﻿1
00:00:14,570 --> 00:00:15,620
‫آنچه گذشت...

2
00:00:15,780 --> 00:00:18,990
‫- بگو چی شد.
‫- زود باش منو بکش.

3
00:00:19,120 --> 00:00:20,830
‫یه نوع چسب زخم بود.

4
00:00:20,950 --> 00:00:23,290
‫باید خون‌ریزی رو بند می‌آوردی،
‫وگرنه بیمار می‌مرد.

5
00:00:23,460 --> 00:00:25,960
‫اون با منتقل کردن غمش به من
‫جلوی خونریزیش رو گرفت.

6
00:00:26,130 --> 00:00:28,130
‫جیمی، تو باهاش چی کار کردی؟

7
00:00:28,300 --> 00:00:29,800
‫واقعا از زرنگیت

8
00:00:29,960 --> 00:00:31,510
‫تو گرفتن این مدارک تحت تأثیرم.

9
00:00:31,630 --> 00:00:33,470
‫تو به عنوان
‫سرتیپ منصوب شدی.

10
00:00:33,630 --> 00:00:34,510
‫ممنونم، قربان.

11
00:00:34,630 --> 00:00:36,760
‫ریچل، من تو رو انتخاب می‌کنم.

12
00:00:36,890 --> 00:00:39,720
‫امیدوارم تو هم منو انتخاب کنی.

13
00:00:39,850 --> 00:00:40,850
‫من واقعاً دوستت دارم.

14
00:00:41,020 --> 00:00:43,190
‫جرمیا مک‌کنزی بدون هیچ ردی ناپدید شده.

15
00:00:43,350 --> 00:00:44,270
‫این قضیه چه ربطی

16
00:00:44,390 --> 00:00:45,400
‫به پسر کوچیکت داره؟

17
00:00:45,560 --> 00:00:46,810
‫اگه دنبال اون دوره‌گرد بگردیم،
‫بابامو پیدا می‌کنیم

18
00:00:46,980 --> 00:00:49,570
‫شاید اگه اونو پیدا کنیم،
‫جمی رو هم پیدا کنیم.

19
00:00:49,730 --> 00:00:50,940
‫پسرم کجاست؟

20
00:00:51,110 --> 00:00:52,900
‫تو گذشته نیست.

21
00:00:53,070 --> 00:00:56,200
‫باید اون پسر رو قانع کنی
‫تا نشونم بده طلاها کجان.

22
00:01:04,378 --> 00:01:07,378
‫[اسکاتلند - 1739]

23
00:01:15,720 --> 00:01:17,840
‫خب، به نظرم بهتره برگردیم

24
00:01:18,010 --> 00:01:20,350
‫پورت نا کریگ
‫و مسیر رودخونه رو دنبال کنیم.

25
00:01:20,510 --> 00:01:21,720
‫حتماً یکی بابات رو دیده،

26
00:01:21,890 --> 00:01:24,060
‫و امیدوارم جمی کوچولو هم باهاش بوده باشه.

27
00:01:28,560 --> 00:01:30,730
‫درست می‌گفتم...

28
00:01:32,070 --> 00:01:35,530
‫اون چیزی که به زنت گفتم.

29
00:01:35,700 --> 00:01:37,740
‫هیچی عوض نشده.

30
00:01:39,490 --> 00:01:43,700
‫اون کوه‌ها یه روز هم پیر نشدن.

31
00:01:48,790 --> 00:01:52,500
‫اون کوه‌ها؟

32
00:01:52,630 --> 00:01:54,510
‫حق با توئه.

33
00:01:56,880 --> 00:01:59,220
‫پورت نا کریگ.

34
00:01:59,390 --> 00:02:01,510
‫زمان من نزدیک پیلاکری ـه.

35
00:02:05,770 --> 00:02:08,230
‫این رود گَری یا تامل نیست.

36
00:02:08,400 --> 00:02:10,730
‫خیلی کوچیکه، ولی...

37
00:02:10,900 --> 00:02:12,940
‫می‌تونه رود اراختی باشه.

38
00:02:15,070 --> 00:02:18,110
‫اگه پیلاکری اون طرف باشه،

39
00:02:18,280 --> 00:02:21,780
‫پس سد اراختی اون طرفه،
‫یا قراره اونجا باشه.

40
00:02:21,910 --> 00:02:25,500
‫اینجا زمان تو زیر آب میره.

41
00:02:25,660 --> 00:02:29,080
‫خب، بریانا گفت یه درگاه زمان

42
00:02:29,250 --> 00:02:31,710
‫تو تونل زیر سد حس کرده.

43
00:02:33,380 --> 00:02:35,420
‫ولی سد تا دهه ۱۹۵۰ ساخته نمی‌شه،

44
00:02:35,590 --> 00:02:38,840
‫سال‌ها بعد از ناپدید شدن بابام.

45
00:02:38,970 --> 00:02:41,300
‫اگه قبلاً سنگ‌هایی اونجا بوده
‫قبل از اینکه سد رو بسازن...

46
00:02:41,470 --> 00:02:43,970
‫شاید الانم سنگ‌ها اینجا باشن.

47
00:02:44,140 --> 00:02:48,020
‫حتماً بابام از همین جا اومده.

48
00:02:48,180 --> 00:02:49,900
‫شاید بتونیم ردشو پیدا کنیم.

49
00:02:56,400 --> 00:02:58,110
‫ای زن عوضی!

50
00:02:59,860 --> 00:03:02,160
‫پسرم کجاست؟

51
00:03:02,320 --> 00:03:03,330
‫بگو، کثافت.

52
00:03:05,700 --> 00:03:07,790
‫جواب بده.

53
00:03:07,950 --> 00:03:10,370
‫وگرنه به خدا قسم می‌کشمت.

54
00:03:10,540 --> 00:03:13,960
‫اگه منو بکشی،
‫هیچ‌وقت پسرتو نمی‌بینی.

55
00:03:14,130 --> 00:03:15,800
‫خوب فکراتو بکن.

56
00:03:15,960 --> 00:03:20,630
‫اون الان تنهاست، ترسیده، گرسنه.

57
00:03:20,800 --> 00:03:24,510
‫هر چی بیشتر اونجا بمونه،
‫براش بدتر می‌شه.

58
00:03:24,680 --> 00:03:26,890
‫برای خودت بهتره که دروغ باشه...

59
00:03:27,060 --> 00:03:29,600
‫برای خودت.

60
00:03:46,660 --> 00:03:47,990
‫جمی کجاست؟

61
00:03:51,500 --> 00:03:53,080
‫بیا اینجا، عزیزم.

62
00:03:53,210 --> 00:03:54,580
‫بیا اینجا.

63
00:04:10,180 --> 00:04:11,560
‫باشه، عزیزم،

64
00:04:11,730 --> 00:04:14,690
‫اگه نمی‌تونیم پلیس خبر کنیم،
‫می‌ریم پیششون.

65
00:04:14,810 --> 00:04:16,150
‫قام، قام!

66
00:04:19,690 --> 00:04:22,950
‫مندی، الان جمی رو حس می‌کنی؟

67
00:04:23,110 --> 00:04:25,200
‫نه.

68
00:04:26,990 --> 00:04:29,660
‫اشکالی نداره. بریم.

69
00:04:46,010 --> 00:04:47,850
‫مامان؟

70
00:04:49,600 --> 00:04:52,230
‫بابا؟

71
00:04:52,390 --> 00:04:54,730
‫کسی نیست؟

72
00:04:54,890 --> 00:04:56,650
‫کمک!

73
00:04:56,810 --> 00:04:58,110
‫کمک!

74
00:04:58,134 --> 00:05:08,134
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

75
00:05:08,158 --> 00:05:18,158
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

76
00:05:18,182 --> 00:05:28,182
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

77
00:06:53,430 --> 00:06:57,520
‫دیگه مثل قدیما جوون نیستی، نه؟

78
00:06:59,560 --> 00:07:03,110
‫هیچ‌کدوممون نیستیم، خواهرزاده.

79
00:07:06,110 --> 00:07:07,360
‫می‌دونی برات یه سنگ‌چین درست کردم.

80
00:07:07,530 --> 00:07:09,900
‫آره.

81
00:07:10,070 --> 00:07:12,620
‫همه زحمتات به باد رفت.

82
00:07:12,780 --> 00:07:15,370
‫ولی چه دلیلی بهتر از

83
00:07:15,540 --> 00:07:17,540
‫شرکت تو عروسی خواهرزاده‌م

84
00:07:17,700 --> 00:07:20,080
‫تا بخوام از ته دریا برگردم.

85
00:07:20,250 --> 00:07:22,500
‫خوشحالم که اینجایی، دایی.

86
00:07:22,670 --> 00:07:27,760
‫چون... مامان و بابام نمی‌تونن.

87
00:07:30,130 --> 00:07:33,090
‫بابات اینو برات می‌خواست.

88
00:07:33,220 --> 00:07:38,270
‫و مامانت خوشحال بود
‫وقتی شنید با ریچل خوشبختی.

89
00:07:40,600 --> 00:07:43,770
‫امیدوارم نامه‌ت به دست دنزل برسه.

90
00:07:43,940 --> 00:07:47,320
‫برای ریچل خیلی مهمه که اینجا باشه.

91
00:07:47,480 --> 00:07:50,450
‫اون دوست داشت
‫بین دوستان ازدواج کنه.

92
00:07:50,610 --> 00:07:52,820
‫خانواده بارتام‌ها اینجان، ولی

93
00:07:52,990 --> 00:07:54,780
‫برادرش تنها خانواده‌شه.

94
00:07:54,950 --> 00:07:57,240
‫دنزل میاد.

95
00:07:59,620 --> 00:08:03,670
‫ولی... استرس داری؟

96
00:08:03,830 --> 00:08:06,840
‫نه، بابت عروسی نه.

97
00:08:08,380 --> 00:08:11,220
‫ولی شاید بابت چیزایی که بعدش می‌شه.

98
00:08:11,380 --> 00:08:13,130
‫قبلاً با زن‌ها خوابیدم،

99
00:08:13,300 --> 00:08:15,220
‫ولی این اولین بار ریچله.

100
00:08:15,350 --> 00:08:20,020
‫زن دایی کلیرت قبلاً ازدواج کرده بود
‫وقتی من باهاش ازدواج کردم.

101
00:08:21,230 --> 00:08:24,770
‫پس من تو شب عروسی‌مون باتجربه نبودم.

102
00:08:25,980 --> 00:08:28,150
‫و قبلش از عمو دوگالم

103
00:08:28,320 --> 00:08:29,820
‫کلی نصیحت و راهنمایی گرفتم،

104
00:08:29,940 --> 00:08:31,900
‫و روپرت،

105
00:08:32,030 --> 00:08:34,530
‫و آنگس.

106
00:08:34,700 --> 00:08:36,370
‫به درد خورد؟

107
00:08:36,530 --> 00:08:38,990
‫نه، به خدا.

108
00:08:39,120 --> 00:08:44,000
‫فکر کنم خودت می‌دونی
‫باید باهاش ملایم رفتار کنی.

109
00:08:44,170 --> 00:08:47,500
‫تنها چیز به‌دردبخوری
‫که زنم اون شب بهم گفت

110
00:08:47,630 --> 00:08:49,460
‫این بود:

111
00:08:49,630 --> 00:08:54,010
‫آروم باش. دقت کن.

112
00:08:54,180 --> 00:08:57,510
‫این جور نمی‌تونی زیاد اشتباه کنی.

113
00:08:57,640 --> 00:09:01,100
‫اونم باهات ملایم بود؟

114
00:09:01,270 --> 00:09:02,640
‫نه بابا.

115
00:09:08,610 --> 00:09:09,820
‫شما دوتا حتما فکر می‌کنید من خیلی ساده‌ام

116
00:09:09,980 --> 00:09:12,070
‫که اصرار دارم نه گل باشه نه تزیین.

117
00:09:12,240 --> 00:09:13,650
‫عالی به نظر می‌رسی.

118
00:09:13,820 --> 00:09:15,030
‫این لباس ممکنه قرضی باشه،

119
00:09:15,200 --> 00:09:16,660
‫ولی انگار مال خودته.

120
00:09:18,070 --> 00:09:21,490
‫مهم اینه که چیزی باشه که خودت می‌خوای.

121
00:09:21,620 --> 00:09:23,200
‫این عالیه.

122
00:09:23,370 --> 00:09:25,330
‫برای تغییراتت ازت ممنونم.

123
00:09:25,500 --> 00:09:28,330
‫و از تو ممنونم که
‫پذیرفتی عروسی رو تو خونه‌ت برگزار کنی.

124
00:09:28,460 --> 00:09:30,000
‫باعث افتخارمه، عزیزم.

125
00:09:30,170 --> 00:09:32,550
‫فقط کاش بعدش
‫انقدر زود نمی‌رفتی.

126
00:09:32,710 --> 00:09:35,050
‫نمیشه بیشتر بمونی؟

127
00:09:35,170 --> 00:09:37,090
‫کاش می‌شد،

128
00:09:37,260 --> 00:09:40,760
‫ولی جیمی و ایان دستور دارن.

129
00:09:40,930 --> 00:09:42,720
‫حداقل چند روزی هستیم.

130
00:09:45,480 --> 00:09:47,400
‫اصلا آسون می‌شه؟

131
00:09:47,520 --> 00:09:50,860
‫دیدن کسی که عاشقشی می‌ره جنگ؟

132
00:09:51,020 --> 00:09:53,860
‫نه، ولی یاد می‌گیری باهاش کنار بیای.

133
00:09:54,030 --> 00:09:56,820
‫و یادت می‌اندازه
‫قدر وقتی که با هم دارید رو بدونی.

134
00:09:56,990 --> 00:10:00,530
‫عشقت می‌شه سپرت،

135
00:10:00,700 --> 00:10:02,120
‫زره‌ت.

136
00:10:02,290 --> 00:10:04,370
‫و هر روز صبح که بیدار می‌شی می‌پوشیش،

137
00:10:04,540 --> 00:10:06,870
‫و تو هم می‌جنگی.

138
00:10:07,040 --> 00:10:09,040
‫حالا...

139
00:10:09,210 --> 00:10:11,630
‫صبر کن تا ایان ببینتت.

140
00:10:11,790 --> 00:10:14,510
‫امیدوارم وقتی زمانش برسه بدونم چی بگم،

141
00:10:14,670 --> 00:10:17,970
‫که روح بهم بگه چی درسته.

142
00:10:21,220 --> 00:10:23,390
‫ازدواج با تشریفات

143
00:10:23,560 --> 00:10:25,850
‫یا حرفا ساخته نمی‌شه،

144
00:10:26,020 --> 00:10:29,310
‫بلکه تو زندگی هر روز ساخته می‌شه،

145
00:10:29,480 --> 00:10:31,810
‫چه با هم باشین چه دور از هم.

146
00:10:34,400 --> 00:10:36,070
‫خب...

147
00:10:44,620 --> 00:10:46,500
‫صندلی‌ها رو سر جاشون می‌ذاری یا برمی‌داری؟

148
00:10:46,660 --> 00:10:49,040
‫دنزل، دقیقه نود رسیدی.

149
00:10:49,210 --> 00:10:51,040
‫خدا رو شکر.

150
00:10:51,210 --> 00:10:52,420
‫فکر کردم دیر کردم.

151
00:10:52,590 --> 00:10:53,750
‫خیلی سخت بود که بیام،

152
00:10:53,920 --> 00:10:56,130
‫ولی خواهرم هیچ وقت منو نمی‌بخشید.

153
00:10:56,300 --> 00:10:57,880
‫واقعاً نمی‌بخشید.

154
00:10:58,050 --> 00:10:58,930
‫هنری!

155
00:10:59,090 --> 00:11:00,840
‫خوشحالم می‌بینم حالت خوبه.

156
00:11:01,010 --> 00:11:01,970
‫نباید چیزی

157
00:11:02,140 --> 00:11:03,430
‫به این سنگینی حمل کنی؟

158
00:11:03,600 --> 00:11:05,680
‫حالم خیلی بهتره.

159
00:11:05,850 --> 00:11:07,600
‫ولی خانم فریزر می‌گه
‫تنها راه به دست آوردن قوتم اینه

160
00:11:07,770 --> 00:11:09,020
‫که بدنم رو به کار بگیرم.

161
00:11:09,140 --> 00:11:10,980
‫خب، من باهاش بحث نمی‌کنم.

162
00:11:11,150 --> 00:11:12,810
‫نه، نه.

163
00:11:12,980 --> 00:11:14,270
‫دیگه اینجا نمی‌مونم،

164
00:11:14,440 --> 00:11:16,780
‫ولی اینجا خیلی خوب ازم مراقبت شده.

165
00:11:16,940 --> 00:11:18,190
‫مرسی خیلی کمکم کرده.

166
00:11:18,320 --> 00:11:20,110
‫و تقریباً هر روز با هم قدم می‌زنیم،

167
00:11:20,280 --> 00:11:21,820
‫البته فقط تو باغ.

168
00:11:21,990 --> 00:11:23,910
‫برم به خواهرت بگم که اومدی.

169
00:11:24,030 --> 00:11:25,740
‫کلی ذوق می‌کنه.

170
00:11:26,580 --> 00:11:28,290
‫مشتاقم جان گری رو هم ببینم.

171
00:11:28,410 --> 00:11:29,830
‫برگشته؟

172
00:11:30,000 --> 00:11:31,040
‫نه.

173
00:11:31,210 --> 00:11:32,830
‫فکر کنم رفته شمال

174
00:11:33,000 --> 00:11:36,300
‫وقتی نیروهای قاره‌ای شهر رو گرفتن.

175
00:11:36,460 --> 00:11:38,510
‫چطور فهمیدی رفته؟

176
00:11:38,670 --> 00:11:43,680
‫تو برگشته بودی ولی فورج وقتی من...

177
00:11:43,850 --> 00:11:45,350
‫تو دیدیش.

178
00:11:45,510 --> 00:11:47,010
‫آره.

179
00:11:47,180 --> 00:11:48,350
‫تو اردوگاه کلنل اسمیت بودم

180
00:11:48,520 --> 00:11:51,190
‫که ازم خواستن یه زندانی رو درمان کنم.

181
00:11:51,350 --> 00:11:53,900
‫باورم نمی‌شد جان باشه.

182
00:11:55,610 --> 00:11:58,610
‫حالش خیلی بد بود.

183
00:11:58,780 --> 00:12:01,320
‫راستش، وضعیتش خیلی افتضاح بود.

184
00:12:01,490 --> 00:12:05,070
‫خونین و زخمی، با کاسه چشم شکسته.

185
00:12:05,240 --> 00:12:08,540
‫آخرین باری که دیدمش،
‫با هم حرف زدیم.

186
00:12:08,660 --> 00:12:10,370
‫بهم گفت.

187
00:12:10,540 --> 00:12:14,000
‫ولی می‌دونم رفاقت عمیقی بینتون هست.

188
00:12:14,170 --> 00:12:16,380
‫باید بهت می‌گفتم.

189
00:12:16,540 --> 00:12:18,340
‫ازم خواستن درمانش کنم
‫چون می‌خواستن

190
00:12:18,500 --> 00:12:20,420
‫حالش خوب بشه
‫که بتونه پای دار بره.

191
00:12:23,680 --> 00:12:25,510
‫می‌خواستن اعدامش کنن؟

192
00:12:25,680 --> 00:12:29,350
‫آره، قصد داشتن.

193
00:12:29,520 --> 00:12:32,560
‫ولی نمی‌تونستم با خودم کنار بیام.

194
00:12:32,730 --> 00:12:35,650
‫پس... یه چاقو تو شامش گذاشتم

195
00:12:35,810 --> 00:12:39,030
‫و شبونه فرار کرد.

196
00:12:39,150 --> 00:12:43,030
‫فکر کردم شاید بهت خبر بده.

197
00:12:43,200 --> 00:12:45,620
‫نه.

198
00:12:48,870 --> 00:12:51,120
‫نه، هنوز خبری نداده.

199
00:12:52,370 --> 00:12:55,790
‫ولی جان از پس خودش برمیاد.

200
00:12:57,670 --> 00:12:59,750
‫ممنون دنزل، که بهم گفتی

201
00:12:59,880 --> 00:13:01,880
‫و وقتی نیاز داشت کمکش کردی.

202
00:13:02,050 --> 00:13:04,720
‫عروس می‌گه الان می‌خواد ببینتت.

203
00:13:06,090 --> 00:13:09,930
‫انگار روح بهش گفته وقتشه.

204
00:13:39,380 --> 00:13:42,590
‫از همه‌تون ممنونم که اینجا هستید.

205
00:13:42,710 --> 00:13:44,010
‫چون مسیح گفت،

206
00:13:44,170 --> 00:13:46,430
‫هر جا که دو یا چند نفر دور هم جمع بشن،

207
00:13:46,590 --> 00:13:48,090
‫منم اونجام.

208
00:13:48,260 --> 00:13:50,760
‫پس جمع می‌شیم و گوش می‌دیم،

209
00:13:50,930 --> 00:13:55,270
‫هم به همدیگه و هم به نوری که درونمونه.

210
00:14:41,110 --> 00:14:42,230
‫از کجا می‌فهمن

211
00:14:42,400 --> 00:14:46,320
‫زمان درست برای حرف زدن کیه؟

212
00:14:47,820 --> 00:14:51,990
‫منتظر می‌مونن تا روح تشویقشون کنه حرف بزنن.

213
00:14:52,120 --> 00:14:53,700
‫خب، اینو که می‌دونم.

214
00:14:53,870 --> 00:14:56,620
‫ولی اگه روح به حرکتشون درنیاره چی؟

215
00:14:59,370 --> 00:15:04,250
‫اون‌وقت شاید یه مدت طولانی اینجا بشینیم.

216
00:15:04,420 --> 00:15:07,670
‫جیمی، نیازی به پچ‌پچ کردن نیست.

217
00:15:07,840 --> 00:15:09,680
‫به نظر می‌رسه روح تو رو تشویق کرده.

218
00:15:09,840 --> 00:15:13,510
‫لطفاً، از ته دلت حرف بزن.

219
00:15:13,680 --> 00:15:16,720
‫بله، باشه.

220
00:15:19,190 --> 00:15:21,560
‫خب...

221
00:15:21,730 --> 00:15:24,900
‫وقتی ایان بچه بود،

222
00:15:25,020 --> 00:15:27,030
‫بغلش کرده بودم.

223
00:15:27,190 --> 00:15:31,990
‫خواهرزاده کوچولومو نگاه کردم
‫و حس کردم که می‌شناسمش.

224
00:15:32,110 --> 00:15:36,080
‫دقیقاً می‌دونستم که چه آدمی می‌شه.

225
00:15:36,200 --> 00:15:39,410
‫ولی نمی‌تونستم بدونم،
‫نمی‌تونستم پیش‌بینی کنم که...

226
00:15:39,540 --> 00:15:43,170
‫اون مردی که الان هست
‫چه جوری می‌شه.

227
00:15:45,630 --> 00:15:47,920
‫به خودم افتخار می‌کنم که داییت هستم.

228
00:15:48,090 --> 00:15:52,010
‫و ریچل خوش‌شانسه که تو شوهرشی

229
00:15:52,130 --> 00:15:56,890
‫اگه روح تشویقش کنه که قبولت کنه.

230
00:15:58,390 --> 00:16:00,060
‫ممنون، دایی.

231
00:16:00,230 --> 00:16:02,520
‫نمی‌دونم دقیقاً باید چی بگم.

232
00:16:02,690 --> 00:16:04,860
‫ولی فکر کنم من بدونم.

233
00:16:07,780 --> 00:16:09,400
‫منو بیرون کردن

234
00:16:09,570 --> 00:16:11,780
‫چون می‌خواستم به ارتش قاره‌ای بپیوندم.

235
00:16:11,950 --> 00:16:15,740
‫خواهر عزیزم حس کرد وظیفه‌شه که دنبالم بیاد.

236
00:16:15,910 --> 00:16:19,660
‫بیرون انداخته شدن
‫برای یه دوست خیلی ناراحت‌کننده‌ست،

237
00:16:19,830 --> 00:16:22,370
‫چون اونجا جاییه که زندگی
‫و روح ما در اون هست.

238
00:16:22,540 --> 00:16:27,090
‫من خواهرمو از این تایید و حمایت محروم کردم.

239
00:16:27,250 --> 00:16:29,090
‫تو وجدان خودتو دنبال کردی.

240
00:16:29,260 --> 00:16:30,630
‫و اگه من این کارو نمی‌کردم،

241
00:16:30,760 --> 00:16:32,050
‫دنبالت نمی‌اومدم.

242
00:16:32,170 --> 00:16:33,090
‫وظیفه‌ی من بود

243
00:16:33,260 --> 00:16:34,760
‫که مراقبت باشم.

244
00:16:34,930 --> 00:16:36,760
‫و می‌ترسم که
‫این کارو درست انجام نداده باشم.

245
00:16:36,930 --> 00:16:38,470
‫ازم مراقبت کردی.

246
00:16:38,640 --> 00:16:39,970
‫به نظر میام سوء تغذیه داشته باشم؟

247
00:16:40,140 --> 00:16:41,270
‫لخت هستم؟

248
00:16:41,430 --> 00:16:44,560
‫مجبورت کردم
‫که منو تو خشونت همراهی کنی،

249
00:16:44,730 --> 00:16:47,520
‫تو ارتشی پر از آدمای خشن.

250
00:16:47,690 --> 00:16:51,110
‫فکر کنم منظورت من باشم؟

251
00:16:51,240 --> 00:16:52,280
‫نه، من...

252
00:16:52,400 --> 00:16:55,200
‫منظورم این نبود.

253
00:16:55,360 --> 00:16:56,660
‫فکر می‌کنی باید بگم همش تقصیر منه

254
00:16:56,780 --> 00:16:57,660
‫چون تاثیر بدی روی ایان گذاشتم؟

255
00:16:57,830 --> 00:16:58,990
‫منو ببخش، ایان.

256
00:16:59,160 --> 00:17:00,750
‫اگه روح تشویقت کرد.

257
00:17:00,910 --> 00:17:02,620
‫ولی به نظرم تو و روح

258
00:17:02,790 --> 00:17:05,120
‫دخالت نکنید بهتره.

259
00:17:06,670 --> 00:17:09,800
‫من فقط می‌خواستم بگم که

260
00:17:09,960 --> 00:17:14,220
‫این پشیمونی‌ها همیشه تو قلبم بوده.

261
00:17:14,380 --> 00:17:18,470
‫ولی حالا که تو رو با ایان می‌بینم، ریچل،

262
00:17:18,640 --> 00:17:21,720
‫می‌فهمم که ترسام بیهوده بوده،

263
00:17:21,890 --> 00:17:24,810
‫چون فقط روح می‌تونست
‫تو رو به این راه برسونه.

264
00:17:27,270 --> 00:17:30,110
‫با ایان کنار دستت،

265
00:17:30,230 --> 00:17:33,690
‫عشق رو پیدا کردی،

266
00:17:33,860 --> 00:17:36,700
‫و به همین دلیل، یه خونه.

267
00:18:01,560 --> 00:18:04,230
‫درسته که من تاریکی رو تجربه کردم.

268
00:18:07,560 --> 00:18:09,690
‫ولی، ریچل...

269
00:18:12,610 --> 00:18:15,990
‫...تو بهم نور دادی.

270
00:18:16,150 --> 00:18:19,280
‫شادی رو نشونم دادی،
‫شادی‌ای که فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت حس نمی‌کنم.

271
00:18:23,200 --> 00:18:26,750
‫من امروز اینجا
‫مثل یه مرد آزاد ایستادم.

272
00:18:28,120 --> 00:18:31,960
‫قلبم دوباره مال خودمه که تقدیمش کنم.

273
00:18:33,670 --> 00:18:36,880
‫امیدوارم که بتونم
‫برای همیشه تقدیمش کنم به تو.

274
00:18:43,010 --> 00:18:45,890
‫در حضور خداوند،

275
00:18:46,060 --> 00:18:49,480
‫و در برابر این دوستانمون...

276
00:18:52,310 --> 00:18:56,650
‫من تو رو، ایان،
‫به عنوان شوهرم قبول می‌کنم،

277
00:18:56,820 --> 00:18:58,610
‫و قول می‌دم با مدد الهی

278
00:18:58,780 --> 00:19:03,660
‫همسر دوست‌داشتنی و وفاداری برای تو باشم

279
00:19:03,830 --> 00:19:06,910
‫تا وقتی که زنده هستیم.

280
00:19:30,640 --> 00:19:32,310
‫کمک؟

281
00:19:37,150 --> 00:19:40,650
‫پاشو، سرباز،

282
00:19:40,780 --> 00:19:43,280
‫همون‌طور که مامان‌بزرگت می‌گفت.

283
00:19:49,000 --> 00:19:50,660
‫کمک!

284
00:19:50,830 --> 00:19:52,250
‫کمک کنید!

285
00:20:15,810 --> 00:20:18,030
‫خب، چشم چشم رو نمی‌دید،

286
00:20:18,190 --> 00:20:20,110
‫و نتونستم چیزی ببینم.

287
00:20:22,320 --> 00:20:24,780
‫ولی بعد یه جعبه برق پیدا کردم،

288
00:20:24,910 --> 00:20:28,450
‫و همه کلیدا رو روشن کردم.

289
00:20:40,550 --> 00:20:42,930
‫جمی!

290
00:20:43,090 --> 00:20:45,090
‫- جمی؟
‫- حسش می‌کنی، عزیزم؟

291
00:20:46,390 --> 00:20:48,470
‫حسش می‌کنم، مامان!

292
00:20:50,720 --> 00:20:51,810
‫مندی.

293
00:20:53,310 --> 00:20:54,940
‫بیا داغ یا سرد بازی کنیم.

294
00:20:55,060 --> 00:20:55,940
‫باشه.

295
00:20:56,440 --> 00:20:58,900
‫الان به جمی نزدیکیم؟
‫داغ یا سرد؟

296
00:20:59,070 --> 00:21:00,440
‫گرم‌تر.

297
00:21:51,540 --> 00:21:52,950
‫سردتر.

298
00:22:06,880 --> 00:22:09,390
‫گرم، گرم‌تر.

299
00:22:11,600 --> 00:22:14,140
‫ولی بعد تونل دو شاخه شد.

300
00:22:14,310 --> 00:22:16,940
‫خوشبختانه، نقشه‌های تونل رو مطالعه کرده بودم،

301
00:22:17,100 --> 00:22:19,100
‫پس می‌دونستم کجا برم.

302
00:22:19,270 --> 00:22:21,480
‫رفتم سمت راست.

303
00:22:24,230 --> 00:22:26,280
‫گرم‌تر، گرم‌تر.

304
00:22:28,280 --> 00:22:30,450
‫یا خدا.

305
00:22:31,580 --> 00:22:34,580
‫پیداشون کردیم.

306
00:22:49,340 --> 00:22:52,140
‫یه چیزی اینجا مخفیه.

307
00:22:59,190 --> 00:23:01,690
‫کیف لوازم ضروری.

308
00:23:14,540 --> 00:23:16,950
‫جری!

309
00:23:17,080 --> 00:23:18,250
‫جرمیا!

310
00:23:29,680 --> 00:23:31,680
‫جرمیا مک‌کنزی!

311
00:23:32,890 --> 00:23:35,600
‫جرمیا مک‌کنزی!

312
00:23:37,310 --> 00:23:38,850
‫جرمیا!

313
00:23:38,980 --> 00:23:41,520
‫جرمیا!

314
00:23:41,690 --> 00:23:44,940
‫جرمیا! جرمیا!

315
00:23:45,110 --> 00:23:46,690
‫بابا؟

316
00:23:46,860 --> 00:23:48,530
‫- جرمیا مک‌کنزی!
‫- آهای؟

317
00:23:48,690 --> 00:23:49,780
‫بابا!

318
00:23:50,990 --> 00:23:52,450
‫بابا!

319
00:23:54,030 --> 00:23:55,740
‫رفته.

320
00:23:59,710 --> 00:24:01,420
‫اون یه پسره؟

321
00:24:05,290 --> 00:24:06,880
‫حسش نمی‌کنی؟

322
00:24:07,050 --> 00:24:08,510
‫نه.

323
00:24:10,550 --> 00:24:11,470
‫یعنی چی شده؟

324
00:24:18,430 --> 00:24:20,310
‫راب، عوضی بی‌شرف.

325
00:24:37,240 --> 00:24:39,660
‫داغه مامان، خیلی داغ.

326
00:24:39,830 --> 00:24:42,580
‫- مطمئنی؟
‫- داغه مامان، خیلی داغ.

327
00:24:42,710 --> 00:24:44,460
‫داغه مامان! وایسا! وایسا!

328
00:24:55,050 --> 00:24:57,010
‫صبر کن!

329
00:24:57,550 --> 00:24:58,680
‫صبر کن!

330
00:25:01,390 --> 00:25:04,270
‫جمی! چیزیت نشد؟

331
00:25:04,440 --> 00:25:05,480
‫من خوبم، مامان.

332
00:25:05,650 --> 00:25:07,520
‫خدای من.

333
00:25:07,690 --> 00:25:10,150
‫خدایا، خیلی متاسفم.

334
00:25:10,280 --> 00:25:11,990
‫ببخشید، عزیزم.

335
00:25:12,150 --> 00:25:13,360
‫- الان دیگه پیشتم.
‫- منو کردن تو تونل‌.

336
00:25:13,530 --> 00:25:15,820
‫فرار کردم چون یادم بود
‫چطوری گفتی انجامش دادی.

337
00:25:18,200 --> 00:25:20,330
‫تو پسر خیلی باهوشی هستی.

338
00:25:20,490 --> 00:25:21,620
‫هی.

339
00:25:21,790 --> 00:25:23,460
‫خدای من.

340
00:25:23,620 --> 00:25:26,830
‫الان دیگه در امانی، عزیزم.
‫اشکالی نداره، خطری نیست.

341
00:25:31,760 --> 00:25:33,090
‫وایسا!

342
00:25:33,220 --> 00:25:35,180
‫ما قصد آسیب زدن نداریم.

343
00:25:35,340 --> 00:25:37,510
‫صبر کن!

344
00:25:38,800 --> 00:25:40,680
‫ولم کن!

345
00:25:40,850 --> 00:25:41,810
‫ولم کن!

346
00:25:41,930 --> 00:25:43,270
‫من کاری نکردم.

347
00:25:43,390 --> 00:25:44,480
‫پس چرا فرار کردی؟

348
00:25:44,640 --> 00:25:46,190
‫چون دنبالم می‌کردی.

349
00:25:46,350 --> 00:25:47,980
‫این کلاه‌ مال پدرمه.

350
00:25:48,150 --> 00:25:49,150
‫نه، مال منه.

351
00:25:49,270 --> 00:25:50,360
‫پیداش کردی،

352
00:25:50,520 --> 00:25:53,070
‫یا از یکی گرفتی؟

353
00:25:53,240 --> 00:25:56,200
‫شاید از یه مرد عجیب‌غریب؟

354
00:25:56,360 --> 00:25:59,200
‫چرا باید بهتون بگم؟
‫خودتون عجیب غریبید.

355
00:25:59,370 --> 00:26:03,040
‫آره.
‫ولی ما از تو بزرگ‌تریم.

356
00:26:04,120 --> 00:26:06,040
‫باشه یه معامله می‌کنیم.

357
00:26:07,370 --> 00:26:09,290
‫بگو چی می‌دونی،

358
00:26:09,460 --> 00:26:13,170
‫و من گردنتو نمی‌شکنم، احمق کوچولو.

359
00:26:13,300 --> 00:26:18,010
‫یه مرد عجیب‌غریب دیدم
‫که دور اون سنگا پرسه می‌زد.

360
00:26:18,180 --> 00:26:19,930
‫دنبالش رفتم.

361
00:26:20,050 --> 00:26:21,510
‫از من پرسید راه روستا کدوم طرفه.

362
00:26:21,680 --> 00:26:23,100
‫اینو بهم داد.

363
00:26:23,270 --> 00:26:24,770
‫به مردم گفتم که اونجا بود،

364
00:26:24,930 --> 00:26:28,190
‫و اونا از روستا فراریش دادن.

365
00:26:28,350 --> 00:26:30,020
‫همین؟

366
00:26:32,190 --> 00:26:34,150
‫دیشب برگشت

367
00:26:34,320 --> 00:26:36,280
‫و یه بره از مک‌بیرنی‌ها دزدید،

368
00:26:36,400 --> 00:26:38,160
‫و فرار کرد.

369
00:26:38,320 --> 00:26:39,700
‫من نگهبانی می‌دادم.

370
00:26:39,870 --> 00:26:43,040
‫و می‌دونستم که تو دردسر می‌افتم.

371
00:26:43,200 --> 00:26:44,830
‫پس لوش دادی؟

372
00:26:45,000 --> 00:26:47,040
‫خب، یا خودم گیر می‌افتادم یا اون.

373
00:26:47,210 --> 00:26:49,170
‫آقای مک‌بیرنی هنوز فکر می‌کنه
‫باهاش چی کار کنه

374
00:26:49,290 --> 00:26:50,630
‫وقتی گیرش بیاره.

375
00:26:50,750 --> 00:26:52,250
‫مثلا می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

376
00:26:52,380 --> 00:26:55,960
‫شاید دستشو قطع کنه، یا حتی سرشو.

377
00:26:56,130 --> 00:26:58,760
‫آقای مک‌بیرنی از دزدی گوسفند
‫خوشش نمیاد.

378
00:26:58,930 --> 00:27:00,550
‫و اون مرد،

379
00:27:00,720 --> 00:27:04,180
‫کجا فرار کرد؟

380
00:27:04,350 --> 00:27:05,970
‫طرف اون جنگلا.

381
00:27:11,770 --> 00:27:14,070
‫بهتره راستشو گفته باشی.

382
00:27:25,740 --> 00:27:30,040
‫لباسم رو باز می‌کنی، شوهر؟

383
00:28:37,150 --> 00:28:40,610
‫یا خدا، عجب باسن کوچولوی گردی داری.

384
00:28:40,780 --> 00:28:44,360
‫کفرگویی تو شب عروسی‌مون؟

385
00:28:44,530 --> 00:28:46,490
‫کفر نیست.

386
00:28:46,660 --> 00:28:49,160
‫دعای شکرگزاریه.

387
00:28:52,790 --> 00:28:57,340
‫تو نه کوچیکه نه گرد،

388
00:28:57,500 --> 00:29:00,880
‫ولی فکر کنم دلچسبه.

389
00:29:01,050 --> 00:29:02,630
‫برای باز کردن کمک می‌خوای؟

390
00:29:23,450 --> 00:29:27,410
‫پوستت اونجا خیلی نرمه، مثل مخمل.

391
00:29:29,240 --> 00:29:31,620
‫خوشم میاد وقتی ناله می‌کنی.

392
00:29:31,790 --> 00:29:33,370
‫ناله نمی‌کنم.

393
00:29:33,540 --> 00:29:35,790
‫چرا، داری می‌کنی.

394
00:30:23,420 --> 00:30:27,840
‫خوشم میاد وقتی ناله می‌کنی،
‫ریچل.

395
00:30:31,100 --> 00:30:33,100
‫بذار درش بیارم.

396
00:31:08,260 --> 00:31:10,640
‫محکم‌تر.

397
00:31:13,970 --> 00:31:15,060
‫گاز بگیر.

398
00:31:19,310 --> 00:31:20,980
‫گفتی دندونا.

399
00:31:21,150 --> 00:31:24,360
‫ببخشید، ایان.

400
00:31:24,520 --> 00:31:26,900
‫نمی‌خواستم آزارت بدم.

401
00:31:27,070 --> 00:31:30,860
‫نمی‌خواستم زیادی گستاخ باشم.

402
00:31:30,990 --> 00:31:33,490
‫تو نمی‌تونی با من زیادی گستاخ باشی، دختر.

403
00:31:33,660 --> 00:31:36,080
‫من اینجام، دارم ملایمت می‌کنم.

404
00:31:36,240 --> 00:31:39,000
‫فکر کردم بار اولت می‌ترسی، ولی...

405
00:31:39,160 --> 00:31:41,210
‫اصلاً نترسیدی، آره؟

406
00:31:41,330 --> 00:31:43,710
‫وحشت کردم.

407
00:31:43,880 --> 00:31:45,500
‫البته نه اون‌قدرهام.

408
00:31:47,510 --> 00:31:48,550
‫منظورم اینه که خیلی خوبه،

409
00:31:48,670 --> 00:31:52,550
‫ولی شنیدم بار اول درد داره.

410
00:31:52,720 --> 00:31:54,470
‫دوست دارم اون بخشش زود تموم بشه

411
00:31:54,600 --> 00:31:57,140
‫که دیگه نگرانش نباشم.

412
00:31:59,520 --> 00:32:01,230
‫خب، پس...

413
00:32:04,360 --> 00:32:08,490
‫هر چی تو بخوای، عزیزم.

414
00:32:26,000 --> 00:32:28,800
‫سعی می‌کنم ملایم باشم.

415
00:33:35,490 --> 00:33:38,700
‫به جان فکر می‌کنی؟

416
00:33:38,870 --> 00:33:41,120
‫آره.

417
00:33:41,290 --> 00:33:44,750
‫و اینکه چی سرش اومده.

418
00:33:44,870 --> 00:33:46,500
‫و اینکه تو این اتاق باهاش چیکار کردی.

419
00:33:46,620 --> 00:33:48,880
‫جیمی.

420
00:33:49,040 --> 00:33:51,550
‫من به روت نمیارم، ولی...

421
00:33:51,710 --> 00:33:55,590
‫خوابیدن تو این اتاق برام سخته.

422
00:33:55,720 --> 00:33:58,510
‫اگه به من سخت نمی‌گیری،

423
00:33:58,680 --> 00:34:00,470
‫نمی‌تونی به اونم سخت بگیری.

424
00:34:00,640 --> 00:34:04,810
‫من به اون سخت می‌گیرم، کلیر.

425
00:34:04,930 --> 00:34:07,900
‫ولی دلم نمی‌خواد بمیره.

426
00:34:08,060 --> 00:34:12,030
‫نزدیک بوده به خاطر من اعدام بشه.

427
00:34:12,190 --> 00:34:14,490
‫و ویلیام...

428
00:34:14,650 --> 00:34:17,570
‫خدا می‌دونه کجاست.

429
00:34:17,740 --> 00:34:19,570
‫می‌دونستم که هیچ‌وقت نمی‌تونم براش پدر باشم،

430
00:34:19,740 --> 00:34:23,580
‫ولی قسم خوردم
‫که کار درست رو براش انجام بدم.

431
00:34:23,750 --> 00:34:25,290
‫موفق نشدم.

432
00:34:25,410 --> 00:34:27,870
‫این طور نیست.

433
00:34:30,250 --> 00:34:35,090
‫اون یه جوون شجاع و با شرفه.

434
00:34:35,260 --> 00:34:37,260
‫فهمید که باز خون ارل نیست،

435
00:34:37,380 --> 00:34:40,050
‫بلکه یه حرامزاده از یه کوه‌نشین اسکاتلندیه.

436
00:34:40,220 --> 00:34:42,350
‫چیز شرافتمندانه‌ای توش نیست

437
00:34:42,470 --> 00:34:44,970
‫که مجبور باشی با یه دروغ زندگی کنی.

438
00:34:48,310 --> 00:34:52,070
‫ویلیام شاید یه مدت عصبانی باشه،

439
00:34:52,190 --> 00:34:55,030
‫ولی آخرش می‌فهمه که

440
00:34:55,190 --> 00:34:58,450
‫دلیل اینکه تو و جان
‫اینو ازش مخفی کردید

441
00:34:58,610 --> 00:35:01,240
‫این بوده که خیلی دوستش داشتید.

442
00:35:04,740 --> 00:35:07,750
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

443
00:35:11,710 --> 00:35:16,340
‫چون خیلی از وجود تو رو توش می‌بینم.

444
00:35:17,800 --> 00:35:20,260
‫و فکر می‌کنم تو هم درک می‌کردی،

445
00:35:20,430 --> 00:35:22,100
‫در آخر.

446
00:35:28,730 --> 00:35:32,810
‫یا خدا، ساکسون.

447
00:35:32,980 --> 00:35:34,900
‫چه خوبه که دوباره پیشت باشم.

448
00:35:38,400 --> 00:35:40,360
‫و گور بابای این اتاق.

449
00:35:43,910 --> 00:35:46,040
‫ممنونم.

450
00:35:48,120 --> 00:35:51,460
‫ممنونم که سوار کشتی نشدی.

451
00:36:10,480 --> 00:36:12,060
‫بیا بیرون.

452
00:36:17,480 --> 00:36:19,820
‫از کجا فرار کردی؟

453
00:36:19,990 --> 00:36:21,570
‫من...

454
00:36:21,740 --> 00:36:25,450
‫یه افسر بریتانیایی بهم دستبند زد

455
00:36:25,620 --> 00:36:27,990
‫که فکر می‌کرد جاسوسم.

456
00:36:28,160 --> 00:36:30,870
‫اسمتون چی هست، آقا؟

457
00:36:31,040 --> 00:36:33,580
‫برترام آرمسترانگ.

458
00:36:33,750 --> 00:36:35,340
‫و ممکنه افتخار آشنایی

459
00:36:35,500 --> 00:36:38,210
‫با اسم شما رو داشته باشم، آقا؟

460
00:36:38,380 --> 00:36:40,550
‫من کشیش پلگ وودزورث هستم

461
00:36:40,720 --> 00:36:43,130
‫از ارتش ۱۶ پنسیلوانیا.

462
00:36:43,300 --> 00:36:45,050
‫و گروهان شما؟

463
00:36:45,220 --> 00:36:47,010
‫هنوز به یه گروهان نپیوستم.

464
00:36:47,180 --> 00:36:49,430
‫در حقیقت داشتم می‌رفتم این کار رو بکنم، آقا

465
00:36:49,600 --> 00:36:51,680
‫که خوردم به یه گشت بریتانیایی

466
00:36:51,810 --> 00:36:53,980
‫و، کمی بعد،

467
00:36:54,150 --> 00:36:57,020
‫خودمو تو وضعیتی که می‌بینید پیدا کردم.

468
00:36:58,980 --> 00:37:00,990
‫خب، آقای آرمسترانگ،

469
00:37:01,150 --> 00:37:04,200
‫فکر کنم بتونیم وضعیت شما رو حل کنیم.

470
00:37:38,820 --> 00:37:40,150
‫اگه زودتر فرار کرده بودم،

471
00:37:40,320 --> 00:37:43,570
‫بابا مجبور نبود از اون سنگا رد بشه.

472
00:37:43,740 --> 00:37:46,490
‫باید شجاع‌تر می‌بودم.

473
00:37:46,660 --> 00:37:49,450
‫تقصیر تو نیست، جمی.

474
00:37:49,580 --> 00:37:51,790
‫تو خیلی شجاع بودی.

475
00:37:51,950 --> 00:37:53,960
‫و بابات هم شجاعه.
‫ما برش می‌گردونیم.

476
00:37:56,580 --> 00:37:57,580
‫من می‌رم داخل

477
00:37:57,750 --> 00:37:59,380
‫و آقای کامرون رو میدم دست پلیس.

478
00:37:59,540 --> 00:38:00,550
‫تو و خواهرت با خانم شاو می‌رید

479
00:38:00,710 --> 00:38:02,050
‫به کاروان.

480
00:38:02,210 --> 00:38:04,760
‫اون کیه؟

481
00:38:04,920 --> 00:38:07,470
‫یه افسر پلیس خاصه

482
00:38:07,640 --> 00:38:08,890
‫که با بچه‌ها کار می‌کنه.

483
00:38:09,010 --> 00:38:11,680
‫مطمئن می‌شه که تو و مندی حالتون خوبه.

484
00:38:12,470 --> 00:38:13,680
‫حالت خوبه؟

485
00:38:16,890 --> 00:38:19,440
‫من همین‌جا تو خونه‌ام.

486
00:38:19,610 --> 00:38:21,020
‫بیا، عزیزم.

487
00:38:40,290 --> 00:38:43,800
‫آقای کامرون؟
‫من پلیس کینلی هستم.

488
00:38:43,960 --> 00:38:46,590
‫الان این در رو باز می‌کنم.

489
00:38:46,720 --> 00:38:51,260
‫پس باید وایستی و دستات معلوم باشه.

490
00:38:51,430 --> 00:38:53,470
‫فهمیدی؟

491
00:38:53,600 --> 00:38:54,970
‫آقای کامرون؟

492
00:39:10,780 --> 00:39:13,030
‫قسم می‌خورم اونجا بود.

493
00:39:13,200 --> 00:39:14,490
‫ببینید، یکی قطعاً کمکش کرده،

494
00:39:14,660 --> 00:39:16,120
‫یعنی یه نفر کمکش کرده.

495
00:39:16,290 --> 00:39:18,370
‫دو بار محوطه اطراف رو گشتیم.

496
00:39:18,540 --> 00:39:19,960
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری نبود.

497
00:39:20,120 --> 00:39:21,040
‫تمام در و پنجره‌ها قفل بود.

498
00:39:21,210 --> 00:39:22,420
‫باید یه کلید دیگه از من داشته باشه.

499
00:39:22,590 --> 00:39:25,050
‫کلیدتون رو بهش دادید؟

500
00:39:25,210 --> 00:39:28,420
‫نه. نه، معلومه که نه.

501
00:39:28,590 --> 00:39:31,180
‫اون دستت رو زخمی کرد؟

502
00:39:31,300 --> 00:39:33,430
‫نه، من... اون...

503
00:39:33,600 --> 00:39:35,520
‫انگشتم لای کشو له شد.

504
00:39:37,520 --> 00:39:38,810
‫عصبانی و وحشت‌زده بودم.

505
00:39:38,980 --> 00:39:40,730
‫پسرم تازه دزدیده شده بود.

506
00:39:40,900 --> 00:39:42,980
‫شما با آقای کامرون
‫تو...

507
00:39:43,150 --> 00:39:44,820
‫تو سد، آره.

508
00:39:44,940 --> 00:39:48,650
‫چیز دیگه‌ای در مورد رابطه‌تون با اون هست

509
00:39:48,820 --> 00:39:50,490
‫که بخواین به ما بگید؟

510
00:39:50,660 --> 00:39:53,160
‫نه واقعاً، نه.

511
00:39:53,320 --> 00:39:54,450
‫من رئیسش بودم.

512
00:39:54,620 --> 00:39:58,500
‫یه بار اومد

513
00:39:58,620 --> 00:40:00,460
‫شام پیش من و شوهرم.

514
00:40:00,580 --> 00:40:04,170
‫آقای کامرون گفت
‫از شما یا پسرتون چی می‌خواد؟

515
00:40:04,340 --> 00:40:06,630
‫نه، اون...

516
00:40:06,750 --> 00:40:10,930
‫نه، چیزی نگفت.

517
00:40:11,090 --> 00:40:13,050
‫شوهر شما تو این مدت کجا بود؟

518
00:40:13,220 --> 00:40:17,350
‫شوهرم برای یه سفر کاری بوستون ـه.

519
00:40:19,060 --> 00:40:20,520
‫شاید اون بتونه کمکمون کنه
‫بفهمیم چرا آقای کامرون ممکنه

520
00:40:20,690 --> 00:40:23,730
‫سراغ خانواده شما رفته باشه.

521
00:40:23,900 --> 00:40:26,150
‫شماره‌ای هست که بشه
‫باهاش تماس گرفت؟

522
00:40:26,320 --> 00:40:28,900
‫آره. آره. من...
‫جایی نوشتمش.

523
00:40:29,070 --> 00:40:30,110
‫باید دنبالش بگردم.

524
00:40:30,240 --> 00:40:32,860
‫معمولاً منتظر می‌مونم خودش زنگ بزنه.

525
00:40:33,030 --> 00:40:34,700
‫خانم مک‌کنزی،

526
00:40:34,870 --> 00:40:36,450
‫فکر می‌کنم شاید دارید

527
00:40:36,580 --> 00:40:39,370
‫یه چیزای مهمی رو جا می‌ندازید.

528
00:40:40,080 --> 00:40:43,250
‫شاید آقای کامرون در نبود شوهرتون اومده.

529
00:40:43,420 --> 00:40:45,840
‫یه بطری شراب خوب ‌خوردید

530
00:40:46,000 --> 00:40:48,800
‫و یه اتفاقی افتاده.

531
00:40:48,960 --> 00:40:52,380
‫چطور جرأت می‌کنید همچین چیزی بگید...

532
00:40:52,550 --> 00:40:53,720
‫پسرم دزدیده شده بود.

533
00:40:53,890 --> 00:40:55,220
‫پس کمک کنید این قضیه رو بفهمیم.

534
00:40:55,390 --> 00:40:57,310
‫- من...
‫- اجازه بدید با شوهرتون صحبت کنیم.

535
00:40:57,470 --> 00:41:00,730
‫من...
‫راب لعنتی سیم‌های تلفنمو قطع کرد.

536
00:41:00,890 --> 00:41:04,810
‫ببینید، فکر می‌کنم باید
‫با خواهر راب، مامان بابی صحبت کنید.

537
00:41:04,980 --> 00:41:06,980
‫نمی‌گم اون هم تو این قضیه دست داشته،

538
00:41:07,150 --> 00:41:09,070
‫ولی شاید یه چیزی بدونه.

539
00:41:09,190 --> 00:41:11,490
‫من نباید به شما بگم
‫چطوری کارتون رو انجام بدید.

540
00:41:12,740 --> 00:41:15,110
‫لازم نیست عصبی بشید، خانم مک‌کنزی.

541
00:41:15,280 --> 00:41:17,740
‫شما هنوز عصبانیت واقعی ندیدید.

542
00:41:17,910 --> 00:41:20,330
‫این مرد کلید خونه‌ی منو داره.

543
00:41:20,490 --> 00:41:21,910
‫من همه چیز رو که می‌دونستم بهتون گفتم.

544
00:41:22,080 --> 00:41:24,000
‫باید الان بیرون دنبالش بگردید.

545
00:41:24,170 --> 00:41:25,830
‫خدا می‌دونه ممکنه
‫چه نقشه‌ای داشته باشه.

546
00:41:26,000 --> 00:41:27,250
‫درسته، خب، برای احتیاط،

547
00:41:27,420 --> 00:41:28,710
‫جای دیگه‌ای هست که بتونید بمونید

548
00:41:28,880 --> 00:41:31,710
‫تا شوهرتون برگرده؟

549
00:41:33,720 --> 00:41:36,970
‫جری مک‌کنزی!

550
00:41:37,090 --> 00:41:39,430
‫جری مک‌کنزی!

551
00:41:39,200 --> 00:41:40,530
‫فکر کردی اگه دیدیش

552
00:41:40,660 --> 00:41:42,410
‫بهش چی بگی؟

553
00:41:44,540 --> 00:41:46,120
‫نمی‌دونم.

554
00:41:47,080 --> 00:41:49,580
‫وقتی ناپدید شد خیلی بچه بودم.

555
00:41:49,750 --> 00:41:53,840
‫بیشتر شبیه یه افسانه بود
‫تا یه آدم واقعی، می‌دونی؟

556
00:41:55,510 --> 00:41:59,760
‫قهرمان همه داستان‌هایی
‫که ازش برام تعریف کردن.

557
00:41:59,930 --> 00:42:04,260
‫حتی حالا هم تصور کردنش
‫به عنوان یه آدم واقعی سخته.

558
00:42:04,430 --> 00:42:07,060
‫در عجبم من به پدرم چی می‌گفتم.

559
00:42:07,230 --> 00:42:11,230
‫هیچ‌وقت نشناختمش، کسی که منو به دنیا آورده.

560
00:42:11,350 --> 00:42:13,270
‫یا مادرم.

561
00:42:13,440 --> 00:42:15,610
‫تو خونه‌ای که بزرگ شدم
‫به دنیا نیومده بودم.

562
00:42:17,690 --> 00:42:19,700
‫درسته؟

563
00:42:21,780 --> 00:42:24,780
‫مادرت هم زود فوت کرد، نه؟

564
00:42:24,950 --> 00:42:27,830
‫آره، تو بمباران هوایی کشته شد

565
00:42:27,950 --> 00:42:30,290
‫تو مترو لندن.

566
00:42:30,460 --> 00:42:32,080
‫من نمی‌فهمم اینا یعنی چی.

567
00:42:38,210 --> 00:42:39,800
‫نه، نه، نه.
‫نرو، نرو.

568
00:42:39,970 --> 00:42:41,300
‫جری؟

569
00:42:41,470 --> 00:42:43,760
‫تو جری هستی، درسته؟

570
00:42:44,550 --> 00:42:46,470
‫اومدیم کمک کنیم.

571
00:42:46,640 --> 00:42:47,600
‫شما کی هستید؟

572
00:42:47,770 --> 00:42:51,350
‫چیزی نیست.
‫اومدیم کمک کنیم.

573
00:42:51,480 --> 00:42:54,650
‫تو جِی.دبلیو مک‌کنزی هستی، مگه نه؟

574
00:42:57,440 --> 00:42:58,990
‫فکر کنم این مال توئه.

575
00:42:59,110 --> 00:43:02,490
‫کی هستید؟

576
00:43:02,610 --> 00:43:05,950
‫منم مثل توام.

577
00:43:06,120 --> 00:43:08,410
‫از یه زمان دیگه.

578
00:43:10,160 --> 00:43:11,790
‫حقیقت داره.

579
00:43:11,960 --> 00:43:14,670
‫عقلمو از دست ندادم.

580
00:43:14,830 --> 00:43:16,420
‫تو زمان تو،

581
00:43:16,590 --> 00:43:19,670
‫وینستون چرچیل نخست‌وزیره.

582
00:43:19,840 --> 00:43:23,300
‫تو زمان من، یه زنی
‫به اسم مارگارت تاچر نخست‌وزیره.

583
00:43:23,470 --> 00:43:25,180
‫یه زن؟

584
00:43:25,300 --> 00:43:28,310
‫اون به ملکه الیزابت دوم خدمت می‌کنه،

585
00:43:28,430 --> 00:43:31,270
‫دختر پادشاه جورج.

586
00:43:32,640 --> 00:43:35,690
‫تو از آینده‌ی منی...
‫آینده.

587
00:43:35,860 --> 00:43:38,320
‫الان چه سالیه؟

588
00:43:39,610 --> 00:43:40,990
‫۱۷۳۹.

589
00:43:41,150 --> 00:43:43,910
‫دیوونگیه.

590
00:43:45,240 --> 00:43:47,910
‫آره، یه کمی اینطوری حس می‌شه.

591
00:43:48,080 --> 00:43:49,040
‫زخمی شدی.

592
00:43:49,200 --> 00:43:51,830
‫آره. مردم روستا

593
00:43:52,000 --> 00:43:54,540
‫خیلی خوش‌برخورد نبودن.

594
00:43:54,710 --> 00:43:57,250
‫می‌تونم ببینم؟

595
00:43:57,380 --> 00:43:59,420
‫یه کم الکل دارم که ضدعفونی کنم.

596
00:43:59,590 --> 00:44:01,380
‫اگه الکل داری، ترجیح می‌دم بخورمش.

597
00:44:03,510 --> 00:44:06,340
‫خب، می‌تونیم هر دو رو انجام بدیم.

598
00:44:06,510 --> 00:44:07,390
‫ولی باید عجله کنیم.

599
00:44:07,550 --> 00:44:09,850
‫یه عده دنبالت می‌گردن.

600
00:44:15,350 --> 00:44:18,940
‫دارم دنبال پسرم می‌گردم.

601
00:44:19,110 --> 00:44:21,280
‫فقط نه سالشه.

602
00:44:21,440 --> 00:44:25,280
‫در واقع برای همین اینجام.

603
00:44:26,740 --> 00:44:29,080
‫- دیدیش؟
‫- یه پسر چوپان دیدم.

604
00:44:29,200 --> 00:44:31,290
‫نه.

605
00:44:31,450 --> 00:44:34,290
‫نه، اون نیست.

606
00:44:34,460 --> 00:44:37,080
‫موهاش بور هست.

607
00:44:37,210 --> 00:44:42,050
‫اسمش جرمیا هست، مثل تو.

608
00:44:42,210 --> 00:44:45,010
‫ما بهش می‌گیم جِم.

609
00:44:45,130 --> 00:44:47,720
‫امیدوار بودم شاید پیش تو باشه.

610
00:44:47,890 --> 00:44:49,100
‫نه، ندیدمش.

611
00:44:54,680 --> 00:44:57,770
‫متأسفم که پسرت رو گم کردی.

612
00:44:57,940 --> 00:45:01,110
‫منم یه پسر دارم.

613
00:45:01,230 --> 00:45:03,480
‫خدایا، باید برگردم پیشش.

614
00:45:03,650 --> 00:45:05,240
‫هنوز نوزاده. اممم...

615
00:45:05,400 --> 00:45:06,610
‫اشکالی نداره.

616
00:45:06,780 --> 00:45:09,240
‫چیزیش نمیشه.

617
00:45:09,410 --> 00:45:11,910
‫من مطمئنم.

618
00:45:15,540 --> 00:45:18,420
‫چطوری به اینجا رسیدی؟

619
00:45:18,580 --> 00:45:20,460
‫نمی‌دونم.

620
00:45:20,590 --> 00:45:22,000
‫هواپیمام تو مرداب سقوط کرد،

621
00:45:22,170 --> 00:45:24,550
‫و به سمت شرق راه افتادم،
‫امیدوار بودم یه شهر پیدا کنم.

622
00:45:24,710 --> 00:45:27,180
‫به رودخونه رسیدم،
‫واستادم یه کم آب بخورم.

623
00:45:27,340 --> 00:45:28,890
‫یه حلقه سنگ لب رود بود.

624
00:45:29,050 --> 00:45:31,470
‫به یکی از اون سنگا تکیه دادم
‫و احتمالاً خوابم برد.

625
00:45:31,640 --> 00:45:35,270
‫و وقتی بیدار شدم، اینجا بودم.

626
00:45:35,430 --> 00:45:38,060
‫تو خواب نبودی.

627
00:45:38,190 --> 00:45:40,150
‫اینطوری کار می‌کنه.

628
00:45:40,270 --> 00:45:41,650
‫اون سنگ‌های ایستاده،

629
00:45:41,810 --> 00:45:44,690
‫یه دروازه‌ان بین یه زمان به زمان دیگه.

630
00:45:44,820 --> 00:45:47,990
‫لمسشون که می‌کنی، و بوم،

631
00:45:48,150 --> 00:45:51,620
‫یه جای دیگه‌ای هستی.

632
00:45:54,790 --> 00:45:56,290
‫تو خلبان اسپیت‌فایر هستی.

633
00:45:56,450 --> 00:46:00,630
‫چطور اینجا...
‫تو ارتفاعات سقوط کردی؟

634
00:46:00,790 --> 00:46:04,130
‫موتور لعنتیم
‫تو یه پرواز آزمایشی دوربین خراب شد.

635
00:46:05,630 --> 00:46:07,630
‫نمی‌دونستم اسپیت‌فایرها دوربین دارن.

636
00:46:07,800 --> 00:46:10,090
‫معمولاً ندارن.

637
00:46:10,220 --> 00:46:13,510
‫داشتیم برای یه مأموریت آزمایششون می‌کردیم.

638
00:46:14,680 --> 00:46:17,180
‫محرمانه‌ست.

639
00:46:17,890 --> 00:46:19,770
‫خب، نه اینکه می‌تونیم به کسی بگیم.

640
00:46:22,810 --> 00:46:24,440
‫قرار بود بر فراز

641
00:46:24,610 --> 00:46:26,860
‫اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها
‫توی لهستان پرواز کنم.

642
00:46:27,030 --> 00:46:30,150
‫ام‌آی‌۶ می‌خواست عکس هوایی از اردوگاه‌ها بگیرم.

643
00:46:30,320 --> 00:46:32,370
‫گفتن این کار به تلاش‌های جنگی کمک می‌کنه،

644
00:46:32,530 --> 00:46:35,240
‫ولی حالا من...

645
00:46:35,410 --> 00:46:38,500
‫نمی‌دونم چی میشه...

646
00:46:38,660 --> 00:46:40,410
‫برای من، یا...

647
00:46:43,460 --> 00:46:45,170
‫برای بقیه.

648
00:46:47,300 --> 00:46:48,300
‫چرا کمکم می‌کنید؟

649
00:46:48,420 --> 00:46:50,340
‫سگ‌ها.

650
00:46:52,010 --> 00:46:55,140
‫- آره، باید بریم.
‫- زود باشید!

651
00:47:03,230 --> 00:47:06,270
‫آقای مک‌بیرنی! اونا اینجان!

652
00:47:06,440 --> 00:47:08,570
‫بدو!

653
00:47:12,530 --> 00:47:13,660
‫یا خدا!

654
00:47:13,820 --> 00:47:15,120
‫می‌تونی وزنت رو روش بندازی؟

655
00:47:16,530 --> 00:47:18,200
‫می‌تونم. می‌تونم.

656
00:47:18,370 --> 00:47:19,500
‫برو.

657
00:47:45,060 --> 00:47:46,310
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

658
00:47:46,480 --> 00:47:48,190
‫می‌فرستیمت برگردی

659
00:47:48,360 --> 00:47:50,610
‫به زمان خودت.

660
00:47:50,780 --> 00:47:52,780
‫بیا.

661
00:47:52,950 --> 00:47:54,610
‫این رو بگیر.

662
00:47:54,780 --> 00:47:58,910
‫وقتی رفتی، به زنت فکر کن،

663
00:47:59,080 --> 00:48:01,410
‫به مارجوری، باشه؟

664
00:48:01,580 --> 00:48:04,540
‫اونو تو ذهنت نگه دار
‫و اون سنگ وسط رو لمس کن.

665
00:48:04,670 --> 00:48:06,670
‫چطور اسم زنمو می‌دونی؟

666
00:48:06,830 --> 00:48:10,300
‫- مهم نیست.
‫- مهمه.

667
00:48:11,420 --> 00:48:13,840
‫باید یه چیزی بهم بگی.

668
00:48:14,010 --> 00:48:16,680
‫خواهش می‌کنم.

669
00:48:19,220 --> 00:48:22,270
‫ما جنگ رو می‌بریم.

670
00:48:22,430 --> 00:48:25,140
‫ما... ما می‌بریم؟

671
00:48:25,270 --> 00:48:27,360
‫آره.

672
00:48:27,520 --> 00:48:30,820
‫خیلی چیزا رو از دست می‌دیم،
‫ولی می‌بریم...

673
00:48:32,820 --> 00:48:35,860
‫به خاطر امثال تو.

674
00:48:36,030 --> 00:48:39,620
‫باید عجله کنی. دارن میان.

675
00:48:39,780 --> 00:48:40,950
‫اونجا!

676
00:48:41,080 --> 00:48:43,200
‫باید بری.

677
00:48:43,370 --> 00:48:46,960
‫یادت باشه،
‫فقط به زنت فکر کن.

678
00:48:53,090 --> 00:48:55,800
‫دوستت دارم.

679
00:49:05,770 --> 00:49:08,730
‫صدات رو شنید، مرد.

680
00:49:08,900 --> 00:49:10,940
‫حرفت رو شنید.

681
00:49:16,240 --> 00:49:18,030
‫بریم.

682
00:49:43,100 --> 00:49:44,270
‫صبح بخیر، شوهرم.

683
00:49:48,020 --> 00:49:49,940
‫صبح بخیر، همسرم.

684
00:49:59,070 --> 00:50:01,490
‫دیشب برات کافی نبود؟

685
00:50:01,660 --> 00:50:03,370
‫هرگز.

686
00:50:07,500 --> 00:50:09,750
‫پس چرا دست نگه داشتی؟

687
00:50:09,920 --> 00:50:12,920
‫داشتم به چیزی که دِنزِل گفت فکر می‌کردم.

688
00:50:13,090 --> 00:50:14,960
‫نباید نگرانش باشی.

689
00:50:15,090 --> 00:50:17,880
‫فقط می‌خواد ازم محافظت کنه.

690
00:50:18,010 --> 00:50:22,600
‫نه، اون راست می‌گه.

691
00:50:22,720 --> 00:50:25,100
‫پات تو این خشونت‌ها کشیده شده.

692
00:50:25,260 --> 00:50:26,270
‫ایان.

693
00:50:26,430 --> 00:50:29,140
‫می‌دونم که این تصمیم تو بود

694
00:50:29,310 --> 00:50:32,270
‫و می‌دونم هیچ‌وقت کاری نمی‌کنی
‫که خلاف فکر و نظرت باشه.

695
00:50:32,440 --> 00:50:36,860
‫ولی منم می‌دونم که
‫این خشونت چقدر روی تو تأثیر می‌ذاره.

696
00:50:40,240 --> 00:50:42,820
‫من کسی رو نمی‌کشم

697
00:50:42,990 --> 00:50:45,410
‫مگه اینکه مجبور بشم، ریچل.

698
00:50:45,580 --> 00:50:47,910
‫و به عنوان یک دیده‌بان استخدام شدم.

699
00:50:48,040 --> 00:50:49,960
‫پس نباید مجبور بشم.

700
00:50:50,120 --> 00:50:52,960
‫ولی ممکنه پیش بیاد. می‌دونم.

701
00:50:54,790 --> 00:50:58,090
‫سفر زندگی تو
‫مسیر خودش جریان داره، ایان.

702
00:50:59,380 --> 00:51:02,220
‫و من نمی‌تونم
‫این سفر رو با تو شریک بشم.

703
00:51:02,390 --> 00:51:04,800
‫ولی می‌تونم کنارت راه برم.

704
00:51:04,970 --> 00:51:06,470
‫و این کار رو می‌کنم.

705
00:51:09,930 --> 00:51:12,060
‫و قسم می‌خورم که هر شب

706
00:51:12,230 --> 00:51:15,560
‫تمام تلاشم رو بکنم که پیشت برگردم.

707
00:51:16,980 --> 00:51:19,650
‫صحیح و سالم؟

708
00:51:19,780 --> 00:51:21,950
‫این یکی رو قول نمی‌دم.

709
00:51:22,110 --> 00:51:24,370
‫فکر می‌کنم دوست دارم
‫وقتی مداوام می‌کنی تماشات کنم.

710
00:51:26,530 --> 00:51:31,160
‫خب، اگه قول بدی همیشه مراقب باشی،

711
00:51:31,330 --> 00:51:34,290
‫منم قول می‌دم همیشه مداوات کنم.

712
00:51:48,970 --> 00:51:51,270
‫خوشت میاد؟

713
00:51:51,430 --> 00:51:55,020
‫اگه بگم نه، دروغ گفتم.

714
00:51:55,190 --> 00:51:58,610
‫می‌فهمی چرا باید این کار رو بکنم؟

715
00:52:02,240 --> 00:52:07,200
‫از وقتی فهمیدم زنده‌ای،

716
00:52:07,320 --> 00:52:10,290
‫تنها چیزی که می‌خواستم این بود که ببرمت خونه.

717
00:52:12,460 --> 00:52:16,210
‫ولی آره، می‌فهمم.

718
00:52:17,540 --> 00:52:20,710
‫تو به اندازه دو عمر جنگ دیدی.

719
00:52:20,880 --> 00:52:22,970
‫متأسفم که دوباره کشیدمت تو این ماجرا.

720
00:52:23,090 --> 00:52:26,640
‫لعنت به مردها، تو و دنزل هر دو.

721
00:52:26,760 --> 00:52:30,060
‫کِی می‌فهمید که ما رو هیچ جا نمی‌کشید؟

722
00:52:30,220 --> 00:52:33,770
‫فکر می‌کنی حق نداریم نگران شما باشیم؟

723
00:52:35,100 --> 00:52:38,400
‫اگه حق انتخاب داشته باشم

724
00:52:38,560 --> 00:52:41,230
‫هر شب کنار تو تو یه تخت‌خواب ارتشی بخوابم

725
00:52:41,400 --> 00:52:44,950
‫یا تو یه تخت واقعی بدون تو،

726
00:52:45,070 --> 00:52:47,990
‫همیشه تو رو انتخاب می‌کنم.

727
00:52:50,120 --> 00:52:53,540
‫و این تصمیم منه، ژنرال.

728
00:53:03,670 --> 00:53:07,090
‫حداقل این بار رنگش درسته.

729
00:53:16,480 --> 00:53:17,770
‫خب، اونا اینجان.

730
00:53:17,940 --> 00:53:20,770
‫ارنی و فیونا مراقب شما هستن، باشه؟

731
00:53:22,190 --> 00:53:25,110
‫خیلی ممنون که اومدید.
‫نمی‌دونستم به کی زنگ بزنم.

732
00:53:25,280 --> 00:53:27,490
‫اگه به کسی دیگه‌ای زنگ می‌زدی، ناراحت می‌شدم.

733
00:53:27,660 --> 00:53:29,200
‫سیم تلفن‌تو قطع کرده؟ عوضی.

734
00:53:29,370 --> 00:53:30,160
‫آره، و اون لعنتیا می‌گن

735
00:53:30,320 --> 00:53:31,490
‫تا دوشنبه نمی‌تونن بیان.

736
00:53:31,660 --> 00:53:32,660
‫دخترامون پیش مادربزرگشونن،

737
00:53:32,830 --> 00:53:36,210
‫پس کلی جا داریم.

738
00:53:36,370 --> 00:53:38,250
‫بهش گفتم راجر رفته بوستون،
‫مثل چیزی که گفتی.

739
00:53:38,420 --> 00:53:40,330
‫ممنون.

740
00:53:40,920 --> 00:53:42,210
‫بیا.

741
00:53:46,800 --> 00:53:49,800
‫می‌تونی اینم نگه داری؟

742
00:53:49,930 --> 00:53:51,470
‫آره، معلومه.

743
00:53:51,640 --> 00:53:53,220
‫حداقل تونستی قفل‌ساز پیدا کنی؟

744
00:53:53,350 --> 00:53:55,770
‫آره، می‌خوام برم و باهاش تو خونه ملاقات کنم.

745
00:53:55,930 --> 00:53:57,140
‫مطمئنی امنه؟

746
00:53:57,310 --> 00:54:00,350
‫نه، ولی اسلحه دارم.

747
00:54:00,520 --> 00:54:01,440
‫بری.

748
00:54:01,560 --> 00:54:03,610
‫دیگه چیکار کنم، فی؟

749
00:54:03,770 --> 00:54:05,230
‫پلیس که هیچ کمکی نمی‌کنه.

750
00:54:05,400 --> 00:54:07,740
‫باید از خانوادم محافظت کنم.

751
00:54:07,900 --> 00:54:09,700
‫راجر حتماً برمی‌گرده

752
00:54:09,860 --> 00:54:13,450
‫وقتی بفهمه جمی اونجا نیست.

753
00:54:13,620 --> 00:54:17,080
‫از همین می‌ترسم که نفهمه.

754
00:54:17,250 --> 00:54:20,000
‫من راجر رو می‌شناسم.

755
00:54:20,170 --> 00:54:23,590
‫هیچ وقت بدون پسرمون برنمی‌گرده خونه.

756
00:54:23,710 --> 00:54:25,340
‫هیچ وقت.

757
00:54:25,500 --> 00:54:28,550
‫خدا ما رو از شر شیطان حفظ کنه.

758
00:54:34,680 --> 00:54:35,970
‫یه جورایی امیدوار بودم

759
00:54:36,140 --> 00:54:39,520
‫خاطراتم از پدرم برگرده،

760
00:54:39,690 --> 00:54:43,520
‫انگار که یهویی بخشی از زندگیم شده بود.

761
00:54:45,230 --> 00:54:48,650
‫ولی اونجا نیست، باک.

762
00:54:48,820 --> 00:54:52,700
‫فکر نمی‌کنم تونسته باشه برگرده.

763
00:54:52,870 --> 00:54:56,330
‫ولی یه چیزی دیدم.

764
00:54:56,490 --> 00:54:59,370
‫نمی‌دونم، فقط یه...

765
00:55:01,330 --> 00:55:03,420
‫...یه تصویر بود.

766
00:55:03,580 --> 00:55:06,500
‫فکر کنم منو تو بغلش گرفته بود.

767
00:55:08,800 --> 00:55:10,220
‫نمی‌دونم اگه خاطره‌ست،

768
00:55:10,340 --> 00:55:12,510
‫یا فقط هست، جدیده یا قدیمی.

769
00:55:12,680 --> 00:55:14,220
‫مهمه؟

770
00:55:14,390 --> 00:55:16,930
‫همه اینا،

771
00:55:17,100 --> 00:55:21,440
‫من و تو اینجا،

772
00:55:21,600 --> 00:55:23,060
‫از قبل اتفاق افتاده،

773
00:55:23,230 --> 00:55:24,860
‫قبل از اینکه ما حتی به دنیا بیایم.

774
00:55:25,020 --> 00:55:27,690
‫و من ازش خاطره ندارم،

775
00:55:27,860 --> 00:55:30,900
‫تو هم نداری.

776
00:55:31,070 --> 00:55:34,660
‫پس زیاد به خاطره اعتماد نمی‌کنم.

777
00:55:34,820 --> 00:55:37,240
‫برای آدمایی مثل ما.

778
00:55:41,540 --> 00:55:43,790
‫خب...

779
00:55:43,920 --> 00:55:47,880
‫منظورم اینه که،
‫واضحاً یه جایی رفته.

780
00:55:48,050 --> 00:55:50,800
‫ولی...

781
00:55:50,960 --> 00:55:55,140
‫فقط می‌تونم باور کنم
‫اونجا بهتر از اینجاست.

782
00:55:56,800 --> 00:55:58,640
‫باید بهش یه فرصت می‌دادم.

783
00:55:58,810 --> 00:56:02,480
‫آره، و دادی.

784
00:56:02,640 --> 00:56:05,150
‫الان تو دستای خداست.

785
00:56:05,310 --> 00:56:09,400
‫اون روز تو کرِیگ نا دون وقتی برگشتیم،

786
00:56:09,570 --> 00:56:12,490
‫تمام تمرکزم روی جِم بود،

787
00:56:12,610 --> 00:56:17,570
‫که چقدر بدون پدرش ترسیده و تنهاست.

788
00:56:17,700 --> 00:56:20,240
‫و همین که سنگ رو لمس کردم،

789
00:56:20,410 --> 00:56:23,120
‫به پدر خودم فکر کردم،

790
00:56:23,290 --> 00:56:26,500
‫که بدون اون چقدر می‌ترسیدم و تنها بودم.

791
00:56:26,670 --> 00:56:28,420
‫قابل درکه.

792
00:56:28,590 --> 00:56:33,470
‫فکر می‌کنم سنگ‌ها ما رو
‫اینجا آوردن تا زندگیشو نجات بدم.

793
00:56:33,630 --> 00:56:37,970
‫همیشه ۲۰۰ ساله، بالا یا پایین.

794
00:56:38,100 --> 00:56:41,640
‫ولی اگه به کسی فکر کنی،
‫می‌تونی دورتر بری.

795
00:56:41,810 --> 00:56:43,930
‫می‌تونی انتخاب کنی چقدر می‌تونی بری عقب.

796
00:56:44,100 --> 00:56:46,690
‫ولی بعضی وقتا فکر می‌کنم سنگ‌ها

797
00:56:46,850 --> 00:56:50,020
‫خودشون برات انتخاب می‌کنن.

798
00:56:50,150 --> 00:56:54,610
‫و حالا دارم فکر می‌کنم،
‫اگه دلیل اینجا بودنمون اینه...

799
00:56:59,370 --> 00:57:02,080
‫پس شاید جِم اینجا نباشه.

800
00:57:02,104 --> 00:57:22,104
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

801
00:57:22,128 --> 00:57:39,128
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

