﻿1
00:00:01,057 --> 00:00:03,554
‫خیلی‌وقت بود که ریوردیل
‫به خودش افتخار می‌کرد...

2
00:00:03,579 --> 00:00:07,590
‫که شهریه پُر از انرژی.
‫ایمن، بی‌خطر و رویایی.

3
00:00:07,615 --> 00:00:09,720
‫ولی بعد از اتفاقات اخیر،

4
00:00:09,760 --> 00:00:10,945
‫شکی نبود که تاریکی...

5
00:00:10,970 --> 00:00:13,500
‫به ریشهٔ ریوردیل نفوذ کرده بود.

6
00:00:13,525 --> 00:00:17,668
‫نابرابری، تعصب، ترس‌پراکنی.

7
00:00:17,693 --> 00:00:19,770
‫خودش رو نشون داد،

8
00:00:19,795 --> 00:00:23,285
‫و تقریباً منفجر شد.

9
00:00:23,310 --> 00:00:26,456
‫و حالا تغییرات جدیدی درحال رخ دادن بود.

10
00:00:28,260 --> 00:00:30,520
‫الان دیگه به یه طرز فکر جدیدی برای بودن...

11
00:00:30,570 --> 00:00:33,010
‫احتیاج بود.

12
00:00:33,050 --> 00:00:37,580
‫مدیر مدرسه، فدرهد از جایگاه
‫محبوب خودش کنارگیری کرد.

13
00:00:37,620 --> 00:00:42,245
‫دلیل این تصمیم رو «مشکلات شخصی» اعلام کرد.

14
00:00:42,270 --> 00:00:46,760
‫ولی کلاغه خبر آورده
‫که یه ناشناس فهمیده که...

15
00:00:46,800 --> 00:00:49,980
‫اون همدستِ شهردار بلاسم
‫توی دسیسه‌های شوروی بوده.

16
00:00:52,850 --> 00:00:55,330
‫با جایگاه خالیِ غیرمنتظرهٔ مدیریتِ مدرسه،

17
00:00:55,380 --> 00:00:59,730
‫پی‌تی‌ای در جست‌وجوی
‫سراسری برای جایگزینه.

18
00:00:59,770 --> 00:01:02,990
‫امیدواریم که مدیر جدید موفق باشه.

19
00:01:03,032 --> 00:01:04,032
‫بله.

20
00:01:04,057 --> 00:01:07,040
‫بعد از افشای اخیر، بعد از کلی صحبت،

21
00:01:07,080 --> 00:01:09,170
‫آقا و خانم کوپر تصمیم گرفتن تا...

22
00:01:09,220 --> 00:01:12,180
‫در خیابان الم به عنوان زن
‫و شوهر به زندگی ادامه بدن.

23
00:01:12,220 --> 00:01:15,683
‫هرچند که آقای کوپر قراره که
‫روی تختی که توی انباریه بخوابه.

24
00:01:17,660 --> 00:01:21,230
‫تصمیمی که ذهن بتی رو مشغول کرد.

25
00:01:25,648 --> 00:01:27,565
‫بتی، تو الان دیگه واقعیت رو می‌دونی.

26
00:01:27,590 --> 00:01:30,240
‫چرا همون موقع بابا رو ترک نکردی؟

27
00:01:30,265 --> 00:01:34,005
‫همون موقع که فهمیدی
‫با خانم ماگز رابطه داشته.

28
00:01:34,030 --> 00:01:39,260
‫نمی‌خواستم سرِ بی‌عقلیِ اون
‫خونواده‌مون ازهم بپاشه.

29
00:01:39,285 --> 00:01:41,680
‫نمی‌خواستم تو و پالی بدون پدر بزرگ شین.

30
00:01:41,705 --> 00:01:43,983
‫خب، چرا الان طلاقش نمیدی؟

31
00:01:45,788 --> 00:01:47,430
‫میگی چیکار کنم؟

32
00:01:47,470 --> 00:01:50,358
‫زندگی من با پدرت گره خورده.

33
00:01:50,383 --> 00:01:52,423
‫اینجا خونهٔ خودشه.

34
00:01:52,448 --> 00:01:55,968
‫شبکه هم که مال من نیست. من
‫تنهایی نمی‌تونم یه حساب باز کنم.

35
00:01:58,830 --> 00:02:00,440
‫بعدش هم...

36
00:02:00,480 --> 00:02:02,270
‫اگه تو دانشگاه بری چی؟

37
00:02:06,750 --> 00:02:08,190
‫من تنها می‌شم.

38
00:02:08,999 --> 00:02:14,999
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

39
00:02:15,800 --> 00:02:20,240
‫می‌دونستی من یه روز هم
‫از زندگیم رو تنها نبودم؟

40
00:02:20,290 --> 00:02:23,420
‫من توی خونهٔ پدر و مادرم زندگی کردم،

41
00:02:23,452 --> 00:02:25,892
‫تا روزی که با پدرت ازدواج کردم.

42
00:02:27,001 --> 00:02:34,001
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

43
00:02:38,130 --> 00:02:41,870
‫الان دیگه ما سه نفریم، بچه‌ها.

44
00:02:41,920 --> 00:02:45,010
‫ایشالا که پدر احمق و مادر خائن‌تون...

45
00:02:45,050 --> 00:02:47,360
‫مابقی عمر فلاکت‌بارشون رو...

46
00:02:47,400 --> 00:02:49,840
‫توی زندان روسیه بپوسن.

47
00:02:49,880 --> 00:02:52,450
‫امیدوارم حرفت تا پروژهٔ
‫مالاک برسه، مامان‌جون.

48
00:02:52,490 --> 00:02:55,256
‫همیشه حدس می‌زدم مامان
‫و بابا عجیب رفتار می‌کنن.

49
00:02:55,281 --> 00:02:56,834
‫این وسط...

50
00:02:56,859 --> 00:03:01,695
‫ظهور خونوادهٔ بلاسم از
‫زیر خاکسترها، مثل یه ققنوس،

51
00:03:01,720 --> 00:03:02,980
‫به خودمون بستگی داره.

52
00:03:03,020 --> 00:03:04,900
‫من کاملاً موافقم.

53
00:03:04,940 --> 00:03:06,697
‫و مطمئن باشین که...

54
00:03:06,722 --> 00:03:10,533
‫می‌دونم که اولین روز کاریم
‫رو دقیقاً چطور باید شروع کنم.

55
00:03:12,730 --> 00:03:15,600
‫خب، حالا که فدرهد رفته،
‫کی باید این دیوونه‌خونه رو اداره کنه؟

56
00:03:15,650 --> 00:03:18,430
‫نمی‌خوام فکر کنین مثل
‫فیلم «جوجه کوچولو» شده،

57
00:03:18,480 --> 00:03:20,480
‫ولی اگه دکتر وردرز باشه، چی؟

58
00:03:20,520 --> 00:03:22,480
‫حتماً یه گزینهٔ بهتر دیگه‌ای باید باشه.

59
00:03:22,520 --> 00:03:25,507
‫مثل کاپیتان هوک؟ یا گودزیلا؟

60
00:03:25,532 --> 00:03:27,920
‫فقط تا وقتی که از عموی
‫من نخوان پا پیش بذاره.

61
00:03:27,945 --> 00:03:29,737
‫من می‌دونم بهترین گزینه کیه.

62
00:03:29,762 --> 00:03:31,920
‫ولی به حمایت پی‌تی‌ای نیاز
‫داریم تا اون رو مدیر کنه.

63
00:03:31,970 --> 00:03:34,431
‫مامان من مدیر پی‌تی‌ایه.

64
00:03:34,456 --> 00:03:35,876
‫خب، اون راه به جایی نمی‌بره.

65
00:03:35,916 --> 00:03:38,775
‫آخرین باری که از مامانت چیزی
‫خواستیم بدجوری حرف‌مون رو زمین زد.

66
00:03:38,800 --> 00:03:42,330
‫درسته، ولی فکر می‌کنم
‫باید یه فرصت دیگه بهش بدیم.

67
00:03:42,370 --> 00:03:45,119
‫از اون موقع تا حالا خیلی عوض شده.

68
00:03:45,144 --> 00:03:47,460
‫خب، توی این فاصله من یه سر پیش...

69
00:03:47,485 --> 00:03:49,336
‫دکتر مالدیِ خوب و قدیمی بزنم.

70
00:03:54,731 --> 00:03:56,081
‫اوه، می‌دونستم.

71
00:03:56,106 --> 00:03:57,845
‫هنوز امضای استعفای فدرهد خشک نشده،

72
00:03:57,870 --> 00:04:00,243
‫و تو داری دفترش رو
‫صاحب می‌شی؟ نقشه چیه؟

73
00:04:00,268 --> 00:04:02,562
‫نکنه مثل موش آزمایشگاهی
‫می‌خوای روی ما مطالعه کنی؟

74
00:04:02,587 --> 00:04:05,520
‫یا مثل دوتا موجود بی‌اهمیت مثل
‫دکتر مورو روی ما آزمایش کنی؟

75
00:04:05,570 --> 00:04:07,023
‫حیف شد، آقای جونز.

76
00:04:07,048 --> 00:04:10,310
‫من هیچ علاقه‌ای به مدیریت این مدرسه ندارم.

77
00:04:10,350 --> 00:04:12,920
‫نه، من یه کار درست و
‫حسابی توی واشینگتن دارم.

78
00:04:12,960 --> 00:04:15,010
‫من به دستور کمیتهٔ فرعیِ رئیس‌جمهور...

79
00:04:15,050 --> 00:04:17,970
‫باید روی بِزهکاری نوجوانان تحقیق کنم.

80
00:04:18,010 --> 00:04:20,230
‫بخصوص ارتباطش به کتاب‌های کمیک.

81
00:04:20,280 --> 00:04:24,060
‫و بعضی دیگه از تغییرات ناهنجارِ فرهنگی.

82
00:04:24,085 --> 00:04:25,624
‫خدای من.

83
00:04:25,681 --> 00:04:27,590
‫موقع رفتن حواست به در باشه.

84
00:04:27,630 --> 00:04:30,160
‫تو نترس.

85
00:04:30,225 --> 00:04:33,706
‫هیئت من سعی داره تا طرح صیانتی
‫رو برای کتاب‌های کمیک درنظر بگیره.

86
00:04:33,731 --> 00:04:34,900
‫منظورت از طرح صیانت سانسوره؟

87
00:04:34,940 --> 00:04:36,510
‫راستش رو بخوای...

88
00:04:36,550 --> 00:04:39,694
‫این واکنش ما نسبت به آخرین
‫نسخهٔ کمیکیه که منتشر کردی.

89
00:04:39,719 --> 00:04:43,080
‫که البته به دلایل نامبرده شده
‫این نسخه رو رد صلاحیت کردیم.

90
00:04:43,120 --> 00:04:46,430
‫امیدوارم تو و همکارانت
‫توی پپ کمیکس موفق باشین.

91
00:04:47,300 --> 00:04:49,447
‫تا زمانی که پپ کمیکسی وجود داره!

92
00:04:57,830 --> 00:04:59,830
‫لعنت بهت، مو قرمز.
‫هنوز هم خوب بلدی.

93
00:04:59,855 --> 00:05:02,140
‫من دیگه هوشیارم، رجی. هوشیار.

94
00:05:02,182 --> 00:05:05,012
‫اوایل هفته خانم گراندی بهمون
‫گفت آهنگ «توی مسیر» از...

95
00:05:05,060 --> 00:05:08,020
‫جک کرواک، پادشاهِ نسلِ بیت رو بخونیم.

96
00:05:08,060 --> 00:05:09,695
‫الان دیگه حواسم جمع ـه!

97
00:05:13,976 --> 00:05:16,896
‫«مثل همیشه تعجب کردم،

98
00:05:16,921 --> 00:05:21,011
‫که ترک کردن چه آسون بود
‫و چه حس خوبی داشت،

99
00:05:21,036 --> 00:05:24,176
‫ناگهان دنیا پر از احتمالات شد.»

100
00:05:26,821 --> 00:05:28,121
‫خیلی یهویی عاشقش شدی، هان؟

101
00:05:28,146 --> 00:05:29,926
‫آره، فکر کنم همین‌طور باشه، رجی.

102
00:05:29,951 --> 00:05:32,300
‫انقدر هیجان دارم که
‫تابستون می‌خوام بیرون بزنم.

103
00:05:32,350 --> 00:05:33,700
‫می‌زنم به جاده.

104
00:05:33,740 --> 00:05:35,260
‫می‌خوام یه نویسندهٔ خونه‌به‌دوش باشم.

105
00:05:35,310 --> 00:05:36,960
‫سوار قطار شم،

106
00:05:37,000 --> 00:05:38,697
‫دور کشور رو بگردم.

107
00:05:38,722 --> 00:05:39,971
‫زیر نور ستاره‌ها خوابم ببره.

108
00:05:39,996 --> 00:05:41,270
‫و از تجربیاتم بنویسم.

109
00:05:41,310 --> 00:05:42,920
‫حالا هر تجربه‌ای که بدست بیارم.

110
00:05:42,970 --> 00:05:44,490
‫نظر مامانت چیه؟

111
00:05:44,530 --> 00:05:46,270
‫مامانم چی می‌خواد بگه مثلاً؟

112
00:05:46,320 --> 00:05:48,100
‫چون می‌خوام موقع تعطیلات
‫تابستانه این حرکت رو بزنم.

113
00:05:48,150 --> 00:05:50,630
‫خب...

114
00:05:50,670 --> 00:05:53,670
‫سوار قطار شدن به پای بهترین
‫اردوی بسکتبال جهان نمی‌رسه،

115
00:05:53,695 --> 00:05:55,843
‫ولی اگه تو رو راضی می‌کنه،

116
00:05:56,366 --> 00:05:57,882
‫پس، خوش به حالت، آرچ.

117
00:06:02,420 --> 00:06:08,380
‫پس، به عنوان کادوی خداحافظیش، دکتر
‫وردرز نسخهٔ ۴۲ زیپ کمیکس رو رد کرد؟

118
00:06:08,405 --> 00:06:10,242
‫و دلیلش چی بود؟

119
00:06:10,267 --> 00:06:12,577
‫حتماً واسه آخرین داستانیه
‫که توی اون نسخه نوشتم.

120
00:06:12,602 --> 00:06:13,640
‫شهاب سنگ.

121
00:06:13,665 --> 00:06:14,824
‫چی؟

122
00:06:14,849 --> 00:06:17,040
‫ولی اون که بهترین قسمت کمیکه!

123
00:06:17,090 --> 00:06:20,270
دقیقاً، ‫بر اساس یکی از داستان‌های
‫دابلیو. ئی. بی. دیو بویس نوشته شده.

124
00:06:20,310 --> 00:06:23,050
‫که تابتا آخرین باری که توی
‫شهر بود برام تعریف کرده بود.

125
00:06:23,090 --> 00:06:25,580
‫خیلی عاشقانه و فلسفیه.

126
00:06:25,620 --> 00:06:28,320
‫بعد از اینکه شهاب سنگ می‌خوره
‫به نیویورک و شهر رو نابود می‌کنه،

127
00:06:28,360 --> 00:06:31,020
‫یه خانم و آقایی به هم می‌رسن
‫و عاشق هم می‌شن.

128
00:06:31,045 --> 00:06:32,571
‫مشکل این زوج اینه که...

129
00:06:32,596 --> 00:06:35,166
‫یه آقای سیاه‌پوست عاشق
‫یه خانم سفیدپوست می‌شه.

130
00:06:35,191 --> 00:06:37,591
‫حتی هنوز نتوسنتم خبرش
‫رو به آقای فیلدستون بدم.

131
00:06:37,616 --> 00:06:39,226
‫وقتی بفهمه داغون می‌شه.

132
00:06:39,251 --> 00:06:43,341
‫قطعاً همین‌طوره.
‫اون داستان یه شاهکاره.

133
00:06:43,501 --> 00:06:46,030
‫راستش، واکنش من وقتی
‫که برای بار اول خوندمش...

134
00:06:46,070 --> 00:06:48,380
‫این بود که از این داستان
‫می‌شه یه فیلم بی‌نظیر ساخت.

135
00:06:48,420 --> 00:06:52,690
‫خب، اگه کسی خواست با
‫نماینده‌های دیو بویس صحبت کنه،

136
00:06:52,715 --> 00:06:54,837
‫من اطلاعات‌شون رو دارم.

137
00:06:57,395 --> 00:06:58,808
‫محض اطلاع.

138
00:07:04,310 --> 00:07:07,880
‫مامان، این یه فرصتیه تا
‫کار درست رو انجام بدی.

139
00:07:07,920 --> 00:07:09,230
‫تا جبرانی بشه برای وقتی
‫که ازت خواسته بودیم...

140
00:07:09,270 --> 00:07:11,450
‫گزارش قتل امت تیل رو پخش کنی.

141
00:07:11,490 --> 00:07:13,096
‫می‌دونم که از این کارت پشیمونی.

142
00:07:13,121 --> 00:07:14,861
‫خانم کوپر...

143
00:07:14,886 --> 00:07:17,001
‫وقتی که دبیرستان ریوردیل متحد شد،

144
00:07:17,026 --> 00:07:19,856
‫سه‌تا از مدارس سیاه‌پوست‌ها بسته شد.

145
00:07:20,060 --> 00:07:24,070
‫و یهو ده بیست‌تا از معلم‌های
‫خوب از کار بیکار شدن.

146
00:07:24,110 --> 00:07:26,240
‫یه مدرس فوق‌العاده هست که...

147
00:07:26,290 --> 00:07:28,330
‫پارسال فقط مسافرکشی می‌کرده.

148
00:07:28,380 --> 00:07:31,063
‫دخترها، من خیلی دوست دارم کمک کنم،

149
00:07:31,127 --> 00:07:33,188
‫- ولی بقیهٔ اعضای پی‌تی‌ای...
‫- مامان!

150
00:07:33,213 --> 00:07:35,340
‫توجیه‌شون کن.

151
00:07:35,380 --> 00:07:36,910
‫ریوردیل داره متحول می‌شه.

152
00:07:36,950 --> 00:07:39,133
‫الان وقتش رسیده تا یه
‫شروع تازه داشته باشیم.

153
00:07:55,270 --> 00:07:57,320
‫دانش‌آموزها، صبح‌تون بخیر.

154
00:07:57,360 --> 00:07:59,710
‫می‌دونم که سال سختی داشتین.

155
00:07:59,760 --> 00:08:01,580
‫می‌دونم که مدیر اسبق‌تون...

156
00:08:02,995 --> 00:08:06,125
‫خیلی اعتقادی به تغییر و تحول،

157
00:08:06,150 --> 00:08:08,460
‫و ایده‌های جدید نداشت.

158
00:08:08,500 --> 00:08:11,770
‫تا خواسته‌های تمام
‫دانش‌آموزانش رو برآورده کنه.

159
00:08:11,810 --> 00:08:12,810
‫خب...

160
00:08:14,640 --> 00:08:16,758
‫بذارین یه موضوعی رو براتون روشن کنم.

161
00:08:18,990 --> 00:08:22,430
‫من پای تمام دانش‌آموزها هستم.

162
00:08:24,820 --> 00:08:27,323
‫با این وجود...

163
00:08:27,348 --> 00:08:31,918
‫مشکلاتی که جلوی ما هستن بزرگ و ریشه‌ای‌ان.

164
00:08:31,943 --> 00:08:34,375
‫و اگه شما خودتون جزئی از راه حل نباشین،

165
00:08:34,400 --> 00:08:36,435
‫پس خودتون جزئی از مشکل هستین.

166
00:08:37,228 --> 00:08:39,100
‫پس به همگی هشدار میدم،

167
00:08:40,970 --> 00:08:42,020
‫باهم مهربون باشین.

168
00:08:44,020 --> 00:08:44,980
‫نجیب باشین.

169
00:08:46,890 --> 00:08:48,200
‫بهتر باشین.

170
00:08:51,240 --> 00:08:52,684
‫بریم که دست به کار شیم.

171
00:09:05,600 --> 00:09:06,740
‫هــو!

172
00:09:07,357 --> 00:09:15,357
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

173
00:09:16,810 --> 00:09:20,121
‫‫«ریوردیل»
«فصل: ۷ قسمت: ۱۹»

174
00:09:23,779 --> 00:09:25,160
‫[دفتر مدیریت]

175
00:09:25,390 --> 00:09:26,841
‫مدیر ودربی؟

176
00:09:26,866 --> 00:09:28,630
‫- بله؟
‫- سلام.

177
00:09:28,655 --> 00:09:30,190
‫من آرچی‌ام. آرچی اندروز.

178
00:09:30,215 --> 00:09:31,997
‫خواهش می‌کنم بشین.

179
00:09:34,377 --> 00:09:36,290
‫چه کمکی از دست من برمیاد، آقای اندروز؟

180
00:09:36,330 --> 00:09:38,680
‫خب، راستش قبلاً یه معلمی اینجا درس می‌داد.

181
00:09:38,720 --> 00:09:41,160
‫تدریسش نظیر نداشت.

182
00:09:41,210 --> 00:09:43,820
‫اون به اشتباه متهم شد که کمونیسته.

183
00:09:43,860 --> 00:09:45,730
‫برای همین هم اخراج شد.

184
00:09:45,780 --> 00:09:47,040
‫اسمش خانم تورنتنه.

185
00:09:47,080 --> 00:09:49,080
‫من ادیث تورنتن رو خیلی خوب می‌شناسم.

186
00:09:49,130 --> 00:09:51,260
‫اون یه مدرسِ فوق‌العاده‌ست.

187
00:09:51,300 --> 00:09:53,520
‫دقیقاً. برای همین امیدوار بودم تا...

188
00:09:53,570 --> 00:09:55,740
‫بذار ببینم می‌تونم درستش کنم یا نه.

189
00:09:56,486 --> 00:09:58,486
‫ببینم می‌تونم ادیث رو برگردونم یا نه.

190
00:09:58,511 --> 00:10:00,880
‫عالی می‌شه، مدیر ودربی. ازتون ممنونم.

191
00:10:00,920 --> 00:10:02,100
‫قابلت رو نداشت.

192
00:10:13,640 --> 00:10:16,881
‫پام‌پام‌هاتون رو سفت بچسبین
‫رقاص‌های دوست‌داشتنیِ من، چون...

193
00:10:16,940 --> 00:10:18,680
‫♪ من بـرگـشتم... ♪

194
00:10:18,720 --> 00:10:20,677
‫شرل، این تمرینِ خصوصی ویکسنه.

195
00:10:20,702 --> 00:10:23,080
‫نه تمرین دختران سابق جاسوس‌های روسی.

196
00:10:23,105 --> 00:10:26,935
‫حالا که مدیر ودربی امید یه عصر
‫طلایی رو به دبیرستان ریوردیل داده،

197
00:10:26,975 --> 00:10:30,998
‫منم می‌خوام کودتا کنم و هدایت
‫تیم ویکسنِ خودم رو به عهده بگیرم.

198
00:10:31,023 --> 00:10:35,350
‫واسه همین، اِولین، تو رو به
‫رقابت رقص دعوت می‌کنم.

199
00:10:35,375 --> 00:10:36,599
‫هرکی بُرد همه‌چی مال اون می‌شه.

200
00:10:36,624 --> 00:10:39,544
‫من دعوتت رو قبول نمی‌کنم.

201
00:10:44,779 --> 00:10:47,209
‫راه دیگه‌ای نداری!

202
00:11:39,240 --> 00:11:40,240
‫نوبت توئه.

203
00:11:51,998 --> 00:11:55,311
‫امروز شروع یه دورهٔ جدید برای ویکسنه.

204
00:11:56,560 --> 00:11:57,730
‫به همین خاطر...

205
00:11:58,849 --> 00:12:01,005
‫من تصمیم گرفتم یه حقیقتی رو بگم.

206
00:12:02,143 --> 00:12:03,885
‫من با تونی توپز رابطه دارم.

207
00:12:03,910 --> 00:12:05,700
‫و اگه کسی با این موضوع مشکل داره،

208
00:12:05,763 --> 00:12:08,023
‫بدون هیچ تعارفی می‌تونه
‫همون راهی که اِولین رفت رو...

209
00:12:08,050 --> 00:12:09,700
‫بره و گم شه.

210
00:12:11,981 --> 00:12:14,136
‫ما همه‌مون هوات رو داریم، شرل.

211
00:12:14,161 --> 00:12:15,320
‫و...

212
00:12:15,345 --> 00:12:18,825
‫- ما خودمون هم...
‫- می‌خوایم بگیم که باهم‌ایم.

213
00:12:26,235 --> 00:12:29,745
‫آقای فیلدستون، ببخشید که
‫زودتر خبرش رو بهتون ندادم.

214
00:12:29,770 --> 00:12:31,680
‫هی، درک می‌کنم بچه‌جون. متوجه‌ام.

215
00:12:33,053 --> 00:12:37,771
‫واسه این که ارزش‌های سنتی آمریکا
‫رو تبلیغ نکردی رد صلاحیتت کردن.

216
00:12:37,796 --> 00:12:40,157
‫می‌دونی این معنیش چیه؟

217
00:12:40,182 --> 00:12:45,610
‫اون‌ها نمی‌خواستن که یه مرد سیاه‌پوست
‫به یه زن سفیدپوست برسه.

218
00:12:45,650 --> 00:12:47,300
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- منظورت چیه؟

219
00:12:48,422 --> 00:12:51,374
‫بدون تأیید اون‌ها منتشرش می‌کنیم.

220
00:12:51,546 --> 00:12:53,700
‫توی دنیا منتشرش می‌کنیم و
‫امیدواریم تا بهترین‌ها پیش بیاد.

221
00:12:53,750 --> 00:12:55,750
‫امیدوار بودم همین تصمیم رو بگیری.

222
00:12:55,790 --> 00:12:57,180
‫و بسته به فروش کمیک،

223
00:12:57,205 --> 00:12:58,505
‫گفتم شاید برای دفع بعد...

224
00:12:58,530 --> 00:13:00,455
‫دفعهٔ بعدی درکار نخواهد بود، بچه‌جون.

225
00:13:01,191 --> 00:13:04,061
‫برای من کافیه. من دیگه نمی‌تونم.

226
00:13:04,086 --> 00:13:08,020
‫این بهترین کمیک منه.

227
00:13:10,214 --> 00:13:11,604
‫یه اثر هنریه.

228
00:13:11,629 --> 00:13:13,669
‫این کمیک واقعاً حرف برای گفتن داره.

229
00:13:13,694 --> 00:13:16,344
‫دیگه اون هیئت هم برام اهمیتی نداره.

230
00:13:16,369 --> 00:13:19,957
‫بذار داستانِ شهاب سنگ، آواز قوی پپ باشه.

231
00:13:21,160 --> 00:13:23,307
‫اثر بهتری رو به‌یاد نمیارم.

232
00:13:24,690 --> 00:13:26,600
‫این وسط...

233
00:13:26,625 --> 00:13:28,739
‫می‌شه یه لطفی در حقم کنی، بچه‌‎جون؟

234
00:13:30,587 --> 00:13:33,423
‫می‌شه آخرین نقد رو خودت بنویسی؟

235
00:13:33,827 --> 00:13:36,196
‫فکر کن که مدحِ کار مائه.

236
00:13:37,603 --> 00:13:40,162
‫برای آخرین نسخهٔ پپ کمیکس.

237
00:13:41,530 --> 00:13:43,010
‫باعث افتخار بود، بچه‌جون.

238
00:13:45,707 --> 00:13:47,046
‫جدی میگم.

239
00:13:52,200 --> 00:13:53,890
‫خب دیگه...

240
00:13:55,244 --> 00:13:57,856
‫تا لحظهٔ آخر رویای قشنگی بود.

241
00:14:12,820 --> 00:14:15,480
‫خدای من، خیلی منتظرش بودم.

242
00:14:15,520 --> 00:14:17,220
‫چی گرفتی مگه، عزیزم؟

243
00:14:19,547 --> 00:14:21,828
‫[کتاب اصرار جوانی]

244
00:14:22,129 --> 00:14:24,415
‫اولین نسخهٔ کتابم.

245
00:14:24,440 --> 00:14:27,880
‫کتاب نوشتی؟ حتماً پدر و
‫مادرت بهت افتخار می‌کنن.

246
00:14:40,738 --> 00:14:43,200
‫اوه. سلام، کو. اینجا چیکار می‌کنی؟

247
00:14:43,250 --> 00:14:45,070
‫سلام، بابا. آدری گفت حالت خیلی خوش نیست.

248
00:14:45,135 --> 00:14:47,095
‫گفتم برات یه مقدار نودل
‫مرغ پاپز رو بیارم.

249
00:14:47,120 --> 00:14:49,560
‫اوه، پسرم. ممنون. واقعاً...

250
00:14:51,575 --> 00:14:52,746
‫لطف کردی.

251
00:14:54,309 --> 00:14:55,780
‫مربی اندروز؟

252
00:14:55,820 --> 00:14:58,040
‫موضوع چیه؟

253
00:14:58,090 --> 00:15:00,440
‫منم توی این مسافرخونه‌ام.

254
00:15:00,480 --> 00:15:02,090
‫و این که...

255
00:15:02,130 --> 00:15:04,140
‫حموم اتاق خودم خراب شده بود.

256
00:15:04,180 --> 00:15:05,830
‫پدرت بهم اجازه داد از حموم خودش استفاده کنم.

257
00:15:05,880 --> 00:15:06,750
‫آه...

258
00:15:07,310 --> 00:15:08,394
‫درسته.

259
00:15:08,614 --> 00:15:10,789
می‌خوای بیای داخل یه چیزی بخوری؟

260
00:15:10,814 --> 00:15:11,944
‫ام...

261
00:15:12,190 --> 00:15:14,710
‫نه، نه، ام...

262
00:15:14,760 --> 00:15:16,410
‫بهتره دیگه برگردم.

263
00:15:30,120 --> 00:15:30,990
‫مامان،

264
00:15:32,340 --> 00:15:34,600
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

265
00:15:34,650 --> 00:15:35,520
‫اوه.

266
00:15:36,600 --> 00:15:37,470
‫چیه، بتی؟

267
00:15:43,740 --> 00:15:45,220
‫من یه کتاب نوشتم.

268
00:15:50,100 --> 00:15:52,660
‫خدای من، آره.

269
00:15:52,710 --> 00:15:55,360
‫واقعاً کتاب نوشتی.
‫عکست رو روی جلد می‌بینم...

270
00:15:56,150 --> 00:15:57,540
‫که لباس زیر تنته.

271
00:15:59,930 --> 00:16:02,020
‫واقعاً دوست دارم که کتابم رو بخونی.

272
00:16:02,060 --> 00:16:03,374
‫اوم...

273
00:16:03,399 --> 00:16:06,550
‫روی جلدش نوشته که مخصوص نوجوانان.

274
00:16:06,590 --> 00:16:07,940
‫من چرا بخونمش؟

275
00:16:07,980 --> 00:16:09,720
‫خب، توی یه دنیای ایده‌آل...

276
00:16:09,770 --> 00:16:12,250
‫دوست دارم که بهم
‫افتخار کنی که یه کتاب نوشتم.

277
00:16:14,030 --> 00:16:16,510
‫ولی همین که بخونیش برای من کافیه.

278
00:16:16,560 --> 00:16:20,560
‫فقط برای این که من رو بهتر بشناسی.

279
00:16:21,004 --> 00:16:23,740
‫و با شناختن من...

280
00:16:23,780 --> 00:16:26,184
‫شاید خودت هم بهتر بشناسی.

281
00:16:36,710 --> 00:16:39,360
‫خیلی خوشحالم که دوباره برگشتین، خانم تورنتن.

282
00:16:39,410 --> 00:16:42,540
‫جرالدین بعضی از شعرهایی که
‫اخیراً نوشتی رو برای من خوند.

283
00:16:42,580 --> 00:16:44,580
‫امیدوارم که به نوشتن ادامه بدی.

284
00:16:44,605 --> 00:16:45,972
‫اون هم ادامه میدم.

285
00:16:45,997 --> 00:16:48,810
‫اصلاً این تابستون قصد دارم که بیرون بزنم.

286
00:16:48,850 --> 00:16:50,460
‫مثل مابقی نویسنده‌های بیت.

287
00:16:50,500 --> 00:16:52,510
‫می‌خوام ببینم که می‌تونم حداقل یه...

288
00:16:52,550 --> 00:16:56,550
‫شعر بزرگ و محبوب مثل
‫آلن گینزبرگ بنویسم یا نه.

289
00:16:56,600 --> 00:16:58,510
‫اوه، عالیه!

290
00:16:58,560 --> 00:17:02,040
‫می‌تونی ببینی که بیرون
‫از ریوردیل دنیا چطوریه.

291
00:17:02,080 --> 00:17:04,300
‫توی سنی هستی که باید
‫دقیقاً همچین کاری کنی،

292
00:17:04,340 --> 00:17:06,220
‫تا به عنوان یه شاعر پیشرفت کنی.

293
00:17:12,992 --> 00:17:14,963
‫کلی.

294
00:17:14,996 --> 00:17:19,180
‫تا حالا داستان کمیک شهاب
‫سنگ به گوشت خورده؟

295
00:17:19,230 --> 00:17:21,230
‫آره، راستش چند بار هم شنیدم.

296
00:17:22,320 --> 00:17:23,741
‫خودم حدس می‌زدم.

297
00:17:24,360 --> 00:17:25,694
‫خب پس...

298
00:17:25,719 --> 00:17:28,370
‫نظرت راجع‌به نویسندگی و کارگردانیِ

299
00:17:28,410 --> 00:17:33,330
‫یه اقتباس از داستان شهاب سنگ
‫به عنوان یه فیلم سینمایی چیه؟

300
00:17:33,370 --> 00:17:35,497
‫شوخی می‌کنی؟

301
00:17:35,522 --> 00:17:37,290
‫راستش من چند ساله که...

302
00:17:37,330 --> 00:17:38,730
‫درگیر نسخهٔ تصویری داستان شهاب سنگ‌ام.

303
00:17:38,770 --> 00:17:41,380
‫خب، به لطف جاگهد،

304
00:17:41,420 --> 00:17:43,770
‫من با نماینده‌های دیو بویس در ارتباط بودم.

305
00:17:43,820 --> 00:17:47,650
‫معلوم شد که اون‌ها چند ساله دنبال
‫حق ساخت فیلم بودن و موفق نشدن.

306
00:17:47,690 --> 00:17:49,430
‫من از فرصت استفاده کردم.

307
00:17:49,480 --> 00:17:52,870
‫و حدس زدم که تو هم ازش خوشت میاد.

308
00:17:52,910 --> 00:17:54,960
‫ورانیکا، باورم نمی‌شه دارم چی می‌شنوم.

309
00:17:55,000 --> 00:17:57,530
‫هرچند به این راحتی‌ها هم نیست.

310
00:17:57,570 --> 00:17:59,310
‫ولی یه کارهایی می‌شه کرد.

311
00:17:59,360 --> 00:18:02,440
‫مثلاً ستارهٔ مناسبِ داستان
‫رو به فیلم دعوت کنی.

312
00:18:03,140 --> 00:18:05,620
‫یکی مثل...

313
00:18:05,670 --> 00:18:07,280
‫سیدنی پویتر.

314
00:18:07,320 --> 00:18:08,760
‫دقیقاً.

315
00:18:08,800 --> 00:18:10,410
‫می‌تونی باهاش صحبت کنی؟

316
00:18:10,450 --> 00:18:12,850
‫شاید من نتونم باهاش صحبت کنم،

317
00:18:12,890 --> 00:18:15,070
‫ولی جفت‌مون یکی رو می‌شناسیم که خوب می‌تونه!

318
00:18:15,110 --> 00:18:15,980
‫جوز مک‌کوی.

319
00:18:16,020 --> 00:18:17,980
‫ولی، کِلی...

320
00:18:18,030 --> 00:18:21,860
‫اگه قراره یه ستارهٔ بزرگ
‫مثل سیدنی رو بیاریم،

321
00:18:21,900 --> 00:18:25,420
‫اقتباس تو هم نباید مو لای درزش بره.

322
00:18:25,470 --> 00:18:26,992
‫نگران نباش، نمیره.

323
00:18:27,017 --> 00:18:29,148
‫تازه کو تا تابستون. از الان شروع می‌کنم.

324
00:18:29,457 --> 00:18:30,538
‫عالی شد.

325
00:18:32,910 --> 00:18:34,215
‫پس...

326
00:18:34,240 --> 00:18:38,419
‫دارم فکر می‌کنم تا چهار پنج سال آینده
‫توی جشنوارهٔ کن فیلم رو اکران کنیم.

327
00:18:38,474 --> 00:18:40,291
‫چطوره؟

328
00:18:47,400 --> 00:18:48,490
‫ایول.

329
00:18:54,370 --> 00:18:55,190
‫سلام.

330
00:18:56,020 --> 00:18:57,540
‫چرا زانوی غم بغل کردی؟

331
00:18:58,662 --> 00:19:01,259
‫جزئیات اردوی ایوانز مشخص شد.

332
00:19:03,110 --> 00:19:04,590
‫اردوی بسکتبالم.

333
00:19:06,340 --> 00:19:07,990
‫خب...

334
00:19:08,030 --> 00:19:09,900
‫خوبه که، نه؟

335
00:19:09,950 --> 00:19:11,690
‫تاریخ رو یهو عوض کردن،

336
00:19:11,730 --> 00:19:13,910
‫و اردو رو گذاشتن دقیقاً...

337
00:19:13,950 --> 00:19:16,300
‫وسط برداشت سالیانهٔ ذُرت‌مون توی مزرعه.

338
00:19:16,350 --> 00:19:18,830
‫خب حالا این یه بار رو نمی‌شه
‫واسه برداشت محصول نری؟

339
00:19:18,870 --> 00:19:22,090
‫ذرتی که توی اون یه ماه برداشت می‌کنیم...

340
00:19:22,130 --> 00:19:24,050
‫از لحاظ مالی کل سال مزرعه‌مون رو می‌چرخونه.

341
00:19:25,400 --> 00:19:26,856
‫نمی‌تونم نرم.

342
00:19:28,100 --> 00:19:29,550
‫مامان و بابام به کمکم نیاز دارن.

343
00:19:29,920 --> 00:19:32,010
‫برای همین باید...

344
00:19:32,060 --> 00:19:33,190
‫بیخیال کمپ بسکتبال بشم.

345
00:19:37,580 --> 00:19:38,640
‫خب...

346
00:19:39,410 --> 00:19:40,460
‫گور باباش.

347
00:19:42,460 --> 00:19:44,500
‫نه.

348
00:19:44,550 --> 00:19:47,290
‫غمت نباشه رج، من جات میرم مزرعه‌تون.

349
00:19:47,330 --> 00:19:49,250
‫چرت نگو اندروز.

350
00:19:49,290 --> 00:19:50,550
‫تو هدف‌های دیگه‌ای داری.

351
00:19:50,600 --> 00:19:52,600
‫هر هدفی که داشتم

352
00:19:52,640 --> 00:19:54,730
‫به اندازه‌ی فرستادنت به دانشگاه

353
00:19:56,040 --> 00:19:58,000
‫و بازیکن حرفه‌ای شدنت مهم نیست.

354
00:19:58,040 --> 00:20:00,520
‫تازه، توی زمین کار کردن
‫با دست‌هام...

355
00:20:01,390 --> 00:20:03,740
‫جبران کردن لطف‌های زمین...

356
00:20:03,780 --> 00:20:06,220
‫و نوشتن درباره‌‍ش موقعی که
‫به یه قطعه علف تکیه دادی...

357
00:20:06,260 --> 00:20:08,480
‫این...

358
00:20:08,530 --> 00:20:10,750
‫دقیقاً کاریه که یه نویسنده‌ی بیت
‫باید انجام بده.

359
00:20:10,790 --> 00:20:13,320
‫مامان و بابای من نمی‌تونن
‫بهت حقوق بدن آرچی.

360
00:20:13,360 --> 00:20:15,140
‫- کار آسونی هم نیست.
‫- رج...

361
00:20:16,010 --> 00:20:17,180
‫از پسش بر میام.

362
00:20:18,410 --> 00:20:19,840
‫همه‌‍ش یه‌جور تجربه‌ست.

363
00:20:21,110 --> 00:20:22,930
‫تو باید بری کمپ اونز.

364
00:20:22,980 --> 00:20:24,760
‫بذار من توی داک کریک جورت رو می‌کشم.

365
00:20:26,760 --> 00:20:28,590
‫توی طویله‌تون بخوابم...

366
00:20:28,630 --> 00:20:30,810
‫ساز یوکللی یاد بگیرم، با
‫مامان و بابات هم‌سفره میشم.

367
00:20:34,990 --> 00:20:37,160
‫باشه، باشه.

368
00:20:38,640 --> 00:20:39,950
‫به‌نظر خوب میاد.

369
00:20:43,350 --> 00:20:44,520
‫مرسی آرچی.

370
00:20:49,180 --> 00:20:50,270
‫دوستت دارم رج.

371
00:20:51,830 --> 00:20:53,050
‫من هم دوستت دارم آرچی.

372
00:21:05,980 --> 00:21:07,030
‫مامان؟

373
00:21:09,720 --> 00:21:11,200
‫چیه؟
‫چی شده؟

374
00:21:12,070 --> 00:21:13,290
‫من...

375
00:21:17,030 --> 00:21:18,680
‫کتابت رو خوندم...

376
00:21:21,510 --> 00:21:23,300
‫و واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

377
00:21:24,860 --> 00:21:27,000
‫خوشحالم که خوندیش.

378
00:21:28,300 --> 00:21:30,260
‫بتی، تو یه کتاب نوشتی...

379
00:21:33,000 --> 00:21:34,740
‫یه کتاب کامل...

380
00:21:38,360 --> 00:21:39,790
‫و حق با توئه.

381
00:21:41,880 --> 00:21:43,670
‫تونستم بهتر بشناسمت.

382
00:21:46,410 --> 00:21:53,680
‫هم تو و همینطور تمام اون زن‌های
‫جَوون شگفت‌انگیز، باهوش و آینده‌دار.

383
00:21:55,330 --> 00:22:00,290
‫پر از فکر، ترس، درگیری...

384
00:22:02,770 --> 00:22:03,990
‫و آرزو.

385
00:22:07,910 --> 00:22:09,910
‫رویاهای بزرگی دارن.

386
00:22:09,950 --> 00:22:11,430
‫آره، درسته.

387
00:22:14,220 --> 00:22:16,570
‫بعد به خودم فکر کردم...

388
00:22:16,610 --> 00:22:19,400
‫که بزرگ‌ترین آرزوم
‫بانوی شایسته ریوردیل شدن بود.

389
00:22:24,010 --> 00:22:26,750
‫مامان، یه‌بار بهم گفتی
‫آرزوت مهماندار شدن بوده.

390
00:22:28,620 --> 00:22:31,240
‫می‌خواستی دور دنیا بگردی
‫و با آدم‌های شگفت‌انگیز آشنا بشی

391
00:22:31,280 --> 00:22:33,500
‫و خودت هم یه آدم شگفت‌انگیز بشی.

392
00:22:34,670 --> 00:22:36,370
‫آره خب، اون...

393
00:22:37,940 --> 00:22:41,550
‫یه آرزوی مسخره مال خیلی
‫وقت پیش از یه دحتره جَوون بود.

394
00:22:41,590 --> 00:22:42,650
‫نه، مامان.

395
00:22:46,510 --> 00:22:48,210
‫هیچ آرزویی مسخره نیست.

396
00:22:50,390 --> 00:22:54,130
‫می‌دونم فکر می‌کنی دیر شده برات
‫اما نشده.

397
00:22:57,830 --> 00:22:59,960
‫می‌تونی خوشحال باشی.

398
00:23:01,920 --> 00:23:05,920
‫لطفاً، ازت خواهش می‌کنم
‫این رو باور داشته باش.

399
00:23:23,650 --> 00:23:28,470
‫احتمالش هست که هیچوقت این رو
‫توی دکه‌ی روزنامه‌فروشی‌ای نبینید.

400
00:23:28,510 --> 00:23:32,380
‫اما باز هم با این وجود
‫پپ کمیکس تصمیم گرفته که منتشرش کنه.

401
00:23:32,430 --> 00:23:39,000
‫ما این شماره‌ی آخر رو بدون مُهر
‫تأیید نظامنامه‌ی کمیک منتشر می‌کنیم.

402
00:23:39,040 --> 00:23:44,870
‫این یعنی که این شماره
‫عاقبتش سطل آشغال یا سوزونده شدنه.

403
00:23:44,920 --> 00:23:49,360
‫اما ما اینجا در پپ کمیکس در برابر
‫سانسور محتوایی که در فرهنگمون جایی نداری

404
00:23:49,400 --> 00:23:53,930
‫و مخصوصاً برای داستان‌هایی مثل
‫«ستاره‌ی دنباله‌دار» وضع شده می‌ایستیم.

405
00:23:53,970 --> 00:23:57,360
‫امیدواریم این کمیک به دستتون برسه

406
00:23:57,410 --> 00:24:00,500
‫و داستان‌هاش شما رو به فکر ببره...

407
00:24:00,540 --> 00:24:03,680
‫تا کمتر احساس تنهایی کنید.

408
00:24:03,720 --> 00:24:07,330
‫ما اینجا در پپ کمیکس
‫شما با این پیام آخر تنها می‌ذاریم.

409
00:24:07,370 --> 00:24:11,030
‫نابود کردن نسبت به ساختن آسون‌تره.

410
00:24:11,070 --> 00:24:14,470
‫سعی کنید سازنده باشید، نه نابودکننده.

411
00:24:14,510 --> 00:24:17,860
‫این رو ملکه‌ی ذهن‌تون کنید
‫و از این اقتباس داستان «ستاره‌ی دنباله‌دار»

412
00:24:17,910 --> 00:24:20,610
‫اثر دابلیو. ئی. بی. دیو بویس بزرگ
‫لذت ببرید.

413
00:24:20,650 --> 00:24:24,520
‫مردی که تحت شرایط بسیار
‫سخت تصمیم گرفت باور داشته باشه

414
00:24:24,570 --> 00:24:29,090
‫که پایان دنیا از پیش رقم نخورده.

415
00:24:29,140 --> 00:24:35,010
‫همیشه فرصتی برای آینده‌ای
‫روشن‌تر، بهتر و قوی‌تر هست.

416
00:24:35,050 --> 00:24:40,100
‫این یک خداحافظی از طرف تمام ما
‫عوامل پپ کمیکس‌ـه، اما همیشگی نیست.

417
00:24:41,020 --> 00:24:42,420
‫باز هم هم‌دیگه رو ملاقات می‌کنیم.

418
00:24:48,150 --> 00:24:49,590
‫تبتا!

419
00:24:50,550 --> 00:24:51,900
‫سلام.

420
00:24:51,940 --> 00:24:53,380
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

421
00:24:53,420 --> 00:24:55,030
‫سلام غریبه.

422
00:24:57,560 --> 00:24:59,170
‫یا خدا.

423
00:24:59,210 --> 00:25:01,250
‫چه عجب ما شما رو دیدیم.

424
00:25:03,000 --> 00:25:05,610
‫عینکت چی شد؟

425
00:25:05,650 --> 00:25:07,520
‫اون تلویزیون اینجا چیکار می‌کنه؟

426
00:25:09,130 --> 00:25:11,050
‫جاگهد...

427
00:25:11,090 --> 00:25:14,050
‫من اون تبتایی نیستم که با
‫انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان

428
00:25:14,090 --> 00:25:17,530
‫داره توی کشور سفر می‌کنه.

429
00:25:17,580 --> 00:25:20,710
‫من تبتایی هستم که فراموشش کردی.

430
00:25:24,060 --> 00:25:25,360
‫منظورت چیه؟

431
00:25:25,890 --> 00:25:28,060
‫بگیر بشین.

432
00:25:28,110 --> 00:25:30,070
‫بذار یه‌چیزی نشونت بدم.

433
00:25:36,940 --> 00:25:38,640
‫- داستان ما درباره‌ی یه شهر...
‫- وای!

434
00:25:38,680 --> 00:25:41,080
‫وایسا ببینم، این تلویزیون رنگیه؟!

435
00:25:41,120 --> 00:25:43,730
‫و اهالی اون شهره.

436
00:25:43,780 --> 00:25:44,960
‫از دور...

437
00:25:45,000 --> 00:25:48,170
‫- شاید مثل خیلی از شهرهای کوچیک دیگه...
‫- صدای منه؟

438
00:25:48,210 --> 00:25:51,350
‫- توی دنیا باشه. خوب، امن.
‫- فقط...تماشا کن.

439
00:25:51,390 --> 00:25:52,950
‫بی‌گناه.

440
00:25:52,990 --> 00:25:55,400
‫- بعدش همه چیز رو بهت توضیح میدم.
‫- اما وقتی بهش نزدیک‌تر بشید

441
00:25:55,440 --> 00:25:59,050
‫سایه‌های زیرش رو می‌بینید.

442
00:25:59,100 --> 00:26:02,580
‫اسم شهر ما
‫ریوردیل‌ـه.

443
00:26:02,620 --> 00:26:04,580
‫♪ بهم بگو ♪

444
00:26:08,320 --> 00:26:09,440
‫خب؟

445
00:26:13,590 --> 00:26:14,940
‫یادم میاد.

446
00:26:17,590 --> 00:26:18,940
‫همه چیز رو یادم میاد.

447
00:26:20,770 --> 00:26:24,420
‫این که تو و بقیه رو فرستادم به سال ۵۵

448
00:26:24,470 --> 00:26:27,510
‫تا ریوردیل رو از
‫ستاره‌ی دنباله‌دار بیلی نجات بدم؟

449
00:26:27,560 --> 00:26:29,650
‫و همینطور وقتی که تو و دوست‌هات

450
00:26:29,690 --> 00:26:33,780
‫کلی زحمت کشیدید تا این خط زمانی
‫رو کمتر تاریک و پوچ و بی‌امید کنید

451
00:26:33,830 --> 00:26:38,660
‫من سعی می‌کردم بقیه‌ی خط‌های
‫زمانی رو از آشفتگی نجات بدم...

452
00:26:38,700 --> 00:26:41,140
‫یا بهتره بگم...جهان‌های
‫چندگانه رو پایدار کنم.

453
00:26:42,750 --> 00:26:44,140
‫ما موفق شدیم؟

454
00:26:45,230 --> 00:26:47,100
‫آره، شدی.

455
00:26:47,140 --> 00:26:48,930
‫کار همه‌تون عالی بود.

456
00:26:48,970 --> 00:26:51,060
‫ذات خوبتون...

457
00:26:51,100 --> 00:26:54,280
‫درگیری‌هاتون این شهر رو تغییر داد...

458
00:26:54,320 --> 00:26:55,930
‫یا بهتره بگم این دنیا رو تغییر داد.

459
00:26:55,980 --> 00:27:00,290
‫و همینطور داره بهتر و بهتر میشه.

460
00:27:00,330 --> 00:27:02,380
‫ایول.

461
00:27:03,590 --> 00:27:04,660
‫حرف نداره.

462
00:27:06,210 --> 00:27:11,250
‫پس فکر کنم تو هم موفق شدی.

463
00:27:11,300 --> 00:27:15,480
‫بعد از کلی آزمون و خطا فهمیدم
‫که غیرممکنه

464
00:27:15,520 --> 00:27:19,700
‫تا بتونم تموم اون خط‌های
‫زمانی رو از آشفتگی در بیارم.

465
00:27:19,740 --> 00:27:23,180
‫برای همین همه‌شون رو به
‫یه خط زمانی واحد تبدیل کردم.

466
00:27:24,220 --> 00:27:26,010
‫همین خط زمانی.

467
00:27:26,050 --> 00:27:28,360
‫و انرژی تمام خط‌های
‫زمانی دیگه رو استفاده کردم

468
00:27:28,400 --> 00:27:30,970
‫تا این دنیا رو پایدار و تقویت کنم.

469
00:27:32,360 --> 00:27:33,930
‫عالیه.

470
00:27:34,760 --> 00:27:36,150
‫آره.

471
00:27:36,760 --> 00:27:37,760
‫اما...

472
00:27:39,280 --> 00:27:41,980
‫حالا که پایدار شده...

473
00:27:42,020 --> 00:27:45,980
‫نمی‌تونم کسی رو توی زمان جابه‌جا کنم.

474
00:27:48,030 --> 00:27:50,900
‫نمی‌تونم شما رو به ۲۰۲۳ بفرستم.

475
00:27:55,210 --> 00:28:03,000
‫پس یعنی بقیه چیزی از
‫اتفاقاتی که افتاده یادشون نمیاد؟

476
00:28:03,050 --> 00:28:08,350
‫درسته نمی‌تونم توی زمان جابه‌جاشون کنم
‫اما می‌تونم نشون‌شون بدم.

477
00:28:08,400 --> 00:28:10,010
‫می‌تونم چیزی که به تو
‫نشون دادم رو نشون‌شون بدم

478
00:28:10,050 --> 00:28:11,840
‫و بعدش خودشون می‌تونن تصمیم بگیرن

479
00:28:11,880 --> 00:28:16,240
‫که می‌خوان زندگی
‫گذشته‌شون یادشون بمونه یا نه.

480
00:28:16,864 --> 00:28:18,864
‫بیا بهشون زنگ بزنیم.

481
00:28:19,710 --> 00:28:21,120
‫این حداقل کاریه که می‌تونم بکنم.

482
00:28:22,460 --> 00:28:25,330
‫دوست‌هام رو دوباره گفتم بیان

483
00:28:25,370 --> 00:28:27,940
‫و درباره‌ی آینده بهشون گفتم.

484
00:28:27,980 --> 00:28:30,070
‫گفتم که نمی‌تونیم به
‫زندگی قبلی‌مون برگردیم

485
00:28:30,120 --> 00:28:33,990
‫اما اونا یادشون نمیومد
‫مگه اینکه خودشون تصمیم می‌گرفتن

486
00:28:34,030 --> 00:28:37,250
‫و بعدش باز باید تصمیم می‌گرفتن که
‫می‌خوان یادشون بمونه یا فراموش کنن.

487
00:28:37,300 --> 00:28:39,820
‫ببینید، می‌دونم هضمش سخته.

488
00:28:39,860 --> 00:28:41,640
‫برای همین تصمیمش رو
‫می‌ذارم به عهده‌ی خودتون.

489
00:28:43,260 --> 00:28:45,010
‫اگه علاقه داشتید، می‌دونید کجا پیدام کنید.

490
00:28:51,180 --> 00:28:54,180
‫شک داشتم اصلاً هیچ‌کدوم‌شون
‫پیشنهاد تبتا رو قبول می‌کنن یا نه.

491
00:28:54,230 --> 00:28:55,790
‫جاگهد؟

492
00:28:58,400 --> 00:29:00,670
‫من دیگه مغزم نمی‌کشه.

493
00:29:00,710 --> 00:29:03,800
‫گفتم اگه واقعی باشه
‫شاید بتونم ازش شعر بنویسم.

494
00:29:03,850 --> 00:29:05,630
‫«زوزه»ی مخصوص خودم.

495
00:29:06,410 --> 00:29:07,430
‫بیا بریم.

496
00:29:13,550 --> 00:29:15,250
‫توی آینده...

497
00:29:15,290 --> 00:29:17,680
‫به این میگن پشت سر هم دیدن.

498
00:29:17,730 --> 00:29:19,690
‫داستان ما درباره‌ی یه شهره...

499
00:29:19,730 --> 00:29:23,040
‫یه شهر کوچیک و اهالی اون شهر.

500
00:29:23,080 --> 00:29:28,430
‫از دور...مثل خیلی از شهرهای
‫کوچیک دیگه توی دنیاست.

501
00:29:34,310 --> 00:29:35,310
‫من بوکسور بودم...

502
00:29:37,010 --> 00:29:40,400
‫زندانی بودم، بازیکن فوتبال بودم.

503
00:29:41,360 --> 00:29:42,540
‫سرباز بودم...

504
00:29:44,930 --> 00:29:46,020
‫مثل بابام.

505
00:29:48,590 --> 00:29:49,670
‫با بابام بودم

506
00:29:56,850 --> 00:29:57,860
‫و اون...

507
00:29:59,200 --> 00:30:00,360
‫باز مُرد.

508
00:30:04,510 --> 00:30:05,560
‫خب...

509
00:30:07,650 --> 00:30:09,910
‫به بقیه قول دادم بهشون خبر بدم.

510
00:30:09,950 --> 00:30:11,740
‫می‌خوای بهشون چی بگی؟

511
00:30:11,780 --> 00:30:13,000
‫نمی‌دونم.

512
00:30:18,530 --> 00:30:20,700
‫فکر نمی‌کردم دیگه بابام رو ببینم.

513
00:30:20,750 --> 00:30:22,580
‫برای همین...

514
00:30:22,620 --> 00:30:23,880
‫از این بابت خوشحالم.

515
00:30:27,670 --> 00:30:29,710
‫اما نمی‌دونم می‌خوان
‫چیزی که دیدم ببینن یا نه.

516
00:30:33,540 --> 00:30:36,150
‫در هر حال، اگه کسی خواست، می‌دونه کجا بیاد.

517
00:30:53,220 --> 00:30:54,390
‫جاگهد...

518
00:30:56,780 --> 00:30:58,520
‫آرچی بهمون گفت چی بهش نشون دادی.

519
00:31:00,180 --> 00:31:01,630
‫می‌خوایم چیزی که آرچی دید رو ببینیم.

520
00:31:02,960 --> 00:31:05,180
‫- با هم.
‫- بتی و ورانیکا، عین همیشه.

521
00:31:08,060 --> 00:31:14,580
‫داستان ما درباره‌ی یه شهره، یه شهر کوچیک.
‫بی‌گناه، خوب.

522
00:31:14,630 --> 00:31:19,940
‫نزدیک‌تر که بشید
‫کم‌کم سایه‌های زیرش رو می‌بینید.

523
00:31:19,980 --> 00:31:23,680
‫اسم شهر ما
‫ریوردیل‌ـه.

524
00:31:24,660 --> 00:31:27,500
‫می‌تونستی یه‌کم بهتر ما رو برای
‫همچین چیزی آماده کنی، جاگهد جونز.

525
00:31:34,000 --> 00:31:35,010
‫خیلی...

526
00:31:40,310 --> 00:31:41,740
‫تاریکی...

527
00:31:43,660 --> 00:31:46,050
‫توی دنیاش بود.

528
00:31:47,050 --> 00:31:48,660
‫و خانواده‌ی من...

529
00:31:50,660 --> 00:31:52,540
‫پدرم قاتل بود.

530
00:31:55,540 --> 00:31:58,890
‫خواهرم کشته شد

531
00:31:58,930 --> 00:32:03,630
‫و بعد دوباره زنده شد.

532
00:32:05,240 --> 00:32:06,900
‫من و تو...

533
00:32:08,460 --> 00:32:10,070
‫با هم بودیم.

534
00:32:10,120 --> 00:32:11,150
‫آره.

535
00:32:12,900 --> 00:32:13,990
‫ولی جدا شدیم.

536
00:32:18,000 --> 00:32:19,520
‫من با آرچی بودم.

537
00:32:21,000 --> 00:32:25,610
‫و شوهرم رو کُشتم، چد...

538
00:32:27,790 --> 00:32:28,960
‫و همینطور پدرم.

539
00:32:32,050 --> 00:32:33,580
‫چیزی که قراره ببینید
‫گذشته‌ی شماست...

540
00:32:33,620 --> 00:32:35,230
‫اما همینطور هم آینده‌ی شماست.

541
00:32:35,270 --> 00:32:38,360
‫و ممکن بخش‌هاییش ناخوشایند باشه.

542
00:32:39,230 --> 00:32:40,980
‫از پسش بر میایم.

543
00:32:41,020 --> 00:32:42,520
‫یه‌جاهاییش ممکنه خودتون رو نشناسید.

544
00:32:46,890 --> 00:32:47,850
‫کوین و جولیان کجان؟

545
00:32:49,720 --> 00:32:52,730
‫کوین پرسید کِلی جایی توی
‫داستان تلویزیون هست یا نه.

546
00:32:52,770 --> 00:32:56,510
‫وقتی بتی گفت نیست
‫اون هم نخواست بیاد.

547
00:32:56,560 --> 00:33:00,860
‫وقتی جولیان فهمید توی داستان بازیچه‌ست...

548
00:33:00,910 --> 00:33:02,610
‫اون هم نخواست بیاد.

549
00:33:02,650 --> 00:33:05,740
‫اما بقیه‌مون می‌خوایم
‫بدونیم گذشته‌مون چطوریه.

550
00:33:06,520 --> 00:33:08,870
‫خیلی هم خوب.

551
00:33:08,920 --> 00:33:14,050
‫داستان ما درباره‌ی یه شهره، یه شهر کوچیک.
‫بی‌گناه، خوب.

552
00:33:15,270 --> 00:33:19,360
‫نزدیک‌تر که بشید
‫کم‌کم سایه‌های زیرش رو می‌بینید.

553
00:33:25,150 --> 00:33:27,060
‫حالا دیگه می‌دونید.

554
00:33:27,110 --> 00:33:28,760
‫می‌دونید زندگی‌تون قبل از
‫ستاره‌ی دنباله‌دار چی بوده.

555
00:33:28,810 --> 00:33:32,550
‫ماجراجویی‌هایی که داشتید،
‫آدم‌هایی که دوست داشتید...

556
00:33:32,590 --> 00:33:33,810
‫کسایی که از دست دادید.

557
00:33:35,290 --> 00:33:37,730
‫خوب، بد...

558
00:33:38,990 --> 00:33:40,950
‫رنج‌ها.

559
00:33:40,990 --> 00:33:45,080
‫سؤال اینجاست که آیا می‌خواید تا
‫آخر عمرتون همینطور خبر داشته باشید

560
00:33:45,130 --> 00:33:49,910
‫یا ترجیح می‌دید فراموش کنید؟

561
00:33:49,960 --> 00:33:51,780
‫چون من می‌تونم از حافظه‌تون پاکش کنم.

562
00:33:51,830 --> 00:33:52,940
‫چون که یه فرشته‌ست.

563
00:33:54,000 --> 00:33:56,570
‫در مورد همین یه‌چیزی بگم، فرشته تبتا...

564
00:33:56,620 --> 00:33:59,050
‫می‌تونم بهت بگم فرشته تبتا؟

565
00:33:59,100 --> 00:34:00,920
‫یه‌چیزی هست که همه در موردش بحث کردیم

566
00:34:00,970 --> 00:34:03,140
‫و می‌خواستیم بدونیم

567
00:34:03,190 --> 00:34:06,760
‫میشه فقط چیزهای خوبش رو یادمون بمونه؟

568
00:34:06,800 --> 00:34:11,150
‫تموم قاتل سریالی‌ها، ابرقدرت‌ها و
‫پادشاه‌های گارگویل رو فراموش کنیم

569
00:34:11,200 --> 00:34:15,940
‫و تمام دوران شادی که
‫داشتیم رو یادمون بمونه؟

570
00:34:15,980 --> 00:34:17,640
‫طرز کارش اینطوری نیست.

571
00:34:17,680 --> 00:34:20,990
‫میون کلامت، چرا...می‌تونم همچین کاری بکنم.

572
00:34:21,030 --> 00:34:24,470
‫آره.
‫می‌تونم دکمه‌ی ریسِت رو بزنم

573
00:34:24,510 --> 00:34:29,340
‫و فقط خاطره‌های خوب رو به اشتراک بذارم.

574
00:34:29,390 --> 00:34:32,910
‫فکر کنم بعد از تمام سختی‌هایی که کشیدید

575
00:34:32,960 --> 00:34:37,090
‫دیگه لیاقت انقدر رو دارید.

576
00:34:37,130 --> 00:34:42,880
♪ « The Platters - Twilight time » ♪

577
00:36:53,840 --> 00:36:55,930
‫هی، تبتا.

578
00:36:58,140 --> 00:36:59,720
‫اینجا همون تیکه‌‍شه که ولم می‌کنی میری؟

579
00:37:01,060 --> 00:37:03,150
‫نمی‌خوای ببینی آخر فیلم چطوریه؟

580
00:37:03,190 --> 00:37:05,060
‫می‌دونم چطوری تموم میشه.

581
00:37:05,110 --> 00:37:06,330
‫تو هم می‌دونی.

582
00:37:08,500 --> 00:37:09,500
‫بمون.

583
00:37:10,110 --> 00:37:11,420
‫نمی‌تونم.

584
00:37:12,030 --> 00:37:13,510
‫چرا؟

585
00:37:13,550 --> 00:37:15,420
‫خب...

586
00:37:15,470 --> 00:37:18,640
‫اولاً که همینجوریش یه تبتای دیگه اینجا

587
00:37:18,690 --> 00:37:20,300
‫توی این دنیا هست.

588
00:37:20,340 --> 00:37:22,560
‫خب چه بلایی سرش میاد؟

589
00:37:22,600 --> 00:37:25,520
‫نقل مکان می‌کنه به شیکاگو.

590
00:37:25,560 --> 00:37:27,740
‫اول میره دانشکده‌ی کسب و کار
‫و بعدش هم دانشکده‌ی حقوق.

591
00:37:27,780 --> 00:37:34,280
‫توی تک تک زوایای زندگیش تبدیل به
‫وکیل مدافع حقوق مدنی میشه، تا آخر عمرش.

592
00:37:34,320 --> 00:37:36,920
‫اما یعنی ما...

593
00:37:36,970 --> 00:37:39,190
‫خب پس این هم همون دلیلیه که باید بمونی.

594
00:37:39,230 --> 00:37:41,320
‫ما با هم زندگی کردیم.

595
00:37:41,360 --> 00:37:42,360
‫با هم زندگی مشترک داشتیم.

596
00:37:43,280 --> 00:37:46,190
‫- اصلاً هیچ‌کدوم‌شون واقعی بود؟
‫- معلومه که بود.

597
00:37:46,240 --> 00:37:47,320
‫همونطور که این واقعیه.

598
00:37:47,370 --> 00:37:49,070
‫همه‌شون واقعی بود.
‫اتفاق افتادن.

599
00:38:00,690 --> 00:38:02,990
‫قرار عاشقانه‌ی محشرمون
‫قبل از پایان دنیا

600
00:38:03,040 --> 00:38:09,220
‫که تایتانیک دیدم و بعدش رفتیم
‫پاپز غذا خوردیم رو یادته؟

601
00:38:09,260 --> 00:38:10,430
‫و تشکیل خونواده دادیم.

602
00:38:12,650 --> 00:38:13,700
‫با هم پیر شدیم.

603
00:38:13,740 --> 00:38:16,180
‫اون حباب زمانی هنوز سر جاشه.

604
00:38:17,140 --> 00:38:18,440
‫هنوز داره ازمون محافظت می‌کنه.

605
00:38:18,490 --> 00:38:20,560
‫از چیزی که داشتیم
‫از چیزی که همیشه برامون می‌مونه.

606
00:38:21,970 --> 00:38:24,670
‫اما از اینجا به بعد...

607
00:38:24,710 --> 00:38:27,630
‫فقط یه راه رو به جلو هست.

608
00:38:27,670 --> 00:38:31,150
‫و باور کن جاگهد، این چیز خوبیه.

609
00:38:47,300 --> 00:38:50,430
‫خیلی مزخرفه که باید می‌مُردی
‫که این اتفاق‌ها بیوفته.

610
00:38:50,470 --> 00:38:52,650
‫اما نمُردم.

611
00:38:52,690 --> 00:38:53,560
‫دیگه نه.

612
00:38:53,610 --> 00:38:54,650
‫ستاره‌ی دنباله‌دار...

613
00:38:54,700 --> 00:38:55,650
‫پایان دنیا، دیگه...

614
00:38:55,700 --> 00:38:58,610
‫دیگه اتفاق نمیوفته.

615
00:38:59,700 --> 00:39:02,140
‫ما راست و ریسش کردیم.

616
00:39:02,180 --> 00:39:03,250
‫هی خدا.

617
00:39:04,100 --> 00:39:06,010
‫همون موضوع پارادوکس زمان همیشگی.

618
00:39:12,320 --> 00:39:13,930
‫میشه حداقل برای خدافظی ببوسمت؟

619
00:39:23,120 --> 00:39:25,120
‫جاگهد جونز، ذهنم رو خوندی.

620
00:40:03,200 --> 00:40:06,460
‫و توی یه چشم به‌هم زدن
‫فرشته تبتا رفته بود.

621
00:40:08,420 --> 00:40:10,210
‫اما بهترین هدیه رو بهمون داده بود...

622
00:40:11,380 --> 00:40:12,550
‫خاطراتمون.

623
00:40:13,120 --> 00:40:15,140
‫خاطراتی که برای بیشترین
‫درصد شادی ویرایش شده بود.

624
00:40:15,990 --> 00:40:17,690
‫خاطرات خوب.

625
00:40:17,740 --> 00:40:20,390
‫خاطراتی که تا آخر عمر
‫عزیز نگه می‌داشتیم.

626
00:40:20,430 --> 00:40:25,000
‫اما من تصمیم گرفتم هم خاطرات
‫خوب رو نگه دارم و هم خاطرات تلخ.

627
00:40:25,050 --> 00:40:28,270
‫گفتم به‌عنوان مُوَرخ غیررسمی شهر...

628
00:40:28,310 --> 00:40:30,180
‫این وظیفه‌ی منه.

629
00:40:33,880 --> 00:40:36,100
‫اما از قرار معلوم...

630
00:40:36,150 --> 00:40:38,510
‫من تنها کسی نبودم که تصمیم گرفته بود
‫همه چیز رو یادش بمونه.

631
00:40:40,150 --> 00:40:41,190
‫بتی هم تصمیمش همین بود.

632
00:40:43,150 --> 00:40:47,850
‫بیشتر از همه، بتی این رو درک می‌کرد
‫که ما رو خاطرات خوب و بد با هم می‌سازن...

633
00:40:47,900 --> 00:40:49,590
‫شادی و رنجش...

634
00:40:49,640 --> 00:40:51,330
‫تاریکی و روشنایی...

635
00:40:51,380 --> 00:40:53,120
‫و تمام زخم‌هایی که توی مسیر می‌خوریم.

636
00:40:53,144 --> 00:41:10,144
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

637
00:41:10,168 --> 00:41:18,168
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

638
00:41:18,710 --> 00:41:21,710
‫یه تغییر همه جانبه‌ی کیهانی دیگه
‫دوباره رقم خورده بود...

639
00:41:21,760 --> 00:41:24,320
‫یا قرار بود بخوره.

640
00:41:24,370 --> 00:41:26,410
‫اما صحنه برای آخرین فصل

641
00:41:26,460 --> 00:41:28,630
‫داستان حماسی‌مون درباره‌ی
‫شهری با پپ آماده شده بود...

642
00:41:28,680 --> 00:41:31,200
‫داستانی که تنها می‌شد یه اسم براش گذاشت...

643
00:41:40,300 --> 00:41:42,650
‫«خداحافظ، ریوردیل»

644
00:41:42,690 --> 00:41:44,790
♪ « Johnny Jewel – Tell Me » ♪

