﻿1
00:00:04,748 --> 00:00:07,334
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,359 --> 00:00:09,972
‫خانم باگ؟
‫نمی‌دونستم شمائید.

3
00:00:09,997 --> 00:00:11,782
‫هر وقت چیز باارزشی داشتی،

4
00:00:11,807 --> 00:00:13,592
‫منو دوباره می‌بینی.

5
00:00:13,617 --> 00:00:15,490
‫برادرم تمایل داره به ارتش خدمت کنه.

6
00:00:15,515 --> 00:00:16,773
‫پس به گمونم بیشتر می‌بینمت.

7
00:00:16,798 --> 00:00:17,698
‫همینطوره.

8
00:00:17,723 --> 00:00:20,028
‫می‌خواستم فردا شب بابی رو ببرم سینما.

9
00:00:20,053 --> 00:00:21,238
‫جمی نمی‌خواد باهامون بیا؟

10
00:00:21,271 --> 00:00:22,859
‫جمی نیست!

11
00:00:22,884 --> 00:00:24,570
‫اون آقا بده بردش.

12
00:00:27,689 --> 00:00:30,240
‫سایمون فریزر یکی از سرتیپ‌های بورگوین ـه.

13
00:00:30,265 --> 00:00:31,368
‫سایمون فریزر؟

14
00:00:31,484 --> 00:00:32,745
‫از خویشاوندانمه.

15
00:00:32,778 --> 00:00:34,739
‫نمی‌تونم از شهامتت خرده بگیرم.

16
00:00:34,934 --> 00:00:37,937
‫اگه قراره بمونی و بجنگی لازمت میشه،

17
00:00:38,065 --> 00:00:39,525
‫اگه واقعاً اینو می‌خوای.

18
00:00:41,344 --> 00:00:42,929
‫بلند شو.

19
00:00:42,954 --> 00:00:45,382
‫الان دیگه یه مرد دیگه شدی.

20
00:00:45,462 --> 00:00:46,859
‫برگرد پیشم.

21
00:00:46,884 --> 00:00:49,636
‫اگه برنگردی، من میام دنبالت.

22
00:01:09,064 --> 00:01:11,149
‫کلاهش رو بر می‌دارم، مامان.
‫نگه‌ش می‌دارم.

23
00:01:28,050 --> 00:01:29,250
‫هنوز زنده‌س، مامان.

24
00:01:30,886 --> 00:01:33,055
‫گلوی این خائن رو ببُر.

25
00:01:34,723 --> 00:01:36,117
‫عقب وایسا!

26
00:01:36,141 --> 00:01:37,893
‫وگرنه به خدا قسم خفه‌ش می‌کنم.

27
00:01:38,060 --> 00:01:39,603
‫می‌تونی بری سراغ بقیه.

28
00:01:39,728 --> 00:01:42,022
‫سراغ بقیه؟ فکر می‌کنی من...

29
00:01:42,189 --> 00:01:44,608
‫من باید شکم چند نفر رو سیر کنم.
‫این یکی مال منه.

30
00:01:44,733 --> 00:01:47,403
‫«این یکی» شوهرمه.

31
00:01:47,569 --> 00:01:48,946
‫جلوشو بگیر، مامان.

32
00:01:49,071 --> 00:01:50,711
‫- خودم ترتیبش رو میدم.
‫- نکن!

33
00:01:51,865 --> 00:01:53,826
‫می‌کشمت.

34
00:01:55,661 --> 00:01:57,413
‫امتحانش مجانیه!

35
00:02:19,268 --> 00:02:21,061
‫قلقلکم میشه، ساکسون.

36
00:02:23,397 --> 00:02:25,816
‫تکون نخور.

37
00:02:25,983 --> 00:02:28,777
‫لباسات خونیه.
‫دارم دنبال جراحت می‌گردم.

38
00:02:31,530 --> 00:02:33,031
‫فکر کنم مال دستت باشه.

39
00:02:33,198 --> 00:02:35,868
‫به نظرم درست میگی.

40
00:02:38,662 --> 00:02:40,122
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

41
00:02:40,289 --> 00:02:43,417
‫کل شب داشتم دنبالت می‌گشتم.

42
00:02:43,542 --> 00:02:45,169
‫چی شد؟

43
00:02:45,335 --> 00:02:47,629
‫چرا از من می‌پرسی؟
‫من از کجا باید بدونم؟

44
00:02:47,796 --> 00:02:49,156
‫رفتی و مثل یه خوک

45
00:02:49,298 --> 00:02:50,883
‫خودتو به خاک و خون کشیدی.

46
00:02:51,049 --> 00:02:53,177
‫به نظر میاد دوباره قهرمان‌بازی در آوردی.

47
00:02:56,805 --> 00:02:58,974
‫نه، منظورم اینه اتفاقی که تو جنگ افتاد.

48
00:02:59,099 --> 00:03:03,061
‫می‌دونم چه بلایی سرم اومده.

49
00:03:03,228 --> 00:03:05,397
‫چرا وارد میدون نبرد شدی؟

50
00:03:05,564 --> 00:03:06,815
‫تو تفنگداری.

51
00:03:06,982 --> 00:03:08,293
‫باید از فاصله دور بجنگی،

52
00:03:08,317 --> 00:03:10,319
‫نه اینه تن به تن درگیر شی...

53
00:03:10,486 --> 00:03:14,490
‫یه اسکاتلندی مغرور، کله‌شقِ خودنمایی.

54
00:03:15,824 --> 00:03:17,159
‫«خودنما؟»

55
00:03:17,284 --> 00:03:19,828
‫آره. ممکن بود کشته بشی.

56
00:03:19,995 --> 00:03:21,497
‫فکر کردم مُردم،

57
00:03:21,663 --> 00:03:24,333
‫وقتی سوار مسلح‌ با شمشیرش اومد سروقتم.

58
00:03:24,500 --> 00:03:25,667
‫اسبش رو ترسوندم،

59
00:03:25,793 --> 00:03:28,629
‫برگشت و بلندم کرد و...

60
00:03:28,796 --> 00:03:31,340
‫موضوع رو عوض نکن.

61
00:03:31,465 --> 00:03:34,551
‫مگه موضوع این نیست که کشته نشدم؟

62
00:03:42,726 --> 00:03:47,397
‫مشکل اینه که عقده قهرمان‌بازی داری.

63
00:03:47,523 --> 00:03:49,358
‫خیال می‌کنی کاری بهتر از

64
00:03:49,525 --> 00:03:52,528
‫افتادن دنبال تو و رسیدگی به زخمات ندارم؟

65
00:03:57,699 --> 00:03:58,867
‫بیا.

66
00:04:06,333 --> 00:04:08,836
‫قرار بود بریم اسکاتلند.

67
00:04:10,587 --> 00:04:12,965
‫معذرت می‌خوام.

68
00:04:13,131 --> 00:04:16,635
‫می‌دونم نتونستی نه بگی،
‫ولی ترسوندیم، جیمی.

69
00:04:18,136 --> 00:04:21,473
‫دیگه نگران نباش،

70
00:04:21,598 --> 00:04:24,560
‫تا آخر عمر ممنونتم.

71
00:04:43,036 --> 00:04:46,456
‫زبونت خیلی تیغ داره، ساکسون.

72
00:04:48,250 --> 00:04:50,586
‫یه شمشیرزن‌ کوچیک تو دل‌برویی.

73
00:04:50,610 --> 00:04:58,610
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

74
00:04:58,634 --> 00:05:06,634
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

75
00:05:06,635 --> 00:05:14,635
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

76
00:06:30,186 --> 00:06:33,230
‫| ترجمه از مریــم |

77
00:06:39,361 --> 00:06:40,862
‫ایان چی شد؟

78
00:06:41,029 --> 00:06:43,073
‫سالم برگشت.

79
00:06:43,240 --> 00:06:44,700
‫حداقل برگشت.

80
00:06:44,866 --> 00:06:47,202
‫حتماً دسته شمشیر بهت خورده.

81
00:06:47,369 --> 00:06:49,209
‫وگرنه دستت دو نیم می‌شد.

82
00:06:49,371 --> 00:06:52,374
‫حیف سپر نداشتم.

83
00:06:56,128 --> 00:06:58,005
‫این فعلاً افاقه می‌کنه.

84
00:07:02,551 --> 00:07:04,469
‫نمی‌میری. قول میدم.

85
00:07:06,221 --> 00:07:08,348
‫ولی بیماران دیگه‌ای دارم که شاید بمیرن.

86
00:07:10,350 --> 00:07:12,436
‫کی پیروز شد؟

87
00:07:12,602 --> 00:07:14,896
‫بریتانیایی‌ها ادعا می‌کنن پیروز شدن.

88
00:07:15,063 --> 00:07:16,815
‫ولی به‌خاطر اینه که معرکه رو نگه داشتن

89
00:07:16,982 --> 00:07:18,608
‫و ما به اردوگاه عقب‌نشینی کردیم.

90
00:07:18,775 --> 00:07:21,778
‫گفتن به‌خاطر شب بوده.

91
00:07:21,945 --> 00:07:24,406
‫نقشۀ منطقی‌ای هست.

92
00:07:24,573 --> 00:07:26,575
‫گزارش شده اونا تقریباً دو برابر

93
00:07:26,742 --> 00:07:28,577
‫تلفات ما کشته دادن.

94
00:07:31,580 --> 00:07:34,499
‫چون ویلیام تو قلعۀ تایکاندروگا بوده

95
00:07:34,666 --> 00:07:35,876
‫دلیل نمیشه که اینجاست.

96
00:07:40,464 --> 00:07:42,924
‫شاید تو دژ گریسون مونده باشه.

97
00:07:43,091 --> 00:07:44,593
‫آره.

98
00:07:44,760 --> 00:07:45,802
‫می‌دونم.

99
00:07:49,723 --> 00:07:52,517
‫برو سراغ بیمارات، کلیر.
‫اگه بتونم می‌خوابم.

100
00:08:17,417 --> 00:08:20,295
‫تو کل زندگیم چهارتا بیمار رو از دست دادم.

101
00:08:20,462 --> 00:08:21,588
‫و الان تو یه روز،

102
00:08:21,755 --> 00:08:24,966
‫اون تعداد ده برابر شده.

103
00:08:25,133 --> 00:08:27,302
‫گفتی قبلاً تجربه‌ش رو داشتی.

104
00:08:28,595 --> 00:08:30,097
‫چطور ادامه میدی؟

105
00:08:31,640 --> 00:08:33,433
‫چون می‌دونم بدون من،

106
00:08:33,600 --> 00:08:35,352
‫تعداشون خیلی بیشتر می‌شد.

107
00:08:36,895 --> 00:08:38,647
‫به اونایی فکر کن که نجات دادی.

108
00:08:38,814 --> 00:08:41,483
‫تعداد اونام افزایش پیدا کرده.

109
00:08:41,650 --> 00:08:43,735
‫شاید.

110
00:08:43,902 --> 00:08:46,988
‫یا شاید بهتر می‌بود
‫یه حرفه صلح‌آمیز‌تر انتخاب می‌کردم.

111
00:08:49,491 --> 00:08:52,994
‫تمام این خشونت‌ها برای مردی مثل من سخته.

112
00:08:53,161 --> 00:08:55,914
‫منظورت انسانه؟

113
00:08:56,081 --> 00:08:58,583
‫منظورم یه کویکره.

114
00:09:01,128 --> 00:09:02,712
‫منو ببخش، کلیر.

115
00:09:02,838 --> 00:09:05,507
‫- بابت چی؟
‫- برای

116
00:09:05,674 --> 00:09:07,843
‫اینکه گمان می‌کردم
‫این کار برای من سخت‌تره تا شما.

117
00:09:10,220 --> 00:09:12,347
‫ریچل وفق پیدا کرده؟

118
00:09:12,514 --> 00:09:14,349
‫کمک‌حال بزرگیه.

119
00:09:16,309 --> 00:09:18,895
‫و صبر و تحمل بالایی داره.

120
00:09:21,231 --> 00:09:23,775
‫ولی رنج و عذاب دیگران تاثیر منفیش رو می‌ذاره.

121
00:09:28,029 --> 00:09:31,658
‫این همه مرگ ارزشش رو داره؟

122
00:09:33,535 --> 00:09:36,246
‫به آرمانمون تردید ندارم، ولی...

123
00:09:36,371 --> 00:09:40,709
‫این سوال رو زیاد از خودم پرسیدم.

124
00:09:40,876 --> 00:09:44,129
‫و همیشه در مورد جوابش خاطرجمع نبودم...

125
00:09:44,296 --> 00:09:47,007
‫ولی آره...

126
00:09:47,132 --> 00:09:49,217
‫باور دارم ارزشش رو خواهد داشت.

127
00:09:55,056 --> 00:09:57,184
‫ببخشید، من...

128
00:09:57,350 --> 00:09:59,936
‫باید برم به شوهرم رسیدگی کنم.

129
00:10:00,103 --> 00:10:01,563
‫البته.

130
00:10:07,569 --> 00:10:09,571
‫بهتر بشید، سرهنگ.

131
00:10:44,439 --> 00:10:46,650
‫مجبوری چیزی رو قطع کنی؟

132
00:10:46,816 --> 00:10:49,653
‫اگه چاره‌ای نیست، اجازه میدم.

133
00:10:49,819 --> 00:10:51,613
‫اجازه میدی، نه؟

134
00:10:53,240 --> 00:10:55,033
‫مخلوط افیون.

135
00:10:57,202 --> 00:10:59,663
‫سر بکش و تا آخرین قطره‌ش رو بخور.

136
00:10:59,829 --> 00:11:01,122
‫فقط همین مونده.

137
00:11:03,583 --> 00:11:05,543
‫هر اتفاقی بیفته، نهایت تلاشم رو می‌کنم

138
00:11:05,710 --> 00:11:07,545
‫دستت علیل نشه،

139
00:11:07,671 --> 00:11:09,339
‫عفونت نکنه،

140
00:11:09,506 --> 00:11:11,466
‫و وقتی بهبود پیدا کنه،

141
00:11:11,633 --> 00:11:13,343
‫درد نداشته باشه.

142
00:11:13,468 --> 00:11:15,470
‫سر نمی‌کشی.

143
00:11:15,637 --> 00:11:17,555
‫حالمو بد می‌کنه.

144
00:11:17,722 --> 00:11:19,140
‫دردت رو تسکین میده.

145
00:11:19,307 --> 00:11:22,143
‫باعث میشه خوابای بد ببینم.

146
00:11:22,310 --> 00:11:24,312
‫مادامی که مثل رولو

147
00:11:24,479 --> 00:11:26,481
‫خواب دنبال کردن خرگوش نبینی،

148
00:11:26,648 --> 00:11:28,566
‫فکر می‌کنم مشکلی پیش نمیاد.

149
00:11:33,947 --> 00:11:36,783
‫بهت گفتم سر بکش.

150
00:11:36,950 --> 00:11:38,868
‫می‌ذارم دستت همینطور باشه

151
00:11:38,994 --> 00:11:41,496
‫تا وقتی صبر می‌کنیم افیون اثر کنه.

152
00:11:52,674 --> 00:11:54,801
‫اون موقع کی اومد ملاقاتیت؟

153
00:11:54,968 --> 00:11:58,346
‫سرهنگ... جانسون.

154
00:11:58,471 --> 00:12:00,348
‫اسمش میکا جانسون بود.

155
00:12:00,515 --> 00:12:03,643
‫دیدم رفت. چی می‌خواست؟

156
00:12:05,312 --> 00:12:07,564
‫خب، انگار وقتی من...

157
00:12:07,731 --> 00:12:11,651
‫و چند نفر دیگه از هنگ مورگان،

158
00:12:11,818 --> 00:12:15,905
‫وارد میدون نبرد شدیم
‫خط حمله بریتانیایی‌ها رو شکوندیم.

159
00:12:16,072 --> 00:12:18,658
‫گویا پراکنده‌شون کردیم.

160
00:12:18,825 --> 00:12:22,037
‫و هنگ جانسون پشت سرمون بودن.

161
00:12:23,246 --> 00:12:24,706
‫می‌گفت اگه مستقیم بهشون یورش می‌بردن

162
00:12:24,873 --> 00:12:27,542
‫صد درصد هنگ‌ش رو از دست می‌داد.

163
00:12:27,709 --> 00:12:30,587
‫پس تو نجاتش دادی.

164
00:12:30,754 --> 00:12:32,756
‫فقط من نبودم.

165
00:12:32,881 --> 00:12:34,549
‫۵۰ نفر بودن.

166
00:12:36,343 --> 00:12:38,428
‫و البته همه‌شون که کشته نمی‌شدن.

167
00:12:40,013 --> 00:12:42,474
‫نه، همه‌شون نه.

168
00:12:42,640 --> 00:12:44,225
‫یاد یه آیه از انجیل می‌افتم.

169
00:12:44,392 --> 00:12:48,772
‫اونجایی که ابراهیم برای شهرهای وادی

170
00:12:48,938 --> 00:12:50,940
‫با خداوند معامله کرد.

171
00:12:53,318 --> 00:12:55,737
‫آیا به‌خاطر پنجاه نفر

172
00:12:55,904 --> 00:12:58,114
‫شهر رو نابود نمی‌کنی؟

173
00:12:58,281 --> 00:13:00,075
‫و خدا...

174
00:13:00,241 --> 00:13:02,827
‫به‌خاطر پنجاه نفر از سر اون شهر گذشت؟

175
00:13:02,994 --> 00:13:06,373
‫آره. و ابراهیم می‌دونست

176
00:13:06,539 --> 00:13:09,250
‫پنجاه نفر پیدا نمی‌کنه،

177
00:13:09,417 --> 00:13:12,420
‫پس با خدا سر تعدادشون جدل کرد
‫و از پنجاه به چهل

178
00:13:12,587 --> 00:13:16,216
‫و بعد به سی و بیست...

179
00:13:16,383 --> 00:13:18,176
‫و ده نفر رسید.

180
00:13:23,765 --> 00:13:26,935
‫نجات ده آدم خوب

181
00:13:27,102 --> 00:13:29,938
‫ارزش یه انگشت رو داره، ساکسون.

182
00:13:30,105 --> 00:13:31,898
‫یا پنج نفر.

183
00:13:32,065 --> 00:13:35,276
‫یا...

184
00:13:35,443 --> 00:13:37,612
‫حتی یه نفر.

185
00:13:46,579 --> 00:13:48,790
‫امان از دست تو.

186
00:13:48,957 --> 00:13:51,418
‫می‌دونستم اشکم رو در میاری.

187
00:14:59,652 --> 00:15:01,905
‫خواباش خوب ببینی، عشقم.

188
00:15:04,157 --> 00:15:06,701
‫باشه که خواب خرگوش ببینی.

189
00:15:27,931 --> 00:15:29,349
‫کار اون بوده.

190
00:15:29,474 --> 00:15:32,018
‫راب جم رو از سنگ‌ها رد کرد.

191
00:15:33,269 --> 00:15:34,646
‫اینو پیدا کردیم.

192
00:15:35,897 --> 00:15:37,899
‫وای خدای من.

193
00:15:38,066 --> 00:15:40,235
‫نمی‌فهمم چرا.
‫چرا باید این کار رو بکنه؟

194
00:15:43,112 --> 00:15:44,572
‫به‌خاطر طلاست.

195
00:15:44,739 --> 00:15:47,242
‫گفتی یکی رفته سراغ جعبه نامه‌ها،
‫نگاه کردم

196
00:15:47,367 --> 00:15:49,619
‫و دیدم گلوله چمخال تو جعبه نیست،

197
00:15:49,744 --> 00:15:51,079
‫و همینطور یکی از نامه‌ها.

198
00:15:51,246 --> 00:15:53,873
‫همونی که دربارۀ طلایی اسپانیایی بود.

199
00:15:55,500 --> 00:15:57,418
‫خدا لعنتش کنه.

200
00:16:00,630 --> 00:16:02,799
‫- راجر...
‫- حالا چی کار کنیم؟

201
00:16:02,966 --> 00:16:05,051
‫چی کار کنیم؟
‫نمی‌تونم به پلیس زنگ بزنیم.

202
00:16:08,346 --> 00:16:10,098
‫راجر.

203
00:16:10,265 --> 00:16:12,433
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- میرم دنبالش.

204
00:16:13,935 --> 00:16:14,978
‫از طریق سنگ‌ها؟

205
00:16:15,144 --> 00:16:17,063
‫مجبورم، بری.

206
00:16:17,188 --> 00:16:18,988
‫اگه حق با تو باشه،
‫راب میره اينورنس

207
00:16:19,107 --> 00:16:20,275
‫تا با کشتی بره آمریکا.

208
00:16:20,400 --> 00:16:22,777
‫باید امشب برم، همین حالا.

209
00:16:25,947 --> 00:16:27,657
‫تو پیش مندی بمون.

210
00:16:30,118 --> 00:16:31,286
‫چی میگی؟

211
00:16:31,452 --> 00:16:33,329
‫حرومزاده داره میره سراغ طلای اسپانیایی؟

212
00:16:33,496 --> 00:16:34,872
‫نه. طلای فرانسه.

213
00:16:35,039 --> 00:16:37,458
‫طلای شاه لوییز که برای جکوبایت‌ها گذاشته.

214
00:16:37,625 --> 00:16:39,377
‫مقداریش از کارولینای شمالی سر در آورده.

215
00:16:41,129 --> 00:16:43,214
‫و جمی بلده کجا مخفی شده.

216
00:16:43,381 --> 00:16:44,966
‫و کمرون می‌خواد جم ببرتش اونجا؟

217
00:16:46,968 --> 00:16:51,139
‫به جم آسیب نمی‌زنه.
‫بهش نیاز داره.

218
00:16:51,306 --> 00:16:53,016
‫منم همراهت میام.

219
00:16:55,059 --> 00:16:58,396
‫می‌ریم به زمان من، نه؟

220
00:16:59,647 --> 00:17:01,316
‫و...

221
00:17:01,441 --> 00:17:03,693
‫به هر حال می‌خواستید منو بفرستید اونجا.

222
00:17:03,818 --> 00:17:04,986
‫اگه خودت می‌خواستی.

223
00:17:07,822 --> 00:17:10,199
‫می‌خوام کمک کنم.

224
00:17:10,325 --> 00:17:11,367
‫خویشاوند همدیگه‌ هستیم.

225
00:17:14,495 --> 00:17:16,456
‫هنوز لباسای قدیمیت رو داری؟

226
00:17:16,581 --> 00:17:17,457
‫آره.

227
00:17:21,044 --> 00:17:22,503
‫اینم لازمت میشه.

228
00:17:24,255 --> 00:17:25,840
‫این از کجا اومده؟

229
00:17:26,007 --> 00:17:28,343
‫از عتیقه‌فروشیِ شهر.

230
00:17:28,509 --> 00:17:30,011
‫گفتم یه روز لازم‌مون میشه.

231
00:17:47,528 --> 00:17:50,239
‫خب، با اینکه دو هفته شده خیلی خوب به نظر میاد،

232
00:17:50,406 --> 00:17:52,492
‫حتی اگه خودم به خودم بگم.

233
00:17:52,617 --> 00:17:54,035
‫درد نداری؟

234
00:17:54,202 --> 00:17:56,496
‫خب، به این زودیا نمی‌تونم مشت بزنم،

235
00:17:56,621 --> 00:17:57,872
‫ولی نه.

236
00:17:59,207 --> 00:18:02,043
‫برم دستشویی.

237
00:18:09,926 --> 00:18:11,886
‫از بهبودی دایی جیمی خوشحال نیستی؟

238
00:18:16,015 --> 00:18:17,767
‫یعنی باز میره جنگ.

239
00:18:19,477 --> 00:18:21,288
‫قراره بازم نبرد در بگیره، نه؟

240
00:18:21,312 --> 00:18:23,564
‫این طور فکر می‌کنم.

241
00:18:23,731 --> 00:18:26,192
‫باید یه چیز سرنوشت‌ساز باشه

242
00:18:26,317 --> 00:18:28,444
‫که فرانسه هم وارد جنگ بشه...

243
00:18:28,611 --> 00:18:31,406
‫یه نبرد دیگه همه چیو تغییر میده.

244
00:18:32,573 --> 00:18:34,826
‫امیدوارم جیمی توش شرکت نکنه.

245
00:18:36,369 --> 00:18:38,788
‫ولی شاید قرار بوده اونجا باشه.

246
00:18:38,913 --> 00:18:41,624
‫شاید همیشه بوده.

247
00:18:41,791 --> 00:18:44,168
‫نمی‌دونم.

248
00:18:44,293 --> 00:18:47,004
‫نمی‌دونی... کِی؟

249
00:18:49,173 --> 00:18:52,260
‫وقتی گشت می‌زدی چیزی نشنیدی؟

250
00:18:52,427 --> 00:18:56,431
‫بورگوین منتظره کلینتون کمک بفرسته

251
00:18:56,597 --> 00:18:59,142
‫یا با حمله به جای دیگه جدامون کنه.

252
00:18:59,308 --> 00:19:00,560
‫ولی تا ابد نمی‌تونه صبر کنه.

253
00:19:01,853 --> 00:19:03,604
‫ما هم نمی‌تونیم.

254
00:19:03,771 --> 00:19:05,773
‫بعضی از ژنرال‌هامون می‌خوان حمله کنن،

255
00:19:05,940 --> 00:19:08,985
‫ولی بابا‌بزرگ گیتس مخالفه.

256
00:19:09,152 --> 00:19:11,696
‫اینطور صداش می‌کنن...

257
00:19:11,863 --> 00:19:13,281
‫فرمانده رو میگم...

258
00:19:13,448 --> 00:19:14,449
‫چون اون...

259
00:19:14,615 --> 00:19:15,783
‫پیره. فهمیدم.

260
00:19:15,950 --> 00:19:17,428
‫هر چند اگه قرار به سن و سال باشه،

261
00:19:17,452 --> 00:19:19,012
‫من ازش پیرترم.

262
00:19:19,036 --> 00:19:22,039
‫رولو، محض رضای خدا روغن غازم رو نخور.

263
00:19:22,206 --> 00:19:23,646
‫قرار بود بدمش به دنزل.

264
00:19:23,791 --> 00:19:25,793
‫یه بیمار با مقعد مجروح داره،

265
00:19:25,960 --> 00:19:28,004
‫و تو حرکتش مشکل داره.

266
00:19:28,171 --> 00:19:30,423
‫براتون روغن غاز میارم، زن دایی.

267
00:19:30,590 --> 00:19:33,134
‫چندنفر از قبیله اونیدا اومدن.
‫شرط می‌بندم اونا دارن.

268
00:19:33,301 --> 00:19:35,136
‫عالیه.

269
00:19:35,303 --> 00:19:37,805
‫میشه خودت ببری برای دنزل؟

270
00:19:40,308 --> 00:19:42,268
‫یا به خواهرش بدی؟

271
00:19:44,061 --> 00:19:46,147
‫خوشحال میشم.

272
00:19:46,314 --> 00:19:47,857
‫ممنون.

273
00:19:48,024 --> 00:19:49,460
‫رولو، زود باش.

274
00:20:02,413 --> 00:20:03,790
‫رولو.

275
00:20:06,876 --> 00:20:09,212
‫می‌بینم که دوستت رو با خودت آوردی.

276
00:20:09,378 --> 00:20:11,047
‫خانم هانتر.

277
00:20:11,214 --> 00:20:13,633
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، ایان موری.

278
00:20:13,800 --> 00:20:16,302
‫یه مقدار روغن غاز آوردم.

279
00:20:18,137 --> 00:20:21,849
‫زن داییم گفت برادرت اونو برای...

280
00:20:22,016 --> 00:20:24,185
‫مقعد یه نفر می‌خواد.

281
00:20:24,352 --> 00:20:26,062
‫خیلی خوشحال میشه.

282
00:20:26,229 --> 00:20:27,522
‫ازت ممنونم.

283
00:20:27,647 --> 00:20:30,233
‫حسابی سرگرم مریض‌ها و مجروح‌ها بوده.

284
00:20:32,485 --> 00:20:36,030
‫ببخشید، لیزه.

285
00:20:36,197 --> 00:20:39,492
‫مردی که ازش گرفتم گفت خیلی چربه.

286
00:20:58,219 --> 00:21:00,263
‫باید بهتر از اینا بدونی.

287
00:21:04,725 --> 00:21:05,810
‫چی میگی؟

288
00:21:07,937 --> 00:21:09,397
‫معذرت می‌خوام.

289
00:21:11,732 --> 00:21:13,234
‫باشه.

290
00:21:13,401 --> 00:21:15,820
‫من... ما...

291
00:21:34,213 --> 00:21:35,715
‫نباید این کار رو بکنی.

292
00:21:37,258 --> 00:21:38,759
‫نباید این کار رو بکنیم.

293
00:21:41,929 --> 00:21:45,099
‫نه. البته.

294
00:21:45,266 --> 00:21:47,852
‫البته که نباید این کار رو بکنیم.

295
00:21:48,019 --> 00:21:49,770
‫خطرناکه.

296
00:21:49,937 --> 00:21:52,273
‫می‌دونی...

297
00:21:52,440 --> 00:21:54,066
‫چه احساسی دارم؟

298
00:21:54,233 --> 00:21:57,653
‫نگران این نیستم که عاشقمی یا نه.

299
00:21:57,820 --> 00:21:59,798
‫نگران اینم شاید به‌خاطرش بمیری.

300
00:21:59,822 --> 00:22:01,908
‫«به‌خاطرش بمیرم؟»

301
00:22:02,033 --> 00:22:03,743
‫چقدر رو داری.

302
00:22:03,910 --> 00:22:06,203
‫من نگفتم عاشقتم.

303
00:22:06,370 --> 00:22:08,205
‫بهتره که نباشی.

304
00:22:19,342 --> 00:22:22,678
‫به نظرم بهتره اگه... نوزاشم نکنی.

305
00:22:24,472 --> 00:22:26,766
‫چون اگه این کار رو بکنی، اونوقت من...

306
00:22:26,933 --> 00:22:30,394
‫الان و همینجا می‌خوامت.

307
00:22:31,771 --> 00:22:33,814
‫و اون موقع دیگه کار از کار گذشته.

308
00:23:00,174 --> 00:23:02,760
‫شما خانم فریزر هستید؟

309
00:23:05,179 --> 00:23:06,973
‫بله.

310
00:23:07,098 --> 00:23:08,599
‫کمکی از دستم بر میاد؟

311
00:23:08,724 --> 00:23:10,226
‫آره، امیدوار بودم

312
00:23:10,351 --> 00:23:12,311
‫بتونیم با هم کار و کاسبی کنیم.

313
00:23:12,478 --> 00:23:15,022
‫گفتن پوست درخت گنه گنه دارید.

314
00:23:15,189 --> 00:23:16,482
‫درسته؟

315
00:23:16,649 --> 00:23:18,025
‫بله. مالاریا دارید؟

316
00:23:18,192 --> 00:23:19,860
‫نه، ندارم، ولی یه آقای محترمی هست

317
00:23:20,027 --> 00:23:22,405
‫که بدجور مالاریا گرفته.

318
00:23:22,571 --> 00:23:25,658
‫امیدوار بودم بتونیم داد و ستد کنیم.

319
00:23:33,874 --> 00:23:35,543
‫قبلاً مغازه داشتم...

320
00:23:35,710 --> 00:23:37,712
‫یه عالمه دارو و دوا

321
00:23:37,878 --> 00:23:40,381
‫و محصولات خشک تجملی دارم.

322
00:23:40,506 --> 00:23:42,216
‫مخلوط افیون؟

323
00:23:42,383 --> 00:23:45,553
‫مطمئن نبودم چی لازم داشتید.

324
00:23:45,720 --> 00:23:48,764
‫یاد گرفتم همیشه بهتره به خانم‌ها حق انتخاب بدیم.

325
00:23:48,931 --> 00:23:51,517
‫- بازم از این دارید؟
‫- البته. تو اردوگاهم.

326
00:23:53,019 --> 00:23:55,438
‫مرتب استفاده می‌کنید؟

327
00:23:55,563 --> 00:23:59,150
‫خودم مصرف نمی‌کنم،
‫اگه منظورتون اینه.

328
00:23:59,316 --> 00:24:00,735
‫هر چند مصرف کردم.

329
00:24:00,901 --> 00:24:03,571
‫یه مدت پیش پام گلوله چخمال خورد.

330
00:24:03,696 --> 00:24:06,574
‫استخوانم خرد شد. درد زیادی داشتم.

331
00:24:06,741 --> 00:24:09,035
‫ولی از اون موقع خودمو ترک دادم.

332
00:24:10,870 --> 00:24:14,749
‫شما مرتب مصرف می‌کنید؟

333
00:24:14,915 --> 00:24:16,584
‫تسکین درد

334
00:24:16,751 --> 00:24:18,645
‫یکی از مهم‌ترین چیزاییه که می‌تونم به مردمی بدم

335
00:24:18,669 --> 00:24:19,962
‫که میان پیشم.

336
00:24:20,129 --> 00:24:24,425
‫خدا می‌دونه نمی‌تونم خیلیا رو درمان کنم.

337
00:24:24,550 --> 00:24:26,927
‫خب، عرضتون جالبه.

338
00:24:27,094 --> 00:24:29,305
‫به نظر میاد بیشتر هم‌ردیفان شما

339
00:24:29,472 --> 00:24:31,265
‫تقریباً به همه قول علاج میدن.

340
00:24:31,432 --> 00:24:33,392
‫خب، شاید به بیمارم اذعان نکرده باشم،

341
00:24:33,559 --> 00:24:36,103
‫ولی آدم حد و مرزش رو می‌دونه.

342
00:24:36,270 --> 00:24:38,105
‫این طور فکر می‌کنید؟

343
00:24:38,272 --> 00:24:40,941
‫فکر نمی‌کنید که قبول این محدودیت‌ها

344
00:24:41,108 --> 00:24:43,486
‫در حقیقت ممکنه جلوی دستاوردهای

345
00:24:43,652 --> 00:24:44,945
‫فرد رو بگیره

346
00:24:45,112 --> 00:24:49,450
‫چون یکی گمان می‌کنه چیزی غیرممکن نیست؟

347
00:24:51,243 --> 00:24:52,703
‫می‌دونید، ممکنه.

348
00:24:54,580 --> 00:24:56,332
‫به نظرم اگه باور نداشتیم

349
00:24:56,499 --> 00:25:00,294
‫که قادریم به چیزایی فراتر از
‫انتظار منطقی دست پیدا کنیم،

350
00:25:00,461 --> 00:25:02,463
‫خب، اون موقع...

351
00:25:02,630 --> 00:25:04,632
‫مطمئن نیستم هیچ کدوممون الان اینجا بودیم.

352
00:25:06,217 --> 00:25:07,426
‫ساکسون.

353
00:25:08,677 --> 00:25:11,472
‫- قربان.
‫- سرهنگ.

354
00:25:11,639 --> 00:25:13,239
‫من و همسرت داشتیم دربارۀ

355
00:25:13,307 --> 00:25:15,017
‫فلسفه جهد و کوشش بحث می‌کنیم.

356
00:25:15,142 --> 00:25:16,727
‫نظر تو چیه؟

357
00:25:16,894 --> 00:25:18,896
‫یه مرد عاقل محدودیت‌هاش رو می‌دونه

358
00:25:19,063 --> 00:25:20,439
‫یا یه مرد شجاع منکرشون میشه؟

359
00:25:22,316 --> 00:25:24,485
‫خب، من شنیدم انسان باید برای رسیدن به هدفش

360
00:25:24,652 --> 00:25:26,695
‫از حدش فراتر بره،

361
00:25:26,862 --> 00:25:28,322
‫وگرنه بهشت برای چیه؟

362
00:25:28,489 --> 00:25:31,534
‫خب، تحسین‌برانگیزه.

363
00:25:31,700 --> 00:25:33,869
‫یادته اینجا کجا شنیدی؟

364
00:25:35,496 --> 00:25:37,581
‫فکر می‌کنم...

365
00:25:39,416 --> 00:25:40,668
‫از یه شاعر بود.

366
00:25:40,793 --> 00:25:42,002
‫درسته.

367
00:25:42,169 --> 00:25:44,839
‫هر چند من اسمش یادم نمیاد.

368
00:25:45,005 --> 00:25:48,050
‫کاملاً عقیده‌ش رو ابراز کرده.

369
00:25:49,426 --> 00:25:52,888
‫خب، راستی پوست درخت گنه گنه.

370
00:25:58,144 --> 00:26:00,813
‫بابت داد و ستد ممنونم، آقای...

371
00:26:00,980 --> 00:26:03,691
‫ببخشید، درجه‌تون رو نمی‌دونم.

372
00:26:03,858 --> 00:26:06,610
‫وای، نه، من عذر می‌خوام، خانم فریزر.

373
00:26:06,777 --> 00:26:08,922
‫دربارۀ مردی که سرزده میاد سراغتون

374
00:26:08,946 --> 00:26:10,823
‫و خودشو معرفی نمی‌کنه چه فکری می‌کنید؟

375
00:26:10,990 --> 00:26:12,658
‫سرلشگر بندیک آرنولد هستم.

376
00:26:14,368 --> 00:26:16,036
‫در خدمت شما، خانم.

377
00:26:22,042 --> 00:26:23,377
‫آقا.

378
00:26:27,798 --> 00:26:29,592
‫می‌دونستم نباید از شعری نقل‌قول کنم

379
00:26:29,758 --> 00:26:31,719
‫که هنوز نوشته نشده.

380
00:26:34,930 --> 00:26:36,473
‫حالت خوبه، کلیر؟

381
00:26:36,599 --> 00:26:38,434
‫انگار می‌خوای بخوری زمین.

382
00:26:38,601 --> 00:26:40,936
‫شاید.

383
00:26:48,027 --> 00:26:50,446
‫برام دعا می‌کنی، برادر؟

384
00:26:51,739 --> 00:26:54,783
‫می‌ترسم تو خطر بزرگی باشم.

385
00:26:54,950 --> 00:26:56,368
‫معلومه که هستی.

386
00:26:58,120 --> 00:27:00,414
‫هر چند تردید دارم دعای من کمک زیادی بهت بکنه.

387
00:27:00,539 --> 00:27:03,083
‫چی، دیگه به خدا ایمان نداری؟

388
00:27:03,250 --> 00:27:05,169
‫ایمان بی‌پایان به خدا دارم.

389
00:27:07,004 --> 00:27:10,758
‫به تو؟ نه خیلی زیاد.

390
00:27:13,260 --> 00:27:15,804
‫به ایان موری که خیلی کمتر.

391
00:27:17,556 --> 00:27:18,933
‫از کجا می‌دونستی؟

392
00:27:19,099 --> 00:27:21,769
‫دیدم داشت می‌رفت.

393
00:27:21,936 --> 00:27:25,022
‫اونم منو دید، ولی وانمود کرد ندید.

394
00:27:25,189 --> 00:27:26,982
‫بهت چی گفت؟

395
00:27:29,318 --> 00:27:31,445
‫هیچی.

396
00:27:31,570 --> 00:27:33,197
‫چیز زیادی نگفت.

397
00:27:36,450 --> 00:27:39,119
‫گفت...

398
00:27:39,286 --> 00:27:41,664
‫گفت من عاشقش شدم.

399
00:27:44,291 --> 00:27:45,292
‫شدی؟

400
00:27:47,461 --> 00:27:49,922
‫چطور می‌تونم عاشق چنین مردی بشم؟

401
00:27:51,507 --> 00:27:53,634
‫اگه عاشق نبودی...

402
00:27:53,801 --> 00:27:56,428
‫ازم نمی‌خواستی برات دعا کنم.

403
00:28:00,266 --> 00:28:01,952
‫بهش میگم دیگه باهات صحبت نکنه.

404
00:28:01,976 --> 00:28:03,102
‫اگه اینو می‌خوای.

405
00:28:03,227 --> 00:28:05,646
‫یا اگه ترجیح میدی،

406
00:28:05,813 --> 00:28:09,191
‫بهش اطمینان‌خاطر میدم
‫مهر و موهبتت از روی دوستیه.

407
00:28:09,358 --> 00:28:12,278
‫فقط همین راه‌حل‌ها رو داری؟

408
00:28:12,444 --> 00:28:16,490
‫منو از جلسه مذهبی بیرون کردن، خواهر،
‫ولی تو هنوز هستی.

409
00:28:18,158 --> 00:28:20,661
‫ولی ازدواج با مردی مثل ایان موری...

410
00:28:22,329 --> 00:28:24,290
‫تو هیچ جلسه‌ای قابل‌قبول نیست.

411
00:28:38,512 --> 00:28:41,348
‫یه آمریکایی تمام عیاره

412
00:28:41,515 --> 00:28:43,684
‫و یه سرباز باهوش.

413
00:28:43,851 --> 00:28:46,770
‫همه دوستش دارن، جز بابا‌بزرگ گیتس.

414
00:28:46,937 --> 00:28:48,355
‫نسبت یه هم کینه دارن.

415
00:28:48,522 --> 00:28:49,857
‫سر چی، نمی‌دونم،

416
00:28:50,024 --> 00:28:52,651
‫ولی اون مرد هر جا بره دنبالش میره.

417
00:28:52,818 --> 00:28:54,862
‫تو یه مقطعی سرخورده میشه

418
00:28:55,029 --> 00:28:56,864
‫و تصمیم می‌گیره بره اون طرف جبهه.

419
00:28:57,031 --> 00:28:59,867
‫به بریتانیایی‌ها پیشنهاد میده.

420
00:29:00,034 --> 00:29:03,871
‫واسه یه ژنرال آمریکایی که رنگ عوض می‌کنه،

421
00:29:04,038 --> 00:29:05,706
‫غیرقابل تصوره.

422
00:29:05,873 --> 00:29:09,460
‫اسمش مترادف خائن میشه.

423
00:29:09,585 --> 00:29:11,837
‫دویست سال دیگه از الان،
‫اگه کسی بهت خیانت کنه،

424
00:29:12,004 --> 00:29:13,922
‫طرف رو بندیکت آرنولد صدا می‌کنی.

425
00:29:14,048 --> 00:29:15,799
‫فقط این ازش به یاد مونده.

426
00:29:15,966 --> 00:29:17,676
‫باید بذاریم این طور بشه؟

427
00:29:17,843 --> 00:29:20,929
‫فقط می‌دونم این کار رو می‌کنه...

428
00:29:21,055 --> 00:29:23,766
‫و ما پیروز می‌شیم.

429
00:29:23,932 --> 00:29:25,142
‫و اگه این کار رو نکنه،

430
00:29:28,187 --> 00:29:29,897
‫کِی؟

431
00:29:30,064 --> 00:29:32,066
‫کِی این کار رو می‌کنه؟

432
00:29:32,232 --> 00:29:34,902
‫مشکل همینه. نمی‌دونم.

433
00:29:37,613 --> 00:29:40,324
‫امشب خبرای خوب داریم.

434
00:29:43,035 --> 00:29:45,245
‫«خب، چه خبرایی، دنیل مورگان؟»

435
00:29:45,412 --> 00:29:47,706
‫خب، بهتون میگم.

436
00:29:49,750 --> 00:29:53,003
‫از طرف سرلشگر گیتس...

437
00:29:53,170 --> 00:29:54,671
‫«امروز به اطلاع‌مان رسید

438
00:29:54,838 --> 00:29:57,591
‫که یک کرده‌ی نادرست درست شد.

439
00:29:57,758 --> 00:30:00,928
‫سرهنگ جان براون شوگر لوف رو پس گرفتن...

440
00:30:01,095 --> 00:30:03,472
‫که ارتش بریتانیا

441
00:30:03,639 --> 00:30:06,600
‫الان «مانت دیفاینس» صداش می‌کنن.

442
00:30:09,144 --> 00:30:10,771
‫نام نامناسبی انتخاب کردن،

443
00:30:10,938 --> 00:30:14,108
‫چرا که نمی‌تونن جلوی پیشروی ما رو بگیرن.

444
00:30:16,026 --> 00:30:19,488
‫هر چند خودِ قلعۀ تایکاندروگا رو تصاحب نکرد،

445
00:30:19,655 --> 00:30:23,242
‫سرهنگ براون دوازده افسر بریتانیایی

446
00:30:23,409 --> 00:30:26,787
‫و ۱۴۰ پیاده‌نظام بریتانیایی رو دستگیر کرده.

447
00:30:26,912 --> 00:30:29,331
‫و...

448
00:30:29,498 --> 00:30:32,334
‫۱۱۹ تن از اسیرانمون را آزاد کرده.

449
00:30:38,590 --> 00:30:40,592
‫و چرا

450
00:30:40,759 --> 00:30:43,679
‫چرا ما

451
00:30:43,804 --> 00:30:46,265
‫از بریتانیا متنفریم، دوستان؟

452
00:30:46,432 --> 00:30:47,850
‫می‌تونم حدس بزنم الان چی میشه.

453
00:30:50,978 --> 00:30:54,440
‫یه هفته قبل شنیدم.
‫خودم دیدم.

454
00:30:54,606 --> 00:30:55,899
‫چیو دیدی؟

455
00:31:10,622 --> 00:31:12,916
‫کار ارتش بریتانیا بود.

456
00:31:13,083 --> 00:31:15,335
‫با یکی از افراد خودشون.

457
00:31:15,502 --> 00:31:17,754
‫جرمم چی بود؟

458
00:31:17,921 --> 00:31:20,632
‫یه افسر بهم حمله کرد...

459
00:31:20,799 --> 00:31:22,426
‫و من جلوش وایسادم!

460
00:31:24,219 --> 00:31:26,221
‫ببینید، اونا از

461
00:31:26,346 --> 00:31:27,806
‫ایستادگی خوششون نمیاد.

462
00:31:29,975 --> 00:31:34,730
‫۴۹۹ ضربه شلاق بهم زدن.

463
00:31:34,897 --> 00:31:37,191
‫شمردم.

464
00:31:37,357 --> 00:31:39,860
‫قرار بود ۵۰۰ ضربه شلاق بزنه،
‫ولی یکی از زیر دستش در رفت.

465
00:31:39,985 --> 00:31:42,738
‫منم بهش نگفتم.

466
00:31:49,870 --> 00:31:51,497
‫می‌دونه؟

467
00:31:54,583 --> 00:31:57,544
‫فکر کنم حس می‌کنه دو روح هم سرشت هستیم.

468
00:31:57,711 --> 00:31:59,671
‫ولی نه.

469
00:31:59,796 --> 00:32:02,883
‫نه، نمی‌دونه خویشاوندیم.

470
00:32:28,723 --> 00:32:31,723
‫[دومین نبرد ساراتوگا - ۷ اکتبر، ۱۷۷۷]

471
00:32:33,038 --> 00:32:36,083
‫بایستید!

472
00:32:38,293 --> 00:32:39,586
‫همینه!

473
00:32:39,753 --> 00:32:41,547
‫کاری کنید از ترس زهره‌ترک بشن.

474
00:33:01,817 --> 00:33:05,404
‫ژنرال‌ها بزنید، پسرها.

475
00:33:05,571 --> 00:33:07,948
‫نمی‌بینید این کیه؟ سایمون فریزره.

476
00:33:08,115 --> 00:33:09,825
‫بزنیدش!

477
00:33:09,992 --> 00:33:12,202
‫یا خدا. عموزاده.

478
00:33:12,869 --> 00:33:13,721
‫برای پادشاه و کشور!

479
00:33:13,745 --> 00:33:16,123
‫پادشاه و کشور!

480
00:33:18,125 --> 00:33:19,751
‫ژنرال آرنولد درست میگه.

481
00:33:21,128 --> 00:33:24,131
‫به ژنرال فریزر احترام می‌ذارم و تحسینش می‌کنم،

482
00:33:24,256 --> 00:33:26,341
‫ولی ضروریه که بمیره.

483
00:33:39,187 --> 00:33:41,815
‫لعنت به چشمای کورتون!

484
00:33:41,940 --> 00:33:43,650
‫سرهنگ!

485
00:33:43,817 --> 00:33:45,569
‫بزنش، چرا نمی‌زنی؟

486
00:33:50,407 --> 00:33:51,658
‫آتش!

487
00:34:01,043 --> 00:34:02,377
‫آتش.

488
00:34:30,781 --> 00:34:31,865
‫زدمش.

489
00:34:50,300 --> 00:34:52,886
‫دنبالم بیایید، پسرها!
‫بریم سنگر!

490
00:34:53,053 --> 00:34:54,763
‫بکشید عقب!

491
00:35:00,644 --> 00:35:02,729
‫بکشید عقب!

492
00:35:12,572 --> 00:35:15,617
‫اون احمق لعنتی رو دنبال کنید!

493
00:35:15,784 --> 00:35:18,912
‫اگه زنده بمونه، تو این نبرد پیروز می‌شیم.

494
00:35:24,084 --> 00:35:25,877
‫برگردید به دژ! برگردید به دژ!

495
00:35:44,563 --> 00:35:46,273
‫دنبالم بیایید!

496
00:36:52,672 --> 00:36:54,591
‫ویلیام!

497
00:37:00,347 --> 00:37:01,598
‫سرهنگ!

498
00:37:50,188 --> 00:37:52,524
‫به بهترین شکل ممکنه به پات رسیدم.

499
00:37:52,691 --> 00:37:53,817
‫با کالسکه میری

500
00:37:53,984 --> 00:37:55,944
‫به بیمارستان عمومی تو آلبانی.

501
00:37:58,572 --> 00:38:02,242
‫همون پاییه که قبلاً تیر خورده.

502
00:38:05,453 --> 00:38:08,290
‫کاش به قلبم می‌خورد.

503
00:38:08,456 --> 00:38:10,208
‫بیا، یه کم افیون بخور.

504
00:38:12,627 --> 00:38:15,714
‫اونوقت شهید می‌شدم.

505
00:38:15,881 --> 00:38:17,632
‫تو یادها می‌موندم.

506
00:38:20,427 --> 00:38:24,431
‫تو یادها می‌مونی.

507
00:38:24,598 --> 00:38:26,766
‫همینطوریش

508
00:38:26,933 --> 00:38:30,103
‫گیتس داستان این نبرد رو میگه،

509
00:38:30,270 --> 00:38:34,190
‫و مثل همیشه اسمی ازم نمی‌بره.

510
00:38:35,817 --> 00:38:38,486
‫حذف عمدی

511
00:38:38,653 --> 00:38:42,115
‫شایستگی و حقیقت.

512
00:38:42,282 --> 00:38:44,326
‫شرافت و افتخار رو

513
00:38:44,451 --> 00:38:47,203
‫ازم می‌دزده.

514
00:38:51,124 --> 00:38:54,085
‫به‌خاطر تنفر از اون مرد باید سرزنش بشم؟

515
00:38:55,629 --> 00:38:58,048
‫خانم فریزر...

516
00:38:58,214 --> 00:39:00,216
‫شما رو خوب نمی‌شناسم،

517
00:39:00,342 --> 00:39:03,011
‫ولی ازتون می‌پرسم...

518
00:39:03,136 --> 00:39:07,265
‫اشتباه می‌کنم توهینش رو به دل می‌گیرم؟

519
00:39:10,060 --> 00:39:13,563
‫نه.

520
00:39:13,688 --> 00:39:15,148
‫نه، اشتباه نمی کنید.

521
00:39:22,489 --> 00:39:23,907
‫راستش رو بهش گفتی.

522
00:39:25,784 --> 00:39:28,578
‫شجاع‌ترین رهبری بود که تا حالا دیدم.

523
00:39:28,745 --> 00:39:30,914
‫امیدوارم اشتباه بزرگی نبوده باشه.

524
00:39:35,460 --> 00:39:36,920
‫جیمی.

525
00:39:40,131 --> 00:39:43,176
‫دیدمش، کلیر.

526
00:39:43,301 --> 00:39:45,345
‫پسرم رو دیدم.

527
00:39:45,512 --> 00:39:47,555
‫خب؟

528
00:39:47,681 --> 00:39:49,349
‫نزدیک بود با تیر بزنمش.

529
00:39:51,142 --> 00:39:53,228
‫وقتی بار آخر دیدمش

530
00:39:53,395 --> 00:39:55,855
‫زخمی نشده بود.

531
00:39:56,022 --> 00:39:58,066
‫خب، جنگ تموم شد.

532
00:39:58,191 --> 00:40:00,902
‫چقدر مونده تسلیم شدن بریتانیا نهایی بشه؟

533
00:40:01,069 --> 00:40:02,779
‫صد در صد...

534
00:40:02,946 --> 00:40:04,197
‫چند روز طول می‌کشه.

535
00:40:04,364 --> 00:40:07,033
‫شرایطش رو باید مذاکره کنن.

536
00:40:07,158 --> 00:40:11,538
‫من می‌خوابم و تا اون موقع بلند نمیشم.

537
00:40:15,250 --> 00:40:18,378
‫سرهنگ فریزر، می‌تونم بیام تو؟

538
00:40:18,545 --> 00:40:20,880
‫آره. بیا.

539
00:40:28,555 --> 00:40:31,641
‫من تحت پرچم آتش‌بست اینجام.

540
00:40:31,808 --> 00:40:33,727
‫آزادانه حرف بزن.

541
00:40:33,852 --> 00:40:36,563
‫با شما تو اردوگاه بریتانیا کار دارن، قربان.

542
00:40:36,730 --> 00:40:39,065
‫ژنرال سایمون فریزر از حضور شما مطلع شده

543
00:40:39,232 --> 00:40:40,608
‫و قبل از اینکه خیلی دیر بشه...

544
00:40:42,193 --> 00:40:44,654
‫می‌خواد شما رو ببینه.

545
00:40:44,821 --> 00:40:47,115
‫تشریف میارید؟

546
00:40:47,282 --> 00:40:48,867
‫آره.

547
00:40:48,992 --> 00:40:50,535
‫من و همسرم میاییم.

548
00:40:50,702 --> 00:40:51,911
‫ممنون.

549
00:40:52,078 --> 00:40:54,456
‫شما رو همراهی می‌کنم.

550
00:41:08,595 --> 00:41:10,597
‫خویشاوندتون رسیدن، قربان.

551
00:41:30,408 --> 00:41:33,119
‫مدت زیادی زنده نیست.

552
00:41:33,286 --> 00:41:35,622
‫خیلی متاسفم، جیمی.

553
00:42:00,605 --> 00:42:04,943
‫باید یه چیزی خورده باشم که بهم نساخته.

554
00:42:06,778 --> 00:42:10,073
‫خوشحالم یه بار دیگه

555
00:42:10,240 --> 00:42:11,241
‫روی زمین می‌بینمت.

556
00:42:27,298 --> 00:42:29,592
‫وقتی آخرین بار دیدمت،

557
00:42:29,759 --> 00:42:32,178
‫رفیق بودیم...

558
00:42:32,345 --> 00:42:34,097
‫با چوب‌های بزرگ‌تر از خودمون

559
00:42:34,264 --> 00:42:35,932
‫افتاده بودیم دنبال پسرای بزرگ‌تر.

560
00:42:39,018 --> 00:42:40,895
‫آره.

561
00:42:44,190 --> 00:42:46,526
‫متاسفم آخرش اینطور شد...

562
00:42:48,111 --> 00:42:49,445
‫به دور از خویشاوندان...

563
00:42:51,072 --> 00:42:53,408
‫به دور از اسکاتلند.

564
00:42:53,575 --> 00:42:56,161
‫الان خویشاوندم پیشمه.

565
00:42:58,371 --> 00:43:01,708
‫و من راضیم...

566
00:43:01,875 --> 00:43:03,168
‫بین همرزمانم

567
00:43:04,878 --> 00:43:07,380
‫بمیرم.

568
00:43:28,151 --> 00:43:29,569
‫خانم فریزر.

569
00:43:31,070 --> 00:43:33,114
‫ویلیام.

570
00:43:33,281 --> 00:43:35,575
‫ستوان لرد السمر.

571
00:43:38,411 --> 00:43:40,496
‫خوشحالم شما سالمید.

572
00:43:40,663 --> 00:43:41,873
‫به همچنین.

573
00:43:43,708 --> 00:43:45,793
‫نمی‌رید داخل؟

574
00:43:45,960 --> 00:43:47,420
‫خداحافظی کردم.

575
00:43:49,547 --> 00:43:50,840
‫شوهرتون اینجاست،

576
00:43:51,007 --> 00:43:52,967
‫از خویشان سرتپ هستن؟

577
00:43:53,134 --> 00:43:54,802
‫اومده ایشون رو ببینه قبل از اینکه...

578
00:43:54,969 --> 00:43:55,845
‫بله.

579
00:43:57,388 --> 00:43:59,515
‫تسلیت میگم.

580
00:44:02,101 --> 00:44:03,603
‫ممنون.

581
00:44:09,400 --> 00:44:11,152
‫یا منظورتون نبرد بود؟

582
00:44:12,946 --> 00:44:16,366
‫جنگ چیز خیلی بدیه، ویلیام...

583
00:44:16,491 --> 00:44:18,034
‫مهم نیست کی پیروز میشه.

584
00:44:19,786 --> 00:44:22,622
‫این بخشه که هیچ کس بهتون نمیگه.

585
00:44:22,789 --> 00:44:24,457
‫کم کم دارم متوجه میشم.

586
00:44:27,835 --> 00:44:29,605
‫گمون می‌کنم جنگ‌های زیادی رو دیدید،

587
00:44:29,629 --> 00:44:31,506
‫خانم فریزر.

588
00:44:31,673 --> 00:44:33,633
‫بیشتر از بقیه.

589
00:44:38,054 --> 00:44:39,138
‫فوت کردن.

590
00:45:10,837 --> 00:45:12,005
‫ویلیام اینجاست.

591
00:45:16,968 --> 00:45:18,678
‫کلاهت کو، السمر؟

592
00:45:18,803 --> 00:45:20,430
‫عذر می‌خوام، آقا.

593
00:45:20,596 --> 00:45:22,932
‫یه حرامزاده شورشی با تیر زدش.

594
00:45:23,099 --> 00:45:26,644
‫خدای بزرگ، مرد.
‫شانس آوردی کشته نشدی.

595
00:45:29,147 --> 00:45:30,648
‫من...

596
00:45:33,860 --> 00:45:35,611
‫فکر می‌کنم یه کلاه به شما بدهکارم...

597
00:45:37,822 --> 00:45:39,157
‫قربان.

598
00:46:00,845 --> 00:46:02,605
‫ظاهراً همون حرامزاده شورشی بود

599
00:46:02,722 --> 00:46:04,557
‫که کلاهت رو انداخته.

600
00:46:06,267 --> 00:46:07,560
‫چه آدم شریفی بود.

601
00:46:12,523 --> 00:46:14,942
‫چرا اون کار رو کردی؟

602
00:46:15,109 --> 00:46:17,445
‫کلیر، چون

603
00:46:17,570 --> 00:46:19,072
‫برای دومین بار تو زندگیش،

604
00:46:19,238 --> 00:46:21,574
‫یه ذره با کشتن پسرم فاصله داشتم.

605
00:46:23,409 --> 00:46:26,204
‫اولیش شب تولدش بود.

606
00:46:26,371 --> 00:46:28,748
‫و فکر کردم،

607
00:46:28,915 --> 00:46:31,209
‫«اگه سومین بار رو خطا نزنم چی؟»

608
00:46:33,586 --> 00:46:37,048
‫فکر کردم حداقل باید

609
00:46:37,215 --> 00:46:40,593
‫سعی کنم باهاش حرف بزنم...

610
00:46:40,760 --> 00:46:42,095
‫محض احتیاط

611
00:46:44,680 --> 00:46:48,142
‫اگه این تنها فرصتم بود.

612
00:46:48,309 --> 00:46:50,853
‫خب، بذار سرت، کاپیتان.

613
00:46:53,314 --> 00:46:56,943
‫باید برای دیگران الگوی خوبی باشیم، خب؟

614
00:46:57,110 --> 00:46:58,820
‫کاپیتان؟

615
00:46:58,945 --> 00:47:01,406
‫ژنرال فریزر می‌خواست بد از اولین نبرد کاپیتانت کنه.

616
00:47:01,572 --> 00:47:03,616
‫این کار رو می‌کرد ولی...

617
00:47:03,783 --> 00:47:06,661
‫ژنرال بورگوین دستورش رو امروز عصر امضا کرد.

618
00:47:09,330 --> 00:47:10,706
‫می‌دونست؟

619
00:47:10,873 --> 00:47:13,167
‫که دستورش صادر شده؟

620
00:47:13,334 --> 00:47:15,002
‫آره، بهشون گفتم.

621
00:47:16,587 --> 00:47:18,798
‫وای خدا، چه سرده.

622
00:47:25,888 --> 00:47:28,349
‫نه، نکن.

623
00:47:28,474 --> 00:47:31,310
‫اهدا کننده کلاهت، جیمز فریزر

624
00:47:31,436 --> 00:47:32,579
‫گفت باید در رو باز بذاریم...

625
00:47:32,603 --> 00:47:37,567
‫بعضی از اهالی هایلند فکر می‌کنن
‫روح از در خارج میشه.

626
00:47:37,733 --> 00:47:41,404
‫آقای تحسین‌برانگیزیه،
‫این خویشاوند سرتیپ.

627
00:47:41,529 --> 00:47:43,030
‫حقاً همینطوره.

628
00:48:03,301 --> 00:48:05,178
‫افراد بورگیون می‌خوان اسلحه‌هاشون رو

629
00:48:05,344 --> 00:48:08,806
‫تو سواحل هادسون دفن کنن، برگردن انگلستان.

630
00:48:08,973 --> 00:48:10,766
‫تنها شرط تسلیم شدن

631
00:48:10,933 --> 00:48:13,895
‫اینه که اونا هرگز نباید تو جنگ بجنگن.

632
00:48:14,020 --> 00:48:16,189
‫پس ویلیام در امانه.

633
00:48:16,355 --> 00:48:17,690
‫آره.

634
00:48:24,155 --> 00:48:25,198
‫سرهنگ فریزر.

635
00:48:25,364 --> 00:48:27,700
‫ژنرال گیتس، قربان.

636
00:48:29,702 --> 00:48:31,120
‫باهاتون کار دارم، سرهنگ.

637
00:48:32,622 --> 00:48:33,873
‫البته.

638
00:48:48,888 --> 00:48:51,432
‫می‌خوام یه لطفی به من بکنید.

639
00:48:53,059 --> 00:48:54,727
‫با کمال میل، قربان.

640
00:48:54,894 --> 00:48:56,103
‫به گمانم در خصوص

641
00:48:56,229 --> 00:48:57,980
‫شرایط تسلیم شدن شنیدی...

642
00:48:58,105 --> 00:48:59,941
‫شرایط سخاوتمندانه‌اییه،
‫به نظرم شما هم با من همنظر هستید.

643
00:49:00,066 --> 00:49:02,527
‫حقاً که سخاوتمندانه‌س، قربان.

644
00:49:02,652 --> 00:49:05,196
‫قبل از اینکه بورگوین موافقت کنه
‫عهدنامه رو امضا کنه

645
00:49:05,363 --> 00:49:07,740
‫یه درخواست اضافی داره.

646
00:49:09,659 --> 00:49:13,246
‫میگن شما از خویشاوندان ژنرال سایمون فریزر هستید.

647
00:49:13,412 --> 00:49:14,747
‫بله.

648
00:49:14,914 --> 00:49:16,674
‫ژنرال یه بار اظهار کردن

649
00:49:16,749 --> 00:49:18,543
‫اگه روزی خارج از کشور مُردن

650
00:49:18,709 --> 00:49:21,379
‫می‌خوان پیکرشون به اسکاتلند برده بشه،

651
00:49:21,504 --> 00:49:23,548
‫و اونجا در آرامش دفن بشن.

652
00:49:26,842 --> 00:49:29,595
‫می‌خواید پیکر سایمون رو ببرم اسکاتلند؟

653
00:49:29,762 --> 00:49:31,013
‫بله.

654
00:49:31,180 --> 00:49:34,308
‫این آخرین شرط بورگوین ـه.

655
00:49:34,475 --> 00:49:37,728
‫میگه ژنرال بین افرادش محبوب بوده،

656
00:49:37,895 --> 00:49:39,981
‫و اینکه اونا بدونن به وصیتش عمل شده

657
00:49:40,147 --> 00:49:42,108
‫با رضایت بیشتر جنگ رو ترک کنن،

658
00:49:42,275 --> 00:49:46,821
‫و احساس نمی‌کنن ژنرالشون رو رها کردن.

659
00:49:46,988 --> 00:49:48,864
‫برای بازگشتم به اسکاتلند

660
00:49:49,031 --> 00:49:51,075
‫تمهیداتی صورت گرفته، قربان؟

661
00:49:51,200 --> 00:49:52,076
‫محاصره‌ی دریایی وجود داره.

662
00:49:52,243 --> 00:49:54,912
‫شما به همراه همسرتون

663
00:49:55,079 --> 00:49:58,916
‫سوار بر یکی از کشتی‌های اعلیحضرت راهی می‌شید.

664
00:50:01,127 --> 00:50:04,463
‫موافق هستید، سرهنگ فریزر؟

665
00:50:15,933 --> 00:50:17,393
‫جنگ رو ترک می‌کنیم.

666
00:50:19,812 --> 00:50:23,941
‫یه سال گذشته ولی...

667
00:50:24,066 --> 00:50:26,986
‫قراره به آرزومون برسیم، ساکسون.

668
00:50:27,153 --> 00:50:29,030
‫می‌ریم اسکاتلند.

669
00:50:38,956 --> 00:50:40,833
‫اسکاتلند؟

670
00:50:41,000 --> 00:50:41,917
‫آره.

671
00:50:44,170 --> 00:50:45,421
‫خیلی دوره.

672
00:50:48,716 --> 00:50:53,346
‫تصور می‌کنم سفر طولانی و سختی باشه.

673
00:50:53,512 --> 00:50:55,014
‫آره.

674
00:50:55,181 --> 00:50:57,933
‫ولی باید برم

675
00:50:58,100 --> 00:51:01,937
‫تا به قولی که خیلی سال قبل دادم عمل کنم.

676
00:51:02,104 --> 00:51:04,649
‫حتماً باید سر قولمون بمونیم.

677
00:51:06,442 --> 00:51:08,194
‫می‌خوام یه قول از تو بگیرم.

678
00:51:18,120 --> 00:51:20,373
‫بجای من مراقب رولو هستی؟

679
00:51:23,167 --> 00:51:25,086
‫البته.

680
00:51:25,252 --> 00:51:28,047
‫نه تنها دوستش دارم

681
00:51:28,214 --> 00:51:30,883
‫بلکه نشون میده تو بر می‌گردی.

682
00:51:35,471 --> 00:51:37,723
‫ارتش داره میره سمت جنوب.

683
00:51:37,890 --> 00:51:40,518
‫می‌تونی منو تو ولی فورج پیدا کنی.

684
00:52:09,797 --> 00:52:11,424
‫اینو بگیر.

685
00:52:11,549 --> 00:52:12,800
‫سردش میشه.

686
00:52:24,103 --> 00:52:25,396
‫دوستت دارم.

687
00:52:25,521 --> 00:52:28,941
‫پیداش می‌کنم، بری.

688
00:52:29,108 --> 00:52:30,443
‫میارمش خونه.

689
00:52:52,131 --> 00:52:52,965
‫برو.

690
00:52:57,303 --> 00:52:58,971
‫حدافظ، بابایی.

691
00:53:36,383 --> 00:53:38,511
‫روز خوش.

692
00:53:43,766 --> 00:53:45,851
‫سگ زیبایی دارید.

693
00:53:46,018 --> 00:53:48,187
‫ممنون، ولی مال من نیست.

694
00:53:48,354 --> 00:53:51,190
‫اربابش رفته خارج.

695
00:53:51,315 --> 00:53:53,526
‫تا وقتی برگرده من مراقبشم.

696
00:53:56,445 --> 00:53:57,988
‫از شما خوشش میاد.

697
00:53:58,155 --> 00:54:00,533
‫این کار رو با غریبه‌ها نمی‌کنه.

698
00:54:00,699 --> 00:54:02,701
‫دوستتون حتماً شما رو خیلی دوست داشته

699
00:54:02,868 --> 00:54:04,703
‫که سگش رو بهتون سپرده.

700
00:54:09,667 --> 00:54:12,628
‫امیدوارم خیلی زود برگرده پیشتون.

701
00:55:03,554 --> 00:55:04,889
‫دلم برای سگم تنگ میشه.

702
00:55:06,473 --> 00:55:09,977
‫مطمئنم رو خشکی پیش ریچل خیلی خوشحال‌تره.

703
00:55:10,144 --> 00:55:13,439
‫روحم رو می‌فروشم که رو خشکی باشم.

704
00:55:13,606 --> 00:55:15,357
‫می‌خوای دوباره سوزن رو امتحان کنی؟

705
00:55:17,568 --> 00:55:20,446
‫ما نمایندۀ شکوه...

706
00:55:20,613 --> 00:55:22,114
‫آرمان آمریکایی

707
00:55:22,281 --> 00:55:24,033
‫در این کشتی هستیم.

708
00:55:24,199 --> 00:55:27,870
‫نمی‌خوام مثل جوجه تیغی راه برم.

709
00:55:29,747 --> 00:55:32,207
‫اونم شکوه آرمان آمریکایی بود

710
00:55:32,374 --> 00:55:34,293
‫اون موقع که دیدم م نون فطیرت رو

711
00:55:34,460 --> 00:55:36,295
‫تو دریای ایرلند بالا آوردی؟

712
00:55:36,462 --> 00:55:37,713
‫آره.

713
00:55:48,349 --> 00:55:50,601
‫همون چیزیه که من فکر می‌کنم؟

714
00:55:50,726 --> 00:55:53,562
‫خشکی!

715
00:56:25,636 --> 00:56:27,346
‫اسکاتلند.

716
00:56:27,370 --> 00:56:44,370
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

717
00:56:44,394 --> 00:56:58,394
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

