﻿1
00:00:34,300 --> 00:00:35,000
‫[دانشکده ریلتون]

2
00:00:35,050 --> 00:00:40,100
‫[ساختمان زبان انگلیسی]

3
00:00:40,150 --> 00:00:41,690
‫«رئیس‌جمهور با نسیم آرامی...»

4
00:00:41,890 --> 00:00:43,350
‫«که هنگام باز شدن در حس می‌شد،»

5
00:00:43,550 --> 00:00:47,090
‫«ورود رئیس دفترش را حس کرد،»

6
00:00:47,290 --> 00:00:49,400
‫«رئیس‌جمهور با خود گفت
‫کاش در می‌زد،»

7
00:00:49,600 --> 00:00:51,970
‫«رئیس دفترش هم با خود گفت...»

8
00:00:52,170 --> 00:00:55,140
‫«من از اون آدم‌ها نیستم
‫که در بزنه و منتظر بمونه،»

9
00:00:55,340 --> 00:00:59,280
‫«رئیس‌جمهور هم با خود گفت
‫کاش منتظر می‌موند،»

10
00:00:59,480 --> 00:01:01,240
‫«اما رئیس دفترش این مسئله را
‫نادیده می‌گیرد...»

11
00:01:01,440 --> 00:01:02,540
‫پنیر...

12
00:01:02,740 --> 00:01:05,110
‫آمریکایی و فتا بخرم.

13
00:01:05,310 --> 00:01:06,720
‫تن بخرم.

14
00:01:06,920 --> 00:01:08,420
‫واسه دفترم ودکا بخرم.

15
00:01:08,620 --> 00:01:09,640
‫زیتون بخرم.

16
00:01:09,830 --> 00:01:11,240
‫توت خشک...

17
00:01:14,980 --> 00:01:17,210
‫اِم، دیگه بسه.

18
00:01:17,410 --> 00:01:18,560
‫نظری ندارین؟

19
00:01:18,760 --> 00:01:20,380
‫من خیلی خوشم اومد.

20
00:01:21,730 --> 00:01:23,300
‫یکی گفت «خیلی خوشم اومد».

21
00:01:23,500 --> 00:01:25,420
‫کسی انتقاد سازنده‌ای نداره؟

22
00:01:27,340 --> 00:01:29,830
‫انتقاد سازنده یک، انتقاد سازنده دو...

23
00:01:30,030 --> 00:01:31,090
‫ادامه می‌دیم.

24
00:01:31,290 --> 00:01:32,430
‫خب، خودتون...
‫خودتون می‌تونین نظر بدین.

25
00:01:34,390 --> 00:01:36,620
‫من قبلا نظرم رو بهت گفتم.

26
00:01:36,820 --> 00:01:38,790
‫کافیه نگاهی به داستان قبلیت...

27
00:01:38,990 --> 00:01:40,360
‫یا قبلی‌تره بندازی، خب؟

28
00:01:40,560 --> 00:01:41,450
‫جن، می‌خوای بخونی؟

29
00:01:41,650 --> 00:01:42,840
‫شاید اگه نظرتون رو بیان کنین،

30
00:01:43,040 --> 00:01:45,050
‫بحثی شکل بگیره.

31
00:01:46,400 --> 00:01:47,280
‫گمون نکنم بگیره.

32
00:01:47,480 --> 00:01:49,270
‫ممکنه بگیره.

33
00:01:51,920 --> 00:01:54,410
‫می‌شه لطفا واسه یه بار هم که شده،
‫چیزی بگین؟

34
00:01:56,020 --> 00:01:58,420
‫چنین کارگاه‌هایی براساس
‫نقد همکلاسان تشکیل می‌شن.

35
00:01:58,620 --> 00:02:00,250
‫باید راهنماییشون کنین تا نقد کنن.

36
00:02:00,450 --> 00:02:01,640
‫دارم سعی می‌کنم راهنمایی کنم.

37
00:02:01,840 --> 00:02:03,470
‫جن؟

38
00:02:03,670 --> 00:02:05,950
‫استاد، نمی‌خوام گروهی بهتون بتوپیم،

39
00:02:06,150 --> 00:02:08,520
‫ولی بهتره بدونین...

40
00:02:08,720 --> 00:02:11,040
‫به جز خوندن اسامیمون
‫واسه اعلام نوبتمون،

41
00:02:11,240 --> 00:02:13,430
‫تقریبا یه ساعت و نیمه که حرفی نزدین.

42
00:02:16,390 --> 00:02:18,310
‫خب، ناخودآگاه متوجه شدم...

43
00:02:18,510 --> 00:02:19,840
‫دیدگاهت بی‌ثباته...

44
00:02:20,040 --> 00:02:22,490
‫و با جملاتی بی‌ساختار بیانش می‌کنی.

45
00:02:22,690 --> 00:02:24,800
‫نه، دیدگاه من بی‌ثبات نیست.

46
00:02:25,000 --> 00:02:27,580
‫خب، وسط جمله یهو از دید...

47
00:02:27,780 --> 00:02:29,280
‫رئیس‌جمهور به دید رئیس دفترش می‌پری،

48
00:02:29,480 --> 00:02:30,670
‫بعدش عوضش می‌کنی،
‫دوباره هم عوضش می‌کنی...

49
00:02:30,870 --> 00:02:32,540
‫آره، تعمدیه.

50
00:02:32,740 --> 00:02:34,720
‫خب، این‌طوری خطر فاصله گرفتن
‫مخاطب پیش میاد.

51
00:02:34,920 --> 00:02:37,800
‫به نظر من خطرش به اجرش می‌ارزه.

52
00:02:39,190 --> 00:02:40,160
‫اجرش چیه؟

53
00:02:40,360 --> 00:02:41,250
‫خیلی‌خب، اِم...

54
00:02:41,450 --> 00:02:43,160
‫اجرش اینه که من...

55
00:02:43,360 --> 00:02:45,470
‫دارم روند تفکر...

56
00:02:45,670 --> 00:02:48,290
‫مجموعه‌ای از افکار رو فاش می‌کنم.

57
00:02:49,470 --> 00:02:50,390
‫متوجهین؟

58
00:02:50,590 --> 00:02:52,300
‫اسم سبکم رو ابر دانای مطلق گذاشتم.

59
00:02:52,500 --> 00:02:53,780
‫عبارت باحالیه.

60
00:02:53,980 --> 00:02:55,700
‫واسه کس دیگه‌ای مهم نبود...

61
00:02:55,900 --> 00:02:57,350
‫که انگار رئیس‌جمهور و رئیس دفترش...

62
00:02:57,550 --> 00:02:59,400
‫داشتن بدون حرف زدن،
‫به افکار همدیگه...

63
00:02:59,600 --> 00:03:01,830
‫پاسخ می‌دادن...

64
00:03:02,030 --> 00:03:03,360
‫و چنین امری...

65
00:03:03,560 --> 00:03:04,710
‫ممکن نیست؟

66
00:03:04,910 --> 00:03:06,190
‫من که حرفم رو تکرار می‌کنم،

67
00:03:06,390 --> 00:03:07,620
‫خیلی خوشم اومد...

68
00:03:07,820 --> 00:03:09,360
‫و به نظرم باید نامزد پولیتزر بشی.

69
00:03:09,560 --> 00:03:11,540
‫نمی‌شه واسه جایزه بقیه...

70
00:03:11,740 --> 00:03:12,760
‫فهرست نامزد تعیین کرد.

71
00:03:12,960 --> 00:03:13,890
‫باشه، ببینین، خیلی‌خب،

72
00:03:14,090 --> 00:03:14,850
‫پاسخ شخصیت‌ها به افکار همدیگه...

73
00:03:15,050 --> 00:03:16,200
‫اشتباه نیست.

74
00:03:16,400 --> 00:03:17,500
‫واقعا اشتباه بود.

75
00:03:17,700 --> 00:03:19,070
‫بیاین دیدگاه‌های متعدد،

76
00:03:19,270 --> 00:03:20,070
‫جو بی‌ثبات و مکالماتی رو...

77
00:03:20,270 --> 00:03:21,380
‫که انگار با دورآگاهی شکل می‌گرفتن...

78
00:03:21,580 --> 00:03:23,330
‫کنار بذاریم.

79
00:03:23,530 --> 00:03:24,470
‫حتی مرده‌خواهی...

80
00:03:24,670 --> 00:03:25,680
‫رئیس دفترش رو هم کنار بذاریم.

81
00:03:25,880 --> 00:03:26,550
‫خیلی‌خب، اون‌جوری
‫که داستانی نمی‌مونه.

82
00:03:26,750 --> 00:03:27,640
‫متوجه منظورم...

83
00:03:27,840 --> 00:03:28,600
‫از «فاصله گرفتن خواننده» می‌شی؟

84
00:03:28,800 --> 00:03:29,690
‫معلومه که می‌شم،

85
00:03:29,890 --> 00:03:31,340
‫ولی تصمیمش با خودمه،

86
00:03:31,540 --> 00:03:33,000
‫تصمیمش با نویسنده است،

87
00:03:33,200 --> 00:03:36,350
‫چاوسر هم چنین تصمیمی گرفته بود...

88
00:03:36,550 --> 00:03:38,650
‫که به نظرم مخاطب
‫خیلی با نوشتارش فاصله می‌گیره.

89
00:03:38,850 --> 00:03:40,090
‫آره، خب، در این حد نبود،

90
00:03:40,290 --> 00:03:41,740
‫آخه آثارش رو به انگلیسی میانه می‌نوشت،

91
00:03:41,940 --> 00:03:44,490
‫مقایسه کردن خودت با چاوسر
‫هم خیلی حیله‌گرانه است.

92
00:03:44,690 --> 00:03:46,840
‫آره، ولی ما که نمی‌دونیم
‫من چاوسر بعدی‌ام یا نه.

93
00:03:47,040 --> 00:03:47,880
‫خیلی هم خوب می‌دونیم.

94
00:03:48,080 --> 00:03:48,840
‫بی‌احترامی نباشه،

95
00:03:49,040 --> 00:03:49,970
‫ولی شما نمی‌دونین.

96
00:03:50,170 --> 00:03:51,740
‫بی‌احترامی نباشه،
‫ولی گربه‌ها هم می‌دونن.

97
00:03:53,400 --> 00:03:54,710
‫تنها رمان شما رو...

98
00:03:54,910 --> 00:03:55,920
‫حتی تو کتاب‌فروشی دانشگاه
‫خودتون هم نمی‌فروشن.

99
00:03:57,140 --> 00:03:59,330
‫خودت الان اینجایی.

100
00:03:59,530 --> 00:04:00,850
‫خودت اینجایی.

101
00:04:01,050 --> 00:04:03,110
‫مدرک اصلیش همینه که الان اینجایی.

102
00:04:03,310 --> 00:04:04,460
‫همین که الان اینجایی،

103
00:04:04,660 --> 00:04:06,200
‫یعنی تو دبیرستان زیاد زحمت نکشیده بودی...

104
00:04:06,400 --> 00:04:09,380
‫یا به دلیلی نتونستی خودت رو ثابت کنی.

105
00:04:09,580 --> 00:04:10,340
‫لحنم تند جلوه کرد؟

106
00:04:10,540 --> 00:04:11,900
‫ببین چی می‌گم.

107
00:04:12,100 --> 00:04:13,170
‫باقی کلاس رو لبخند می‌زنم.

108
00:04:13,370 --> 00:04:14,690
‫خودت الان اینجایی،

109
00:04:14,890 --> 00:04:17,340
‫تازه، حتی اگه حضورت
‫تو این دانشگاه متوسط...

110
00:04:17,540 --> 00:04:18,610
‫تو این شهر غم‌انگیز و از یاد رفته...

111
00:04:18,810 --> 00:04:20,220
‫خلاف قاعده و نادر باشه...

112
00:04:20,420 --> 00:04:22,350
‫و واقعا پتانسیل نبوغ داشته باشی...

113
00:04:22,550 --> 00:04:24,260
‫که سر کلیه‌ام شرط می‌بندم نداری،

114
00:04:24,460 --> 00:04:27,350
‫اصلا بروز پیدا نمی‌کنه.

115
00:04:27,550 --> 00:04:31,710
‫مهارت نویسندگی
‫یا تدریس نویسندگی من در حدی نیست...

116
00:04:31,910 --> 00:04:32,750
‫که بخوام نبوغت رو شکوفا کنم.

117
00:04:32,950 --> 00:04:34,930
‫حالا خودم از کجا می‌دونم؟ از کجا می‌دونم؟

118
00:04:35,130 --> 00:04:39,410
‫آخه خودم هم الان همین‌جا،

119
00:04:39,610 --> 00:04:41,590
‫تو دانشکده ریلتونم...

120
00:04:41,790 --> 00:04:43,800
‫که متوسط‌ترین دانشکده دنیاست.

121
00:04:48,580 --> 00:04:51,150
‫خب، خودتون می‌خواستین بیشتر صحبت کنم.

122
00:04:51,174 --> 00:04:59,174
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

123
00:04:59,198 --> 00:05:07,198
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

124
00:05:07,199 --> 00:05:15,199
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

125
00:05:15,600 --> 00:05:20,300
‫«هنک خوش‌شانس»
‫«فصل یکم، قسمت یکم»

126
00:05:20,500 --> 00:05:23,000
‫[«فرزند مسیح» به قلم دنیس جانسون]

127
00:05:33,150 --> 00:05:35,350
‫[دو پیام از تونی کانیگولا]
‫[پنج پیام از اِما ویمر]

128
00:05:35,500 --> 00:05:37,800
‫[تونی: چه حرف‌های قشنگی.
‫کلی شکلک خوشحال تو دلمه]

129
00:05:38,000 --> 00:05:41,250
‫[ریلتون بای‌استندر]
‫[روزنامه دانشجویی دانشکده ریلتون]

130
00:05:41,300 --> 00:05:43,329
‫[استاد دیورو دانشجویان را متوسط خواند]

131
00:05:43,330 --> 00:05:44,160
‫کیه؟

132
00:05:45,600 --> 00:05:46,510
‫کاریه.

133
00:05:46,900 --> 00:05:47,300
‫[به قلم ایوانا پالتیگ]

134
00:05:47,350 --> 00:05:48,469
‫[گریسی: بی‌شعور]

135
00:05:48,470 --> 00:05:49,340
‫خاموشش کن.

136
00:06:01,050 --> 00:06:03,700
‫[شیر بزرگ می‌خوابد]
‫[ویلیام هنری دیورو بازنشستگی‌اش را اعلام کرد]

137
00:06:06,450 --> 00:06:08,000
‫[پیام از پُل رورک]
‫[تماس از تونی کانیگولا]

138
00:06:12,670 --> 00:06:13,900
‫هوم.

139
00:06:14,100 --> 00:06:15,380
‫سه روز پیش انداخته بودمش
‫تو سطل بازیافتی.

140
00:06:15,580 --> 00:06:16,900
‫نمی‌دونستم می‌خوای نگهش داری.

141
00:06:17,100 --> 00:06:18,420
‫نگهش دارم؟

142
00:06:18,620 --> 00:06:21,150
‫نه بابا، می‌خوام مطالب دیگه‌اش رو هم بخونم.

143
00:06:23,510 --> 00:06:24,950
‫اِم...

144
00:06:25,150 --> 00:06:26,430
‫دیشب تا دیروقت کار می‌کردی؟

145
00:06:26,630 --> 00:06:28,820
‫خب، صرفا چون خودت اون ساعت خوابی،

146
00:06:29,020 --> 00:06:30,430
‫دلیل نمی‌شه دیروقت محسوب بشه.

147
00:06:31,820 --> 00:06:33,000
‫آها، خب، من استاد دانشگاهم،

148
00:06:33,200 --> 00:06:35,260
‫واسه همین کار کردن بعد از چهار عصر
‫دیروقت محسوب می‌شه.

149
00:06:36,520 --> 00:06:37,880
‫این‌دفعه داری کی رو نجات می‌دی؟

150
00:06:38,080 --> 00:06:40,530
‫پسری به نام کالوینه
‫که چند وقته برون‌ریزی می‌کنه.

151
00:06:40,730 --> 00:06:41,840
‫هرب می‌گه بهتره اخراجش کنن،

152
00:06:42,040 --> 00:06:43,190
‫خلاصه، بگذریم،

153
00:06:43,390 --> 00:06:45,580
‫با مادرش و یکی از معلمان جلسه داریم...

154
00:06:48,230 --> 00:06:50,060
‫امروز صبح چقدر محبوب شدی.

155
00:06:50,260 --> 00:06:51,180
‫درسته.

156
00:06:52,930 --> 00:06:54,890
‫واسه چی این همه موز خریدی؟

157
00:06:55,090 --> 00:06:56,110
‫خراب می‌شن‌ها.

158
00:06:56,310 --> 00:06:58,330
‫صرفا می‌خواستم رو اعصابت برم.

159
00:07:04,550 --> 00:07:06,430
‫به نظرم بهتره همین
‫عذاب انفرادیت رو ادامه بدی...

160
00:07:06,630 --> 00:07:08,510
‫و اصلا تغییری اعمال نکنی.

161
00:07:10,070 --> 00:07:11,300
‫کیه که عذاب نکشه، ها؟

162
00:07:11,500 --> 00:07:13,870
‫هشتاد درصد بزرگسال بودن عذابه.

163
00:07:14,070 --> 00:07:15,780
‫نه، به نظرم هشتاد درصد خودت عذابه.

164
00:07:15,980 --> 00:07:17,660
‫بقیه‌مون سی چهل درصد عذاب می‌کشیم.

165
00:07:17,850 --> 00:07:18,740
‫سی درصد؟

166
00:07:18,940 --> 00:07:19,700
‫هیچ‌کس سی درصد عذاب نمی‌کشه.

167
00:07:19,900 --> 00:07:21,010
‫من که سی درصد عذاب می‌کشم.

168
00:07:21,210 --> 00:07:22,310
‫واقعا؟

169
00:07:22,510 --> 00:07:23,660
‫سی درصد؟

170
00:07:23,860 --> 00:07:25,870
‫خب، پس خوشحالیت غیرعادیه.

171
00:07:27,130 --> 00:07:27,960
‫گمون نکنم این‌طور باشه.

172
00:07:35,320 --> 00:07:36,630
‫به نظرم مقداری...

173
00:07:36,830 --> 00:07:38,150
‫شیفته خوشحالی شدیم.

174
00:07:38,350 --> 00:07:39,320
‫کمی بیش از حد درگیرش شدیم.

175
00:07:40,890 --> 00:07:42,630
‫پس سپری کردن روز چی می‌شه؟

176
00:07:42,800 --> 00:07:43,929
‫[روی خط‌آهن توقف نکنید]

177
00:07:43,930 --> 00:07:45,070
‫یعنی درصد عذاب...

178
00:07:45,270 --> 00:07:46,810
‫این بابا چقدر بوده؟

179
00:07:47,010 --> 00:07:49,430
‫بهتره حداقل نود درصد بوده باشه.

180
00:07:49,630 --> 00:07:50,900
‫باید کوسن بخرم.

181
00:07:52,070 --> 00:07:53,820
‫اگه ملت این‌قدر می‌خواستن خوشحال باشن،

182
00:07:54,020 --> 00:07:55,650
‫چرا کل مدارک خلافش رو ثابت می‌کنن؟

183
00:07:55,850 --> 00:07:57,520
‫از روزنامه‌ها بگیر تا دادگاه‌ها...

184
00:07:57,720 --> 00:07:58,910
‫تا رسانه‌های اجتماعی...

185
00:07:59,110 --> 00:08:00,790
‫صنعت عذاب خیلی بزرگه.

186
00:08:00,980 --> 00:08:02,170
‫چندین میلیارد درآمد داره.

187
00:08:03,910 --> 00:08:05,570
‫صنعت خوشحالی؟

188
00:08:05,770 --> 00:08:09,970
‫یه نفر بیشتر مشمولش نیست
‫که احتمالا ساکن کاناداست،

189
00:08:10,170 --> 00:08:11,230
‫تک‌شاخ پرورش می‌ده...

190
00:08:11,430 --> 00:08:13,970
‫و کار جانبیش تولید پورن
‫با همون تک‌شاخ‌هاست.

191
00:08:19,660 --> 00:08:21,450
‫متوسط‌ترین دانشگاه دنیا؟
‫واقعا؟

192
00:08:22,000 --> 00:08:38,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

193
00:08:38,810 --> 00:08:40,780
‫تصمیم گرفتم مردونه باهاتون روبه‌رو بشم.

194
00:08:40,980 --> 00:08:42,560
‫مرد و مردونه صحبت کنیم.

195
00:08:45,300 --> 00:08:46,130
‫من که یه مرد بیشتر نمی‌بینم.

196
00:08:49,220 --> 00:08:50,480
‫همیشه می‌خواستم نویسنده بشم.

197
00:08:53,180 --> 00:08:55,970
‫شش ساله که بودم،
‫اولین داستان کوتاهم رو...

198
00:08:56,170 --> 00:08:57,620
‫راجع به وال استریت نوشتم.

199
00:08:57,820 --> 00:09:00,450
‫منطقیه.

200
00:09:00,650 --> 00:09:01,540
‫دوازده ساله که بودم،

201
00:09:01,740 --> 00:09:03,230
‫اولین رمانم رو نوشتم.

202
00:09:04,840 --> 00:09:06,360
‫هر وقت از خودم ناامید می‌شم،
‫می‌خونمش.

203
00:09:07,840 --> 00:09:09,370
‫این‌جوری بهتر به خاطر میارم
‫باید چیکار کنم.

204
00:09:11,320 --> 00:09:12,720
‫کار دیگه‌ای هم از دستم ساخته نیست.

205
00:09:19,200 --> 00:09:20,860
‫بارتو بودی؟

206
00:09:22,470 --> 00:09:24,080
‫گمون نکنم متوجه باشین
‫حرفتون چقدر دردناک بود.

207
00:09:27,860 --> 00:09:29,910
‫حواسم نبود دارم چی می‌گم.

208
00:09:33,430 --> 00:09:34,830
‫عذر می‌خوام بارتو.

209
00:09:39,220 --> 00:09:40,440
‫مشکلی نداریم؟

210
00:09:42,360 --> 00:09:43,570
‫نه، مشکلی نداریم.

211
00:09:45,400 --> 00:09:46,720
‫ولی باید کتبی بهم بدین.

212
00:09:46,920 --> 00:09:48,190
‫چی رو؟

213
00:09:49,540 --> 00:09:50,460
‫عذرخواهیتون رو می‌گم،

214
00:09:50,660 --> 00:09:51,850
‫نسخه کتبیش رو لازم دارم...

215
00:09:52,050 --> 00:09:53,760
‫که تو سایت روزنامه دانشگاه منتشرش کنیم.

216
00:09:55,060 --> 00:09:56,200
‫امضا هم بکنین.

217
00:09:57,370 --> 00:09:59,550
‫اِم، امضای اینترنتی هم کافیه.

218
00:10:02,550 --> 00:10:04,200
‫انگشت وسط اینترنتی قبول می‌کنی؟

219
00:10:12,780 --> 00:10:14,090
‫مدیر رز باهاتون کار داشتن.

220
00:10:14,290 --> 00:10:15,480
‫- خیلی‌خب.
‫- شش بار گفتن.

221
00:10:15,680 --> 00:10:16,880
‫آها.

222
00:10:17,080 --> 00:10:18,230
‫براتون بگیرمش؟

223
00:10:18,430 --> 00:10:20,450
‫نه.

224
00:10:20,650 --> 00:10:21,580
‫برام ماست گرفتی؟

225
00:10:21,780 --> 00:10:23,570
‫امروز ماست نمی‌خوردین.

226
00:10:25,270 --> 00:10:26,630
‫درسته.

227
00:10:28,300 --> 00:10:32,250
‫[استاد هنری ویلیام دیورو جونیور]
‫[مدیر گروه زبان انگلیسی]

228
00:10:32,300 --> 00:10:36,800
‫[شیر بزرگ می‌خوابد]
‫[ویلیام هنری دیورو بازنشستگی‌اش را اعلام کرد]

229
00:10:38,550 --> 00:10:40,017
‫[معلوم نیست بازنشستگی چنین منتقد بزرگی
‫پس از چهل و سه سال چه عواقبی به دنبال دارد.]

230
00:10:40,041 --> 00:10:42,050
‫[خبر ناگهانی بازنشستگی ایشان پس از چهل و سه سال
‫از آغاز کارشان در دانشگاه کلمبیا جامعه ادبی را متشنج کرده است.]

231
00:10:42,100 --> 00:10:43,465
‫[خانواده همیشه نقشی اساسی
‫در زندگی دیورو داشته...]

232
00:10:43,489 --> 00:10:45,050
‫[و مسیر زندگی همسر سابق
‫و پسرش گواهی بر این موضوع است.]

233
00:10:47,160 --> 00:10:49,260
‫امان از دستت رورک،
‫پشت طنز پنهان نشو،

234
00:10:49,460 --> 00:10:50,560
‫اصلا نمی‌تونی...

235
00:10:50,760 --> 00:10:52,650
‫واسه چی بزرگسال‌ها
‫به خودشون زحمت بحث می‌دن؟

236
00:10:52,850 --> 00:10:53,650
‫خب، من که دارم لبخند می‌زنم.

237
00:10:53,850 --> 00:10:55,000
‫من اخیرا کلی کار کردم...

238
00:10:55,200 --> 00:10:56,480
‫مگه هنوز درسی رو...

239
00:10:56,680 --> 00:10:57,790
‫که دنیای تبلیغات
‫مدت‌ها پیش یاد گرفته، نفهمیدیم؟

240
00:10:57,990 --> 00:10:59,880
‫مگه نفهمیدیم بعد از سن چهل و نه سالگی...

241
00:11:00,080 --> 00:11:02,530
‫دیگه نظرمون در هیچ راستایی عوض نمی‌شه؟

242
00:11:02,730 --> 00:11:04,580
‫پس ملت با بحث به چی می‌رسن؟

243
00:11:04,780 --> 00:11:06,490
‫شوق جنسی پیدا می‌کنن؟

244
00:11:06,690 --> 00:11:08,280
‫راستش، ظاهرا حس خوبیه.

245
00:11:08,480 --> 00:11:11,980
‫... که فقط موقع آسیب رسوندن
‫به زن جماعت اکسیژن مصرف می‌کنه.

246
00:11:12,180 --> 00:11:13,850
‫تا الان دیگه باید برات واضح و روشن باشه...

247
00:11:14,050 --> 00:11:15,460
‫که دوره‌تون به اتمام رسیده جناب.

248
00:11:15,660 --> 00:11:17,420
‫وای پسر، واقعا رفتیم تو کارش.

249
00:11:17,620 --> 00:11:19,460
‫خیلی‌خب، بیاین همگی مراقب باشیم.

250
00:11:19,660 --> 00:11:20,850
‫من هرچی بخوام می‌گم.

251
00:11:21,050 --> 00:11:22,860
‫نمی‌تونن طردم کنن،
‫من استاد دائمی‌ام.

252
00:11:23,060 --> 00:11:24,510
‫خیلی بی‌شعوری.

253
00:11:24,710 --> 00:11:25,690
‫تقصیر جناب‌عالی...

254
00:11:25,890 --> 00:11:27,430
‫و عصبانیت کودکانه‌ات سر کلاسه.

255
00:11:27,630 --> 00:11:28,380
‫نه، نه، نه، نه، نه.

256
00:11:28,580 --> 00:11:30,080
‫ازش الهام گرفتم.

257
00:11:30,280 --> 00:11:31,780
‫فکر خودم بود.

258
00:11:31,980 --> 00:11:33,350
‫می‌خوام به نام خودم ثبت بشه.

259
00:11:33,540 --> 00:11:34,610
‫«عه پاتی دو مومون...»

260
00:11:34,810 --> 00:11:36,480
‫«اوی آبسودیته اِت ریکانو،»

261
00:11:36,680 --> 00:11:37,960
‫«اِل دیوین اون پاسیون.»

262
00:11:38,160 --> 00:11:39,390
‫از کامو بود.
‫یعنی...

263
00:11:39,590 --> 00:11:40,530
‫ایمیلم رو نخوندی؟

264
00:11:40,730 --> 00:11:42,700
‫امروز صبح کلی ایمیل گرفتم.

265
00:11:42,900 --> 00:11:44,790
‫مطمئنم همین‌طوره عصبی خان.

266
00:11:44,990 --> 00:11:46,230
‫- ایمیلت رو بخون.
‫- واسه چی؟

267
00:11:46,430 --> 00:11:48,140
‫رورک تو سایت دانشگاه...

268
00:11:48,340 --> 00:11:50,710
‫درخواست درس جدیدی ثبت کرده
‫تا همه بهش رأی بدن...

269
00:11:50,910 --> 00:11:54,110
‫و اسمش «خرد غیرمتقربه
‫نویسندگان متوسط محلی»ـه.

270
00:11:54,300 --> 00:11:55,720
‫گفته من استادش بشم!

271
00:11:55,920 --> 00:11:57,230
‫مگه اهل همین حوالی نیستی؟

272
00:11:59,490 --> 00:12:01,680
‫تصمیمت در راستای توهین به همه‌مون،

273
00:12:01,880 --> 00:12:04,030
‫مخصوصا تو فضای عمومی...

274
00:12:04,230 --> 00:12:05,460
‫اصلا درست نیست.

275
00:12:05,660 --> 00:12:07,250
‫ما کلی استاد قابل...

276
00:12:07,450 --> 00:12:08,290
‫و نویسنده داریم
‫که آثارشون چاپ شدن.

277
00:12:08,490 --> 00:12:09,290
‫یه مثال بزن.

278
00:12:09,490 --> 00:12:10,250
‫دو مثال می‌زنم...

279
00:12:10,450 --> 00:12:12,340
‫خودم...

280
00:12:12,540 --> 00:12:13,330
‫و احتمالا بیلی.

281
00:12:14,990 --> 00:12:16,390
‫کتاب غزل‌واره‌های من
‫به سبک جاناتان سوییفت...

282
00:12:16,590 --> 00:12:18,740
‫به معیار اصلی...

283
00:12:18,940 --> 00:12:21,220
‫اشعار واکنشی فمنیسم اولیه
‫قرن هجدهم بدل شده.

284
00:12:21,420 --> 00:12:23,310
‫داری تعمدا سعی می‌کنی...

285
00:12:23,510 --> 00:12:24,880
‫فعالیت کاریم تو ده سال اخیر رو باطل کنی.

286
00:12:25,070 --> 00:12:26,010
‫ده سال اخیر؟

287
00:12:26,210 --> 00:12:28,570
‫اون کتاب که بیست و پنج سال پیش
‫منتشر شده بود،

288
00:12:28,770 --> 00:12:30,100
‫من هم خیلی خوب یادمه،

289
00:12:30,300 --> 00:12:32,230
‫آخه اولین ایمیلی که دریافت کرده بودم،

290
00:12:32,430 --> 00:12:34,540
‫صورت‌حساب ناشر مؤلفت بود
‫که اشتباهی واسه من فرستاده بود.

291
00:12:34,740 --> 00:12:37,100
‫کسی شجاعت چاپ اون کتاب رو نداشت.

292
00:12:37,300 --> 00:12:38,450
‫از زمان خودش جلوتر بود.

293
00:12:38,650 --> 00:12:39,590
‫شاید بهتر بود صبر می‌کردی.

294
00:12:39,780 --> 00:12:40,760
‫- ای...
‫- آخ!

295
00:12:40,960 --> 00:12:42,940
‫وای، خاک بر سرم! خاک بر سرم.

296
00:12:43,140 --> 00:12:44,450
‫دفتره رو ول کن.

297
00:12:45,630 --> 00:12:47,550
‫آثار درجه‌یکی توش نوشتم.

298
00:12:47,750 --> 00:12:49,070
‫آثار تو که درجه‌یک نمی‌شن.

299
00:12:49,270 --> 00:12:49,940
‫- ای...
‫- آخ!

300
00:12:50,140 --> 00:12:51,020
‫وای!

301
00:12:52,200 --> 00:12:53,380
‫- ایشه!
‫- وای خدا، ببخشید.

302
00:12:53,580 --> 00:12:54,640
‫مـ...

303
00:12:54,840 --> 00:12:57,300
‫مـ...

304
00:12:57,500 --> 00:12:58,780
‫منظورش نداشتم.

305
00:12:58,980 --> 00:12:59,820
‫حالت...؟

306
00:13:00,020 --> 00:13:01,350
‫می‌خوای شکایت کنی؟

307
00:13:01,550 --> 00:13:04,350
‫آره! می‌خوام تا قرون آخر
‫فروش اون اشعار رو بگیرم.

308
00:13:04,550 --> 00:13:07,310
‫می‌تونی کلش رو تو همین جیب کوچولو جا بدی.

309
00:13:09,900 --> 00:13:12,440
‫جیل از دفتر جیکوب رز باز هم تماس گرفت.

310
00:13:12,640 --> 00:13:14,050
‫مدیر رز می‌خوان سریعا ببیننتون.

311
00:13:14,250 --> 00:13:15,750
‫بهشون بگو کلاس دارم.

312
00:13:15,950 --> 00:13:17,280
‫خودم گفتم.

313
00:13:17,470 --> 00:13:18,930
‫گفت بعد از کلاس بیاین.

314
00:13:19,130 --> 00:13:20,840
‫آها. پس بعدش هم کلاس دارم.

315
00:13:21,040 --> 00:13:22,720
‫من هم همین رو گفتم.

316
00:13:22,920 --> 00:13:24,200
‫بعدش گفت...

317
00:13:24,390 --> 00:13:26,140
‫بهتره با تونی قرار راکت‌بال نذاشته باشین.

318
00:13:27,490 --> 00:13:28,720
‫من هم گفتم:

319
00:13:28,920 --> 00:13:30,110
‫«تا حالا رئیست وقتی مشغول کاریه...»

320
00:13:30,310 --> 00:13:31,330
‫«که نمی‌خواد بقیه ازش خبردار بشن،»

321
00:13:31,530 --> 00:13:33,160
‫«ازت نخواسته براش ماست‌مالی کنی؟»

322
00:13:33,360 --> 00:13:34,810
‫بعدش خیلی ساکت شد.

323
00:13:38,940 --> 00:13:40,250
‫سلام دنیل.

324
00:13:40,450 --> 00:13:42,820
‫امیدوارم واسه همه ویپورازور آورده باشی.

325
00:13:44,070 --> 00:13:45,560
‫تا الان مشغول دو بودی؟

326
00:13:47,070 --> 00:13:48,480
‫آماده‌ای که جریان کالوین رو حل کنیم؟

327
00:13:48,680 --> 00:13:51,470
‫نباید بابت اخراج بچه‌ای
‫این‌قدر هیجان‌زده باشی.

328
00:13:54,220 --> 00:13:56,360
‫کلاسم رو مختل می‌کنه،
‫چیز میز پرتاب می‌کنه...

329
00:13:56,560 --> 00:13:57,920
‫وقتی شغل خودتون
‫کنترل کلاستونه،

330
00:13:58,120 --> 00:13:59,840
‫نگین پسر من مختلش می‌کنه.

331
00:14:00,040 --> 00:14:02,490
‫نه‌خیر، شغل من تدریسه،

332
00:14:02,690 --> 00:14:04,100
‫اگه بخوام هشتاد درصد وقتم رو...

333
00:14:04,300 --> 00:14:06,110
‫هم صرف کنترل بچه ایشون بکنم،
‫نمی‌تونم به شغلم برسم...

334
00:14:06,310 --> 00:14:08,460
‫می‌دونستین تو اکثر شکلات‌ها
‫روغن گیاهی می‌ریزن؟

335
00:14:08,660 --> 00:14:09,450
‫حتی روغن حیوانی هم می‌ریزن.

336
00:14:10,450 --> 00:14:11,980
‫لیلی، خواهش می‌کنم.

337
00:14:12,180 --> 00:14:12,980
‫ببینین، اینجا جمع شدیم
‫که از کالوین بگیم...

338
00:14:13,180 --> 00:14:14,160
‫و ببینیم با این نقطه حساس...

339
00:14:14,360 --> 00:14:14,990
‫زندگیش چیکار کنیم،

340
00:14:15,180 --> 00:14:16,810
‫ولی قبلش ببینین چی می‌گم.

341
00:14:17,010 --> 00:14:19,600
‫فرانسه واسه شکلات قانون وضع کرده.

342
00:14:19,800 --> 00:14:22,210
‫نمی‌ذارن چیزی جز شیره شکلات
‫که منشأ طعم...

343
00:14:22,410 --> 00:14:24,860
‫غنی و خوشمزه شکلاته رو توش بریزن.

344
00:14:25,060 --> 00:14:26,780
‫فرانسه قانون وضع کرده...

345
00:14:26,980 --> 00:14:29,390
‫که باید حداقل چهل درصد شیره شکلات بریزن،

346
00:14:29,590 --> 00:14:30,610
‫ولی «لا مازون دو شکلات»...

347
00:14:30,810 --> 00:14:32,040
‫به این مقدار هم راضی نیست.

348
00:14:33,260 --> 00:14:36,180
‫این رو هفته پیش با هواپیما از فرانسه آوردن،

349
00:14:36,380 --> 00:14:37,560
‫من هم می‌خوام چندتاش رو بهتون تعارف کنم.

350
00:14:44,220 --> 00:14:45,490
‫می‌خوام قبل از خوردنش،

351
00:14:45,690 --> 00:14:47,570
‫تو دستتون حسش کنین.

352
00:14:49,010 --> 00:14:50,400
‫وزنش رو حس کنین.

353
00:14:51,580 --> 00:14:53,150
‫بعدش بذارینش رو زبونتون...

354
00:14:53,350 --> 00:14:54,320
‫و بذارین همون‌جا بمونه.

355
00:14:56,930 --> 00:14:57,930
‫بذارین تو دهنتون آب بشه.

356
00:14:59,020 --> 00:15:01,070
‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

357
00:15:01,270 --> 00:15:02,550
‫میشل، تو معلم خیلی خوبی هستی.

358
00:15:02,750 --> 00:15:04,420
‫معلومه که شما هم مادر
‫مهربون و باملاحظه‌ای هستین.

359
00:15:05,720 --> 00:15:07,210
‫ببین، تو می‌خوای کالوین رو
‫از مدرسه اخراج کنیم،

360
00:15:07,410 --> 00:15:09,340
‫چنین کاری عملی نیست،

361
00:15:09,540 --> 00:15:11,730
‫ولی لزومی نداره امسال
‫کلاس زیست‌شناسی برداره.

362
00:15:12,950 --> 00:15:13,730
‫می‌تونه تو مدرسه تابستونی برداره.

363
00:15:16,120 --> 00:15:17,790
‫حس می‌کنم با این شکلات خوشمزه
‫کمی به بازیم گرفتی.

364
00:15:17,990 --> 00:15:18,950
‫آره، من هم چنین حسی دارم.

365
00:15:20,040 --> 00:15:21,260
‫در مسئله‌ای به توافق رسیدین.

366
00:15:28,010 --> 00:15:29,280
‫از حرفتون خوشم اومد.

367
00:15:29,480 --> 00:15:30,540
‫اینجا افتضاحه.

368
00:15:30,740 --> 00:15:32,180
‫بهتره تعطیلش کنن.

369
00:15:38,620 --> 00:15:39,810
‫سلام جیل.

370
00:15:40,010 --> 00:15:41,290
‫گفتن ترجیح می‌دن این رو بخونین...

371
00:15:41,490 --> 00:15:42,540
‫و بعدش برین داخل.

372
00:15:43,550 --> 00:15:46,019
‫[سلام هتک، خواهش می‌کنم خودت قبول کن
‫که سریع فراموشش کنیم. خواهش می‌کنم.]

373
00:15:46,020 --> 00:15:47,250
‫یادداشت مؤدبانه‌ایه.

374
00:15:47,450 --> 00:15:49,820
‫می‌شه این رو نگه دارم
‫که تو کلکسیون یادگاری‌های...

375
00:15:50,020 --> 00:15:52,170
‫دفعاتی که ملت باهام مؤدب بودن...

376
00:15:52,370 --> 00:15:54,130
‫تا بتونن من رو تو تله بندازن، بذارم؟

377
00:15:54,330 --> 00:15:55,960
‫گمون نکنم مهم باشه.

378
00:15:56,160 --> 00:15:57,390
‫خب، هیچی مهم نیست.

379
00:15:57,590 --> 00:15:59,000
‫امکان نداره استانداردمون در این حد باشه.

380
00:15:59,200 --> 00:16:01,220
‫کلی حرف تو همینه
‫که این همه راه تا اینجا اومدین.

381
00:16:01,420 --> 00:16:02,440
‫ازتون سپاس‌گزارم.

382
00:16:02,640 --> 00:16:03,440
‫جدی می‌گیرین.

383
00:16:03,640 --> 00:16:04,880
‫آخه... اگه گفتین چی شده؟

384
00:16:05,080 --> 00:16:06,100
‫من هم جدی می‌گیرم
‫و بهتره جدی بگیریم.

385
00:16:06,300 --> 00:16:08,360
‫آیا ناراحتیم؟
‫شک نکنین.

386
00:16:08,560 --> 00:16:09,320
‫ولی باید درک کنین...

387
00:16:09,520 --> 00:16:11,710
‫که دیورتیکولیت هنک عود کرده...

388
00:16:11,910 --> 00:16:14,760
‫و خیلی بهش سخت می‌گذره.

389
00:16:14,960 --> 00:16:18,240
‫توده‌های عفونی و سوزناکی
‫از پس‌روده‌اش تخلیه می‌شن.

390
00:16:18,440 --> 00:16:21,110
‫سیستم گوارشش کلا نابود شده.

391
00:16:21,310 --> 00:16:23,590
‫آیا عذر موجهیه؟
‫نه، معلومه که نیست.

392
00:16:23,790 --> 00:16:24,980
‫معلومه که نیست.

393
00:16:25,180 --> 00:16:27,160
‫نباید این مسئله رو
‫سر پسرتون خالی کنه،

394
00:16:27,360 --> 00:16:29,290
‫همه هم با این موضوع موافقن،

395
00:16:29,490 --> 00:16:30,420
‫خود هنک که خیلی موافقه.

396
00:16:32,850 --> 00:16:34,640
‫پس موافقیم.

397
00:16:35,940 --> 00:16:37,650
‫سیستم گوارشم نابود شده؟
‫واقعا؟

398
00:16:37,850 --> 00:16:39,740
‫هنک، این مقاله خیلی بده.

399
00:16:39,940 --> 00:16:41,510
‫مطمئنم حرفم رو عوض کردن.

400
00:16:43,390 --> 00:16:44,440
‫عجب.

401
00:16:44,640 --> 00:16:46,520
‫نه، می‌شه گفت
‫کلمه به کلمه‌اش رو خودم گفتم.

402
00:16:48,610 --> 00:16:50,310
‫خب، داشتم گروهی بهم می‌توپیدن.

403
00:16:50,510 --> 00:16:51,400
‫به این مسئله اشاره نکردن.

404
00:16:51,600 --> 00:16:53,320
‫تک‌تک تماس‌های امروزم...

405
00:16:53,520 --> 00:16:55,540
‫از طرف اعضای هیئت امنا بود
‫و می‌خواستن از دانشگاه اخراجت کنم.

406
00:16:55,740 --> 00:16:56,800
‫شاید بهتر باشه براشون توضیح بدی...

407
00:16:57,000 --> 00:16:58,670
‫واقعا توان خاصی نداری.

408
00:16:58,870 --> 00:16:59,710
‫گمون کنم درک کنن.

409
00:16:59,910 --> 00:17:01,020
‫کاش می‌تونستم.

410
00:17:01,220 --> 00:17:02,150
‫اون‌جوری زندگی خیلی راحت‌تر می‌شد.

411
00:17:02,350 --> 00:17:04,280
‫خب، به نظر من که اتفاق خوبیه.

412
00:17:04,480 --> 00:17:05,720
‫به همه گفتم.

413
00:17:05,920 --> 00:17:07,770
‫شاید ریلتون به مهد...

414
00:17:07,970 --> 00:17:10,860
‫و پناهگاه دانشجویان خیلی تنبل بدل بشه.

415
00:17:11,060 --> 00:17:13,730
‫از پسره و والدینش عذرخواهی کن...

416
00:17:13,930 --> 00:17:15,210
‫که تموم بشه و بره دیگه.
‫امروز همین رو کم داشتم.

417
00:17:15,410 --> 00:17:16,820
‫نه‌خیر، عذرخواهی نمی‌کنم.

418
00:17:17,020 --> 00:17:19,390
‫البته اگه اسمم رو
‫روی ساختمونی بذاری، می‌کنم...

419
00:17:19,590 --> 00:17:20,870
‫خوابگاه هم حساب نیست.

420
00:17:21,070 --> 00:17:23,610
‫نمی‌خوام هیچ‌کدوم این احمق‌ها
‫تو ساختمون من بخوابن.

421
00:17:23,810 --> 00:17:24,700
‫جیکوب؟

422
00:17:24,900 --> 00:17:26,180
‫رئیس دانشگاه پست خطه.

423
00:17:26,380 --> 00:17:27,700
‫بهش بگو عذر نمی‌خوام.

424
00:17:27,900 --> 00:17:29,050
‫هنک!

425
00:17:29,250 --> 00:17:30,750
‫به تو و مشکلت ربطی نداره.

426
00:17:30,950 --> 00:17:32,700
‫تو اتاق جلسه جواب می‌دم.

427
00:17:32,900 --> 00:17:33,880
‫لطفا به خانواده ویلیام‌استیونز بگو...

428
00:17:34,080 --> 00:17:35,090
‫چند لحظه دیگه برمی‌گردم.

429
00:17:41,440 --> 00:17:43,410
‫واقعا حق گریسی بود
‫که اون‌قدر اذیتش کنی؟

430
00:17:43,610 --> 00:17:44,800
‫«حق.»

431
00:17:45,000 --> 00:17:47,240
‫تو که به «حق» اعتقاد نداری، مگه نه؟

432
00:17:47,440 --> 00:17:48,760
‫دنیامون منصفانه نیست،

433
00:17:48,960 --> 00:17:50,890
‫من هم با چند کار مهرآمیز
‫دنیا رو متعادل نمی‌کنم.

434
00:17:52,980 --> 00:17:55,340
‫راستش...

435
00:17:55,540 --> 00:17:56,420
‫استاد دائم بودن دلیل نمی‌شه...

436
00:17:56,620 --> 00:17:57,730
‫کسی نکوبه تو صورتت.

437
00:17:57,930 --> 00:18:00,560
‫نه، صرفا یعنی به هیچ وجه
‫نمی‌تونن اخراجم کنن.

438
00:18:00,760 --> 00:18:02,080
‫این‌طور هم نیست.

439
00:18:02,280 --> 00:18:03,600
‫می‌شه گفت چنین حسی داره.

440
00:18:05,250 --> 00:18:07,220
‫یعنی اصلا امیدی به موفقیت نداری
‫و داری سعی می‌کنین اخراجت کنن؟

441
00:18:07,420 --> 00:18:08,570
‫به نظرت دارم سعی می‌کنم
‫اخراجم کنن؟

442
00:18:08,770 --> 00:18:11,130
‫از پسره عذرخواهی کردی؟

443
00:18:11,330 --> 00:18:12,600
‫بابت چی؟

444
00:18:14,650 --> 00:18:15,790
‫به نظرت این کارهات
‫به مقاله‌ای...

445
00:18:15,990 --> 00:18:16,920
‫که وانمود می‌کنی...

446
00:18:17,120 --> 00:18:18,100
‫همه‌جا همراهت نمی‌بری،
‫ربطی نداره؟

447
00:18:18,300 --> 00:18:19,620
‫من چیزی همراهم نمی‌برم.

448
00:18:19,820 --> 00:18:20,750
‫واقعا؟

449
00:18:20,950 --> 00:18:21,840
‫یعنی اگه...

450
00:18:22,040 --> 00:18:23,320
‫نه، نه!

451
00:18:23,520 --> 00:18:24,670
‫ممکنه اونجا باشه.

452
00:18:24,870 --> 00:18:25,970
‫چه بدونم!

453
00:18:28,010 --> 00:18:28,930
‫پدرم بازنشسته شده.

454
00:18:30,230 --> 00:18:31,200
‫اتفاق مهمیه.

455
00:18:31,400 --> 00:18:32,370
‫اهمیتش در حدیه...

456
00:18:32,570 --> 00:18:33,630
‫که مهم‌ترین روزنامه کشور...

457
00:18:33,830 --> 00:18:35,110
‫خبرش رو روی صفحه اصلی
‫بخش هنری کار کنه.

458
00:18:35,310 --> 00:18:36,280
‫خوش به حالش.

459
00:18:38,200 --> 00:18:39,290
‫من هم با دیدن...

460
00:18:39,490 --> 00:18:41,600
‫صفحه اصلی بخش هنری
‫خبردار شدم.

461
00:18:41,800 --> 00:18:43,910
‫خوش به حالم.

462
00:18:44,110 --> 00:18:45,430
‫خب، باعث شد چه حسی بهت دست بده؟

463
00:18:45,630 --> 00:18:46,460
‫هیچ حسی دست نداده.

464
00:18:47,680 --> 00:18:48,610
‫خب، عصبانیتت تو کلاس چی؟

465
00:18:48,810 --> 00:18:50,210
‫ربطی نداشت.

466
00:18:51,430 --> 00:18:52,520
‫در واقع، حس خوبی بهم دست داد.

467
00:18:52,720 --> 00:18:54,530
‫راستش رو گفتم.

468
00:18:54,720 --> 00:18:55,660
‫گمون کنم الهام‌بخشِ خودم شدم.

469
00:18:55,860 --> 00:18:57,790
‫که بیشتر راستش رو بگی؟

470
00:18:57,990 --> 00:18:58,820
‫چنین کاری خوب نیست.

471
00:19:00,220 --> 00:19:01,530
‫که روی رمانم کار کنم.

472
00:19:01,730 --> 00:19:04,100
‫عه، چه عالی!

473
00:19:04,300 --> 00:19:06,060
‫خب، وقتی رمان دومت رو شروع می‌کنی،
‫خیلی لذت می‌برم.

474
00:19:06,260 --> 00:19:09,270
‫معمولا زندگی مشترکمون
‫خارق‌العاده می‌شه.

475
00:19:11,320 --> 00:19:12,320
‫تو امروز چیکار کردی؟

476
00:19:15,410 --> 00:19:16,850
‫جولی داره میاد اینجا.

477
00:19:17,050 --> 00:19:18,460
‫نمی‌دونم چرا.

478
00:19:20,530 --> 00:19:21,680
‫من می‌دونم چرا.

479
00:19:21,880 --> 00:19:23,160
‫به‌خاطر این بچه‌های عوضیه.

480
00:19:23,360 --> 00:19:26,340
‫از والدینشون متنفر نیستن...

481
00:19:26,540 --> 00:19:28,170
‫حداقل در حدی متنفر نیستن...

482
00:19:28,370 --> 00:19:30,170
‫که دیگه ازشون درخواستی نداشته باشن.

483
00:19:30,370 --> 00:19:31,510
‫باشه، فهمیدم.

484
00:19:33,340 --> 00:19:34,430
‫مشکل از این قراره...

485
00:19:34,630 --> 00:19:36,570
‫که والدین هم‌نسل ما...

486
00:19:36,770 --> 00:19:40,440
‫نمی‌تونن بذارن بچه‌هاشون
‫هیچ دردی رو تجربه کنن.

487
00:19:40,640 --> 00:19:42,830
‫چرخه جنون‌آمیزیه،

488
00:19:43,030 --> 00:19:44,440
‫ولی اگه بخوایم بهش خاتمه بدیم،

489
00:19:44,640 --> 00:19:46,710
‫باید خیلی شجاعت و یقین به خرج بدیم.

490
00:19:46,910 --> 00:19:49,580
‫نه‌خیر. امکان نداره.
‫نوبت خودته.

491
00:19:49,780 --> 00:19:51,580
‫نمی‌تونم دو بار تو شش ماه
‫از مادرم پول بگیرم.

492
00:19:51,780 --> 00:19:52,540
‫نمی‌تونم چنین کاری بکنم.

493
00:19:52,740 --> 00:19:53,630
‫چرا که نه؟

494
00:19:53,830 --> 00:19:54,670
‫اون که تازه مدیر کل شده.

495
00:19:54,870 --> 00:19:56,240
‫آره، ولی مدیر کل شعبه «سیرکل کی» شده!

496
00:19:56,440 --> 00:19:57,710
‫- منصفانه نیست!
‫- قبوله!

497
00:19:59,540 --> 00:20:00,900
‫من بابام رو می‌شناسم.

498
00:20:01,100 --> 00:20:02,330
‫این قضیه رو تو سرم می‌زنه.

499
00:20:02,530 --> 00:20:03,510
‫خب، مامانت مسائل مالیتون رو...

500
00:20:03,710 --> 00:20:04,940
‫مدیریت می‌کنه، مگه نه؟

501
00:20:05,140 --> 00:20:06,030
‫احتمالا اصلا نفهمه...

502
00:20:06,230 --> 00:20:07,070
‫بهمون پول قرض داده.

503
00:20:08,150 --> 00:20:09,210
‫درسته.

504
00:20:09,410 --> 00:20:10,810
‫اصلا متوجه هیچی نمی‌شه.

505
00:20:13,550 --> 00:20:15,520
‫وقتی پول سفرمون به کانکون رو داده بود،

506
00:20:15,720 --> 00:20:16,820
‫گفته بود اگه باز هم پول قرض کنم،

507
00:20:17,020 --> 00:20:19,570
‫مجبورم می‌کنه «کوئیکن» یاد بگیرم.

508
00:20:19,770 --> 00:20:20,790
‫ولی من از نرم‌افزارش خوشم نمیاد، خب؟

509
00:20:20,980 --> 00:20:22,570
‫خودم می‌دونم...

510
00:20:22,770 --> 00:20:23,740
‫می‌دونم.

511
00:20:25,220 --> 00:20:26,090
‫باید به بابام بگم.

512
00:20:33,960 --> 00:20:35,760
‫پای احترام وسطه.

513
00:20:35,960 --> 00:20:38,500
‫گریسی، واسه چی هنوز
‫از این مسائل اذیت می‌شی؟

514
00:20:38,700 --> 00:20:39,890
‫خودت که طرف رو می‌شناسی.

515
00:20:40,090 --> 00:20:41,240
‫دلیل اشتباه بودن کاری...

516
00:20:41,440 --> 00:20:43,280
‫به درست بودنش منجر نمی‌شه.

517
00:20:44,670 --> 00:20:45,900
‫کاری از دستم ساخته نیست.

518
00:20:46,100 --> 00:20:46,990
‫معلومه که نیست.

519
00:20:47,180 --> 00:20:48,290
‫هنک مدیر گروهه.

520
00:20:48,490 --> 00:20:50,380
‫بررسی دروس وظیفه خودشه.

521
00:20:50,580 --> 00:20:52,730
‫تا وقتی مدیر گروه باشه،

522
00:20:52,930 --> 00:20:54,910
‫نمی‌شه واقعا علیه خودش...

523
00:20:55,110 --> 00:20:56,600
‫یا کس دیگه‌ای کاری کرد.

524
00:20:56,800 --> 00:20:58,170
‫«تا وقتی مدیر گروه باشه»؟

525
00:20:58,370 --> 00:20:59,220
‫بی‌شوخی؟

526
00:20:59,410 --> 00:21:00,950
‫هنک مشکل خودت هم هست.

527
00:21:02,770 --> 00:21:05,430
‫آخه پای یه آدم وسطه.

528
00:21:10,960 --> 00:21:13,310
‫یه زمانی نمی‌تونستی بهم نه بگی.

529
00:21:17,140 --> 00:21:18,050
‫هیچ‌کس نمی‌تونست.

530
00:21:20,530 --> 00:21:22,110
‫عذر می‌خوام که مزاحم شدم.

531
00:21:22,310 --> 00:21:23,800
‫از دفتر ریاست دانشگاه گفتن
‫به اطلاعتون برسونم...

532
00:21:24,000 --> 00:21:25,590
‫که ایشون به هیئت امنا گفتن...

533
00:21:25,790 --> 00:21:26,760
‫مسئله خیلی مهمه...

534
00:21:26,960 --> 00:21:28,630
‫و قراره هفته آینده جلسه بذارن.

535
00:21:29,760 --> 00:21:31,120
‫لطفا وقتی فهمیدی چه روزیه،

536
00:21:31,320 --> 00:21:32,470
‫باقی کارهام رو لغو کن.

537
00:21:32,670 --> 00:21:33,720
‫رو چشمم.

538
00:21:38,380 --> 00:21:40,780
‫جریان زدن هنک با دفتر رو که نمی‌گه؟

539
00:21:40,980 --> 00:21:41,820
‫آخه خودش...

540
00:21:42,020 --> 00:21:44,700
‫خودش اومد جلوی دفترم.

541
00:21:44,890 --> 00:21:48,000
‫یه روزی با استاد انگلیسی‌ای آشنا می‌شم...

542
00:21:48,200 --> 00:21:49,310
‫که بفهمه دنیا پر از کلی آدم...

543
00:21:49,510 --> 00:21:51,960
‫و افکار مختلفه...

544
00:21:52,160 --> 00:21:53,790
‫می‌تونستی راحت بگی آره یا نه.

545
00:21:53,990 --> 00:21:55,170
‫لزومی نداره توهین کنی.

546
00:21:56,700 --> 00:21:58,270
‫جریان درس پیشنهادی جدید رورک رو می‌گه؟

547
00:21:58,470 --> 00:21:59,270
‫وای خدایا.

548
00:22:02,790 --> 00:22:04,020
‫از من بشنوین بچه‌ها،

549
00:22:04,220 --> 00:22:06,020
‫این‌طوری به صلاح هیئت علمیمونه.

550
00:22:06,220 --> 00:22:08,240
‫گریسی، قضیه خیلی جدیه،

551
00:22:08,440 --> 00:22:09,720
‫باید بگم...

552
00:22:09,920 --> 00:22:12,770
‫راحت نیستیم که پشت‌سر هنک نقشه بکشیم.

553
00:22:12,970 --> 00:22:14,250
‫فکر خوبیه.

554
00:22:14,450 --> 00:22:15,500
‫خیلی‌خب. ببینیم چی دستگیرمون می‌شه.

555
00:22:17,200 --> 00:22:19,770
‫نباید این مسئله رو به شوخی بگیریم،

556
00:22:19,970 --> 00:22:22,340
‫ضمنا، به صلاح دانشجویان هم هست.

557
00:22:22,540 --> 00:22:23,780
‫خدا جون، گریسی،

558
00:22:23,980 --> 00:22:26,210
‫ظاهرا خیلی خطرناکه
‫و اجر هنگفتی نداره.

559
00:22:26,410 --> 00:22:29,870
‫خیلی‌خب، اگه از خلع
‫مدیر گروهی هنک حمایت کنی،

560
00:22:30,070 --> 00:22:31,990
‫جام رو تو فهرست انتظار
‫مرخصی استعلاجی باهات عوض می‌کنم.

561
00:22:44,830 --> 00:22:46,180
‫هنک، گوشیت زنگ می‌خوره.

562
00:22:51,670 --> 00:22:53,070
‫چیه؟

563
00:22:53,270 --> 00:22:54,720
‫سلام اسپنکی خان.

564
00:22:54,920 --> 00:22:55,940
‫سلام بیلی.

565
00:22:56,140 --> 00:22:57,200
‫چقدر مست کردی؟

566
00:22:57,400 --> 00:22:59,200
‫خیلی، ولی تو ربطی نداره...

567
00:22:59,400 --> 00:23:00,160
‫آشغال عوضی.

568
00:23:00,360 --> 00:23:01,380
‫ببین، واسه دخترم...

569
00:23:01,580 --> 00:23:03,080
‫توصیه‌نامه نوشتی؟

570
00:23:03,280 --> 00:23:04,430
‫می‌نویسم.

571
00:23:04,630 --> 00:23:06,730
‫نمی‌نویسی.

572
00:23:06,930 --> 00:23:08,260
‫نمی‌خوام مگ این شکلی،

573
00:23:08,460 --> 00:23:09,170
‫تو این شهر کوفتی...

574
00:23:09,370 --> 00:23:10,900
‫زندگی کنه.

575
00:23:12,990 --> 00:23:15,220
‫ای بابا. آخه تو چی از بچه بزرگ کردن
‫سرت می‌شه؟

576
00:23:15,420 --> 00:23:16,390
‫تو که اصلا بابا نداشتی.

577
00:23:17,650 --> 00:23:18,880
‫داشتم.

578
00:23:19,080 --> 00:23:20,570
‫اون عوضی که ولتون کرد،
‫هنوز پوشک پات بود.

579
00:23:20,770 --> 00:23:22,230
‫چهارده ساله بودم.

580
00:23:22,430 --> 00:23:24,530
‫حتی دخترت رو دانشگاه نفرستادی.

581
00:23:24,730 --> 00:23:25,970
‫اسمش چی بود؟

582
00:23:26,170 --> 00:23:28,440
‫ترجیح می‌دم پای دخترم رو وسط نکشی.

583
00:23:33,530 --> 00:23:34,810
‫بیلی؟

584
00:23:35,000 --> 00:23:36,010
‫گوشی دستته؟

585
00:23:37,540 --> 00:23:39,370
‫چرا همیشه می‌ذاری این‌طوری باهات حرف بزنم؟

586
00:23:43,540 --> 00:23:46,430
‫ببین، فقط توصیه‌نامه‌اش رو ننویس،

587
00:23:46,630 --> 00:23:47,600
‫البته معلوم نیست فردا به بعد...

588
00:23:47,800 --> 00:23:48,940
‫توصیه‌نامه‌ات به درد بخوره یا نه.

589
00:23:50,590 --> 00:23:51,560
‫فردا؟

590
00:23:51,760 --> 00:23:52,940
‫فردا چه خبره؟

591
00:23:54,250 --> 00:23:55,730
‫یعنی قراره خلع مدیر گروهی بشی؟

592
00:23:57,210 --> 00:23:58,350
‫خب، یعنی چی؟

593
00:23:58,550 --> 00:23:59,660
‫خلع مدیر گروهی.

594
00:23:59,860 --> 00:24:01,220
‫گمون کنم...

595
00:24:01,420 --> 00:24:03,130
‫این روزها اسم عملی سرپایی باشه.

596
00:24:04,570 --> 00:24:06,790
‫خب، اگه دیگه مدیر گروه نباشم،

597
00:24:06,990 --> 00:24:09,580
‫راحت‌تر اخراجم می‌کنن،

598
00:24:09,780 --> 00:24:13,020
‫اگه اخراج بشم هم...

599
00:24:13,220 --> 00:24:15,490
‫کار تدریسم به اتمام می‌رسه.

600
00:24:21,100 --> 00:24:22,100
‫داری لبخند می‌زنی.

601
00:24:23,710 --> 00:24:24,890
‫واقعا؟

602
00:24:27,590 --> 00:24:29,600
‫اِم، هنوز هم ممکنه...

603
00:24:29,800 --> 00:24:30,950
‫بتونی...

604
00:24:31,150 --> 00:24:33,810
‫معاون مدرسه آرلایل بشی؟

605
00:24:34,990 --> 00:24:35,810
‫بی‌شوخی؟

606
00:24:38,600 --> 00:24:39,990
‫اِم...

607
00:24:41,600 --> 00:24:44,400
‫خب، چند ماه پیش بهم گفته بودن،
‫واسه همین نمی...

608
00:24:44,600 --> 00:24:45,660
‫نمی‌دونم.

609
00:24:45,860 --> 00:24:47,090
‫یعنی...

610
00:24:47,290 --> 00:24:48,480
‫آره، می‌تونم بپرسم.

611
00:24:50,650 --> 00:24:51,660
‫می‌ریم نیویورک.

612
00:24:52,790 --> 00:24:54,670
‫ای خدا.

613
00:24:54,870 --> 00:24:56,180
‫یعنی بالاخره وقتش رسیده؟

614
00:24:58,620 --> 00:25:00,970
‫به جای نمایشگاه هنری راجر،
‫می‌ریم موزه هنر مدرن.

615
00:25:02,620 --> 00:25:04,370
‫به جای «اوت‌بک»،
‫می‌ریم «پیتر لوگار» استیک می‌خوریم.

616
00:25:04,570 --> 00:25:06,020
‫هوم...

617
00:25:08,240 --> 00:25:09,980
‫البته کمی به پدرت نزدیک‌تر می‌شیم.

618
00:25:11,150 --> 00:25:12,680
‫جمعیت اون شهر هشت میلیون نفره.

619
00:25:13,810 --> 00:25:15,730
‫گمون کنم بتونم ازش اجتناب کنم.

620
00:25:15,930 --> 00:25:17,820
‫چه بدونم.

621
00:25:18,020 --> 00:25:19,860
‫کاترین کینر رو که دو بار دیدیم.

622
00:25:24,250 --> 00:25:25,390
‫می‌دونی هر بار که می‌گم «کاترین کینر»،

623
00:25:25,590 --> 00:25:28,440
‫بهم ابراز علاقه می‌کنی؟

624
00:25:28,640 --> 00:25:30,560
‫باز هم بگو تا ببینی چی نصیبت می‌شه.

625
00:25:44,090 --> 00:25:45,590
‫چیه؟

626
00:25:45,790 --> 00:25:47,810
‫سلام. استاد دیورو جونیور شمایین؟

627
00:25:48,010 --> 00:25:49,070
‫همون استاد دیورو کفایت می‌کنه.

628
00:25:49,270 --> 00:25:50,590
‫تا حالا گیج نشدم.

629
00:25:50,790 --> 00:25:52,680
‫باشه. سلام استاد دیورو.

630
00:25:52,880 --> 00:25:54,680
‫مارنی کول هستم،
‫از دفتر پدرتون تماس می‌گیرم.

631
00:25:57,850 --> 00:26:00,590
‫اِم، اصلا خوشم نمیاد
‫این شکلی مزاحمتون بشم، ولی...

632
00:26:01,810 --> 00:26:03,170
‫چیه؟

633
00:26:03,370 --> 00:26:04,560
‫استفانی ازم خواست تماس بگیرم...

634
00:26:04,760 --> 00:26:06,090
‫و به اطلاعتون برسونم
‫که از پدرتون جدا شده.

635
00:26:06,290 --> 00:26:07,740
‫استفانی؟
‫خدمتکارش رو می‌گی؟

636
00:26:07,940 --> 00:26:09,310
‫همسرش رو می‌گم.

637
00:26:09,510 --> 00:26:13,090
‫اِم، خیلی‌خب، پس گمون کنم
‫مجبوره واسه سومین بار ازدواج کنه.

638
00:26:13,290 --> 00:26:14,700
‫خب، ایشون همسر سومشون بود.

639
00:26:14,900 --> 00:26:17,050
‫خب، پس موفق باشه.

640
00:26:17,250 --> 00:26:20,360
‫خب، الان زمان مناسبی نیست
‫که بخوان تنها باشن.

641
00:26:20,560 --> 00:26:22,450
‫به نظرم بد نیست کمی کمکشون کنیم.

642
00:26:22,650 --> 00:26:24,410
‫مارنی، اِم، عذر می‌خوام.

643
00:26:24,610 --> 00:26:25,930
‫می‌شه در آینده...

644
00:26:26,130 --> 00:26:27,800
‫چنین پیغام‌هایی رو...

645
00:26:28,000 --> 00:26:29,810
‫به اطلاع دستیارم تو دفترم برسونی؟ خب؟

646
00:26:30,010 --> 00:26:31,460
‫آخه این گوشی شخصیمه.

647
00:26:31,660 --> 00:26:34,200
‫فقط مخصوص دوستان،
‫همکاران، خانواده...

648
00:26:34,400 --> 00:26:35,860
‫و تماس‌های بازاریابیه.

649
00:26:36,060 --> 00:26:37,470
‫خب؟ اون یکی خطم رو داری؟

650
00:26:37,670 --> 00:26:40,210
‫دارم، ولی ایشون هم خانواده‌تونه.

651
00:26:40,410 --> 00:26:41,860
‫خب، پس خودش می‌تونه
‫بهم زنگ بزنه.

652
00:26:42,060 --> 00:26:43,770
‫پونزده ساله که زنگ نزده.

653
00:26:47,420 --> 00:26:49,740
‫دارم طرح بودجه جایگزین ثبت می‌کنم.

654
00:26:49,940 --> 00:26:50,910
‫خوبه.

655
00:26:51,110 --> 00:26:53,080
‫اولیه خیلی حوصله‌سربر بود.

656
00:26:57,130 --> 00:26:59,230
‫می‌تونی دروس دانشجویان سال اولی رو...

657
00:26:59,430 --> 00:27:03,880
‫با پنج استاد ببندی، یا چهار استاد...

658
00:27:04,080 --> 00:27:06,270
‫و یه سری مضافات کافیه؟

659
00:27:07,920 --> 00:27:09,760
‫باید جواب بدی،
‫وگرنه خودم حدس می‌زنم.

660
00:27:09,960 --> 00:27:10,760
‫وای...

661
00:27:10,960 --> 00:27:12,810
‫خوش می‌گذره.

662
00:27:13,010 --> 00:27:14,710
‫خوشم میاد که هر سال
‫همین کار رو می‌کنیم.

663
00:27:15,890 --> 00:27:16,900
‫راستش، می‌تونیم بی‌خیال...

664
00:27:17,100 --> 00:27:17,850
‫تهدید کردنم به کاهش بودجه بشیم...

665
00:27:18,050 --> 00:27:18,900
‫و یه راست بریم...

666
00:27:19,100 --> 00:27:20,290
‫سراغ اعلام بودجه واقعیم.

667
00:27:20,490 --> 00:27:22,250
‫باید به لیگ مجازی پیکل‌بالم برسم،

668
00:27:22,450 --> 00:27:23,290
‫داره خیلی جذاب می‌شه.

669
00:27:23,490 --> 00:27:24,810
‫فرصت این کارها رو ندارم.

670
00:27:26,900 --> 00:27:28,070
‫چیه؟

671
00:27:30,340 --> 00:27:32,260
‫جیکوب، چیه؟

672
00:27:32,460 --> 00:27:33,700
‫شاید متوجه شده باشی...

673
00:27:33,900 --> 00:27:36,960
‫نصف دانشگاه‌های کشورمون ورشکسته شدن.

674
00:27:37,160 --> 00:27:39,180
‫متوجه شدم کمتر بیرون شام می‌خورن.

675
00:27:39,380 --> 00:27:41,490
‫خب، فکرش رو بکن...

676
00:27:41,690 --> 00:27:44,310
‫که با کاهش سه استاد،
‫از پس چه کارهایی برمیای.

677
00:27:48,350 --> 00:27:50,660
‫اگه تا یه ساعت دیگه
‫مدیر گروه مونده بودم، فکر می‌کنم.

678
00:27:56,580 --> 00:27:58,680
‫اِم، پیش از هرچیز،

679
00:27:58,880 --> 00:28:00,110
‫ترجیح می‌دم، اِم،

680
00:28:00,310 --> 00:28:01,200
‫ترجیح می‌دم اشاره کنم...

681
00:28:01,400 --> 00:28:02,860
‫با این که اصلا از نتیجه...

682
00:28:03,060 --> 00:28:04,860
‫رأی‌گیری پیش‌رو خبر ندارم...

683
00:28:05,060 --> 00:28:06,210
‫پل، می‌شه بشینی؟

684
00:28:06,410 --> 00:28:08,470
‫ممنون. ممنون.

685
00:28:08,670 --> 00:28:10,520
‫اِم، مدیر رز...

686
00:28:10,710 --> 00:28:11,520
‫ازم خواست...

687
00:28:11,720 --> 00:28:13,130
‫آره، درسته.

688
00:28:13,330 --> 00:28:15,550
‫این جلسه رو تشکیل داده
‫و رأی‌گیری کنیم.

689
00:28:21,690 --> 00:28:24,180
‫شنیدم می‌خواین رأی‌گیری کنین
‫که مدیر گروهی رو ازم بگیرین.

690
00:28:24,380 --> 00:28:26,180
‫نمی...
‫نمی‌خواستم خودم غایب باشم.

691
00:28:26,380 --> 00:28:27,580
‫امان از دستت بیلی.

692
00:28:27,780 --> 00:28:29,220
‫ای بابا، چه فرقی می‌کنه؟

693
00:28:36,750 --> 00:28:39,680
‫خب، اِم، استاد ویمر قبول کرده...

694
00:28:39,870 --> 00:28:40,850
‫جلسه رو اداره کنه.

695
00:28:41,050 --> 00:28:42,200
‫واقعا قبول نکردم.

696
00:28:42,400 --> 00:28:43,720
‫وینر خانم؟

697
00:28:43,920 --> 00:28:44,720
‫اون که استاد نیست.

698
00:28:44,920 --> 00:28:46,070
‫فیلم نمایش می‌ده.

699
00:28:46,270 --> 00:28:47,420
‫کجاش تدریس محسوب می‌شه؟

700
00:28:47,620 --> 00:28:48,730
‫آپارات‌چیه.

701
00:28:48,930 --> 00:28:50,820
‫خیلی‌خب، فامیلیم «ویمر»ه، «میم» داره،

702
00:28:51,020 --> 00:28:53,560
‫ضمنا، خودم نمی‌خوام جلسه رو اداره کنم.

703
00:28:53,760 --> 00:28:54,730
‫بهتره نکنم.

704
00:28:54,930 --> 00:28:56,080
‫منصفانه نیست.

705
00:28:56,280 --> 00:28:57,390
‫کلی آدم سراسر دنیا...

706
00:28:57,590 --> 00:28:58,870
‫حق آزادی بیان ندارن،

707
00:28:59,070 --> 00:29:00,780
‫اون‌وقت من باید به راحتی...

708
00:29:00,980 --> 00:29:03,870
‫رأی‌گیری و شمارش آراء رو اداره کنم؟

709
00:29:04,070 --> 00:29:05,310
‫کار مستهجنیه.

710
00:29:05,510 --> 00:29:07,000
‫خیلی‌خب، مرسی، فهمیدیم.
‫شروع کن دیگه.

711
00:29:10,040 --> 00:29:11,580
‫خیلی‌خب، جمع شدیم
‫که به خاطر...

712
00:29:11,780 --> 00:29:13,360
‫وقایع به خصوصی که طی چند روز اخیر...

713
00:29:13,560 --> 00:29:14,930
‫رخ دادن و رفتار مدیر گروهمون...

714
00:29:15,130 --> 00:29:16,540
‫در طول این وقایع،

715
00:29:16,740 --> 00:29:20,790
‫بابت عدم صلاحیتش رأی‌گیری کنیم.

716
00:29:22,450 --> 00:29:23,760
‫متهم می‌خواد...

717
00:29:23,960 --> 00:29:24,890
‫قبل از رأی‌گیری در دفاع از خودش
‫حرفی بزنه؟

718
00:29:25,090 --> 00:29:26,850
‫متهم؟

719
00:29:27,050 --> 00:29:28,200
‫فیلم خوبی بود.

720
00:29:28,400 --> 00:29:30,120
‫دیالوگ جودی فاستر بود.
‫واسه اون فیلم اسکار برده بود.

721
00:29:30,320 --> 00:29:31,860
‫تو کلاس تحلیل جنسیت سینماییم
‫تماشاش می‌کنیم.

722
00:29:32,060 --> 00:29:34,160
‫اتاق بازرگانی جدید بدفورد
‫از اون فیلم متنفر بود.

723
00:29:34,360 --> 00:29:35,120
‫تورهای موبی‌دیک رو نابود کرد.

724
00:29:35,320 --> 00:29:36,470
‫خیلی‌خب، می‌شه لطفا...؟

725
00:29:36,670 --> 00:29:40,070
‫آره، متهم ترجیح می‌ده صحبت کنه.

726
00:29:43,340 --> 00:29:45,310
‫بچه‌ای که سرش داد زدم...

727
00:29:45,510 --> 00:29:46,790
‫خب...

728
00:29:46,990 --> 00:29:48,660
‫معلم سرخونه‌ام رو کشته بود.

729
00:29:48,860 --> 00:29:49,830
‫چندین سال پیش کشته بودش،

730
00:29:50,030 --> 00:29:53,180
‫من هم سوگند خورده بودم انتقام بگیرم،
‫ولی الان که انتقام گرفتم،

731
00:29:53,380 --> 00:29:56,660
‫طبق پیش‌بینی رمان‌ها
‫احساس تهی بودن می‌کنم.

732
00:30:04,840 --> 00:30:07,550
‫جواب سوالمون بله یا خیره.

733
00:30:07,740 --> 00:30:10,590
‫هنک رو از مدیر گروهی
‫برکنار کنیم یا نه؟

734
00:30:10,790 --> 00:30:11,680
‫«بله» یعنی «آره».

735
00:30:11,880 --> 00:30:12,850
‫نمی‌شه همین‌جوری بگین «آره»؟

736
00:30:14,110 --> 00:30:15,250
‫همون «آره» است، ولی سنگین‌تره.

737
00:30:15,450 --> 00:30:16,820
‫باید رأی بگیریم.

738
00:30:17,020 --> 00:30:17,950
‫می‌تونی درخواستش رو ثبت کنی،

739
00:30:18,150 --> 00:30:19,690
‫ولی باید بحث جدیدی مطرح بشه.

740
00:30:19,890 --> 00:30:21,560
‫البته فرض می‌کنم
‫یکی هم درخواستت رو تأیید کنه.

741
00:30:21,760 --> 00:30:24,610
‫من هم‌معنی بودن «بله» و «آره» رو
‫تأیید می‌کنم.

742
00:30:24,810 --> 00:30:26,960
‫خب، هنوز بحث جدیدی مطرح نشده.

743
00:30:27,160 --> 00:30:28,310
‫همین الان توضیح دادم.

744
00:30:28,500 --> 00:30:29,650
‫امان از دستتون، بچه‌ها.

745
00:30:29,850 --> 00:30:31,220
‫همون «بله» حسابه!

746
00:30:31,420 --> 00:30:32,530
‫یعنی با «بله» قصاص می‌کنین؟

747
00:30:40,960 --> 00:30:42,010
‫جوخه تیراندازی‌ان.

748
00:30:43,400 --> 00:30:46,110
‫هیچ‌وقت یه نفر رو نمی‌فرستن...
‫جوخه می‌فرستن.

749
00:30:46,310 --> 00:30:49,240
‫اگه گروهی تلاش کنن،
‫بیشتر با هم صمیمی می‌شن...

750
00:30:49,440 --> 00:30:53,190
‫عین سلاخی گروهی آهویی وحشت‌زده
‫به دست شیرها می‌مونه.

751
00:30:54,500 --> 00:30:55,990
‫گله شیرن.

752
00:30:56,180 --> 00:30:56,930
‫یادش به خیر.

753
00:30:58,110 --> 00:30:59,380
‫خیلی‌خب، یه «بله» داریم،

754
00:30:59,580 --> 00:31:00,990
‫یه «خیر» داریم،

755
00:31:01,190 --> 00:31:02,950
‫باز هم «بله» داریم،

756
00:31:03,150 --> 00:31:04,690
‫باز هم «بله» داریم،

757
00:31:04,890 --> 00:31:07,030
‫خب، تموم شد.

758
00:31:08,730 --> 00:31:10,640
‫سه «بله» و یه «خیر» داشتیم،
‫بقیه هم ممتنع بودن.

759
00:31:11,990 --> 00:31:13,040
‫خب، اکثریت با «بله» است.

760
00:31:14,690 --> 00:31:16,170
‫هنک رسما از مدیر گروهی برکنار شد.

761
00:31:19,000 --> 00:31:20,180
‫وایستین ببینم.

762
00:31:20,380 --> 00:31:22,000
‫مدیر گروه بعدیمون کیه؟

763
00:31:25,400 --> 00:31:27,190
‫واسه چی...

764
00:31:27,390 --> 00:31:30,540
‫خب، نظرتون چیه کمی بحث کنیم...

765
00:31:30,740 --> 00:31:33,670
‫و دوباره فردا همین ساعت
‫جلسه بذاریم؟

766
00:31:39,800 --> 00:31:45,099
‫[دانشکده ریلتون]
‫[ساختمان زبان انگلیسی]

767
00:31:45,100 --> 00:31:48,950
‫♪ عشق چون دریاست، ♪

768
00:31:49,150 --> 00:31:54,040
‫♪ آدم را به منشأ خود بازمی‌گرداند. ♪

769
00:31:54,240 --> 00:31:57,480
‫♪ عشق چون ابر است، ♪

770
00:31:57,680 --> 00:32:02,490
‫♪ محو شده، اما دوباره پدیدار می‌شود. ♪

771
00:32:20,020 --> 00:32:22,420
‫گمون کنم بالاخره
‫کشتی جنگی خودم رو غرق کردم.

772
00:32:22,620 --> 00:32:25,770
‫اولین باره که کل هیئت علمیمون رو
‫خوشحال کردم.

773
00:32:25,970 --> 00:32:27,900
‫خب، من اگه جات بودم،
‫زیاد به خودم خرده نمی‌گرفتم.

774
00:32:28,100 --> 00:32:29,030
‫تموم شد.

775
00:32:30,160 --> 00:32:32,080
‫آخه...

776
00:32:32,280 --> 00:32:33,690
‫با تام لسکا تماش گرفتم...

777
00:32:33,890 --> 00:32:37,430
‫و هنوز کسی رو معاون آرلایل نکردن.

778
00:32:37,630 --> 00:32:38,960
‫نمی‌شه گفت بهم پیشنهادش داد،

779
00:32:39,160 --> 00:32:41,260
‫ولی مطمئنم غیرمستقیم گفت
‫ممکنه بگیرمش.

780
00:32:42,600 --> 00:32:43,610
‫وای.

781
00:32:43,810 --> 00:32:44,910
‫آره، خودم می‌دونم.

782
00:32:51,740 --> 00:32:53,020
‫فقط نگران...

783
00:32:53,210 --> 00:32:54,100
‫بحث لجستیکشم.

784
00:32:54,300 --> 00:32:55,970
‫آخه...

785
00:32:56,170 --> 00:32:57,240
‫دخترمون اینجاست،

786
00:32:57,440 --> 00:32:58,980
‫مامانم هم اینجاست.

787
00:32:59,180 --> 00:33:00,280
‫باید راجع به مسائلی...

788
00:33:00,480 --> 00:33:01,460
‫صحبت کنیم،

789
00:33:01,660 --> 00:33:02,500
‫باید حلشون کنیم.

790
00:33:02,700 --> 00:33:04,640
‫نه. نه.
‫از این حرف‌ها نزن.

791
00:33:04,830 --> 00:33:05,670
‫از این حرف‌ها نزن.

792
00:33:11,630 --> 00:33:12,680
‫راستش، تقصیر خودمه.

793
00:33:15,590 --> 00:33:17,470
‫کجا می‌ری؟

794
00:33:17,670 --> 00:33:18,480
‫می‌رم بدوم.

795
00:33:18,670 --> 00:33:20,000
‫چی؟ الان که یازده شبه...

796
00:33:20,200 --> 00:33:21,260
‫تو که امروز دویده بودی.

797
00:33:21,460 --> 00:33:22,350
‫بیرون پر راکونه!

798
00:33:22,550 --> 00:33:23,480
‫واقعا الان شوخی کردی؟

799
00:33:23,680 --> 00:33:24,470
‫نه‌خیر.

800
00:33:30,650 --> 00:33:32,180
‫یادم رفته بود...

801
00:33:32,380 --> 00:33:34,230
‫نمی‌تونی از این شهر دل بکنی...

802
00:33:34,430 --> 00:33:38,020
‫و دلایلش رو هم فقط تراپیست آینده‌ات...

803
00:33:38,220 --> 00:33:39,800
‫کاملا درک می‌کنه.

804
00:33:40,000 --> 00:33:41,760
‫چندین سال پیش فهمیده بودم،

805
00:33:41,960 --> 00:33:42,760
‫ولی فراموش کرده بودم.

806
00:33:42,960 --> 00:33:44,100
‫پس خاک بر سر خودم.

807
00:33:55,550 --> 00:33:57,120
‫صبح به خیر.

808
00:33:57,320 --> 00:33:58,160
‫سلام.

809
00:34:00,380 --> 00:34:01,200
‫اِم، قهوه دم کردم.

810
00:34:03,860 --> 00:34:05,610
‫مرسی.

811
00:34:05,810 --> 00:34:07,440
‫صبح زود اومدی اینجا...

812
00:34:07,640 --> 00:34:08,790
‫که برام قهوه دم کنی؟

813
00:34:08,990 --> 00:34:10,300
‫می‌خواستم باهاتون صبحانه بخورم دیگه.

814
00:34:12,000 --> 00:34:13,360
‫ضمنا، می‌خواستم بهت بگم...

815
00:34:13,560 --> 00:34:17,100
‫دیروز تو سوپرمارکت استیسی رز رو دیدم.

816
00:34:17,300 --> 00:34:19,090
‫نمی‌دونم مدیر رز بهت گفت یا نه؟

817
00:34:20,180 --> 00:34:21,320
‫نگفت.

818
00:34:21,520 --> 00:34:22,840
‫خب، سلام رسوند.

819
00:34:23,040 --> 00:34:24,230
‫می‌خواد همگی شام بریم خونه‌شون.

820
00:34:25,750 --> 00:34:26,880
‫کل خانواده رو دعوت کرد.

821
00:34:31,280 --> 00:34:33,070
‫می‌خوای «بناناگرامز» بازی کنیم؟

822
00:34:33,270 --> 00:34:34,410
‫یادته قبل از مدرسه بازی می‌کردیم؟

823
00:34:36,330 --> 00:34:37,370
‫باشه، چرا که نه؟

824
00:34:47,560 --> 00:34:49,260
‫راستی، اِم...

825
00:34:49,460 --> 00:34:50,520
‫می‌خواستم این رو هم بهت بگم...

826
00:34:50,720 --> 00:34:51,740
‫فرصت خیلی جالبی...

827
00:34:51,940 --> 00:34:53,350
‫واسه راسل پیش اومده.

828
00:34:53,550 --> 00:34:54,880
‫جدی؟

829
00:34:55,080 --> 00:34:57,570
‫آره، آره،
‫اتفاق خیلی هیجان‌انگیزیه...

830
00:34:57,770 --> 00:34:58,970
‫و واقعا مایه پیشرفته،

831
00:34:59,170 --> 00:35:00,530
‫اون هم می‌تونه از صفر همراه بشه.

832
00:35:00,730 --> 00:35:02,010
‫به «از صفر» نمیاد...

833
00:35:02,210 --> 00:35:04,100
‫چندان مایه پیشرفت باشه.

834
00:35:04,300 --> 00:35:05,500
‫مطمئنی درست محاسبه کرده؟

835
00:35:05,690 --> 00:35:08,410
‫خیلی بامزه بود.

836
00:35:08,610 --> 00:35:09,850
‫اِم...

837
00:35:10,050 --> 00:35:11,110
‫آره، نه،

838
00:35:11,310 --> 00:35:12,280
‫فقط لازمه...

839
00:35:12,480 --> 00:35:13,240
‫مدتی ازشون...

840
00:35:13,440 --> 00:35:14,370
‫حقوق نگیره.

841
00:35:14,570 --> 00:35:16,200
‫- ای بابا.
‫- آره.

842
00:35:16,400 --> 00:35:17,640
‫واسه همین داریم می‌بینیم...

843
00:35:17,840 --> 00:35:20,110
‫فعلا چطوری سر کنیم
‫که به سوددهی برسه.

844
00:35:22,240 --> 00:35:23,120
‫می‌دونی چیه؟

845
00:35:23,320 --> 00:35:24,160
‫گمون کنم بتونم کمکتون کنم.

846
00:35:26,810 --> 00:35:28,560
‫واقعا؟

847
00:35:28,760 --> 00:35:30,170
‫آره. یعنی به نظرم...

848
00:35:30,370 --> 00:35:32,780
‫چطوره راسل کاری پیدا کنه
‫که این‌قدر جالب نباشه،

849
00:35:32,980 --> 00:35:34,090
‫ولی از همون اول حقوق دریافت کنه؟

850
00:35:34,290 --> 00:35:35,130
‫بابا!

851
00:35:35,330 --> 00:35:36,610
‫ببین، دارم حساب می‌کنم...

852
00:35:36,810 --> 00:35:38,010
‫و به نظرم اون‌طوری واقعا خیلی خوب می‌شه.

853
00:35:38,210 --> 00:35:39,140
‫محاسبه نمی‌کنی،
‫داری بی‌شعوربازی درمیاری.

854
00:35:39,340 --> 00:35:40,310
‫الان زمان مناسبی نیست، خب؟

855
00:35:40,510 --> 00:35:41,140
‫آخه باید واسه بازنشستگیم پس‌انداز کنم.

856
00:35:41,340 --> 00:35:42,100
‫هیچ‌وقت زمان مناسبی نیست!

857
00:35:42,300 --> 00:35:43,140
‫به خودت مدیونم پس‌انداز کنم،

858
00:35:43,340 --> 00:35:45,320
‫در غیر این صورت وبال گردن خودت می‌شم...

859
00:35:45,520 --> 00:35:46,800
‫و تو خونه خودت زندگی می‌کنم.

860
00:35:47,000 --> 00:35:49,450
‫«مایکل در بزرگسالی تجربه متفاوتی
‫از ساعت چهار صبح داشت.»

861
00:35:49,650 --> 00:35:51,800
‫«زنگ ساعت قبلا به معنای
‫تمرین هاکی و دیدار دوستان بود،»

862
00:35:52,000 --> 00:35:53,500
‫«اما الان به معنای دیدار گاوها...»

863
00:35:53,700 --> 00:35:54,850
‫«و آغاز شیفت جدیدش در مزرعه است...»

864
00:35:55,050 --> 00:35:56,240
‫خیلی‌خب، بیاین صحبت کنیم.

865
00:35:56,440 --> 00:35:59,200
‫یعنی خودمون صحبت کنیم یا...؟

866
00:35:59,400 --> 00:36:01,500
‫آره، نظرمون راجع به نامه بارتو چیه؟

867
00:36:03,200 --> 00:36:04,380
‫از ما می‌پرسین؟

868
00:36:04,580 --> 00:36:07,030
‫آخه به نظر من برخی حرف‌هاش پر بیراه نبود.

869
00:36:07,230 --> 00:36:08,850
‫خیلی‌خب، یکی از حرف‌های خوبش رو بگو.

870
00:36:10,160 --> 00:36:14,420
‫گفته بود حق داریم
‫استادمون بهمون باور داشته باشه.

871
00:36:15,990 --> 00:36:17,260
‫واقعا قشنگ می‌شه.

872
00:36:17,460 --> 00:36:19,340
‫خودش همه‌چی رو تو نامه‌اش نوشته دیگه استاد.

873
00:36:21,080 --> 00:36:22,750
‫«اینجانب، بارتو ویلیام‌استیونز،»

874
00:36:22,950 --> 00:36:24,750
‫«مجبورم این نامه سرگشاده را بنویسم،»

875
00:36:24,950 --> 00:36:27,930
‫«چرا که شما مرا تحقیر کرده
‫و حس افتضاحی به من دست داده است.»

876
00:36:28,120 --> 00:36:30,840
‫خیلی‌خب، لازم نیست آدم بگه
‫حس افتضاحی بهش دست داده.

877
00:36:31,040 --> 00:36:33,840
‫نتیجه طبیعی تحقیر شدنه دیگه، اینه که...

878
00:36:34,040 --> 00:36:35,850
‫حشو محسوب می‌شه.

879
00:36:36,050 --> 00:36:39,280
‫«به باور بنده، حق داریم
‫اساتیدمان به ما باور داشته باشند.»

880
00:36:39,480 --> 00:36:40,810
‫«باور» رو خیلی به کار برده.

881
00:36:41,010 --> 00:36:43,710
‫نوشتن بیش از حد واژگان
‫از تأثیرشون می‌کاهه.

882
00:36:47,760 --> 00:36:49,030
‫خب، نوشتارش افتضاحه،

883
00:36:49,230 --> 00:36:52,720
‫خیلی حیف شد، آخه پر بیراه نگفته.

884
00:36:58,770 --> 00:37:00,700
‫کالوین همین الان
‫یکی از پنجره‌های راهروی شرقی رو شکوند.

885
00:37:00,900 --> 00:37:01,790
‫چی؟

886
00:37:01,980 --> 00:37:03,960
‫بهت که گفته بودم.
‫گفته بودم.

887
00:37:04,160 --> 00:37:06,220
‫گفته بودم باید پسره رو اخراج کنیم،

888
00:37:06,420 --> 00:37:07,920
‫ولی تو بعدش دلمون رو بردی.

889
00:37:08,120 --> 00:37:10,230
‫لزومی نداشت شرایط رو آروم کنی،

890
00:37:10,430 --> 00:37:12,190
‫باید قاطعانه برخورد می‌کردیم.

891
00:37:12,390 --> 00:37:13,270
‫هیچی رو حل نکردی.

892
00:37:22,230 --> 00:37:23,290
‫می‌شه سریع تمومش کنیم؟

893
00:37:23,480 --> 00:37:25,580
‫آخه پونزده دقیقه دیگه
‫تو دادگاه محکوم می‌شم.

894
00:37:27,720 --> 00:37:30,070
‫«جهنم خالی شده
‫و تمام شیاطین همین‌جا هستند.»

895
00:37:30,270 --> 00:37:31,640
‫خیلی‌خب.

896
00:37:31,840 --> 00:37:33,080
‫قوانین از این قراره
‫که برد با تعدد آراست.

897
00:37:33,280 --> 00:37:35,300
‫می‌تونین به هرکسی،
‫از جمله خودتون، رأی بدین.

898
00:37:35,500 --> 00:37:37,600
‫بعد از نوشتن رأی و جمع‌آوری آراء،

899
00:37:37,800 --> 00:37:38,910
‫اصلا نمی‌شه رأی رو تغییر داد.

900
00:37:39,110 --> 00:37:40,740
‫رأیتون نهاییه.

901
00:37:40,940 --> 00:37:43,000
‫روی خط و واضح بنویسین،

902
00:37:43,200 --> 00:37:44,960
‫خط‌خطی نکنین پل،

903
00:37:45,160 --> 00:37:46,790
‫یه بار هم تاش کنین.

904
00:37:46,990 --> 00:37:47,950
‫چهارلا نکنین.

905
00:37:49,390 --> 00:37:50,390
‫خیلی‌خب، همه متوجه شدین؟

906
00:37:52,610 --> 00:37:54,620
‫امان از دستتون، باید صدای همه‌تون رو بشنوم.

907
00:37:54,820 --> 00:37:55,620
‫بله.

908
00:37:55,820 --> 00:37:56,710
‫عه! اینجا رو، بالاخره گفتین!

909
00:37:56,910 --> 00:37:57,700
‫خیلی‌خب، بفرمایین.

910
00:38:13,330 --> 00:38:14,640
‫خیلی‌خب.

911
00:38:14,840 --> 00:38:15,760
‫این هم از این.

912
00:38:17,680 --> 00:38:18,550
‫یه رأی به نفع جون.

913
00:38:20,380 --> 00:38:21,470
‫یه رأی به نفع تدی.

914
00:38:21,670 --> 00:38:23,260
‫به خودت رأی دادی؟

915
00:38:23,460 --> 00:38:25,000
‫دیشب توافق کرده بودیم...

916
00:38:25,200 --> 00:38:26,960
‫آره، توافق کرده بودیم
‫به من رأی بدیم.

917
00:38:27,160 --> 00:38:28,520
‫واسه چی باید توافق کنیم
‫به تو رأی بدیم؟

918
00:38:28,720 --> 00:38:29,790
‫- اصلا منطقی نیست.
‫- جریان پیچیده شد.

919
00:38:29,990 --> 00:38:31,270
‫آهای، آهای، آهای، آهای.

920
00:38:31,470 --> 00:38:33,790
‫می‌شه نقشه‌های شریرانه‌تون رو
‫تو لونه زیرزمینیتون بکشین...

921
00:38:33,990 --> 00:38:35,620
‫و سر کار من رو ول کنین؟

922
00:38:35,820 --> 00:38:36,830
‫یه رأی به نفع من؟

923
00:38:42,010 --> 00:38:44,670
‫یه رأی به نفع
‫«هنک. هه‌هه، همه‌تون سیاه‌بخت بشین.»

924
00:38:44,870 --> 00:38:46,020
‫همه‌تون سیاه‌بخت بشین.

925
00:38:46,220 --> 00:38:48,150
‫یه رأی به نفع آی‌پد جدید.

926
00:38:48,350 --> 00:38:50,760
‫در نهایت واسه بابا نوئل
‫می‌فرستیمشون دیگه، مگه نه؟

927
00:38:50,960 --> 00:38:51,930
‫یه رأی به نفع رورک.

928
00:38:53,450 --> 00:38:54,990
‫بدم نمیاد مدیر گروه بشم.

929
00:38:55,180 --> 00:38:55,980
‫ایشه.

930
00:38:57,720 --> 00:38:59,020
‫یه رأی دیگه هم به نفع هنک.

931
00:39:03,420 --> 00:39:04,340
‫هنک؟

932
00:39:04,540 --> 00:39:06,210
‫وایستا ببینم، یهو چی شد؟

933
00:39:06,410 --> 00:39:07,650
‫خـ...

934
00:39:07,850 --> 00:39:11,000
‫خیال می‌کردم دارم
‫بی‌جهت رأی می‌دم،

935
00:39:11,200 --> 00:39:14,400
‫اِم، می‌خواستم این شکلی ممتنع باشم،

936
00:39:14,600 --> 00:39:15,790
‫خودتون که تو مقاله‌ام...

937
00:39:15,990 --> 00:39:17,400
‫به نام «هنر امتناع» خونده بودین...

938
00:39:17,600 --> 00:39:18,840
‫خب، تموم شد.

939
00:39:19,030 --> 00:39:20,520
‫وایستا ببینم، چی؟

940
00:39:22,000 --> 00:39:25,360
‫آره، تنها کسی که بیش از یه رأی آورده...

941
00:39:25,560 --> 00:39:26,700
‫هنکه.

942
00:39:31,320 --> 00:39:32,620
‫مدیر گروه جدیدمون هنکه.

943
00:39:34,150 --> 00:39:36,330
‫دوره سه سال جدیدش از الان...

944
00:39:36,530 --> 00:39:37,900
‫شروع می‌شه.

945
00:39:38,100 --> 00:39:39,060
‫شرمنده.

946
00:39:40,000 --> 00:39:52,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

947
00:39:52,820 --> 00:39:54,700
‫- به نفع من بود.
‫- چی؟

948
00:39:54,900 --> 00:39:57,440
‫- قانون منیسکه.
‫- ولی تو که می‌تونستی بزنی!

949
00:39:57,640 --> 00:39:58,570
‫باید قدم برمی‌داشتم.

950
00:39:58,770 --> 00:40:00,690
‫می‌تونستی عین قوری خم بشی.

951
00:40:03,310 --> 00:40:04,230
‫الان که داری قدم برمی‌داری.

952
00:40:04,430 --> 00:40:06,880
‫واسه سرویسه!
‫فرق می‌کنه.

953
00:40:07,080 --> 00:40:08,440
‫کاش یه بار هم که شده
‫منصفانه بازی کنی.

954
00:40:15,540 --> 00:40:16,710
‫به نفع من بود.

955
00:40:17,550 --> 00:40:19,189
‫[باشگاه راکت‌بال دانشکده ریلتون]

956
00:40:19,190 --> 00:40:20,590
‫یعنی به خاطر...

957
00:40:20,790 --> 00:40:22,940
‫ممنوعیت سیاسیت‌های جنسیه...

958
00:40:23,140 --> 00:40:25,420
‫که سکس بهتر می‌شه؟

959
00:40:25,620 --> 00:40:27,860
‫آخه خطرش بیشتره.

960
00:40:28,060 --> 00:40:30,080
‫شاید سکسش...

961
00:40:30,280 --> 00:40:32,690
‫دقیقا عین باقی سکس‌هاست،

962
00:40:32,890 --> 00:40:34,080
‫ولی خودت داری به خاطر...

963
00:40:34,280 --> 00:40:35,780
‫افزایش سن و بی‌عاطفگی روزافزونت،

964
00:40:35,980 --> 00:40:39,440
‫ارتباط و درک انسانیت
‫از شریک جنسیت رو از دست می‌دی.

965
00:40:39,640 --> 00:40:40,480
‫آره، به ذهن خودم هم خطور کرده بود،

966
00:40:40,680 --> 00:40:42,090
‫ولی زنان متعددی بهم گفتن...

967
00:40:42,290 --> 00:40:44,180
‫دارم تو زنا پیشرفت می‌کنم.

968
00:40:44,380 --> 00:40:46,490
‫زنان متعددی گفتن.

969
00:40:46,690 --> 00:40:47,750
‫خودشون هم نفعی نمی‌برن.

970
00:40:47,950 --> 00:40:48,870
‫لزومی نداره چنین حرفی بزنن.

971
00:40:54,050 --> 00:40:56,540
‫چرا نمی‌شه اکثر ساعات روز
‫راکت‌بال بازی کنیم...

972
00:40:56,740 --> 00:40:58,710
‫و باقی کارهامون یه ساعت بیشتر طول نکشن؟

973
00:41:01,320 --> 00:41:02,420
‫زندگی بی‌نقصت رو تصور کن.

974
00:41:02,620 --> 00:41:04,460
‫برام تابلوش کن.

975
00:41:04,660 --> 00:41:05,980
‫رو دیوار نقاشیش کن.

976
00:41:07,410 --> 00:41:08,460
‫چی می‌بینی؟

977
00:41:17,860 --> 00:41:20,040
‫نمی‌تونم چیزی بهتر
‫از این دیوار سفید بکشم.

978
00:41:20,240 --> 00:41:22,130
‫خیلی...

979
00:41:22,330 --> 00:41:23,820
‫آرامش‌بخشه.

980
00:41:31,220 --> 00:41:33,490
‫می‌ترسم...

981
00:41:33,690 --> 00:41:34,840
‫بازنشستگی پدرم...

982
00:41:35,040 --> 00:41:36,190
‫تعادل ظریفی رو...

983
00:41:36,390 --> 00:41:37,970
‫که بهش رسیدیم، به هم بزنه.

984
00:41:39,880 --> 00:41:41,450
‫خودش رفت و با هم حرف نمی‌زنیم.

985
00:41:43,620 --> 00:41:45,980
‫گمون کنم حس پشیمونی بهم دست داده.

986
00:41:46,180 --> 00:41:47,460
‫این همه سال،

987
00:41:47,660 --> 00:41:50,020
‫از کل نداشته‌هام لذت کافی نبرده بودم.

988
00:41:56,030 --> 00:41:57,640
‫زنان متعددی گفتن.

989
00:42:07,300 --> 00:42:09,340
‫- سلام، اگه گفتی چی شده؟
‫- دارم می‌دوم.

990
00:42:09,364 --> 00:42:17,364
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

991
00:42:17,388 --> 00:42:25,388
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

992
00:42:26,670 --> 00:42:27,940
‫دوباره مدیر گروهم کردن.

993
00:42:28,140 --> 00:42:29,330
‫سه سال دیگه مدیر گروهم.

994
00:42:30,750 --> 00:42:33,290
‫♪ شوخی‌ای راه انداختم... ♪

995
00:42:33,490 --> 00:42:37,070
‫♪ که کم‌کم اشک کل مردم دنیا رو درآورد... ♪

996
00:42:39,160 --> 00:42:40,040
‫خونه می‌بینمت.

997
00:42:40,240 --> 00:42:42,250
‫♪ ولی نفهمیده بودم... ♪

998
00:42:46,250 --> 00:42:48,990
‫♪ که خودم مسخره داستان بودم. ♪

999
00:42:53,130 --> 00:42:55,750
‫حس عجیبی بهم می‌گه
‫آخرش سر از زندان درمیاری.

1000
00:42:55,950 --> 00:42:57,390
‫شاید هم از بیمارستان سر در بیاری.

1001
00:42:57,650 --> 00:42:59,179
‫[پیش‌نمایش این فصل «هنک خوش‌شانس»]

1002
00:42:59,180 --> 00:43:01,490
‫آهای، آهای، آهای!
‫این وسایل که مال من نیستن.

1003
00:43:01,690 --> 00:43:02,750
‫روزتون به خیر.

1004
00:43:04,400 --> 00:43:06,540
‫شوهر سابقت ما رو ترک کرده بود.

1005
00:43:06,740 --> 00:43:08,010
‫خودت رو ترک کرده بود.

1006
00:43:08,970 --> 00:43:10,810
‫دیکی پوپ، رئیس دانشگاه هستم.

1007
00:43:11,010 --> 00:43:14,330
‫طرف دنبال چیه؟

1008
00:43:14,530 --> 00:43:16,030
‫دوستم گفت قراره عده‌ای رو اخراج کنن.

1009
00:43:16,230 --> 00:43:18,810
‫می‌شه یه بار هم که شده خودت نباشی
‫و باهامون روراست باشی؟

1010
00:43:19,010 --> 00:43:19,640
‫از اینجا متنفری؟

1011
00:43:19,840 --> 00:43:20,730
‫به متمم پنجم پناه می‌برم.

1012
00:43:20,930 --> 00:43:23,600
‫بیا ببینم!
‫می‌خوای به خدمتت برسم؟

1013
00:43:23,800 --> 00:43:26,210
‫ایشون مدیر گروه زبان انگلیسی دانشگاهه.

1014
00:43:26,410 --> 00:43:28,910
‫نمی‌تونم خشمم رو تخلیه کنم.

1015
00:43:29,110 --> 00:43:31,260
‫خشمم بی‌پناهه.

1016
00:43:31,460 --> 00:43:32,260
‫جیسون!

1017
00:43:32,460 --> 00:43:33,610
‫دارم می‌رم نیویورک...

1018
00:43:33,810 --> 00:43:35,000
‫که ما مدرسه آرلایل مصاحبه کنم.

1019
00:43:35,200 --> 00:43:37,620
‫- زندگی من همین‌جاست.
‫- می‌تونی زندگیت رو جابه‌جا کنی.

1020
00:43:37,820 --> 00:43:38,830
‫- مامانم اینجاست.
‫- تو که باهاش صحبت نمی‌کنی.

1021
00:43:39,030 --> 00:43:40,700
‫خودم همین‌جام!

1022
00:43:43,050 --> 00:43:45,620
‫هنک، می‌دونی چیه؟
‫گمون کنم مزه پاپریکاش رو حس کردم.

1023
00:43:45,820 --> 00:43:46,710
‫حرف نداره.

1024
00:43:48,400 --> 00:43:49,500
‫«هنک خوش‌شانس»

