﻿1
00:00:00,524 --> 00:00:08,524
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,548 --> 00:00:13,548
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:14,996 --> 00:00:16,289
…آنچه گذشت

4
00:00:16,314 --> 00:00:17,304
مشکل از قلبشه

5
00:00:17,329 --> 00:00:18,901
می‌تونی مُداواش کنی؟ -
نه، نمی‌تونم -

6
00:00:18,926 --> 00:00:20,748
ولی یه نفر رو می‌شناسم که می‌تونه

7
00:00:20,773 --> 00:00:23,375
‫یه بار واسۀ نجات بچه‌م از سنگ‌ها رَد شدم

8
00:00:23,400 --> 00:00:26,069
یهو از همدیگه خوش‌مون اومد

9
00:00:26,094 --> 00:00:27,488
مگه نه، آدسو؟

10
00:00:27,513 --> 00:00:28,848
سلام، گربه کوچولو

11
00:00:28,882 --> 00:00:30,717
هکتور یه جعبه طلا دزدیده بود

12
00:00:30,742 --> 00:00:32,342
نشان پادشاه فرانسه روشه

13
00:00:32,366 --> 00:00:34,161
حتماً قرار بوده برسه به دست چارلز استوارت

14
00:00:34,186 --> 00:00:35,257
هکتور

15
00:00:35,282 --> 00:00:36,848
خبر مرگ‌مون -
توی ژانویه -

16
00:00:36,872 --> 00:00:38,040
توی یه آتیش‌سوزی می‌میریم

17
00:00:38,065 --> 00:00:39,865
خونه رو بگردین. چیزی پیدا نکردین؟

18
00:00:39,890 --> 00:00:40,960
اون تیکۀ طلا رو پس بده

19
00:00:40,984 --> 00:00:42,985
اون از کجا اومده؟ -
به تو ربطی نداره -

20
00:00:43,347 --> 00:00:45,099
من دنبال سنگ‌های قیمتی هستم

21
00:00:45,154 --> 00:00:46,417
شاید اونجا قایم‌شون کرده باشه

22
00:00:49,035 --> 00:00:50,119
بوی چیه؟

23
00:00:50,144 --> 00:00:52,012
اِتِر. ندینش داخل

24
00:00:52,037 --> 00:00:53,555
خیلی تاریکه

25
00:00:53,682 --> 00:00:55,225
!نه! نه، اینکارو نکن

26
00:01:45,202 --> 00:01:49,979
« جرمایا آلکساندر ایان فریزر مک‌کنزی »

27
00:03:42,965 --> 00:03:44,371
سالم نگه‌ش داشتیم

28
00:03:44,396 --> 00:03:46,480
ولی داشتم از فوضولی می‌مردم
تا بفهمم چی داخلشه

29
00:03:46,505 --> 00:03:48,148
مسئولای بانک گفتن ۲۰۰ سال

30
00:03:48,173 --> 00:03:50,023
توی گاوصندوق‌شون بوده

31
00:03:57,197 --> 00:03:59,824
اِ… شاید بهتر باشه یه سر به بچه‌ها بزنم

32
00:03:59,992 --> 00:04:02,953
بیرون توی باغ پیش اِرنی و دختران

33
00:04:03,120 --> 00:04:04,204
من میرم بهشون سر بزنم

34
00:04:04,332 --> 00:04:05,529
ممنون

35
00:04:05,554 --> 00:04:07,391
خوشحالم که حال مَندی انقدر خوبه

36
00:04:07,416 --> 00:04:10,002
و خیلی خوشحالم که برگشتین

37
00:04:56,798 --> 00:04:59,468
هان. یه گلولۀ تفنگ؟

38
00:05:08,831 --> 00:05:09,999
هوم

39
00:05:20,449 --> 00:05:23,301
…دختر عزیزم، اگر»

40
00:05:23,326 --> 00:05:25,118
این نامه بدستت رسید

41
00:05:25,214 --> 00:05:26,882
«ما زنده‌ایم

42
00:05:26,935 --> 00:05:28,346
!نه! اِتِر

43
00:05:28,371 --> 00:05:30,290
وِندیگو، خاموشش کن

44
00:05:35,464 --> 00:05:38,622
!آرچ! مِردینا! برین بیرون

45
00:05:38,647 --> 00:05:40,185
!کلیر

46
00:05:58,443 --> 00:06:00,821
حال منو مادرت خوبه»

47
00:06:00,987 --> 00:06:02,823
و تا وقتی که در کنار همدیگه باشیم

48
00:06:02,989 --> 00:06:04,908
«حال‌مون خوبه و خونه داریم

49
00:06:20,989 --> 00:06:22,576
!دایی -
!خانم -

50
00:06:22,601 --> 00:06:24,362
چه اتفاقی افتاده؟

51
00:06:24,519 --> 00:06:27,230
!برین کمک بیارین! آب احتیاج داریم

52
00:06:35,522 --> 00:06:37,023
!یالا! عجله کنین

53
00:06:42,534 --> 00:06:45,537
!بدش من

54
00:06:51,761 --> 00:06:53,582
بگیرش -
!برین عقب -

55
00:07:43,605 --> 00:07:44,898
بسه

56
00:07:48,220 --> 00:07:49,763
!بسه

57
00:07:54,768 --> 00:07:56,144
نمیشه آتیش رو خاموش کرد

58
00:07:58,939 --> 00:08:01,274
…از همه‌تون ممنونم، اما

59
00:08:01,441 --> 00:08:02,943
کاری از دست‌مون برنمیاد

60
00:08:13,328 --> 00:08:16,456
خب، الان ماه ژانویه نیست

61
00:08:16,623 --> 00:08:19,167
آره

62
00:08:19,292 --> 00:08:21,002
و زنده‌ایم

63
00:08:22,504 --> 00:08:24,214
چه آگهی فوتی بود

64
00:08:32,597 --> 00:08:34,432
امان از دست روزنامه‌ها

65
00:08:36,268 --> 00:08:38,144
هیچکدوم از حرفاشون درست نیست

66
00:09:01,960 --> 00:09:03,670
امان از دست تو و کبریت‌هات

67
00:09:06,298 --> 00:09:08,508
تو باعث آتیش گرفتن خونه شدی

68
00:09:08,675 --> 00:09:10,552
چی؟

69
00:09:10,719 --> 00:09:13,638
نه، آتیش‌سوزی به‌خاطر اِتِر ِ مامان بود

70
00:09:13,805 --> 00:09:14,889
بیخیال، هر نوع جرقه‌ای

71
00:09:15,056 --> 00:09:16,158
می‌تونست باعث انفجار بشه

72
00:09:16,182 --> 00:09:17,767
ولی هر جرقه‌ای باعث آتیش‌سوزی نشد

73
00:09:17,934 --> 00:09:19,102
…اون

74
00:09:19,269 --> 00:09:21,521
وِندیگو یکی از کبریت‌های
تو رو روشن کرده بود

75
00:09:21,688 --> 00:09:22,832
…تو و مادرت

76
00:09:22,856 --> 00:09:25,567
قرن ۱۸اُم واقعاً خوش‌شانسه
که از دست شما جون سال بدر برده

77
00:09:25,734 --> 00:09:28,069
من؟ واسۀ چی این حرف رو می‌زنی؟

78
00:09:28,236 --> 00:09:31,031
،واسۀ اینکه، بریانا
به‌خاطر تو این اتفاق افتاد

79
00:09:31,197 --> 00:09:34,659
تو باعث یه آتیش‌سوزی شدی
که اونا ازش جون سالم بدر بردن

80
00:09:34,826 --> 00:09:37,787
یه آتیش‌سوزی دیگه. تاریخ رو ببین

81
00:09:38,101 --> 00:09:40,102
« ماه آپریل سال ۱۷۷۶ »

82
00:09:40,665 --> 00:09:43,585
آتیش‌سوزی‌ای که توی آگهی فوت
بهش اشاره شده بود، اتفاق نیافتاد

83
00:09:43,710 --> 00:09:45,086
نمی‌تونست اتفاق بیافته

84
00:09:45,253 --> 00:09:47,505
دیگه چیزی نمونده بود که بخواد بسوزه

85
00:09:47,630 --> 00:09:51,551
پس موفق شدیم. نجات‌شون دادیم

86
00:09:51,718 --> 00:09:53,970
تاریخ رو تغییر دادیم

87
00:11:24,018 --> 00:11:27,230
موهات بوی دود میده، ساکسون

88
00:11:27,397 --> 00:11:29,649
همه‌چی بوی دود میده

89
00:11:35,655 --> 00:11:37,073
وقتی که ازت خواسته میشه

90
00:11:37,198 --> 00:11:38,324
…به یه آدم در حال مرگ کمک کنی

91
00:11:40,285 --> 00:11:45,165
واسۀ چی هیچ‌وقت نه نمیگی؟

92
00:11:45,331 --> 00:11:46,249
هیچ‌وقت

93
00:11:47,625 --> 00:11:50,128
با اینکه می‌دونی هیچ کاری نمیشه کرد

94
00:11:53,882 --> 00:11:55,258
…واسۀ اینکه نمی‌تونم

95
00:11:58,178 --> 00:11:59,512
…واسۀ اینکه من

96
00:12:00,972 --> 00:12:04,726
نمی‌تونم اعتراف کنم نمیشه کاری کرد

97
00:12:04,893 --> 00:12:06,311
و ادامه میدم

98
00:12:16,529 --> 00:12:17,739
منم همینطور

99
00:12:29,501 --> 00:12:34,255
میرم اینا رو بشورم

100
00:13:10,542 --> 00:13:11,709
این رو پیدا کردم

101
00:13:13,795 --> 00:13:15,255
گفتم شاید بخوایش

102
00:13:21,094 --> 00:13:24,138
ویلیه. پسر لرد جان، نه؟

103
00:13:28,268 --> 00:13:29,227
آره

104
00:13:30,728 --> 00:13:31,980
قیافه‌ش رو یادمه

105
00:13:32,146 --> 00:13:34,357
از زمانی که همینجا توی تپه بود

106
00:13:35,733 --> 00:13:37,151
خوشحالم که دوباره دارمش. ممنون

107
00:13:40,738 --> 00:13:42,198
حیف شد هیچ‌وقت برنگشتن

108
00:13:44,117 --> 00:13:45,076
آره

109
00:13:47,620 --> 00:13:49,247
ولی دوباره دیدمش

110
00:13:51,207 --> 00:13:53,208
توی ویلمینگتون

111
00:13:53,376 --> 00:13:55,795
درست قبل از اینکه
دختر داییت و شوهرش رو راهی کنیم

112
00:13:57,672 --> 00:13:59,799
بزرگ شده

113
00:13:59,966 --> 00:14:01,175
سرباز شده

114
00:14:01,342 --> 00:14:03,344
بهش میگن ویلیام

115
00:14:05,346 --> 00:14:07,682
حتماً بهش افتخار می‌کنین

116
00:14:19,360 --> 00:14:21,529
تو از کجا می‌دونی؟

117
00:14:21,696 --> 00:14:25,325
وقتی که اینجا بود، یادمه درست همونجوری که

118
00:14:25,491 --> 00:14:27,660
به این عکس نگاه کردین، نگاهش می‌کردین

119
00:14:31,414 --> 00:14:35,710
،هم این و هم اینکه تا جایی که یادمه
یه پسربچۀ کله‌شق بود

120
00:14:37,170 --> 00:14:40,673
از اینکه نظرش رو بگه نمی‌ترسید

121
00:14:40,840 --> 00:14:42,592
منو یاد مادرم می‌انداخت

122
00:14:45,470 --> 00:14:46,596
و همینطور شما

123
00:14:52,268 --> 00:14:54,395
مطمئناً یه فریزره

124
00:14:57,523 --> 00:14:58,816
خودش می‌دونه؟

125
00:15:00,360 --> 00:15:02,695
هیچ‌وقت نباید بفهمه که پسر منه

126
00:15:02,862 --> 00:15:06,157
نگران نباش، دایی

127
00:15:06,282 --> 00:15:08,660
باید لیاقت فریزر بودن رو داشته باشه

128
00:15:10,995 --> 00:15:12,747
از این موضوع به کسی چیزی نمیگم

129
00:15:31,057 --> 00:15:33,351
واسه‌تون سوپ ِ هویج وحشی آوردیم، خانم

130
00:15:35,895 --> 00:15:38,564
ماهیگیرها واسه‌تون پتو فرستادن

131
00:15:38,731 --> 00:15:41,567
و… فکر کردم شاید به یه

132
00:15:41,734 --> 00:15:45,279
بلوز ِ اضافه و شال احتیاج داشته باشین

133
00:15:46,489 --> 00:15:47,740
…لیزی

134
00:15:47,907 --> 00:15:50,910
،خواهش می‌کنم
این کم‌ترین کاریه که از دستم برمیاد

135
00:15:52,245 --> 00:15:54,914
…و اگر بخواین الان لباس‌تون رو عوض کنین

136
00:15:55,081 --> 00:15:58,251
می‌تونم کمک‌تونم کنم
لباسی که الان تن‌تون هست رو بشورین

137
00:16:01,087 --> 00:16:02,422
ممنون

138
00:16:07,593 --> 00:16:09,554
کاری از دست‌مون برمیاد، خانم؟

139
00:16:09,721 --> 00:16:12,473
منو کِزی می‌تونیم چیزهایی که نسوختن رو

140
00:16:12,598 --> 00:16:15,268
ببریم بذاریم توی کلبۀ قدیمی راجر و بریانا

141
00:16:15,435 --> 00:16:17,019
اگر اینکارو انجام بدین، خوب میشه

142
00:16:24,193 --> 00:16:26,487
چیز دیگه‌ای می‌خواین بگین؟

143
00:16:26,654 --> 00:16:28,531
آدسو

144
00:16:28,698 --> 00:16:31,951
…همه‌جا رو دنبال گربه‌تون گشتیم

145
00:16:32,118 --> 00:16:35,329
توی جنگل، نزدیک رودخونه

146
00:16:35,496 --> 00:16:36,956
ولی پیداش نکردیم

147
00:16:41,294 --> 00:16:43,087
مطمئنم پیداش میشه

148
00:16:44,672 --> 00:16:46,174
البته

149
00:17:06,026 --> 00:17:08,487
فکر می‌کنم بخوای
دربارۀ این موضوع توضیح بدی، آقای باگ

150
00:17:09,988 --> 00:17:12,574
مجبور نیستم بهتون هیچ توضیحی بدم

151
00:17:15,203 --> 00:17:17,121
روی این تیکۀ طلا یه علامت هست

152
00:17:18,915 --> 00:17:21,793
باید به دست چارلز استورات می‌رسیده، نه؟

153
00:17:21,958 --> 00:17:24,085
بله، همینطوره

154
00:17:24,253 --> 00:17:25,670
و می‌دونی چطور شده که

155
00:17:25,838 --> 00:17:27,006
از پیش همسرت سر در آورده؟

156
00:17:33,679 --> 00:17:35,264
دزدها خونۀ منو سوزوندن

157
00:17:35,431 --> 00:17:37,266
اجازه نمیدم دزد دیگه‌ای توی تپه زندگی کنه

158
00:17:37,433 --> 00:17:39,519
من دزد نیستم

159
00:17:39,685 --> 00:17:41,312
همسرم هم دزد نیست

160
00:17:41,479 --> 00:17:44,273
هم‌خون ِ خودتون اینکارو کرده

161
00:17:44,440 --> 00:17:45,900
جاکاستا کامرون

162
00:17:46,067 --> 00:17:48,402
…و شوهر حرومزاده‌ش، هکتور

163
00:17:48,569 --> 00:17:51,197
دزدهایی هستن که میگین

164
00:17:51,364 --> 00:17:52,573
چطور

165
00:17:55,785 --> 00:17:56,911
وقتی که طلا

166
00:17:57,078 --> 00:17:59,872
از فرانسه به ساحل رسید، ۳ نفر بودیم

167
00:18:00,039 --> 00:18:03,876
دوگِل مَک‌کنزی یک‌سومش رو برداشت
و هکتور کامرون یک‌سوم دیگه‌ش رو

168
00:18:04,043 --> 00:18:06,462
…من نفر سوم بودم، نمایندۀ مالکوم گرانت

169
00:18:06,587 --> 00:18:08,297
کسی که منو فرستاده بود اونجا

170
00:18:11,217 --> 00:18:13,386
…طلای فرانسه

171
00:18:13,553 --> 00:18:16,722
…طلای گُم‌شدۀ جاکوبایت‌ها

172
00:18:16,889 --> 00:18:20,268
اینجا توی آمریکاست؟

173
00:18:20,434 --> 00:18:23,604
آره. همینطوره

174
00:18:23,771 --> 00:18:27,066
ولی اونقدر دیر به اینجا رسید
که دیگه فایده‌ای نداشت

175
00:18:27,233 --> 00:18:30,778
گرانت هم به نفع قبیله ازش استفاده کرد

176
00:18:30,945 --> 00:18:32,989
نمی‌دونم دوگِل با سهمش چیکار کرد

177
00:18:33,114 --> 00:18:36,492
اما هکتور کامرون، فرار کرد. اون یه خائن بود

178
00:18:36,659 --> 00:18:38,452
همسرش هم همینطور

179
00:18:38,619 --> 00:18:41,581
من باید توجهم رو به ریورران معطوف می‌کردم

180
00:18:41,747 --> 00:18:43,541
تا بفهمم طلا کجا خرج شده

181
00:18:43,708 --> 00:18:44,917
اما نه همش

182
00:18:46,252 --> 00:18:48,588
…چیزی که واسه‌م سؤاله

183
00:18:48,754 --> 00:18:50,554
اینه که چطور فهمیدی بقیه‌ش کجاست

184
00:18:50,673 --> 00:18:51,799
و برش داشتی؟

185
00:18:51,966 --> 00:18:53,759
هر بار که می‌رفتم ریورران

186
00:18:53,926 --> 00:18:55,928
همۀ قفسه‌ها و کُمُدها رو می‌گشتم

187
00:18:56,095 --> 00:18:58,472
بعدش متوجه شدم

188
00:18:58,639 --> 00:19:01,225
هکتور کامرون آدمی نبود
پکه چیزی رو از خودش بجا بذاره

189
00:19:01,350 --> 00:19:05,396
بجز اینکه بیافته و بمیره

190
00:19:05,563 --> 00:19:08,065
همراه باهاش دفن شده بود

191
00:19:08,232 --> 00:19:09,942
…بنابراین هر بار که می‌رفتم ریورران

192
00:19:10,109 --> 00:19:12,278
تیکه تیکه، چیزی که اون نامرد

193
00:19:12,445 --> 00:19:14,864
از اسکاتلند دزدیده بود رو پس گرفتم

194
00:19:14,989 --> 00:19:18,784
دزد به دزد بزنه، شاه‌دزده

195
00:19:18,951 --> 00:19:20,351
فقط دلم می‌خواست از خانوادۀ کامرون

196
00:19:20,453 --> 00:19:21,537
پسش بگیرم

197
00:19:21,704 --> 00:19:24,040
من پای حرفم می‌ایستم

198
00:19:24,206 --> 00:19:26,626
جیمز پسر برایان

199
00:19:26,792 --> 00:19:29,295
واسۀ رئیسم سوگند وفاداری خوردم

200
00:19:29,462 --> 00:19:31,631
و تا وقتی که مُرد، پای سوگندم ایستادم

201
00:19:31,797 --> 00:19:34,175
واسۀ پادشاه اونطرف دریا
سوگند وفاداری خوردم

202
00:19:34,342 --> 00:19:35,635
پای اون سوگند هم ایستادم

203
00:19:35,801 --> 00:19:38,304
وقتی به ساحل اینجا رسیدم
واسۀ جورج از انگلستان

204
00:19:38,471 --> 00:19:40,139
سوگند وفاداری خوردم

205
00:19:40,264 --> 00:19:44,435
حالا بگو ببینم، وظیفۀ من چیه؟

206
00:19:44,602 --> 00:19:47,563
واسۀ منم سوگند وفاداری خوردی

207
00:19:47,688 --> 00:19:49,482
الان نظرم اینه که

208
00:19:49,649 --> 00:19:51,692
مهم‌ترین سوگند وفاداری‌ای که خوردم

209
00:19:51,817 --> 00:19:53,819
سوگندیه که واسۀ همسرم خوردم

210
00:19:56,072 --> 00:19:58,240
بقیه‌ش کجاست؟

211
00:19:58,407 --> 00:20:00,534
یه جایی که هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنی

212
00:20:07,667 --> 00:20:11,337
از سوگندی که واسۀ من خوردی، آزادی

213
00:20:11,504 --> 00:20:13,024
دیگه مرگ و زندگیت دست من نیست. این رو بگیر

214
00:20:13,172 --> 00:20:16,175
دست همسرت رو بگیر و برو. دیگه برنگرد

215
00:20:46,998 --> 00:20:48,916
هیچ فایده‌ای نداشت، مِردینا

216
00:20:49,083 --> 00:20:50,710
گفت از اینجا بریم

217
00:20:50,876 --> 00:20:52,003
چی؟

218
00:20:52,169 --> 00:20:55,047
،یه زمانی نمایندۀ رئیس بودم
آدم مهم و باارزشی بودم

219
00:20:55,214 --> 00:20:59,051
و از دید من، همیشه نمایندۀ رئیس هستی

220
00:20:59,218 --> 00:21:01,887
کاری که کردیم نباید باعث خجالت‌مون بشه

221
00:21:02,013 --> 00:21:04,432
بهش التماس نمی‌کنم بذاره اینجا بمونیم

222
00:21:04,598 --> 00:21:06,600
نه، آقا

223
00:21:06,767 --> 00:21:09,895
…سال‌ها کف خونه‌شون رو تمیز کردیم

224
00:21:10,062 --> 00:21:13,065
…لباس‌هاشون رو شستیم

225
00:21:13,232 --> 00:21:14,442
خوک‌هاشون رو کشتیم

226
00:21:14,608 --> 00:21:17,236
غذاشون رو گذاشتیم جلوشون

227
00:21:17,361 --> 00:21:19,488
شاهد اتفاق‌های زیادی بودیم

228
00:21:19,613 --> 00:21:21,407
ولی به روی خودمون نیاوردیم

229
00:21:24,035 --> 00:21:27,872
این حق‌مونه، آرچی

230
00:21:31,375 --> 00:21:33,961
حالا نوبت ماست

231
00:21:49,185 --> 00:21:50,936
آره، خودشه

232
00:21:51,103 --> 00:21:52,938
فکر می‌کنی طلاها رو اونجا قایم کرده؟

233
00:21:53,105 --> 00:21:54,982
جایی قایم‌شون کرده بود
که هیچ‌وقت پیداشون نکنیم

234
00:21:55,149 --> 00:21:56,776
درست جلوی چشم‌مون

235
00:21:58,194 --> 00:22:01,363
بذار اول چیزی که دنبالش هست رو پیدا کنه

236
00:22:01,530 --> 00:22:04,366
برو پشتش. اگر خواست فرار کنه، جلوش رو بگیر

237
00:22:32,103 --> 00:22:33,312
آقا باگ؟

238
00:22:33,437 --> 00:22:35,898
آرچ باگ. از اونجا بیا بیرون

239
00:22:36,065 --> 00:22:37,942
می‌خوام باهات صحبت کنم

240
00:22:55,543 --> 00:22:56,710
خانم باگ؟

241
00:22:58,671 --> 00:23:00,965
می‌خوام با آرچ صحبت کنم

242
00:23:01,132 --> 00:23:02,508
آرچی

243
00:23:11,392 --> 00:23:13,060
نه

244
00:23:13,227 --> 00:23:14,979
…من… فکر کردم

245
00:23:15,146 --> 00:23:17,022
کُ… کُتش

246
00:23:17,189 --> 00:23:18,983
…کلاهش

247
00:23:24,947 --> 00:23:27,533
من… نمی‌دونستم

248
00:23:29,827 --> 00:23:32,163
من… نمی‌دونستم تویی

249
00:24:08,699 --> 00:24:11,869
همیشه باهام مهربون بود

250
00:24:14,079 --> 00:24:15,748
ازم مراقبت می‌کرد

251
00:24:19,376 --> 00:24:20,669
از همه‌مون

252
00:24:24,215 --> 00:24:25,507
…و من

253
00:24:25,633 --> 00:24:28,344
داشتی از جیمی محافظت می‌کردی

254
00:24:29,595 --> 00:24:31,013
آره

255
00:24:33,057 --> 00:24:34,767
ولی خانم باگ از من محافظت کرد

256
00:24:37,394 --> 00:24:39,813
رازمون رو برملا نکرد، زن‌دایی

257
00:24:41,857 --> 00:24:43,567
واسۀ چی اینکارو کردم؟

258
00:24:45,110 --> 00:24:49,156
تیری که شلیک کرد باعث ایجاد یه خراش
روی بدن دایی جیمی شد

259
00:24:51,158 --> 00:24:52,826
ولی خانم باگ الان مُرده

260
00:24:55,621 --> 00:24:58,582
و هیچ کاری از دستم برنمیاد

261
00:25:00,793 --> 00:25:02,336
…اما با این حال

262
00:25:03,796 --> 00:25:07,466
دنبال یه راهی می‌گردم

263
00:25:09,468 --> 00:25:12,930
یه کاری بتونم انجام بدم
تا اوضاع رو درست کنم

264
00:25:24,525 --> 00:25:26,277
نفس می‌کشی و زنده‌ای، ایان؟

265
00:25:28,404 --> 00:25:30,864
آره

266
00:25:31,031 --> 00:25:31,991
فکر کنم

267
00:25:33,867 --> 00:25:36,120
قعلاً کافیه همینکارو انجام بدی

268
00:25:43,168 --> 00:25:46,839
بعد از صحبت کردن با ایان، خودم هم
…مجبور بودم به توصیه‌ای که کردم عمل کنم

269
00:25:47,006 --> 00:25:50,634
…حفظ ظاهر کنم، قوی باشم

270
00:25:50,759 --> 00:25:52,845
نفس بکشم و زنده بمونم

271
00:26:09,570 --> 00:26:11,030
اثری از آرچ نیست؟

272
00:26:11,196 --> 00:26:14,825
نه. فرستادم دنبالش. خبری نشد

273
00:26:14,950 --> 00:26:16,243
دنبالش هم گشتم

274
00:26:18,620 --> 00:26:21,999
واسۀ چی طلاها رو
زیر خونه‌مون قایم کرده بود؟

275
00:26:22,166 --> 00:26:23,625
نمی‌ترسید پیداشون کنیم؟

276
00:26:23,792 --> 00:26:25,627
پیداشون نکردیم

277
00:26:25,753 --> 00:26:27,212
واسه‌چی نذاشتم ببرت‌شون؟

278
00:26:29,131 --> 00:26:30,549
چه اهمیتی داشت؟

279
00:26:37,431 --> 00:26:39,016
…مِردینا

280
00:26:39,183 --> 00:26:41,518
…همسر آرچی‌بالد

281
00:26:41,685 --> 00:26:43,145
دل‌مون واسه‌ت تنگ میشه

282
00:26:44,772 --> 00:26:46,148
آمین

283
00:26:49,234 --> 00:26:52,404
از اینکه قراره دفن بشه ولی

284
00:26:52,571 --> 00:26:54,573
رابطۀ خوبی نداشتیم متنفرم

285
00:27:01,246 --> 00:27:02,926
الان خانم باگ نگهبان میشه

286
00:27:02,956 --> 00:27:04,833
مگه نه خانم فریزر؟

287
00:27:05,000 --> 00:27:06,335
بهش میاد

288
00:27:06,502 --> 00:27:08,629
نگهبان؟ -
آره -

289
00:27:08,796 --> 00:27:10,756
آخرین نفری که توی قبرستون دفن میشه

290
00:27:10,923 --> 00:27:12,800
نگهبان قبرستون میشه

291
00:27:12,925 --> 00:27:14,134
باید بایسته و نگهبانی بده

292
00:27:14,301 --> 00:27:17,179
تا نفر بعدی بمیره و بیاد و جاش رو بگیره

293
00:27:17,346 --> 00:27:19,598
فقط اون موقع‌ست که می‌تونن استراحت کنن

294
00:27:19,765 --> 00:27:22,851
نگهبان ِ قبرستون از چی محافظت می‌کنه؟

295
00:27:23,018 --> 00:27:24,520
و در مقابل چی؟

296
00:27:24,686 --> 00:27:25,979
خرابکارها

297
00:27:26,146 --> 00:27:28,273
هتک حرمت کننده‌ها، افسونگرها

298
00:27:28,440 --> 00:27:30,943
حتی مُرده‌ها ممکنه نیاز به دفاع داشته باشن

299
00:27:31,110 --> 00:27:33,487
چه کسی بهتر از یه روح می‌تونه اینکارو بکنه؟

300
00:27:33,654 --> 00:27:37,366
واسه‌م سؤاله نگهبان قبلی کی بوده

301
00:27:37,533 --> 00:27:41,203
خب، اگر نگهبان آخرین نفری بوده باشه که
…اینجا دفن شده بوده

302
00:27:44,039 --> 00:27:45,874
لابد مَلوا کریستی بوده

303
00:27:47,584 --> 00:27:51,088
خب، الان مسئولیت با خانم باگ‌ــه

304
00:27:51,255 --> 00:27:53,215
مَلوا الان می‌تونه به خونه‌ش یعنی بهشت بره

305
00:27:56,468 --> 00:27:57,511
آقای باگ؟

306
00:27:59,930 --> 00:28:02,349
مطمئنم یه مانع از شرکت کردن یه پیرمرد

307
00:28:02,516 --> 00:28:04,643
توی مراسم تدفین همسرش نمیشین

308
00:28:04,810 --> 00:28:06,186
البته که نه

309
00:28:06,353 --> 00:28:08,355
دلم می‌خواد مراسم تدفینش

310
00:28:08,522 --> 00:28:10,816
تمام و کمال و به درستی انجام بشه

311
00:28:12,609 --> 00:28:15,612
میشه آواز بخونین، خانم فریزر؟

312
00:28:17,114 --> 00:28:18,574
…من

313
00:28:21,660 --> 00:28:23,162
آره، آرچ

314
00:28:32,754 --> 00:28:42,011
♪ درود بر ماریا ♪

315
00:28:44,308 --> 00:28:51,121
♪ سرشار از فیض ♪

316
00:28:51,669 --> 00:28:59,910
♪ ماریا، سرشار از فیض ♪

317
00:29:01,019 --> 00:29:03,981
♪ ماریا ♪

318
00:29:04,006 --> 00:29:09,678
♪ سرشار از فیض ♪

319
00:29:09,823 --> 00:29:13,866
♪ درود ♪

320
00:29:13,891 --> 00:29:19,482
♪ درود بر پروردگار ♪

321
00:29:19,507 --> 00:29:22,718
♪ پروردگار همراه توست ♪

322
00:29:56,713 --> 00:30:00,050
…ای مرگ، مغرور نباش»

323
00:30:01,760 --> 00:30:06,598
هر چند بعضیا فکر می‌کنن
قدرتمند و هولناک هستی

324
00:30:06,765 --> 00:30:08,642
اما اینطور نیست

325
00:30:09,935 --> 00:30:12,271
…ای مرگ بیچاره

326
00:30:12,437 --> 00:30:15,148
…بعد از خوابی کوتاه

327
00:30:15,315 --> 00:30:18,944
واسۀ همیشه بیدار میشیم

328
00:30:19,111 --> 00:30:23,031
و دیگه خبری از مرگ نخواهد بود

329
00:30:23,198 --> 00:30:26,451
«ای مرگ، تو خواهی مُرد

330
00:30:50,434 --> 00:30:51,893
آقای باگ؟

331
00:30:57,941 --> 00:30:59,651
این زن مهم و باارزش

332
00:30:59,818 --> 00:31:02,904
به دست من کشته شد

333
00:31:04,865 --> 00:31:08,076
از روی دشمنی

334
00:31:08,243 --> 00:31:10,329
یا عمداً نکشتمش

335
00:31:11,663 --> 00:31:13,749
و مرگش واسۀ من هم یه غم بزرگه

336
00:31:20,672 --> 00:31:25,510
،قسم به چاقوم
زندگی در برابر زندگی

337
00:31:30,223 --> 00:31:32,893
اینجوری خیلی آسونه، پسر

338
00:31:37,564 --> 00:31:39,858
اجازه میدی سگ شکاریت رو بکشم؟

339
00:31:42,944 --> 00:31:44,696
نه

340
00:31:44,821 --> 00:31:47,783
من مرتکب این جرم شدم، نه اون

341
00:31:47,949 --> 00:31:49,284
آره

342
00:31:49,451 --> 00:31:51,036
حالا فهمیدی؟

343
00:31:51,203 --> 00:31:54,665
اون چیزی جز یه سگ پُر از کَک و مَک نیست

344
00:31:57,292 --> 00:31:58,752
ارزش یه همسر رو که نداره

345
00:32:00,504 --> 00:32:02,714
وقتی که چیزی داشتی که ارزش این رو داشت
…که از چنگت درش بیارم

346
00:32:02,881 --> 00:32:04,925
دوباره منو می‌بینی

347
00:32:07,511 --> 00:32:10,222
بهت قول میدم

348
00:32:26,405 --> 00:32:28,281
…طی روزهای بعد

349
00:32:28,448 --> 00:32:31,952
سعی کردیم غم‌هامون رو فراموش کنیم

350
00:32:32,119 --> 00:32:34,579
آرچ باگ برنگشت

351
00:32:34,746 --> 00:32:37,791
بنابراین نگاه‌مون رو به سمت آینده سوق دادیم

352
00:32:46,425 --> 00:32:48,677
اینجا همیشه منو شگفت‌زده می‌کنه

353
00:32:48,844 --> 00:32:49,845
هوم

354
00:32:52,472 --> 00:32:56,643
…خب… داشتم به این فکر می‌کردم که شاید

355
00:32:56,810 --> 00:32:58,353
اون قسمت رو می‌بینی؟

356
00:32:58,520 --> 00:32:59,855
چی؟ اونی که اونجاست؟

357
00:32:59,980 --> 00:33:00,897
آره

358
00:33:01,314 --> 00:33:04,860
داشتم به این فکر می‌کردم که شاید بتونیم

359
00:33:05,026 --> 00:33:07,487
خونۀ جدیدمون رو اونجا بسازیم

360
00:33:07,654 --> 00:33:09,406
اگر از نظر تو خوب باشه

361
00:33:12,409 --> 00:33:15,287
‫نمی‌دونستم قبلاً به جاش فکر کردی.

362
00:33:17,038 --> 00:33:19,499
‫پارسال به فکرش افتادم.

363
00:33:19,666 --> 00:33:22,544
‫گفتم اگه یوقت اتفاقی بیفته،

364
00:33:22,711 --> 00:33:24,880
‫اینطور خیلی بهتره بدونم

365
00:33:25,046 --> 00:33:26,798
‫خودمون چی می‌شیم.

366
00:33:27,924 --> 00:33:30,260
‫به گمونم خوبه زودتر به فکرش باشیم.

367
00:33:31,636 --> 00:33:34,848
‫تحت هر شرایطی اینجا خونه‌مونه.

368
00:33:40,896 --> 00:33:42,814
‫از صمیم قلب امیدوارم

369
00:33:42,981 --> 00:33:44,816
‫اونی نباشم که مجبورم این کار رو بکنم.

370
00:33:44,983 --> 00:33:48,236
‫ولی اگه خدای نکرده طوریت شد،

371
00:33:48,403 --> 00:33:50,322
‫دوست داری اینجا دفن بشی

372
00:33:50,489 --> 00:33:52,157
‫یا برت گردونن اسکاتلند؟

373
00:33:52,324 --> 00:33:54,493
‫باید خوش‌شانس باشم که دفنم کنن، ساکسون.

374
00:33:54,659 --> 00:33:56,787
‫احتمالش زیاده غرق بشم، بسوزم،

375
00:33:56,953 --> 00:33:58,997
‫یا تو میدون نبرد ولم کنن بپوسم.

376
00:33:59,164 --> 00:34:00,290
‫نگران نباش.

377
00:34:02,250 --> 00:34:04,753
‫اگه مجبور باشی از شر نعشم خلاص بشی،

378
00:34:04,920 --> 00:34:06,546
‫بذارش برای کلاغ‌ها.

379
00:34:08,840 --> 00:34:10,800
‫یادم می‌مونه.

380
00:34:15,347 --> 00:34:17,432
‫تو نپرسیدی می‌خوام با پیکرم چی کار کنم.

381
00:34:17,599 --> 00:34:20,559
‫نه. هیچ وقت نمی‌پرسم.

382
00:34:22,103 --> 00:34:25,481
‫نه، نمی‌تونم به مرگت فکر کنم، کلیر.

383
00:34:25,649 --> 00:34:28,527
‫هر چی غیر از اون.

384
00:34:41,581 --> 00:34:43,374
‫به نظرت کِی باید ساخت خونه رو شروع کنیم؟

385
00:34:43,541 --> 00:34:44,626
‫خب، قصد داشتم

386
00:34:44,793 --> 00:34:46,433
‫دربارۀ یه مطلبی باهات صحبت کنم.

387
00:34:48,296 --> 00:34:50,632
‫همش تو فکر…

388
00:34:50,798 --> 00:34:52,175
‫لالی‌براخ هستم.

389
00:34:53,844 --> 00:34:56,304
‫می‌خوای برگردی اسکاتلند؟

390
00:34:56,471 --> 00:34:58,723
‫آره.

391
00:34:58,890 --> 00:34:59,975
‫یه کاری باید بکنم.

392
00:35:05,605 --> 00:35:08,441
‫خیلی وقت پیش به خواهرم یه قولی دادم.

393
00:35:08,608 --> 00:35:13,113
‫قول دادم ایان جوان رو بر می‌گردونم پیشش.

394
00:35:13,280 --> 00:35:15,115
‫می‌خوام همین کار رو بکنم.

395
00:35:15,282 --> 00:35:17,492
‫هر چند مردی که می‌خوام ببرم

396
00:35:17,659 --> 00:35:20,871
‫همونی نیست که از اونجا رفت.

397
00:35:20,996 --> 00:35:23,123
‫فقط خدا می‌دونه چطور با هم کنار میان.

398
00:35:23,290 --> 00:35:26,585
‫ایان و لالی‌براخ؟

399
00:35:26,751 --> 00:35:30,005
‫خدا حس شوخ طبیعی عجیبی داره ولی…

400
00:35:30,171 --> 00:35:32,465
‫با جنگی که در پیشه،

401
00:35:32,591 --> 00:35:34,551
‫اگه می‌خواد برگرده،

402
00:35:34,718 --> 00:35:35,635
‫باید همین حالا برگرده.

403
00:35:42,434 --> 00:35:44,853
‫به نظرم فکر خیلی خوبیه.

404
00:35:46,104 --> 00:35:48,273
‫پس حله.

405
00:35:48,440 --> 00:35:49,983
‫یکی دو ماه میگه می‌ریم،

406
00:35:50,150 --> 00:35:52,611
‫وقتی به همه چی سر و سامون دادیم.

407
00:35:52,777 --> 00:35:55,530
‫با ایان صحبت می‌کنم
‫و به جنی نامه میدم.

408
00:35:58,783 --> 00:36:01,286
‫یه دلیل دیگه برای رفتن دارم،

409
00:36:01,453 --> 00:36:03,997
‫شاید بشه گفت برای یه قول دیگه.

410
00:36:04,164 --> 00:36:05,957
‫چه قولی؟

411
00:36:08,543 --> 00:36:11,004
‫به خودم قول دادم

412
00:36:11,129 --> 00:36:13,465
‫هرگز نمی‌ذارم پسرم

413
00:36:13,632 --> 00:36:15,634
‫تفنگ به دست بگیره.

414
00:36:27,896 --> 00:36:30,565
‫خدایا، با دانایی که داری هدایتم کنم.

415
00:36:30,690 --> 00:36:34,903
‫خدایا، منو با عدالتت گوشمالی بده.

416
00:36:36,655 --> 00:36:38,657
‫خدایا، با رحم و مروتت کمکم کن.

417
00:36:40,575 --> 00:36:42,911
‫خدایا، با قدرتت ازم محافظت کن.

418
00:36:45,664 --> 00:36:48,959
‫و خدایا، خواهش می‌کنم…

419
00:36:50,919 --> 00:36:52,253
‫بذار من کافی باشم.

420
00:36:59,970 --> 00:37:01,846
‫آمین.

421
00:37:33,795 --> 00:37:36,798
‫تونستی بخوابی؟

422
00:37:36,923 --> 00:37:39,676
‫آره. خوابیدم.

423
00:37:39,843 --> 00:37:41,469
‫بالاخره.

424
00:37:44,389 --> 00:37:46,933
‫یه خواب دیگه از زمانت دیدم.

425
00:37:47,100 --> 00:37:49,436
‫هوم؟ منم توش بودم؟

426
00:37:49,602 --> 00:37:53,398
‫نه. دخترمون و نوه‌ها بودن.

427
00:37:56,109 --> 00:37:57,819
‫تعریف کن چی شد.

428
00:37:59,988 --> 00:38:04,075
‫دیدم رفتن سمت در یه خونه.

429
00:38:04,242 --> 00:38:06,619
‫راجر مک عزیزت باهاشون بود.

430
00:38:06,786 --> 00:38:08,747
‫در زدن و…

431
00:38:08,913 --> 00:38:11,666
‫یه زن مو قهوه‌ای کوچولو در رو باز کرد.

432
00:38:11,833 --> 00:38:13,960
‫با دیدنشون از ذوق خندید

433
00:38:14,127 --> 00:38:15,420
‫و بردشون تو خونه.

434
00:38:15,587 --> 00:38:18,089
‫رفتن انتهای راهرو.

435
00:38:18,256 --> 00:38:20,508
‫و مندی یه کوچولو بزرگ‌تر بود.

436
00:38:20,675 --> 00:38:21,760
‫خوب بود.

437
00:38:26,556 --> 00:38:28,892
‫یکی‌شون اسم خانمه رو صدا نکردن؟

438
00:38:30,602 --> 00:38:32,270
‫چرا.

439
00:38:32,437 --> 00:38:34,022
‫صداش کردن.

440
00:38:37,442 --> 00:38:40,278
‫راجر مک فیونا صداش کرد.

441
00:38:45,658 --> 00:38:46,951
‫خوشحال بودن؟

442
00:38:48,411 --> 00:38:49,746
‫آره.

443
00:38:51,539 --> 00:38:52,874
‫آخرای خوابم،

444
00:38:52,999 --> 00:38:54,918
‫قبل از اینکه بیدار بشم،

445
00:38:55,085 --> 00:38:56,419
‫جم فسقلی داشت شلوغ می‌کرد،

446
00:38:56,586 --> 00:38:57,938
‫مثل همیشه به همه چی دست می‌زد.

447
00:38:59,881 --> 00:39:01,841
‫یه چیزی رو میز بود.

448
00:39:02,008 --> 00:39:05,595
‫نمی‌دونستم چی بود.
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

449
00:39:07,263 --> 00:39:11,392
‫پهناش اینقدر بود و طولش یخورده بیشتر.

450
00:39:13,394 --> 00:39:17,273
‫یه چیزی شبیه جعبه که کوهان داشت.

451
00:39:17,440 --> 00:39:19,442
‫- کوهان؟
‫- آره.

452
00:39:19,609 --> 00:39:21,236
‫یه چیزی بالاش بود

453
00:39:21,361 --> 00:39:22,904
‫مثل چماق کوچیک.

454
00:39:23,071 --> 00:39:24,739
‫فقط اینکه هر دو سرش قلمبه بود.

455
00:39:24,906 --> 00:39:27,867
‫با یه سیم به جعبه

456
00:39:28,034 --> 00:39:30,662
‫بسته شده بود مثل دم خرگوشی.

457
00:39:30,829 --> 00:39:34,916
‫جم اونو برش داشت…

458
00:39:35,083 --> 00:39:38,461
‫و گفت، «می‌خوام با بابابزرگم حرف بزنم.»

459
00:39:38,628 --> 00:39:40,046
‫تلفن بوده.

460
00:39:40,213 --> 00:39:42,090
‫تلفن.

461
00:39:42,257 --> 00:39:44,592
‫مردم می‌تونن باهاش از فواصل دور

462
00:39:44,759 --> 00:39:46,678
‫با همدیگه حرف بزنن.

463
00:39:51,683 --> 00:39:53,351
‫کاش می‌تونستیم بهشون زنگ بزنیم.

464
00:39:57,313 --> 00:39:58,773
‫ولی…

465
00:40:00,733 --> 00:40:03,069
‫فعلاً نامه کفایت می‌کنه.

466
00:40:21,337 --> 00:40:23,464
‫این آخرین طلاییه که آب می‌کنم.

467
00:40:23,631 --> 00:40:24,966
‫بقیه رو مخفی می‌کنیم.

468
00:40:26,509 --> 00:40:27,510
‫حالا…

469
00:40:29,053 --> 00:40:32,348
‫یادت نره از کدوم کیسه برداری، باشه؟

470
00:40:32,515 --> 00:40:33,850
‫غمت نباش، دایی،

471
00:40:34,017 --> 00:40:37,061
‫قول می‌دم وقتی در حال شکاریم
‫از طلای جامد استفاده نکنم.

472
00:40:40,356 --> 00:40:42,942
‫فکر کردی وقتی مامانت رو می‌بینی
‫بهش چی میگی؟

473
00:40:45,278 --> 00:40:46,738
‫آره.

474
00:40:46,905 --> 00:40:49,157
‫سعی می‌کنم زیاد مته به خشخاش نذارم.

475
00:40:49,324 --> 00:40:52,911
‫وقتی به لالی‌براخ فکر می‌کنم دلم شور می‌زنه.

476
00:40:53,077 --> 00:40:54,621
‫چطور؟

477
00:40:54,787 --> 00:40:57,582
‫بریانا گفت یه کتاب تو مدرسه خونده

478
00:40:57,749 --> 00:41:02,253
‫که توش نوشته وقتی وطنت رو ترک می‌کنی،
‫نمی‌تونی دوباره برگردی.

479
00:41:03,338 --> 00:41:05,423
‫فکر کنم شاید حقیقت داره.

480
00:41:05,548 --> 00:41:07,467
‫به نظرم والدینت رو همونطور که ولشون کردی

481
00:41:07,634 --> 00:41:10,094
‫پیدا می‌کنی.

482
00:41:10,261 --> 00:41:13,640
‫شاید شوکه بشن.

483
00:41:13,806 --> 00:41:15,183
‫قدم که زیاد بلند نشده، نه؟

484
00:41:18,228 --> 00:41:21,272
‫شخصاً جملۀ رابرت فراست رو ترجیح میدم.

485
00:41:21,439 --> 00:41:24,567
‫«خانه جاییه که وقتی مجبوری برگردی اونجا،

486
00:41:24,734 --> 00:41:26,402
‫اونا مجبورن با آغوش باز بپذیرنت.»

487
00:41:29,614 --> 00:41:31,324
‫تعجب نداره چقدر خاطرش رو می‌خوای، دایی.

488
00:41:31,491 --> 00:41:34,244
‫حتماً مایۀ آرامش خاطرته.

489
00:41:34,369 --> 00:41:37,455
‫آره. همیشه پذیرای منه.

490
00:41:40,625 --> 00:41:42,126
‫خب…

491
00:41:42,293 --> 00:41:44,921
‫به گمونم باید خونه باشی.

492
00:41:53,554 --> 00:41:57,141
‫هیچ کی تو ریج از وجود این طلاها خبر نداره.

493
00:41:57,308 --> 00:41:59,143
‫نباید بذاریم بویی ببرن.

494
00:41:59,310 --> 00:42:01,646
‫حتی اگه شایعه‌ش بپیچه،

495
00:42:01,813 --> 00:42:03,439
‫جون همه تو خطر می‌افته.

496
00:42:08,444 --> 00:42:09,862
‫چطور اینجا رو پیدا کردی؟

497
00:42:10,029 --> 00:42:14,367
‫یه روز من و جم اومده بودیم شکار
‫که پیداش کردیم.

498
00:42:14,534 --> 00:42:16,077
‫یه راز بین خودمون بود.

499
00:42:16,244 --> 00:42:18,413
‫قرار گذاشتیم به هیچ کس نگیم،
‫حتی به مامان و باباش.

500
00:42:18,579 --> 00:42:20,331
‫چی، به منم نه؟

501
00:42:20,498 --> 00:42:22,917
‫بابا بزرگ و نوه‌ش حداقل
‫می‌تونن یه راز داشته باشن.

502
00:42:33,303 --> 00:42:37,890
‫چرا اسمش رو گذاشتی غار اسپانیایی؟

503
00:42:38,599 --> 00:42:40,518
‫به‌خاطر ساکن فعلیش.

504
00:42:44,731 --> 00:42:45,857
‫وای.

505
00:42:47,692 --> 00:42:51,362
‫هیچی جز سپر همراهش نبود.

506
00:42:51,529 --> 00:42:53,156
‫و این.

507
00:42:57,160 --> 00:43:00,038
‫«بانوی فرشتگان».

508
00:43:00,204 --> 00:43:02,248
‫- قطعاً اسپانیاییه.
‫- آره.

509
00:43:05,293 --> 00:43:06,627
‫جم نترسید؟

510
00:43:06,794 --> 00:43:08,338
‫نه.

511
00:43:08,504 --> 00:43:10,298
‫من ترسیدم.

512
00:43:10,465 --> 00:43:12,050
‫با خودمون فانوس نیاورده بودیم.

513
00:43:12,216 --> 00:43:14,093
‫منم پامو گذاشتم روش.

514
00:43:14,260 --> 00:43:15,803
‫فکر کردم زنده‌س.

515
00:43:15,970 --> 00:43:18,806
‫نزدیک بود قلبم از دهنم بیاد بیرون.

516
00:43:18,973 --> 00:43:20,892
‫فسقلی حسابی خندید.

517
00:43:21,059 --> 00:43:23,227
‫یعنی چطور از اینجا سر در آورده.

518
00:43:23,394 --> 00:43:26,773
‫به احتمال زیاد کُشتنش.

519
00:43:26,939 --> 00:43:29,359
‫یه…

520
00:43:29,525 --> 00:43:33,404
‫یه غار کوچولو دیگه اون طرفه.

521
00:43:35,865 --> 00:43:38,284
‫جای بی‌نقص برای مخفی کردن گنجه.

522
00:43:38,451 --> 00:43:39,494
‫آره.

523
00:43:45,083 --> 00:43:46,352
‫تو و جم نگران نبودید

524
00:43:46,376 --> 00:43:48,419
‫روحش اذیت‌تون کنه؟

525
00:43:48,586 --> 00:43:50,630
‫نه… وقتی در غار رو بستم

526
00:43:50,797 --> 00:43:52,757
‫برای آرامش و شادی روحش دعا خوندیم.

527
00:43:54,425 --> 00:43:55,927
‫واسه هر مناسبتی

528
00:43:56,094 --> 00:43:57,294
‫یه دعای مناسب بلدی، نه؟

529
00:43:59,722 --> 00:44:01,808
‫همیشه یه دعا وجود داره،

530
00:44:03,810 --> 00:44:05,770
‫حتی اگه این باشه،

531
00:44:05,937 --> 00:44:09,399
‫«اِدیا کودیک می.»

532
00:44:09,565 --> 00:44:11,365
‫خداوندا، کمکم کن.

533
00:44:22,078 --> 00:44:23,955
‫«بری عزیزم، تصمیم گرفتیم

534
00:44:24,122 --> 00:44:26,582
‫ریج رو ترک کنیم و به اسکاتلند برویم.

535
00:44:26,707 --> 00:44:29,669
‫پدرت می‌خواد سر قولی
‫که به خواهرش داده بمونه

536
00:44:29,836 --> 00:44:31,379
‫و ایان رو برگردونه خونه.

537
00:44:33,756 --> 00:44:35,133
‫می‌ترسه نکنه نیروهای موجود در تاریخ

538
00:44:35,299 --> 00:44:37,760
‫از فرصت دیگه‌ای محرومش کنه.

539
00:44:40,346 --> 00:44:42,432
‫ولی به افراد آردزمیور اعتماد داره

540
00:44:42,598 --> 00:44:45,893
‫تا زمان بازگشت‌مون از مهاجران محافظت کنن.

541
00:44:46,018 --> 00:44:47,270
‫همینطور از برادران بردسلی خواستیم

542
00:44:47,437 --> 00:44:49,814
‫مراقب زمین خونه‌مون باشن.

543
00:44:49,981 --> 00:44:51,821
‫و دارم به لیزی یاد میدم چطور در نبودم

544
00:44:51,983 --> 00:44:53,818
‫با دارو و گیاهان بیماری‌ها رو مداوا کنه.

545
00:44:53,985 --> 00:44:56,571
‫- آره.
‫- بابونه.

546
00:44:58,114 --> 00:45:00,074
‫پدرت بهم گوشه زده که خودخواهانه

547
00:45:00,199 --> 00:45:02,535
‫همه‌تون رو برای خودم برداشتم،

548
00:45:02,660 --> 00:45:03,940
‫پس با بی‌میلی بهش اجازه میدم

549
00:45:04,036 --> 00:45:06,372
‫نامه رو تموم کنه.

550
00:45:06,539 --> 00:45:09,834
‫تا بعد، عشقم.»

551
00:45:10,001 --> 00:45:13,212
‫دختر عزیزم، عجیب به نظر میاد ازت بخوام

552
00:45:13,379 --> 00:45:15,339
‫برای سفری امن

553
00:45:15,506 --> 00:45:17,008
‫که سال‌ها قبل انجام شده،

554
00:45:17,175 --> 00:45:18,885
‫و تو ازش می‌دونی دعا کنی،

555
00:45:19,051 --> 00:45:21,345
‫ولی در هر صورت این خواهش رو ازت دارم.

556
00:45:22,972 --> 00:45:25,808
‫به نظرم زمان برای خداوند مهم نیست.

557
00:45:33,524 --> 00:45:35,359
‫می‌خوام از وضعیت

558
00:45:35,526 --> 00:45:36,944
‫دارایی برات بگم

559
00:45:37,111 --> 00:45:40,364
‫که یه زمانی برای یه آقای محترم ایتالیایی

560
00:45:40,531 --> 00:45:43,034
‫به دست خانواده کمرون سپرده شده بود.

561
00:45:43,201 --> 00:45:45,703
‫کار عاقلانه‌ای نیست همه چیو با خودمون ببریم

562
00:45:45,870 --> 00:45:49,582
‫بنابراین یه جای امن گذاشتمش.

563
00:45:49,749 --> 00:45:51,542
‫جم جاشو بلده.

564
00:45:54,587 --> 00:45:57,423
‫اگه یه زمانی بهش نیاز پیدا کردی،

565
00:45:57,590 --> 00:45:59,383
‫بهش بگو، «اسپانیایی ازش محافظت می‌کنه».

566
00:46:02,178 --> 00:46:04,138
‫خودش می‌دونه منظورم چیه.

567
00:46:04,764 --> 00:46:06,224
‫اگه برداشتیش،

568
00:46:06,390 --> 00:46:09,602
‫خاطرجمع بشید یه کشیش متبرکش کنه.

569
00:46:09,769 --> 00:46:11,812
‫براش خون ریخته شده.»

570
00:46:11,979 --> 00:46:13,940
‫پس آقای ایتالیایی و خانواده کمرون.

571
00:46:14,106 --> 00:46:16,734
‫حتماً منظورش عمه جاکاستام بوده، نه؟

572
00:46:16,901 --> 00:46:18,569
‫و شاید چارلز.

573
00:46:18,736 --> 00:46:21,155
‫تو ایتالیا به دنیا اومده و بزرگ شده.

574
00:46:21,322 --> 00:46:23,241
‫آخر سر هم تو رم مُرده.

575
00:46:23,407 --> 00:46:24,992
‫اگه منظورش، شاهزاده چارلی باشه،

576
00:46:25,117 --> 00:46:26,577
‫پس این دارایی…

577
00:46:28,287 --> 00:46:30,540
‫یه داستانایی تو اسکاتلند درباره‌ش هست.

578
00:46:30,706 --> 00:46:34,585
‫مردم دربارۀ طلای جکوبایت حرف می‌زنن.

579
00:46:34,752 --> 00:46:36,462
‫بعضیا میکگن بین طایفه‌ها تقسیم شده.

580
00:46:36,629 --> 00:46:38,506
‫بعضیا میگن یه جایی دفن شده.

581
00:46:39,966 --> 00:46:42,927
‫و اگه هکتور کمرون یه کم ازش برداشته باشه

582
00:46:43,094 --> 00:46:45,012
‫و برده باشه آمریکا،

583
00:46:45,179 --> 00:46:46,859
‫به گمونم توضیح میده چطور تونستن

584
00:46:46,931 --> 00:46:48,391
‫مجتمع کشاورزیشون رو بسازن.

585
00:46:48,558 --> 00:46:50,017
‫و جم می‌دونه کجا پنهان شده؟

586
00:46:50,184 --> 00:46:52,603
‫نه، بابا دقیقاً این حرف رو نزده.

587
00:46:52,770 --> 00:46:55,147
‫آره، راست میگی.

588
00:46:55,314 --> 00:46:58,192
‫جیمی هرگز اطلاعاتی به این خطرناکی رو
‫روی دوش کسی نمی‌ذاشت،

589
00:46:58,359 --> 00:47:00,695
‫چه برسه نو‌ۀ خودش باشه.

590
00:47:00,820 --> 00:47:03,114
‫نه، احتمالاً جم چیزی در مورد طلاها نمی‌دونه،

591
00:47:03,281 --> 00:47:07,034
‫فقط در مورد اسپانیایی، هر کی که هست.

592
00:47:07,201 --> 00:47:10,538
‫تا حالا چیزی در این رابطه بهت نگفته؟

593
00:47:10,705 --> 00:47:12,707
‫نه.

594
00:47:14,750 --> 00:47:17,003
‫ما که ازش نمی‌پرسیم، نه؟

595
00:47:17,169 --> 00:47:18,588
‫نه.

596
00:47:19,672 --> 00:47:23,301
‫ولی تو نامه نوشته،
‫«اگه لازمتون بشه.»

597
00:47:23,467 --> 00:47:24,468
‫درسته.

598
00:47:24,635 --> 00:47:25,803
‫نیازی نداریم.

599
00:47:27,597 --> 00:47:31,517
‫- هر چند یه کم کنجکاو شدم.
‫- آره. منم.

600
00:47:31,684 --> 00:47:34,270
‫این چیزا تو اسکاتلند افسانه هستن.

601
00:47:34,437 --> 00:47:36,606
‫ولی نه. خانواده‌مون در امانه.

602
00:47:38,357 --> 00:47:40,568
‫این اسپانیایی هر کی که بوده،

603
00:47:40,735 --> 00:47:43,404
‫می‌تونه طلای جاکوبایت رو نگه داره.

604
00:47:45,448 --> 00:47:47,867
‫آخه می‌دونی باید نفرین‌شده باشه.

605
00:47:48,034 --> 00:47:49,702
‫خب، نفرینش هم مال خودش.

606
00:47:52,413 --> 00:47:53,497
‫وایسا، وایسا، وایسا.

607
00:47:53,623 --> 00:47:56,208
‫نمی‌خوام همه‌شون رو یه مرتبه بخونم.

608
00:47:57,793 --> 00:48:00,338
‫انگار وقتی بخونیمشون،

609
00:48:00,504 --> 00:48:02,590
‫مامان و بابا واقعاً مُردن.

610
00:48:06,427 --> 00:48:09,138
‫وقتی برگشتیم بوستون کم کم می‌خونیم.

611
00:48:10,973 --> 00:48:13,267
‫هر وقت حس کردی وقت مناسبیه

612
00:48:13,434 --> 00:48:15,978
‫یکی یکی‌ می‌خونیم.

613
00:48:16,145 --> 00:48:17,188
‫قبل از اینکه بریم،

614
00:48:17,355 --> 00:48:19,357
‫یه جایی هست که می‌خوام ببینی.

615
00:48:23,027 --> 00:48:26,864
‫یه پنی چیزی داری؟

616
00:48:27,031 --> 00:48:29,450
‫هر نوع سکه‌ای باشه.

617
00:48:29,617 --> 00:48:30,743
‫خب…

618
00:48:37,124 --> 00:48:39,543
‫همیشه باید برای چاقوی جدیدت پول بدی

619
00:48:39,710 --> 00:48:41,754
‫تا بفهمه صاحبش توئی.

620
00:48:41,921 --> 00:48:45,466
‫- صاحبش؟
‫- و بهت پشت نمی‌کنه.

621
00:48:45,633 --> 00:48:49,220
‫ممنون.

622
00:48:49,387 --> 00:48:52,431
‫آخرین چاقویی که بهت دادم
‫تو آتش‌سوزی از بین رفت.

623
00:48:52,598 --> 00:48:54,600
‫برای سفرت یکی لازم داری.

624
00:48:54,725 --> 00:48:58,020
‫و اگه پیش خودت باشه
‫بیشتر احساس امنیت می‌کنی.

625
00:48:58,187 --> 00:49:00,314
‫قشنگه.

626
00:49:00,439 --> 00:49:03,526
‫دایا جونز یه کارگاه آهنگری نقلی

627
00:49:03,693 --> 00:49:05,069
‫نزدیک روستای ماهیگیران داره.

628
00:49:05,236 --> 00:49:08,864
‫بهش گفتم تیغه‌ش رو برات بسازه.

629
00:49:09,031 --> 00:49:10,658
‫و خودم براش دسته درست کردم.

630
00:49:13,786 --> 00:49:14,912
‫اندازه دستمه.

631
00:49:18,708 --> 00:49:20,751
‫یه چیز دیگه.

632
00:49:20,918 --> 00:49:23,379
‫همیشه باید با چاقوت خون بریزی
‫تا هدفش رو بدونه.

633
00:49:32,263 --> 00:49:35,307
‫خون هم‌خونم.

634
00:50:42,666 --> 00:50:44,585
‫راجر، چی کار می‌کنی؟

635
00:50:44,752 --> 00:50:45,992
‫یه نگاه کوچیک میندازم.

636
00:50:47,296 --> 00:50:48,964
‫یا خدا.

637
00:50:49,013 --> 00:50:50,442
‫خوبی؟

638
00:51:06,649 --> 00:51:09,944
‫کاش تو دوران اوجش می‌تونستم ببینمش.

639
00:51:10,110 --> 00:51:11,654
‫عاشقش می‌شدی.

640
00:51:16,116 --> 00:51:18,369
‫بیا.

641
00:51:18,536 --> 00:51:20,871
‫داره راه میره.

642
00:51:21,038 --> 00:51:22,373
‫وای، پسر.

643
00:51:22,540 --> 00:51:24,392
‫امروز صبح دامنم رو کشید

644
00:51:24,416 --> 00:51:26,293
‫و خودشو کشید بالا بایسته.

645
00:51:26,460 --> 00:51:27,628
‫بچۀ خیلی خوبیه.

646
00:51:27,795 --> 00:51:29,213
‫مثل والدینش.

647
00:51:30,381 --> 00:51:31,715
‫مطمئنم خوشحال میشه

648
00:51:31,882 --> 00:51:34,385
‫که چند ماه دیگه یه همبازی براش میاد.

649
00:51:38,806 --> 00:51:41,767
‫ببخشید، خانم.

650
00:51:41,934 --> 00:51:45,396
‫اول خانم و آقای مکنزی رفتن،

651
00:51:45,563 --> 00:51:48,566
‫حالام شما و آقای فریزر.

652
00:51:48,732 --> 00:51:50,693
‫همش باید خداحافظی کنیم.

653
00:51:50,860 --> 00:51:53,070
‫بر می‌گردیم، لیزی.

654
00:51:53,237 --> 00:51:55,155
‫دقیقاً زمانش رو نمی‌دونم.

655
00:51:55,281 --> 00:51:56,907
‫ولی میاییم.

656
00:51:59,952 --> 00:52:02,413
‫مراقب همدیگه باشید.

657
00:52:06,208 --> 00:52:08,335
‫مخصوصاً تو.

658
00:52:08,502 --> 00:52:10,045
‫چشم، خانم.

659
00:52:10,212 --> 00:52:12,590
‫لیزی و بچه‌ها چیزی جز این نمی‌خوان.

660
00:52:16,594 --> 00:52:18,363
‫و مطمئن میشیم پوست و گوشت به اندازه کافی

661
00:52:18,387 --> 00:52:21,223
‫برای همه تو ریج باشه اگه نیازشون شد.

662
00:52:21,390 --> 00:52:23,100
‫ممنون، جزایا.

663
00:52:23,267 --> 00:52:24,977
‫بهتره راه بیفتیم، ساکسون.

664
00:52:25,144 --> 00:52:26,937
‫ایان جوون با اسب‌ها منتظره.

665
00:52:33,694 --> 00:52:35,362
‫خدانگهدار، لیزی.

666
00:52:37,364 --> 00:52:40,534
‫شاید اگه بچه‌م دختر شد اسمش رو کلیر بذارم

667
00:52:40,701 --> 00:52:42,494
‫که زیاد دلتنگ شما نشم.

668
00:53:16,403 --> 00:53:18,072
‫دنبال کسی می‌گردی؟

669
00:53:20,282 --> 00:53:21,283
‫آره.

670
00:53:22,868 --> 00:53:24,411
‫امیدوار بودی اونا رو ببینی.

671
00:53:27,289 --> 00:53:29,375
‫می‌دونم مسخره‌س.

672
00:53:29,500 --> 00:53:30,668
‫اصلاً مسخره نیست که

673
00:53:30,834 --> 00:53:32,962
‫منتظر مصاحبت با ارواح باشی.

674
00:53:36,882 --> 00:53:39,218
‫واقعاً خوشحالم اومدیم اینجا

675
00:53:39,385 --> 00:53:40,844
‫و اینکه مندی سالمه،

676
00:53:41,011 --> 00:53:43,931
‫ولی دست خودم نیست دلتنگشونم.

677
00:53:45,891 --> 00:53:47,768
‫منم می‌خوام ببینمشون.

678
00:53:50,562 --> 00:53:53,524
‫باشه، می‌تونم کل روز اینجا بمونم،

679
00:53:53,691 --> 00:53:56,527
‫ولی احتمالاً باید بریم فیونا رو ترخیص کنم.

680
00:53:56,694 --> 00:53:58,362
‫تقریباً ساعت اذیت‌کردن مندی ـه.

681
00:54:06,996 --> 00:54:09,415
‫قطعاً وقت رفتنه.

682
00:54:12,584 --> 00:54:14,211
‫عصربخیر.

683
00:54:14,378 --> 00:54:15,629
‫فقط داشتیم…

684
00:54:16,588 --> 00:54:18,257
‫عذر می‌خوام. داشتیم می‌رفتیم.

685
00:54:18,424 --> 00:54:20,092
‫به این عمارت علاقه دارید؟

686
00:54:20,259 --> 00:54:21,802
‫جانم؟

687
00:54:23,429 --> 00:54:24,471
‫باد لعنتی.

688
00:54:25,931 --> 00:54:27,725
‫حتماً تابلو رو انداخته.

689
00:54:31,551 --> 00:54:33,551
‫[برای فروش]

690
00:55:02,009 --> 00:55:03,635
‫وایسا! صبر کن!

691
00:55:03,802 --> 00:55:05,512
‫چی شده، ساکسون؟

692
00:55:13,604 --> 00:55:15,481
‫اینجایی.

693
00:55:15,647 --> 00:55:18,400
‫هیس، هیس.

694
00:55:18,567 --> 00:55:20,277
‫آدسو.

695
00:55:24,323 --> 00:55:26,366
‫حق با توئه.

696
00:55:35,876 --> 00:55:37,503
‫کلی پرنده و سنجاب

697
00:55:37,669 --> 00:55:39,296
‫تو جنگل برات هست.

698
00:55:41,715 --> 00:55:43,967
‫و لیزی بهت شیر میده

699
00:55:45,844 --> 00:55:47,721
‫و یه جای گرم بغل آتیش برات گذاشته.

700
00:55:55,270 --> 00:55:56,605
‫برو.

701
00:55:56,772 --> 00:55:58,941
‫برو خونه.

702
00:56:12,329 --> 00:56:14,915
‫متاسفم، کلیر.

703
00:56:16,250 --> 00:56:18,710
‫من…

704
00:56:18,836 --> 00:56:20,879
‫نگران نباش، من…

705
00:56:23,006 --> 00:56:25,342
‫- فقط یه گربه‌س.
‫- آره.

706
00:56:25,509 --> 00:56:26,802
‫آره، می‌دونم.

707
00:56:54,329 --> 00:56:57,708
‫این یه نشون برای همۀ کسایی که

708
00:56:57,875 --> 00:56:59,585
‫می‌خوان وارد ریج فریزر بشن.

709
00:57:20,355 --> 00:57:24,902
‫یه روز بر می‌گردیم، نه؟

710
00:57:25,068 --> 00:57:28,447
‫منم هیج وقت فکر نمی‌کردم
‫اسکاتلند زیبا رو ببینم.

711
00:57:28,614 --> 00:57:29,865
‫به اینجا پیوند خوردیم.

712
00:57:29,990 --> 00:57:33,535
‫پس… آره.

713
00:57:33,702 --> 00:57:35,204
‫بر می‌گردیم.

714
00:57:48,258 --> 00:57:49,801
‫جیمی…

715
00:57:53,555 --> 00:57:57,935
‫تو همیشه برام کافی هستی.

716
00:57:57,959 --> 00:58:14,959
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

717
00:58:14,983 --> 00:58:28,983
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

