﻿1
00:00:00,524 --> 00:00:08,524
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:08,548 --> 00:00:13,548
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

3
00:00:15,010 --> 00:00:15,845
…آنچه گذشت

4
00:00:15,928 --> 00:00:18,389
،ایشون خانم مَک‌کنزی هستن
بازرس نیروگاه جدید

5
00:00:18,472 --> 00:00:19,306
راب کامرون هستم

6
00:00:24,353 --> 00:00:27,440
،یه نفر رو بیرون دید و ترسیده بود
نوکلاوی بود

7
00:00:28,065 --> 00:00:30,526
این نامه‌ها رو با نهایت احتیاط تحویل بده

8
00:00:30,651 --> 00:00:32,111
خوش‌شانسی که من پیدات کردم

9
00:00:32,194 --> 00:00:35,281
،اسم من ایان موری‌ــه
این ویلیام رانسوم‌ــه. مجروح شده

10
00:00:35,364 --> 00:00:38,367
کلیر فریزر زن‌دایی‌تونه؟
ارتباط کاری نزدیکی باهاش داشتیم

11
00:00:38,451 --> 00:00:40,745
به گمونم شما رو بیشتر می‌بینم -
به گمونم بله -

12
00:00:40,828 --> 00:00:43,831
:گوشم رو گرفت و گفت
«توی این کلاس درس، انگلیسی صحبت می‌کنیم»

13
00:00:43,914 --> 00:00:46,459
واسۀ چی به زبان گالیک صحبت کردن بده؟ -
بد نیست -

14
00:00:46,542 --> 00:00:47,793
باید اینجا رو تخلیه کنیم

15
00:00:47,877 --> 00:00:50,171
فکر می‌کنم اگر کمکم کنین بتونم راه برم

16
00:00:50,254 --> 00:00:53,674
متأسفم ولی خیلی زوده. بخیه‌هات باز میشن

17
00:00:53,758 --> 00:00:55,468
انگلیسی‌ها کمبود غذا دارن

18
00:00:55,551 --> 00:00:57,595
آذوقۀ کافی ندارن تا منتظر باشن
ما تسلیم شدن بشیم

19
00:00:57,678 --> 00:00:59,513
مجبور میشن قلعه رو به زور تصرف کنن

20
00:00:59,537 --> 00:01:16,537
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

21
00:03:32,416 --> 00:03:35,920
سرباز، ژنرال سایمون فریزر کجاست؟

22
00:03:36,003 --> 00:03:38,714
منظورت سرتیپه؟
فکر می‌کنم اون بالا توی بُرجه

23
00:03:38,797 --> 00:03:40,466
و داره غنایم پیروزی رو بررسی می‌کنه

24
00:03:45,429 --> 00:03:49,391
در حین انجام وظایفی که سروان ریچاردسون
بهم محول کرده بود با مشکلاتی مواجه شدم

25
00:03:49,475 --> 00:03:51,936
اما خودم رو به ژنرال بورگوین
در قلعۀ کراون‌پوینت رسوندم

26
00:03:52,019 --> 00:03:54,271
و ایشون بهم دستور دادن بیام اینجا

27
00:03:54,355 --> 00:03:57,316
فکر می‌کنم جناب سروان
به زودی بهمون ملحق میشن

28
00:03:57,399 --> 00:04:02,071
خیلی خوبه، قربان. ایکاش به موقع می‌رسیدم
تا به شما در نبرد واسۀ تصاحب قلعه کمک کنم

29
00:04:02,154 --> 00:04:03,405
نمیشه اسمش رو نبرد گذاشت

30
00:04:03,614 --> 00:04:06,951
،حتی یک گلوله هم شلیک نشد
در واقع، شورشی‌ها انقدر مشتاق بودن

31
00:04:07,034 --> 00:04:09,066
،که خودشون رو از شر این مکان خلاص کنن
توپ‌هاشون رو

32
00:04:09,090 --> 00:04:11,121
به عنوان هدیۀ خداحافظی واسه‌مون گذاشتن

33
00:04:11,956 --> 00:04:16,293
،اما اگر دنبال نبرد هستی، ستوان
مبجور نیستی خیلی منتظر بمونی

34
00:04:16,919 --> 00:04:20,756
بورگوین بهمون دستور داده
افراد رو توی قلعه مستقر کنیم

35
00:04:20,839 --> 00:04:23,384
و بعدش شورشی‌هایی که
به سمت جنوب رفتن رو تعقیب کنیم

36
00:04:23,801 --> 00:04:26,095
و خودمون رو به افراد ژنرال هاو برسونیم

37
00:04:27,388 --> 00:04:29,306
هاو توی شهر نیویورکه

38
00:04:30,808 --> 00:04:32,393
…اگر هاو به سمت شمال حرکت کنه

39
00:04:35,312 --> 00:04:37,323
قصد داریم ارتباط‌شون رو
…با ارتش شمالی‌شون قطع کنیم

40
00:04:37,347 --> 00:04:39,358
و نیوانگلند رو از مستعمرات جدا کنیم

41
00:04:39,441 --> 00:04:40,567
خیلی نکته‌بین و باهوش هستی

42
00:04:40,651 --> 00:04:44,989
البته از پسر لُرد جان گِرِی
کم‌تر از این هم انتظار نمیره

43
00:04:45,072 --> 00:04:45,948
هان؟

44
00:05:14,101 --> 00:05:18,230
جیمی، فکر نمی‌کنم تعداد زیادی از این مردم
بتونن با پای پیاده مسیر رو طی کنن

45
00:05:18,314 --> 00:05:21,900
چارۀ دیگه‌ای نداریم. صدای تیراندازی
از محل حمل و نقل پایین دریاچه میاذ

46
00:05:21,984 --> 00:05:24,486
،انگلیسی‌ها در اونجا دست ِ بالا رو دارن
نمی‌تونیم از خودمون دفاع کنیم

47
00:05:24,570 --> 00:05:26,435
اگر در قالب گروه‌های کوچیک
وارد خشکی بشیم، امن‌تره

48
00:05:26,459 --> 00:05:28,324
اون‌جوری هدف آسونی واسۀ دشمن نیستیم

49
00:05:28,407 --> 00:05:30,784
من به سربازها ملحق میشم و به سمت هابارتون
حرکت می‌کنیم

50
00:05:30,868 --> 00:05:33,120
نباید بیشتر از ۱ یا ۲ روز
از اینجا فاصله داشته باشه

51
00:05:37,082 --> 00:05:38,417
نگران نباش، ساکسون

52
00:05:39,335 --> 00:05:42,004
اگر کسی نتونست ادامه بده، کولش می‌کنم

53
00:05:42,463 --> 00:05:44,965
به ایان میگم جلوتر بره و یه راهی پیدا کنه

54
00:05:45,716 --> 00:05:47,968
بیا. وقت رفتنه

55
00:05:48,052 --> 00:05:50,429
بیا، دستم رو بگیر. کمکت می‌کنم

56
00:05:50,512 --> 00:05:52,598
اون سُرخ‌پوست، نمی‌تونیم بهش اعتماد کنیم

57
00:05:52,681 --> 00:05:57,186
،ما رو می‌اندازه توی تَلۀ بقیۀ وحشی‌ها
همه‌مون رو می‌کشه

58
00:05:57,269 --> 00:06:00,272
آروم باش. نیازی نیست نگران باشی

59
00:06:00,355 --> 00:06:03,901
،تا زنده‌م اجازه نمیدم منو اسیر کنه
وقتی که هنوز نفس می‌کشم پوستم رو می‌کَنه

60
00:06:03,984 --> 00:06:05,694
همچین کاری نمی‌کنه

61
00:06:06,070 --> 00:06:09,114
اون ایانه. می‌شناسمش. مثل یه بَره مهربونه

62
00:06:09,198 --> 00:06:10,574
داره سعی می‌کنه بهمون کمک کنه

63
00:06:10,657 --> 00:06:11,742
مطمئنی؟

64
00:06:12,534 --> 00:06:14,286
کاملاً بهش اعتماد دارم

65
00:06:15,621 --> 00:06:16,622
بیا

66
00:06:43,816 --> 00:06:44,942
خانم رِیوِن

67
00:06:46,860 --> 00:06:47,986
جیمی

68
00:06:49,905 --> 00:06:51,958
،مردم باید استراحت کنن
بهتره یه جایی رو پیدا کنیم

69
00:06:51,982 --> 00:06:54,034
و امشب رو همینجا بمونیم

70
00:06:54,326 --> 00:06:55,327
باشه

71
00:06:58,664 --> 00:07:00,749
!سُرخ‌پوست‌ها! همه‌مون کشته میشیم

72
00:07:00,833 --> 00:07:03,377
ساکت باشین. شاید هنوز ما رو ندیده باشن

73
00:07:04,294 --> 00:07:05,629
همه‌تون از جاده خارج شین

74
00:07:07,005 --> 00:07:09,800
بیاین این طرف. جلوی چشم‌شون نباشین

75
00:07:11,218 --> 00:07:12,427
پیش همدیگه بمونین

76
00:07:31,321 --> 00:07:32,823
همون چیزیه که فکر می‌کردم

77
00:07:33,115 --> 00:07:36,326
یه گروه از سربازهای ارتش بریتانیا هستن
که دارن وانمود می‌کنن سُرخ‌پوست‌ان

78
00:07:36,410 --> 00:07:38,787
دارن سعی می‌کنن
ما رو بترسونن تا جامون رو لو بدیم

79
00:07:38,871 --> 00:07:40,122
داشت جواب می‌داد

80
00:07:40,330 --> 00:07:44,168
،تو و خانوادۀ هانتر
مردم رو ببرین توی جنگل

81
00:07:44,293 --> 00:07:47,546
،افرادم می‌مونن پیش‌تون
ایان و من حواس سربازها رو پَرت می‌کنیم

82
00:07:48,338 --> 00:07:51,592
ریچل، دنزل، بیاین همه رو ببریم به اون سمت

83
00:07:51,675 --> 00:07:52,718
ساکت باشین

84
00:08:02,019 --> 00:08:04,521
خانم رِیوِن رو ندیدی؟ -
…از وقتی که -

85
00:08:05,814 --> 00:08:08,484
وقتی که صدای جیغ زدن اومد
کنار همدیگه راه می‌رفتیم

86
00:08:08,567 --> 00:08:11,361
،یه چیزی زمزمه می‌کرد
اینکه دوست نداره اسیرش کنن

87
00:08:11,445 --> 00:08:13,864
…سعی کردم آرومش کنم ولی تامی یهو گریه کرد

88
00:08:13,947 --> 00:08:15,282
آخرین بار کجا دیدیش؟

89
00:08:18,243 --> 00:08:19,745
باشه، برو دنبال بقیه

90
00:08:27,044 --> 00:08:31,632
متأسفم که مجبور شدم اونکارو انجام بدم
ولی چارۀ دیگه‌ای نداشتم

91
00:08:31,840 --> 00:08:34,218
باید از اقتدار معلم‌هام حمایت کنم

92
00:08:34,301 --> 00:08:36,303
وگرنه اینجا بهم می‌ریزه

93
00:08:36,762 --> 00:08:40,724
پسرم فقط به این دلیل فحش داده بود چون که
اون زن نزدیک بود گوشش رو از جا بِکَنه

94
00:08:42,184 --> 00:08:46,313
اونم فقطه به این خاطر
که به زبان گالیک صحبت کرده بود

95
00:08:46,396 --> 00:08:48,899
جرمایا بهتون گفته که چه حرفی زده بوده؟

96
00:08:50,234 --> 00:08:52,027
با جزئیات نه

97
00:08:52,110 --> 00:08:56,907
،با خانم گِلِن‌دِنینگ گفته بود
دختر جادوگر که دهنش بوی بُز میده

98
00:09:00,702 --> 00:09:02,454
می‌تونم تصور کنم که خانم گِلِن‌دِنینگ
خیلی از این اتفاق خوشش نیومده

99
00:09:04,081 --> 00:09:06,458
اون جمله رو از پدر زنم یاد گرفته

100
00:09:06,667 --> 00:09:09,920
من هیچ‌وقت همچین جلمه‌ای رو بهش یاد نمیدم

101
00:09:11,213 --> 00:09:13,131
ولی شما هم زبان گالیک رو بلدین؟

102
00:09:14,716 --> 00:09:16,623
وقتی که جَوون‌تر بودم
و توی قایق‌های ماهیگیری

103
00:09:16,647 --> 00:09:18,554
در مینچ کار می‌کردم، یاد گرفتم

104
00:09:18,637 --> 00:09:22,182
هان. خب، من با خانم گِلِن‌دِنینگ صحبت کردم

105
00:09:22,724 --> 00:09:27,271
اما نگرانم که اون خودش
نشونۀ یه مشکل بزرگ‌تر باشه

106
00:09:28,272 --> 00:09:29,273
چه مشکلی؟

107
00:09:30,190 --> 00:09:33,652
امروزه مردم مشتاقن که بچه‌هاشون
انگلیسی رو به خوبی صحبت کنن

108
00:09:33,735 --> 00:09:36,238
کارهای خوب پیدا کنن تا بتونن از هایلند برن

109
00:09:36,989 --> 00:09:38,198
آره، واقعاً حیفه

110
00:09:39,575 --> 00:09:42,786
زبان گالیک تاریخ ماست. فرهنگ ماست

111
00:09:44,663 --> 00:09:48,542
اهالی هایلند واسۀ داشتن حق صحبت کردن
…به زبان گالیک جنگیدن و مُردن از قبل از

112
00:09:49,751 --> 00:09:51,044
از قبل از قیام

113
00:09:52,504 --> 00:09:56,967
،کاملاً باهاتون موافقم
شما درست مثل من هستین

114
00:09:57,551 --> 00:10:01,054
قبلاً معلم بودین، مگه نه؟
به اینکار علاقه‌مند هستین

115
00:10:01,138 --> 00:10:06,018
همیشه می‌خواستم یه کلاس واسۀ همین چیزی
که درباره‌ش صحبت می‌کنین داشته باشم

116
00:10:06,560 --> 00:10:08,353
درست گفتم دیگه؟ قبلاً معلم بودین؟

117
00:10:11,273 --> 00:10:12,274
آره

118
00:10:27,623 --> 00:10:30,334
فکر کنم آخریه، دایی. بقیه فرار کردن

119
00:10:32,502 --> 00:10:33,920
بهتره برگردیم

120
00:10:35,756 --> 00:10:37,049
خانم رِیوِن؟

121
00:10:39,635 --> 00:10:40,802
خانم رِیوِن؟

122
00:10:44,056 --> 00:10:45,223
خانم رِیوِن

123
00:10:55,567 --> 00:10:59,946
،خانم رِیوِن، باید همراه من بیاین
اگر برگردین پیش بقیه در امان خواهید بود

124
00:11:00,030 --> 00:11:02,366
نه، من هیچ‌وقت در امان نیستم. دارن میان

125
00:11:02,449 --> 00:11:04,534
باید آروم باشین

126
00:11:05,786 --> 00:11:07,245
وای خدا

127
00:11:25,472 --> 00:11:26,598
خودت رو نشون بده

128
00:11:27,391 --> 00:11:29,309
جیمی، منم. دنزل‌ام

129
00:11:29,893 --> 00:11:32,562
اینجا چیکار می‌کنی؟ بقیه کجان؟

130
00:11:32,896 --> 00:11:33,772
در امان هستن و اردو زدن

131
00:11:33,855 --> 00:11:37,609
ولی خانم وِل‌مَن بهم گفت
که کلیر رفته دنبال یکی از بیمارهاش

132
00:11:37,818 --> 00:11:41,738
برنگشت. خبری نشد، گفتم بیام دنبالش بگردم

133
00:12:05,929 --> 00:12:09,307
…جای چکمه‌های سربازها. ۳ یا ۴ تاشون
از این سمت رفتن

134
00:12:10,517 --> 00:12:11,810
یه نفر روی زمین کشیده شده

135
00:12:13,645 --> 00:12:14,646
کلیر

136
00:12:15,105 --> 00:12:17,524
دارن میرن سمت شمال، به سمت قلعه

137
00:12:42,549 --> 00:12:45,594
آقا، میشه بهم آب بدین؟

138
00:12:50,432 --> 00:12:53,393
آقا، آب احتیاج داریم

139
00:12:54,728 --> 00:12:57,772
میشه حداقل برم و از چاه
واسۀ افراد بیمار و مجروح آب بیارم؟

140
00:12:57,856 --> 00:13:01,109
خانم، بهم دستور دادن اجازه ندم
هیچکدوم از زندانی‌ها اینجا رو ترک کنن

141
00:13:01,193 --> 00:13:04,988
پس پیشنهاد می‌کنم
شما یا یکی از افرادتون برین آب بیارین

142
00:13:05,530 --> 00:13:08,200
یا بهتون دستور دادن
اجازه بدین زندانی‌هاتون از تشنگی بمیرن؟

143
00:13:26,843 --> 00:13:27,802
والتر

144
00:13:30,013 --> 00:13:33,391
خانم فریزر. نتونستین
دست روی دست بذارین، مگه نه؟

145
00:13:34,684 --> 00:13:36,853
جیمی کجاست؟ تونست از اونجا خارج بشه؟

146
00:13:37,312 --> 00:13:38,271
آره

147
00:13:39,314 --> 00:13:41,525
اینجا چیکار می‌کنی؟

148
00:13:42,943 --> 00:13:45,737
به گمونم، بریتانیایی‌ها
یه بیمارستان می‌خواستن

149
00:13:46,488 --> 00:13:49,699
ولی بهشون گفتم که باید با احتیاط جابجا بشم

150
00:13:50,367 --> 00:13:51,660
طبق دستور جراح

151
00:13:51,743 --> 00:13:53,245
و بهم لطف کردن

152
00:13:53,745 --> 00:13:55,372
خیلی خوشحالم که این رو می‌شنوم

153
00:13:59,125 --> 00:14:02,963
بانداژت خشکه که نشون میده
زخمت داره خوب میشه

154
00:14:05,298 --> 00:14:06,508
حالت چطوره؟

155
00:14:06,758 --> 00:14:09,302
پام اذیتم نمی‌کنه، خانم

156
00:14:10,178 --> 00:14:11,263
سینه‌م اذیته

157
00:14:12,222 --> 00:14:14,558
به‌نظر می‌رسه
نمی‌تونم هوای کافی را وارد ریه‌م کنم

158
00:14:16,476 --> 00:14:17,811
بذار گوش کنم

159
00:14:21,231 --> 00:14:24,985
یه نفس طولانی و عمیق بکش. آروم والتر

160
00:14:33,577 --> 00:14:35,036
علائمت از کِی شروع شد؟

161
00:14:35,996 --> 00:14:38,206
تا چند ساعت پیش حالم خوب بود

162
00:14:41,668 --> 00:14:43,503
چی شده، خانم فریزر؟

163
00:14:44,880 --> 00:14:48,383
،ممکنه به‌خاطر رطوبت هوا
مُخاط وارد ریه‌هات شده باشه

164
00:14:48,466 --> 00:14:52,012
پس واسۀ چی از اون موقع
که نگران تیراندازی بریتانیایی‌ها بودیم

165
00:14:52,095 --> 00:14:53,805
هم دلواپس‌تر به‌نظر می‌رسین؟

166
00:14:55,140 --> 00:14:56,141
متأسفم

167
00:14:57,058 --> 00:14:58,894
ممکنه آمبولی هم باشه

168
00:14:59,895 --> 00:15:03,189
یعنی خون توی ریه‌ت لخته شده باشه

169
00:15:04,399 --> 00:15:07,569
می‌تونه عارضۀ محتمل بعد از عملی
مثل عمل قطع عضو باشه

170
00:15:10,822 --> 00:15:12,240
خوب به‌نظر نمی‌رسه

171
00:15:14,034 --> 00:15:15,076
همینطوره

172
00:15:16,578 --> 00:15:19,414
واسۀ همین حواسم بهت هست

173
00:15:20,290 --> 00:15:22,593
خیلی زود آب میارن و سعی می‌کنم بگم یه سری

174
00:15:22,617 --> 00:15:24,920
گیاه دارویی که ممکنه بهت کمک کنه بیارن

175
00:15:26,630 --> 00:15:29,549
از اونجایی که امروز بعد از ظهر
…کار خاصی ندارم

176
00:15:30,675 --> 00:15:32,594
فکر نمی‌کنم مشکل خاصی باشه

177
00:15:35,472 --> 00:15:37,182
بیا داخل

178
00:15:40,769 --> 00:15:42,187
سروان ریچاردسون. قربان

179
00:15:42,270 --> 00:15:44,147
ستوان لُرد اِلسمِر

180
00:15:48,944 --> 00:15:50,862
به محض اینکه شنیدم رسیدین، اومدم خدمت‌تون

181
00:15:50,946 --> 00:15:53,323
کم کم از دیدن دوبارۀ تو نااُمید شده بودم

182
00:15:53,406 --> 00:15:55,617
بابت تأخیرم معذرت می‌خوام، قربان

183
00:15:55,951 --> 00:15:58,745
سرنوشت این بود که بیشتر از اون مدتی که
قصد داشتم توی ویرجینیا بمونم

184
00:15:58,828 --> 00:16:01,915
پس به گمونم وقت کافی
واسۀ تحویل دادن نامه‌ها داشتی

185
00:16:01,998 --> 00:16:03,792
نامه‌ای واسه‌م نیاوردی؟

186
00:16:04,167 --> 00:16:06,670
…متأسفانه، قربان، مُرداب دیسمال ِ بزرگ

187
00:16:06,753 --> 00:16:11,007
باعث شد اسبم و مکاتبات شما رو از دست بدم

188
00:16:11,091 --> 00:16:15,553
،و قبل از اینکه نامه‌ها رو از دست بدی
نگاه‌شون کردی؟

189
00:16:16,304 --> 00:16:20,141
مثلاً سعی کرده باشی مُهرشون رو باز کنی
و محتویات‌شون رو به حافظه‌ت بسپاری؟

190
00:16:20,809 --> 00:16:24,646
،همونجوری که صراحتاً بهم دستور دادین
نامه‌ها رو نخوندم قربان

191
00:16:24,729 --> 00:16:25,772
…با این حال

192
00:16:26,773 --> 00:16:29,776
یه چیزی رو دربارۀ گیرنده‌های
مورد نظر اون نامه‌ها متوجه شدم

193
00:16:31,528 --> 00:16:34,823
مثلاً چه چیزی؟

194
00:16:41,246 --> 00:16:45,125
بهم گفته شده که ساموئل کارت‌رایت یه شورشیه

195
00:16:46,501 --> 00:16:50,630
متوجه شده‌م که هنری کارور و
جاشوا هرینگتون هم شورشی هستن

196
00:16:54,467 --> 00:16:57,887
به‌نظرت پیروزی در جنگ‌ها
چطور بدست میاد، ستوان؟

197
00:16:57,971 --> 00:17:01,099
با پیروزی در میدان جنگ، قربان -
بدون شک -

198
00:17:02,267 --> 00:17:05,228
اما فرمانده‌ها چطور متوجه میشن
که نتیجۀ اون جنگ چی میشه؟

199
00:17:06,271 --> 00:17:10,150
چطور از اندازه و قدرت حریف‌شون مطلع میشن؟

200
00:17:11,067 --> 00:17:15,321
،اینکه نقاط ضعف حریف‌شون چیه
اینکه چطور از اون نقاط ضعف استفاده کنن

201
00:17:16,489 --> 00:17:17,323
اطلاعات

202
00:17:19,284 --> 00:17:22,245
و تجربۀ چندین ساله‌م بهم یاد داده

203
00:17:22,829 --> 00:17:27,333
که بهترین اطلاعات رو از افرادی میشه
بدست آورد که دشمن بهشون اعتماد داره

204
00:17:29,252 --> 00:17:30,628
پس اون افراد جاسوس‌ان

205
00:17:31,337 --> 00:17:34,049
چشم و گوش آرمان بریتانیا هستن

206
00:17:34,132 --> 00:17:38,678
اطلاعات موجود توی اون نامه‌ها
واسۀ انجام دادن کارشون خیلی مهم بود

207
00:17:38,762 --> 00:17:44,225
،و به‌خاطر بدشانسی‌هایی که گریبان‌گیرت شد
اون اطلاعات به دست‌شون نرسید

208
00:17:45,185 --> 00:17:47,103
منو ببخشین، سروان ریچاردسون

209
00:17:48,313 --> 00:17:52,108
نمی‌تونم بهتون بگم که چقدر متأسفم
که توی این مأموریت شکست خوردم

210
00:17:54,694 --> 00:17:58,740
می‌دونی تجربۀ چندین ساله‌م
چه چیز دیگه‌ای بهم یاد داده، ستوان؟

211
00:17:59,574 --> 00:18:00,909
نه، قربان

212
00:18:07,707 --> 00:18:12,462
جنگ طولانیه. بدون شک
فرصتی واسۀ رستگاری به وجود میاد

213
00:18:13,588 --> 00:18:16,716
،وقتی این اتفاق بیافته، من آماده‌م، قربان
بهتون قول میدم

214
00:18:18,635 --> 00:18:19,844
بسیارخب

215
00:18:20,678 --> 00:18:26,017
حالا، بهتره بری لباس فُرمت رو بپوشی، ستوان

216
00:18:27,811 --> 00:18:32,732
جوخه‌ت همراه با جوخۀ من به سمت شمال
حرکت کرده. لباس فُرمت توی اتاق افسرهاست

217
00:18:44,869 --> 00:18:45,995
گرسنه‌ست

218
00:18:47,080 --> 00:18:48,373
…ولی شیر ِ من، خب

219
00:18:49,499 --> 00:18:51,668
مثل همیشه شیر ندارم

220
00:18:51,918 --> 00:18:55,880
خب، جای تعجب نداره. نه غذا خوردی نه آب

221
00:18:57,590 --> 00:18:59,008
اینجوری میزان شیرت کم میشه

222
00:19:00,135 --> 00:19:02,762
باید تا جایی که می‌تونی آب بخوری

223
00:19:03,638 --> 00:19:05,557
سعی می‌کنم واسه‌ت غذا پیدا کنم

224
00:19:07,016 --> 00:19:08,810
بیا -
ممنون، خانم

225
00:19:20,613 --> 00:19:21,447
والتر

226
00:19:22,448 --> 00:19:23,491
این باید کمک کنه

227
00:19:24,075 --> 00:19:25,827
ممنون، خانم فریزر

228
00:19:40,633 --> 00:19:44,137
!آقا. ببخشید، آقا! آقا

229
00:19:45,013 --> 00:19:47,849
باید اصرار کنم که حداقل نیازهای اولیه

230
00:19:47,932 --> 00:19:50,351
واسۀ مراقبت از زندانی‌هاتون رو تأمین کنین

231
00:19:51,394 --> 00:19:52,812
آقا، صدای منو می‌شنوین؟

232
00:19:53,771 --> 00:19:54,772
…من

233
00:19:55,940 --> 00:19:59,152
ببخشید، خانم ولی فکر می‌کنم شما رو می‌شناسم

234
00:20:00,445 --> 00:20:03,364
شما خانم فریزر هستین، نه؟ -
همینطوره -

235
00:20:04,824 --> 00:20:07,535
من ستوان لُرد اِلسمِر هستم. ویلیام رانسوم

236
00:20:09,495 --> 00:20:12,290
وقتی که پسربچه بودم اومده بودم خونۀ شما
در تَپۀ فریزر

237
00:20:14,959 --> 00:20:16,753
جون پدرم رو نجات دادین

238
00:20:17,629 --> 00:20:18,630
ویلیام؟

239
00:20:27,055 --> 00:20:27,972
شما شورشی هستین؟

240
00:20:30,183 --> 00:20:31,184
بله

241
00:20:33,728 --> 00:20:35,647
شوهرم سرهنگ ارتش شبه نظامیه

242
00:20:35,730 --> 00:20:38,233
از هم جدا شدیم و من اسیر شدم

243
00:20:41,319 --> 00:20:45,406
می‌خواستم ببینم میشه درخواست کنم
یه مقدار تدارکات در اختیارم قرار بدین

244
00:20:46,491 --> 00:20:47,784
پارچه به عنوان بانداژ

245
00:20:48,493 --> 00:20:51,371
از جراح هنگ‌مون درخواست می‌کنم
یه مقدار بانداژ واسه‌تون بفرسته

246
00:20:51,454 --> 00:20:56,084
و همینطور غذا. یه بچۀ گرسنه داریم
و اگر خیلی زود بهمون غذا ندین

247
00:20:56,167 --> 00:20:58,044
می‌ترسم چند نفر جون‌شون رو از دست بدن

248
00:21:00,588 --> 00:21:02,298
اینکار ممکنه سخت باشه

249
00:21:05,218 --> 00:21:07,512
تدارکات‌مون ۲ روز دیگه بدست‌مون می‌رسه

250
00:21:07,595 --> 00:21:10,682
هموطن‌هاتون هر چیزی که
توی انبارها مونده بود رو سوزوندن

251
00:21:15,979 --> 00:21:17,230
ببینم چیکار میشه کرد

252
00:21:19,607 --> 00:21:20,483
ممنون

253
00:21:22,360 --> 00:21:24,404
…اگر با جراح هنگ‌تون صحبت کردی

254
00:21:24,487 --> 00:21:27,699
شاید بتونه یه مقدار گیاه و دارو بهمون بده

255
00:21:28,783 --> 00:21:30,576
اگر اینکارو بکنه خیلی خوب میشه

256
00:21:31,286 --> 00:21:32,745
در خدمت‌تون هستم، خانم

257
00:21:47,635 --> 00:21:51,222
می‌دونی، اون صدای وِزوِز مانند
اون احساسی که بهت دست میده

258
00:21:51,306 --> 00:21:54,183
قبل از اینکه از توی اون تونل
راه خروجم رو پیدا کنم، همچین حسی داشتم

259
00:21:54,267 --> 00:21:56,894
و یه چیزی رو دیدم

260
00:21:57,312 --> 00:22:00,773
…سنگ نبود، انرژی بود. مثل

261
00:22:00,857 --> 00:22:02,650
وایسا. صبر کن، صبر کن، بری

262
00:22:07,030 --> 00:22:07,989
باشه

263
00:22:08,489 --> 00:22:11,034
مثل گرمای تابیده شده از آسفالت بود

264
00:22:11,117 --> 00:22:12,577
یا آب؟

265
00:22:12,910 --> 00:22:17,206
،اوه، نمی‌دونم. توصیف کردنش سخته
ولی راجر، یه چیزی… یه چیزی اون پائین هست

266
00:22:18,750 --> 00:22:19,917
…واسه‌م سؤاله

267
00:22:21,794 --> 00:22:24,255
سد درست روی دریاچه ساخته شده، مگه نه؟ -
آره -

268
00:22:24,339 --> 00:22:26,299
توی قسمت شرقی، به سمت پیت‌لاکری

269
00:22:26,382 --> 00:22:30,011
می‌دونی مسیر ِ تونل ِ سَد به کدوم سمته؟

270
00:22:30,511 --> 00:22:33,306
نقشه‌ها توی دفترن، می‌تونم چِک کنم

271
00:22:33,598 --> 00:22:36,434
…ولی اگه درست یادم باشه

272
00:22:36,517 --> 00:22:39,520
تونل به این سمته

273
00:22:39,604 --> 00:22:43,399
ما فکر می‌کنیم که بین
سنگ‌های ایستادۀ آکاوانیک در شمال شمال

274
00:22:43,483 --> 00:22:46,569
و سنگ‌های ایستاده در کریگ‌نادون
…یه خط فرضی وجود داره، اینطور نیست؟ اگر

275
00:22:46,652 --> 00:22:50,656
همین خط به سمت
سایت سَد ِ اِرِکتی ادامه داره. آره

276
00:22:51,365 --> 00:22:53,826
شاید دایره‌وارهای سنگی به یه نحوی

277
00:22:53,910 --> 00:22:56,913
با خطوط فرضی در مکان‌های خاص
تلاقی داشته باشن

278
00:22:56,996 --> 00:22:59,832
تا یه جور درگاه ایجاد کنن

279
00:23:00,917 --> 00:23:02,418
حدس خوبیه

280
00:23:02,502 --> 00:23:06,964
خب، مهندس‌ها اصطلاح «فرضیۀ محتمل» رو
ترجیح میدن

281
00:23:07,048 --> 00:23:09,759
فرضیۀ محتمل خوبیه

282
00:23:10,009 --> 00:23:11,249
باید دربارۀ این موضوع
توی کتابم یعنی «راهنمای

283
00:23:11,273 --> 00:23:12,512
«مسافرت در زمان برای مسافرهای بین‌راهی
صحبت کنم

284
00:23:12,595 --> 00:23:15,056
،وایسا ببینم
می‌خوای اسم کتابت رو بذاری این؟

285
00:23:15,139 --> 00:23:16,641
مثل برنامۀ کُمدی رادیو بی‌بی‌سی؟

286
00:23:16,724 --> 00:23:18,214
خب، به صورت رسمی که نه البته
ولی بعضی وقتا

287
00:23:18,238 --> 00:23:19,727
واسۀ خنده این اسم رو می‌ذارم روش

288
00:23:21,104 --> 00:23:24,816
اِ… مگه نباید ساعت ۴
کلاس زبان گالیکت رو برگزار کنی؟

289
00:23:25,316 --> 00:23:26,150
اوه

290
00:23:26,234 --> 00:23:27,360
لعنتی

291
00:23:28,194 --> 00:23:30,279
اِ… شلوار بپوشم یا دامن؟ -
اِ… دامن -

292
00:23:30,363 --> 00:23:32,198
می‌تونی کمک کنی وسایلم رو بذارم توی کیفم؟ -
حتماً -

293
00:23:33,783 --> 00:23:35,326
اِ… وسایلم زیر نقشه‌ن

294
00:23:49,799 --> 00:23:53,136
به‌نظرت ارتش بریتانیا
زندانی‌هاش رو اعدام می‌کنه؟

295
00:23:53,219 --> 00:23:55,847
آره. اونا این زندانی‌ها رو
اسیر جنگی به حساب نمیارن

296
00:23:55,930 --> 00:23:59,183
اگر اعدام‌شون نکن یعنی
حاکمیت آمریکا رو قبول کردن

297
00:23:59,892 --> 00:24:02,103
بجاش، ما رو به عنوان خائن
نبست به تاج و تخت به حساب میارن

298
00:24:03,729 --> 00:24:05,115
به محض فرا رسیدن شب، یه راهی واسۀ

299
00:24:05,139 --> 00:24:06,524
رفتن به داخل پیدا می‌کنم
و زن‌داییت رو میارم

300
00:24:06,607 --> 00:24:08,484
من باید اینکارو انجام بدم، دایی

301
00:24:09,402 --> 00:24:11,279
اگر دستگیرت کنن، اعدامت می‌کنن

302
00:24:12,947 --> 00:24:14,157
دستگیرم نمی‌کنن

303
00:24:15,032 --> 00:24:17,201
قبیلۀ موهاک با انگلیسی‌ها همسو شده

304
00:24:17,285 --> 00:24:19,745
،نگهبان‌ها فکر می‌کنن من متحدشون هستم
جلوم رو نمی‌گیرن

305
00:24:19,829 --> 00:24:21,882
،چه فکر کنن موهاک هستی یا نیستی
اگر ببینن داری یه زندانی رو

306
00:24:21,906 --> 00:24:23,958
با خودت می‌بری، باهات با محبت رفتار نمی‌کنه

307
00:24:24,041 --> 00:24:25,751
دایی، از پس اینکار برمیام

308
00:24:31,465 --> 00:24:33,092
باشه. قبول

309
00:24:34,635 --> 00:24:38,139
ولی شاید منم بتونم یه کاری بکنم
تا حواس‌شون رو پَرت کنم

310
00:24:38,973 --> 00:24:41,058
باید تیر و کمانت رو ازت قرض بگیرم

311
00:24:44,312 --> 00:24:49,108
باید چوب جمع کنیم تا آتیش روشن کنیم
واسۀ جوشوندن آب و استریل کردن پارچه‌ها

312
00:24:49,734 --> 00:24:51,569
اون طرف رو بگردین

313
00:24:53,821 --> 00:24:55,198
…خانم فریزر

314
00:24:56,032 --> 00:24:59,160
،بانداژهایی که خواسته بودین
همراه با یه سری وسایل دیگه

315
00:24:59,243 --> 00:25:01,233
و بهم گفته شده که
توی این کیسه مواد گیاهی مختلف

316
00:25:01,257 --> 00:25:03,247
و متنوعی که لازم‌تون میشه رو
می‌تونین پیدا کنین

317
00:25:05,249 --> 00:25:06,250
ممنون

318
00:25:06,334 --> 00:25:09,045
،ستوان سَندی هاموند هستم، خانم
در خدمت‌تون هستم

319
00:25:09,128 --> 00:25:12,006
وسایلی که نیاز داشتین رو
ستوان لُرد اِلسمِر واسه‌تون فراهم کردن

320
00:25:12,089 --> 00:25:14,550
انجام وظیفه مانع از این شد که خودشون
شخصاً این وسایل رو واسه‌تون بیارن

321
00:25:15,426 --> 00:25:17,803
لطفاً بهشون بگین که بی‌نهایت ازشون ممنونم

322
00:25:19,263 --> 00:25:23,017
به‌نظرتون امکانش هست
یه مقدار غذا بهمون بدین؟

323
00:25:26,562 --> 00:25:30,483
،فکر نمی‌کنم، خانم
…ستوان به نونوایی اطلاع داد

324
00:25:30,566 --> 00:25:33,444
اما سربازها هم چیز زیادی واسۀ خوردن ندارن

325
00:25:33,527 --> 00:25:38,032
متأسفانه تا محمولۀ تدارکات نرسه
غذای اضافی نداریم که بهتون بدیم. ببخشید

326
00:25:40,243 --> 00:25:41,160
اوه

327
00:25:42,203 --> 00:25:44,705
لُرد اِلسمِر گفتن این رو هم بهتون بدم

328
00:25:45,122 --> 00:25:46,874
گفتن که پوست‌تون خشک و چروکیده شده

329
00:25:53,089 --> 00:25:57,551
لطفاً از ستوان بابت مشروب تشکر کنین

330
00:26:00,137 --> 00:26:01,264
…میشه بپرسم

331
00:26:03,099 --> 00:26:04,725
از کجا فهمیدین من کی هستم؟

332
00:26:06,560 --> 00:26:10,106
ستوان گفتن شما همون مو فِرفِری‌ای هستین
که مثل یه گروهبان دستور میدین

333
00:26:14,610 --> 00:26:15,861
موفق باشین، خانم

334
00:26:20,491 --> 00:26:22,451
« مدرسۀ ابتدایی براک موردا »

335
00:26:22,451 --> 00:26:23,744
ظهر بخیر

336
00:26:23,828 --> 00:26:25,538
ظهر بخیر

337
00:26:27,373 --> 00:26:30,167
من راجر مَک‌کنزی هستم، پدر ِ جرمایا

338
00:26:31,460 --> 00:26:33,671
…من اینجا در هایلند به دنیا اومدم

339
00:26:34,130 --> 00:26:38,092
و هیجان‌زده هستم که امروز قراره
دربارۀ زبان گالیک با شما صحبت کنم

340
00:26:39,135 --> 00:26:42,680
می‌دونم که بعضیاتون شنیدین که
اقوام بزرگ‌ترتون به این زبون صحبت می‌کنن

341
00:26:42,763 --> 00:26:46,183
ون حتی شاید خودتون هم
چند تا کلمه به این زبون رو بلد باشین

342
00:26:46,267 --> 00:26:49,979
چند نفرتون دوست دارین یاد بگیرین
به زبون گالیک فحش بدین؟

343
00:26:51,856 --> 00:26:56,360
توی زبون گالیک مثل زبون انگلیسی
کلمه‌های بد نداریم

344
00:26:57,194 --> 00:27:00,156
فحش دادن به زبون گالیک یه موضوع هنریه

345
00:27:00,239 --> 00:27:04,243
یه دفعه شنیدم که یه کشاورز به خوکی

346
00:27:04,869 --> 00:27:06,579
:که وارد باتلاق شده بود گفت

347
00:27:11,125 --> 00:27:12,543
یعنی چی؟

348
00:27:12,626 --> 00:27:15,796
امیدوارم روده‌هات توی شکمت بترکن
!و کلاغ‌ها روده‌هات رو بخورن

349
00:27:18,549 --> 00:27:22,094
…مردم ما

350
00:27:23,346 --> 00:27:27,183
از قرن ۴اُم به زبان گالیک صحبت می‌کنن

351
00:27:28,809 --> 00:27:29,935
قرن ۴اُم

352
00:27:30,895 --> 00:27:34,648
یعنی بیشتر از ۱۵۰۰ سال پیش

353
00:27:38,903 --> 00:27:41,113
چند نفرتون می‌دونین
آهنگ‌های واکینگ چی هستن؟

354
00:27:43,741 --> 00:27:46,535
همون آهنگیه که زن‌ها
وقتی با همدیگه کار می‌کنن می‌خونن

355
00:27:46,619 --> 00:27:48,788
وقتی که پشم خیس رو وَرز میدن
خمیر تا ضد آب بشه

356
00:27:48,871 --> 00:27:50,039
دقیقاً

357
00:27:51,624 --> 00:27:54,418
همچین چیزی نباید فراموش بشه، مگه نه؟

358
00:27:54,502 --> 00:27:55,711
نه

359
00:27:56,754 --> 00:27:58,547
بعدش می‌رسیم به خط‌خوانی

360
00:27:59,757 --> 00:28:03,844
و این قضیه برمی‌گرده به وقتی که
مردم کتاب‌های زیادی نداشتن

361
00:28:03,928 --> 00:28:06,514
مثلاً وقتی که دورهمی داشتن
…یا می‌رفتن کلیسا

362
00:28:06,597 --> 00:28:09,809
یه نفر یه آهنگ رو می‌خوند
و بقیه همراهی می‌کردن

363
00:28:10,643 --> 00:28:12,103
جِمی، بابی

364
00:28:12,978 --> 00:28:16,816
اینا سرودها و ترانه‌های عامیانۀ
مربوط به قرن ۱۹اُ هستن

365
00:28:17,358 --> 00:28:20,569
که پدر مرحومم، کشیش وِیک‌فیلد جمع‌آوری کرده

366
00:28:22,738 --> 00:28:23,989
الان که می‌خوایم

367
00:28:24,281 --> 00:28:27,451
،خط‌خوانی رو امتحان کنیم
یه نگاهی بهشون بندازین

368
00:28:28,953 --> 00:28:32,039
،وقتی بهتون علامت دادم
شما صدای قو دربیارین

369
00:28:32,790 --> 00:28:34,166
اینجوریه

370
00:28:41,549 --> 00:28:44,135
امتحان کنیم؟ -
آره -

371
00:28:45,886 --> 00:28:49,473
…یه روز که کالوم کیله رفت بیرون

372
00:28:58,023 --> 00:29:01,444
…صبح زود

373
00:29:08,701 --> 00:29:12,163
یه قو رو دیدیم

374
00:29:31,140 --> 00:29:32,266
والتر؟

375
00:29:37,146 --> 00:29:41,108
والتر، ازت می‌خوام
تا جایی که می‌تونی از این بخوری

376
00:29:47,990 --> 00:29:50,159
این دیگه چیه؟

377
00:29:50,659 --> 00:29:51,994
یه نوع چای‌ــه

378
00:29:52,077 --> 00:29:54,413
زنجبیل، سیر و فلفل هندی

379
00:29:55,372 --> 00:29:58,709
می‌دونم که بدمَزه‌ست
ولی کار دیگه‌ای از دستم برنمیاد

380
00:29:58,918 --> 00:30:03,214
باید خونت رو رقیق کنیم تا بتونیم
لختۀ توی ریه‌هایت رو از بین ببریم

381
00:30:14,433 --> 00:30:16,602
حاضرم هر کاری بکنم

382
00:30:17,895 --> 00:30:19,104
تا یه چیزی قوی‌تر بهم بدی

383
00:30:22,691 --> 00:30:23,692
…خب

384
00:30:45,756 --> 00:30:50,845
هر چیزی که بخورم، احتمالاً
…اتفاقی که قراره بیافته رو تغییر نمیده

385
00:30:52,555 --> 00:30:53,389
نه؟

386
00:30:53,889 --> 00:30:54,723
نه

387
00:30:54,807 --> 00:30:58,477
ولی مشروب کمک می‌کنه
این اتفاق راحت‌تر بیافته

388
00:31:18,497 --> 00:31:21,750
والتر، بهم گفتی دوست داشتی برقصی، نه؟

389
00:31:22,626 --> 00:31:24,336
گفتی که همونجوری با همسرت آشنا شدی

390
00:31:24,920 --> 00:31:26,005
به همسرت فکر کن

391
00:31:26,839 --> 00:31:29,216
به اولین باری که

392
00:31:30,509 --> 00:31:35,097
بغلش کردی و با همدیگه رقصیدین فکر کن

393
00:31:39,393 --> 00:31:41,437
کلاس‌تون باعث شد حال دلم خوب بشه

394
00:31:41,520 --> 00:31:43,939
باعث افتخاره. ممنون

395
00:31:47,985 --> 00:31:49,987
فوق‌العاده بود، راجر

396
00:31:50,404 --> 00:31:52,990
امیدوارم دوباره هم
واسه‌مون این کلاس رو برگزار کنی

397
00:31:53,782 --> 00:31:54,783
دوباره؟

398
00:31:55,951 --> 00:31:56,952
واقعاً؟

399
00:31:58,746 --> 00:32:03,834
،می‌دونی، اگر بخوام راستش رو بگم
اخیراً احساس سرگردانی می‌کردم

400
00:32:05,169 --> 00:32:09,256
،امروز که اومدم و درس دادم
احساس خوبی پیدا کردم

401
00:32:09,965 --> 00:32:12,635
پس جوابت مثبته؟ -
می‌دونی، فکر کنم همینطور باشه -

402
00:32:13,302 --> 00:32:14,136
آره

403
00:32:14,219 --> 00:32:16,680
دربارۀ روزها و زمان‌های برگزاری کلاس
باهات هماهنگ می‌کنم

404
00:32:20,476 --> 00:32:21,560
عالی بود

405
00:32:22,895 --> 00:32:23,729
راب کامرون هستم

406
00:32:25,356 --> 00:32:26,649
آره، شما رو می‌شناسم

407
00:32:27,816 --> 00:32:29,985
توی نیروگاه با همسرم کار می‌کنی

408
00:32:30,069 --> 00:32:34,406
،بهترین بازرسیه که توی این سال‌ها داشتیم
هیچکس نمی‌تونه سر به سرش بذاره

409
00:32:35,991 --> 00:32:36,951
همینطوره

410
00:32:37,034 --> 00:32:40,871
،خواهرزاده‌م رو آوردم، بابی
همون پسربچه‌ای که اونجاست

411
00:32:41,372 --> 00:32:44,416
خواهرم بیوه‌ست، هر وقت که بتونم
یه کمکی بهش می‌کنم

412
00:32:46,085 --> 00:32:48,420
خب، خوشحالم که از کلاس خوش‌تون اومد -
اوه، عاشقش شدم. عاشق شدم -

413
00:32:48,504 --> 00:32:51,799
خیلی علاقه داشتم
ترانه‌های قدیمی کشیش رو بخونم

414
00:32:52,466 --> 00:32:54,218
نتونستین اینکارو بکنین؟ -
نه -

415
00:32:54,301 --> 00:32:57,262
نه. بجاش تونستم کتابی رو بخونم
که آکشنش بیشتر بود

416
00:32:58,138 --> 00:33:00,557
این کتاب هم بین کتاب‌هایی بود
که پخش می‌کردین

417
00:33:00,641 --> 00:33:04,353
به‌نظر می‌رسید اشتباهاً بین اون کتاب‌ها
قرار گرفته، واسه همین ورش داشتم

418
00:33:05,145 --> 00:33:06,230
دارین رُمان می‌نویسین؟

419
00:33:09,274 --> 00:33:11,026
درگیر ایدۀ نوشتن یه رُمان هستم -
آره -

420
00:33:11,777 --> 00:33:14,405
نمی‌دونم واسۀ چی قاطی اون کتاب شده بود

421
00:33:14,488 --> 00:33:17,116
،خب، شاید وقتی که تموم شد
امکانش باشه اجازه بدین بخونمش

422
00:33:17,658 --> 00:33:19,576
طرفدار کتاب‌های علمی تخیلی هستم

423
00:33:19,743 --> 00:33:22,079
خب، اول باید تمومش کنم -
آره -

424
00:33:26,333 --> 00:33:30,421
خب، احتمالاً بهتره جِم رو پیدا کنم
و بریم خونه تا شام درست کنم

425
00:33:30,504 --> 00:33:33,215
واو. اوضاع آشپزی‌تون چطوره؟

426
00:33:34,425 --> 00:33:35,384
…بهم اعتماد کن

427
00:33:36,010 --> 00:33:39,430
غذایی که من توی آشپزخونه درست می‌کنم
خیلی از غذای بری بهتره

428
00:33:39,513 --> 00:33:41,056
کلمات جدی‌ای بکار بُردین

429
00:33:41,140 --> 00:33:45,060
،خب، از خدامه غذاتون رو امتحان کنم
تا حالا نشده به غذای خونگی نه بگم

430
00:33:46,020 --> 00:33:50,649
خب، باید یه وقت مناسب پیدا کنیم -
اگر مشکلی نداشته باشین، هفتۀ دیگه آزادم -

431
00:33:52,985 --> 00:33:54,194
شراب با من

432
00:33:59,116 --> 00:34:00,075
آره -
آره؟ -

433
00:34:00,159 --> 00:34:02,536
آره. چرا که نه -
عالیه -

434
00:34:02,619 --> 00:34:05,873
خب… عالیه. خیلی زود می‌بینم‌تون

435
00:34:38,530 --> 00:34:40,199
خدانگهدار، والتر

436
00:35:02,221 --> 00:35:03,806
بذارین‌شون این طرف

437
00:35:10,771 --> 00:35:15,359
خانم فریزر -
یه لحظه -

438
00:35:15,943 --> 00:35:16,944
ایان

439
00:35:17,027 --> 00:35:20,739
دایی جیمی منو فرستاده. همینجا
…منتظر می‌مونیم، بعدش به محض اینکه

440
00:35:24,660 --> 00:35:25,702
برو

441
00:35:27,079 --> 00:35:28,080
!آقای موری

442
00:35:32,000 --> 00:35:34,378
شما اینجا چیکار می‌کنین؟

443
00:35:34,461 --> 00:35:35,587
من یه پیشاهنگ‌ام

444
00:35:35,671 --> 00:35:37,172
از طرف تایندانگا اومدم

445
00:35:37,631 --> 00:35:39,758
،رهبر قبیلۀ موهاک
همونی که شما بهش میگین جوزف بِرَنت

446
00:35:39,842 --> 00:35:41,677
البته. شما عضو اون قبیله هستین

447
00:35:42,302 --> 00:35:43,929
،این یه اتحاد خوش‌یُمنه
شما اینطور فکر نمی‌کنین؟

448
00:35:44,012 --> 00:35:48,016
به نفع همۀ طرف های درگیره -
آره. خیلی خوش‌یُمنه -

449
00:35:49,434 --> 00:35:50,853
درست مثل ملاقت ِ ما

450
00:35:52,312 --> 00:35:53,772
…این فرصت رو نداشتم که

451
00:35:56,275 --> 00:35:59,778
،می‌خواستم ازتون تشکر کنم
هم بابت پول هم بابت اینکه منو

452
00:35:59,862 --> 00:36:01,613
سپردین به خانوادۀ توانمند هانتر

453
00:36:01,697 --> 00:36:05,284
بدجوری بهتون مدیون آقا، بابت نجات دادن جونم

454
00:36:11,582 --> 00:36:13,834
خب، بهتره برگردم و به کارم برسم

455
00:36:14,585 --> 00:36:15,794
بدرود، آقای موری

456
00:36:26,138 --> 00:36:26,972
آقای موری

457
00:36:29,141 --> 00:36:31,310
دفعۀ قبل که همدیگرو دیدیم، شما گفتین که

458
00:36:31,393 --> 00:36:33,604
اولین بار همدیگرو
توی تَپۀ فریزر دیدیم، درسته؟

459
00:36:34,188 --> 00:36:35,063
آره

460
00:36:35,147 --> 00:36:37,900
و اینکه خواهرزادۀ شخصی
به اسم جیمز فریزر هستین؟

461
00:36:37,983 --> 00:36:41,028
اتفاق خیلی عجیبیه که هم در اینجا
و هم در تَپۀ فریزر

462
00:36:41,111 --> 00:36:43,488
شخصی به اسم خانم فریزر وجود داره

463
00:36:45,115 --> 00:36:47,367
…من فکر می‌کنم که خانم فریزر -
زن‌داییش هستم -

464
00:36:51,997 --> 00:36:53,123
شما پیشاهنگ نیستین

465
00:36:54,541 --> 00:36:55,876
شما یه دروغگو هستین

466
00:36:57,836 --> 00:37:00,464
افراد دیگه‌ای همراه‌تون هستن؟ -
تنهام. اومدم دنبال زن‌داییم -

467
00:37:02,883 --> 00:37:05,636
آقای موری، علیرغم اینکه من مُچ ِ شما رو

468
00:37:05,719 --> 00:37:07,679
در حال تلاش واسۀ انجام خیانت گرفته‌م

469
00:37:08,889 --> 00:37:11,433
به آبروم قسم، می‌ذارم بری

470
00:37:11,516 --> 00:37:13,977
بدون زن‌داییم نمیرم -
بانو باید بمونن -

471
00:37:14,061 --> 00:37:15,604
ایشون زندانی اعلیحضرت، پادشاه، هستن

472
00:37:15,687 --> 00:37:16,980
ویلیام، خواهش می‌کنم

473
00:37:39,920 --> 00:37:41,296
بیخیال زن‌داییم شو -
نمی‌تونم -

474
00:37:41,380 --> 00:37:44,341
…من وظیفه دارم که -
مگه نگفتی جون ِ یه نفر رو بهم بدهکاری؟ -

475
00:37:44,424 --> 00:37:46,468
پس، آره. جون ِ زن‌داییم رو بهم ببخش

476
00:37:47,219 --> 00:37:48,709
فکر نمی‌کنم مسئلۀ
مرگ و زندگی ایشون مطرح باشه

477
00:37:48,733 --> 00:37:50,222
شما که فکر نمی‌کنین ما زن‌ها رو می‌کشیم؟

478
00:37:50,305 --> 00:37:52,808
به خوبی می‌دونم که
چه کارهایی از دست ارتش‌تون برمیاد

479
00:37:52,891 --> 00:37:55,060
ژنرال بورگوین آدم محترمیه. منم همینطور

480
00:37:55,143 --> 00:37:57,354
تا اَبَد که زندانی تو نیستم، هستم؟

481
00:37:57,437 --> 00:38:01,775
وقتی که از اینجا بری چه اتفاقی میافته؟
کجا می‌فرستنم؟ می‌فرستم به کشتی اُسَرا

482
00:38:03,819 --> 00:38:07,281
،بیخیال، مرد
یه لحظه روت رو برگردونی ما از اینجا میریم

483
00:38:14,955 --> 00:38:17,958
،به‌خاطر نجات دادن جون ِ پدرم
توی فِنس‌های جایی که دارن واسۀ مستراح

484
00:38:18,041 --> 00:38:19,960
گودال حفر می‌کنن یه شکاف هست

485
00:38:20,043 --> 00:38:22,379
هیچکس نمی‌تونه شما رو ببینه -
ممنون -

486
00:38:25,340 --> 00:38:27,509
زندگی در برابر زندگی، موری. بی‌حسابیم

487
00:38:27,592 --> 00:38:30,220
،دیگه هیچ‌وقت یه کاری نکن ببینمت
شاید چارۀ دیگه‌ای جز کشتنت نداشته باشم

488
00:38:39,688 --> 00:38:40,731
از این طرف

489
00:38:47,696 --> 00:38:48,697
زن‌دایی

490
00:38:53,160 --> 00:38:53,994
ساکسون

491
00:38:57,497 --> 00:38:58,332
جیمی

492
00:39:03,378 --> 00:39:04,463
حالت خوبه؟

493
00:39:09,343 --> 00:39:11,887
تو چی؟
الان که می‌بینمت به اندازۀ کافی خوبم -

494
00:39:16,350 --> 00:39:17,851
جیمی، اون مردم ِ بیچاره

495
00:39:19,895 --> 00:39:22,189
زن‌ها و بچه‌ها، وِل‌شون کردن و اومدم

496
00:39:22,981 --> 00:39:24,483
من تو رو خوب می‌شناسم، ساکسون

497
00:39:25,609 --> 00:39:29,237
،می‌دونم که همۀ تلاشت رو کردی
دیگه بهش فکر نکن

498
00:39:39,289 --> 00:39:42,000
…خانم رِیوِن، اون -
آره -

499
00:39:43,877 --> 00:39:44,920
می‌دونم

500
00:39:46,213 --> 00:39:47,506
والتر وودکاک

501
00:39:49,132 --> 00:39:50,926
هیچ کاری از دستم برنمیومد

502
00:39:53,220 --> 00:39:56,556
نشستم کنارش و دستش رو گرفتم

503
00:40:00,811 --> 00:40:02,896
جونش رو نجات دادم تا مُردنش رو تماشا کنم

504
00:40:05,232 --> 00:40:08,944
بعضی وقتا دستی در تاریکی
آرامشیه که انسان قبل از اینکه

505
00:40:09,986 --> 00:40:12,030
روحش آخرین سفرش رو انجام بده، نیاز داره

506
00:40:20,122 --> 00:40:21,206
مشروبه؟

507
00:40:23,875 --> 00:40:25,001
از کجا آوردیش؟

508
00:40:28,505 --> 00:40:29,631
پسرت

509
00:40:35,929 --> 00:40:37,180
پسرت بهم دادش

510
00:40:40,976 --> 00:40:42,102
داستانش رو واسه‌م تعریف کن

511
00:40:44,354 --> 00:40:47,107
بعداً. هر وقت زمان کافی داشتیم

512
00:40:53,071 --> 00:40:55,782
کجا میریم؟ -
جنوب -

513
00:41:07,335 --> 00:41:11,214
بعد از چند روز سفر، دوباره به
پناهنده‌های قلعه که راه بازگشت

514
00:41:11,298 --> 00:41:13,884
به ارتش قاره‌ای رو پیدا کرده بودن ملحق شدیم

515
00:41:17,846 --> 00:41:20,474
…دورۀ خدمت جیمی تقریباً تموم شده بود

516
00:41:21,057 --> 00:41:23,560
و خیلی زود به سمت اسکاتلند حرکت می‌کنیم

517
00:41:45,373 --> 00:41:46,875
بهم گفتن اینجا پیداتون می‌کنم

518
00:41:47,375 --> 00:41:48,376
رسیدین

519
00:41:49,211 --> 00:41:52,297
زن‌داییت چطوره؟ به کمک دنزل احتیاج داره؟

520
00:41:53,465 --> 00:41:55,634
،فکر می‌کنم دنزل توی بهداریه
می‌تونم ببرمت پیشش

521
00:41:55,717 --> 00:41:59,346
نه. حال زن‌داییم خوبه. خدا رو شکر

522
00:42:00,138 --> 00:42:01,806
با برادرتون کاری نداشتم

523
00:42:02,891 --> 00:42:03,934
…با

524
00:42:06,269 --> 00:42:09,231
،نیازی نیست خجالت بکشین
می‌دونم واسۀ چی اومدین اینجا

525
00:42:11,650 --> 00:42:12,609
واقعاً؟

526
00:42:12,692 --> 00:42:13,777
البته

527
00:42:14,361 --> 00:42:17,656
امیدوار بودی عزیزترین
هم‌نشینت رو ببینی، سگت رو

528
00:42:19,950 --> 00:42:21,535
اوه

529
00:42:22,035 --> 00:42:22,869
آره

530
00:42:23,662 --> 00:42:25,038
پسر خوبی بوده؟

531
00:42:25,622 --> 00:42:28,917
شب‌ها می‌ذاشتم پیش‌مون بخوابه
ولی روزها عادت کرده بود

532
00:42:29,000 --> 00:42:30,615
بیافته دنبال پسر خانوادۀ وِل‌مَن
با این امید

533
00:42:30,639 --> 00:42:32,254
که شامش از دستش بیافته زمین و بخورتش

534
00:42:32,337 --> 00:42:34,297
خب، پس بهتره نزدیک خودم نگه‌ش دارم

535
00:42:34,381 --> 00:42:36,967
دلم نمی‌خواد به جرم دزدیدن جیرۀ غذایی
از اردوگاه اخراج‌مون کنن

536
00:42:37,425 --> 00:42:39,261
اگر همچین اتفاقی بیافته، خیلی بد میشه

537
00:42:39,344 --> 00:42:41,846
نگران نباش. دایی جیمی رفته شکار

538
00:42:42,138 --> 00:42:45,725
مطمئنم غذای کافی واسۀ همه‌مون
و رولو با خودش میاره

539
00:42:48,562 --> 00:42:51,189
امیدوارم توی سفر اذیت‌تون نکرده باشه

540
00:42:51,273 --> 00:42:54,693
نه. اتفاقاً حضورش باعث آرامشم
توی شب‌های جنگل می‌شد

541
00:42:55,694 --> 00:42:59,906
…خب، اگر یه دفعه شب نتونستین راحت بخوابین

542
00:43:01,283 --> 00:43:02,450
می‌ذارم رولو رو ببرین پیش خودتون

543
00:43:03,451 --> 00:43:05,620
مطمئنم بدش نمیاد پیش شما باشه

544
00:43:06,496 --> 00:43:07,622
خوش‌شانس‌ترینم یا چی؟

545
00:43:34,649 --> 00:43:35,984
اینکارو از عمد می‌کنی؟

546
00:43:36,067 --> 00:43:38,069
آره. همیشه به طرف چشم‌شون شلیک می‌کنیم

547
00:43:38,153 --> 00:43:40,405
،اگر نخوای گوشت‌شون خراب بشه
بهترین جا واسه شلیکه

548
00:43:43,116 --> 00:43:45,160
شما کی هستین؟ -
جیمز فریزر -

549
00:43:46,494 --> 00:43:48,121
سرهنگ نیروهای نامنظم فریزر

550
00:43:49,039 --> 00:43:51,958
،من سرهنگ دنیل مورگان هستم
فرماندۀ تفنگ‌داران مورگان

551
00:43:52,042 --> 00:43:53,668
مایلم همراهم بیاین

552
00:43:53,752 --> 00:43:57,756
ببخشید. باید با سررشته‌دار
دربارۀ چادرم صحبت کنم

553
00:43:57,839 --> 00:44:01,635
همسرم و من تازه رسیدیم
و جایی رو واسۀ استراحت نداشتیم

554
00:44:02,260 --> 00:44:03,678
بیخیال سررشته‌دار

555
00:44:03,762 --> 00:44:06,473
اگر همراه من بیاین، ترتیبی میدم
به خوبی ازتون مراقبت بشه

556
00:44:07,098 --> 00:44:07,932
اوه

557
00:44:08,016 --> 00:44:10,101
و… تفنگت رو همراهت بیار

558
00:44:17,317 --> 00:44:18,485
دنیل مورگان؟

559
00:44:19,110 --> 00:44:21,154
اون اسم رو می‌شناسم -
آره -

560
00:44:22,238 --> 00:44:25,617
دربارۀ مهارت تفنگدارهاش
از اینجا تا ویرجینیا صحبت میشه

561
00:44:28,536 --> 00:44:30,246
می‌خواد بهشون ملحق بشی؟

562
00:44:32,832 --> 00:44:35,085
اما دورۀ خدمتت تقریباً تمام شده

563
00:44:35,460 --> 00:44:36,628
آره

564
00:44:38,713 --> 00:44:39,923
جواب مثبت دادم، کلیر

565
00:44:41,216 --> 00:44:45,136
می‌دونم اینجوری
یعنی فعلاً نمی‌تونیم بریم اسکاتلند

566
00:44:45,220 --> 00:44:46,888
الان نمی‌تونم بیخیال مبارزه بشم

567
00:44:48,598 --> 00:44:51,184
ژنرال گیتس ارتش شمالی‌مون رو در دست گرفته

568
00:44:51,267 --> 00:44:52,769
داره نیروهای توی هادسون رو جمع‌آوری می‌کنه

569
00:44:53,728 --> 00:44:57,065
درست بیرون روستایی به نام ساراتوگا

570
00:44:58,692 --> 00:45:02,112
،انگلیسی‌ها دارن به سمت جنوب حرکت می‌کنن
نبرد در راهه

571
00:45:03,530 --> 00:45:04,948
نبرد ساراتوگا

572
00:45:05,031 --> 00:45:07,575
…جیمی، جزئیات رو به طور کامل یادم نیست

573
00:45:07,659 --> 00:45:09,160
اما این یه نقطۀ عطف

574
00:45:09,244 --> 00:45:12,956
واسۀ آرمان آمریکاییه. نبردی که
پای فرانسوی‌ها رو به جنگ باز می‌کنه

575
00:45:13,790 --> 00:45:15,542
پس می‌دونی که واسۀ چی
نمی‌تونم بیخیال حضور در جنگ بشم

576
00:45:16,960 --> 00:45:18,253
می‌دونستم اینکارو نمی‌کنی

577
00:45:22,465 --> 00:45:25,260
ولی اگر قراره توی جنگ شرکت کنی، خوشحالم که

578
00:45:26,219 --> 00:45:28,304
پیشنهاد سرهنگ مورگان رو قبول کردی

579
00:45:30,432 --> 00:45:32,559
آره، چرا؟

580
00:45:35,186 --> 00:45:36,855
…طبق غریزه‌شون، تک تیراندازها

581
00:45:37,480 --> 00:45:39,983
…در آینده با تفگ‌دارها میگیم تک تیرانداز

582
00:45:40,942 --> 00:45:42,569
از دور می‌جنگن

583
00:45:43,611 --> 00:45:45,071
…هیچ سربازی در امان نیست

584
00:45:45,738 --> 00:45:48,158
اما هر چی از جنگ دورتر باشی، بهتره

585
00:45:59,461 --> 00:46:00,545
…واسه‌م سؤاله

586
00:46:02,464 --> 00:46:04,716
واسۀ چی زن‌ها توی جنگ شرکت نمی‌کنن؟

587
00:46:09,220 --> 00:46:11,055
زن‌ها واسۀ جنگ ساخته نشدن، ساکسون

588
00:46:14,100 --> 00:46:16,853
به‌نظرت زن‌ها به اندازۀ مردها
توانایی جنگیدن

589
00:46:16,936 --> 00:46:18,855
واسۀ چیزهایی که بهش معتقدن رو ندارن؟

590
00:46:24,235 --> 00:46:26,905
نه. نه، منظورم این نیست

591
00:46:28,281 --> 00:46:31,367
تو چندین بار بهم ثابت کردی که
زن‌ها این توانایی رو دارن، ساکسون

592
00:46:32,619 --> 00:46:34,913
موضوع اینه که وقتی زن‌ها

593
00:46:35,580 --> 00:46:38,333
چیزهای زیادی رو با خودشون می‌برن

594
00:46:40,293 --> 00:46:42,295
وقتی که یه مرد می‌میره، خودش می‌میره

595
00:46:42,420 --> 00:46:44,380
و تقریباً همۀ مردها مثل همدیگه‌ن

596
00:46:45,715 --> 00:46:48,760
آره، خانواده به مرد احتیاح داره

597
00:46:49,886 --> 00:46:51,513
،تا به اعضای خانواده‌ش غذا بده
ازشون محافظت کنه

598
00:46:52,388 --> 00:46:54,098
هر مرد شایسته و خوبی از پس اینکار برمیاد

599
00:46:56,768 --> 00:47:00,647
ولی وقتی یه زن می‌میره
یه زندگی رو با خودش می‌بره

600
00:47:02,065 --> 00:47:03,233
…زن

601
00:47:04,984 --> 00:47:06,069
یه امکانه

602
00:47:08,363 --> 00:47:13,076
…اگر فکر می‌کنی همۀ مردها مثل همدیگه‌ن

603
00:47:14,827 --> 00:47:16,496
پس نمی‌تونم موافق باشم

604
00:47:26,089 --> 00:47:28,633
شاید حرفی که می‌زنی حقیقت داشته باشه

605
00:47:29,634 --> 00:47:30,802
…شاید

606
00:47:32,804 --> 00:47:35,682
توانایی خلق زندگیه

607
00:47:36,933 --> 00:47:39,185
که باعث میشه
به پایان رسوندنش خیلی سخت‌تر باشه

608
00:47:48,653 --> 00:47:51,948
نمی‌تونم بگم
به اندازۀ قبل از مُردن می‌ترسم

609
00:47:53,575 --> 00:47:55,159
البته که نباید از مُردن استقبال کنم

610
00:47:55,994 --> 00:47:58,538
ولی شاید کم‌تر از قبل از مُردن حسرت بخورم

611
00:48:00,415 --> 00:48:01,541
بچه‌ها بزرگ شده‌ن

612
00:48:03,042 --> 00:48:04,877
و نَوه‌ها در حال رشد هستن

613
00:48:06,337 --> 00:48:07,505
…از طرف دیگه

614
00:48:08,548 --> 00:48:11,718
…با اینکه خیلی از مُردن خودم نمی‌ترسم

615
00:48:12,844 --> 00:48:16,806
نسبت به کُشتن جَوون‌هایی که هنوز
زندگی‌شون رو نکرده‌ن دچار تردید بیشتری هستم

616
00:48:16,889 --> 00:48:20,226
مطمئناً قرار نیست سِن ِ افرادی که دارن
به سمتت شلیک می‌کنن رو ارزیابی کنی

617
00:48:21,352 --> 00:48:22,353
سخته

618
00:48:24,022 --> 00:48:28,568
واقعاً امیدوارم اجازه ندی
یه آدم جَوون بکشتت

619
00:48:29,152 --> 00:48:32,196
فقط به این خاطر که
مثل تو زندگی تمام و کمالی نداشته

620
00:48:35,074 --> 00:48:36,034
نه

621
00:48:38,328 --> 00:48:39,370
می‌کشم‌شون

622
00:48:40,913 --> 00:48:42,373
فقط این قضیه بیشتر اذیت می‌کنه

623
00:48:47,587 --> 00:48:48,588
…حالا

624
00:48:50,590 --> 00:48:52,508
از ویلیام واسه‌م بگو

625
00:48:53,760 --> 00:48:55,094
از پسرم واسه‌م بگو

626
00:49:00,767 --> 00:49:01,893
خوشتیپه

627
00:49:03,603 --> 00:49:04,812
همیشه بوده

628
00:49:07,440 --> 00:49:08,983
متفکر

629
00:49:10,360 --> 00:49:11,527
و هوشیاره

630
00:49:13,488 --> 00:49:14,697
و کله‌شقه

631
00:49:16,949 --> 00:49:18,660
ولی کاملاً مشخصه که مرد با عزت و آبروئیه

632
00:49:23,456 --> 00:49:24,874
…وقتی که نگاهم کرد

633
00:49:26,834 --> 00:49:30,380
همین مهربونی رو توی چشم‌هاش دیدم

634
00:49:33,675 --> 00:49:35,593
ولی توی چشم‌هاش آتیش هم وجود داشت

635
00:49:38,262 --> 00:49:44,477
خشم یه فرد اهل هایلند در زیر
همۀ اون رفتارهای محترمانه و دربارپسند

636
00:50:32,108 --> 00:50:33,776
فکر می‌کنی داری چه غلطی می‌کنی؟

637
00:50:43,411 --> 00:50:44,412
یا خدا

638
00:50:44,436 --> 00:51:01,436
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

639
00:51:01,460 --> 00:51:15,460
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

