﻿1
00:00:06,566 --> 00:00:08,026
‫و با باخت در بازی امروز،

2
00:00:08,051 --> 00:00:10,811
‫روند مایوس کنندهٔ بدون برد
‫تیم ریچموند ادامه پیدا می‌کنه.

3
00:00:11,570 --> 00:00:13,860
‫دو گل زاوا هم مثمر ثمر نبود

4
00:00:13,860 --> 00:00:16,820
‫چرا که نیوکاسل
‫با نتیجه ۴ بر ۲ سگ‌های شکاری رو درهم کوبید.

5
00:00:16,820 --> 00:00:19,120
‫واضحه در زمین شاهد
‫استعداد هستیم، کریس.

6
00:00:19,700 --> 00:00:21,120
‫صد البته، آرلو.

7
00:00:21,120 --> 00:00:23,370
‫مشکل این تیم
‫به احتمال زیاد توی رختکن باشه.

8
00:00:23,370 --> 00:00:24,460
‫لعنتی!

9
00:00:25,210 --> 00:00:26,380
‫گندش بزنن.

10
00:00:27,880 --> 00:00:31,710
‫کریس، از بعد باخت ماه گذشته‌شون
‫جلوی نیتن شلی و به تیم وستهم،

11
00:00:31,710 --> 00:00:34,590
‫به‌نظر میاد سگ‌های شکاری
‫همچون سنگ سقوط آزاد داشتن.

12
00:00:34,590 --> 00:00:37,800
‫خب، سرعت همهٔ اشیا یکسانه، آرلو.
‫البته به‌جز پر

13
00:00:39,010 --> 00:00:42,770
‫قشنگ گفتی، کریس.
‫وقتی زاوا به تیم اومد، روزهای روشن و آفتابی بود

14
00:00:42,770 --> 00:00:44,600
‫ولی الان،
‫اگه طرفدار ریچموند باشی،

15
00:00:44,600 --> 00:00:47,560
‫حس می‌کنی
‫که زندگی بر وفق تو پیش نمیره.

16
00:00:50,020 --> 00:00:52,070
‫وضعیت از اوضاع فعلی هم بدتر می‌شه

17
00:00:52,070 --> 00:00:54,650
‫چرا که ریچموند در بازی وسط هفته
‫باید از منچستر سیتی پذیرایی کنه.

18
00:00:54,650 --> 00:00:59,120
‫اون‌ها در فرم مناسب خودشون نیستن
‫که بالاخره بتونن شکنجه‌گران آبی آسمونی رو شکست بدن

19
00:00:59,120 --> 00:01:01,290
‫اون هم با توجه سقوط‌شون به رتبهٔ نهم.

20
00:01:02,540 --> 00:01:05,500
‫می‌دونستم مثبت‌نگری چرته!

21
00:01:12,840 --> 00:01:15,680
‫- اوه. وای، این اصلا قشنگ نیست.
‫- چیه؟

22
00:01:16,470 --> 00:01:20,010
‫«حتی با وجود زاوا،
‫ریچموند بیشتر از ننت کون می‌لیسه.»

23
00:01:20,010 --> 00:01:21,810
‫رفیق، از توییتر بیا بیرون.

24
00:01:21,810 --> 00:01:23,770
‫اینو بابام فرستاده.

25
00:01:23,770 --> 00:01:26,480
‫ای‌وای.
‫تو کتم نمی‌ره.

26
00:01:26,480 --> 00:01:27,650
‫می‌دونید؟

27
00:01:27,650 --> 00:01:30,860
‫تلاش‌مون مثل همیشه بود.
‫فقط نمی‌تونیم از مانع اصلی رد بشیم.

28
00:01:30,860 --> 00:01:33,360
‫نمی‌دونم مشکل از کجاست.
‫شما می‌دونید؟

29
00:01:33,360 --> 00:01:35,650
‫- خط دفاعی‌مون آشفته بازاره.
‫- خط حمله‌مون جون حمله نداره.

30
00:01:35,650 --> 00:01:37,490
‫و اگه بازیکن‌ها بخوان
‫نود دقیقه رو دست به کیر وایسن،

31
00:01:37,490 --> 00:01:40,660
‫که بازی زاوای پیرسگ رو توی مسابقه تخمی ببینن،
‫پس باید کاری کنیم از کونشون پول دربیارن و بلیط بخرن.

32
00:01:41,740 --> 00:01:44,870
‫خیلی‌خب، پس نقد سازنده داری.

33
00:01:44,870 --> 00:01:46,410
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

34
00:01:47,420 --> 00:01:49,750
‫سلام رئیس. چه خبر؟

35
00:01:49,750 --> 00:01:52,420
‫یه سوال فوری دارم.

36
00:01:52,420 --> 00:01:54,420
‫قرار نیست بازی کیری دیگه‌ای رو برنده بشیم؟

37
00:01:59,140 --> 00:02:00,430
‫آم...

38
00:02:02,310 --> 00:02:07,850
‫خب، نگرانی رو توی صدا و لحنت می‌شنوم.

39
00:02:09,100 --> 00:02:11,860
‫و جالبه
‫چون داشتیم همفکری می‌کردیم،

40
00:02:11,860 --> 00:02:14,150
‫و به راه‌حل‌های خیلی خوبی رسیدیم.

41
00:02:14,820 --> 00:02:18,490
‫می‌دونی می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫تظاهر کنیم این باشگاه یه کِشتیه.

42
00:02:18,490 --> 00:02:20,910
‫سکان کشتی رو بدست می‌گیریم،
‫می‌چرخیم و دور میزنیم.

43
00:02:20,910 --> 00:02:21,870
‫بر خلاف جزر و مد پیش می‌ریم،

44
00:02:21,870 --> 00:02:24,660
‫به سمت ستاره قطبی هدف می‌گیریم
‫و همین مسیر رو میریم تا به خونه برسیم.

45
00:02:25,250 --> 00:02:27,000
‫اینور شماله، تد

46
00:02:27,000 --> 00:02:29,670
‫- پس از این سمت میریم. باشه
‫- مطمئم این طرف می‌شه

47
00:02:29,670 --> 00:02:31,920
‫- منظورم همین بود. اونوری
‫- نه، مسیر کیریش این سمته

48
00:02:31,920 --> 00:02:35,170
‫- می‌دونی، گیج شدم
‫- نه! همه‌تون اشتباه می‌کنید! اون سمتیه

49
00:02:35,170 --> 00:02:36,590
‫لعنتی

50
00:02:37,260 --> 00:02:38,170
‫فکر می‌کنم

51
00:02:38,170 --> 00:02:39,510
‫همم

52
00:02:39,534 --> 00:02:47,534
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

53
00:02:47,558 --> 00:02:55,558
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

54
00:02:55,559 --> 00:03:03,559
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

55
00:03:06,580 --> 00:03:08,450
‫- همم.
‫- می‌‌تونم ببرم؟

56
00:03:08,450 --> 00:03:09,910
‫بله. خیلی ممنون

57
00:03:17,260 --> 00:03:20,170
‫ببخشید، می‌شه اینو هم ببری؟

58
00:03:20,170 --> 00:03:21,970
‫ربکا

59
00:03:23,430 --> 00:03:27,060
‫جان وینگزنایت.
‫چه غافلگیری خوشایندی

60
00:03:27,060 --> 00:03:29,980
‫- سلام
‫- اوه، ایشون جسیکا دارلینگه

61
00:03:30,560 --> 00:03:32,770
‫جسیکا، عزیزم،
‫ایشون ربکا ولتونـه

62
00:03:32,770 --> 00:03:35,440
‫- از آشنایی‌تون خیلی خوشوقتم
‫- سلام. همچنین. سلام

63
00:03:35,440 --> 00:03:37,530
‫راستش چند باری
‫با همدیگه قرار گذاشتیم

64
00:03:37,530 --> 00:03:41,110
‫و بعدش ربکا یهویی و بی‌خبر منو ول کرد.
‫دقیقا توی همین کافی‌شاپ

65
00:03:41,110 --> 00:03:43,490
‫نه این‌که همیشه بیام اینجا،
‫و خدا خدا کنم تو رو ببینم

66
00:03:43,490 --> 00:03:45,200
‫- چون اصلا اینطور نیست
‫- باشه

67
00:03:45,200 --> 00:03:48,240
‫خب، باید بگم ربکا،
‫ازت ممنونم

68
00:03:50,080 --> 00:03:51,620
‫ما نامزد کردیم

69
00:03:51,620 --> 00:03:53,670
‫حلقه‌مو ببین.
‫چیزی تا عروسی نمونده

70
00:03:54,170 --> 00:03:58,170
‫نامزد کردین. تبریک می‌گم.
‫این... وای

71
00:03:58,170 --> 00:04:00,170
‫چطوری... چطوری شد؟

72
00:04:00,170 --> 00:04:02,680
‫اوه، توی برنامهٔ دوست‌یابی
‫همدیگه رو پیدا کردیم، شش ماه پیش.

73
00:04:02,680 --> 00:04:05,680
‫نه تو برنامهٔ بنتر. نتونستم استفاده کنم.
‫حس عجیبی داشت از اونجایی که...

74
00:04:05,680 --> 00:04:08,430
‫- آره.
‫- در دریای احتمالات،

75
00:04:08,430 --> 00:04:11,810
‫رفتم ماهی‌گیری
‫و نیمه‌گمشده‌ام رو پیدا کردم

76
00:04:11,810 --> 00:04:12,980
‫اوه

77
00:04:12,980 --> 00:04:14,650
‫اولین قرار رفتیم تئاتر همیلتون

78
00:04:14,650 --> 00:04:17,900
‫- عالیه
‫- و بعدش از شرافتم دفاع کردم

79
00:04:17,900 --> 00:04:19,780
‫خدای من. آره. گوش کن.
‫وسط میان پرده بود

80
00:04:19,780 --> 00:04:21,780
‫توی صف ایستاده بودیم
‫تا سی‌دی موسیقی متن نمایش رو بخریم،

81
00:04:21,780 --> 00:04:24,280
‫چون خوشم نمیاد آنلاین آهنگ گوش بدم.
‫و حدس بزن کی جلومون بود؟

82
00:04:25,240 --> 00:04:27,660
‫- سر آنتونی هاپکینز
‫- می‌تونی تصور کنی؟

83
00:04:27,660 --> 00:04:30,370
‫- نه
‫- جسیکا خیلی مودبانه زد به شونه‌اش

84
00:04:30,370 --> 00:04:33,620
‫و پرسید می‌شه ادای هانیبال لکتر رو در بیاره
‫که ازش فیلم بگیریم و واسه بابای جسیکا بفرستیم،

85
00:04:33,620 --> 00:04:34,670
‫می‌دونی.

86
00:04:34,670 --> 00:04:36,500
‫- و گفت نه
‫- آره

87
00:04:36,500 --> 00:04:39,170
‫بعدش یقهٔ اون آدم رذل و بی‌شرفو گرفتم،

88
00:04:39,170 --> 00:04:41,420
‫و گفتم: «هی، ما نخواستیم که معروف باشی.»

89
00:04:41,420 --> 00:04:45,970
‫و یه سلفی سه نفره گرفتیم
‫و واسه پرستار باباش ایمیل کردیم

90
00:04:45,970 --> 00:04:47,140
‫روزشو ساخت.

91
00:04:47,140 --> 00:04:49,760
‫ریدم توی زره نه‌پوش

92
00:04:50,970 --> 00:04:53,100
‫چی؟ فقط...

93
00:04:53,100 --> 00:04:54,190
‫چی گفتی؟

94
00:04:54,190 --> 00:04:56,230
‫قر و قاطی حرف زدی

95
00:04:56,230 --> 00:04:59,320
‫چی گفتی... الان گفتی
‫گه توی نه زره‌پوش؟

96
00:04:59,320 --> 00:05:01,900
‫آره. می‌خواستم بگم
‫«شوالیه زره براق به تن.»

97
00:05:01,900 --> 00:05:04,110
‫فقط... مغزم گوزید

98
00:05:04,110 --> 00:05:06,030
‫خیلی به‌ندرت پیش میاد.
‫راستش اون خیلی باهوشه

99
00:05:06,030 --> 00:05:07,740
‫دانشگاه آکسفورد رفته

100
00:05:07,740 --> 00:05:10,490
‫صبر کن، نه گفتی
‫«گه توی نه زره‌پوش»

101
00:05:10,490 --> 00:05:12,580
‫در واقع همین کلمات رو به زبون آوردی

102
00:05:12,580 --> 00:05:14,710
‫آره

103
00:05:14,710 --> 00:05:17,080
‫بگذریم، دیگه باید بریم.
‫از دیدنت خوشحال شدم، ربکا

104
00:05:18,380 --> 00:05:20,300
‫حالت خوبه؟
‫چیزی خوردی؟

105
00:05:28,180 --> 00:05:30,890
‫کاملا درک می‌کنم
‫که باربارا از کجا میاد،

106
00:05:31,390 --> 00:05:33,140
‫ولی داشتم توضیح می‌دادم،

107
00:05:33,140 --> 00:05:37,230
‫نگرانم که با اضافه کردن مشتری‌های بیشتر،
‫به معنی توجه کم‌تر

108
00:05:37,230 --> 00:05:39,150
‫به آدم‌های فوق العاده‌ای باشه
‫که نماینده‌شون هستیم

109
00:05:39,150 --> 00:05:41,940
‫و بعدش به... به کیلی یادآوری کردم،

110
00:05:41,940 --> 00:05:46,280
‫چون همیشهٔ خدا میگی، جک،
‫اگه به اون نقطه‌ای برسیم

111
00:05:46,280 --> 00:05:48,110
‫که احساس کنیم
‫داریم خودمون رو به‌صورت مختصر گسترش می‌دیم،

112
00:05:48,110 --> 00:05:49,740
‫اون‌موقع‌ست
‫که افراد بیشتری رو استخدام می‌کنیم

113
00:05:50,280 --> 00:05:51,450
‫به این می‌گن «رشد»

114
00:05:52,870 --> 00:05:55,910
‫- خیلی‌خب. اجازه بده منم حرفمو بزنم
‫- اوه، خواهش می‌کنم

115
00:05:56,580 --> 00:05:58,580
‫من با کیلی موافقم
‫- خب، عالیه

116
00:05:58,580 --> 00:06:02,170
‫یه شرکت تخصصی کوچیک
‫دقیقا همون ویژگیه که تو رو مجزا می‌کنه

117
00:06:02,840 --> 00:06:05,720
‫اگه می‌خوای رستورانت موفق بشه،
‫باید نصف میزها رو برداری

118
00:06:05,720 --> 00:06:07,180
‫و کاری کنی دم در صف بکشن

119
00:06:08,130 --> 00:06:09,050
‫من می‌گم با همین روند پیش بریم

120
00:06:09,840 --> 00:06:12,970
‫- همم
‫- نه، عالیه. آره

121
00:06:12,970 --> 00:06:17,730
‫و به‌جای حقوق، می‌تونیم میزهایی
‫که بیرون انداختیم رو بهشون بدیم

122
00:06:18,390 --> 00:06:22,400
‫- نگران نباش، باربارا. عالی پیش میره
‫- اوه، آره. حتما. شک ندارم

123
00:06:25,150 --> 00:06:27,820
‫شده فکر کنی
‫که حتی خورشید هم به اون حسودی می‌کنه؟

124
00:06:29,030 --> 00:06:30,990
‫- تق‌تق
‫- سلام عزیزم

125
00:06:30,990 --> 00:06:33,080
‫حالا که جلسه کوچولو
‫و خفن دخترونه‌تون تموم شد،

126
00:06:33,080 --> 00:06:35,540
‫خواستم این خبر هیجان انگیز رو بهتون بدم
‫که من برنامهٔ مختص خودمو راه انداختم

127
00:06:35,540 --> 00:06:36,660
‫اوه

128
00:06:36,660 --> 00:06:38,960
‫مثل بنتره،
‫ولی بهتره و باحال‌تره

129
00:06:38,960 --> 00:06:42,210
‫و در واقع اهمیت می‌ده که به مردم عادی
‫کمک کنه با افراد سلبریتی سکس داشته باشن

130
00:06:42,790 --> 00:06:44,000
‫چی؟ شندی

131
00:06:44,000 --> 00:06:46,130
‫اسمش هست «هم‌خوابی با ستاره‌ها»

132
00:06:48,050 --> 00:06:51,300
‫و آره، دنبال سرمایه‌گذار هستیم

133
00:06:57,390 --> 00:07:00,310
‫فکر می‌کنم سر قضیهٔ بنتر هنوز عصبانیه؟

134
00:07:00,310 --> 00:07:02,110
‫آره. اوهوم

135
00:07:02,110 --> 00:07:05,570
‫شندی تحمل رد شدن رو نداره،
‫یا با دوست‌پسر سابقش،

136
00:07:05,570 --> 00:07:09,820
‫یا تو محل کار،
‫یا با بیشتری اسامی

137
00:07:10,700 --> 00:07:12,990
‫«شور و شوق زیادی داری،
‫اما باید اخراجت کنم.

138
00:07:14,280 --> 00:07:17,790
‫عذر می‌خوام، ولی می‌دونم آدمی به استعداد تو
‫روی پای خودش می‌ایسته.»

139
00:07:19,460 --> 00:07:20,500
‫مگه من چیکار کردم؟

140
00:07:20,500 --> 00:07:22,790
‫نه، نه، نه، نه.
‫کیلی... ببـ... ببخشید

141
00:07:22,790 --> 00:07:25,000
‫وقتی بخوای شندی رو اخراج کنی
‫باید اینطوری بگی

142
00:07:25,000 --> 00:07:27,760
‫خدای من

143
00:07:27,760 --> 00:07:30,300
‫ببخشید

144
00:07:30,300 --> 00:07:32,180
‫به این ترفند می‌گن
‫«ساندویچ تعریف»

145
00:07:32,180 --> 00:07:36,180
‫به... به یکی خبر بد می‌دی
‫ولی برای ماستمالی کردنش،

146
00:07:36,180 --> 00:07:39,060
‫بین دو لایه خوشمزه تعریف می‌ذاری

147
00:07:39,060 --> 00:07:42,270
‫اوه.
‫اما نمی‌تونم شندی رو اخراج کنم

148
00:07:42,850 --> 00:07:44,440
‫ازم متنفر می‌شه

149
00:07:44,440 --> 00:07:46,230
‫و واقعا فکر می‌کنه
‫داره سنگ تموم می‌ذاره

150
00:07:46,230 --> 00:07:47,570
‫اوه، حتما همینطوره

151
00:07:47,570 --> 00:07:49,650
‫آدم‌های داغون معمولا فکر می‌کنن
‫رو دستشون نیست

152
00:07:49,650 --> 00:07:51,740
‫بابام اسمشو گذاشته
‫«بد شکلی استعداد»

153
00:07:52,570 --> 00:07:53,950
‫خوبه

154
00:07:55,620 --> 00:07:58,120
‫بریم ناهار بخوریم؟
‫ساعت جلسه‌ام عوض شده

155
00:07:58,120 --> 00:07:59,370
‫پرسیدن نداره!

156
00:07:59,370 --> 00:08:02,500
‫آره، وقتی اسم ساندویچ تعریف رو آوردی
‫شکمم غور غور کرد

157
00:08:10,470 --> 00:08:14,430
‫- لعنتی. اینو نگاه کنید
‫- اوه

158
00:08:14,455 --> 00:08:16,366
‫« شب قرار »
‫« مربی وستهم نیتن شلی و مدل روس آناستازیا در یک مهمانی خصوصی با همدیگر دیده شده‌اند »

159
00:08:16,390 --> 00:08:19,350
‫رفیق، آخه چطوری نیت تونسته
‫دافی مثل آناستازیا رو مخ کنه؟

160
00:08:19,350 --> 00:08:20,730
‫اوه، شاید دختره شرط‌بندی کرده

161
00:08:20,730 --> 00:08:22,440
‫- اوه. مثل فیلم دختر همه‌چی تموم
‫- آره

162
00:08:22,440 --> 00:08:26,110
‫آره! ولی نیت عینک و موی دم اسبی نداره
‫که خوشگلی‌شو قایم کرده باشه

163
00:08:26,110 --> 00:08:27,190
‫نه، گه داره

164
00:08:27,190 --> 00:08:28,980
‫تغییر اون درونیـه

165
00:08:28,980 --> 00:08:30,440
‫- آره
‫- می‌دونید، فیلم دختر همه‌چی تموم

166
00:08:30,440 --> 00:08:32,780
‫نسخهٔ موزیکال فیلم بانوی زیبای منـه

167
00:08:32,780 --> 00:08:35,320
‫که بر اساس نمایشنامهٔ پیگمالیون
‫اثر جرج برنارد شاو هست

168
00:08:35,320 --> 00:08:37,410
‫من عاشق خوکم.
‫خیلی بامزه‌ان

169
00:08:37,410 --> 00:08:40,450
‫ولی در عین حال
‫اندازه نوزاد هوش دارن

170
00:08:40,450 --> 00:08:42,450
‫آره، ولی آناستازیا بد هیکلی داره، نه؟

171
00:08:42,450 --> 00:08:44,420
‫- آره. خیلی خوشگله
‫- حرف نداره، داداش

172
00:08:45,540 --> 00:08:47,670
‫زاوا.
‫نظرت دربارهٔ آناستازیا چیه؟

173
00:08:49,500 --> 00:08:50,630
‫نظری ندارم

174
00:08:51,590 --> 00:08:54,260
‫زن خودم، کریستینا،
‫تنها زنیـه که به وضوح می‌بینم

175
00:08:55,090 --> 00:08:58,430
‫بقیه زن‌ها یه لکهٔ کثیف هستن

176
00:08:59,180 --> 00:09:00,350
‫وای

177
00:09:00,350 --> 00:09:04,020
‫زن من جذابه،
‫ولی تو مایه‌های دختر همسایه

178
00:09:04,850 --> 00:09:07,360
‫عینک داره، موهاشو دم اسبی می‌بنده،
‫نقاشی می‌کنه

179
00:09:07,360 --> 00:09:08,860
‫مثل دختره توی دختر همه‌چی تموم

180
00:09:10,320 --> 00:09:12,360
‫- مثل چی‌چی؟
‫- فیلمه

181
00:09:12,360 --> 00:09:16,200
‫اوه، من فیلم نگاه نمی‌کنم
‫و واسم مهم نیست

182
00:09:16,200 --> 00:09:18,490
‫فقط دوست دارم صبح تا شب
‫بشینم زنم رو نگاه کنم

183
00:09:19,700 --> 00:09:21,200
‫وای

184
00:09:23,250 --> 00:09:25,620
‫اگه با تاکتیک ۴۵۱ ادامه بدیم،
‫بگا می‌ریم

185
00:09:25,620 --> 00:09:30,300
‫اگه ۴۴۲ بذاریم، کون‌مونو می‌‌ذارن.
‫ولی اگه ۵۳۲ رو امتحان کنیم...

186
00:09:30,300 --> 00:09:31,204
‫برنده می‌شیم؟

187
00:09:31,228 --> 00:09:32,073
‫درمون میره

188
00:09:32,190 --> 00:09:35,050
‫- لعنتی
‫- من سیتی

189
00:09:35,050 --> 00:09:38,140
‫باورم نمی‌شه رقیب‌مون
‫اسمش با اسم کلاب لختی‌ای

190
00:09:38,140 --> 00:09:40,310
‫که توی دانشگاه می‌رقصیدم یکی باشه

191
00:09:43,270 --> 00:09:44,270
‫آم...

192
00:09:44,270 --> 00:09:46,440
‫جونم، ترنت؟
‫فکری داری؟

193
00:09:46,440 --> 00:09:49,610
‫نه نمی‌‌تونم، من...
‫من فقط برای مشاهده اینجا هستم

194
00:09:49,610 --> 00:09:52,360
‫- نـ... نمی‌تونم دخالت کنم
‫- متوجه‌ام

195
00:09:52,360 --> 00:09:56,280
‫می‌دونی، شبیه مستندسازهای طبیعت هستی
‫که سادیسم دارن

196
00:09:56,280 --> 00:09:57,660
‫که حاضر نیستن دوربین‌شون
‫رو یه لحظه بذارن کنار

197
00:09:57,660 --> 00:10:02,120
‫با وجود این‌که یه میمون زخمی
‫مظلوم و بی‌دفاع و بامزه و کوچولو رو می‌بینن

198
00:10:02,120 --> 00:10:04,950
‫که چیزی نمونده
‫یه گله کفتار بهش حمله کنن.

199
00:10:20,430 --> 00:10:22,060
‫خیلی‌خب. باشه

200
00:10:24,020 --> 00:10:25,850
‫تابه‌حال سبک سنتی
‫توپ بلند رو امتحان کردین؟

201
00:10:25,850 --> 00:10:27,890
‫- اوه، پاس بلند به مهاجم؟
‫- چی هست؟

202
00:10:27,890 --> 00:10:30,440
‫تاکتیک بزن زیرش
‫که یه گزینه راهگشا

203
00:10:30,440 --> 00:10:33,110
‫برای یه تیم ضعیف
‫جلوی رقیب قویـه.

204
00:10:33,110 --> 00:10:35,030
‫خیلی‌خب، عالیه.
‫با همین تاکتیک بازی می‌کنیم

205
00:10:35,030 --> 00:10:36,860
‫نه، دفاع وسط‌هاشون خیلی غولن

206
00:10:36,860 --> 00:10:39,030
‫- سلاخی‌مون می‌کنن
‫- آره، بگا رفتین

207
00:10:39,030 --> 00:10:40,740
‫همم. اوهوم

208
00:10:44,871 --> 00:10:46,465
‫« از مدرسه هنری زنگ زدن.
‫یه اتفاقی واسش افتاده »

209
00:10:46,490 --> 00:10:47,473
‫« قلدری کردن »

210
00:10:47,497 --> 00:10:49,306
‫« خبر بیشتری فهمیدم بهت زنگ میزنم »

211
00:10:49,330 --> 00:10:51,290
‫- آ...
‫- همه‌چی مرتبه، تد؟

212
00:10:51,290 --> 00:10:54,500
‫آ، امروز صبح توی مدرسه
‫هنری رو اذیت کردن

213
00:10:55,710 --> 00:10:57,220
‫اگه همین الان راه بیفتیم

214
00:10:57,220 --> 00:10:59,800
‫و پرواز غیر مستقیم
‫به مقصد پاریس بگیریم،

215
00:10:59,800 --> 00:11:01,260
‫تا دم ظهر می‌رسیم کانزاس

216
00:11:01,260 --> 00:11:03,850
‫و خونهٔ اون بچهٔ عوضی
‫تا ۱۲:۳۰ خاکستر شده!

217
00:11:03,850 --> 00:11:07,140
‫نه، نه. بهترین کار در مقابل
‫قلدرها اینه‌که نادیده‎شون بگیری

218
00:11:09,060 --> 00:11:13,480
‫بعدش ساعت چهار
‫یواشکی می‌ری تو خونه‌شون،

219
00:11:13,480 --> 00:11:14,980
‫از نظر آماری می‌گم،

220
00:11:14,980 --> 00:11:17,690
‫ساعتیـه که آدم‌ها کم‌ترین آمادگی رو دارن
‫تا از خودشون دفاع کنن

221
00:11:17,690 --> 00:11:18,610
‫درسته

222
00:11:18,610 --> 00:11:22,910
‫و وقتی بالا سرشون ایستادی،
‫که توی تخت‌شون خوابیدن،

223
00:11:23,950 --> 00:11:25,160
‫می‌گیری‌شون به باد کتک

224
00:11:26,290 --> 00:11:31,790
‫با یه طناب کَت و کلفت
‫که رنگ قرمز زدی

225
00:11:32,630 --> 00:11:37,260
‫انقدر می‌زنی‌شون تا بیدار بشن،

226
00:11:38,090 --> 00:11:40,300
‫گیج می‌شن که رنگ، خون خودشونه.

227
00:11:41,760 --> 00:11:43,430
‫وقتی التماس می‌کنن بس کنی،

228
00:11:44,260 --> 00:11:48,520
‫از ته دلت می‌خندی،

229
00:11:49,020 --> 00:11:51,440
‫تا جایی که می‌تونی

230
00:11:52,060 --> 00:11:56,770
‫و بعد دوباره شروع می‌کنی می‌زنی‌شون

231
00:12:03,910 --> 00:12:06,240
‫همم. آره

232
00:12:07,450 --> 00:12:10,790
‫می‌دونی، این گزینه رو می‌ذارم کنار

233
00:12:10,790 --> 00:12:12,960
‫تا وقتی میشل زنگ بزنه
‫و ببینم داستان چی بوده،

234
00:12:12,960 --> 00:12:14,380
‫واقعا چه اتفاقی افتاده

235
00:12:14,380 --> 00:12:15,750
‫آره، باشه.
‫باشه، حق میگی

236
00:12:15,750 --> 00:12:17,800
‫- ولی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

237
00:12:22,930 --> 00:12:23,760
‫همم

238
00:12:23,760 --> 00:12:25,470
‫ربکا، یه لحظه وقت داری؟

239
00:12:26,100 --> 00:12:27,140
‫البته

240
00:12:31,350 --> 00:12:32,230
‫می‌تونم بشینم؟

241
00:12:32,230 --> 00:12:35,520
‫لزلی، رودربایستیـت واقعا منو می‌ترسونه.
‫بگیر بشین دیگه

242
00:12:40,860 --> 00:12:46,160
‫مسئله اینه،
‫باشگاه داره به مسیر اشتباهی میره،

243
00:12:46,160 --> 00:12:50,120
‫و می‌ترسم که ربط چندانی
‫به کیفیت بازیکن‌ها نداشته باشه

244
00:12:50,120 --> 00:12:55,000
‫بنابراین، اگه جلوی سیتی نتیجه نگیریم،
‫شاید بهتر باشه در نظر داشته باشیم...

245
00:12:55,000 --> 00:12:57,960
‫فکر کنیم دربارهٔ فکر کردن
‫در مورد احتمال...

246
00:12:57,960 --> 00:13:01,260
‫شاید روی کاغذ تمرکز کنیم،

247
00:13:01,260 --> 00:13:05,130
‫به عبارتی،
‫مربی تیم رو عوض کنیم

248
00:13:05,130 --> 00:13:06,640
‫می‌خوای تد رو اخراج کنی؟

249
00:13:06,640 --> 00:13:11,310
‫توی کدوم نقطهٔ حرفم
‫به‌نظرت رسید همچین منظوری داشتم؟

250
00:13:11,890 --> 00:13:14,480
‫لزلی، فعلا این موضوع
‫واسم خیلی افسرده کننده‌ست

251
00:13:14,480 --> 00:13:17,270
‫برای همین، به خودم این اجازه رو میدم
‫تا موضوع رو عوض کنم

252
00:13:17,270 --> 00:13:19,110
‫به فال‌گیر و کف‌بینی اعتقاد داری؟

253
00:13:19,980 --> 00:13:22,820
‫اوه. آره،
‫در حقیقت باور دارم.

254
00:13:22,820 --> 00:13:24,110
‫چرا غافلگیر نشدم؟

255
00:13:24,110 --> 00:13:27,450
‫تو خیلی... نمی‌دونم،
‫عجیب و غیر عادی هستی

256
00:13:27,450 --> 00:13:31,700
‫ممنون.
‫خاله دوورام ذره‌ای پرتو روشنایی داره،

257
00:13:31,700 --> 00:13:33,710
‫یه‌کمی چشم سوم

258
00:13:33,710 --> 00:13:37,830
‫و پیش‌بینی کرده بود که من جولی
‫پنج تا بچه میاریم، همه‌شون پسر می‌شه

259
00:13:38,710 --> 00:13:39,710
‫و حالا خونه و زندگی‌مون رو ببین

260
00:13:39,710 --> 00:13:42,550
‫یه خونه
‫پر از دستمال خیس از صندلی توالت داریم

261
00:13:43,260 --> 00:13:44,630
‫چرا می‌پرسی؟

262
00:13:44,630 --> 00:13:46,630
‫اوه، چند هفته پیش،

263
00:13:46,630 --> 00:13:49,720
‫یه‌جورایی رفتم پیش یه فال‌گیر

264
00:13:50,560 --> 00:13:52,930
‫نه یه‌جورایی.
‫کـ... کاملا رفتم پیش یه فال‌گیر.

265
00:13:52,930 --> 00:13:55,310
‫چی... وای!
‫در مورد فصل چی گفت؟

266
00:13:55,940 --> 00:13:57,850
‫- نپرسیدم
‫- اوه

267
00:13:57,850 --> 00:14:02,110
‫بهش میومد دغل‌باز باشه.
‫ولی گفت یه اتفاق‌هایی میفته،

268
00:14:02,110 --> 00:14:04,320
‫و اون اتفاق‌ها رخ دادن

269
00:14:04,320 --> 00:14:05,400
‫همم

270
00:14:05,400 --> 00:14:06,780
‫عجیبـه، نه؟

271
00:14:07,450 --> 00:14:09,990
‫دنیا پر از چیزهایی که توضیحش
‫از توان ما خارجه، ربکا

272
00:14:10,620 --> 00:14:12,580
‫ناخن.
‫جریان‌شون چیه؟

273
00:14:13,080 --> 00:14:15,710
‫و طالع‌بین‌ها،
‫حتی اگه یه عده‌شون شیاد و حقه‌باز باشن،

274
00:14:15,710 --> 00:14:18,040
‫می‌تونن کمک کنن
‫چیزهایی رو توی خودمون ببینیم

275
00:14:18,040 --> 00:14:21,460
‫که خودمون کاملا نمی‌تونیم

276
00:14:25,090 --> 00:14:25,920
‫ممنون، لزلی

277
00:14:39,190 --> 00:14:40,690
‫سلام، خانم کیکس

278
00:14:43,570 --> 00:14:46,570
‫- از طرف روپرته؟
‫- دوستم، آناستازیاست

279
00:14:46,570 --> 00:14:47,650
‫می‌خواد باهاش تماس بگیرید

280
00:14:48,990 --> 00:14:52,080
‫تعجب کردن که توی بونز و هانی
‫شماره‌اش رو نگرفتید

281
00:14:53,030 --> 00:14:54,700
‫خب، نمی‌خواستم هَوَل باشم

282
00:15:00,250 --> 00:15:02,750
‫باشه

283
00:15:13,890 --> 00:15:16,430
‫اوه، سلام.
‫خوشحالم شماره‌ات رو پیدا کردم

284
00:15:16,430 --> 00:15:18,270
‫نیتن شلی هستم

285
00:15:18,270 --> 00:15:20,650
‫از اون شب که باهات آشنا شدم
‫واقعا لذت بردم،

286
00:15:20,650 --> 00:15:23,270
‫و امیدوار بودم
‫بتونیم دوباره با هم نوشیدنی بخوریم

287
00:15:24,770 --> 00:15:28,280
‫آره، ببخشید مامان. فقط...
‫داشتم تمرین می‌کردم. آره. چطور بود؟

288
00:15:30,280 --> 00:15:33,700
‫«فکر می‌کنم باید دوباره با هم نوشیدنی بخوریم»
‫رک‌ و صریح‌تر باشه

289
00:15:33,700 --> 00:15:36,950
‫آره. باشه، آره. ممنون

290
00:15:36,950 --> 00:15:39,080
‫خیلی‌خب، دوستت دارم.
‫بای‌بای، خداحافظ

291
00:15:40,330 --> 00:15:41,170
‫خیلی‌خب

292
00:15:41,170 --> 00:15:43,840
‫باید بریم نوشیدنی بخوریم.
‫باید

293
00:15:52,430 --> 00:15:53,970
‫- سلام مربی
‫- سلام ربکا

294
00:15:57,890 --> 00:15:59,680
‫- تد
‫- نه می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

295
00:15:59,680 --> 00:16:03,560
‫هنوز بابت اون‌روز
‫که سرم داد زدی عذاب وجدان داری، درسته؟

296
00:16:04,770 --> 00:16:05,980
‫یه‌کوچولو مثل فال‌گیرها
‫پیش‌بینی بلدم

297
00:16:07,280 --> 00:16:08,280
‫ایرادی نداره

298
00:16:09,070 --> 00:16:11,740
‫نه، آره، من...
‫نباید سرت داد و بی‌داد می‌کردم

299
00:16:15,530 --> 00:16:17,580
‫- از حرف زدن باهات خوشحال شدم، رئیس
‫- همچنین، تد

300
00:16:29,010 --> 00:16:30,510
‫عصر بخیر

301
00:16:38,390 --> 00:16:39,310
‫سلام

302
00:16:39,890 --> 00:16:41,180
‫خانم جونز

303
00:16:41,180 --> 00:16:43,850
‫- از ناهارتون با جک لذت بردید
‫- همم

304
00:16:43,850 --> 00:16:45,810
‫یه سوال سریع

305
00:16:45,810 --> 00:16:49,780
‫شما به شندی گفتید
‫که ساعت چهار صبح به اما جی زنگ بزنه،

306
00:16:49,780 --> 00:16:53,530
‫اونم وقتی که مستِ اسپرسو مارتینی بوده

307
00:16:53,530 --> 00:16:57,740
‫تا طرح کاندوم مخصوص تخم
‫رو واسش توضیح بده؟

308
00:16:57,740 --> 00:17:00,950
‫- چی؟
‫- اما جی عینک طراحی می‌کنه

309
00:17:01,540 --> 00:17:03,790
‫نه، البته که من همچین چیزی نگفتم.
‫برای چی؟

310
00:17:03,790 --> 00:17:05,620
‫اوه، چون همین الان
‫ما رو اخراج کرد

311
00:17:07,500 --> 00:17:08,800
‫به‌خاطر شندی

312
00:17:08,800 --> 00:17:10,510
‫به‌خاطر دوست‌تون

313
00:17:13,260 --> 00:17:14,260
‫شندی

314
00:17:14,260 --> 00:17:16,680
‫- بله؟
‫- می‌شه لطفا باهات صحبت کنم؟

315
00:17:16,680 --> 00:17:19,720
‫- می‌شه نیم ساعت صبر کنی؟
‫- نه، همین الان بیا

316
00:17:20,850 --> 00:17:22,480
‫- می‌شه لطفا بشینم نگاه کنم؟
‫- باربارا

317
00:17:27,690 --> 00:17:29,150
‫سلام.
‫می‌تونم بهت پنج دقیقه وقت بدم،

318
00:17:29,150 --> 00:17:31,400
‫بعدش باید برم طبقه پایین
‫و با دستیارم احتمالیـم مصاحبه کنم

319
00:17:31,400 --> 00:17:33,530
‫از آسانسور می‌ترسه.
‫با نمکه، نه؟

320
00:17:34,400 --> 00:17:36,110
‫می‌شه لطفا بشینی؟

321
00:17:36,110 --> 00:17:37,200
‫آره.

322
00:17:48,380 --> 00:17:49,420
‫شندی؟

323
00:17:51,420 --> 00:17:52,630
‫می‌خوام حقوقمو زیاد کنی؟

324
00:17:54,760 --> 00:17:56,470
‫تو خیلی با استعدادی

325
00:17:58,180 --> 00:17:59,180
‫ولی...

326
00:18:01,560 --> 00:18:05,350
‫ارادهٔ جسورانه‌ام؟
‫چی میگی؟

327
00:18:07,600 --> 00:18:10,770
‫خیلی‌خب!
‫گوش کنید گوسفندها

328
00:18:11,650 --> 00:18:15,820
‫الان اخراج شدم چون بعضی‌ها
‫تحمل یه آدم مبتکر و خلاق رو ندارن

329
00:18:16,780 --> 00:18:21,240
‫برای همین، می‌خوام شرکت روابط عمومی
‫خودم رو شروع کنم تا اینجا رو ورشکسته کنم

330
00:18:22,870 --> 00:18:23,910
‫کی با من میاد؟

331
00:18:28,250 --> 00:18:29,710
‫دو برابر حقوق اینجا میدم

332
00:18:29,710 --> 00:18:30,790
‫کی با من میاد؟

333
00:18:33,090 --> 00:18:34,130
‫خیلی‌خب

334
00:18:34,840 --> 00:18:37,510
‫سه ماه تعطیلات سالانه،
‫ماشین شرکت،

335
00:18:37,510 --> 00:18:40,890
‫میز ماساژ توی دفتر می‌ذارم
‫اونم با یه ماساژور حرفه‌ای و با مدرک.

336
00:18:40,890 --> 00:18:42,220
‫کی با من میاد؟

337
00:18:44,220 --> 00:18:45,770
‫من میام

338
00:18:46,350 --> 00:18:47,980
‫- تو نه، دن
‫- باشه

339
00:18:49,190 --> 00:18:52,270
‫باربارا.
‫می‌دونم طرف منی

340
00:18:52,860 --> 00:18:54,570
‫هر چقدر بگم
‫طرف تو نیستم کمه

341
00:18:54,570 --> 00:18:59,780
‫چون یه آدم بزدل هستی،
‫و حالم از قیافه‌ات بهم می‌خوره

342
00:18:59,780 --> 00:19:02,580
‫از همه‌تون متنفرم

343
00:19:02,580 --> 00:19:04,910
‫کیلی،
‫تو رو خدا بذار بمونم

344
00:19:04,910 --> 00:19:08,290
‫اینجا رو خیلی دوست دارم.
‫ما یه خانواده‌ هستیم

345
00:19:08,290 --> 00:19:10,080
‫- دوستت دارم
‫- موفق می‌شی، شندی. بهت قـ...

346
00:19:10,080 --> 00:19:11,330
‫نه، نمی‌شم!

347
00:19:11,330 --> 00:19:15,590
‫یه مشت فاشیست کونی!

348
00:19:18,630 --> 00:19:22,930
‫ریدم... ریدم به شما ده درصدی‌ها

349
00:19:22,930 --> 00:19:24,310
‫آره، شما همینیـد

350
00:19:25,060 --> 00:19:28,560
‫می‌دونید چیه؟
‫کون لق تک‌تکتون

351
00:19:29,270 --> 00:19:30,350
‫واسه ماست

352
00:19:31,480 --> 00:19:33,440
‫خب، گاییدمت

353
00:19:34,570 --> 00:19:35,610
‫دن، بیا بریم

354
00:19:35,610 --> 00:19:36,990
‫راستش، من می‌مونم

355
00:19:38,030 --> 00:19:40,150
‫کیرمو بخور

356
00:19:42,280 --> 00:19:43,120
‫باشه

357
00:19:46,080 --> 00:19:47,200
‫همم

358
00:19:48,370 --> 00:19:49,500
‫خب، به زبون نمیارم

359
00:19:49,500 --> 00:19:50,670
‫نه، ولی بهش فکر می‌کنی

360
00:19:50,670 --> 00:19:52,920
‫آره، زیاد. تا ابد

361
00:20:03,510 --> 00:20:07,350
‫سلام. ربکا ولتون هستم.
‫برای دکتر واگنر نوبت گرفته بودم

362
00:20:07,350 --> 00:20:09,060
‫این فرم رو پر کنید،
‫و شما رو می‌بینن

363
00:20:09,060 --> 00:20:11,140
‫- خیلی ممنون. متشکرم
‫- بشینید

364
00:20:37,061 --> 00:20:41,066
‫« مخاطب اضطراری »

365
00:20:43,800 --> 00:20:46,010
‫ربکا، چه غافلگیری خوبی

366
00:20:46,010 --> 00:20:48,140
‫- مجبور نیستی این فرم مسخره رو پر کنی
‫- اوه

367
00:20:48,140 --> 00:20:49,810
‫بیا اتاقم، عزیزم

368
00:20:53,020 --> 00:20:55,230
‫- ممنون
‫- بشین

369
00:20:55,230 --> 00:20:56,770
‫- باشه. ممنون
‫- راحت باش

370
00:21:02,740 --> 00:21:06,370
‫خب، حالت چطوره؟

371
00:21:09,080 --> 00:21:11,000
‫با توجه به افت فعلی ریچموند؟

372
00:21:11,000 --> 00:21:13,960
‫طفلک.
‫باید خیلی استرس‌زا باشه

373
00:21:13,960 --> 00:21:17,040
‫خب، یه‌کمی سخته،
‫اعتراف می‌کنم

374
00:21:17,040 --> 00:21:21,010
‫ولی توی دورهٔ بدی هستیم

375
00:21:21,010 --> 00:21:23,340
‫خب، درست می‌شه.
‫مطمئنم

376
00:21:23,340 --> 00:21:25,760
‫تا وقتی زاوا توی تیم‌تون باشه،
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد

377
00:21:25,760 --> 00:21:28,300
‫- اون فوق العاده‌ست، نه؟
‫- آره. فوق العاده‌ست

378
00:21:28,300 --> 00:21:30,010
‫آره، ما...
‫خوش‌شانسیم که اون رو توی تیم‌مون داریم

379
00:21:31,020 --> 00:21:33,810
‫خب بگو ببینم،
‫چی شده امروز اومدی اینجا؟

380
00:21:34,730 --> 00:21:40,820
‫باشه. خب، می‌دونید،
‫جواب سوالم رو می‌دونم،

381
00:21:40,820 --> 00:21:44,570
‫با توجه به سنـم،
‫یه‌کمی بعید و غیر معقوله

382
00:21:45,410 --> 00:21:48,030
‫ولی واسم سوال بود که...

383
00:21:48,030 --> 00:21:50,370
‫که می‌تونی بچه‌دار بشی؟

384
00:21:51,290 --> 00:21:53,040
‫آره. دقیقا

385
00:21:53,540 --> 00:21:55,290
‫اصلا بعید نیست

386
00:21:56,170 --> 00:21:59,290
‫من همیشه زن‌های هم‌سن تو
‫و سن بالاتر رو درمان می‌کنم

387
00:21:59,880 --> 00:22:01,630
‫- واقعا؟
‫- کاملا

388
00:22:02,420 --> 00:22:04,880
‫اما با این اوصاف،
‫نمی‌تونم تضمین بدم...

389
00:22:04,880 --> 00:22:06,720
‫نه، البته. می‌دونم

390
00:22:06,720 --> 00:22:10,430
‫ولی می‌تونیم چند تا آزمایش بگیریم
‫و ببینم چه احتمالی هست. خوبه؟

391
00:22:11,260 --> 00:22:13,060
‫عالیه. آره. ممنون

392
00:22:13,060 --> 00:22:14,730
‫خب، راحت بشین، آروم باش

393
00:22:14,730 --> 00:22:18,310
‫به مسئول متخصص می‌گم بیاد
‫خون بگیره و تصویر برداری کنه

394
00:22:18,310 --> 00:22:20,940
‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم
‫- همچنین

395
00:22:20,940 --> 00:22:22,280
‫ریچموند قهرمان!

396
00:22:42,380 --> 00:22:43,460
‫خیلی‌خب، گوش کنید

397
00:22:44,550 --> 00:22:47,590
‫وقتی می‌رید، دوش بگیرید.
‫یه‌کم استراحت کنید

398
00:22:48,300 --> 00:22:51,720
‫از همه مهم‌تر،
‫قبل از خواب بازی ویدیویی نکنید

399
00:22:52,680 --> 00:22:55,310
‫به‌جز بازی انیمال کراسینگ.
‫لعنتی مغز آدمو خالی می‌کنه

400
00:22:55,310 --> 00:22:57,230
‫- آره. اوهوم
‫- آفرین

401
00:22:57,810 --> 00:23:00,230
‫می‌دونید، فکر می‌کنم کم‌کم داره
‫بخت‌مون برمی‌گرده

402
00:23:00,230 --> 00:23:02,610
‫- خب راستش، سم...
‫- یان مس، حرف نزن

403
00:23:03,190 --> 00:23:05,780
‫سم، همه‌مون ریدیم،
‫و خوب می‌دونیم

404
00:23:05,780 --> 00:23:07,610
‫آره. آره. آره

405
00:23:07,610 --> 00:23:10,570
‫هی. انقدر منفی نباشید

406
00:23:11,410 --> 00:23:14,330
‫آره، سیتی تیم بی‌نظریه.
‫در این مورد شکی نیست

407
00:23:14,330 --> 00:23:16,660
‫ولی به تخم کیه؟
‫چون ما هم تیم خیلی خوبی هستیم

408
00:23:16,660 --> 00:23:20,120
‫پس مثل یه مشت بچه خرگوش رفتار نکنید

409
00:23:20,670 --> 00:23:22,710
‫بیاید با جون و دل بازی کنیم، باشه؟

410
00:23:28,510 --> 00:23:29,880
‫جیمی راست می‌گه

411
00:23:33,890 --> 00:23:35,470
‫انگار که زاوا بوده

412
00:23:36,390 --> 00:23:37,390
‫ولم کن، رفیق

413
00:23:37,390 --> 00:23:40,310
‫می‌دونید، من پیامبر نیستم

414
00:23:41,650 --> 00:23:43,110
‫پیامبرها به یه‌چیزی اعتقاد دارن

415
00:23:44,480 --> 00:23:45,820
‫من فقط اعتقاد ندارم.

416
00:23:47,280 --> 00:23:52,450
‫از ته‌قلبم می‌دونم،
‫با استخوون‌هام،

417
00:23:53,320 --> 00:23:55,580
‫با ماهیچه‌های دالی و ذوزنقه‌ای و سرینی‌
‫واضح و خوش‌نقشم می‌دونم

418
00:23:57,200 --> 00:23:59,910
‫هیچ رقیبی توی دنیا نیست
‫که این تیم نتونه شکست بده

419
00:23:59,910 --> 00:24:01,500
‫منم همینو گفتم دیگه

420
00:24:01,500 --> 00:24:04,130
‫شما به‌خاطر من برنده نمی‌شید

421
00:24:06,170 --> 00:24:09,630
‫برنده می‌شید
‫چون با همدیگه کار می‌کنید

422
00:24:10,680 --> 00:24:11,840
‫چون به کمک همدیگه...

423
00:24:14,850 --> 00:24:16,890
‫می‌تونید به هر چیزی دست پیدا کنید

424
00:24:20,230 --> 00:24:22,940
‫منچستر سیتی نابود می‌شه!

425
00:24:41,500 --> 00:24:42,920
‫سلام. بالاخره

426
00:24:42,920 --> 00:24:45,040
‫سلام، تد. ببخشید که همه‌اش
‫کار پیش میاد و نمی‌تونیم حرف بزنیم

427
00:24:45,040 --> 00:24:47,380
‫عیبی ندارم.
‫درک می‌کنم، می‌دونی؟

428
00:24:48,210 --> 00:24:49,300
‫آقا کوچولو چطوره؟

429
00:24:49,300 --> 00:24:51,550
‫حالش خوبه.
‫راستش رفته پارک

430
00:24:52,130 --> 00:24:53,800
‫واقعا؟ اوه، عالیه

431
00:24:53,800 --> 00:24:57,060
‫آره. جیک گفت فکر خوبیه
‫بره بیرون، یه‌کم هوای آزاد بخوره

432
00:24:58,430 --> 00:25:02,270
‫آره. نه، این...
‫این... فکر خوبیه. آره

433
00:25:02,270 --> 00:25:04,730
‫تو چی؟
‫حالت تو چطوره؟

434
00:25:04,730 --> 00:25:06,810
‫اوه، مطمئنا بهتر بودم

435
00:25:06,810 --> 00:25:07,900
‫متوجه‌ام

436
00:25:08,570 --> 00:25:10,990
‫منم از وقتی گفتی چی شده
‫آروم و قرار نداشتم

437
00:25:11,490 --> 00:25:13,780
‫می‌دونی، راستش به بیرد و روی
‫گفتم چه اتفاقی افتاده

438
00:25:13,780 --> 00:25:16,070
‫آماده بودن سوار هواپیمای کانزاس بشن

439
00:25:16,070 --> 00:25:18,910
‫و سر اون بچه‌ای که قلدری کرده
‫کاری کنن که خدا واسه هیچکی نیاره

440
00:25:20,370 --> 00:25:25,080
‫نه تد، آم، روی هنری قلدری نکردن.
‫هنری قلدر بوده

441
00:25:26,710 --> 00:25:27,710
‫چی؟

442
00:25:29,130 --> 00:25:31,760
‫ای‌اف‌سی ریچموند
‫در برابر منچستر سیتی

443
00:25:31,760 --> 00:25:34,630
‫در حالت عادی، طرفداران وفادار سگ‌های شکاری
‫حتی قبل از شروع بازی

444
00:25:34,630 --> 00:25:36,220
‫تو تقویم‌شون باخت رو ثبت می‌کردن.

445
00:25:36,720 --> 00:25:39,470
‫ولی امشب، با وجود زاوا،
‫امیدواری زیادی وجود داره

446
00:25:39,470 --> 00:25:43,350
‫که ریچموند بالاخره
‫به این رقابت یک‌طرفهٔ قاطعانه پایان بده

447
00:25:45,810 --> 00:25:47,400
‫وقت رفتنه

448
00:25:47,400 --> 00:25:48,940
‫فردا می‌بینمت، دن

449
00:25:49,610 --> 00:25:50,610
‫نه

450
00:25:51,570 --> 00:25:52,860
‫استعفا می‌دم

451
00:25:55,530 --> 00:25:56,660
‫نه، نه. شوخی می‌کنم

452
00:25:56,660 --> 00:25:59,870
‫مگه این‌که واقعا بخوای استعفا بدم؟

453
00:25:59,870 --> 00:26:03,000
‫- نه، دوست دارم فردا ببینمت، دن
‫- باشه

454
00:26:03,000 --> 00:26:04,540
‫- شب بخیر
‫- خیلی‌خب. ممنون

455
00:26:07,580 --> 00:26:10,210
‫- شب بخیر، خانم جونز
‫- شب بخیر، باربارا

456
00:26:10,210 --> 00:26:11,920
‫- باربارا؟
‫- اوه

457
00:26:11,920 --> 00:26:13,510
‫اوه!

458
00:26:13,510 --> 00:26:17,340
‫دوست داری امشب بریم
‫بازی ریچموند رو ببینیم؟ هر دوتون؟

459
00:26:17,340 --> 00:26:19,680
‫مثل دفعهٔ آخر پر از دعوا و خشونته؟

460
00:26:20,560 --> 00:26:22,720
‫- احتمالا نه
‫- پس نه

461
00:26:24,180 --> 00:26:25,140
‫من میام

462
00:26:25,140 --> 00:26:27,020
‫می‌تونم از دفترت استفاده کنم
‫چند تا تماس بگیرم؟

463
00:26:27,650 --> 00:26:29,310
‫آره، البته. حتما

464
00:26:29,310 --> 00:26:31,690
‫فقط توی کشوم رو نگاه نکن

465
00:26:32,690 --> 00:26:34,070
‫نگاه نکن

466
00:26:39,660 --> 00:26:41,370
‫حتما کشوهاشو نگاه می‌کنم

467
00:26:41,370 --> 00:26:42,910
‫اوهوم

468
00:26:51,960 --> 00:26:53,250
‫زاوا! زاوا!

469
00:26:54,420 --> 00:26:58,050
‫زاوا! زاوا! زاوا! زاوا!

470
00:26:58,050 --> 00:26:59,140
‫پوست‌شون رو بکن

471
00:26:59,140 --> 00:27:00,220
‫خردشون کن

472
00:27:00,220 --> 00:27:01,300
‫- تیکه‌شون کن
‫- باشه

473
00:27:01,300 --> 00:27:02,680
‫- له‌شون کن
‫- من بازی نمی‌کنم

474
00:27:02,680 --> 00:27:04,470
‫- انقدر تشویق کن که از دهنت خون بیاد
‫- باشه

475
00:27:04,470 --> 00:27:05,600
‫یه لقمهٔ چپ‌شون کن

476
00:27:05,600 --> 00:27:07,560
‫- ازشون جلو بزن، سم
‫- ممنون، مربی

477
00:27:09,770 --> 00:27:12,820
‫هی. زاوا کجاست؟

478
00:27:20,910 --> 00:27:22,410
‫مربی. نگاه کن

479
00:27:22,410 --> 00:27:25,450
‫صد و پوزده روز شده،
‫و هیچ‌کس مدفوع پرت نکرده رو شلوارم. رکورد جدید

480
00:27:25,450 --> 00:27:26,700
‫بهت افتخار می‌کنم

481
00:27:29,620 --> 00:27:30,670
‫هنوز با هنری حرف نزدی؟

482
00:27:30,670 --> 00:27:32,040
‫نه، اصلا نمی‌شه

483
00:27:32,920 --> 00:27:36,010
‫چرا دنیا یه منطقه زمانی واحد نداره، می‌دونی؟

484
00:27:36,010 --> 00:27:40,470
‫- خورشید
‫- راست می‌گی. خورشید لعنتی

485
00:27:40,470 --> 00:27:43,430
‫هنری بچهٔ خوبیه،
‫چون تو باباش هستی

486
00:27:43,430 --> 00:27:44,760
‫اوهوم

487
00:27:44,760 --> 00:27:47,770
‫و هر مشکلی که داره،
‫درست می‌شه

488
00:27:48,850 --> 00:27:50,980
‫ممنون، مربثی.
‫نیاز داشتم همچین حرفی رو بشنوم

489
00:27:50,980 --> 00:27:53,230
‫نه، نیاز داشتی همچین حرفی رو بشنوی

490
00:27:53,900 --> 00:27:55,650
‫- منم همینو گفتم
‫- خدایی؟

491
00:27:57,690 --> 00:27:59,150
‫یه مشکل بزرگ داریم

492
00:28:05,490 --> 00:28:07,120
‫اوه. اون...

493
00:28:07,830 --> 00:28:10,420
‫دو تا سوال،
‫آماده بریم ورزشگاه؟

494
00:28:10,420 --> 00:28:13,750
‫و این بوی گند وحشتناک رو حس می‌کنی؟

495
00:28:14,340 --> 00:28:16,210
‫آره و آره

496
00:28:20,130 --> 00:28:21,840
‫خدای من. چی بود؟

497
00:28:25,470 --> 00:28:26,760
‫خیلی عجیبـه

498
00:28:28,100 --> 00:28:29,310
‫اوه! وای!

499
00:28:30,100 --> 00:28:31,770
‫یعنی چی؟

500
00:28:31,770 --> 00:28:33,190
‫این از کجا اومده؟

501
00:28:35,060 --> 00:28:36,480
‫خدای من

502
00:28:39,570 --> 00:28:43,910
‫«شیر رفته.
‫از بره لذت ببر، جنده‌خانم. بوس‌بوس، شندی.»

503
00:28:46,370 --> 00:28:47,660
‫خدای من

504
00:28:47,660 --> 00:28:50,460
‫یه یادآوری ملایم
‫که کارت ورودشو غیر فعال کنم

505
00:28:51,920 --> 00:28:53,210
‫خاک بر سرم

506
00:28:59,420 --> 00:29:01,510
‫خدای من!
‫خیل حال‌بهم‌زنه

507
00:29:06,890 --> 00:29:08,100
‫اول شما

508
00:29:09,310 --> 00:29:10,430
‫اوه

509
00:29:10,430 --> 00:29:11,520
‫اوه

510
00:29:16,150 --> 00:29:19,400
‫سلام جید.
‫شلی هستم

511
00:29:19,400 --> 00:29:21,650
‫برای دو نفر رزرو داشتم.
‫ممنون

512
00:29:23,660 --> 00:29:25,280
‫و شما، خانم؟
‫کمکی از دستم برمیاد؟

513
00:29:25,280 --> 00:29:27,910
‫- اوه...
‫- نه، اون... ما...

514
00:29:27,910 --> 00:29:29,370
‫ایشون آناستازیاست

515
00:29:29,370 --> 00:29:34,000
‫مدل خیلی معروفیه،
‫و اومدیم سر قرار

516
00:29:35,670 --> 00:29:38,340
‫با... با همدیگه.
‫دو تا. دو نفر رزرو کردم

517
00:29:38,960 --> 00:29:39,800
‫سلام

518
00:29:41,090 --> 00:29:43,380
‫کلهٔ خیلی بانمکی داری

519
00:29:43,380 --> 00:29:45,890
‫ممنون.
‫به بابام رفتم

520
00:29:45,890 --> 00:29:48,600
‫- از این سمت
‫- نه. ببخشید جید، عزیز جان

521
00:29:48,600 --> 00:29:51,390
‫میز کنار پنجره رو می‌خوایم، لطفا

522
00:29:53,940 --> 00:29:56,400
‫- باید از درک بپرسم
‫- با درک هماهنگ کردم

523
00:29:56,400 --> 00:30:01,030
‫نیتن ژله‌ای!
‫بچه شگفتی‌ساز

524
00:30:01,030 --> 00:30:02,240
‫آره. بزن

525
00:30:02,240 --> 00:30:03,530
‫سلام!

526
00:30:04,200 --> 00:30:05,570
‫هی، هی، هی

527
00:30:06,410 --> 00:30:08,410
‫یکی بزن زیر گوشم.
‫دارم خواب می‌بینم؟

528
00:30:08,410 --> 00:30:11,040
‫آناستازیای بی‌نظیر اومده رستوران من

529
00:30:11,950 --> 00:30:14,040
‫من طرفدار پر و پا قرص
‫صورت و بدنـت هستم

530
00:30:14,660 --> 00:30:18,840
‫بهترین میز رستوران برای شما دو نفر.
‫اگه مایل هستید از این سمت بیاید؟

531
00:30:23,720 --> 00:30:25,220
‫اوه. آره

532
00:30:31,470 --> 00:30:32,850
‫بفرمایید

533
00:30:32,850 --> 00:30:34,810
‫- بفرمایید
‫- ممنون، درک

534
00:30:34,810 --> 00:30:36,020
‫- لذت ببرید
‫- ممنون

535
00:30:42,820 --> 00:30:43,820
‫همم

536
00:30:45,360 --> 00:30:47,030
‫جای چندان قشنگی نیست

537
00:30:48,410 --> 00:30:50,200
‫اوه. نه، ولی...

538
00:30:50,200 --> 00:30:54,040
‫صبر کن غذاشون رو امتحان کنی،
‫چون باقلواشون از خود بهشت اومده

539
00:30:56,830 --> 00:30:57,830
‫همم

540
00:31:02,578 --> 00:31:04,835
‫« به مسابقه نمی‌رسم. قصه‌اش مفصله.
‫شامل این می‌شه: »

541
00:31:04,860 --> 00:31:05,812
‫« دوستت دارم! »

542
00:31:10,791 --> 00:31:13,978
‫« صد تا سوال دارم ولی می‌ذارم واسه بعد! »

543
00:31:19,239 --> 00:31:21,784
‫« دکتر واگنر »
‫« سلام، ربکا، نتایجت اومده. بعد بازی زنگ بزن صحبت کنیم »

544
00:31:21,809 --> 00:31:22,979
‫« ریچموند قهرمان!  »

545
00:31:28,240 --> 00:31:31,030
‫خبر بدی دارم

546
00:31:33,950 --> 00:31:35,540
‫بجنبید، بچه‌ها.
‫زود باشید! بجنبید!

547
00:31:36,040 --> 00:31:40,790
‫و ریچموند در حالی آمادهٔ بازی می‌شه
‫که کالین هیوز به‌جای زاوا به زمین اومده

548
00:31:41,330 --> 00:31:43,920
‫هیوز به‌جای زاوا.
‫نظری نداری، کریس؟

549
00:31:43,920 --> 00:31:46,760
‫آره. مسخره‌ترین چیزیه که به عمر دیدم

550
00:31:47,760 --> 00:31:50,930
‫و سوت شروع بازی زده می‌شه.
‫اما زاوا کجاست؟

551
00:31:50,930 --> 00:31:52,550
‫هی. خبری نشد؟

552
00:31:53,140 --> 00:31:54,140
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست

553
00:31:54,140 --> 00:31:55,970
‫تخم‌سگ موبایلشو جواب نمیده

554
00:31:55,970 --> 00:31:59,060
‫نه مدیر برنامه‌اش، نه مدیرش،
‫نه مسئول تبلیغاتش، نه مربیـش،

555
00:31:59,060 --> 00:32:03,270
‫نه متخصص طب سوزنیش، نه متخصص ماساژش،
‫نه متخصص مدفوعش، نه پرورش دهندهٔ آووکادوهاش،

556
00:32:03,270 --> 00:32:04,570
‫نه حتی آرایشگرش

557
00:32:04,570 --> 00:32:07,150
‫همم. شاید مرده

558
00:32:07,150 --> 00:32:08,440
‫به نفع‌شه مرده باشه

559
00:32:09,320 --> 00:32:12,450
‫ده دقیقه‌ست
‫که ریچموند بدون زاوا بازی می‌کنه،

560
00:32:12,450 --> 00:32:14,580
‫و برای همهٔ ما سوال شده
‫دلیل این تصمیم چیه

561
00:32:15,160 --> 00:32:19,000
‫خداحافظ، دوست گوگولی کوچولو و بوگندوی من

562
00:32:20,040 --> 00:32:23,590
‫اگه شندی خواست دوباره حیوون قرض بگیره،
‫تو رو خدا بگو نه

563
00:32:23,590 --> 00:32:25,300
‫ببخشید، کیلی

564
00:32:25,300 --> 00:32:27,380
‫بهم قول داد جور می‌کنه
‫با یه آدم معروف برم سر قرار

565
00:32:28,010 --> 00:32:30,130
‫همیشه دلم می‌خواست
‫از رستوران بیام بیرون و  بگم:

566
00:32:30,130 --> 00:32:31,550
‫«لطفا عکس نگیرید»

567
00:32:31,550 --> 00:32:34,550
‫ادوارد، باید آدم‌ها رو به‌خاطر شخصیت
‫و رفتارشون دوست داشته باشی، نه معروف بودنشون

568
00:32:35,430 --> 00:32:36,260
‫همم

569
00:32:36,260 --> 00:32:39,600
‫- و اینم یه کیسه بزرگ پشکل
‫- اوه

570
00:32:46,570 --> 00:32:49,320
‫آره. بالاخره داره بوی بهتری میاد، آره؟

571
00:32:49,320 --> 00:32:51,240
‫بهتر؟ حتما

572
00:32:51,740 --> 00:32:55,030
‫الان بوی این میاد که انگار
‫یکی وسط لاته کدو حلوایی ادویه‌دار ریده باشه

573
00:32:56,780 --> 00:32:59,500
‫هی. راستش هوس نوشیدنی کردم.
‫احیانا که مشروب نداری، نه؟

574
00:32:59,500 --> 00:33:01,160
‫اوه لعنتی.
‫نه، ببخشید

575
00:33:02,870 --> 00:33:03,710
‫صبر کن

576
00:33:11,510 --> 00:33:14,050
‫ودکای سر کار شندی
‫بالاخره به کار اومد

577
00:33:14,050 --> 00:33:16,010
‫ایول.
‫کجا قایم کرده بود؟

578
00:33:16,010 --> 00:33:17,260
‫روی میزش

579
00:33:18,430 --> 00:33:21,020
‫- باشه
‫- احتمالا بخوای مخلوط کنی و با یخ بخوری

580
00:33:21,560 --> 00:33:23,020
‫پرتقال شکری؟

581
00:33:23,020 --> 00:33:24,440
‫کیلی، خیلی بامزه‌ای

582
00:33:25,020 --> 00:33:28,270
‫ولی من معروف‌ترین
‫مدرسه شبانه‌روزی دانمارک بودم

583
00:33:29,150 --> 00:33:30,860
‫صبحونه ودکای گرم می‌خوردیم

584
00:33:31,360 --> 00:33:35,990
‫وای. من به‌ندرت غافلگیر می‌شم
‫و با این‌وجود غافلگیرم کردی

585
00:33:36,990 --> 00:33:38,370
‫نوش

586
00:33:38,370 --> 00:33:39,290
‫نوش

587
00:33:43,330 --> 00:33:44,670
‫نمی‌تونم اینو پست کنم

588
00:33:44,670 --> 00:33:47,040
‫این سس‌های دیپ
‫شبیه استفراغ می‌مونه

589
00:33:48,380 --> 00:33:52,300
‫نمی‌تونم استفراغ پست کنم.
‫مردم اینو می‌بینن و بالا میارن

590
00:33:53,340 --> 00:33:58,810
‫خیلی‌خب. خب، خبر خوب اینه‌که،
‫مزه‌اش از قیافه‌اش خیلی بهتره

591
00:33:58,810 --> 00:34:05,190
‫و این نون پیتا انتهای همین خیابون
‫تازه پخته شده و از تنور در اومده

592
00:34:06,190 --> 00:34:07,190
‫دهنم کن

593
00:34:08,570 --> 00:34:10,820
‫باشه. اوهوم

594
00:34:17,700 --> 00:34:20,280
‫آره؟ آره؟

595
00:34:26,920 --> 00:34:28,460
‫- نیت؟
‫- بله

596
00:34:28,460 --> 00:34:31,880
‫می‌شه لطفا بریم؟
‫غذاشون خوشمزه‌ست،

597
00:34:31,880 --> 00:34:33,800
‫ولی اینجا خیلی کهنه و افسرده کننده‌ست

598
00:34:34,880 --> 00:34:37,390
‫خیلی‌خب، ببین،
‫می‌دونم که شاید همچین جای خفنی نیست،

599
00:34:38,260 --> 00:34:39,890
‫ولی اینجا خیلی برای من ارزش داره

600
00:34:40,720 --> 00:34:44,850
‫این جاییـه که خانوادهٔ من
‫تولدهامون و سالگردهامون رو جشن می‌گیریم

601
00:34:44,850 --> 00:34:47,650
‫وقتی کمک مربی ریچموند شدم
‫اومدیم اینجا و جشن گرفتیم

602
00:34:48,860 --> 00:34:52,690
‫تک‌تک اتفاق‌های مهم زندگی‌مون
‫رو اینجا گذروندیم

603
00:34:52,690 --> 00:34:55,900
‫و برای من، همین موضوع
‫اینجا رو خیلی خیلی خفن می‌کنه

604
00:34:57,530 --> 00:34:58,620
‫همم

605
00:34:59,780 --> 00:35:01,830
‫اوه، حواسم کجا رفته؟
‫باید ساگاناکی سفارش بدم

606
00:35:01,830 --> 00:35:03,700
‫می‎خوام زنگ بزنم

607
00:35:03,700 --> 00:35:06,960
‫دوستم آنفلونزا گرفته.
‫باید حالشو بپرسم

608
00:35:08,500 --> 00:35:10,840
‫نه، این... نه، خیلی خوبه.
‫چقدر مهربون

609
00:35:11,420 --> 00:35:13,340
‫بخوای زنگ بزنی
‫باید همه وسایلتو برداری؟

610
00:35:27,810 --> 00:35:28,810
‫خیلی‌خب

611
00:35:33,940 --> 00:35:35,110
‫شرمنده، رفیق

612
00:35:36,150 --> 00:35:38,860
‫بازم باید پول مشروب رو بگیرم

613
00:35:47,620 --> 00:35:49,080
‫و بازی با نتیجه چهار بر صفر به پایان می‌رسه

614
00:35:49,080 --> 00:35:53,880
‫و ریچموند همچنان در شکست
‫رقیب بزرگ و سرسخت خود ناکام موند

615
00:35:53,880 --> 00:35:55,920
‫و بدون زاوا،
‫برای همهٔ ما سوال شده

616
00:35:55,920 --> 00:35:58,510
‫که آیا جای این تیم
‫در لیگ برتر هست یا خیر

617
00:35:58,510 --> 00:36:02,220
‫خب، بدون زاوا، این تیم
‫به‌درد لیگ کلیسای منم نمی‌خوره، آرلو

618
00:36:02,220 --> 00:36:03,850
‫راستش لیگ خیلی رقابتی هست

619
00:36:03,850 --> 00:36:05,600
‫که روحانیون به‌شدت
‫با استعدادی بازی می‌کنن

620
00:36:05,600 --> 00:36:08,560
‫همه‌تون یه مشت جقی هستید!

621
00:36:08,560 --> 00:36:11,060
‫مک‌آدو، ریدی!

622
00:36:11,060 --> 00:36:14,360
‫بدون زاوا، ریدین!
‫حتی با زاوا هم بازم ریدین!

623
00:36:29,753 --> 00:36:31,093
‫« لزلی »
‫« معما حل شد! »

624
00:36:31,118 --> 00:36:33,118
‫« آیا زاوا بازنشسته خواهد شد؟ »

625
00:36:33,143 --> 00:36:35,890
‫« لیگ در بهت فرو رفته است!
‫زاوا اشاره کرده آخرین بازی خود را انجام داده است »

626
00:36:42,012 --> 00:36:44,012
‫« دکتر واگنر »

627
00:36:50,060 --> 00:36:51,060
‫سلام، دکتر

628
00:36:52,520 --> 00:36:55,730
‫بله. آره، باخت سنگینی بود

629
00:36:57,070 --> 00:37:00,450
‫همم. آره. من... فقط...
‫خبر رو خوندم

630
00:37:01,110 --> 00:37:02,530
‫بله، استعداد خارق العاده‌ای هست

631
00:37:02,530 --> 00:37:05,660
‫ببخشید، دکتر.
‫من... فقط یه‌کمی عجله دارم

632
00:37:06,950 --> 00:37:08,750
‫عالی می‌شه.
‫ممـ... ممنون

633
00:37:15,670 --> 00:37:18,170
‫آ... باشه

634
00:37:20,760 --> 00:37:23,300
‫خیلی‌خب. باشه
‫همین... همین فکر رو می‌کردم

635
00:37:25,140 --> 00:37:27,850
‫اوه، چیزه... قطعا باید...
‫بهتره... بهتره مطمئن شد

636
00:37:29,970 --> 00:37:31,270
‫خب، بازم ممنونم

637
00:37:32,390 --> 00:37:35,940
‫بله. آره، منم خوشحال شدم دیدم‌تون

638
00:37:38,940 --> 00:37:39,940
‫ممنون

639
00:38:18,270 --> 00:38:20,860
‫چی؟
‫واقعا با یه دلقک قرار گذاشتی؟

640
00:38:20,860 --> 00:38:23,360
‫اونم سه هفتهٔ عذاب آور

641
00:38:25,570 --> 00:38:29,370
‫با دلقکه سکس هم داشتی؟
‫با دماغ و دم و دستگاهش؟

642
00:38:29,370 --> 00:38:30,290
‫معلومه

643
00:38:32,250 --> 00:38:33,660
‫راستش توی ماشینش

644
00:38:34,250 --> 00:38:36,960
‫اصلا جا نبود،
‫وسط سی تا دوست دلقک دیگه‌اش بودیم

645
00:38:42,300 --> 00:38:45,550
‫خدای من.
‫داستان اِکس‌های احمق‌تو می‌شنوم،

646
00:38:46,090 --> 00:38:48,850
‫احساس بهتری
‫نسبت به رابطهٔ آخرم پیدا می‌کنم

647
00:38:49,760 --> 00:38:51,560
‫- فوتبالیست بود، درسته؟
‫- آره

648
00:38:51,560 --> 00:38:53,470
‫آره. جیمی چی‌چی؟

649
00:38:53,470 --> 00:38:58,150
‫نه.
‫خب آره... نه... آم...

650
00:38:58,150 --> 00:38:59,650
‫جدایی ناجوری داشتید؟

651
00:39:00,940 --> 00:39:04,240
‫نه. خوب بود. پنج ستاره.
‫حاضرم دوباره جدا بشم

652
00:39:08,070 --> 00:39:09,370
‫همم

653
00:39:09,370 --> 00:39:11,370
‫راستش، چیز بود...
‫چیز بود...

654
00:39:13,200 --> 00:39:15,540
‫نه، نمی‌خوام بگم.
‫درباره‌اش حرف نمی‌زنم

655
00:39:16,160 --> 00:39:17,460
‫چون هنوز قلبم به درد میاد

656
00:39:18,120 --> 00:39:21,250
‫و از این حس خسته شدم.
‫من قبلا آدم شادی بودم

657
00:39:23,340 --> 00:39:26,880
‫- به‌نظر من آدم شادی هستی
‫- بامزه‌ست

658
00:39:27,630 --> 00:39:29,390
‫البته در حد دلقک بامزه نیست

659
00:39:31,390 --> 00:39:34,970
‫کل عصرمون رو به باد دادیم
‫و پنجاه کیلو پشکل بره جمع کردیم

660
00:39:36,100 --> 00:39:37,980
‫بهترین عشق و حال چند ماه اخیرم بود

661
00:39:37,980 --> 00:39:40,860
‫اوه، من همیشه عشق و حال‌های
‫خیلی خفن‌تری توی زندگیم دارم

662
00:39:40,860 --> 00:39:42,150
‫گمشو

663
00:39:44,900 --> 00:39:46,030
‫هی

664
00:39:47,450 --> 00:39:49,030
‫بابت همه‌چی ممنون

665
00:39:50,110 --> 00:39:50,950
‫خواهش می‌کنم

666
00:40:02,170 --> 00:40:06,710
‫گندش بزنن. معذرت می‌خوام.
‫نباید این‌کار رو می‌کردم

667
00:40:16,100 --> 00:40:17,850
‫نه، کاملا باید انجامش بدی

668
00:40:32,740 --> 00:40:34,780
‫باقلوا برای دو نفر

669
00:40:35,580 --> 00:40:37,200
‫آره، آم...

670
00:40:38,870 --> 00:40:41,120
‫قرارم مجبور شد...

671
00:40:47,170 --> 00:40:50,050
‫آره، تنهایی نمی‌تونم
‫این همه رو بخورم

672
00:40:52,340 --> 00:40:56,390
‫مگه این‌که تو...
‫تو بیای بشینی. نه. نه.

673
00:40:58,680 --> 00:41:00,020
‫حتما.

674
00:41:01,690 --> 00:41:05,400
‫هر چی نباشه،
‫باقلوامون از خود بهشت اومده

675
00:41:07,730 --> 00:41:09,320
‫آره، من...
‫آم...

676
00:41:10,570 --> 00:41:12,610
‫به دلایلی،
‫هر وقت بخوام یکی رو تحت تاثیر قرار بدم،

677
00:41:12,610 --> 00:41:13,910
‫مثل مامان‌بزرگم حرف میزنم

678
00:41:14,780 --> 00:41:15,910
‫- مامان‌بزرگت؟
‫- اوهوم

679
00:41:17,240 --> 00:41:18,950
‫باشه، خب...

680
00:41:21,160 --> 00:41:22,460
‫بیا بشین

681
00:41:37,430 --> 00:41:38,890
‫تنها ذره آرامشی که دارم

682
00:41:38,890 --> 00:41:41,520
‫می‌دونم که توی تمام دنیاهای موازی بی‌شمار،

683
00:41:41,520 --> 00:41:44,375
‫هیچ دنیایی وجود نداره
‫که این بازی رو ببریم

684
00:41:45,980 --> 00:41:47,610
‫ می‌دونم منچستر چیه

685
00:41:57,995 --> 00:41:58,835
‫« هنری »

686
00:42:03,580 --> 00:42:06,460
‫دوستان. هنریـه.
‫اگه می‌شه...

687
00:42:06,960 --> 00:42:08,090
‫راحت باش

688
00:42:08,090 --> 00:42:09,170
‫ممنون

689
00:42:15,220 --> 00:42:16,390
‫سلام، مرد بزرگ

690
00:42:16,390 --> 00:42:18,760
‫سلام.
‫بابت بازی متاسفم

691
00:42:18,760 --> 00:42:23,020
‫اوه، نگران نباش. پیش میاد.
‫خوشحالم می‌بینمت، رفیق

692
00:42:23,020 --> 00:42:26,100
‫ببین، خیلی دلم می‌خواست
‫در مورد اتفاق اون روز

693
00:42:26,100 --> 00:42:28,520
‫که توی مدرسه افتاده
‫باهات صحبت کنم، می‌دونی؟

694
00:42:28,520 --> 00:42:30,610
‫بابا، گند زدم

695
00:42:31,280 --> 00:42:35,070
‫و اگه... اگه به توصیه‌ات گوش می‌دادم،
‫اونوقت همچین اتفاقی نمیفتاد

696
00:42:35,700 --> 00:42:39,240
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- «اگه عصبانی شدی، تا ده بشمار.

697
00:42:39,240 --> 00:42:41,240
‫اگه بازم آروم نشدی، یه بار دیگه بشمر.»

698
00:42:41,240 --> 00:42:42,370
‫آره

699
00:42:43,200 --> 00:42:44,870
‫خب، بابام این حرف رو میزد

700
00:42:46,170 --> 00:42:48,000
‫بعدش مامان‌بزرگت می‌گفت
‫که عددها تمومی ندارن

701
00:42:48,000 --> 00:42:50,170
‫که بتونه با خروپفش کنار بیاد

702
00:42:52,760 --> 00:42:53,920
‫حال داگ خوبه؟

703
00:42:53,920 --> 00:42:55,970
‫ازش معذرت‌خواهی کردم

704
00:42:55,970 --> 00:42:58,930
‫جلوی کل کلاس ایستادم
‫و رپِ عذرخواهی خوندم

705
00:43:00,220 --> 00:43:03,470
‫خب، می‌دونی، آهنگ هیپ‌هاپ
‫بهترین راه برای رسوندن پیغامه

706
00:43:03,470 --> 00:43:06,270
‫می‌دونی؟ مثلا همین آهنگ هیپ‌هاپ
‫«پیغام» رو نگاه کن

707
00:43:08,230 --> 00:43:11,570
‫دوستان.
‫امروز بازی خوبی انجام دادین

708
00:43:12,400 --> 00:43:15,320
‫آقای هیگینز،
‫خبری که در مورد زاوا اومده حقیقت داره؟

709
00:43:16,320 --> 00:43:17,490
‫متاسفانه

710
00:43:21,870 --> 00:43:23,120
‫دستمال نداری به دنی بدیم

711
00:43:23,910 --> 00:43:27,120
‫هی، هی، دوستان.
‫زاوا همین الان یه پست گذاشت

712
00:43:32,550 --> 00:43:37,300
‫سلام. حالتون چطوره؟ فقط...
‫می‌خوام یه چیزی بهتون بگم، دوستان کن

713
00:43:37,930 --> 00:43:40,680
‫شما فالوورهای من نیستید.
‫شما پیروان من هستید

714
00:43:42,220 --> 00:43:44,220
‫و برای همین...
‫باید شما رو در جریان بذارم

715
00:43:45,680 --> 00:43:47,350
‫زاوا بازی آخرش رو انجام داد

716
00:43:49,940 --> 00:43:52,610
‫الان همه وقت و انرژیم رو صرفِ...

717
00:43:52,610 --> 00:43:55,900
‫خانواده‌ام و مزرعه آووکادوم می‌کنم

718
00:43:56,990 --> 00:43:59,950
‫اگه انرژی‌تون
‫رو، روی چیزهایی بذارید که قلبا دوست دارید،

719
00:44:00,490 --> 00:44:05,120
‫دنیا ثمره‌اش رو به شما نشون می‌ده.
‫قابلتون رو نداشت.

720
00:44:08,580 --> 00:44:10,120
‫هی، رفیق

721
00:44:10,120 --> 00:44:11,960
‫باید خیلی فوری
‫با تیم صحبت کنم

722
00:44:11,960 --> 00:44:14,130
‫ولی بعدش وسایلم رو برمی‌دارم
‫و فورا میرم خونه

723
00:44:14,130 --> 00:44:16,970
‫و آنلاین می‌شیم و یه‌کوچولو روبلاکس می‌زنیم؟
‫نظرت چیه؟

724
00:44:16,970 --> 00:44:19,630
‫حله.
‫دوستت دارم، بابا

725
00:44:19,630 --> 00:44:22,140
‫منم دوستت دارم، رفیق.
‫بهت افتخار می‌کنم

726
00:44:40,740 --> 00:44:42,620
‫حالش خوبه.
‫حالش خوبه

727
00:44:44,200 --> 00:44:47,540
‫حالش خوبه.
‫حالش خوبه

728
00:44:55,920 --> 00:44:57,090
‫همم

729
00:45:02,720 --> 00:45:03,930
‫آقایون، هی

730
00:45:04,640 --> 00:45:06,680
‫شب سختی رو داشتیم. خب؟

731
00:45:06,680 --> 00:45:09,980
‫من سیتی بازم ما رو برد.
‫هیچ... هیچ ایرادی نداره

732
00:45:09,980 --> 00:45:13,810
‫ادامهٔ فصل بازم باهاشون بازی داریم

733
00:45:13,810 --> 00:45:15,320
‫مربی، فردا تمرین تعطیله، درسته؟

734
00:45:15,320 --> 00:45:18,280
‫- آره
‫- خیلی‌خب. دوشنبه می‌بینمتون

735
00:45:19,900 --> 00:45:21,280
‫هی، هی. مربی

736
00:45:22,280 --> 00:45:23,530
‫زاوا چی می‌شه؟

737
00:45:24,320 --> 00:45:25,330
‫آم...

738
00:45:25,990 --> 00:45:26,990
‫از تیم رفت

739
00:45:27,950 --> 00:45:30,660
‫بخوایم بگیم به‌طور کل
‫از ورزش بازنشسته شده،

740
00:45:30,660 --> 00:45:32,920
‫که خیلی کم‌تر شخصیش می‌کنه، درسته؟

741
00:45:33,420 --> 00:45:34,920
‫می‌دونید، مثلا...

742
00:45:34,920 --> 00:45:37,840
‫دوست دخترتون میره با یکی دیگه
‫و می‌فهمید نیمه‌گمشده همدیگه بودن

743
00:45:37,840 --> 00:45:39,050
‫اوه. آره

744
00:45:39,050 --> 00:45:40,590
‫جینا گرشان عوضی

745
00:45:40,590 --> 00:45:41,670
‫درسته

746
00:45:42,590 --> 00:45:45,800
‫ولی نگاه کنید، ببینید، ببینید.
‫می‌فهمم، خب؟ زاوا رفته

747
00:45:45,800 --> 00:45:48,310
‫ولی می‌دونید چیه؟
‫به‌نظرم به نفع ماست

748
00:45:48,890 --> 00:45:52,980
‫- چی؟ چطوره؟
‫- خب، نظر منه. خیلی‌خب، ببینید

749
00:45:52,980 --> 00:45:54,980
‫دوست دارم برنده بشم؟ معلومه

750
00:45:54,980 --> 00:45:58,190
‫ولی دوست دارم با بازیکن‌هایی برنده بشم
‫که دلشون می‌خواد اینجا باشن

751
00:45:59,530 --> 00:46:03,700
‫نمی‌تونستیم دستبندش بزنیم به کمدش
‫و مجبورش کنیم ما رو دوست داشته باشه

752
00:46:03,700 --> 00:46:04,820
‫می‌تونستیم امتحان کنیم

753
00:46:05,700 --> 00:46:09,080
‫دوستان. دوستان، ببینید.
‫اتفاق خوبی در جریانه

754
00:46:09,080 --> 00:46:10,580
‫- باشه؟
‫- اوهوم

755
00:46:11,910 --> 00:46:14,000
‫ما به زاوا احتیاج نداشتیم. باشه؟

756
00:46:16,880 --> 00:46:17,880
‫آره

757
00:46:18,550 --> 00:46:23,130
‫فقط و فقط کافیـه
‫با افراد همین اتاق برنده بشیم

758
00:46:24,300 --> 00:46:27,050
‫و شما کافیـه ایمان داشته باشید

759
00:46:28,300 --> 00:46:30,560
‫- وای!
‫- یه نشونه‌ست

760
00:46:32,560 --> 00:46:33,850
‫تموم شد و رفت.
‫به خاک سیاه نشستیم

761
00:46:33,850 --> 00:46:36,600
‫نابود شدیم. کارمون تمومه.
‫بدبخت شدیم. کارمون زاره

762
00:46:36,600 --> 00:46:38,060
‫وایسید... صبر کنید

763
00:46:38,060 --> 00:46:41,150
‫هی، بس کنید، باشه؟
‫به خاک سیاه ننشستیم. کسی به فنا نرفته

764
00:46:41,150 --> 00:46:46,110
‫ولی بامبرکچ، آره، حق با توئه.
‫یه نشونه‌ست. موافقم. آره

765
00:46:50,580 --> 00:46:53,290
‫در حقیقت این،
‫فقط یه تیکه کاغذه

766
00:46:55,040 --> 00:46:56,330
‫خیلی‌خب دوستان،
‫گوش کنید چی می‌گم

767
00:46:57,290 --> 00:46:59,790
‫ایمان به این راحتی نمیاد
‫چون یه برگه رو به دیوار چسبوندی

768
00:47:00,590 --> 00:47:03,300
‫خب؟
‫از قلب آدم میاد

769
00:47:03,300 --> 00:47:05,880
‫می‌دونید؟
‫و این بالا. و این پایین

770
00:47:07,140 --> 00:47:10,760
‫تنها مشکل اینجاست،
‫چیزهای منفی زیادی درونمون جریان داره،

771
00:47:10,760 --> 00:47:13,060
‫اکثر اوقات
‫خود ما مانع خودمون می‌شیم

772
00:47:15,480 --> 00:47:20,900
‫می‌دونید، چیزهای مزخرفی
‫مثل حسادت، ترس، خجالت

773
00:47:25,990 --> 00:47:28,240
‫دیگه نمی‌خوام خودمو
‫با این چیزا علاف کنم

774
00:47:28,740 --> 00:47:30,740
‫منظورم رو می‌فهمید؟
‫می‌فهمید یا نه؟

775
00:47:30,740 --> 00:47:31,990
‫- نه
‫- نه، مربی

776
00:47:31,990 --> 00:47:33,290
‫- نه
‫- نه

777
00:47:34,500 --> 00:47:36,920
‫- تو می‌خوای؟
‫- نه

778
00:47:36,920 --> 00:47:39,420
‫نه، منم نمی‌خوام.
‫اصلا و ابدا

779
00:47:40,170 --> 00:47:42,130
‫خب، می‌دونید دلم می‌خواد
‫وقتم رو صرف چی کنم؟

780
00:47:42,880 --> 00:47:48,590
‫ایمانی که واسم ارزشمنده، می‌دونید؟
‫صرف نظر از کاری انجام می‌دم یا به نتیجه نمی‌رسم

781
00:47:49,390 --> 00:47:53,600
‫یا ایمان به این‌که همهٔ ما
‫لایق عشق ورزیده شدن و دوست داشته شدن هستیم،

782
00:47:53,600 --> 00:47:58,140
‫چه قلب‌مون شکسته باشه
‫یا شاید قلب کسی دیگه رو شکستیم

783
00:48:00,650 --> 00:48:04,480
‫یا ایمان به امیدواری چی؟ آره؟
‫می‌خوام خودم رو درگیرش کنم

784
00:48:07,450 --> 00:48:09,200
‫ایمان به این‌که زندگی بهتر می‌شه

785
00:48:09,200 --> 00:48:13,160
‫که من بهتر می‌شم.
‫که ما پیشرفت می‌کنیم

786
00:48:16,750 --> 00:48:20,630
‫رفیق. به خودتون ایمان داشتن.
‫به همدیگه ایمان داشتن

787
00:48:21,540 --> 00:48:25,090
‫رفیق، این...
‫پایه اساسی زنده موندنـه

788
00:48:26,840 --> 00:48:31,510
‫و ببینید. هی. اگه بتونید چنین کاری کنید،
‫اگه هر کدوم از شما از ته‌قلب این کار رو انجام بده...

789
00:48:38,100 --> 00:48:39,560
‫هیچ‌کس نمی‌تونه
‫ایمان‌تون رو تیکه‌تیکه کنه

790
00:48:46,030 --> 00:48:49,490
‫- دوشنبه می‌بینمتون؟
‫- آره مربی

791
00:48:49,490 --> 00:48:50,820
‫ممنون

792
00:48:56,540 --> 00:48:58,830
‫- فردا ساعت چهار صبح؟
‫- شک نکن

793
00:48:58,854 --> 00:49:15,854
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

794
00:49:15,878 --> 00:49:29,878
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

