﻿1
00:00:14,724 --> 00:00:16,308
‫آنچه گذشت...

2
00:00:16,475 --> 00:00:17,643
‫خیلی چیزها رو از دست دادیم.

3
00:00:17,810 --> 00:00:18,853
‫هیچ‌چی تضمین‌شده نیست.

4
00:00:19,019 --> 00:00:20,855
‫همش به لالی‌براخ فکر می‌کنم.

5
00:00:20,980 --> 00:00:22,481
‫می‌خوای برگردی اسکاتلند؟

6
00:00:22,648 --> 00:00:24,275
‫اجازه بدید پسرم رو معرفی کنم.

7
00:00:24,400 --> 00:00:25,484
‫ویلیام رنسام.

8
00:00:25,651 --> 00:00:27,111
‫باید تمام ارتباطاتمون رو قطع کنیم.

9
00:00:27,278 --> 00:00:29,363
‫اما همچنان فروتنانه دوستت می‌مونم.

10
00:00:29,488 --> 00:00:32,283
‫کاش میشد دوران اوجش رو ببینم.

11
00:00:32,450 --> 00:00:33,868
‫ما نوکلیوا رو پیدا کردیم، بابا.

12
00:00:33,993 --> 00:00:35,077
‫باهاش فامیل هم هستیم!

13
00:00:36,495 --> 00:00:38,122
‫به جون خودم قسم خورده بودم

14
00:00:38,289 --> 00:00:40,291
‫که هرگز مقابل پسرم تفنگ دست نگیرم.

15
00:00:40,458 --> 00:00:41,208
‫راب کامرون.

16
00:00:41,375 --> 00:00:42,460
‫آره، می‌دونم کی هستی.

17
00:00:42,626 --> 00:00:43,586
‫اون کارش رو کرد.

18
00:00:43,711 --> 00:00:45,004
‫راب جم رو برد داخل سنگ‌ها.

19
00:00:45,171 --> 00:00:46,338
‫میرم دنبالش.

20
00:00:46,505 --> 00:00:47,298
‫می‌خوام کمک کنم.

21
00:00:47,465 --> 00:00:48,841
‫پیداش می‌کنم، بری.

22
00:00:49,008 --> 00:00:50,050
‫میارمش خونه.

23
00:00:50,176 --> 00:00:52,219
‫رولو رو برام نگه می‌داری؟

24
00:00:52,344 --> 00:00:53,387
‫البته که نگه می‌دارم،

25
00:00:53,512 --> 00:00:55,222
‫چون این یعنی که تو برمی‌گردی.

26
00:00:55,347 --> 00:00:57,850
‫داریم به آرزومون می‌رسیم، ساکسون.

27
00:00:58,017 --> 00:01:00,060
‫می‌ریم اسکاتلند.

28
00:01:05,983 --> 00:01:08,569
‫بری عزیزم،
‫من، مادرت، و ایان

29
00:01:08,694 --> 00:01:10,863
‫کاری رو که از ما خواسته شده بود انجام دادیم

30
00:01:11,030 --> 00:01:14,325
‫و سایمون فریزر رو
‫برگردوندیم پیش برادرش، هیو،

31
00:01:14,492 --> 00:01:17,328
‫و به آرامگاه ابدیش.

32
00:01:17,495 --> 00:01:19,413
‫جسدش به اسکاتلند برگشت

33
00:01:19,538 --> 00:01:22,666
‫تا روحش بتونه بره پیش خدا،

34
00:01:22,833 --> 00:01:25,336
‫ولی فکر نکرده بودم
‫روح خودم چه حالی پیدا می‌کنه

35
00:01:25,503 --> 00:01:28,672
‫وقتی در دشت وحشی صدای نی‌انبان بلند می‌شه.

36
00:01:30,299 --> 00:01:32,218
‫بر روی خاک وطنم ایستادم،

37
00:01:32,384 --> 00:01:33,844
‫باد رو حس کردم که منو در آغوش گرفته،

38
00:01:34,011 --> 00:01:36,722
‫و فکر کردم آسمون تیره شد.

39
00:01:37,473 --> 00:01:40,059
‫گویا طوفان در راه بود...

40
00:01:40,226 --> 00:01:44,146
‫نه از این زمین،
‫بلکه طوفانی که خودم درست کردم،

41
00:01:44,313 --> 00:01:45,564
‫و طوفانی که می‌دونستم بایست باهاش روبه‌رو بشم

42
00:01:45,731 --> 00:01:49,026
‫وقتی داشتیم به سمت لالی‌براخ می‌رفتیم.

43
00:01:49,151 --> 00:01:51,152
‫حالا می‌فهمم که مکان‌ها به

44
00:01:51,277 --> 00:01:53,197
‫چیزهایی که توشون اتفاق افتاده محکم چسبیدن،

45
00:01:53,364 --> 00:01:55,783
‫و بازگشت به جایی که قبلاً ساکنش بودی،

46
00:01:55,950 --> 00:01:59,870
‫مثل اینه که با کارایی که اونجا کردی

47
00:02:00,037 --> 00:02:01,747
‫و کسی که بودی رو‌در‌رو بشی.

48
00:02:01,914 --> 00:02:03,457
‫دعا می‌کنم که حالت خوب باشه

49
00:02:03,624 --> 00:02:05,209
‫و از این حقیقت تسلی‌خاطر می‌گیرم

50
00:02:05,376 --> 00:02:07,378
‫که با هر طوفانی مواجه بشی،

51
00:02:07,545 --> 00:02:11,674
‫راجر و بچه‌ها کنارت هستن.

52
00:02:11,698 --> 00:02:21,698
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

53
00:02:21,722 --> 00:02:31,722
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

54
00:02:31,746 --> 00:02:41,746
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

55
00:03:56,779 --> 00:03:59,239
‫من مُردم.

56
00:03:59,406 --> 00:04:01,033
‫مگه تو بهشت سوسک هست؟

57
00:04:01,200 --> 00:04:02,076
‫البته که هست.

58
00:04:02,242 --> 00:04:03,619
‫خدا همه موجودات رو دوست داره،

59
00:04:03,786 --> 00:04:05,996
‫حتی حشرات موذی.

60
00:04:06,163 --> 00:04:08,082
‫ولی سردرد شدید؟

61
00:04:10,834 --> 00:04:12,127
‫فکر نکنم.

62
00:04:15,839 --> 00:04:17,257
‫خدای من. آسیب دیدی؟

63
00:04:17,423 --> 00:04:20,302
‫قفسه سینه‌م.

64
00:04:21,345 --> 00:04:23,347
‫ای بابا.

65
00:04:23,472 --> 00:04:25,349
‫نکنه داره حمله قلبی بهت دست میده؟

66
00:04:25,516 --> 00:04:27,267
‫من از کجا بدونم؟

67
00:04:36,193 --> 00:04:39,655
‫اگه کسی خارج از زمان خودش بمیره
‫چی می‌شه؟

68
00:04:39,822 --> 00:04:43,117
‫ناپدید میشه انگار که هیچ‌وقت وجود نداشته؟

69
00:04:43,283 --> 00:04:45,744
‫شاید تبدیل بشه به هزار تکه،

70
00:04:45,911 --> 00:04:47,287
‫ولی نمی‌خوام امتحان کنم.

71
00:04:47,454 --> 00:04:49,790
‫فقط نفس بکش.

72
00:04:51,875 --> 00:04:54,378
‫فکر کنم داره می‌گذره.

73
00:04:54,545 --> 00:04:56,046
‫- جدّی؟
‫- آره.

74
00:04:56,171 --> 00:04:58,298
‫آره.

75
00:05:06,682 --> 00:05:08,225
‫پس موثر بود.

76
00:05:09,435 --> 00:05:10,936
‫فرق می‌کنه، نه؟

77
00:05:11,103 --> 00:05:12,646
‫آره.

78
00:05:13,188 --> 00:05:14,940
‫ببین، نه جاده‌ای هست،

79
00:05:15,107 --> 00:05:16,900
‫نه ماشینی. نه بریانا.

80
00:05:17,568 --> 00:05:20,112
‫پس یوقت نمیری، رفیق.

81
00:05:23,240 --> 00:05:25,367
‫اگه باک بمیره، من وجود خواهم داشت؟

82
00:05:25,534 --> 00:05:26,869
‫جمی چی؟

83
00:05:37,504 --> 00:05:39,423
‫پس اون طرف اینورنس ـه.

84
00:05:39,590 --> 00:05:41,842
‫اگه کامرون بخواد جرمایا رو ببره آمریکا،

85
00:05:42,009 --> 00:05:43,969
‫احتمالاً اونجا بره دنبال کشتی.

86
00:05:53,312 --> 00:05:56,106
‫اگه جدا بشیم،
‫منطقه بیشتری رو می‌تونیم بگردیم.

87
00:05:59,443 --> 00:06:00,778
‫جمی اینجا رو می‌شناسه.

88
00:06:00,944 --> 00:06:02,321
‫یه بار آوردمش اینجا که مطمئن بشم

89
00:06:02,488 --> 00:06:04,865
‫بی‌هوا از بین سنگ‌ها رد نمی‌شه.

90
00:06:05,032 --> 00:06:07,117
‫پس می‌دونه چطور از اینجا برگرده خونه،

91
00:06:07,242 --> 00:06:08,994
‫به لالی‌براخ.

92
00:06:09,161 --> 00:06:11,914
‫اگه از دست کامرون فرار کرده باشه...

93
00:06:12,039 --> 00:06:15,000
‫و خدا کنه که کرده باشه...

94
00:06:15,167 --> 00:06:16,627
‫می‌دوه سمت خونه.

95
00:06:16,794 --> 00:06:17,836
‫آره.

96
00:06:18,003 --> 00:06:19,379
‫پس من می‌رم اینورنس،

97
00:06:19,546 --> 00:06:21,673
‫و تا چند روز دیگه به لالی‌براخ خبر می‌فرستم.

98
00:06:30,099 --> 00:06:31,391
‫پیداش می‌کنیم.

99
00:06:33,644 --> 00:06:35,104
‫ممنون، باک.

100
00:07:49,887 --> 00:07:50,846
‫ایان.

101
00:07:51,013 --> 00:07:51,889
‫مامان.

102
00:07:54,391 --> 00:07:56,727
‫خدای من، ایان.

103
00:07:56,894 --> 00:07:58,520
‫پسر کوچولوی من.

104
00:08:11,283 --> 00:08:12,117
‫هر چی می‌خوای بگی، بگو، خواهر.

105
00:08:12,284 --> 00:08:14,369
‫حق داری.

106
00:08:22,961 --> 00:08:24,963
‫جنی.

107
00:08:34,264 --> 00:08:35,599
‫جیمی.

108
00:08:40,938 --> 00:08:42,522
‫مایکل؟

109
00:08:45,817 --> 00:08:47,819
‫تو فرانسه نیستی، پس؟

110
00:08:47,945 --> 00:08:50,739
‫فکر نمی‌کردم اینجا پیدات کنم.

111
00:08:50,864 --> 00:08:53,158
‫انتظار نداشتم شما رو هم اینجا ببینم،

112
00:08:53,325 --> 00:08:55,202
‫تا اینجا از دنیای جدید اومدی.

113
00:08:55,369 --> 00:08:58,163
‫امیدوارم زنت رو هم آوردی؟

114
00:08:58,288 --> 00:09:00,165
‫نه.

115
00:09:01,291 --> 00:09:02,376
‫لیلی من...

116
00:09:02,542 --> 00:09:04,544
‫به‌شدت به آنفولانزا مبتلا شد.

117
00:09:04,670 --> 00:09:05,879
‫دو هفته پیش فوت کرد.

118
00:09:10,676 --> 00:09:12,386
‫وگرنه زودتر می‌اومدم.

119
00:09:12,552 --> 00:09:14,179
‫خدا رو شکر که به ‌موقع رسیدین.

120
00:09:18,183 --> 00:09:19,434
‫پدر کجاست؟

121
00:09:24,898 --> 00:09:26,024
‫چون می‌بینند

122
00:09:26,191 --> 00:09:29,319
‫ایمان‌شان قوی‌تر و محکم‌تر است.

123
00:09:29,486 --> 00:09:30,821
‫آنجا بود که...

124
00:09:32,864 --> 00:09:34,032
‫اونا اومدن، ایان.

125
00:09:35,617 --> 00:09:38,120
‫پسر کوچکت برگشته خونه.

126
00:09:42,499 --> 00:09:44,042
‫پدر.

127
00:09:46,670 --> 00:09:48,505
‫نگران نباش.

128
00:09:48,672 --> 00:09:50,632
‫هنوز همون آدمم.

129
00:10:06,189 --> 00:10:08,275
‫ایان.

130
00:10:11,445 --> 00:10:12,821
‫خوشحالم می‌بینمت، رفیق.

131
00:10:12,988 --> 00:10:14,406
‫جیمی...

132
00:10:16,158 --> 00:10:17,909
‫...برادرم.

133
00:10:20,662 --> 00:10:21,997
‫ایان.

134
00:10:30,297 --> 00:10:33,216
‫عمو جیمی، زن عمو کلیر،

135
00:10:33,342 --> 00:10:34,760
‫برادر کوچکم.

136
00:10:35,635 --> 00:10:37,763
‫خیلی خوشحالم که اومدید.

137
00:10:38,263 --> 00:10:40,349
‫چند وقته این جوریه؟

138
00:10:40,515 --> 00:10:42,851
‫ایان یه جنگجوئه، مثل پدرش.

139
00:10:43,018 --> 00:10:44,186
‫یادت میاد وقتی از

140
00:10:44,311 --> 00:10:45,937
‫از «تالبوث» برگشت سرفه می‌کرد؟

141
00:10:47,356 --> 00:10:48,690
‫بعد از کالودن و اون همه بدهی،

142
00:10:48,815 --> 00:10:49,608
‫سال‌ها پیش.

143
00:10:49,775 --> 00:10:51,360
‫اون سرفه هیچ‌وقت خوب نشد.

144
00:10:52,736 --> 00:10:54,488
‫این چند ماه اخیر بدتر شده.

145
00:10:54,613 --> 00:10:55,947
‫یه کم آب بخور.

146
00:10:57,240 --> 00:10:58,742
‫سِل.

147
00:11:00,660 --> 00:11:02,829
‫- باید برامون نامه می‌دادید.
‫- دادیم.

148
00:11:02,954 --> 00:11:04,498
‫خیلی وقت پیش.

149
00:11:04,664 --> 00:11:05,832
‫شاید قبل اینکه از ریج بریم

150
00:11:05,999 --> 00:11:07,250
‫نامه‌تون رسیده بود.

151
00:11:07,376 --> 00:11:08,794
‫ببین...

152
00:11:08,960 --> 00:11:11,797
‫شاید فردا بمیرم، شاید یه سال بعد.

153
00:11:12,589 --> 00:11:15,425
‫هرکی شرط‌بندی دوست داره،
‫من رو سه ماه شرط می‌بندم.

154
00:11:15,592 --> 00:11:18,095
‫چطور قراره جایزه‌تو بگیری، پیرمرد احمق؟

155
00:11:19,429 --> 00:11:20,889
‫اتاق رئیس استفاده نشده.

156
00:11:21,056 --> 00:11:23,016
‫ایان خیلی پله دوست نداره.

157
00:11:23,141 --> 00:11:24,518
‫براتون آماده‌ش می‌کنم.

158
00:11:34,111 --> 00:11:35,987
‫خیلی متأسفم، جیمی.

159
00:11:40,075 --> 00:11:44,955
‫این بیماری رو بارها تو دهه‌های ۳۰ و ۴۰ دیدم.

160
00:11:45,122 --> 00:11:47,290
‫حسی رو دارم

161
00:11:47,457 --> 00:11:48,542
‫که گفتی

162
00:11:48,708 --> 00:11:50,877
‫وقتی از میان سنگ‌ها می‌گذشتی داشتی.

163
00:11:51,044 --> 00:11:52,212
‫انگار دنیات هنوز هست،

164
00:11:52,379 --> 00:11:55,173
‫ولی اون دنیایی نیست که داشتی.

165
00:12:02,264 --> 00:12:05,308
‫این خونه‌مه، ولی...

166
00:12:08,395 --> 00:12:10,188
‫خونه جاییه که قلب اونجاست،

167
00:12:10,355 --> 00:12:13,650
‫ولی همین‌طور جاییه که می‌تونه بشکنه.

168
00:12:13,817 --> 00:12:15,318
‫آره.

169
00:12:16,778 --> 00:12:19,739
‫این دیوارها شاهد غم‌ و غصه‌‌ی خانواده‌مون بودن.

170
00:12:23,702 --> 00:12:26,455
‫و برکات بی‌شمار.

171
00:12:27,998 --> 00:12:32,002
‫اولین بار که گفتیم «دوستت دارم»
‫تو همین اتاق بود.

172
00:12:33,753 --> 00:12:35,088
‫یه چیزهایی هیچ‌وقت عوض نمی‌شن.

173
00:12:40,886 --> 00:12:42,929
‫هر کاری از دستم بر بیاد می‌کنم.

174
00:12:45,474 --> 00:12:47,100
‫فقط باید سعی کنیم

175
00:12:47,267 --> 00:12:49,311
‫ایان راحت باشه

176
00:12:51,062 --> 00:12:53,356
‫و مطمئن بشیم که در روزهای آخر

177
00:12:53,482 --> 00:12:55,442
‫دورش پر از عشق و محبت باشه.

178
00:12:55,609 --> 00:12:56,902
‫آره.

179
00:13:10,373 --> 00:13:12,709
‫عمو ایان، از سرخپوست‌ها برامون بگو.

180
00:13:12,876 --> 00:13:15,795
‫دخترای سرخپوست لباس می‌پوشیدن یا شلوار؟

181
00:13:15,962 --> 00:13:18,173
‫اون علامت‌ها روی صورتت چیه؟

182
00:13:18,340 --> 00:13:19,341
‫ساکت دیگه.

183
00:13:19,466 --> 00:13:21,384
‫زبانتون بند نمیاد.

184
00:13:21,551 --> 00:13:23,053
‫عموتون رو راحت بذارین.

185
00:13:23,220 --> 00:13:25,096
‫همگی برید بیرون.

186
00:13:28,850 --> 00:13:30,560
‫ادب داشته باشید.

187
00:13:31,645 --> 00:13:33,980
‫فکر نکن که قضیه به این راحتی تموم شد، پسر.

188
00:13:34,147 --> 00:13:36,149
‫به‌زودی برمی‌گردن.

189
00:13:36,316 --> 00:13:37,817
‫ناامید می‌شن.

190
00:13:37,984 --> 00:13:40,403
‫چند ساله با موهاک‌ها زندگی نکردم.

191
00:13:40,570 --> 00:13:42,155
‫تو جنگ پیش‌قراول بودم.

192
00:13:42,280 --> 00:13:44,908
‫پس شماها تو نبرد استقلال جنگیدین.

193
00:13:45,075 --> 00:13:47,035
‫بله، انقلاب.

194
00:13:47,202 --> 00:13:47,994
‫آره.

195
00:13:48,119 --> 00:13:49,704
‫و البته،

196
00:13:49,829 --> 00:13:52,915
‫بریتانیا همون لحظه‌ای که فرانسه قبول کرد
‫آمریکا رو به‌عنوان یه ملت جدید بشناسه،

197
00:13:53,083 --> 00:13:55,502
‫به فرانسه اعلان جنگ داد.

198
00:13:55,669 --> 00:13:59,923
‫ولی نمی‌تونم تصور کنم
‫همچین آشوبی تو فرانسه اتفاق بیفته.

199
00:14:00,090 --> 00:14:01,758
‫بهتر هم شده،

200
00:14:01,925 --> 00:14:04,094
‫چون «فریزر و شرکا» قراره

201
00:14:04,261 --> 00:14:06,096
‫سه شعبه جدید در پاریس افتتاح کنه.

202
00:14:07,430 --> 00:14:09,432
‫ملت از شراب ناب سیر نمیشن.

203
00:14:13,728 --> 00:14:15,230
‫ایان.

204
00:14:17,566 --> 00:14:19,276
‫بیا، اینو بخور.

205
00:14:19,401 --> 00:14:20,569
‫باید کمکت کنه.

206
00:14:34,790 --> 00:14:36,668
‫اگر اشکالی نداری،

207
00:14:36,793 --> 00:14:39,838
‫من و پسر کوچکم باید
‫چند مسئله را بررسی کنیم.

208
00:14:49,139 --> 00:14:51,141
‫تعریف کن، پسرم.

209
00:14:51,308 --> 00:14:54,811
‫می‌خواهم از آمریکا بشنوم،
‫درباره‌ی سگت.

210
00:14:54,978 --> 00:14:56,313
‫می‌خوام همه‌ چی رو بدونم.

211
00:15:02,027 --> 00:15:04,362
‫تو نامه‌هات نوشتی که

212
00:15:04,529 --> 00:15:07,324
‫تو و همسر موهاکت فرزندتون رو از دست دادید.

213
00:15:07,490 --> 00:15:09,743
‫ما هم خوب این درد رو می‌فهمیم.

214
00:15:11,077 --> 00:15:12,871
‫روزهای سختی داشتم.

215
00:15:14,789 --> 00:15:17,334
‫اما دوباره امیلی رو دیدم.

216
00:15:17,500 --> 00:15:19,502
‫الان دختر داره.

217
00:15:19,669 --> 00:15:23,298
‫و با پسرش آشنا شدم،
‫«سریع‌ترین مارمولک‌».

218
00:15:24,424 --> 00:15:26,760
‫پس بچه‌های بیشتری به دنیا آورده.

219
00:15:26,926 --> 00:15:30,096
‫بله، با همسر جدیدش.

220
00:15:31,806 --> 00:15:34,726
‫سخت بود که آرزو نکنم
‫ای‌کاش ما هم همین کار رو می‌کردیم.

221
00:15:40,815 --> 00:15:43,109
‫اما پسر کوچولو...

222
00:15:45,278 --> 00:15:47,197
‫فهمیدم...

223
00:15:49,491 --> 00:15:51,034
‫اون پسرمه.

224
00:15:56,122 --> 00:15:58,249
‫به کسی نگفتم.

225
00:16:00,710 --> 00:16:02,754
‫باید به مادرت بگی.

226
00:16:03,880 --> 00:16:05,590
‫خوشحال میشه اگه بدونی پسر داری،

227
00:16:05,757 --> 00:16:08,885
‫تحت هر شرایطی که باشه.

228
00:16:09,052 --> 00:16:10,804
‫شاید بگم.

229
00:16:17,352 --> 00:16:20,063
‫ترک کردنش سخت بود.

230
00:16:20,230 --> 00:16:23,108
‫و از اون زمان هر روز بهش فکر کردم.

231
00:16:23,733 --> 00:16:27,320
‫اما می‌دونستم بهترین چیز براش
‫اینه که با خانواده‌اش بمونه.

232
00:16:28,238 --> 00:16:30,281
‫پدر داره.

233
00:16:31,574 --> 00:16:33,743
‫ولی بازم...

234
00:16:33,910 --> 00:16:36,121
‫این که از وجودش خبر دارم
‫دلم شاد میشه.

235
00:16:42,627 --> 00:16:45,130
‫امیلی ازم خواست براش اسم بذارم

236
00:16:45,296 --> 00:16:47,549
‫برای وقتی که وارد دنیای ما میشه.

237
00:16:47,716 --> 00:16:49,134
‫و گذاشتم.

238
00:16:49,300 --> 00:16:51,261
‫ایان جیمز.

239
00:16:59,936 --> 00:17:01,938
‫اسم قشنگیه.

240
00:17:04,607 --> 00:17:07,026
‫دنیا همیشه می‌تونه
‫یه ایان دیگه داشته باشه.

241
00:17:09,487 --> 00:17:10,655
‫بله.

242
00:17:15,034 --> 00:17:16,869
‫اما با اتفاقاتی که
‫بین من و امیلی افتاد،

243
00:17:16,994 --> 00:17:18,872
‫کنار اومدم.

244
00:17:23,126 --> 00:17:25,044
‫می‌دونی...

245
00:17:25,211 --> 00:17:27,130
‫جون دختر لِیری هنوز ازدواج نکرده.

246
00:17:27,297 --> 00:17:29,466
‫واقعاً زیباست.

247
00:17:29,632 --> 00:17:32,385
‫نه، یه دختر دیگه تو قلبمه.

248
00:17:32,552 --> 00:17:33,887
‫واقعاً؟

249
00:17:34,012 --> 00:17:35,638
‫کیه؟

250
00:17:37,807 --> 00:17:39,726
‫اسمش ریچله.

251
00:17:40,769 --> 00:17:42,395
‫مهربون

252
00:17:42,562 --> 00:17:45,565
‫و شجاعه.

253
00:17:45,732 --> 00:17:47,358
‫پر از ایمان و نور.

254
00:17:48,943 --> 00:17:50,195
‫دوستش داری؟

255
00:17:52,155 --> 00:17:53,406
‫بله.

256
00:17:54,282 --> 00:17:55,742
‫می‌دونه که دوستش داری؟

257
00:17:56,159 --> 00:17:57,786
‫سعی کردم بهش بگم.

258
00:17:58,495 --> 00:18:00,038
‫اما به زبان موهاک گفتم.

259
00:18:03,500 --> 00:18:05,460
‫ولی ازش خواستی که منتظرت بمونه؟

260
00:18:08,004 --> 00:18:10,590
‫نه، نخواستم.

261
00:18:10,757 --> 00:18:12,342
‫اما سگم دستشه.

262
00:18:19,891 --> 00:18:21,768
‫اون سگ...

263
00:18:21,935 --> 00:18:24,187
‫ضمانت نمی‌کنه که همسرت میشه.

264
00:18:26,981 --> 00:18:29,609
‫ایان، پسرم، برات خوشحالم.

265
00:18:30,026 --> 00:18:32,028
‫یک مرد به همسر نیاز داره،

266
00:18:32,195 --> 00:18:35,073
‫و زن خوب بزرگ‌ترین نعمتیه
‫که خدا برای مرد داره.

267
00:18:35,240 --> 00:18:36,699
‫همون چیزیه
‫که مادرت برای من بوده.

268
00:18:36,866 --> 00:18:40,036
‫اگه بدونم سر و سامون گرفتی
‫راحت‌تر از این دنیا میرم.

269
00:18:42,205 --> 00:18:43,248
‫شاید همین‌طور باشه.

270
00:18:43,414 --> 00:18:44,874
‫قول بده.

271
00:18:45,041 --> 00:18:45,917
‫هی.

272
00:18:46,042 --> 00:18:48,419
‫قول بده که میری پیشش،

273
00:18:48,586 --> 00:18:49,838
‫وقت تلف نکن،

274
00:18:49,963 --> 00:18:52,674
‫و اگه به همون زیبایی و مهربانی باشه
‫که می‌گی،

275
00:18:52,841 --> 00:18:55,301
‫نمی‌خوای مرد دیگه‌ای اونو ازت بگیره،

276
00:18:55,468 --> 00:18:57,262
‫این‌طور نیست؟

277
00:19:00,723 --> 00:19:02,475
‫بزرگت نکردم که احمق باشی.

278
00:19:06,062 --> 00:19:08,481
‫نمی‌تونم ولت کنم برم، پدر.

279
00:19:13,236 --> 00:19:17,073
‫زورکی سیب هم به اسب بیچاره میدی؟

280
00:19:18,408 --> 00:19:21,744
‫اسب‌ها هم مثل من دندان‌هاشون رو دوست دارن.

281
00:19:23,663 --> 00:19:25,290
‫کلیر...

282
00:19:26,457 --> 00:19:29,168
‫باید برم لیری رو ببینم.

283
00:19:29,335 --> 00:19:30,837
‫اگه برم کلّه‌م رو می‌کَنی؟

284
00:19:32,881 --> 00:19:34,799
‫داری از من اجازه می‌گیری؟

285
00:19:34,924 --> 00:19:37,010
‫نه. فقط...

286
00:19:37,176 --> 00:19:39,387
‫فقط گفتم که بدونی، همین.

287
00:19:40,763 --> 00:19:42,515
‫خیلی ملاحظه‌کاری.

288
00:19:42,682 --> 00:19:44,601
‫میشه بگی چرا می‌خوای بری دیدنش؟

289
00:19:44,767 --> 00:19:45,852
‫نگفتم می‌خوام ببینمش.

290
00:19:45,977 --> 00:19:47,562
‫گفتم که باید ببینمش.

291
00:19:51,399 --> 00:19:55,111
‫اگه می‌خوای بدونی با کی همبستر میشه...

292
00:19:55,278 --> 00:19:57,405
‫راه‌های غیرمستقیم‌تری وجود داره.

293
00:19:57,989 --> 00:19:59,449
‫این برام مهم نیست.

294
00:19:59,866 --> 00:20:02,368
‫طبیعیه که کنجکاو باشی.

295
00:20:02,785 --> 00:20:04,787
‫واسه این نیست که باید ببینمش.

296
00:20:04,954 --> 00:20:09,500
‫چیزی که هیو
‫تو مراسم خاکسپاری سایمون گفت.

297
00:20:10,126 --> 00:20:11,336
‫ترک خانه،

298
00:20:11,502 --> 00:20:13,338
‫جنگیدن تو کشوری که مال خودش نیست،

299
00:20:13,504 --> 00:20:15,673
‫ول کردن کارهای ناتمام...

300
00:20:15,798 --> 00:20:17,342
‫برای منم همینه.

301
00:20:17,967 --> 00:20:19,510
‫تو آمریکا جنگیدم.

302
00:20:20,136 --> 00:20:22,013
‫اونجا حالا خونه‌مه.

303
00:20:22,180 --> 00:20:24,724
‫اما این‌جا کار ناتمومی دارم،

304
00:20:24,891 --> 00:20:26,559
‫با زنی که باهاش ازدواج کردم.

305
00:20:29,354 --> 00:20:30,563
‫خب...

306
00:20:30,730 --> 00:20:33,483
‫سلام منو بهش برسون، باشه؟

307
00:20:34,734 --> 00:20:36,527
‫عجب موجود کوچیک کینه‌توزی هستی.

308
00:20:36,694 --> 00:20:38,196
‫فکرشو نمی‌کردم این طور باشی.

309
00:20:39,822 --> 00:20:41,824
‫تو اهل کینه نیستی، ساکسون.

310
00:20:41,991 --> 00:20:42,909
‫هرگز نبودی.

311
00:20:43,076 --> 00:20:44,702
‫نه، چون من اسکات نیستم.

312
00:20:45,995 --> 00:20:47,914
‫اما اگه بفهمی با کی می‌خوابه

313
00:20:48,081 --> 00:20:50,541
‫و به من نگی می‌کشمت.

314
00:21:20,405 --> 00:21:21,781
‫جنابعالی؟

315
00:21:23,199 --> 00:21:25,743
‫منم می‌تونم همینو ازت بپرسم.

316
00:21:27,078 --> 00:21:28,913
‫جوئی باسول.

317
00:21:29,080 --> 00:21:31,916
‫جیمز فریزر از بروخ توراخ.

318
00:21:36,796 --> 00:21:38,923
‫شنیدم برگشتی.

319
00:21:39,924 --> 00:21:42,552
‫روز خوش، لیری.

320
00:21:42,719 --> 00:21:45,221
‫مگه اینکه خبری از دخترم آورده باشی،

321
00:21:45,388 --> 00:21:47,932
‫چیزی ندارم بهت بگم.

322
00:21:49,976 --> 00:21:51,894
‫مارسلی خوبه.

323
00:21:52,061 --> 00:21:53,855
‫اون و فرگوس زندگی خوبی دارن.

324
00:21:54,939 --> 00:21:57,442
‫فرگوس چاپخانه داره.

325
00:21:59,360 --> 00:22:01,487
‫و چهار بچه زیبا دارن.

326
00:22:01,654 --> 00:22:03,906
‫دو پسر، دو دختر.

327
00:22:04,907 --> 00:22:06,743
‫نوه‌های توان، لیری.

328
00:22:06,909 --> 00:22:09,954
‫همه سالم و پرانرژی.

329
00:22:11,289 --> 00:22:13,291
‫این همه راه اومدی

330
00:22:13,458 --> 00:22:15,793
‫تا چیزهایی که خودم خوندم رو بهم بگی؟

331
00:22:18,880 --> 00:22:20,423
‫نه.

332
00:22:25,845 --> 00:22:27,430
‫واسه عذرخواهی اومدم.

333
00:22:37,440 --> 00:22:38,858
‫پسرم یه جایی این بیرونه،

334
00:22:39,025 --> 00:22:40,485
‫وحشت‌زده،

335
00:22:40,651 --> 00:22:42,612
‫و تقصیر منه.

336
00:22:42,779 --> 00:22:44,739
‫باید به حرف باک گوش می‌کردم.

337
00:22:44,906 --> 00:22:47,617
‫درباره‌ی راب کامرون حق داشت.

338
00:22:47,784 --> 00:22:49,660
‫چرا نتونستم ببینم؟

339
00:22:49,786 --> 00:22:51,829
‫به چه دردی می‌خورم اگه نتونم بچه‌م رو

340
00:22:51,996 --> 00:22:53,623
‫امن نگه دارم؟

341
00:22:53,790 --> 00:22:55,583
‫خیلی متأسفم، جمی.

342
00:22:55,750 --> 00:22:58,294
‫درستش می‌کنم.

343
00:22:58,461 --> 00:22:59,796
‫قول می‌دم.

344
00:23:02,715 --> 00:23:04,425
‫نباید ازت می‌خواستم که با من ازدواج کنی.

345
00:23:04,592 --> 00:23:07,512
‫قلبم سرد و بی‌احساس بود.

346
00:23:08,596 --> 00:23:10,932
‫حق نداشتم یه چیز مُرده رو بهت پیشنهاد بدم.

347
00:23:11,099 --> 00:23:12,850
‫آره، می‌دونستم.

348
00:23:13,017 --> 00:23:14,143
‫امیدوار بودم...

349
00:23:15,269 --> 00:23:17,355
‫امیدوار بودم که بتونم بهت کمک کنم.

350
00:23:17,522 --> 00:23:20,108
‫اما همه متوجه بودن
‫که به یه زن نیاز داری.

351
00:23:21,692 --> 00:23:23,903
‫به گمونم، من نبودم.

352
00:23:24,612 --> 00:23:27,156
‫فکر کردم به من نیاز داری.

353
00:23:27,323 --> 00:23:28,366
‫بچه‌هایی داشتی که باید شکمشون سیر می‌شد.

354
00:23:28,533 --> 00:23:30,743
‫پس به همین دلیل اومدی اینجا.

355
00:23:31,494 --> 00:23:33,204
‫حالا که جون بزرگ شده،

356
00:23:33,371 --> 00:23:34,705
‫فکر می‌کنی می‌تونی بیایی
‫و حرف بزنی

357
00:23:34,872 --> 00:23:36,415
‫تا از هزینه‌هایمون شونه خالی کنی؟

358
00:23:36,541 --> 00:23:38,876
‫- نه، این طور نیست.
‫- چون نمی‌تونی!

359
00:23:40,962 --> 00:23:42,880
‫منو جلوی کل جماعت کلیسا شرمنده کردی،

360
00:23:43,005 --> 00:23:44,924
‫فریبم دادی که ازدواج گناه‌آلود باهات داشته باشم،

361
00:23:45,049 --> 00:23:46,342
‫و بعد با اون ساکسون هرزه

362
00:23:46,509 --> 00:23:47,510
‫پشت سرم بهم خندیدید.

363
00:23:47,677 --> 00:23:49,345
‫من... نکردم.

364
00:23:49,512 --> 00:23:51,556
‫و حالا از آمریکا برگشتی،

365
00:23:51,722 --> 00:23:54,517
‫مثل یه دلقک انگلیسی لباس پوشیدی،

366
00:23:54,642 --> 00:23:56,561
‫دارایی‌هات رو به رخ می‌کشی
‫و نقش بزرگ‌ها رو بازی می‌کنی

367
00:23:56,727 --> 00:23:58,062
‫با اون زن لاف‌زن که آویزونته؟

368
00:23:58,229 --> 00:23:59,730
‫نه متکبرم
‫و نه چیزی را به رخ می‌کشم.

369
00:23:59,897 --> 00:24:01,357
‫خب، من بهت میگم،

370
00:24:01,524 --> 00:24:05,319
‫تو چیزی درباره‌م نمی‌دونی.

371
00:24:06,612 --> 00:24:08,739
‫خیال می‌کنی می‌تونی منو
‫مثل یه سگ تلف شده

372
00:24:08,865 --> 00:24:12,118
‫دست به سر کنی
‫و بدون هیچ مزاحمتی برم؟

373
00:24:12,285 --> 00:24:13,828
‫دوباره فکر کن.

374
00:24:15,705 --> 00:24:17,373
‫حق با توئه.

375
00:24:17,540 --> 00:24:19,458
‫هیچ وقت هیچی درباره‌ت ندونستم.

376
00:24:19,625 --> 00:24:20,710
‫تلاش کردم ولی نشد.

377
00:24:20,877 --> 00:24:23,254
‫تو هیچ تلاشی نکردی!

378
00:24:25,715 --> 00:24:30,344
‫تو اصلاً به من نگاه نمی‌کردی.

379
00:24:30,511 --> 00:24:31,512
‫هیچ وقت.

380
00:24:34,974 --> 00:24:36,767
‫خب، نه
‫فکر کنم یک بار نگاه کردی،

381
00:24:36,934 --> 00:24:38,978
‫وقتی 16 ساله بودم
‫و تو به جای من

382
00:24:39,145 --> 00:24:40,605
‫در لیوخ تنبیه شدی.

383
00:24:41,564 --> 00:24:43,524
‫فکر کردم
‫این به خاطر عشقت به من بود.

384
00:24:43,691 --> 00:24:45,067
‫اما اشتباه می‌کردم، نه؟

385
00:24:48,905 --> 00:24:50,907
‫وقتی دوگال مجبورت کرد
‫با اون ساکسون هرزه ازدواج کنی،

386
00:24:51,073 --> 00:24:53,075
‫فکر می‌کردم از غصه می‌میرم.

387
00:24:53,951 --> 00:24:57,997
‫دلم به این خوش بود
‫که فکر می‌کردم تو هم حس منو داری.

388
00:25:02,084 --> 00:25:04,128
‫این‌ طور نبود، نه؟

389
00:25:05,880 --> 00:25:07,340
‫نه.

390
00:25:11,385 --> 00:25:13,137
‫اون موقع بهم ترحم کردی.

391
00:25:14,931 --> 00:25:16,140
‫در لیوخ به من ترحم کردی،

392
00:25:16,307 --> 00:25:19,101
‫و بعد دوباره
‫وقتی با من ازدواج کردی.

393
00:25:26,150 --> 00:25:28,444
‫با کی بوس و ماچه می‌کردی؟

394
00:25:28,611 --> 00:25:30,154
‫وقتی اون تنبیه رو
‫به جای تو تحمل کردم،

395
00:25:30,279 --> 00:25:31,530
‫با کی بودی؟

396
00:25:31,697 --> 00:25:33,366
‫مهم نیست.

397
00:25:33,532 --> 00:25:35,534
‫بعدش منو بوسیدی.

398
00:25:39,622 --> 00:25:41,791
‫اما تو از قبل عاشق اون بودی،

399
00:25:41,958 --> 00:25:43,042
‫نبودی؟

400
00:25:47,004 --> 00:25:48,547
‫آره.

401
00:25:56,055 --> 00:25:57,848
‫بله، بودم.

402
00:26:10,820 --> 00:26:12,154
‫لیری، نکن!

403
00:26:12,321 --> 00:26:13,531
‫ببخشید. می‌شنوی؟

404
00:26:13,698 --> 00:26:14,824
‫ببخشید.

405
00:26:16,242 --> 00:26:17,326
‫نه، نه، نه! نه، جوئی!

406
00:26:17,493 --> 00:26:18,494
‫نه، نه، نه!

407
00:26:18,661 --> 00:26:20,162
‫بس کن!

408
00:26:21,330 --> 00:26:22,957
‫بس کن! لطفاً!

409
00:26:24,000 --> 00:26:26,168
‫به خاطر خدا،
‫بهش آسیب نزن!

410
00:26:28,337 --> 00:26:30,589
‫بیچاره جوئی من.

411
00:26:30,756 --> 00:26:32,591
‫همه چی خوبه.

412
00:26:32,758 --> 00:26:35,094
‫چیزی نشد، عزیز دلم.

413
00:26:35,261 --> 00:26:36,512
‫عزیز دلم؟

414
00:26:36,679 --> 00:26:38,055
‫چیزی نیست.

415
00:26:38,222 --> 00:26:39,724
‫به من نیاز داره.

416
00:26:40,766 --> 00:26:43,561
‫و توی لعنتی، هیچ وقت بهم نیاز نداشتی.

417
00:26:48,482 --> 00:26:49,859
‫همه چی خوبه.

418
00:26:50,026 --> 00:26:51,527
‫همه چی خوبه.

419
00:26:51,694 --> 00:26:53,529
‫جوئی بیچاره.

420
00:26:58,534 --> 00:27:00,870
‫هیس. هیس.

421
00:27:08,586 --> 00:27:10,087
‫تو مرد خوبی هستی، جیمی فریزر.

422
00:27:10,254 --> 00:27:13,424
‫فقط تو از زنی که
‫بهت شلیک کرد عذرخواهی می‌کنی.

423
00:27:14,383 --> 00:27:16,427
‫فکر می‌کردم حداقل به حرفم گوش میده.

424
00:27:17,553 --> 00:27:18,679
‫گفت من درکش نکردم،

425
00:27:18,846 --> 00:27:20,306
‫که اصلاً بهش نگاه نمی‌کردم،

426
00:27:20,473 --> 00:27:21,974
‫فقط بهش ترحم کردم.

427
00:27:22,933 --> 00:27:26,145
‫خوب، بیراه هم نگفته.

428
00:27:26,270 --> 00:27:27,521
‫آره.

429
00:27:27,688 --> 00:27:29,148
‫اما می‌خواستم جبران کنم.

430
00:27:29,940 --> 00:27:32,401
‫بعضی چیزها قابل جبران نیستن.

431
00:27:32,985 --> 00:27:35,571
‫اما با این حال،
‫خوبه که تلاش کردی.

432
00:27:38,908 --> 00:27:40,201
‫داشتم فکر می‌کردم،

433
00:27:40,368 --> 00:27:43,829
‫یه چیزی هست که منم باید جبران کنم.

434
00:27:45,581 --> 00:27:48,417
‫می‌خوام به خانواده‌ات
‫حقیقت رو بگم...

435
00:27:48,584 --> 00:27:49,919
‫درباره‌ی خودم.

436
00:27:53,172 --> 00:27:54,924
‫الان؟

437
00:27:55,091 --> 00:27:57,259
‫بعد از این همه سال؟

438
00:27:57,426 --> 00:27:58,844
‫چرا؟

439
00:27:59,011 --> 00:28:02,765
‫چیزی که سال‌ها پیش درباره‌ی کالودن بهت گفتم...

440
00:28:02,932 --> 00:28:04,266
‫خب؟

441
00:28:04,433 --> 00:28:08,145
‫نمی‌تونستیم چارلز استوارت رو متوقف کنیم،
‫اما...

442
00:28:08,312 --> 00:28:09,855
‫تو زنده موندی.

443
00:28:10,439 --> 00:28:12,441
‫- عمداً نبود.
‫- نه.

444
00:28:12,608 --> 00:28:15,820
‫اما مردانت هم زنده موندن.

445
00:28:15,986 --> 00:28:17,571
‫و این عمدی بود.

446
00:28:20,449 --> 00:28:23,160
‫درباره‌ی فرانسه یه چیزی می‌دونم،

447
00:28:23,285 --> 00:28:26,455
‫چیزی که ممکنه جان‌های بسیاری رو نجات بده.

448
00:28:26,622 --> 00:28:28,249
‫به‌ویژه جون مایکل.

449
00:28:28,999 --> 00:28:32,169
‫اگه بهشون نگم نمی‌تونم با خودم کنار بیام.

450
00:28:32,294 --> 00:28:33,796
‫اگه حرفت رو باور نکنن چی؟

451
00:28:34,380 --> 00:28:36,549
‫مثل وقتی که جریمایا پیشگویی کرد

452
00:28:36,715 --> 00:28:38,467
‫که اورشلیم نابود میشه.

453
00:28:39,260 --> 00:28:41,720
‫مردم اونقدر ازش عصبانی شدن
‫که انداختنش تو چاه.

454
00:28:44,306 --> 00:28:45,933
‫چاه چقدر دوره؟

455
00:28:52,148 --> 00:28:54,817
‫کلیر...

456
00:28:54,942 --> 00:28:59,405
‫هیچ وقت حس کردی که بهت نیاز نداشتم؟

457
00:29:02,116 --> 00:29:03,576
‫نه.

458
00:29:05,536 --> 00:29:09,039
‫تا جایی که یادمه،

459
00:29:09,206 --> 00:29:13,836
‫از همون لحظه‌ای
‫که منو دیدی، به من نیاز داشتی.

460
00:29:16,505 --> 00:29:18,174
‫و تا الان
‫هیچ دلیلی نداشتم که فکر کنم

461
00:29:18,340 --> 00:29:22,011
‫یه کم مستقل‌تر شدی.

462
00:29:33,147 --> 00:29:35,107
‫ده سال دیگه،

463
00:29:35,232 --> 00:29:37,860
‫یه انقلاب در فرانسه رخ میده.

464
00:29:38,027 --> 00:29:41,739
‫یه جورایی از همین انقلاب آمریکا الهام گرفته.

465
00:29:41,906 --> 00:29:44,533
‫ولی فرق داره.

466
00:29:45,075 --> 00:29:48,037
‫اشراف‌زاده‌ها یا کشته میشن
‫یا مجبورن فرار کنن.

467
00:29:48,162 --> 00:29:50,039
‫ثروتمندان هم تحت فشار قرار می‌گیرن.

468
00:29:50,831 --> 00:29:55,544
‫شاه و ملکه رو با گیوتین گردن می‌زنن.

469
00:29:55,711 --> 00:29:59,715
‫و یه دوران پر از خشونت و خونریزی
‫به اسم «دوران وحشت» شروع میشه.

470
00:30:00,299 --> 00:30:02,927
‫مایکل، چند سال وقت داری که آماده بشی.

471
00:30:04,053 --> 00:30:05,638
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

472
00:30:06,555 --> 00:30:07,973
‫ولی هر کاری که می‌کنی،

473
00:30:08,140 --> 00:30:12,019
‫به هیچ وجه بعد از 1788 فرانسه نمون.

474
00:30:13,562 --> 00:30:15,523
‫از کجا اینو می‌دونی؟

475
00:30:18,734 --> 00:30:20,277
‫چطوری؟

476
00:30:26,116 --> 00:30:28,994
‫من اینو می‌دونم چون...

477
00:30:35,125 --> 00:30:36,919
‫من مال این زمان نیستم.

478
00:30:42,758 --> 00:30:46,095
‫من در سال 1918 به دنیا اومدم.

479
00:30:50,432 --> 00:30:52,142
‫الهی جمی اینجا باشه.

480
00:30:52,309 --> 00:30:55,354
‫الهی خودش راه خونه‌
‫به سمت خانواده‌ش رو پیدا کنه.

481
00:31:09,201 --> 00:31:10,411
‫پس...

482
00:31:10,578 --> 00:31:12,288
‫حرفایی که درباره‌ت میگن، درسته.

483
00:31:13,831 --> 00:31:15,708
‫تو یه زن جادویی هستی.

484
00:31:15,874 --> 00:31:17,626
‫یه ساحره.

485
00:31:18,627 --> 00:31:21,297
‫دقیق نمی‌دونم زن داییم چیه،

486
00:31:21,463 --> 00:31:23,132
‫ولی حدس می‌زنم یکی از قدیمی‌هاست.

487
00:31:23,299 --> 00:31:25,092
‫درسته، دایی جیمی؟

488
00:31:26,385 --> 00:31:28,804
‫اسم دقیقی برای چیزی که کلیر هست،
‫وجود نداره.

489
00:31:30,055 --> 00:31:32,057
‫ولی کلیر چیزایی می‌دونه

490
00:31:32,224 --> 00:31:33,809
‫که قراره اتفاق بیفته.

491
00:31:35,394 --> 00:31:37,021
‫به حرفش گوش کنید.

492
00:31:39,815 --> 00:31:42,401
‫قسم می‌خورم همه اینا حقیقت داره.

493
00:31:45,321 --> 00:31:47,656
‫می‌دونم که هضمش خیلی سنگینه.

494
00:31:59,418 --> 00:32:01,337
‫«بجویید تا بیابید،

495
00:32:01,503 --> 00:32:04,298
‫بکوبید و در برایتان باز می‌شود.»

496
00:32:08,093 --> 00:32:10,137
‫من در رو باز می‌کنم.

497
00:32:32,868 --> 00:32:35,496
‫ببخشید که...

498
00:32:35,663 --> 00:32:37,581
‫مزاحم شدم.

499
00:32:37,748 --> 00:32:40,501
‫اسم من راجر مَک‌کنزیـه

500
00:32:40,626 --> 00:32:44,171
‫و از شما تقاضای کمک دارم، آقای موری.

501
00:32:45,464 --> 00:32:48,133
‫برایان فریزر، لرد لالی‌براخ.

502
00:32:48,300 --> 00:32:50,094
‫خدمتگزار شمام، آقا.

503
00:32:50,260 --> 00:32:52,304
‫وای خدا، این پدر جیمیه!

504
00:32:52,429 --> 00:32:53,430
‫شما...

505
00:32:53,597 --> 00:32:54,890
‫باید مرده باشی.

506
00:32:55,057 --> 00:32:56,141
‫شما...

507
00:32:56,308 --> 00:32:58,143
‫چرا نمردی؟

508
00:32:58,936 --> 00:33:00,729
‫حالتون خوبه، آقا؟

509
00:33:00,896 --> 00:33:02,731
‫خدایا.
‫تو زمان اشتباهی هستم.

510
00:33:02,898 --> 00:33:03,774
‫چه سالیه؟

511
00:33:03,941 --> 00:33:06,610
‫ببخشید، من...

512
00:33:08,028 --> 00:33:11,240
‫حقیقت اینه که پسرم دزدیده شده...

513
00:33:11,407 --> 00:33:13,992
‫توسط مردی به اسم راب.

514
00:33:14,159 --> 00:33:16,620
‫راب کامرون، و...

515
00:33:16,787 --> 00:33:18,956
‫آیا جم هم تو زمان اشتباهیه؟

516
00:33:19,123 --> 00:33:20,999
‫فقط ۹ سالشه.

517
00:33:21,875 --> 00:33:23,127
‫یه پسر موطلایی.

518
00:33:23,293 --> 00:33:25,170
‫اسمش جریمایا مَک‌کنزیه.

519
00:33:25,337 --> 00:33:28,382
‫شما به طور اتفاقی اونو اینجا ندیدید؟

520
00:33:28,549 --> 00:33:31,176
‫متأسفم، نه.
‫چیزی ندیدم.

521
00:33:33,220 --> 00:33:34,847
‫بفرمایید تو/

522
00:33:35,013 --> 00:33:36,515
‫یه نوشیدنی براتون میارم.

523
00:33:50,738 --> 00:33:51,989
‫جونی فسقلی.

524
00:33:52,114 --> 00:33:54,992
‫ببخشید که وقتی اومدی بالریگان
‫نشد ببینمت.

525
00:33:56,577 --> 00:33:59,663
‫خب...

526
00:33:59,830 --> 00:34:01,957
‫نمی‌خوای بیای تو؟

527
00:34:02,124 --> 00:34:04,293
‫می‌خواستم باهات حرف بزنم.

528
00:34:05,919 --> 00:34:07,504
‫جایی که کسی نشنوه.

529
00:34:11,007 --> 00:34:11,967
‫خیلی خوب.

530
00:34:17,014 --> 00:34:19,391
‫برایان قبل از کالودن مرده بود،

531
00:34:19,558 --> 00:34:21,643
‫پس این مربوط به قبل از 1746 ـه.

532
00:34:21,810 --> 00:34:24,938
‫نزدیک‌ترین خانواده‌ی کامرون‌ از لاکابر دور نیستند.

533
00:34:25,522 --> 00:34:27,149
‫چرا فکر می‌کنی
‫اون مرد از این راه رفته؟

534
00:34:27,274 --> 00:34:29,818
‫دیدنش.

535
00:34:30,485 --> 00:34:32,821
‫نزدیک کرایگ نا دون.

536
00:34:32,987 --> 00:34:35,699
‫خودت از کجا اومدی، آقای مَک‌کنزی؟

537
00:34:35,866 --> 00:34:37,493
‫شام آماده‌ست، بابا.

538
00:34:38,577 --> 00:34:40,245
‫دخترم، جنت.

539
00:34:40,411 --> 00:34:42,456
‫ایشون آقای راجر مک‌کنزیـه.

540
00:34:42,623 --> 00:34:43,873
‫جنی.

541
00:34:48,587 --> 00:34:50,380
‫همون‌طور که دخترم زیباست، آقای مک‌کنزی،

542
00:34:50,505 --> 00:34:53,342
‫متأسفانه او قبلاً چشمش به یکی دیگه‌ست.

543
00:34:53,467 --> 00:34:56,011
‫پسر سرایدارمون، ایان موری.

544
00:34:56,178 --> 00:34:57,471
‫یه پسر خوش‌تیپ، اما...

545
00:34:57,638 --> 00:34:59,473
‫مطمئناً نه، بابا.

546
00:34:59,640 --> 00:35:02,976
‫خواهش می‌کنم این مشاهدات رو
‫پیش خودت نگه داری.

547
00:35:03,143 --> 00:35:04,478
‫ببخشید.

548
00:35:04,645 --> 00:35:06,855
‫من قصد بی‌ادبی نداشتم.

549
00:35:08,023 --> 00:35:10,567
‫- خودم متأهلم.
‫- واقعاً؟

550
00:35:10,734 --> 00:35:13,237
‫خب اگه بخوای تو جستجوت پیشروی کنی،

551
00:35:13,362 --> 00:35:14,947
‫خیلی قبل از تاریکی باید بری.

552
00:35:15,072 --> 00:35:16,365
‫شام رو با ما بخور.

553
00:35:16,490 --> 00:35:17,699
‫شب بمون.

554
00:35:17,825 --> 00:35:19,952
‫شاید یکی از مستأجرهام چیزی دیده باشه.

555
00:35:20,118 --> 00:35:22,204
‫صبح می‌پرسیم.

556
00:35:22,329 --> 00:35:23,831
‫ممنونم.

557
00:35:23,997 --> 00:35:25,332
‫خیلی لطف دارید.

558
00:35:41,265 --> 00:35:44,184
‫مسئله درباره‌ی جهیزیه‌مه.

559
00:35:48,313 --> 00:35:50,524
‫با کی می‌خوای ازدواج کنی؟

560
00:35:51,859 --> 00:35:53,694
‫عیسی مسیح.

561
00:35:55,279 --> 00:35:57,698
‫من قصد دارم نذرم رو به عنوان یه راهبه بدم.

562
00:35:57,865 --> 00:36:00,659
‫ولی مادرم اجازه نمیده جهیزیه‌م
‫برای این کار آزاد بشه.

563
00:36:00,826 --> 00:36:04,121
‫و من و کشیش توافق کردیم که...

564
00:36:04,288 --> 00:36:06,748
‫نمی‌تونم مادرم رو ترک کنم
‫اگه قرار باشه با

565
00:36:06,915 --> 00:36:08,625
‫یه کارگر زندگی کنه.

566
00:36:08,792 --> 00:36:11,587
‫این کار روح هردوشون رو به جهنم می‌فرسته.

567
00:36:12,671 --> 00:36:14,256
‫چرا ازدواج نمی‌کنند؟

568
00:36:15,632 --> 00:36:18,844
‫به خاطر قراری که تو
‫سال‌ها پیش با مادرم گذاشتی.

569
00:36:19,595 --> 00:36:21,597
‫تو قول دادی که ازش حمایت کنی،

570
00:36:21,763 --> 00:36:24,474
‫ولی اگه دوباره ازدواج کنه
‫حمایتش قطع میشه.

571
00:36:24,600 --> 00:36:27,185
‫و اگه دوباره با کسی ازدواج کنه،

572
00:36:27,352 --> 00:36:30,022
‫مالکیت بالریگان از دستش میره.

573
00:36:30,188 --> 00:36:32,107
‫این موضوع دلش رو می‌شکنه
‫که از دستش بده.

574
00:36:32,274 --> 00:36:35,319
‫ولی نمی‌خواد جوئی رو هم از دست بده.

575
00:36:35,485 --> 00:36:37,654
‫پس می‌بینی مشکل چیه؟

576
00:36:40,115 --> 00:36:42,659
‫حالا می‌خوای من چی کار کنم؟

577
00:36:44,119 --> 00:36:46,371
‫نمی‌دونم.

578
00:36:46,538 --> 00:36:49,791
‫ولی اگه کسی بتونه راهی پیدا کنه...

579
00:36:49,958 --> 00:36:51,001
‫اون تویی.

580
00:37:07,601 --> 00:37:10,479
‫همیشه می‌دونستم که تو
‫رازی رو ازمون پنهون کردی.

581
00:37:11,563 --> 00:37:13,857
‫برادرم و پسرم حرفت رو باور دارن،

582
00:37:13,982 --> 00:37:17,319
‫و می‌دونم که اونا به این راحتی
‫گول نمی‌خورن، و این...

583
00:37:18,737 --> 00:37:21,031
‫خب، این خیلی چیزها رو توضیح میده.

584
00:37:22,950 --> 00:37:25,077
‫می‌خوام یه درخواست کنم.

585
00:37:26,578 --> 00:37:28,330
‫ایان رو درمان می‌کنی؟

586
00:37:30,415 --> 00:37:31,917
‫جنی...

587
00:37:34,544 --> 00:37:35,963
‫کاش می‌تونستم.

588
00:37:36,672 --> 00:37:40,425
‫تو زمان من داروهایی
‫برای بیماری ایان وجود داره،

589
00:37:40,592 --> 00:37:44,179
‫ولی من اینجا راهی برای تهیه‌شون ندارم.

590
00:37:44,346 --> 00:37:46,890
‫و حتی اگه داشتم، خب...

591
00:37:49,226 --> 00:37:50,978
‫فکر می‌کنم دیگه خیلی دیر شده.

592
00:37:52,729 --> 00:37:55,023
‫فکر نمی‌کنی که تا الان

593
00:37:55,190 --> 00:37:56,608
‫اگه می‌تونستم کاری می‌کردم؟

594
00:37:57,484 --> 00:37:59,528
‫شاید نمی‌کردی...

595
00:37:59,653 --> 00:38:01,863
‫اگه هنوز از من کینه داشته باشی.

596
00:38:02,864 --> 00:38:04,950
‫و اگه به خاطر اون باشه،
‫معذرت می‌خوام،

597
00:38:05,117 --> 00:38:06,243
‫و واقعاً از ته دل میگم.

598
00:38:06,410 --> 00:38:08,036
‫هر چند کاری که کردم به صلاح همه بود.

599
00:38:08,954 --> 00:38:10,288
‫کینه؟

600
00:38:11,790 --> 00:38:14,376
‫وانمود نکن که نمی‌دونی
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنم.

601
00:38:14,543 --> 00:38:17,212
‫می‌دونستی من کسی بودم
‫که جیمی رو تشویق کردم با لیری ازدواج کنه،

602
00:38:17,379 --> 00:38:19,214
‫و بله، من بودم که وقتی تو برگشتی
‫لیری رو صدا زدم،

603
00:38:19,381 --> 00:38:21,550
‫ولی فقط چون اون درباره‌ی لیری بهت نگفته بود،

604
00:38:21,675 --> 00:38:22,884
‫و به اونم درباره‌ی تو نگفته بود.

605
00:38:23,010 --> 00:38:24,553
‫تو قلبش رو یه بار شکستی و....

606
00:38:24,678 --> 00:38:27,389
‫جنی، مال خیلی وقت پیشه.

607
00:38:28,932 --> 00:38:30,600
‫من هیچ کینه‌ای به دل ندارم.

608
00:38:30,767 --> 00:38:33,437
‫باید باورم کنی.

609
00:38:33,603 --> 00:38:35,480
‫اگه کاری باشه که بتونم برای ایان انجام بدم،
‫پس...

610
00:38:35,647 --> 00:38:37,190
‫پس انجامش بده.

611
00:38:41,236 --> 00:38:43,113
‫من جادو نمی‌کنم.

612
00:38:44,865 --> 00:38:47,909
‫و هیچ قدرتی ندارم.

613
00:38:48,076 --> 00:38:49,661
‫فقط کمی دانش دارم.

614
00:38:50,120 --> 00:38:54,750
‫نه اون‌قدر که بتونم
‫یک مرد در حال مرگ رو نجات بدم.

615
00:38:54,916 --> 00:38:56,752
‫حتی کسی که دوستش دارم.

616
00:39:00,464 --> 00:39:03,467
‫اگه می‌تونستم،
‫روحم رو برای این کار می‌دادم.

617
00:39:05,343 --> 00:39:08,013
‫یا شاید تو روح نداری.

618
00:39:20,067 --> 00:39:23,695
‫برایان گفت جیمی تو فرانسه دانشگاه میره.

619
00:39:23,862 --> 00:39:26,823
‫این یعنی باید 18 یا 19 ساله باشه.

620
00:39:26,990 --> 00:39:30,869
‫پس باید سال 1739 یا 1740 باشه.

621
00:39:30,994 --> 00:39:34,456
‫آیا راب و جمی هم
‫تو زمان اشتباهی افتادن؟

622
00:39:34,623 --> 00:39:36,458
‫باید این‌طور شده باشه.

623
00:39:36,583 --> 00:39:38,043
‫ولی چرا؟

624
00:39:38,210 --> 00:39:40,337
‫چطور؟

625
00:39:40,504 --> 00:39:42,631
‫مهم نیست.

626
00:39:42,756 --> 00:39:45,092
‫فقط باید جمی رو پیدا کنم.

627
00:39:45,217 --> 00:39:47,719
‫بدون اون برنمی‌گردم.

628
00:39:47,886 --> 00:39:49,638
‫نمی‌تونم تو چشم‌های زنم نگاه کنم

629
00:39:49,805 --> 00:39:52,933
‫اگه پسرمون رو همراه خودم نبرم.

630
00:40:08,949 --> 00:40:10,367
‫جان موری.

631
00:40:10,534 --> 00:40:11,993
‫آقای راجر مک‌کنزی اینجاست.

632
00:40:12,160 --> 00:40:13,078
‫روز بخیر، آقا.

633
00:40:13,245 --> 00:40:14,830
‫خوشحالم که دیدمتون، آقای موری.

634
00:40:14,955 --> 00:40:18,041
‫شنیدیم که شما چیزهایی
‫درباره‌ی یه مرد مرموز شنیدید

635
00:40:18,208 --> 00:40:19,668
‫که در این اطراف دیده شده.

636
00:40:19,835 --> 00:40:20,877
‫آره.

637
00:40:21,044 --> 00:40:23,004
‫شنیدم کشاورزانی که
‫گوسفندها رو می‌بردن بازار

638
00:40:23,171 --> 00:40:25,549
‫با یه مرد مرموز برخورد کردن.

639
00:40:25,715 --> 00:40:27,259
‫گفتن لباس‌های عجیبی داشته...

640
00:40:27,425 --> 00:40:29,636
‫کت کوتاه، شلوار بلند،

641
00:40:29,803 --> 00:40:31,388
‫و چکمه‌هایی که قبلاً
‫مثلشون رو ندیده بودن.

642
00:40:31,555 --> 00:40:33,682
‫گفتن کجا دیدنش؟

643
00:40:33,849 --> 00:40:34,724
‫نه.

644
00:40:34,850 --> 00:40:36,017
‫کس دیگه‌ای چیزی ازش شنیده؟

645
00:40:36,184 --> 00:40:38,645
‫هیچ چیز دیگه‌ای نشنیدم، آقا.

646
00:40:40,355 --> 00:40:42,858
‫از یه پسربچه حرف نزدن؟

647
00:40:43,024 --> 00:40:45,193
‫نمی‌دونم، آقا.

648
00:40:50,031 --> 00:40:51,032
‫روز بخیر، آقای موری.

649
00:40:51,199 --> 00:40:52,242
‫پسرم اینجا نیست،

650
00:40:52,409 --> 00:40:53,702
‫اگه دنبال اون می‌گردید.

651
00:40:55,245 --> 00:40:57,164
‫با آقای مَک‌کنزی کار دارم.

652
00:40:58,081 --> 00:40:59,875
‫خویشاوند شما، ویلیام مک‌کنزی،

653
00:41:00,041 --> 00:41:01,751
‫در مسیر لالی‌بروخ مریض شد،

654
00:41:01,918 --> 00:41:03,253
‫و خواست که شما فوراً بیایید.

655
00:41:03,420 --> 00:41:04,671
‫درمانگر نداریم که براش بفرستیم،

656
00:41:04,838 --> 00:41:06,882
‫ولی یه گیاه‌شناس یه مقدار دورتر هست.

657
00:41:37,120 --> 00:41:38,288
‫جنی.

658
00:41:41,833 --> 00:41:43,376
‫می‌خوای من برم؟

659
00:41:45,754 --> 00:41:46,880
‫نه.

660
00:41:48,173 --> 00:41:49,758
‫چه فرقی می‌کنه؟

661
00:41:51,176 --> 00:41:53,803
‫چه فرقی می‌کنه؟

662
00:41:53,970 --> 00:41:56,681
‫می‌دونم که به‌خاطر ایان خیلی دلشکسته‌ای.

663
00:41:56,848 --> 00:41:57,807
‫همه‌مون همین‌طوریم.

664
00:42:08,610 --> 00:42:10,737
‫من می‌ترسم.

665
00:42:11,863 --> 00:42:14,616
‫نمی‌دونم چطوری
‫بدون اون ادامه بدم.

666
00:42:14,783 --> 00:42:16,868
‫می‌فهمم.

667
00:42:16,993 --> 00:42:18,495
‫منم همین حس رو داشتم
‫وقتی فکر می‌کردم کلیر رو از دست دادم،

668
00:42:18,620 --> 00:42:19,913
‫ولی...

669
00:42:21,581 --> 00:42:23,959
‫من می‌شناسمت، جنت فریزر.

670
00:42:24,125 --> 00:42:26,169
‫تو از من قوی‌تری.

671
00:42:28,505 --> 00:42:32,133
‫وقتی مامانمون فوت کرد
‫تو هنوز بچه بودی، ولی...

672
00:42:32,300 --> 00:42:35,136
‫پیش‌بند بستی
‫و برامون شام درست کردی.

673
00:42:35,929 --> 00:42:38,932
‫بهمون غذا دادی و ازمون
‫و از خونه‌مون سال‌ها مراقبت کردی.

674
00:42:40,058 --> 00:42:41,893
‫تو...

675
00:42:42,769 --> 00:42:46,314
‫جلوی سربازهای انگلیسی ایستادی وقتی اومدن،

676
00:42:46,481 --> 00:42:47,941
‫و به صورت جک رندال خندیدی

677
00:42:48,108 --> 00:42:49,901
‫وقتی سعی کرد بهت تعرض کنه.

678
00:42:51,569 --> 00:42:56,074
‫تو هفت تا بچه به دنیا آوردی...

679
00:42:56,241 --> 00:42:58,868
‫و برای کیتلین عزاداری کردی،

680
00:42:59,035 --> 00:43:00,704
‫ولی ادامه دادی.

681
00:43:02,163 --> 00:43:04,666
‫و تا آخرین لحظه از پدرمون

682
00:43:04,833 --> 00:43:06,251
‫مراقبت کردی.

683
00:43:07,544 --> 00:43:09,796
‫بدون تو خونه‌ای وجود نداشت

684
00:43:09,963 --> 00:43:11,172
‫چون تو دوام می‌آری.

685
00:43:11,339 --> 00:43:13,675
‫تو ماندگاری،

686
00:43:13,842 --> 00:43:16,344
‫مثل سنگی که
‫لالی‌بروخ روش ساخته شده.

687
00:43:22,058 --> 00:43:25,353
‫و می‌دونم،
‫وقتی ایان بالاخره ما رو ترک کنه،

688
00:43:25,520 --> 00:43:30,483
‫تو شام می‌پزی و اینجا رو
‫مثل همیشه می‌چرخونی.

689
00:43:31,401 --> 00:43:33,862
‫برای بچه‌هات...

690
00:43:34,029 --> 00:43:35,405
‫و نوه‌هات.

691
00:43:49,169 --> 00:43:52,297
‫فکر نمی‌کنم بتونم
‫تو غار قدیمیت قایم بشم.

692
00:43:53,548 --> 00:43:55,383
‫توصیه نمی‌کنم.

693
00:43:55,550 --> 00:43:57,218
‫خیلی سرده...

694
00:43:57,385 --> 00:43:58,345
‫و خیلی مرطوب.

695
00:44:14,402 --> 00:44:15,653
‫اومدم.

696
00:44:15,820 --> 00:44:17,072
‫بگو.

697
00:44:19,449 --> 00:44:22,619
‫می‌خوام یه موضوع
‫حقوقی بینمون رو حل کنیم

698
00:44:22,786 --> 00:44:24,120
‫که به جون مربوط می‌شه.

699
00:44:25,246 --> 00:44:26,498
‫چه اهمیتی برات داره؟

700
00:44:26,664 --> 00:44:29,125
‫جونی خیلی برام مهمه.

701
00:44:29,250 --> 00:44:31,002
‫فکر می‌کنم توافق قبلیمون

702
00:44:31,127 --> 00:44:32,921
‫مانعی برای آینده‌ش شده.

703
00:44:34,005 --> 00:44:35,673
‫دوباره صومعه، این‌طور نیست؟

704
00:44:38,259 --> 00:44:39,719
‫چرنده.

705
00:44:40,929 --> 00:44:42,931
‫اون با جوردی ‌کن ازدواج می‌کنه،
‫و این حرف آخر منه.

706
00:44:43,098 --> 00:44:44,682
‫ترجیح میدم بمیرم و دفن بشم.

707
00:44:44,849 --> 00:44:45,975
‫نمی‌تونی سرزنشش کنی

708
00:44:46,101 --> 00:44:47,811
‫که کلاً نمی‌خواد ازدواج کنه.

709
00:44:51,106 --> 00:44:53,650
‫منم الگوی خوبی براش نبودم.

710
00:45:00,365 --> 00:45:02,117
‫خب...

711
00:45:02,242 --> 00:45:04,160
‫با ند گوان حرف زدم.

712
00:45:04,327 --> 00:45:05,662
‫هنوز زنده‌ست؟

713
00:45:07,288 --> 00:45:10,792
‫دندون نداره و چروکیده شده،
‫ولی سرحاله، مثل یه جیرجیرک.

714
00:45:11,584 --> 00:45:15,839
‫یه اصلاحیه برای توافق‌مون نوشت.

715
00:45:24,973 --> 00:45:26,307
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

716
00:45:27,392 --> 00:45:28,309
‫چه خوشت بیاد یا نه،

717
00:45:28,476 --> 00:45:29,811
‫منم عضوی از این خانواده‌ام.

718
00:45:29,978 --> 00:45:31,146
‫آره.

719
00:45:32,230 --> 00:45:34,816
‫و ما یه شاهد نیاز داریم
‫که قرارداد رو امضا کنه.

720
00:45:37,610 --> 00:45:39,237
‫من هیچ قراردادی امضا نمی‌کنم.

721
00:45:39,404 --> 00:45:42,949
‫مامان... خواهش می‌کنم به حرفش گوش بده.

722
00:45:44,784 --> 00:45:46,995
‫بعد از ثبت رسمی ازدواج

723
00:45:47,162 --> 00:45:48,496
‫لیری مک‌کنزی فریزر

724
00:45:48,663 --> 00:45:51,166
‫با جوزف باسول موری...

725
00:45:51,332 --> 00:45:53,835
‫قبول می‌کنی ازدواج کنی؟

726
00:45:56,921 --> 00:45:59,048
‫آره. قبول می‌کنم.

727
00:45:59,215 --> 00:46:00,341
‫این چیزیه که می‌خوام.

728
00:46:02,427 --> 00:46:04,012
‫یه قرارداد امضا می‌شه،

729
00:46:04,179 --> 00:46:07,015
‫که تضمین می‌کنه املاک بالریگن،

730
00:46:07,182 --> 00:46:08,558
‫که الان تحت سرپرستی منه،

731
00:46:08,725 --> 00:46:11,311
‫و تمام دارایی‌های مرتبط،
‫به عنوان دارایی مستقل

732
00:46:11,478 --> 00:46:13,271
‫لیری فریزر باقی بمونه
‫تا زمان مرگش،

733
00:46:13,438 --> 00:46:15,607
‫و به شوهرش منتقل نشه.

734
00:46:17,150 --> 00:46:19,027
‫علاوه بر این،

735
00:46:19,194 --> 00:46:22,363
‫بعد از اینکه ازدواجتون رسمی بشه،

736
00:46:22,530 --> 00:46:25,033
‫من دیگه ملزم به پرداخت نفقه نخواهم بود.

737
00:46:25,200 --> 00:46:28,578
‫شما جهیزیه جون رو
‫برای سفرش آزاد می‌کنید،

738
00:46:28,745 --> 00:46:31,289
‫و من مقداری طلای جزئی برای هزینه‌هاش

739
00:46:31,456 --> 00:46:34,709
‫در صومعه‌ای که انتخاب می‌کنه
‫تامین می‌کنم.

740
00:46:44,302 --> 00:46:47,430
‫بالریگن مال من می‌شه؟

741
00:46:49,933 --> 00:46:51,809
‫برات قابل قبوله؟

742
00:47:11,871 --> 00:47:13,998
‫ممنون، پدر.

743
00:47:14,165 --> 00:47:16,167
‫برام دعا کن، باشه؟

744
00:47:16,334 --> 00:47:17,544
‫وقتی که نذرت رو ادا کردی؟

745
00:47:18,920 --> 00:47:20,672
‫هر روز.

746
00:47:20,838 --> 00:47:22,340
‫و دو بار روزهای یکشنبه.

747
00:47:35,728 --> 00:47:38,940
‫نامه‌ها برای بریانا و راجر
‫آماده و مرتب شدن.

748
00:47:39,107 --> 00:47:40,358
‫باشه.

749
00:47:40,525 --> 00:47:43,069
‫وقتی تونستیم می‌بریمشون بانک ادینبرا.

750
00:47:45,238 --> 00:47:46,406
‫و شاید وقتی اونجاییم،

751
00:47:46,531 --> 00:47:49,117
‫اون عینک رو هم برداریم.

752
00:47:50,827 --> 00:47:52,161
‫بس کن.

753
00:47:52,328 --> 00:47:54,205
‫چشمام خوب می‌بینه.

754
00:47:57,542 --> 00:47:59,377
‫این برای تو اومده، کلبر.

755
00:47:59,836 --> 00:48:02,171
‫فکر کنم از مستعمرات باشه.

756
00:48:16,060 --> 00:48:17,478
‫از طرف لرد جان ـه.

757
00:48:17,645 --> 00:48:19,314
‫مربوط به ویلیامه؟

758
00:48:20,231 --> 00:48:21,899
‫نه، ویلیام حالش خوبه.

759
00:48:22,066 --> 00:48:23,985
‫پیش جان تو فیلادلفیاست.

760
00:48:24,152 --> 00:48:25,695
‫فیلادلفیا؟

761
00:48:25,862 --> 00:48:28,781
‫گفته نامه‌های مختلفی به چند جا فرستاده

762
00:48:28,948 --> 00:48:31,993
‫تا بتونه باهامون تماس بگیره.

763
00:48:32,160 --> 00:48:34,412
‫پسرخواهر جان، هنریه.

764
00:48:34,579 --> 00:48:36,414
‫تو جنگ زخمی شده.

765
00:48:36,581 --> 00:48:38,708
‫دو بار به شکمش شلیک شده.

766
00:48:39,751 --> 00:48:41,878
‫«امید داشتم بتونم برش گردونم انگلستان،

767
00:48:42,003 --> 00:48:43,713
‫اما پزشکای اینجا نتونستن

768
00:48:43,838 --> 00:48:47,842
‫گلوله‌های تفنگی که تو بدنشه
‫رو دربیارن.

769
00:48:47,967 --> 00:48:51,888
‫کلیر، می‌ترسم فقط تو بتونی این کار رو بکنی...

770
00:48:56,643 --> 00:48:59,354
‫و بدون کمک تو، هنری قطعاً می‌میره.

771
00:48:59,520 --> 00:49:03,107
‫"الان در خونه‌ی خانم وودکاک

772
00:49:03,274 --> 00:49:04,609
‫در خیابون کلاور فیلادلفیاست.

773
00:49:04,776 --> 00:49:05,860
‫"این درخواست رو فقط
‫به خاطر اعتمادم

774
00:49:06,027 --> 00:49:08,863
‫"به تو می‌کنم.

775
00:49:08,988 --> 00:49:10,782
‫خواهش می‌کنم بیا.»

776
00:49:16,871 --> 00:49:18,498
‫راست میگه.

777
00:49:19,248 --> 00:49:22,085
‫هنری می‌میره اگه عمل نشه.

778
00:49:23,503 --> 00:49:25,546
‫ولی الان نمی‌تونیم بریم.

779
00:49:29,801 --> 00:49:31,636
‫باید هر زمانی که برامون مونده رو

780
00:49:31,803 --> 00:49:33,346
‫با ایان بگذرونیم.

781
00:49:34,889 --> 00:49:36,557
‫من نمی‌تونم برم،

782
00:49:36,724 --> 00:49:38,726
‫ولی تو، کلیر...

783
00:49:38,893 --> 00:49:40,395
‫آره.

784
00:49:41,562 --> 00:49:42,814
‫تو باید بری.

785
00:49:43,648 --> 00:49:44,941
‫جنی...

786
00:49:45,525 --> 00:49:47,735
‫فکر می‌کنی
‫می‌تونی این مرد رو نجات بدی؟

787
00:49:49,821 --> 00:49:51,447
‫فکر کنم بتونم.

788
00:49:52,115 --> 00:49:53,324
‫خودت گفتی.

789
00:49:53,491 --> 00:49:54,617
‫نمی‌تونی ایان رو نجات بدی،

790
00:49:54,784 --> 00:49:56,411
‫ولی اگه می‌تونی یه جون دیگه
‫رو نجات بدی...

791
00:49:59,372 --> 00:50:01,666
‫می‌دونم که جون برادرم
‫رو چند بار نجات دادی.

792
00:50:04,752 --> 00:50:06,838
‫تو تنها امید دوستت هستی.

793
00:50:06,963 --> 00:50:08,464
‫باید بری.

794
00:50:49,255 --> 00:50:51,132
‫برای دوست دخترته؟

795
00:50:54,510 --> 00:50:57,722
‫چه خبری هست که نمی‌تونه
‫تا دیدنش صبر کنه؟

796
00:51:01,142 --> 00:51:02,935
‫من نمی‌تونم ببینمش.

797
00:51:03,936 --> 00:51:05,855
‫نمی‌تونم بابا رو تنها بذارم.

798
00:51:08,191 --> 00:51:10,401
‫وقتی که جوون بودم
‫به ادینبرا فرار کردم،

799
00:51:10,568 --> 00:51:11,819
‫و بعد وقتی

800
00:51:11,944 --> 00:51:14,197
‫در مستعمرات با دایی جیمی موندم،

801
00:51:14,322 --> 00:51:16,240
‫می‌دونم دلش رو شکستم.

802
00:51:16,991 --> 00:51:18,993
‫دیگه نمی‌تونم تنهاش بذارم.

803
00:51:21,996 --> 00:51:24,165
‫برای تو چه اتفاقی می‌افته؟

804
00:51:25,291 --> 00:51:26,751
‫بعد از...

805
00:51:27,668 --> 00:51:31,047
‫وظیفه‌ی من به‌عنوان یه پسر
‫اینه که در لالی‌بروخ بمونم.

806
00:51:32,757 --> 00:51:34,592
‫شاید فردا...

807
00:51:35,885 --> 00:51:37,595
‫یا یه سال دیگه.

808
00:51:38,596 --> 00:51:40,389
‫نمی‌تونم از ریچل بخوام صبر کنه

809
00:51:40,556 --> 00:51:42,391
‫وقتی نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه.

810
00:51:42,517 --> 00:51:44,393
‫من...

811
00:51:44,560 --> 00:51:46,312
‫باید ازش دل بکَنم.

812
00:51:51,776 --> 00:51:54,695
‫نامه رو می‌دم به خاله کلیر.

813
00:52:00,368 --> 00:52:01,744
‫همراهم بیا.

814
00:52:08,543 --> 00:52:10,545
‫مامان، قبرستون؟

815
00:52:12,880 --> 00:52:14,340
‫بیا.

816
00:52:14,507 --> 00:52:15,883
‫این طرف.

817
00:52:30,599 --> 00:52:32,099
‫[ایزابل]

818
00:52:36,153 --> 00:52:38,114
‫ایان، درست نوشته شده؟

819
00:52:38,990 --> 00:52:42,618
‫بابات گفت کاملاً
‫مطمئن نیست به زبون موهاک درست باشه.

820
00:52:42,785 --> 00:52:44,161
‫نامه‌ای که فرستادی رو نگاه کردیم،

821
00:52:44,328 --> 00:52:46,414
‫و من تا جایی که تونستم کپی کردم.

822
00:52:46,581 --> 00:52:48,958
‫از سنگ‌تراش خواستم هر دو تا رو بذاره.

823
00:52:50,334 --> 00:52:51,878
‫فکر می‌کنم درست بوده.

824
00:52:58,968 --> 00:53:00,803
‫«دختر عزیز.»

825
00:53:04,140 --> 00:53:06,017
‫درسته.

826
00:53:22,283 --> 00:53:25,828
‫فکر کردم دوست داشته باشی
‫یه جایی برای دیدنش باشه،

827
00:53:25,995 --> 00:53:29,957
‫که نشون بده اینجا روی زمین بوده،

828
00:53:30,082 --> 00:53:31,626
‫و پیش تو.

829
00:53:43,638 --> 00:53:47,183
‫اون همیشه اینجا پیش ما جا داره.

830
00:53:48,142 --> 00:53:49,727
‫پیش خانواده.

831
00:54:17,296 --> 00:54:20,466
‫همه چی خوبه، پسرم.

832
00:54:23,552 --> 00:54:26,305
‫برو پیش دختره.

833
00:54:28,015 --> 00:54:30,851
‫تو هم همیشه
‫اینجا پیش ما خواهی بود.

834
00:54:36,649 --> 00:54:38,901
‫این کار درسته.

835
00:54:39,068 --> 00:54:40,903
‫می‌تونی با خاله کلیر سفر کنی.

836
00:54:42,905 --> 00:54:46,283
‫ولی باید تا آخر عمرش کنارش می‌بودم.

837
00:54:46,450 --> 00:54:47,576
‫نه.

838
00:54:47,702 --> 00:54:52,540
‫بابات می‌خواد بری
‫و به زندگیت برسی.

839
00:55:01,757 --> 00:55:04,135
‫بابات می‌خواست چیزی
‫ازش برای تو به یادگار بمونه.

840
00:55:05,261 --> 00:55:07,388
‫گرم نگه‌ت می‌داره.

841
00:55:12,893 --> 00:55:14,770
‫ممنونم.

842
00:55:17,148 --> 00:55:20,067
‫بابت چیزی که گفتم معذرت می‌خوام.

843
00:55:21,277 --> 00:55:24,613
‫با عجله و از روی غم حرف زدم.

844
00:55:27,116 --> 00:55:28,284
‫می‌دونم.

845
00:55:30,578 --> 00:55:34,415
‫شاید نفهمم تو چی هستی،
‫ولی...

846
00:55:34,582 --> 00:55:36,125
‫روح داری.

847
00:55:39,587 --> 00:55:42,339
‫و به عشقی که به خانواده‌مون داری
‫اعتماد دارم.

848
00:55:45,551 --> 00:55:46,927
‫ممنون، جنی.

849
00:55:59,190 --> 00:56:02,151
‫یه کیسه پراز سیب برای سفرت داری، ساکسون.

850
00:56:02,318 --> 00:56:05,029
‫کافیه؟

851
00:56:05,196 --> 00:56:06,363
‫هیچ‌وقت کافی نیست.

852
00:56:09,867 --> 00:56:11,410
‫روزشماری می‌کنم.

853
00:57:08,175 --> 00:57:09,510
‫ایان.

854
00:57:50,759 --> 00:57:53,179
‫گیاه‌شناس باید همین دور و بر باشه.

855
00:57:57,808 --> 00:57:59,226
‫باید همینجا باشه.

856
00:58:05,733 --> 00:58:08,110
‫خدای من.

857
00:58:08,569 --> 00:58:10,279
‫چه کمکی ازم بر میاد؟

858
00:58:10,303 --> 00:58:30,303
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

859
00:58:30,327 --> 00:58:47,327
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

