﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:08,000
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,024 --> 00:00:16,024
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,025 --> 00:00:17,025
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:17,438 --> 00:00:18,633
…آنچه گذشت

5
00:00:18,683 --> 00:00:20,424
حق نداری بمیری

6
00:00:20,491 --> 00:00:21,917
بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم

7
00:00:21,975 --> 00:00:23,755
نَوۀ جدیدت هم نمی‌تونه

8
00:00:23,785 --> 00:00:25,094
تو کی هستی؟

9
00:00:25,111 --> 00:00:26,350
اسم من وِندیگو دانِره

10
00:00:26,445 --> 00:00:28,577
سنگ قیمتی احتیاج دارم. باید برگردم خونه

11
00:00:28,708 --> 00:00:30,071
من سنگ قیمتی دارم

12
00:00:30,102 --> 00:00:31,233
دلم نمی‌خواد به کسی آسیب برسونم

13
00:00:31,274 --> 00:00:33,445
من دزد نیستم، باشه؟
فقط یه سنگ قیمتی می‌خواستم

14
00:00:33,495 --> 00:00:35,062
تا بتونم برگردم به زمان خودم

15
00:00:35,149 --> 00:00:36,580
طلا چی، آقای فریزر؟

16
00:00:36,630 --> 00:00:38,634
شاه لویی
هیچ‌وقت واسۀ استوارت‌ها طلا نفرستاد

17
00:00:38,651 --> 00:00:39,811
تنها چیزی که پیدا کردم یه جعبۀ خالی بود

18
00:00:39,893 --> 00:00:41,460
و یه تیکه جواهر

19
00:00:41,590 --> 00:00:43,550
برش داشتم، با خودم گفتم
شاید به یه دردی بخوره

20
00:00:43,627 --> 00:00:46,372
اون ۹اُمین اِرل ِ السمره

21
00:00:46,403 --> 00:00:48,190
نمی‌دونه که من پدرشم
و هیچ‌وقت هم نباید بفهمه

22
00:00:48,220 --> 00:00:49,772
چون که اگر یه زمانی
…این حقیقت بَرمَلا بشه

23
00:00:49,813 --> 00:00:50,947
زندگیش نابود میشه

24
00:00:51,034 --> 00:00:52,079
خبر مرگ‌مون

25
00:00:52,210 --> 00:00:53,690
توی یه آتیش‌سوزی می‌میریم

26
00:00:53,730 --> 00:00:55,485
قبل از اینکه بریم بیرون

27
00:00:55,545 --> 00:00:58,477
،و جنازۀ مَلوا و بچه‌ش رو دفن کنیم
لطفاً بایستین

28
00:00:58,547 --> 00:01:00,108
اونا به‌خاطر شما مُردن

29
00:01:00,159 --> 00:01:03,391
اون‌وقت شما هنوز زنده‌این
و می‌تونین زندگی کنین

30
00:01:06,930 --> 00:01:08,450
بجز درس‌های زندگی از مُرده‌ها

31
00:01:08,574 --> 00:01:10,238
چه چیزی یاد می‌گیریم؟

32
00:01:10,979 --> 00:01:13,343
حالا که تام کریستی مُرده بود

33
00:01:14,014 --> 00:01:16,625
با مرگش چه چیزی به من یاد داده بود؟

34
00:01:16,756 --> 00:01:18,835
فداکاریش بهم یادآوری کرد

35
00:01:18,875 --> 00:01:20,928
که باید تلاش کنیم تمام و کمال زندگی کنیم

36
00:01:21,978 --> 00:01:24,626
باید افکارمون، احساسات‌مون، نفس‌ها‌مون

37
00:01:24,677 --> 00:01:26,635
و ضربان‌های قلب‌مون رو بشماریم

38
00:01:26,766 --> 00:01:29,899
نه تعداد روزها، ماه‌ها یا سال‌ها

39
00:01:30,030 --> 00:01:33,468
چون هیچکس از فردای خودش خبر نداره

40
00:01:33,599 --> 00:01:35,209
آقای کریستی

41
00:01:37,082 --> 00:01:39,692
بعد از اینکه از ویلمینگتون برگشتم
دنبالت گشتم

42
00:01:42,933 --> 00:01:44,522
بهم گفتن از تَپه رفتی

43
00:01:49,136 --> 00:01:50,963
توی جنگل‌ها بوده‌م

44
00:01:53,009 --> 00:01:54,744
تا بتونم نزدیکش باشم

45
00:01:55,664 --> 00:01:57,302
بهت تسلیت میگم

46
00:02:00,713 --> 00:02:02,845
بابت مرگ خواهر و پدرت

47
00:02:02,976 --> 00:02:03,977
بهم تسلیت میگی؟

48
00:02:05,628 --> 00:02:07,978
می‌دونم عاشق خواهرت بودی

49
00:02:08,109 --> 00:02:10,459
پدرت… جفت‌تون رو دوست داشت

50
00:02:13,810 --> 00:02:15,334
نه اونجوری که من مَلوا رو دوست داشتم

51
00:02:15,769 --> 00:02:17,945
از صمیم قلبم عاشقش بودم

52
00:02:18,076 --> 00:02:19,294
از وقتی که به دنیا اومد

53
00:02:19,425 --> 00:02:21,231
و بهم دادنش تا بغلش کنم

54
00:02:23,011 --> 00:02:26,416
کس دیگه‌ای رو نداشتیم

55
00:02:29,130 --> 00:02:32,264
پدر زندان بود

56
00:02:35,267 --> 00:02:36,746
…و مادر

57
00:02:39,662 --> 00:02:40,750
وای، مادر

58
00:02:43,231 --> 00:02:45,799
قضیۀ مادرت رو می‌دونم

59
00:02:45,929 --> 00:02:47,844
پدرت واسه‌م تعریف کرده بود

60
00:02:47,975 --> 00:02:49,169
واقعاً؟

61
00:02:51,109 --> 00:02:53,807
بهت گفت که عمه‌م من و مَلوا رو بُرده بود

62
00:02:53,937 --> 00:02:55,417
اعدامش رو ببینیم؟

63
00:02:58,812 --> 00:03:00,074
نه

64
00:03:00,729 --> 00:03:03,077
بعد از اون قضیه موندیم پیش عمه دارلا

65
00:03:05,514 --> 00:03:08,169
پیرزن ِ عوضی درست بهمون غذا نمی‌داد

66
00:03:08,300 --> 00:03:11,390
من مراقب مَلوا بودم

67
00:03:16,046 --> 00:03:19,702
مَلوا بی‌نقص بود

68
00:03:19,833 --> 00:03:21,878
کاملآً بی‌نقص بود

69
00:03:26,492 --> 00:03:31,018
پوستش خیلی شاداب و… نَرم بود

70
00:03:34,282 --> 00:03:38,243
بخش‌های خصوصی بدنش مثل یه شکوفه بود

71
00:03:40,680 --> 00:03:41,898
مَلوا مال من بود

72
00:03:43,335 --> 00:03:44,727
!مَلوا مال من بود

73
00:03:46,555 --> 00:03:48,601
اون پیرمرد هیچ‌وقت نفهمید، هیچ‌وقت حس نزد

74
00:03:48,731 --> 00:03:50,384
چه جایگاهی واسۀ همدیگه داشتیم

75
00:03:54,607 --> 00:03:56,440
تو کشتیش

76
00:03:58,030 --> 00:04:00,706
تقصیر مَلوا نبود. هیچکدوم از این اتفاقات

77
00:04:02,615 --> 00:04:05,008
ولی فهمیدم که با ایان خوابیده

78
00:04:09,097 --> 00:04:11,232
و همینطور با اون هندرسون کثیف

79
00:04:11,319 --> 00:04:13,800
و به‌خاطر این قضیه کُتَکِش زدم

80
00:04:13,887 --> 00:04:18,231
…ولی گفت که مجبور بوده اینکارو بکنه

81
00:04:18,680 --> 00:04:21,242
چون حامله بوده

82
00:04:22,504 --> 00:04:24,109
بچۀ تو بود

83
00:04:28,719 --> 00:04:31,084
گفت مجبوره ازدواج کنه

84
00:04:32,514 --> 00:04:34,257
اونجوری شوهره فکر می‌کرده

85
00:04:34,299 --> 00:04:37,606
،بچۀ خودشه
حالا با هر کسی که ازدواج می‌کرد

86
00:04:37,737 --> 00:04:39,217
و من گفتم اجازه نمیدم
این اتفاق بیافته

87
00:04:42,002 --> 00:04:44,265
پس مجبورش کردی بگه بچۀ جیمی‌ــه

88
00:04:47,355 --> 00:04:49,246
می‌دونی، اونجوری تکلیف بچه مشخص می‌شد

89
00:04:50,336 --> 00:04:53,056
اونجوری، مجبور نبود با کسی ازدواج کنه

90
00:04:53,187 --> 00:04:55,258
فکر کردم شوهرت یه مقدار بهش پول میده

91
00:04:55,319 --> 00:04:56,973
و بهش میگه از اینجا بره

92
00:04:57,104 --> 00:05:00,238
اونجوری منم می‌تونستم باهاش برم

93
00:05:03,371 --> 00:05:05,460
پس واسۀ چی کشتیش؟

94
00:05:05,591 --> 00:05:08,246
مَلوا گفت نمی‌تونه اینکارو انجام بده

95
00:05:11,553 --> 00:05:15,470
مَلوا گفت نمی‌تونه به تو آسیب برسونه

96
00:05:15,601 --> 00:05:17,864
…هر چیزی گفتم فایده‌ای نداشت

97
00:05:17,994 --> 00:05:21,563
همه‌ش می‌گفت تو رو دوست داره

98
00:05:21,694 --> 00:05:24,218
و حقیقت رو به همه میگه

99
00:05:25,698 --> 00:05:28,048
تا خونه‌تون اومدم دنبالش

100
00:05:28,178 --> 00:05:29,658
…و توی باغ‌ها جلوش رو گرفتم

101
00:05:29,789 --> 00:05:30,922
و سعی کردم نظرش رو عوض کنم

102
00:05:30,964 --> 00:05:33,401
ولی… نتونستم

103
00:05:33,532 --> 00:05:36,448
امروز از اینجا میریم

104
00:05:36,577 --> 00:05:39,973
تو، من و بچه‌مون

105
00:05:40,103 --> 00:05:43,063
آلن، خواهش می‌کنم. اینکار درست نیست

106
00:05:43,193 --> 00:05:44,978
نظرم رو عوض کردم

107
00:05:45,108 --> 00:05:47,110
ولی من عاشقتم

108
00:05:51,941 --> 00:05:53,593
من عاشق تو نیستم

109
00:05:53,633 --> 00:05:54,946
من عاشق تو نیستم. من عاشق تو نیستم

110
00:05:54,988 --> 00:05:56,294
…من عاشق تو نیستم. من

111
00:05:59,384 --> 00:06:02,691
نباید بجز من عاشق کسی می‌شدی

112
00:06:04,258 --> 00:06:06,197
!نه! نه

113
00:06:06,248 --> 00:06:08,218
بدش به من -
اجازه نمیدم اینکارو بکنی -

114
00:06:08,349 --> 00:06:10,917
نمی‌تونی خودکشی کنی

115
00:06:11,047 --> 00:06:14,759
پدرت جون خودش رو فدای من

116
00:06:15,400 --> 00:06:17,837
،و تو کرد
حالا چه لیاقتش رو داشته باشی چه نداشته باشی

117
00:06:17,924 --> 00:06:20,840
آلن، از اینجا برو و هیچ‌وقت برنگرد

118
00:06:20,970 --> 00:06:22,320
من نمی‌تونم زنده بمونم

119
00:06:23,538 --> 00:06:25,323
…نمی‌تونم

120
00:06:41,339 --> 00:06:44,429
درست می‌گفت، زندایی. نمی‌تونست زنده بمونه

121
00:06:46,256 --> 00:06:49,476
همۀ این مدت، فکر می‌کردم
شاید اون بچه، بچۀ من بوده باشه

122
00:06:52,132 --> 00:06:54,439
اما بچۀ آلن بود

123
00:06:54,569 --> 00:06:58,138
با اینحال، حقش بود زنده بمونه

124
00:07:24,512 --> 00:07:26,079
مَلوای بیچاره

125
00:07:28,211 --> 00:07:32,346
…مَلوا، تام و حالا آلن رو

126
00:07:32,476 --> 00:07:33,913
نااُمید کردم

127
00:07:36,437 --> 00:07:39,266
همۀ اعضای خانواده مُردن

128
00:07:39,397 --> 00:07:40,833
حیف شد

129
00:08:03,508 --> 00:08:06,336
از همون بار اولی که آلن کریستی رو دیدم

130
00:08:06,467 --> 00:08:09,339
می‌دونستم شیطون توی دلش نفوذ کرده

131
00:08:09,470 --> 00:08:13,343
ثابت شد که هم دروغگوئه و هم دزد

132
00:08:13,474 --> 00:08:16,434
فقط خدا می‌دونه
چه کارهای دیگه‌ای از دستش برمیومده

133
00:08:16,564 --> 00:08:17,847
نمی‌دونم چیکار کرده بوده

134
00:08:17,907 --> 00:08:20,089
ولی شما ۲ نفر رو
…به اندازۀ کافی می‌شناسم

135
00:08:20,612 --> 00:08:22,167
حتماً حقش بوده

136
00:08:24,050 --> 00:08:28,402
حالا… بهتره عجله کنیم

137
00:08:28,489 --> 00:08:30,448
تا سروکلۀ کس دیگه‌ای پیدا نشده

138
00:10:20,253 --> 00:10:21,691
خب، قسمت خسته کننده‌ش تموم شده

139
00:10:21,733 --> 00:10:22,996
رسیدیم به آخرین مرحله

140
00:10:23,038 --> 00:10:25,258
یه هُل دیگه بده، عزیزم

141
00:10:25,388 --> 00:10:26,476
آفرین

142
00:10:39,228 --> 00:10:40,985
وای، دختر خوشگلیه

143
00:10:41,622 --> 00:10:43,145
آره

144
00:10:43,276 --> 00:10:46,018
دختره

145
00:10:57,029 --> 00:10:58,770
نَوۀ عزیزم

146
00:11:06,081 --> 00:11:09,302
شبیه توئـه

147
00:11:09,389 --> 00:11:10,956
واقعاً؟

148
00:11:12,740 --> 00:11:17,279
سلام، کوچولو

149
00:11:24,709 --> 00:11:27,234
نظرت چیه؟
…بهش میاد اسمش رو بذاریم مارجری

150
00:11:27,345 --> 00:11:30,062
به‌خاطر مادرت؟

151
00:11:30,192 --> 00:11:32,107
فکر می‌کنم بیشتر بهش میاد اسمش آماندا باشه

152
00:11:32,238 --> 00:11:34,109
لاتینه

153
00:11:34,240 --> 00:11:37,068
به معنای: «دختری که دوستش دارن. هوم؟

154
00:11:39,114 --> 00:11:40,376
آره

155
00:11:45,425 --> 00:11:49,081
کاپیتان راجر مَک‌کنزی»

156
00:11:49,111 --> 00:11:52,258
ساکن تَپۀ فریزر و همسرش

157
00:11:52,388 --> 00:11:54,663
…بانو بریانا مَک‌کنزی

158
00:11:54,734 --> 00:11:56,392
دختر دار شدن

159
00:11:56,523 --> 00:11:59,657
حال مادر و بچه خوبه

160
00:11:59,787 --> 00:12:01,796
اسم بچه رو گذاشتن

161
00:12:01,836 --> 00:12:06,862
«آماندا کلیر هوپ مَک‌کنزی

162
00:12:06,922 --> 00:12:09,057
خب، به گمونم اینجوری رسمی شد

163
00:12:09,144 --> 00:12:11,103
نسخۀ نوشته شدۀ اسمش رو دوست دارم

164
00:12:11,190 --> 00:12:12,234
آفرین، دختر دایی

165
00:12:12,365 --> 00:12:13,366
ممنون

166
00:12:13,453 --> 00:12:14,460
فِرگوس چقدر بافکر و درکه

167
00:12:14,497 --> 00:12:16,151
که اطلاعیه منتشر کرده

168
00:12:16,282 --> 00:12:18,197
مَندی کوچولومون هنوز هیچی نشده معروف شده

169
00:12:18,284 --> 00:12:20,724
و ایمی مَک‌کالم

170
00:12:20,765 --> 00:12:22,854
این لحافی که واسه‌ش دوخته رو فرستاده اینجا

171
00:12:22,984 --> 00:12:24,116
قشنگه

172
00:12:24,246 --> 00:12:25,813
…حالا که صحبت از دختر معروف‌مون شد

173
00:12:25,944 --> 00:12:27,380
کجاست؟

174
00:12:27,467 --> 00:12:28,729
اوه، پیش پدربزرگشه

175
00:12:34,692 --> 00:12:36,737
نظرت چیه؟

176
00:12:36,868 --> 00:12:38,521
اسب خوبیه

177
00:12:38,652 --> 00:12:40,523
مثل اسب ِ مامان‌بزرگ

178
00:12:40,610 --> 00:12:42,264
و این اسب مال توئـه، عزیزم

179
00:12:43,759 --> 00:12:47,400
کُره اسب‌ها به محض اینکه بدنیا میان
می‌تونن بایستن و راه برن

180
00:12:47,530 --> 00:12:50,751
روز بعدش می‌تونن چهار نعل برن

181
00:12:50,838 --> 00:12:53,058
واسۀ تو یکم بیشتر طول می‌کشه

182
00:12:53,188 --> 00:12:54,710
تا بتونی اینور اونور بدوئی

183
00:12:55,711 --> 00:12:58,106
ولی یه روزی سوار این اسب میشی

184
00:12:58,237 --> 00:13:00,739
پدربزرگ یادت میده

185
00:13:00,819 --> 00:13:04,286
و یه سوارکار خوب میشی

186
00:13:12,947 --> 00:13:15,123
این چطوره؟

187
00:13:15,210 --> 00:13:18,344
این میکروسکوپ ِ مامان‌بزرگه

188
00:13:18,474 --> 00:13:21,695
آره، اینم گیاه‌ها و داروهاشه

189
00:13:21,826 --> 00:13:24,872
…هوم و یه روزی

190
00:13:25,003 --> 00:13:27,614
همه‌چی رو بهت یاد میده

191
00:13:27,745 --> 00:13:30,835
…آره و اگر دوست داشته باشی

192
00:13:30,965 --> 00:13:34,055
می‌تونی مثل مامان‌بزرگ
یه جراح بشی

193
00:13:34,142 --> 00:13:36,144
هوم؟

194
00:13:36,275 --> 00:13:39,931
آره

195
00:13:54,684 --> 00:13:57,078
یه لحظه، عزیزم

196
00:14:00,734 --> 00:14:01,909
آره

197
00:14:15,836 --> 00:14:17,795
همینطوری دراز بکش

198
00:14:18,708 --> 00:14:20,101
یه لحظه

199
00:14:28,893 --> 00:14:30,742
یا خدا

200
00:14:32,026 --> 00:14:34,768
چیه؟ چیه؟ چی شده؟

201
00:14:38,032 --> 00:14:39,294
مامان؟

202
00:14:42,080 --> 00:14:43,472
مامان، بهم بگو

203
00:14:46,432 --> 00:14:47,999
بهم بگو

204
00:14:49,957 --> 00:14:51,045
مشکل از قلبشه

205
00:14:55,275 --> 00:14:58,262
بهش میگن مجرای شریانی باز

206
00:14:58,342 --> 00:15:00,489
در بین نوزادها خیلی شایعه

207
00:15:00,620 --> 00:15:02,448
مخصوصاً نوزادهایی که یکم زود به دنیا میان

208
00:15:02,578 --> 00:15:04,146
و چه مشکلی ایجاد می‌کنه؟

209
00:15:04,976 --> 00:15:08,106
مجرای شریانی یه رگ خونی کوچیکه

210
00:15:08,236 --> 00:15:10,935
که آئورت رو به شریان ریوی وصل می‌کنه

211
00:15:11,065 --> 00:15:14,345
و وقتی که نوزاد به دنیا میاد
و اولین نفسش رو می‌کشه

212
00:15:14,435 --> 00:15:16,114
واسۀ همیشه بسته میشه

213
00:15:16,201 --> 00:15:19,334
و باعث میشه
خون از قلب به ریه‌ها جریان پیدا کنه

214
00:15:19,465 --> 00:15:21,946
مجرای شریانی ِ مَندی بسته نشده؟

215
00:15:22,076 --> 00:15:24,513
درسته. بازه

216
00:15:24,644 --> 00:15:27,231
باز می‌مونه و باعث میشه خون بیشتری

217
00:15:27,252 --> 00:15:28,604
به سمت ریه‌ها جریان پیدا کنه

218
00:15:28,735 --> 00:15:32,347
که در نتیجه
منجر به تورم و احتقان ریه‌ها میشه

219
00:15:32,434 --> 00:15:35,832
که یعنی خون اکسیژن‌دار کافی

220
00:15:35,873 --> 00:15:37,234
توی بدن جریان پیدا نمی‌کنه

221
00:15:38,832 --> 00:15:41,478
و مطمئنی که مشکلش همینه؟

222
00:15:42,880 --> 00:15:44,964
نمی‌تونم ۱۰۰% مطمئن باشم

223
00:15:46,492 --> 00:15:48,146
…ولی

224
00:15:48,276 --> 00:15:51,679
…ولی این لکۀ آبی رنگ نوک ِ ناخن‌هاش

225
00:15:51,850 --> 00:15:54,282
چیزیه که واسۀ اولین بار توجهم رو جلب کرد

226
00:15:55,196 --> 00:15:58,547
می‌دونستم یه مشکلی هست

227
00:15:58,678 --> 00:16:01,669
…مثل جِمی سینه‌م رو نمی‌گرفت ولی من

228
00:16:01,829 --> 00:16:04,510
،باید بهت می‌گفتم
ولی فکر می‌کردم بچۀ ایرادگیر و لوسیه

229
00:16:04,640 --> 00:16:06,399
…یکی دو بار دیدم که سینه‌ش خِس‌خِس می‌کنه

230
00:16:06,449 --> 00:16:09,602
ولی فکر… فکر نمی‌کردم جای نگرانی باشه

231
00:16:09,732 --> 00:16:13,475
شما پدر و مادرین، دکتر که نیستین

232
00:16:13,606 --> 00:16:16,348
خب… حالا باید چیکار کنیم؟

233
00:16:19,090 --> 00:16:21,875
از اونجایی که قبلاً
…علائم بیماری رو نشون داده

234
00:16:24,747 --> 00:16:26,227
اوضاع جالب نیست

235
00:16:36,020 --> 00:16:38,904
می… می‌میره؟

236
00:16:42,548 --> 00:16:43,723
احتمالاً

237
00:16:52,398 --> 00:16:54,124
نمیشه مطمئن بود

238
00:16:54,821 --> 00:16:57,128
ولی با گذشت زمان بدتر میشه

239
00:16:57,258 --> 00:16:58,999
…و بدون جراحی

240
00:16:59,130 --> 00:17:00,914
احتمالاً

241
00:17:08,878 --> 00:17:10,141
می‌تونی مُداواش کنی؟

242
00:17:13,622 --> 00:17:14,796
نه، نمی‌تونم

243
00:17:17,622 --> 00:17:19,406
حتی با اِتِر؟

244
00:17:19,536 --> 00:17:20,625
نه

245
00:17:29,025 --> 00:17:31,114
ولی یه نفر رو می‌شناسم که می‌تونه

246
00:17:45,128 --> 00:17:48,131
نمی‌دونیم می‌تونه سفر کنه یا نه

247
00:17:48,218 --> 00:17:51,101
و اون خیلی کوچیکه

248
00:17:52,918 --> 00:17:54,615
می‌تونه از سفر جون سالم بدر ببره؟

249
00:17:54,746 --> 00:17:56,617
حتی نمی‌دونیم
خودمون می‌تونیم سفر کنیم یا نه

250
00:17:56,748 --> 00:17:58,141
…آخرین باری که تلاش کردیم

251
00:17:58,271 --> 00:18:01,231
سنگ‌ها ما رو برگردوندن همینجا

252
00:18:01,361 --> 00:18:03,494
اگر از همدیگه جدا بشیم چی؟

253
00:18:03,624 --> 00:18:05,141
…اون‌موقع که ۳ نفر بودیم هم خطرناک بود

254
00:18:05,191 --> 00:18:08,059
…ولی الان که ۴ نفریم -
من می‌برمش -

255
00:18:11,197 --> 00:18:13,112
تو بمون اینجا پیش جِم -
نه -

256
00:18:13,243 --> 00:18:15,071
راجر، تو باید برگردی ایدنتون

257
00:18:15,201 --> 00:18:16,694
می‌تونی تحصیلاتت رو به پایان برسونی
و به عنوان کشیش منصوب بشی

258
00:18:16,724 --> 00:18:20,641
نه. ما یه خانواده‌ایم

259
00:18:20,728 --> 00:18:22,173
همه‌مون میریم

260
00:18:23,601 --> 00:18:26,375
کشیش شدنم باشه واسۀ بعد

261
00:18:31,478 --> 00:18:33,496
…می‌تونیم بریم گرداسنگ ِ توی ویرجینیا

262
00:18:33,537 --> 00:18:36,415
نه. بریم گرداسنگ ِ توی اوکراکوک. نزدیک‌تره

263
00:18:37,006 --> 00:18:39,225
مامان گفت آتِر توث از اونجا اومده بود

264
00:18:45,449 --> 00:18:47,364
من اومدم اینجا تا والدینم رو نجات بدم

265
00:18:47,494 --> 00:18:50,323
واسۀ نجات دخترمون حاضرم هر کاری انجام بدم

266
00:18:52,717 --> 00:18:54,327
حسرت هم نمی‌خورم

267
00:19:02,205 --> 00:19:03,815
…اگر توی زمان خودم بودم

268
00:19:03,946 --> 00:19:08,298
پیش بریانا و راجر توی اتاق انتظار می‌موندم

269
00:19:08,428 --> 00:19:10,604
و مراقب از بچه رو به یه دکتر دیگه می‌سپردم

270
00:19:10,735 --> 00:19:12,780
ولی من مامان‌بزرگشم

271
00:19:15,174 --> 00:19:18,264
ایکاش می‌تونستم مُداواش کنم

272
00:19:18,351 --> 00:19:19,962
اما من جراح قلب نیستم

273
00:19:21,702 --> 00:19:24,270
…ولی می‌تونم یه راهی پیدا کنم

274
00:19:24,357 --> 00:19:27,143
قبلاً توی جراحی قلب نقش داشتم

275
00:19:27,273 --> 00:19:30,005
دیدم، کمک کردم

276
00:19:31,712 --> 00:19:33,436
می‌تونم کار کردن و تکون خوردن انگشت‌هام رو
حس کنم

277
00:19:33,497 --> 00:19:37,240
یه بُرِش ِ کوچیک توی رَگ پشتیبان و کمکی

278
00:19:37,327 --> 00:19:39,329
بستن سریع مجرا

279
00:19:39,459 --> 00:19:40,808
بخیه کردن

280
00:19:42,810 --> 00:19:45,161
غیرممکنه

281
00:19:45,248 --> 00:19:48,164
…اتاق عمل

282
00:19:48,294 --> 00:19:50,644
،و پرستار ندارم
…و عمل کردن یه نوزاد

283
00:19:50,775 --> 00:19:52,604
یه کاری می‌تونیم بکنیم، ساکسون

284
00:20:04,083 --> 00:20:06,051
می‌دونم شاید خیلی
مایل به انجام اینکار نباشی

285
00:20:06,182 --> 00:20:09,725
ولی به… به‌نظر من
اینکار ذهن رو آروم می‌کنه

286
00:20:31,381 --> 00:20:33,165
به درگاه کی دعا می‌کنیم؟

287
00:20:36,212 --> 00:20:38,736
الیجِس ِ قدیس

288
00:20:38,866 --> 00:20:40,694
حامی سوارکارها

289
00:20:42,957 --> 00:20:44,959
این چه ربطی به بچۀ مریض داره؟

290
00:20:45,047 --> 00:20:48,354
…هوم. خب، ساکسون

291
00:20:48,485 --> 00:20:50,053
این قضیه بین منو اون بچه کوچولوئـه

292
00:20:50,095 --> 00:20:51,570
…اما

293
00:20:52,141 --> 00:20:55,057
…می‌دونم که اگر خواهش کنیم

294
00:20:56,493 --> 00:20:58,277
قدیس ازش مراقبت می‌کنه

295
00:21:13,205 --> 00:21:15,425
هان. به اندازۀ کافی دوستش داره

296
00:21:15,555 --> 00:21:18,776
شاید ولی نمی‌تونیم مطمئن باشیم

297
00:21:18,906 --> 00:21:21,605
جِمی، وقتی به به این سنگ گوش میدی

298
00:21:21,735 --> 00:21:23,077
چیزی می‌شنوی؟

299
00:21:23,127 --> 00:21:25,643
آره. آواز می‌خونه

300
00:21:26,900 --> 00:21:28,726
مَندی هم می‌شنوه

301
00:21:30,057 --> 00:21:31,215
خب، تو از کجا می‌دونی؟

302
00:21:31,265 --> 00:21:32,442
خودش بهم گفت

303
00:21:40,711 --> 00:21:43,888
خب، حداقل یه سنگ قیمتی دارین

304
00:21:43,975 --> 00:21:46,353
می‌تونیم یه سر به
نقره‌ساز ِ ویلمینگتون بزنیم

305
00:22:18,952 --> 00:22:20,403
گرسنمه

306
00:22:20,434 --> 00:22:22,753
منم همینطور. من پیش بچه‌ها می‌مونم

307
00:22:22,883 --> 00:22:24,713
ممنون. سعی می‌کنم
خیلی زود از پیش نانوا برگردم

308
00:22:24,755 --> 00:22:26,255
بیا پسر

309
00:22:26,306 --> 00:22:28,976
به پدربزرگت کمک می‌کنی وسایل رو جابجا کنه؟

310
00:22:29,107 --> 00:22:31,022
خب، دعا کنین
رفتنم پیش نقره‌ساز بی‌فایده نباشه

311
00:22:47,647 --> 00:22:49,954
یا خود ِ خدا

312
00:22:50,084 --> 00:22:51,696
همینجا بحث رو تموم می‌کنیم -
بهتره توی خیابون -

313
00:22:51,738 --> 00:22:53,392
بحث نکنیم

314
00:23:00,617 --> 00:23:02,662
لُرد جان

315
00:23:02,793 --> 00:23:04,577
بانو مَک‌کنزی

316
00:23:04,708 --> 00:23:06,116
دخترم

317
00:23:08,102 --> 00:23:11,454
چقدر… لذت‌بخشه که دوباره می‌بینم‌تون

318
00:23:14,204 --> 00:23:17,030
ایشون پسرم

319
00:23:17,721 --> 00:23:19,853
ستوان لرد السمر هستن

320
00:23:19,984 --> 00:23:21,291
ویلیام رَنسِم هستم

321
00:23:23,683 --> 00:23:25,570
خدمتگزار شمام، بانو

322
00:23:25,870 --> 00:23:29,095
و ایشو بانو بریانا مَک‌کنزی هستن

323
00:23:29,646 --> 00:23:32,301
قبلاً همدیگرو دیدیم، بانو مَک‌کنزی؟

324
00:23:32,431 --> 00:23:33,754
نه

325
00:23:34,694 --> 00:23:36,658
،اگر… اگر شما رو دیده بودم
حتماً به‌خاطر میاوردم

326
00:23:37,219 --> 00:23:39,234
اما عکس‌تون رو دیدم

327
00:23:40,134 --> 00:23:44,095
بانو مَک‌کنزی دختر ِ جیمز فریزر هستن

328
00:23:44,182 --> 00:23:45,966
آهان، بله

329
00:23:46,097 --> 00:23:47,967
داماد ِ توی هِلواتر وقتی که بچه بودم

330
00:23:48,017 --> 00:23:49,318
بله

331
00:23:49,448 --> 00:23:50,768
چی باعث شده بیاین ویلمینگتون؟

332
00:23:51,094 --> 00:23:52,919
منو همسرم دارم میریم بوستون

333
00:23:52,986 --> 00:23:54,148
بوستون

334
00:23:54,279 --> 00:23:55,411
قصه‌ش مفصله

335
00:23:55,798 --> 00:23:57,679
شما… شما چی؟

336
00:23:57,690 --> 00:23:59,284
فکر می‌کردم برگشتین انگلستان

337
00:23:59,415 --> 00:24:01,678
هَنگ ِ من اومده اینجا
تا به رفع مشکل کمک کنه

338
00:24:01,808 --> 00:24:04,463
…و بابا

339
00:24:04,550 --> 00:24:07,118
اصرار داشت توی این سفر منو همراهی کنه

340
00:24:08,859 --> 00:24:12,471
فکر کردم لحظۀ مناسبی
برای رفتن به کوه یوشیائـه

341
00:24:12,602 --> 00:24:14,307
ایکاش منم می‌رفتم بوستون

342
00:24:15,344 --> 00:24:17,955
مشتاقانه منتظر درگیر شدن با دشمن هستم

343
00:24:18,042 --> 00:24:20,305
…می‌دونین، یه زمانی یه مرد باهوش می‌گفت

344
00:24:20,436 --> 00:24:22,829
بهترین راه واسۀ شکست دادن دشمن»

345
00:24:23,120 --> 00:24:24,334
«اینه که یه کاری کنیم دوست‌مون بشه

346
00:24:24,361 --> 00:24:25,821
تا حالا دشمن‌ها زیادی داشتین؟

347
00:24:25,861 --> 00:24:27,094
نه

348
00:24:27,181 --> 00:24:30,054
…نه، من… من

349
00:24:30,184 --> 00:24:33,223
بعضی وقتا تنها راه حل و فصل یه مشکل
شمشیر و خون ریختنه

350
00:24:37,832 --> 00:24:40,673
در هر صورت، امیدوارم در یه دورۀ صلح‌آمیز

351
00:24:40,804 --> 00:24:43,067
دوباره همدیگرو ببینیم

352
00:24:43,197 --> 00:24:44,460
خیلی خوب میشه

353
00:24:44,590 --> 00:24:46,462
و امیدوارم منو دوست‌تون بدونین

354
00:24:58,038 --> 00:25:00,026
متأسفانه باید از حضورتون مرخص بشم

355
00:25:02,304 --> 00:25:04,384
پدر، تا شب خداحافظ

356
00:25:13,532 --> 00:25:18,073
اون، اون ۹اُمین اِرل ِ السمر بود، هان؟

357
00:25:19,451 --> 00:25:20,931
درسته

358
00:25:23,020 --> 00:25:24,848
ممنون

359
00:25:24,978 --> 00:25:26,980
بابت احتیاط‌تون

360
00:25:27,111 --> 00:25:28,591
البته

361
00:25:31,463 --> 00:25:34,336
نمی‌خواین هیچ‌وقت
دربارۀ پدر بهش چیزی بگین؟

362
00:25:36,338 --> 00:25:38,731
فکر نمی‌کنین حق داره بدونه؟

363
00:25:38,862 --> 00:25:40,298
عقل‌تون رو از دست دادین؟

364
00:25:43,475 --> 00:25:45,129
فقط ۵ نفر از نَسَب ِ واقعی ِ

365
00:25:45,259 --> 00:25:47,044
ویلیام اطلاع داشتن

366
00:25:47,174 --> 00:25:48,917
‫۲ نفرشون مُردن

367
00:25:48,959 --> 00:25:51,147
بقیه‌شون در طی… ۱۸ سال گذشته

368
00:25:51,198 --> 00:25:53,980
تلاش‌های زیادی انجام دادن تا هیچکس

369
00:25:54,070 --> 00:25:55,750
حتی خود ِ ویلیام

370
00:25:55,835 --> 00:25:57,405
هیچ‌وقت شک نکنه

371
00:25:57,446 --> 00:26:00,013
که اون ۹اُمین اِرل ِ السمره

372
00:26:05,497 --> 00:26:09,339
ویلیام همیشه فکر می‌کرده

373
00:26:09,390 --> 00:26:11,590
که من پدرشم

374
00:26:15,768 --> 00:26:17,248
‫می‌دونی اگه الان بفهمه

375
00:26:17,379 --> 00:26:18,510
‫چه حالی میشه؟

376
00:26:31,784 --> 00:26:35,048
‫مردی که بزرگم کرد...

377
00:26:35,179 --> 00:26:37,877
‫اسمش فرانک بود.

378
00:26:38,008 --> 00:26:42,752
‫مُرده، ولی خیلی دوستش داشتم.

379
00:26:44,536 --> 00:26:46,833
‫وقتی اولین بار دربارۀ بابام فهمیدم،

380
00:26:46,924 --> 00:26:49,846
‫نمی‌خواستم باور کنم.

381
00:26:49,976 --> 00:26:52,332
‫خودم پدر داشتم. یه پدر دیگه نمی‌خواستم.

382
00:26:53,893 --> 00:26:57,810
‫ولی بعدش بابام رو دیدم،

383
00:26:57,941 --> 00:27:03,184
‫و... اون...

384
00:27:04,513 --> 00:27:06,428
‫مثل الانش بود.

385
00:27:08,821 --> 00:27:11,911
‫اون یکی پدرم رو فراموش نکردم

386
00:27:12,042 --> 00:27:13,783
‫یا از دوست داشتنش دست نکشیدم.

387
00:27:15,567 --> 00:27:16,878
‫هیچ وقت دست نمی‌کشم.

388
00:27:27,710 --> 00:27:29,189
‫جیمی.

389
00:27:33,249 --> 00:27:34,741
‫خوشحالم می‌بینمت.

390
00:27:35,892 --> 00:27:37,230
‫بیا تو.

391
00:27:48,165 --> 00:27:49,778
‫نوشیدنی می‌خوری؟

392
00:27:50,015 --> 00:27:52,169
‫ممنون، نه.

393
00:27:54,563 --> 00:27:56,554
‫همینطوره دیگه.

394
00:27:57,435 --> 00:28:00,062
‫همون طور که گفتی،
‫ما جهت مخالف تاریخیم.

395
00:28:00,699 --> 00:28:02,396
‫یا شوربختانه

396
00:28:02,527 --> 00:28:04,747
‫جهت مخالف چیزی هستیم که می‌ترسم

397
00:28:04,877 --> 00:28:06,836
‫یه کشمکش طولانی باشه.

398
00:28:06,966 --> 00:28:08,533
‫خب، شاید طولانی باشه.

399
00:28:08,620 --> 00:28:10,317
‫ولی صد درصد شوربختانه‌س.

400
00:28:10,404 --> 00:28:11,766
‫تو پارلمان میگن آمریکا

401
00:28:11,808 --> 00:28:14,496
‫پسر ناخلفیه که پدرش رو روسیاه کرده.

402
00:28:14,626 --> 00:28:16,323
‫و باید بهش درس عبرت بدیم.

403
00:28:16,454 --> 00:28:17,977
‫یه زمانی می‌رسه که هر پسری

404
00:28:18,108 --> 00:28:19,413
‫باید پدرش رو ترک کنه.

405
00:28:22,982 --> 00:28:24,948
‫می‌دونم ویلیام داره ترکت می‌کنه.

406
00:28:26,290 --> 00:28:29,502
‫خواستم به اطلاعت برسونم
‫که تصمیم گرفته به ارتش ملحق بشه.

407
00:28:29,902 --> 00:28:32,122
‫ولی می‌ترسیدم که نامه‌م به دستت نرسه

408
00:28:32,252 --> 00:28:34,037
‫در حالی که عازم اینجا بودی.

409
00:28:34,124 --> 00:28:35,817
‫مصممه بجنگه.

410
00:28:35,967 --> 00:28:37,693
‫کله‌شقیش به تو رفته.

411
00:28:37,823 --> 00:28:39,999
‫متاسفانه شاید حق با تو باشه، جان.

412
00:28:40,130 --> 00:28:42,103
‫تو شرایط بهتر،

413
00:28:42,154 --> 00:28:46,792
‫درباره زن دادن ویلیام حرف می‌زدیم،
‫نه هنگ‌ـش.

414
00:28:47,659 --> 00:28:48,834
‫آره.

415
00:28:51,360 --> 00:28:54,908
‫شنیدم اون و بری با هم صمیمی شدن.

416
00:28:56,276 --> 00:28:57,582
‫همینطوره.

417
00:28:59,889 --> 00:29:01,891
‫آرزو دارم

418
00:29:02,021 --> 00:29:05,439
‫می‌تونستی باهاش وقت بگذرونی.

419
00:29:05,516 --> 00:29:06,720
‫نگران نباش، جان.

420
00:29:08,675 --> 00:29:12,301
‫همین یه بار دیدنشون برام کافیه.

421
00:29:14,033 --> 00:29:17,297
‫و همیشه تو ذهنم باقی می‌مونه.

422
00:29:19,256 --> 00:29:20,857
‫چقدر تو ویلمینگتون می‌مونی؟

423
00:29:22,694 --> 00:29:24,914
‫اونقدر که بتونم یه جواهر جور کنم.

424
00:29:25,001 --> 00:29:26,916
‫- چه جواهری؟
‫- خب...

425
00:29:28,657 --> 00:29:30,031
‫برای بری.

426
00:29:34,053 --> 00:29:35,968
‫خب، دخترت معتقده

427
00:29:36,099 --> 00:29:39,319
‫باید به ویلیام دربارۀ پدرش بگم.

428
00:29:39,450 --> 00:29:43,532
‫گفت حق داره بدونه.

429
00:29:43,572 --> 00:29:45,111
‫تو چی گفتی؟

430
00:29:45,151 --> 00:29:46,831
‫بهش گفتم من چنین عقیده‌ای ندارم.

431
00:29:46,852 --> 00:29:48,435
‫منم همین نظر رو دارم.

432
00:29:48,720 --> 00:29:50,635
‫بری درک نمی‌کنه.

433
00:29:50,766 --> 00:29:54,900
‫در مورد خیلی چیزا نظر میده.

434
00:29:54,987 --> 00:29:56,902
‫مثل مادرش؟

435
00:30:04,040 --> 00:30:06,042
‫انگار واجب شد ویسکی رو بخورم.

436
00:30:13,527 --> 00:30:15,312
‫فکر نمی‌کنم نظرت عوض شده باشه

437
00:30:15,442 --> 00:30:17,793
‫و از همکاریت با پسران آزادی صرف‌نظر کرده باشی؟

438
00:30:17,923 --> 00:30:20,189
‫نه. نکردم.

439
00:30:23,886 --> 00:30:26,366
‫و برای تاج و تخت نمی‌جنگی

440
00:30:26,497 --> 00:30:29,631
‫حتی اگه دلیلی جز ایستادن
‫در کنارت پسرت نداشته باشی؟

441
00:30:32,764 --> 00:30:35,811
‫روزی که پدرخونده‌م رو

442
00:30:35,898 --> 00:30:37,178
‫تو میدون نبرد تو آلامنس کول گرفتم،

443
00:30:37,290 --> 00:30:39,679
‫قسم خوردم دیگه هیچ وقت

444
00:30:39,809 --> 00:30:41,695
‫دوشادوش ارتش بریتانیا نجنگم.

445
00:30:41,802 --> 00:30:43,503
‫جیمی، واقعاً فکر می‌کنی

446
00:30:43,543 --> 00:30:45,429
‫که هر کی می‌تونه مخالف سلطنت باشه
‫و پیروز بشه؟

447
00:30:45,839 --> 00:30:47,289
‫نظر من مهم نیست.

448
00:30:49,955 --> 00:30:51,696
‫همکاری مستمرمون

449
00:30:51,827 --> 00:30:53,431
‫جز اینکه برای هر دومون خطرناک باشه
‫فایده‌ای نداره.

450
00:30:53,473 --> 00:30:54,960
‫متاسفانه

451
00:31:04,884 --> 00:31:08,539
‫متاسفانه مجبوریم تمام ارتباط‌مون رو قطع کنیم.

452
00:31:15,415 --> 00:31:16,852
‫لعنت به جنگ.

453
00:31:26,600 --> 00:31:29,691
‫باور کن، در این شرایط هم

454
00:31:29,821 --> 00:31:33,216
‫من بی‌آلایش‌ترین دوستت باقی می‌مونم.

455
00:31:45,707 --> 00:31:50,525
‫20 ساله همراهمه.

456
00:31:58,328 --> 00:32:02,201
‫اینو بده بریانا.

457
00:32:02,332 --> 00:32:04,073
‫جان، مطمئنی؟

458
00:32:04,203 --> 00:32:05,461
‫گفتی خیلی سال پیش

459
00:32:05,492 --> 00:32:06,886
‫اینو از اون جزیره برداشتی

460
00:32:07,053 --> 00:32:09,173
‫چون فکر کردی شاید یه روزی به دردت بخوره.

461
00:32:11,080 --> 00:32:12,516
‫شاید الان همون روزه.

462
00:32:14,779 --> 00:32:16,190
‫ممنون.

463
00:32:17,390 --> 00:32:20,829
‫باعث افتخارمه.

464
00:33:09,138 --> 00:33:10,923
‫انگشتانه نقره‌ای با لعل...

465
00:33:11,880 --> 00:33:13,795
‫که تو تاج بوده.

466
00:33:13,925 --> 00:33:17,276
‫و یه شونه مو از فرانسه

467
00:33:17,407 --> 00:33:19,801
‫با یه الماس کوچیک ملیله دوز شده.

468
00:33:19,931 --> 00:33:22,629
‫به نظر میاد خیلی موفق بودی.

469
00:33:22,760 --> 00:33:24,457
‫میشه سه تا.

470
00:33:24,798 --> 00:33:25,988
‫چهارتا.

471
00:33:27,069 --> 00:33:29,524
‫از طرف لرد جان ـه.
‫قبل‌تر باهاش صحبت کردم.

472
00:33:29,585 --> 00:33:30,794
‫می‌خواست بدمش به تو.

473
00:33:33,640 --> 00:33:36,538
‫فردا عازم اوکراکوک می‌شیم.

474
00:33:37,639 --> 00:33:39,908
‫میای بریم قدم بزنیم، بریانا؟

475
00:33:40,038 --> 00:33:41,182
‫آره.

476
00:33:51,049 --> 00:33:53,704
‫پس با برادرت آشنا شدی؟

477
00:33:56,489 --> 00:33:58,705
‫باورم نمیشه داره میره جنگ.

478
00:33:59,536 --> 00:34:01,538
‫نگرانشم.

479
00:34:01,668 --> 00:34:04,410
‫آره. منم نگران هر جفتتونم.

480
00:34:06,369 --> 00:34:08,762
‫به گمونم کار پدرها همینه.

481
00:34:29,608 --> 00:34:31,650
‫اینجا منو یاد دیزنی‌لند میندازه.

482
00:34:32,090 --> 00:34:35,137
‫آره؟ کجاست؟

483
00:34:35,267 --> 00:34:38,880
‫جاییه که همۀ قصه‌ها جون می‌گیرن.

484
00:34:40,882 --> 00:34:43,057
‫میگن برای بچه‌هاست، ولی...

485
00:34:43,188 --> 00:34:45,582
‫برای کودک درون همه‌س.

486
00:34:49,256 --> 00:34:52,563
‫مامان و بابام هر تابستون منو می‌بردن اونجا.

487
00:34:52,693 --> 00:34:55,610
‫و درخت‌ها رو چراغ‌وونی می‌کردن.

488
00:34:55,740 --> 00:34:58,265
‫مثل کرم شب‌تاب.

489
00:34:58,395 --> 00:34:59,788
‫اونجا چه شکلی بود؟

490
00:35:01,050 --> 00:35:03,749
‫سحرآمیز.

491
00:35:03,879 --> 00:35:06,316
‫از همه جا صدای موسیقی میاد.

492
00:35:06,447 --> 00:35:09,318
‫نوازنده‌ها طبل و کرنا می‌زنن،

493
00:35:09,358 --> 00:35:10,710
‫بالا و پایین خیابونا رژه میرن.

494
00:35:10,731 --> 00:35:12,643
‫می‌تونی بری بالا

495
00:35:12,683 --> 00:35:14,530
‫و با میکی ماوث دست بدی.

496
00:35:16,631 --> 00:35:18,589
‫چی هست؟

497
00:35:19,036 --> 00:35:20,646
‫یه موش اندازۀ انسان

498
00:35:20,733 --> 00:35:22,953
‫با گوش‌های بزرگ و دستکش.

499
00:35:23,084 --> 00:35:24,594
‫چی، یه موش صحرایی گنده؟

500
00:35:24,641 --> 00:35:25,739
‫می‌ذارن بچه‌ها

501
00:35:25,769 --> 00:35:27,349
‫- باهاش بازی کنن؟
‫- نه.

502
00:35:27,479 --> 00:35:29,488
‫موش صحرایی نیست. موش کوچیکه.

503
00:35:29,818 --> 00:35:32,789
‫ولی در واقع یه آدمه که لباس موش پوشیده.

504
00:35:35,835 --> 00:35:39,665
‫وقتی اونجایی، دنیای واقعی ناپدید میشه.

505
00:35:39,796 --> 00:35:42,059
‫هیچ اتفاق بدی نمی‌افته.

506
00:35:44,322 --> 00:35:46,585
‫بهش میگن، «شادترین مکان روی زمین.»

507
00:35:46,716 --> 00:35:50,111
‫و واسه یه مدت کوتاه...

508
00:35:50,241 --> 00:35:51,590
‫انگار واقعاً همون طوره.

509
00:35:56,769 --> 00:36:02,030
‫اینجا ناامیده‌کننده‌س؟

510
00:36:03,863 --> 00:36:05,396
‫اینجا؟ تو این زمان؟

511
00:36:05,436 --> 00:36:06,649
‫نه، به هیچ وجه.

512
00:36:10,131 --> 00:36:12,002
‫تو برام سحرآمیز هستی.

513
00:36:19,361 --> 00:36:21,621
‫گاهی بهش فکر می‌کنم،

514
00:36:22,621 --> 00:36:23,817
‫در عجبم، می‌دونی، چی طور میشد

515
00:36:23,837 --> 00:36:28,810
‫اگه می‌تونستم باهات بیام آینده.

516
00:36:33,763 --> 00:36:35,387
‫سعی دارم تصورش کنم.

517
00:36:36,287 --> 00:36:37,690
‫پشت ماشین نشستی

518
00:36:37,737 --> 00:36:41,762
‫یا با کت و شلوار سه تیکه داری میری اداره.

519
00:36:44,165 --> 00:36:49,170
‫یا با جم و راجر رفتید سینما،
‫فیلم گودزیلا می‌بینید.

520
00:36:51,041 --> 00:36:52,956
‫ولی به نظرم خوب جا می‌افتی.

521
00:36:53,086 --> 00:36:54,907
‫می‌تونستی روزنامه چاپ کنی.

522
00:36:54,958 --> 00:36:56,137
‫بلدی که.

523
00:36:56,147 --> 00:36:58,801
‫یا می‌تونستم کشاورزی کنم.

524
00:36:58,831 --> 00:37:01,573
‫مطمئناً مردم هنوز غذا می‌خورن.

525
00:37:08,493 --> 00:37:12,758
‫دنیایی که داری، این آمریکا

526
00:37:13,289 --> 00:37:15,568
‫آزادی‌ای که به سمتش میری،

527
00:37:17,459 --> 00:37:19,330
‫بهای زیادی براش میدی.

528
00:37:19,461 --> 00:37:21,131
‫ارزشش رو داره؟

529
00:37:21,941 --> 00:37:23,508
‫به نظرت؟

530
00:37:26,250 --> 00:37:28,512
‫تقریباً هیچی ارزش از دست دادن تو رو نداره.

531
00:37:29,862 --> 00:37:33,454
‫ولی شاید این یکی نزدیک باشه.

532
00:37:47,883 --> 00:37:50,318
‫بری سعی داشت منو تو آینده تصور کنه.

533
00:37:50,562 --> 00:37:52,581
‫اگه می‌تونستیم دنبالشون بریم، ساکسون.

534
00:37:57,020 --> 00:37:59,762
‫تو رو اونجا دیدم، می‌دونی؟

535
00:37:59,892 --> 00:38:03,156
‫خوابت رو تو زمان خودت دیدم.

536
00:38:04,897 --> 00:38:06,820
‫چی کار می‌کردم؟

537
00:38:07,987 --> 00:38:10,360
‫از کجا می‌دونستی زمان خودمه؟

538
00:38:11,861 --> 00:38:15,908
‫اون دفعه از نور فهمیدم.

539
00:38:17,432 --> 00:38:19,070
‫تو...

540
00:38:19,174 --> 00:38:24,005
‫سر میز نشسته بودی
‫داشتی یه چیزی می‌نوشتی.

541
00:38:24,136 --> 00:38:27,443
‫و همه جا روشن بود.

542
00:38:27,530 --> 00:38:31,012
‫روی صورتت، موهات می‌درخشید.

543
00:38:31,143 --> 00:38:35,625
‫نه نور شمع بود نه آتیش.

544
00:38:35,712 --> 00:38:39,238
‫یادمه وقتی دیدمت با خودم فکر کردم،

545
00:38:39,368 --> 00:38:44,021
‫«حتماً این جریان برقه.»

546
00:38:44,852 --> 00:38:47,158
‫آخه چطور چیزی رو تو خواب تشخیص میدی

547
00:38:47,189 --> 00:38:49,596
‫در حالی که تو زندگی واقعی ندیدیش؟

548
00:38:49,726 --> 00:38:52,903
‫خب، همیشه خواب چیزایی رو می‌بینم که ندیم.

549
00:38:53,034 --> 00:38:54,166
‫تو نمی‌بینی؟

550
00:38:55,196 --> 00:38:56,733
‫چرا.

551
00:38:56,864 --> 00:39:01,129
‫مناظر منحصر به فرد، آدمایی که نمی‌شناسم.

552
00:39:01,260 --> 00:39:02,522
‫ولی این فرق می‌کنه.

553
00:39:02,609 --> 00:39:04,891
‫خواب گذشته رو می‌بینم.

554
00:39:05,481 --> 00:39:07,310
‫چرا نتونم خواب آینده رو ببینم؟

555
00:39:09,877 --> 00:39:11,313
‫البته که می‌تونی.

556
00:39:18,364 --> 00:39:19,843
‫چرا قبلاً بهم نگفتی؟

557
00:39:19,930 --> 00:39:21,417
‫همین چند سال

558
00:39:21,458 --> 00:39:23,351
‫اینطور شده.

559
00:39:24,152 --> 00:39:27,068
‫نمی‌خواستم فکر کنی زده به سرم.

560
00:39:54,182 --> 00:39:56,053
‫اینو از کجا آوردی؟

561
00:39:56,141 --> 00:39:57,639
‫گذاشته بودم کنار.

562
00:40:00,188 --> 00:40:01,755
‫اگه همدیگه رو پیدا نکرده بودیم،

563
00:40:01,885 --> 00:40:03,539
‫اینو برای مندی می‌دادم.

564
00:40:08,718 --> 00:40:13,932
‫گفتم اگه کشته شدم،
‫می‌تونی برش داری و برگردی.

565
00:40:16,335 --> 00:40:18,424
‫- هنوز اینجایی.
‫- آره.

566
00:40:21,818 --> 00:40:26,040
‫ولی اگه می‌خوای باهاشون بری...

567
00:40:37,834 --> 00:40:39,659
‫میندازیش دور؟

568
00:40:48,584 --> 00:40:50,125
‫عاشقتم.

569
00:40:52,588 --> 00:40:55,747
‫مثل قبل شهامت ندارم، می‌دونی؟

570
00:40:58,028 --> 00:41:00,727
‫اوئنقدر شهامت ندارم بدون تو زندگی کنم.

571
00:41:12,913 --> 00:41:14,871
‫احتمالاً باید بریم اون سنگ رو بیاریم.

572
00:42:13,321 --> 00:42:15,889
‫یه بار برای نجات بچه‌م اومدم پیش سنگ‌ها.

573
00:42:16,019 --> 00:42:18,761
‫حالا تو اومدی تا بچه‌هات رو نجات بدی.

574
00:42:21,373 --> 00:42:23,456
‫خیلی دوستت دارم، مامان.

575
00:42:25,202 --> 00:42:28,336
‫باورم نمیشه وقت خداحافظیه.

576
00:42:28,423 --> 00:42:31,352
‫دو دفعه قبل که خداحافظی کردیم،

577
00:42:31,902 --> 00:42:33,896
‫فکر می‌کردم دیگه نمی‌بینمت.

578
00:42:37,040 --> 00:42:39,304
‫با اینحال باز اینجاییم.

579
00:42:43,308 --> 00:42:45,174
‫پس خدا می‌دونه چی میشه.

580
00:42:51,925 --> 00:42:55,755
‫فرشته‌ی کوچولوم، خوب کسایی مراقبتن.

581
00:43:15,035 --> 00:43:16,515
‫جم...

582
00:43:20,693 --> 00:43:24,918
‫همیشه مراقب خواهر کوچولوت باش.

583
00:43:28,353 --> 00:43:31,399
‫همونطور که ما یادت دادیم تو هم

584
00:43:31,530 --> 00:43:33,923
‫قایم موشک یادش بده.

585
00:43:34,054 --> 00:43:35,695
‫دوستت دارم.

586
00:43:37,927 --> 00:43:39,538
‫دوستت دارم.

587
00:43:51,201 --> 00:43:53,352
‫دویست سال تو زمان سفر کردی
‫تا پیش بری باشی.

588
00:43:55,292 --> 00:43:56,741
‫این زندگی انتخاب تو نبود،

589
00:43:56,771 --> 00:43:59,827
‫ولی مانع نشد که

590
00:43:59,888 --> 00:44:04,063
‫شوهر، سرباز...

591
00:44:04,780 --> 00:44:08,372
‫پدر و مرد خدا نباشی.

592
00:44:10,177 --> 00:44:12,038
‫یه مرد شریف.

593
00:44:12,788 --> 00:44:16,107
‫بهت افتخار می‌کنم، راجر مک.

594
00:44:17,402 --> 00:44:21,065
‫و به هیچ کس جز تو اعتماد ندارم
‫که دخترم و بچه‌هاش رو بهش پسپارم.

595
00:44:24,104 --> 00:44:26,355
‫مایۀ سربلندیه که شما رو خانواده‌م صدا کنم.

596
00:44:27,586 --> 00:44:30,197
‫از شماها به بچه‌ها میگم.

597
00:44:30,327 --> 00:44:33,088
‫خاطرات زیادی داریم براشون تعریف کنیم.

598
00:44:33,679 --> 00:44:36,022
‫آره، شاید بهتره نیش مار رو تعریف نکنی، هان؟

599
00:44:38,118 --> 00:44:39,641
‫جرمایا...

600
00:44:41,643 --> 00:44:45,133
‫همون لحظه که دیدمت مثل خانواده‌م بودی.

601
00:44:50,304 --> 00:44:51,958
‫مراقب دخترمون باش.

602
00:44:52,045 --> 00:44:53,481
‫باشه.

603
00:45:00,401 --> 00:45:02,751
‫نمی‌خوام تنهات بذارم، پدر بزرگ.

604
00:45:02,882 --> 00:45:05,928
‫تنهام نمی‌ذاری، عزیزم.

605
00:45:06,059 --> 00:45:08,365
‫همیشه پیشت هستم.

606
00:45:08,496 --> 00:45:13,240
‫اگه یه روز یه موش گنده به اسم مایکل دیدی،

607
00:45:13,370 --> 00:45:16,891
‫بهش بگو بابا بزرگت بهت سلام رسوند.

608
00:45:36,219 --> 00:45:39,005
‫تو از خانواده فریزر و مکنزی هستی.

609
00:45:39,135 --> 00:45:40,615
‫مثل من.

610
00:45:40,746 --> 00:45:43,196
‫قلب قوی‌ای داره. درمونده نمی‌ذارتت.

611
00:45:54,150 --> 00:45:57,787
‫نمی‌دونم چطور احساسم رو ابراز کنم، عزیز دلم.

612
00:46:01,897 --> 00:46:03,812
‫نمی‌تونم ازت خداحافظی کنم.

613
00:46:03,943 --> 00:46:06,075
‫خودتو اذیت نکن.

614
00:46:06,206 --> 00:46:08,991
‫وقتی همین جا با مامان خداحافظی کردی،

615
00:46:09,122 --> 00:46:11,646
‫و منو باردار بود، تو گفتی...

616
00:46:13,107 --> 00:46:16,298
‫من تمام چیزیم که ازت باقی می‌مونم.

617
00:46:17,086 --> 00:46:20,220
‫ولی تو خیلی بیشتر از اینا هستی.

618
00:46:20,350 --> 00:46:23,545
‫همیشه تو قلب و روحم هستی.

619
00:46:24,790 --> 00:46:27,490
‫همیشه منو تو قلبت داری.

620
00:46:28,010 --> 00:46:29,708
‫هیچی از دست نمیره.

621
00:46:30,048 --> 00:46:31,704
‫فقط عوض میشه.

622
00:46:39,456 --> 00:46:41,632
‫تو دخترمی.

623
00:46:48,291 --> 00:46:50,293
‫آره.

624
00:48:08,807 --> 00:48:11,227
‫به‌خاطر تو ادامه میدم.

625
00:48:12,375 --> 00:48:16,200
‫هر چند اگه تنها بودم ادامه نمی‌دادم.

626
00:48:28,696 --> 00:48:29,958
‫مندی!

627
00:48:30,089 --> 00:48:31,839
‫حالش خوبه؟

628
00:48:32,569 --> 00:48:35,790
‫آره، خوب نفس می‌کشه.

629
00:48:35,877 --> 00:48:37,400
‫رسیدیم؟

630
00:48:37,487 --> 00:48:39,402
‫نمی‌دونم.

631
00:48:40,882 --> 00:48:44,624
‫خب مامان و بابا نیستن، پس شاید رسیدیم؟

632
00:50:44,701 --> 00:50:46,573
‫چی شده، خانمی؟

633
00:50:46,703 --> 00:50:48,096
‫نمی‌دونم.

634
00:50:51,578 --> 00:50:54,102
‫هر بار چشمام رو می‌بندم...

635
00:50:56,381 --> 00:50:57,622
‫آره.

636
00:51:05,679 --> 00:51:07,681
‫خانواده‌مون رو از دست دادیم.

637
00:51:07,812 --> 00:51:12,580
‫فرگوس، مارسلی، بچه‌ها، بریانا، راجر.

638
00:51:14,209 --> 00:51:17,038
‫و به همه میگیم رفتن بوستون،
‫ولی اونجا نیستن.

639
00:51:18,561 --> 00:51:19,936
‫اونا که نمردن، ساکسون.

640
00:51:20,004 --> 00:51:21,677
‫200 سال ازمون فاصله دارن. و...

641
00:51:25,873 --> 00:51:27,483
‫دیگه هرگز نمی‌بینیمشون.

642
00:51:29,877 --> 00:51:32,662
‫گاهی...

643
00:51:34,055 --> 00:51:36,666
‫به مارتا فکر می‌کنم،

644
00:51:36,753 --> 00:51:39,147
‫سنگینی جسمش تو آغوشم،

645
00:51:39,278 --> 00:51:43,151
‫چشماش که کم‌سو میشن.

646
00:51:43,282 --> 00:51:47,547
‫فکر می‌کنم مادرم، پدرم، برادرم...

647
00:51:49,984 --> 00:51:54,423
‫فیث کوچولومون... همه رفتن.

648
00:51:54,554 --> 00:51:56,556
‫و همینطورجنی و ایان،

649
00:51:56,686 --> 00:51:58,425
‫اگه یه روزی بتونم ببینمشون.

650
00:52:01,517 --> 00:52:03,650
‫ویلیام.

651
00:52:07,872 --> 00:52:10,048
‫خیلیا رو از دست دادیم.

652
00:52:14,356 --> 00:52:17,055
‫اگه نوازشت کنم
‫می‌تونی این غم رو تحمل کنی؟

653
00:52:17,185 --> 00:52:18,317
‫نمی‌دونم.

654
00:52:32,897 --> 00:52:34,507
‫می‌تونی براشون اشک بریزی،
‫خانم مو قهوه‌ای خودم؟

655
00:52:50,958 --> 00:52:52,869
‫براشون سوگواری کن.

656
00:52:53,569 --> 00:52:55,441
‫وقتی تموم شد، من اینجام.

657
00:53:13,676 --> 00:53:15,113
‫تو هفته‌های آتی،

658
00:53:15,243 --> 00:53:17,463
‫تسلی خاطرم این بود

659
00:53:17,593 --> 00:53:20,292
‫که می‌دونستم بریانا و راجر نمردن،

660
00:53:20,422 --> 00:53:22,990
‫بلکه یه جای دیگه هستن.

661
00:53:23,556 --> 00:53:25,123
‫لیزی پسرش رو به دنیا آورد،

662
00:53:25,210 --> 00:53:27,016
‫و شادیِ خندۀ رودنی

663
00:53:27,087 --> 00:53:28,953
‫حتی جیمی رو سر رحم آورد،

664
00:53:29,083 --> 00:53:31,990
‫که اجازه داد خانوادۀ غیرعادی‌مون با هم بمونن.

665
00:53:34,436 --> 00:53:36,837
‫هر روز خاطرات جدید ساختیم،

666
00:53:38,484 --> 00:53:42,183
‫به خاطرات قدیمی‌ اضافه کردیم،

667
00:53:42,270 --> 00:53:46,753
‫کُره مندی، صورتی جیمی که عسلی شد،

668
00:53:46,840 --> 00:53:48,755
‫خندۀ بریانا،

669
00:53:48,885 --> 00:53:51,995
‫دستای راجر که یه ماشین‌ اسباب‌بازی چوبی ساخت.

670
00:53:53,803 --> 00:53:56,719
‫ولی روی ما سایه ننداختن.

671
00:53:56,850 --> 00:53:59,331
‫نعماتمون رو می‌شمریم.

672
00:53:59,461 --> 00:54:01,898
‫واقعاً شادترین مکان روی زمین بود.

673
00:54:48,641 --> 00:54:50,599
‫اینا رو از کجا آوردی؟

674
00:54:54,543 --> 00:54:55,822
‫دخترم درست‌شون کرده.

675
00:54:56,953 --> 00:54:58,470
‫دختر باهوشیه.

676
00:54:59,391 --> 00:55:00,791
‫کاش به فکر من می‌رسید.

677
00:55:05,875 --> 00:55:07,355
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

678
00:55:07,486 --> 00:55:08,769
‫به کمکت نیاز دارم.

679
00:55:10,663 --> 00:55:13,362
‫به چه جراتی اومدی اینجا
‫و ازم کمک می‌خوای؟

680
00:55:15,755 --> 00:55:17,622
‫وقتی به کمکت نیاز داشتم کجا بودی؟

681
00:55:17,682 --> 00:55:20,280
‫خواستم کمکت کنم، ولی نتونستم.

682
00:55:21,251 --> 00:55:22,703
‫براون منو می‌کشت.

683
00:55:24,056 --> 00:55:25,469
‫دامادم رو که دیدی.

684
00:55:26,983 --> 00:55:28,463
‫اون همه چیو بهم گفت.

685
00:55:28,550 --> 00:55:31,118
‫آره. عوضی از خودراضی کمک نکرد فرار کنم.

686
00:55:31,249 --> 00:55:34,113
‫ولی خودم فرار کردم.

687
00:55:36,507 --> 00:55:37,733
‫چی می‌خوای؟

688
00:55:37,864 --> 00:55:39,344
‫جواب.

689
00:55:39,724 --> 00:55:41,827
‫یه جواهر بردم پیش سنگ‌ها.

690
00:55:42,608 --> 00:55:45,301
‫ولی به‌خاطر اتفاقی که دفعه قبل افتاد،
‫عصبی بودم.

691
00:55:45,741 --> 00:55:47,565
‫پس یه بطری ویسکی خوردم.

692
00:55:49,005 --> 00:55:51,443
‫به اون کوفتیا دست زدم و از هوش رفتم.

693
00:55:51,573 --> 00:55:53,662
‫و وقتی روی زمین بیدار شدم،

694
00:55:53,793 --> 00:55:56,012
‫دقیقاً همون جایی بودم که قبلاً بودم.

695
00:55:56,143 --> 00:55:58,139
‫باید بگی چه اشتباهی کردم.

696
00:55:58,169 --> 00:56:00,089
‫باید بگی روال کار چیه.

697
00:56:01,583 --> 00:56:03,890
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم ازش بپرسم.

698
00:56:04,020 --> 00:56:06,719
‫هیچ کی نمی‌دونه روال کار چیه،

699
00:56:07,129 --> 00:56:08,501
‫دقیقاً نمی‌دونن.

700
00:56:09,722 --> 00:56:15,423
‫باید به کسی یا جایی فکر کنی.
‫اینطور هدایت میشی.

701
00:56:15,510 --> 00:56:17,404
‫- هدایت؟
‫- آره.

702
00:56:17,515 --> 00:56:19,456
‫محض رضای خدا، نباید نوشیدنی بخوری.

703
00:56:19,513 --> 00:56:21,037
‫باید تمرکز داشته باشی.

704
00:56:21,168 --> 00:56:23,562
‫با حواس جمع بری اونجا

705
00:56:23,692 --> 00:56:25,346
‫و تمرکز کنی.

706
00:56:25,477 --> 00:56:27,870
‫- همین؟
‫- آره.

707
00:56:28,001 --> 00:56:30,873
‫و به جایی که باید باشی می‌رسی.
‫قول میدم.

708
00:56:31,004 --> 00:56:35,182
‫حالا از خونۀ من گمشو بیرون.

709
00:56:35,313 --> 00:56:36,486
‫هنوز نه.

710
00:56:37,750 --> 00:56:39,436
‫ببین، وقتی به هوش اومدم،

711
00:56:39,477 --> 00:56:41,014
‫سنگ زمردم نبود.

712
00:56:43,016 --> 00:56:45,323
‫پس یه سنگ قیمتی دیگه لازم دارم...

713
00:56:45,453 --> 00:56:47,281
‫احتمالاً بیشتر از یکی.

714
00:56:47,412 --> 00:56:49,155
‫گفتم به این سادگی بیخیالشون نمیشی،

715
00:56:49,195 --> 00:56:51,155
‫پس رفقام رو آوردم.

716
00:56:51,285 --> 00:56:53,361
‫جد، بیا اینجا.

717
00:56:57,465 --> 00:56:58,807
‫من سنگ‌ها رو بر میدارم.

718
00:56:58,858 --> 00:57:01,774
‫اونام هر چی می‌خوان بر می‌دارن.
‫قرارمون اینه.

719
00:57:01,904 --> 00:57:03,862
‫شماها خونه رو بگردید.

720
00:57:05,256 --> 00:57:08,640
‫- این احمق سنگ قیمتی می‌خواد.
‫- اونم گفت.

721
00:57:08,800 --> 00:57:11,669
‫بگو کجان، وگرنه یه تیر خالی می‌کنم تو سرش.
‫قسم می‌خورم.

722
00:57:11,760 --> 00:57:13,352
‫اگه جات بودم این کار رو نمی‌کردم.

723
00:57:13,394 --> 00:57:14,906
‫فقط اون می‌دونه کجان.

724
00:57:14,963 --> 00:57:16,310
‫- چی؟
‫- آره. آره.

725
00:57:16,351 --> 00:57:19,487
‫دفعه آخر که با شبه‌نظامیا رفتم،
‫مخفی‌شون کرد. زن لعنتی.

726
00:57:19,574 --> 00:57:21,315
‫به من نمیگه اونا رو کجا گذاشته.

727
00:57:21,446 --> 00:57:22,883
‫دینا فکر می‌کنه به هم معرفی شدیم، قربان.

728
00:57:22,925 --> 00:57:24,405
‫من جیمز فریزر هستم. و شما؟

729
00:57:24,536 --> 00:57:26,755
‫ویندیگو دونر.

730
00:57:29,715 --> 00:57:30,803
‫چیزی پیدا نکردید؟

731
00:57:30,933 --> 00:57:32,371
‫معلومه که پیدا کردم.

732
00:57:32,612 --> 00:57:35,155
‫اینجا رو ببین.

733
00:57:37,810 --> 00:57:39,848
‫طلا رو پس بده. پست‌فطرت دزد.

734
00:57:39,899 --> 00:57:41,739
‫- مال منه.
‫- اینو از کجا آوردی؟

735
00:57:41,740 --> 00:57:43,740
‫- به تو چه.
‫- سر این باهات همنظر نیستم.

736
00:57:44,091 --> 00:57:45,342
‫خفه شو، خدا لعنتت کنه.

737
00:57:45,383 --> 00:57:46,949
‫این اراجیف رو تموم کنید.

738
00:57:47,080 --> 00:57:49,648
‫من دنبال سنگ قیمتی هستم نه طلا.

739
00:57:49,778 --> 00:57:51,954
‫شاید اونجا مخفیش کرده.
‫برید بگردید.

740
00:57:52,085 --> 00:57:54,115
‫قسم می‌خورم هیچی اونجا نیست.

741
00:58:01,703 --> 00:58:04,982
‫ای احمق. هیچی اونجا نیست.

742
00:58:23,725 --> 00:58:24,857
‫بوی چیه؟

743
00:58:24,987 --> 00:58:26,467
‫اتر.

744
00:58:26,598 --> 00:58:27,996
‫بخارشو بو نکنید.

745
00:58:28,208 --> 00:58:29,731
‫خیلی تاریکه!

746
00:58:29,862 --> 00:58:32,168
‫نمی‌تونم هیچی پیدا کنم.

747
00:58:38,044 --> 00:58:41,700
‫نه! نه، این کار رو نکن!

748
00:58:41,724 --> 00:58:58,724
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

749
00:58:58,748 --> 00:59:12,748
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

