﻿1
00:00:00,524 --> 00:00:08,524
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,548 --> 00:00:16,548
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:16,549 --> 00:00:24,549
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

4
00:00:40,000 --> 00:00:40,689
…آنچه گذشت

5
00:00:40,713 --> 00:00:41,941
….خانم مَک‌کنزی

6
00:00:41,966 --> 00:00:44,891
اجازه دارم پسرم رو بهتون معرفی کنم؟ -
ویلیام رنسوم هستم -

7
00:00:44,916 --> 00:00:46,301
این سَنَد ِ خونه‌ست

8
00:00:46,326 --> 00:00:48,870
الان سَنَد ِ خونه و همۀ حساب‌های بانکی
به اسم تو هستن

9
00:00:48,895 --> 00:00:51,248
از سنگ‌ها رَد شدم تا بچه‌م رو نجات بدم

10
00:00:51,273 --> 00:00:53,087
باورم نمیشه وقت خداحافظیه

11
00:00:53,578 --> 00:00:54,780
اینجا رو می‌پسندین؟

12
00:00:54,808 --> 00:00:57,252
« ملک فروشی »

13
00:00:59,255 --> 00:01:01,090
شما باید آقای کورنلیوس هارنت باشین

14
00:01:01,129 --> 00:01:02,371
از کجا بدونم که
می‌تونیم به شما اعتماد کنیم؟

15
00:01:02,396 --> 00:01:04,055
یکم دیگه چند تا سرباز از اون در

16
00:01:04,079 --> 00:01:05,761
میان داخل و می‌خوان چند نفر رو دستگیر کنن

17
00:01:05,831 --> 00:01:07,771
تو از کجا می‌دونی؟ -
به افرادت بگو از اینجا برن -

18
00:01:09,208 --> 00:01:12,067
این زن به دست من کشته شد

19
00:01:12,092 --> 00:01:13,868
زندگی در برابر زندگی

20
00:01:13,893 --> 00:01:16,055
وقتی که چیزی داشتی که ارزش این رو داشت
…که از چنگت درش بیارم

21
00:01:16,080 --> 00:01:17,621
دوباره منو می‌بینی

22
00:01:18,438 --> 00:01:21,789
به خواهرم قول دادم ایان رو برمی‌گردونم پیشش

23
00:01:21,932 --> 00:01:24,894
گلوله‌ها باید واسۀ رفتن به اسکاتلند
کافی باشن

24
00:01:29,444 --> 00:01:36,110
« لالی‌براخ »

25
00:01:36,110 --> 00:01:38,112
« سال ۱۹۸۰ »

26
00:01:48,773 --> 00:01:50,308
برگشتی. چطور بود؟

27
00:01:50,333 --> 00:01:51,646
اینو توی آکسفام پیدا کردم

28
00:01:53,616 --> 00:01:55,618
اگر خشکش کنم، بی‌نقص میشه

29
00:01:56,507 --> 00:01:57,784
مَزۀ خونه رو میده

30
00:01:57,891 --> 00:01:59,022
عالیه

31
00:01:59,092 --> 00:02:00,899
…آخ! مامان

32
00:02:01,344 --> 00:02:05,474
مَندی منو با چوب زد و معذرت‌خواهی نکن

33
00:02:07,183 --> 00:02:09,386
مَندی، معذرت‌خواهی کن

34
00:02:09,686 --> 00:02:11,536
نمی‌کنم -
چرا، باید بکنی -

35
00:02:11,730 --> 00:02:12,836
معذرت می‌خوام

36
00:02:20,030 --> 00:02:21,207
ببخشید

37
00:02:21,296 --> 00:02:22,432
عیبی نداره

38
00:02:22,665 --> 00:02:24,186
منم بچۀ کوچیک دارم

39
00:02:24,211 --> 00:02:26,447
…اگر ۲ سال توی یه کاروان زندگی می‌کردن

40
00:02:26,472 --> 00:02:28,753
با شیطنت‌هاشون دیوونه‌م می‌کردن

41
00:02:28,841 --> 00:02:31,031
آره، خیلی… سخت بوده

42
00:02:31,697 --> 00:02:33,973
اتاق خواب‌های طبقۀ بالا به کجا رسید؟

43
00:02:34,070 --> 00:02:37,407
خب… می‌خواستم دربارۀ
همین موضوع باهاتون صحبت کنم

44
00:02:53,131 --> 00:02:55,331
،چیزی که می‌خواستم بگم اینه که
این خیلی خوبه که علاقه‌مندین

45
00:02:55,395 --> 00:02:57,839
شکاف روی دیوار ِ
…اتاق ناهارخوری رو حفظ کنین، اما

46
00:02:58,239 --> 00:03:01,220
مطمئنین نمی‌خواین اون شکاف رو گچ‌کاری کنم؟

47
00:03:01,820 --> 00:03:04,780
،حالا که همه‌چی رو درست کردم
نَمای خوبی نداره، شما اینطور فکر نمی‌کنین؟

48
00:03:07,080 --> 00:03:09,642
اون شکاف از سال ۱۹۴۵ روی اون دیوار بوده

49
00:03:10,363 --> 00:03:12,080
نگه‌ش می‌داریم -
…داشتی می‌گفتی -

50
00:03:12,324 --> 00:03:14,140
…اتاق خواب‌ها -
درسته -

51
00:03:14,875 --> 00:03:17,262
در سریع‌ترین حالت هفتۀ آینده
می‌تونیم کار طبقۀ بالا رو شروع کنیم

52
00:03:17,374 --> 00:03:19,660
،هر کسی که قبلاً سقف رو تعمیر کرده
کارش خوب بوده

53
00:03:19,730 --> 00:03:22,952
ولی اون بالا هنوز کلی کار داره

54
00:03:23,299 --> 00:03:24,991
پس هزینه‌های برآورد شده رو تغییر دادم

55
00:03:31,777 --> 00:03:34,033
نمی‌خوایم واسه‌مون
…کاخ باکینگاهم رو بسازی که

56
00:03:34,143 --> 00:03:35,461
یه تعمیرات ساده کافیه

57
00:03:35,561 --> 00:03:37,868
می‌دونم از رقمی که انتظار داشتین بیشتره

58
00:03:37,893 --> 00:03:39,099
خیلی زیاده

59
00:03:39,149 --> 00:03:40,978
خب، یه مقدار راجع به این قضیه فکر کنین

60
00:03:46,245 --> 00:03:49,187
…بری، این -
انقدر پول نداریم، مگه نه؟ -

61
00:03:49,820 --> 00:03:51,193
تقریباً همۀ پول‌مون رو خرج کردیم

62
00:03:51,217 --> 00:03:52,528
تا کار به همینجا برسه

63
00:03:54,420 --> 00:03:56,699
خب، نصف راه رو اومدیم

64
00:03:56,839 --> 00:03:58,348
آشپزخونه فعاله

65
00:03:58,380 --> 00:03:59,804
دست‌شویی‌ها سالم‌ان

66
00:04:00,752 --> 00:04:02,586
رؤیای قرن ۲۰اُم رو عملی کردیم

67
00:06:18,051 --> 00:06:19,302
دنبال چی می‌گردی؟

68
00:06:20,553 --> 00:06:22,180
…گرسنمه. گفت یه

69
00:06:24,353 --> 00:06:25,391
سیب بخورم

70
00:06:25,771 --> 00:06:26,897
سیب؟

71
00:06:26,949 --> 00:06:29,618
نمی‌خوام اسقربوط بگیرم
[نوعی بیمار ناشی از کمبود ویتامین سی]

72
00:06:30,038 --> 00:06:31,394
نه، نمی‌خوای

73
00:06:35,260 --> 00:06:37,016
بیا

74
00:06:42,931 --> 00:06:44,016
چطوره؟

75
00:06:44,761 --> 00:06:45,817
خوشمزه‌ست

76
00:06:48,205 --> 00:06:50,194
تلاش خوبی بود، جیمی فریزر

77
00:06:51,119 --> 00:06:52,995
ولی خیلی وقت پیش یاد گرفتم

78
00:06:53,605 --> 00:06:56,554
که اهالی هایلند یه سوء‌ظن ذاتی
نسبت به میوه‌های تازه دارن

79
00:06:56,629 --> 00:06:57,745
بیا

80
00:06:58,672 --> 00:07:00,297
ولی سیب رو هم بخور

81
00:07:00,801 --> 00:07:02,860
قراره ۳ ماه روی کشتی باشی

82
00:07:03,260 --> 00:07:04,473
اگر تو میگی باشه، ساکسون

83
00:07:04,553 --> 00:07:05,709
آره، من میگم

84
00:07:06,190 --> 00:07:09,697
چند تا زن رو می‌شناسی که هم‌سِن ِ من باشن
و هنوز دندون‌هاشون مال خودشون باشه؟

85
00:07:09,767 --> 00:07:12,963
خب، اعتراف می‌کنم

86
00:07:13,489 --> 00:07:15,754
به عنوان یه عجوزه خیلی سالمی

87
00:07:15,801 --> 00:07:17,463
عجوزه؟

88
00:07:23,681 --> 00:07:25,782
کی اونجاست؟

89
00:07:31,454 --> 00:07:32,560
آرچ باگ؟

90
00:07:34,437 --> 00:07:35,563
تویی؟

91
00:07:38,905 --> 00:07:39,981
خودت رو نشون بده

92
00:07:40,797 --> 00:07:41,956
ازت نمی‌ترسم

93
00:07:42,819 --> 00:07:46,408
می‌دونم که قول دادی
و می‌خوای به قولت عمل کنی

94
00:07:47,318 --> 00:07:51,431
خب، پس بیا همین الان و همینجا
این قضیه رو تمومش کنیم، مرد

95
00:07:52,203 --> 00:07:54,057
ازت نمی‌ترسم، صدامو می‌شنوی؟

96
00:07:54,298 --> 00:07:55,394
!آروم باش

97
00:07:56,285 --> 00:07:59,068
اون نیست. فکر و خیال می‌کنی

98
00:07:59,793 --> 00:08:02,226
،این همون چیزیه که اون می‌خواد
می‌خواد فکر و خیال از درون نابودت کنه

99
00:08:03,068 --> 00:08:04,166
هیچی نیست

100
00:08:04,820 --> 00:08:06,530
نگران خودم نیستم، دایی

101
00:08:08,740 --> 00:08:10,689
ولی اون می‌خواد کسی رو بکشه که دوستش دارم

102
00:08:11,710 --> 00:08:14,381
و می‌دونه که شما ۲ نفر رو چقدر دوست دارم

103
00:08:14,670 --> 00:08:16,540
آرچ باگ قرار نیست کسی رو بکشه

104
00:08:17,314 --> 00:08:20,530
هر ۳ نفرمون با همیم. خیالت راحت باشه

105
00:08:23,087 --> 00:08:24,297
آتیش رو روشن کن، پسر

106
00:08:49,196 --> 00:08:50,311
ممنون

107
00:08:51,444 --> 00:08:54,221
در کنگرۀ ۴اُم جولای سال ۱۷۷۶، اطلاعیه‌ای »
« توسط نماینده‌های ایالات متحدۀ آمریکا صادر شد

108
00:08:58,422 --> 00:09:00,522
این اطلاعیه فقط بدرد همینکار می‌خوره

109
00:09:01,374 --> 00:09:02,575
پُر از غروره

110
00:09:04,085 --> 00:09:05,629
،عمو هال اگر این صحنه رو می‌دید
بهت افتخار می‌کرد

111
00:09:05,789 --> 00:09:09,006
آخه الان موقع آوردن اسم بابام بود؟

112
00:09:09,226 --> 00:09:11,570
اگر منو توی این وضعیت می‌دید، ناراحت می‌شد

113
00:09:12,227 --> 00:09:14,096
ازم انتظار میره شغل خیره کننده‌ای
توی ارتش داشته باشم

114
00:09:14,120 --> 00:09:16,267
بیخیال. انقدر عبوس نباش، پسرعمو

115
00:09:16,347 --> 00:09:18,065
ناسلامتی داریم شغل جدیدت رو جشن می‌گیریم

116
00:09:18,155 --> 00:09:19,694
من هنوز منتظر دستورات هستم

117
00:09:19,774 --> 00:09:24,404
آره، اما نیویورک خیلی دور به‌نظر می‌رسه

118
00:09:24,650 --> 00:09:27,802
ما انگلستان رو ترک نکردیم تا وقت‌مون رو
توی کارولینای شمالی تلف کنیم

119
00:09:28,536 --> 00:09:31,458
انگلستان رو ترک کردیم تا یک‌بار و
برای همیشه این شورش رو سرکوب کنیم

120
00:09:32,765 --> 00:09:34,126
با شکوه خواهد بود

121
00:09:34,868 --> 00:09:36,264
آره، با شکوه

122
00:09:37,368 --> 00:09:40,624
یا یه قتل‌عام

123
00:09:40,982 --> 00:09:43,193
ایکاش تو رو هم
با من می‌فرستادن اونجا، ویلیام

124
00:09:43,693 --> 00:09:45,479
امیدوارم خیلی زود این اتفاق بیافته

125
00:09:47,779 --> 00:09:50,762
اما امشب، به سلامتی تو می‌خوریم

126
00:10:04,620 --> 00:10:05,838
خسته‌م، ویلیام

127
00:10:06,054 --> 00:10:07,541
تازه سر شبه، پسرعمو

128
00:10:08,021 --> 00:10:09,331
!جندۀ عوضی

129
00:10:09,491 --> 00:10:12,048
دستت رو بکش

130
00:10:12,164 --> 00:10:13,318
!همینه! بهش بگو

131
00:10:13,342 --> 00:10:15,438
!لطفاً! لطفاً بس کن

132
00:10:15,914 --> 00:10:17,169
ببخشید

133
00:10:19,503 --> 00:10:23,068
ای جندۀ مریض! آبله داره

134
00:10:24,538 --> 00:10:26,842
!خواهش می‌کنم! نمی‌دونستم

135
00:10:26,975 --> 00:10:28,083
گردنت رو ببین

136
00:10:28,645 --> 00:10:29,751
قرمزه

137
00:10:31,044 --> 00:10:33,057
انتظار داری باور کنم نمی‌دونستی؟

138
00:10:33,147 --> 00:10:35,841
ای جنده! سعی کردی منو بکشی

139
00:10:36,215 --> 00:10:38,200
و یه کاری کنی تقاص پس بدم

140
00:10:38,509 --> 00:10:40,485
!وای

141
00:10:43,139 --> 00:10:44,932
اوه، چیکار کرده، هان؟

142
00:10:45,391 --> 00:10:49,610
!جندۀ مریض! جندۀ مریض
!جندۀ مریض! جندۀ مریض

143
00:10:49,689 --> 00:10:51,889
!ای جنده -
!به این جنده رحم نکن -

144
00:10:52,009 --> 00:10:55,156
!جندۀ مریض! جندۀ مریض! جندۀ مریض

145
00:10:55,239 --> 00:10:56,670
!الان می‌کشتش -
اینکارو نکن. نکن -

146
00:11:02,615 --> 00:11:04,126
!وای

147
00:11:32,728 --> 00:11:34,204
خدا لعنت‌تون کنه

148
00:11:36,288 --> 00:11:39,469
لعنت به شما و شوخی‌های مسخره‌تون

149
00:11:39,825 --> 00:11:41,824
ستوان، مشکلی واسه‌ت پیش اومده؟

150
00:11:44,426 --> 00:11:46,974
حرومزادۀ عوضی -
اینجا چه اتفاقی افتاده؟ -

151
00:11:48,886 --> 00:11:50,121
بهتره بریم

152
00:11:51,535 --> 00:11:52,943
ویلیام

153
00:11:54,958 --> 00:11:56,502
بیا بریم مشروب بخوریم، رفیق

154
00:12:03,778 --> 00:12:07,769
مادر بزرگ‌تون میگه»
همیشه حدوداً یه ۲۰۰ سالی میشه

155
00:12:08,298 --> 00:12:12,176
طبق افسانه‌های قدیمی و تجربۀ خودمون
همینطوره

156
00:12:13,184 --> 00:12:15,395
ولی گِیلیس دانکن پاش رو فراتر گذاشت

157
00:12:16,312 --> 00:12:19,762
«البته که اعتقادش به لزوم نثار خون اشتباهه

158
00:12:21,859 --> 00:12:24,788
نثار خون اشتباهه. خب، آره

159
00:12:30,659 --> 00:12:32,133
اوه، یه ۲۰۰ سالی

160
00:12:32,199 --> 00:12:34,519
طول می‌کشه تا همۀ اینا رو بنویسم

161
00:12:38,256 --> 00:12:39,362
این دیگه چیه؟

162
00:12:40,627 --> 00:12:41,693
طلاست؟

163
00:12:52,148 --> 00:12:55,069
جَم، مَندی، وقشته آماده شین برین مدرسه

164
00:12:56,130 --> 00:12:57,795
یالا. بلند شین لباس بپوشین

165
00:12:57,875 --> 00:12:59,311
!آخ

166
00:12:59,810 --> 00:13:04,588
جِمی، چرا رادیو ساعتم
تیکه تیکه شده و افتاده روی زمین؟

167
00:13:06,387 --> 00:13:07,423
جرمایا؟

168
00:13:12,408 --> 00:13:16,204
،طبق چیزی که جِمی میگه
مورد هجوم پَری‌ها قرار گرفتیم

169
00:13:23,428 --> 00:13:26,047
می‌خوای بهمون بگی
واقعاً چی اتفاقی واسۀ رادیو افتاده؟

170
00:13:26,796 --> 00:13:28,423
جِن‌ها اومدن و داغونش کردن

171
00:13:29,507 --> 00:13:30,633
صحیح

172
00:13:32,886 --> 00:13:35,578
این هفته پول توجیبی نداری. برین آماده شین

173
00:13:40,268 --> 00:13:41,686
می‌تونی سر همش کنی؟

174
00:13:42,228 --> 00:13:46,121
آره بابا… اگر جِن‌ها
تیکه‌هاش رو گُم نکرده باشن

175
00:13:48,484 --> 00:13:50,027
واسه‌م سؤاله این حرفا رو از کجا یاد گرفته

176
00:13:50,637 --> 00:13:54,579
اسکاتلند به اندازۀ کافی پَری داره
…ولی وجود داشتن جِن‌ها

177
00:13:55,407 --> 00:13:56,825
به‌نظر ما یکم احمقانه‌ست

178
00:13:57,451 --> 00:14:00,787
به انواع ترسناک‌تری
…از موجودات ماوراءالطبیعی گرایش داریم

179
00:14:01,121 --> 00:14:06,223
جِن‌های آبی، بَنشی، اِ… ساحره‌های آبی‌رنگ

180
00:14:08,316 --> 00:14:10,041
جِمی اهل دروغ گفتن نیست

181
00:14:10,506 --> 00:14:13,217
پس تو هم فکر می‌کنی
مهمون‌های ماوراءطبیعی داشتیم

182
00:14:15,254 --> 00:14:18,067
خب، میگن که موجودات ماوراءالطبیعی
به فلزهای گرانبها علاقه دارن

183
00:14:18,137 --> 00:14:19,556
و من اینو پیدا کردم

184
00:14:21,356 --> 00:14:24,018
اصلاً حواسم نبود و
…داشتم باهاش بازی می‌کردم که

185
00:14:24,477 --> 00:14:25,513
هان

186
00:14:26,437 --> 00:14:30,089
حتماً مامان و بابا به عنوان یه سرنخ از
طلای جاکوبایت‌ها گذاشتنش توی جعبه

187
00:14:30,233 --> 00:14:32,080
به‌نظرت بهتر نیست دربارۀ این قضیه
با جِمی صحبت کنیم؟

188
00:14:32,560 --> 00:14:33,718
و ببینیم چیزی می‌دونه یا نه؟

189
00:14:35,571 --> 00:14:36,607
هنوز نه

190
00:14:38,413 --> 00:14:40,465
خوشحالم که یه روزی می‌تونن کتاب تو رو بخونن

191
00:14:40,535 --> 00:14:43,615
،واسۀ اینکه بهتر بتونن درک کنن
…اما فعلاً… می‌خوام اونا

192
00:14:43,745 --> 00:14:44,881
بچگی کنن

193
00:14:46,475 --> 00:14:47,541
آره، منم همینطور

194
00:14:50,252 --> 00:14:51,527
چطور پیش میره؟

195
00:14:52,322 --> 00:14:53,982
نشستن پشت میز بهت میاد

196
00:14:55,757 --> 00:14:57,409
می‌تونم تصور کنم بابا اونجا نشسته

197
00:14:58,343 --> 00:15:00,011
،حالا که پشت اون میز نشستی
حس ارباب‌ها رو داری؟

198
00:15:01,266 --> 00:15:02,490
شبیه ارباب‌ها هستم؟

199
00:15:10,062 --> 00:15:11,897
وای، دیرم میشه. باید برم

200
00:15:12,793 --> 00:15:13,829
بوس خوش‌شانسی نداریم؟

201
00:15:14,733 --> 00:15:15,839
چرا

202
00:15:27,663 --> 00:15:29,406
راست، چپ، راست

203
00:15:35,445 --> 00:15:36,560
قربان

204
00:15:36,679 --> 00:15:38,301
…ستوان لرد السمر

205
00:15:38,381 --> 00:15:41,762
شنیدم که دیشب اتفاق‌های شرم‌آوری افتاده

206
00:15:42,496 --> 00:15:44,973
هر چند، شنیدم که یه نفر سعی کرده دخالت کنه

207
00:15:46,097 --> 00:15:47,874
،نتونستم جلوی اون اتفاق رو بگیرم
سروان ریچاردسون

208
00:15:47,974 --> 00:15:49,090
اما تلاشت رو کردی

209
00:15:49,819 --> 00:15:53,361
افراد خیلی کمی جرأت این رو دارن
تا در مقابل سربازهای هم‌قطارشون بایستن

210
00:15:56,052 --> 00:15:58,745
یه پیشنهاد واسه‌ت دارم، ستوان

211
00:15:59,068 --> 00:16:00,194
بله، قربان

212
00:16:00,990 --> 00:16:02,225
مسئولیت جمع‌آوری اطلاعات

213
00:16:02,249 --> 00:16:04,656
در مستعمرات جنوبی بر عهدۀ من گذاشته شده

214
00:16:05,115 --> 00:16:07,089
نه اینکه فرماندهی
همچین عملیاتی بر عهدۀ من باشه

215
00:16:07,159 --> 00:16:08,688
مسئولیت قسمت کوچیکی
از اون عملیات بر عهدۀ منه

216
00:16:08,824 --> 00:16:11,371
از اهمیت همچین عملیات‌هایی باخبرم، قربان

217
00:16:12,372 --> 00:16:13,490
…اما من

218
00:16:13,572 --> 00:16:16,464
علاقه‌ای به جاسوسی نداری. البته که نه

219
00:16:16,650 --> 00:16:18,901
،افراد خیلی کمی که خودشون رو سرباز می‌دونن
به انجام همچین کاری علاقه‌مند هستن

220
00:16:19,171 --> 00:16:22,146
هر چند، نمی‌خوام تو رو به عنوان یه جاسوس
بلکه می‌خوام

221
00:16:22,668 --> 00:16:24,718
به عنوان یک پیک برای متحدهامون استخدامت کنم

222
00:16:25,052 --> 00:16:27,376
از زبون پدرت شنیدم که توی کارولینای شمالی

223
00:16:27,506 --> 00:16:30,560
و ویرجینیا مزرعه دارین
و به اونجا زیاد سفر کردی، درسته؟

224
00:16:30,790 --> 00:16:31,795
بله

225
00:16:32,003 --> 00:16:34,328
مُرداب ِ بزرگ ِ دیسمال رو می‌شناسی؟

226
00:16:34,518 --> 00:16:36,968
بله. بوی خیلی بدی میده

227
00:16:37,146 --> 00:16:39,017
واسۀ سفرهای شکاری به اونجا سفر کرده‌م

228
00:16:43,027 --> 00:16:44,324
این نامه‌ها رو باز نکن

229
00:16:45,988 --> 00:16:48,882
فقط ساموئل کارت‌رایت، هنری کارو

230
00:16:48,991 --> 00:16:51,115
جاشوا هرینگتون حق دارن این نامه‌ها رو ببینن

231
00:16:52,154 --> 00:16:55,252
این اسامی رو به‌خاطر بسپار. نوشته نمیشن

232
00:16:56,707 --> 00:16:59,215
توی شهر دیسمال پیداشون می‌کنی

233
00:17:00,330 --> 00:17:03,527
میگی که دوست پسرعموی کارت‌رایت هستی

234
00:17:03,797 --> 00:17:05,991
و دنبال کار می‌گردی

235
00:17:06,694 --> 00:17:08,968
این نامه‌ها رو با نهایت احتیاط تحویل بده

236
00:17:09,512 --> 00:17:11,647
،وقتی که اینکارو انجام دادی
…به شمال سفر کن

237
00:17:11,671 --> 00:17:13,805
و به نیروهای ژنرال بِرگوین
در نیویورک ملحق شو

238
00:17:14,115 --> 00:17:15,350
منم اونجا هستم

239
00:17:16,031 --> 00:17:17,484
نااُمیدتون نمی‌کنم قربان

240
00:17:18,366 --> 00:17:20,551
همین امروز برو. هر چه زودتر بهتر

241
00:17:29,571 --> 00:17:30,814
و حواست باشه نمیری

242
00:17:47,868 --> 00:17:49,964
از اینکه دارم غذا می‌خورم
…ناراحت که نمیشین، مگه نه دوشیزه

243
00:17:50,264 --> 00:17:52,100
خانم مَک‌کنزی هستم

244
00:17:52,221 --> 00:17:54,196
اوه، درسته

245
00:17:54,659 --> 00:17:56,850
میشه یه فنجون بهم بدین؟

246
00:17:57,759 --> 00:17:58,895
…اِ -
شیر -

247
00:17:59,228 --> 00:18:00,304
خیلی کم

248
00:18:07,682 --> 00:18:10,160
و اگر ممکنه، ۲ قاشق شکر

249
00:18:10,843 --> 00:18:13,249
اگر یادتون بمونه، توی اینکار موفق میشی

250
00:18:24,809 --> 00:18:26,442
این اعتبارنامۀ منه

251
00:18:26,561 --> 00:18:27,617
اوهوم

252
00:18:28,363 --> 00:18:31,584
،همونجوری که می‌تونین ببینین
داشتم مدرک مهندسیم

253
00:18:31,673 --> 00:18:33,199
در دانشگاه ام‌آی‌تی رو می‌گرفتم

254
00:18:33,508 --> 00:18:35,022
چند تا دورۀ کارآموزی شرکت کردم

255
00:18:35,142 --> 00:18:37,869
و قبل از اینکه
به‌خاطر مسائل خانوادگی مرخصی بگیرم

256
00:18:37,929 --> 00:18:39,014
شاگرد اول کلاسم بودم

257
00:18:39,433 --> 00:18:41,593
مدرک مورد تأیید شهر و اتحادیه
مربوط به اینکارو کسب کرده‌م

258
00:18:41,675 --> 00:18:42,959
…و همینطور

259
00:18:42,983 --> 00:18:46,845
…ببخشید، فکر می‌کنم
یه سوءتفاهمی پیش اومده

260
00:18:48,344 --> 00:18:50,483
ما یه مُنشی می‌خوایم

261
00:18:50,723 --> 00:18:53,211
شاید اینطور باشه. اما من می‌خوام

262
00:18:53,319 --> 00:18:55,029
به عنوان بازرس نیروگاه استخدام بشم

263
00:18:56,005 --> 00:18:59,115
اما… شما یه زن هستین

264
00:19:00,134 --> 00:19:04,115
واسۀ انجام کدوم جنبه از
وظایف بازرس نیروگاه باید کیر داشته باشم؟

265
00:19:08,267 --> 00:19:10,461
محیط کار واسۀ خانم‌ها مناسب نیست

266
00:19:11,800 --> 00:19:13,005
شرایط سخته

267
00:19:14,964 --> 00:19:16,174
…اگر بخوام کاملاً صادق باشم، باید بگم که

268
00:19:16,549 --> 00:19:18,192
مَردهایی که باهاشون روبرو میشین هم سرسخت‌ان

269
00:19:18,622 --> 00:19:21,676
پس مَردهایی رو استخدام می‌کنین
که ممکنه به یه زن حمله کنن؟

270
00:19:21,810 --> 00:19:24,106
نه! البته که نه

271
00:19:24,195 --> 00:19:26,229
نیروگاه‌هاتون از نظر فیزیکی خطرناکن؟

272
00:19:26,309 --> 00:19:28,728
اگر اینطوره، حتماً به یه بازرس احتیاج دارین

273
00:19:28,870 --> 00:19:30,391
…ق… قضیه اینه که

274
00:19:30,480 --> 00:19:31,793
وقتی که داشتم میومد متوجه شدم

275
00:19:31,907 --> 00:19:34,216
که گذرگاه ماهی‌تون درست کار نمی‌کنه

276
00:19:34,556 --> 00:19:37,962
بنابراین، اگر نمی‌خواین هیئت نظارت و بررسی
…جریمه‌تون کنن

277
00:19:38,131 --> 00:19:39,524
گذرگاه ماهی باید درست بشه

278
00:19:39,614 --> 00:19:41,048
…مسئله‌ای که نگران کننده‌تره اینه که

279
00:19:41,173 --> 00:19:43,038
بجای به سمت سَد، دارین آب رو

280
00:19:43,158 --> 00:19:44,465
به سمت سرریز هدایت می‌کنین

281
00:19:44,825 --> 00:19:47,826
به گمونم به‌خاطر اینه که
یکی از توربین‌هاتون از کار افتاده

282
00:19:47,996 --> 00:19:51,118
اما باید آب اضافی رو به سمت
قسمت واحد پراکندگی سَد هدایت کنین

283
00:19:51,829 --> 00:19:55,466
و این مشکل یا به‌خاطر فرسودگی یا
به‌خاطر کشیده شدن زباله‌ها به داخل توربین

284
00:19:55,546 --> 00:19:57,266
به‌خاطر طوفان‌های هفتۀ گذشته اتفاق افتاده

285
00:19:57,302 --> 00:19:59,128
بدون نگاه کردن نمی‌تونم با قطعیت بگم

286
00:19:59,258 --> 00:20:02,384
،ولی بهتون قول میدم
…به محض اینکه یه نگاهی بندازم

287
00:20:02,494 --> 00:20:04,319
می‌تونم مشکل رو شناسایی کنم

288
00:20:04,760 --> 00:20:08,751
…و بهتون بگم چطور اون مشکل رو حل کنین
به صورت سریع و اقتصادی

289
00:20:39,584 --> 00:20:42,924
…ساموئل کارت‌رایت، هنری کارور

290
00:20:44,035 --> 00:20:45,296
جاشوا هرینگتون

291
00:21:08,174 --> 00:21:09,214
!جوپیتر

292
00:21:42,959 --> 00:21:44,345
!آخ

293
00:22:01,583 --> 00:22:02,793
!جوپیتر

294
00:22:05,779 --> 00:22:06,964
!جوپیتر

295
00:22:15,097 --> 00:22:16,328
آقای فریزر

296
00:22:17,324 --> 00:22:18,360
آقای فریزر

297
00:22:19,977 --> 00:22:21,092
آقای هارنت

298
00:22:21,189 --> 00:22:22,351
خیلی خوشحالم که دوباره شما رو می‌بینم

299
00:22:23,432 --> 00:22:24,773
یه لحظه وقت دارین؟

300
00:22:34,255 --> 00:22:36,215
دارین میرین شمال تا در جنگ شرکت کنین؟

301
00:22:36,676 --> 00:22:37,957
قراره تحت فرمان چه کسی باشین؟

302
00:22:39,870 --> 00:22:42,481
متأسفانه منو همسرم
واسۀ رسیدگی به یه مشکل شخصی

303
00:22:42,581 --> 00:22:44,063
باید بریم اسکاتلند

304
00:22:44,522 --> 00:22:46,507
پس چقدر خوش‌شانسم که امروز شما رو دیدم

305
00:22:47,378 --> 00:22:49,437
ژنرال اسکایلر واسۀ جلوگیری از پیشروی

306
00:22:49,527 --> 00:22:52,914
ارتش بریتانیا در قلعۀ تایکاندروگا
بدجوری به سرباز احتیاج داره

307
00:22:53,425 --> 00:22:54,926
واشنگتن سرباز اضافی نداره

308
00:22:55,844 --> 00:22:57,703
خب، چه کسی بهتر از پسران آزادی می‌تونه

309
00:22:57,803 --> 00:23:00,223
بقیه رو واسۀ ملحق شدن به جنگ راضی کنه؟

310
00:23:01,167 --> 00:23:03,545
،پس، آقای فریزر
…اگر لطف کنی اینجا رو امضا کنی

311
00:23:03,829 --> 00:23:05,322
کشتی بعدی صبح حرکت می‌کنه

312
00:23:06,131 --> 00:23:07,981
من به جنگ ملحق میشم، آقای هارنت

313
00:23:08,606 --> 00:23:11,321
اما… فعلاً نمی‌تونم اینکارو انجام بدم

314
00:23:11,768 --> 00:23:13,364
شاید بتونین بعداً به مشکل شخصی‌تون
رسیدگی کنین

315
00:23:14,464 --> 00:23:17,315
شهرستان روآن، هنوز نتونسته
تعداد افرادی که باید رو تأمین کنه

316
00:23:17,532 --> 00:23:19,670
که یعنی این اختیار رو داریم

317
00:23:19,807 --> 00:23:21,845
تا شهروندان رو مجبور کنیم
به این هدف ملحق بشن

318
00:23:22,703 --> 00:23:24,937
کنگرۀ قاره‌ای
دربارۀ این مسئله اظهار نظر کرده

319
00:23:26,383 --> 00:23:27,954
می‌خوای منو مجبور به شرکت در جنگ کنی؟

320
00:23:28,538 --> 00:23:30,878
اگر اینکارو نکنم، یه احمقم، آقای فریزر

321
00:23:31,378 --> 00:23:32,463
تو یه رهبر ذاتی هستی

322
00:23:33,672 --> 00:23:37,384
البته که قانون این اجازه رو میده که
یه نفر دیگه رو بجای خودت بفرستی

323
00:23:38,844 --> 00:23:40,387
چه کسی رو بجای تو بفرستم؟

324
00:23:40,971 --> 00:23:42,514
من جونت رو نجات دادم

325
00:23:43,242 --> 00:23:44,643
اونوقت تو یه همچین انتخابی
جلوی پام می‌ذاری؟

326
00:23:45,670 --> 00:23:48,112
جونم رو نجات دادی
تا بتونم یه روز دیگه هم مبارزه کنم

327
00:23:49,520 --> 00:23:51,472
امروز، اون روزه، آقای فریزر

328
00:23:52,650 --> 00:23:53,956
واسۀ تو هم همینطور

329
00:24:03,284 --> 00:24:04,392
می‌خوای توی جنگ شرکت کنی؟

330
00:24:14,514 --> 00:24:15,590
آره

331
00:24:16,396 --> 00:24:18,843
اما نه به‌خاطر آرمان استقلال یا آزادی

332
00:24:19,628 --> 00:24:21,968
نه به‌خاطر اینکه طرف برنده باشم

333
00:24:22,663 --> 00:24:23,678
بلکه به‌خاطر تو

334
00:24:24,780 --> 00:24:26,623
به‌خاطر بری و اون پسر کوچولو و دختر کوچولو

335
00:24:27,836 --> 00:24:29,052
به‌خاطر خانواده‌مون

336
00:24:32,224 --> 00:24:34,378
واسۀ اینکه نمی‌تونم از کس دیگه‌ای بخوام
بجای من توی جنگ شرکت کنه

337
00:24:37,529 --> 00:24:40,236
،اگر این یه آرمان نیست
نمی‌دونم چیه

338
00:24:46,320 --> 00:24:47,478
خیلی چیزا رو از دست داده‌م

339
00:24:48,702 --> 00:24:49,912
هیچی تضمین شده نیست

340
00:24:50,946 --> 00:24:53,831
نه خونه، نه خانواده

341
00:24:54,959 --> 00:24:57,450
نه قانون و نه خود زندگی

342
00:25:01,674 --> 00:25:04,704
ولی می‌دونم که توی این جنگ شکست نمی‌خوریم

343
00:25:07,488 --> 00:25:10,449
حداقل می‌تونم قول بدم بَرَنده میشیم

344
00:25:16,146 --> 00:25:18,879
کشتی سپیده‌دم
به سمت نیوهیون حرکت می‌کنه

345
00:25:20,079 --> 00:25:22,313
و به عنوان سرهنگ یه گروه شبه‌نظامی

346
00:25:22,337 --> 00:25:24,570
و از اونجا با پای پیاده
به سمت قلعۀ تایکاندروگا میرم

347
00:25:31,332 --> 00:25:33,443
امشب آمادۀ ملحق شدن به یه جنگ نبودم

348
00:25:34,581 --> 00:25:35,808
تو هم آماده نبودی

349
00:25:36,982 --> 00:25:38,709
نمی‌ذارم بدون من بری

350
00:25:39,376 --> 00:25:40,632
پزشک به کارشون میاد

351
00:25:41,769 --> 00:25:43,457
منم باهات میام، دایی

352
00:25:43,547 --> 00:25:44,613
نه، پسر

353
00:25:46,049 --> 00:25:47,845
برو خونه، برو اسکاتلند

354
00:25:48,772 --> 00:25:50,215
به مادرت قول دادم

355
00:25:50,464 --> 00:25:52,814
قول دادی یه روزی برمی‌گردیم

356
00:25:53,557 --> 00:25:55,913
و اینکارو هم می‌کنیم

357
00:25:59,463 --> 00:26:02,671
من عاشق این سرزمینم. می‌خوام به‌خاطرش بجنگم

358
00:26:03,498 --> 00:26:04,924
می‌دونم نمی‌دونم کار عاقلانه‌ایه یا نه

359
00:26:07,778 --> 00:26:08,954
س… سُرخ‌پوست‌ها

360
00:26:09,614 --> 00:26:12,558
خیلی‌هاشون به ارتش بریتانیا ملحق شدن

361
00:26:13,039 --> 00:26:17,113
اما شنیدم بین شانی‌ها اختلاف نظر
به وجود اومده که توی این جنگ طرف کی باشن

362
00:26:17,802 --> 00:26:20,147
می‌تونم این خدمت رو انجام بدم

363
00:26:20,459 --> 00:26:21,664
با آقای هارنت صحبت کن

364
00:26:22,793 --> 00:26:25,636
می‌خوای این همه راه رو تا ویرجینیا بری؟

365
00:26:26,923 --> 00:26:29,064
آره. اگر کمکی می‌کنه

366
00:26:29,675 --> 00:26:31,686
و اگر آقای هارنت بخواد اینکار انجام بشه

367
00:26:36,264 --> 00:26:38,786
ولی باید ساکت باشی

368
00:26:38,892 --> 00:26:40,286
جِمی -
یادته -

369
00:26:40,310 --> 00:26:41,648
چطور تا ۱۰۰ بشماری؟

370
00:26:41,728 --> 00:26:42,788
!بس کن -
چیه؟ -

371
00:26:42,812 --> 00:26:44,314
خیلی رومُخی

372
00:26:58,827 --> 00:27:00,037
اینجا خیلی ساکته

373
00:27:00,512 --> 00:27:01,657
خواهرت کجاست؟

374
00:27:15,552 --> 00:27:16,818
دوباره اینکارو بکن

375
00:27:17,397 --> 00:27:18,693
بیا اینجا ببینم

376
00:27:28,022 --> 00:27:29,839
مگه نگفتم خواهرت رو

377
00:27:29,899 --> 00:27:31,048
توی مخفیگاه کشیش‌ها قایم نکنی؟

378
00:27:31,609 --> 00:27:32,705
ببخشید

379
00:27:33,304 --> 00:27:35,071
باید دربارۀ تنبیه‌هام تجدید نظر کنم

380
00:27:37,393 --> 00:27:38,539
استخدام شدم

381
00:27:40,326 --> 00:27:41,412
عالیه

382
00:27:42,537 --> 00:27:43,723
آفرین

383
00:27:47,931 --> 00:27:50,859
آفرین؟ همین؟ همه‌ش همین؟

384
00:27:55,128 --> 00:27:57,729
هی، بچه‌ها برین اتاق نشیمن بازی کنین

385
00:28:03,890 --> 00:28:05,370
فکر نمی‌کردی استخدام بشم، نه؟

386
00:28:06,824 --> 00:28:09,584
من… به‌خاطر تو نه. به‌خاطر اونا

387
00:28:11,189 --> 00:28:13,842
اعتراف می‌کنم… فکر نمی‌کردم اینکارو

388
00:28:13,942 --> 00:28:15,790
به یه زن بدن -
خب، دادن -

389
00:28:16,831 --> 00:28:18,322
ولی بازم هیجان‌زده نیستی

390
00:28:18,562 --> 00:28:20,033
…به

391
00:28:21,525 --> 00:28:23,174
به‌خاطر اینه که دلت می‌خواد
تو نون‌آور خانواده باشی

392
00:28:24,368 --> 00:28:26,329
خب، فکر کن سنتی‌ام ولی آره

393
00:28:28,109 --> 00:28:33,416
بیشتر از هر چیزی، دلم می‌خواد
از همسرم و بچه‌هام حمایت کنم که… نمی‌کنم

394
00:28:34,046 --> 00:28:38,310
بیخیال. ناسلامتی یه زمانی قرار بود کشیش بشی

395
00:28:38,410 --> 00:28:39,550
درسته

396
00:28:39,660 --> 00:28:42,409
ولی اون موقع فکر می‌کردم
کنترل همه‌چی دست خداست

397
00:28:43,841 --> 00:28:46,181
…فکر می‌کردم همه‌چی بخشی از

398
00:28:47,223 --> 00:28:49,620
برنامۀ غیرقابل تغییر و الهی خداست

399
00:28:50,722 --> 00:28:52,951
ولی بعدش ما جون والدینت رو نجات دادیم

400
00:28:53,021 --> 00:28:55,877
و به معنای واقعی کلمه تاریخ رو تغییر دادیم

401
00:28:58,985 --> 00:29:00,486
برنامه رو تغییر دادیم

402
00:29:01,029 --> 00:29:02,673
و من… فکر نمی‌کنم نیازی باشه که بهت بگم

403
00:29:02,697 --> 00:29:05,116
چقدر خیالم راحت شد که
جیمی و کلیر جون سالم بدر بردن

404
00:29:06,701 --> 00:29:07,837
…ولی

405
00:29:09,162 --> 00:29:11,106
به گمونم وقتی که فکر می‌کردم

406
00:29:11,206 --> 00:29:12,867
نمیشه اوضاع رو تغییر داد، خیالم راحت بود

407
00:29:14,833 --> 00:29:16,480
اینکه همه‌چی از قبل مقدر شده‌ست

408
00:29:16,585 --> 00:29:20,246
اینکه خدا، بهشتش و همه‌چیز دنیا درسته

409
00:29:21,500 --> 00:29:25,728
باشه ولی چه کسی
می‌تونه بگه که هر اتفاقی که افتاده

410
00:29:25,879 --> 00:29:27,584
بخشی از برنامۀ خدا نبوده؟

411
00:29:28,639 --> 00:29:30,722
ایکاش می‌دونستم اون برنامه چیه

412
00:29:33,040 --> 00:29:34,640
آخرین چیزی که پدرت بهم گفت

413
00:29:34,750 --> 00:29:37,981
این بود که بجز من نمی‌تونه به کس دیگه‌ای
اعتماد کنه و دخترش رو بهش بسپاره

414
00:29:38,562 --> 00:29:40,818
«مادرت گفت: «مراقب دخترمون باش

415
00:29:41,235 --> 00:29:43,028
…به جفت‌شون قول دادم

416
00:29:44,399 --> 00:29:45,967
و احساس می‌کنم دارم قولم رو زیر پا می‌ذارم

417
00:29:46,307 --> 00:29:47,863
هی، اینطوری نیست

418
00:29:48,825 --> 00:29:49,930
اینطوری نیست

419
00:29:55,118 --> 00:29:57,208
باید زودتر می‌گفتم. متأسفم

420
00:29:59,168 --> 00:30:00,564
بهت افتخار می‌کنم

421
00:30:02,747 --> 00:30:05,425
من نگران همکارهای جدیدتم، نه تو

422
00:30:07,348 --> 00:30:09,011
نمی‌دونن چی در انتظارشونه

423
00:30:43,461 --> 00:30:44,522
ساموئل کارت‌رایت

424
00:30:46,672 --> 00:30:47,783
جاشوا هرینگتون

425
00:30:54,927 --> 00:30:56,308
لعنت به این مُرداب

426
00:31:26,794 --> 00:31:28,801
نمی‌خوام بهتون آسیبی برسونم، آقا

427
00:31:31,423 --> 00:31:32,668
‫انگلیسی بلدی؟

428
00:31:33,045 --> 00:31:34,843
‫مردان انگلیسی زیادی دیدم که گفتن نه.

429
00:31:36,131 --> 00:31:38,055
‫ولی فکر کنم به اندازه کافی می‌فهمی چی میگم.

430
00:31:38,185 --> 00:31:39,223
‫اسکاتلندی هستی.

431
00:31:43,538 --> 00:31:45,859
‫- فکر کردم…
‫- یه مدت با سرخپوستای موهاک زندگی کردم.

432
00:31:49,758 --> 00:31:51,412
‫اگه حاضر باشی

433
00:31:52,062 --> 00:31:54,662
‫یخورده چیز بدی بخورم یا بنوشم
‫پول خوبی در ازاش میدم.

434
00:31:54,696 --> 00:31:55,930
‫چه دست و دلباز،

435
00:31:56,120 --> 00:31:58,897
‫ولی به قیافه‌ت نمی‌خوره
‫پول و پله داشته باشی.

436
00:31:58,980 --> 00:32:02,068
‫الان پول زیادی ندارم بهت بدم.

437
00:32:04,789 --> 00:32:05,960
‫ولی اگه کمکم کنی…

438
00:32:13,656 --> 00:32:15,157
‫باید به زخمت رسیدگی کنیم.

439
00:32:16,425 --> 00:32:17,543
‫اسمت چیه؟

440
00:32:18,147 --> 00:32:19,303
‫ویلیام رنسام.

441
00:32:28,436 --> 00:32:29,598
‫پدرم رو می‌شناسی؟

442
00:32:31,856 --> 00:32:35,057
‫دوست داییمه. جیمز فریزر؟

443
00:32:36,486 --> 00:32:37,737
‫فکر ‌کنم دیده باشیش.

444
00:32:38,280 --> 00:32:39,365
‫آره.

445
00:32:39,443 --> 00:32:41,099
‫پدرم احترام زیادی براش قائله.

446
00:32:41,659 --> 00:32:43,179
‫دو طرفه‌س.

447
00:32:44,292 --> 00:32:45,509
‫ما هم آشنا شدیم.

448
00:32:45,870 --> 00:32:46,906
‫به طور مختصر.

449
00:32:47,157 --> 00:32:48,494
‫وقتی اومدی ریج.

450
00:32:49,064 --> 00:32:51,712
‫ببخشید. یادم نمیاد.

451
00:32:57,269 --> 00:32:59,007
‫شانس آوردی به موقع پیدات کردم.

452
00:33:10,976 --> 00:33:13,547
‫باید خرده چوب‌ها رو در بیاریم.

453
00:33:42,448 --> 00:33:44,181
‫اگه سرگیجه داری
‫سرت رو بذار بین زانوهات.

454
00:33:44,205 --> 00:33:46,162
‫مطمئن باش سرگیجه ندارم.

455
00:34:00,076 --> 00:34:01,122
‫حالا بذار خشک بشه.

456
00:34:10,707 --> 00:34:13,256
‫اگه قرار باشه بریم پیش پزشک
‫فاصلۀ زیادی تا دیسمال بزرگ مونده.

457
00:34:13,280 --> 00:34:15,000
‫نیازی نیست، ممنون.

458
00:34:15,786 --> 00:34:17,110
‫حالا یه کاری می‌کنیم.

459
00:34:21,017 --> 00:34:23,089
‫چطور شد رفتی پیش قبیله موهاک زندگی کنی؟

460
00:34:25,448 --> 00:34:26,742
‫منو بین‌شون پذیرفتن.

461
00:34:28,032 --> 00:34:32,400
‫شوهر زنی از طایفه وولف بودم.

462
00:34:34,266 --> 00:34:35,472
‫ممنون.

463
00:34:46,226 --> 00:34:49,211
‫می‌دونم که موهاک‌ها معتقدن

464
00:34:49,322 --> 00:34:50,840
‫اگه ترست رو نشون بدی بی‌شرمیه.

465
00:34:52,200 --> 00:34:54,211
‫اگه اسیر یا شکنجه بشن،

466
00:34:54,873 --> 00:34:57,095
‫هیچ ناراحتی از خودشون بروز نمیدن.

467
00:34:57,695 --> 00:34:58,811
‫حقیقت داره؟

468
00:34:59,954 --> 00:35:02,626
‫بیشتر باید سعی کنی
‫تو همچین موقعیتی قرار نگیری.

469
00:35:04,128 --> 00:35:05,284
‫اگه قرار بگیری،

470
00:35:06,139 --> 00:35:09,539
‫سرود مرگت رو می‌خونی و امیدواری بمیری.

471
00:35:10,649 --> 00:35:11,942
‫اون دیگه چه جور سرودیه؟

472
00:35:12,970 --> 00:35:14,086
‫سرود مرگ؟

473
00:35:15,597 --> 00:35:16,978
‫فقط یه بار شنیدم.

474
00:35:18,684 --> 00:35:21,416
‫کسی که تو بستر مرگ بود،

475
00:35:22,019 --> 00:35:23,355
‫خیلی مهم و سرشناس بود.

476
00:35:23,727 --> 00:35:26,469
‫در مورد پیروزی‌هاش

477
00:35:27,829 --> 00:35:29,045
‫و کسایی که کشته بود خوند.

478
00:35:30,696 --> 00:35:32,657
‫این سرود رو جلوتر می‌نویسن

479
00:35:33,449 --> 00:35:34,932
‫یا دم آخری

480
00:35:34,992 --> 00:35:36,243
‫بهشون الهام میشه؟

481
00:35:36,695 --> 00:35:37,762
‫تو مُردنی نیستی.

482
00:35:39,611 --> 00:35:40,857
‫نه.

483
00:35:42,373 --> 00:35:44,434
‫نه. فقط برام سواله.

484
00:35:45,153 --> 00:35:49,269
‫آره. هر جفتش.

485
00:35:54,850 --> 00:35:58,035
‫من ویلیام کلرنس

486
00:35:58,119 --> 00:36:00,133
‫هنری جورج رنسام هستم.

487
00:36:02,643 --> 00:36:03,679
‫اِرل…

488
00:36:06,772 --> 00:36:07,893
‫نه، زیادی طولانیه.

489
00:36:10,147 --> 00:36:12,377
‫ویلیام جیمر هستم.

490
00:36:16,698 --> 00:36:17,884
‫ویلیامم.

491
00:36:18,909 --> 00:36:20,577
‫چیزی بیشتر از اسم آدمه.

492
00:36:21,577 --> 00:36:23,790
‫اگه عمل صالحی نداشته باشی
‫که در مورد بنویسی چی؟

493
00:36:24,164 --> 00:36:26,523
‫پس بهتره نمیری.

494
00:36:39,345 --> 00:36:40,846
‫ازت خوشش میاد.

495
00:36:41,931 --> 00:36:43,557
‫فکر می‌کنه خانواده‌شی.

496
00:37:16,427 --> 00:37:18,052
‫ای وایِ رزولت.

497
00:37:19,538 --> 00:37:20,694
‫تام؟

498
00:37:33,021 --> 00:37:34,139
‫عذر می‌خوام.

499
00:37:38,861 --> 00:37:40,020
‫باید مرده باشی.

500
00:37:41,947 --> 00:37:43,143
‫تو هم همینطور.

501
00:37:45,866 --> 00:37:47,286
‫آتیش‌سوزی تو ریج…

502
00:37:49,037 --> 00:37:51,219
‫شوهرت هم زنده‌س؟

503
00:37:51,331 --> 00:37:53,817
‫آره.

504
00:37:57,101 --> 00:37:58,307
‫خوشحالم می‌شنوم.

505
00:38:00,885 --> 00:38:02,164
‫تو شهر می‌مونی؟

506
00:38:02,432 --> 00:38:03,827
‫ما…

507
00:38:04,677 --> 00:38:06,720
‫تو مسافرخونه ردفالکون می‌مونیم.

508
00:38:08,431 --> 00:38:10,394
‫پس اجازه بده همراهیت کنم.

509
00:38:29,492 --> 00:38:30,653
‫بفرما.

510
00:38:31,536 --> 00:38:32,737
‫ممنون.

511
00:38:48,177 --> 00:38:49,825
‫آقای…

512
00:38:51,881 --> 00:38:53,455
‫آقای فریزر خبر داره؟

513
00:38:54,835 --> 00:38:58,089
‫دلیل اعترافم رو بهش نگفتم.

514
00:39:00,936 --> 00:39:03,880
‫منظورت اینه در مورد…

515
00:39:05,778 --> 00:39:07,589
‫احساسات عاشقانه‌ت به من می‌دونه؟

516
00:39:08,197 --> 00:39:09,313
‫اوهوم.

517
00:39:10,491 --> 00:39:11,777
‫آره، می‌دونه.

518
00:39:13,388 --> 00:39:15,321
‫باهات همدردی می‌کنه،

519
00:39:16,646 --> 00:39:18,818
‫از رو تجربه می‌دونه چه حسی داره…

520
00:39:21,250 --> 00:39:23,125
‫که عاشقم باشی.

521
00:39:26,839 --> 00:39:30,565
‫بگذریم، چطور تونستی فرار کنی؟

522
00:39:31,260 --> 00:39:33,792
‫وقتی فهمیدن آدم باسوادی هستم

523
00:39:33,888 --> 00:39:35,111
‫و خوب می‌نویسم،

524
00:39:35,181 --> 00:39:37,026
‫فرماندار مارتین منو از کشتی آورد

525
00:39:37,126 --> 00:39:38,907
‫تا منشیش باشم.

526
00:39:41,810 --> 00:39:44,749
‫اگه دستت رو درمان نکرده بودم…

527
00:39:46,233 --> 00:39:47,564
‫به نظر میاد نوبتی

528
00:39:48,235 --> 00:39:50,362
‫جون همدیگه رو نجات می‌دیم.

529
00:39:51,780 --> 00:39:55,321
‫بعد از چند ماه، منشی رسمی اومد.

530
00:39:55,424 --> 00:39:58,805
‫اون زمان نفوذ فرماندار کم شده بود،

531
00:39:58,869 --> 00:40:01,206
‫کسی هم نبود منو بهش تسلیم کنن.

532
00:40:05,630 --> 00:40:07,350
‫چرا برنگشتی ریج؟

533
00:40:07,665 --> 00:40:08,801
‫خب، من…

534
00:40:10,369 --> 00:40:14,668
‫پرس و جو کردم شنیدم پسرم رفته،
‫و دیگه برنگشته.

535
00:40:16,058 --> 00:40:19,865
‫بعد از اتفاقاتی که افتاد،
‫تصمیم گرفتم که بهتره منم برنگردم.

536
00:40:28,227 --> 00:40:29,969
‫حقیقت داره که خونه‌تون تو آتیش از بین رفت؟

537
00:40:31,029 --> 00:40:32,185
‫بله.

538
00:40:33,988 --> 00:40:35,239
‫همه چیزمون رو از دست دادیم.

539
00:40:36,458 --> 00:40:37,694
‫عه…

540
00:40:40,582 --> 00:40:44,959
‫خب، مردی به اسم مک‌کریری از ویلیام کریک

541
00:40:45,040 --> 00:40:47,036
‫خبر این حادثه رو به گوشم رسوند،

542
00:40:47,090 --> 00:40:48,730
‫پس آگهی درگذشت گذاشتم.

543
00:40:49,210 --> 00:40:50,541
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

544
00:40:52,906 --> 00:40:55,407
‫تحمل این فکر رو نداشتم که شما، همه‌تون

545
00:40:55,467 --> 00:40:57,525
‫بدون هیچ مراسم رسمی و درخوری

546
00:40:57,594 --> 00:40:59,627
‫از زمین ناپدید بشید.

547
00:41:00,829 --> 00:41:02,974
‫فکر کردم حداقل می‌تونم ثبتش کنم…

548
00:41:06,053 --> 00:41:08,494
‫چون نمی‌تونستم سر خاکت گل بیارم.

549
00:41:15,961 --> 00:41:17,639
‫خدا دعاهام رو مستجاب کرد، می‌دونی؟

550
00:41:20,824 --> 00:41:21,909
‫چی دعا کردی؟

551
00:41:23,355 --> 00:41:26,035
‫خیلی معذب میشی.

552
00:41:29,166 --> 00:41:31,324
‫خب تو اولین کسی نیستی که نظرش اینه.

553
00:41:32,835 --> 00:41:36,446
‫نمی‌خوام فضولی کنم، تام.
‫کنجکاو بودم.

554
00:41:38,571 --> 00:41:39,647
‫من…

555
00:41:41,969 --> 00:41:44,469
‫دلیلش رو پرسیدم، فقط همین.

556
00:41:46,387 --> 00:41:48,847
‫و الان اینجایی، پس میگم.

557
00:41:50,975 --> 00:41:52,571
‫عاشق دو تا زن بودم.

558
00:41:54,899 --> 00:41:56,534
‫یکی‌شون جادوگر بود و یکی‌شون فاحشه.

559
00:41:58,569 --> 00:42:00,397
‫بعضیا میگن تو هم جادوگری.

560
00:42:02,572 --> 00:42:04,306
‫یه ذره هم فرقی نمی‌کنه.

561
00:42:06,535 --> 00:42:08,748
‫عشق تو باعث رستگاریم شد

562
00:42:08,831 --> 00:42:10,857
‫و وقتی فکر می‌‌کردم از دنیا رفتی.

563
00:42:11,832 --> 00:42:13,361
‫مثلاً به آرامش رسیدم.

564
00:42:15,894 --> 00:42:17,078
‫و با این وجود، اینجایی.

565
00:42:21,393 --> 00:42:23,710
‫تا زنده باشی رنگ آرامش رو نمی‌بینم، زن.

566
00:42:35,144 --> 00:42:36,199
‫میشه…

567
00:42:38,590 --> 00:42:40,256
‫البته نمیگم پشیمونم.

568
00:43:02,905 --> 00:43:04,491
‫منو بوسید.

569
00:43:07,133 --> 00:43:08,380
‫خوشت اومد، نه؟

570
00:43:08,720 --> 00:43:09,996
‫خنده‌ نداره.

571
00:43:11,431 --> 00:43:12,567
‫خوشت اومد؟

572
00:43:14,422 --> 00:43:15,811
‫باید برم بکُشمش؟

573
00:43:16,794 --> 00:43:18,239
‫مسخره نباش.

574
00:43:19,397 --> 00:43:23,192
‫سوال صادقانه‌ای بود، ساکسون.
‫جدّی نه ولی صادقانه.

575
00:43:23,994 --> 00:43:25,461
‫بر خلاف میلت نوازشت کرد.

576
00:43:25,771 --> 00:43:28,364
‫آره. و نه، خوشم نیومد.

577
00:43:29,288 --> 00:43:30,647
‫ولی تقصیر تام که نبود.

578
00:43:30,810 --> 00:43:33,411
‫طفلکی.

579
00:43:33,535 --> 00:43:35,162
‫همدردی تو رو نمی‌خواد.

580
00:43:35,292 --> 00:43:36,386
‫نمی‌خواد.

581
00:43:36,496 --> 00:43:37,915
‫ولی به هر حال نصیبش میشه.

582
00:43:39,291 --> 00:43:42,355
‫با اینحال، خوشحالم.

583
00:43:42,461 --> 00:43:43,717
‫از چی خوشحالی؟

584
00:43:43,822 --> 00:43:47,716
‫که هنوز زنده‌س؟ یا این که فکر می‌کنه عاشقمه؟

585
00:43:48,026 --> 00:43:50,000
‫احساساتش رو خوار نکن، ساکسون.

586
00:43:51,260 --> 00:43:53,159
‫یه بار به‌خاطر تو از جونش گذشت.

587
00:43:54,555 --> 00:43:56,404
‫معتقدم بازم این کار رو می‌کنه.

588
00:43:56,749 --> 00:43:58,869
‫همون بار اول هم نمی‌خواستم این کار رو بکنه.

589
00:44:00,368 --> 00:44:02,366
‫مشکل تام اینه که…

590
00:44:04,607 --> 00:44:08,001
‫بدجور می‌خوادت.

591
00:44:08,602 --> 00:44:09,970
‫ولی هیچی

592
00:44:09,994 --> 00:44:12,365
‫- درباره‌ت نمی‌دونه.
‫- و تو می‌دونی؟

593
00:44:14,659 --> 00:44:17,494
‫نیاز زیاد داشتم ولی تا حالا

594
00:44:17,554 --> 00:44:19,384
‫بدون اینکه اهمیت بدم کی هستی نبوسیدمت.

595
00:44:19,454 --> 00:44:21,511
‫این چیزیه که تام پیچاره هرگز نمی‌فهمه.

596
00:44:23,271 --> 00:44:25,681
‫وقتی باهام ازدواج کردی هیچی از‌م نمی‌دونستی.

597
00:44:25,705 --> 00:44:27,087
‫خب، یه چیزایی می‌دونستم.

598
00:44:29,201 --> 00:44:31,245
‫علاوه بر این.

599
00:44:35,387 --> 00:44:37,281
‫نمی‌تونی حسودی کنی.

600
00:44:37,973 --> 00:44:38,998
‫می‌تونم.

601
00:44:40,385 --> 00:44:41,905
‫ولی مطمئناً فکر نمی‌کنی…

602
00:44:41,977 --> 00:44:43,892
‫- نمی‌کنم.
‫- خب، پس.

603
00:44:44,378 --> 00:44:47,645
‫نمیگم از تام کریستی خوشم میاد،

604
00:44:47,731 --> 00:44:51,722
‫ولی خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم زنده‌س.

605
00:44:52,569 --> 00:44:54,947
‫فقط تو اشتباهاً براش سوگواری نکردی، ساکسون.

606
00:44:56,031 --> 00:44:57,476
‫منم براش سوگواری کردم.

607
00:45:02,955 --> 00:45:04,294
‫موهات هنوز سفید نشده.

608
00:45:05,666 --> 00:45:08,088
‫آداوهی گفت تا وقتی موهات سفید نشه

609
00:45:08,168 --> 00:45:09,670
‫قدرتت به بالاترین حدش نمی‌رسه.

610
00:45:10,712 --> 00:45:14,571
‫خیلی وقته بهش فکر نکردم.

611
00:45:16,272 --> 00:45:17,682
‫چی باعث شده به این چیزا فکر کنی؟

612
00:45:17,802 --> 00:45:20,873
‫داشتم فکر می‌کردم

613
00:45:20,972 --> 00:45:23,313
‫هنوز یه کم برام وقت مونده

614
00:45:23,433 --> 00:45:26,379
‫قبل از اینکه تو تخت

615
00:45:27,103 --> 00:45:28,359
‫خیلی خطرناک بشی.

616
00:45:29,272 --> 00:45:32,706
‫فکر می‌کنی دقیقاً تو تخت چی کار می‌کنم؟

617
00:45:32,828 --> 00:45:37,250
‫تا حالا بهم چنگ کشیدی،

618
00:45:38,233 --> 00:45:39,538
‫گازم گرفتی…

619
00:45:41,950 --> 00:45:43,575
‫بیشتر از یه بار بهم سوزن فرو کردی.

620
00:45:43,677 --> 00:45:46,451
‫- نکردم.
‫- چرا کردی.

621
00:45:46,991 --> 00:45:49,062
‫با سوزن‌های کثیف کوچولت

622
00:45:50,004 --> 00:45:51,461
‫از پشت سوراخم کردی

623
00:45:52,044 --> 00:45:54,993
‫و ده دوازده بار بیشتر با دندون مار زنگی.

624
00:45:55,095 --> 00:45:57,757
‫داشتم جون لعنتیت رو نجات می‌دادم.

625
00:45:58,592 --> 00:46:00,251
‫غیر از این نمی‌تونم بگم.

626
00:46:01,720 --> 00:46:04,242
‫نمی‌تونی حاشا کنی لذت نبردی،

627
00:46:04,348 --> 00:46:05,826
‫مگه نه؟

628
00:46:05,890 --> 00:46:08,719
‫از دندون مار زنگی… نه.

629
00:46:08,809 --> 00:46:10,144
‫ولی تزریق زیرپوستی،

630
00:46:10,978 --> 00:46:12,214
‫حقت بود.

631
00:46:12,325 --> 00:46:14,236
‫سوگند خوردی هیچ آسیبی نمی‌زنی، نه؟

632
00:46:17,234 --> 00:46:19,260
‫اگه کارایی که تو تخت باهات کردم رو بشمری،

633
00:46:19,320 --> 00:46:21,284
‫حسابش از دست در میره.

634
00:46:21,364 --> 00:46:23,634
‫- تو تخت بودم.
‫- من نبودم.

635
00:46:24,231 --> 00:46:25,317
‫آره.

636
00:46:27,298 --> 00:46:28,911
‫سوءاستفاده کردی.

637
00:46:28,981 --> 00:46:30,167
‫جداً؟

638
00:46:30,550 --> 00:46:32,564
‫اگه من حسودیم می‌شد خوشت می‌اومد؟

639
00:46:32,624 --> 00:46:35,341
‫حسودیت شد.

640
00:46:36,753 --> 00:46:37,849
‫از لیئوری.

641
00:46:39,152 --> 00:46:40,721
‫و من خوشم اومد.

642
00:46:42,698 --> 00:46:44,670
‫شایدم هنوز حسودی می‌کنی، هان؟

643
00:46:45,503 --> 00:46:47,898
‫آره، فکرشو می‌کردم.

644
00:47:08,367 --> 00:47:09,847
‫یه کم بیشتر طاقت بیار.

645
00:47:12,413 --> 00:47:15,017
‫کسی خونه نیست؟ کمک لازم داریم!

646
00:47:17,104 --> 00:47:18,353
‫دنزل هانتر هستی؟

647
00:47:18,460 --> 00:47:19,813
‫همسایه‌ت گفت پزشکی؟

648
00:47:19,837 --> 00:47:21,805
‫- هستم.
‫- اسمم ایان موری ـه.

649
00:47:21,913 --> 00:47:23,805
‫این ویلیام رنسامه. زخمی شده.

650
00:47:24,425 --> 00:47:25,430
‫ریچل!

651
00:47:26,451 --> 00:47:27,496
‫چی شده؟

652
00:47:27,772 --> 00:47:29,612
‫این آقایون کمک فوری نیاز دارن.

653
00:48:01,460 --> 00:48:03,146
‫ریچل، اَرّه رو بیار.

654
00:48:04,167 --> 00:48:05,223
‫صبر کن.

655
00:48:07,591 --> 00:48:08,592
‫نمی‌خوای که…

656
00:48:08,709 --> 00:48:10,829
‫صفرای سمّی تو بدن دوستت داره پخش میشه.

657
00:48:11,052 --> 00:48:12,137
‫دستش رو باید قطع کنم.

658
00:48:12,804 --> 00:48:15,510
‫نه. نه.

659
00:48:15,942 --> 00:48:17,333
‫قبول نمی‌کنم.

660
00:48:17,517 --> 00:48:19,903
‫پس لطف کن از رو میز من بلند شو.

661
00:48:21,517 --> 00:48:25,158
‫ترجیح میدم بمیرم تا دستم رو قطع کنید.

662
00:48:26,158 --> 00:48:27,316
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

663
00:48:28,152 --> 00:48:30,362
‫هنوز سرود مرگ مناسب لازم داری، آره؟

664
00:48:34,283 --> 00:48:35,339
‫بیا.

665
00:48:36,076 --> 00:48:37,276
‫دایی جیمی اینو تو لحظه‌ای

666
00:48:37,320 --> 00:48:38,906
‫که بیشترین نیاز رو داشتم بهم داد.

667
00:48:38,996 --> 00:48:40,247
‫بهت قدرت میده.

668
00:48:49,589 --> 00:48:50,768
‫اینو بذار لای دندونات.

669
00:48:54,010 --> 00:48:55,151
‫نگه‌ش دار.

670
00:48:57,514 --> 00:49:02,622
‫باید خودتو بغل کنی.

671
00:49:06,884 --> 00:49:08,030
‫خدا رو شکر.

672
00:49:10,378 --> 00:49:13,058
‫این… نشونه خوبیه؟

673
00:49:13,478 --> 00:49:15,895
‫ظاهراً زرداب تو آبسه جمع شده.

674
00:49:16,280 --> 00:49:17,751
‫اگه مایع رو خارج کنیم،

675
00:49:17,866 --> 00:49:19,506
‫سم هم از بدنش خارج میشه.

676
00:49:20,240 --> 00:49:21,787
‫و مجبور نیستی بازوش رو قطع کنی؟

677
00:49:22,246 --> 00:49:23,331
‫امروز نه.

678
00:49:41,930 --> 00:49:44,076
‫گفتم یه کم خوردنی براتون بیارم.

679
00:49:44,100 --> 00:49:45,762
‫کل شب کنار تخت ویلیام بودید.

680
00:49:46,182 --> 00:49:47,311
‫لطف دارید.

681
00:49:47,942 --> 00:49:50,029
‫به نظر میاد تبش قطع شده.

682
00:49:51,816 --> 00:49:52,842
‫خوبه.

683
00:49:58,948 --> 00:50:00,348
‫پس بهتره راه بیفتم.

684
00:50:00,783 --> 00:50:01,839
‫جدّی؟

685
00:50:02,451 --> 00:50:05,011
‫فکر کردم تا بهبودی ویلیام می‌مونید.

686
00:50:05,681 --> 00:50:06,979
‫باید برم یه جایی.

687
00:50:07,456 --> 00:50:09,542
‫نمی‌تونم یه روز دیگه رو از دست بدم.

688
00:50:10,571 --> 00:50:11,625
‫ممنون

689
00:50:12,163 --> 00:50:13,832
‫برای اینکه کمک کردید دوستم سر عقل بیاد.

690
00:50:14,921 --> 00:50:17,155
‫بهم گفتن خیلی رک و بی‌پرده‌ هستی.

691
00:50:18,717 --> 00:50:19,918
‫شاید بهش عادت دارم.

692
00:50:20,385 --> 00:50:21,603
‫زن داییم پزشکه.

693
00:50:21,803 --> 00:50:22,859
‫واقعاً؟

694
00:50:23,138 --> 00:50:24,184
‫آره.

695
00:50:24,318 --> 00:50:27,143
‫شاهد بودم مردان کله‌شق زیادی رو درمان کرده.

696
00:50:28,136 --> 00:50:30,742
‫گاهی رک بودن دقیقاً چیزیه که لازم دارن.

697
00:50:34,227 --> 00:50:38,708
‫بابت چایی ممنون.

698
00:50:40,154 --> 00:50:41,355
‫ولی دیگه راه می‌افتم.

699
00:50:41,902 --> 00:50:44,302
‫مطمئنید نمی‌خواید از ویلیام خداحافظی کنید؟

700
00:50:44,575 --> 00:50:45,784
‫الانه که بیدار بشه.

701
00:50:48,954 --> 00:50:50,247
‫شما از طرف من ازش خدافظی کنید.

702
00:50:51,345 --> 00:50:52,391
‫باشه.

703
00:50:54,812 --> 00:50:56,425
‫می‌خواست اینو بهتون برگردونه.

704
00:51:04,178 --> 00:51:05,444
‫دوست دارم دست خودش باشه.

705
00:51:09,617 --> 00:51:12,345
‫و وقتی حاضره بره اینم بهش بدید.

706
00:51:14,539 --> 00:51:16,731
‫فکر کنم برای اسب خریدن لازمش میشه.

707
00:51:17,542 --> 00:51:20,630
‫چقدر سخاوتمندید.
‫مطمئن میشیم به دستش برسه.

708
00:51:23,578 --> 00:51:25,388
‫آز آشنایی با شما خوشحال شدم،

709
00:51:25,448 --> 00:51:27,489
‫خانم هانتر.

710
00:51:28,159 --> 00:51:30,390
‫و همینطور برادرتون.

711
00:51:31,824 --> 00:51:33,497
‫منم خوشحال شدم.

712
00:51:38,085 --> 00:51:39,160
‫خدانگهدار.

713
00:51:40,501 --> 00:51:41,842
‫خدا نگهدار.

714
00:51:43,423 --> 00:51:45,133
‫خدانگهدار، رولو.

715
00:52:14,245 --> 00:52:16,287
‫راجر، بیسکوییتا و چیپس‌هامون کجاست؟

716
00:52:20,258 --> 00:52:22,530
‫و لیموناد. دیروز خرید کردم.

717
00:52:24,463 --> 00:52:26,175
‫شاید باز کار جن و پریاست.

718
00:52:32,147 --> 00:52:35,940
‫جم، می‌دونی بیسکوییتا و چیپسا چی شدن؟

719
00:52:36,419 --> 00:52:37,575
‫نه.

720
00:52:38,226 --> 00:52:39,352
‫جمی، راستش رو بگو.

721
00:52:44,274 --> 00:52:45,595
‫کار ناکلاوی بوده.

722
00:52:50,905 --> 00:52:52,011
‫ناکلاوی؟

723
00:52:53,158 --> 00:52:56,927
‫یه افسانه قدیمی از جزایر شمالی.

724
00:52:57,745 --> 00:53:00,801
‫یه جور اسب اهریمنیه.

725
00:53:01,798 --> 00:53:03,456
‫کی برات تعریف کرده، جم؟

726
00:53:03,792 --> 00:53:05,303
‫بابا بزرگ که نگفته، نه؟

727
00:53:06,336 --> 00:53:09,325
‫وقتی بیرون بودیم یکی دیدم.

728
00:53:10,323 --> 00:53:12,402
‫گفت اگه براش عذا نبرم مندی رو می‌بره.

729
00:53:12,426 --> 00:53:13,532
‫جمی…

730
00:53:13,635 --> 00:53:14,691
‫راست میگم.

731
00:53:15,165 --> 00:53:17,639
‫ببخشید قبلاً در مورد جن‌ها دروغ گفتم، مامان.

732
00:53:18,582 --> 00:53:20,091
‫ساعت رو شکستم.

733
00:53:20,239 --> 00:53:22,143
‫می‌خواستم طرز کارشو ببینم.

734
00:53:22,887 --> 00:53:24,093
‫ولی این دفعه جدّی میگم.

735
00:53:25,062 --> 00:53:26,272
‫ناکلاوی واقعیه.

736
00:53:29,796 --> 00:53:31,408
‫یه رنگ دیگه می‌خوام.

737
00:53:33,112 --> 00:53:34,197
‫دارم.

738
00:53:42,246 --> 00:53:43,956
‫اول جن و پری و الانم ناکلاوی.

739
00:53:44,957 --> 00:53:46,437
‫واقعاً فکر کرده حرفش رو باور می‌کنیم؟

740
00:53:48,061 --> 00:53:49,336
‫فکر کنم خودش باور می‌کنه.

741
00:53:50,921 --> 00:53:52,475
‫می‌تونی سرزنشش کنی، بری؟

742
00:53:53,924 --> 00:53:55,452
‫تو زمان سفر کرده.

743
00:53:56,455 --> 00:53:59,697
‫گفت مندی هم می‌تونه سفر کنه

744
00:53:59,870 --> 00:54:01,406
‫حتی قبل از اینکه مندی زبون باز کنه.

745
00:54:01,973 --> 00:54:03,782
‫می‌دونه تو دنیا چیزای سحرآمیز هست.

746
00:54:03,892 --> 00:54:05,268
‫همش حقیقت داره.

747
00:54:05,869 --> 00:54:08,211
‫و کارش خوب بوده که به کسی نگفته

748
00:54:08,271 --> 00:54:09,896
‫چه توانایی‌ای داره ولی…

749
00:54:10,596 --> 00:54:12,516
‫اون بیسکوییتا خودشون که خودشونو نخوردن.

750
00:54:12,869 --> 00:54:15,278
‫مگه اینکه فکر کنی ناکلاوی واقعیه…

751
00:54:16,904 --> 00:54:18,070
‫باهاش حرف می‌زنم.

752
00:54:19,073 --> 00:54:21,367
‫نگرانم اگه قوه‌ تخیلش رو سرکوب کنیم،

753
00:54:22,910 --> 00:54:24,388
‫فراموش می‌کنه از کجا اومده،

754
00:54:25,538 --> 00:54:26,745
‫پدربزرگش کی بوده.

755
00:54:27,706 --> 00:54:29,860
‫دیگه داستان خودشم باور نداره.

756
00:54:30,417 --> 00:54:31,893
‫باشه.

757
00:54:33,337 --> 00:54:35,040
‫ولی اگه با کرم‌خوردگی خیالی دندون اومد پیشت،

758
00:54:35,130 --> 00:54:37,517
‫خودت باهاش سر و کلّه می‌زنی.

759
00:54:38,462 --> 00:54:39,548
‫قبوله.

760
00:54:47,567 --> 00:54:50,096
‫حیف که نمی‌تونی ریشت رو نگه داری، ویلیام.

761
00:54:50,186 --> 00:54:51,563
‫رنگ خیلی گیرایی داره.

762
00:54:52,182 --> 00:54:54,166
‫فکر می‌کردم دوست نداشتی

763
00:54:54,190 --> 00:54:55,430
‫منو با ریش ببینی، خانم هانتر.

764
00:54:55,900 --> 00:54:57,778
‫چون هم نجیب‌زاده هستم

765
00:54:58,518 --> 00:55:00,070
‫و چون می‌دونم که کویکرها

766
00:55:00,190 --> 00:55:02,573
‫معتقدن رنگ‌های روشن زیادی دنیوی هستن.

767
00:55:02,759 --> 00:55:07,233
‫پیرایش وقیحانه مثل پذیرفتن
‫موهبت‌های خداوند نیست.

768
00:55:07,537 --> 00:55:09,205
‫گل‌های رز گلبرگ‌هاشون رو پرت می‌کنن؟

769
00:55:09,539 --> 00:55:11,467
‫بعید می‌دونم گل‌های رز گلبرگ‌هاشون

770
00:55:11,577 --> 00:55:13,598
‫رو به پیرازایی ریش ببینن.

771
00:55:14,668 --> 00:55:16,696
‫چون می‌خاره.

772
00:55:16,837 --> 00:55:19,273
‫حرفات از لباسات خیلی برازنده‌تر هستن، ویلیام.

773
00:55:19,903 --> 00:55:22,301
‫نگفتی چی باعث شده بیای دیسمال بزرگ.

774
00:55:23,068 --> 00:55:25,987
‫خیلی نادره نجیب‌زاده‌ای با کاردانی شما رو

775
00:55:26,096 --> 00:55:27,639
‫تو این گوشۀ کوچیک از دنیا ببینیم.

776
00:55:28,098 --> 00:55:29,890
‫خب، به سمع و نظرم رسوندن

777
00:55:29,990 --> 00:55:35,268
‫شکار تو این مناطق خیلی بی‌نظیره.

778
00:55:36,643 --> 00:55:38,508
‫بدون اسلحه زیاد میری شکار؟

779
00:55:38,608 --> 00:55:40,786
‫همونطور که می‌دونی اسبم رم کرد.

780
00:55:41,319 --> 00:55:42,623
‫با تفنگم فرار کرد.

781
00:55:44,447 --> 00:55:45,573
‫مراقب باش، خانم هانتر.

782
00:55:46,182 --> 00:55:48,234
‫وگرنه کم کم دارم فکر می‌کنم
‫منو دروغگو خطاب می‌کنی.

783
00:55:49,243 --> 00:55:50,389
‫آره.

784
00:55:50,760 --> 00:55:51,805
‫یا حداقل،

785
00:55:51,968 --> 00:55:54,218
‫فکر می‌کنم کل حقیقت رو بهم نمی‌گی

786
00:56:06,301 --> 00:56:07,390
‫میشه زخمت رو ببینم؟

787
00:56:18,124 --> 00:56:19,877
‫به گمونم جاش زیاد بد نشده.

788
00:56:20,774 --> 00:56:22,734
‫شبیه ستاره‌ایه که به سه فرزانه می‌رسه.

789
00:56:23,200 --> 00:56:24,544
‫پس زیادی دنیوی نیستم.

790
00:56:25,927 --> 00:56:27,463
‫به شخصیتت می‌خوره.

791
00:56:29,035 --> 00:56:30,917
‫خوبه به این سرعت بهبود پیدا کردی.

792
00:56:31,785 --> 00:56:35,079
‫من و برادرم چند روز دیگه از اینجا می‌ریم.

793
00:56:35,496 --> 00:56:36,532
‫چرا؟

794
00:56:38,499 --> 00:56:41,126
‫تو آخرین جلسه سالانه جامعهٔ مذهبی دوستان،

795
00:56:41,710 --> 00:56:43,371
‫همه برای مسائل سیاسی دعا کردیم.

796
00:56:44,088 --> 00:56:47,460
‫گفتن صلح بواسطۀ آشتی با انگلستان بدست میاد.

797
00:56:48,300 --> 00:56:51,428
‫ولی روح‌القدوس به برادرم گفت
‫به نفع استقلال صحبت کنه.

798
00:56:52,846 --> 00:56:53,931
‫منظورت شورشه.

799
00:56:54,546 --> 00:56:55,662
‫نه.

800
00:56:56,141 --> 00:56:57,786
‫آزادی موهبتی از طرف خداست.

801
00:56:57,995 --> 00:57:00,112
‫دنی گفت باید با تلاشمون حفظش کنیم.

802
00:57:01,187 --> 00:57:03,147
‫بعضیا اینو به چشم خشونت دیدن،

803
00:57:03,518 --> 00:57:05,191
‫پس دنی رو از جلسه انداختن بیرون.

804
00:57:06,956 --> 00:57:09,564
‫به نظرم شاید معناش رو متوجه نشی.

805
00:57:10,780 --> 00:57:12,281
‫فهمیدم که باید خیلی مهم باشه.

806
00:57:13,324 --> 00:57:15,405
‫یه چیزی مثل بیرون شدن از هنگ می‌مونه.

807
00:57:15,905 --> 00:57:18,579
‫بیشتر مثل بیرون شدن از خانواده می‌مونه.

808
00:57:20,164 --> 00:57:21,874
‫ولی این باعث ترس برادرم نشده.

809
00:57:22,433 --> 00:57:24,798
‫قصد داره به عنوان جراح به ارتش قاره‌ای بپیونده.

810
00:57:25,498 --> 00:57:27,310
‫یکی از سربازان، ساموئل کارت‌رایت

811
00:57:27,380 --> 00:57:29,589
‫گفت مردان قلعۀ تایکاندروگا رو فرا خوندن.

812
00:57:30,173 --> 00:57:32,362
‫قراره بریم اونجا.

813
00:57:32,504 --> 00:57:34,928
‫ساموئل کارت‌رایت اهل اینجا تو دیسمال بزرگه؟

814
00:57:35,018 --> 00:57:36,986
‫آره. یکی از همسایه‌هامونه.

815
00:57:37,966 --> 00:57:39,391
‫باهاش آشنایی؟

816
00:57:39,511 --> 00:57:41,222
‫یکی از دوستانمه.

817
00:57:43,311 --> 00:57:45,108
‫منم میرم طرف شمال.

818
00:57:46,356 --> 00:57:47,482
‫جادۀ خطرناکیه.

819
00:57:48,375 --> 00:57:50,215
‫شاید بتونم همراه شما و برادرت بیام.

820
00:57:51,473 --> 00:57:54,672
‫خیلی ممنون میشم که تو این سفر

821
00:57:55,197 --> 00:57:56,253
‫همنشین داشته باشم.

822
00:57:57,491 --> 00:57:58,868
‫پس ازت ممنونم، ویلیام.

823
00:57:59,577 --> 00:58:00,911
‫به برادرم خبر میدم.

824
00:58:15,160 --> 00:58:17,178
‫اونایی که به تله‌پاتی اعتقاد ندارن

825
00:58:17,311 --> 00:58:19,535
‫تا حالا تو میدون نبرد پا نذاشتن

826
00:58:19,638 --> 00:58:21,045
‫یا تو ارتش خدمت نکردن.

827
00:58:22,474 --> 00:58:25,534
‫وقتی ارتش رهسپار جنگه
‫چیزی بدون اینکه دیده بشه

828
00:58:25,685 --> 00:58:27,160
‫از شخصی به شخص دیگه منتقل میشه.

829
00:58:27,445 --> 00:58:30,091
‫هوا با احساسات زنده‌س

830
00:58:30,648 --> 00:58:33,137
‫نیمی اشتیاق و نیمی دلهره.

831
00:58:33,777 --> 00:58:35,336
‫بر روی پوست به رقص در میان،

832
00:58:35,972 --> 00:58:40,061
‫می‌دونن با هر قدم مرگ پشت سرشونه.

833
00:58:43,637 --> 00:58:47,360
‫هر یکی‌شون آرزوی زندگی یا مرگ دارن.

834
00:58:52,463 --> 00:58:53,568
‫رسیدیم.

835
00:58:54,331 --> 00:58:55,577
‫قلعۀ تایکاندروگا.

836
00:58:55,601 --> 00:59:12,601
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

837
00:59:12,625 --> 00:59:26,625
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

