﻿1
00:00:15,160 --> 00:00:16,530
‫آنچه گذشت...

2
00:00:16,700 --> 00:00:17,530
‫همه‌مون اسراری داریم.

3
00:00:17,700 --> 00:00:19,120
‫رازت همراهته.

4
00:00:19,290 --> 00:00:21,960
‫من تو رو ویلیام جیمز نامگذاری می‌کنم.

5
00:00:22,080 --> 00:00:23,830
‫دیگه یه کاتولیک بوگندو هستم!

6
00:00:24,000 --> 00:00:25,130
‫اینو بگیر.

7
00:00:25,290 --> 00:00:26,540
‫دایی جیمی اینو بهم داد

8
00:00:26,710 --> 00:00:28,210
‫وقتی خیلی بهش نیاز داشتم.

9
00:00:28,340 --> 00:00:30,800
‫بهت قدرت میده.

10
00:00:30,960 --> 00:00:32,840
‫راب جِم رو از طریق سنگ‌ها با خودش برده.

11
00:00:33,010 --> 00:00:34,840
‫- چرا این کار رو کرده؟
‫- به خاطر طلاست.

12
00:00:35,010 --> 00:00:37,140
‫گلوله تفنگ از جعبه گم شده.

13
00:00:37,300 --> 00:00:40,520
‫اینو تو بازی تاس
‫از یه دوره‌گرد تو پورت نی کرِیگ برده.

14
00:00:40,640 --> 00:00:42,430
‫این‌ها مال پدرم بودن.

15
00:00:42,600 --> 00:00:45,560
‫دنیا داره زیر و رو میشه،

16
00:00:45,690 --> 00:00:48,900
‫اما تو تنها چیزی هستی
‫که منو روی زمین نگه می‌داره.

17
00:00:49,070 --> 00:00:51,070
‫کشتی جیمی تو دریا غرق شد.

18
00:00:51,230 --> 00:00:52,650
‫جیمی مرده، کلر.

19
00:00:52,820 --> 00:00:54,910
‫پیشنهاد می‌کنم خانم رو
‫به‌عنوان جاسوس دستگیر کنیم.

20
00:00:55,070 --> 00:00:57,620
‫برای شورشی‌ها پیام می‌فرستاده.

21
00:00:57,780 --> 00:00:58,490
‫می‌تونم ازت محافظت کنم.

22
00:00:58,660 --> 00:01:00,080
‫با من ازدواج کن.

23
00:01:04,790 --> 00:01:06,670
‫ای پروردگار ابدی،

24
00:01:06,830 --> 00:01:10,340
‫آفریننده و نگهبان تمام انسان‌ها،

25
00:01:10,500 --> 00:01:13,260
‫دهنده‌ی تمامی فیض‌های معنوی،

26
00:01:13,380 --> 00:01:16,340
‫و نویسنده‌ی حیات جاویدان،

27
00:01:16,510 --> 00:01:19,680
‫برکات خود را
‫بر این بندگانت نازل کن،

28
00:01:19,850 --> 00:01:21,390
‫این مرد و این زن،

29
00:01:21,520 --> 00:01:24,230
‫که با نام تو برکت یافته‌اند،

30
00:01:24,390 --> 00:01:27,940
‫تا بتوانند به عهدی که بین خود بسته‌اند
‫وفا کنند.

31
00:01:28,100 --> 00:01:30,360
‫و پیمانی که بین‌شون بسته شده رو نگه دارن.

32
00:01:32,860 --> 00:01:36,860
‫من، جان ویلیام،
‫تو، کلیر الیزابت رو

33
00:01:37,030 --> 00:01:40,120
‫به‌عنوان همسر خودم می‌پذیرم.
‫از امروز به بعد،

34
00:01:40,280 --> 00:01:43,250
‫در شادی و سختی...

35
00:01:44,040 --> 00:01:48,540
‫من، جان ویلیام،
‫تو، کلیر الیزابت رو

36
00:01:48,710 --> 00:01:51,380
‫به‌عنوان همسر خودم می‌پذیرم.
‫از امروز به بعد،

37
00:01:51,550 --> 00:01:53,920
‫در شادی و سختی...

38
00:01:54,090 --> 00:01:55,800
‫در فقر یا ثروت

39
00:01:55,920 --> 00:01:57,800
‫در بیماری یا سلامتی

40
00:01:57,970 --> 00:01:59,090
‫در فقر یا ثروت

41
00:01:59,260 --> 00:02:00,600
‫در بیماری یا سلامتی

42
00:02:00,760 --> 00:02:04,100
‫به تو وفادار باشم و تو را دوست بدارم
‫تا زمانی که مرگ ما رو جدا کند.

43
00:02:05,730 --> 00:02:08,100
‫به تو وفادار باشم و تو را دوست بدارم
‫تا زمانی که مرگ ما رو جدا کند.

44
00:02:08,690 --> 00:02:11,230
‫من، کلیر الیزابت،

45
00:02:11,400 --> 00:02:14,900
‫تو، جان ویلیام رو
‫به‌عنوان همسر خودم می‌پذیرم،

46
00:02:15,030 --> 00:02:17,780
‫و از امروز به بعد،

47
00:02:17,950 --> 00:02:21,450
‫در شادی و سختی،
‫در فقر یا ثروت،

48
00:02:21,580 --> 00:02:23,540
‫در بیماری یا سلامتی.

49
00:02:28,500 --> 00:02:30,210
‫من، کلیر الیزابت

50
00:02:32,920 --> 00:02:36,970
‫تو، جان ویلیام رو

51
00:02:37,130 --> 00:02:41,260
‫به‌عنوان همسر خودم می‌پذیرم

52
00:02:41,430 --> 00:02:43,760
‫و از امروز به بعد

53
00:02:46,020 --> 00:02:46,810
‫در شادی و سختی

54
00:02:46,980 --> 00:02:48,930
‫در شادی و سختی

55
00:02:49,100 --> 00:02:50,980
‫در فقر یا ثروت

56
00:02:51,150 --> 00:02:53,150
‫در بیماری یا سلامتی

57
00:02:54,070 --> 00:02:56,690
‫در فقر یا ثروت
‫در بیماری یا سلامتی

58
00:02:56,860 --> 00:02:58,650
‫به تو وفادار باشم و تو را دوست بدارم

59
00:02:58,820 --> 00:03:00,490
‫تا زمانی که مرگ ما رو جدا کند.

60
00:03:06,240 --> 00:03:08,790
‫به تو وفادار باشم و تو را دوست بدارم

61
00:03:11,960 --> 00:03:13,790
‫تا...

62
00:03:13,960 --> 00:03:15,750
‫کلیر!

63
00:03:15,880 --> 00:03:17,590
‫تا...

64
00:03:40,320 --> 00:03:42,110
‫تا زمانی که مرگ ما رو جدا کند.

65
00:03:45,910 --> 00:03:46,790
‫حلقه لطفاً.

66
00:03:56,130 --> 00:03:58,630
‫با این حلقه تو را به همسری می‌گزنیم.

67
00:04:00,170 --> 00:04:01,970
‫با این حلقه تو را به همسری می‌گزنیم.

68
00:04:01,994 --> 00:04:11,994
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

69
00:04:12,018 --> 00:04:22,018
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

70
00:04:22,042 --> 00:04:32,042
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

71
00:06:42,494 --> 00:06:43,494
‫ای میکائیل مقدس

72
00:06:46,123 --> 00:06:48,123
‫شاه بلندمرتبه فرشتگان

73
00:06:49,997 --> 00:06:52,997
‫که برای ملاقات با روح می‌آیی

74
00:06:54,088 --> 00:06:56,088
‫و آن را به خانه‌اش راهنمایی می‌کنی

75
00:06:57,090 --> 00:07:00,090
‫به بهشت پسر خداوند.

76
00:07:11,990 --> 00:07:14,120
‫چی می‌گفتی؟

77
00:07:14,280 --> 00:07:18,790
‫دعا برای روح دایی جیمی،

78
00:07:18,960 --> 00:07:20,250
‫چون

79
00:07:22,710 --> 00:07:24,090
‫چون قبری نداره که توش بخوابه.

80
00:07:28,800 --> 00:07:30,680
‫کویکرها به بهشت اعتقاد دارن؟

81
00:07:30,840 --> 00:07:32,550
‫بعضیاشون آره.

82
00:07:32,720 --> 00:07:34,680
‫در این مورد اختلاف نظر هست؟

83
00:07:34,850 --> 00:07:38,220
‫ما زندگی روی زمین رو یه آیین مقدس می‌دونیم.

84
00:07:38,350 --> 00:07:40,560
‫شاید زندگی پس از مرگ باشه،

85
00:07:40,730 --> 00:07:43,230
‫اما چون کسی برنگشته که بگه،

86
00:07:43,400 --> 00:07:46,400
‫چیزیه که هر کس خودش باید بهش فکر کنه.

87
00:07:46,570 --> 00:07:50,400
‫خب، منم اونجا نبودم،

88
00:07:50,570 --> 00:07:52,280
‫پس نمی‌تونم بگم اشتباهه.

89
00:07:53,950 --> 00:07:56,070
‫ولی اگه بهشتی باشه،

90
00:07:56,240 --> 00:07:58,750
‫حداقل تسلی‌خاطره که فکر کنیم

91
00:07:58,910 --> 00:08:00,330
‫دایی جیمی اونجاست

92
00:08:03,500 --> 00:08:05,000
‫پیش بابام.

93
00:08:08,250 --> 00:08:10,470
‫بابام عاشقت می‌شد.

94
00:08:10,590 --> 00:08:15,300
‫تو اسکاتلند دربارۀ من بهش گفتی؟

95
00:08:15,470 --> 00:08:18,010
‫که دوستم هستی، منظورمه؟

96
00:08:18,180 --> 00:08:19,890
‫بعضی کاتولیک‌ها ما رو رسوا می‌دونن.

97
00:08:22,850 --> 00:08:25,690
‫می‌دونست تو کویکر هستی.

98
00:08:25,860 --> 00:08:27,320
‫و اینکه من عاشقت هستم.

99
00:08:29,230 --> 00:08:30,610
‫همین براش کافی بود.

100
00:08:33,700 --> 00:08:35,620
‫تو خیلی چیزها رو از دست دادی.

101
00:08:39,589 --> 00:08:42,589
‫[اسکاتلند - 1739]

102
00:08:49,750 --> 00:08:52,300
‫به ‌زور پدرمو یادمه.

103
00:08:52,420 --> 00:08:54,050
‫خیلی کوچیک بودم.

104
00:08:54,220 --> 00:08:56,180
‫تو راه آلمان با هواپیما

105
00:08:56,340 --> 00:08:58,180
‫از بالای کانال انگلیس رد می‌شد

106
00:08:58,350 --> 00:09:00,010
‫که زدنش.

107
00:09:00,180 --> 00:09:02,560
‫یا حداقل این چیزی بود که بهم گفتن.

108
00:09:02,730 --> 00:09:04,060
‫ولی اگه اینا اینجاست

109
00:09:04,230 --> 00:09:06,020
‫چرا مادرت بهت دروغ می‌گفت؟

110
00:09:06,150 --> 00:09:07,650
‫چون به خودش هم همینو گفتن.

111
00:09:07,770 --> 00:09:10,820
‫چند سال بعد خودم پیگیر شدم.

112
00:09:10,980 --> 00:09:14,820
‫جسدش و هواپیماش هیچ وقت پیدا نشد.

113
00:09:14,990 --> 00:09:17,200
‫که فکر کنم عجیب نیست

114
00:09:17,370 --> 00:09:18,830
‫وقتی وسط آب‌های آزاد سقوط کنی.

115
00:09:18,950 --> 00:09:21,410
‫ولی

116
00:09:21,580 --> 00:09:23,830
‫قرار نبود اون روز پرواز کنه.

117
00:09:24,000 --> 00:09:24,910
‫داری میگی...

118
00:09:25,080 --> 00:09:26,500
‫میگم

119
00:09:26,670 --> 00:09:29,840
‫جرمایا مک‌کنزی بدون هیچ رد و نشونی ناپدید شد.

120
00:09:30,000 --> 00:09:32,260
‫این پلاک‌ها خودشون یه نشونه‌ان.

121
00:09:32,420 --> 00:09:33,170
‫ولی این چه ربطی

122
00:09:33,340 --> 00:09:34,880
‫به پسربچه کوچولوت داره؟

123
00:09:35,050 --> 00:09:37,180
‫نمی‌دونم.

124
00:09:37,340 --> 00:09:39,350
‫ولی باید دلیلی داشته باشه که اومدیم اینجا،
‫تو این زمان،

125
00:09:39,510 --> 00:09:41,810
‫تو زمان اشتباه،
‫زمانی که پدرم هست،

126
00:09:41,970 --> 00:09:46,730
‫و هیچ اثری از جِم پیدا نکردیم.

127
00:09:47,560 --> 00:09:49,060
‫فکر می‌کنی پیش پدرت رفته؟

128
00:09:49,190 --> 00:09:52,190
‫فکر می‌کنم این پلاک‌ها تنها سرنخ ما هستن.

129
00:09:52,360 --> 00:09:54,360
‫باید دنبالش بریم.

130
00:09:54,490 --> 00:09:56,990
‫دوره‌گرد رو پیدا کنیم،
‫پدرم رو پیدا کنیم.

131
00:09:58,490 --> 00:10:01,950
‫شاید اگه این کار رو کنیم

132
00:10:02,120 --> 00:10:04,290
‫جِمی رو هم پیدا کنیم.

133
00:10:06,540 --> 00:10:08,000
‫این تنها امید منه.

134
00:11:18,820 --> 00:11:19,950
‫لعنتی!

135
00:11:30,250 --> 00:11:32,290
‫ریچل

136
00:11:32,420 --> 00:11:34,630
‫من...

137
00:11:34,790 --> 00:11:36,800
‫باید یه چیزی بهت بگم.

138
00:11:36,960 --> 00:11:38,090
‫چی شده؟

139
00:11:40,590 --> 00:11:42,140
‫من قبلاً ازدواج کرده بودم.

140
00:11:46,180 --> 00:11:49,930
‫گفتی ازدواج کرده بودی.

141
00:11:50,060 --> 00:11:51,890
‫الان که دیگه متاهل نیستی، درسته؟

142
00:11:52,600 --> 00:11:54,110
‫نه.

143
00:11:54,270 --> 00:11:56,980
‫وگرنه ازت نمی‌خواستم باهام ازدواج کنی.

144
00:11:57,150 --> 00:12:00,650
‫در واقع، تو اصلاً
‫ازم نخواستی باهات ازدواج کنم.

145
00:12:00,780 --> 00:12:03,070
‫نخواستم؟

146
00:12:03,240 --> 00:12:04,370
‫مطمئنی؟

147
00:12:05,660 --> 00:12:07,330
‫نه، نخواستی.

148
00:12:07,490 --> 00:12:09,910
‫متوجه می‌شدم اگه خواسته بودی.

149
00:12:10,080 --> 00:12:13,540
‫هرچند چند تا ابراز احساسات
‫خیلی تأثیرگذار یادمه،

150
00:12:13,710 --> 00:12:15,960
‫ولی اصلاً حرفی از ازدواج بینشون نبود.

151
00:12:17,460 --> 00:12:19,710
‫تو...

152
00:12:19,880 --> 00:12:22,430
‫تو مگه نگفتی دوستم داری؟

153
00:12:22,590 --> 00:12:24,260
‫دقیقاً با این کلمات نه.

154
00:12:24,390 --> 00:12:27,760
‫ولی بهت فهموندم که آره.

155
00:12:27,930 --> 00:12:30,890
‫یا حداقل منظورم این بود.

156
00:12:33,940 --> 00:12:35,900
‫خب، باشه.

157
00:12:36,060 --> 00:12:37,980
‫گفتی.

158
00:12:38,150 --> 00:12:39,440
‫شاید بهتره اول

159
00:12:39,610 --> 00:12:41,360
‫درباره‌ی اینکه دیگه مزدوج نیستی بگی

160
00:12:41,530 --> 00:12:43,110
‫قبل از اینکه جلوتر بریم.

161
00:12:44,320 --> 00:12:46,280
‫زنت کی بود؟

162
00:12:46,410 --> 00:12:47,910
‫چی به سرش اومد؟

163
00:12:52,540 --> 00:12:55,460
‫اسمش واهیوناوه هست.

164
00:12:55,630 --> 00:12:57,170
‫ولی من امیلی صداش می‌کردم.

165
00:12:59,840 --> 00:13:00,920
‫هست؟

166
00:13:03,880 --> 00:13:06,840
‫زنت هنوز زنده‌ست؟

167
00:13:08,720 --> 00:13:12,850
‫آخرین باری که دیدمش زنده بود.

168
00:13:16,850 --> 00:13:18,900
‫درباره‌اش بهم بگو.

169
00:13:19,610 --> 00:13:23,570
‫راستش رو می‌خوای بدونی، ریچل؟

170
00:13:23,740 --> 00:13:26,450
‫یا فقط می‌خوای بدونی که عاشقش بودم؟

171
00:13:26,610 --> 00:13:29,580
‫یا اینکه هنوزم عاشقش هستم؟

172
00:13:29,740 --> 00:13:31,370
‫از همونجا شروع کن.

173
00:13:58,810 --> 00:14:00,980
‫چرا قبول کردی که این کارو بکنی؟

174
00:14:05,150 --> 00:14:07,950
‫ایزابل خیلی وقته مرده.

175
00:14:08,110 --> 00:14:09,120
‫خب، مطمئناً فکر می‌کنی

176
00:14:09,280 --> 00:14:10,280
‫زمان مناسبی گذشته.

177
00:14:10,450 --> 00:14:12,580
‫با ازدواج مجددت هیچ مشکلی ندارم.

178
00:14:13,790 --> 00:14:17,160
‫ولی خانم فریزر؟ اون...

179
00:14:17,290 --> 00:14:18,790
‫باید اعتراف کنم که اخلاقش

180
00:14:18,920 --> 00:14:21,380
‫گاهی خیلی صریح و خسته‌کننده‌س.

181
00:14:23,590 --> 00:14:24,760
‫متأسفم اگه خوشت نمیاد.

182
00:14:24,920 --> 00:14:27,510
‫برعکس، احترام زیادی برای

183
00:14:27,680 --> 00:14:30,010
‫شخصیتش و توانایی‌هاش به‌عنوان پزشک قائلم.

184
00:14:31,300 --> 00:14:33,010
‫ولی اون یه شورشیه.

185
00:14:33,180 --> 00:14:34,640
‫و با گِره زدن اسمت به اسم اون،

186
00:14:34,810 --> 00:14:37,020
‫اسم خودت رو به خطر انداختی.

187
00:14:38,390 --> 00:14:40,270
‫همرزمات چی میگن؟

188
00:14:48,650 --> 00:14:50,530
‫جیمز فریزر

189
00:14:53,620 --> 00:14:56,330
‫دوست من بود.

190
00:14:56,500 --> 00:14:58,790
‫و زنش رو بیشتر از هر چیزی

191
00:14:58,960 --> 00:15:00,330
‫تو این دنیا دوست داشت.

192
00:15:02,710 --> 00:15:05,590
‫من مدیونشم که از زنش محافظت کنم.

193
00:15:07,510 --> 00:15:10,550
‫به قیمت آبروت؟

194
00:15:10,720 --> 00:15:13,140
‫و خوشبختی خودت؟

195
00:15:16,140 --> 00:15:17,890
‫اون یه دامدار بود،

196
00:15:18,060 --> 00:15:20,650
‫یه کشاورز که علیه تاج و تخت اسلحه برداشت.

197
00:15:22,360 --> 00:15:25,690
‫پدر، می‌دونم برات مهم بود،

198
00:15:25,820 --> 00:15:28,570
‫ولی چطور ممکنه این‌قدر بهش مدیون باشی؟

199
00:15:31,320 --> 00:15:34,030
‫فکر کنم آبروم کم و بیش

200
00:15:34,200 --> 00:15:37,120
‫دست‌نخورده بمونه.

201
00:15:37,290 --> 00:15:39,460
‫و در مورد خوشبختی،

202
00:15:39,620 --> 00:15:42,960
‫پسر عزیزم

203
00:15:43,130 --> 00:15:46,210
‫هر چی که لازم دارم رو دارم.

204
00:16:00,730 --> 00:16:02,730
‫وقتی خانواده‌م رو ترک کردم

205
00:16:02,900 --> 00:16:04,480
‫و موهاک شدم

206
00:16:04,650 --> 00:16:07,650
‫امیلی پناهگاهم بود.

207
00:16:09,190 --> 00:16:10,780
‫یه دختر کوچولو داشتیم

208
00:16:10,950 --> 00:16:13,450
‫که خیلی زود به دنیا اومد و مرد.

209
00:16:14,950 --> 00:16:16,450
‫بعدش

210
00:16:16,580 --> 00:16:18,160
‫امیلی دوباره باردار شد.

211
00:16:19,200 --> 00:16:20,910
‫و مدتی بعد

212
00:16:23,210 --> 00:16:24,630
‫دومین بچه رو هم از دست داد.

213
00:16:28,380 --> 00:16:29,380
‫خب

214
00:16:33,010 --> 00:16:36,100
‫نمی‌تونستم بهش بچه بدم،

215
00:16:36,260 --> 00:16:37,810
‫برای همین بهم گفتن برم.

216
00:16:41,680 --> 00:16:43,600
‫اونم با یه مرد دیگه ازدواج کرد.

217
00:16:45,770 --> 00:16:47,900
‫و دیگه هیچ وقت ندیدیش؟

218
00:16:48,480 --> 00:16:50,400
‫نه تا خیلی بعدتر.

219
00:16:52,030 --> 00:16:55,820
‫دستور داشتم برم دهکده‌ش

220
00:16:55,950 --> 00:16:58,910
‫و یه پیام برای فرمانده‌ام ببرم.

221
00:16:59,080 --> 00:17:02,500
‫همون موقع فهمیدم

222
00:17:02,660 --> 00:17:05,710
‫که پسری که امیلی بعد از
‫رفتن من به دنیا آورده بود

223
00:17:08,290 --> 00:17:09,630
‫پسر منه.

224
00:17:11,420 --> 00:17:13,420
‫ولی نمی‌تونستم با خودم بیارمش.

225
00:17:15,220 --> 00:17:17,680
‫خونه‌ش اونجاست.

226
00:17:17,850 --> 00:17:20,180
‫اون شادی منه،

227
00:17:20,350 --> 00:17:22,020
‫ولی نمی‌تونم بزرگش کنم.

228
00:17:25,770 --> 00:17:29,980
‫یه پدر داره،

229
00:17:30,150 --> 00:17:31,820
‫یه مرد خوب.

230
00:17:39,240 --> 00:17:42,330
‫امیلی منو انتخاب کرد.

231
00:17:42,500 --> 00:17:43,870
‫منم ازش ممنون بودم.

232
00:17:46,040 --> 00:17:49,630
‫ولی ریچل

233
00:17:49,750 --> 00:17:53,090
‫با تمام وجودم، من تو رو انتخاب می‌کنم.

234
00:17:54,970 --> 00:17:57,590
‫امیدوارم تو هم منو انتخاب کنی.

235
00:18:03,310 --> 00:18:04,890
‫ایان

236
00:18:09,150 --> 00:18:10,560
‫من عاشقتم.

237
00:20:06,220 --> 00:20:08,390
‫خون من، خون تو.

238
00:20:23,240 --> 00:20:27,910
‫نمی‌بینی که مرگ چیز کوچیکی بین ماست؟

239
00:20:28,080 --> 00:20:31,540
‫وقتی بدنم بمیره،
‫روحم هنوز مال توئه.

240
00:20:34,170 --> 00:20:36,340
‫هیچی از دست نمیره، ساکسون،

241
00:20:36,500 --> 00:20:38,840
‫فقط تغییر می‌کنه.

242
00:20:39,000 --> 00:20:41,340
‫نمی‌تونم به مردن تو فکر کنم، کلیر.

243
00:20:41,510 --> 00:20:43,380
‫هر چیز دیگه‌ای، ولی اون نه.

244
00:22:48,880 --> 00:22:51,220
‫امشب نمی‌خوام تنهایی براش عزاداری کنم.

245
00:22:52,810 --> 00:22:55,020
‫اون مال تو نیست!

246
00:22:55,180 --> 00:22:57,940
‫اون مال تو نیست که براش عزاداری کنی!

247
00:23:01,060 --> 00:23:02,900
‫امشب نمی‌خوام تنها براش عزاداری کنم.

248
00:23:57,040 --> 00:23:58,080
‫چیه؟

249
00:23:58,620 --> 00:24:00,960
‫فکر کردم خواب دیدم.

250
00:24:04,130 --> 00:24:06,710
‫آخرین باری که با یه زن بودی کِی بوده؟

251
00:24:06,880 --> 00:24:08,710
‫البته اگه برات مسئله‌ای نیست.

252
00:24:12,890 --> 00:24:14,970
‫پانزده سال؟

253
00:24:15,140 --> 00:24:17,220
‫حداقلش همینه.

254
00:24:20,480 --> 00:24:22,390
‫معذرت می‌خوام.

255
00:24:22,520 --> 00:24:24,400
‫برای چی؟

256
00:24:24,520 --> 00:24:27,730
‫می‌ترسم خیلی...

257
00:24:31,200 --> 00:24:32,360
‫آقامنش نبودم.

258
00:24:35,070 --> 00:24:36,240
‫نه.

259
00:24:38,200 --> 00:24:41,910
‫نه، ولی خودم هم
‫خیلی خانومانه رفتار نکردم.

260
00:24:42,540 --> 00:24:45,880
‫علاوه بر این،
‫من نبودم که تو داشتی

261
00:24:48,420 --> 00:24:50,050
‫باهاش عشق‌بازی می‌کردی.

262
00:24:53,090 --> 00:24:55,260
‫هردومون می‌دونیم.

263
00:24:55,760 --> 00:24:57,720
‫خب، تو هم فکر نمی‌کنم

264
00:24:57,890 --> 00:24:59,430
‫داشتی با من عشق‌بازی می‌کردی، آره؟

265
00:24:59,600 --> 00:25:01,100
‫نه.

266
00:25:01,270 --> 00:25:02,390
‫نه.

267
00:25:08,400 --> 00:25:10,650
‫یه بار بدنش رو بهم پیشنهاد داد.

268
00:25:13,280 --> 00:25:15,110
‫خودت قبلاً یه بار گفتی.

269
00:25:18,910 --> 00:25:20,620
‫چرا قبول نکردی؟

270
00:25:22,000 --> 00:25:24,790
‫چیزی که می‌خواستم اون نبود.

271
00:25:24,960 --> 00:25:27,790
‫من

272
00:25:27,960 --> 00:25:29,170
‫همه‌چیزش رو می‌خواستم.

273
00:25:29,340 --> 00:25:32,510
‫و جوون و مغرور بودم،

274
00:25:32,630 --> 00:25:35,470
‫و

275
00:25:35,630 --> 00:25:37,260
‫فکر کردم اگه نمی‌تونم همه‌چیز داشته باشم،

276
00:25:37,430 --> 00:25:39,300
‫کمترش رو قبول نمی‌کنم.

277
00:25:43,640 --> 00:25:44,980
‫پشیمون شدی؟

278
00:25:45,980 --> 00:25:48,060
‫که پیشنهادش رو قبول نکردی؟

279
00:25:49,980 --> 00:25:51,690
‫ده هزار بار.

280
00:25:53,400 --> 00:25:55,320
‫ولی در عین حال، قبول نکردن

281
00:25:55,490 --> 00:25:56,990
‫یکی از معدود کارهای واقعاً شرافتمندانه‌م بود

282
00:25:57,160 --> 00:25:58,990
‫که می‌تونم به خودم افتخار کنم.

283
00:26:02,580 --> 00:26:05,210
‫درسته، می‌دونی.

284
00:26:05,370 --> 00:26:07,830
‫از خودگذشتگی پاداش خودشو داره.

285
00:26:09,790 --> 00:26:12,500
‫چون اگه قبولش می‌کردم،

286
00:26:12,670 --> 00:26:13,710
‫برای همیشه نابود می‌کردم

287
00:26:13,840 --> 00:26:16,260
‫چیزی که بینمون بود،

288
00:26:16,430 --> 00:26:17,930
‫دوستیمون.

289
00:26:19,850 --> 00:26:22,180
‫و در نهایت، همون دوستی بود

290
00:26:22,350 --> 00:26:23,600
‫که برام ارزش بیشتری داشت.

291
00:26:26,480 --> 00:26:28,190
‫دوستی تو یکی از مهم‌ترین چیزا

292
00:26:28,350 --> 00:26:29,690
‫تو زندگیش بود.

293
00:26:33,690 --> 00:26:36,400
‫خیلی تنها بودی؟

294
00:26:38,360 --> 00:26:40,490
‫کل این مدت، از وقتی زنت مرد؟

295
00:26:42,660 --> 00:26:44,750
‫خب، اگه خیلی می‌خوای بدونی، من...

296
00:26:49,710 --> 00:26:51,880
‫سال‌ها با آشپز مانت جوزایا

297
00:26:52,040 --> 00:26:55,050
‫رابطه داشتم.

298
00:26:55,880 --> 00:26:57,760
‫یه سرخپوست.

299
00:26:57,880 --> 00:26:59,430
‫اسمش مانوک ـه.

300
00:26:59,590 --> 00:27:03,060
‫که اینطور.

301
00:27:04,180 --> 00:27:06,560
‫و این فقط برای رفع نیازهای جسمی نیست.

302
00:27:06,730 --> 00:27:08,560
‫یه دوستی واقعی بینمونه.

303
00:27:08,690 --> 00:27:10,310
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

304
00:27:13,230 --> 00:27:17,530
‫و مانوک

305
00:27:20,410 --> 00:27:23,740
‫ناراحته اگه تو

306
00:27:23,910 --> 00:27:26,160
‫یه عشق دیگه داشته باشی؟

307
00:27:26,290 --> 00:27:28,910
‫یا تو ازش ناراحتی؟

308
00:27:29,080 --> 00:27:31,080
‫نه.

309
00:27:31,250 --> 00:27:34,710
‫هیچ حس مالکیتی توش نیست.

310
00:27:41,720 --> 00:27:44,970
‫تو مزرعه، شب‌ها،

311
00:27:45,140 --> 00:27:47,390
‫آهوها معمولاً از جنگل بیرون میان

312
00:27:47,560 --> 00:27:48,850
‫تا کنار چمنزار چرا کنن.

313
00:27:50,440 --> 00:27:52,270
‫هر از گاهی، یه آهوی خاص میاد،

314
00:27:52,440 --> 00:27:55,610
‫و اون...

315
00:27:55,770 --> 00:27:59,650
‫سفیده، حدس می‌زنم، ولی

316
00:27:59,820 --> 00:28:02,320
‫طوری به نظر میاد
‫که انگار از نقره ساخته شده.

317
00:28:02,490 --> 00:28:03,660
‫یه منظره‌ی خیلی زیباست.

318
00:28:05,950 --> 00:28:10,500
‫دو شب میاد، سه شب،

319
00:28:10,620 --> 00:28:11,960
‫و بعد دوباره میره،

320
00:28:12,120 --> 00:28:16,380
‫و من هفته‌ها نمی‌بینمش،

321
00:28:16,550 --> 00:28:17,840
‫گاهی ماه‌ها.

322
00:28:19,210 --> 00:28:21,880
‫و بعد دوباره میاد و

323
00:28:22,050 --> 00:28:24,800
‫دوباره مسحورم می‌کنه.

324
00:28:24,970 --> 00:28:25,800
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

325
00:28:29,060 --> 00:28:31,060
‫من مالک این موجود نیستم.

326
00:28:32,640 --> 00:28:35,610
‫اگه هم می‌تونستم، نمی‌خواستم باشم.

327
00:28:35,770 --> 00:28:39,230
‫اومدنش یه نعمته که با قدردانی قبولش می‌کنم.

328
00:28:39,400 --> 00:28:42,070
‫ولی وقتی میره، هیچ حسی از

329
00:28:42,200 --> 00:28:43,610
‫رهاشدگی ندارم.

330
00:28:46,910 --> 00:28:48,660
‫اون یه هدیه‌ست و من فقط خوشحالم

331
00:28:48,830 --> 00:28:50,620
‫که هرچقدر خودش بخواد، پیشم باشه.

332
00:28:53,620 --> 00:28:56,840
‫فکر می‌کنی مانوک هم

333
00:28:57,000 --> 00:29:00,340
‫همین حس رو نسبت به تو داره؟

334
00:29:02,130 --> 00:29:03,680
‫نمی‌دونم.

335
00:29:05,840 --> 00:29:10,060
‫تو رختخواب با هم حرف نمی‌زنین؟

336
00:29:10,220 --> 00:29:11,930
‫نه.

337
00:29:12,850 --> 00:29:16,020
‫خب، هیچ وقت معشوقه‌ای داشتی
‫که باهاش حرف بزنی؟

338
00:29:16,190 --> 00:29:18,150
‫آره.

339
00:29:18,320 --> 00:29:20,530
‫خب، شاید نه به این صراحتی

340
00:29:20,690 --> 00:29:24,240
‫که الان دارم با تو حرف می‌زنم، ولی

341
00:29:24,400 --> 00:29:25,530
‫آره.

342
00:29:25,700 --> 00:29:27,030
‫ببخشید.

343
00:29:28,990 --> 00:29:30,120
‫نمی‌خواستم فضولی کنم.

344
00:29:30,290 --> 00:29:31,620
‫باعث افتخار منه، خانم،

345
00:29:31,790 --> 00:29:33,330
‫که این‌قدر به من علاقه‌مند شدین.

346
00:29:33,500 --> 00:29:35,290
‫خیلی از ازدواج‌های سنتی‌تر هستن که

347
00:29:35,420 --> 00:29:36,710
‫طرفین ترجیح میدن

348
00:29:36,880 --> 00:29:38,540
‫تو نادانی کامل نسبت به

349
00:29:38,710 --> 00:29:40,250
‫افکار و گذشته‌ی همدیگه بمونن.

350
00:29:44,970 --> 00:29:46,300
‫فکر کنم

351
00:29:48,010 --> 00:29:51,390
‫هر سه تا ازدواجم

352
00:29:51,520 --> 00:29:54,430
‫یه جورایی غیرمعمول بودن.

353
00:29:57,730 --> 00:29:59,940
‫الان می‌رم، خانم.

354
00:30:01,900 --> 00:30:03,740
‫خانم فینگ رو می‌فرستم براتون چای بیاره.

355
00:30:21,880 --> 00:30:22,750
‫جان...

356
00:30:25,470 --> 00:30:27,760
‫حالا چی میشه؟

357
00:30:27,930 --> 00:30:31,140
‫به اون آهو فکر کن، عزیزم.

358
00:30:39,810 --> 00:30:40,940
‫آره.

359
00:30:41,110 --> 00:30:42,690
‫یادم میاد.

360
00:30:42,860 --> 00:30:44,610
‫یه قابلمه حلبی، شش تا نعل اسب،

361
00:30:44,780 --> 00:30:46,150
‫و نصف یه کشو دادم برای اون زینتی.

362
00:30:46,320 --> 00:30:48,410
‫اون مردی که ازش گرفتی

363
00:30:48,570 --> 00:30:49,780
‫کجا باهاش روبه‌رو شدی؟

364
00:30:49,950 --> 00:30:52,620
‫خودش اومد سراغم، مثل شماها.

365
00:30:52,780 --> 00:30:54,830
‫لباسش عجیب و غریب بود؟

366
00:30:54,950 --> 00:30:57,120
‫شاید از کلمه‌هایی استفاده می‌کرد

367
00:30:57,290 --> 00:30:59,620
‫که برات عجیب بود؟

368
00:30:59,790 --> 00:31:02,880
‫چرا این‌قدر به یه طلسم کافر علاقه دارین؟

369
00:31:03,000 --> 00:31:05,960
‫یکی از فامیلامون چشمش به سنگای قیمتی خوبه.

370
00:31:06,130 --> 00:31:08,010
‫چیز دیگه‌ای داری؟

371
00:31:08,170 --> 00:31:08,970
‫سنگ قیمتی؟

372
00:31:13,260 --> 00:31:17,390
‫بهترین سنگای قیمتی‌ام رو اینجا نگه می‌دارم.

373
00:31:27,210 --> 00:31:28,960
‫این یکی چند؟

374
00:31:29,760 --> 00:31:30,960
‫سه شیلینگ.

375
00:31:39,970 --> 00:31:42,600
‫اون مرد که طلسم داشت؟

376
00:31:42,770 --> 00:31:44,060
‫کشاورز بود، از لباسش معلوم بود.

377
00:31:44,230 --> 00:31:45,770
‫گفت اونو از یه مرد گرفته که

378
00:31:45,940 --> 00:31:47,810
‫تو دره‌ای اون سمت دهکده سرگردون بوده.

379
00:32:13,880 --> 00:32:15,800
‫به جم بگو اسپانیایی هواتو داره.

380
00:32:17,970 --> 00:32:20,180
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

381
00:32:20,310 --> 00:32:21,890
‫برای تو اومدم، عزیزم.

382
00:32:25,100 --> 00:32:26,810
‫و برای طلا.

383
00:32:26,980 --> 00:32:29,820
‫ببین، از جم پرسیدم این اسپانیایی کجاست،

384
00:32:29,980 --> 00:32:31,320
‫ولی خودشو زده به اون راه.

385
00:32:31,440 --> 00:32:32,690
‫فکر کنم بهتره بری و بهش بگی

386
00:32:32,860 --> 00:32:34,990
‫که باید حرف منو گوش کنه.

387
00:32:35,110 --> 00:32:36,860
‫پسرم کجاست؟

388
00:32:37,030 --> 00:32:39,410
‫اگه منظورت اینه، تو گذشته نیست.

389
00:32:41,740 --> 00:32:42,740
‫شال جم پیش سنگ‌ها بود.

390
00:32:42,910 --> 00:32:44,160
‫تو اونجا جاسازش کردی.

391
00:32:44,330 --> 00:32:45,040
‫خب، نمی‌خواستم آقای مک‌کنزی

392
00:32:45,210 --> 00:32:46,460
‫برنامه‌هام رو خراب کنه، می‌فهمی؟

393
00:32:46,620 --> 00:32:48,080
‫نگران جم کوچولو نباش. حالش خوبه.

394
00:32:48,210 --> 00:32:49,210
‫بهتره حالش خوب باشه لعنتی!

395
00:32:49,380 --> 00:32:50,960
‫کجاست؟

396
00:32:51,130 --> 00:32:53,010
‫نه، این‌ جوری بازی نمی‌کنیم.

397
00:32:54,840 --> 00:32:56,470
‫نه!

398
00:32:58,340 --> 00:33:00,180
‫الان دیگه من تصمیم می‌گیرم، رفیق.

399
00:33:02,430 --> 00:33:05,020
‫یا پسره رو قانع می‌کنی
‫که بهم بگه طلا کجاست،

400
00:33:05,180 --> 00:33:06,600
‫یا می‌تونم روش‌های خلاقانه‌تری پیدا کنم

401
00:33:06,770 --> 00:33:08,020
‫که وادارش کنم حرف بزنه.

402
00:33:08,190 --> 00:33:09,520
‫حروم‌زاده کثافت!

403
00:33:09,690 --> 00:33:10,860
‫بعدش ما سه‌تا سوار هواپیما می‌شیم،

404
00:33:11,020 --> 00:33:12,940
‫مثل یه خانواده بزرگ خوشحال.

405
00:33:13,110 --> 00:33:15,860
‫می‌ریم آمریکا
‫یا هر جایی که این اسپانیایی هست.

406
00:33:16,030 --> 00:33:17,360
‫و وقتی طلا دستم اومد،

407
00:33:17,530 --> 00:33:19,030
‫تو و جم آزاد می‌شین.

408
00:33:20,700 --> 00:33:22,530
‫چطور بدونم سر قولت می‌مونی؟

409
00:33:22,700 --> 00:33:25,200
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری.

410
00:33:26,830 --> 00:33:28,540
‫هیچ‌ کی نمیاد کمکت کنه.

411
00:33:41,600 --> 00:33:43,810
‫چطوره یه لیوان شراب واسه منم بریزی، رفیق؟

412
00:33:45,020 --> 00:33:47,600
‫می‌دونی، به سلامتی بخت خوبمون.

413
00:34:06,370 --> 00:34:08,160
‫آقای موری، بفرمایید داخل.

414
00:34:08,330 --> 00:34:09,790
‫صبح‌به‌خیر، خانم فیگ.

415
00:34:16,670 --> 00:34:18,590
‫خوبه می‌بینم حالت بهتره

416
00:34:18,760 --> 00:34:20,720
‫و دوباره مشغول ساخت معجون‌هات شدی.

417
00:34:21,930 --> 00:34:24,100
‫یه تنتور برای هنری گری ـه.

418
00:34:24,260 --> 00:34:26,350
‫خوشحال می‌شم براش ببرمش.

419
00:34:26,520 --> 00:34:27,770
‫ممنون.

420
00:34:27,930 --> 00:34:29,180
‫ولی خودم می‌رم.

421
00:34:31,600 --> 00:34:34,270
‫مرسی وودکاک
‫تا حالا ازش مراقبت کرده،

422
00:34:34,440 --> 00:34:36,320
‫ولی اون مریض منه.

423
00:34:39,950 --> 00:34:42,030
‫نمی‌دونم چطور ادامه میدی، زن‌دایی ‌جان.

424
00:34:42,820 --> 00:34:46,330
‫ولی یه زمانی بهم گفتی،

425
00:34:46,490 --> 00:34:49,700
‫الان تنها کاری که باید بکنی نفس کشیدنه.

426
00:34:54,670 --> 00:34:57,210
‫همین کارو می‌کنم.

427
00:34:57,380 --> 00:34:59,010
‫تنها کاریه که می‌تونم بکنم.

428
00:35:00,760 --> 00:35:02,470
‫خیلی دلم براش تنگ شده.

429
00:35:06,640 --> 00:35:08,680
‫دایی جیمی مثل پدرم بود.

430
00:35:10,640 --> 00:35:12,440
‫بعد از اینکه بابام رو از دست دادم،

431
00:35:14,810 --> 00:35:16,820
‫حس می‌کنم دو تا پدرم رو از دست دادم.

432
00:35:19,320 --> 00:35:20,360
‫ایان...

433
00:35:32,080 --> 00:35:34,880
‫عصر امروز می‌خوام

434
00:35:35,040 --> 00:35:36,670
‫ریچل رو ببرم ولی فورج،

435
00:35:36,840 --> 00:35:40,010
‫که دنزل و کویکرهای مبارز رو ببینه.

436
00:35:40,170 --> 00:35:43,680
‫می‌خواستم ببینمت،

437
00:35:43,840 --> 00:35:45,340
‫مبادا آخرین بار باشه.

438
00:35:47,640 --> 00:35:48,850
‫خب، شاید ممکنه بخوای

439
00:35:49,010 --> 00:35:52,350
‫به زمان خودت برگردی.

440
00:35:54,940 --> 00:35:56,480
‫با رفتن دایی جیمی

441
00:36:02,360 --> 00:36:05,030
‫نمی‌خواستم بدون خداحافظی بری.

442
00:36:18,840 --> 00:36:20,550
‫واقعیت اینه که من

443
00:36:25,090 --> 00:36:27,720
‫دیگه حس نمی‌کنم آینده زمان من باشه.

444
00:36:29,720 --> 00:36:34,270
‫من و جیمی زندگیمون رو اینجا ساختیم.

445
00:36:34,940 --> 00:36:38,060
‫می‌خواستیم بخشی از ساخت این ملت جدید باشیم.

446
00:36:44,280 --> 00:36:46,070
‫حالا اون دیگه فرصت نداره مبارزه رو تموم کنه،

447
00:36:46,240 --> 00:36:49,820
‫ولی...

448
00:36:49,990 --> 00:36:53,750
‫من می‌تونم برای اون،

449
00:36:53,910 --> 00:36:56,790
‫برای بری، بچه‌ها و راجر ادامه بدم.

450
00:36:57,750 --> 00:36:59,630
‫برای همه‌مون.

451
00:37:02,920 --> 00:37:05,380
‫خب، خوشحالم که می‌مونی، زن دایی ‌جان.

452
00:37:05,550 --> 00:37:08,260
‫نمی‌تونستم تحمل کنم که هر دوتون رو از دست بدم.

453
00:37:08,430 --> 00:37:11,470
‫تو هم خانواده منی.

454
00:37:11,640 --> 00:37:13,220
‫همیشه همینطور می‌مونی.

455
00:37:43,090 --> 00:37:45,050
‫تو محل برش درد داری؟

456
00:37:45,210 --> 00:37:46,460
‫اولش بود،

457
00:37:46,630 --> 00:37:48,260
‫ولی بعد از چند هفته آروم شد.

458
00:37:48,430 --> 00:37:50,140
‫هر روز زخم رو با آب گرم و صابون شستم،

459
00:37:50,300 --> 00:37:51,800
‫همونطور که گفتید.

460
00:37:51,970 --> 00:37:53,310
‫و هر روز کمی راه رفته.

461
00:37:53,470 --> 00:37:55,270
‫هیچ نفخی نیست.

462
00:37:55,430 --> 00:37:56,810
‫وزنت داره میره بالا.

463
00:37:56,980 --> 00:37:58,560
‫به نظر نمی‌رسه که بافت اسکار

464
00:37:58,730 --> 00:38:00,310
‫هیچ بخشی از روده رو مسدود کرده باشه.

465
00:38:00,480 --> 00:38:02,230
‫هیچ نشونه‌ای از فتق بعد از عمل نیست.

466
00:38:04,150 --> 00:38:05,860
‫حرکات روده‌ات منظمه؟

467
00:38:05,980 --> 00:38:07,530
‫به‌ تازگی منظم شده.

468
00:38:07,690 --> 00:38:09,070
‫رژیمش رو ساده نگه داشتم...

469
00:38:09,200 --> 00:38:11,320
‫برنج، فرنی، آبگوشت.

470
00:38:11,490 --> 00:38:13,700
‫و تو مدفوعش خون یا لنف دیده نمی‌شه.

471
00:38:14,580 --> 00:38:16,200
‫فکر نمی‌کنم خودم هم می‌تونستم بهتر از این

472
00:38:16,370 --> 00:38:18,290
‫ازش مراقبت کنم، خانم وودکاک.

473
00:38:18,460 --> 00:38:20,040
‫به نظر می‌رسه
‫سلامت لرد هنری داره پیشرفت می‌کنه.

474
00:38:22,080 --> 00:38:24,340
‫هنری عزیزم، خیلی خوشحالم که می‌شنوم

475
00:38:24,500 --> 00:38:26,550
‫که این‌قدر خوب بهبود پیدا کردی.

476
00:38:26,710 --> 00:38:28,420
‫به پدرت نامه می‌نویسم و می‌گم که

477
00:38:28,590 --> 00:38:30,220
‫تا چند هفته دیگه حالت اونقدر خوب میشه که

478
00:38:30,380 --> 00:38:32,180
‫بتونی به انگلستان سفر کنی.

479
00:38:32,340 --> 00:38:35,470
‫و دیگه وقتش هم رسیده، چون شنیدم که

480
00:38:35,640 --> 00:38:37,560
‫سِر کلینتون، بعد از گرفتن فرماندهی از ژنرال هاو،

481
00:38:37,720 --> 00:38:41,060
‫قصد داره این شهر رو ترک کنه.

482
00:38:41,850 --> 00:38:43,860
‫من به انگلستان برنمی‌گردم.

483
00:38:44,900 --> 00:38:46,690
‫قصد دارم به پدرم نامه بنویسم و بگم

484
00:38:46,860 --> 00:38:49,030
‫می‌خوام تو آمریکا بمونم،

485
00:38:49,190 --> 00:38:50,320
‫پیش مرسی.

486
00:38:52,030 --> 00:38:53,700
‫خانواده‌ش تو پنسیلوانیا ریشه دارن،

487
00:38:53,870 --> 00:38:56,620
‫و ما قصد ازدواج داریم.

488
00:38:57,870 --> 00:38:59,290
‫ببخشید؟

489
00:38:59,450 --> 00:39:02,330
‫امیدوار بودم شما هم
‫برای ما به پدرم نامه بنویسید.

490
00:39:02,460 --> 00:39:04,500
‫شما می‌دونید که مرسی زن شریفی هست،

491
00:39:04,670 --> 00:39:05,880
‫و حمایت شما خیلی کمک می‌کنه

492
00:39:06,040 --> 00:39:07,000
‫تا پدرم رو قانع کنم.

493
00:39:07,170 --> 00:39:10,220
‫هنری، می‌تونم خصوصی باهات حرف بزنم؟

494
00:39:10,380 --> 00:39:13,680
‫با احترام، جناب، این خونه‌ی منه.

495
00:39:13,840 --> 00:39:15,550
‫هر بحثی درباره‌ی آینده من،

496
00:39:15,720 --> 00:39:17,010
‫باید همین جا جلوی من انجام بشه.

497
00:39:19,220 --> 00:39:20,390
‫خیلی خب.

498
00:39:21,980 --> 00:39:24,600
‫من به برادرم نامه نمی‌نویسم.

499
00:39:24,770 --> 00:39:27,730
‫به‌چند دلیل، ازدواج‌هایی از این دست غیرقانونین.

500
00:39:27,900 --> 00:39:29,610
‫ولی غیرممکن نیستن.

501
00:39:29,780 --> 00:39:31,530
‫تو فیلادلفیا کلیساهایی هستن که

502
00:39:31,650 --> 00:39:33,610
‫ازدواج‌های مخفی بین نژادی انجام میدن،

503
00:39:33,780 --> 00:39:35,660
‫و مجمع عمومی داره
‫یه قانون جدید رو بررسی می‌کنه که...

504
00:39:35,820 --> 00:39:38,080
‫این غیرممکنه، خانم!

505
00:39:38,240 --> 00:39:42,000
‫چون برادرزاده‌ی من
‫کاپیتان لرد هنری گری،

506
00:39:42,160 --> 00:39:45,330
‫وایکونت اشر، پسر دوک پاردلو هست.

507
00:39:45,500 --> 00:39:46,920
‫درگیر ازدواج

508
00:39:47,090 --> 00:39:48,380
‫مخفیانه یا غیر از اون نمی‌شه.

509
00:39:50,670 --> 00:39:54,550
‫برمی‌گردی انگلستان
‫و به وظیفه‌ات نسبت به عنوانت

510
00:39:54,680 --> 00:39:55,680
‫و اسم پدرت عمل می‌کنی.

511
00:39:55,840 --> 00:39:58,180
‫وظیفه‌م نسبت به زنیه که دوستش دارم.

512
00:40:00,220 --> 00:40:02,600
‫تا حالا ندیدم مثل احمق‌ها رفتار کنی، هنری.

513
00:40:02,770 --> 00:40:04,100
‫الانم شروع نکن.

514
00:40:21,910 --> 00:40:24,660
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه نژادپرست باشی.

515
00:40:27,920 --> 00:40:29,790
‫من فقط دارم از برادرزاده‌ام محافظت می‌کنم

516
00:40:29,960 --> 00:40:31,630
‫که اشتباه بزرگی نکنه.

517
00:40:32,840 --> 00:40:35,590
‫مرسی وودکاک یه زن آزاده.

518
00:40:35,720 --> 00:40:38,010
‫باهوشه، شرافتمنده،

519
00:40:38,180 --> 00:40:41,010
‫و بیشتر از همه باعث شده هنری زنده بمونه.

520
00:40:41,720 --> 00:40:43,810
‫پس اگه مشکل تو

521
00:40:43,980 --> 00:40:45,140
‫رنگ پوستشه...

522
00:40:45,310 --> 00:40:47,440
‫مشکل من اینه که اون خانم یه بیوه‌ست

523
00:40:47,600 --> 00:40:49,310
‫که شوهرش یه خائن به تاج و تخت بوده.

524
00:40:50,150 --> 00:40:52,780
‫خودت همین تازگی با
‫یه بیوه خائن ازدواج کردی!

525
00:40:54,110 --> 00:40:56,490
‫من پسر برادرم نیستم.

526
00:40:56,650 --> 00:40:58,870
‫هال با هنری قطع ارتباط می‌کنه

527
00:40:59,030 --> 00:41:01,620
‫اگه بدون رضایتش ازدواج کنه.

528
00:41:01,790 --> 00:41:04,370
‫عناوین و دارایی‌هاش ازش گرفته میشه.

529
00:41:04,540 --> 00:41:06,370
‫تصمیمش با هنری ـه.

530
00:41:06,830 --> 00:41:08,370
‫یه روزی مردم آزاد میشن که

531
00:41:08,500 --> 00:41:10,670
‫با هر کسی که می‌خوان ازدواج کنن.

532
00:41:10,840 --> 00:41:14,590
‫و این آدم‌ها هستن که باعث این تغییر میشن.

533
00:41:14,760 --> 00:41:17,840
‫خودشون رو قربانی می‌کنن
‫که شهید یه هدف بشن؟

534
00:41:21,930 --> 00:41:25,770
‫تو حاضری همه‌چیزت رو به خاطر عشق قربانی کنی؟

535
00:41:27,690 --> 00:41:29,020
‫شاید.

536
00:41:31,020 --> 00:41:32,070
‫شاید باید شکرگزار باشم

537
00:41:32,230 --> 00:41:34,070
‫که قلبش هیچ‌وقت مال من نبود.

538
00:41:35,440 --> 00:41:37,950
‫یه بار باهام درباره‌ی تنهایی غیرقابل‌تحمل

539
00:41:38,110 --> 00:41:40,990
‫حرف زدی.

540
00:41:41,120 --> 00:41:44,040
‫چطور ممکنه بخوای
‫این حس رو به برادرزاده‌ت تحمیل کنی،

541
00:41:44,160 --> 00:41:46,250
‫وقتی زنی که دوستش داره

542
00:41:46,370 --> 00:41:48,580
‫می‌خواد بقیه عمرش رو باهاش بگذرونه؟

543
00:41:49,420 --> 00:41:50,750
‫چون می‌دونم چه حسی داره، خانم،

544
00:41:50,920 --> 00:41:53,750
‫که عشقت یه جرم باشه.

545
00:41:53,880 --> 00:41:57,630
‫که همیشه از لو رفتن و خشونت بترسی.

546
00:41:59,300 --> 00:42:00,680
‫اجازه نمی‌دم هنری...

547
00:42:00,840 --> 00:42:02,470
‫یا حتی خانم وودکاک

548
00:42:02,640 --> 00:42:05,720
‫خودشون رو به خطر بندازن یا بدتر از اون.

549
00:42:05,890 --> 00:42:06,720
‫اجازه نمی‌دم.

550
00:42:28,620 --> 00:42:29,830
‫این چیه؟

551
00:42:30,710 --> 00:42:32,170
‫بازش کن.

552
00:42:51,480 --> 00:42:53,610
‫دادم برات درست کنن.

553
00:42:54,690 --> 00:42:56,820
‫خانم فیگ می‌تونه هر تغییری که لازم باشه انجام بده،

554
00:42:56,980 --> 00:42:58,530
‫قبل از پنجشنبه.

555
00:42:59,280 --> 00:43:00,990
‫پنجشنبه چه خبره؟

556
00:43:01,570 --> 00:43:03,240
‫قراره تو یه مهمونی شام شرکت کنیم.

557
00:43:05,410 --> 00:43:06,780
‫کجا؟

558
00:43:06,950 --> 00:43:08,490
‫اینجا.

559
00:43:08,660 --> 00:43:11,160
‫می‌خواستم بهت بگم.

560
00:43:11,290 --> 00:43:13,000
‫مدت‌ها پیش به ژنرال هاو قول داده بودم

561
00:43:13,120 --> 00:43:17,500
‫یه ضیافت شام فاخر با رقص ترتیب بدم،

562
00:43:17,630 --> 00:43:20,340
‫البته، برای جمع‌آوری

563
00:43:20,470 --> 00:43:23,380
‫کمک‌های ضروری به نفع وفاداران.

564
00:43:23,930 --> 00:43:27,220
‫خب، طبیعتاً خیلی مهمه،

565
00:43:27,390 --> 00:43:30,560
‫حتی اجتناب‌ناپذیره،

566
00:43:30,680 --> 00:43:34,020
‫که به عنوان همسرم همراهم باشی.

567
00:43:34,730 --> 00:43:36,440
‫با توجه به وفاداری‌هات، تصور می‌کنم

568
00:43:37,480 --> 00:43:42,240
‫دیدن این جشن و سرور برات سخت باشه،

569
00:43:42,400 --> 00:43:45,070
‫و اینکه بدونی اون پول به وفادارها می‌رسه،

570
00:43:45,240 --> 00:43:46,950
‫- ولی...
‫- نه.

571
00:43:47,080 --> 00:43:50,620
‫عزیزم، خیلی مهمه که مردم ما رو با هم ببینن،

572
00:43:50,790 --> 00:43:51,700
‫شاید نشنیدی چی گفتم.

573
00:43:51,870 --> 00:43:53,500
‫گفتم نه.

574
00:43:53,670 --> 00:43:57,040
‫که یه چهره خاص به جامعه ارائه بدیم.

575
00:43:57,210 --> 00:43:59,000
‫هنوزم درباره‌ی ازدواج عجله‌اییمون زمزمه‌هایی هست.

576
00:43:59,170 --> 00:44:01,760
‫برام مهم نیست مردم چی میگن.

577
00:44:01,920 --> 00:44:03,170
‫خون خدا، کلیر!

578
00:44:05,430 --> 00:44:06,720
‫لازم نیست عاشقم باشی،
‫لازم نیست باهام هم‌خواب بشی،

579
00:44:06,890 --> 00:44:08,640
‫ولی باید تصمیم بگیری،
‫می‌خوای زن من باشی؟

580
00:44:11,430 --> 00:44:13,350
‫شایعات و نظر مردم رو بی‌خیال شو،

581
00:44:13,480 --> 00:44:14,730
‫ولی اینجا تو این خونه،

582
00:44:14,890 --> 00:44:16,690
‫من و تو باید دووم بیاریم.

583
00:44:19,900 --> 00:44:23,320
‫ما فقط همدیگه رو داریم.

584
00:44:23,900 --> 00:44:26,320
‫و اگه همدیگه رو داشته باشیم،

585
00:44:26,450 --> 00:44:27,990
‫اونم با ماست.

586
00:44:45,220 --> 00:44:48,220
‫چطور ممکنه کسی پدرم رو ندیده باشه؟

587
00:44:48,390 --> 00:44:49,760
‫مسلماً یه مرد با لباس نظامی

588
00:44:49,930 --> 00:44:52,060
‫باید اونقدر عجیب باشه
‫که توجه آدم رو جلب کنه.

589
00:44:52,220 --> 00:44:53,560
‫باید باشه.

590
00:44:53,730 --> 00:44:54,850
‫و فکر کنم این مردم دیدنش،

591
00:44:55,020 --> 00:44:56,890
‫ولی نمی‌خوان دردسر درست بشه.

592
00:44:57,060 --> 00:45:00,060
‫دو تا غریبه که دور می‌زنن
‫و دنبال یه آدم افسانه‌ای می‌گردن.

593
00:45:00,230 --> 00:45:02,030
‫حداقل یه سنگ قیمتی داریم.

594
00:45:02,190 --> 00:45:05,400
‫وقتی جمی رو پیدا کردیم،
‫حداقل می‌تونیم برش گردونیم خونه.

595
00:45:05,570 --> 00:45:08,610
‫فقط باید دو تا دیگه برای خودمون پیدا کنیم،
‫ولی...

596
00:45:08,780 --> 00:45:10,070
‫لعنت بهم.

597
00:45:11,580 --> 00:45:13,160
‫باورم نمی‌شد.

598
00:45:13,330 --> 00:45:15,620
‫همینه، نه؟

599
00:45:15,790 --> 00:45:17,920
‫اون لباس نظامی.
‫منظورم همونه که توصیف کردی.

600
00:45:18,080 --> 00:45:19,500
‫آره.

601
00:45:20,750 --> 00:45:22,050
‫آره، همونه.

602
00:45:25,260 --> 00:45:27,380
‫عصر بخیر!

603
00:45:27,550 --> 00:45:29,260
‫ما دنبال یه نفر می‌گردیم.

604
00:45:29,430 --> 00:45:31,430
‫فکر می‌کنم اون کت ممکنه مال اون باشه.

605
00:45:32,810 --> 00:45:33,600
‫مال منه.

606
00:45:33,770 --> 00:45:34,770
‫برید!

607
00:45:34,930 --> 00:45:36,640
‫ما قصد آزار نداریم.

608
00:45:36,810 --> 00:45:38,310
‫فقط می‌خوایم بدونیم که آخرین بار

609
00:45:38,480 --> 00:45:39,690
‫کِی و کجا اون مرد رو دیدی.

610
00:45:39,850 --> 00:45:41,940
‫گفتم برید.

611
00:45:42,110 --> 00:45:43,520
‫- همین حالا!
‫- خواهش می‌کنم.

612
00:45:46,240 --> 00:45:47,990
‫خیلی مهمه که پیداش کنیم.

613
00:45:50,450 --> 00:45:51,240
‫ایویس!

614
00:45:51,410 --> 00:45:52,410
‫ابرام!

615
00:45:55,660 --> 00:45:57,290
‫باشه، ما می‌ریم.

616
00:45:59,920 --> 00:46:01,170
‫راجر.

617
00:46:30,280 --> 00:46:32,990
‫یه خلبان نیروی هوایی سلطنتی

618
00:46:33,120 --> 00:46:35,490
‫هیچ‌وقت بدون مبارزه کت خودش رو نمی‌ده.

619
00:46:36,990 --> 00:46:39,710
‫شاید فروخته که پول دربیاره،

620
00:46:39,870 --> 00:46:41,330
‫یا با غذا عوضش کرده.

621
00:46:43,710 --> 00:46:45,250
‫به این معنی نیست که بهش آسیب رسیده.

622
00:46:46,840 --> 00:46:47,880
‫پیداش می‌کنیم.

623
00:46:49,010 --> 00:46:50,220
‫فقط باید به جستجو ادامه بدیم.

624
00:46:56,640 --> 00:46:58,220
‫اگه تو بخوای ادامه می‌دیم.

625
00:46:59,810 --> 00:47:01,890
‫نمی‌دونیم قطعاً پسرت دست اونه.

626
00:47:02,020 --> 00:47:03,350
‫می‌دونم.

627
00:47:03,520 --> 00:47:07,020
‫فقط نمی‌تونم این حس رو از خودم دور کنم

628
00:47:07,150 --> 00:47:09,900
‫که یه‌جوری همه ‌چیز به هم ربط داره.

629
00:47:10,070 --> 00:47:11,110
‫که همه‌ چیز

630
00:47:12,990 --> 00:47:14,990
‫از پیش تعیین‌شده.

631
00:47:18,120 --> 00:47:19,790
‫باید ایمان داشته باشم.

632
00:47:37,390 --> 00:47:38,560
‫خوشحالم می‌بینمتون.

633
00:47:45,560 --> 00:47:46,940
‫کاپیتان ریچاردسون.

634
00:47:47,110 --> 00:47:49,650
‫انتظار نداشتم که از دیدنتون خوشحال بشم،

635
00:47:49,820 --> 00:47:51,740
‫به دلایل واضح.

636
00:47:51,900 --> 00:47:54,410
‫اومدم که به شما و عروس جدیدتون

637
00:47:54,570 --> 00:47:56,870
‫تبریک بگم.

638
00:47:57,620 --> 00:47:59,790
‫متأسفانه، همسرم نمی‌تونه

639
00:47:59,950 --> 00:48:01,250
‫امشب به ما ملحق بشه.

640
00:48:01,410 --> 00:48:02,290
‫چه حیف.

641
00:48:02,460 --> 00:48:05,000
‫ظاهراً درباره‌ش اشتباه قضاوت کردم.

642
00:48:05,170 --> 00:48:06,920
‫اگه شما، از بین همه آدم‌ها، باهاش ازدواج کردید،

643
00:48:07,080 --> 00:48:09,670
‫پس مطمئنم یه اشتباه بوده

644
00:48:09,840 --> 00:48:11,800
‫و اون خانم محترم هیچ تهدیدی ایجاد نمی‌کنه.

645
00:48:12,720 --> 00:48:15,380
‫من فقط اینجا هستم که از آرمانمون حمایت کنم.

646
00:48:16,590 --> 00:48:17,640
‫بسیار خب.

647
00:48:23,430 --> 00:48:24,520
‫لرد جان.

648
00:48:59,470 --> 00:49:03,270
‫اجازه بدید همسرم،
‫لیدی جان گری رو معرفی کنم.

649
00:49:08,480 --> 00:49:09,560
‫خوشبختم، خانم.

650
00:49:25,450 --> 00:49:27,920
‫خانم فیگ تو آماده کردن غذا عالی کار کرده، بابا.

651
00:49:28,040 --> 00:49:29,170
‫واقعاً.

652
00:49:32,670 --> 00:49:34,710
‫- معذرت می‌خوام، عزیزم.
‫- البته.

653
00:49:36,920 --> 00:49:39,050
‫لرد السمر.

654
00:49:39,220 --> 00:49:40,340
‫وقتی فهمیدم جشن ما

655
00:49:40,510 --> 00:49:42,010
‫تو خونه پدرتونه،

656
00:49:42,180 --> 00:49:44,560
‫خیلی امیدوار بودم که شما هم باشید.

657
00:49:45,100 --> 00:49:46,930
‫اجازه بدید میس پگی چو رو معرفی کنم،

658
00:49:47,100 --> 00:49:48,730
‫که وفاداری خانوادش به پادشاه و کشور

659
00:49:48,850 --> 00:49:50,810
‫همیشه بی‌ چون و چرا بوده.

660
00:49:50,940 --> 00:49:52,480
‫لیدی جان گری.

661
00:49:52,610 --> 00:49:53,480
‫مفتخرم.

662
00:49:53,650 --> 00:49:54,860
‫همچنین.

663
00:49:54,980 --> 00:49:57,740
‫خوشحالم که تو همچین جمع برجسته‌ای هستم.

664
00:49:57,860 --> 00:50:00,160
‫یه زن باید مطمئن بشه که شریک رقصش

665
00:50:00,320 --> 00:50:02,990
‫ارزش همچین صمیمیتی رو داره.

666
00:50:03,120 --> 00:50:04,870
‫ولی کی می‌تونه لیاقت همراهی با

667
00:50:05,040 --> 00:50:06,870
‫یه خانم زیبا مثل میس پگی چو رو داشته باشه؟

668
00:50:07,040 --> 00:50:07,910
‫من که ندارم.

669
00:50:10,670 --> 00:50:12,420
‫خب، میگم امشب رو با خیال راحت

670
00:50:12,590 --> 00:50:13,920
‫بدون نگرانی برقصیم.

671
00:50:14,090 --> 00:50:15,710
‫گرچه بعضیا میگن همین بی‌خیالی بوده که

672
00:50:15,840 --> 00:50:17,670
‫ما رو به این شورش مسخره کشونده.

673
00:50:19,840 --> 00:50:21,220
‫نظر شما چیه، لیدی جان؟

674
00:50:25,890 --> 00:50:29,310
‫جرات نمی‌کنم نظرم رو در این باره بدم.

675
00:50:31,690 --> 00:50:33,900
‫شاید یه وقت دیگه.

676
00:50:38,530 --> 00:50:40,570
‫چرا با اون دختر نرقصیدی؟

677
00:50:40,740 --> 00:50:42,530
‫به نظر می‌رسه دختر خوبی باشه.

678
00:50:43,410 --> 00:50:47,580
‫حس می‌کنم از وقتی ریچل رفته
‫دیگه میلی به رقصیدن ندارم.

679
00:50:51,290 --> 00:50:55,880
‫گاهی وقتی ذهن و قلب بی‌قراره،

680
00:50:57,840 --> 00:50:59,880
‫رقص می‌تونه حواس‌پرتیِ خوبی باشه.

681
00:51:05,100 --> 00:51:06,970
‫کاپیتان ریچاردسون، جناب.

682
00:51:09,430 --> 00:51:11,060
‫کاپیتان لرد السمر.

683
00:51:12,270 --> 00:51:14,150
‫اجازه بدید لیدی جان گری رو معرفی کنم.

684
00:51:16,270 --> 00:51:18,780
‫لیدی جان گری.

685
00:51:18,940 --> 00:51:21,450
‫خوشحالم که بالاخره تونستید بیاید.

686
00:51:22,360 --> 00:51:24,280
‫افتخار میدید با من برقصید؟

687
00:51:25,740 --> 00:51:28,370
‫ممنون، کاپیتان، ولی متأسفانه

688
00:51:28,540 --> 00:51:29,950
‫خیلی وقته تمرین نکردم.

689
00:51:30,080 --> 00:51:31,250
‫مطمئنم کاپیتان ریچاردسون

690
00:51:31,410 --> 00:51:33,500
‫یه اشتباه کوچیک رو می‌بخشه.

691
00:51:33,620 --> 00:51:37,130
‫علاوه بر این،
‫میگن رقص حواس‌پرتیِ خوبیه.

692
00:51:58,650 --> 00:52:00,570
‫امیدوارم ایرادی نداشته باشه
‫که رسمیت رو کنار بذارم

693
00:52:00,730 --> 00:52:02,570
‫و حرف دلم رو بزنم.

694
00:52:04,160 --> 00:52:06,870
‫نمی‌دونم منظورتون از این حرف‌ها چیه، کاپیتان،

695
00:52:06,990 --> 00:52:09,790
‫ولی اگه می‌خواید چیزی بگید، بگید.

696
00:52:09,910 --> 00:52:13,000
‫من یه شورشی هستم، که به عنوان جاسوس آمریکا

697
00:52:13,160 --> 00:52:15,790
‫تو لباس یه کاپیتان ارتش اعلی‌حضرت کار می‌کنم.

698
00:52:17,420 --> 00:52:19,170
‫چرا اینو به من میگید؟

699
00:52:22,800 --> 00:52:25,050
‫چون خودت هم یه شورشی هستی.

700
00:52:25,220 --> 00:52:26,720
‫من همون کسی بودم که به لرد جان

701
00:52:26,840 --> 00:52:29,510
‫درباره دستگیری قریب‌الوقوعت
‫به جرم خیانت هشدار دادم.

702
00:52:29,640 --> 00:52:32,020
‫امیدوار بودم از نفوذش استفاده کنه
‫که نذاره اعدامت کنن.

703
00:52:32,180 --> 00:52:33,560
‫چرا؟

704
00:52:33,730 --> 00:52:35,730
‫نامه‌هایی که بردی برای

705
00:52:35,850 --> 00:52:37,150
‫کمپین آمریکایی‌ها خیلی مهم بودن.

706
00:52:37,310 --> 00:52:39,820
‫حس می‌کردم زندگیت ارزش نجات دادن رو داره.

707
00:52:41,690 --> 00:52:43,530
‫گرچه باید اعتراف کنم، اصلاً فکر نمی‌کردم

708
00:52:43,650 --> 00:52:46,240
‫لرد جان با ازدواج کردن با شما این کار رو بکنه.

709
00:52:46,410 --> 00:52:48,450
‫لرد جان خیلی نجیب‌زاده‌ست.

710
00:52:48,620 --> 00:52:50,530
‫و به خاطرش، الان من و شما

711
00:52:50,700 --> 00:52:52,910
‫تو موقعیت خوبی هستیم.

712
00:52:55,120 --> 00:52:57,500
‫از من چی می‌خوای، کاپیتان؟

713
00:52:57,670 --> 00:53:00,540
‫این جنگ با اطلاعات و سیاست پیروز می‌شه.

714
00:53:00,710 --> 00:53:02,050
‫موقعیتت در منزل لرد جان گری،

715
00:53:02,210 --> 00:53:03,420
‫به‌طور منحصربه‌فردی مناسب اینه که

716
00:53:03,550 --> 00:53:05,300
‫به هدف ما از هر دو جهت کمک کنی.

717
00:53:07,640 --> 00:53:09,720
‫می‌خوای جاسوسی شوهرم رو بکنم.

718
00:53:09,890 --> 00:53:12,680
‫علاوه بر این، می‌خوام رو برادرش،

719
00:53:12,810 --> 00:53:14,430
‫دوک پاردلو، هم تأثیر داشته باشم.

720
00:53:14,560 --> 00:53:16,480
‫اعلیحضرت تو مجلس اعیان

721
00:53:16,600 --> 00:53:19,610
‫اظهار نظرهایی قوی درباره مصالحه کرده،

722
00:53:19,770 --> 00:53:21,650
‫که ممکنه همه ‌چیزایی که
‫براش می‌جنگیم رو به خطر بندازه.

723
00:53:23,690 --> 00:53:25,150
‫با اینکه تعهدت به

724
00:53:25,320 --> 00:53:27,280
‫آزادی رو درک می‌کنم، کاپیتان

725
00:53:27,400 --> 00:53:29,410
‫ولی گوش کن چی میگم.

726
00:53:30,280 --> 00:53:33,410
‫من به شوهرم یا خانواده‌ش خیانت نمی‌کنم.

727
00:53:36,410 --> 00:53:38,960
‫پس پیشنهاد می‌کنم چیزی که
‫گفتم رو بین خودمون نگه داری.

728
00:53:39,120 --> 00:53:40,920
‫خیلی‌ها به وفاداری‌ لرد جان شک کردن

729
00:53:41,090 --> 00:53:43,130
‫وقتی با بیوه‌ی یه سرهنگ آمریکایی ازدواج کرد.

730
00:53:43,300 --> 00:53:46,260
‫اگه اون بیوه شروع کنه به متهم کردن...

731
00:53:46,420 --> 00:53:48,130
‫تهدیداتت رو برای خودت نگه دار، آقا.

732
00:53:51,350 --> 00:53:52,810
‫رازت محفوظه.

733
00:53:52,930 --> 00:53:54,560
‫با اینکه ممکنه با روش‌هات موافق نباشم،

734
00:53:54,720 --> 00:53:57,890
‫هر چی نباشه ما طرف همیم.

735
00:54:21,250 --> 00:54:22,960
‫چند تا دعوتنامه دریافت کردیم.

736
00:54:23,130 --> 00:54:24,880
‫مراسمات اجتماعی.

737
00:54:25,960 --> 00:54:27,460
‫چای با لیدی بردشاو،

738
00:54:27,630 --> 00:54:31,470
‫بیشتر از سه تا شام،

739
00:54:31,640 --> 00:54:32,760
‫و یه گشت و گذار تو باغ بارتام

740
00:54:32,890 --> 00:54:33,720
‫با خانواده‌ی هوفر.

741
00:54:42,020 --> 00:54:44,610
‫می‌دونم این موضوع حساسی هست.

742
00:54:45,360 --> 00:54:47,530
‫ولی انتظار میره که شرکت کنیم.

743
00:54:49,570 --> 00:54:51,450
‫حداقل باید تو یکی شرکت کنیم.

744
00:54:55,620 --> 00:54:56,700
‫اونا همین بالا هستن.

745
00:54:56,830 --> 00:54:58,290
‫بهشون می‌گم که اینجایید.

746
00:54:59,410 --> 00:55:00,330
‫ببخشید، آقا.

747
00:55:00,500 --> 00:55:01,710
‫- صبر کن.
‫- چی شده؟

748
00:55:01,870 --> 00:55:02,580
‫یادداشتی از سرهنگ گریوز.

749
00:55:02,710 --> 00:55:04,290
‫در عجبم...

750
00:55:04,420 --> 00:55:05,710
‫آقا، نمی‌تونید...

751
00:55:05,840 --> 00:55:07,380
‫کلیر!

752
00:55:07,550 --> 00:55:08,670
‫ببخشید، جناب.

753
00:55:08,840 --> 00:55:10,010
‫بهش گفتم صبر کنه،

754
00:55:10,170 --> 00:55:11,880
‫ولی این آقا اصرار داشت که...

755
00:55:37,030 --> 00:55:38,910
‫این خوبه.

756
00:55:39,040 --> 00:55:40,370
‫چی؟

757
00:55:40,500 --> 00:55:43,370
‫خون منه.

758
00:55:43,540 --> 00:55:44,790
‫دوباره این کار رو بکن.

759
00:55:44,960 --> 00:55:47,880
‫می‌کنم، ولی چند تا سرباز این اطراف هستن

760
00:55:48,000 --> 00:55:50,050
‫که شاید دارن دنبالم می‌گردن، و...

761
00:55:50,170 --> 00:55:52,680
‫چطور ممکنه هنوز زنده باشی؟

762
00:55:52,840 --> 00:55:54,890
‫خب...

763
00:55:55,050 --> 00:55:58,470
‫کشتی قرار بود شب حرکت کنه،

764
00:55:58,640 --> 00:56:00,060
‫ولی ناخدای زرنگش

765
00:56:00,180 --> 00:56:01,430
‫از باد شرقی استفاده کرد.

766
00:56:01,600 --> 00:56:03,520
‫چمدونام تو کشتی بود،

767
00:56:03,690 --> 00:56:05,060
‫ولی خودم نه.

768
00:56:12,950 --> 00:56:14,820
‫دلم نمی‌خواد این دیدار خوشایند رو خراب کنم،

769
00:56:14,990 --> 00:56:17,450
‫ولی پسرت تا چند لحظه دیگه میاد خونه.

770
00:56:18,870 --> 00:56:21,250
‫ویلیام؟

771
00:56:21,410 --> 00:56:22,750
‫اینجاست؟

772
00:56:22,910 --> 00:56:24,460
‫آره، بهتره بریم.

773
00:56:24,620 --> 00:56:27,250
‫خوشحال شدم دیدمت، جان، حتی برای یه لحظه.

774
00:56:33,470 --> 00:56:34,550
‫پسرت؟

775
00:56:34,720 --> 00:56:35,590
‫ویلیام؟

776
00:56:41,220 --> 00:56:42,220
‫تو

777
00:56:44,640 --> 00:56:47,440
‫جیمز الکساندر مالکوم مک‌کنزی فریزر هستم.

778
00:56:49,770 --> 00:56:51,610
‫و منِ لعنتی کی هستم؟

779
00:56:57,910 --> 00:57:00,120
‫تو

780
00:57:00,280 --> 00:57:01,790
‫یه کاتولیک بوگندو هستی.

781
00:57:04,580 --> 00:57:06,790
‫و اسم غسل تعمیدیت

782
00:57:09,250 --> 00:57:10,630
‫جیمزه.

783
00:57:12,090 --> 00:57:13,510
‫تنها اسمی بود که حق داشتم بهت بدم،

784
00:57:13,670 --> 00:57:15,220
‫و معذرت می‌خوام.

785
00:57:17,800 --> 00:57:20,140
‫لعنت بهت، آقا.

786
00:57:20,260 --> 00:57:22,640
‫من اسم تو رو نمی‌خوام.

787
00:57:25,230 --> 00:57:26,480
‫هیچ‌چی ازت نمی‌خوام.

788
00:57:31,650 --> 00:57:33,820
‫و تو...

789
00:57:33,980 --> 00:57:35,440
‫تو می‌دونستی، مگه نه؟

790
00:57:39,530 --> 00:57:40,490
‫به من دروغ گفتی.

791
00:57:42,280 --> 00:57:43,830
‫خدا هر دوتون رو لعنت کنه!

792
00:57:46,080 --> 00:57:47,330
‫اونجاست!

793
00:57:49,120 --> 00:57:50,170
‫این چه معنی‌ای داره؟

794
00:57:50,330 --> 00:57:51,340
‫گفتم برگردید!

795
00:57:51,500 --> 00:57:53,380
‫یک قدم دیگه جلو بیاید،

796
00:57:53,500 --> 00:57:54,630
‫این مرد می‌میره.

797
00:58:01,050 --> 00:58:01,970
‫برید سمت راه‌پله پشتی!

798
00:58:02,140 --> 00:58:03,010
‫زود باشید!

799
00:58:03,034 --> 00:58:23,034
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

800
00:58:23,058 --> 00:58:40,058
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

