﻿1
00:00:00,096 --> 00:00:07,896
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

2
00:00:07,920 --> 00:00:09,705
‫چه کاری از دستم بر میاد کلانتر؟

3
00:00:09,748 --> 00:00:12,360
‫داریم سعی می‌کنیم خونواده‌ی ری‌بری
‫رو پیدا کنیم، البته اگه داشته باشه.

4
00:00:12,403 --> 00:00:14,840
‫تو خبر نداری کس و کاری داره یا نه؟

5
00:00:14,884 --> 00:00:16,233
‫گندش بزنن.
‫فکر نکـ...

6
00:00:18,148 --> 00:00:21,543
‫راستش گمونم زن داشته.

7
00:00:21,586 --> 00:00:23,545
‫اسمش رو می‌دونی؟
‫یا خونه‌‍ش کجاست؟

8
00:00:23,588 --> 00:00:26,113
‫نه، نه.
‫زیاد درمورد زندگی مشترکش حرف نمی‌زد.

9
00:00:26,156 --> 00:00:29,072
‫فقط گذرا بهش اشاره کرده بود.

10
00:00:29,116 --> 00:00:31,944
‫اما شاید توی پپ کمیکس
‫یه‌سری فرم اطلاعات پُر کرده باشه.

11
00:00:31,988 --> 00:00:33,772
‫می‌تونم برم ازشون بپرسم.

12
00:00:33,816 --> 00:00:36,906
‫ممنونت میشم.
‫اگه چیزی بود بهم خبر بده.

13
00:00:36,949 --> 00:00:40,736
‫خیلی مهمه که این فاجعه
‫رو زودتر تمومش کنیم.

14
00:00:43,391 --> 00:00:45,219
‫توهم زدی رج.

15
00:00:45,262 --> 00:00:48,570
‫عمو فرنک، میشه به رجی بگی

16
00:00:48,613 --> 00:00:51,790
‫که مرلین مونرو
‫خیلی سکسی‌تر و جذاب‌تر از الیزابت تیلورـه؟

17
00:00:51,834 --> 00:00:55,229
‫بهش بگو هیچکس روی زمین
‫از مرلین مونرو سکسی‌تر نیست.

18
00:00:56,621 --> 00:00:59,276
‫سوفیا لورن، بریژیت باردو
‫ارتا کیت.

19
00:00:59,320 --> 00:01:03,150
‫و بله، از نظر بنده...الیزابت تیلور.

20
00:01:04,281 --> 00:01:05,891
‫بهت که گفتم.

21
00:01:05,935 --> 00:01:07,589
‫یعنی چی خب؟!

22
00:01:07,632 --> 00:01:09,808
‫شما دست به یکی کردید.

23
00:01:09,852 --> 00:01:12,942
‫دیشب آقای فدرهد بهم زنگ زد آرچی.

24
00:01:12,985 --> 00:01:15,901
‫گفت معدلت برگشته بالا، ۱۶/۱۷ هستی.

25
00:01:15,945 --> 00:01:17,251
‫همونطور که توافق کردیم.

26
00:01:17,294 --> 00:01:20,080
‫جدی؟
‫خب الان این یعنی...

27
00:01:22,386 --> 00:01:23,866
‫توی گاراژ منتظرته.

28
00:01:31,395 --> 00:01:32,657
‫یه‌وقت دست نزنید به سفره.

29
00:01:34,746 --> 00:01:38,228
‫یا خدا!
‫این خوشگل‌ترین چیزیه که توی عمرم دیدم.

30
00:01:38,271 --> 00:01:39,751
‫نمی‌دونستم همچین ماشین خفنی داری.

31
00:01:40,926 --> 00:01:42,711
‫من هم نمی‌دونستم ماشین‌بازی.

32
00:01:42,753 --> 00:01:45,148
‫خیلی دوست داشتم یکی داشته باشم
‫اما پولش رو نداشتم.

33
00:01:47,933 --> 00:01:50,152
‫من هم پولش رو ندارم.

34
00:01:50,197 --> 00:01:53,287
‫باید وقتی توی خرابه پیداش کردیم
‫می‌دیدیش.

35
00:01:53,330 --> 00:01:55,637
‫یه قراضه‌ای بود دومی نداشت.

36
00:01:55,680 --> 00:01:58,161
‫من و بابام با هم بازسازیش کردیم.

37
00:01:58,205 --> 00:02:00,729
‫- حتماً چند ماهی طول کشیده.
‫- چند ماه چیه، بگو چند سال.

38
00:02:00,772 --> 00:02:03,166
‫قبل از اینکه اعزام شه جبهه
‫تمومش کردیم.

39
00:02:06,474 --> 00:02:08,650
‫انگار خیلی با بابات صمیمی بودی.

40
00:02:10,955 --> 00:02:12,828
‫دوتا دوست صمیمی بودیم.

41
00:02:12,871 --> 00:02:14,786
‫هر چی که راجع‌به ماشین‌ها می‌دونم
‫اون بهم یاد داده.

42
00:02:14,830 --> 00:02:16,618
‫مطمئنم راحع‌به دختربازی هم بهت یاد داده.

43
00:02:19,269 --> 00:02:20,444
‫موتورش ۶ سیلندر خطیه؟

44
00:02:20,488 --> 00:02:23,969
‫وی۸ با هدرزـه.
‫پر سر و صداتر و سریع‌تره.

45
00:02:24,013 --> 00:02:25,188
‫جعبه‌دنده‌‍ش چیه؟

46
00:02:25,232 --> 00:02:27,234
‫- ۳ دنده اتومات.
‫- دستخوش.

47
00:02:27,277 --> 00:02:28,670
‫مهم‌ترین سؤال...

48
00:02:30,193 --> 00:02:32,195
‫تخته گاز میره یا نه؟

49
00:02:32,239 --> 00:02:35,155
‫حالا که نمره‌هام بالا رفته
‫نظرت چیه جیم بزنیم و خود ببینی؟

50
00:02:36,895 --> 00:02:39,680
‫پس مُرده؟

51
00:02:39,724 --> 00:02:42,553
‫عجب ضد حالی.

52
00:02:42,597 --> 00:02:46,644
‫شما نویسنده‌ها هم همه‌تون
‫دردهای خودتون رو دارید، مگه نه؟

53
00:02:46,688 --> 00:02:49,691
‫حیف شد.
‫خیلی کارش درست بود.

54
00:02:50,996 --> 00:02:55,697
‫ببینم، احیاناً نمی‌دونی زن داشته یا نه؟

55
00:02:55,740 --> 00:03:01,355
‫نه، فقط گفت نصف حقوقش رو بفرستیم
‫به یه شهر کوچیک توی کارولینای جنوبی.

56
00:03:03,008 --> 00:03:04,184
‫شاید اونجا زندگی می‌کنه.

57
00:03:04,227 --> 00:03:05,533
‫اسم یا آدرسی داری؟

58
00:03:05,576 --> 00:03:07,665
‫نه، فقط شماره‌ی یه صندوق پستی.

59
00:03:07,709 --> 00:03:09,885
‫به برنی میگم بهت بگه.

60
00:03:09,928 --> 00:03:11,016
‫مرسی آقای فیلدستون.

61
00:03:11,060 --> 00:03:12,453
‫خواهش.

62
00:03:12,496 --> 00:03:13,976
‫مُرده، عجب.

63
00:03:16,413 --> 00:03:20,112
‫چیزی که درباره‌ی کاری که رالف الیسون
‫با مرد نامرئی کرد خیلی دوست دارم

64
00:03:20,156 --> 00:03:23,246
‫اینه که ایده‌ی کلی اگزیستانسیالیسم رو گرفت

65
00:03:23,290 --> 00:03:26,728
‫و از زندگی آفریقایی آمریکایی ردش کرد.

66
00:03:26,771 --> 00:03:28,904
‫خب، من بیشتر تحت تأثیر سبک رمان قرار گرفتم.

67
00:03:28,947 --> 00:03:32,560
‫مثل موسیقی جاز بود.
‫خیلی بداهه بود.

68
00:03:32,603 --> 00:03:36,781
‫تعحبی نداره.
‫الیسون قبل از نویسندگی، درامر جاز بوده.

69
00:03:36,825 --> 00:03:38,914
‫واضحاً روی کارش هم تأثیر گذاشته.

70
00:03:38,957 --> 00:03:43,005
‫این به کنار، اما بعضی از نقدهای ادبیش
‫زیاد به مذاق من خوش نمیاد.

71
00:03:43,048 --> 00:03:45,529
‫مثلاً من عاشق رمان
‫«چشمان آن‌ها به خدا می‌نگریست»

72
00:03:45,573 --> 00:03:47,183
‫اثر زورا نیل هرستون هستم.

73
00:03:47,227 --> 00:03:50,404
‫اما بهش گفت: آفتی از
‫تقلیدی مضحک و حساب شده.

74
00:03:50,447 --> 00:03:52,693
‫هر جور حساب می‌کنم
‫تقریباً به‌خاطر این گفته که

75
00:03:52,717 --> 00:03:55,365
‫نویسنده‌ی رمان زن بوده و
‫داستانش در مورد یه زن بوده.

76
00:03:55,409 --> 00:03:56,758
‫من از کتاب‌های هرستون خوشم میاد

77
00:03:56,801 --> 00:03:59,326
‫اما نگرانی الیسون هم درک می‌کنم.

78
00:03:59,369 --> 00:04:03,417
‫چون داره ما رو مثل یه کاریکاتور
‫برای مخاطب‌های سفیدپوست می‌نویسه.

79
00:04:03,460 --> 00:04:05,506
‫با چند جا از رمان مرد نامرئی
‫ارتباط گرفتم

80
00:04:05,549 --> 00:04:08,160
‫اما همه‌‍ش خیلی عصبی و زجر دیده بود.

81
00:04:08,204 --> 00:04:11,251
‫الیسون داره حقیقتی
‫بزرگ‌تر از ماهیت ما رو میگه.

82
00:04:11,294 --> 00:04:13,078
‫کتاب درباره‌ی زندگی روزمره نیست.

83
00:04:13,122 --> 00:04:16,733
‫درباره‌ی احساسش از چشم زندگی انسانی ماست

84
00:04:16,778 --> 00:04:18,910
‫تا توی پوست ما قدم بزنه.

85
00:04:25,787 --> 00:04:28,703
‫من که این بحث برام خیلی جذابه.

86
00:04:28,746 --> 00:04:30,792
‫با اشاره به چیزی که تبتا گفت...

87
00:04:30,835 --> 00:04:33,621
‫نظرمون درباره‌ی
‫«چشمان آن‌ها به خدا می‌نگریست» چیه؟

88
00:05:09,570 --> 00:05:11,311
‫سلام.

89
00:05:11,354 --> 00:05:14,314
‫عشقم و بچه‌مون در چه حالن؟

90
00:05:14,357 --> 00:05:17,707
‫حالا که خوشتیپ‌ترین و بهترین
‫راکستار ریوردیل اینجاست، بهتریم.

91
00:05:24,759 --> 00:05:26,500
‫راستش یه خبری دارم.

92
00:05:28,153 --> 00:05:29,503
‫توی سنترویل یه اجرا رزرو کردم.

93
00:05:30,895 --> 00:05:33,420
‫خواننده‌ی اصلی من نیستم.
‫ریچی ولنز‌ـه.

94
00:05:33,463 --> 00:05:36,423
‫ولی فهمیدم قراره چندتا آهنگساز بیان

95
00:05:36,466 --> 00:05:38,773
‫که دنبال استعدادن.

96
00:05:39,687 --> 00:05:41,689
‫فنگز، این محشره!

97
00:05:41,732 --> 00:05:43,778
‫آدرس و تاریخ بگو
‫که یادم نره.

98
00:05:43,821 --> 00:05:47,129
‫میج، راستش تو نمی‌تونی بیای.

99
00:05:47,172 --> 00:05:48,565
‫چی؟

100
00:05:48,609 --> 00:05:50,045
‫اجرا توی محله‌ی خطرناک سنترویل‌ـه.

101
00:05:50,088 --> 00:05:52,656
‫خدایی نکرده ممکنه اتفاقی بیوفته.

102
00:05:52,700 --> 00:05:55,224
‫مثلاً دعوایی بشه و بلایی سرت بیاد.

103
00:05:55,267 --> 00:06:01,230
‫تازه، اگه مامان و بابات بفهمن با دوست پسر
‫بی‌عرضه‌‍ت رفتی سفر جای دور برای کنسرت چی؟

104
00:06:01,273 --> 00:06:04,842
‫من باید تا دفعه‌ی بعد که می‌بینم‌شون
‫معروف و پولدار بشم

105
00:06:04,886 --> 00:06:07,105
‫وگرنه راضی نمیشن
‫با هم باشیم.

106
00:06:09,456 --> 00:06:11,980
‫اما راضی‌شون می‌کنم، باشه؟

107
00:06:18,073 --> 00:06:19,130
‫برو سر کلاست.

108
00:06:22,686 --> 00:06:24,514
‫حالا این رو گوش کن.

109
00:06:24,558 --> 00:06:27,517
‫طبق آقای فیلدستون
‫آقای ری‌بری گفته بوده

110
00:06:27,561 --> 00:06:30,520
‫نصف حقوقش رو به یه صندوق پستی
‫توی کارولینای جنوبی بفرسته.

111
00:06:30,564 --> 00:06:34,784
‫کسی که می‌خواد خودکشی کنه
‫همچین کاری نمی‌کنه.

112
00:06:34,829 --> 00:06:38,006
‫دقیقاً.
‫اما کلانتر کلر فکر می‌کنه خودکشی بوده.

113
00:06:38,049 --> 00:06:39,659
‫به‌خدا قسم، تبتا...

114
00:06:39,703 --> 00:06:42,271
‫یه دلم میگه برم داخل خونه‌ی ری‌بری

115
00:06:42,314 --> 00:06:44,447
‫تا فقط ببینم صندوق پستی مال کیه.

116
00:06:44,491 --> 00:06:49,365
‫امیدوارم مال زنش باشه
‫اما می‌خوام مدرک هم پیدا کنم.

117
00:06:49,409 --> 00:06:50,758
‫چه‌جور مدرکی؟

118
00:06:50,801 --> 00:06:53,195
‫مدرک اینکه خودکشی نکرده.

119
00:06:53,238 --> 00:06:55,110
‫قربانی آدمکشی بوده.

120
00:06:57,025 --> 00:07:01,203
‫خب برای اینکار، همراه هم می‌خوای؟

121
00:07:02,900 --> 00:07:05,163
‫با کمال احترام به جیمز دین...

122
00:07:05,207 --> 00:07:10,342
‫انتخابت بین مارلون براندو
‫و پال نیومن کیه؟

123
00:07:10,386 --> 00:07:12,388
‫برای ازدواج؟ پال نیومن.

124
00:07:12,432 --> 00:07:16,131
‫اما اگه منظورت رابطه‌ی یه شبه‌ست...

125
00:07:17,132 --> 00:07:18,481
‫مارلون براندو.

126
00:07:18,525 --> 00:07:21,658
‫بتی کوپر، دختره‌ی شیطون!

127
00:07:21,702 --> 00:07:23,704
‫راستی می‌خواستم این رو ازت بپرسم.

128
00:07:23,747 --> 00:07:25,140
‫کرِم جدید می‌زنی؟

129
00:07:25,183 --> 00:07:26,794
‫چون پوستت خیلی روشن‌تر شده.

130
00:07:26,837 --> 00:07:28,752
‫نه، همون آب و صابون قدیمی رو می‌زنم.

131
00:07:28,796 --> 00:07:32,669
‫اما مامانم به تهدیدش عمل کرده
‫تا دیگه دخلی به زندگیم نداشته باشه

132
00:07:32,713 --> 00:07:36,281
‫و دروغ نگفته باشم
‫انگار یه باری از دوشم برداشتن.

133
00:07:36,325 --> 00:07:37,805
‫خوش به‌حالت.

134
00:07:37,848 --> 00:07:40,677
‫دوتا زن جَوون مستقل

135
00:07:40,721 --> 00:07:45,943
‫فارغ از آزار انتظارات
‫جامعه، پدر مادرهامون و پسرها.

136
00:07:56,693 --> 00:07:59,391
‫بزرگ‌تر فکر کن بتی.

137
00:07:59,435 --> 00:08:01,350
‫چرا توی فانتزی سیر کنیم

138
00:08:01,393 --> 00:08:05,006
‫وقتی توی مدرسه‌ی خودمون
‫یه مارلون و پال داریم.

139
00:08:05,030 --> 00:08:13,030
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

140
00:08:13,031 --> 00:08:15,031
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

141
00:08:15,278 --> 00:08:19,278
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۰»

142
00:08:27,115 --> 00:08:28,159
‫رجینالد؟

143
00:08:28,203 --> 00:08:29,726
‫سلام.

144
00:08:29,770 --> 00:08:32,554
‫می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

145
00:08:32,599 --> 00:08:36,211
‫که با شلوغی بابیلونیوم
‫نتونستم بیام سر قرارمون.

146
00:08:36,254 --> 00:08:39,388
‫امیدوار بودم بتونی یه فرصت دیگه بهم بدی.

147
00:08:39,431 --> 00:08:41,303
‫- چی عوض شده؟
‫- شرایط.

148
00:08:41,346 --> 00:08:43,566
‫به‌قول دوستم لورن باکال

149
00:08:43,610 --> 00:08:46,047
‫یه دختر نمی‌تونه همه‌‍ش کار کنه
‫و سرگرمی نداشته باشه.

150
00:08:46,090 --> 00:08:48,571
‫ببین، من از موش و گربه‌بازی نمی‌ترسم.

151
00:08:48,615 --> 00:08:52,575
‫اما طبق تجربه‌ی من
‫یه‌سری‌ها دوست ندارن کلاً پا بدن.

152
00:08:53,228 --> 00:08:54,098
‫تو از همونایی؟

153
00:08:55,404 --> 00:08:56,971
‫ققط یه راه برای فهمیدنش هست.

154
00:09:02,803 --> 00:09:05,719
‫اندروز، امشب بیکاری؟

155
00:09:06,328 --> 00:09:07,764
‫آره، بیکار و بی‌عار.

156
00:09:07,808 --> 00:09:12,029
‫عالی، پس می‌تونم ماشینت رو قرض بگیرم؟
‫با ورانیکا قرار دارم.

157
00:09:12,073 --> 00:09:14,292
‫فکر کردم دیگه از
‫مسخره‌بازی‌هاش خسته شدی رج.

158
00:09:14,336 --> 00:09:16,468
‫اصلاً مگه گواهی‌نامه داری؟

159
00:09:16,512 --> 00:09:20,037
‫معلومه. آخرهفته‌ها وانت
‫بابام رو تا بازارچه می‌روندم.

160
00:09:20,734 --> 00:09:22,083
‫نترس.

161
00:09:22,126 --> 00:09:25,129
‫حسابی با دقت می‌رونم، قول میدم.

162
00:09:25,173 --> 00:09:26,696
‫جهنم و ضرر.

163
00:09:28,306 --> 00:09:30,570
‫باشه، چرا که نه؟

164
00:09:30,613 --> 00:09:32,528
‫همونطور که توی کلاس
‫اسپانیایی بهمون یاد دادن...

165
00:09:32,572 --> 00:09:35,662
‫می کاسا اِس تو کاسا.
‫(خونه‌ی من خونه‌ی خودته)

166
00:09:36,445 --> 00:09:38,490
‫- مطمئنی کاری نداری؟
‫- کار دیگه‌ای ندارم بکنم.

167
00:09:38,534 --> 00:09:40,754
‫فقط خوب حواست بهش باشه.
‫باشه؟

168
00:09:43,321 --> 00:09:46,368
‫آتنای سیاه دقیقاً همونیه
‫که تصور می‌کردم، شرل.

169
00:09:46,411 --> 00:09:51,982
‫بالأخره حس می‌کنم دارم کاری می‌کنم
‫که ارزش داره، می‌دونی؟

170
00:09:52,026 --> 00:09:53,505
‫آره.

171
00:09:53,549 --> 00:09:55,899
‫اتفاقی از جلوی جلسه‌ی آخرتون رد شدم.

172
00:09:55,943 --> 00:09:58,554
‫خیلی محشر بود.

173
00:09:58,598 --> 00:10:00,382
‫آره.

174
00:10:00,425 --> 00:10:02,471
‫هر چند همه‌‍ش کِلی بحث رو تحمیل می‌کنه.

175
00:10:02,514 --> 00:10:06,083
‫کاملاً واضحه که دیوونه‌ی جیمز بالدوین‌ـه.

176
00:10:06,867 --> 00:10:08,129
‫کی هست؟

177
00:10:08,172 --> 00:10:10,958
‫یه نویسنده‌ی قدیمی اهل هارلم.

178
00:10:11,001 --> 00:10:12,960
‫من هم دوستش دارم.

179
00:10:13,003 --> 00:10:16,616
‫بگذریم، تو چه‌خبر بلبل خانم؟

180
00:10:17,878 --> 00:10:21,403
‫راستش، خیلی دلم برات تنگ شده.

181
00:10:21,446 --> 00:10:24,972
‫بین من و ویکسن‌ها و تو و انجمن جدیدت...

182
00:10:26,277 --> 00:10:28,323
‫دیگه خیلی کم هم‌دیگه رو می‌بینیم.

183
00:10:28,366 --> 00:10:31,065
‫وقتی هم می‌بینیم از هم دوریم.

184
00:10:35,373 --> 00:10:37,462
‫نظرت چیه امشب یه فیلم ببینیم؟

185
00:10:37,506 --> 00:10:41,728
‫کاش می‌تونستم اما باید رمان
‫«پسر بومی» رو تموم کنم.

186
00:10:41,771 --> 00:10:45,819
‫بحث بعدی انجمن آتنای سیاه
‫در مورد اونه.

187
00:10:46,341 --> 00:10:47,342
‫باشه.

188
00:10:49,387 --> 00:10:53,870
‫خب، اگه من جلسه‌ی بعدی‌تون رو بیام چی؟

189
00:10:53,914 --> 00:10:57,308
‫لام تا کام حرف نمی‌زنم.

190
00:10:57,352 --> 00:10:59,267
‫فقط گوش میدم.

191
00:10:59,310 --> 00:11:03,445
‫تازه اوایل انجمنه
‫و تازه شروع کردیم.

192
00:11:03,488 --> 00:11:07,275
‫می‌خوام مطمئن شم همه احساس راحتی می‌کنن.

193
00:11:07,318 --> 00:11:13,847
‫شاید بهتر باشه بذاریم برای آخرهای
‫ترم که انجمن بیشتر جا افتاد، باشه؟

194
00:11:13,890 --> 00:11:15,913
‫هر کاری فکر می‌کنی به صلاحه
‫همون رو انجام بدیم.

195
00:11:30,733 --> 00:11:33,301
‫سلام آرچی.
‫چطوری؟

196
00:11:33,344 --> 00:11:37,392
‫سلام بتی.
‫عالی‌ام.

197
00:11:37,435 --> 00:11:39,481
‫عموم ماشینم رو پس داد.

198
00:11:39,524 --> 00:11:41,744
‫دیدم.
‫کل مدرسه دیدن.

199
00:11:41,788 --> 00:11:44,747
‫یعنی دیگه عموت بهت آسون می‌گیره؟

200
00:11:44,790 --> 00:11:48,925
‫آره.
‫دیگه اوضاع خطری نیست.

201
00:11:48,969 --> 00:11:50,535
‫خب اگه اینطوریه
‫خواستم بدونم

202
00:11:50,579 --> 00:11:53,234
‫بالأخره وقتشه بریم سر قرارمون؟

203
00:11:53,277 --> 00:11:55,715
‫وای!
‫خیلی هم دوست دارم باهات برم سر قرار بتی.

204
00:11:55,758 --> 00:11:57,586
‫عالیه.

205
00:11:57,629 --> 00:12:01,111
‫ساعت ۷ خوبه بیای دنبالم؟

206
00:12:01,851 --> 00:12:05,246
‫آخ، مـ...

207
00:12:05,289 --> 00:12:09,946
‫ماشینم رو دادم دست رجی
‫تا امشب ورانیکا رو ببره سر قرار.

208
00:12:09,990 --> 00:12:12,035
‫اشکالی نداره.
‫می‌تونیم با اتوبوس بریم.

209
00:12:14,864 --> 00:12:16,387
‫اتوبوس؟!

210
00:12:16,431 --> 00:12:17,606
‫یا پیاده...؟

211
00:12:17,649 --> 00:12:18,720
‫پیاده؟!

212
00:12:22,263 --> 00:12:23,786
‫آره، باشه.
‫بریم.

213
00:12:23,830 --> 00:12:25,745
‫پیاده بریم.
‫به‌نظر رمانتیک میاد.

214
00:12:27,877 --> 00:12:28,922
‫باشه پس.

215
00:12:43,893 --> 00:12:46,287
‫جاگهد، این رو ببین.

216
00:12:50,639 --> 00:12:52,423
‫خب، هر کی که هست

217
00:12:53,337 --> 00:12:55,731
‫ماه ژوئن (جون) سال ۴۸ گرفته شده.

218
00:12:55,775 --> 00:12:58,865
‫نه، فکر کنم اسم زنه جون باشه.

219
00:12:58,908 --> 00:13:00,954
‫و گمونم اینا نامه‌های عاشقانه باشن

220
00:13:00,997 --> 00:13:04,958
‫که یه زنی به اسم جون سیمپسون
‫برای ری‌بری نوشته.

221
00:13:05,001 --> 00:13:07,569
‫از کارولینای جنوبی هم فرستاده.

222
00:13:07,612 --> 00:13:09,136
‫صندوق پستی هم همون‌جاست.

223
00:13:10,180 --> 00:13:12,617
‫پس یعنی این...

224
00:13:12,661 --> 00:13:14,445
‫زن ری‌بری‌ـه.

225
00:13:15,577 --> 00:13:17,318
‫حالا یا پنهانی یا هر چی.

226
00:13:17,797 --> 00:13:18,798
‫وایسا.

227
00:13:21,322 --> 00:13:23,019
‫جون سیمپسون.
‫اینجاست.

228
00:13:23,063 --> 00:13:25,935
‫- با آدرس و شماره.
‫- باید بهش زنگ بزنیم جاگهد.

229
00:13:25,979 --> 00:13:27,589
‫و بهش خبر بدیم چی شده.

230
00:13:27,632 --> 00:13:29,330
‫احتمالاً هنوز خبر بهش نرسیده.

231
00:13:34,161 --> 00:13:35,162
‫الو؟

232
00:13:36,511 --> 00:13:38,992
‫سلام.
‫خانم سیمپسون؟

233
00:13:39,035 --> 00:13:40,297
‫شما؟

234
00:13:42,082 --> 00:13:45,650
‫شما من رو نمی‌شناسید.
‫من جاگهد جونزـم.

235
00:13:45,694 --> 00:13:48,566
‫واقعاً متأسفم که خبر
‫ناراحت‌کننده رو بهتون میدم خانم.

236
00:13:50,699 --> 00:13:54,181
‫بِرد ری‌بری فوت کرده.

237
00:13:54,224 --> 00:13:56,836
‫گـ...گفتید کی هستید؟

238
00:13:56,879 --> 00:13:59,969
‫من با آقای ری‌بری کار کردم.
‫یکی از دوستانشون هستم.

239
00:14:01,579 --> 00:14:03,538
‫بردلی چطوری فوت کرده؟

240
00:14:05,409 --> 00:14:06,467
‫دقیق مطمئن نیستیم.

241
00:14:08,238 --> 00:14:10,719
‫توی خونه‌‍ش توی سی‌ساید
‫پیدا شد.

242
00:14:10,762 --> 00:14:12,852
‫می‌دونی...زجر کشیده یا نه؟

243
00:14:12,895 --> 00:14:14,114
‫امیدوارم نکشیده باشه.

244
00:14:15,811 --> 00:14:17,508
‫سعی می‌کنم خودم رو سریع برسونم.

245
00:14:17,552 --> 00:14:19,728
‫اونجا آپارتمان خیابون مگنولیا هست؟

246
00:14:19,771 --> 00:14:22,600
‫آره.
‫وقتی اومدید می‌تونم بیام دنبالتون.

247
00:14:22,644 --> 00:14:25,299
‫تا اون موقع یه‌کم وسایلش رو مرتب می‌کنم.

248
00:14:25,342 --> 00:14:27,649
‫مرسی.
‫ممنونت میشم. خدافظ.

249
00:14:30,739 --> 00:14:33,220
‫کوین؟ چی شده؟
‫خوبی؟

250
00:14:33,263 --> 00:14:35,787
‫آره، حقیقتش الان روی ابرهام.

251
00:14:35,831 --> 00:14:38,660
‫چی شده که حالا انقدر کبکت خروس می‌خونه؟

252
00:14:38,703 --> 00:14:42,751
‫آخرین شعر کِلی رو شنیدم، قصیده‌ای به سیدنی.

253
00:14:42,794 --> 00:14:45,623
‫کِلی عین جادوگر می‌مونه،
‫اما با کلماتش جادو می‌کنه.

254
00:14:45,667 --> 00:14:47,451
‫آره، دقیقاً.

255
00:14:47,495 --> 00:14:50,890
‫حالا کجا شعرش رو خوند؟

256
00:14:50,933 --> 00:14:53,240
‫توی جلسه‌ی آتنای سیاه.

257
00:14:53,283 --> 00:14:55,764
‫تو رفتی؟
‫اجازه دادن بری؟

258
00:14:55,807 --> 00:14:58,985
‫آره.
‫کِلی دعوتم کرد.

259
00:15:07,819 --> 00:15:11,388
‫آزادیه دیگه آرچی.
‫ساده‌ست.

260
00:15:11,432 --> 00:15:16,437
‫آزادی اینکه مامانم دم به دقیقه
‫حواسش بهم نباشه و بهم دستور بده.

261
00:15:16,480 --> 00:15:19,701
‫انگار زندگیم یهو برام هموار شده

262
00:15:19,744 --> 00:15:21,916
‫و من هم دوتا دستم روی فرمون
‫ماشینه و روش کنترل دارم.

263
00:15:21,959 --> 00:15:25,119
‫ماشین؟ چه ماشینی؟
‫کی ماشین داره؟

264
00:15:26,447 --> 00:15:27,461
‫من.

265
00:15:29,972 --> 00:15:32,018
‫آها، آره.

266
00:15:35,543 --> 00:15:37,023
‫حالِت خوبه؟

267
00:15:38,111 --> 00:15:40,200
‫عالی‌ام، آره.
‫فقط...

268
00:15:47,337 --> 00:15:48,643
‫آرچی، اگه می‌خوای
‫کنسل کنیم امشب رو...

269
00:15:48,686 --> 00:15:52,821
‫نه، نمی‌خوام.
‫اصلاً.

270
00:15:52,864 --> 00:15:55,955
‫توی این فکرم که الان رجی و ورانیکا کجان.

271
00:15:55,998 --> 00:16:00,002
‫آخه جز پاپز
‫دیگه این شهر کجا رو داره؟

272
00:16:08,097 --> 00:16:12,449
‫شنیدم که کوین توی جلسه‌ی آتنای سیاه بوده.

273
00:16:12,493 --> 00:16:15,757
‫آره، کِلی قرار بود اجرا داشته باشه

274
00:16:15,800 --> 00:16:18,412
‫و می‌خواست دوست پسرش هم باشه.

275
00:16:20,327 --> 00:16:23,156
‫آره، کوین گفت خیلی تجربه‌ی محشری بوده.

276
00:16:24,026 --> 00:16:26,507
‫حتی می‌گفت زندگیش رو عوض کرده.

277
00:16:26,550 --> 00:16:29,336
‫خیلی‌خب شرل، اگه واقعاً می‌خوای بیای...

278
00:16:29,379 --> 00:16:32,382
‫می‌خوام.
‫خیلی می‌خوام.

279
00:16:32,426 --> 00:16:36,821
‫خب، موضوع جلسه «پسر بومی»ـه.

280
00:16:36,865 --> 00:16:40,434
‫می‌تونی کتاب من رو بگیری.
‫تا آخر خوندمش.

281
00:16:43,785 --> 00:16:44,955
‫مرسی.

282
00:16:45,526 --> 00:16:48,181
‫قول میدم جدی بگیرم.

283
00:16:49,878 --> 00:16:51,010
‫خیلی مشتاقم.

284
00:17:01,237 --> 00:17:02,760
‫از دلشوره داشتم می‌مردم.

285
00:17:08,766 --> 00:17:10,724
‫می‌دونی ساعت چنده؟

286
00:17:12,509 --> 00:17:15,251
‫فکر کردم تصادف کردی.

287
00:17:15,295 --> 00:17:18,472
‫فکرم هزارجا رفت.
‫فکر کردم افتادی توی چاله

288
00:17:18,515 --> 00:17:19,864
‫دست و پات شکسته.
‫خونین و مالین شدی.

289
00:17:19,907 --> 00:17:21,518
‫آروم باش آرچی.

290
00:17:21,561 --> 00:17:23,433
‫اصلاً امشب کجا رفتید؟

291
00:17:23,477 --> 00:17:25,695
‫ببین، بعد از اینکه رسوندمش
‫نخواستم مستقیم بیام خونه.

292
00:17:25,740 --> 00:17:27,655
‫برای همین رفتم سمت بزرگراه.

293
00:17:27,698 --> 00:17:29,744
‫- جانم؟
‫- رفتم سمت بزرگراه.

294
00:17:29,787 --> 00:17:31,876
‫خواستم یه‌کم ازش کار بکشم.

295
00:17:31,920 --> 00:17:32,834
‫ببینم چقدر ازش بر میاد.

296
00:17:32,877 --> 00:17:34,749
‫تـ...ماشین من رو...

297
00:17:36,142 --> 00:17:37,926
‫بردی بزرگراه؟

298
00:17:37,969 --> 00:17:41,625
‫رجی، من اون ماشین رو بیشتر
‫از هر چیزی توی دنیا دوست دارم.

299
00:17:41,669 --> 00:17:43,671
‫هر اتفاقی ممکن بود امشب بیوفته.

300
00:17:44,933 --> 00:17:47,544
‫- الان تنبیه‌‍م؟
‫- نه.

301
00:17:47,588 --> 00:17:51,418
‫اما مطمئنم حسابی با دور
‫دورت عشق کردی، منتل.

302
00:17:51,461 --> 00:17:53,724
‫چون دیگه اگه پشت گوشِت رو دیدی
‫روندن ماشین من هم دیدی.

303
00:17:55,813 --> 00:17:56,884
‫سوئیچ رو بده.

304
00:18:08,565 --> 00:18:11,133
‫دیشب شنیدم زدید به تیپ و تار هم.

305
00:18:14,745 --> 00:18:17,792
‫آخه چه آدمی همچین کاری با رفیقش می‌کنه؟

306
00:18:17,835 --> 00:18:22,623
‫من اون ماشین رو با بابام
‫قطعه به قطعه‌‍ش رو ساختیم، عمو فرنک.

307
00:18:26,105 --> 00:18:29,238
‫ببین بچه، من و آقات

308
00:18:30,631 --> 00:18:32,285
‫جَوونی یه ماشین داشتیم

309
00:18:32,328 --> 00:18:34,591
‫و بیشتر و هابیل و قابیل که
‫سر گوسفندها دعوا می‌کردن

310
00:18:34,635 --> 00:18:37,116
‫سر اون ابوقراضه دعوا می‌کردیم.

311
00:18:38,247 --> 00:18:40,075
‫بیخیال آرچی.

312
00:18:40,119 --> 00:18:42,469
‫اون بچه کلی از خونه‌‍ش دور شده.

313
00:18:42,512 --> 00:18:44,775
‫از خونواده‌‍ش و هر چی که می‌شناخته دور شده.

314
00:18:44,819 --> 00:18:46,690
‫با سیلی صورت خودش رو سرخ نگه داشته.

315
00:18:46,734 --> 00:18:49,563
‫برای چیزهایی که ما به چشممون نمیاد
‫کلی عرق ریخته.

316
00:18:51,521 --> 00:18:52,827
‫نمی‌تونی یه‌کم بهش آسون بگیری؟

317
00:18:59,529 --> 00:19:02,445
‫خب؟ قرارتون چطور بود؟
‫ارزش صبر کردن رو داشت؟

318
00:19:03,359 --> 00:19:06,275
‫همچین جادویی نبود.

319
00:19:06,319 --> 00:19:09,974
‫از اول تا آخرش
‫آرچی حواسش پرت بود.

320
00:19:10,018 --> 00:19:12,455
‫قرار تو و رجی چطور بود؟

321
00:19:12,499 --> 00:19:15,806
‫نمی‌دونم چی بگم. معمولاً پسرها
‫من رو می‌برن پارکینگ که خلوته.

322
00:19:15,850 --> 00:19:18,592
‫نه دور دور اطراف شهر.

323
00:19:18,635 --> 00:19:22,596
‫اما راستش اون هم انگار فکرش مشغول بود.

324
00:19:22,639 --> 00:19:26,165
‫هی به ساعتش نگاه می‌کرد
‫انگار باید جایی بره.

325
00:19:28,732 --> 00:19:32,171
‫شاید باید دوست پسرهامون رو عوض کنیم
‫و دوباره تست کنیم.

326
00:19:32,214 --> 00:19:34,260
‫یا شاید بهتره چهارتایی بریم قرار.

327
00:19:34,303 --> 00:19:37,654
‫اتفاقاً یه‌جای محشر سراغ دارم.

328
00:19:37,698 --> 00:19:39,743
‫در مورد این کنسرت بزرگ
‫توی سنترویل شنیدی؟

329
00:19:41,092 --> 00:19:43,225
‫تمام ژیگول‌ها و عشق موسیقی‌ها میرن اونجا.

330
00:19:43,269 --> 00:19:46,141
‫نظرت چیه بهشون یه فرصت دیگه بدیم
‫تا جبران کنن

331
00:19:46,185 --> 00:19:49,710
‫و برعکس دفعه‌ی قبل
‫به خودشون برسن؟

332
00:19:49,753 --> 00:19:53,235
‫جمله‌هاش خیلی قشنگ هستن، جاگهد.

333
00:19:53,279 --> 00:19:57,065
‫نوشته که چطوری عشق‌شون
‫برخلاف تمام مشکلاتشون پابرجا موند.

334
00:19:57,108 --> 00:19:59,067
‫مگه چه بلایی سرشون اومده؟

335
00:19:59,110 --> 00:20:01,243
‫چیزی که من دستگیرم شد
‫انگار توی نیویورک ازدواج کردن

336
00:20:01,287 --> 00:20:06,379
‫و بعد رفتن شهر جون توی کارولینای جنوبی
‫تا تشکیل خانواده بدن.

337
00:20:06,422 --> 00:20:08,990
‫اما یه اتفاقی افتاده.

338
00:20:09,033 --> 00:20:11,122
‫تهدیدشون کردن.

339
00:20:11,166 --> 00:20:13,124
‫یا خدا.

340
00:20:13,168 --> 00:20:17,259
‫چندتا خلافکار سفیدپوست
‫آجر پرت کردن توی پنجره‌شون.

341
00:20:18,434 --> 00:20:20,523
‫توی حیاطشون صلیب آتیش زدن.

342
00:20:20,567 --> 00:20:23,439
‫رفتن پیش پلیس
‫و اونا هم تهدید کردن بازداشتشون می‌کنن.

343
00:20:23,483 --> 00:20:25,920
‫البته نه خلافکارها رو، بلکه اون دوتا رو.

344
00:20:28,270 --> 00:20:30,185
‫وحشتناکه.

345
00:20:30,229 --> 00:20:33,536
‫وقتی با خانم تیل توی تور بودیم
‫این چیزها رو زیاد می‌دیدم.

346
00:20:34,972 --> 00:20:38,324
‫بگذریم،
‫ری‌بری و زنش حسابی ترسیدن.

347
00:20:38,367 --> 00:20:41,762
‫نه تنها از امنیت خودشون، از
‫امنیت خونواده‌ی جون هم ترسیده بودن.

348
00:20:41,805 --> 00:20:43,981
‫پس برای همین آقای ری‌بری رفته.

349
00:20:44,025 --> 00:20:45,853
‫و اومده سی‌ساید، آره.

350
00:20:45,896 --> 00:20:50,771
‫فکر کنم قرار بوده اونقدری پول جمع کنن تا
‫بتونن خونواده‌ی جون رو ببرن یه‌جای امن.

351
00:20:50,814 --> 00:20:53,730
‫و خودشون هم قرار بوده مهاجرت کنن به پاریس.

352
00:20:54,862 --> 00:20:57,952
‫اگه انقدر به نقشه‌شون مصمم بودن

353
00:20:57,995 --> 00:20:59,997
‫پس چرا ری‌بری خودکشی کرده؟

354
00:21:00,041 --> 00:21:04,959
‫مگه اینکه به‌قول خودت
‫خودکشی نکرده باشه.

355
00:21:11,313 --> 00:21:12,836
‫رج، وایسا.

356
00:21:12,880 --> 00:21:14,708
‫چیه، ماشینت عیب کرده؟

357
00:21:14,751 --> 00:21:16,449
‫ببین، بابت دیشب شرمنده.

358
00:21:17,450 --> 00:21:18,625
‫اعصابم خُرد شد.

359
00:21:20,844 --> 00:21:24,152
‫من هم ببخشید سوءاستفاده کردم.

360
00:21:24,195 --> 00:21:28,069
‫چی بگم؟
‫عشق ماشینم، دست خودم نیست.

361
00:21:28,112 --> 00:21:29,126
‫بچه‌ها...

362
00:21:32,247 --> 00:21:34,684
‫بهتره برنامه‌تون رو خالی کنید.

363
00:21:34,728 --> 00:21:38,297
‫فنگز توی یه کنسرت توی سنترویل
‫اجرا داره و ما هم می‌خوایم بریم

364
00:21:38,340 --> 00:21:40,299
‫شما هم قراره ما رو ببرید قرار چهارتایی.

365
00:21:40,342 --> 00:21:42,213
‫اول شام، بعد کنسرت.

366
00:21:42,257 --> 00:21:43,345
‫سؤالی دارید؟

367
00:21:45,304 --> 00:21:48,382
‫برای بعضی از شما شاید
‫این اولین بار بوده باشه که رمان

368
00:21:48,406 --> 00:21:51,484
‫آزاردهنده و تحریک‌کننده‌ی
‫افکار رایت رو می‌خونید.

369
00:21:51,527 --> 00:21:53,747
‫من که دفعه‌ی سومم بود.

370
00:21:53,790 --> 00:21:56,271
‫من الان کلی نظر دارم

371
00:21:56,315 --> 00:21:57,794
‫اما می‌خوام اول نظر شما رو بشنوم.

372
00:21:59,579 --> 00:22:02,495
‫کتاب از ما می‌پرسه: مسئولیت کجا نهاده میشه؟

373
00:22:02,538 --> 00:22:07,021
‫وقتی بیگر مری رو که دختر جَوون
‫خانواده‌ی پولدار دالتون‌ـه می‌کُشه...

374
00:22:07,064 --> 00:22:11,678
‫داستان توی ذهن من همچنان
‫یه حکایت احتیاطی در مورد...

375
00:22:11,721 --> 00:22:13,157
‫خطر جهل سفیدپوست‌ها.

376
00:22:13,201 --> 00:22:16,683
‫دقیقاً.
‫رایت به ما لقمه‌ی حاضر و آماده نمیده.

377
00:22:16,726 --> 00:22:19,076
‫همینش خیلی محشره.

378
00:22:19,120 --> 00:22:22,993
‫اون جامعه رو منسجم می‌بینه و اینکه چطوری
‫کار می‌کنه تا ما رو سرکوب شده نگه داره.

379
00:22:23,037 --> 00:22:25,039
‫بیگر مرتکب قتل شده

380
00:22:25,082 --> 00:22:27,526
‫اما جرم واقعیش اینه که
‫پاش رو از گلیمی که جامعه‌ی

381
00:22:27,550 --> 00:22:29,739
‫سفیدپوست‌ها اطرافش
‫درست کرده، درازتر کرده.

382
00:22:29,783 --> 00:22:32,394
‫من میگم.
‫به‌نظرم بیگر یه تفکر قالبی بود.

383
00:22:32,438 --> 00:22:34,962
‫رایت اونقدری بهش اختیار و آزادی نمیشه
‫که تابوشکنی کنه.

384
00:22:35,005 --> 00:22:36,572
‫اگه جیمز بالدوین بود
‫باهات موافقت می‌کرد.

385
00:22:36,616 --> 00:22:38,792
‫همیشه آخرش می‌رسیم به بالدوین، نه کِلی؟

386
00:22:40,881 --> 00:22:42,578
‫درسته کوین.

387
00:22:42,622 --> 00:22:45,407
‫شرل، تو نظری نداری؟

388
00:22:46,190 --> 00:22:47,844
‫نه.

389
00:22:53,937 --> 00:22:59,116
‫فقط اینکه...این قوی‌ترین
‫رمانی بود که خوندم.

390
00:23:01,597 --> 00:23:04,687
‫و اینکه خانواده‌ی توی
‫کتاب، یعنی خانواده‌ی دالتون

391
00:23:06,776 --> 00:23:08,778
‫من رو خیلی یاد خانواده‌ی خودم انداختن...

392
00:23:10,519 --> 00:23:11,955
‫به‌طرق خیلی ناخوشایندی.

393
00:23:13,609 --> 00:23:15,742
‫اما خیلی خوشحالم که خوندمش

394
00:23:15,785 --> 00:23:19,136
‫و درموردش دارم بیشتر یاد می‌گیرم.

395
00:23:19,180 --> 00:23:24,098
‫محض کنجکاوی، پسر بومی تنها رمانی
‫هست که از یه نویسنده‌ی سیاه‌پوست خوندی؟

396
00:23:26,448 --> 00:23:27,493
‫آره.

397
00:23:28,450 --> 00:23:30,104
‫اما خیلی مشتاقم بیشتر بخونم.

398
00:23:30,147 --> 00:23:31,932
‫شاید از شنیدنش تعجب نکنی شرل

399
00:23:31,975 --> 00:23:34,630
‫اما من فهرستی از کتاب‌های
‫نویسنده‌های سیاه‌پوست دارم

400
00:23:34,674 --> 00:23:40,593
‫که هر کسی فارغ از شخصیت و زادگاهش
‫باید اونا رو بخونه.

401
00:23:40,636 --> 00:23:43,857
‫به کوین دادمش، خوشحال میشم به تو هم بدمش.

402
00:23:43,900 --> 00:23:46,120
‫- ممنون کِلی.
‫- خواهش می‌کنم.

403
00:23:50,559 --> 00:23:55,695
‫بریم سراغ رساله‌ی بالدوین.

404
00:23:55,738 --> 00:23:57,523
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.

405
00:23:57,566 --> 00:24:02,092
‫از نظر حرفه‌ای جنابعالی
‫ری‌بری خودش رو نکشته؟

406
00:24:02,136 --> 00:24:03,193
‫نه.

407
00:24:05,618 --> 00:24:07,054
‫خب پس چی شده؟

408
00:24:08,577 --> 00:24:10,449
‫خب، نمیگم دقیقاً همین اتفاق افتاده

409
00:24:10,492 --> 00:24:13,474
‫اما نشون دادن قتل
‫به‌عنوان خودکشی از زمان

410
00:24:13,498 --> 00:24:16,411
‫رمان‌های کارآگاهی
‫آرتور کانن دویل باب شد.

411
00:24:16,455 --> 00:24:18,108
‫بذار این رو ازت بپرسم.

412
00:24:18,152 --> 00:24:22,548
‫این آقای به‌قول خودت قهرمانت
‫رو چقدر می‌شناختی، جاگهد؟

413
00:24:22,591 --> 00:24:24,854
‫انقدری می‌شناختم
‫که می‌دونم عمراً راه نداشت خودکشی کنه.

414
00:24:24,898 --> 00:24:26,943
‫صحیح.

415
00:24:26,987 --> 00:24:30,251
‫می‌دونستی که عضو پرچمدار
‫حزب کمونیست هم بوده؟

416
00:24:32,688 --> 00:24:38,520
‫اینکه سرباز فراری بوده
‫و ضد جنگ کُره اعتراض کرده چی؟

417
00:24:38,564 --> 00:24:41,001
‫اینکه معتاد بوده چطور؟

418
00:24:41,044 --> 00:24:45,484
‫یک ماه به‌عنوان بیمار روانی
‫توی بیمارستان سن وینسنت نیویورک بستری بوده.

419
00:24:52,926 --> 00:24:55,929
‫ایـ...این غیرممکنه.

420
00:24:55,972 --> 00:24:59,193
‫من که روانپزشکی چیزی نیستم
‫اما اگه نظر من رو بخوای

421
00:24:59,236 --> 00:25:04,067
‫میگم، کسی که انقدر راز داره...

422
00:25:04,111 --> 00:25:07,854
‫جای تعجب داره زودتر خودکشی نکرده.

423
00:25:21,737 --> 00:25:25,088
‫کنجکاوم بدونم از نظرت جلسه چطور پیش رفت.

424
00:25:25,132 --> 00:25:28,265
‫راستش، بهتر از اونی که فکر می‌کردم بود.

425
00:25:28,309 --> 00:25:30,224
‫خیالم راحت شد.

426
00:25:30,267 --> 00:25:34,010
‫نگران بودم نکنه بقیه کنارت
‫معذب باشن.

427
00:25:34,054 --> 00:25:37,579
‫یا اینکه تو کنار دوست‌هام معذب باشی.

428
00:25:40,234 --> 00:25:43,106
‫هم اونا معذب بودن
‫هم من.

429
00:25:43,150 --> 00:25:48,634
‫نه اونقدری که نگران بودم
‫که نکنه اولش حرف اشتباهی بزنم.

430
00:25:48,677 --> 00:25:49,896
‫اما بعدش...

431
00:25:49,939 --> 00:25:52,725
‫همه خیلی راحت عادت کردن.

432
00:25:52,768 --> 00:25:55,205
‫خیلی خوب بود که پیشمون بودی.

433
00:25:55,249 --> 00:25:56,306
‫آره.

434
00:25:58,208 --> 00:26:01,342
‫اما به‌نظرم حق داشتی
‫که انقدر می‌خواستی انجمنت محدود باشه.

435
00:26:01,385 --> 00:26:03,910
‫چون اون انجمن توئه، فضای توئه.

436
00:26:03,953 --> 00:26:06,477
‫خیلی خوشحال و ممنونم
‫که تونستم تجربه‌‍ش کنم

437
00:26:06,521 --> 00:26:09,742
‫و ببینم که راجع‌به چی
‫اونقدر شور و اشتیاق داری.

438
00:26:09,785 --> 00:26:16,313
‫اما به‌نظرم در آینده
‫برنامه‌های عمومی‌تری شرکت کنم.

439
00:26:16,357 --> 00:26:20,666
‫خب، ماه بعد قراره تریبون آزاد
‫توی اتاق تاریک برگزار کنیم.

440
00:26:20,709 --> 00:26:22,363
‫میام ردیف اول می‌شینم.

441
00:26:22,406 --> 00:26:26,019
‫و شاید بتونی چندتا کتاب از لیست کِلی بخونی.

442
00:26:26,062 --> 00:26:27,498
‫صد درصد.

443
00:26:27,542 --> 00:26:32,678
‫شاید بعدش هم تونستیم با
‫هم در موردش بحث کنیم.

444
00:26:32,721 --> 00:26:35,028
‫من که پایه‌‍م.

445
00:26:41,643 --> 00:26:45,342
‫امشب برنامه‌‍ت چیه؟

446
00:26:45,386 --> 00:26:48,607
‫میج گفت توی سنترویل کنسرت گذاشتن.

447
00:26:49,390 --> 00:26:50,609
‫میای بریم؟

448
00:26:53,176 --> 00:26:56,745
‫مطمئنم که می‌تونم برنامه‌‍م رو خالی کنم.

449
00:27:05,188 --> 00:27:08,583
‫این آخرین نامه‌ایه که از بردلی گرفتم.

450
00:27:08,627 --> 00:27:11,847
‫با توجه به تاریخش، حتماً درست قبل از...

451
00:27:13,240 --> 00:27:14,297
‫فوت کردنش نوشته.

452
00:27:17,113 --> 00:27:21,291
‫توش نوشته که بالأخره
‫می‌خواد رمانش منتشر بشه یا نه.

453
00:27:22,205 --> 00:27:24,338
‫واقعاً؟

454
00:27:27,341 --> 00:27:30,605
‫«اگه ناشری اون رو قبول کرد
‫بالأخره پولی که نیاز داریم

455
00:27:30,649 --> 00:27:34,914
‫تا برای مادر و پدرت خونه‌ی جدید بخریم
‫و به پاریس بریم گیرمون میاد.

456
00:27:34,957 --> 00:27:36,611
‫بعد از تمام بدبختی‌هایی که کشیدیم

457
00:27:36,655 --> 00:27:40,136
‫خیلی به آینده‌مون امید دارم»

458
00:27:41,834 --> 00:27:44,488
‫من عین خانم مارپل
‫شم کارآگاهی ندارم

459
00:27:44,532 --> 00:27:47,491
‫اما به این طرز نوشتار نمی‌خوره
‫بخواد بعدش خودکشی کنه.

460
00:27:47,535 --> 00:27:49,929
‫نه، اصلاً نمی‌خوره.

461
00:27:49,972 --> 00:27:53,672
‫خانم سیمپسون، کلانتر کلر
‫یه‌چیزهایی از همسرتون به من گفت.

462
00:27:55,238 --> 00:27:58,851
‫گفت که معترض و کمونسیت بوده.

463
00:28:00,156 --> 00:28:03,420
‫و آسایشگاه بستری بوده.

464
00:28:05,074 --> 00:28:09,209
‫اوهوم.
‫درسته.

465
00:28:09,252 --> 00:28:12,473
‫اما این رو هم گفت که
‫توی جنگ جهانی دوم خدمت کرده؟

466
00:28:12,516 --> 00:28:17,434
‫گفت که به‌خاطر آسیبی که توی جنگ دید
‫معتاد به تریاک شد؟

467
00:28:17,478 --> 00:28:22,352
‫گفت که داوطلبانه خودش رو
‫توی سن وینسنت بستری کرد؟

468
00:28:22,396 --> 00:28:26,095
‫و آره، چندتا از جلسه‌ی کمونیست‌ها رو رفت

469
00:28:26,139 --> 00:28:32,580
‫اون هم زمانی که جَوون و کنجکاو بود و
‫توی دوره‌ی رکود بزرگ کلی زجر می‌دید.

470
00:28:32,623 --> 00:28:34,364
‫منطقیه.

471
00:28:34,408 --> 00:28:35,757
‫بذار اینطوری بهتون بگم.

472
00:28:35,801 --> 00:28:38,020
‫شوهر من همیشه نیمه‌ی پر لیوان رو می‌دید.

473
00:28:38,064 --> 00:28:40,588
‫برخلاف تمام موانعی که
‫زندگی توی راهش مینداخت.

474
00:28:40,631 --> 00:28:44,113
‫حتماً زمانی که سرایدار شرکت افرا بود

475
00:28:44,157 --> 00:28:46,246
‫و شیفت شب بهش می‌دادن

476
00:28:46,289 --> 00:28:48,204
‫هیچوقت شوخ‌طبعیش رو کنار نذاشت.

477
00:28:48,248 --> 00:28:53,122
‫همیشه اعتقاد داشت
‫که اتفاق‌های خوب نزدیکن.

478
00:28:54,907 --> 00:28:56,909
‫اگه آقای ری‌بری خوکشی نکرده

479
00:28:56,952 --> 00:28:59,041
‫پس یعنی یکی مسئول مرگشه.

480
00:29:00,826 --> 00:29:02,175
‫شما مظنونی رو سراغ دارید؟

481
00:29:02,784 --> 00:29:04,090
‫اینکه دلیلش چی ممکنه بوده باشه؟

482
00:29:04,133 --> 00:29:06,266
‫دنیا می‌تونه جای بی‌رحمی باشه.

483
00:29:06,309 --> 00:29:10,357
‫خدا می‌دونی بردلی ندونسته
‫کی رو ناراحت یا عصبی کرده.

484
00:29:10,400 --> 00:29:14,796
‫توی زندگیم خیلی‌ها رو دیدم
‫که کارهای وحشتناکی کردن.

485
00:29:17,320 --> 00:29:21,542
‫اگه می‌خوای مرگ بِرد رو پیگیری کنی
‫من جلوت رو نمی‌گیرم پسرجان.

486
00:29:25,415 --> 00:29:28,375
‫بیا ببین چقدر خفنه این یکی.

487
00:29:28,418 --> 00:29:31,030
‫وقتی جلوی دکه‌ی روزنامه‌فروشی
‫وایسیم همین میشه.

488
00:29:31,073 --> 00:29:32,553
‫شاسی به‌روز و باکلاس.

489
00:29:32,596 --> 00:29:34,947
‫بیا این در کشویی صفحه‌ی ۱۳ رو ببین.

490
00:29:37,297 --> 00:29:39,429
‫چه خفنه.

491
00:29:39,473 --> 00:29:41,689
‫استیو مک‌کویین قبلاً ما
‫رو سوار هادسون هورنت

492
00:29:41,713 --> 00:29:43,825
‫مدل ۵۳ـش می‌کرد و
‫توی هالیوود می‌گردوند.

493
00:29:43,869 --> 00:29:47,220
‫و باورتون نمیشه چه صدای نازی داشت ماشینش.

494
00:29:47,263 --> 00:29:50,136
‫من خودم تا حالا یه چندتایی
‫موتور وی۸ تعمیر کردم.

495
00:29:50,179 --> 00:29:53,356
‫بابام میگه تا حالا موتوری نبوده
‫که نتونم تعمیر کنم.

496
00:29:53,400 --> 00:29:55,924
‫واویلا!
‫آبکاری این تایر رو ببین...

497
00:29:55,968 --> 00:29:57,360
‫ای جان.

498
00:29:57,404 --> 00:29:59,536
‫با این کروم‌ها جون میده تخته گاز بری.

499
00:29:59,580 --> 00:30:01,974
‫بچه‌ها، دیرمون نمیشه؟

500
00:30:03,540 --> 00:30:05,716
‫برای کنسرت، که البته
‫امیدوارم هنوز سر جاش باشه.

501
00:30:05,760 --> 00:30:08,458
‫اگه الان راه نیوفتیم
‫به موقع به سنترویل نمی‌رسیم.

502
00:30:08,502 --> 00:30:10,504
‫آره، راست می‌گید.
‫باید بریم.

503
00:30:13,812 --> 00:30:15,552
‫چیکار می‌کنی؟

504
00:30:15,596 --> 00:30:17,337
‫گفتم حالا که دیر شده
‫بهتره که من...

505
00:30:17,380 --> 00:30:19,948
‫خب، تا اینجا رو تو روندی.

506
00:30:19,992 --> 00:30:21,732
‫ماشین منه، خودم می‌رونم.

507
00:30:21,776 --> 00:30:24,474
‫باشه، فقط حواست باشه وقتی استارت می‌زنی
‫موتور خفه نشه، چون بعضی وقت‌ها...

508
00:30:24,518 --> 00:30:25,475
‫خودم می‌دونم رج!

509
00:30:32,569 --> 00:30:35,529
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنید خانم سیمپسون؟

510
00:30:35,572 --> 00:30:39,881
‫میرم شوهرم رو جایی خاک می‌کنم
‫که اولین بار دیدمش.

511
00:30:39,925 --> 00:30:44,146
‫بعدش هم میرم دنبال کارهای انتشار رمانش.

512
00:30:44,190 --> 00:30:46,453
‫اگه کمکی از دست ما بر میومد خبرمون کنید.

513
00:30:46,496 --> 00:30:48,063
‫حتماً عزیزم.

514
00:30:48,107 --> 00:30:50,457
‫بردلی همیشه عاشق کتاب‌های کمیک بود.

515
00:30:50,500 --> 00:30:52,285
‫از همون اول که باهاش آشنا شدم.

516
00:30:52,328 --> 00:30:54,995
‫مطمئنم خوشحال میشه وقتی ببینه
‫به اقتباس از داستان‌هاش ادامه بدی.

517
00:30:55,039 --> 00:30:58,769
‫باعث افتخارمه. با آقای فیلدستون هم
‫حرف می‌زنم تا بهشون ادای احترام کنیم.

518
00:30:58,813 --> 00:31:01,033
‫سودش هم به شما و خونواده‌تون میرسه.

519
00:31:01,076 --> 00:31:02,861
‫ممنونت میشم عزیزم.

520
00:31:06,038 --> 00:31:08,910
‫بگید ببینم، شما دوتا
‫رابطه‌تون رو رسمی می‌کنید؟

521
00:31:09,998 --> 00:31:11,434
‫- کی؟ ما؟
‫- نه، نه.

522
00:31:11,478 --> 00:31:14,437
‫- آخه...
‫- ما همکلاسی هستیم.

523
00:31:14,481 --> 00:31:18,702
‫- و حتی میشه گفت، دوست هستیم.
‫- دوست‌های صمیمی.

524
00:31:18,746 --> 00:31:20,922
‫- آره.
‫- دوتا رفیق.

525
00:31:20,966 --> 00:31:25,013
‫خب، حواستون به‌هم باشه.
‫خیلی مهمه.

526
00:31:52,214 --> 00:31:53,912
‫آرچ، کمک می‌خوای؟

527
00:32:01,136 --> 00:32:03,138
‫بتی، متأسفانه

528
00:32:03,182 --> 00:32:06,446
‫انگار یکی یادش رفته باک بنزین رو پُر کنه.

529
00:32:06,489 --> 00:32:11,320
‫خب، مشکل اینه که باید بنزین گیر بیاریم
‫و سریع بریم.

530
00:32:11,364 --> 00:32:13,932
‫از اونجایی که من کفش پاشنه‌دار پامه

531
00:32:13,975 --> 00:32:16,412
‫و پاپز تا اینجا
‫۸ کیلومتر فاصله داره...

532
00:32:16,456 --> 00:32:19,154
‫لازمه بهتون پیشنهاد کنم که آروم بگیرید
‫و راه بیوفتید

533
00:32:19,198 --> 00:32:21,722
‫و ما هم اینجا می‌مونیم و از
‫سرما هم‌دیگه رو بغل می‌کنیم؟

534
00:32:51,186 --> 00:32:52,709
‫آهای!

535
00:32:52,753 --> 00:32:54,320
‫آهای!
‫هوی!

536
00:33:00,282 --> 00:33:01,980
‫داشتم فکر می‌کردم...

537
00:33:02,023 --> 00:33:03,807
‫چرا به کلیفورد بلاسم نمیگی
‫یه ماشین برات جور کنه؟

538
00:33:03,851 --> 00:33:05,548
‫جمع کن بابا.

539
00:33:05,592 --> 00:33:08,116
‫چرا خب؟ کلیفورد بلاسم هر کاری
‫می‌کنه تا تو رو راضی نگه داره.

540
00:33:08,160 --> 00:33:09,770
‫بازیکن‌های ستاره
‫همیشه کلی مزایا دارن.

541
00:33:09,813 --> 00:33:13,992
‫بیخیال شو. نمی‌خوام بیشتر از
‫این از جیب یارو بهم چیزی برسه.

542
00:33:14,035 --> 00:33:18,126
‫همینجوریش مزخرفه که به یکی پول میده
‫جای من توی مزرعه‌ی بابام کار کنه.

543
00:33:18,170 --> 00:33:20,215
‫یعنی من رو همچین آدمی می‌بینی؟

544
00:33:20,259 --> 00:33:22,391
‫به چشم یه علافی که کلاً
‫دنبال صدقه‌ست؟

545
00:33:22,435 --> 00:33:25,394
‫ای خدا، نمی‌خواد انقدر حساس بشی بابا.

546
00:33:25,438 --> 00:33:28,397
‫چی شده اندروز؟
‫زیادی برات آدم حسابی شدم؟

547
00:33:28,441 --> 00:33:31,226
‫به‌جای برق انداختن ماشینت
‫ازت قرضش می‌گیرم؟

548
00:33:31,270 --> 00:33:33,489
‫از بشقاب‌های باکلاس مامانت غذا می‌خورم؟

549
00:33:33,533 --> 00:33:35,622
‫خیلی پرتی رجی.

550
00:33:35,665 --> 00:33:36,736
‫خب پس چیه؟

551
00:33:38,059 --> 00:33:39,626
‫یادم رفته جام کجاست؟

552
00:33:39,669 --> 00:33:42,542
‫بهتره دیگه انقدر کینه‌ای نباشی.

553
00:33:42,585 --> 00:33:45,675
‫عه؟
‫پس خودت چی؟

554
00:33:57,687 --> 00:33:59,646
‫وایسا، وایسا.

555
00:34:09,960 --> 00:34:11,031
‫تسلیم شو.

556
00:34:11,918 --> 00:34:12,989
‫تسلیم شو.

557
00:34:20,101 --> 00:34:21,101
‫آهای.

558
00:34:23,364 --> 00:34:24,453
‫شرل؟

559
00:34:24,496 --> 00:34:27,152
‫و تونی توپز و میج کلامپ.

560
00:34:27,195 --> 00:34:29,719
‫ماشین‌تون به مشکل خورده؟

561
00:34:29,763 --> 00:34:34,333
‫داشتیم می‌رفتیم اجرای فنگز
‫اما بنزین تموم کردیم.

562
00:34:34,376 --> 00:34:36,378
‫ایول!
‫ما هم داریم همون‌جا میریم.

563
00:34:37,858 --> 00:34:40,295
‫خب بپرید بالا!
‫هر چی بیشتر بهتر.

564
00:34:40,339 --> 00:34:42,688
‫حسابی حال میده.

565
00:34:42,732 --> 00:34:44,386
‫بچه‌ها چی؟

566
00:34:44,429 --> 00:34:47,259
‫با کمال احترام به اون دوتا کودن

567
00:34:47,302 --> 00:34:49,174
‫کی بهشون اهمیت میده؟

568
00:34:49,217 --> 00:34:50,958
‫چه خانم فوق‌العاده‌ای بود.

569
00:34:51,001 --> 00:34:52,568
‫آدم رو به فکر میندازه.

570
00:34:52,612 --> 00:34:55,658
‫آره.
‫فکرت سمت خیلی چیزها میره.

571
00:34:56,137 --> 00:34:57,660
‫مثلاً چی؟

572
00:34:57,704 --> 00:35:01,621
‫مثلاً اینکه من باید برگردم توی تور.

573
00:35:01,664 --> 00:35:04,885
‫با اینکه خیلی سخت بود...و هست...

574
00:35:04,928 --> 00:35:07,366
‫آره، من هم به همین فکر می‌کردم.

575
00:35:07,409 --> 00:35:09,455
‫می‌خواستم یه مدت فاصله بگیرم.

576
00:35:09,498 --> 00:35:11,674
‫تا استراحت کنم.
‫شرایط رو بسنجم.

577
00:35:11,718 --> 00:35:18,072
‫اما با دیدن جون
‫و خوندن نامه‌هاش به ری‌بری...

578
00:35:18,116 --> 00:35:22,163
‫نیاز نبود یادم بندازه
‫اما دقیقاً همون تلنگر بود.

579
00:35:25,384 --> 00:35:28,822
‫تو داری برای مردم می‌جنگی
‫تا آزاد باشن و زندگی خودشون رو بکنن.

580
00:35:28,865 --> 00:35:31,825
‫و اینکه عاشق کسایی باشن
‫که دوست دارن.

581
00:35:33,827 --> 00:35:37,700
‫هیچی با ارزش‌تر از این نیست.

582
00:35:37,744 --> 00:35:41,530
‫خب، نظرت چیه این دفعه
‫یادت نره تکالیفم رو بفرستی؟

583
00:35:41,574 --> 00:35:44,316
‫آره، آره باشه.

584
00:35:44,359 --> 00:35:46,231
‫شاید چندتا نامه هم فرستادم.

585
00:35:50,452 --> 00:35:54,239
‫خب، نمی‌خواید بگید چی شده؟

586
00:35:54,282 --> 00:35:58,678
‫اونقدری خر بودم که فکر کردم ماشینم رو به
‫کسی قرض دادم که می‌تونم بهش اعتماد کنم.

587
00:35:58,721 --> 00:35:59,732
‫آره.

588
00:35:59,756 --> 00:36:02,812
‫من هم انقدر خر بودم که حرف کسی رو باور کردم
‫که می‌گفت ما داداش‌های بولداگ‌ـی هستیم.

589
00:36:02,856 --> 00:36:04,423
‫اینایی که گفتید رو نمی‌دونم

590
00:36:04,466 --> 00:36:06,686
‫اما اگه دعواتون سر ماشینه

591
00:36:06,729 --> 00:36:09,341
‫یه قراضه توی گاراژم افتاده.

592
00:36:11,560 --> 00:36:13,432
‫نظرت چیه ببریش جام باز شه، رجی؟

593
00:36:13,475 --> 00:36:15,564
‫اینطوری بهم لطف می‌کنی.

594
00:36:15,608 --> 00:36:17,523
‫عالی میشه پاپ.

595
00:36:17,566 --> 00:36:21,179
‫مطمئنم می‌ذارن توی کارگاه
‫مدرسه هم نگه‌‍ش داری.

596
00:36:21,222 --> 00:36:22,789
‫چطوره بچه‌ها؟

597
00:36:22,832 --> 00:36:26,140
‫- عالیه.
‫- محشره، مرسی پاپ.

598
00:36:26,184 --> 00:36:28,447
‫- ممنون پاپ.
‫- باشه، باشه.

599
00:36:28,490 --> 00:36:30,188
‫خوبه، بسه برو.

600
00:36:31,711 --> 00:36:34,017
‫می‌خوام به یه‌چیزی اعتراف کنم.

601
00:36:34,061 --> 00:36:36,194
‫شبی که ورانیکا رو بردم سر قرار

602
00:36:36,237 --> 00:36:38,283
‫بعدش نرفتم دور دور.

603
00:36:38,326 --> 00:36:39,893
‫دلیل دیر برگشتنم این نبود.

604
00:36:41,111 --> 00:36:44,854
‫وایسا ببینم، پس کجا بودی؟

605
00:36:46,291 --> 00:36:48,945
‫رفتم داک کریک دیدن خونواده‌‍م.

606
00:36:48,989 --> 00:36:50,382
‫چرا؟

607
00:36:50,425 --> 00:36:51,818
‫دلم تنگ خونه شده بود.

608
00:36:53,123 --> 00:36:55,082
‫خب چرا همون اول نگفتی؟

609
00:36:55,125 --> 00:36:58,216
‫نمی‌تونم راه بیوفتم جار بزنم
‫دلم برای ننه بابام تنگ شده.

610
00:37:00,827 --> 00:37:03,177
‫هیچوقت اینطوری بهش فکر نکرده بودم.

611
00:37:03,221 --> 00:37:08,226
‫اما همیشه من هم از وقتی بابام رفت جنگ
‫احساس دلتنگی داشتم.

612
00:37:08,269 --> 00:37:09,923
‫بهترین راه برای تعریف کردنش همینه.

613
00:37:10,837 --> 00:37:12,107
‫دلتنگی.

614
00:37:13,622 --> 00:37:16,408
‫همونطور که گفتم، بابام دوست صمیمیم بود.

615
00:37:16,451 --> 00:37:18,279
‫از اون موقع
‫هیچ دوست صمیمی‌ای نداشتم.

616
00:37:18,323 --> 00:37:19,715
‫پس بتی چی؟

617
00:37:19,759 --> 00:37:22,892
‫یا اون پسره کی بود؟
‫ماگت؟ جاپت؟

618
00:37:25,243 --> 00:37:27,810
‫- منظورت جاگهدـه؟
‫- آره، جاگهد.

619
00:37:29,812 --> 00:37:32,071
‫گمون نکنم زیاد از موتور
‫وی۸ و ماشین‌بازی سر در بیاره.

620
00:37:32,772 --> 00:37:34,426
‫نه، اصلاً.

621
00:37:35,296 --> 00:37:36,776
‫اما بچه‌ی خوبیه.

622
00:37:38,125 --> 00:37:40,606
‫و بتی...

623
00:37:45,828 --> 00:37:48,222
‫بگذریم، اوضاع خونه چطور بود؟

624
00:37:48,266 --> 00:37:49,789
‫عین همیشه.

625
00:37:49,832 --> 00:37:51,486
‫سخت کار می‌کنن.
‫دلشون برای من تنگ شده.

626
00:37:51,530 --> 00:37:55,403
‫اما خوشحالن که جام خوبه

627
00:37:55,447 --> 00:37:56,578
‫و پیش آدم‌های درستی هستم.

628
00:37:58,232 --> 00:37:59,625
‫تو آدم درستی هستی آرچی.

629
00:38:01,235 --> 00:38:03,542
‫تو هم همینطور رج.

630
00:38:03,585 --> 00:38:05,544
‫اگه بابام بود حسابی ازت خوشش میومد.

631
00:38:05,587 --> 00:38:07,415
‫- جدی؟
‫- نگم برات.

632
00:38:07,459 --> 00:38:10,984
‫به‌نظرت دخترها عصبی میشن؟

633
00:38:17,164 --> 00:38:18,513
‫دخترها کوشن؟

634
00:39:00,686 --> 00:39:02,601
‫باورم نمیشه اومدی اجرام.

635
00:39:02,644 --> 00:39:06,387
‫اگه فکر کردی بزرگ‌ترین اجرات رو از دست میدم

636
00:39:06,431 --> 00:39:08,346
‫پس یه تخته‌‍ت کمه.

637
00:39:08,389 --> 00:39:10,086
‫خدا رو شکر که انقدر لجبازی، میج.

638
00:39:10,130 --> 00:39:13,742
‫چون اینطور که معلوم شد
‫مهره‌ی شانسم بودی.

639
00:39:14,613 --> 00:39:16,571
‫این چیه عزیزم؟

640
00:39:16,615 --> 00:39:21,271
‫کارت ویزیت یه تهیه‌کننده
‫از فانتوم راک ریکوردز!

641
00:39:36,374 --> 00:39:38,071
‫یا خدا!

642
00:39:39,986 --> 00:39:42,249
‫این از ماشین من
‫موقعی که پیداش کردیم هم بدتره.

643
00:39:42,292 --> 00:39:44,730
‫حرف دهنت رو بفهم راجع‌به بِلا چی میگی.

644
00:39:45,905 --> 00:39:47,341
‫بِلا؟

645
00:39:47,385 --> 00:39:49,865
‫آره. همیشه آرزو داشتم یه ماشینه
‫داشته باشم اسمش رو بذارم بِلا.

646
00:39:50,518 --> 00:39:52,738
‫پس بِلا.

647
00:39:52,781 --> 00:39:54,740
‫گفتم شاید برای تقویتش کمک لازم باشی.

648
00:39:54,783 --> 00:39:57,003
‫آره.
‫برای همین از بتی کمک خواستم.

649
00:40:00,833 --> 00:40:01,834
‫بتی؟

650
00:40:01,877 --> 00:40:03,531
‫سلام آرچ.
‫تو هم اومدی کمک؟

651
00:40:06,578 --> 00:40:09,015
‫آره، گمون کنم.

652
00:40:09,058 --> 00:40:10,625
‫راستی، داشتم به رجی می‌گفتم

653
00:40:10,669 --> 00:40:13,193
‫که دیشب چه ضرری کردید
‫به کنسرت نرسیدید.

654
00:40:13,236 --> 00:40:15,021
‫فنگز حسابی اسم در می‌کنه.

655
00:40:15,064 --> 00:40:17,066
‫سالن رو ترکوند.

656
00:40:21,810 --> 00:40:23,769
‫بله؟

657
00:40:23,812 --> 00:40:25,466
‫- میشه اون رو بدی؟ مرسی.
‫- آره.

658
00:40:26,075 --> 00:40:27,146
‫چی؟

659
00:40:27,686 --> 00:40:29,427
‫چی؟
‫هیچی.

660
00:40:30,297 --> 00:40:31,367
‫مرسی.

661
00:40:48,863 --> 00:40:55,863
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

662
00:40:55,888 --> 00:40:57,019
‫سلام.

663
00:40:57,063 --> 00:40:59,239
‫شما حتماً دوست آقای ری‌بری هستید.

664
00:40:59,282 --> 00:41:02,634
‫واقعاً اتفاقی که براش افتاد مایه‌ی تأسفه.
‫خدا بیامرزتش.

665
00:41:02,677 --> 00:41:03,983
‫مرسی.

666
00:41:04,026 --> 00:41:06,507
‫دوست ندارم توی فشار بذارمتون
‫من خانم مارتین هستم

667
00:41:06,551 --> 00:41:09,336
‫همین آخر راهرو خونه‌‍مه
‫و شیر گربه‌‍م تموم شده.

668
00:41:09,379 --> 00:41:13,166
‫می‌خواستم بدونم آقای ری‌بری
‫توی یخچالش داره یا نه.

669
00:41:19,564 --> 00:41:21,348
‫چه عجیب.

670
00:41:21,391 --> 00:41:23,655
‫موندم اون همه بطری شیر چی شدن.

671
00:41:23,698 --> 00:41:25,134
‫بطری شیر؟

672
00:41:25,178 --> 00:41:27,267
‫چند شب پیش شنیدم که یه پیک شیرفروش

673
00:41:27,310 --> 00:41:30,836
‫برای این واحد
‫دیر وقت شیر آورده.

674
00:41:30,879 --> 00:41:32,577
‫پیک شیرفروش؟
‫دیدینش؟

675
00:41:32,620 --> 00:41:35,057
‫نه، من داخل خونه بودم.

676
00:41:35,101 --> 00:41:36,115
‫اما صداش رو شنیدم.

677
00:41:38,147 --> 00:41:40,410
‫چطوری شنیدید؟

678
00:41:40,454 --> 00:41:43,239
‫خب، صدای خوردن شیشه‌ها
‫به‌هم دیگه.

679
00:41:45,546 --> 00:41:47,330
‫گربه‌‍م هم سریع صداش رو شنید.

680
00:41:47,374 --> 00:41:50,551
‫چون توی کل دنیا
‫این صدا رو بیشتر از هر چیزی دوست داره.

681
00:41:50,595 --> 00:41:52,510
‫مگه نه کیتی‌خانم؟

682
00:41:52,534 --> 00:42:09,534
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

683
00:42:09,558 --> 00:42:23,558
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

