﻿1
00:00:01,597 --> 00:00:03,432
‫۶۷ سال گذشت.

2
00:00:04,308 --> 00:00:05,559
‫الان توی زمان حالیم.

3
00:00:06,435 --> 00:00:09,522
‫از آخرین فصل زندگی‌مون
‫نوجَوون‌ها حالا بزرگ شدن...

4
00:00:09,605 --> 00:00:12,441
‫ازدواج کردن
‫و بچه‌هاشون رو بزرگ کردن.

5
00:00:12,525 --> 00:00:14,777
‫خیلی‌هاشون فوت شدن.

6
00:00:14,860 --> 00:00:19,532
‫داستان امشب در مورد خدافظی
‫با شهریه که دوره‌ای توی زمان گم شد

7
00:00:19,615 --> 00:00:22,993
‫و همینطور آدم‌هایی که زمانی توش زندگی کردن.

8
00:00:23,077 --> 00:00:24,453
‫تقریباً از آخرش شروع میشه.

9
00:00:25,204 --> 00:00:27,331
‫با زنی به اسم الیزابت کوپر.

10
00:00:27,873 --> 00:00:29,875
‫حالا ۸۶ سالشه

11
00:00:29,959 --> 00:00:33,337
‫و توی یه اتاق کوچیک
‫توی خونه‌ی نوه‌‍ش استراحت می‌کنه.

12
00:00:33,420 --> 00:00:35,631
‫هر روز آگهی‌های فوت رو چک می‌کنه.

13
00:00:35,714 --> 00:00:38,175
‫زمان دبیرستان می‌شناختیش
‫مگه نه، مامان‌بزرگ بتی؟

14
00:00:38,259 --> 00:00:40,511
‫انگار آدم جالبی بوده.

15
00:00:40,594 --> 00:00:42,054
‫آره.

16
00:00:43,472 --> 00:00:45,182
‫همه‌مون بودیم.

17
00:00:47,476 --> 00:00:50,813
‫ماجراجویی‌های شگفت‌انگیزی داشتیم.

18
00:00:51,730 --> 00:00:54,441
‫اگه بگم باورت نمیشه، آلیس.

19
00:00:56,485 --> 00:00:58,571
‫خب، این هم از این.

20
00:01:00,865 --> 00:01:02,992
‫از اون جمع فقط من موندم.

21
00:01:07,705 --> 00:01:08,998
‫آلیس، عزیزم...

22
00:01:10,416 --> 00:01:12,084
‫می‌خوام برگردم.

23
00:01:12,167 --> 00:01:14,670
‫برگردم به ریوردیل، برای آخرین بار...

24
00:01:14,753 --> 00:01:16,297
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

25
00:01:19,091 --> 00:01:22,344
‫هر روز بیشتر و بیشتر فراموش می‌کنم

26
00:01:22,428 --> 00:01:27,308
‫و می‌خوام تا همه چیز از یادم نرفته
‫برگردم ریوردیل.

27
00:01:27,391 --> 00:01:30,102
‫خب، بذار فردا ببینیم حالِت چطوره

28
00:01:30,185 --> 00:01:34,106
‫و اگه آماده بودی، آره...
‫می‌تونی بریم ریوردیل.

29
00:01:34,189 --> 00:01:35,608
‫مرسی عزیزم.

30
00:01:35,632 --> 00:01:43,632
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

31
00:01:43,656 --> 00:01:50,656
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

32
00:01:50,732 --> 00:01:54,332
‫[ریوردیل]

33
00:01:58,088 --> 00:01:59,106
‫کیه؟

34
00:02:03,010 --> 00:02:05,220
‫حتماً خوابم برده.

35
00:02:05,888 --> 00:02:10,601
‫داشتم سالنامه‌مون رو نگاه می‌کردم.

36
00:02:11,143 --> 00:02:13,354
‫می‌خواستم یادم بیاد که...

37
00:02:13,437 --> 00:02:14,688
‫چی رو یادت بیاد؟

38
00:02:15,189 --> 00:02:16,523
‫فکر کنم همه چیز رو.

39
00:02:17,650 --> 00:02:19,693
‫فردا دارم برمی‌گردم ریوردیل.

40
00:02:20,569 --> 00:02:22,947
‫نوه‌‍م قراره من رو ببره.

41
00:02:23,781 --> 00:02:26,200
‫هرچند با دیدن این عکس‌ها...

42
00:02:26,784 --> 00:02:32,414
‫پیش خودم میگم کاش
‫می‌شد برگردم به همون موقع.

43
00:02:34,333 --> 00:02:35,376
‫همونطوری که بودیم.

44
00:02:35,960 --> 00:02:37,044
‫می‌تونی بتی.

45
00:02:38,504 --> 00:02:40,964
‫می‌تونی یه تاریخ و
‫یه روز انتخاب کنی تا ببرمت.

46
00:02:41,048 --> 00:02:44,218
‫- اما ممکنه برات دردناک باشه.
‫- چطور مگه؟

47
00:02:44,802 --> 00:02:48,472
‫چون فقط اون روز رو زندگی نمی‌کنی، قرار خودت
‫رو هم ببینی که اون روز رو زندگی می‌کنی.

48
00:02:48,555 --> 00:02:49,640
‫اما خب باز هم...

49
00:02:51,266 --> 00:02:53,185
‫اگه میگی می‌تونیم، پس...

50
00:02:55,437 --> 00:02:58,524
‫می‌خوام برم به روزی که توش نبودم.

51
00:02:58,607 --> 00:03:01,777
‫روزی که سال آخر همه
‫سالنامه‌هاشون رو گرفتن.

52
00:03:02,903 --> 00:03:06,907
‫من اوریون گرفته بودم
‫و مجبور شدم خونه بمونم

53
00:03:08,367 --> 00:03:11,036
‫و نتونستم بدم سالنامه‌‍م رو امضا کنن.

54
00:03:11,120 --> 00:03:13,414
‫همیشه حسرتش رو می‌خوردم.

55
00:03:13,497 --> 00:03:15,416
‫پس صبح شروع می‌کنیم.

56
00:03:16,083 --> 00:03:19,920
‫فقط کافیه از اون در بری بیرون
‫تا به روزی که می‌خوای برسی.

57
00:03:20,003 --> 00:03:21,271
‫روزی که از دست دادی.
‫[اتاق بتی]

58
00:03:28,512 --> 00:03:31,807
‫وای خدا، اتاق خودمه.

59
00:03:31,890 --> 00:03:34,727
‫دقیقاً همونطوریه که توی یادم مونده بود.

60
00:03:34,810 --> 00:03:36,103
‫سلام اتاق‌جون.

61
00:03:41,316 --> 00:03:42,484
‫واقـ...؟

62
00:03:44,111 --> 00:03:46,405
‫واقعاً من این شکلی بودم؟

63
00:03:50,659 --> 00:03:53,871
‫اون زمان خیلی چیزها بود که دوست داشتم
‫توی ظاهرم عوض کنم.

64
00:03:53,954 --> 00:03:55,789
‫چرا؟!
‫من بی‌نقص بودم.

65
00:03:56,540 --> 00:03:57,875
‫همه‌مون بی‌نقص بودیم.

66
00:03:58,959 --> 00:04:01,045
‫پنجره‌‍م!

67
00:04:03,505 --> 00:04:06,258
‫چقدر طلوع آفتاب از این پنجره دیدم.

68
00:04:07,801 --> 00:04:10,054
‫چقدر ماه دیدم.
‫چقدر...

69
00:04:15,059 --> 00:04:18,479
‫چند بار از این پنجره
‫اتاق آرچی رو نگاه کردم؟

70
00:04:19,063 --> 00:04:21,398
‫حداقل، چندین هزار بار.

71
00:04:23,192 --> 00:04:25,694
‫آرچی قراره یه بحث بزرگ با مامانش بکنه.

72
00:04:25,778 --> 00:04:27,738
‫در مورد آینده‌‍ش بعد از
‫فارغ‌التحصیلی دبیرستان.

73
00:04:31,158 --> 00:04:32,159
‫سلام عزیزم.

74
00:04:32,993 --> 00:04:34,953
‫- صبحونه حاضره.
‫- مرسی مامان.

75
00:04:36,497 --> 00:04:37,514
‫راستی مامان...

76
00:04:40,959 --> 00:04:42,544
‫نمی‌خوام اذیتت کنم

77
00:04:42,628 --> 00:04:46,006
‫اما تا فردا باید به ویک خبر بدم
‫که می‌خوام برم عضو گروهش شم یا نه.

78
00:04:49,134 --> 00:04:51,220
‫آخه برام منطقی نیست.

79
00:04:51,804 --> 00:04:55,099
‫سفر کردن دورتادور کشور
‫با یه گروه کارگر جاده‌ای

80
00:04:55,682 --> 00:04:58,143
‫سیمان ریختن، چاله کندن...

81
00:04:59,561 --> 00:05:02,106
‫همونطوره که رئیس جمهور آیزنهاور
‫توی اخبار گفت.

82
00:05:02,189 --> 00:05:06,026
‫میرم بزرگراه‌هایی رو می‌سازم
‫که شهرها و مردم رو از

83
00:05:06,652 --> 00:05:08,862
‫این ساحل به اون ساحل
‫وصل می‌کنه، تا خود کالیفرنیا.

84
00:05:09,780 --> 00:05:11,615
‫اینطور برای نوشتن الگو می‌گیرم.

85
00:05:11,698 --> 00:05:14,451
‫اما تو همین‌جا توی ریوردیل
‫کلی شعر قشنگ نوشتی.

86
00:05:14,535 --> 00:05:15,552
‫مامان...

87
00:05:16,078 --> 00:05:19,540
‫فقط ۳ ماهه، بعدش برمی‌گردم.

88
00:05:20,916 --> 00:05:22,251
‫نه، آرچی...

89
00:05:23,127 --> 00:05:24,144
‫نه.

90
00:05:24,878 --> 00:05:29,383
‫یه نگاه به اقیانوس آرام بندازی
‫کلاً ریوردیل از یادت میره.

91
00:05:30,175 --> 00:05:32,052
‫ریوردیل از یادم بره؟

92
00:05:33,762 --> 00:05:35,138
‫عمراً.

93
00:05:35,806 --> 00:05:38,225
‫اینجا همیشه خونه‌ی من می‌مونه.
‫خونه‌ی ما.

94
00:05:42,354 --> 00:05:43,530
‫چیه؟

95
00:05:44,773 --> 00:05:46,525
‫درست عین باباتی.

96
00:05:47,985 --> 00:05:50,195
‫اون هم عشق سفر داشت.

97
00:05:50,279 --> 00:05:53,073
‫همیشه دوست داشت بره غرب زندگی کنه.

98
00:05:53,949 --> 00:05:55,492
‫هیچوقت نرفت اما...

99
00:05:58,662 --> 00:05:59,830
‫شاید تو بتونی.

100
00:06:01,874 --> 00:06:02,958
‫من راضی‌ام.

101
00:06:04,668 --> 00:06:05,727
‫مرسی.

102
00:06:07,504 --> 00:06:08,589
‫دوستت دارم مامان.

103
00:06:09,756 --> 00:06:11,216
‫من هم دوستت دارم آرچی.

104
00:06:13,635 --> 00:06:16,471
‫یادم نمیاد، خانم اندروز چی شد؟

105
00:06:16,930 --> 00:06:18,599
‫بوتیکش رو خرید.

106
00:06:18,682 --> 00:06:21,560
‫بعد یه روز یه زنی به اسم بروک وارد شد.

107
00:06:21,643 --> 00:06:23,270
‫با هم حرف زدن

108
00:06:24,146 --> 00:06:26,723
‫و چند هفته‌ی بعدش اومد توی خونه‌ی
‫خانم اندروز و پیشش زندگی کرد.

109
00:06:27,691 --> 00:06:29,568
‫تا آخرش پیش هم موندن.

110
00:06:30,319 --> 00:06:32,821
‫خانم اندروز از اولش هم زن مهربونی بود.

111
00:06:34,031 --> 00:06:37,534
‫یه‌بار به‌خاطر طرد کردن من
‫حسابی مامانم رو دعوا کرد.

112
00:06:38,994 --> 00:06:41,038
‫بس کن.

113
00:06:43,999 --> 00:06:45,033
‫این صدای...؟

114
00:06:47,669 --> 00:06:51,173
‫ما که نمی‌تونیم مهمونی
‫سیسمونی رو وسط ژوئن بگیریم!

115
00:06:51,256 --> 00:06:54,176
‫- از گرما خفه میشم!
‫- انقدر نازک نارنجی نباش پالی.

116
00:06:54,259 --> 00:06:56,678
‫از اون پنکه کاغذی خوشگل‌ها می‌گیریم.

117
00:06:57,471 --> 00:06:58,488
‫مامان!

118
00:06:58,931 --> 00:06:59,932
‫پالی!

119
00:07:01,516 --> 00:07:03,018
‫شما زنده‌اید!

120
00:07:03,518 --> 00:07:04,853
‫خیلی هم جَوونید!

121
00:07:04,937 --> 00:07:07,064
‫با هم آشتی کردید!

122
00:07:07,147 --> 00:07:11,818
‫الیزابت، برای چی بلند شدی؟
‫تو اریون گرفتی دخترجون.

123
00:07:11,902 --> 00:07:14,571
‫نه، نه خیلی هم حالم خوبه.
‫دارم میرم مدرسه.

124
00:07:14,655 --> 00:07:15,672
‫مامان...

125
00:07:16,240 --> 00:07:19,493
‫موفق شدی!
‫از بابا طلاق گرفتی و مهماندار شدی.

126
00:07:19,576 --> 00:07:20,953
‫همونطور که آرزوش رو داشتی.

127
00:07:21,036 --> 00:07:23,789
‫خب، آرزوی من دیدن دنیا بود.

128
00:07:23,872 --> 00:07:27,125
‫نه که توی هواپیما ملخی به سمت پوکیپسی
‫بادوم و فندق تعارف کنم

129
00:07:27,209 --> 00:07:28,293
‫اما خب زندگیه دیگه.

130
00:07:29,294 --> 00:07:30,671
‫نه وایسا، عجله نکن مامان.

131
00:07:30,754 --> 00:07:33,423
‫میـ...فقط...من رو نگاه کن...

132
00:07:34,716 --> 00:07:35,792
‫من رو نگاه کن.

133
00:07:39,137 --> 00:07:41,765
‫خدایا، دارم بهت نگاه می‌کنم بتی.

134
00:07:42,474 --> 00:07:45,352
‫و دارم دختری رو می‌بینم
‫که اگه اریون نداشته باشه

135
00:07:45,435 --> 00:07:47,562
‫بهتر عجله کنه تا مدرسه‌‍ش دیر نشده.

136
00:07:47,646 --> 00:07:49,898
‫درسته، آره
‫مدرسه.

137
00:07:49,982 --> 00:07:51,116
‫اول...

138
00:07:55,320 --> 00:07:56,405
‫دوستت دارم مامان.

139
00:08:02,494 --> 00:08:03,662
‫دوستت دارم پالی.

140
00:08:10,002 --> 00:08:12,504
‫خیلی خیلی از دیدن دوباره‌تون خوشحال شدم.

141
00:08:17,342 --> 00:08:18,510
‫این چه...؟

142
00:08:18,593 --> 00:08:21,722
‫مامان من خیلی مهماندار موند؟

143
00:08:22,306 --> 00:08:23,390
‫برعکس.

144
00:08:24,474 --> 00:08:30,230
‫یه شب خلبان‌شون یه استیک و
‫سه‌تا پیک مارتینی خورد و سکته زد

145
00:08:31,273 --> 00:08:36,236
‫و مامانت نشست جاش و هواپیما
‫رو از ریوردیل تا پوکیپسی برد...

146
00:08:36,320 --> 00:08:37,571
‫سالم نشوندش زمین.

147
00:08:41,908 --> 00:08:42,951
‫درسته.

148
00:08:44,536 --> 00:08:47,080
‫و یکی از مسافرهای هواپیما

149
00:08:47,164 --> 00:08:51,168
‫به‌خاطر نجات جونش برای تشکر
‫دعوتش کرد شام.

150
00:08:51,835 --> 00:08:54,421
‫و چند ماه بعد ازدواج کردن.

151
00:08:54,504 --> 00:08:56,006
‫بهش پیشنهاد داد کل دنیا رو نشونش بده

152
00:08:56,089 --> 00:08:59,051
‫و بعد از هرجا که می‌رفتن
‫برات کارت پستال می‌فرستاد.

153
00:08:59,760 --> 00:09:02,387
‫تا روزی که دیگه کارت پستالی ازش نیومد.

154
00:09:06,558 --> 00:09:07,642
‫پالی چی شد؟

155
00:09:08,185 --> 00:09:10,896
‫بچه‌هاش رو به‌دنیا آورد.
‫جونیپر و دگوود.

156
00:09:11,772 --> 00:09:13,190
‫خیلی از زندگیش راضی بود.

157
00:09:13,273 --> 00:09:15,484
‫با خانواده‌‍ش زندگی خوشبختی داشت

158
00:09:15,567 --> 00:09:19,321
‫اما هیچوقت به شخصیت پالی اموروس‌ـش برنگشت.

159
00:09:20,030 --> 00:09:23,200
‫من فقط یه‌بار اجراش رو توی بابیلونیوم دیدم

160
00:09:23,283 --> 00:09:25,243
‫اما هنوز هم توی ذهنمه.

161
00:09:25,994 --> 00:09:27,662
‫واقعاً سوپراستاری بود برای خودش.

162
00:09:28,330 --> 00:09:29,581
‫حاضری؟

163
00:09:31,166 --> 00:09:32,918
‫تا برای آخرین بار برگردی مدرسه.

164
00:09:39,883 --> 00:09:41,259
‫اینا واقعی‌ان؟

165
00:09:42,511 --> 00:09:43,637
‫یا دارم خواب می‌بینم؟

166
00:09:44,346 --> 00:09:46,223
‫ترکیبی از هر دو.

167
00:09:46,807 --> 00:09:50,394
‫اما اون روز سال ۵۷
‫واقعاً همین شکلی بود.

168
00:09:50,477 --> 00:09:55,273
‫همه خیلی جَوون و خوشگل و بی‌دغدغه هستن.

169
00:09:55,357 --> 00:09:57,234
‫خودشون هم اصلاً خبر ندارن، نه؟

170
00:09:59,236 --> 00:10:02,322
‫که چقدر این دوره خاصه
‫و چه زود می‌گذره...

171
00:10:02,406 --> 00:10:03,615
‫توی یه چشم به‌هم زدن.

172
00:10:03,698 --> 00:10:04,774
‫بی؟!

173
00:10:06,493 --> 00:10:07,953
‫تو نباید اینجا باشی.

174
00:10:08,662 --> 00:10:11,081
‫نکنه معجزه شده و خوب شدی؟

175
00:10:11,164 --> 00:10:12,290
‫ورانیکا!

176
00:10:15,001 --> 00:10:16,169
‫خدا رو شکر!

177
00:10:17,796 --> 00:10:19,965
‫زبونم بند اومده.

178
00:10:20,549 --> 00:10:23,176
‫اعتماد به‌نفسی که الان بهم
‫دادی رو نمی‌دونستم نیاز دارم.

179
00:10:23,802 --> 00:10:25,470
‫کاش بیشتر اریون بگیری.

180
00:10:27,264 --> 00:10:28,932
‫خب، بیا بریم دیگه.

181
00:10:29,516 --> 00:10:31,768
‫روز هنوز شروع نشده
‫اما ما هیچی نشده عقبیم.

182
00:10:31,852 --> 00:10:34,813
‫قبل از زنگ آخر
‫کلی کار باید بکنیم.

183
00:10:34,896 --> 00:10:37,065
‫امروز سالنامه میدن، یادت نره.

184
00:10:37,689 --> 00:10:41,189
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۲۰»

185
00:10:45,427 --> 00:10:47,011
‫باورم نمیشه، وی.

186
00:10:48,179 --> 00:10:52,851
‫این آخرین باریه که توی زندگی‌مون
‫با هم توی دبیرستان راه میریم.

187
00:10:53,435 --> 00:10:56,729
‫ما هنوز فارغ‌التحصیل نشدیم بتی.

188
00:10:56,813 --> 00:10:59,023
‫هنوز برای آبغوره گرفتن زوده.

189
00:10:59,691 --> 00:11:03,111
‫ناگفته نمونه خودم هم یه‌کم احساساتی شدم.

190
00:11:03,194 --> 00:11:05,780
‫- من میرم دستشویی، بعداً می‌بینمت.
‫- باشه، تا بعد.

191
00:11:07,304 --> 00:11:10,304
‫[دبیرستان ریوردیل - تأسیس ۱۹۴۱]

192
00:11:14,228 --> 00:11:17,128
‫[جایزه بهترین شعر ۱۹۵۷ برای آرچی اندروز]

193
00:11:20,003 --> 00:11:22,672
‫دانش‌آموزان ریوردیل توجه توجه.

194
00:11:23,256 --> 00:11:25,967
‫- تونی.
‫- به‌عنوان نماینده‌ی سال آخر

195
00:11:26,050 --> 00:11:29,304
‫به همه‌تون یادآوری می‌کنم که

196
00:11:29,387 --> 00:11:31,347
‫یادتون نره سالنامه رو
‫از لانژ مدرسه بردارید.

197
00:11:31,431 --> 00:11:32,807
‫هر دانش‌آموز
‫یه سالنامه.

198
00:11:33,766 --> 00:11:35,185
‫خب...

199
00:11:35,268 --> 00:11:37,061
‫یه نکته‌ی دیگه هم هست

200
00:11:37,645 --> 00:11:40,190
‫که ما سال آخری‌ها چشم انتظارشیم.

201
00:11:40,815 --> 00:11:45,778
‫تنها میشه با یه شعر توصیفش کرد.

202
00:11:47,113 --> 00:11:48,990
‫اسم شعر «رویاها»ست

203
00:11:49,699 --> 00:11:51,159
‫به قلم لنگستون هیوز.

204
00:11:52,577 --> 00:11:54,621
‫♪ مکن رها رویا را ♪

205
00:11:55,663 --> 00:11:57,248
‫♪ چرا که گر رویا بمیرد ♪

206
00:11:57,332 --> 00:11:59,459
‫♪ زندگی گنجشکی‌ست بال شکسته ♪

207
00:11:59,542 --> 00:12:01,336
‫♪ او را نتوان پرواز ♪

208
00:12:01,419 --> 00:12:02,962
‫♪ مکن رها رویا را ♪

209
00:12:03,046 --> 00:12:04,881
‫♪ چرا که گر رویا رود ♪

210
00:12:04,964 --> 00:12:06,549
‫♪ زندگی زمینی‌ست بی‌حاصل ♪

211
00:12:07,050 --> 00:12:08,384
‫♪ یخ زده از برف ♪

212
00:12:09,135 --> 00:12:11,512
‫دانش‌آموزان دبیرستان ریوردیل

213
00:12:11,596 --> 00:12:14,474
‫ما رویای مدرسه‌ای بهتر داشتیم.

214
00:12:16,601 --> 00:12:19,020
‫و با کمک جناب مدیر ودربی

215
00:12:19,103 --> 00:12:20,438
‫رویا رو واقعی کردیم.

216
00:12:21,147 --> 00:12:25,068
‫اونایی که قراره وارد اجتماع بشن
‫لطفاً یادتون باشه...

217
00:12:25,151 --> 00:12:27,153
‫که تک‌تک ماها

218
00:12:27,237 --> 00:12:31,074
‫قدرت انجام تغییرات بزرگ و بادوام داریم

219
00:12:32,992 --> 00:12:35,036
‫اما اول باید رویاش رو داشته باشیم.

220
00:12:37,538 --> 00:12:39,582
‫اینا رو یادمه.

221
00:12:40,583 --> 00:12:44,587
‫مقاله‌های رزا پارکس و
‫تحریم اتوبوس‌های مونتگمری.

222
00:12:46,756 --> 00:12:49,998
‫تونی همیشه حواسش جمع
‫بود تا مدرسه از اتفاقات

223
00:12:50,022 --> 00:12:53,263
‫مهمی که روی کشور
‫تأثیر می‌ذارن خبردار باشه.

224
00:12:53,346 --> 00:12:57,475
‫درسته.
‫و ادامه هم داشت اگه...

225
00:12:57,558 --> 00:13:01,271
‫نه.
‫نگو چه بلایی سر تونی اومد.

226
00:13:01,354 --> 00:13:02,388
‫خواهش می‌کنم.

227
00:13:04,190 --> 00:13:05,358
‫فعلاً نمی‌خوام بدونم.

228
00:13:05,942 --> 00:13:07,473
‫باشه.

229
00:13:07,497 --> 00:13:09,028
‫نمیگم.

230
00:13:09,052 --> 00:13:14,752
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

231
00:13:14,826 --> 00:13:16,369
‫اَی، چندش.
‫واسه چی اومدی؟!

232
00:13:16,452 --> 00:13:18,621
‫کلاغه خبر رسونده اریون داری.

233
00:13:18,705 --> 00:13:20,665
‫جلو نیا، نمی‌خوام ازت بگیرم.

234
00:13:20,748 --> 00:13:23,418
‫نه، چیزی نیست شرل.
‫اشتباهی تشخیص داده بودم.

235
00:13:23,501 --> 00:13:26,087
‫میشه لطفاً سالنامه‌‍م رو بدی و امضاش کنی؟

236
00:13:26,170 --> 00:13:28,756
‫نه بتی‌جان، همونطور که می‌بینی سرم شلوغه.
‫بعداً بیا.

237
00:13:29,340 --> 00:13:32,093
‫- اگه دیگه ندیدمت چی؟
‫- صد درصد می‌بینی.

238
00:13:32,176 --> 00:13:33,469
‫البته تا وقتی که مریض نباشی.

239
00:13:33,553 --> 00:13:36,931
‫امشب به گالری هنری من و تونی
‫توی اتاق تاریک دعوتی.

240
00:13:37,015 --> 00:13:39,684
‫بعدش هم قراره توی تورنهیل یه دورهمی بگیریم.

241
00:13:39,767 --> 00:13:41,561
‫- هردوتاش رو میام.
‫- قدمت روی چشم.

242
00:13:41,644 --> 00:13:44,605
‫حالا دیگه برو بتی‌جان، پشتت صف بستن.
‫بای‌بای.

243
00:13:51,738 --> 00:13:54,157
‫- مرسی فنگز.
‫- خواهش بتی.

244
00:13:54,240 --> 00:13:57,994
‫فنگز حالا که آهنگش حسابی فروش رفته
‫به امضا دادن عادت داره.

245
00:13:58,077 --> 00:13:58,911
‫بیخیال عزیزم.

246
00:13:58,995 --> 00:14:02,165
‫- «پیکسی گرل» توی آمار ۸ـمه.
‫- فکر کردی کمه؟!

247
00:14:02,248 --> 00:14:06,461
‫تازه نظر مامان و بابام هم در
‫مورد ازدواج‌مون عوض کرد.

248
00:14:06,544 --> 00:14:10,256
‫- تازه باید صبر کنی آهنگ بعدیش رو بشنوی.
‫- آخ گفتی، باید زودتر بریم.

249
00:14:10,340 --> 00:14:12,592
‫تا یک ساعت و نیم دیگه باید توی استودیو باشم

250
00:14:12,675 --> 00:14:15,386
‫تا چندتا آهنگ برای تور تابستونم انتخاب کنم.

251
00:14:16,012 --> 00:14:17,263
‫تور؟

252
00:14:17,347 --> 00:14:20,058
‫۶ هفته توی جاده
‫با یه ترکیب فوق‌ستاره.

253
00:14:20,141 --> 00:14:21,934
‫هر شب یه شهر متفاوت.

254
00:14:22,018 --> 00:14:24,479
‫یه اتوبوس خفن هم با کلی
‫امکانات برامون جور کردن.

255
00:14:24,562 --> 00:14:25,938
‫تا بعد، بتی.

256
00:14:29,525 --> 00:14:30,560
‫خدافظ.

257
00:14:33,488 --> 00:14:35,657
‫اونطوری که امیدوار بودن تموم نشد، نه؟

258
00:14:36,574 --> 00:14:37,608
‫نه.

259
00:14:38,576 --> 00:14:39,911
‫هفته‌ی چهارم تور بود

260
00:14:39,994 --> 00:14:42,121
‫اتوبوس فنگز داشت می‌رفت سمت کوهستان راکی

261
00:14:42,205 --> 00:14:43,915
‫که یکی از تایرها پنچر شد.

262
00:14:43,998 --> 00:14:45,500
‫کسی زنده نموند.

263
00:14:45,583 --> 00:14:47,043
‫فنگز بیچاره.

264
00:14:49,545 --> 00:14:52,799
‫از بین ما فنگز بود که اول...

265
00:14:56,177 --> 00:14:57,470
‫فوت کرد.

266
00:14:58,721 --> 00:14:59,722
‫اما...

267
00:15:01,766 --> 00:15:03,351
‫اون گواهی‌نامه فروش موسیقی ضبط‌شده‌‍شه.

268
00:15:05,228 --> 00:15:07,939
‫تا وقتی این مدرسه وجود داره
‫اون هم همون‌جا می‌مونه.

269
00:15:11,025 --> 00:15:12,276
‫میج چی؟

270
00:15:13,027 --> 00:15:14,946
‫خب، به لطف آهنگ‌های فنگز

271
00:15:15,029 --> 00:15:18,366
‫میج و دخترش تا آخر عمرشون تأمین شدن.

272
00:15:19,701 --> 00:15:20,868
‫یادمه.

273
00:15:24,288 --> 00:15:26,332
‫داره بیشتر و بیشتر یادم میاد.

274
00:15:27,583 --> 00:15:29,961
‫بتی، سلام
‫ناهار بیکاری؟

275
00:15:30,044 --> 00:15:32,547
‫روز قشنگیه.
‫من و کِلی قراره بریم بیرون ناهار بخوریم

276
00:15:32,630 --> 00:15:34,507
‫- اگه خواستی بیا.
‫- کوین.

277
00:15:37,051 --> 00:15:40,763
‫واقعاً روز قشنگیه.
‫از خدامه باهاتون بیام.

278
00:15:45,184 --> 00:15:47,729
‫خدایا، باورم نمیشه آخرین باریه

279
00:15:47,812 --> 00:15:50,606
‫که توی مدرسه با هم ناهار می‌خوریم.
‫تو باورت میشه بتی؟

280
00:15:50,690 --> 00:15:51,733
‫می‌دونم.

281
00:15:52,650 --> 00:15:54,861
‫همه چیز داره سریع می‌گذره، کوین.

282
00:15:54,944 --> 00:15:58,614
‫کِلی، حس می‌کنم خیلی کم تو رو شناختم.

283
00:15:58,698 --> 00:16:02,285
‫حالا درست میشه.
‫من و کِلی سال بعد قراره پیش هم زندگی کنیم.

284
00:16:02,368 --> 00:16:03,411
‫آخی.

285
00:16:03,494 --> 00:16:05,580
‫من که دارم میرم کلمبیا ادبیات بخونم

286
00:16:05,663 --> 00:16:08,916
‫و کوین هم میره دانشگاه نیویورک
‫که نویسندگی تئاتر موزیکال بخونه

287
00:16:09,000 --> 00:16:11,919
‫پس گفتیم یه آپارتمان با هم بگیریم.

288
00:16:12,003 --> 00:16:13,588
‫به خانواده‌مون هم همین رو گفتیم.

289
00:16:13,671 --> 00:16:15,757
‫البته، من فقط به مامانم
‫و کِلی هم فقط به باباش.

290
00:16:15,840 --> 00:16:18,050
‫واقعاً خوش‌شون اومده بود.

291
00:16:18,134 --> 00:16:21,387
‫مثل همیشه ازمون خواستن مواظب باشیم.

292
00:16:21,471 --> 00:16:23,389
‫ما هم همیشه هستیم.

293
00:16:24,515 --> 00:16:25,850
‫آخر و عاقبت اینا چی شد؟

294
00:16:26,726 --> 00:16:29,228
‫- امیدوارم اتفاق بدی براشون نیوفتاده باشه.
‫- نه.

295
00:16:30,021 --> 00:16:33,232
‫وسط هارلم یه زندگی خیلی خوب تشکیل دادن.

296
00:16:33,316 --> 00:16:35,318
‫آره، یادمه رفتم پیش‌شون.

297
00:16:35,401 --> 00:16:38,237
‫فقط لازم بود پنجره رو باز کنن

298
00:16:38,321 --> 00:16:42,366
‫تا دنیایی پر از موسیقی و هنر رو ببینن.

299
00:16:43,159 --> 00:16:46,579
‫کِلی توی دانشگاه کلمبیا
‫استاد ثابت شد.

300
00:16:47,705 --> 00:16:50,625
‫و کوین هم یه شرکت تئاتر خارج از برادوی زد.

301
00:16:50,708 --> 00:16:53,044
‫از اون خونه کلی خاطره داشتن.

302
00:16:54,337 --> 00:16:57,423
‫کوین ۸۲ سالش بود که
‫خوابید و دیگه بیدار نشد.

303
00:16:58,132 --> 00:17:00,218
‫کِلی هم چند هفته بعدش فوت کرد.

304
00:17:00,301 --> 00:17:02,762
‫رفت پارک مرکزی از آفتاب لذت ببره

305
00:17:02,845 --> 00:17:06,557
‫نشسته روی یه نیمکت و به چندتا کبوتر غذا داد
‫و تموم شد.

306
00:17:09,477 --> 00:17:11,103
‫بتی، خوبی؟

307
00:17:14,440 --> 00:17:15,441
‫آره.

308
00:17:17,318 --> 00:17:20,571
‫فقط داشتم به تو و کِلی و اینکه چقدر...

309
00:17:23,324 --> 00:17:25,201
‫نیمه‌ی گم‌شده‌ی هم هستید
‫فکر می‌کردم.

310
00:17:26,244 --> 00:17:28,329
‫ببخشید، می‌دونم مسخره شدم.

311
00:17:28,412 --> 00:17:30,748
‫حالا حرف نیمه‌ی گم‌شده شد...

312
00:17:30,832 --> 00:17:32,083
‫شما چی؟

313
00:17:32,166 --> 00:17:34,836
‫شما چهارتا تصمیم گرفتید
‫می‌خواید چیکار کنید؟

314
00:17:36,587 --> 00:17:38,130
‫ما چهارتا؟
‫منظورت چیه؟

315
00:17:38,631 --> 00:17:41,884
‫بتی، اینجا فقط خودمونیم.
‫من و کِلی حقیقت رو می‌دونیم.

316
00:17:42,510 --> 00:17:45,179
‫اما اگه خودت می‌خوای
‫و با اینکه آخرین روز مدرسه‌ست

317
00:17:45,263 --> 00:17:48,432
‫خوشحال می‌شیم که فقط با آرچی توی رابطه‌ای

318
00:17:48,516 --> 00:17:49,976
‫و با بقیه نه رو
‫راز نگه داریم.

319
00:17:50,476 --> 00:17:51,644
‫بقیه؟

320
00:17:52,728 --> 00:17:54,897
‫بیخیال.
‫نگو که یهویی یادت رفته

321
00:17:54,981 --> 00:17:59,652
‫که توی این سالی که گذشت تو، آرچی، ورانیکا
‫و جاگهد توی یه رابطه‌ی چهارنفره بودید.

322
00:18:01,946 --> 00:18:03,030
‫رابطه‌ی چهارنفره؟!

323
00:18:29,922 --> 00:18:32,258
‫چی شده کبکت خروس می‌خونه اوریون خانم؟

324
00:18:32,341 --> 00:18:34,051
‫هیچی، فقط...

325
00:18:34,802 --> 00:18:38,681
‫داره یادم میاد یک سال پیش
‫وضعیتم چی بود.

326
00:18:39,682 --> 00:18:44,562
‫این که انتظارات مامانم ازم و
‫قوانین جامعه محدودم کرده بود

327
00:18:44,645 --> 00:18:46,105
‫و دست و پا می‌زدم تا صدام شنیده شه.

328
00:18:46,188 --> 00:18:48,691
‫باشه بابا، می‌دونیم.
‫کتاب «اسرار جوانی»‍ رو خوندیم.

329
00:18:49,191 --> 00:18:50,693
‫حالا که چی؟

330
00:18:50,776 --> 00:18:53,237
‫حالا دارم فکر می‌کنم که

331
00:18:55,823 --> 00:18:57,992
‫واقعاً سال خوبی بوده.

332
00:19:03,831 --> 00:19:06,000
‫مرسی که سالنامه‌‍م رو امضا کردی رجی.

333
00:19:06,542 --> 00:19:09,337
‫حرفش هم نزن.
‫تو کمکم کردی بِلا رو تعمیر کنم.

334
00:19:09,420 --> 00:19:10,254
‫هرچند باید بگم...

335
00:19:10,338 --> 00:19:15,343
‫اگه من رو جای اون اندروز اسکل
‫انتخاب کرده بودی

336
00:19:15,426 --> 00:19:18,554
‫می‌تونستیم بِلا رو ببریم لاورز لین
‫و یه سال آخر خفن بسازیم.

337
00:19:19,388 --> 00:19:22,099
‫من آرچی رو جای تو انتخاب نکردم رجی.

338
00:19:22,808 --> 00:19:25,686
‫یا حتی جاگهد.

339
00:19:27,563 --> 00:19:31,317
‫می‌تونی راز نگه داری؟
‫رازی که آدم‌های خیلی کمی می‌دونن.

340
00:19:32,610 --> 00:19:33,611
‫آره.

341
00:19:33,694 --> 00:19:36,238
‫انگار بعد از اومدن فرشته تبتا

342
00:19:36,322 --> 00:19:40,284
‫یادم اومد بودن با جاگهد چطوریه.

343
00:19:40,368 --> 00:19:41,744
‫و همینطور آرچی.

344
00:19:42,411 --> 00:19:45,748
‫و آرچی و ورانیکا هم یادشون اومد
‫با هم که توی رابطه بودن چطور بوده.

345
00:19:45,831 --> 00:19:48,167
‫اما ورانیکا و جاگهد تازه
‫وارد رابطه شده بودن

346
00:19:48,250 --> 00:19:50,211
‫و یادآوری تمام اونا

347
00:19:50,294 --> 00:19:54,924
‫فشار رو از روی ما برداشت
‫که قرار بود یه انتخاب بیشتر نداشته باشیم.

348
00:19:55,007 --> 00:20:00,137
‫برای همین چهارتایی‌مون
‫فکر کردیم شاید بتونیم...

349
00:20:01,138 --> 00:20:02,173
‫با هم توی رابطه باشیم...

350
00:20:02,556 --> 00:20:03,891
‫همزمان.

351
00:20:03,975 --> 00:20:06,227
‫یعنی داری میگی از پارسال

352
00:20:07,019 --> 00:20:08,980
‫شما چهارتا توی رابطه‌اید؟

353
00:20:10,272 --> 00:20:11,315
‫همه با هم؟

354
00:20:12,817 --> 00:20:16,237
‫اولش چیز خاصی نبود که دوتایی با
‫دوست‌پسر/دخترهامون می‌رفتیم سر قرار.

355
00:20:16,320 --> 00:20:18,030
‫من و آرچی، جاگهد و ورانیکا.

356
00:20:18,114 --> 00:20:21,575
‫و بعد از اون یه‌جورهایی متحول شد.

357
00:20:21,659 --> 00:20:24,787
‫بعضی شب‌ها آرچی یواشکی میومد توی اتاق من

358
00:20:24,870 --> 00:20:27,999
‫و ورانیکا هم با جاگهد می‌رفت خونه.

359
00:20:28,791 --> 00:20:32,003
‫یا بعضی شب‌ها آرچی توی پمبروک می‌موند

360
00:20:32,086 --> 00:20:35,089
‫و من می‌رفتم پیش جاگهد.

361
00:20:35,172 --> 00:20:38,926
‫و بعضی وقت‌ها، که بیشتر
‫از اونیه که فکر بکنی...

362
00:20:39,010 --> 00:20:41,345
‫من پیش ورانیکا بودم.

363
00:20:42,304 --> 00:20:47,143
‫اوکی، ولی هیچوقت به ذهن‌تون خطور نکرد
‫که من رو هم بیارید توی جمع؟

364
00:20:47,226 --> 00:20:49,729
‫خب چرا، من و ورانیکا در موردش حرف زدیم.

365
00:20:49,812 --> 00:20:53,691
‫فکر کن پسری به خوشتیپی و خوش‌هیکلی تو...
‫اما خب تو همیشه فکر و ذکرت بسکتبال بود.

366
00:20:53,774 --> 00:20:56,318
‫به جون خودت وقت خالی می‌کردم.

367
00:20:56,402 --> 00:20:58,112
‫ولی حالا که بحثش شد...

368
00:21:00,656 --> 00:21:02,199
‫بهتره برگردم سراغش.

369
00:21:04,285 --> 00:21:06,746
‫خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم رجی.

370
00:21:07,288 --> 00:21:08,372
‫این نسخه از تو.

371
00:21:09,498 --> 00:21:11,876
‫و به‌نظرم آینده‌ی بزرگی جلوته.

372
00:21:15,504 --> 00:21:16,589
‫تو هم همینطور کوپر.

373
00:21:27,475 --> 00:21:29,351
رجی به لیگ حرفه‌ای رسید؟

374
00:21:29,435 --> 00:21:32,730
‫آره، امسال واسه دانشگاه
‫ایالتی کانزاس بازی کرد.

375
00:21:32,813 --> 00:21:34,815
‫بعدش توی مراسم درفت به تیم لیکرز رفت.

376
00:21:36,025 --> 00:21:38,527
‫توی تعطیلات بین فصل،
‫توی زمین خونوادگیش کار کرد،

377
00:21:38,552 --> 00:21:41,388
‫تا وقتی که فوت کردن
‫و رجی زمین رو فروخت.

378
00:21:42,073 --> 00:21:45,910
‫که بعدش هم توی دبیرستان
‫ریوردیل شروع به مربیگری کرد.

379
00:21:47,161 --> 00:21:48,829
‫توی داک کریک دفن شد.

380
00:21:49,538 --> 00:21:51,540
‫کنار همسر و والدینش.

381
00:21:52,291 --> 00:21:53,751
‫دوتا پسر داشت.

382
00:21:53,834 --> 00:21:56,462
که ‫همچنان منتل موتورز، اتوگالری
‫ماشین‌های دسته‌دوم رو می‌گردونن.

383
00:22:00,174 --> 00:22:01,884
‫بعدش میریم بابیلونیوم.

384
00:22:05,429 --> 00:22:08,349
‫- ابسنث چطوره، بتی؟
‫- مزه‌ش حرف نداره.

385
00:22:08,374 --> 00:22:11,360
‫ولی واسه من خیلی زوده که الان مشروب بخورم.

386
00:22:12,061 --> 00:22:16,774
‫خب، می‌خواستم واسه
‫خبری که دارم آماده‌ت کنم.

387
00:22:16,857 --> 00:22:19,235
‫خبری که هنوز به پسرها نگفتم.

388
00:22:20,277 --> 00:22:22,780
‫کارهای آخرش دیروز تموم شد.

389
00:22:22,863 --> 00:22:26,408
‫ولی دارم به «شهر فرشته‌ها» برمی‌گردم.

390
00:22:26,492 --> 00:22:27,868
‫لس‌آنجلس؟

391
00:22:29,161 --> 00:22:30,120
‫چرا؟ چطوری؟

392
00:22:30,204 --> 00:22:34,041
‫حرف‌هایی که جوزی مک‌کوی
‫راجع به تسخیر هالیوود،

393
00:22:34,124 --> 00:22:37,378
‫از وقتی که دیدمش از سرم بیرون نمیره.

394
00:22:38,254 --> 00:22:40,965
‫واسه همون بالاخره با یکی از
‫دوست‌های خوبم، پیتر راث، تماس گرفتم،

395
00:22:41,048 --> 00:22:43,968
‫و ازش خواستم که یه کار
‫توی پروژهٔ لالالند بهم بده.

396
00:22:44,051 --> 00:22:46,220
‫دیگه با شهرهای کوچیک کاری ندارم.

397
00:22:46,303 --> 00:22:48,097
‫بیخیال مالکیت تئاتر و سینمام شدم.

398
00:22:48,180 --> 00:22:52,015
‫و الان می‌دونم که می‌خوام چیکار کنم.

399
00:22:52,040 --> 00:22:55,460
‫- چه کاری، خانم لاج؟
‫- می‌خوام تهیه‌کنندهٔ فیلم بشم.

400
00:22:56,272 --> 00:23:00,025
‫و یه استودیوی فیلم‌سازی بسازم. مثل خودت.

401
00:23:02,361 --> 00:23:06,407
‫باورت نمیشه که چقدر برای شروع این
‫فصل از زندگیم چقدر ذوق دارم، بتی.

402
00:23:06,490 --> 00:23:08,492
‫اینکه تازه شروع کنم،

403
00:23:09,243 --> 00:23:10,744
‫فوت و فن کار رو یاد بگیرم.

404
00:23:10,769 --> 00:23:12,854
‫و برسم به مدیریت استودیو.

405
00:23:12,879 --> 00:23:14,123
‫به عنوان یکی از کله‌گنده‌ها.

406
00:23:14,206 --> 00:23:15,165
‫واو.

407
00:23:15,708 --> 00:23:19,837
‫به‌نظر فرصتیه که فقط یه‌بار
‫توی زندگی درِ خونهٔ آدم رو می‌زنه.

408
00:23:20,421 --> 00:23:21,297
‫همین‌طوره.

409
00:23:24,008 --> 00:23:26,010
‫ولی بالاخره یه چیزی رو متوجه شدم، بتی.

410
00:23:27,261 --> 00:23:28,679
‫بهت افتخار می‌کنم.

411
00:23:30,389 --> 00:23:34,973
‫از بین تمام کارها و شغل‌هایی که داشتی،

412
00:23:36,312 --> 00:23:38,814
‫این قدمی که برداشتی به‌نظر میاد...

413
00:23:41,025 --> 00:23:42,526
‫درست‌ترین‌شونه.

414
00:23:43,485 --> 00:23:44,445
‫موافقم.

415
00:23:46,113 --> 00:23:47,656
‫انگار که سرنوشتم بود.

416
00:23:48,365 --> 00:23:49,742
‫که توی صنعت فیلمسازی باشم.

417
00:23:52,411 --> 00:23:56,040
‫فقط مشکل اینه که کالیفرنیا خیلی دوره.

418
00:23:56,123 --> 00:23:57,374
‫بتی...

419
00:24:01,045 --> 00:24:03,422
‫مهم نیست که چقدر از هم دور باشیم،

420
00:24:04,882 --> 00:24:08,218
‫هیچ‌وقت از زندگی هم بیرون نمی‌ریم.

421
00:24:10,763 --> 00:24:11,722
‫بهت قول میدم.

422
00:24:18,354 --> 00:24:20,022
‫همیشه عاشق سینماش بودم.

423
00:24:21,565 --> 00:24:22,691
‫تا وقتی بود، خوب بود.

424
00:24:23,817 --> 00:24:25,736
‫اینجا سکوی پرتاب خیلی از بچه‌ها شد.

425
00:24:28,697 --> 00:24:30,491
‫کلی آدامس به این صندلی‌ها چسبوندن.

426
00:24:32,957 --> 00:24:34,292
‫و ورانیکا؟

427
00:24:34,703 --> 00:24:36,372
‫تابستون بعد از فارغ‌التحصیلی،

428
00:24:36,397 --> 00:24:39,442
‫ورانیکا دستیار استودیوی سیلور شیلد شد.

429
00:24:39,467 --> 00:24:41,928
‫ولی بعد از چند سال استودیو دست خودش بود.

430
00:24:41,953 --> 00:24:46,298
‫به سلیقهٔ خوب و ریسکش سر
‫جوون‌ها و مستعدین شُهره شد.

431
00:24:46,323 --> 00:24:51,036
‫برندهٔ دو اسکار شد و تهیه‌کنندهٔ
‫خیلی از فیلم‌های ماندگار ما بود.

432
00:24:51,472 --> 00:24:54,821
‫وی توی قبرستون هالیوود فوراِور دفن شد.

433
00:25:01,397 --> 00:25:03,399
‫یه‌بار براش فاتحه خوندم.

434
00:25:08,529 --> 00:25:11,490
‫و قبل‌تر هم واسه اکران
‫چندتا از فیلم‌هاش رفته بودم.

435
00:25:14,557 --> 00:25:16,537
‫چه انرژی‌ای داشت.

436
00:25:22,001 --> 00:25:23,018
‫ای کاش...

437
00:25:28,757 --> 00:25:31,260
‫ای کاش باهاش بیشتر در ارتباط بودم.

438
00:25:34,407 --> 00:25:35,764
‫نه فقط اون، با همه.

439
00:25:35,789 --> 00:25:38,541
‫همهٔ ما. خیلی به هم نزدیک بودیم.

440
00:25:39,601 --> 00:25:40,769
‫جداناپذیر بودیم.

441
00:25:41,353 --> 00:25:42,730
‫و بعدش هم...

442
00:25:45,482 --> 00:25:47,317
‫امروز واسه همینه...

443
00:25:49,403 --> 00:25:50,404
‫واسه یادبود،

444
00:25:51,488 --> 00:25:52,948
‫و کسب یه شانس مجدد.

445
00:25:55,743 --> 00:25:56,952
‫بدون هیچ پشیمونی‌ای.

446
00:26:04,694 --> 00:26:07,280
‫از همه‌تون ممنونم که امشب تشریف آوردین.

447
00:26:07,363 --> 00:26:10,825
‫این نتیجهٔ سال‌ها همکاری...

448
00:26:10,908 --> 00:26:13,870
‫من و شریکم در تمامی مراحله.

449
00:26:13,953 --> 00:26:15,246
‫تونی توپز.

450
00:26:15,329 --> 00:26:20,334
‫رابطه‌مون جذابترین چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

451
00:26:20,418 --> 00:26:22,295
‫مدام درحال ساختیم.

452
00:26:22,378 --> 00:26:27,216
‫بین هنر و عشق‌مون فاصله‌ای وجود نداره.

453
00:26:27,300 --> 00:26:28,676
‫پس، خواهشاً...

454
00:26:28,701 --> 00:26:29,994
‫باهم راحت باشین،

455
00:26:30,019 --> 00:26:31,312
‫از کارمون لذت ببرین،

456
00:26:31,512 --> 00:26:34,766
‫و با خیال راحت یکی دوتا از کارها رو بخرین.

457
00:26:35,600 --> 00:26:38,478
‫در ضمن من اونجا، روی اون صندلی...

458
00:26:38,561 --> 00:26:42,774
‫نسخهٔ جمع‌آوری شدهٔ شش
‫جلد بلک آتنا رو می‌فروشم.

459
00:26:42,857 --> 00:26:45,902
‫از مجلهٔ ادبی دبیرستان ریوردیل.

460
00:26:46,527 --> 00:26:50,031
‫شک نکنین که یه کار کلکسیونیه. ممنونم.

461
00:26:53,976 --> 00:26:57,458
‫[نمایشگاه هنری]
‫[بیف کیک به ملاقات چیزکیک می‌رود]

462
00:27:00,249 --> 00:27:03,669
‫این نقاشی‌ها حرف ندارن.
‫باید یکی‌شون رو بخرم.

463
00:27:03,753 --> 00:27:05,546
‫اگه برات جای سؤاله،

464
00:27:05,630 --> 00:27:09,383
‫باید بگم که شرل یه نقاش درجه یک شد.

465
00:27:10,843 --> 00:27:14,180
‫توی کل کشور آثارش رو توی
‫گالری‌ها و موزه‌ها به نمایش گذاشتن.

466
00:27:14,680 --> 00:27:16,099
‫حتی توی اروپا هم گذاشتن.

467
00:27:17,391 --> 00:27:18,518
‫تونی چی؟

468
00:27:19,102 --> 00:27:22,522
‫تونی و شرل کنار هم موندن،
‫باهم رفتن غرب زندگی کردن.

469
00:27:23,064 --> 00:27:26,025
‫توی تپه‌های اوکلند، توی یه
‫خونهٔ کرفتس‌من زندگی کردن.

470
00:27:26,109 --> 00:27:28,611
‫که مثل دوتا هنرمند و کُنشگر
‫به زندگی‌شون ادامه دادن.

471
00:27:29,278 --> 00:27:30,604
‫و سرپرستی یه پسر هم قبول کردن.

472
00:27:30,905 --> 00:27:34,158
‫به اسم «دیل» البته که از روی
‫ریوردیل اسمش رو انتخاب کردن.

473
00:27:37,286 --> 00:27:39,288
‫و چطور فوت کردن؟

474
00:27:39,372 --> 00:27:40,498
‫با آرامش.

475
00:27:41,040 --> 00:27:47,255
‫بعد از یه زندگی کامل و زیبا و سکسی.

476
00:27:51,259 --> 00:27:52,468
‫جولیان چی؟

477
00:27:52,552 --> 00:27:54,053
‫نتونست خودش رو پیدا کنه.

478
00:27:54,137 --> 00:27:58,474
‫بعد از فارغ‌التحصیلی، رفت خدمت،
‫اعزام شد جبهه و توی جنگ ویتنام کشته شد.

479
00:27:59,973 --> 00:28:01,269
‫فقط ۲۸ سالش بود.

480
00:28:02,145 --> 00:28:03,396
ننه‌جون رُز چی؟

481
00:28:03,863 --> 00:28:07,281
‫چند بار دیگه زندگی کرد.
‫(تناسخ)

482
00:28:10,027 --> 00:28:12,446
‫بی و خانم تی ازدواج کردن.

483
00:28:15,032 --> 00:28:15,992
‫اوه، اون‌ها...

484
00:28:16,659 --> 00:28:19,162
‫فرانک اندروز و تام کلر کشته شدن.

485
00:28:19,245 --> 00:28:20,163
‫کی کشت‌شون؟

486
00:28:20,246 --> 00:28:22,707
‫یه کلاه‌بردار که توی یه
‫شب باورنی رفتن سراغش...

487
00:28:23,291 --> 00:28:24,709
‫به اسم چیک.

488
00:28:28,379 --> 00:28:30,047
‫اونجا چه خبره؟

489
00:28:31,340 --> 00:28:34,260
‫ورانیکا درباره برنامه‌هاش
‫برای رفتن به غرب گفت.

490
00:28:34,343 --> 00:28:35,761
‫ولی ما باهاش کنار نیومدیم.

491
00:28:36,387 --> 00:28:38,639
‫من اون موقع اونجا نبودم.

492
00:28:38,723 --> 00:28:39,682
‫نه.

493
00:28:40,725 --> 00:28:41,684
‫خب، بهتره باشی.

494
00:28:42,695 --> 00:28:44,721
‫می‌تونی یه کاری کنی
‫راحت‌تر باهاش کنار بیایم.

495
00:28:52,487 --> 00:28:55,406
‫بل‌بل‌ها، موضوع چیه؟
‫چرا قیافه‌هاتون این شکلیه؟

496
00:28:56,574 --> 00:28:58,993
‫رانی یه بمب اتمی رومون انداخت.

497
00:28:59,577 --> 00:29:01,640
‫ماجرای لس‌آنجلس رفتنم رو بهشون گفتم.

498
00:29:02,121 --> 00:29:03,956
‫بدشانسی رو می‌بینی؟

499
00:29:03,981 --> 00:29:05,357
‫بیخیال، بچه‌ها.

500
00:29:05,382 --> 00:29:07,467
‫می‌دونم اخیرا راجع بهش حرفی نزدیم،

501
00:29:07,492 --> 00:29:11,130
‫ولی همه‌مون می‌دونستیم که بعد از
‫فارغ‌التحصیلی هرکی راه خودش رو میره.

502
00:29:11,214 --> 00:29:12,965
‫آره، ولی الان قضیه جدی شده.

503
00:29:13,049 --> 00:29:15,968
‫و به آخرش رسیدیم.

504
00:29:16,052 --> 00:29:19,096
‫حالا واقعاً می‌خواین آخرین
‫شبی که دورهمیم رو...

505
00:29:19,180 --> 00:29:21,766
‫زانوی غم بغل بگیرین؟

506
00:29:21,849 --> 00:29:23,351
‫سال آخرمون محشر بود.

507
00:29:23,376 --> 00:29:24,810
‫و خیلی هم رضایت‌بخش بود.

508
00:29:24,835 --> 00:29:28,297
‫نه فقط جسمی، حتی عاطفی!

509
00:29:29,190 --> 00:29:32,193
‫جدی می‌گم، چقدر شانس
‫داشتیم که کنار هم باشیم؟

510
00:29:32,818 --> 00:29:35,863
‫این فرصت رو داشتیم تا همدیگه
‫رو بشناسیم و دوست‌داشته باشیم.

511
00:29:35,947 --> 00:29:39,659
‫اون هم نه فقط توی یه
‫دوره از زندگی، بلکه دوتا.

512
00:29:40,243 --> 00:29:45,414
‫باید جشن بگیریم، نه عزا
‫بگیریم، حداقل هنوز نه!

513
00:29:45,498 --> 00:29:46,541
‫حق با بتیه.

514
00:29:47,792 --> 00:29:49,463
‫آینده بشه واسه بعد.

515
00:29:49,752 --> 00:29:53,422
‫امشب رو باید قدردان تمام
‫اتفاقاتی باشیم که تجربه‌ش کردیم.

516
00:29:54,757 --> 00:29:57,885
‫و بذارین بگم که از چه جهنمی
‫رد شدیم تا به اینجا برسیم.

517
00:29:58,970 --> 00:30:02,056
‫اگه مجبور بودم که دوبار
‫دبیرستان رو تجربه کنم،

518
00:30:02,081 --> 00:30:03,791
‫که این کار هم کردم،

519
00:30:06,519 --> 00:30:09,058
‫خوشحالم که کنار شما
‫سه‌تا کله‌پوک تجربه‌ش کردم.

520
00:30:09,981 --> 00:30:12,441
‫همه‌تون رو خیلی دوست دارم.

521
00:30:13,734 --> 00:30:18,948
‫آشنایی با شماها بهترین اتفاقی
‫بود که می‌تونست واسه من بیفته.

522
00:30:20,449 --> 00:30:22,136
‫با وجود دل‌شکستن‌ها.

523
00:30:25,913 --> 00:30:29,000
‫و خوشحالم که امشب کنارتونم
‫و می‌تونم این رو بهتون بگم.

524
00:30:34,088 --> 00:30:34,964
‫هی.

525
00:30:35,323 --> 00:30:37,825
‫نظرتون چیه که واسه آخرین‌بار
‫با ماشین من یه دوری بزنیم،

526
00:30:37,850 --> 00:30:39,688
‫و به مهمونی آخرشبیِ شرل بریم؟

527
00:31:26,057 --> 00:31:27,391
‫بقیه کجان؟

528
00:31:29,644 --> 00:31:30,811
‫داخلن.

529
00:31:31,723 --> 00:31:33,727
‫- چرا تو بیرونی؟
‫- من نمی‌تونم.

530
00:31:35,399 --> 00:31:36,862
‫نمی‌تونم برم.

531
00:31:37,443 --> 00:31:38,986
‫- چرا؟
‫- چون هم من...

532
00:31:39,070 --> 00:31:40,029
‫و هم تو خوب می‌دونیم...

533
00:31:40,112 --> 00:31:44,241
‫که این آخرین باریه که همه‌مون
‫دور هم جمع می‌شیم!

534
00:31:44,992 --> 00:31:47,203
‫- بتی...
‫- نمی‌خوام باهاشون خداحافظی کنم.

535
00:31:48,663 --> 00:31:51,123
‫نمی‌خوام!

536
00:31:51,569 --> 00:31:56,616
‫خیلی دردناکه، تحملش سخته،
‫مثل همون حرفی که خودت زدی.

537
00:31:56,641 --> 00:31:59,256
‫اشتباه کردم اینجا اومدم.
‫باید خونه می‌موندم.

538
00:31:59,281 --> 00:32:01,950
‫نباید واسه خداحافظی اینجا می‌اومدم...

539
00:32:02,093 --> 00:32:03,552
‫زندگی همینه، بتی.

540
00:32:04,261 --> 00:32:05,262
‫اول سلام می‌کنی،

541
00:32:06,305 --> 00:32:08,641
‫یه مدت با کسی هم‌مسیر می‌شی،

542
00:32:10,559 --> 00:32:12,061
‫و بعدش باهاش خداحافظی می‌کنی.

543
00:32:14,355 --> 00:32:17,817
‫چرخهٔ زندگی همینه، غیر از اینه؟

544
00:32:23,656 --> 00:32:24,990
‫تمام دقایقش باارزش‌ان.

545
00:32:53,245 --> 00:32:54,204
‫خب.

546
00:32:55,706 --> 00:32:57,499
‫همون‌طور که بعضی‌هاتون احتمالاً در جریانین،

547
00:32:57,582 --> 00:32:59,410
‫الان دیگه شاعر کله‌گنده‌ای‌ام.

548
00:32:59,435 --> 00:33:02,104
‫به‌خدا می‌دونیم، اندروز.
‫مدام راجع بهش حرف می‌زنی.

549
00:33:02,129 --> 00:33:05,799
‫به‌هرحال، قطعه‌ای نوشتم به یاد و
‫خاطر زمان‌هایی که پیش هم بودیم.

550
00:33:05,882 --> 00:33:08,427
‫اوه، نکنه می‌خوای اشک‌مون رو دربیاری، آرچی؟

551
00:33:10,504 --> 00:33:12,308
‫این یه قصده به دوست صمیمیم،

552
00:33:12,589 --> 00:33:14,975
‫و هر اتفاق خوبیه که باید روزی به انتها برسه.

553
00:33:15,934 --> 00:33:18,186
‫فردا دیگه همدیگه رو توی مدرسه نمی‌بینیم.

554
00:33:18,812 --> 00:33:20,689
‫به همین خاطر چندتا خاطره دارم
‫تا همدیگه رو به‌یاد داشته باشیم.

555
00:33:20,772 --> 00:33:22,107
‫و نه، خیال‌تون راحت، چون...

556
00:33:22,190 --> 00:33:24,526
‫پستی و بلندی‌های خاطره‌انگیر
‫فوتبال رو بهش اشاره‌ای نمی‌کنم.

557
00:33:26,445 --> 00:33:28,572
‫من کنار خونهٔ بتی کوپر بزرگ شدم.

558
00:33:28,655 --> 00:33:31,032
‫کسی که همه معتقدن حرف نداره.

559
00:33:32,117 --> 00:33:33,869
‫فقط کلمهٔ «نارنگی» رو به زبون نیار.

560
00:33:33,952 --> 00:33:36,288
‫وگرنه اون رگش که قاتل زنجیره‌ای بود
‫همه‌مون رو می‌گیره.

561
00:33:37,706 --> 00:33:40,208
‫ورانیکا لاج، پُر از پول و پله.

562
00:33:40,292 --> 00:33:42,878
‫کاری نیست که روش دست نذاشته باشی.

563
00:33:42,961 --> 00:33:45,338
‫خنده‌داره وقتی می‌بینم که
‫هیجوقت ملکهٔ مجلس پرام نبودی.

564
00:33:45,363 --> 00:33:48,233
‫یادمون نره که یه روزی واسه
‫خودت دستگاه دیالیز آدم بودی.

565
00:33:49,468 --> 00:33:52,929
‫من شخصاً از فرشته تبتا
‫خواستم این رو یاد کسی نیاره.

566
00:33:54,347 --> 00:33:57,350
‫شرل بلاسم، تو مثل راکفلر مایه تیله داری.

567
00:33:57,434 --> 00:34:00,189
‫در ضمن، عشقت، جیسون داون رو توی
‫زیرزمین نگه داشتی.

568
00:34:01,062 --> 00:34:03,523
‫ولی خوشحالم که تو و ملکهٔ سرپنت کنار هم‌این.

569
00:34:03,607 --> 00:34:05,859
‫راستی تونی، «ساوث‌ساید» چسبیده به‌همه

570
00:34:05,942 --> 00:34:08,820
‫برای همین هرکی که ژاکتت رو دوخته
‫خیلی دیکته‌‍ش افتضاح بوده.

571
00:34:09,571 --> 00:34:11,740
‫جاگهد جونز که نیازی به معرفی نداره.

572
00:34:11,823 --> 00:34:14,701
‫اون یه کاری کردم معلمش
‫خودش رو از پنجره پرت کنه پایین.

573
00:34:14,785 --> 00:34:16,328
‫فکر می‌کنه که یه‌پا کارآگاه خصوصیه،

574
00:34:16,411 --> 00:34:18,497
‫خودش رو چسبونده به دبیرستان ساوث‌ساید.

575
00:34:19,289 --> 00:34:20,624
‫حالا منو بگو.

576
00:34:21,708 --> 00:34:24,294
‫صدای کوین انقدر خوبه
‫که باید ترجیع‌بند بخونه،

577
00:34:24,377 --> 00:34:26,630
‫ولی اون بیشتر اوقات
‫واسه تفریح میره وسط جنگل.

578
00:34:28,089 --> 00:34:31,468
‫فنگز، ببین به کجاها رسیدی.

579
00:34:32,052 --> 00:34:34,012
‫الان دیگه ستاره راکی.

580
00:34:34,095 --> 00:34:37,641
‫خیلی با اون فرقه‌ای که اعضای بدن رو
‫می‌دزدیدن و فریز می‌کردن فاصله گرفتی.

581
00:34:37,724 --> 00:34:38,767
‫آره.

582
00:34:38,850 --> 00:34:41,353
‫و نفر آخری که دست کمی
‫از بقیه نداره، منتلِ باشکوه.

583
00:34:41,937 --> 00:34:43,955
‫اگه بخوایم باهم مقایسه کنیم،
‫من و تو فرقی باهم نداریم.

584
00:34:43,980 --> 00:34:46,775
‫ولی یه رجی دیگه هم هست، پس
‫از کجا معلوم که تو اصلی باشی؟

585
00:34:47,400 --> 00:34:49,986
‫مجبورم گواهی تولدت رو ببینم!

586
00:34:51,446 --> 00:34:54,282
‫حرف قشنگی نزدی، اندروز.
‫می‌دونی که روی اون حساسم.

587
00:34:57,369 --> 00:35:00,243
‫این‌ها گوشه‌ای از سختی‌های ما بود.

588
00:35:01,456 --> 00:35:04,125
‫ولی حالا به پایان داستان‌مون نزدیک می‌شیم.

589
00:35:05,379 --> 00:35:07,841
‫واقعاً یکی از افتخارات زندگی منه.

590
00:35:10,298 --> 00:35:12,759
‫این که شما رو بهترین دوست‌های خودم بدونم.

591
00:35:14,094 --> 00:35:15,303
‫تا ابد و برای همیشه.

592
00:35:38,451 --> 00:35:41,371
‫تو که نمی‌خواستی بدون
‫خداحافظی جمع کنی و بری؟

593
00:35:43,748 --> 00:35:46,209
‫متأسفانه وقتشه که دیگه برم.

594
00:35:46,293 --> 00:35:47,419
‫اوه.

595
00:35:49,004 --> 00:35:49,880
‫خیلی‌خب.

596
00:35:50,589 --> 00:35:51,423
‫خب...

597
00:35:54,759 --> 00:35:57,137
‫امشب آخرین دیدارمون نیست.

598
00:35:58,513 --> 00:36:00,056
‫می‌دونم که باز هم همدیگه رو می‌بینیم.

599
00:36:01,600 --> 00:36:02,517
‫البته شاید...

600
00:36:03,894 --> 00:36:05,437
‫شاید آخرش یه روزی به هم رسیدیم.

601
00:36:08,064 --> 00:36:09,441
‫همیشه حسم بهم می‌گفت که...

602
00:36:11,651 --> 00:36:14,154
‫آخرش من و توییم که به هم می‌رسیم.

603
00:36:16,531 --> 00:36:18,325
‫خب، همه‌چی هم از خودمون شروع شد، مگه نه؟

604
00:36:20,577 --> 00:36:23,330
‫پسر و دختری که باهم همسایه بودن.

605
00:36:25,527 --> 00:36:28,157
‫حرف‌های دوست‌داشتنی‌ای می‌زنی، آرچی.

606
00:36:28,710 --> 00:36:31,212
‫ولی این اتفاق توی آینده نمی‌افته.

607
00:36:33,381 --> 00:36:34,215
‫نه؟

608
00:36:38,178 --> 00:36:39,054
‫نه.

609
00:36:42,307 --> 00:36:44,100
‫حق با مادرت بود.

610
00:36:46,686 --> 00:36:49,773
‫تو کالیفرنیا میری و دیگه
‫به گذشته فکر نمی‌کنی.

611
00:36:52,525 --> 00:36:57,197
‫بعدش هم با یه دختر جذاب و قوی
‫آشنا می‌شی که لبخند به لب‌هات میاره.

612
00:36:59,324 --> 00:37:01,826
‫بعدشم ساکن مودستو می‌شی.

613
00:37:03,370 --> 00:37:05,914
‫و یه خونوادهٔ خوب و خوشگل تشکیل میدی.

614
00:37:08,500 --> 00:37:12,855
‫یه کارگر ساختمون حرفه‌ای
‫و یه نویسندهٔ آماتور می‌شی.

615
00:37:13,505 --> 00:37:17,342
‫و از همه‌چی راضی‌ای.

616
00:37:18,635 --> 00:37:19,844
‫و خوشحالی.

617
00:37:25,892 --> 00:37:27,310
‫و وقتی که فوت می‌کنی...

618
00:37:30,605 --> 00:37:34,651
‫می‌خوای که اینجا، توی ریوردیل، دفنت کنن.

619
00:37:37,362 --> 00:37:38,697
‫کنار قبر پدرت.

620
00:38:10,311 --> 00:38:11,599
‫حالا خوشحالی که داخل اومدی؟

621
00:38:12,647 --> 00:38:13,648
‫آره.

622
00:38:15,859 --> 00:38:17,193
‫ولی یادم انداخت که...

623
00:38:19,154 --> 00:38:22,407
‫قبل از رفتن می‌خوام
‫یه نفر دیگه رو هم ببینم.

624
00:38:22,949 --> 00:38:24,367
‫البته اگه وقت داشته باشیم.

625
00:38:26,619 --> 00:38:27,746
‫وقت داریم.

626
00:38:29,456 --> 00:38:31,666
‫می‌خوام قبلش گل بخرم.

627
00:38:48,733 --> 00:38:49,991
‫[ترنس تیت، ملقب به پاپ]

628
00:38:50,016 --> 00:38:54,006
‫درست اوایل سال آخر بود که اون...

629
00:38:54,564 --> 00:38:55,482
‫آره.

630
00:38:56,858 --> 00:38:58,943
‫کل شهر شوکه شده بودن.

631
00:39:04,032 --> 00:39:05,873
‫حداقل توی خواب فوت کرد.

632
00:39:18,088 --> 00:39:20,381
‫وقتی که می‌میریم
‫به‌نظرت چه اتفاقی...

633
00:39:22,759 --> 00:39:23,802
‫واسه‌مون میفته؟

634
00:39:28,807 --> 00:39:32,811
‫خب، هرکی نظر خودش رو داره،
‫ولی یکی مثل پاپ تیت...

635
00:39:32,894 --> 00:39:36,731
‫حس می‌کنم که همچنان داره
‫کاری که عاشقشه رو انجام میده.

636
00:39:37,357 --> 00:39:40,860
‫برگرها رو برمی‌گردونه و شیک
‫می‌زنه و مردم رو می‌خندونه.

637
00:39:43,029 --> 00:39:45,031
‫تا ابد به همین کار ادامه میده.

638
00:39:52,372 --> 00:39:55,208
‫شاید گفتنش عجیب باشه،
‫ولی من آگهی درگذشتت رو خوندم.

639
00:39:56,501 --> 00:39:57,335
‫توی روزنامه.

640
00:39:57,359 --> 00:40:00,359
‫{\an8}[فورسایث جاگهد جونز، ویراستار پرکار مجله‌ی
[مدهاوس جاگهد در ۸۴ سالگی درگذشت

641
00:39:59,379 --> 00:40:01,172
‫دوست‌داشتنی بود، جاگهد.

642
00:40:01,756 --> 00:40:03,967
‫یه زندگی خوب داشتی.

643
00:40:04,801 --> 00:40:06,970
‫همون‌جوری که قدیم‌ها رسم بود می‌گفتیم...

644
00:40:08,054 --> 00:40:09,240
‫حرف نداشت.

645
00:40:10,265 --> 00:40:12,183
‫من تمام هم و غمم رو توی یه چیز گذاشتم.

646
00:40:12,267 --> 00:40:14,936
‫مجلهٔ مدهاوسِ جاگهد.

647
00:40:16,729 --> 00:40:18,690
‫واسه خودش یه مؤسسه شد.

648
00:40:19,482 --> 00:40:22,861
‫تهش یه هجونامه نوجوانان بود.

649
00:40:22,944 --> 00:40:25,113
‫همیشه هم «سکرد کاوز» رو مسخره می‌کرد.

650
00:40:26,051 --> 00:40:27,335
‫مردم عاشقش بودن.

651
00:40:28,491 --> 00:40:31,786
‫و بعد از ۷۰ سال هنوز هم دوستش دارن.

652
00:40:32,297 --> 00:40:34,842
‫اکثراً نوجوون‌ها و بچه‌ها طرفدارشن.

653
00:40:34,867 --> 00:40:36,077
‫ولی، دروغ چرا،

654
00:40:36,374 --> 00:40:41,252
‫با توجه به چیزی که میراث می‌مونه،
‫می‌تونستم خیلی بدتر از این‌ها پیش برم.

655
00:40:42,630 --> 00:40:44,924
‫توام خیلی بهش فکر می‌کنی؟ به میراث.

656
00:40:47,177 --> 00:40:48,178
‫نه.

657
00:40:48,887 --> 00:40:50,138
‫خیلی فکر نمی‌کنم.

658
00:40:50,221 --> 00:40:51,055
‫خب، بهتره که فکر کنی.

659
00:40:52,140 --> 00:40:54,134
‫اولیش اسرار جوانی بود.

660
00:40:54,159 --> 00:40:56,536
‫یکی از کتاب‌های پرفروشی که مؤلفش خودت بودی.

661
00:40:56,561 --> 00:40:59,022
‫بعدش هم که توی ستون مشاورهٔ
‫روزنامه نوشتی، «خاطرات بتی»

662
00:40:59,105 --> 00:41:02,483
‫تنها چیزی که از اون دوران
‫یادمه فرجه‌های تموم نشدنی بود.

663
00:41:02,567 --> 00:41:03,902
‫بعدشم نیویورک.

664
00:41:03,985 --> 00:41:06,029
‫کار آزاد و اعتراضی.

665
00:41:06,112 --> 00:41:08,865
‫اون زمان دلیل واسه عصبی بودن خیلی داشتی.

666
00:41:08,948 --> 00:41:11,075
‫هوم... هنوز هم دلیل خیلی هست.

667
00:41:11,159 --> 00:41:12,744
‫بحث‌ها همون‌ان.

668
00:41:15,455 --> 00:41:17,790
‫ولی آدم‌های جدیدی دارن بهش اعتراض می‌کنن.

669
00:41:18,458 --> 00:41:20,001
‫نسل جدید.

670
00:41:20,585 --> 00:41:23,296
‫نسلی که با خوندن مجلهٔ تو بزرگ شده.

671
00:41:23,379 --> 00:41:24,672
‫مجلهٔ «آن زن می‌گوید»

672
00:41:25,673 --> 00:41:29,802
‫منبعی برای فمنیست‌ها و عوامل پیشرونده...

673
00:41:29,886 --> 00:41:32,096
‫که واقعیت‌های تلخی رو برملا می‌کرد.

674
00:41:32,180 --> 00:41:34,766
‫در ضمن، باید بگم که هنوز هم منتشر می‌شه!

675
00:41:36,893 --> 00:41:39,354
‫با توجه به چیزی که میراث می‌مونه،

676
00:41:40,480 --> 00:41:42,732
‫می‌تونستم خیلی بدتر از این‌ها پیش برم.

677
00:41:45,568 --> 00:41:47,737
‫از ازدواج نکردن پشیمونی؟

678
00:41:49,447 --> 00:41:50,506
‫اصلاً.

679
00:41:56,746 --> 00:41:59,832
‫اما خیلی خوشحالم که دخترم کارلا
‫رو به سرپرستی گرفتم.

680
00:42:01,334 --> 00:42:03,169
‫عاشق مادر بودن بودم.

681
00:42:05,421 --> 00:42:06,798
‫و همینطور مادربزرگ بودن.

682
00:42:11,094 --> 00:42:13,012
‫میراث اصلی من اینه.

683
00:42:15,765 --> 00:42:16,849
‫خانواده‌‍م.

684
00:42:20,395 --> 00:42:23,523
‫تو چی؟
‫از تشکیل خونواده ندادن پشیمونی؟

685
00:42:24,816 --> 00:42:25,817
‫بعضی وقت‌ها آره.

686
00:42:35,952 --> 00:42:37,787
‫می‌دونم غیرممکنه، ولی...

687
00:42:42,083 --> 00:42:45,378
‫کاش می‌شد تا آخر عمرمون توی ریوردیل بمونیم.

688
00:42:48,840 --> 00:42:50,550
‫کنار همه‌ی دوست‌هامون.

689
00:42:51,884 --> 00:42:53,052
‫عین قدیم.

690
00:42:55,763 --> 00:42:58,391
‫جَوون و خوشگل.

691
00:43:04,647 --> 00:43:05,898
‫پر از امید.

692
00:43:10,445 --> 00:43:13,573
‫پر از حس عشق به‌هم.

693
00:43:14,699 --> 00:43:16,617
‫می‌دونم که دیگه شدنی نیست.

694
00:43:17,952 --> 00:43:18,870
‫نه.

695
00:43:20,788 --> 00:43:21,998
‫نیست.

696
00:43:27,879 --> 00:43:29,964
‫در واقع دیگه وقتش هم هست که برگردونیمت.

697
00:43:35,136 --> 00:43:36,095
‫می‌دونم.

698
00:43:40,600 --> 00:43:41,642
‫حاضرم.

699
00:43:44,854 --> 00:43:47,148
‫برای هر اتفاقی که قراره بیوفته حاضرم.

700
00:44:04,642 --> 00:44:07,354
‫نگاه کن مادرجون، داریم می‌‌رسیم.

701
00:44:11,775 --> 00:44:13,610
‫خدافظ تابلوی شهر.

702
00:44:15,195 --> 00:44:19,282
‫خدافظ رودخونه‌ی سوییت‌واتر و تمام رازهات...

703
00:44:19,366 --> 00:44:22,702
‫خدافظ جنگل فاکس و درخت‌های تسخیرشده‌‍ت.

704
00:44:23,286 --> 00:44:26,539
‫خدافظ درِ قرمز و تمام اسرارت.

705
00:44:27,374 --> 00:44:30,293
‫خدافظ اتاق.
‫خدافظ پنجره...

706
00:44:31,002 --> 00:44:32,504
‫خدافظ اتاق آرچی.

707
00:44:32,587 --> 00:44:34,172
‫خدافظ پمبروک

708
00:44:34,255 --> 00:44:37,675
‫و صدای شومینه‌‍ت و شب‌های دورهمی سکسیت.

709
00:44:38,259 --> 00:44:41,763
‫خدافظ لیوان‌های قهوه
‫و تا دیروقت نویسندگی‌ها.

710
00:44:41,846 --> 00:44:46,184
‫خدافظ شیره‌ی افرا و صبح‌هات
‫و مهمونی‌ها و بازی چرخوندن بطری.

711
00:44:46,267 --> 00:44:51,189
‫خدافظ پاپ‌کورن کره‌ای، سانس‌های دوبل
‫قرارهای چهارتایی.

712
00:44:51,272 --> 00:44:55,401
‫خدافظ موسیقی و شاعری و هنر.

713
00:44:55,485 --> 00:44:58,279
‫خدافظ دبیرستان ریوردیل.

714
00:44:58,363 --> 00:45:03,993
‫خدافظ بازی‌های بسکتبال
‫و جمع شدن و رقص‌های سر زنگ ورزش.

715
00:45:04,077 --> 00:45:07,455
‫خدافظ کمدها.
‫خدافظ آبی‌طلایی.

716
00:45:07,539 --> 00:45:12,418
‫خدافظ گرد گچ تخته و سنجاق سر
‫و کلاه تاجی و شوخی‌های خرکی.

717
00:45:12,502 --> 00:45:15,213
‫خدافظ دوست‌ها و احساس ترس

718
00:45:15,296 --> 00:45:17,549
‫و اردوهای چهارم جولای

719
00:45:17,632 --> 00:45:19,592
‫و کپسول‌های زمان

720
00:45:19,676 --> 00:45:21,010
‫و خدافظ زمان.

721
00:45:21,928 --> 00:45:25,056
‫کاش...کاش زمان بیشتر بود.

722
00:45:26,266 --> 00:45:27,767
‫خداحافظ، ریوردیل.

723
00:45:29,269 --> 00:45:31,855
‫اینجا بزرگ شدن بی‌نظیر بود.

724
00:45:34,816 --> 00:45:36,359
‫مادرجون بتی، رسیدیم.

725
00:45:37,026 --> 00:45:39,362
‫نگاهش کن عزیزم،  خوابش برده.

726
00:45:42,365 --> 00:45:44,659
‫فکر نکنم خواب باشه عزیزم.

727
00:46:18,318 --> 00:46:22,370
‫♪ « Ritchie Valens - We Belong Together » ♪

728
00:47:48,533 --> 00:47:49,867
‫خوش موقع اومدی بتی.

729
00:47:50,868 --> 00:47:53,746
‫برات شیک سفارش دادیم.
‫همونی که دوست داری، توت فرنگی.

730
00:47:54,330 --> 00:47:55,581
‫مرسی.

731
00:48:06,592 --> 00:48:08,428
‫فکر کنم دیگه بسپریم‌شون به همین‌جا.

732
00:48:11,347 --> 00:48:13,266
‫جایی که تا ابد
‫سال آخری می‌مونن...

733
00:48:14,434 --> 00:48:15,810
‫تا ابد ۱۷ ساله.

734
00:48:18,313 --> 00:48:20,440
‫همیشه در حال خوردن برگر و شیک.

735
00:48:22,275 --> 00:48:25,069
‫همیشه درحال رفتن به سمت رقص
‫یا برگشتن ازش.

736
00:48:25,153 --> 00:48:27,905
‫بحث در مورد مدرسهريال بازی بزرگ

737
00:48:28,448 --> 00:48:30,033
‫رابطه‌ی این و اون...

738
00:48:31,034 --> 00:48:32,051
‫درس و مشق...

739
00:48:33,328 --> 00:48:35,496
‫فیلم در حال پخش توی بابیلونیوم.

740
00:48:35,580 --> 00:48:38,291
‫می‌دونید، لحظه‌هایی که زندگی رو می‌سازن.

741
00:48:38,374 --> 00:48:42,128
‫جایی که اونا...
‫ما همیشه تجربه‌‍ش کردیم.

742
00:48:43,129 --> 00:48:45,757
‫توی این غذاخوری، این شهر...

743
00:48:47,091 --> 00:48:49,135
‫توی آخرتِ شیرین.

744
00:48:49,719 --> 00:48:54,599
‫پس اگه یه شب احساس تنهایی کردید و این
‫تابلوی نئونی رو آخر سفر طولانی‌تون دیدید...

745
00:48:54,682 --> 00:48:57,018
‫سفری که همه‌ی ما توش هستیم...

746
00:48:57,852 --> 00:49:00,772
‫بزنید کنار، بیاید داخل
‫بشینید

747
00:49:01,564 --> 00:49:03,900
‫و بدونید که همیشه توی جمع دوستان هستید

748
00:49:04,692 --> 00:49:07,320
‫و ریوردیل همیشه خونه‌ی شما می‌مونه.

749
00:49:08,571 --> 00:49:09,572
‫تا اون موقع...

750
00:49:11,616 --> 00:49:12,700
‫شب خوبی داشته باشید.

751
00:49:12,724 --> 00:49:29,724
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

752
00:49:29,748 --> 00:49:43,748
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

