﻿1
00:00:39,945 --> 00:00:41,038
…آنچه گذشت

2
00:00:41,063 --> 00:00:43,031
ژنرال اسکایلر توی قلعۀ تایکاندروگا

3
00:00:43,056 --> 00:00:44,671
بدجوری به سرباز احتیاج داره

4
00:00:44,696 --> 00:00:46,242
متأسفانه منو همسرم واسۀ رسیدگی

5
00:00:46,267 --> 00:00:48,607
به یه مشکل شخصی باید بریم اسکاتلند

6
00:00:48,632 --> 00:00:50,252
شاید بتونین بعداً به مشکل شخصی‌تون
رسیدگی کنین

7
00:00:50,277 --> 00:00:52,153
امشب آمادۀ ملحق شدن به یه جنگ نبودم

8
00:00:52,178 --> 00:00:54,449
نمی‌ذارم بدون من بری -
منم باهات میام -

9
00:00:54,473 --> 00:00:56,682
از همسر موهاکش یه بچه داشت

10
00:00:56,707 --> 00:00:58,542
…اگر روحش به اندازۀ کافی قوی نباشه

11
00:00:58,566 --> 00:01:00,651
بچه نمی‌تونه توی رحم ریشه کنه

12
00:01:00,676 --> 00:01:02,051
تو ‫دنزل هانتر هستی؟

13
00:01:02,076 --> 00:01:03,416
‫همسایه‌ت گفت پزشکی؟

14
00:01:03,440 --> 00:01:04,316
آره، هستم

15
00:01:04,341 --> 00:01:06,259
‫این ویلیام رنسامه. زخمی شده

16
00:01:06,371 --> 00:01:08,348
‫به نظر میاد تبش قطع شده

17
00:01:08,372 --> 00:01:09,558
‫شما از طرف من ازش خدافظی کنید

18
00:01:09,582 --> 00:01:11,115
‫و اینم بهش بدید

19
00:01:11,140 --> 00:01:13,882
‫آز آشنایی با شما خوشحال شدم، خانم هانتر

20
00:01:13,907 --> 00:01:16,200
می‌خوام به عنوان بازرس نیروگاه استخدام بشم

21
00:01:16,234 --> 00:01:18,360
محیط کار واسۀ خانم‌ها مناسب نیست

22
00:01:18,416 --> 00:01:19,875
بیسکوییتا و چیپس‌هامون کجاست؟

23
00:01:19,899 --> 00:01:21,275
‫کار ناکلاوی بوده

24
00:01:21,307 --> 00:01:23,266
‫یه افسانۀ قدیمی مربوط به جزایر شمالیه

25
00:01:23,291 --> 00:01:24,960
‫یه ناکلاوی دیدم. ‫ناکلاوی واقعیه

26
00:01:24,984 --> 00:01:32,984
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

27
00:01:33,008 --> 00:01:41,008
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

28
00:01:41,009 --> 00:01:49,009
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

29
00:03:17,366 --> 00:03:18,909
سُک‌سُک. حالا تو گرگ شدی

30
00:03:21,735 --> 00:03:23,789
برگرد اینجا. اینکار درست نیست

31
00:03:23,814 --> 00:03:25,446
جِم، مَندی

32
00:03:25,471 --> 00:03:26,541
مامان

33
00:03:27,407 --> 00:03:29,227
شما ۲ تا دارین چیکار می‌کنین؟

34
00:03:29,737 --> 00:03:31,405
می‌دونین که نباید بیاین اینجا

35
00:03:31,430 --> 00:03:33,750
بهتون که گفتم توی قبرستون بازی نکنین

36
00:03:33,775 --> 00:03:36,750
می‌دونم ولی می‌خواستیم قایم موشک بازی کنیم

37
00:03:38,386 --> 00:03:40,405
و مَندی می‌خواست با بابابزرگ صحبت کنه

38
00:03:42,503 --> 00:03:44,213
اون‌وقت چرا فکر می‌کنی
واسۀ اینکار باید بیاین اینجا؟

39
00:03:44,789 --> 00:03:47,438
خب، بابابزرگ اینجاست، مگه نه؟

40
00:03:48,608 --> 00:03:50,352
من… من… نمی‌دونم

41
00:03:51,423 --> 00:03:52,750
به گمونم ممکنه اینجا باشه

42
00:03:56,227 --> 00:03:58,080
قبر بابابزرگ رو پیدا نکردی که

43
00:03:58,105 --> 00:03:59,116
پیدا کردی، جِم؟

44
00:03:59,168 --> 00:03:59,961
نه

45
00:04:00,513 --> 00:04:02,222
…ولی گفت اگر یه وقت اومدم اینجا

46
00:04:02,247 --> 00:04:04,830
یه سنگ واسه‌ش بذارم، منم همینکارو کردم

47
00:04:05,080 --> 00:04:06,471
یه سنگ قبر واسه‌ش درست کردم

48
00:04:07,226 --> 00:04:08,432
بیا ببین

49
00:04:09,189 --> 00:04:10,650
امروز نه، جِم

50
00:04:11,477 --> 00:04:12,557
بریم خونه

51
00:04:13,259 --> 00:04:15,161
مَندی، تو هم بیا، عزیزم

52
00:04:34,735 --> 00:04:35,860
!بریانا

53
00:04:36,807 --> 00:04:38,071
اینجام

54
00:04:45,738 --> 00:04:48,365
ظاهراً بچه‌ها همیشۀ خدا
میرن توی قبرستون بازی می‌کنن

55
00:04:48,999 --> 00:04:50,851
اوه، عزیزم

56
00:04:57,197 --> 00:04:59,883
و نه، سنگ قبر مامان و بابا رو ندیدم

57
00:05:00,135 --> 00:05:01,922
و هیچ‌وقت هم دلم نمی‌خواد ببینم

58
00:05:03,013 --> 00:05:05,015
ولی بچه‌ها میرن اونجا سر قبر بابا

59
00:05:06,036 --> 00:05:07,500
جِمی گفت بابا اونجاست

60
00:05:07,750 --> 00:05:10,601
اوه، بری. متأسفم

61
00:05:13,338 --> 00:05:14,695
باهاش حرف می‌زنم

62
00:05:16,013 --> 00:05:17,187
…جِم

63
00:05:18,103 --> 00:05:19,734
دوباره داره از خودش داستان درست می‌کنه

64
00:05:20,363 --> 00:05:22,242
مثل داستان ناکلاوی

65
00:05:23,203 --> 00:05:25,164
ولی ممکنه که

66
00:05:25,452 --> 00:05:28,015
مامان و بابا ممکنه اینجا دفن شده باشن

67
00:05:28,855 --> 00:05:32,031
پدر و مادرت توی نامه‌هاشون
گفتن که اومدن اسکاتلند

68
00:05:35,082 --> 00:05:38,264
می‌دونم تصمیم گرفتیم صبر کنیم
…و بعداً یه نامۀ دیگه رو بخونیم، ولی

69
00:05:39,847 --> 00:05:41,473
دلم واسه‌شون تنگ شده بود

70
00:05:43,726 --> 00:05:44,602
هی

71
00:05:47,226 --> 00:05:48,522
به اندازۀ کافی صبر کردیم

72
00:05:50,083 --> 00:05:51,367
باشه

73
00:05:54,425 --> 00:05:55,649
ممنون

74
00:06:06,808 --> 00:06:09,831
روز ۱۸اُم ِ ماه ژوئن سال ۱۷۷۷»

75
00:06:10,080 --> 00:06:11,854
«قلعۀ تایکاندروگا

76
00:06:12,319 --> 00:06:14,253
اونجا چیکار می‌کنن؟

77
00:06:15,054 --> 00:06:16,138
…بری ِ عزیزم»

78
00:06:16,440 --> 00:06:18,067
بدون شک از عنوان این نامه

79
00:06:18,091 --> 00:06:21,392
متوجه شدی که هنوز اسکاتلند نیستیم

80
00:06:21,417 --> 00:06:25,589
پدرت به خدمت ارتش قاره‌ای در اومد

81
00:06:25,898 --> 00:06:27,983
چند ماه گذشته رو

82
00:06:28,008 --> 00:06:29,766
توی قلعۀ تایکاندروگا بودیم

83
00:06:30,798 --> 00:06:33,663
جیمی گروهی از افراد
«به اسم «نیروهای نامنظم فریزر

84
00:06:33,688 --> 00:06:36,393
که توی کشتی دیدیم‌شون رو رهبری می‌کنه

85
00:06:36,784 --> 00:06:39,609
،و همونجوری که می‌تونی تصور کنی
پدرت از این وضعیت خوشحاله

86
00:06:41,491 --> 00:06:43,354
دارن برای کمک به محافظت از قلعه

87
00:06:43,378 --> 00:06:45,339
،در صورت حملۀ دشمن
سَدهای دفاعی می‌سازن

88
00:06:46,420 --> 00:06:49,005
،در همین حین
من تحت دستور یه نفر به اسم ستوان اِستَکتو

89
00:06:49,030 --> 00:06:51,518
به بیمارا و افراد مجروح کمک می‌کرده‌م

90
00:06:51,718 --> 00:06:53,885
مَردی که فکر می‌کنه جراحه ولی نیست

91
00:06:53,910 --> 00:06:56,800
و فکر می‌کنه من چون یه زنم، جراح نیستم

92
00:06:58,905 --> 00:07:01,876
ایان از طریق خشکی به سمت شمال اومد
و دوباره بهمون ملحق شد

93
00:07:01,901 --> 00:07:04,454
و از قبایل سُرخ‌پوست اطلاعات جمع کرد

94
00:07:05,531 --> 00:07:07,722
در همین حین، ارتش بریتانیا داره از سمت شمال

95
00:07:07,747 --> 00:07:10,980
…بهمون نزدیک میشه، اما سرلشکر سنت کلیر

96
00:07:11,005 --> 00:07:13,063
مطمئنه که قلعه سقوط نمی‌کنه

97
00:07:13,290 --> 00:07:15,125
اینجا می‌مونیم و توی جنگ شرکت می‌کنیم

98
00:07:15,150 --> 00:07:17,061
تا وقتی که تا تاریخ ۱۰اُم ِ ماه جولای

99
00:07:17,086 --> 00:07:18,524
پدرت از خدمت آزاد بشه

100
00:07:19,514 --> 00:07:21,657
هر از گاهی خواب بچه‌ها رو می‌بینه

101
00:07:22,937 --> 00:07:24,605
منم هر روز بهشون فکر می‌کنم

102
00:07:26,735 --> 00:07:28,415
عشق و علاقه‌مون رو واسۀ شما می‌فرستیم

103
00:07:29,571 --> 00:07:30,551
«از طرف مامان

104
00:07:34,443 --> 00:07:37,430
،قلعۀ تایکاندروگا رو می‌شناسم
پدرم منو برده بود اونجا

105
00:07:37,651 --> 00:07:38,527
آره

106
00:07:39,690 --> 00:07:41,859
…می‌تونیم یه سری به کتاب‌های تاریخ بزنیم

107
00:07:43,290 --> 00:07:44,875
ببینیم چیزی درباره‌شون نوشته شده یا نه

108
00:07:45,133 --> 00:07:46,509
این یکی رو نه

109
00:07:48,079 --> 00:07:50,461
شاید بهتر باشه ندونیم

110
00:08:05,435 --> 00:08:06,727
…سرهنگ فریزر

111
00:08:06,752 --> 00:08:09,398
کار سَدهای دفاعی به کجا رسیده؟

112
00:08:09,423 --> 00:08:12,150
ساخت و ساز در عرض ۲ هفته تمام میشه، قربان

113
00:08:12,175 --> 00:08:13,438
عالیه

114
00:08:13,485 --> 00:08:14,955
سرهنگ کوچوسکو؟

115
00:08:15,798 --> 00:08:16,920
…ژنرال فِرموی

116
00:08:18,516 --> 00:08:19,584
اجازه هست؟

117
00:08:23,703 --> 00:08:26,469
من معتقدم که ما در برابر حمله از طرف

118
00:08:27,251 --> 00:08:28,760
تَپۀ شوگر لوف آسیب پذیر هستیم

119
00:08:28,785 --> 00:08:30,227
…اگر بریتانیایی‌ها اون تَپه رو تصاحب کنن

120
00:08:30,252 --> 00:08:32,864
و من مطمئنم
که برای تصاحب اون تَپه تلاش می‌کنن

121
00:08:32,889 --> 00:08:34,681
زمین دست بالا در اختیارشون قرار می‌گیره

122
00:08:34,714 --> 00:08:37,985
باید فوراً افرادمون رو اینجا
روی تَپۀ شوگر لوف مستقر کنیم

123
00:08:39,431 --> 00:08:41,099
نمی‌تونم باور کنم که اونا
به اندازۀ کافی احمق باشن

124
00:08:41,124 --> 00:08:42,719
که همچین کاری انجام بدن

125
00:08:43,287 --> 00:08:44,956
زمین ِ اون تَپه خطرناک و بیش از حد شیب‌داره

126
00:08:44,980 --> 00:08:46,438
سربازها نمی‌تونن ازش عبور کنن

127
00:08:47,677 --> 00:08:49,261
…اگر از اهالی هایلند کسی بین‌شون باشه

128
00:08:49,286 --> 00:08:51,080
آره، اهالی هایلند

129
00:08:51,602 --> 00:08:52,429
یا بهتره بگیم بُز

130
00:08:56,744 --> 00:08:59,743
،جایی که یه بُز بتونه بره
آدم هم می‌تونه بره، قربان

131
00:09:00,065 --> 00:09:02,593
،و جایی که یه آدم بتونه ببره
با خودش اسحله هم می‌بره

132
00:09:02,618 --> 00:09:04,529
آتیش ِ توپ بهمون می‌رسه

133
00:09:04,554 --> 00:09:07,005
هیچ‌کس نمی‌تونه
یه توپ رو ببره بالا اون تَپه

134
00:09:07,030 --> 00:09:09,273
چه اهل هایلند باشه چه نباشه

135
00:09:09,298 --> 00:09:11,774
ژنرال سنت کلیر با من موافق هستن

136
00:09:12,285 --> 00:09:15,086
بهتون اطمینان میدم، برگوین جرأت حمله

137
00:09:15,111 --> 00:09:16,403
از یه تَپه اون طرف آب رو نداره

138
00:09:16,428 --> 00:09:17,845
…با نهایت احترام، قربان

139
00:09:17,870 --> 00:09:20,157
مرخصین، سرهنگ فریزر

140
00:09:24,948 --> 00:09:26,365
متأسفم، آقای هانتر

141
00:09:26,390 --> 00:09:27,683
میگین که به هیچ نوع خشونتی

142
00:09:27,707 --> 00:09:29,241
…اعتقادی ندارین، اما

143
00:09:29,266 --> 00:09:31,548
طبق اعتراف خودتون، جنازۀ بقیه رو

144
00:09:31,573 --> 00:09:32,979
تیکه تیکه می‌کردین

145
00:09:33,004 --> 00:09:34,796
واسۀ اهداف پزشکی

146
00:09:34,821 --> 00:09:37,118
فکر نمی‌کنم اسم اینکار «خشونت» باشه

147
00:09:37,251 --> 00:09:39,544
از متن‌های پزشکی فقط میشه
یه سری چیزای خاص رو یاد گرفت

148
00:09:39,569 --> 00:09:40,753
اون‌وقت اون نمونه‌های بیچاره رو

149
00:09:40,777 --> 00:09:42,899
از کجا پیدا می‌کنین، هان؟

150
00:09:43,827 --> 00:09:45,804
…جنایتکارهای اعدام شده‌ن، اما

151
00:09:45,829 --> 00:09:48,984
ولی به‌خاطر اینکه فکر می‌کنم
بهتره اون عوضیا بین‌مون نباشن

152
00:09:49,009 --> 00:09:50,969
من یه آدم بی‌رحم و وحشی‌ام

153
00:09:51,376 --> 00:09:52,931
به‌نظرم بهتره به ارتش اعزام‌شون کنیم

154
00:09:53,031 --> 00:09:54,500
تو فکر نمی‌کنی

155
00:09:54,525 --> 00:09:56,251
گرفتن جون یه آدم، گناهه، ویلیام؟

156
00:09:56,332 --> 00:09:57,860
جون یه قاتل؟

157
00:09:58,289 --> 00:09:59,165
نه

158
00:09:59,626 --> 00:10:00,727
به‌نظرم عدالته

159
00:10:01,380 --> 00:10:02,627
…اما جراح ارتش

160
00:10:02,652 --> 00:10:05,571
…نمی‌تونم درک کنم که چرا یه کار ِ

161
00:10:05,596 --> 00:10:07,889
،یه کار ِ صلح‌آمیزتر انتخاب نکردین
آقای هانتر

162
00:10:07,976 --> 00:10:09,851
…خب، وقتی که والدین‌مون مُردن

163
00:10:09,876 --> 00:10:11,502
یکی از فامیل‌هامون ترتیبی داد

164
00:10:11,527 --> 00:10:13,611
که توی یه کالج پزشکی توی لندن حضور پیدا کنم

165
00:10:13,636 --> 00:10:15,345
به‌نظرم کار ِ شریفیه

166
00:10:15,370 --> 00:10:16,705
و کاریه که واسۀ من مناسبه

167
00:10:19,651 --> 00:10:21,895
بیاین فرض کنیم یه جرم نسبت به

168
00:10:21,920 --> 00:10:24,165
خواهر عزیزتون انجام شده باشه، آقای هانتر

169
00:10:24,373 --> 00:10:26,458
یا نسبت به برادرتون، خانم هانتر

170
00:10:26,919 --> 00:10:28,904
بازم به اصول‌تون پایبند هستین؟

171
00:10:28,929 --> 00:10:31,538
ما به قضاوت خدا اعتماد می‌کنیم

172
00:10:32,261 --> 00:10:35,263
یا به تمایل بقیه واسۀ
انجام کارهای خشونت‌آمیز بجای شما

173
00:10:35,288 --> 00:10:38,249
فکر می‌کنم ما باید توافق کنیم که
دربارۀ این قضیه اختلاف نظر داریم

174
00:10:38,288 --> 00:10:40,976
نمیشه ما کوئیکرها رو
نسبت به باورهامون متزلزل کرد

175
00:10:41,190 --> 00:10:43,150
فقط خدا و کلامش ما رو تحت تأثیر قرار میده

176
00:10:46,663 --> 00:10:47,802
اونجا رو ببینین

177
00:10:52,822 --> 00:10:54,490
خب، با همه آشنا شو

178
00:10:54,515 --> 00:10:55,684
دارین کجا میرین؟

179
00:10:55,709 --> 00:10:57,001
به سمت آلبانی

180
00:10:57,042 --> 00:10:59,702
مسیرتون رو دارین اشتباه میرین، آقا

181
00:10:59,727 --> 00:11:00,663
مطمئنین؟

182
00:11:00,688 --> 00:11:02,189
بهمون گفتن که این بهترین مسیره

183
00:11:02,214 --> 00:11:03,423
مطمئنم

184
00:11:03,612 --> 00:11:05,988
باید توی چهارراه می‌رفتین سمت چپ، آقا

185
00:11:06,013 --> 00:11:08,593
چند ساعت طول می‌کشه
تا بخوایم برگردیم به چهارراه

186
00:11:09,180 --> 00:11:11,140
بهتر نیست امشب رو همینجا بمونیم؟

187
00:11:13,283 --> 00:11:15,159
چطوره بیاین خونۀ من؟

188
00:11:15,184 --> 00:11:17,811
همسرم خوشحال میشه بهتون شام و جای خواب بده

189
00:11:18,286 --> 00:11:19,788
شما آدم سخاوتمندی هستین

190
00:11:28,281 --> 00:11:30,695
امیدوارم به‌خاطر ما به زحمت نیافتاده باشین

191
00:11:31,564 --> 00:11:33,107
بیشتر وقتا مهمون نداریم

192
00:11:33,132 --> 00:11:35,195
لطفاً، بخورین

193
00:11:38,583 --> 00:11:40,562
…قبل از جولان دادن ارتش

194
00:11:40,959 --> 00:11:43,210
توی این مزرعه زندگی خوبی داشتیم

195
00:11:43,650 --> 00:11:44,960
قبل از اینکه

196
00:11:45,728 --> 00:11:48,906
محصولات کشاورزی‌مون، اسب‌هامون
و لباس‌هامون رو

197
00:11:49,510 --> 00:11:51,210
از چنگ‌مون دربیارن، وضعیت خوبی داشتیم

198
00:11:54,929 --> 00:11:56,176
منظورتون کدوم ارتشه؟

199
00:11:57,544 --> 00:11:58,420
جفت‌شون

200
00:12:01,358 --> 00:12:02,640
متأسفم این رو می‌شنوم

201
00:12:02,974 --> 00:12:03,892
آره

202
00:12:08,701 --> 00:12:10,474
گرسنه نیستی، عزیزم؟

203
00:12:10,499 --> 00:12:12,140
به غذات دست نزدی

204
00:12:16,741 --> 00:12:18,327
اِ… عذرخواهی می‌کنم

205
00:12:18,352 --> 00:12:19,858
فکر کنم بهتره برم هوا بخورم

206
00:12:36,124 --> 00:12:37,334
خانم هانتر؟

207
00:12:39,317 --> 00:12:40,444
حال‌تون خوبه؟

208
00:12:40,689 --> 00:12:43,726
باید خودم رو از بوی تعفن ِ
اون خورشت دور می‌کردم

209
00:12:44,093 --> 00:12:45,600
…ندیدی اون -
نه -

210
00:12:45,625 --> 00:12:47,140
و اگر شما هم بهم نگین

211
00:12:47,165 --> 00:12:48,506
خیلی خوشحال‌تر میشم

212
00:12:52,161 --> 00:12:53,828
به گمونم باید سپاسگزار باشیم

213
00:12:53,853 --> 00:12:56,231
که خانوادۀ جانسون
با این وضعیت بدی که دارن

214
00:12:56,589 --> 00:12:58,577
بهمون غذا دادن

215
00:12:59,491 --> 00:13:00,742
البته، حق با شماست

216
00:13:01,312 --> 00:13:02,700
سپیده‌دم از اینجا میریم

217
00:13:04,023 --> 00:13:05,578
خوبه

218
00:13:07,558 --> 00:13:09,476
و اگر به اندازۀ کافی مهربون باشن
و بخوان صبح

219
00:13:09,500 --> 00:13:13,327
«بهمون صبحانه بدن با صدای رسا میگیم «نه

220
00:13:23,773 --> 00:13:27,218
سر کار روز خوبی داشته باشی
و بقیۀ مسائل رو بسپار به من

221
00:13:29,478 --> 00:13:30,687
نگران نباش

222
00:13:30,712 --> 00:13:33,202
همه‌چی تحت کنترلمه

223
00:13:34,764 --> 00:13:37,632
و کلاه ایمنیت رو با خودت بیار

224
00:13:37,733 --> 00:13:38,976
واسۀ چی؟

225
00:13:40,295 --> 00:13:42,398
گفتم شاید بتونی موقع خواب
اون کلاه رو سرت کنی

226
00:13:42,546 --> 00:13:43,658
اوه

227
00:13:44,570 --> 00:13:45,921
می‌تونم اینکارو بکنم

228
00:13:47,179 --> 00:13:50,226
«و می‌خواستم بگم «شُرت نپوشی

229
00:13:50,251 --> 00:13:52,308
ولی به‌نظر نمی‌رسه شُرت پوشیده باشی

230
00:13:53,554 --> 00:13:55,648
دارم یه چیز جدید رو امتحان می‌کنم

231
00:13:55,673 --> 00:13:57,812
هان -
یا شایدم قدیمی -

232
00:13:58,485 --> 00:14:01,429
توی قرن ۱۸اُم به نپوشیدن شُرت عادت داشتم

233
00:14:01,472 --> 00:14:03,056
ولی الان یه جوریه

234
00:14:03,081 --> 00:14:04,583
خب، حیف شد

235
00:14:05,339 --> 00:14:06,943
دوست دارم شُرت پات باشه

236
00:14:06,968 --> 00:14:08,427
دوست داری شُرتم رو از پام دربیاری

237
00:14:16,795 --> 00:14:18,564
سلام

238
00:14:23,143 --> 00:14:24,560
باشه، عزیزم

239
00:14:24,585 --> 00:14:25,939
مامان باید بره سر کار

240
00:14:26,674 --> 00:14:28,008
بابا رو اذیت که نمی‌کنی؟

241
00:14:28,033 --> 00:14:29,070
نه -
نه؟ -

242
00:14:29,095 --> 00:14:30,998
بیا اینجا ببینم، عزیزم

243
00:14:31,023 --> 00:14:31,899
خداحافظ

244
00:14:33,050 --> 00:14:34,524
شما ۲ تا، شیطنت نکنین ها

245
00:14:34,549 --> 00:14:36,900
شیطنت؟ ما؟

246
00:14:58,794 --> 00:15:00,545
مایک، مایک -
صبح بخیر، قربان -

247
00:15:00,570 --> 00:15:02,279
اتاق توربین این بالاست

248
00:15:02,304 --> 00:15:03,763
البته که قبلاً
باید همچین چیزی رو دیده باشین

249
00:15:03,788 --> 00:15:04,664
بله

250
00:15:05,240 --> 00:15:07,032
بابت سروصدا معذرت می‌خوام

251
00:15:07,057 --> 00:15:08,900
امروز دارن یکی از توربین‌ها رو تعویض می‌کنن

252
00:15:09,713 --> 00:15:11,041
باید با این ماشین بریم

253
00:15:49,254 --> 00:15:50,130
اوه

254
00:15:50,860 --> 00:15:52,652
واسۀ رفتن به جاهای مختلف
به اینا احتیاج پیدا می‌کنی

255
00:15:52,701 --> 00:15:53,978
اوه، ممنون

256
00:15:55,964 --> 00:15:57,814
واحد نگهداری و تعمیرات

257
00:16:04,455 --> 00:16:07,218
،ایشون خانم مَک‌کنزی
بازرس نیروگاه جدید هستن

258
00:16:07,455 --> 00:16:09,498
از قبل با شماتیک‌های تونل آشنا هستن

259
00:16:09,523 --> 00:16:11,649
ولی ضرری نداره از نزدیک تونل رو بررسی کنن

260
00:16:11,674 --> 00:16:13,676
خودتون رو معرفی کنین
و آخرین اطلاعات رو در اختیارشون قرار بدین

261
00:16:14,957 --> 00:16:16,103
موفق باشین

262
00:16:24,185 --> 00:16:25,644
شنیدم که قراره تیغۀ هدایت‌گر

263
00:16:25,668 --> 00:16:27,336
یکی از توربین‌ها رو عوض کنین

264
00:16:27,361 --> 00:16:29,195
کسی می‌تونه منو ببره به اتاق دریچه؟

265
00:16:29,220 --> 00:16:30,491
اون پروژه متعلق به منه

266
00:16:31,572 --> 00:16:32,487
من می‌برم‌تون

267
00:16:34,104 --> 00:16:36,723
…ممنون. ممنونم، آقای

268
00:16:36,748 --> 00:16:37,665
کامرون

269
00:16:37,884 --> 00:16:39,176
راب کامرون هستم

270
00:16:39,267 --> 00:16:41,775
و اینا افرادم، کریگ داود

271
00:16:42,057 --> 00:16:43,399
و اَندی فایفر هستن

272
00:16:43,424 --> 00:16:46,517
خوشحالم می‌بینم‌تون، خانم بازرس

273
00:16:48,185 --> 00:16:49,369
آره، شگفت‌زده شدم

274
00:16:49,394 --> 00:16:50,678
باشه، بیاین بریم

275
00:16:50,724 --> 00:16:52,142
روز شلوغی در پیش داریم

276
00:16:52,279 --> 00:16:54,280
و نیم لیتر شراب توی رایلند
امشب انتظارمون رو می‌کشه

277
00:16:54,484 --> 00:16:55,954
هر شب

278
00:17:05,724 --> 00:17:07,977
…اوه، در بازه. کلیداتون رو بهم بدین

279
00:17:08,002 --> 00:17:09,501
تا نشون‌تون بده کلیدش کدوم یکیه

280
00:17:09,525 --> 00:17:10,610
اوه، عالیه

281
00:17:13,447 --> 00:17:14,619
اول خانما

282
00:17:14,644 --> 00:17:16,502
اگر بخواین، می‌تونین از
چراغ قوۀ من استفاده کنین

283
00:17:16,527 --> 00:17:17,580
ممنون

284
00:17:24,013 --> 00:17:25,055
آهای؟

285
00:17:30,538 --> 00:17:32,220
باشه، خیلی خنده‌دار بود

286
00:17:32,299 --> 00:17:34,072
موفق باشین، خانم بازرس

287
00:17:34,097 --> 00:17:35,939
کلیداتون رو می‌ذاریم روی میزتون

288
00:17:36,127 --> 00:17:37,391
!بریم، بریم، بریم، بریم

289
00:17:38,700 --> 00:17:40,076
!هی

290
00:17:45,336 --> 00:17:46,588
!خدایی؟

291
00:18:24,119 --> 00:18:25,078
یالا

292
00:18:32,033 --> 00:18:33,666
حرومزاده‌ها

293
00:19:10,062 --> 00:19:11,205
اوه، لعنتی

294
00:19:11,277 --> 00:19:12,320
چپ یا راست؟

295
00:19:17,033 --> 00:19:18,275
راست

296
00:20:36,933 --> 00:20:38,350
مفهومه؟

297
00:20:38,375 --> 00:20:40,502
با من کار داشتین، قربان؟

298
00:20:41,333 --> 00:20:43,425
به ژنرال سنت کلیر گفتن
که تو زبون موهاک رو بلدی

299
00:20:43,450 --> 00:20:44,730
و یه مدت بین‌شون زندگی کردی

300
00:20:44,796 --> 00:20:45,788
آره

301
00:20:46,179 --> 00:20:47,929
فکر می‌کنن با جوزف بِرَنت

302
00:20:47,954 --> 00:20:49,703
معروف به تایاندِنِگا آشنا هستی

303
00:20:50,353 --> 00:20:51,145
همینطوره

304
00:20:52,467 --> 00:20:53,885
انگلیسی‌ها در ازای اتحاد

305
00:20:53,909 --> 00:20:55,910
به قبیلۀ موهاک قول زمین داده‌ن

306
00:20:55,935 --> 00:20:58,507
البته که ما ترجیح می‌دادیم
قبیلۀ موهاک از ما حمایت می‌کرد

307
00:20:58,532 --> 00:21:00,345
به ژنرال خبر رسیده که بِرَنت

308
00:21:00,370 --> 00:21:02,148
توی روستای شادو لِیکه

309
00:21:02,803 --> 00:21:04,264
باید نامه‌ای رو تحویل بدی

310
00:21:04,289 --> 00:21:05,747
…که توی اون نامه اطلاعات مهمی

311
00:21:05,771 --> 00:21:07,187
اون روستا رو می‌شناسم

312
00:21:07,413 --> 00:21:09,765
…اما با نهایت احترام، قربان

313
00:21:10,187 --> 00:21:11,747
اِ… میشه از ژنرال بخواین

314
00:21:11,772 --> 00:21:12,690
یه نفر دیگه رو بفرستن؟

315
00:21:13,021 --> 00:21:13,939
واسۀ چی؟

316
00:21:14,507 --> 00:21:17,414
بنا به دلایل شخصی، قربان

317
00:21:18,457 --> 00:21:19,959
…متأسفانه، آقای موری

318
00:21:19,983 --> 00:21:22,515
جنگ جای دلایل شخصی نیست

319
00:21:22,540 --> 00:21:24,667
ژنرال می‌خوان همین امروز برین

320
00:21:25,398 --> 00:21:27,132
این یه دستوره

321
00:21:42,793 --> 00:21:45,640
زندایی، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

322
00:21:46,082 --> 00:21:47,867
…من… می‌دونم سرت شلوغه ولی

323
00:21:47,892 --> 00:21:49,203
نه، البته

324
00:21:52,367 --> 00:21:53,531
بچه‌ها

325
00:21:53,721 --> 00:21:57,234
واسه‌م سؤاله بچه‌ها چطور بوجود میان

326
00:21:58,716 --> 00:22:00,062
…ایان، من

327
00:22:00,480 --> 00:22:03,400
فکر نمی‌کنم ندونی بچه‌ها چطور بوجود میان

328
00:22:03,851 --> 00:22:05,159
می‌خوام بدونم چرا

329
00:22:12,195 --> 00:22:13,578
چه اتفاقی افتاد؟

330
00:22:16,390 --> 00:22:20,218
منظورت بچه‌ایه که از دست دادی؟

331
00:22:21,202 --> 00:22:22,078
آره

332
00:22:22,638 --> 00:22:23,671
ایشابیل

333
00:22:25,101 --> 00:22:26,263
من چه مشکلی دارم؟

334
00:22:26,756 --> 00:22:29,091
واسۀ چی فکر می‌کنی
مشکلی داری؟

335
00:22:29,116 --> 00:22:32,515
…مادربزرگ ِ امیلی، توتوِی

336
00:22:32,991 --> 00:22:35,023
…معتقد بود که واسۀ باردار شدن

337
00:22:35,048 --> 00:22:39,170
روح ِ مَرد باید به روح زن غلبه کنه

338
00:22:40,548 --> 00:22:44,389
امیلی الان از کاهِروتون یه بچه داره

339
00:22:46,614 --> 00:22:48,407
خب، یعنی روح کاهروتون
به اندازۀ کافی قوی بوده

340
00:22:49,042 --> 00:22:50,287
و روح من قوی نبوده؟

341
00:22:53,190 --> 00:22:55,793
اگر… اگر مطمئن باشم
که نمی‌تونم بچه‌دار بشم

342
00:22:56,519 --> 00:22:59,253
دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم
با یه زن دیگه ازدواج کنم

343
00:23:01,046 --> 00:23:04,394
…دایی جیمی یه چیزایی دربارۀ

344
00:23:06,010 --> 00:23:07,533
اسپرم بهم گفت

345
00:23:08,857 --> 00:23:11,988
واسه‌م سؤاله که
اسپرم‌های من مشکلی دارن یا نه

346
00:23:12,326 --> 00:23:16,181
میشه… میشه معاینه‌م کنی؟

347
00:23:16,206 --> 00:23:19,547
اوه، ایان، فکر نمی‌کنم اینکار کمکی بکنه

348
00:23:20,211 --> 00:23:22,570
و خب واسۀ اینکار میکروسکوپ احتیاج دارم

349
00:23:27,196 --> 00:23:30,992
دخترت رو دیدی؟

350
00:23:32,570 --> 00:23:34,898
…واسۀ مراسم تدفین

351
00:23:34,923 --> 00:23:37,219
بسته بودنش به گهواره

352
00:23:37,244 --> 00:23:38,120
…من

353
00:23:39,203 --> 00:23:40,711
نتونستم اینکارو بکنم

354
00:23:44,034 --> 00:23:45,570
…امیلی هیچ‌وقت

355
00:23:48,515 --> 00:23:51,274
هیچ‌وقت نشد بگه بچه مشکلی داشت؟

356
00:23:51,567 --> 00:23:54,157
ناقص نبود؟

357
00:23:56,179 --> 00:23:59,985
…امیلی گفت ایشابیل

358
00:24:01,608 --> 00:24:02,726
بی‌نقص بود

359
00:24:04,802 --> 00:24:06,149
…ایان، حقیقت اینه که

360
00:24:07,316 --> 00:24:10,024
…خیلی از زن‌ها بچه‌هاشون رو از دست میدن

361
00:24:11,603 --> 00:24:14,961
…آره، یا به‌خاطر مُرده بدنیا اومدن بچه

362
00:24:16,379 --> 00:24:21,118
یا سقط جنین به هر دلیل دیگه‌ای

363
00:24:22,521 --> 00:24:24,356
آره، در واقع این قضیه خیلی رایجه

364
00:24:26,010 --> 00:24:28,196
اگرچه زن‌ها به نُدرت
دربارۀ این قضیه صحبت می‌کنن

365
00:24:28,588 --> 00:24:31,938
می‌تونم همۀ شرایط پزشکی که می‌تونسته

366
00:24:31,963 --> 00:24:33,714
…باعث اون اتفاق بشه رو بهت بگم، اما

367
00:24:35,899 --> 00:24:37,571
…می‌تونم بهت اطمینان بدم

368
00:24:38,763 --> 00:24:41,086
این قضیه هیچ ربطی به روحت نداشته

369
00:24:41,683 --> 00:24:43,750
و کاملاً به علم مربوط میشه

370
00:24:45,555 --> 00:24:47,336
پس داری میگی که

371
00:24:48,383 --> 00:24:49,990
که من مشکلی ندارم؟

372
00:24:50,391 --> 00:24:51,575
چیزی که دارم میگم

373
00:24:52,294 --> 00:24:54,047
اینه که کاملاً امکانش هست که

374
00:24:54,323 --> 00:24:57,321
بدون هیچ مشکلی بتونی
از یه زن دیگه بچه داشته باشی

375
00:24:59,866 --> 00:25:01,391
اوه، ممنون، زندایی

376
00:25:37,400 --> 00:25:40,164
آقای جانسون، شما هم نتونستین بخوابین؟

377
00:25:43,704 --> 00:25:44,920
!دِنی، بیدار شو

378
00:25:50,209 --> 00:25:52,461
!بس کن! دست از سر بردارم بردار

379
00:25:52,516 --> 00:25:53,934
!ریچل، برو عقب

380
00:25:55,985 --> 00:25:57,985
بس کن، خانم جانسون. چتون شده؟

381
00:26:03,070 --> 00:26:04,469
!ریچل، بگیرش

382
00:26:05,963 --> 00:26:06,964
!بس کن

383
00:26:09,055 --> 00:26:10,023
!بس کن

384
00:26:24,279 --> 00:26:25,655
!ویلیام

385
00:26:50,480 --> 00:26:52,024
تو جون‌مون رو نجات دادی

386
00:26:53,032 --> 00:26:54,672
نمی‌دونم چطور ازت تشکر کنم

387
00:26:56,246 --> 00:26:58,305
می‌تونی از اون خورشت تشکر کنی

388
00:27:00,496 --> 00:27:02,205
اگر دلم درد نمی‌گرفت و از خواب

389
00:27:02,230 --> 00:27:03,516
…بیدار نمی‌شدم

390
00:27:08,313 --> 00:27:09,397
برادرتون کجاست؟

391
00:27:10,071 --> 00:27:11,282
پیش همسر آقای جانسونه

392
00:27:12,391 --> 00:27:14,008
…اعتراف کرد، اما

393
00:27:14,434 --> 00:27:16,519
ادعا می‌کنه که شوهرش مجبورش می‌کرد کمکش کنه

394
00:27:17,898 --> 00:27:19,316
پس قبلاً هم اینکارو کردن؟

395
00:27:19,423 --> 00:27:21,854
یه قفسه پُر از جواهرات و چیزهای حرومی

396
00:27:21,879 --> 00:27:24,149
که بدست آوردن، نشون‌مون داد

397
00:27:24,304 --> 00:27:27,352
گفت اگر کاری به کارش نداشته باشیم و بریم
اونا رو میده به ما

398
00:27:28,829 --> 00:27:30,860
قبول نمی‌کنیم، البته

399
00:27:32,129 --> 00:27:34,797
واسه‌م سؤاله
چند تا قربانی رو کشوندن خونه‌شون

400
00:27:34,884 --> 00:27:37,071
و توی خواب سلاخی‌شون کردن؟

401
00:27:38,473 --> 00:27:40,282
داره واسۀ بخشش التماس می‌کنه

402
00:27:43,760 --> 00:27:45,343
شوهرش رو از دست داده

403
00:27:46,382 --> 00:27:47,907
،تصمیم گیری دربارۀ اون زن
به خدا مربوط میشه

404
00:27:50,211 --> 00:27:52,063
شاید همین اتفاق مجازات کافی‌ای بوده باشه

405
00:27:57,354 --> 00:27:58,415
چی شده؟

406
00:28:00,934 --> 00:28:01,969
ویلیام؟

407
00:28:10,761 --> 00:28:12,429
تا حالا آدم نکشته بودم

408
00:28:15,833 --> 00:28:16,797
…نمی

409
00:28:17,635 --> 00:28:19,657
نمی‌دونم الان باید چیکار کنم

410
00:28:21,546 --> 00:28:23,000
انتظار داشتم این اتفاق توی جنگ بیافته

411
00:28:24,252 --> 00:28:25,795
فکر می‌کنم اگر این اتفاق
توی جنگ افتاده بود، می‌دونستم

412
00:28:25,819 --> 00:28:27,362
باید چه حسی داشته باشم -
نه -

413
00:28:28,495 --> 00:28:29,496
نمی‌دونستی

414
00:28:30,492 --> 00:28:32,357
حتماً فکر می‌کنی که آدم پَستی هستم

415
00:28:32,382 --> 00:28:35,399
من تو را اونقدر خوب می‌شناسم
که بدونم اصلاً اینطوری نیست

416
00:28:52,516 --> 00:28:53,392
کلیر

417
00:28:56,915 --> 00:28:59,641
پیشاهنگ‌هامون
یه سرباز انگلیسی رو دستگیر کردن

418
00:29:00,535 --> 00:29:03,805
بهمون گفت که سایمون فریزر
یکی از فرمانده‌های تیپ ِ بورگوینه

419
00:29:03,830 --> 00:29:05,539
و فرماندهی قوای پیشرو رو بر عهده داره

420
00:29:05,564 --> 00:29:07,297
سایمون فریزر؟ -
آره -

421
00:29:07,719 --> 00:29:09,761
…اون روباه پیر و پسرش که دیدی نه

422
00:29:09,786 --> 00:29:13,930
،بلکه عموزاده‌شون
…سایمون فریزر اهل بِلنِینه

423
00:29:13,955 --> 00:29:14,955
جنگجوی خیلی قدرتمندیه

424
00:29:14,980 --> 00:29:16,072
شک ندارم

425
00:29:16,097 --> 00:29:20,071
بدتر اینکه انگلیسی‌ها با کمبود غذا و اسب

426
00:29:20,096 --> 00:29:21,056
دست‌وپنجه نرم می‌کنن

427
00:29:21,684 --> 00:29:22,871
…اگر منابع کافی نداشته باشن

428
00:29:22,895 --> 00:29:24,563
نمی‌تونن محاصره‌مون کنن

429
00:29:24,682 --> 00:29:26,348
و منتظر بشن تا تسلیم بشیم

430
00:29:26,373 --> 00:29:27,625
…مجبور میشن

431
00:29:28,325 --> 00:29:30,289
مجبور میشن قلعه رو به زور تصرف کنن

432
00:29:31,067 --> 00:29:33,320
فکر می‌کنم توپ‌هاشون رو
روی تَپۀ شوگر لوف مستقر کنن

433
00:29:34,930 --> 00:29:36,868
با ژنرال فِرموی صحبت کردی؟

434
00:29:37,829 --> 00:29:39,413
فِرموی آدمی نیست که به

435
00:29:39,438 --> 00:29:41,064
نگرانی‌های زیردست‌هاش توجه کنه

436
00:29:41,089 --> 00:29:43,258
آدم آشغالی به‌نظر می‌رسه

437
00:29:44,616 --> 00:29:46,078
آدم خیلی مغروریه

438
00:29:46,546 --> 00:29:47,733
اصرار داره که نمی‌تونن
…خودشون رو به اونجا برسونن

439
00:29:47,757 --> 00:29:50,804
ولی… ولی من می‌دونم
که یه هایلندی چطور فکر می‌کنه

440
00:29:51,515 --> 00:29:52,649
‫اگه یه بلندی اینجا باشه،

441
00:29:52,673 --> 00:29:54,342
‫سایمون فریزر راهی پیدا می‌کنه که فتحش کنه.

442
00:29:55,335 --> 00:29:57,856
‫تونستی مستقیم به سنت‌ کلیر هشدار بدی؟

443
00:29:57,881 --> 00:29:59,925
‫ژنرال به حرف فِرموی ـه،

444
00:29:59,950 --> 00:30:02,069
‫پس باید فرموی رو ترغیب کنم.

445
00:30:02,320 --> 00:30:04,218
‫عاقلانه‌س نیست دورش بزنیم.

446
00:30:04,481 --> 00:30:06,265
‫به ضرر افرادم میشه.

447
00:30:06,931 --> 00:30:09,391
‫ولی متقاعد شده حمله زمینی می‌کنن،

448
00:30:09,416 --> 00:30:11,148
‫نه از اون طرف آب.

449
00:30:11,811 --> 00:30:13,979
‫منو یاد نبرد سنگاپور میندازه،

450
00:30:14,004 --> 00:30:15,607
‫هر چند برعکسش بود.

451
00:30:17,030 --> 00:30:19,532
‫تو جنگ جهانی دوم،
‫بریتانیایی‌ها اونجا مستقر بودن،

452
00:30:19,557 --> 00:30:21,850
‫و ژنرال پارسیوال دستور داده بود
‫دریا رو هدف بگیرن،

453
00:30:21,875 --> 00:30:23,542
‫معتقد بود که جنگل‌های اونجا

454
00:30:23,567 --> 00:30:26,515
‫زیادی خطرناک و انبوهن
‫که بشه از اونجا نفوذ کرد.

455
00:30:27,020 --> 00:30:28,478
‫و خلافش ثابت شد؟

456
00:30:28,503 --> 00:30:30,851
‫ژاپنی‌ها راهشون رو به جنگل باز کردن

457
00:30:30,876 --> 00:30:33,757
‫و تو ضعیف‌ترین موضع دفاعی بهشون حمله کردن،

458
00:30:33,782 --> 00:30:34,835
‫از راه زمینی.

459
00:30:35,054 --> 00:30:36,753
‫شنیدن کِی بود مانند دیدن.

460
00:30:37,754 --> 00:30:40,124
‫البته که دیگه خیلی دیر بود.

461
00:30:42,663 --> 00:30:44,218
‫شنیدن کِی بود مانند دیدن.

462
00:30:46,132 --> 00:30:47,681
‫یه ایده به ذهنم رسید.

463
00:30:53,788 --> 00:30:55,415
‫اینجا راهمون جدا میشه.

464
00:30:56,179 --> 00:30:58,718
‫قلعۀ تایکاندروگا از اون طرفه.

465
00:30:59,520 --> 00:31:01,421
‫مسیر منم شماله.

466
00:31:01,559 --> 00:31:03,437
‫ممنون که اسکورتمون کردی.

467
00:31:03,699 --> 00:31:04,825
‫اگه ارتش بریتانیا

468
00:31:04,849 --> 00:31:06,265
‫یا مزدوران هسیان مزاحم‌تون شدن،

469
00:31:07,190 --> 00:31:09,483
‫بهشون بگید می‌خواید افسرشون رو ببینید،

470
00:31:09,554 --> 00:31:11,132
‫و دوستش رو می‌شناسید.

471
00:31:11,532 --> 00:31:13,742
‫اگه خواستن اسم این دوست رو بدونن.

472
00:31:13,767 --> 00:31:16,218
‫بگید هارولد گری، دوک پاردل.

473
00:31:17,038 --> 00:31:18,170
‫این هارلود کی هست؟

474
00:31:20,648 --> 00:31:21,976
‫یکی از بستگانمه.

475
00:31:34,212 --> 00:31:35,880
‫می‌خوام این پول رو ازم قبول کنید.

476
00:31:41,068 --> 00:31:42,569
‫و منم اینو نگه می‌دارم.

477
00:31:42,877 --> 00:31:45,650
‫ممنون، ولی بدون اینم می‌تونستم سر کنیم.

478
00:31:47,425 --> 00:31:48,641
‫پافشاری می‌کنم.

479
00:31:51,355 --> 00:31:52,400
‫به سلامت.

480
00:32:02,747 --> 00:32:04,457
‫می‌دونی سرباز بریتانیاییه؟

481
00:32:04,642 --> 00:32:06,009
‫احتمالاً سرباز فراریه.

482
00:32:07,007 --> 00:32:08,251
‫اگه باشه چی؟

483
00:32:08,334 --> 00:32:10,400
‫هر جا بره خشونت دنبالشه.

484
00:32:11,261 --> 00:32:13,516
‫نمی‌بریم که به ارتش ملحق بشم؟

485
00:32:13,924 --> 00:32:16,653
‫فکر کنم یه کم ریاکار هستی، دنزل هانتر.

486
00:32:20,047 --> 00:32:22,173
‫لب تر کن و پیش دوستان
‫یه جایی برات پیدا می‌کنم،

487
00:32:22,362 --> 00:32:24,236
‫جایی که در امان باشی.

488
00:32:24,989 --> 00:32:26,247
‫خداوند با من صحبت کرد،

489
00:32:26,272 --> 00:32:28,065
‫و باید به حرف وجدانم گوش کنم.

490
00:32:28,549 --> 00:32:30,759
‫ولی نیازی نیست تو هم دنباله‌رو من باشی.

491
00:32:32,035 --> 00:32:33,619
‫خداوند با منم صحبت کرد.

492
00:32:34,790 --> 00:32:37,088
‫گفت، «نذار برادر کودنت بمیره.»

493
00:32:39,321 --> 00:32:41,329
‫اگه می‌خوای به ارتش ملحق بشی، دنی،

494
00:32:41,354 --> 00:32:42,548
‫بیا بریم و پیداش کنیم.

495
00:33:21,605 --> 00:33:23,298
‫برادر گرگ…

496
00:33:26,134 --> 00:33:29,759
‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

497
00:33:29,830 --> 00:33:31,697
‫منم همینطور.

498
00:33:32,267 --> 00:33:33,722
‫چی باعث شده بیای اینجا؟

499
00:33:34,496 --> 00:33:37,374
‫ژنرالم منو فرستاده با تایاندِنِگا حرف بزنم،

500
00:33:38,026 --> 00:33:40,197
‫جوزف برنت، در خصوص جنگ.

501
00:33:40,337 --> 00:33:42,212
‫آره، تو روستامون می‌مونه.

502
00:33:43,697 --> 00:33:46,478
‫ولی قبلش با هم قدم بزنیم؟

503
00:33:47,639 --> 00:33:50,486
‫نمی‌تونم زیاد دور بشم.

504
00:33:51,388 --> 00:33:52,509
‫پسرم…

505
00:33:53,785 --> 00:33:56,845
‫و دخترم، تازه به دنیا اومدن.

506
00:33:59,609 --> 00:34:00,939
‫خانواده‌ت بزرگ شده.

507
00:34:03,936 --> 00:34:06,118
‫کاش میشد بهت بگم ببخشید

508
00:34:06,143 --> 00:34:07,770
‫که نتونستم بهت بچه بدم

509
00:34:09,156 --> 00:34:12,455
‫و اینکه… خوشحالم الان بچه‌دار شدی.

510
00:34:13,910 --> 00:34:16,275
‫احساس خوشحالی می‌کنی، وایوهوه؟

511
00:34:19,606 --> 00:34:20,728
‫آره.

512
00:34:25,417 --> 00:34:27,525
‫ازم نپرسیدی من خوشحالم یا نه.

513
00:34:28,974 --> 00:34:30,032
‫کور که نیستم.

514
00:34:37,626 --> 00:34:38,939
‫میشه پسرت رو ببینم؟

515
00:34:45,416 --> 00:34:47,814
‫عزیزم، بیا اینجا.

516
00:35:01,355 --> 00:35:03,274
‫باید برم به دخترم برسم.

517
00:35:15,958 --> 00:35:18,376
‫اسمت چیه؟

518
00:35:18,401 --> 00:35:22,345
‫سویفتس لیزادرز.

519
00:35:22,961 --> 00:35:24,688
‫تو برادر گرگ هستی؟

520
00:35:26,037 --> 00:35:28,869
‫آره. مادرت انگلیسی یادت داده؟

521
00:35:29,082 --> 00:35:30,583
‫آره.

522
00:35:30,847 --> 00:35:32,599
‫مادربزرگم درباره‌ت حرف می‌زنه.

523
00:35:33,861 --> 00:35:34,931
‫چی میگه؟

524
00:35:35,098 --> 00:35:37,158
‫میگه من بچۀ روح تو هستم.

525
00:35:38,213 --> 00:35:40,047
‫- واقعاً؟
‫- آره.

526
00:35:40,072 --> 00:35:42,322
‫ولی نباید اینو به پدرم بگم.

527
00:35:57,073 --> 00:35:58,992
‫براش اسم انتخاب می‌کنی…

528
00:36:00,291 --> 00:36:01,759
‫مثل اسم مردمت؟

529
00:36:05,916 --> 00:36:07,459
‫واسه وقتی که پا به دنیای اونا می‌ذاره.

530
00:36:16,170 --> 00:36:17,228
‫ممنون.

531
00:36:25,836 --> 00:36:29,853
‫اسمت ایان جیمز ـه.

532
00:36:31,023 --> 00:36:32,720
‫- ایان جیمز.
‫- اوهوم.

533
00:36:35,179 --> 00:36:37,001
‫خوشم اومد.

534
00:37:18,148 --> 00:37:19,189
‫جمی.

535
00:37:20,423 --> 00:37:22,142
‫اینجا امن نیست. بیا بیرون.

536
00:37:23,594 --> 00:37:24,705
‫زود باش.

537
00:38:01,491 --> 00:38:02,999
‫چی شده، پسرم؟

538
00:38:04,116 --> 00:38:05,632
‫می‌تونی به من بگی.

539
00:38:08,140 --> 00:38:09,171
‫نه.

540
00:38:11,437 --> 00:38:13,896
‫خب، پس چرا نیومدی تو خونه؟

541
00:38:13,921 --> 00:38:14,797
‫هان؟

542
00:38:15,263 --> 00:38:17,303
‫برای چایی ویژه بابایی:

543
00:38:17,328 --> 00:38:18,851
‫لوبیا رو نون تست؟

544
00:38:22,862 --> 00:38:25,945
‫تو مدرسه… دردسر درست کردم.

545
00:38:30,929 --> 00:38:32,115
‫واسه چی؟

546
00:38:33,482 --> 00:38:36,781
‫تامی رید گفت من و مامان و مندی

547
00:38:36,806 --> 00:38:38,179
‫چون کاتولیکیم تو آتیش جهنم می‌سوزیم.

548
00:38:39,946 --> 00:38:41,697
‫خب، می‌دونی چی باید جواب بدی.

549
00:38:41,722 --> 00:38:42,960
‫«اونجا می‌بینمت.»

550
00:38:43,726 --> 00:38:44,908
‫اینو گفتم،

551
00:38:45,781 --> 00:38:47,788
‫فقط به زبون گی‌‌لیک گفتم.

552
00:38:48,582 --> 00:38:50,375
‫خانم گلندنینگ خوشش نیومد.

553
00:38:51,229 --> 00:38:52,604
‫گوشم رو گرفت و گفت،

554
00:38:52,629 --> 00:38:54,773
‫«تو این کلاس فقط انگلیسی صحبت می‌کنیم.»

555
00:38:58,489 --> 00:38:59,679
‫گوشم رو سفت کشید، بابا.

556
00:39:00,820 --> 00:39:02,050
‫و من بهش ناسزا گفتم،

557
00:39:02,735 --> 00:39:04,444
‫یکی از فحش‌های بابابزرگ.

558
00:39:07,330 --> 00:39:10,296
‫مدیر رو خبر کرد،

559
00:39:11,429 --> 00:39:12,930
‫و اونم گفت دستم رو جلو بیارم

560
00:39:12,955 --> 00:39:14,366
‫و سه بار با کمربند رو دستم زد.

561
00:39:16,483 --> 00:39:17,747
‫تو دردسر افتادم؟

562
00:39:20,366 --> 00:39:21,528
‫بیا ببینم، پسرم.

563
00:39:23,613 --> 00:39:24,796
‫عصبانی نیستی؟

564
00:39:26,570 --> 00:39:27,450
‫از دست تو نه.

565
00:39:31,762 --> 00:39:33,180
‫چرا حرف زدن به زبون گی‌لیک اینقدر بده؟

566
00:39:36,046 --> 00:39:37,168
‫بد نیست.

567
00:39:39,185 --> 00:39:40,859
‫نگران نباش. حلش می‌کنیم.

568
00:39:41,835 --> 00:39:42,924
‫قول میدم.

569
00:39:45,859 --> 00:39:46,797
‫زود باش.

570
00:39:48,361 --> 00:39:49,827
‫و اونا رو جمع کن.

571
00:39:50,089 --> 00:39:52,299
‫دیگه آشغالات رو اینجا نریز.

572
00:39:52,449 --> 00:39:54,007
‫آشغال من نیست، بابا.

573
00:40:07,524 --> 00:40:10,318
‫باید سعی کنی یه کم بخوابی، خانم ریون.

574
00:40:10,343 --> 00:40:11,509
‫رمق برات نمونده.

575
00:40:11,534 --> 00:40:13,180
‫چطور می‌تونم بخوابم،

576
00:40:13,205 --> 00:40:16,648
‫وقتی هر لحظه ممکنه
‫ارتش بریتانیا بیاد بالا سرمون،

577
00:40:16,697 --> 00:40:19,124
‫یا بدتر از اون، سرخپوست‌ها بیان.

578
00:40:20,326 --> 00:40:22,286
‫شنیدم آدم رو تیکه تیکه می‌کنن…

579
00:40:22,924 --> 00:40:26,773
‫اول انگشتات، یکی یکی‌شون رو.

580
00:40:27,826 --> 00:40:30,829
‫برم جوشونده گیاهی درست کنم
‫که کمی اعصابت آروم بشه،

581
00:40:31,452 --> 00:40:33,454
‫ولی باید سعی کنی این افکار وحشتناک رو

582
00:40:33,478 --> 00:40:34,890
‫از ذهنت دور کنی.

583
00:40:35,124 --> 00:40:36,601
‫چطور می‌تونم؟

584
00:40:37,062 --> 00:40:41,093
‫شوهرم و پسرم کشته شدن.

585
00:40:43,471 --> 00:40:44,847
‫خیلی متاسفم.

586
00:40:45,309 --> 00:40:47,695
‫یه چیزی میارم کمک کنه استراحت کنی.

587
00:40:47,838 --> 00:40:49,547
‫من مسئول اینجام، آقا.

588
00:40:49,572 --> 00:40:52,796
‫به روش من انجامش می‌دیم
‫و پاشو از زیر زانو قطع می‌کنیم،

589
00:40:53,040 --> 00:40:55,001
‫خصوصاً اگه بیمار…

590
00:40:56,460 --> 00:40:57,534
‫فرمایشی داشتید؟

591
00:40:57,929 --> 00:40:59,507
‫ستوان استکتو،

592
00:41:00,210 --> 00:41:01,669
‫فکر نمی‌کنم آشنا شده باشیم.

593
00:41:01,694 --> 00:41:03,788
‫دنزل هانتر هستم. و شما؟

594
00:41:03,813 --> 00:41:04,881
‫خانم فریزر.

595
00:41:04,906 --> 00:41:06,949
‫لطفاً برید به کارتون برسید، خانم.

596
00:41:07,054 --> 00:41:08,468
‫ما کار داریم.

597
00:41:08,493 --> 00:41:10,382
‫خواهش می‌کنم، حقیقت داره؟

598
00:41:11,823 --> 00:41:13,825
‫میگن باید پام رو قطع کنن.

599
00:41:19,171 --> 00:41:20,507
‫متاسفانه درست میگن.

600
00:41:21,713 --> 00:41:23,835
‫پات قانقاریا شده.

601
00:41:24,281 --> 00:41:25,401
‫متاسفم.

602
00:41:28,732 --> 00:41:30,305
‫بحثتون در چه مورد بود؟

603
00:41:30,330 --> 00:41:33,226
‫قطعاً چیزی نیست که در موردش نظر بدید.

604
00:41:33,372 --> 00:41:35,875
‫در مورد مکان قطع عضو حرف می‌زدیم.

605
00:41:35,930 --> 00:41:37,432
‫آقای جراح میگن برای حفظ مفصل

606
00:41:37,456 --> 00:41:38,955
‫باید از زیر زانو قطع بشه.

607
00:41:38,980 --> 00:41:42,238
‫خب، من با ستوان استکتو موافق نیستم.

608
00:41:43,214 --> 00:41:46,133
‫به نظرم باید از وسط استخوان ران قطع بشه.

609
00:41:46,487 --> 00:41:48,906
‫والتر آماس پس‌زانویی داره، یعنی…

610
00:41:49,064 --> 00:41:51,589
‫سرخرگش در معرض خطر پارگی قرار داره.

611
00:41:51,641 --> 00:41:52,516
‫آره.

612
00:41:54,339 --> 00:41:55,515
‫درست می‌گید.

613
00:41:56,847 --> 00:41:58,226
‫خیلی متاسفم، والتر.

614
00:42:00,173 --> 00:42:01,674
‫برم آب جوش بیارم.

615
00:42:01,699 --> 00:42:03,089
‫آب جوش؟

616
00:42:03,903 --> 00:42:05,612
‫برای استریل کردن ابزار جراحی

617
00:42:05,637 --> 00:42:07,823
‫تا مانع عفونت پس از عمل بشه.

618
00:42:08,225 --> 00:42:09,351
‫که اینطور.

619
00:42:09,376 --> 00:42:11,675
‫خانم فریزر، ابزار جراحیم رو

620
00:42:11,700 --> 00:42:13,502
‫تو آب جوش نمی‌ریزید.

621
00:42:13,527 --> 00:42:15,569
‫دمای فلز رو خراب می‌کنه.

622
00:42:15,594 --> 00:42:17,791
‫آب داغ تاثیری جز پاک‌کنندگی نداره،

623
00:42:17,831 --> 00:42:20,486
‫و نمی‌تونم اجازه بدم
‫این مرد رو با چاقوی کثیف عمل کنید.

624
00:42:20,511 --> 00:42:21,666
‫اجازه بدی؟

625
00:42:22,276 --> 00:42:25,113
‫نباید از شما اجازه بگیرم، خانم.

626
00:42:25,138 --> 00:42:27,807
‫شاید بهتره خودم جراحی کنم، ستوان،

627
00:42:28,188 --> 00:42:30,487
‫به عنوان جراحی که مدرک پزشکی داره.

628
00:42:34,619 --> 00:42:36,037
‫میشه شما کمکم کنید؟

629
00:42:37,386 --> 00:42:38,417
‫بله.

630
00:42:38,753 --> 00:42:40,297
‫خیلی‌خب، دکتر هانتر.

631
00:42:40,781 --> 00:42:43,128
‫هر جور می‌خوای این مرد رو سلاخی کن،

632
00:42:43,597 --> 00:42:45,551
‫ولی از ابزار من استفاده نمی‌کنی.

633
00:42:54,253 --> 00:42:55,312
‫مهم نیست.

634
00:42:55,337 --> 00:42:56,618
‫ابزار جراحی دارم.

635
00:42:56,757 --> 00:42:58,235
‫خواهرم رو می‌فرستم ابزارم

636
00:42:58,416 --> 00:43:00,252
‫و یه ماهیتابه آب جوش بیاره.

637
00:43:03,340 --> 00:43:06,340
‫والتر، فکر کنم بهتره استراحت کنی.

638
00:43:17,709 --> 00:43:19,335
‫اینجا چی کار می‌کنیم، سرهنگ؟

639
00:43:20,099 --> 00:43:21,850
‫گفتن یه مطلب خیلی مهم دارید.

640
00:43:21,874 --> 00:43:22,916
‫همینطوره.

641
00:43:22,941 --> 00:43:24,387
‫خودتون ببینید، قربان.

642
00:43:34,126 --> 00:43:37,053
‫اون توپ و سربازان ما هستن؟

643
00:43:37,078 --> 00:43:39,037
‫با اجازۀ کاپیتان توپخانه

644
00:43:39,062 --> 00:43:41,605
‫افرادم امروز صبح بردنش بالای تپه.

645
00:43:41,699 --> 00:43:42,909
‫اگه اونا تونستن، مطمئن باشید

646
00:43:42,933 --> 00:43:45,090
‫سایمون فریزر و افرادش هم می‌تونن.

647
00:43:45,685 --> 00:43:47,103
‫چی کار می‌کنید؟

648
00:43:47,812 --> 00:43:49,522
‫ما رو نشونه گرفتن.

649
00:43:54,673 --> 00:43:55,632
‫دست نگه دارید.

650
00:43:55,717 --> 00:43:57,299
‫بهمون حمله نشده.

651
00:44:00,436 --> 00:44:01,680
‫جلوشون رو بگیر.

652
00:44:01,917 --> 00:44:03,751
‫بگو برگردن سر پست‌هاشون.

653
00:44:03,814 --> 00:44:05,441
‫برگردید سر پست‌هاتون!

654
00:44:07,391 --> 00:44:08,806
‫چی کار کردی؟

655
00:44:09,893 --> 00:44:11,759
‫دژ در محدودۀ شلیک قرار داره.

656
00:44:11,815 --> 00:44:13,206
‫حالا با چشمای خودتون دیدید.

657
00:44:13,231 --> 00:44:15,626
‫سرهنگ، تنها چیزی که دیدم،

658
00:44:15,651 --> 00:44:17,528
‫بی‌اعتنایی وقیحانه‌تون به مقامات بالاس.

659
00:44:17,553 --> 00:44:19,931
‫دستور دادم اون طرف‌تر رو نشونه بگیرن، قربان،

660
00:44:20,084 --> 00:44:21,794
‫قصدم این بود که
‫آسیب‌پذیری دفاعمون رو نشون بدم.

661
00:44:21,818 --> 00:44:23,486
‫با خلق کردن یکی دیگه؟

662
00:44:23,511 --> 00:44:26,514
‫توپ و افرادم رو بردی بیرون این دیوارها؟

663
00:44:26,879 --> 00:44:28,296
‫اگه دست دشمن بیفته چی؟

664
00:44:28,321 --> 00:44:30,197
‫اگه یه عده رو نفرستیم رو تپه

665
00:44:30,221 --> 00:44:31,405
‫کل دژ دست دشمن می‌افته.

666
00:44:31,429 --> 00:44:32,679
‫کافیه.

667
00:44:32,704 --> 00:44:34,772
‫به چه جراتی تحقیرم می‌کنی، جناب

668
00:44:34,797 --> 00:44:38,142
‫با این نمایش مسخره از دستورم سرپیچی می‌کنی.

669
00:44:38,167 --> 00:44:40,884
‫باید برای نافرمانی بگم زنجیره‌ت کنن.

670
00:44:41,415 --> 00:44:42,923
‫شانس آوردی،

671
00:44:42,948 --> 00:44:45,384
‫نمی‌تونم یه سرباز هم از دست بدم.

672
00:44:45,492 --> 00:44:49,134
‫اگه و وقتی بریتانیا از راه زمینی حمله کرد،

673
00:44:49,159 --> 00:44:52,540
‫تک تک سرباز‌ها باید داخل باشن
‫و از دژ محافظت کنن.

674
00:44:52,663 --> 00:44:55,525
‫افرادت و توپ رو برگردون،

675
00:44:55,695 --> 00:44:57,087
‫همین الان.

676
00:44:57,257 --> 00:44:59,611
‫و دیگه نباید از دژ خارج بشن.

677
00:45:16,679 --> 00:45:17,790
‫ایان موری.

678
00:45:20,080 --> 00:45:21,180
‫خانم هانتر.

679
00:45:22,909 --> 00:45:24,619
‫انتظار نداشتم دوباره ببینمتون.

680
00:45:24,948 --> 00:45:26,658
‫شنیدیم جراح نیاز دارن.

681
00:45:26,682 --> 00:45:28,725
‫برادرم می‌خواد به ارتش کمک کنه.

682
00:45:28,888 --> 00:45:32,189
‫خیلی شهامت دارید، که خونه رو ترک کردید.

683
00:45:32,359 --> 00:45:34,277
‫دوستم ویلیام بهبود پیدا کرد

684
00:45:34,348 --> 00:45:37,282
‫و بیشتر مسیر همراه‌مون بود.

685
00:45:37,901 --> 00:45:40,279
‫خدا رو شکر کردیم که ازمون محافظت کرد.

686
00:45:41,358 --> 00:45:43,634
‫حالا که اینجایید،

687
00:45:43,659 --> 00:45:45,119
‫من ازتون محافظت می‌کنم.

688
00:45:45,946 --> 00:45:47,431
‫به گرمی استقبال می‌کنم،

689
00:45:47,929 --> 00:45:50,086
‫هر چند امیدوارم نیازی نشه.

690
00:45:54,462 --> 00:45:56,129
‫اونا گیاهان دارویی هستن؟

691
00:45:56,551 --> 00:45:57,427
‫آره.

692
00:45:57,452 --> 00:45:59,411
‫هر وقت بفرستنم دیده‌بانی،

693
00:45:59,436 --> 00:46:00,801
‫برای زن دایی کلیرم جمع می‌کنم.

694
00:46:01,585 --> 00:46:03,150
‫کلیر فریزر زن دایی شماست؟

695
00:46:03,470 --> 00:46:05,305
‫با هم کار کردیم.

696
00:46:05,889 --> 00:46:07,353
‫به گمونم بیشتر شما رو می‌بینم.

697
00:46:07,589 --> 00:46:08,775
‫همینطوره.

698
00:46:17,013 --> 00:46:18,556
‫اثری از عفونت نیست.

699
00:46:19,299 --> 00:46:20,939
‫و خیلی خوب داره التیام پیدا می‌کنه.

700
00:46:22,406 --> 00:46:24,825
‫ولی یه مدت باید تو تخت بمونی.

701
00:46:25,040 --> 00:46:27,161
‫یعنی باید دور رقصیدن رو خط بکشم؟

702
00:46:28,727 --> 00:46:30,790
‫دوست داری برقصی، آقای وودکاک؟

703
00:46:31,641 --> 00:46:32,642
‫همسرم دوست داره.

704
00:46:33,766 --> 00:46:36,361
‫آره، اینطور عاشق هم شدیم…

705
00:46:37,368 --> 00:46:38,773
‫موقع رقصیدن.

706
00:46:40,670 --> 00:46:42,657
‫مطمئنم خیلی دلتنگتون میشه.

707
00:46:43,706 --> 00:46:44,728
‫خدا کنه.

708
00:46:44,898 --> 00:46:48,993
‫با دلخوری از هم جدا شدیم.

709
00:46:50,783 --> 00:46:54,243
‫ولی به لطف شما،
‫فرصت دارم دوباره ببینمش.

710
00:46:56,593 --> 00:46:57,720
‫اوضاع رو درست کنیم.

711
00:47:01,784 --> 00:47:04,128
‫ولی تونل دو قسمت میشد.

712
00:47:04,185 --> 00:47:05,931
‫کدوم طرف رفتی؟

713
00:47:06,145 --> 00:47:09,613
‫خوشبختانه نقشه تونل رو مطالعه کرده بودم.

714
00:47:09,638 --> 00:47:11,915
‫پس می‌دونستم کجا برم. رفتم سمت راست.

715
00:47:11,940 --> 00:47:13,063
‫ایول.

716
00:47:13,269 --> 00:47:15,646
‫واسه همین همیشه تکالیفت رو انجام میدی، رفیق.

717
00:47:16,674 --> 00:47:17,882
‫دقیقاً.

718
00:47:17,907 --> 00:47:18,950
‫بعدش وقتی اومدم بیرون،

719
00:47:18,974 --> 00:47:20,868
‫همۀ همکارام برام دست زدن.

720
00:47:24,027 --> 00:47:25,695
‫خیلی شجاع بودی، مامان.

721
00:47:27,044 --> 00:47:28,290
‫ممنون، پسرم.

722
00:47:28,326 --> 00:47:29,577
‫وقتشه به سلامتی بنوشیم.

723
00:47:30,313 --> 00:47:31,189
‫هان؟

724
00:47:33,412 --> 00:47:37,751
‫به سلامتی همسر شجاعم تو اولین روزش.

725
00:47:37,940 --> 00:47:39,001
‫نوش.

726
00:47:39,644 --> 00:47:40,603
‫نوش.

727
00:47:41,568 --> 00:47:43,027
‫- نوش
‫- آره.

728
00:47:43,052 --> 00:47:44,052
‫نوش.

729
00:47:56,883 --> 00:47:58,718
‫یه دقیقه میای کارت دارم؟

730
00:48:01,931 --> 00:48:03,674
‫دسرتون رو تموم کنید، بچه‌ها.

731
00:48:16,548 --> 00:48:18,522
‫فکر کردم روز محشری داشتی؟

732
00:48:19,056 --> 00:48:20,608
‫نخواستم تو و بچه‌ها رو ناراحت کنم،

733
00:48:20,632 --> 00:48:21,970
‫ولی مزخرف بود.

734
00:48:23,261 --> 00:48:24,689
‫افتضاح بود.

735
00:48:25,604 --> 00:48:28,681
‫خیلی عصبانیم، راجر.

736
00:48:29,064 --> 00:48:30,356
‫فقط سخت نبود.

737
00:48:30,381 --> 00:48:32,300
‫چون زن هستم این کار رو باهام کردن.

738
00:48:34,621 --> 00:48:36,095
‫عوضیا.

739
00:48:36,290 --> 00:48:38,384
‫می‌دونستم قراره سخت باشه.

740
00:48:38,944 --> 00:48:41,173
‫اینو می‌دونستم، ولی…

741
00:48:41,818 --> 00:48:44,029
‫نگرانم نکنه دیگه بهم احترام نذارن.

742
00:48:45,078 --> 00:48:47,412
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫روز اول دانشکده پزشکی هاروارد

743
00:48:47,437 --> 00:48:49,532
‫به مادرت چی گذشته.

744
00:48:50,551 --> 00:48:53,111
‫تنها زن کلاسشون بوده،

745
00:48:54,550 --> 00:48:56,040
‫کار آسونی نیست.

746
00:48:56,733 --> 00:48:58,526
‫ولی امروز رو پشت سر گذاشتی…

747
00:48:59,592 --> 00:49:01,822
‫و به نظرم ارزش جشن گرفتن رو داره.

748
00:49:07,560 --> 00:49:09,525
‫یه چیز کوچیک برات گرفتم.

749
00:49:20,214 --> 00:49:22,931
‫کشوی مخفی؟

750
00:49:23,001 --> 00:49:24,221
‫دیروز پیداش کردم

751
00:49:24,245 --> 00:49:26,439
‫وقتی یکی از کشوها گیر کرد.

752
00:49:29,241 --> 00:49:30,451
‫این چیه؟

753
00:49:36,283 --> 00:49:37,462
‫وای.

754
00:49:38,826 --> 00:49:40,978
‫راجر. قشنگه.

755
00:49:42,444 --> 00:49:44,642
‫عاشقشم. نباید زحمت می‌کشیدی.

756
00:49:44,984 --> 00:49:46,282
‫دلم خواست.

757
00:49:49,135 --> 00:49:51,477
‫برای اینکه محل کارت ازش استفاده کنی،

758
00:49:52,921 --> 00:49:54,171
‫تا مطمئن بشم بدونی

759
00:49:54,196 --> 00:49:56,868
‫که چقدر بهت افتخار می‌کنم.

760
00:49:58,211 --> 00:50:00,922
‫و شرمنده از همون اول این کار رو نکردم.

761
00:50:04,558 --> 00:50:05,642
‫ممنون.

762
00:50:16,711 --> 00:50:19,251
‫شاید بهتره زیرشلواریت رو تنت کنی.

763
00:50:22,788 --> 00:50:24,040
‫جم، چی شده؟

764
00:50:24,077 --> 00:50:25,564
‫قسم می‌خورم من نبودم.

765
00:50:25,589 --> 00:50:27,218
‫یه نفر رو بیرون دید و ترسید،

766
00:50:27,243 --> 00:50:28,778
‫ولی من کسی رو ندیدم.

767
00:50:29,250 --> 00:50:30,751
‫مندی، عزیزم، هی.

768
00:50:31,796 --> 00:50:33,299
‫کسی بیرون بود؟

769
00:50:33,324 --> 00:50:34,947
‫ناکلاوی.

770
00:50:35,998 --> 00:50:38,000
‫خب، شاید کسی رو دیده.

771
00:50:39,627 --> 00:50:42,748
‫دیدم ته مونده غذا بیرون ریخته.

772
00:50:42,773 --> 00:50:43,775
‫برم سر و گوش آب بدم.

773
00:50:46,813 --> 00:50:49,244
‫عزیزم، چیزی نیست.

774
00:50:49,269 --> 00:50:50,815
‫جم، خوبی، پسرم؟

775
00:51:38,532 --> 00:51:39,940
‫خدا لعنتت کنه!

776
00:51:43,425 --> 00:51:46,260
‫توپ بورگوین تا سپیده دم می‌رسه بالای تپه.

777
00:51:46,285 --> 00:51:48,204
‫چطور برای این آماده نشدیم؟

778
00:51:50,315 --> 00:51:52,361
‫کسی اینو پیش‌بینی نکرده بود، قربان.

779
00:51:52,850 --> 00:51:55,645
‫به نظرتون دژ ما تو محدود شلیک توپ‌شون هست؟

780
00:51:56,524 --> 00:51:58,682
‫فکر می‌کنم هست، قربان.

781
00:52:03,379 --> 00:52:05,005
‫پس چارۀ دیگه‌ای نداریم.

782
00:52:05,030 --> 00:52:06,268
‫بلافاصله باید تخلیه کنیم.

783
00:52:07,817 --> 00:52:10,956
‫ولی قربان، بدون مبارزه نمی‌تونیم دژ رو رها کنیم.

784
00:52:10,981 --> 00:52:13,533
‫سربازان بورگوین دو برابر ما هستن.

785
00:52:14,070 --> 00:52:15,278
‫اگه به دیوارهای دژ نفوذ کنن…

786
00:52:15,310 --> 00:52:16,854
‫ژنرال اگه اجازه بدید…

787
00:52:18,811 --> 00:52:20,808
‫قبلاً به افرادم دستور دادم قایق‌ها و کانوهای

788
00:52:20,832 --> 00:52:22,040
‫دریاچه چمپلین رو مصادره کنن.

789
00:52:22,114 --> 00:52:24,282
‫آب غیرنظامی‌ها رو سریع‌تر جابه‌جا می‌کنه

790
00:52:24,307 --> 00:52:25,684
‫تا رسیدن ارتش بریتانیا.

791
00:52:27,586 --> 00:52:29,185
‫هر چی میشه با خودت ببر.

792
00:52:29,210 --> 00:52:31,640
‫بقیه‌تون آذوقه‌ها و توپخونه رو جمع کنید.

793
00:52:31,665 --> 00:52:33,768
‫هر چی نمی‌تونید بیارید نابود کنید.

794
00:52:33,793 --> 00:52:36,295
‫نباید چیزی برای ارتش بورگوین بذاریم.

795
00:52:44,049 --> 00:52:45,164
‫بری؟

796
00:52:48,369 --> 00:52:50,412
‫بچه‌ها تو خونه هستن،
‫چسبیدن به تلویزیون.

797
00:52:50,437 --> 00:52:52,344
‫۱۵ دقیقه وقت داریم.

798
00:52:53,580 --> 00:52:54,715
‫فکر می‌کنم…

799
00:52:55,967 --> 00:52:58,924
‫فکر کنم برای بازرسی وقت دارم.

800
00:52:59,049 --> 00:53:00,301
‫واقعاً؟

801
00:53:04,201 --> 00:53:06,205
‫از خدامه ولی…

802
00:53:07,290 --> 00:53:08,249
‫ولی؟

803
00:53:14,093 --> 00:53:15,658
‫یه کاری هست که باید بکنم.

804
00:53:25,224 --> 00:53:26,994
‫وقتی رسیدی خونه اینجام.

805
00:53:41,290 --> 00:53:42,948
‫این آخرهفته باز میای؟

806
00:53:44,566 --> 00:53:47,283
‫اشتباه اومدی اینجا، خانم جون.

807
00:53:47,498 --> 00:53:49,083
‫کلوپ بافتنی پایین خیابونه.

808
00:53:54,573 --> 00:53:56,449
‫خب کی رو باید تو تونل حبس کنم

809
00:53:56,474 --> 00:53:57,658
‫تا نوشیدنی گیرم بیاد؟

810
00:54:06,893 --> 00:54:08,977
‫شنیدم رکورد زدی، ضعیفه.

811
00:54:12,689 --> 00:54:15,588
‫نه، واقعاً. بی‌شوخی.

812
00:54:15,613 --> 00:54:17,989
‫می‌دونی، اگه کرگ بود صد درصد گم می‌شد.

813
00:54:18,069 --> 00:54:19,682
‫آره، سه روز اونجا گیر می‌افتاد.

814
00:54:19,706 --> 00:54:21,874
‫نه، تا الان اونجا بود.

815
00:54:21,899 --> 00:54:23,234
‫نه، هنوز

816
00:54:23,258 --> 00:54:25,074
‫- اونجا بود.
‫- نه، نه، نه، مرد.

817
00:54:27,062 --> 00:54:28,104
‫هی، دانی.

818
00:54:28,421 --> 00:54:30,881
‫بهترین آبجوت رو برای همکارم بیار.

819
00:54:31,030 --> 00:54:33,244
‫آره. نه، نه، پسر.

820
00:54:34,062 --> 00:54:37,023
‫ببین، دیروز بازی کردی و بهت خوش گذشت.

821
00:54:37,852 --> 00:54:39,690
‫از نو شروع می‌کنیم.

822
00:54:40,545 --> 00:54:43,153
‫ولی اگه یه بار دیگه خوشمزگی کنی،

823
00:54:43,178 --> 00:54:45,018
‫اخراجتون می‌کنم.

824
00:54:47,629 --> 00:54:49,505
‫- حله!
‫- آره.

825
00:54:49,530 --> 00:54:51,114
‫و دیگه ضعیفه صدام نکن.

826
00:54:51,232 --> 00:54:53,417
‫برای یه عده جواب میده.

827
00:54:56,581 --> 00:54:57,921
‫منصفانه‌س، رئیس.

828
00:55:05,449 --> 00:55:06,739
‫چقدر وقت داریم؟

829
00:55:06,764 --> 00:55:08,026
‫نهایتش چند ساعت.

830
00:55:09,691 --> 00:55:11,394
‫هر تعداد بتونیم با خودمون می‌بریم.

831
00:55:18,970 --> 00:55:21,878
‫بهمون حمله شده، خانم فریزر؟

832
00:55:22,451 --> 00:55:23,550
‫والتر…

833
00:55:25,091 --> 00:55:26,221
‫مجبوریم تخلیه کنیم.

834
00:55:26,246 --> 00:55:29,159
‫فکر کنم با کمک بتونم راه برم.

835
00:55:29,184 --> 00:55:30,269
‫خیلی متاسفم،

836
00:55:31,111 --> 00:55:32,096
‫ولی خیلی زوده.

837
00:55:32,121 --> 00:55:33,776
‫بخیه‌هات باز میشن.

838
00:55:33,972 --> 00:55:35,625
‫خیلی خطرناکه.

839
00:55:36,688 --> 00:55:38,797
‫اگه کاری از دستم بر می‌اومد می‌کردم،

840
00:55:38,860 --> 00:55:40,219
‫تو رو با خودم می‌بردم.

841
00:55:43,859 --> 00:55:44,994
‫می‌فهمم.

842
00:55:50,364 --> 00:55:51,555
‫شما برید.

843
00:55:52,393 --> 00:55:54,867
‫فرمانده بهت نیاز داره و همینطور بقیه.

844
00:55:57,233 --> 00:55:59,146
‫بهتره همین جا بمونی.

845
00:56:00,123 --> 00:56:01,670
‫مجروحی. بریتانیایی‌ها باید

846
00:56:01,695 --> 00:56:03,115
‫بهت رحم کنن.

847
00:56:04,083 --> 00:56:05,137
‫رحم کنن.

848
00:56:09,367 --> 00:56:11,451
‫اگه زخمت رو تمیز نگه داری،

849
00:56:12,149 --> 00:56:13,621
‫و بهش فشار نیاری،

850
00:56:13,646 --> 00:56:15,162
‫سریع خوب میشه.

851
00:56:15,944 --> 00:56:16,974
‫بیا.

852
00:56:17,868 --> 00:56:19,123
‫تنتور افیونه.

853
00:56:19,245 --> 00:56:21,857
‫مسکنه و کمک می‌کنه بخوابی.

854
00:56:23,871 --> 00:56:25,467
‫فقط زیاد استفاده نکن.

855
00:56:29,097 --> 00:56:32,107
‫یه روز این جنگ هم تموم میشه…

856
00:56:33,606 --> 00:56:36,052
‫و می‌تونی برگردی خونه پیش همسرت.

857
00:56:40,192 --> 00:56:41,481
‫خداحافظ، والتر.

858
00:56:42,030 --> 00:56:43,873
‫به سلامت، خانم فریزر.

859
00:57:03,789 --> 00:57:04,802
‫زود بیایید.

860
00:57:04,827 --> 00:57:06,337
‫- پارو رو بگیر.
‫- سریع پارو بزنید.

861
00:57:06,361 --> 00:57:07,279
‫پارو بزنید.

862
00:57:07,303 --> 00:57:09,263
‫قایق‌های جلویی رو دنبال کنید.

863
00:58:15,371 --> 00:58:17,746
‫جم گفت اینو برای تو ساخته، بابا.

864
00:58:19,897 --> 00:58:24,183
‫گفت اون و مندی میان اینجا
‫تا باهات حرف می‌زنن.

865
00:58:26,976 --> 00:58:28,089
‫خب…

866
00:58:32,864 --> 00:58:35,006
‫فکر کنم به این خبر افتخار کنی،

867
00:58:35,031 --> 00:58:38,605
‫رفتم سر شغل جدید، تو سد کار می‌کنم.

868
00:58:41,507 --> 00:58:44,221
‫بازرس نیروگاه هستم،

869
00:58:44,246 --> 00:58:47,261
‫که یعنی رئیس همه‌م.

870
00:58:48,023 --> 00:58:51,784
‫زیاد آسون نیست به بقیه امر و نهی کنم.

871
00:58:52,184 --> 00:58:54,902
‫حتی تو این زمونه پیچیده‌س.

872
00:58:56,416 --> 00:58:58,605
‫من و راجر لالی‌براخ رو خریدیم.

873
00:58:59,058 --> 00:59:01,144
‫کاش تو و مامان می‌تونستید ببینیدش.

874
00:59:01,168 --> 00:59:18,168
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

875
00:59:18,192 --> 00:59:32,192
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

