﻿1
00:00:03,612 --> 00:00:06,354
‫عزا واقعاً چیز مزخرفیه.

2
00:00:06,397 --> 00:00:08,791
‫وقتی مثل من عزیزی رو از دست می‌دید...

3
00:00:08,834 --> 00:00:12,447
‫که الگوی ادبی و استادم
‫بِرد ری‌بری رو از دست دادم...

4
00:00:13,622 --> 00:00:17,452
‫زمان ریتم کند و دردناکی به خودش می‌گیره.

5
00:00:17,495 --> 00:00:20,324
‫و یک لحظه
‫حس ابدیت بهت میده.

6
00:00:20,368 --> 00:00:25,503
‫اما برای بقیه‌ی دنیا
‫زمان می‌گذره.

7
00:00:29,727 --> 00:00:31,027
‫[بتی]

8
00:00:31,118 --> 00:00:33,816
‫تو دیگه عضو تیم ویکسن‌ها نیستی.

9
00:00:33,859 --> 00:00:38,821
‫از نظر من و مادرت
‫محیطش بیش از حد برات جنسیه.

10
00:00:38,864 --> 00:00:43,478
‫دبیرستان خودش کلاً محیط شدیداً جنسی‌ایه.

11
00:00:44,392 --> 00:00:45,697
‫به‌نظرتون اینطور نیست؟

12
00:00:45,741 --> 00:00:48,526
‫از دید تو اینطوریه؟

13
00:00:48,570 --> 00:00:53,270
‫یه مشت نوجَوون حشری که چندین ساعت
‫پیش هم گیر افتادن و می‌لولن توی هم...

14
00:00:55,272 --> 00:00:57,231
‫اونوقت از دید شما چطوریه؟

15
00:00:57,274 --> 00:01:01,148
‫یک مؤسسه‌ی آموزشی باید یه محیط
‫امن رو برای دانش‌آموزهاش فراهم کنه

16
00:01:01,191 --> 00:01:08,111
‫تا بتونن خودشون رو از نظر هوشی بدون
‫خطرات فیزیکی و اخلاقی به چالش بکشن.

17
00:01:08,155 --> 00:01:11,593
‫خب، پس انگار زیاد سر زنگ ورزش نبودید.

18
00:01:13,116 --> 00:01:14,726
‫تو اینجایی بتی...

19
00:01:14,770 --> 00:01:19,601
‫چون پشت پنجره‌ی اتاقت
‫برای لذت پسر همسایه‌تون لخت شدی.

20
00:01:19,644 --> 00:01:22,952
‫بعدش هم که وسط پخش زنده‌ی
‫تلویزیون...لباس زیرت رو نشون دادی.

21
00:01:22,995 --> 00:01:29,393
‫خلاصه بخوام بگم...به‌طرز ناسالمی
‫شیفته‌ی تمایلات جنسی شدی.

22
00:01:29,437 --> 00:01:31,439
‫وقتی اینطوری باشه
‫کلمه‌هایی مثل...

23
00:01:31,482 --> 00:01:37,445
‫معتاد سکس، خودنما و غیرقابل
‫کنترل از نظر جنسی، به ذهن میاد.

24
00:01:37,488 --> 00:01:40,795
‫دقیقاً در مورد چی می‌خواید با
‫من حرف بزنید دکتر وردرز؟

25
00:01:40,839 --> 00:01:45,670
‫خب، طبق رفتار اخیرت
‫بیشتر کنجکاوم.

26
00:01:45,714 --> 00:01:48,499
‫اولین خاطره‌ی جنسی‌‍ت چیه؟

27
00:01:48,523 --> 00:01:55,523
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

28
00:02:11,305 --> 00:02:13,220
‫فکر نمی‌کنم یادم باشه.

29
00:02:14,221 --> 00:02:16,091
‫خب پس در این صورت...

30
00:02:16,136 --> 00:02:18,790
‫به‌نظرت هر چند وقت
‫به سکس فکر می‌کنی؟

31
00:02:18,814 --> 00:02:26,814
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

32
00:02:26,815 --> 00:02:34,815
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

33
00:03:41,917 --> 00:03:43,135
‫بتی!

34
00:03:44,746 --> 00:03:48,010
‫هر چند وقت
‫به سکس فکر می‌کنی؟

35
00:03:48,053 --> 00:03:50,621
‫همون میزان معمول.

36
00:03:50,665 --> 00:03:52,493
‫یه عدد باید بگی بتی.

37
00:03:53,972 --> 00:03:56,148
‫خب، طبق حرف‌های دکتر کینگزلی

38
00:03:56,192 --> 00:03:58,977
‫نوجَوون‌ها هر ۷ ثانیه به سکس فکر می‌کنن.

39
00:03:59,021 --> 00:04:02,242
‫اون آمار برای پسرهاست.

40
00:04:02,285 --> 00:04:06,246
‫شاخصش برای دخترهای نوجَوون فرق داره.

41
00:04:06,289 --> 00:04:10,989
‫خب پس به‌نظرم من...همیشه به سکس فکر می‌کنم.

42
00:04:14,863 --> 00:04:16,255
‫چی نوشتی؟

43
00:04:16,298 --> 00:04:17,298
‫چیز مهمی نیست.

44
00:04:19,346 --> 00:04:22,566
‫به‌نظرت چرا همیشه به فکر سکسی؟

45
00:04:23,959 --> 00:04:28,485
‫خب کنجکاوم بدونم...چه حسی داره.

46
00:04:28,529 --> 00:04:33,273
‫فکر نکنم صبر کردن تا ازدواج برای یه سکس
‫منطقی باشه.

47
00:04:33,316 --> 00:04:35,797
‫خب پس سکس برای لذت چی؟

48
00:04:35,840 --> 00:04:41,629
‫بتی، سکس برای آدم‌های مزدوج هست
‫تا بتونن تشکیل خونواده بدن.

49
00:04:41,672 --> 00:04:46,547
‫خب پس اون مجله‌های دخترونه که بابام توی
‫کشوی جوراب‌هاش قایم می‌کنه چی هستن؟

50
00:04:48,636 --> 00:04:51,378
‫جـ...جانم؟

51
00:04:51,421 --> 00:04:55,164
‫خب، یادمه پارسال داشتیم
‫آماده می‌شدیم بریم کلیسا.

52
00:04:55,207 --> 00:04:58,950
‫بابام گفت برم دکمه‌های سرآستینش رو بیارم

53
00:04:58,994 --> 00:05:01,779
‫و وقتی توی کشوی جوراب‌هاش داشتم می‌گشتم...

54
00:05:01,823 --> 00:05:06,654
‫کلی مجله‌ی دخترونه پیدا کردم.

55
00:05:22,670 --> 00:05:25,890
‫پدرت که نیومده جلسه‌ی روانشناسی.
‫تو اومدی.

56
00:05:25,934 --> 00:05:27,065
‫خب شاید اون هم باید بیاد.

57
00:05:27,109 --> 00:05:28,850
‫پدرت یه مرد بالغه.

58
00:05:28,893 --> 00:05:30,460
‫من روانپزشک کودکم.

59
00:05:30,504 --> 00:05:33,332
‫من بچه نیستم.

60
00:05:37,293 --> 00:05:39,339
‫البته راستش فکر می‌کنم که...

61
00:05:39,382 --> 00:05:43,343
‫بحثمون داره باعث میشه
‫اوضاع رو شفاف‌تر ببینم.

62
00:05:43,386 --> 00:05:45,954
‫از چه نظر؟

63
00:05:47,259 --> 00:05:49,523
‫خب، دارم متوجه میشم که...

64
00:05:51,394 --> 00:05:54,876
‫فکر نکنم بخوام ازدواج کنم.

65
00:05:54,919 --> 00:05:57,531
‫حداقل حالا حالاها نه.
‫شاید هم هیچوقت.

66
00:05:59,315 --> 00:06:05,147
‫می‌خوام توی دنیا تأثیرگذار باشم
‫عوض اینکه...

67
00:06:05,190 --> 00:06:09,238
‫یا کنار اینکه...
‫فقط تشکیل خانواده بدم.

68
00:06:21,511 --> 00:06:22,730
‫تق تق.

69
00:06:22,773 --> 00:06:23,992
‫سلام عزیزم.

70
00:06:24,035 --> 00:06:25,472
‫یه‌چیز باحال برات آوردم.

71
00:06:27,082 --> 00:06:29,345
‫اینا برای چیه؟

72
00:06:29,389 --> 00:06:31,454
‫توی مغازه بودم
‫که دیدم این عکس‌ها خیلی قشنگن.

73
00:06:31,478 --> 00:06:32,957
‫گفتم حتماً باید یه چندتا برات بگیرم.

74
00:06:34,916 --> 00:06:36,700
‫من که اصلاً هنوز با کسی
‫توی رابطه نیستم، مامان.

75
00:06:36,744 --> 00:06:39,007
‫اونش مهم نیست.

76
00:06:39,050 --> 00:06:41,836
‫یه دختر می‌تونه راجع‌به
‫عروسیش خیال‌بافی کنه، نمی‌تونه؟

77
00:06:44,055 --> 00:06:46,101
‫چرا الان داری اینا رو میگی؟

78
00:06:46,144 --> 00:06:47,755
‫الیزابت...

79
00:06:48,843 --> 00:06:51,062
‫چون می‌دونم که...

80
00:06:51,106 --> 00:06:55,589
‫وقتی با لباس سفید
‫توی محراب ببینمت...

81
00:07:00,681 --> 00:07:02,857
‫شادترین روز زندگیم رو تجربه کردم.

82
00:07:05,981 --> 00:07:09,981
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۹»

83
00:07:13,302 --> 00:07:14,999
‫بلیت!

84
00:07:15,043 --> 00:07:17,741
‫بلیت دو سانس یه سانس جیمز دین
‫بابیلونیوم رو بگیرید.

85
00:07:18,465 --> 00:07:20,465
‫[ورانیکا]

86
00:07:22,703 --> 00:07:24,879
‫قضیه‌ی جیمز دین چیه؟

87
00:07:24,922 --> 00:07:28,709
‫به‌عنوان رئیس انجمن هواداریش
‫من به همراه دین‌ـیزن‌ها

88
00:07:28,752 --> 00:07:31,427
‫چند ماهی هست منتظریم فیلم «شرق بهشت»
‫به شهرمون برسه.

89
00:07:31,451 --> 00:07:33,365
‫خب پس شانس بهت رو کرده

90
00:07:33,409 --> 00:07:36,760
‫چون یه نسخه از شرق بهشت رو توی سینما داریم.

91
00:07:36,804 --> 00:07:39,328
‫و اونوقت چرا من باید برم بابیلونیوم

92
00:07:39,371 --> 00:07:43,245
‫وقتی پرده‌ی اورفیوم
‫نزدیک گریندیل خیلی بزرگ‌تره

93
00:07:43,288 --> 00:07:45,465
‫و مناسب شأن و قامت جیمی دین عزیزم هم هست؟

94
00:07:45,508 --> 00:07:49,425
‫این اورفیوم
‫به تو و دین‌ـیزن‌هات بلیت مفتی میده؟

95
00:07:49,469 --> 00:07:53,951
‫به شرطی که بری از بابیلونیوم تعریف کنی.

96
00:07:53,995 --> 00:07:56,171
‫می‌خوایم به‌یاد جیمی
‫یه جمعیت عظیم جمع کنیم.

97
00:07:56,214 --> 00:07:58,565
‫به خاک مقدس قبر جیمز دین قسم

98
00:07:58,608 --> 00:08:02,917
‫کل انجمن هواداریش،
‫ویکسن‌ها و بولداگ‌ها رو میارم.

99
00:08:02,960 --> 00:08:04,353
‫عالیه.

100
00:08:04,396 --> 00:08:06,007
‫اما بولداگ‌ها رو بیخیال.

101
00:08:06,050 --> 00:08:08,357
‫خودم دعوتشون می‌کنم.

102
00:08:11,882 --> 00:08:16,887
‫آماده شید پسرها
‫چون آخر هفته بابیلونیوم حسابی غلغله‌ست.

103
00:08:16,931 --> 00:08:18,280
‫از الان می‌تونم حدس بزنم.

104
00:08:18,323 --> 00:08:19,953
‫خب چرا داریم بلیت مجانی می‌دیم؟

105
00:08:19,977 --> 00:08:23,503
‫بذار یه رازی رو راجع‌به
‫تجارت سینما بهت بگم، کوین‌جان.

106
00:08:23,546 --> 00:08:27,942
‫ما بیشتر سودمون از
‫فروش پاپکورن و نوشابه‌ست.

107
00:08:27,985 --> 00:08:31,598
‫و قضیه‌ی دعوت بولداگ‌ها چی بود؟

108
00:08:31,641 --> 00:08:34,688
‫اونا قهرمان‌های تیم شهرن.
‫معلومه که باید بیان.

109
00:08:34,731 --> 00:08:37,472
‫همه‌شون یا یه عضو به‌خصوصشون؟

110
00:08:43,347 --> 00:08:46,264
‫اینجا رو باشید بچه‌ها.

111
00:08:47,701 --> 00:08:49,877
‫خانم تینسل‌تونی اینجا چیکار می‌کنن؟

112
00:08:49,920 --> 00:08:52,096
‫درستش تینسل‌تاون‌ـه.
‫(لقب هالیوود)

113
00:08:52,140 --> 00:08:55,283
‫به‌عنوان طرفدار تیم بولداگ‌ها
‫خواستم شخصاً بلیت مجانی

114
00:08:55,307 --> 00:08:58,450
‫دو سانس جیمز دین توی
‫بابیلونیوم رو بهتون پیشنهاد بدم.

115
00:08:58,494 --> 00:09:00,540
‫بلیت‌ها توی کمدهاتون هستن.

116
00:09:02,193 --> 00:09:04,631
‫و تو چی، رجینالد؟

117
00:09:04,674 --> 00:09:07,068
‫کنار خودم صندلی برات نگه دارم؟

118
00:09:07,111 --> 00:09:10,375
‫قطعاً امیدوارم می‌دونی جیمی دین
‫توی دبیرستان چیکار می‌کرده.

119
00:09:10,419 --> 00:09:11,681
‫چیکار می‌کرده؟

120
00:09:11,725 --> 00:09:13,378
‫ستاره‌ی بسکتبال بوده رجی.

121
00:09:14,118 --> 00:09:15,729
‫عین خودت.

122
00:09:22,553 --> 00:09:25,553
‫«شورش بی‌دلیل ۱۹۵۵»
‫«شرق بهشت ۱۹۵۵»

123
00:09:28,089 --> 00:09:29,177
‫خدمت شما.

124
00:09:29,220 --> 00:09:30,526
‫میشه ۲۵ سنت.

125
00:09:31,092 --> 00:09:32,833
‫باشه.

126
00:09:32,876 --> 00:09:36,184
‫یا...می‌تونی بعد از فیلم
‫یه میلک‌شیک مهمونم کنی.

127
00:09:36,227 --> 00:09:38,055
‫ول‌کن نیستی، نه؟

128
00:09:38,099 --> 00:09:39,317
‫تو هم شل‌کن نیستی.

129
00:09:40,667 --> 00:09:42,625
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بریم.

130
00:09:43,234 --> 00:09:45,149
‫بیا.

131
00:09:45,193 --> 00:09:47,064
‫- بعد از فیلم بیام همین‌جا؟
‫- آره.

132
00:09:47,108 --> 00:09:49,308
‫برو داخل اگه می‌خوای فیلم از دستت نره.

133
00:09:53,462 --> 00:09:55,029
‫ورانیکا؟

134
00:09:55,986 --> 00:10:00,227
‫کوین. بگو کی امشب بعد از فیلم
‫قراره با رجی منتل بره سر قرار؟

135
00:10:00,251 --> 00:10:03,646
‫خوش به حالت اما برای کِلی توی
‫اتاق آپارات یه مشکلی پیش اومده.

136
00:10:03,690 --> 00:10:07,868
‫نمی‌دونم چی شده اما
‫نسخه‌ای که از استودیو گرفتیم...

137
00:10:08,695 --> 00:10:10,174
‫نمی‌تونیم پخشش کنیم.

138
00:10:10,218 --> 00:10:12,046
‫چی؟!
‫چرا؟

139
00:10:12,089 --> 00:10:13,613
‫بیش از حد استفاده شده.

140
00:10:18,139 --> 00:10:20,097
‫چندتا حلقه‌ی فیلم عین این هستن؟

141
00:10:20,141 --> 00:10:21,882
‫داستان همینه، همه‌شون.

142
00:10:21,925 --> 00:10:23,144
‫کل بلیت‌ها هم فروش رفته.

143
00:10:39,029 --> 00:10:40,290
‫به بابیلونیوم خوش اومدید.

144
00:10:43,425 --> 00:10:45,732
‫خیلی خوشحالیم که امشب میزبان شما هستیم.

145
00:10:45,775 --> 00:10:48,865
‫پس انقدر مغزمون رو نخورید
‫و فیلم کوفتی رو پخش کنید!

146
00:10:48,909 --> 00:10:52,260
‫آره!

147
00:10:52,303 --> 00:10:55,132
‫به علت یه مشکل فنی پیش‌بینی نشده

148
00:10:55,176 --> 00:11:01,312
‫متأسفانه باید بهتون اطلاع بدم که امشب
‫نمی‌تونیم دو سانس جیمز دین رو پخش کنیم.

149
00:11:01,356 --> 00:11:02,662
‫می‌دونستم!

150
00:11:04,011 --> 00:11:05,403
‫هرچند...

151
00:11:05,447 --> 00:11:07,623
‫هرچند، داریم روی مشکل کار می‌کنیم

152
00:11:07,667 --> 00:11:10,931
‫و دو سانس رو به یه زمان دیگه موکول...

153
00:11:10,974 --> 00:11:13,150
‫خیلی ممنون واقعاً

154
00:11:13,194 --> 00:11:16,937
‫اما ما به‌عنوان اعضای مفتخر
‫انجمن هواداری جیمز دین ریوردیل

155
00:11:16,980 --> 00:11:18,982
‫می‌خوایم پولمون رو پس بدید...فوراً.

156
00:11:19,026 --> 00:11:20,854
‫پس بدید!
‫پس بدید!

157
00:11:20,897 --> 00:11:22,682
‫پس بدیم؟

158
00:11:22,725 --> 00:11:25,510
‫شما که اصلاً بلیت مجانی
‫داشتید، تو هم همینطور شرل.

159
00:11:25,554 --> 00:11:28,513
‫درسته، اما کلی پول بابت
‫پاپکورن و نوشابه دادیم

160
00:11:28,557 --> 00:11:31,516
‫تا وسط فیلم بخوریم، که
‫البته دیگه خبری ازش نیست.

161
00:11:34,868 --> 00:11:38,567
‫خیلی خوشحال میشم که به تک تک شما عزیزان

162
00:11:38,610 --> 00:11:41,918
‫یه کوپن برای انتخاب خوراکی...

163
00:11:41,962 --> 00:11:44,529
‫کوپن‌های مسخره‌تون مال خودتون.

164
00:11:44,573 --> 00:11:45,879
‫پولمون رو پس بدید!

165
00:11:45,922 --> 00:11:47,619
‫- آره!
‫- دزدی که شاخ و دم نداره!

166
00:11:47,663 --> 00:11:50,622
‫انگار جیمی دین
‫یه‌بار دیگه مُرده!

167
00:11:50,665 --> 00:11:52,775
‫باشه، باشه، خیلی‌خب.

168
00:11:52,799 --> 00:11:55,366
‫آروم باشید، آروم.

169
00:11:55,410 --> 00:12:00,110
‫می‌تونید رسیدتون رو دم بوفه تحویل بدید
‫تا کامل پولتون رو پس بگیرید.

170
00:12:00,154 --> 00:12:01,154
‫باشه، تو راست میگی!

171
00:12:02,852 --> 00:12:03,852
‫هوی!

172
00:12:09,424 --> 00:12:10,424
‫رجی...

173
00:12:12,209 --> 00:12:14,211
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

174
00:12:14,255 --> 00:12:17,345
‫با اینکه خیلی دوست دارم یه
‫میلک‌شیک شریکی بخوریم...

175
00:12:17,388 --> 00:12:18,912
‫الان کلی کار داری.

176
00:12:18,955 --> 00:12:20,870
‫درسته.

177
00:12:20,914 --> 00:12:23,274
‫بابیلونیوم رسماً به یه نخ وصله.

178
00:12:24,308 --> 00:12:25,527
‫آره، خودم فهمیدم.

179
00:12:27,572 --> 00:12:29,531
‫خوشحال میشم قرار رو
‫بذاریم برای یه‌وقت دیگه.

180
00:12:30,358 --> 00:12:33,361
‫عه؟
‫باشه.

181
00:12:33,404 --> 00:12:36,364
‫هر وقت آزاد بودی پس بهم بگو.

182
00:12:38,192 --> 00:12:39,192
‫خیلی‌خب.

183
00:12:45,199 --> 00:12:47,636
‫توی عمرم همچین چیزی نشنیدم آقای راث.

184
00:12:47,679 --> 00:12:50,985
‫آخه استودیویی به زبانزدی
‫شما اینطوری نسخه‌های غیرقابل پخش

185
00:12:51,009 --> 00:12:54,251
‫اون هم برای فیلمی به
‫مهمی «شرق بهشت» می‌فرسته؟

186
00:12:54,295 --> 00:12:56,514
‫والا من هم اندازه‌ی شما در تعجبم خانم لاج.

187
00:12:56,558 --> 00:13:00,780
‫در هر صورت، واقعاً بابت
‫این اتفاق عذرخواهی می‌کنم.

188
00:13:00,823 --> 00:13:02,782
‫عذرخواهی‌تون قبول

189
00:13:02,825 --> 00:13:06,002
‫اما من یه نسخه‌ی تازه و سالم
‫از «شرق بهشت» می‌خوام.

190
00:13:06,046 --> 00:13:09,527
‫خب من هم مثل شما بیننده برای
‫فیلم از ریوردیل می‌خوام.

191
00:13:09,571 --> 00:13:11,486
‫باور کنید راست میگم.
‫چون واقعاً فیلم قشنگیه

192
00:13:11,529 --> 00:13:14,445
‫اما متأسفانه دیگه نسخه‌ای نمونده.

193
00:13:14,489 --> 00:13:17,100
‫شما برای من حلقه‌ی خراب فرستادی.
‫این کجاش تقصیر منه؟

194
00:13:17,144 --> 00:13:18,623
‫خانم لاج!

195
00:13:18,667 --> 00:13:20,756
‫ورانیکا.
‫می‌تونیم ورانیکا صدات کنم؟

196
00:13:20,800 --> 00:13:22,584
‫تو صاحب سینمایی.

197
00:13:22,627 --> 00:13:24,412
‫همیشه مشکل از سمت شماست.

198
00:13:24,455 --> 00:13:26,153
‫اگه انقدر کم‌تجربه نبودی می‌فهمیدی.

199
00:13:26,196 --> 00:13:27,719
‫کم‌تجربه؟!

200
00:13:27,763 --> 00:13:29,373
‫بذار خیالت رو راحت...

201
00:13:29,417 --> 00:13:31,288
‫شرمنده اما باید قطع کنم.

202
00:13:31,332 --> 00:13:35,031
‫توی پولو لانژ با مونتگومری کلیفت
‫قرار ناهار دارم.

203
00:13:35,075 --> 00:13:36,076
‫موفق باشی.

204
00:13:38,861 --> 00:13:41,908
‫یه استودیوی بزرگ و معروف

205
00:13:41,951 --> 00:13:44,911
‫چطوری بزرگ‌ترین فیلم سالش رو تموم می‌کنه؟

206
00:13:44,954 --> 00:13:46,956
‫نمی‌دونم.

207
00:13:47,000 --> 00:13:49,132
‫اما از شانس خوبمون
‫اونا تنها استودیوی توی شهر هستن.

208
00:13:51,700 --> 00:13:54,050
‫وقتشه کار با تلفن رو شروع کنیم پسرها.

209
00:13:54,094 --> 00:13:55,269
‫من پسدینا پیچکرز رو گرفتم.

210
00:13:57,488 --> 00:14:00,840
‫نیکی!
‫ورانیکا لاج‌ـم.

211
00:14:00,883 --> 00:14:03,059
‫نه اتفاقاً توی کارم.

212
00:14:03,103 --> 00:14:05,366
‫سینمای بابیلونیوم
‫توی ریوردیل.

213
00:14:05,409 --> 00:14:09,109
‫ببین، مشتری‌های من حال و حوصله‌ی
‫فیلم‌های حوصله سربر استاین‌بک رو ندارن.

214
00:14:09,152 --> 00:14:11,807
‫یه‌چیز هیجانی و تازه می‌خوام.

215
00:14:11,851 --> 00:14:15,289
‫نسخه‌ای از فیلم «گرفتن یک دزد» داری؟

216
00:14:15,332 --> 00:14:18,031
‫از فیلم آخر هیچکاک خیلی تعریف شنیدم.

217
00:14:18,074 --> 00:14:21,469
‫شنیدم فیلم «اکلاهما!» شاهکاره.

218
00:14:21,512 --> 00:14:24,254
‫این «شب شکارچی» که هی تعریفش رو می‌کنن چی؟

219
00:14:24,298 --> 00:14:25,995
‫آرکی‌او پیکچرزـه!

220
00:14:26,039 --> 00:14:27,954
‫هرجوری که می‌خواد به‌نظر بیاد بیاد
‫خانم لاج

221
00:14:27,997 --> 00:14:30,478
‫ما فیلم رو از قبل دادیم به اورفیوم.

222
00:14:30,521 --> 00:14:33,655
‫متأسفانه ما علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری
‫توی گیشه‌ی ریوردیل نداریم.

223
00:14:33,698 --> 00:14:35,352
‫استودیو سیلور شیلد.

224
00:14:35,396 --> 00:14:39,234
‫شرمنده، اما امسال روی توزیع
‫موزیکال‌هامون خیلی حساسیم.

225
00:14:39,661 --> 00:14:40,661
‫سوپریور.

226
00:14:40,685 --> 00:14:43,485
‫گذشته از اون، تمام فلم‌های الان‌مون
‫سالن و پرده‌ی بزرگ‌تر نیاز دارن.

227
00:14:43,752 --> 00:14:46,146
‫لطفاً دیگه بهمون زنگ نزنید.

228
00:14:46,189 --> 00:14:49,976
‫اما جناب، شما قبلاً هر هفته فیلم‌هاتون رو
‫برای ما می‌فرستادید، چی نظرتون رو عوض کرد؟

229
00:14:50,019 --> 00:14:52,892
‫من با بچه سال‌هایی که فکر می‌کنن مدیرن
‫کار نمی‌کنم.

230
00:14:52,935 --> 00:14:56,286
‫مخصوصاً وقتی که قراره با
‫مادر پدرشون وارد معامله بشم.

231
00:14:56,330 --> 00:14:59,289
‫اما شما موفق باشی خانم لاج.
‫در آینده امیدوارم شانس بهتری داشته باشی.

232
00:15:01,248 --> 00:15:04,033
‫خب، این هم از این، بچه‌ها.

233
00:15:04,077 --> 00:15:08,298
‫تمام استودیوهای بزرگ هالیوود، من و
‫بابیلونیوم رو توی لیست ممنوعه گذاشتن.

234
00:15:08,342 --> 00:15:09,734
‫چرا خب؟

235
00:15:09,778 --> 00:15:12,172
‫اگه بخوام همینطوری حدس بزنم...

236
00:15:12,999 --> 00:15:14,652
‫به‌خاطر مامان و بابام.

237
00:15:14,696 --> 00:15:18,197
‫از وقتی سینما رو از چنگشون در آوردم
‫منتظرم این اتفاق بیوفته.

238
00:15:18,221 --> 00:15:20,484
‫تماس آخر مشخص کرد
‫اما راستش

239
00:15:20,528 --> 00:15:24,619
‫همون لحظه که گفتی فیلم خرابه
‫حدس زدم کار عمدیه.

240
00:15:24,662 --> 00:15:27,013
‫مامان بابات چی می‌خوان؟

241
00:15:27,056 --> 00:15:29,580
‫می‌خوان هر کسی غیر از خودشون
‫بدبخت بشه

242
00:15:29,624 --> 00:15:31,800
‫حتی اگه طرف دخترشون باشه.

243
00:15:31,843 --> 00:15:34,107
‫مطمئنم می‌خوان کاری کنن
‫اینجا تعطیل بشه

244
00:15:34,150 --> 00:15:37,066
‫تا بتونن با تخفیف ازم بخرنش
‫و پارکینگش کنن.

245
00:15:37,849 --> 00:15:39,764
‫من یه فکری دارم.

246
00:15:39,808 --> 00:15:42,942
‫تا الان فقط به استودیوهای بزرگ زنگ زدیم.

247
00:15:42,985 --> 00:15:46,554
‫اما کلی استودیوی کوچیک و مستقل هم هست.

248
00:15:46,597 --> 00:15:49,470
‫اهل رقابت هستن و قوانین‌شون یکی نیست.

249
00:15:49,513 --> 00:15:52,168
‫فیلم‌هاشون سوپراستارهای بزرگ
‫و بودجه‌های کلان و پرستیژ نداره.

250
00:15:52,212 --> 00:15:54,301
‫یعنی میگی...

251
00:15:54,344 --> 00:15:56,999
‫فیلم‌هاشون درجه ۲ـه
‫اما همچنان فیلم حساب میشن.

252
00:15:58,131 --> 00:15:59,915
‫فکر خوبیه کِلی.

253
00:15:59,959 --> 00:16:02,439
‫اگه قرار باشه شکست بخوریم
‫چه بهتر که حداقل مقابله کنیم.

254
00:16:04,833 --> 00:16:08,619
‫یکی...از اون استودیوهای
‫کوچیک رو گیر بیارید.

255
00:16:13,450 --> 00:16:15,975
‫بگو ببینم بتی، خواب‌هات رو یادت می‌مونه؟

256
00:16:17,367 --> 00:16:19,152
‫بعضی وقت‌ها آره.

257
00:16:19,195 --> 00:16:20,762
‫خواب‌هات جنسی هستن؟

258
00:16:23,460 --> 00:16:24,548
‫بعضی وقت‌ها...آره.

259
00:16:25,593 --> 00:16:28,378
‫پس بگو ببینم...

260
00:16:28,422 --> 00:16:31,512
‫واضح‌ترین و پر تکرارترین خواب سکسی‌‍ت چیه؟

261
00:16:36,038 --> 00:16:39,128
‫فکر کنم اونیه که توی کلاس زیستم، فقط...

262
00:16:41,174 --> 00:16:44,394
‫با این تفاوت که من معلم خصوصی
‫یکی از بچه‌هامم.

263
00:16:46,092 --> 00:16:47,310
‫کدوم یکی‌شون؟

264
00:16:48,442 --> 00:16:49,442
‫ثابت نیستن.

265
00:17:01,107 --> 00:17:03,022
‫درست، اما اغلب کدوم‌شونه؟

266
00:17:04,022 --> 00:17:05,849
‫آرچی‌ـه.

267
00:17:05,894 --> 00:17:08,417
‫توی خواب چی میشه؟

268
00:17:39,406 --> 00:17:41,799
‫همین‌جاهاشه که یهو می‌فهمم...

269
00:17:45,499 --> 00:17:47,153
‫همه دارن نگاه می‌کنن.

270
00:17:52,114 --> 00:17:54,247
‫این خواب، و بقیه‌شون که شبیه‌‍ش هستن...

271
00:17:54,290 --> 00:17:56,162
‫به بقیه هم میگی یا نه؟

272
00:17:57,206 --> 00:17:59,116
‫نه، اصلاً.
‫فقط توی دفترچه‌ی خاطراتم می‌نویسم.

273
00:18:01,993 --> 00:18:05,214
‫توی اون دفترچه چی می‌نویسی هی؟

274
00:18:05,258 --> 00:18:08,087
‫یادداشت، نکته.

275
00:18:08,130 --> 00:18:10,828
‫افکارم.
‫تقریباً مثل همون دفترچه‌ی خاطرات.

276
00:18:15,703 --> 00:18:16,703
‫بگو ببینم بتی...

277
00:18:19,359 --> 00:18:22,318
‫به‌نظرت این نیازها از کجا نشأت می‌گیرن؟

278
00:18:22,362 --> 00:18:26,540
‫این نیاز به دیده شدن
‫به همچین طریق جنسی‌ای.

279
00:18:26,583 --> 00:18:29,369
‫حتماً تحریکت می‌کنه،
‫بیشتر برات هیجان میاره.

280
00:18:32,894 --> 00:18:36,811
‫فکر نکنم مسئله فقط دیده شدن
‫به این شکل جنسی باشه.

281
00:18:40,075 --> 00:18:45,080
‫به‌نظرم مسئله بیشتر...خودِ دیده شدن باشه.

282
00:18:45,776 --> 00:18:46,908
‫به چه شکلی؟

283
00:18:47,952 --> 00:18:51,434
‫دیده شدن...به‌عنوان یه انسان.

284
00:18:53,088 --> 00:18:57,658
‫با خودمختاری و تمایل...

285
00:18:59,355 --> 00:19:01,314
‫و حقِ تعیین سرنوشت.

286
00:19:03,185 --> 00:19:04,185
‫بیشتر بگو.

287
00:19:06,536 --> 00:19:09,409
‫کنجکاوم بدونم که شاید علاقه‌ی من به درک سکس

288
00:19:09,452 --> 00:19:12,542
‫بیشتر در مورد درک خودم باشه.

289
00:19:14,849 --> 00:19:15,849
‫این که واقعاً کی هستم.

290
00:19:19,114 --> 00:19:23,510
‫می‌خوام بگم، چه راه بهتری برای
‫شناختن یه آدم از روی تمایلاتش وجود داره؟

291
00:19:25,686 --> 00:19:26,887
‫حتی اگه اون آدم خودت باشی.

292
00:19:29,211 --> 00:19:31,692
‫زود آماده میشه.

293
00:19:31,735 --> 00:19:32,735
‫مرسی پاپ.

294
00:19:42,746 --> 00:19:45,619
‫سلام جناب هولدن کالفیلد.

295
00:19:45,662 --> 00:19:49,362
‫تا حالا اسم فیلم «چشم خزنده» رو شنیدی؟

296
00:19:49,405 --> 00:19:52,191
‫آره.
‫چند سال پیش ساخته شد.

297
00:19:52,234 --> 00:19:55,368
‫داستانش چنگی به دل نمی‌زد
‫اما هیولاش خفن بود.

298
00:19:55,411 --> 00:19:56,411
‫دوستش داشتم.

299
00:19:57,892 --> 00:19:58,980
‫آقای ری‌بری هم دوستش داشت.

300
00:20:00,416 --> 00:20:02,810
‫چرا...چطور مگه؟

301
00:20:02,853 --> 00:20:09,295
‫چون بعد از زنگ زدن به تمام
‫استودیوهای کوچیک مستقل هالیوود

302
00:20:09,338 --> 00:20:12,080
‫فقط تونستم همین فیلم رو
‫برای بابیلونیوم گیر بیارم.

303
00:20:12,123 --> 00:20:15,997
‫خب چرا کاری که ویلیام کسل کرد رو نمی‌کنی؟

304
00:20:17,738 --> 00:20:19,261
‫اسمش رو اونچنان نمی‌شناسم.

305
00:20:19,305 --> 00:20:22,308
‫تهیه‌کننده و کارگردانه.
‫فیلم‌هاش بد نیستن

306
00:20:22,351 --> 00:20:24,397
‫اما همه‌شون یه‌جور حقه داشتن.

307
00:20:24,440 --> 00:20:27,226
‫مثلاً فیلم «تینگلر»
‫حقه‌ی «پرسپتو» داشت

308
00:20:27,269 --> 00:20:29,358
‫که زیر صندلی تماشاچی
‫یه شوکر می‌ذاشت

309
00:20:29,402 --> 00:20:32,100
‫و وقتی هیولای فیلم که همون تینگلر باشه
‫وارد صحنه می‌شد

310
00:20:32,143 --> 00:20:35,103
‫یه شوک الکتریکی کوچیک به مردم می‌داد.

311
00:20:35,146 --> 00:20:36,757
‫به‌نظر خیلی خطرناک میاد.

312
00:20:36,800 --> 00:20:38,628
‫نه، فقط یه شوک ریز بود
‫اما جواب داد.

313
00:20:38,672 --> 00:20:39,952
‫مردم دیوونه‌ی اون فیلم شدن.

314
00:20:42,197 --> 00:20:44,112
‫متوجه شدم...

315
00:20:44,155 --> 00:20:46,462
‫حقه رو بفروش، نه فیلم.

316
00:20:49,030 --> 00:20:50,031
‫من هم می‌تونم عملیش کنم.

317
00:20:54,731 --> 00:20:56,733
‫چه عالی.
‫اومد خونه.

318
00:20:56,777 --> 00:20:59,170
‫سلام عزیزم.
‫خیلی خوشحالم اومدی.

319
00:21:02,696 --> 00:21:05,089
‫چه‌خبره؟

320
00:21:05,133 --> 00:21:09,833
‫کشیش لو رو یادته از کلیسای
‫اصلاح‌شده‌ی مسیحیت مشایخی؟

321
00:21:09,877 --> 00:21:13,141
‫وای خدا، چقدر از زمان گروه
‫آواز کلیسا بزرگ شدی الیزابت.

322
00:21:14,534 --> 00:21:16,013
‫ایشون قراره اعترافت رو بشنوه

323
00:21:16,057 --> 00:21:18,277
‫و اگه نیاز بود جن‌گیری انجام بده، درسته؟

324
00:21:21,105 --> 00:21:22,498
‫اعترا...

325
00:21:22,542 --> 00:21:24,326
‫اعتراف؟
‫چرا نیازه که اعتراف کنم؟

326
00:21:26,372 --> 00:21:28,374
‫دفترچه‌ی خاطراتم دستت چیکار می‌کنه؟

327
00:21:30,419 --> 00:21:31,551
‫خوندی‌شون؟

328
00:21:32,508 --> 00:21:34,336
‫مجبور بودم الیزابت.

329
00:21:34,380 --> 00:21:35,468
‫بهم توصیه کرده بودن.

330
00:21:36,599 --> 00:21:38,514
‫دکتر وردرز؟

331
00:21:38,558 --> 00:21:41,125
‫ترجیح میدم اسم نبرم.

332
00:21:41,169 --> 00:21:44,346
‫بدون اجازه رفتی توی اتاقم و دفترچه‌های
‫خاطراتم رو دزدیدی

333
00:21:44,390 --> 00:21:47,654
‫چون که روانپزشکم بهت گفته؟

334
00:21:47,697 --> 00:21:50,134
‫یا خدا!

335
00:21:50,178 --> 00:21:54,487
‫حدس می‌زدم پشت سرم با اون دکتر روانی
‫حرف بزنید، اما دزدی؟!

336
00:21:54,530 --> 00:21:57,707
‫اگه انقدر مشتاقی با وردرز حرف بزنی

337
00:21:57,751 --> 00:22:00,667
‫چرا با من نمیای جلسه‌هاش؟
‫شاید به‌دردت خورد.

338
00:22:00,710 --> 00:22:04,627
‫من زن بالغم.
‫نیازی به روانکاوی ندارم.

339
00:22:07,326 --> 00:22:09,066
‫الیزابت.
‫الیزابت.

340
00:22:11,460 --> 00:22:13,157
‫دزدی و ورود بدون اجازه.

341
00:22:13,201 --> 00:22:15,856
‫توی اون دفترچه چی می‌نویسی هی؟

342
00:22:15,899 --> 00:22:17,118
‫دزدی و ورود بدون اجازه.

343
00:22:30,261 --> 00:22:32,481
‫خب خب، دکتر وردرز.

344
00:22:32,525 --> 00:22:34,483
‫بذار ببینم چی از من نوشتی.

345
00:22:54,721 --> 00:22:56,070
‫باز شو دیگه.

346
00:22:56,113 --> 00:22:58,377
‫اینکار همیشه توی کتاب‌های تریسی ترو
‫جواب میده.

347
00:23:22,701 --> 00:23:24,401
‫«لولیتا»
‫[اثر ولادیمیر ناباکوف]

348
00:23:30,147 --> 00:23:34,978
‫یا خدا.
‫تو از من هم خوره‌ی کتاب‌تری.

349
00:23:35,022 --> 00:23:39,200
‫پاپ میگه دو روزه نشستی اینجا
‫همه‌‍ش سرت توی کتابه.

350
00:23:39,243 --> 00:23:41,942
‫آره.
‫میشه گفت...

351
00:23:41,985 --> 00:23:44,727
‫دارم قبل از خدافظی با یه دوست
‫باهاش وقت می‌گذرونم.

352
00:23:44,771 --> 00:23:48,688
‫خب، شرمنده مزاحم شدم
‫اما...

353
00:23:48,731 --> 00:23:50,820
‫این کتاب رو می‌شناسی؟
‫لولیتا.

354
00:23:51,821 --> 00:23:53,040
‫یا خدا!

355
00:23:54,128 --> 00:23:55,608
‫این رو از کجا آوردی؟

356
00:23:55,651 --> 00:23:58,132
‫از یه دوستی قرض گرفتم.

357
00:23:58,175 --> 00:23:59,612
‫چیزی درباره‌‍ش می‌دونی؟

358
00:23:59,655 --> 00:24:02,397
‫خب، آخرین رمان ناباکوف‌ـه.

359
00:24:02,441 --> 00:24:06,967
‫طبق نقد مجله‌ی «پاریس ریویو»
‫خیلی جنسی و شهوانیه.

360
00:24:07,010 --> 00:24:10,710
‫راجع‌به یه رابطه بین یه استاد دانشگاه
‫به اسم هامبرت هامبرت

361
00:24:10,753 --> 00:24:14,104
‫و یه دختر جَوون به اسم دولورس هِیزـه.

362
00:24:14,148 --> 00:24:16,063
‫- چقدر جَوون؟
‫- ۱۲ ساله.

363
00:24:16,106 --> 00:24:17,586
‫۱۲؟!

364
00:24:17,630 --> 00:24:19,109
‫پس کتاب مال منحرف‌هاست؟

365
00:24:19,153 --> 00:24:21,068
‫خب...

366
00:24:21,111 --> 00:24:23,671
‫قبول شدن از نظر قضاوت اصول اخلاقی
‫توی اثر هنری، شیب لغزنده‌ایه.

367
00:24:25,289 --> 00:24:27,161
‫خوندیش یا نه؟

368
00:24:27,204 --> 00:24:29,816
‫می‌خوام برم بخونمش.
‫مرسی جاگهد.

369
00:24:35,996 --> 00:24:38,433
‫- پاپ، میشه یکی دیگه بیاری لطفاً؟
‫- الان برات میارم.

370
00:25:03,110 --> 00:25:05,808
‫هیچکس از طلسم نابودی‌اش در امان نیست.

371
00:25:05,852 --> 00:25:10,291
‫نگاهی خیره و سرد
‫که ترس به دل همگان می‌اندازد.

372
00:25:10,334 --> 00:25:13,629
‫کابوسی چنین آشفته
‫برای کسانی او را نظاره‌گر باشند، می‌سازد.

373
00:25:13,653 --> 00:25:14,653
‫«چشم خزنده»

374
00:25:16,471 --> 00:25:21,508
‫خانم‌ها و آقایون، این فیلم
‫جدید و ترسناکی هست که

375
00:25:21,532 --> 00:25:26,568
‫فقط یک هفته توی بابیلونیوم
‫پخش میشه. چشم خزنده.

376
00:25:26,612 --> 00:25:28,962
‫نه که بخوام همچین آشغالی ببینم‌هـا

377
00:25:29,005 --> 00:25:32,269
‫اما مگه این فیلمه مال چند سال پیش نیست؟

378
00:25:32,313 --> 00:25:36,317
‫شاید، اما این پخش دوباره
‫با قابلیت ۴بُعدی خیره‌کننده‌ست.

379
00:25:36,360 --> 00:25:38,537
‫احیاناً منظورت ۳بُعدی نیست؟

380
00:25:38,580 --> 00:25:43,890
‫نه شرل‌جان.
‫۳بُعدی دیگه گذشت. این ۴بُعدیه.

381
00:25:43,933 --> 00:25:45,848
‫بُعد چهارمی از وحشت.

382
00:25:46,936 --> 00:25:48,938
‫بُعد چهارم زمانه.

383
00:25:48,982 --> 00:25:49,982
‫منظورت زمانه؟

384
00:25:50,810 --> 00:25:52,855
‫خفه بمیر دیلتن.

385
00:25:52,899 --> 00:25:56,467
‫۴بُعدی
‫یه تجربه‌ی جدید و احساسیه.

386
00:25:56,511 --> 00:26:00,689
‫به هیچ وجه شبیه چیزی نیست که قبلاً
‫توی سینما تجربه کرده باشید. قول میدم.

387
00:26:00,733 --> 00:26:04,475
‫همکارهای من چندتا یادآور کوچیک بهتون میدن

388
00:26:04,519 --> 00:26:06,782
‫که توی بوفه‌ی شیرینی‌جات
‫قابل معاوضه هست

389
00:26:06,826 --> 00:26:08,915
‫و می‌تونید یه میلک‌باد بخرید
‫و یکی هم اشانتیون ببرید.

390
00:26:11,439 --> 00:26:16,575
‫یادتون باشه بچه‌ها، بعد از اینکه توپ‌هاتون
‫رو با یه لایه روزنامه کامل پوشوندید

391
00:26:16,618 --> 00:26:19,099
‫بذارید قشنگ خشک شه
‫بعد لایه‌ی بعدی رو بچسبونید.

392
00:26:19,142 --> 00:26:21,362
‫از انتخاب بازیگر که برگشتم
‫خودم رنگشون می‌کنم.

393
00:26:29,805 --> 00:26:33,461
‫دوتا پسر خوشتیپ و خوش قد و بالا
‫که کل عمرم دنبالشون بودم.

394
00:26:33,504 --> 00:26:35,811
‫امیدوارم شب بتونید برای فیلم بیاید.

395
00:26:35,855 --> 00:26:39,772
‫البته نه به‌عنوان تماشاچی.
‫بلکه بازیگر

396
00:26:39,815 --> 00:26:43,297
‫تا عضوی از تجربه‌ی
‫۴ بُعدی انقلابی من باشید.

397
00:26:43,340 --> 00:26:45,821
‫- ما بازیگر نیستیم ورانیکا.
‫- باید چیکار کنیم؟

398
00:26:47,780 --> 00:26:48,911
‫آره راستی، دقیقاً چیکار؟

399
00:26:48,955 --> 00:26:50,783
‫کار زیادی نمی‌خواد بکنید.

400
00:26:50,826 --> 00:26:53,960
‫نهایت ۲ دقیقه هم کار نداره

401
00:26:54,003 --> 00:26:57,093
‫و البته بعدش دستمزد چشمگیرتون رو می‌گیرید.

402
00:27:04,448 --> 00:27:06,407
‫خانم کوپر.

403
00:27:06,450 --> 00:27:08,777
‫جلسه‌مون رو که یادتون نرفته؟

404
00:27:08,801 --> 00:27:10,193
‫نه، یادمه.

405
00:27:10,237 --> 00:27:12,631
‫اما امروز نمی‌تونم.

406
00:27:12,674 --> 00:27:15,242
‫یه کتاب خیلی جالب رو باید تا امشب تموم کنم.

407
00:27:15,285 --> 00:27:16,852
‫اما نگران نباش دکتر

408
00:27:16,896 --> 00:27:20,334
‫مطمئنم فردا کلی حرف برای زدن داریم.

409
00:27:30,518 --> 00:27:33,434
‫شرل!
‫واقعاً خوشحالم که اومدی.

410
00:27:33,477 --> 00:27:36,655
‫قبل از فیلم شاید بخوای
‫خودت رو بیمه‌ی عمر کنی.

411
00:27:36,698 --> 00:27:38,874
‫شاید از ترس مُردی.

412
00:27:39,745 --> 00:27:41,485
‫بی‌نمک.

413
00:27:41,529 --> 00:27:44,837
‫اگه بیمه نمی‌کنی، یه پرستار آماده داریم
‫که اگه یه‌وقت غش کردی بهت برسه.

414
00:27:45,761 --> 00:27:47,161
‫[دوای‌ استشمامی‌]

415
00:27:48,144 --> 00:27:50,190
‫واقعاً نااُمیدم کردی، میج.

416
00:27:52,627 --> 00:27:56,022
‫بریم ببینیم این ۴بُعدی
‫که از صبح میگی چیه.

417
00:27:56,065 --> 00:27:58,372
‫و بهت قول میدم
‫اگه چرت و پرت بود

418
00:27:58,415 --> 00:28:01,505
‫باز هم پولم رو ازت پس می‌گیرم.

419
00:29:52,965 --> 00:29:58,144
‫میشه این کتاب رو توضیح بدید دکتر وردرز؟
‫از توی کشوتون پیداش کردم.

420
00:29:58,187 --> 00:30:00,624
‫ورود غیرقانونی به دفتر من،
‫دزدیدن دارایی من.

421
00:30:00,668 --> 00:30:01,930
‫پس قبول دارید که مال شماست؟

422
00:30:01,974 --> 00:30:04,193
‫معلومه که برای منه!

423
00:30:04,237 --> 00:30:09,677
‫با خوندن ذهن لولیتا امیدوار بودم
‫بهتر بتونم ذهن تو رو درک کنم، بتی.

424
00:30:09,720 --> 00:30:13,681
‫یعنی داری من رو با لولیتا یکی می‌کنی؟

425
00:30:13,724 --> 00:30:17,032
‫خب اون هم یه زن جوان معتاد و روانی سکسه.

426
00:30:17,076 --> 00:30:22,995
‫دولورس هِیز یه دختر ۱۲ ساله‌ست
‫و معتاد و روانی سکس نیست.

427
00:30:23,038 --> 00:30:28,391
‫اون داره بر خلاف اراده و خواستش تحت
‫فشار قرار می‌گیره که خیلی شبیه منه، دکتر.

428
00:30:28,435 --> 00:30:32,613
‫پس بذار بهت بگم
‫من چی یاد گرفتم از خوندنش.

429
00:30:32,656 --> 00:30:37,487
‫تو لنگه‌ی هامبرت هامبرت هستی
‫اما عجیب‌تر و چندش‌تر.

430
00:30:37,531 --> 00:30:42,113
‫و کاملاً کار شنیع و زشتیه که از من راجع‌به

431
00:30:42,137 --> 00:30:47,280
‫فانتزی‌های جنسیم و تجربه‌هام،
‫پشت درهای بسته‌ی اتاقت می‌پرسی.

432
00:30:47,323 --> 00:30:51,545
‫به بحثمون فرمون میدی،
‫تا یه‌چی میگم فوری می‌نویسی.

433
00:30:51,588 --> 00:30:54,678
‫و خدا می‌دونه شب‌ها با دفترچه‌‍ت
‫توی خونه چیکارها که نمی‌کنی.

434
00:30:54,722 --> 00:30:56,550
‫بعد به‌نظرت من معتاد و شیفته‌ی سکسم؟

435
00:30:56,593 --> 00:31:00,336
‫از نظر من تو معتاد سکسی، دکتر.

436
00:31:00,380 --> 00:31:02,208
‫به‌طرز خطرناکی هم معتادشی.

437
00:31:02,251 --> 00:31:04,732
‫و فکر نمی‌کنم لولیتا رو برای تحقیق بخونی.

438
00:31:04,775 --> 00:31:09,084
‫برای حال دادن به خودت
‫و ارضای انحرافت می‌خونی.

439
00:31:09,128 --> 00:31:12,044
‫من هم دیگه راحت نیستم
‫که بخوام باهات تنها توی یه اتاق باشم.

440
00:31:28,168 --> 00:31:30,168
‫[چشم خزنده - ۴بُعدی]

441
00:31:31,585 --> 00:31:32,673
‫ببخشید.

442
00:31:36,329 --> 00:31:38,113
‫گمونم خبرش پخش شد، نه؟

443
00:31:38,157 --> 00:31:40,507
‫آره.
‫سانس ساعت ۷ کامل فروش رفته.

444
00:31:42,291 --> 00:31:45,207
‫خب پسرها، یه نمایش پر طرفدار داریم.

445
00:31:45,251 --> 00:31:47,340
‫حاضرید برای سالن پُر
‫بازی کنید؟

446
00:31:47,383 --> 00:31:49,516
‫در مورد همین می‌خواستیم حرف بزنیم.

447
00:31:49,559 --> 00:31:53,389
‫ورانیکا، ما اینکار رو به‌عنوان
‫لطف در حقت انجام دادیم و...

448
00:31:53,433 --> 00:31:56,262
‫و از خدامون هم بود، همون یه‌بار.

449
00:31:56,305 --> 00:31:58,481
‫اما نمیشه که...همیشگی باشه.

450
00:31:58,525 --> 00:32:00,657
‫که اینطور.

451
00:32:00,701 --> 00:32:04,096
‫خوب بلدید کِی درخواست افزایش حقوق کنید.

452
00:32:04,139 --> 00:32:06,620
‫چون برای دل و جرئتتون احترام قائلم

453
00:32:08,013 --> 00:32:10,363
‫از این به بعدی
‫نمایشی ۲ دلار بهتون میدم.

454
00:32:10,406 --> 00:32:14,019
‫ورانیکا، ما نمی‌تونیم خب.
‫تمرین بسکتبال داریم، بازی داریم.

455
00:32:14,062 --> 00:32:17,718
‫به‌نظر من که بیشتر ناز و اداتونه
‫تا بهونه‌ی درست حسابی.

456
00:32:17,761 --> 00:32:20,503
‫اما قضیه اینه...شما ستاره نیستید.

457
00:32:20,547 --> 00:32:22,592
‫اون تخم چشم‌ها ستاره هستن.

458
00:32:22,636 --> 00:32:24,943
‫می‌خواید من رو تیغ بزنید؟
‫نه مرسی.

459
00:32:24,986 --> 00:32:27,906
‫میدم کوین و کِلی انجامش بدن.
‫تخم چشم‌هاتون هم بدید دستشون.

460
00:32:37,129 --> 00:32:38,478
‫بله، رجینالد؟

461
00:32:38,521 --> 00:32:40,349
‫داشتم فکر می‌کردم...

462
00:32:40,393 --> 00:32:43,570
‫شاید بعد از نمایش امشب،
‫بتونیم بریم سر قرارمون؟

463
00:32:44,963 --> 00:32:47,356
‫دوست دارم، اما...

464
00:32:47,400 --> 00:32:49,315
‫جمعیت رو دیدی؟

465
00:32:49,358 --> 00:32:50,925
‫باید با مجله‌ی ورایتی مصاحبه کنم

466
00:32:50,969 --> 00:32:53,275
‫و خبرش رو پخش کنم.

467
00:32:53,319 --> 00:32:56,235
‫چشم خزنده قراره اوضاع رو برای بابیلونیوم
‫زیر و رو کنه.

468
00:32:56,975 --> 00:32:57,975
‫صحیح.

469
00:32:59,455 --> 00:33:01,457
‫اما بیا یه‌کاری کنیم.

470
00:33:01,501 --> 00:33:03,677
‫فردا بیا تا ببینیم چی میشه.

471
00:33:04,634 --> 00:33:05,634
‫باشه.

472
00:33:08,812 --> 00:33:11,511
‫دلت خنک شد؟

473
00:33:11,554 --> 00:33:13,054
‫همین الان دکتر وردرز زنگ زد

474
00:33:13,078 --> 00:33:15,036
‫و گفت دیگه نمی‌خواد باهات جلسه بذاره.

475
00:33:16,690 --> 00:33:18,735
‫عالیه.
‫من هم همچین ازش خوشم نمیاد.

476
00:33:18,779 --> 00:33:22,043
‫بهش گفتم تحت هیچ شرایطی ازت قطع امید نکنه.

477
00:33:22,087 --> 00:33:24,350
‫مامان...خب چرا؟

478
00:33:24,393 --> 00:33:26,874
‫چون اون خوبت می‌کنه.

479
00:33:26,917 --> 00:33:29,007
‫هر...هر مرگیت که هست

480
00:33:29,050 --> 00:33:31,574
‫اون کمکم می‌کنه درستت کنیم.

481
00:33:31,618 --> 00:33:35,056
‫من مرگیم نیست.
‫کاش انقدر سعی نمی‌کردی قانعم کنی.

482
00:33:38,016 --> 00:33:40,670
‫- حالا به کی زنگ می‌زنی؟
‫- به دکتر وردرز.

483
00:33:40,714 --> 00:33:42,672
‫گوشی رو بذار سر جاش!

484
00:33:42,716 --> 00:33:45,588
‫اگه می‌خوای کمکم کنی پس باهام حرف بزن.
‫خودت مستقیم.

485
00:33:45,632 --> 00:33:49,157
‫این بازی مسخره‌ی تلفنی
‫با دکتر وردرز رو تموم کن.

486
00:33:50,071 --> 00:33:51,638
‫باشه.

487
00:33:51,681 --> 00:33:53,596
‫دوست داری راجع‌به چی حرف بزنیم، دختر خانم؟

488
00:33:53,640 --> 00:33:54,640
‫همه چیز.

489
00:33:57,731 --> 00:34:00,603
‫اول با این شروع کنیم
‫که به‌نظرم چرا انقدر از زندگیت ناراضی هستی.

490
00:34:03,345 --> 00:34:05,260
‫ناراضی؟
‫من؟

491
00:34:05,304 --> 00:34:06,653
‫نباشی عجیبه.

492
00:34:10,004 --> 00:34:12,266
‫باور کن نمی‌دونی داری چی میگی دخترجون.

493
00:34:12,311 --> 00:34:16,141
‫نه، راست میگی. نمی‌دونم.
‫پس لطفاً برام روشن کن.

494
00:34:16,184 --> 00:34:19,795
‫بگو چرا ترجیح میدی من رو بفرستی پیش
‫یه روانپزشک قلابی

495
00:34:19,840 --> 00:34:23,409
‫تا اینکه با من، با دختر
‫خودت صاف و صادق باشی.

496
00:34:23,452 --> 00:34:25,193
‫چی شد که اینطور شد؟

497
00:34:25,237 --> 00:34:28,414
‫قبلاً اوضاع بین ما
‫انقدر شکرآب نبود.

498
00:34:28,456 --> 00:34:30,545
‫حتماً یه اتفاقی افتاده.

499
00:34:30,590 --> 00:34:32,523
‫اگه از جلسه‌های دکتر
‫وردرز همچین نتیجه‌ای گرفتی

500
00:34:32,547 --> 00:34:35,159
‫پس شاید حق با توئه.
‫بهتره دیگه نری.

501
00:34:35,203 --> 00:34:39,512
‫یه‌بار گفتی که از آینده‌ی من می‌ترسی.

502
00:34:39,554 --> 00:34:41,818
‫از این می‌ترسی که دنیا
‫ممکنه چه بلایی سرم بیاره.

503
00:34:44,473 --> 00:34:46,996
‫پس چرا انگار از خود من می‌ترسی؟

504
00:34:51,350 --> 00:34:54,004
‫- بتی...
‫- خواهش می‌کنم...

505
00:34:54,047 --> 00:34:58,313
‫فقط باهام حرف بزن مامان.
‫مـ...من همین‌جام.

506
00:35:00,272 --> 00:35:01,925
‫- من...
‫- اینجا چه‌خبره؟!

507
00:35:07,975 --> 00:35:10,823
‫من و مامان داشتیم حرف می‌زدیم بابا.
‫میشه لطفاً تنهامون بذاری؟

508
00:35:10,847 --> 00:35:14,024
‫تنهات بذارم؟
‫اینجا خونه‌ی منه.

509
00:35:14,068 --> 00:35:16,897
‫و حرفی که داشتی می‌زدی رو شنیدم بتی.
‫دیگه کافیه.

510
00:35:19,943 --> 00:35:21,119
‫این زن...

511
00:35:23,643 --> 00:35:24,644
‫این زن...

512
00:35:27,299 --> 00:35:32,434
‫شگفت‌انگیزترین همسر و مادر دنیاست.

513
00:35:32,478 --> 00:35:35,698
‫و طوری که تو این اواخر
‫رفتار کردی، لیاقتش رو نداری.

514
00:35:35,742 --> 00:35:37,023
‫- بابا...
‫- برو توی اتاقت.

515
00:35:37,047 --> 00:35:40,094
‫و لطف کن همون‌جا بمون.

516
00:35:40,138 --> 00:35:43,141
‫تا اونجایی به این فکر کن که مادر
‫بیچاره‌‍ت رو توی چه وضعیتی قرار دادی.

517
00:35:43,184 --> 00:35:45,665
‫- من توی چه وضعیتی قرار دادمش؟
‫- آره!

518
00:35:45,708 --> 00:35:47,971
‫در حالی که مادرت فقط
‫و فقط برات فداکاری کرده.

519
00:35:48,015 --> 00:35:49,059
‫چطوری؟!

520
00:35:51,061 --> 00:35:52,846
‫یکی همین الان بهم بگه چطوری؟!

521
00:35:52,889 --> 00:35:55,240
‫می‌دونی...اصلاً برو توی اتاق دختر خانم.
‫یالا!

522
00:36:12,561 --> 00:36:13,910
‫مامان.

523
00:36:13,954 --> 00:36:15,042
‫صبح بخیر الیزابت.

524
00:36:23,529 --> 00:36:24,747
‫مامان...

525
00:36:26,619 --> 00:36:29,230
‫می‌خوام یه راهی برای ادامه پیدا کنیم.

526
00:36:30,753 --> 00:36:33,191
‫اما اون راه
‫دکتر وردرز نیست.

527
00:36:33,234 --> 00:36:36,803
‫نه، نیست.

528
00:36:36,846 --> 00:36:39,762
‫امروز صبح مرخصش کردم.

529
00:36:43,266 --> 00:36:47,366
‫و خدا رو شکر تصمیم گرفته که برای
‫دزدی وارد شدن به دفترش ازت شکایت نکنه.

530
00:36:48,597 --> 00:36:51,731
‫خب...خوبه.

531
00:36:51,774 --> 00:36:56,214
‫تمام کارهایی که سعی
‫کردم توی کل زندگیم بکنم...

532
00:36:57,215 --> 00:36:59,782
‫فداکاری برات...

533
00:36:59,826 --> 00:37:01,958
‫مراقبت ازت، کمک کردن بهت...

534
00:37:03,525 --> 00:37:06,485
‫خب واضحه.
‫خودت نمی‌خوای.

535
00:37:08,138 --> 00:37:09,401
‫من هم دیگه کاریت ندارم.

536
00:37:11,403 --> 00:37:13,143
‫خودت جواب همه چیز رو داری.

537
00:37:14,232 --> 00:37:16,973
‫همه چیز رو می‌دونی.

538
00:37:17,017 --> 00:37:19,889
‫انگار دیگه مادر نیاز نداری.

539
00:37:19,933 --> 00:37:20,933
‫محشره.

540
00:37:21,848 --> 00:37:23,284
‫چون دیگه نداری.

541
00:37:24,198 --> 00:37:25,460
‫یعنی چی؟

542
00:37:26,896 --> 00:37:30,987
‫من دیگه مادرت نیستم.

543
00:37:35,731 --> 00:37:37,516
‫خودت می‌تونی صبحونه‌ی کوفتیت رو درست کنی.

544
00:37:46,742 --> 00:37:49,528
‫مطمئنی می‌دونه من اینجام؟
‫نیم ساعت گذشت.

545
00:37:49,571 --> 00:37:52,182
‫آره.
‫از صبح تلفن یه بند داره زنگ می‌خوره.

546
00:37:52,226 --> 00:37:53,486
‫مطمئنم الان‌هاست که دیگه بیادش.

547
00:37:57,057 --> 00:38:02,410
‫شگفت‌زده و خوشحال بودم از اینکه
‫فهمیدم توی گیشه خوب داری پول در میاری.

548
00:38:02,454 --> 00:38:04,717
‫اصلاً نمی‌دونستم بُعد چهارمی هم وجود داره.

549
00:38:04,760 --> 00:38:08,416
‫آره، خب این روزها دیگه
‫بابیلونیوم کارش این شده.

550
00:38:08,460 --> 00:38:11,941
‫کنجکاو بودم بدونم
‫می‌خواید تصمیمتون رو عوض کنید

551
00:38:11,985 --> 00:38:14,814
‫که فیلم‌های جدیدتون رو پخش کنیم یا نه.

552
00:38:14,857 --> 00:38:17,207
‫مطمئنم می‌تونیم یه راهی پیدا کنیم.

553
00:38:17,251 --> 00:38:20,950
‫می‌دونی، من همیشه طرفدار ریوردیل بودم.

554
00:38:20,994 --> 00:38:23,083
‫شهر محشریه، تماشاچی‌هاش حرف ندارن.

555
00:38:23,126 --> 00:38:26,782
‫هیچ‌جا شبیه‌‍ش نیست آقای راث.

556
00:38:26,826 --> 00:38:30,090
‫پس یه نسخه از «شرق بهشت»
‫برای آخر هفته بهمون می‌دید دیگه؟

557
00:38:30,133 --> 00:38:32,005
‫از قبل فرستادم براتون.

558
00:38:32,875 --> 00:38:34,703
‫عالیه.

559
00:38:34,747 --> 00:38:38,141
‫مشتاق یه همکاری پر ثمر هستم پیترجان.

560
00:38:38,185 --> 00:38:40,187
‫می‌تونم پیتر صدات کنم؟

561
00:38:40,230 --> 00:38:42,102
‫خیلی‌خب رجینالد.
‫شرمنده منتظر نگه‌‍ت...

562
00:38:42,624 --> 00:38:44,539
‫داشتم.

563
00:38:44,583 --> 00:38:47,368
‫- رجی کو؟
‫- از انتظار خسته شد.

564
00:38:47,412 --> 00:38:48,612
‫این گل‌ها رو برات گذاشت.

565
00:39:11,827 --> 00:39:13,742
‫اسمیدرز.

566
00:39:13,786 --> 00:39:16,745
‫انگار قفلم یه مشکلی داره.

567
00:39:16,789 --> 00:39:19,269
‫متأسفانه قفل درها عوض شدن خانم ورانیکا.

568
00:39:19,313 --> 00:39:25,927
‫مادر و پدرتون حس کردن حالا که
‫به موفقیت رسیدید دیگه نیاز یا لیاقت

569
00:39:25,951 --> 00:39:28,148
‫حمایت مالی‌شون رو ندارید.

570
00:39:28,191 --> 00:39:31,891
‫به محض اینکه جای جدیدی پیدا کنید
‫اسباب و اثاثیه‌تون رو براتون می‌فرستم.

571
00:39:31,934 --> 00:39:34,589
‫چشم در ازای چشم خزنده.

572
00:39:34,633 --> 00:39:38,114
‫جای جدید هم دارم.
‫می‌دونم کجا قراره بمونم.

573
00:39:38,158 --> 00:39:39,377
‫حداقل برای یه مدت کوتاه.

574
00:40:36,434 --> 00:40:38,566
‫چی برات بیارم جاگهد؟

575
00:40:38,610 --> 00:40:40,655
‫شکلاتی، وانیلی، توت‌فرنگی؟

576
00:40:43,658 --> 00:40:44,778
‫فکر کنم رسید کافیه پاپ.

577
00:40:49,098 --> 00:40:52,232
‫تمام کارهای آقای ری‌بری رو خوندم

578
00:40:52,275 --> 00:40:53,795
‫و متوجه یه‌سری زمینه‌های پر تکرار شدم.

579
00:40:55,844 --> 00:40:57,280
‫زمان می‌گذره...

580
00:40:59,282 --> 00:41:00,545
‫فصل‌ها عوض میشن...

581
00:41:02,242 --> 00:41:04,070
‫زندگی می‌گذره، می‌دونی؟

582
00:41:06,551 --> 00:41:10,206
‫نمی‌دونم عزاداریم تموم شده یا نه، اما...

583
00:41:10,250 --> 00:41:12,078
‫فکر کنم دیگه هرچی غصه خوردم بسه.

584
00:41:14,341 --> 00:41:15,916
‫گمونم آماده‌‍م که بگذرم و ادامه بدم.

585
00:41:18,345 --> 00:41:19,825
‫فکر کنم خودش هم می‌خواد که ادامه بدم.

586
00:41:21,043 --> 00:41:22,043
‫خوشحالم از تصمیمت.

587
00:41:22,067 --> 00:41:36,067
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

588
00:41:36,319 --> 00:41:41,063
‫جاگهد، ما هنوز داریم روی پرونده‌ی
‫خودکشی ری‌بری کار می‌کنیم.

589
00:41:41,107 --> 00:41:42,891
‫برای حل کردنش به کمکت نیاز داریم.

590
00:41:44,327 --> 00:41:46,286
‫چقدر هم که خیر سرم گذشتم و ادامه دادم.

591
00:41:46,310 --> 00:41:53,310
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

