
00:45:27,259 --> 00:45:29,384
میرم دراز بکشم

678
00:45:29,386 --> 00:45:30,762
باشه

679
00:45:34,307 --> 00:45:37,225
حق با تو بود. کمکی نمی‌کنه

680
00:45:37,227 --> 00:45:39,938
،رابین مُرده. نباید می‌مُرد
از قبل می‌دونستم

681
00:45:41,398 --> 00:45:43,940
فقط… فقط نمی‌خواستم فکر کنه

682
00:45:43,942 --> 00:45:46,361
انقدر واسه‌م مهم نبود که
جواب اون سؤال‌ها رو پیدا کنم

683
00:45:52,243 --> 00:45:53,661
الیزابت

684
00:45:55,037 --> 00:45:58,791
بعد از اینکه رابین مُرد، باید کنارت می‌بودم

685
00:45:59,959 --> 00:46:02,084
تو هم عزادار بودی

686
00:46:02,086 --> 00:46:04,378
…آره ولی من

687
00:46:04,380 --> 00:46:06,797
آدام رو داشتم

688
00:46:06,799 --> 00:46:08,884
…و من

689
00:46:10,303 --> 00:46:13,512
متوجه این موضوع نبودم که

690
00:46:13,514 --> 00:46:16,768
آدام ارتباط‌دهنده‌ت با بچه‌ای بود
که از دست داده بودی

691
00:46:19,521 --> 00:46:23,734
هیچ چیزی مثل داشتن نَوه نیست

692
00:46:27,487 --> 00:46:29,489
نه، نیست

693
00:46:31,617 --> 00:46:34,242
…الیزابت، من

694
00:46:34,244 --> 00:46:38,371
می‌خواستم یکم صبر کنم و بعد بهت بگم

695
00:46:38,373 --> 00:46:41,208
نمی‌دونم کِی

696
00:46:41,210 --> 00:46:42,754
…ولی

697
00:46:44,923 --> 00:46:47,465
…فیا بَکستر

698
00:46:47,467 --> 00:46:49,135
یه بچه داره

699
00:46:50,511 --> 00:46:52,055
یه پسر کوچولو

700
00:46:55,224 --> 00:46:57,224
تو مادر مادربزرگشی

701
00:47:00,229 --> 00:47:02,357
پسر آدامه؟ -
آره -

702
00:47:03,358 --> 00:47:06,108
دیدیش؟

703
00:47:06,110 --> 00:47:08,489
هوم -
و؟ -

704
00:47:10,407 --> 00:47:11,615
فوق‌العاده‌ست

705
00:47:11,617 --> 00:47:13,575
اوه

706
00:47:14,787 --> 00:47:16,328
بیا بغلم

707
00:47:16,330 --> 00:47:18,247
بیا بغلم

708
00:47:18,249 --> 00:47:19,625
بیا بغلم

709
00:47:23,504 --> 00:47:25,963
همینجاست. اتاق شمارۀ ۲۳۷ -
وای خدا. اینجاست -

710
00:47:25,965 --> 00:47:27,631
کارلو

711
00:47:27,633 --> 00:47:29,132
کارلو، حالت خوبه؟

712
00:47:29,134 --> 00:47:31,301
آره، خوبم، مامان -
وای خدا -

713
00:47:31,303 --> 00:47:32,719
چه اتفاقی افتاده، پسرم؟

714
00:47:32,721 --> 00:47:35,348
چه اتفاقی افتاده؟ چه اتفاقی افتاده؟

715
00:47:35,350 --> 00:47:37,267
تصادف کردیم، همراه با جویی

716
00:47:37,269 --> 00:47:38,893
مالدینی؟

717
00:47:38,895 --> 00:47:40,687
چطور تونستی راکو رو تنها بذاری؟

718
00:47:40,689 --> 00:47:43,147
کارلو، چطور تونستی

719
00:47:43,149 --> 00:47:44,565
!پسرم رو بذاری پیش یه غریبه؟

720
00:47:44,567 --> 00:47:46,067
فیا، فیا -
میشه بعداً دربارۀ این قضیه صحبت کنیم؟ -

721
00:47:46,069 --> 00:47:47,862
نه، می‌خوام همین الان جوابت رو بشنوم

722
00:47:49,030 --> 00:47:52,031
جویی اومد دم هتل

723
00:47:52,033 --> 00:47:54,284
گفت یکم پیش توی محلۀ لوور ناینت بوده

724
00:47:54,286 --> 00:47:55,743
و یوجین جونز رو دیده

725
00:47:59,374 --> 00:48:01,792
فکر می‌کردم یوجین مُرده -
منم همینطور -

726
00:48:01,794 --> 00:48:03,836
نه، دیدمش

727
00:48:03,838 --> 00:48:06,297
و این فرصت رو داشتم
تا دخل اون عوضی رو بیارم

728
00:48:06,299 --> 00:48:08,340
خب، اینکارو کردی؟

729
00:48:08,342 --> 00:48:10,386
دخل اون عوضی رو آوردی»؟»

730
00:48:12,722 --> 00:48:14,348
سعی کرد منو بکشه

731
00:48:15,641 --> 00:48:18,142
مشکل این خانواده چیه؟

732
00:48:18,144 --> 00:48:21,228
دیگه کاری به هیچ‌کدوم‌تون ندارم

733
00:48:21,230 --> 00:48:22,815
فیا

734
00:48:23,858 --> 00:48:26,651
چه… چه بلایی سرش اومد؟
چه بلایی سر اون پسر اومد؟

735
00:48:26,653 --> 00:48:29,364
توی ماشین گیر کرده بودم. فرار کرد

736
00:48:30,657 --> 00:48:32,991
فرانکی، می‌خوام اون پسر پیدا بشه. همین امشب

737
00:48:32,993 --> 00:48:34,034
خودم این قضیه رو حل می‌کنم

738
00:48:34,036 --> 00:48:35,996
!فرصت انجام اینکارو داشتی

739
00:48:44,254 --> 00:48:46,254
یاید باهات صحبت کنم

740
00:48:46,256 --> 00:48:47,466
الان نه

741
00:48:59,687 --> 00:49:01,731
نگاهم کن، جیمز

742
00:49:04,525 --> 00:49:08,277
…انقدر می‌ترسی مثل اون بابای مَستت باشی

743
00:49:08,279 --> 00:49:10,321
که فراموش کردی

744
00:49:10,323 --> 00:49:13,449
چطور باید مَرد باشی، هان؟

745
00:49:13,451 --> 00:49:16,204
!هوم؟ به خودت بیا

746
00:49:34,723 --> 00:49:36,348
کوزاک باید باهام تماس بگیره

747
00:49:36,350 --> 00:49:39,309
،آخرین خبری که دارم، جویی از شهر رفته بود
و توی خیابون زندگی می‌کرد

748
00:49:39,311 --> 00:49:42,314
،تا الان باید می‌مُرد
حتی مأمورهای خودمون هم همین رو گفتن

749
00:49:43,565 --> 00:49:45,148
با جینا موافقم، جیم

750
00:49:45,150 --> 00:49:48,697
بیا یوجین رو پیدا کنیم و واسۀ
همۀ مردم شهر یه پیغام بفرستیم

751
00:49:49,948 --> 00:49:52,490
!جیمی

752
00:49:56,246 --> 00:49:57,745
…جیم، جیم، نه

753
00:49:57,747 --> 00:49:58,957
…جیم

754
00:50:25,860 --> 00:50:27,484
خوبم. خوبم

755
00:50:31,699 --> 00:50:33,951
چه خبر شده؟

756
00:50:43,795 --> 00:50:45,422
کریس، چه خبر شده؟

757
00:50:48,717 --> 00:50:50,135
…برادر کوچیکم

758
00:50:52,596 --> 00:50:54,431
از موادمون مصرف کرده بود

759
00:50:56,099 --> 00:50:57,309
مُرده

760
00:51:07,070 --> 00:51:08,696
…کریس

761
00:51:20,208 --> 00:51:21,499
کاستلو هستم

762
00:51:21,501 --> 00:51:23,084
نانسی، مایکل هستم

763
00:51:23,086 --> 00:51:26,297
فکر کنم بدونم واسۀ چی
نتونستین پروندۀ قتل رابین رو حل کنین

764
00:51:27,799 --> 00:51:29,840
قاتل یکی از مأمورهای خودتونه

765
00:51:37,226 --> 00:51:39,226
می‌تونی بیای اداره؟

766
00:51:39,228 --> 00:51:41,438
آره. توی راهم

767
00:51:54,952 --> 00:51:56,912
ممنون

768
00:51:57,913 --> 00:52:00,164
اتوبوس شمارۀ ۵۸ تا ۵ دقیقۀ دیگه

769
00:52:00,166 --> 00:52:01,710
به سمت هیوستون حرکت می‌کنه

770
00:52:01,734 --> 00:52:18,734
قسمت بعدی و دیگر سریال های خارجی در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

771
00:52:18,758 --> 00:52:32,758
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial
تلگرام صابرفان
@SaberFun

