﻿1
00:00:07,740 --> 00:00:10,756
‫می‌شه لطفا یه بار هم که شده، حرفی بزنین؟

2
00:00:10,780 --> 00:00:12,010
‫[آنچه گذشت]

3
00:00:12,210 --> 00:00:14,710
‫الان همین‌جایی!
‫دانشکده ریلتونی!

4
00:00:14,910 --> 00:00:15,758
‫اینجا متوسط‌ترین دانشکده دنیاست!

5
00:00:15,782 --> 00:00:17,240
‫[استاد دیورو کل دانشجویان ریلتون را
‫متوسط خواند]

6
00:00:17,430 --> 00:00:20,330
‫گمون کنم منبع الهام خودم شدم
‫که رمانم رو بنویسم.

7
00:00:20,520 --> 00:00:23,240
‫خب، وقتی رمان دومت رو شروع می‌کنی
‫خیلی خوشحال می‌شم،

8
00:00:23,440 --> 00:00:25,940
‫معمولا زندگی مشترکمون خارق‌العاده می‌شه.

9
00:00:26,140 --> 00:00:28,250
‫تا الان دیگه باید برات واضح و مبرهن باشه...

10
00:00:28,450 --> 00:00:29,770
‫که دیگه دوره شما سر اومده جناب!

11
00:00:29,970 --> 00:00:31,550
‫خیلی‌خب، بیاین همگی
‫حواسمون رو جمع کنیم.

12
00:00:31,750 --> 00:00:33,380
‫نمی‌تونن طردم کنن، استاد دائمم.

13
00:00:33,580 --> 00:00:36,900
‫مارنی کول هستم،
‫از دفتر پدرتون تماس می‌گیرم.

14
00:00:36,924 --> 00:00:44,924
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

15
00:00:44,948 --> 00:00:52,948
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

16
00:00:52,949 --> 00:00:54,949
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

17
00:00:54,990 --> 00:00:59,060
‫♪ چه صبح خوشحال‌کننده‌ای است... ♪

18
00:01:02,620 --> 00:01:04,020
‫♪ صبحی که این زندگی قدیمی
‫به اتمام برسد... ♪

19
00:01:05,610 --> 00:01:07,370
‫♪ وای، من... ♪

20
00:01:07,850 --> 00:01:10,100
‫[سی روزه رمان بنویسید]

21
00:01:19,200 --> 00:01:22,800
‫[جورج ساندرز و هنک دیورو]

22
00:01:22,850 --> 00:01:23,950
‫[پیشنهادات نویسندگی جورج ساندرز]
‫[جورج ساندرز از نویسندگی و ویراست می‌گوید]

23
00:01:24,000 --> 00:01:25,450
‫[نصایح نویسندگی جورج ساندرز]
‫[مصاحبه مفصل با جورج ساندرز]

24
00:01:25,500 --> 00:01:27,200
‫[جورج ساندرز از حقه‌های نویسندگی می‌گوید]
‫[مکالمه‌ای با جورج ساندرزِ مؤلف]

25
00:01:27,250 --> 00:01:28,400
‫[«نویسندگان» با حضور
‫جورج ساندرز و هنک دیورو]

26
00:01:28,810 --> 00:01:29,960
‫♪ نوای کرنای داوود... ♪

27
00:01:30,160 --> 00:01:31,180
‫هم فرم، هم محتوا...

28
00:01:31,380 --> 00:01:32,610
‫تو نوشتار نقش دارن،

29
00:01:32,810 --> 00:01:34,960
‫ولی به نظرتون کدومشون مهم‌تره؟

30
00:01:35,160 --> 00:01:38,970
‫خب، به نظرم بهتره همیشه
‫فرم دنباله‌روی محتوا باشه،

31
00:01:39,170 --> 00:01:40,320
‫ولی، راستش،

32
00:01:40,520 --> 00:01:43,410
‫فرم هم گاهی می‌تونه خودش نوعی محتوا باشه.

33
00:01:43,610 --> 00:01:45,580
‫درسته، درسته، خیلی جالبه.

34
00:01:45,780 --> 00:01:48,840
‫خب، بذارین سوال کسل‌کننده‌تری مطرح کنم.

35
00:01:50,230 --> 00:01:51,670
‫چی شد که کتابتون رو چاپ کردن؟

36
00:01:53,760 --> 00:01:55,420
‫خب، من با پدر ایشون خوابیدم.

37
00:01:55,620 --> 00:01:56,510
‫عجب!

38
00:01:58,010 --> 00:01:59,210
‫رک و راست گفتم،

39
00:01:59,410 --> 00:02:00,760
‫رمز موفقیت از همین قراره حضار گرامی.

40
00:02:03,850 --> 00:02:06,300
‫... سوال کسل‌کننده‌تری مطرح کنم.

41
00:02:06,500 --> 00:02:08,420
‫چی شد که کتابتون رو چاپ کردن؟

42
00:02:10,430 --> 00:02:12,390
‫خب، من با پدر ایشون خوابیدم.

43
00:02:12,590 --> 00:02:13,390
‫عجب!

44
00:02:14,770 --> 00:02:15,920
‫رک و راست گفتم،

45
00:02:16,120 --> 00:02:18,440
‫رمز موفقیت از همین قراره حضار گرامی.

46
00:02:18,640 --> 00:02:20,140
‫باید همین شکلی پیش رفت.

47
00:02:20,340 --> 00:02:23,270
‫♪ ... پرواز می‌کنم و می‌رم... ♪

48
00:02:48,950 --> 00:02:53,100
‫«هنک خوش‌شانس»
‫«فصل یکم، قسمت دوم»

49
00:02:53,500 --> 00:02:57,299
‫[ساختمان اداری]
‫[دفتر مدیر]

50
00:02:57,300 --> 00:02:58,090
‫چنین کاری نمی‌کنم.

51
00:02:58,290 --> 00:02:59,270
‫معلومه که می‌کنی.

52
00:02:59,470 --> 00:03:00,620
‫- نه‌خیر.
‫- هنک!

53
00:03:00,820 --> 00:03:02,180
‫نه، به نظرم ارزشی نداره.

54
00:03:02,380 --> 00:03:04,840
‫گفت و گوی زنده روی صحنه...

55
00:03:05,040 --> 00:03:05,750
‫با جورج ساندرز ارزشی نداره؟

56
00:03:05,950 --> 00:03:07,190
‫نه.

57
00:03:07,390 --> 00:03:08,970
‫جورج ساندرزِ برنده جایزه بوکر ارزش نداره؟

58
00:03:09,170 --> 00:03:10,540
‫جایزه بریتانیاییه.
‫خیلی افاده‌ایه.

59
00:03:10,740 --> 00:03:13,190
‫فینالیست جایزه ملی کتاب هم بود.

60
00:03:13,390 --> 00:03:14,540
‫هوم...

61
00:03:14,740 --> 00:03:16,070
‫جزو صد فرد تأثیرگذار...

62
00:03:16,270 --> 00:03:17,280
‫مجله «تایم» بود.

63
00:03:17,480 --> 00:03:18,680
‫مجله «تایم» دیگه عین سابق نیست.

64
00:03:18,880 --> 00:03:20,030
‫جایزه مک‌آرتور فلوشیپ گرفته بود.

65
00:03:20,230 --> 00:03:21,980
‫من هم سنگ کلیه دارم،
‫پس در یه حدیم.

66
00:03:22,180 --> 00:03:23,200
‫متأسفم که سنگ کلیه داری.

67
00:03:23,400 --> 00:03:25,160
‫قرصت رو بخور.
‫اگه بخوای، من هم قرصش رو دارم.

68
00:03:25,360 --> 00:03:27,560
‫ولی مشکلات دیگه‌ای هم داریم.

69
00:03:27,760 --> 00:03:29,560
‫حالا که قراره بودجه‌‌مون کم بشه،

70
00:03:29,760 --> 00:03:31,780
‫پرداخت ده هزار دلار به طرف
‫واسه یه ساعت گفت و گو...

71
00:03:31,980 --> 00:03:32,730
‫کار خوش‌آیندی نیست.

72
00:03:32,930 --> 00:03:33,910
‫کاش ده هزار دلار می‌گرفت.

73
00:03:34,110 --> 00:03:34,950
‫چیه؟ بیست هزار دلار گرفته؟

74
00:03:36,340 --> 00:03:37,220
‫سی هزار گرفته؟

75
00:03:37,420 --> 00:03:39,000
‫پنجاه هزار گرفته؟
‫امان از دستت!

76
00:03:39,200 --> 00:03:40,830
‫چندین هفته پیش
‫به توافق رسیده بودیم.

77
00:03:41,030 --> 00:03:41,870
‫واسه چی الان بحثش رو پیش کشیدی؟

78
00:03:43,520 --> 00:03:48,230
‫نگرانم که ممکنه تصادفا حرفی بزنم...

79
00:03:48,430 --> 00:03:50,930
‫که خیلی به شخصیت خودم بیاد،

80
00:03:51,130 --> 00:03:53,360
‫ولی به فضای مدرن دانشگاه نیاد.

81
00:03:54,490 --> 00:03:56,190
‫- نگرانیت به جاست.
‫- آره.

82
00:03:56,390 --> 00:03:57,540
‫من هم نمی‌خوام قانعت کنم...

83
00:03:57,740 --> 00:03:59,150
‫کاری بر خلاف میلت انجام بدی.

84
00:03:59,350 --> 00:04:00,200
‫خودش هم نمی‌خواست باهات صحبت کنه؛

85
00:04:00,400 --> 00:04:01,850
‫ولی اکثر مخاطبین می‌خوان.

86
00:04:02,050 --> 00:04:03,550
‫وایستا ببینم، الان چی گفتی؟

87
00:04:03,750 --> 00:04:04,850
‫نمی‌خواد تو مشکلی داشته باشی،

88
00:04:05,050 --> 00:04:06,330
‫آخه خودش مشکلی نداره.

89
00:04:06,530 --> 00:04:08,250
‫خودش واسه چی باید مشکلی داشته باشه؟

90
00:04:08,450 --> 00:04:10,470
‫ببین هنک، من تلفنی باهاش صحبت کردم.

91
00:04:10,670 --> 00:04:12,430
‫وقتی رسید اینجا،
‫با هم گپ می‌زنین.

92
00:04:12,630 --> 00:04:13,510
‫شما که دوست قدیمی هستین، مگه نه؟

93
00:04:13,710 --> 00:04:14,860
‫خودم می‌دونم.
‫تو بهش چی گفتی؟

94
00:04:15,060 --> 00:04:16,130
‫بهش گفتم مایه افتخارته.

95
00:04:16,330 --> 00:04:17,610
‫مایه افتخارم که هست،
‫ولی هنوز هم می‌خوام کنار بکشم.

96
00:04:17,810 --> 00:04:19,130
‫- نه‌خیر.
‫- واسه چی؟

97
00:04:19,330 --> 00:04:20,260
‫آخه چند هزار پوستر...

98
00:04:20,460 --> 00:04:21,570
‫سراسر دانشگاه چسبوندیم...

99
00:04:21,770 --> 00:04:23,260
‫و مطمئنم خیلی خفن می‌شه،

100
00:04:23,460 --> 00:04:25,350
‫آخه تا شعاع هشتاد کیلومتری اینجا،

101
00:04:25,550 --> 00:04:26,610
‫هیچ رمان‌نویسی در حدت نیست،

102
00:04:26,810 --> 00:04:27,880
‫همه از این مسئله آگاهن
‫و بهترین نویسنده‌مون خودتی.

103
00:04:28,080 --> 00:04:29,840
‫به فینی بگو.

104
00:04:30,030 --> 00:04:31,710
‫فینی چهل و پنج دقیقه ازش سوالی می‌پرسه...

105
00:04:31,910 --> 00:04:33,010
‫که در واقع سوال محسوب نمی‌شه.

106
00:04:33,210 --> 00:04:34,710
‫- خب، طرف کیه؟
‫- کی رو می‌گی؟

107
00:04:34,910 --> 00:04:37,230
‫همون نویسنده‌ای که تو شعاع
‫هشتاد کیلومتری نیست رو می‌گم.

108
00:04:37,430 --> 00:04:39,230
‫خیلی‌خب! برو بیرون دیگه.

109
00:04:40,550 --> 00:04:47,000
‫[ساختمان اداری]
‫[دفتر مدیر]

110
00:04:49,650 --> 00:04:52,189
‫[گفت و گوی جورج ساندرزِ افسانه‌ای
‫و پرفروش با هنک دیورو جونیور]

111
00:04:52,190 --> 00:04:53,160
‫وقتی آدم سنی رو رد کنه،

112
00:04:53,360 --> 00:04:55,500
‫دیگه اصلا به متخصصین
‫اعتماد نمی‌کنه.

113
00:04:56,450 --> 00:04:57,759
‫[گفت و گوی جورج ساندرزِ افسانه‌ای
‫و پرفروش با هنک دیورو جونیور]

114
00:04:57,760 --> 00:04:59,340
‫خودم می‌دونم چقدر واسه کارم زحمت می‌کشم...

115
00:04:59,540 --> 00:05:01,300
‫و اگه بخوام فرض کنم بقیه هم
‫دارن همین‌قدر مایه می‌ذارن...

116
00:05:01,500 --> 00:05:02,960
‫اصلا مقبول نیست...

117
00:05:03,150 --> 00:05:05,130
‫مخصوصا اگه طرف دکتر باشه.

118
00:05:05,330 --> 00:05:06,610
‫من که نمی‌گم چنین علائمی ندارین،

119
00:05:06,810 --> 00:05:08,270
‫ولی به خاطر سنگ کلیه نیست.

120
00:05:08,460 --> 00:05:10,180
‫ضمنا، چون استادم،

121
00:05:10,380 --> 00:05:11,660
‫این‌جور افراد رو خوب می‌شناسم.

122
00:05:11,860 --> 00:05:13,750
‫طرف از دانشجویان متوسط کلاسشون بود،

123
00:05:13,950 --> 00:05:14,970
‫شاید حتی جزو یک‌سومِ ضعیف‌تر بوده باشه.

124
00:05:15,170 --> 00:05:16,190
‫... درد تمام وجودم رو فرا می‌گیره.

125
00:05:16,390 --> 00:05:17,540
‫قراره مشکلات جسمانیم رو...

126
00:05:17,730 --> 00:05:19,100
‫در حد نمره شونزده تشخیص بده.

127
00:05:19,300 --> 00:05:20,670
‫آخه دارم عرق می‌کنم.

128
00:05:20,870 --> 00:05:22,500
‫چیزی نمونده بود وسط راکت‌بال از هوش برم.

129
00:05:22,700 --> 00:05:24,580
‫به نظرم یه سری حقایق واضح رو
‫نادیده می‌گیرین.

130
00:05:26,400 --> 00:05:27,850
‫پدرم سنگ کلیه داشت.

131
00:05:28,050 --> 00:05:28,940
‫گفته بودین.

132
00:05:29,140 --> 00:05:30,070
‫پدر خودش هم داشت.

133
00:05:30,270 --> 00:05:31,290
‫سنگ کلیه چیز خوبی نیست.

134
00:05:31,490 --> 00:05:32,550
‫هیولاهای کوچک تیزی‌ان...

135
00:05:32,750 --> 00:05:34,120
‫که ممکنه بافت داخلی کیرتون رو پاره کنن.

136
00:05:34,320 --> 00:05:35,290
‫ای خدا.

137
00:05:35,490 --> 00:05:36,770
‫چی... واقعا باید بهم...

138
00:05:36,970 --> 00:05:38,380
‫می‌دونی چیه؟

139
00:05:38,580 --> 00:05:40,330
‫اگه زحمتتون نمی‌شه، گمون کنم
‫ترجیح بدم نظر دکتر دیگه‌ای رو هم بدونم.

140
00:05:41,810 --> 00:05:44,000
‫- نظر تو چیه؟
‫- ایشون رادیولوژیست نیستن.

141
00:05:44,200 --> 00:05:46,090
‫اجاره ندارن نتایج رو بررسی کنن.

142
00:05:46,280 --> 00:05:47,740
‫ممکنه به خاطر استرس باشه.

143
00:05:47,940 --> 00:05:48,830
‫اولین بهانه‌ات همینه، مگه نه؟

144
00:05:49,030 --> 00:05:49,740
‫کل دکترها همین رو می‌گن.

145
00:05:49,940 --> 00:05:51,610
‫من به ندرت چنین حرفی می‌زنم.

146
00:05:51,810 --> 00:05:52,660
‫تو بگو.

147
00:05:52,860 --> 00:05:54,170
‫خلاف حرف من نمی‌گه.

148
00:05:55,650 --> 00:05:57,130
‫خیلی‌خب، لابد فکر همه‌جاش رو کردی.

149
00:05:58,610 --> 00:05:59,750
‫یعنی منظورت اینه...

150
00:05:59,950 --> 00:06:01,480
‫که امکان نداره به خاطر استرس باشه؟

151
00:06:07,400 --> 00:06:08,660
‫شرم‌آوره.

152
00:06:12,350 --> 00:06:13,670
‫اول کارمون در یه سطح بودیم.

153
00:06:15,320 --> 00:06:17,770
‫در واقع، گمون کنم
‫تقریبا تا ده روز...

154
00:06:17,970 --> 00:06:19,500
‫من رو بیشتر تحسین می‌کردن.

155
00:06:21,150 --> 00:06:23,250
‫نقد کتابم چهارشنبه چاپ شده بود...

156
00:06:23,450 --> 00:06:25,820
‫و آمار فروش پنج‌شنبه هفته بعدش منتشر شد،

157
00:06:26,020 --> 00:06:27,170
‫یعنی می‌شه هشت روز.

158
00:06:27,370 --> 00:06:28,210
‫هشت روز.

159
00:06:29,290 --> 00:06:31,480
‫هنک، قراره...

160
00:06:31,680 --> 00:06:33,520
‫قراره باهاش رو صحنه باشی.

161
00:06:33,720 --> 00:06:35,350
‫آره. آخرین باری که باهاش
‫رو صحنه بودم، افتضاح بود.

162
00:06:35,550 --> 00:06:36,390
‫مایه افتخارته.

163
00:06:38,610 --> 00:06:40,140
‫بین افتخار و «کاش اصلا
‫اون عوضی رو نمی‌شناختم»...

164
00:06:40,340 --> 00:06:42,520
‫مرز باریکی هست.

165
00:06:44,440 --> 00:06:45,880
‫نویسندگی چه خصوصیتی داره...

166
00:06:46,080 --> 00:06:47,580
‫که این همه بی‌شعور جذبش می‌شن؟

167
00:06:47,780 --> 00:06:49,150
‫- [استاد گریسی دوبوا]
‫- البته، می‌شه گفت...

168
00:06:49,350 --> 00:06:51,370
‫نیاز تعریف زندگی شخصی غنی آدم واسه بقیه...

169
00:06:51,570 --> 00:06:52,630
‫خیلی وسوسه‌انگیزه؛

170
00:06:52,830 --> 00:06:54,240
‫ولی واسه چی کسی باید...

171
00:06:54,440 --> 00:06:57,110
‫به زندگی شخصی غنی
‫یکی دیگه اهمیت بده؟

172
00:06:57,310 --> 00:07:00,240
‫زندگی علنی غنی داشته باش
‫که بقیه‌مون باهاش حال کنیم.

173
00:07:06,420 --> 00:07:08,390
‫«چوب گرم روی ساعدش بود.»

174
00:07:08,580 --> 00:07:09,560
‫آها!

175
00:07:09,760 --> 00:07:11,380
‫آها، آره، خودم نوشته بودم.

176
00:07:13,340 --> 00:07:14,260
‫خیلی عذر می‌خوام.

177
00:07:14,460 --> 00:07:15,390
‫از خودم سرقت ادبی کردم.

178
00:07:15,590 --> 00:07:16,350
‫نه، نه، نه، نه، نه.

179
00:07:16,550 --> 00:07:18,090
‫نه.

180
00:07:18,290 --> 00:07:19,700
‫خودت رو قضاوت نکن.

181
00:07:19,900 --> 00:07:22,400
‫کافیه...

182
00:07:22,600 --> 00:07:24,230
‫باید به خودت فشار بیاری.

183
00:07:24,430 --> 00:07:26,360
‫باید ذهنت رو فراتر...

184
00:07:26,560 --> 00:07:28,230
‫از تصاویر قبلی آثارت ببری تا...

185
00:07:32,310 --> 00:07:33,100
‫این‌طوری...

186
00:07:36,230 --> 00:07:37,270
‫نظرتون چیه سه دقیقه استراحت کنیم؟

187
00:07:40,140 --> 00:07:41,240
‫قسم می‌خورم اصلا یادم نمیاد
‫چنین جمله‌ای نوشته باشم.

188
00:07:50,720 --> 00:07:52,210
‫ای بی‌شعور.

189
00:07:52,410 --> 00:07:53,780
‫نمی‌فهمم واسه چی باهاش صحبت نمی‌کنی.

190
00:07:53,980 --> 00:07:55,170
‫استاد رورک...

191
00:07:55,370 --> 00:07:58,480
‫آدمی نیست که حرف منطقی سرش بشه،

192
00:07:58,680 --> 00:08:00,700
‫حرف منطقی من که اصلا سرش نمی‌شه.

193
00:08:00,900 --> 00:08:02,310
‫هوم.

194
00:08:02,510 --> 00:08:03,780
‫زن‌ستیزه، مگه نه؟

195
00:08:06,350 --> 00:08:08,230
‫گاهی اوقات مغز مردان
‫به حدی رشد نمی‌کنه...

196
00:08:08,430 --> 00:08:09,610
‫که بی‌رحمی خودش رو درک کنه.

197
00:08:12,090 --> 00:08:12,960
‫اذیتت می‌کنه.

198
00:08:21,090 --> 00:08:22,230
‫بیا اینجا.

199
00:08:23,000 --> 00:08:32,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

200
00:08:32,630 --> 00:08:33,770
‫- سلام جورج.
‫- سلام هنک.

201
00:08:35,680 --> 00:08:37,170
‫سلام پسر، مرسی که دعوتم کردی.

202
00:08:37,370 --> 00:08:38,340
‫خواهش.

203
00:08:41,080 --> 00:08:42,350
‫دانشجویانم خیلی هیجان‌زده‌ان،

204
00:08:42,550 --> 00:08:44,480
‫چند هفته است که نقل مجالسشونی.

205
00:08:44,680 --> 00:08:47,010
‫باورشون نمی‌شه که واقعا با هم آشناییم.

206
00:08:47,200 --> 00:08:48,310
‫وای.

207
00:08:48,510 --> 00:08:50,090
‫خب، دانشجویان من هم باورشون نمی‌شه
‫با هم آشناییم.

208
00:08:54,000 --> 00:08:56,840
‫دانشجویانت من رو نمی‌شناسن، مگه نه؟

209
00:08:57,040 --> 00:08:59,150
‫دو سه تاشون می‌شناسنت.
‫راستش، خودم ازت براشون گفتم.

210
00:08:59,350 --> 00:09:01,110
‫آها، خیلی‌خب.

211
00:09:01,310 --> 00:09:03,110
‫باید با هیئت علمیمون آشنات کنم،

212
00:09:03,310 --> 00:09:04,590
‫وگرنه پدرم رو در میارن.

213
00:09:04,790 --> 00:09:06,550
‫«لباسم چندان مناسب روی ماه بودن نیست،»

214
00:09:06,750 --> 00:09:09,280
‫«آخه شنیدم ماه خیلی سرده.»

215
00:09:10,590 --> 00:09:11,860
‫مال مصاحبه‌ام با «نیویورکر»...

216
00:09:12,060 --> 00:09:13,550
‫آره، مصاحبه پیروزیتون با «نیویورکر»
‫به تاریخ اکتبر ۲۰۰۹ بود.

217
00:09:13,750 --> 00:09:14,640
‫- آره.
‫- آره.

218
00:09:14,840 --> 00:09:15,560
‫خب، مرسی.

219
00:09:15,760 --> 00:09:16,990
‫عه...

220
00:09:17,190 --> 00:09:18,680
‫همسر ویراستارتون خواهر دوست ماست.

221
00:09:19,990 --> 00:09:21,740
‫آها، خب...

222
00:09:21,940 --> 00:09:23,080
‫هتلتون چطوره؟

223
00:09:23,280 --> 00:09:24,830
‫گمون کنم تو «مدرنا سنتر»
‫براتون اتاق گرفته باشن؟

224
00:09:25,030 --> 00:09:26,870
‫نه، اتاق خالی نداشت.

225
00:09:27,070 --> 00:09:28,440
‫یه تیم هاکی روی چمن
‫اونجا اقامت دارن.

226
00:09:28,640 --> 00:09:29,870
‫امشب بازی مهمیه.

227
00:09:30,070 --> 00:09:31,180
‫عجب.

228
00:09:31,380 --> 00:09:32,140
‫آره، تو «دریک» برام اتاق گرفتن...

229
00:09:32,340 --> 00:09:33,360
‫که خیلی قشنگه.

230
00:09:33,560 --> 00:09:35,140
‫البته دم پنجره‌ام جرثقیله...

231
00:09:35,340 --> 00:09:36,620
‫و دیشب خواب...

232
00:09:36,820 --> 00:09:38,620
‫توپ تخریب سخنگویی رو دیده بودم...

233
00:09:38,820 --> 00:09:41,360
‫و بهم گفته بود دارم دیر به مراسم می‌رسم،

234
00:09:41,560 --> 00:09:43,400
‫کارم افتضاحه،
‫کسی ازم خوشش نمیاد و...

235
00:09:45,580 --> 00:09:46,670
‫گریس دوبوا هستم.

236
00:09:46,870 --> 00:09:48,070
‫عه، خوش‌وقتم.

237
00:09:48,270 --> 00:09:49,760
‫باید از اون هتل بزنین بیرون.
‫بیاین خونه خودم بمونین.

238
00:09:49,960 --> 00:09:51,370
‫- ما اتاق مخصوص مهمان داریم.
‫- من خونه مخصوص مهمان دارم.

239
00:09:51,570 --> 00:09:52,510
‫نداری.

240
00:09:52,710 --> 00:09:53,410
‫بالای گاراژمه.
‫خودت که دیدیش.

241
00:09:54,930 --> 00:09:56,030
‫خیلی خوب می‌شه، ولی...

242
00:09:56,230 --> 00:09:57,380
‫ولی هیچ قفل مستحکمی...

243
00:09:57,580 --> 00:09:58,250
‫بهت حس امنیت نمی‌ده.

244
00:09:58,450 --> 00:10:01,080
‫حتی خودش یخچال جدا داره...

245
00:10:01,280 --> 00:10:04,340
‫و اگه اهل چای باشین،
‫اجاق بشقابی هم داره.

246
00:10:05,500 --> 00:10:06,780
‫خیلی عذر می‌خوام.

247
00:10:06,980 --> 00:10:08,390
‫باید طبق برنامه‌ریزی خودشون پیش برم،

248
00:10:08,590 --> 00:10:10,130
‫ولی امیدوارم همه‌تون رو
‫موقع گفت و گو ببینم.

249
00:10:10,330 --> 00:10:11,480
‫آره، آره.

250
00:10:11,680 --> 00:10:12,530
‫شاید تونستم بیام.

251
00:10:12,730 --> 00:10:13,520
‫یه سری کار دارم.

252
00:10:16,040 --> 00:10:17,090
‫امیدوارم بتونی بیای.

253
00:10:18,650 --> 00:10:19,610
‫احتمالا نمیام.

254
00:10:24,220 --> 00:10:25,930
‫خیلی‌خب، من همراهت میام.

255
00:10:26,130 --> 00:10:27,050
‫باشه.

256
00:10:28,505 --> 00:10:29,319
‫[بیست و سه روز عذرخواهی نکردین]

257
00:10:29,320 --> 00:10:32,070
‫«افسون کردن عقاب کار خانوادگیشان بود.»

258
00:10:32,270 --> 00:10:33,590
‫«نمی‌دانست چطور افسونشان می‌کند،»

259
00:10:33,790 --> 00:10:35,070
‫«کافی بود نگاهشان کرده...»

260
00:10:35,270 --> 00:10:36,940
‫«و برخوردشان با پرتگاه را تصور کند.»

261
00:10:37,140 --> 00:10:39,510
‫«عقاب شکم‌سفید...»

262
00:10:39,710 --> 00:10:42,250
‫«تحت فرمانی نیرویی مرموز
‫که درکش از توانش خارج بود،»

263
00:10:42,450 --> 00:10:43,850
‫«خود را ساقط کرد.»

264
00:10:47,380 --> 00:10:48,390
‫جالبه.

265
00:10:48,590 --> 00:10:49,610
‫بیشتر بخونم؟

266
00:10:49,810 --> 00:10:51,030
‫نه، نه.

267
00:10:52,470 --> 00:10:54,050
‫- بخون.
‫- اِم، خیلی‌خب، مرسی.

268
00:10:54,240 --> 00:10:56,610
‫اِم، آره، داستانت مدام رو به اوجه.

269
00:10:56,810 --> 00:10:58,310
‫خیلی خوشم میاد.

270
00:10:58,510 --> 00:10:59,660
‫خصوصیت خیلی نادریه،

271
00:10:59,860 --> 00:11:01,270
‫ولی ظاهرا استعداد ذاتی خودته.

272
00:11:01,470 --> 00:11:02,880
‫آره، آره، همین‌طوره.

273
00:11:03,080 --> 00:11:06,800
‫خب، بهتره اوج‌گیری داستان رو...

274
00:11:07,000 --> 00:11:08,800
‫حتی در سطح خطوط رعایت کنیم.

275
00:11:09,000 --> 00:11:10,630
‫اگه عقابه شکم‌سفیده،

276
00:11:10,830 --> 00:11:13,330
‫می‌تونیم فرض کنیم خواننده
‫خودش می‌دونه، مگه نه؟

277
00:11:13,520 --> 00:11:14,500
‫حذفش می‌کنیم.

278
00:11:14,700 --> 00:11:17,550
‫ضمنا، اگه نیروئه مرموزه،

279
00:11:17,750 --> 00:11:20,720
‫لازمه بگیم درکش از توان عقابه خارج بود؟

280
00:11:20,920 --> 00:11:22,460
‫تلویحی گفتیم دیگه. حذفش می‌کنیم.

281
00:11:23,810 --> 00:11:26,030
‫البته راستش، خیلی از حرف‌هام
‫از روی عادته.

282
00:11:26,230 --> 00:11:27,590
‫آره، صرفا می‌گن اثرتون رو ویراست کنین.

283
00:11:29,420 --> 00:11:32,170
‫آره، ولی اگه می‌خواین
‫نویسنده ممتازی باشین،

284
00:11:32,370 --> 00:11:35,000
‫باید عادات رو کنار بذارین.

285
00:11:35,200 --> 00:11:36,220
‫آثار متوسط...

286
00:11:36,420 --> 00:11:37,480
‫حاصل عاداتن.

287
00:11:37,680 --> 00:11:40,090
‫اون‌طوری فرق خودتون رو...

288
00:11:40,290 --> 00:11:41,480
‫با دیگر نویسندگان مشخص کرده...

289
00:11:41,680 --> 00:11:43,690
‫و کم‌کم سبک نوشتار
‫مخصوص خودتون رو پیدا می‌کنین.

290
00:11:44,870 --> 00:11:46,050
‫پشم‌هام.

291
00:11:46,250 --> 00:11:48,140
‫اِم، آره،
‫می‌شه گفت همیشه می‌دونستم...

292
00:11:48,340 --> 00:11:49,540
‫سطح دیگه‌ای از نوشتار هم هست،

293
00:11:49,730 --> 00:11:51,100
‫ولی بلد نبودم بهش برسم،

294
00:11:51,300 --> 00:11:52,280
‫آخه کسی تا حالا...

295
00:11:52,480 --> 00:11:53,760
‫بهم یادش نداده بود، ولی...

296
00:11:53,960 --> 00:11:55,370
‫خیلی‌خب، دیگه بسه.

297
00:11:55,570 --> 00:11:56,500
‫نوبت تو دیگه تمومه...

298
00:11:56,700 --> 00:11:57,630
‫دانشجویان دیگه‌ای هم هستن...

299
00:11:57,830 --> 00:11:59,550
‫راستش، وقتمون رو به اتمامه.

300
00:11:59,740 --> 00:12:02,160
‫راستش، من کلی وقت دارم.

301
00:12:02,360 --> 00:12:03,720
‫خب، وقتمون رو به اتمامه.

302
00:12:03,920 --> 00:12:05,070
‫مطمئنی؟
‫مگه نگفته بودی...

303
00:12:05,270 --> 00:12:06,160
‫آره، ساعت دارم...

304
00:12:06,360 --> 00:12:07,340
‫نمی‌دونم خودت...

305
00:12:07,540 --> 00:12:08,020
‫گفته بودی دیرتر تموم می‌شه.

306
00:12:09,810 --> 00:12:10,850
‫می‌خوام دو کلام صحبت کنیم پُل.

307
00:12:12,850 --> 00:12:14,300
‫پُل.

308
00:12:14,500 --> 00:12:15,510
‫لزومی نداره هر بار
‫که باهام حرف می‌زنی، اسمم رو بگی.

309
00:12:16,900 --> 00:12:19,390
‫قبلا هم راجع به صدای بلند ماشینت...

310
00:12:19,590 --> 00:12:20,700
‫ماشین من مشکلی نداره.

311
00:12:20,900 --> 00:12:22,480
‫صحبت کرده بودم،
‫ولی تغییری حاصل نشد.

312
00:12:22,680 --> 00:12:24,880
‫هیچ‌وقت هم حاصل نمی‌شه.

313
00:12:25,070 --> 00:12:26,140
‫کلاسم رو مختل می‌کنه.

314
00:12:26,340 --> 00:12:27,360
‫عجب.

315
00:12:27,560 --> 00:12:28,870
‫تدریست که بیشتر مختلش می‌کنه.

316
00:12:33,270 --> 00:12:34,670
‫چی شد که این شکلی شدی؟

317
00:12:34,870 --> 00:12:37,570
‫کجای مسیرت رو اشتباه رفتی؟

318
00:12:38,880 --> 00:12:42,240
‫من حق دارم پشت ماشینی
‫که خودم می‌خوام بشینم.

319
00:12:42,440 --> 00:12:44,460
‫حق دارم بهش برسم،

320
00:12:44,660 --> 00:12:46,030
‫ماشینم هم ترجیح می‌ده
‫تقویتش کنم.

321
00:12:46,230 --> 00:12:47,510
‫سرعت بالاش حرف نداره.

322
00:12:47,710 --> 00:12:48,770
‫ولی نمی‌فهمم...

323
00:12:48,970 --> 00:12:50,290
‫واسه چی ملت خیال می‌کنن...

324
00:12:50,490 --> 00:12:52,680
‫حق دارن تحت تأثیر اعمال بقیه قرار نگیرن.

325
00:12:54,110 --> 00:12:55,470
‫اون‌ها کجای مسیرشون رو اشتباه رفتن؟

326
00:12:55,670 --> 00:12:57,390
‫ملاحظه حداقلی که به کشتنت نمی‌ده.

327
00:12:57,590 --> 00:12:58,600
‫خب، اتفاقا...

328
00:12:58,800 --> 00:13:00,260
‫اگه بخوام ملاحظه حداقلی داشته باشم،

329
00:13:00,460 --> 00:13:02,480
‫جونم به خطر می‌افته.

330
00:13:02,680 --> 00:13:03,600
‫نباید جونم رو به خطر بندازم.

331
00:13:08,610 --> 00:13:10,000
‫«پُل...»

332
00:13:12,610 --> 00:13:14,050
‫«پُل...»

333
00:13:19,180 --> 00:13:20,620
‫چرا چنین حرفی به جورج زدی؟

334
00:13:22,400 --> 00:13:23,280
‫به نظرت متوجه شد؟

335
00:13:23,480 --> 00:13:24,800
‫آره.

336
00:13:26,230 --> 00:13:27,240
‫وای...

337
00:13:27,440 --> 00:13:28,940
‫نمی‌دونم چرا چنین کاری می‌کنم.

338
00:13:29,140 --> 00:13:30,550
‫فقط با افراد مورد تحسینم
‫چنین کاری می‌کنم، متوجهی؟

339
00:13:30,750 --> 00:13:32,190
‫یهو حرف‌های بی‌ادبانه می‌زنم.

340
00:13:33,330 --> 00:13:34,420
‫هوم.

341
00:13:34,620 --> 00:13:35,420
‫می‌خوای نصیحتت کنم؟

342
00:13:35,620 --> 00:13:37,030
‫تو نصیحتم کنی؟ نه‌خیر!

343
00:13:37,230 --> 00:13:39,340
‫وای! ببخشید.

344
00:13:39,540 --> 00:13:41,420
‫عین قطار توقف‌ناپذیر فحش و توهین می‌مونم.

345
00:13:51,550 --> 00:13:54,300
‫[دفتر پارکینگ دانشگاه]

346
00:13:54,780 --> 00:13:56,650
‫عذر می‌خوام، میرنا هست؟

347
00:13:57,780 --> 00:13:59,090
‫میرنا.

348
00:14:00,220 --> 00:14:02,320
‫سلام استاد دوبوا.

349
00:14:02,520 --> 00:14:05,500
‫ماشینتون سوباترو اوتبک سبزه
‫و برچسب روث بیدر گینزبرگ داره.

350
00:14:05,700 --> 00:14:08,230
‫ماشینم اوتبک سبزه
‫و برچسب روث بیدر گینزبرگ داره.

351
00:14:09,450 --> 00:14:11,680
‫میرنا، اگه درست یادم باشه،

352
00:14:11,880 --> 00:14:13,810
‫خودت...

353
00:14:14,010 --> 00:14:16,940
‫اهل تکیلای درجه‌یکی،

354
00:14:17,140 --> 00:14:18,150
‫مگه نه؟

355
00:14:19,630 --> 00:14:20,690
‫فلانری اوکانر گفته بود:

356
00:14:20,890 --> 00:14:22,640
‫«اگه آدم تا ده سالگیش زندگی کنه،»

357
00:14:22,840 --> 00:14:23,910
‫«تا آخر عمرش محتوای نوشتاری داره.»

358
00:14:24,110 --> 00:14:25,340
‫به نظرتون درست می‌گه؟

359
00:14:25,540 --> 00:14:26,520
‫اِم، به نظرم درسته،

360
00:14:26,720 --> 00:14:28,040
‫ولی داستان خیلی خوبی
‫ازش در نمیاد.

361
00:14:30,380 --> 00:14:31,960
‫آثار هنری حتما باید این‌قدر دردناک باشن؟

362
00:14:32,160 --> 00:14:33,260
‫یعنی حتما همه‌مون باید...

363
00:14:33,460 --> 00:14:34,610
‫تهش عین «فان خوخ» بشیم...

364
00:14:34,810 --> 00:14:35,740
‫و یه گوش نداشته باشیم؟

365
00:14:35,940 --> 00:14:38,430
‫اِم، اینجا ون گوگ صداش می‌کنیم.

366
00:14:40,830 --> 00:14:43,100
‫خب، جک کرواک «در جاده» رو...

367
00:14:43,300 --> 00:14:46,270
‫روی کاغذ دراز تله پرینتر نوشته بود.

368
00:14:51,100 --> 00:14:52,880
‫شما رو چه کاغذی می‌نویسین؟

369
00:14:55,970 --> 00:14:56,980
‫اِم...

370
00:14:57,180 --> 00:14:58,320
‫من با همون کامپیوتر می‌نویسم.

371
00:15:01,980 --> 00:15:03,720
‫خب، گمون کنم
‫فرصت یه سوال دیگه هم داشته باشیم.

372
00:15:05,330 --> 00:15:06,300
‫بگو.

373
00:15:06,500 --> 00:15:08,340
‫باشه، آقای ساندرز،

374
00:15:08,540 --> 00:15:12,170
‫اگه بخواین یه نصیحت برتر انتخاب کنین...

375
00:15:12,370 --> 00:15:14,260
‫که بتونیم با شنیدنش،
‫راحت‌تر به اهداف نویسندگیمون برسیم،

376
00:15:14,460 --> 00:15:15,780
‫چه...

377
00:15:15,980 --> 00:15:17,050
‫نصیحتی می‌کنین؟

378
00:15:17,250 --> 00:15:21,440
‫خب، به نظرم به خوش‌سلیقه بودن خودتون
‫اعتماد داشته باشین.

379
00:15:21,640 --> 00:15:24,970
‫سلیقه خوبتون رو تو نثرتون پیاده کنین.

380
00:15:25,170 --> 00:15:27,970
‫بعدش هم هر روز بنویسین.

381
00:15:28,170 --> 00:15:29,230
‫فقط بنویسین.

382
00:15:29,430 --> 00:15:31,800
‫شاید مشکل من همین باشه.

383
00:15:32,000 --> 00:15:33,800
‫روش ده سال یه بار نوشتن رو
‫در پیش گرفته بودم.

384
00:15:35,610 --> 00:15:37,020
‫نه، راستش، ممنون که گفتی،

385
00:15:37,220 --> 00:15:38,420
‫آخه حرف نداره.

386
00:15:38,620 --> 00:15:40,240
‫حتی نویسندگان بزرگ
‫هم مدتی کم میارن.

387
00:15:40,440 --> 00:15:41,900
‫بخشی از نویسندگیه دیگه.

388
00:15:42,100 --> 00:15:43,460
‫من از اولین نسخه آثارم متنفرم،

389
00:15:43,660 --> 00:15:44,550
‫ولی خیلی دوستشون دارم،

390
00:15:44,750 --> 00:15:46,380
‫آخه به دومین نسخه و سومین نسخه آثارم...

391
00:15:46,580 --> 00:15:47,950
‫منجر می‌شن.

392
00:15:48,150 --> 00:15:49,430
‫همه‌اش بخشی از روند نویسندگیه.

393
00:15:49,630 --> 00:15:51,210
‫هنک؟

394
00:15:51,410 --> 00:15:52,380
‫واسه چی نمی‌تونی بنویسی؟

395
00:15:59,910 --> 00:16:01,270
‫به خاطر ناهار.

396
00:16:01,460 --> 00:16:02,520
‫قرار ناهار داشتیم...

397
00:16:03,820 --> 00:16:05,530
‫- آها، درسته.
‫- ناهار.

398
00:16:05,730 --> 00:16:06,840
‫خیلی ممنون.

399
00:16:07,040 --> 00:16:07,880
‫ممنون بچه‌ها.

400
00:16:08,080 --> 00:16:09,530
‫همه‌تون حرف ندارین.

401
00:16:09,730 --> 00:16:11,010
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

402
00:16:15,270 --> 00:16:17,060
‫گمون کنم طی همون یه ساعت...

403
00:16:17,260 --> 00:16:18,270
‫بیشتر از کل سال یاد گرفتم.

404
00:16:20,620 --> 00:16:21,810
‫آدم بدجوری کلافه می‌شه، متوجهین؟

405
00:16:22,010 --> 00:16:23,330
‫آخه الان می‌دونم نشستن...

406
00:16:23,530 --> 00:16:24,420
‫تو کلاسی با استاد بزرگی...

407
00:16:24,620 --> 00:16:26,460
‫که کاملا درگیر تدریسه...

408
00:16:26,660 --> 00:16:27,600
‫و واقعا برام...

409
00:16:27,800 --> 00:16:28,810
‫وقت می‌ذاره،

410
00:16:29,010 --> 00:16:30,210
‫زحمت می‌کشه و گوش می‌ده...

411
00:16:30,410 --> 00:16:32,860
‫چه حسی داره...

412
00:16:33,060 --> 00:16:34,210
‫و بعد از چنین تجربه‌ای...

413
00:16:34,410 --> 00:16:35,860
‫انگار...

414
00:16:36,060 --> 00:16:37,520
‫دیگه دلم نمی‌خواد سر کلاس دیورو بشینم.

415
00:16:37,720 --> 00:16:39,300
‫من هم نمی‌خوام بدون تو
‫سر کلاسش بشینم.

416
00:16:39,500 --> 00:16:40,910
‫خب، من که قراره سر کلاسش بشینم لستر.

417
00:16:41,110 --> 00:16:42,440
‫منظورم این نبودم.

418
00:16:42,640 --> 00:16:43,520
‫شاید اگه جای دعوا با اساتیدت،

419
00:16:43,720 --> 00:16:44,610
‫واسه نوشتارت بیشتر وقت بذاری،

420
00:16:44,810 --> 00:16:45,820
‫داستان‌هات این‌قدر افتضاح نباشن.

421
00:16:47,300 --> 00:16:48,830
‫همین که تو درکشون نمی‌کنی،

422
00:16:49,030 --> 00:16:50,530
‫ارزششون رو بهم ثابت می‌کنه.

423
00:16:50,730 --> 00:16:52,270
‫شنیدم خانواده‌ات به ساختمون
‫به دانشگاه نوتردام اهدا کرده بودن،

424
00:16:52,470 --> 00:16:53,830
‫ولی باز هم اونجا قبولت نکردن.

425
00:16:55,440 --> 00:16:56,410
‫همه این ماجرا رو شنیدن، خب سولانژ؟

426
00:16:56,610 --> 00:16:57,410
‫حوصله‌سربره.

427
00:16:57,610 --> 00:16:58,540
‫داستان‌های خودت هم حوصله‌سربرن.

428
00:16:58,740 --> 00:17:00,050
‫عه، دفعه بعد مرده‌خواهی رو
‫هم تو داستانم لحاظ می‌کنم.

429
00:17:03,230 --> 00:17:05,110
‫«آنگاه که نویسندگان متوسط...»

430
00:17:05,310 --> 00:17:06,900
‫«علیه شخصی متحد شوند،»

431
00:17:07,100 --> 00:17:08,500
‫«نبوغ فرد مذکور عیان می‌شود.»

432
00:17:10,150 --> 00:17:12,290
‫«اتحادیه ابلهان» رو کمی تغییر دادم...

433
00:17:12,490 --> 00:17:14,560
‫که حرفم رو راجع به نبوغ بزنم،

434
00:17:14,760 --> 00:17:18,600
‫به نظرم همه‌مون حق داریم ممتاز باشیم...

435
00:17:18,800 --> 00:17:21,130
‫و به هویت یا زادگاهمون ربطی نداره.

436
00:17:21,330 --> 00:17:22,560
‫نکنه الان جلسه انجمنه؟

437
00:17:22,760 --> 00:17:23,610
‫خیر سرم می‌خوام ناهارم رو بخورم.

438
00:17:23,810 --> 00:17:24,950
‫جلسه انجمن نیست.

439
00:17:26,780 --> 00:17:27,790
‫شاید باشه.

440
00:17:27,990 --> 00:17:29,690
‫درست می‌گی، شاید باشه.

441
00:17:35,960 --> 00:17:36,960
‫جالب بود.

442
00:17:39,400 --> 00:17:40,360
‫فضای عمومیه دیگه،

443
00:17:40,560 --> 00:17:41,630
‫حق دارم هرچقدر بخوام جالب باشم.

444
00:17:41,830 --> 00:17:43,180
‫من آوا، هم‌اتاقی النم.

445
00:17:45,800 --> 00:17:47,630
‫خیلی‌خب آوا، هم‌اتاقی الن.

446
00:17:47,830 --> 00:17:51,200
‫ضمنا، با برادرم تو کلاس‌های
‫مجتمع «کانتری دی» ایست لیک...

447
00:17:51,400 --> 00:17:52,850
‫شرکت می‌کردی، ولی یه سال ازت کوچک‌تر بود.

448
00:17:53,050 --> 00:17:54,030
‫بروکس نون رو می‌شناسی؟

449
00:17:54,230 --> 00:17:57,200
‫اِم، آره، چرا که نه؟
‫بروکسی رو می‌گی، آره.

450
00:18:00,160 --> 00:18:01,200
‫- بارتو هستم.
‫- خودم می‌دونم.

451
00:18:04,160 --> 00:18:05,340
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

452
00:18:07,600 --> 00:18:09,260
‫نه، مطمئنم «برد لوف» بودیم،

453
00:18:09,460 --> 00:18:10,920
‫بعدش هم رفتیم تو شهر
‫که شام بخوریم...

454
00:18:11,120 --> 00:18:12,310
‫و کالوم مک‌کان...

455
00:18:12,510 --> 00:18:14,750
‫داشت تو بار با مردم آواز می‌خوند...

456
00:18:14,950 --> 00:18:19,100
‫ببخشید، واسه چی اونجا
‫چنین کاری کردی؟

457
00:18:19,300 --> 00:18:20,450
‫چیکار کردم؟

458
00:18:20,650 --> 00:18:22,920
‫یهو بهم توپیدی که چرا نمی‌نویسم.

459
00:18:24,490 --> 00:18:25,450
‫نه...

460
00:18:25,650 --> 00:18:27,630
‫وایستا ببینم، خودت بحثش رو
‫پیش کشیدی، من هم...

461
00:18:27,830 --> 00:18:29,930
‫به نظرم مقداری خصمانه بیانش کردی.

462
00:18:31,360 --> 00:18:32,290
‫خصمانه؟

463
00:18:32,490 --> 00:18:33,550
‫آخه...

464
00:18:33,750 --> 00:18:34,420
‫هنک، احیانا مقداری حساس نشدی؟

465
00:18:34,620 --> 00:18:35,810
‫مـ...

466
00:18:36,010 --> 00:18:38,290
‫من خوبم، صرفا...

467
00:18:38,490 --> 00:18:40,210
‫جیکوب رز بهم گفت...

468
00:18:40,410 --> 00:18:44,110
‫که تو گفته بودی
‫ممکنه مشکلی پیش بیاد.

469
00:18:45,250 --> 00:18:46,470
‫چی؟ نه. نه، مـ...

470
00:18:46,670 --> 00:18:48,000
‫نه، این‌طور...

471
00:18:48,200 --> 00:18:49,130
‫نمی‌خواستم خودم رو بهت تحمیل کنم.

472
00:18:49,330 --> 00:18:50,960
‫نمی‌دونستم خودت می‌خوای
‫گفت و گو کنیم یا نه.

473
00:18:51,160 --> 00:18:53,260
‫من خیلی خوشحالم که اومدم اینجا.

474
00:18:53,460 --> 00:18:54,480
‫سی سال بود که ندیده بودمت،

475
00:18:54,680 --> 00:18:56,400
‫الان هم...

476
00:18:56,600 --> 00:18:57,690
‫خیلی خوشحالم که قبول کردی.

477
00:18:59,090 --> 00:19:00,440
‫خیلی‌خب.

478
00:19:00,640 --> 00:19:02,620
‫من هم هیجان‌زده‌ام.

479
00:19:02,820 --> 00:19:03,960
‫خیلی خوش می‌گذره.

480
00:19:05,090 --> 00:19:08,970
‫طرف دنبال چیه؟

481
00:19:09,170 --> 00:19:10,890
‫تقریبا مطمئنم دنبال نوشتن داستان کوتاهه.

482
00:19:11,090 --> 00:19:13,450
‫باشه، خب، رفتارش اصلا عادی نیست.

483
00:19:15,360 --> 00:19:16,680
‫وای نه، بیا ماهی آزاد نذاریم،

484
00:19:16,880 --> 00:19:18,720
‫آخه فقط ماهی آزاد «نورا» رو دوست داری.

485
00:19:18,920 --> 00:19:20,200
‫امشب اونجا غذا می‌خوریم؟

486
00:19:20,400 --> 00:19:22,510
‫فردا شب می‌خوریم.

487
00:19:22,710 --> 00:19:23,720
‫چون...

488
00:19:25,420 --> 00:19:26,640
‫چون؟

489
00:19:26,840 --> 00:19:28,170
‫جولی و راسل می‌خوان باهامون شام بخورن،

490
00:19:28,370 --> 00:19:31,870
‫آخه به قول خودشون،
‫می‌خوان خبری بهمون بدن.

491
00:19:32,070 --> 00:19:33,300
‫خبری بهمون بدن؟

492
00:19:33,500 --> 00:19:35,080
‫- خبری بهمون بدن.
‫- در واقع یعنی...؟

493
00:19:40,940 --> 00:19:42,960
‫فرصتش از دستم رفت.

494
00:19:43,160 --> 00:19:44,620
‫فرصت چی از دستت رفت؟

495
00:19:44,820 --> 00:19:46,180
‫فرصتش از دست رفت دیگه.

496
00:19:49,660 --> 00:19:52,630
‫اول باید وابسته کوچک بزرگ بشه،
‫بعدش وابسته جدیدی سر برسه.

497
00:19:52,830 --> 00:19:54,190
‫فرصتی بدون حواس‌پرتی می‌خواستم...

498
00:19:54,390 --> 00:19:55,330
‫که در اون حین بنویسم.

499
00:19:55,520 --> 00:19:57,280
‫شاید بهتر باشه تو فرصت...

500
00:19:57,480 --> 00:19:59,490
‫بین بیدار شدن و سر کار رفتن بنویسی.

501
00:20:00,930 --> 00:20:02,110
‫یعنی خودت بابتش خوشحالی؟

502
00:20:02,310 --> 00:20:03,550
‫هوم.

503
00:20:03,750 --> 00:20:05,470
‫دارم با مقداری اصلاحات
‫با تصورش کنار میام.

504
00:20:05,670 --> 00:20:07,340
‫کلمه «مامان‌بزرگ» رو...

505
00:20:07,540 --> 00:20:09,340
‫تو کل زبان‌ها جست‌وجو کردم.

506
00:20:09,540 --> 00:20:11,680
‫به زبان سواحلی می‌شه «بی‌بی»
‫که خیلی نازه.

507
00:20:15,210 --> 00:20:17,610
‫به نظرم جورج رفت رو اعصابت.

508
00:20:17,810 --> 00:20:19,310
‫واقعا واسه چی نمی‌نویسی؟

509
00:20:19,510 --> 00:20:22,050
‫تو ازم می‌پرسی واسه چی نمی‌نویسم؟

510
00:20:22,250 --> 00:20:25,140
‫ببین، ببین، چون دو شغل دارم، خب؟

511
00:20:25,340 --> 00:20:27,440
‫هم استادم، هم مدیر گروهم،

512
00:20:27,640 --> 00:20:29,970
‫خودت هم که می‌دونی همکارانم
‫خیلی رو اعصابن، مگه نه؟

513
00:20:30,170 --> 00:20:34,100
‫ضمنا، تو تربیت دخترمون در کنار خودت
‫نقش فعالی داشتم، مگه نه؟

514
00:20:34,300 --> 00:20:35,760
‫الان هم قراره بابابزرگ بشم.

515
00:20:35,960 --> 00:20:36,980
‫با شناختی که از جولی دارم،

516
00:20:37,170 --> 00:20:38,670
‫قراره سومین شغل تمام‌وقتم هم جور بشه.

517
00:20:38,870 --> 00:20:40,110
‫می‌خواد برم پیششون...

518
00:20:40,310 --> 00:20:41,680
‫خیال می‌کنی می‌خوان
‫تو بچه‌شون رو بزرگ کنی؟

519
00:20:41,880 --> 00:20:43,070
‫منتظر چنین لحظه‌ای بودم.
‫بس کن.

520
00:20:43,270 --> 00:20:44,640
‫دیگه داری زیاده...
‫بس کن دیگه.

521
00:20:44,830 --> 00:20:45,900
‫این‌قدر اغراق نکن.

522
00:20:46,100 --> 00:20:47,550
‫تو که می‌نویسی.

523
00:20:47,750 --> 00:20:48,420
‫چند هفته پیش رمان شروع کرده بودی.

524
00:20:48,620 --> 00:20:49,810
‫برو همون رو بنویس.

525
00:20:50,010 --> 00:20:51,690
‫الو؟
‫سلام آقای نراند.

526
00:20:51,890 --> 00:20:52,980
‫ممنون که باهام تماس گرفتین.

527
00:21:04,650 --> 00:21:06,080
‫اون میز رزروه.

528
00:21:07,210 --> 00:21:08,220
‫کی رزروش کرده؟

529
00:21:08,420 --> 00:21:09,260
‫واسه مهمانان رزروش کردن.

530
00:21:11,870 --> 00:21:14,270
‫مگه خودتون دفتر یا فضای شخصی ندارین؟

531
00:21:14,470 --> 00:21:15,670
‫آها، چرا.

532
00:21:15,870 --> 00:21:18,320
‫دفترم واسه کار نیست.

533
00:21:18,520 --> 00:21:20,450
‫واسه جمع شدن با دوستانه...

534
00:21:20,650 --> 00:21:22,060
‫و کل مسئولیت‌ها و وظایفم...

535
00:21:22,260 --> 00:21:23,100
‫اونجا محو می‌شن.

536
00:21:35,000 --> 00:21:38,950
‫[می‌شه تو مهمونی ساندرز شرکت کنم؟]
‫[صفحه رو برگردونین]

537
00:21:39,000 --> 00:21:39,769
‫[بله، خیر]

538
00:21:39,770 --> 00:21:42,520
‫چرا کیر کشیدن این‌قدر حال می‌ده؟

539
00:21:42,720 --> 00:21:44,910
‫یعنی اشتباه می‌کنم
‫که همه‌مون از کشیدنش خوشمون میاد؟

540
00:21:45,110 --> 00:21:46,510
‫خودم که خوشم میاد.

541
00:21:50,650 --> 00:21:51,750
‫آره، می‌تونی شرکت کنی،

542
00:21:51,950 --> 00:21:55,700
‫فقط کل پنیرها رو
‫تو جیبت نریز.

543
00:21:56,740 --> 00:21:58,360
‫خیلی‌خب.

544
00:21:58,560 --> 00:22:01,190
‫شاید واسه اینه که هر جوری بکشیم، درسته.

545
00:22:01,390 --> 00:22:03,320
‫آخه کلی کیر متفاوت داریم.

546
00:22:03,520 --> 00:22:06,720
‫بهتره همدیگه رو این شکلی شناسایی کنیم.

547
00:22:06,920 --> 00:22:08,330
‫تشخیص چهره رو بی‌خیال.

548
00:22:08,530 --> 00:22:10,760
‫قفل گوشیتون رو با کیرتون باز کنین.

549
00:22:10,960 --> 00:22:12,160
‫آخه گوشی آدم تو جیبشه دیگه،

550
00:22:12,360 --> 00:22:13,460
‫واسه همین کنارشه.

551
00:22:13,660 --> 00:22:15,290
‫خب...

552
00:22:15,490 --> 00:22:16,630
‫آخرین بار کی دیدینش؟

553
00:22:18,460 --> 00:22:19,720
‫امروز صبح دیدمش.

554
00:22:24,420 --> 00:22:26,520
‫مسلما تو پایان‌نامه‌ام نقش مهمی داشت.

555
00:22:26,720 --> 00:22:27,870
‫واقعا؟

556
00:22:28,070 --> 00:22:30,130
‫چقدر بی‌ادبین،
‫نخونده بودینش.

557
00:22:30,330 --> 00:22:31,260
‫روزنامه‌وار خوندمش.

558
00:22:31,460 --> 00:22:32,570
‫قبوله رئیس.

559
00:22:32,770 --> 00:22:34,080
‫من هم رمانتون رو روزنامه‌وار خونده بودم.

560
00:22:53,800 --> 00:22:57,500
‫[«افکاری راجع به مهربانی»]
‫[راستی، مبارک باشه...]

561
00:22:57,550 --> 00:22:58,550
‫[از طرف جورج ساندرز]

562
00:23:02,100 --> 00:23:05,259
‫[«واقعا صدای نسلشه. استعداد هیچ‌کسِ هیچ‌کس
‫به پای خودش نمی‌رسه.»]

563
00:23:05,283 --> 00:23:07,500
‫[به نقل از هنری دیورو،
‫استاد دانشگاه کلمبیا]

564
00:23:18,250 --> 00:23:19,299
‫[ساختمان اداری]
‫[دفتر مدیر]

565
00:23:19,300 --> 00:23:21,360
‫به خاطر اختلاف نظری...

566
00:23:21,560 --> 00:23:22,970
‫که اخیرا با استاد دیورو داشتم،

567
00:23:23,170 --> 00:23:27,280
‫می‌خوایم انجمن ممتازان رو تشکیل بدیم.

568
00:23:27,480 --> 00:23:28,840
‫گروهی متشکل از دانشجویانی چون خودمونه...

569
00:23:29,040 --> 00:23:31,110
‫که هدفشون هم گرامی داشتن نبوغ...

570
00:23:31,310 --> 00:23:32,410
‫به هر شکلی...

571
00:23:32,610 --> 00:23:35,630
‫و هم پس زدن هر چیزی سطحی‌تر از نبوغه.

572
00:23:35,830 --> 00:23:37,590
‫ببینین، تأسیس انجمن جدید
‫روند خودش رو داره...

573
00:23:37,790 --> 00:23:39,850
‫که معمولا پای من اصلا وسط نمیاد.

574
00:23:40,050 --> 00:23:41,420
‫مطمئنم جیل، دستیارم،

575
00:23:41,620 --> 00:23:43,730
‫می‌تونه راهنماییتون کنه.

576
00:23:43,930 --> 00:23:45,290
‫من مدیر اساتید دانشگاهم.

577
00:23:45,490 --> 00:23:46,510
‫درسته، خب، پای اساتید هم وسطه،

578
00:23:46,710 --> 00:23:48,040
‫واسه همین اومدیم پیش شما.

579
00:23:48,240 --> 00:23:49,300
‫برخی از اساتید...

580
00:23:49,500 --> 00:23:50,430
‫تعمدا نمی‌خوان بهتر عمل کنن...

581
00:23:50,630 --> 00:23:52,430
‫و روی ما دانشجویان تأثیر می‌ذارن.

582
00:23:52,630 --> 00:23:53,560
‫می‌خوایم سیستمی...

583
00:23:53,760 --> 00:23:55,480
‫متشکل از مشوق‌ها
‫و بازدارنده‌ها ایجاد کنیم...

584
00:23:55,680 --> 00:23:56,960
‫که مسئولیت‌پذیر باشن.

585
00:23:57,160 --> 00:23:59,700
‫بارتو...

586
00:23:59,900 --> 00:24:01,400
‫درک می‌کنم...

587
00:24:01,600 --> 00:24:03,440
‫فراموش کردن...

588
00:24:03,640 --> 00:24:05,140
‫سانحه بین خودت...

589
00:24:05,340 --> 00:24:07,450
‫و استاد دیورو کار دشواریه.

590
00:24:07,650 --> 00:24:08,710
‫نه‌خیر، نیست، آخه فراموشش کردم.

591
00:24:08,910 --> 00:24:10,140
‫بی‌خیالش شدم.

592
00:24:10,340 --> 00:24:11,320
‫تموم شد و رفت.

593
00:24:11,520 --> 00:24:12,890
‫خودشون ازم عذرخواهی نمی‌کنن.

594
00:24:13,090 --> 00:24:16,050
‫اگه عذرخواهی لازم داشته باشی،
‫یعنی فراموشش نکردی.

595
00:24:18,620 --> 00:24:20,890
‫اگه انجمن ممتازان رو داشتیم،

596
00:24:21,090 --> 00:24:22,370
‫الان عذرخواهی لازم نداشتم.

597
00:24:27,460 --> 00:24:30,380
‫می‌تونم هفته‌ای دو بار
‫یه تالار رو یه ساعت در اختیارتون بذارم،

598
00:24:30,580 --> 00:24:32,210
‫پیتزاتون رو خودم حساب می‌کنم،

599
00:24:32,410 --> 00:24:34,780
‫می‌تونین با دستگاه کپی هم کار کنین.

600
00:24:34,980 --> 00:24:35,860
‫ایول!

601
00:24:38,560 --> 00:24:39,730
‫آهای! چیکار می‌کنی؟

602
00:24:40,820 --> 00:24:41,780
‫بذارش سر جاش!

603
00:24:43,780 --> 00:24:44,910
‫بذارش سر جاش!

604
00:24:47,480 --> 00:24:49,530
‫آهای، با توئم! با توئم!
‫بس کن!

605
00:24:49,730 --> 00:24:51,620
‫برو کنار ببینم!

606
00:24:51,820 --> 00:24:53,450
‫می‌دونی چند استاد از دنیا رفتن...

607
00:24:53,650 --> 00:24:54,800
‫تا این جای پارک به من برسه؟

608
00:24:55,000 --> 00:24:56,710
‫چهار! چهار استاد از دنیا رفتن!

609
00:24:56,910 --> 00:24:58,720
‫مرگ دوتاشون هم دردناک بود!

610
00:24:58,910 --> 00:25:00,230
‫بفرمایین.

611
00:25:00,800 --> 00:25:02,676
‫[به دفتر پارکینگ مراجعه کنید.
‫فرم‌های مربوطه را پر نکرده...]

612
00:25:02,700 --> 00:25:04,000
‫[و سه سال جریمه‌هایمان را نادیده گرفتید.]

613
00:25:07,670 --> 00:25:08,680
‫یاد مراسم...

614
00:25:08,880 --> 00:25:11,470
‫مرکز «وای» خیابون نود و دوم افتادم.

615
00:25:11,670 --> 00:25:12,990
‫یهو یادم افتاد.

616
00:25:13,190 --> 00:25:15,040
‫وای، اون شب رو خیلی دوست داشتم.

617
00:25:15,240 --> 00:25:17,910
‫تو مهمونی بعد از اون مراسم،

618
00:25:18,110 --> 00:25:20,130
‫تازه با پدرت آشنا شدم.

619
00:25:20,330 --> 00:25:21,690
‫آره، تا چندین سال در ارتباط بودیم.

620
00:25:21,890 --> 00:25:22,830
‫مکاتبه می‌کردیم.

621
00:25:23,030 --> 00:25:24,920
‫واقعا؟

622
00:25:25,110 --> 00:25:28,880
‫آره. آره، خیلی روشنم می‌کرد،
‫خیلی مهیج بود...

623
00:25:29,080 --> 00:25:30,660
‫و وادارم می‌کرد پیشرفت کنم.

624
00:25:30,860 --> 00:25:32,620
‫گمون نکنم اگه روم تأثیر نمی‌ذاشت،

625
00:25:32,820 --> 00:25:33,650
‫الان چنین نویسنده‌ای می‌بودم.

626
00:25:35,740 --> 00:25:36,740
‫همچنین.

627
00:25:38,830 --> 00:25:41,150
‫گریسی کجاست؟

628
00:25:41,350 --> 00:25:43,760
‫گریسی!
‫هستی گریسی؟

629
00:25:43,960 --> 00:25:47,370
‫یا نکنه این‌قدر بزدلی
‫که ازم فرار می‌کنی؟

630
00:25:47,570 --> 00:25:50,020
‫من همین‌جا وایستادم پُل.

631
00:25:51,670 --> 00:25:53,590
‫جای پارک من رو گرفتی؟

632
00:25:54,760 --> 00:25:56,030
‫من چیزی نگرفتم.

633
00:25:56,230 --> 00:25:58,080
‫بهتر بود جریمه‌هات رو پرداخت می‌کردی.

634
00:25:58,280 --> 00:26:00,820
‫من استاد دائم گروه زبان انگلیسی...

635
00:26:01,020 --> 00:26:02,170
‫دانشکده ریلتونم.

636
00:26:02,370 --> 00:26:03,430
‫حق دارم جای پارک داشته باشم...

637
00:26:03,630 --> 00:26:04,870
‫و هر موقع که دلم بخواد،

638
00:26:05,070 --> 00:26:07,170
‫موتور ماشینم رو تقویت کنم!

639
00:26:07,370 --> 00:26:08,220
‫حرفت تموم شد پُل؟

640
00:26:08,420 --> 00:26:09,480
‫هنوز کلی مونده.

641
00:26:09,680 --> 00:26:11,480
‫اصلا حق چنین کاری رو نداشتی.

642
00:26:11,680 --> 00:26:14,520
‫زن کینه‌جو، رقت‌انگیز و بی‌رحمی هستی.

643
00:26:19,960 --> 00:26:21,700
‫«دهم دسامبر» رو دوست داشتم.

644
00:26:29,710 --> 00:26:31,890
‫ای بابا، ای بابا.

645
00:26:33,710 --> 00:26:35,940
‫شاید اون همه خیانت پدرم...

646
00:26:36,140 --> 00:26:39,950
‫تلاشی در راستای تخلیه سنگ‌های کلیه‌اش بود.

647
00:26:40,150 --> 00:26:42,160
‫ظاهرا از همون مجرا خارج می‌شن.

648
00:26:43,940 --> 00:26:46,210
‫پوف، عجب ماجرایی بود.

649
00:26:46,410 --> 00:26:48,160
‫وای، از من بشنو، این که چیزی نبود.

650
00:26:54,340 --> 00:26:55,560
‫راستش، من می‌نویسم.

651
00:26:56,820 --> 00:26:59,230
‫فهرست کارهام
‫و فهرست خرید می‌نویسم.

652
00:26:59,430 --> 00:27:01,400
‫متون مهمی می‌نویسی.

653
00:27:01,600 --> 00:27:02,750
‫آره، خیلی مهمن.

654
00:27:02,950 --> 00:27:05,150
‫پرمعنان.
‫حتی تکان‌دهنده‌ان.

655
00:27:05,350 --> 00:27:07,020
‫ولی هنوز دومین رمانم رو ننوشتم.

656
00:27:12,100 --> 00:27:13,810
‫ببین هنک، بـ...

657
00:27:14,010 --> 00:27:15,240
‫بهتر بود اون سوال رو
‫تو کلاس ازت نمی‌پرسیدم.

658
00:27:15,440 --> 00:27:17,240
‫کارم احمقانه بود.

659
00:27:17,440 --> 00:27:18,420
‫بی‌خیالش بابا.

660
00:27:18,620 --> 00:27:20,330
‫نه، راستش، کار قشنگی نیست.

661
00:27:20,530 --> 00:27:21,810
‫راستش، وقتی فاز استاد برمی‌دارم،

662
00:27:22,010 --> 00:27:23,860
‫یادم می‌ره همه دانشجوم نیستن،

663
00:27:24,060 --> 00:27:26,990
‫منم هم یهو سر کلاس خودت بهت توپیدم...

664
00:27:27,190 --> 00:27:28,120
‫و واقعا عذر می‌خوام.

665
00:27:29,550 --> 00:27:31,390
‫مرسی، ممنونم.

666
00:27:31,590 --> 00:27:34,170
‫آره، بالاخره نویسندگیه دیگه، مگه نه؟

667
00:27:35,650 --> 00:27:37,830
‫همه که نباید کل عمرشون بنویسن.

668
00:27:38,030 --> 00:27:39,620
‫هارپر لی یه کتاب بیشتر ننوشته بود.

669
00:27:39,810 --> 00:27:41,650
‫دومین کتابش نسخه اولیه بود.

670
00:27:43,220 --> 00:27:45,190
‫وای، امیدوارم بعدا کسی
‫کتاب‌های ناتموم من رو...

671
00:27:45,390 --> 00:27:46,930
‫واسه پول به جیب زدن چاپ نکنه.

672
00:27:47,130 --> 00:27:48,660
‫آره، واقعا خیلی بد می‌شه.

673
00:27:50,440 --> 00:27:53,670
‫بالاخره شاید یکی کل حرف‌هاش رو زده.

674
00:27:53,870 --> 00:27:55,140
‫خب که چی؟

675
00:27:57,620 --> 00:27:59,330
‫ببین هنک، خیلی خوش گذشت.

676
00:27:59,530 --> 00:28:00,500
‫خیلی از کنارت بودن لذت بردم.

677
00:28:01,800 --> 00:28:02,800
‫آره.

678
00:28:04,630 --> 00:28:06,460
‫ببین، مشتاق مراسم فردا شبم.

679
00:28:10,300 --> 00:28:13,300
‫[ساختمان اداری]
‫[دفتر مدیر]

680
00:28:16,030 --> 00:28:17,830
‫اشعار قرن نوزدهم...

681
00:28:18,030 --> 00:28:20,820
‫با اشعار قرن بیست و یکم چه تفاوتی دارن؟

682
00:28:25,090 --> 00:28:26,530
‫اگه کنار همدیگه...

683
00:28:26,730 --> 00:28:30,230
‫مقایسه‌شون نکنیم،
‫تشخیص تفاوتشون دشواره،

684
00:28:30,430 --> 00:28:32,230
‫پس بیاین مقایسه کنیم.

685
00:28:32,430 --> 00:28:34,230
‫بیاین اشعار والت ویتمن رو...

686
00:28:34,430 --> 00:28:36,720
‫با... آها...

687
00:28:36,920 --> 00:28:39,110
‫استاد دوبوا...

688
00:28:39,310 --> 00:28:41,940
‫که شاعر دانشگاه خودمونه مقایسه کنیم.

689
00:28:42,140 --> 00:28:43,680
‫سمت چپ...

690
00:28:43,880 --> 00:28:47,250
‫شعر «ترانه جاده خلوت» رو می‌بینیم،

691
00:28:47,450 --> 00:28:49,380
‫سمت راست هم...

692
00:28:49,580 --> 00:28:53,680
‫شعر «دنباله‌روی روتختی یاسی باش»
‫گریسی دوبوا رو می‌بینیم.

693
00:28:54,940 --> 00:28:56,600
‫خب، از همون اسمشون شروع می‌کنیم.

694
00:28:56,800 --> 00:29:01,390
‫«ترانه جاده خلوت»...

695
00:29:01,590 --> 00:29:03,560
‫حسی افسانه‌ای القا می‌کنه، مگه نه؟

696
00:29:08,610 --> 00:29:09,920
‫«دنباله‌روی روتختی یاسی باش.»

697
00:29:14,050 --> 00:29:14,880
‫«دنباله‌روی روتختی یاسی باش.»

698
00:29:17,230 --> 00:29:21,110
‫خیلی‌خب، ویتمن یک امتیاز،
‫دوبوا صفر امتیاز.

699
00:29:21,310 --> 00:29:22,880
‫روشنش کن.

700
00:29:25,280 --> 00:29:27,020
‫چه خارق‌العاده!
‫باز هم می‌تونم ببینم.

701
00:29:28,320 --> 00:29:30,030
‫اون چیه؟

702
00:29:30,230 --> 00:29:32,950
‫لباست لک شده؟

703
00:29:33,150 --> 00:29:34,990
‫هنک، جدی می‌گم...

704
00:29:35,190 --> 00:29:37,780
‫نباید با لباس لک تدریس کنی.

705
00:29:37,980 --> 00:29:40,260
‫این‌جوری حرفه‌مون رو تحقیر می‌کنی.

706
00:29:40,460 --> 00:29:41,650
‫لکه نیست مامان.

707
00:29:41,850 --> 00:29:43,780
‫یادگاری سسیه که قبلا عاشقش بودم.

708
00:29:43,980 --> 00:29:44,780
‫این رو دیدی؟

709
00:29:44,980 --> 00:29:45,920
‫آره.

710
00:29:46,110 --> 00:29:47,870
‫بازنشستگی پدرت خبر مهمیه.

711
00:29:48,070 --> 00:29:49,570
‫خوب موفق شده.

712
00:29:49,770 --> 00:29:51,180
‫آخه من و تو نبودیم...

713
00:29:51,380 --> 00:29:53,260
‫که طی چهل سال اخیر
‫مانع پیشرفتش بشیم.

714
00:29:55,000 --> 00:29:56,700
‫واقعا همیشه خیلی زیاد تمرکز می‌کرد.

715
00:29:59,350 --> 00:30:00,830
‫ایناهاش.

716
00:30:02,570 --> 00:30:04,890
‫- [نقد «میز بزدلان» اثر هنری دیورو جونیور]
‫- اولین و احتمالا آخرین نقد کتابمه.

717
00:30:05,090 --> 00:30:06,370
‫این‌طور که یادمه،

718
00:30:06,570 --> 00:30:07,410
‫نقد خیلی مثبتی بود،

719
00:30:07,610 --> 00:30:09,980
‫البته نوشتارش مقداری ضعیف بود.

720
00:30:10,180 --> 00:30:12,720
‫من خوشم نمیاد خلاصه داستان رو
‫این‌قدر طولانی بنویسن.

721
00:30:12,920 --> 00:30:14,160
‫همیشه وقتی نمی‌تونن...

722
00:30:14,360 --> 00:30:16,600
‫نظر مستقل خودشون رو ارائه بدن،
‫چنین کاری می‌کنن.

723
00:30:16,800 --> 00:30:19,080
‫همیشه می‌خواستم بدونم
‫این نقد مثبت...

724
00:30:19,280 --> 00:30:21,390
‫به خاطر پارتی‌بازی بابا بوده یا نه.

725
00:30:21,580 --> 00:30:23,520
‫من که به این راحتی باور نمی‌کنم...

726
00:30:23,720 --> 00:30:25,560
‫منتقدی حاضر باشه الکی...

727
00:30:25,760 --> 00:30:26,730
‫نقد مثبت منتشر کنه.

728
00:30:28,080 --> 00:30:30,040
‫مگه این که طرف بدجوری عاشق پدرت بوده باشه.

729
00:30:31,430 --> 00:30:33,130
‫اون منتقد هم بدجوری عاشق پدرت بود.

730
00:30:34,520 --> 00:30:35,960
‫یعنی واقعا عاشقش بود.

731
00:30:37,610 --> 00:30:39,870
‫در نتیجه، درست می‌گی، احتمالش هست.

732
00:30:42,960 --> 00:30:44,580
‫شاید تا دومین رمانم نشه، بازی نشه.

733
00:30:44,780 --> 00:30:45,970
‫هنوز دارم می‌نویسمش.

734
00:30:47,450 --> 00:30:49,670
‫تو تصمیمات خانواده‌دوستانه گرفتی عزیزم.

735
00:31:06,160 --> 00:31:08,080
‫تصمیمات خانواده‌دوستانه.

736
00:31:10,080 --> 00:31:11,340
‫راستی، مامان...

737
00:31:12,730 --> 00:31:14,350
‫گمون کنم جولی باردار باشه.

738
00:31:14,550 --> 00:31:15,660
‫واقعا؟

739
00:31:15,860 --> 00:31:16,660
‫- وای!
‫- آره.

740
00:31:16,860 --> 00:31:17,690
‫وای خدا جون.

741
00:31:19,090 --> 00:31:21,580
‫وای! خدا جون، وایستا.

742
00:31:21,780 --> 00:31:24,360
‫حالا قرار نیست همین الان
‫بچه‌اش رو به دنیا بیاره.

743
00:31:24,560 --> 00:31:26,480
‫لازم نیست وسایلت رو جمع کنی
‫که بریم بیمارستان.

744
00:31:28,790 --> 00:31:30,010
‫بیا.

745
00:31:31,230 --> 00:31:33,500
‫وقتی تو رو باردار بودم،

746
00:31:33,700 --> 00:31:34,940
‫مادربزرگت این رو بهم داده بود.

747
00:31:35,140 --> 00:31:36,420
‫به خودش هم رسیده بود.

748
00:31:36,620 --> 00:31:38,320
‫نمی‌دونم چند وقته که تو خاندانمون
‫دست به دست می‌شه.

749
00:31:39,500 --> 00:31:40,800
‫الان هم مال جولیه.

750
00:31:43,150 --> 00:31:44,330
‫واسه چی به لیلی نداده بودیش؟

751
00:31:51,380 --> 00:31:52,650
‫بهت نمیاد...

752
00:31:52,850 --> 00:31:54,170
‫ناشاد باشی.

753
00:31:54,370 --> 00:31:56,990
‫آره، حالم اندکی خوشه، اینه که...

754
00:31:57,950 --> 00:31:59,000
‫- سلام!
‫- عه، سلام.

755
00:32:00,130 --> 00:32:01,000
‫بیا بغلم عزیزم.

756
00:32:02,260 --> 00:32:03,480
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام.

757
00:32:05,000 --> 00:32:06,050
‫- سلام.
‫- سلام.

758
00:32:08,220 --> 00:32:09,400
‫همه خوبین؟

759
00:32:11,400 --> 00:32:14,410
‫- خیلی خوشگل شدی.
‫- وای، ممنون بابا.

760
00:32:14,610 --> 00:32:15,890
‫امروز حالتون چطوره؟
‫امروز خوش گذشت؟

761
00:32:16,090 --> 00:32:17,410
‫- خب، بدک نبود.
‫- آره. آره.

762
00:32:17,610 --> 00:32:18,710
‫چه عالی!

763
00:32:19,800 --> 00:32:20,940
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب،

764
00:32:21,140 --> 00:32:22,110
‫مطمئنم می‌خواین بدونین جریان از چه قراره...

765
00:32:22,310 --> 00:32:23,200
‫و چه خبری براتون داریم.

766
00:32:23,400 --> 00:32:24,940
‫تا حدی تو فکرش بودیم.

767
00:32:25,140 --> 00:32:26,250
‫خیلی‌خب، ولی قبلش...

768
00:32:26,450 --> 00:32:27,950
‫راسل می‌خواد چیزی بهتون بگه.

769
00:32:28,150 --> 00:32:28,900
‫آره، اِم،

770
00:32:29,100 --> 00:32:30,340
‫خب، همون‌طور که جفتتون می‌دونین،

771
00:32:30,540 --> 00:32:33,070
‫بخشی از حیاطمون که قبل از تپه است، صافه.

772
00:32:34,510 --> 00:32:35,560
‫آره.

773
00:32:35,760 --> 00:32:36,690
‫آره، احتمالا یادتون باشه...

774
00:32:36,890 --> 00:32:39,480
‫که هم‌اتاقی قبلیم
‫استخر نصب می‌کنه.

775
00:32:39,680 --> 00:32:41,310
‫یـ... یادم نیست،

776
00:32:41,510 --> 00:32:42,400
‫ولی ادامه بده.

777
00:32:42,600 --> 00:32:43,790
‫آره. اِم...

778
00:32:43,990 --> 00:32:44,960
‫نشونـ... نشونشون بده.

779
00:32:45,160 --> 00:32:47,790
‫استخر پیش‌ساخته است.
‫خودش شرکت داره.

780
00:32:47,990 --> 00:32:49,450
‫آدم اصلا مجبور نیست
‫پیشاپیش پولی بده.

781
00:32:49,650 --> 00:32:50,530
‫راستش، مدل کسب‌وکار خیلی باحالیه.

782
00:32:50,730 --> 00:32:52,410
‫آدم پنج‌درصدش رو پرداخت می‌کنه،

783
00:32:52,610 --> 00:32:54,090
‫بقیه‌اش رو هم به مرور زمان می‌ده.

784
00:32:56,750 --> 00:32:58,890
‫خب؟ قیمت استخرهاش
‫از شش هزار دلار شروع می‌شه،

785
00:32:59,090 --> 00:33:00,280
‫ولی استخر مد نظر ما ده هزار دلاره.

786
00:33:00,480 --> 00:33:01,810
‫تا پونزده هزار دلار هم داره،
‫ولی ما ده هزار دلار بیشتر نمی‌دیم.

787
00:33:02,010 --> 00:33:03,240
‫آره.

788
00:33:03,440 --> 00:33:06,510
‫خلاصه، اِم، پنج‌درصدِ ده هزار دلار...

789
00:33:06,710 --> 00:33:08,290
‫- می‌شه پونصد دلار.
‫- آره!

790
00:33:08,490 --> 00:33:09,810
‫خب، کیه که نخواد
‫با پونصد دلار استخردار بشه؟

791
00:33:10,010 --> 00:33:11,900
‫می‌شه زودتر خبرتون رو بگین؟

792
00:33:12,100 --> 00:33:14,210
‫نه، چرا، می‌خوایم همون رو بهتون بگیم.

793
00:33:14,410 --> 00:33:15,590
‫- داریم استخر می‌سازیم!
‫- داریم استخر می‌سازیم.

794
00:33:19,160 --> 00:33:20,430
‫استخر نوزاد می‌سازین؟

795
00:33:20,630 --> 00:33:22,440
‫نه، استخر معمولیه.

796
00:33:22,640 --> 00:33:24,130
‫اِم، ولی صرفا استخر نمی‌سازیم.

797
00:33:24,330 --> 00:33:25,870
‫نه، مدل کسب‌وکار کاملی داریم.

798
00:33:26,070 --> 00:33:27,440
‫هزینه استخرمون هم
‫با مدل کسب‌وکارمون در میاد.

799
00:33:27,640 --> 00:33:28,960
‫خیلی‌خب، یه لحظه وایستا.

800
00:33:29,160 --> 00:33:30,440
‫نه، ببینین بابا جان،
‫خودتون یه لحظه وایستین،

801
00:33:30,640 --> 00:33:31,920
‫آخه هنوز بهترین بخشش رو نگفتم:

802
00:33:32,120 --> 00:33:32,970
‫سه گروه از افراد...

803
00:33:33,170 --> 00:33:34,100
‫نمی‌تونن با هم ارتباط برقرار کنن، خب؟

804
00:33:34,300 --> 00:33:35,360
‫شناآموزان،

805
00:33:35,560 --> 00:33:36,450
‫مربیان شنا...

806
00:33:36,650 --> 00:33:38,100
‫و صاحبان استخر رو می‌گم.

807
00:33:38,300 --> 00:33:39,930
‫برنامه ما این سه گروه رو
‫در ازای درصدی...

808
00:33:40,130 --> 00:33:41,320
‫با هم آشنا می‌کنه،

809
00:33:41,520 --> 00:33:43,670
‫بخشی از اون درصد کلی هم نصیب ما می‌شه.

810
00:33:47,410 --> 00:33:49,070
‫هنک، می‌شه یه سر...

811
00:33:49,270 --> 00:33:51,290
‫بریم دم بار و برام مارتینی بگیری؟

812
00:33:51,490 --> 00:33:52,240
‫یکی واسه خودت هم بگیر.

813
00:33:56,460 --> 00:33:57,420
‫راستی، من آبجو می‌خورم.

814
00:34:01,470 --> 00:34:02,640
‫ایول.

815
00:34:05,640 --> 00:34:06,960
‫- سلام.
‫- سلام.

816
00:34:07,160 --> 00:34:08,610
‫می‌شه یه مارتینی...

817
00:34:08,810 --> 00:34:10,570
‫و یه مارتینی دیگه برام بزنین...

818
00:34:10,770 --> 00:34:11,780
‫و تا منتظرم، یه پیک هم بریزین؟

819
00:34:14,130 --> 00:34:15,620
‫گمون کنم یه آبجو هم بگیرم.

820
00:34:15,820 --> 00:34:18,750
‫خیلی‌خب، فقط یه لحظه صبر کنین،
‫آخه یه متصدی بار کم داریم.

821
00:34:18,950 --> 00:34:20,310
‫عه، جدی؟
‫استخدام می‌کنین؟

822
00:34:21,490 --> 00:34:22,530
‫آره.

823
00:34:25,230 --> 00:34:26,200
‫اشکالی نداره طرف احمق باشه؟

824
00:34:26,390 --> 00:34:27,970
‫چرا که نه؟

825
00:34:31,540 --> 00:34:33,160
‫افتضاح بود!
‫جلوی کل کلاس...

826
00:34:33,360 --> 00:34:34,730
‫تحقیرتون کرد!

827
00:34:34,920 --> 00:34:36,250
‫طرف یه پا هیولای کثافته.

828
00:34:36,450 --> 00:34:38,340
‫آروم باش سولانژ.

829
00:34:38,540 --> 00:34:39,600
‫باید سرسخت باشیم.

830
00:34:39,800 --> 00:34:40,990
‫باید ازشون سرسخت‌تر باشیم.

831
00:34:41,190 --> 00:34:44,080
‫پوستمون باید عین کرگدن سخت...

832
00:34:44,280 --> 00:34:46,260
‫و روحمون عین بچه نرم باشه.

833
00:34:46,460 --> 00:34:49,130
‫اعمال اون اصلا مهم نیست.

834
00:34:49,330 --> 00:34:50,350
‫ولی جلوی همه...

835
00:34:50,550 --> 00:34:53,090
‫کارمون مهم‌تره.

836
00:34:53,290 --> 00:34:54,210
‫کلاممون مهم‌تره.

837
00:34:58,000 --> 00:34:59,130
‫خیلی‌خب.

838
00:35:05,830 --> 00:35:07,110
‫خیلی‌خب دوستان، بشینیم.

839
00:35:07,310 --> 00:35:08,930
‫بشینین، بشینین.

840
00:35:09,130 --> 00:35:12,980
‫چرا همیشه اون صندلی قدیمی رو میارین؟

841
00:35:13,180 --> 00:35:14,760
‫حتی ارگونومیک هم جلوه نمی‌کنه.

842
00:35:16,500 --> 00:35:18,420
‫با این صندلی...

843
00:35:18,620 --> 00:35:19,990
‫کلی خاطرات شخصی دارم.

844
00:35:20,190 --> 00:35:21,770
‫از بچگیم مال خانواده‌ام بود.

845
00:35:21,970 --> 00:35:23,420
‫از اثاث پذیراییمون بود.

846
00:35:24,550 --> 00:35:25,860
‫اِم...

847
00:35:26,060 --> 00:35:27,780
‫پدرم...

848
00:35:27,980 --> 00:35:29,690
‫که ستوان دوم بود،

849
00:35:29,890 --> 00:35:31,560
‫همیشه سر میز می‌نشست.

850
00:35:32,950 --> 00:35:34,920
‫خب، هیچ‌کس...

851
00:35:35,120 --> 00:35:36,570
‫حق نداشت...

852
00:35:36,770 --> 00:35:38,140
‫قبل از ورود پدرم به اتاق بشینه،

853
00:35:38,340 --> 00:35:40,400
‫برادران من هم...

854
00:35:40,600 --> 00:35:41,660
‫که چهار نفر بودن،

855
00:35:41,860 --> 00:35:44,580
‫سعی می‌کردن همدیگه رو
‫با ضربات آرنج کنار بزنن...

856
00:35:44,780 --> 00:35:47,150
‫که رو صندلی کنار پدرم بشینن.

857
00:35:47,350 --> 00:35:48,220
‫ولی من راهبرد متفاوتی به کار می‌بردم.

858
00:35:49,700 --> 00:35:52,630
‫وقتی وارد اتاق می‌شد...

859
00:35:52,830 --> 00:35:53,590
‫و من رو می‌دید،

860
00:35:53,790 --> 00:35:56,420
‫می‌گفتم: «جناب،»

861
00:35:56,620 --> 00:35:58,150
‫«شعر دیگه‌ای گفتم.»

862
00:35:59,150 --> 00:36:00,850
‫اون هم می‌گفت:

863
00:36:01,050 --> 00:36:02,060
‫«لطفا برام بخونش.»

864
00:36:04,240 --> 00:36:06,430
‫بعدش، طی همون لحظات،

865
00:36:06,630 --> 00:36:09,560
‫فقط...

866
00:36:09,760 --> 00:36:11,040
‫و فقط طی همون لحظات...

867
00:36:11,240 --> 00:36:14,170
‫که تا انتهای شعرم ادامه داشت،

868
00:36:14,370 --> 00:36:17,960
‫توجه بی چون و چرای پدرم رو جلب می‌کردم،

869
00:36:18,160 --> 00:36:20,700
‫بعدش سری تکون می‌داد...

870
00:36:20,900 --> 00:36:23,140
‫و من رو روی صندلی کناریش می‌نشوند...

871
00:36:23,340 --> 00:36:24,220
‫که همین صندلی بود.

872
00:36:26,350 --> 00:36:28,190
‫وای.

873
00:36:28,390 --> 00:36:30,090
‫چه ناراحت‌کننده.

874
00:36:33,050 --> 00:36:34,310
‫منـ... منظورت چیه؟

875
00:36:39,710 --> 00:36:41,200
‫عین شلیک به پرنده‌ای می‌مونه...

876
00:36:41,400 --> 00:36:42,330
‫که ته تفنگ آدم نشسته،

877
00:36:42,530 --> 00:36:43,630
‫ولی مگه شکارچی‌ای داریم
‫که جلوی خودش رو بگیره؟

878
00:36:44,760 --> 00:36:45,640
‫به نقل از جان بارت بود.

879
00:36:45,840 --> 00:36:47,330
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

880
00:36:48,630 --> 00:36:50,110
‫فقط کاش قبلش آثارش رو خونده بودی.

881
00:36:51,680 --> 00:36:53,170
‫من صرفا معرفیش می‌کنم...

882
00:36:53,370 --> 00:36:54,780
‫و وقتی شروع کرد فک زدن،

883
00:36:54,980 --> 00:36:56,080
‫خم می‌شم...

884
00:36:56,280 --> 00:36:57,990
‫و سمتش می‌چسم.

885
00:36:59,030 --> 00:37:00,220
‫الان خیلی دلخوری،

886
00:37:00,420 --> 00:37:01,830
‫می‌تونی خودت رو جمع و جور کنی؟

887
00:37:02,030 --> 00:37:03,570
‫چیزیم نیست. واسه چی... واسه چی...

888
00:37:03,770 --> 00:37:05,620
‫واسه چی این همه عکسش رو زدن؟

889
00:37:05,810 --> 00:37:07,700
‫خودش همون‌جا نشسته.
‫همون کت هم تنشه.

890
00:37:07,900 --> 00:37:08,790
‫کتکش کمی فرق می‌کنه.

891
00:37:08,990 --> 00:37:09,660
‫اصلا هم فرق نمی‌کنه.

892
00:37:09,860 --> 00:37:11,100
‫اصلا فرق نمی‌کنه.

893
00:37:11,300 --> 00:37:12,540
‫اذیت نکن عزیز دلم.

894
00:37:12,730 --> 00:37:15,410
‫اصلا نذار من با کت قدیمی مسخره و محبوبم...

895
00:37:15,610 --> 00:37:16,970
‫زیر سه عکس خودم بشینم.

896
00:37:19,490 --> 00:37:21,500
‫خیلی‌خب. به نظرم بهتره دیگه از اینجا بری.

897
00:37:21,700 --> 00:37:24,110
‫- چی؟ نه، من مجری‌ام.
‫- بگیرش.

898
00:37:24,310 --> 00:37:25,370
‫بهشون می‌گم برات مشکل گوارشی پیش اومده...

899
00:37:25,570 --> 00:37:26,510
‫و به فینی می‌گم مجری بشه.

900
00:37:26,710 --> 00:37:27,590
‫نه! فینی از پسش بر نمیاد!

901
00:37:27,790 --> 00:37:28,680
‫خیلی هم قشنگ اجرا می‌کنه.

902
00:37:28,880 --> 00:37:30,120
‫تو الان دیوانه شدی.

903
00:37:30,320 --> 00:37:32,900
‫می‌خوای باز هم تو روزنامه‌تون خبرساز بشی؟

904
00:37:33,100 --> 00:37:34,690
‫باشه. خیلی‌خب، به فینی بگو مجری بشه.

905
00:37:34,890 --> 00:37:35,900
‫برو ببینم.

906
00:37:37,070 --> 00:37:38,130
‫داره کجا می‌ره؟

907
00:37:38,330 --> 00:37:39,170
‫کافیه...

908
00:37:39,370 --> 00:37:40,220
‫کافیه بهم اعتماد کنی.

909
00:37:40,410 --> 00:37:41,870
‫این‌جوری به صلاح همه است.

910
00:37:42,070 --> 00:37:42,900
‫فینی کجاست؟

911
00:37:47,160 --> 00:37:48,700
‫آها، هاکی روی چمنه.

912
00:37:48,900 --> 00:37:50,400
‫از حواس‌پرتی‌های محبوبمه.

913
00:37:50,600 --> 00:37:52,920
‫امیدوارم کسی به خاطر حضورم
‫اشتباهی خیال نکنه...

914
00:37:53,120 --> 00:37:54,580
‫از دانشگاهمون حمایت می‌کنم،

915
00:37:54,780 --> 00:37:56,880
‫آخه به نظرم بیهوده است.

916
00:37:57,080 --> 00:38:00,710
‫بی‌جهت کلی انرژی
‫واسه روحیه دادن به ملت هدر می‌دن.

917
00:38:00,910 --> 00:38:01,890
‫که چی بشه؟

918
00:38:02,090 --> 00:38:03,280
‫به درد هیچ‌کس نمی‌خوره،

919
00:38:03,480 --> 00:38:05,330
‫البته شاید به درد مشوقین تیم‌ها بخوره...

920
00:38:05,530 --> 00:38:08,370
‫که اون‌طوری کمتر احساس تنهایی
‫و حماقت بهشون دست بده.

921
00:38:08,570 --> 00:38:10,460
‫سلام، گفت‌وگوتون به همین زودی تموم شد؟

922
00:38:10,660 --> 00:38:12,030
‫نه بابا، خودم زدم بیرون.

923
00:38:12,230 --> 00:38:13,160
‫مگه مجری می‌تونه بزنه بیرون؟

924
00:38:13,360 --> 00:38:15,690
‫- اسمیت کجاست؟
‫- وای، مچ پاش مصدوم شد.

925
00:38:15,880 --> 00:38:17,600
‫لنگ‌انگان از زمین خارج شد.

926
00:38:17,800 --> 00:38:18,860
‫آره.

927
00:38:19,060 --> 00:38:22,040
‫نمی‌دونم واسه چی
‫این‌قدر از این بازی خوشم میاد.

928
00:38:22,240 --> 00:38:23,820
‫آره، موقع عبور از تپه
‫و به محض شنیدن...

929
00:38:24,020 --> 00:38:25,870
‫برخورد چوب و توپ،
‫لبخند رو لبم نشست.

930
00:38:26,070 --> 00:38:29,470
‫به خاطر زحمت و ظرافت پاس بی‌نقصه.

931
00:38:31,000 --> 00:38:33,920
‫با این حال، کاش دانشگاهمون
‫یه تیم نسبتا خوب دیگه هم داشت.

932
00:38:34,120 --> 00:38:36,230
‫کل بنرهامون واسه هاکی روی چمنه.

933
00:38:36,430 --> 00:38:37,320
‫کمی غم‌انگیزه.

934
00:38:37,520 --> 00:38:40,580
‫- چی؟
‫- خودش انداختش!

935
00:38:40,780 --> 00:38:41,970
‫ای بابا!
‫باید خطا بگیری!

936
00:38:42,170 --> 00:38:43,140
‫حواست به بازی باشه.

937
00:38:45,790 --> 00:38:46,880
‫واسه چی زدی بیرون؟

938
00:38:48,450 --> 00:38:51,720
‫معلوم شد جورج ساندرز خیلی بی‌شعوره.

939
00:38:51,920 --> 00:38:53,200
‫ای بابا، چه حیف.

940
00:38:53,400 --> 00:38:56,290
‫آره.
‫ملت رو به بازی می‌گیره.

941
00:38:56,490 --> 00:38:57,550
‫خودت رو می‌گی؟

942
00:38:57,750 --> 00:38:59,030
‫خب، ذهن بقیه نویسندگان رو
‫به بازی می‌گیره.

943
00:38:59,230 --> 00:39:00,380
‫تحقیرآمیزه.

944
00:39:00,580 --> 00:39:02,120
‫ملت رو تحقیر می‌کنه.

945
00:39:02,320 --> 00:39:03,170
‫خودت رو می‌گی؟

946
00:39:03,370 --> 00:39:04,650
‫آره.

947
00:39:04,850 --> 00:39:06,820
‫به خودش گفتی؟

948
00:39:07,020 --> 00:39:07,950
‫نه، همین‌جوری زدم بیرون.

949
00:39:08,150 --> 00:39:09,220
‫بهتر بود بهش می‌گفتی.

950
00:39:09,420 --> 00:39:10,380
‫ملت خیلی خوششون میاد
‫بهشون بگن بی‌شعور.

951
00:39:11,470 --> 00:39:12,560
‫عه، خوب زدی!

952
00:39:19,910 --> 00:39:21,180
‫خودت که می‌دونی
‫شوخی کردم دیگه، مگه نه؟

953
00:39:30,320 --> 00:39:33,580
‫با کمال افتخار مقدمتون رو
‫به مراسم مخصوص امشب گرامی می‌داریم.

954
00:39:34,800 --> 00:39:37,030
‫ترجیح می‌دم اول از دوران کودکیتون بگیم،

955
00:39:37,230 --> 00:39:38,940
‫اگه کسی بهتون تعرض کرده
‫یا آسیب روانی وارد کرده باشه...

956
00:39:39,140 --> 00:39:40,030
‫خیلی خوب می‌شه،

957
00:39:40,230 --> 00:39:41,380
‫بعدش ازتون می‌خوام...

958
00:39:41,580 --> 00:39:43,380
‫رابطه‌تون با مادرتون رو
‫واقعا توصیف کنین.

959
00:39:43,580 --> 00:39:44,630
‫چی؟

960
00:39:46,110 --> 00:39:48,730
‫«آه، ای بشری
‫که برای پرواز زاده شدی،»

961
00:39:48,930 --> 00:39:50,990
‫«چرا با باد خردی سقوط می‌کنی؟»

962
00:39:52,160 --> 00:39:53,570
‫شعر دانته بود.

963
00:39:53,770 --> 00:39:54,700
‫آره، خودم می‌دونم.

964
00:39:54,900 --> 00:39:57,390
‫پروسپرو وارد شد
‫تا طوفانی رقم زند.

965
00:40:01,740 --> 00:40:04,180
‫بامزه بود. چند لحظه گولم زده بودی‌ها.

966
00:40:08,530 --> 00:40:09,840
‫اعتراف کن.

967
00:40:10,040 --> 00:40:11,580
‫برام احترام قائل نیست.

968
00:40:11,780 --> 00:40:13,890
‫به نظرت متظاهرم
‫و بابام کتابم رو چاپ کرده بود.

969
00:40:14,090 --> 00:40:15,400
‫حتی کتابم رو نخوندی.

970
00:40:16,750 --> 00:40:18,810
‫چی؟ معلومه که خوندم.

971
00:40:19,010 --> 00:40:21,850
‫هم خودم، هم پائولا تو بلاک آیلند
‫با دخترهامون خونده بودیمش.

972
00:40:22,050 --> 00:40:23,290
‫خوندیمش، خیلی خوشمون اومد...

973
00:40:23,490 --> 00:40:25,720
‫و یه بطری شراب با یادداشت
‫برات فرستاده بودیم.

974
00:40:27,240 --> 00:40:29,240
‫آخه یادمه موقع ارسالش خیلی اذیت شدیم.

975
00:40:30,850 --> 00:40:31,810
‫دیشب هم دوباره خوندمش.

976
00:40:33,860 --> 00:40:35,040
‫واقعا خوبه.

977
00:40:35,240 --> 00:40:37,040
‫یعنی واقعا از ارزشش کاسته نشده هنک.

978
00:40:37,240 --> 00:40:39,090
‫یعنی اون صحنه که کنار اتوبوسن...

979
00:40:39,290 --> 00:40:40,050
‫و سعی می‌کنه به دختره بگه...

980
00:40:40,250 --> 00:40:41,180
‫گفت‌وگوی...

981
00:40:41,380 --> 00:40:43,140
‫جورج ساندرز با هنک دیورو جونیور.

982
00:40:45,730 --> 00:40:47,530
‫اگه کسی این‌قدر بااستعداد باشه...

983
00:40:47,730 --> 00:40:49,140
‫و بخواد نویسندگی رو کنار بذاره،

984
00:40:49,340 --> 00:40:50,400
‫مخالفت می‌کنم.

985
00:40:50,424 --> 00:41:07,424
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

986
00:41:07,448 --> 00:41:21,448
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

987
00:41:23,910 --> 00:41:25,260
‫اِم...

988
00:41:27,300 --> 00:41:28,480
‫اِم...

989
00:41:29,780 --> 00:41:32,100
‫قبل از نویسندگی،

990
00:41:32,300 --> 00:41:34,480
‫مهندس بودی، درسته؟

991
00:41:36,660 --> 00:41:37,800
‫یه کوچولو مست نیستی؟

992
00:41:39,170 --> 00:41:40,240
‫اِم...

993
00:41:40,440 --> 00:41:41,980
‫می‌شه یه کوچولو مست کنم؟

994
00:41:42,180 --> 00:41:43,720
‫آره. می‌شه لطفا دوتا بیارین؟

995
00:41:48,450 --> 00:41:49,630
‫اِم...

996
00:41:51,330 --> 00:41:53,690
‫ترتیب وقایع «دهم دسامبر» رو...

997
00:41:53,890 --> 00:41:55,170
‫از قبل برنامه‌ریزی کرده بودی...

998
00:41:55,360 --> 00:41:56,560
‫یا بعد از نوشتنشون...

999
00:41:56,760 --> 00:41:58,780
‫تصمیم گرفتی اون شکلی ارائه بشن؟

1000
00:41:58,980 --> 00:42:00,170
‫آخه به نظرم...

1001
00:42:00,370 --> 00:42:03,080
‫ترتیب وقایعش خیلی رو درک داستان‌ها
‫تأثیر می‌ذاره.

1002
00:42:06,600 --> 00:42:08,270
‫درسته، چنین سوالی هم...

1003
00:42:08,460 --> 00:42:09,960
‫فقط از نویسندگان بزرگ بر میاد.

1004
00:42:10,160 --> 00:42:12,440
‫خیلی‌خب، این‌قدر بهم لطف نکن.
‫واسه دیدن تو بلیت خریدن.

1005
00:42:16,050 --> 00:42:17,400
‫... بخشی از تأثیرشه.

1006
00:42:17,600 --> 00:42:20,800
‫اکثر نویسندگان اولش آغاز
‫یا پایان داستان رو می‌نویسن...

1007
00:42:21,000 --> 00:42:22,410
‫... داستانش رو به خورد...

1008
00:42:22,610 --> 00:42:23,540
‫اکثریت می‌ده.

1009
00:42:28,090 --> 00:42:30,510
‫به تو پول دادن،
‫ولی اینجا خودم رئیسم.

1010
00:42:30,700 --> 00:42:31,850
‫- باشه، خیلی‌خب.
‫- خب؟

1011
00:42:32,050 --> 00:42:33,990
‫من با ای‌ای کامینگز مخالف نیستم،

1012
00:42:34,190 --> 00:42:35,680
‫ولی حس می‌کنم بهتر می‌شد همون‌جا...

1013
00:42:35,880 --> 00:42:37,820
‫♪ ... خب، انگار... ♪

1014
00:42:38,020 --> 00:42:39,380
‫حروف بزرگ رو می‌گی، فهمیدم.

1015
00:42:39,580 --> 00:42:40,430
‫♪ ... کابوس‌هام... ♪

1016
00:42:40,630 --> 00:42:41,910
‫خوشحالم که تشریف آوردی.

1017
00:42:42,110 --> 00:42:44,080
‫حضار گرامی، در خدمت جورج ساندرز بودیم.

1018
00:42:45,760 --> 00:42:47,260
‫♪ دستم رو بگیر... ♪

1019
00:42:47,460 --> 00:42:49,610
‫♪ و بلندم کن. ♪

1020
00:42:49,810 --> 00:42:53,530
‫♪ اگه می‌تونی، بلندم کن. ♪

1021
00:42:53,730 --> 00:42:57,880
‫♪ بلندم کن، با لطفی ناگهانی... ♪

1022
00:42:58,080 --> 00:43:02,190
‫♪ و کورکورانه... ♪

1023
00:43:02,390 --> 00:43:06,280
‫♪ دوستم باش. ♪

1024
00:43:08,000 --> 00:43:09,590
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1025
00:43:11,700 --> 00:43:13,590
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1026
00:43:16,010 --> 00:43:18,470
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1027
00:43:19,840 --> 00:43:21,640
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1028
00:43:25,720 --> 00:43:27,610
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1029
00:43:29,850 --> 00:43:31,350
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1030
00:43:33,850 --> 00:43:35,480
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1031
00:43:37,990 --> 00:43:39,560
‫♪ خورشید طلوع کرد. ♪

1032
00:43:48,360 --> 00:43:50,450
‫- باید می‌فهمیدم.
‫- چی رو می‌فهمیدی؟

1033
00:43:50,650 --> 00:43:51,850
‫می‌فهمیدم می‌تونستم
‫به خوبی ساندرز باشم.

1034
00:43:52,050 --> 00:43:52,940
‫باز هم فرقی نمی‌کرد.

1035
00:43:53,130 --> 00:43:55,850
‫چی فرقی نمی‌کرد؟

1036
00:43:56,050 --> 00:43:59,200
‫در اون صورت هم پدرم اصلا بهم...

1037
00:43:59,400 --> 00:44:00,760
‫خودت می‌دونی دیگه...

1038
00:44:05,360 --> 00:44:06,910
‫♪ با همدیگه آشنا شدیم،
‫همدیگه رو شناختیم، ♪

1039
00:44:07,110 --> 00:44:08,120
‫♪ همدیگه رو گم کردیم، ♪

1040
00:44:08,320 --> 00:44:09,430
‫♪ همدیگه رو گم کردیم، ♪

1041
00:44:09,630 --> 00:44:11,610
‫♪ همدیگه رو پیدا کردیم،
‫از هم جدا شدیم، ♪

1042
00:44:11,810 --> 00:44:14,170
‫♪ بعدش گرم شدیم، ♪

1043
00:44:14,370 --> 00:44:16,650
‫♪ دیگه همه به فکر خودشون نیستن، ♪

1044
00:44:16,850 --> 00:44:19,000
‫♪ گردباد زندگی رسمش رو با خودش برد، ♪

1045
00:44:19,200 --> 00:44:21,310
‫♪ شبی دوباره دیدمش،
‫ای وای، ای وای، ♪

1046
00:44:21,510 --> 00:44:23,530
‫♪ دوباره به آغوشم نشست... ♪

1047
00:44:23,730 --> 00:44:25,480
‫♪ دوباره به آغوشم نشست. ♪

1048
00:44:27,740 --> 00:44:29,840
‫- چت شده؟
‫- بیش از حد خوشحال بودم.

1049
00:44:30,040 --> 00:44:31,580
‫- دارم سعی می‌کنم ناراحت بشم.
‫- [پیش‌نمایش قسمت بعدی]

1050
00:44:31,780 --> 00:44:33,150
‫آهای!
‫این وسایل که مال من نیست!

1051
00:44:33,350 --> 00:44:35,980
‫روزتون به خیر.

1052
00:44:36,180 --> 00:44:38,020
‫شوهر سابقت ما رو ول کرد.

1053
00:44:38,220 --> 00:44:39,980
‫خودت رو ول کرد.

1054
00:44:40,180 --> 00:44:42,030
‫جیسون!

1055
00:44:42,230 --> 00:44:44,600
‫می‌رم نیویورک که واسه کار
‫تو مدرسه آرلایل مصاحبه بدم.

1056
00:44:44,800 --> 00:44:46,340
‫دوستم از هیئت علمی تاریخ گفت
‫قراره عده‌ای رو اخراج کنن.

1057
00:44:46,540 --> 00:44:49,430
‫می‌شه چند لحظه خودت نباشی
‫و باهامون صادق باشی؟

1058
00:44:49,630 --> 00:44:51,600
‫از اینجا متنفری؟

1059
00:44:51,800 --> 00:44:53,690
‫به متمم پنجم پناه می‌برم.

1060
00:44:54,000 --> 00:44:56,250
‫«هنک خوش‌شانس»

