﻿1
00:00:14,473 --> 00:00:15,474
‫آنچه گذشت...

2
00:00:16,294 --> 00:00:18,060
‫به نظر میاد جنگ بیخ گوشمونه.

3
00:00:18,227 --> 00:00:19,153
‫ژنرال.

4
00:00:19,158 --> 00:00:20,521
‫ده گروه از نیروی شبه‌نظامی

5
00:00:20,688 --> 00:00:21,605
‫همه تحت فرمان من هستن.

6
00:00:22,507 --> 00:00:24,008
‫پیداش می‌کنم، بری.

7
00:00:23,482 --> 00:00:24,802
‫برش می‌گردونم خونه.

8
00:00:25,468 --> 00:00:27,445
‫برایان فریزر، لرد لالی‌بروخ.

9
00:00:27,611 --> 00:00:29,180
‫در خدمت شما، قربان.

10
00:00:30,599 --> 00:00:31,882
‫چیزی که واقعاً می‌خوایم حمایت توئه.

11
00:00:32,959 --> 00:00:34,685
‫نمی‌خوام کسی رو بکشم.

12
00:00:34,685 --> 00:00:36,103
‫اما پیش میاد.

13
00:00:36,103 --> 00:00:36,829
‫اجداد من در واقع

14
00:00:36,996 --> 00:00:39,024
‫رهبر جنگ و جادوگر بودن.

15
00:00:39,024 --> 00:00:40,567
‫فکر می‌کردیم بچه‌ها در امان نیستن.

16
00:00:40,567 --> 00:00:42,735
‫شاید شما هم در امان نباشید.

17
00:00:42,735 --> 00:00:44,861
‫به نظرم وقتشه من و بچه‌ها بریم پیش راجر.

18
00:00:44,861 --> 00:00:47,282
‫می‌گین ریچاردسون خائن و جاسوسه؟

19
00:00:47,282 --> 00:00:48,782
‫و دوباره شروع کرده.

20
00:00:48,782 --> 00:00:50,176
‫یه نامه برای اوبراست فون اشنل دارم.

21
00:00:50,342 --> 00:00:51,635
‫ویلیام یه کد همراهش داره

22
00:00:51,802 --> 00:00:55,473
‫که به این هسی‌ها دستور میده اسیرش کنن.

23
00:00:55,919 --> 00:00:58,224
‫برو. پسرمون رو نجات بده.

24
00:01:06,650 --> 00:01:08,903
‫حتی کسایی که می‌خوان برن بهشت

25
00:01:09,069 --> 00:01:11,822
‫دوست ندارن برای رسیدن به اونجا بمیرن.

26
00:01:18,661 --> 00:01:20,456
‫زندگی می‌تونه ازت ربوده بشه،

27
00:01:20,623 --> 00:01:23,501
‫هدر بره یا دور ریخته بشه،

28
00:01:23,667 --> 00:01:26,420
‫تو تخت خواب با آرامش تموم بشه،

29
00:01:26,587 --> 00:01:30,174
‫یا با درد وحشتناک تو میدون جنگ.

30
00:01:32,927 --> 00:01:35,763
‫جان‌هایی که تو جنگ از دست می‌رن.

31
00:01:36,722 --> 00:01:38,724
‫کشتار و حمام خون بی‌دلیل.

32
00:01:45,022 --> 00:01:48,192
‫چند نفر اینطوری مردن؟

33
00:01:48,359 --> 00:01:50,611
‫چند نفر دیگه هم خواهند مرد؟

34
00:01:57,618 --> 00:01:59,119
‫تموم نمی‌شه.

35
00:01:59,245 --> 00:02:01,705
‫بهتر نمی‌شه.

36
00:02:03,290 --> 00:02:06,043
‫همون‌طور که مرتا گفت،

37
00:02:06,210 --> 00:02:09,380
‫همیشه جنگی در راهه.

38
00:02:17,536 --> 00:02:19,536
‫جنگ اجتناب‌ناپذیره.

39
00:02:20,537 --> 00:02:22,331
‫و مرگ هم همینطور.

40
00:02:22,355 --> 00:02:32,355
.:: رسانه صابرفان با افتخار تقدیم می کند ::.
.:: Saber-Fun.Com ::.

41
00:02:32,379 --> 00:02:42,379
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

42
00:04:33,691 --> 00:04:35,359
‫حالت خوبه؟

43
00:04:35,484 --> 00:04:36,860
‫آره.

44
00:04:37,319 --> 00:04:39,113
‫تو بخواب.

45
00:04:39,738 --> 00:04:42,574
‫وقتش شد بیدارت می‌کنم.

46
00:04:47,746 --> 00:04:50,541
‫تو هم باید استراحت کنی.

47
00:04:51,709 --> 00:04:54,837
‫خوابیدن سخته وقتی جنگ اینقدر نزدیکه.

48
00:05:00,592 --> 00:05:02,970
‫می‌دونی تنها وقتی که درد ندارم

49
00:05:03,137 --> 00:05:05,264
‫تو تخت توئه؟

50
00:05:05,723 --> 00:05:10,477
‫وقتی تو آغوشت می‌خوابم،
‫زخم‌هام شفا پیدا می‌کنن،

51
00:05:10,644 --> 00:05:12,813
‫جای زخما یادم میره.

52
00:05:15,983 --> 00:05:17,067
‫برای منم همین‌طوره.

53
00:05:19,903 --> 00:05:22,614
‫به مادرم فکر می‌کردم.

54
00:05:23,449 --> 00:05:27,619
‫برای جنگ به قدرت رفتگانت نیاز داری.

55
00:05:28,328 --> 00:05:33,876
‫یادمه تو تابوت دیدمش.

56
00:05:34,877 --> 00:05:39,631
‫زنا موهاشو بافته بودن که مرتب باشه،

57
00:05:39,798 --> 00:05:42,509
‫ولی پدرم دوست نداشت.

58
00:05:43,719 --> 00:05:49,892
‫می‌خواست آخرین تصویر
‫ازش همونی باشه که خودش دیده.

59
00:05:51,268 --> 00:05:53,729
‫از شدت غصه دیوونه شده بود.

60
00:05:54,313 --> 00:05:55,773
‫رفت سمت تابوت،

61
00:05:55,939 --> 00:05:57,274
‫بافت‌ها رو باز کرد،

62
00:05:57,441 --> 00:06:01,320
‫موهاشو پهن کرد روی بالش.

63
00:06:02,279 --> 00:06:06,366
‫وقتی بچه بودی این چیزا رو دیدی؟

64
00:06:06,784 --> 00:06:09,411
‫یه گوشه ساکت بودم.

65
00:06:09,995 --> 00:06:13,123
‫وقتی همه رفتن تا کشیش رو ببینن،

66
00:06:13,290 --> 00:06:15,626
‫یواشکی رفتم جلو.

67
00:06:16,210 --> 00:06:19,379
‫تا حالا آدم مرده ندیده بودم.

68
00:06:22,007 --> 00:06:23,675
‫اون بود؟

69
00:06:24,301 --> 00:06:29,014
‫چهره‌اش شبیه خودش بود، ولی دیگه نه.

70
00:06:29,807 --> 00:06:35,729
‫انگار کسی می‌خواست
‫از چوب غان حکاکیش کنه.

71
00:06:38,148 --> 00:06:39,858
‫ولی موهاش...

72
00:06:39,983 --> 00:06:42,611
‫هنوز زنده بودن.

73
00:06:44,196 --> 00:06:47,116
‫هنوز خودش بودن.

74
00:06:53,122 --> 00:06:55,207
‫موهاش...

75
00:06:55,332 --> 00:06:58,377
‫بچه‌ای که کنارش خوابیده بود رو پوشونده بود.

76
00:06:59,128 --> 00:07:01,880
‫فکر کردم شاید خوشش نیاد
‫اینطوری خفه بشه.

77
00:07:03,048 --> 00:07:06,510
‫بلندش کردم تا آزادش کنم...

78
00:07:09,054 --> 00:07:11,890
‫داداش کوچولوم،

79
00:07:12,057 --> 00:07:14,268
‫تو آغوشش خوابیده بود،

80
00:07:14,434 --> 00:07:16,895
‫سرش روی سینه‌ش.

81
00:07:17,020 --> 00:07:19,273
‫بعد فکر کردم شاید خوشحال‌تر باشه

82
00:07:19,439 --> 00:07:24,695
‫اگه بذارم همون‌طور زیر اون موهای قرمز بمونه.

83
00:07:30,075 --> 00:07:33,453
‫یه دونه مو سفید نداشت.

84
00:07:35,080 --> 00:07:36,790
‫حتی یه دونه.

85
00:07:40,836 --> 00:07:43,422
‫38 سالش بود، نه؟

86
00:07:46,216 --> 00:07:48,218
‫من سال‌های زیادی داشتم

87
00:07:48,343 --> 00:07:52,598
‫و از اون بیشتر.

88
00:07:56,435 --> 00:08:00,814
‫دیدن تاثیر این سال‌ها روی تو به من شادی میده.

89
00:08:02,482 --> 00:08:05,569
‫چون یعنی تو زنده‌ای.

90
00:08:12,242 --> 00:08:13,535
‫بیا پیش من.

91
00:08:15,579 --> 00:08:16,872
‫پناه بده.

92
00:08:18,498 --> 00:08:20,000
‫شفام بده.

93
00:08:29,801 --> 00:08:31,595
‫من تو رو شکل دادم؟

94
00:08:33,305 --> 00:08:36,975
‫فقط می‌خوام اینجا تو آغوشم بخوابی،

95
00:08:37,142 --> 00:08:40,604
‫ازت محافظت کنم و خوابیدنت رو نگاه کنم.

96
00:08:43,148 --> 00:08:47,778
‫بعدش می‌تونم با ذهنی آروم بلند شم،

97
00:08:47,945 --> 00:08:51,073
‫و برم سراغ کاری که باید انجام بدم.

98
00:09:01,340 --> 00:09:02,840
‫نبرد مونموث - 1778

99
00:09:06,546 --> 00:09:07,839
‫نمیگم خداحافظ

100
00:09:07,965 --> 00:09:11,468
‫یا موفق باشی یا چیزی شبیه این.

101
00:09:15,097 --> 00:09:16,765
‫نیازی نیست.

102
00:09:17,307 --> 00:09:19,977
‫همین دوستت دارم کافیه.

103
00:09:23,689 --> 00:09:24,690
‫خدایا.

104
00:09:24,856 --> 00:09:28,657
‫آخرین حرفایی که
‫با پسرم زدم پر از خشم بود.

105
00:09:28,657 --> 00:09:31,201
‫اگه دیگه هیچ وقت باهاش حرف نزنم چی؟

106
00:09:31,201 --> 00:09:34,408
‫اگه هیچ‌وقت بهش نگم که دوستش دارم چی؟

107
00:09:38,829 --> 00:09:40,622
‫دوستت دارم.

108
00:10:11,486 --> 00:10:14,031
‫امروز نخواهد بود، ساکسون.

109
00:10:16,033 --> 00:10:17,367
‫قول بده.

110
00:10:19,036 --> 00:10:20,662
‫قول می‌دم.

111
00:10:54,780 --> 00:10:58,658
‫این جنگ، این نبردها...

112
00:11:01,078 --> 00:11:04,247
‫بهای سنگینی برای آزادی می‌پردازیم.

113
00:11:04,623 --> 00:11:06,833
‫حتماً ارزشش رو داره.

114
00:11:07,542 --> 00:11:12,005
‫می‌خوام باور کنم که داره، ولی...

115
00:11:12,172 --> 00:11:15,592
‫چی شده، دختر مو خرماییم؟

116
00:11:15,759 --> 00:11:19,679
‫تا حالا حس کردی یه جورایی...

117
00:11:19,846 --> 00:11:21,932
‫تهی باشی؟

118
00:11:23,308 --> 00:11:27,729
‫یه جور خلا که می‌جوتت؟

119
00:11:28,271 --> 00:11:31,942
‫بیشتر عمرم تونستم نادیده بگیرمش.

120
00:11:32,109 --> 00:11:34,611
‫تو پزشکی مجبوری این کارو کنی.

121
00:11:35,362 --> 00:11:39,741
‫ولی حالا نمی‌تونی، به خاطر نبرد؟

122
00:11:40,534 --> 00:11:44,621
‫این بار یه حس متفاوت دارم.

123
00:11:47,833 --> 00:11:49,543
‫منظورت مرگ نیست که؟

124
00:12:18,863 --> 00:12:20,699
‫یه چیزی تو ذهنمه.

125
00:12:21,408 --> 00:12:23,201
‫اگه پدرت مسافر زمان بود،

126
00:12:23,368 --> 00:12:27,247
‫و پسرت هم همین‌طور،

127
00:12:27,414 --> 00:12:32,043
‫و من پدربزرگت باشم

128
00:12:32,169 --> 00:12:34,171
‫و منم مسافر زمان باشم،

129
00:12:34,337 --> 00:12:36,965
‫فکر می‌کنی پدرم هم مسافر زمان بوده؟

130
00:12:40,177 --> 00:12:42,053
‫حالا چی شده؟

131
00:12:43,138 --> 00:12:44,431
‫هرچی که هست،

132
00:12:44,598 --> 00:12:46,892
‫بدتر از این نیست که تاریخ مرگ کسی رو بگی.

133
00:12:51,104 --> 00:12:55,358
‫فکر نمی‌کنم پدرت مسافرزمان بوده باشه...

134
00:13:00,030 --> 00:13:02,407
‫...ولی مادرت بود.

135
00:13:03,200 --> 00:13:04,910
‫هست.

136
00:13:05,327 --> 00:13:07,204
‫مادرم؟

137
00:13:08,538 --> 00:13:10,749
‫گیلیس دانکن.

138
00:13:13,168 --> 00:13:15,879
‫جادوگر قاتلی که شوهرهاش رو می‌کشت

139
00:13:16,004 --> 00:13:17,005
‫مادر منه؟

140
00:13:18,548 --> 00:13:21,760
‫چرا وقتی پیشش بودیم اینو بهم نگفتی؟

141
00:13:25,347 --> 00:13:27,724
‫منو مسخره کردی،

142
00:13:27,891 --> 00:13:33,438
‫دیدی که مثل احمقا باهاش حرف می‌زدم.

143
00:13:33,605 --> 00:13:34,564
‫متأسفم.

144
00:13:34,689 --> 00:13:40,111
‫اگه این حقیقت داره، پس پدرم کی بوده؟

145
00:13:45,909 --> 00:13:50,622
‫اون مردی که به خونمون اومد،
‫دوگال مک‌کنزی،

146
00:13:50,747 --> 00:13:53,833
‫رهبر جنگ کلن مک‌کنزی.

147
00:13:55,502 --> 00:13:57,045
‫مادرزنم اون‌ها رو می‌شناخت

148
00:13:57,212 --> 00:14:01,049
‫و کل داستان رو می‌دونست.

149
00:14:01,174 --> 00:14:03,677
‫چرا به اسم همه مقدسات

150
00:14:03,843 --> 00:14:05,345
‫بهم نگفتی؟

151
00:14:05,512 --> 00:14:06,346
‫اگه کاری می‌کردی که

152
00:14:06,513 --> 00:14:08,348
‫مسیر زمان رو تغییر می‌داد چی؟

153
00:14:08,515 --> 00:14:10,642
‫کاری که باعث می‌شد من و تو هیچ وقت نباشیم؟

154
00:14:10,767 --> 00:14:11,768
‫شاید بهتر بود

155
00:14:11,935 --> 00:14:14,437
‫پدرت رو به سرنوشتش واگذار می‌کردیم.

156
00:14:16,606 --> 00:14:18,817
‫هر جا که رفته،

157
00:14:18,984 --> 00:14:22,153
‫باید حرفات رو بهش می‌گفتی.

158
00:14:24,197 --> 00:14:26,324
‫من این فرصت رو نداشتم.

159
00:14:30,829 --> 00:14:33,582
‫درست نیست بیشتر از مردی بدونی

160
00:14:33,707 --> 00:14:38,420
‫که خودش از خودش می‌دونه.

161
00:14:40,046 --> 00:14:41,172
‫باک.

162
00:14:43,383 --> 00:14:45,093
‫باک، صبر کن.

163
00:14:48,722 --> 00:14:49,806
‫کجا می‌ری؟

164
00:14:49,973 --> 00:14:52,559
‫باید برم یه سر به مادر و پدرم بزنم.

165
00:14:52,726 --> 00:14:53,268
‫نه.

166
00:14:53,393 --> 00:14:54,311
‫نمی‌ذارم این کارو کنی.

167
00:14:54,477 --> 00:14:55,395
‫چطور می‌خوای جلومو بگیری؟

168
00:14:55,562 --> 00:14:57,515
‫حقت بود حقیقت رو بدونی،

169
00:14:57,515 --> 00:15:02,319
‫ولی فکر نمی‌کردم بخوای بری ماموریت خودکشی.

170
00:15:02,485 --> 00:15:03,820
‫چی چی؟

171
00:15:04,571 --> 00:15:08,158
‫تو جستجومون به بن‌بست رسیدیم.

172
00:15:08,325 --> 00:15:09,993
‫منم بهتره یه کاری کنم.

173
00:15:10,410 --> 00:15:13,413
‫نباید می‌ذاشتم همراهم بیای.

174
00:15:15,915 --> 00:15:19,002
‫حالا تقصیر رو میندازی گردن من؟

175
00:15:19,169 --> 00:15:20,253
‫شاید قبول کنم،

176
00:15:20,420 --> 00:15:24,007
‫چون وقتی دوگال مک‌کنزی

177
00:15:24,174 --> 00:15:26,217
‫تو خونه مادرم اومد سراغت،

178
00:15:26,343 --> 00:15:28,386
‫هنوز باهاش آشنا نشده بود.

179
00:15:28,511 --> 00:15:31,765
‫اگه ما نمی‌اومدیم دنبال پسرت،

180
00:15:31,931 --> 00:15:33,350
‫شاید هیچ وقت همو نمی‌دیدن،

181
00:15:33,516 --> 00:15:36,311
‫و من هیچ وقت به دنیا نمی‌اومدم.

182
00:15:37,270 --> 00:15:38,730
‫تو هم همین‌طور.

183
00:15:41,775 --> 00:15:44,402
‫باک، لطفاً.

184
00:15:44,527 --> 00:15:46,071
‫ببخشید.

185
00:15:48,198 --> 00:15:50,950
‫هنوزم به کمکت نیاز دارم.

186
00:15:51,076 --> 00:15:54,537
‫یه کار دیگه هست که باید امتحان کنم.

187
00:15:58,374 --> 00:15:59,658
‫می‌تونم کمک کنم.

188
00:15:59,866 --> 00:16:01,586
‫آدما بیرون تیکه‌پاره می‌شن،

189
00:16:01,711 --> 00:16:04,421
‫و من وظیفه دارم بهشون کمک کنم.

190
00:16:04,546 --> 00:16:06,716
‫من کنار همکاران شما در ساراتوگا بودم.

191
00:16:06,883 --> 00:16:09,469
‫و جونای زیادی رو نجات دادیم.

192
00:16:09,636 --> 00:16:10,720
‫اینجا نه.

193
00:16:10,887 --> 00:16:12,055
‫و نه تحت نظارت من.

194
00:16:12,180 --> 00:16:14,391
‫دکتر لکی، ازت خواهش می‌کنم.

195
00:16:14,557 --> 00:16:16,632
‫من زیاد از تکنیک‌های کلیر استفاده کردم

196
00:16:16,632 --> 00:16:18,302
‫و کلی فایده بردم.

197
00:16:18,302 --> 00:16:20,553
‫فکر می‌کنم همکارای ما هم
‫همین حس رو خواهند داشت.

198
00:16:20,553 --> 00:16:21,897
‫تو درست گفتی،

199
00:16:22,064 --> 00:16:23,558
‫ولی جون خیلیا در خطره.

200
00:16:23,389 --> 00:16:25,558
‫نمی‌تونم اون جون‌ها رو
‫دست یه زن حیله‌گر بسپارم.

201
00:16:25,558 --> 00:16:26,528
‫بذار حدس بزنم...

202
00:16:26,979 --> 00:16:30,979
‫یه زن نمی‌تونه مهارت یا علم پزشکی داشته باشه،

203
00:16:30,979 --> 00:16:32,366
‫و تو هم هیچ دانشکده پزشکی نمی‌شناسی

204
00:16:31,533 --> 00:16:33,827
‫که زن‌ها رو قبول کنه.

205
00:16:33,993 --> 00:16:36,287
‫و احتمالاً دلیل خوبی هم داره.

206
00:16:36,454 --> 00:16:38,790
‫کلیر فریزر ماهرترین جراحیه

207
00:16:38,915 --> 00:16:39,958
‫که من دیدم کار می‌کنه.

208
00:16:40,083 --> 00:16:42,043
‫به بیماران آسیب زیادی می‌رسه،

209
00:16:42,168 --> 00:16:44,744
‫اگه اجازه ندید کار کنه، قربان.

210
00:16:44,744 --> 00:16:47,329
‫و تو کجا آموزش دیدی، دکتر هانتر

211
00:16:47,329 --> 00:16:49,719
‫که اینقدر به نظرت مطمئنی؟

212
00:16:51,761 --> 00:16:53,304
‫تو ادینبرا و لندن،

213
00:16:53,430 --> 00:16:55,640
‫جایی که پسرعموم

214
00:16:55,807 --> 00:16:56,850
‫جان هانتر، بهم آموزش داد.

215
00:16:57,016 --> 00:17:00,103
‫و برادر جان هانتر، مامای مخصوص ملکه‌س.

216
00:17:01,646 --> 00:17:02,772
‫خیلی خوبه، آقا.

217
00:17:03,939 --> 00:17:06,847
‫ولی چون بعید می‌دونم ارتش
‫به یه ماما نیاز داشته باشه،

218
00:17:06,847 --> 00:17:08,974
‫شاید بهتره بری به همکارت

219
00:17:08,974 --> 00:17:09,974
‫با داروهاش کمک کنی، به جای...

220
00:17:09,112 --> 00:17:11,740
‫دکتر هانتر جراح منصوب رسمی

221
00:17:11,865 --> 00:17:13,491
‫ارتش قاره‌ایه.

222
00:17:13,658 --> 00:17:15,565
‫نمی‌تونی بذاریش کنار.

223
00:17:15,285 --> 00:17:17,484
‫ببین، وقت دعوا نیست.

224
00:17:17,484 --> 00:17:20,945
‫وظیفه‌ت اینه که به مردایی که
‫اینجا به کمکت نیاز دارن، کمک کنی.

225
00:17:20,945 --> 00:17:24,127
‫من بیرون تریاژ می‌کنم
‫و هر کاری بتونم انجام می‌دم.

226
00:17:24,294 --> 00:17:25,920
‫بیا، ریچل.

227
00:17:37,472 --> 00:17:39,893
‫این بار یه حس متفاوت دارم.

228
00:17:43,813 --> 00:17:46,649
‫منظورت مرگ که نیست.

229
00:17:46,816 --> 00:17:48,485
‫درسته.

230
00:17:48,651 --> 00:17:51,196
‫مرگ نیست، ولی...

231
00:17:52,238 --> 00:17:56,576
‫شاید ترس از چیزیه که بعدش میاد.

232
00:17:57,786 --> 00:18:01,956
‫اینکه هیچ کدوم از کارات مهم نباشه.

233
00:18:02,123 --> 00:18:08,087
‫انگار همه‌چیز تو یه خلا بلعیده بشه.

234
00:18:08,546 --> 00:18:13,092
‫این همه بیهودگی،

235
00:18:13,259 --> 00:18:14,344
‫هرج و مرج.

236
00:18:14,511 --> 00:18:18,515
‫برای همینه که یه جنگجو زیاد ازش نمی‌ترسه.

237
00:18:19,307 --> 00:18:21,267
‫چون امید داره

238
00:18:21,434 --> 00:18:24,229
‫که مرگش مهم باشه.

239
00:18:33,348 --> 00:18:35,140
‫هرکی خونریزی حاد داره،
‫اولویت اول ماست.

240
00:18:35,140 --> 00:18:36,975
‫اونا رو مستقیم می‌فرستیم کلیسا.

241
00:18:36,958 --> 00:18:39,752
‫همون‌طور که می‌دونیم،
‫هر دقیقه ارزشمنده.

242
00:18:39,919 --> 00:18:43,214
‫ولی شاید ساعت طلایی ما

243
00:18:43,381 --> 00:18:44,757
‫به ۱۵ دقیقه طلایی تبدیل بشه.

244
00:18:44,924 --> 00:18:49,554
‫قبلاً تو ساراتوگا یه سیستم داشتیم
‫که خیلی خوب جواب داد.

245
00:18:49,720 --> 00:18:51,180
‫شکستگی‌ها رو میشه گذاشت برای بعد.

246
00:18:51,347 --> 00:18:52,390
‫اینجا بهشون رسیدگی می‌کنیم.

247
00:18:52,557 --> 00:18:56,477
‫و آسیب‌های سر رو اونجا می‌ذاریم.

248
00:18:56,644 --> 00:18:57,996
‫منم هر کاری بتونم می‌کنم

249
00:18:57,996 --> 00:18:59,730
‫تا اوضاع رو به نفع خودمون عوض کنم.

250
00:19:08,447 --> 00:19:10,283
‫ریچل؟

251
00:19:10,408 --> 00:19:11,450
‫خداوند می‌فرماید،

252
00:19:11,617 --> 00:19:13,452
‫گنجینه‌های تاریکی رو به تو خواهم داد.

253
00:19:13,578 --> 00:19:16,581
‫تو به من یاد دادی که شجاعت در برابر مرگ

254
00:19:16,747 --> 00:19:18,166
‫یکی از اون گنج‌هاست.

255
00:19:19,417 --> 00:19:20,710
‫یه چیزه که یه سرباز به یه مرد شلیک کنه

256
00:19:20,877 --> 00:19:23,045
‫که اسلحه‌اش رو روش گرفته،

257
00:19:23,212 --> 00:19:24,130
‫ولی یه چیز دیگه‌ست که ما

258
00:19:24,297 --> 00:19:25,923
‫مستقیماً به فرشته مرگ نگاه کنیم

259
00:19:26,090 --> 00:19:29,010
‫و سعی کنیم جون یه نفر رو ازش پس بگیریم.

260
00:19:30,887 --> 00:19:33,890
‫من از مرگ نمی‌ترسم، ریچل.

261
00:19:34,056 --> 00:19:35,850
‫چیزی که منو می‌ترسونه اینه که

262
00:19:35,975 --> 00:19:38,561
‫جیمی بیشتر از حد وظیفه جلو بره

263
00:19:38,728 --> 00:19:41,606
‫و ممکنه به خاطرش جونشو از دست بده.

264
00:19:42,940 --> 00:19:44,567
‫و به قلبت خنجر می‌خوره،

265
00:19:44,734 --> 00:19:45,902
‫ولی زنده می‌مونی.

266
00:19:46,068 --> 00:19:49,906
‫می‌ترسم ایان تو کاری که باید بکنه
‫تردید کنه

267
00:19:50,072 --> 00:19:52,950
‫و به خاطر من کشته بشه.

268
00:19:53,075 --> 00:19:54,911
‫اگه اینطور بشه، تقصیر منه

269
00:19:55,077 --> 00:19:59,916
‫و من با اصولم تنها می‌مونم.

270
00:20:01,834 --> 00:20:05,296
‫مشکل ما همینه.

271
00:20:05,463 --> 00:20:06,464
‫همه‌مون فقط داریم کاری رو می‌کنیم

272
00:20:06,589 --> 00:20:09,300
‫که تو قلبمون فکر می‌کنیم باید انجام بدیم.

273
00:20:11,636 --> 00:20:12,845
‫حالا بیا.

274
00:20:21,354 --> 00:20:23,064
‫آماده‌ای؟

275
00:20:46,963 --> 00:20:48,214
‫شما کی باشید؟

276
00:20:48,631 --> 00:20:51,968
‫من یه دیده‌بان موهاوک هستم
‫که با ارتش بریتانیا متحدم.

277
00:20:52,510 --> 00:20:56,068
‫یه پیام مستقیم از کاپیتان
‫ازکیل ریچاردسون آوردم.

278
00:20:56,068 --> 00:20:58,224
‫خواسته که کاپیتان انگلیسی که تو اسارتتون هست

279
00:20:58,391 --> 00:21:00,476
‫به ما تحویل داده بشه.

280
00:21:01,394 --> 00:21:03,938
‫ولی چرا باید این کارو بکنه؟

281
00:21:04,563 --> 00:21:08,651
‫این دستوراتیه که به من داده شده.

282
00:21:15,241 --> 00:21:18,035
‫ریچاردسون پول توافقی رو فرستاد؟

283
00:21:18,202 --> 00:21:20,037
‫مطمئن باش بابت نقشتون

284
00:21:20,204 --> 00:21:22,707
‫بیشتر از حد براتون جبران می‌شه.

285
00:21:22,873 --> 00:21:23,916
‫خب، بده ببینم.

286
00:21:24,041 --> 00:21:27,086
‫اول کاپیتان رو بیارین.

287
00:21:30,840 --> 00:21:32,925
‫زندانی رو بیارین.

288
00:22:10,338 --> 00:22:12,757
‫زنجیرهاشو باز کنین.

289
00:22:13,132 --> 00:22:14,050
‫پول.

290
00:22:14,216 --> 00:22:18,971
‫کلید رو بده تا زنجیرشو باز کنم.

291
00:22:19,305 --> 00:22:22,975
‫باید پیداش کنم.

292
00:22:23,476 --> 00:22:26,812
‫یه کلید مثل یه کلید دیگه‌ست،

293
00:22:28,314 --> 00:22:30,733
‫همون‌طور که کاپیتان‌های انگلیسی شبیه هم هستن.

294
00:22:37,490 --> 00:22:40,201
‫اون دو تا از افرادم رو کشت.

295
00:22:40,368 --> 00:22:42,953
‫ریچاردسون شما رو نفرستاده.

296
00:22:44,464 --> 00:22:46,466
‫حرومزاده رو بکشید.

297
00:22:46,832 --> 00:22:47,792
‫نه!

298
00:22:59,595 --> 00:23:03,599
‫پسر عزیزم، خدا رو شکرت.

299
00:23:10,439 --> 00:23:14,068
‫برای امروز به اندازه کافی خونریزی راه افتاد.

300
00:23:14,193 --> 00:23:16,570
‫زندگیت رو بهت می‌بخشم.

301
00:23:16,737 --> 00:23:18,781
‫حالا برو.

302
00:23:18,948 --> 00:23:23,452
‫یه روزی پشیمون می‌شی، موهاوک.

303
00:23:31,377 --> 00:23:34,130
‫باید درباره‌ی یه سری مسائل حرف بزنیم.

304
00:23:34,296 --> 00:23:35,631
‫ولی بذار بمونه برای بعد.

305
00:23:35,798 --> 00:23:39,635
‫تا وقتی زنده‌ای مشکلی نیست.

306
00:23:39,802 --> 00:23:42,054
‫مطمئن نیستم که نباشه...

307
00:23:44,765 --> 00:23:47,017
‫ولی خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

308
00:23:50,312 --> 00:23:51,230
‫چشمت...

309
00:23:51,397 --> 00:23:53,858
‫یه بار برات تعریف می‌کنم.

310
00:23:55,484 --> 00:23:58,696
‫فکر کنم اون هسی‌ها فراری بودن.

311
00:23:59,989 --> 00:24:01,991
‫نمی‌دونستم.

312
00:24:03,409 --> 00:24:04,952
‫تا جایی که می‌تونستم جنگیدم.

313
00:24:05,119 --> 00:24:06,036
‫می‌دونم این کارو کردی.

314
00:24:06,203 --> 00:24:09,039
‫کاپیتان ریچاردسون پشت همه‌ چی بود.

315
00:24:09,790 --> 00:24:12,418
‫داره ازت مثل یه مهره سیاسی استفاده می‌کنه،

316
00:24:12,543 --> 00:24:14,712
‫به خاطر کسی که هستی،

317
00:24:14,879 --> 00:24:17,590
‫و به خاطر خانواده‌ت.

318
00:24:25,264 --> 00:24:27,433
‫واقعاً ازت ممنونم.

319
00:24:28,642 --> 00:24:30,394
‫بابت همه چی.

320
00:24:31,604 --> 00:24:33,189
‫فکر کنم حالا می‌خوای

321
00:24:33,355 --> 00:24:34,940
‫بری پیش عروس جدیدت.

322
00:24:35,107 --> 00:24:37,693
‫حتماً برای بازگشتت دلشوره داره.

323
00:24:37,818 --> 00:24:39,361
‫آره.

324
00:24:40,696 --> 00:24:43,491
‫پس خداحافظ، لرد جان.

325
00:24:44,783 --> 00:24:46,869
‫و خداحافظ، پسردایی.

326
00:24:48,370 --> 00:24:49,747
‫ممنونم.

327
00:24:51,499 --> 00:24:52,958
‫خداحافظ.

328
00:25:07,515 --> 00:25:09,099
‫ریچل، این مرد رو ببر.

329
00:25:10,434 --> 00:25:11,393
‫بذار ببینم.

330
00:25:11,560 --> 00:25:12,478
‫حالت خوب میشه.

331
00:25:12,645 --> 00:25:13,771
‫باید بری تو کلیسا.

332
00:25:13,896 --> 00:25:15,564
‫بیا، این مرد رو ببر.

333
00:25:24,949 --> 00:25:27,826
‫یکی کمک کنه این مرد رو ببریم داخل.

334
00:25:36,627 --> 00:25:39,380
‫باید این مرد رو همین حالا روی میز بذارم.

335
00:25:42,341 --> 00:25:45,386
‫خانم، اگه اومدی پرستاری کنی،

336
00:25:45,511 --> 00:25:47,807
‫باید زیر نظر من این کارو کنی.

337
00:25:47,807 --> 00:25:49,058
‫یه زخم باز روی قفسه‌سینه داره.

338
00:25:48,639 --> 00:25:51,267
‫اگه سریع بهش نرسم می‌میره.

339
00:25:52,433 --> 00:25:53,771
‫نیازی به شلوغ‌کاری نیست.

340
00:25:53,771 --> 00:25:55,856
‫انگار چیزی نزدیکش منفجر شده.

341
00:25:55,856 --> 00:25:57,191
‫احتمالاً پرده‌گوش‌هاش ترکیده، فقط همین.

342
00:25:57,191 --> 00:25:59,149
‫یه کم دود تنفس کرده
‫و اعصابش بهم ریخته.

343
00:25:59,316 --> 00:26:01,193
‫سینه‌ش داره پر از هوا می‌شه.

344
00:26:01,360 --> 00:26:03,362
‫این هوا شُش‌هاش رو له می‌کنه.

345
00:26:05,489 --> 00:26:07,116
‫داری چیکار می‌کنی؟

346
00:26:07,283 --> 00:26:08,784
‫خانم...

347
00:26:08,951 --> 00:26:10,953
‫نه، نکن... چی...

348
00:26:18,460 --> 00:26:23,215
‫دکتر هانتر، لطفاً یه پارچه رو
‫برام توی سالین خیس کن.

349
00:26:23,382 --> 00:26:24,800
‫وقتی حالش بهتر شد،

350
00:26:24,925 --> 00:26:27,052
‫دوده‌ها رو از صورتش پاک می‌کنم.

351
00:26:27,636 --> 00:26:31,599
‫امیدوارم یه کم چربی داشته باشین
‫که به سوختگی بزنین.

352
00:26:31,765 --> 00:26:33,392
‫یه شیشه روغن شیرین دارم.

353
00:26:33,559 --> 00:26:34,685
‫خیلی خوب.

354
00:26:34,852 --> 00:26:38,022
‫ولی خود زخم بهتره در تماس با هوا بمونه.

355
00:26:38,022 --> 00:26:39,773
‫تو شرایط عادی موافقم.

356
00:26:39,940 --> 00:26:41,317
‫ولی یه سوختگی با این شدت

357
00:26:41,483 --> 00:26:44,153
‫باید پانسمان بشه
‫تا جلوی عفونت گرفته بشه.

358
00:26:44,320 --> 00:26:45,362
‫ممنونم.

359
00:26:45,529 --> 00:26:46,905
‫مخالف من حرف می‌زنید.

360
00:26:47,072 --> 00:26:49,158
‫بله. چون اشتباه می‌کنید.

361
00:26:49,575 --> 00:26:51,076
‫من، خانم، دیپلم پزشکی

362
00:26:51,243 --> 00:26:52,870
‫از کالج پزشکی فیلادلفیا دارم.

363
00:26:53,037 --> 00:26:56,582
‫تبریک می‌گم، ولی هنوز اشتباه می‌کنی.

364
00:26:59,835 --> 00:27:02,171
‫می‌خوای برات توضیح بدم چیکار می‌کنم؟

365
00:27:02,338 --> 00:27:03,088
‫نه.

366
00:27:03,255 --> 00:27:04,840
‫ممنونم.

367
00:27:05,007 --> 00:27:06,592
‫کار دارم.

368
00:27:36,538 --> 00:27:37,790
‫حق با تو بود.

369
00:27:37,956 --> 00:27:40,167
‫اگه اون کار رو نمی‌کردم، پشیمون می‌شدم.

370
00:28:13,409 --> 00:28:16,745
‫دیگه نیازی به تشریفات نیست.

371
00:28:17,329 --> 00:28:18,664
‫فکر کنم اون رام‌کننده‌ی اسب‌

372
00:28:18,789 --> 00:28:22,084
‫تاییدم می‌کنه وقتی خودم
‫افسارم رو حمل کنم، اینطور نیست؟

373
00:28:22,209 --> 00:28:23,085
‫بسه دیگه.

374
00:28:23,252 --> 00:28:25,254
‫چه خبرته.

375
00:28:25,713 --> 00:28:26,797
‫حالت بد می‌شه.

376
00:28:26,964 --> 00:28:28,924
‫واقعاً باید اینطور با من حرف بزنی؟

377
00:28:29,091 --> 00:28:31,427
‫من فقط نگران سلامتیت هستم.

378
00:28:31,593 --> 00:28:33,345
‫و اینکه اون راز وحشتناک رو از من مخفی کردی،

379
00:28:33,512 --> 00:28:35,472
‫فکر کنم اونم برای صلاحم بود، نه؟

380
00:28:35,639 --> 00:28:37,474
‫مخفی نگه‌داشتن همه چی

381
00:28:37,641 --> 00:28:39,268
‫یه بار سنگین روی دوشم بود.

382
00:28:39,393 --> 00:28:41,603
‫ولی واقعاً باور داشتم که همیشه...

383
00:28:41,770 --> 00:28:46,150
‫همیشه کاری می‌کردم که به صلاح خودت باشه.

384
00:28:46,316 --> 00:28:48,110
‫عجیبه.

385
00:28:48,277 --> 00:28:50,487
‫من طوری بزرگ شدم که باور کنم

386
00:28:50,654 --> 00:28:53,198
‫صداقت تو وجود یه انسان شرافتمنده.

387
00:28:53,741 --> 00:28:54,783
‫اگه اجازه بدی توضیح بدم...

388
00:28:54,950 --> 00:28:56,118
‫برای این کار وقت داشتی.

389
00:28:56,243 --> 00:28:58,328
‫اگه تو فیلادلفیا با اون مرد لعنتی روبرو نشده بودم،

390
00:28:58,495 --> 00:29:00,330
‫هیچ وقت بهم نمی‌گفتی.

391
00:29:00,497 --> 00:29:02,541
‫- ویلیام!
‫- ویلیام کی؟

392
00:29:02,708 --> 00:29:04,293
‫رنسام؟

393
00:29:04,460 --> 00:29:06,295
‫السمر؟

394
00:29:06,462 --> 00:29:07,379
‫فریزر؟

395
00:29:09,506 --> 00:29:11,925
‫مطمئناً گری نیست.

396
00:29:12,885 --> 00:29:15,220
‫بهم یاد دادی که اسمم رو با تمام افتخارش

397
00:29:15,345 --> 00:29:18,182
‫با غرور حمل کنم.

398
00:29:19,433 --> 00:29:21,977
‫تو همیشه می‌گفتی،

399
00:29:22,144 --> 00:29:24,813
‫شهرت تنها چیزیه که یه مرد واقعاً داره.

400
00:29:26,523 --> 00:29:29,026
‫پس من کی هستم؟

401
00:29:29,151 --> 00:29:30,736
‫تو پسر منی.

402
00:29:33,238 --> 00:29:35,032
‫پسر منی.

403
00:29:36,992 --> 00:29:40,245
‫و می‌تونستی خیلی بدتر از این باشی...

404
00:29:40,412 --> 00:29:42,574
‫از نظر پدر، منظورمه.

405
00:29:42,574 --> 00:29:43,707
‫محض رضای خدا طرف رام‌کننده‌ی اسب بوده.

406
00:29:43,832 --> 00:29:49,421
‫جیمز فریزر مردی شرافتمند و شجاعه.

407
00:29:50,547 --> 00:29:54,134
‫البته اسکاتلندی و شورشی هم هست.

408
00:29:54,301 --> 00:29:56,929
‫ولی شمشیرزن فوق‌العاده‌ایه.

409
00:29:57,095 --> 00:29:58,639
‫اسب‌ها رو خوب می‌شناسه.

410
00:29:58,806 --> 00:30:01,099
‫و تو و اون،

411
00:30:01,225 --> 00:30:03,560
‫خیلی شبیه هم هستین.

412
00:30:03,685 --> 00:30:06,313
‫اون یکی از بهترین مرداییه که به عمرم دیدم.

413
00:30:08,524 --> 00:30:09,942
‫یه خائن؟

414
00:30:10,108 --> 00:30:12,444
‫من هیچ وقت به پادشاه
‫یا کشورم خیانت نمی‌کنم.

415
00:30:12,569 --> 00:30:16,573
‫«هیچ وقت» کلمه‌ای نیست
‫که باهاش شوخی بشه، ویلیام.

416
00:30:16,698 --> 00:30:18,242
‫با دقت ازش استفاده کن.

417
00:30:18,408 --> 00:30:22,830
‫همه‌ چی همیشه اینقدر ساده نیست.

418
00:30:39,304 --> 00:30:41,473
‫کسی خونه هست؟

419
00:30:41,640 --> 00:30:43,433
‫خوش برگشتید.

420
00:30:52,985 --> 00:30:57,489
‫بری عزیز، یه جای کار اشتباه شد.

421
00:30:57,656 --> 00:31:01,285
‫نتونستم به جایی که باید می‌رفتم برسم.

422
00:31:01,451 --> 00:31:04,955
‫این بهترین شروع برای یه نامه نیست، مگه نه؟

423
00:31:09,376 --> 00:31:11,795
‫امیدوارم بتونم بخش آخر رو عملی کنم.

424
00:31:14,214 --> 00:31:15,090
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم

425
00:31:15,215 --> 00:31:17,968
‫تا خانواده‌مون دوباره کنار هم باشن.

426
00:31:24,600 --> 00:31:26,393
‫اون چیه؟

427
00:31:27,436 --> 00:31:29,688
‫وقتی آقای فریزر اصرار کنه

428
00:31:29,855 --> 00:31:32,774
‫که کمکت کنه نامه‌ات رو بفرستی...
‫و مطمئنم که می‌کنه...

429
00:31:32,941 --> 00:31:35,152
‫می‌خوای بهش چی بدی؟

430
00:31:39,197 --> 00:31:42,784
‫یه تشکر ساده از مادرم

431
00:31:42,951 --> 00:31:46,079
‫برای کمک‌هاش وقتی مریض بودم.

432
00:31:50,292 --> 00:31:52,628
‫اگه دیگه هیچ وقت نبینمش،

433
00:31:52,794 --> 00:31:54,880
‫می‌خوام یه چیزی،

434
00:31:55,047 --> 00:31:57,090
‫هر چند کوچک، از خودم براش بذارم.

435
00:32:27,913 --> 00:32:30,040
‫خب، امیدوارم.

436
00:33:05,522 --> 00:33:08,022
‫[جم پیش ماست و جاش امنه.
‫برگشتیم تا پیدات کنیم. با عشق، بری.]

437
00:33:32,102 --> 00:33:34,062
‫خدای من.

438
00:33:40,569 --> 00:33:43,572
‫بری عزیز، یه جای کار اشتباه شد.

439
00:33:43,739 --> 00:33:46,950
‫نتونستم به جایی که باید می‌رفتم برسم.

440
00:33:49,077 --> 00:33:50,746
‫یعنی چی؟

441
00:33:53,165 --> 00:33:55,167
‫ویلیام!

442
00:33:55,333 --> 00:33:57,127
‫کجا بودی؟

443
00:33:57,294 --> 00:33:58,754
‫ببخشید...

444
00:33:58,920 --> 00:34:01,131
‫گفتی ازمون محافظت می‌کنی!

445
00:34:05,844 --> 00:34:07,262
‫چیه، فرانسیس؟

446
00:34:07,429 --> 00:34:08,138
‫جین کجاست؟

447
00:34:09,222 --> 00:34:10,515
‫فرانسیس! فرانسیس. فرانسیس.

448
00:34:10,682 --> 00:34:12,768
‫بگو چی شده تا بتونم کمکت کنم.

449
00:34:12,934 --> 00:34:14,436
‫نمی‌تونی.

450
00:34:14,603 --> 00:34:16,438
‫هیچ کس نمی‌تونه!

451
00:34:18,523 --> 00:34:21,026
‫بگو چی شد.

452
00:34:21,193 --> 00:34:21,777
‫یه مرد هرزه.

453
00:34:21,943 --> 00:34:22,778
‫از فاحشه‌خونه؟

454
00:34:22,944 --> 00:34:26,114
‫تو اردوگاه بود و جین رو دید.

455
00:34:26,281 --> 00:34:27,157
‫سرگرد جنکینز.

456
00:34:27,282 --> 00:34:29,367
‫اونجا بود وقتی هارکنس مرد،

457
00:34:29,534 --> 00:34:31,661
‫و جین رو شناخت.

458
00:34:31,828 --> 00:34:32,996
‫فرانسیس، اون چیکار کرد؟

459
00:34:33,163 --> 00:34:35,957
‫گفت جین کاپیتان هارکنس رو کشته،

460
00:34:36,083 --> 00:34:38,668
‫و بهش گفت یه فاحشه‌ی فاسده.

461
00:34:39,836 --> 00:34:42,672
‫دستگیرش کرد و کشون‌کشون بردش.

462
00:34:45,634 --> 00:34:47,636
‫می‌خوان دارش بزنن؟

463
00:34:50,305 --> 00:34:51,056
‫نه.

464
00:34:51,223 --> 00:34:52,224
‫نه، نه، نه.

465
00:34:52,390 --> 00:34:53,934
‫نه، نمی‌تونن.

466
00:34:56,186 --> 00:34:57,813
‫تو اینجا بمون.

467
00:35:06,613 --> 00:35:09,366
‫ممنون که باهام برگشتی.

468
00:35:13,203 --> 00:35:15,956
‫نه فقط به لالی‌بروخ...

469
00:35:18,416 --> 00:35:20,377
‫بلکه به این زمان.

470
00:35:21,503 --> 00:35:24,381
‫دل بزرگ و مهربونی داری، باک.

471
00:35:24,548 --> 00:35:26,716
‫من آدم خوبی نیستم.

472
00:35:26,883 --> 00:35:28,718
‫چرا اینو می‌گی؟

473
00:35:29,553 --> 00:35:32,681
‫به خاطر کاری که با زنم کردم.

474
00:35:33,974 --> 00:35:36,393
‫چه کار کردی؟

475
00:35:38,395 --> 00:35:40,438
‫عاشقش شدم.

476
00:35:41,106 --> 00:35:43,441
‫جوون بودم، نسبتاً خوش‌قیافه،

477
00:35:43,608 --> 00:35:47,112
‫جوری بودم که زن‌ها دوست داشتن.

478
00:35:47,279 --> 00:35:51,533
‫و مورَگ هم دوستم داشت.

479
00:35:52,117 --> 00:35:56,121
‫ولی عاشق دونالد مک‌آلیستر بود.

480
00:35:57,998 --> 00:36:01,418
‫برای یکی دو تا جشن رفتم دیدن خانوادش،

481
00:36:01,585 --> 00:36:05,922
‫و دونالد هم همیشه چند تا پیک اضافی می‌زد،

482
00:36:06,089 --> 00:36:08,633
‫و یه بار دیدنش که

483
00:36:08,800 --> 00:36:10,635
‫دستش تو یقه‌ی ماری فینلی بود.

484
00:36:12,137 --> 00:36:14,931
‫وای خدا، چه دعوایی شد.

485
00:36:15,098 --> 00:36:19,769
‫برادران ماری دونالد رو زدن زمین.

486
00:36:24,274 --> 00:36:28,820
‫مورَگ گان طفلک رو پیدا کردم

487
00:36:28,987 --> 00:36:31,239
‫که پشت طویله نشسته بود و گریه می‌کرد.

488
00:36:31,364 --> 00:36:37,245
‫خب، چی؟ دلداریش دادی؟

489
00:36:38,038 --> 00:36:39,456
‫بیشتر از اون.

490
00:36:40,207 --> 00:36:44,586
‫خودش هم مست بود و ناراحت،

491
00:36:44,753 --> 00:36:50,050
‫و من فکر کردم شاید واقعاً دوستم داره.

492
00:36:50,217 --> 00:36:51,259
‫دو ماه بعد،

493
00:36:51,426 --> 00:36:54,930
‫پدر و برادراش اومدن سراغم،

494
00:36:55,096 --> 00:37:00,936
‫و خیلی زود من یه مرد متأهل شدم.

495
00:37:05,273 --> 00:37:09,402
‫دیوونه‌وار عاشقش بودم.

496
00:37:10,737 --> 00:37:14,407
‫ولی خوب می‌دونستم

497
00:37:14,532 --> 00:37:17,994
‫که اون واقعاً دونالد رو می‌خواست.

498
00:37:18,912 --> 00:37:20,789
‫بعدش چی شد؟

499
00:37:22,791 --> 00:37:26,962
‫فراموشش کرد؟

500
00:37:28,088 --> 00:37:30,048
‫نه.

501
00:37:30,423 --> 00:37:32,342
‫و من به خاطرش تنبیهش کردم.

502
00:37:32,884 --> 00:37:34,970
‫از همه‌ کس و همه ‌چیزی

503
00:37:35,136 --> 00:37:38,682
‫که دوست داشت دورش کردم،

504
00:37:38,848 --> 00:37:41,017
‫و بردمش به کارولینای شمالی.

505
00:37:41,434 --> 00:37:45,563
‫و چیزی جز بدبختی بیشتر نصیبمون نشد.

506
00:37:45,730 --> 00:37:48,108
‫بعد از تمام ماجراهای

507
00:37:49,234 --> 00:37:51,611
‫آلامانس...

508
00:37:53,780 --> 00:37:57,701
‫برش گردوندم اسکاتلند.

509
00:38:07,002 --> 00:38:10,797
‫فکر کنم اگه برنگردم براش بهتر باشه.

510
00:38:11,548 --> 00:38:15,927
‫یا منو مرده فرض کرده و با دونالد ازدواج کرده،

511
00:38:16,052 --> 00:38:20,765
‫یا با بچه‌ها رفته پیش پدرش.

512
00:38:20,932 --> 00:38:25,312
‫پس من می‌رم و به زنت می‌گم چی شده،

513
00:38:25,437 --> 00:38:28,064
‫اگه نامه‌ات بهش نرسه،

514
00:38:28,231 --> 00:38:32,694
‫و اگه شانس بیارم برمی‌گردم پیشت.

515
00:38:33,069 --> 00:38:35,363
‫نمی‌تونم بخوام این کارو بکنی.

516
00:38:35,530 --> 00:38:41,119
‫شاید این تنها کاری باشه
‫که می‌تونم برای خانواده‌م بکنم.

517
00:38:41,703 --> 00:38:43,788
‫ولی جِم،

518
00:38:44,789 --> 00:38:49,919
‫حداقل می‌دونی کجا یا کی هست؟

519
00:38:51,588 --> 00:38:55,550
‫شماها مال منین، مگه نه؟

520
00:38:57,886 --> 00:39:01,056
‫از خون من.

521
00:39:03,892 --> 00:39:06,269
‫پسرهام.

522
00:39:16,237 --> 00:39:17,572
‫ببخشید، عزیزم.

523
00:39:17,739 --> 00:39:18,782
‫یادت میاد بهت چی گفتم؟

524
00:39:18,948 --> 00:39:20,992
‫مجبوریم اسمرالدا رو اینجا بذاریم.

525
00:39:21,159 --> 00:39:22,827
‫نه مامان. می‌ترسه.

526
00:39:22,994 --> 00:39:23,995
‫لوس نشو، مندی.

527
00:39:24,162 --> 00:39:26,706
‫رد شدن از بین سنگ‌ها خیلی ترسناکه.

528
00:39:30,418 --> 00:39:34,422
‫ولی تو نمی‌ترسی، نه مامان؟

529
00:39:35,507 --> 00:39:38,176
‫نه وقتی شما دوتا کنارم هستین.

530
00:39:38,343 --> 00:39:41,638
‫ما قبلاً این کارو کردیم، و دوباره انجامش می‌دیم.

531
00:39:41,763 --> 00:39:43,681
‫بابا جایی نیست که فکر می‌کردم باشه،

532
00:39:43,848 --> 00:39:46,184
‫ولی پیداش می‌کنیم.

533
00:39:46,351 --> 00:39:47,268
‫و شما کمک می‌کنین.

534
00:39:47,394 --> 00:39:49,979
‫قراره بابا رو اینجا حس کنید،

535
00:39:50,105 --> 00:39:52,440
‫همون‌طور که همدیگه رو حس می‌کنید، باشه؟

536
00:40:05,995 --> 00:40:08,873
‫مندی، این مال توئه عزیزم.

537
00:40:09,040 --> 00:40:13,044
‫یادت باشه، به بابا فکر کن.

538
00:40:15,422 --> 00:40:16,631
‫بابا.

539
00:40:16,798 --> 00:40:17,882
‫نه مندی، صبر کن!

540
00:40:18,049 --> 00:40:19,008
‫صبر کن!

541
00:40:19,175 --> 00:40:20,802
‫مندی!

542
00:40:23,054 --> 00:40:26,182
‫سربازان بریتانیایی!
‫سربازان بریتانیایی دارن میان!

543
00:40:27,475 --> 00:40:29,894
‫مجروح‌ها رو به کمپ اصلی ببرین.

544
00:40:30,311 --> 00:40:32,272
‫باید بریم.

545
00:40:33,398 --> 00:40:35,066
‫حرکت کنین! حرکت کنین!

546
00:40:35,233 --> 00:40:36,776
‫زود باش، پسر!

547
00:40:38,194 --> 00:40:39,195
‫خداوند می‌فرماید،

548
00:40:39,320 --> 00:40:40,905
‫نترس چرا که من همراهت هستم.

549
00:40:41,072 --> 00:40:43,825
‫شما دوتا باید اینجا رو ترک کنین
‫یا بیاین داخل.

550
00:40:43,992 --> 00:40:45,702
‫این زخمیا رو نمی‌شه جابه‌جا کرد.

551
00:40:45,869 --> 00:40:47,662
‫به نظر می‌رسه دشمن داره به این سمت میاد.

552
00:40:47,829 --> 00:40:48,997
‫این منطقه داره تخلیه می‌شه.

553
00:40:49,164 --> 00:40:50,498
‫دستوراتی بهمون رسیده.

554
00:40:50,665 --> 00:40:52,000
‫دستور دادم تمام افراد توانا،

555
00:40:52,125 --> 00:40:54,335
‫از جمله دکتر هانتر رو به کمپ اصلی برگردونم.

556
00:40:54,502 --> 00:40:56,713
‫من پیش بیماران خودم

557
00:40:56,838 --> 00:40:58,214
‫که فعلاً نمی‌تونن منتقل بشن
‫تو کلیسا می‌مونم.

558
00:40:58,381 --> 00:41:01,718
‫کلیر، نگو که می‌خوای بمونی.

559
00:41:02,760 --> 00:41:05,555
‫ریچل، کلیر! باید بریم!

560
00:41:06,222 --> 00:41:08,391
‫نمی‌تونی ازمون انتظار داشته باشی بدون تو بریم.

561
00:41:08,516 --> 00:41:09,934
‫با برادرت برو.
‫اون بهت نیاز داره.

562
00:41:10,101 --> 00:41:12,353
‫نمی‌تونه بیمارانش رو رها کنه.

563
00:41:14,355 --> 00:41:15,899
‫برو.

564
00:41:16,191 --> 00:41:18,318
‫خداوند نگهدارت باشه.

565
00:41:29,579 --> 00:41:32,081
‫زن سرسخت، در معرض خطر هستیم.

566
00:41:32,248 --> 00:41:34,542
‫منم به محض اینکه بتونم می‌رم،

567
00:41:34,709 --> 00:41:36,753
‫قبل از اینکه سربازان بریتانیایی به ما برسن،
‫به امید خدا.

568
00:41:36,878 --> 00:41:38,963
‫از نگرانیت ممنونم، ولی...

569
00:41:39,130 --> 00:41:40,215
‫باید التماست کنم؟

570
00:41:40,381 --> 00:41:42,217
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که امنیتت رو تضمین کنم.

571
00:41:42,383 --> 00:41:45,762
‫اگه با اونا نمیری، حداقل بیا داخل.

572
00:41:45,929 --> 00:41:49,140
‫تو یه جراح فوق‌العاده‌ای.

573
00:41:49,265 --> 00:41:51,267
‫مشخصه.

574
00:41:51,434 --> 00:41:53,228
‫ممنون که اینو گفتی،

575
00:41:53,394 --> 00:41:56,773
‫ولی مثل تو، منم
‫تعهداتی به این مردها دارم،

576
00:41:56,940 --> 00:41:59,734
‫و نمی‌تونم اینجا رهاشون کنم تا بمیرن.

577
00:42:01,236 --> 00:42:02,869
‫خیلی خوب.

578
00:42:03,870 --> 00:42:07,742
‫برای موفقیتت دعا می‌کنم،
‫دکتر فریزر.

579
00:42:30,265 --> 00:42:35,270
‫ژنرال فریزر،
‫سربازان بریتانیایی جلوتر هستن، قربان.

580
00:42:35,395 --> 00:42:36,271
‫چند نفرن؟

581
00:42:36,437 --> 00:42:37,897
‫یه گروهان، فکر کنم.

582
00:42:39,899 --> 00:42:41,359
‫اونا نزدیک کلیسای تنت هستن.

583
00:42:41,526 --> 00:42:42,527
‫شیاطین وحشی!

584
00:42:42,694 --> 00:42:43,945
‫ولی مطمئنم تو کلیسا شلیک نمی‌کنن،

585
00:42:44,112 --> 00:42:46,447
‫اونم وقتی به عنوان بیمارستان استفاده می‌شه.

586
00:42:46,614 --> 00:42:47,865
‫افراد توانمند، دنبالم بیان.

587
00:42:47,991 --> 00:42:50,118
‫بقیه مراقب هم‌رزمای خودتون باشید.

588
00:42:50,285 --> 00:42:51,286
‫به محض اینکه می‌تونید به ما ملحق بشید.

589
00:42:51,452 --> 00:42:53,162
‫برو، به افسرای دیگه هشدار بده.

590
00:42:53,288 --> 00:42:54,664
‫اطاعت، قربان.

591
00:42:55,290 --> 00:42:56,874
‫حرکت کنید!

592
00:43:04,799 --> 00:43:07,093
‫زنده باد پادشاه!

593
00:43:19,022 --> 00:43:20,523
‫خانم فریزر.

594
00:43:20,690 --> 00:43:22,066
‫ستوان بیکسبی.

595
00:43:22,191 --> 00:43:23,985
‫نباید داخل پناه گرفته باشید؟

596
00:43:24,152 --> 00:43:25,153
‫بیا.

597
00:43:25,320 --> 00:43:26,321
‫نمی‌تونستم اینا رو ترک کنم.

598
00:43:26,487 --> 00:43:29,157
‫علاوه بر این نباید مجروح‌ها رو اذیت کنن،

599
00:43:29,282 --> 00:43:32,368
‫مخصوصاً تو یه بیمارستان صحرایی.

600
00:43:33,202 --> 00:43:34,829
‫ببینم.

601
00:43:37,498 --> 00:43:40,752
‫ژنرال فریزر... ازش خبر داری؟

602
00:43:40,918 --> 00:43:42,670
‫مطمئنم که نزدیکه، خانم.

603
00:43:42,837 --> 00:43:43,630
‫نگران نباشید.

604
00:43:43,796 --> 00:43:44,964
‫گروه اصلی درست پشت سر منه.

605
00:43:45,089 --> 00:43:47,717
‫مطمئناً بدترینش باید تا حالا تموم شده باشه.

606
00:43:47,884 --> 00:43:49,010
‫امیدوارم اینطور باشه.

607
00:43:49,177 --> 00:43:51,054
‫شرایط از وقتی که ژنرال لی
‫از فرماندهی کنار گذاشته شد بهتر شده

608
00:43:51,179 --> 00:43:53,514
‫بعد از اینکه به افراد گفت عقب‌نشینی کنن.

609
00:43:53,681 --> 00:43:55,266
‫ژنرال واشنگتن عصبانی بود.

610
00:43:55,391 --> 00:43:56,351
‫سوار بر اسبش جلو اومد

611
00:43:56,517 --> 00:43:59,270
‫و مثل دیوونه‌ها داد و فریاد کرد.

612
00:43:59,437 --> 00:44:01,064
‫با عرض معذرت، خانم.

613
00:44:01,230 --> 00:44:04,359
‫ژنرال فریزر اونجا بود؟

614
00:44:04,651 --> 00:44:06,277
‫بله.

615
00:44:06,402 --> 00:44:08,196
‫ژنرال واشنگتن بهش رو کرد،

616
00:44:08,363 --> 00:44:11,199
‫لبخندی شعله‌ور روی صورتش بود، و داد زد،

617
00:44:11,366 --> 00:44:13,576
‫«آقای فریزر، دنبال من بیاین!»

618
00:44:13,701 --> 00:44:14,911
‫از تپه بالا رفتن،

619
00:44:15,078 --> 00:44:17,246
‫دستور دادن، و ما به

620
00:44:17,413 --> 00:44:18,665
‫سربازان بریتانیایی حمله کردیم.

621
00:44:18,831 --> 00:44:21,709
‫برای همینه که اون نامردا الان دارن فرار می‌کنن.

622
00:44:25,755 --> 00:44:26,673
‫پس داریم می‌بریم؟

623
00:44:26,839 --> 00:44:28,466
‫اگه همینطوری ادامه بدیم،

624
00:44:28,633 --> 00:44:32,637
‫بله، فکر کنم همینطوره.

625
00:44:58,871 --> 00:45:01,499
‫این باید دردت رو کمتر کنه.

626
00:45:12,260 --> 00:45:13,594
‫بذارید برن.

627
00:45:13,761 --> 00:45:14,971
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن.

628
00:45:15,388 --> 00:45:17,557
‫امیدوارم این آخرین نفراتشون باشن.

629
00:45:17,724 --> 00:45:19,600
‫خدا رو شکر.

630
00:45:30,778 --> 00:45:32,321
‫ساکسون.

631
00:45:34,407 --> 00:45:35,616
‫جیمی.

632
00:45:35,783 --> 00:45:37,660
‫هیولای لعنتی! دور شو!

633
00:45:37,827 --> 00:45:38,786
‫حروم‌زاده‌ی یانکی!

634
00:45:38,953 --> 00:45:40,872
‫راهتون رو برید، حرومزاده‌های آشغال!

635
00:45:42,790 --> 00:45:44,834
‫دست نگه دارید!

636
00:45:47,462 --> 00:45:49,005
‫زنده باد پادشاه!

637
00:45:50,757 --> 00:45:52,300
‫تیراندازی نکنید!

638
00:45:52,467 --> 00:45:53,217
‫نکنید!

639
00:46:09,358 --> 00:46:10,234
‫کلیر.

640
00:46:21,037 --> 00:46:21,871
‫ساکسون.

641
00:46:25,249 --> 00:46:26,334
‫خدایا.

642
00:46:26,459 --> 00:46:27,543
‫درد می‌کنه.

643
00:46:48,648 --> 00:46:50,733
‫ژنرال؟

644
00:46:50,900 --> 00:46:52,777
‫ژنرال!

645
00:46:59,242 --> 00:47:00,576
‫در رو باز کنید!

646
00:47:00,743 --> 00:47:01,744
‫در رو باز کنید!

647
00:47:04,288 --> 00:47:05,665
‫عجله کنید!

648
00:47:15,383 --> 00:47:16,968
‫خدایا، لطفاً نذار بمیره.

649
00:47:17,134 --> 00:47:19,220
‫نگو که تیر خورده.

650
00:47:20,888 --> 00:47:22,473
‫خیلی متأسفم، قربان.

651
00:47:22,640 --> 00:47:24,559
‫اون نمی‌میره.

652
00:47:24,725 --> 00:47:25,476
‫می‌تونم کمک کنم، آقا؟

653
00:47:25,643 --> 00:47:28,437
‫نه، بذار کارش رو انجام بده.

654
00:47:32,483 --> 00:47:34,694
‫می‌تونید یه کم پنبه بیارید؟

655
00:47:34,861 --> 00:47:37,154
‫یه تکه باند... هر چیزی.

656
00:47:40,741 --> 00:47:44,036
‫محکم فشار بده.

657
00:47:45,162 --> 00:47:46,289
‫خیلی متأسفم.

658
00:47:46,455 --> 00:47:50,126
‫کار بیشتری نمی‌تونم براش انجام بدم.

659
00:47:50,293 --> 00:47:50,960
‫چی؟

660
00:47:51,127 --> 00:47:53,045
‫ببخشید، ولی حقیقت اینه،

661
00:47:53,212 --> 00:47:54,589
‫کاری نمی‌شه کرد.

662
00:47:54,714 --> 00:47:58,885
‫زخم گلوله خیلی عمیق نفوذ کرده.

663
00:47:59,010 --> 00:48:00,970
‫خیلی متأسفم، ژنرال.

664
00:48:08,477 --> 00:48:10,521
‫ولی مردایی هستن که می‌تونم
‫جونشون رو نجات بدم

665
00:48:10,688 --> 00:48:12,273
‫توی کمپ اصلی.
‫- نه.

666
00:48:12,440 --> 00:48:13,691
‫نه، نمی‌تونی بری.

667
00:48:13,858 --> 00:48:16,861
‫بازم متأسفم.

668
00:48:21,282 --> 00:48:23,242
‫موفق باشید، خانم.

669
00:48:26,662 --> 00:48:30,833
‫الهی شیطان روحت رو بخوره
‫و قبلش نمکش بزنه،

670
00:48:31,000 --> 00:48:33,502
‫ای هرزه!

671
00:48:41,928 --> 00:48:44,680
‫بهش گفتی هرزه.

672
00:48:44,847 --> 00:48:46,140
‫ساکسون.

673
00:48:46,307 --> 00:48:47,266
‫آب. باید آب بخوری.

674
00:48:55,191 --> 00:48:59,403
‫اگه زخم روده رو سوراخ کرده باشه، پس...

675
00:49:00,738 --> 00:49:04,492
‫شوک روده‌ای

676
00:49:04,659 --> 00:49:05,701
‫منو می‌کشه.

677
00:49:05,868 --> 00:49:08,746
‫مردایی رو دیدم که از زخم روده مردن.
‫طولانی و وحشتناکه.

678
00:49:08,913 --> 00:49:10,915
‫نمی‌ذارم اینجوری بمیری، کلیر.

679
00:49:11,082 --> 00:49:11,874
‫نمی‌ذارم.

680
00:49:12,041 --> 00:49:15,169
‫خدایا، لطفاً نذار الان باشه.

681
00:49:20,466 --> 00:49:23,719
‫ژنرال فریزر، یه پیام دارم.

682
00:49:24,929 --> 00:49:26,180
‫از اینجا برو.

683
00:49:26,305 --> 00:49:29,183
‫قربان، ژنرال لی منو فرستاده
‫که پیداتون کنم.

684
00:49:29,350 --> 00:49:32,228
‫ازتون می‌خواد که فوراً برید پیشش.

685
00:49:32,395 --> 00:49:34,063
‫از اینجا نمیرم.

686
00:49:34,230 --> 00:49:35,523
‫لی به جهنم.

687
00:49:35,690 --> 00:49:36,857
‫باید بیاید، قربان.

688
00:49:37,024 --> 00:49:39,235
‫گفتم نمیام. شنیدی؟

689
00:49:39,360 --> 00:49:41,404
‫ژنرال، فوراً به شما نیاز دارن...

690
00:49:41,570 --> 00:49:43,239
‫- نه.
‫- اونا...

691
00:49:43,406 --> 00:49:45,074
‫آسمون رو می‌بینی؟

692
00:49:45,241 --> 00:49:47,118
‫معلومه.

693
00:49:47,535 --> 00:49:49,370
‫نمی‌شه ندید.

694
00:49:49,537 --> 00:49:50,663
‫آره.

695
00:49:51,247 --> 00:49:55,418
‫این یه جور خلاست، مگه نه؟

696
00:49:55,835 --> 00:49:58,754
‫و با این حال، نمی‌ترسیم که بهش نگاه کنیم.

697
00:50:00,172 --> 00:50:01,924
‫درسته.

698
00:50:02,758 --> 00:50:05,302
‫اونجا ستاره‌ها هستن.

699
00:50:05,469 --> 00:50:08,180
‫تفاوت ایجاد می‌کنه.

700
00:50:08,639 --> 00:50:09,807
‫ولی ستاره‌ها دارن خاموش می‌شن،

701
00:50:09,974 --> 00:50:13,602
‫طبق قانون دوم ترمودینامیک.

702
00:50:14,186 --> 00:50:18,274
‫فکر کنم آدما می‌تونن
‫هر قانونی که می‌خوان بذارن...

703
00:50:18,858 --> 00:50:22,778
‫ولی خدا امید رو آفریده.

704
00:50:24,613 --> 00:50:27,742
‫ستاره‌ها خاموش نمی‌شن...

705
00:50:28,576 --> 00:50:30,870
‫ما هم همینطور.

706
00:50:36,751 --> 00:50:38,127
‫می‌تونن به خاطر خیانت تیربارونت کنن!

707
00:50:38,294 --> 00:50:39,295
‫این فرار از خدمته، قربان!

708
00:50:39,462 --> 00:50:41,464
‫پس همین جا تیربارونم کنن،

709
00:50:41,589 --> 00:50:43,466
‫چون من از کنارش تکون نمی‌خورم.

710
00:50:46,260 --> 00:50:47,803
‫کتت رو دربیار.

711
00:50:49,096 --> 00:50:50,806
‫ببخشید، قربان؟

712
00:50:50,973 --> 00:50:53,017
‫همه‌ش رو دربیار.

713
00:50:58,773 --> 00:50:59,732
‫بیکسبی؟

714
00:50:59,899 --> 00:51:00,941
‫بله، قربان.

715
00:51:06,447 --> 00:51:07,865
‫و پیراهنت.

716
00:51:10,534 --> 00:51:11,744
‫عجله کن!

717
00:51:41,023 --> 00:51:42,691
‫برگرد.

718
00:51:37,421 --> 00:51:38,421
‫[قربان، من استعفاء میدم.]

719
00:51:43,651 --> 00:51:45,027
‫اینو به ژنرال لی نشون بده.

720
00:51:45,194 --> 00:51:46,487
‫خیلی عصبانیه، قربان.

721
00:51:46,654 --> 00:51:47,404
‫جسارت نمی‌کنم...

722
00:51:47,571 --> 00:51:50,616
‫برو و اینو به ژنرال لی نشون بده.

723
00:51:50,783 --> 00:51:52,201
‫اطاعت، قربان.

724
00:52:03,045 --> 00:52:06,006
‫دنی.

725
00:52:06,132 --> 00:52:08,217
‫دنی رو می‌خوام.

726
00:52:08,384 --> 00:52:09,301
‫برو.

727
00:52:09,468 --> 00:52:11,011
‫دنزل هانتر رو پیدا کن.

728
00:52:17,726 --> 00:52:20,396
‫دوستت دارم، ساکسون.

729
00:52:21,438 --> 00:52:24,191
‫ستاره‌ها خاموش نمی‌شن...

730
00:52:27,069 --> 00:52:29,738
‫ما هم نمیشیم.

731
00:52:37,705 --> 00:52:42,877
‫پروردگارا، می‌دونم این خانه‌ی توئه.

732
00:52:49,884 --> 00:52:53,554
‫ولی فرشته‌های تو اینجا سلطه ندارن.

733
00:52:55,306 --> 00:52:57,975
‫اونا رو دنبالش نفرست.

734
00:52:59,727 --> 00:53:04,148
‫اگه این کارو بکنی،
‫نمی‌ذارم اونا ببرنش.

735
00:53:06,567 --> 00:53:08,402
‫نمی‌ذارم.

736
00:53:15,117 --> 00:53:16,952
‫پیداش کردم، ژنرال!

737
00:53:24,501 --> 00:53:26,462
‫نجاتش بده.

738
00:53:35,054 --> 00:53:38,599
‫گلوله ممکنه تو کبد باشه.

739
00:53:38,766 --> 00:53:40,142
‫خونریزی زیاده.

740
00:53:40,309 --> 00:53:41,227
‫مطمئنم حق با توئه.

741
00:53:41,352 --> 00:53:43,187
‫گلوله رو پیدا می‌کنم و درش میارم.

742
00:53:45,940 --> 00:53:47,608
‫اون دستیار ژنرال لافایت بود.

743
00:53:47,775 --> 00:53:48,776
‫ژنرال خیلی نگران بود که بشنوه

744
00:53:48,943 --> 00:53:50,152
‫کلیر آسیب دیده.

745
00:53:50,277 --> 00:53:53,781
‫یه سری خوراکی برای بهبودی کلیر آورد.

746
00:53:53,948 --> 00:53:55,282
‫پنیر.

747
00:53:55,407 --> 00:53:56,492
‫پنیره؟

748
00:53:56,659 --> 00:53:58,911
‫آره، یه پنیر با بوی وحشتناک.

749
00:53:59,078 --> 00:54:01,038
‫کلبر.

750
00:54:01,205 --> 00:54:02,498
‫روکفور؟

751
00:54:02,623 --> 00:54:04,917
‫بله، فکر کنم همینو گفت.

752
00:54:06,252 --> 00:54:07,294
‫دنی...

753
00:54:07,461 --> 00:54:10,965
‫این کپک پنیسیلیومه.

754
00:54:11,131 --> 00:54:14,677
‫یه ضماد برای بعدش درست کن.

755
00:54:14,843 --> 00:54:15,886
‫این کارو می‌کنم.

756
00:54:17,096 --> 00:54:18,847
‫باید شروع کنیم.

757
00:54:35,864 --> 00:54:38,492
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

758
00:54:49,128 --> 00:54:51,797
‫ترکم نکن، کلیر.

759
00:54:55,384 --> 00:54:57,636
‫این بار التماس می‌کنم.

760
00:55:01,974 --> 00:55:04,852
‫نرو.

761
00:55:07,938 --> 00:55:09,773
‫نمی‌رم.

762
00:55:17,740 --> 00:55:20,117
‫جیمی...

763
00:55:21,410 --> 00:55:22,286
‫دعا کن.

764
00:55:22,310 --> 00:55:42,310
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

765
00:55:42,334 --> 00:55:59,334
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

