﻿1
00:00:28,154 --> 00:00:33,034
‫دنی! دنی! بهش شلیک کن دیگه پدرسگ!

2
00:00:33,034 --> 00:00:34,202
‫جناب؟

3
00:00:35,203 --> 00:00:37,664
‫می‌شه لطفا نوشیدنیتون رو تا ته بخورین
‫و کمربندتون رو ببندین؟

4
00:00:37,664 --> 00:00:39,165
‫- داریم آماده می‌شیم...
‫- عذر می‌خوام.

5
00:00:39,165 --> 00:00:41,042
‫که فرود بیایم، پس لطفا نوشیدنی‌هاتون رو
‫تا ته بخورین...

6
00:00:41,042 --> 00:00:42,627
‫- و صندلیتون رو صاف کنین،
‫- بفرمایین.

7
00:00:42,627 --> 00:00:44,588
‫ما هم تمام تلاشمون رو می‌کنیم
‫که خیلی آروم...

8
00:00:44,588 --> 00:00:46,089
‫فرود بیایم.

9
00:00:46,113 --> 00:00:54,113
ارائه شده توسط وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

10
00:00:54,137 --> 00:01:02,137
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

11
00:01:02,138 --> 00:01:10,138
 @SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

12
00:02:23,698 --> 00:02:32,196
‫«اتاق شلوغ»
‫«فصل یکم، قسمت چهارم»

13
00:02:45,010 --> 00:02:46,770
‫[هواپیمایی پان امریکن]
‫[هواپیمایی لیکر]

14
00:03:00,000 --> 00:03:15,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

15
00:03:17,073 --> 00:03:18,283
‫پشم‌هام. خاک بر سرم.

16
00:03:21,614 --> 00:03:24,934
‫[معاف از مالیات]

17
00:03:29,790 --> 00:03:33,149
‫[صرافی]

18
00:03:43,350 --> 00:03:46,102
‫خب، واسه چی بعد از جریان راکفلر سنتر
‫به لندن رفتی؟

19
00:03:47,229 --> 00:03:49,105
‫اسحاق بهم گفت برم.

20
00:03:50,565 --> 00:03:52,943
‫ولی تو که قبلش اصلا از کشور خارج نشده بودی.

21
00:03:52,943 --> 00:03:55,862
‫- چطوری پاسپورت گرفتی؟
‫- اسحاق برام جور کرد.

22
00:03:55,862 --> 00:03:56,988
‫چطوری؟

23
00:03:56,988 --> 00:03:59,115
‫چه بدونم.
‫مگه از بقیه کارهای اسحاق خبر دارم؟

24
00:03:59,115 --> 00:04:00,992
‫آره، من هم خبر ندارم.
‫واسه همین می‌پرسم.

25
00:04:00,992 --> 00:04:02,786
‫آشنا داره، خب؟

26
00:04:02,786 --> 00:04:03,870
‫خیلی‌خب.

27
00:04:07,791 --> 00:04:09,376
‫بابام ساکن اونجا بود.

28
00:04:10,704 --> 00:04:13,084
‫[راهنمای گردشگری لندن]

29
00:04:14,589 --> 00:04:17,091
‫با آژانس مسافرتی «رویال لندن» تماس گرفتین.

30
00:04:17,091 --> 00:04:19,678
‫برامون پیغام بذارین، ما هم در اسرع وقت
‫باهاتون تماس می‌گیریم.

31
00:04:20,595 --> 00:04:22,681
‫سلام، دنی سالیوان هستم.

32
00:04:22,681 --> 00:04:24,099
‫پسر پیت سالیوانم.

33
00:04:25,058 --> 00:04:26,518
‫این شماره رو ازش دارم.

34
00:04:26,518 --> 00:04:30,397
‫اِم، یه سر اومده بودم اینجا، خلاصه...

35
00:04:30,397 --> 00:04:34,150
‫اگه پیتر بتونه باهام تماس بگیره
‫و با شماره...

36
00:04:36,653 --> 00:04:38,697
‫می‌دونین چیه؟ ولش کنین.
‫خودم دوباره بهش زنگ می‌زنم.

37
00:04:38,697 --> 00:04:39,781
‫ممنون، خداحافظ.

38
00:04:42,075 --> 00:04:44,160
‫زیاد از پدر تنیت نگفتی.

39
00:04:44,995 --> 00:04:47,163
‫واقعا حرف خاصی هم ندارم که بزنم.
‫زیاد پیشمون نبود،

40
00:04:47,163 --> 00:04:49,291
‫بعدش هم یهو رفت.

41
00:04:49,291 --> 00:04:50,500
‫کی؟ کی رفت؟

42
00:04:52,127 --> 00:04:54,087
‫من و آدام کوچک بودیم.

43
00:04:54,087 --> 00:04:55,380
‫قبل از کل این وقایع رفت.

44
00:04:55,380 --> 00:04:57,507
‫قبل از ترک تحصیلت بود؟

45
00:04:57,507 --> 00:04:59,926
‫- گمون کنم شش ساله بودم.
‫- هوم.

46
00:05:00,427 --> 00:05:02,470
‫اصلا خبر نداشتی اسحاق بابات رو می‌شناسه؟

47
00:05:02,470 --> 00:05:04,055
‫نه، تا قبلش خبر نداشتم.

48
00:05:05,599 --> 00:05:06,808
‫صرفا می‌خوام درکت کنم.

49
00:05:08,768 --> 00:05:11,813
‫تو دردسر افتاده بودم، اسحاق هم
‫من رو فرستاد پیش بابام که کمکم کنه، ولی...

50
00:05:11,813 --> 00:05:13,189
‫خب، آریانا کجا بود؟

51
00:05:13,189 --> 00:05:15,817
‫من که بهتون گفتم.
‫عدل وقتی بهش نیاز داشتم، قالم گذاشت.

52
00:05:17,027 --> 00:05:18,236
‫می‌شه گفت کاملا به موقع بود.

53
00:05:18,236 --> 00:05:19,654
‫منظورتون چیه؟

54
00:05:19,654 --> 00:05:21,364
‫خب، وقتی آسیب‌پذیر شدی، ولت کرد...

55
00:05:21,364 --> 00:05:24,367
‫و اسحاق پیداش شد
‫تا نیازت رو کاملا رفع کنه.

56
00:05:24,367 --> 00:05:26,036
‫عه، واقعا؟ نیازم چی بود؟

57
00:05:26,036 --> 00:05:30,415
‫پاسپورت بود.
‫ظاهرا رهایی هم بوده.

58
00:05:34,550 --> 00:05:38,163
‫[مترو عمومی]
‫[مستراح عمومی]

59
00:05:40,429 --> 00:05:41,229
‫[اتوبوس‌رانی لندن]

60
00:05:42,527 --> 00:05:45,167
‫[محصولات لبنی مارشال]

61
00:05:45,204 --> 00:05:47,833
‫[آژانس مسافرتی رویال لندن]

62
00:06:08,411 --> 00:06:09,704
‫عذر می‌خوام.

63
00:06:09,704 --> 00:06:10,789
‫تعطیلیم.

64
00:06:11,331 --> 00:06:14,626
‫با پیتر سالیوان کار دارم.
‫اِم، پیت سالیوان رو می‌گم.

65
00:06:15,502 --> 00:06:16,503
‫اسمش هم به گوشم نخورده.

66
00:06:17,170 --> 00:06:19,047
‫اِم، بهم گفتن...

67
00:06:19,047 --> 00:06:22,133
‫تو این آدرس پیداش می‌کنم.

68
00:06:23,677 --> 00:06:25,804
‫رئیسمون کمی دیگه میاد.
‫می‌تونی از خودش بپرسی.

69
00:06:28,348 --> 00:06:29,182
‫می‌شه اینجا منتظر بمونم؟

70
00:06:30,850 --> 00:06:32,769
‫دورین، دورین، دورین.

71
00:06:32,769 --> 00:06:35,272
‫اون آمریکاییه که قبلا باهاش کار می‌کردم
‫به نام پیت سالیوان رو به یاد داری؟

72
00:06:35,855 --> 00:06:39,025
‫خب، ظاهرا این پسر جوان و خوش‌تیپ...

73
00:06:39,025 --> 00:06:42,529
‫دنی سالیوانه. پسر پیته.
‫خیلی خارق‌العاده است، مگه نه؟

74
00:06:43,446 --> 00:06:44,447
‫آها، آره.

75
00:06:45,282 --> 00:06:47,200
‫جک هستم.

76
00:06:48,827 --> 00:06:50,745
‫خیلی شبیه باباتی.

77
00:06:50,745 --> 00:06:52,289
‫بیا ببینم. باید مشروب بخوریم.

78
00:06:53,748 --> 00:06:55,417
‫نمی‌خواد بزرگترها رو مقدم بشماری.

79
00:06:58,336 --> 00:06:59,337
‫ممنون.

80
00:07:00,526 --> 00:07:06,647
‫[با هواپیمایی آستو به پاریس سفر کنید]

81
00:07:20,066 --> 00:07:23,028
‫بفرما. نوش جان.

82
00:07:27,699 --> 00:07:30,410
‫خب، بابام خبر داره اومدم اینجا؟
‫قراره بیاد اینجا؟

83
00:07:30,410 --> 00:07:31,870
‫- شما از کجا می...
‫- آروم باش پسر جان.

84
00:07:31,870 --> 00:07:33,997
‫من و پدرت همکاریم.

85
00:07:34,915 --> 00:07:37,292
‫- تو آژانس مسافرتی کار می‌کنین.
‫- نه، این‌طوری هم نیست.

86
00:07:37,834 --> 00:07:40,545
‫- پس آژانس مسافرتیتون...
‫- تو اتاق پشتیش کار می‌کنیم.

87
00:07:40,545 --> 00:07:42,380
‫خب، یعنی می‌کردیم.

88
00:07:42,380 --> 00:07:43,465
‫الان دیگه خودم تک و تنهام.

89
00:07:44,591 --> 00:07:45,592
‫پدرت اینجا نیست.

90
00:07:46,593 --> 00:07:48,220
‫چند وقتیه که لندن نیست.

91
00:07:48,803 --> 00:07:50,597
‫- خیلی‌خب، پس کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

92
00:07:51,348 --> 00:07:52,974
‫چند ساله باهاش صحبت نکردم.

93
00:07:54,100 --> 00:07:57,771
‫ببین، خیلی شرمنده‌ام.

94
00:08:03,360 --> 00:08:05,403
‫خب، چی به سرش اومد؟ کجا رفت؟

95
00:08:05,403 --> 00:08:07,113
‫یه کار خارجی بهمون خورده بود.

96
00:08:07,113 --> 00:08:09,783
‫باب میلمون پیش نرفت، بعدش هم...

97
00:08:09,783 --> 00:08:12,118
‫از همدیگه جدا شدیم.

98
00:08:16,498 --> 00:08:18,083
‫- از دنیا رفته؟
‫- وای خدا، نه.

99
00:08:18,083 --> 00:08:19,376
‫نه، این‌قدر بزرگش نکن.

100
00:08:19,376 --> 00:08:22,879
‫صرفا دور شدن از لندن
‫به نظرش عاقلانه می‌اومد.

101
00:08:23,630 --> 00:08:24,798
‫چطور مگه؟

102
00:08:25,549 --> 00:08:28,635
‫خیلی کنجکاوی، مگه نه؟

103
00:08:28,635 --> 00:08:30,554
‫داستان زندگی خودت از چه قراره دنی کوچولو؟

104
00:08:31,304 --> 00:08:32,972
‫واسه چی سر و کله‌ات اینجا پیدا شده؟

105
00:08:32,972 --> 00:08:34,265
‫باید کمک می‌گرفتم.

106
00:08:34,265 --> 00:08:37,769
‫صاحب‌خونه‌ام بهم گفت
‫بهتره بیام لندن و بابام رو پیدا کنم.

107
00:08:39,354 --> 00:08:40,730
‫خب، این فرد مرموز کیه؟

108
00:08:41,815 --> 00:08:43,775
‫اسمش اسحاقه.

109
00:08:43,775 --> 00:08:46,736
‫سفدی؟ اسحاق سفدی رو می‌گی؟

110
00:08:47,779 --> 00:08:48,780
‫وایستین ببینم، شما هم می‌شناسینش؟

111
00:08:51,700 --> 00:08:53,034
‫عجب دنیایی.

112
00:08:54,244 --> 00:08:56,746
‫خوش به حالش.

113
00:08:56,746 --> 00:08:57,872
‫به قولش عمل کرد.

114
00:08:59,791 --> 00:09:00,792
‫به چه قولی عمل کرد؟

115
00:09:01,334 --> 00:09:03,044
‫خب، می‌شه یه لحظه وسط حرفت بپرم؟

116
00:09:04,880 --> 00:09:06,923
‫می‌خوام دقت کنی
‫که چه حرفی به خوردم می‌دی،

117
00:09:06,923 --> 00:09:09,259
‫می‌خوای باور کنم همکار پدرت...

118
00:09:09,259 --> 00:09:11,219
‫و هم‌محلیتون که ازش اتاق اجاره کرده بودی،

119
00:09:11,219 --> 00:09:13,722
‫اتفاقی همدیگه رو می‌شناختن؟

120
00:09:13,722 --> 00:09:15,515
‫نه. دقت نمی‌کنین‌ها.

121
00:09:15,515 --> 00:09:16,975
‫خیلی‌خب.

122
00:09:17,517 --> 00:09:19,060
‫جک گفت همکار بودن...

123
00:09:19,060 --> 00:09:22,314
‫و بابام همیشه می‌گفت قراره بازنشست بشه
‫و برگرده نیویورک.

124
00:09:22,314 --> 00:09:23,899
‫اسحاق هم باورش شده بود.

125
00:09:23,899 --> 00:09:26,067
‫از این آرزوهای آمریکایی مزخرف بود.

126
00:09:26,067 --> 00:09:29,863
‫ضمنا، گفته بود
‫اگه زودتر از بابام بیاد آمریکا،

127
00:09:29,863 --> 00:09:31,448
‫مراقب من هست.

128
00:09:31,448 --> 00:09:32,532
‫هوم.

129
00:09:33,617 --> 00:09:34,993
‫ببینین، دارم حرف خودش رو
‫باهاتون در میون می‌ذارم.

130
00:09:34,993 --> 00:09:36,536
‫منظورم این نیست حرف‌هاش کلا حقیقت داشت.

131
00:09:36,536 --> 00:09:38,246
‫خیلی‌خب، ولی تو حرفش رو باور کرده بودی.

132
00:09:38,246 --> 00:09:40,540
‫آره، باز هم مشروب خوردیم
‫و حرفش رو باور کردم.

133
00:09:42,083 --> 00:09:44,044
‫داشت کنار هواپیما می‌دوید،
‫دست تکون می‌داد و داد می‌زد:

134
00:09:44,044 --> 00:09:48,173
‫«هواپیما رو نگه دارین عوضی‌ها!
‫جشن تولد پنج سالگی بچه‌امه!»

135
00:09:48,173 --> 00:09:49,883
‫اون‌ها هم نگه داشتن.

136
00:09:49,883 --> 00:09:52,969
‫- این دیگه کدوم خریه؟
‫- گمون کنم با نردبون طنابی بالا اومد.

137
00:09:52,969 --> 00:09:54,721
‫سوارش کردن و اومد خونه که ببیندت.

138
00:09:56,264 --> 00:09:59,601
‫آره، دلش خیلی برات تنگ شده بود دنی.

139
00:10:01,853 --> 00:10:02,979
‫آره، دل من هم براش تنگ شده.

140
00:10:09,569 --> 00:10:14,783
‫خب دنی، اصلا قرار نیست بهم بگی
‫واسه چی فراری شدی؟

141
00:10:16,284 --> 00:10:19,079
‫یا نکنه همیشه موقع سفر دور دنیا
‫با یه تی‌شرت میای؟

142
00:10:21,081 --> 00:10:22,916
‫نه، نگران نباش.

143
00:10:23,541 --> 00:10:27,963
‫مشکلی نیست. من ازت سوالی نمی‌پرسم،
‫تو هم بهم دروغ نمی‌گی.

144
00:10:29,172 --> 00:10:34,427
‫ولی اگه طبق حرف خودت، کمک لازم داری،
‫شاید من بتونم مقداری کمکت کنم. خب؟

145
00:10:34,928 --> 00:10:39,266
‫خب، به سلامتی دوستان قدیمی و جدید.

146
00:10:45,063 --> 00:10:46,565
‫خب. جای خواب داری؟

147
00:10:47,315 --> 00:10:49,859
‫هوم؟ گمون نکنم پولت به اینجا برسه.

148
00:10:49,859 --> 00:10:52,112
‫درست گمون می‌کنین.

149
00:10:53,446 --> 00:10:55,615
‫- ای وای. ببخشید. عذر می‌خوام.
‫- لطفا چند دستمال‌کاغذی برامون بیارین.

150
00:10:55,615 --> 00:10:57,534
‫انگار آبجوی اینجا سنگین‌تره.

151
00:10:57,534 --> 00:10:58,910
‫نه، خودت آمریکایی هستی.

152
00:10:58,910 --> 00:11:01,496
‫هر کی اونجا آبجو سفارش بده،
‫بهش شاش گازدار می‌دن.

153
00:11:01,496 --> 00:11:03,415
‫به نظرم بهتره بری خونه...

154
00:11:03,415 --> 00:11:04,499
‫جقی خان.

155
00:11:07,711 --> 00:11:11,089
‫عجب پلشتیه.
‫ای خدا.

156
00:11:16,303 --> 00:11:17,971
‫چی گفتی؟

157
00:11:21,182 --> 00:11:23,059
‫نشنیدم. چی گفتی؟

158
00:11:23,810 --> 00:11:25,937
‫آخه دوستم از اون‌ور آب بهمون سر زده...

159
00:11:25,937 --> 00:11:29,524
‫و خودم می‌دونم
‫نمی‌خوای بی‌ادب جلوه کنی، مگه نه؟

160
00:11:29,524 --> 00:11:30,775
‫مشکلی پیش اومده آقایون؟

161
00:11:30,775 --> 00:11:35,447
‫نه، وقتی این احمق بی‌شعور عذرخواهی کنه،
‫مشکلی پیش نمیاد.

162
00:11:36,948 --> 00:11:37,949
‫ببخشید.

163
00:11:38,575 --> 00:11:39,743
‫نه، عذر می‌خوام.

164
00:11:39,743 --> 00:11:41,411
‫خوب نشنیدم.

165
00:11:42,037 --> 00:11:45,916
‫دوباره می‌گی؟ بلند بگو که همه بشنون.

166
00:11:47,626 --> 00:11:48,710
‫ببخشید.

167
00:11:49,711 --> 00:11:51,546
‫گمون نکنم صدات به گوشش برسه.
‫یه بار دیگه هم بگو.

168
00:11:56,051 --> 00:11:57,135
‫صدات به گوشم نمی‌رسه.

169
00:11:57,135 --> 00:11:59,930
‫ببخشید.

170
00:11:59,930 --> 00:12:01,765
‫احسنت. زیاد هم سخت نبود، مگه نه؟

171
00:12:03,225 --> 00:12:05,060
‫بی‌ادبی اصلا تو کتم نمی‌ره.

172
00:12:06,186 --> 00:12:07,771
‫به نظرم دیگه بهتره برین.

173
00:12:08,939 --> 00:12:11,024
‫باهام بیا دنی.

174
00:12:15,111 --> 00:12:18,198
‫اصلا متوجه نمی‌شم.
‫حقیقت از چه قرار بود؟

175
00:12:18,198 --> 00:12:20,659
‫گمون کنم حقیقت از این قراره
‫که جک، بابام و اسحاق...

176
00:12:20,659 --> 00:12:22,994
‫همکار بودن و واقعا برنامه‌ای ریخته بودن.

177
00:12:22,994 --> 00:12:25,413
‫ولی برنامه‌شون محافظت از من نبود.

178
00:12:26,706 --> 00:12:30,126
‫آخه مگه آدم چند بار خیال می‌کنه
‫قراره یکی بیاد و نجاتش بده...

179
00:12:30,126 --> 00:12:32,337
‫تا بفهمه هیچ‌کس نجاتش نمی‌ده؟

180
00:12:36,010 --> 00:12:37,183
‫[فروشگاه هرودز]

181
00:12:37,208 --> 00:12:40,353
‫[سینما]

182
00:12:45,100 --> 00:12:47,310
‫می‌خوای لندن واقعی رو ببینی؟
‫همین‌جاست. بیا.

183
00:12:47,335 --> 00:12:48,245
‫[حراج ابزار الکترونیکی]

184
00:12:48,270 --> 00:12:49,271
‫هوم.

185
00:12:49,271 --> 00:12:51,147
‫جقی بدبخت.

186
00:12:51,815 --> 00:12:55,610
‫- سلام قرمزی. دلت برام تنگ شده؟
‫- نه.

187
00:12:55,635 --> 00:12:56,628
‫[تئاتر مفرح نیمه‌برهنه]

188
00:12:56,653 --> 00:13:00,073
‫چطوره این هفته یه سر بیام
‫و تو عشق و محبت غرقت کنم؟

189
00:13:00,574 --> 00:13:01,575
‫بزن به چاک.

190
00:13:01,600 --> 00:13:03,093
‫[مهمانسرا]

191
00:13:03,118 --> 00:13:04,494
‫هنوز بابت خواهرش دلخوره.

192
00:13:08,494 --> 00:13:11,953
‫[سونا و ماساژ]

193
00:13:24,222 --> 00:13:25,098
‫طرف کی بود؟

194
00:13:25,098 --> 00:13:26,933
‫اصلا ذهنت رو درگیر نکن دنی کوچولو.

195
00:13:28,476 --> 00:13:29,561
‫اصلا ذهنت رو درگیر نکن.

196
00:13:30,562 --> 00:13:33,273
‫بیا محل اقامتی درخور خودت
‫برات پیدا کنیم، خب؟

197
00:13:36,819 --> 00:13:37,726
‫[پارک ممنوع]

198
00:13:37,751 --> 00:13:40,546
‫[هتل وینزور آرمز]

199
00:13:42,198 --> 00:13:44,200
‫- چیه؟
‫- پسره رو خوابوندم.

200
00:13:44,200 --> 00:13:46,578
‫بیهوش شده. زود مست می‌شه.

201
00:13:47,162 --> 00:13:48,914
‫مشروب خوردن قبل از کار فکر خوبی نیست.

202
00:13:48,914 --> 00:13:51,833
‫کارم همینه اسحاق.
‫دارم اعتمادش رو جلب می‌کنم.

203
00:13:51,833 --> 00:13:53,251
‫کارت همین نیست.

204
00:13:53,251 --> 00:13:55,545
‫تازه یه روز شده. عملیش می‌کنم.

205
00:13:55,545 --> 00:13:58,381
‫نگران تو نیستم. خودش باید عملیش کنه.

206
00:13:59,090 --> 00:14:01,218
‫وایستا ببینم، از پشت پنجره
‫شاهد مکالمه تلفنیش بودی؟

207
00:14:03,220 --> 00:14:04,471
‫نه، شاهد باجه تلفن بودم.

208
00:14:04,971 --> 00:14:08,767
‫پس از کجا می‌دونی به کی زنگ زده بود؟
‫محتوای مکالمه‌شون بماند.

209
00:14:08,767 --> 00:14:10,477
‫چه بدونم. شاید بعدا بهم گفته باشه.

210
00:14:10,477 --> 00:14:12,395
‫ببین، من اون شب خیلی مشروب خورده بودم...

211
00:14:12,395 --> 00:14:15,774
‫و احتمالش زیاده وقایع رو
‫به ترتیب به خاطر نیارم.

212
00:14:15,774 --> 00:14:17,651
‫می‌شه گفت خوب یادم نیست.

213
00:14:21,988 --> 00:14:23,281
‫خب، فرداش چی شد؟

214
00:14:42,342 --> 00:14:43,176
‫وای، پشم‌هام.

215
00:14:43,201 --> 00:14:46,256
‫[دنی کوچولو، سر ظهر بیا خیابون کمدن های
‫که چیپس و ماهی بخوریم! از طرف جک]

216
00:14:54,868 --> 00:14:56,974
‫[بانک ویلیامز و گلین]

217
00:14:56,999 --> 00:14:59,087
‫[هتل وینزور آرمز]

218
00:14:59,112 --> 00:15:06,295
‫[ظروف شیشه‌ای باکیفیت]

219
00:15:10,180 --> 00:15:14,286
‫[باجه تلفن]

220
00:15:15,375 --> 00:15:19,129
‫عه، سلام دنی.
‫کاملا به موقع رسیدی. گرسنه‌ای؟

221
00:15:19,129 --> 00:15:21,131
‫آره. چرا که نه؟

222
00:15:21,131 --> 00:15:23,383
‫چیپس و ماهی بهترین درمان خماریه.

223
00:15:23,408 --> 00:15:24,693
‫[روغن‌ماهی کوچک بی‌پوست مخصوص]
‫[چیپس هنوز ۶۵ پنیه]

224
00:15:24,718 --> 00:15:26,595
‫روغن‌ماهی بزرگ و چیپس سرکه‌نمکی.

225
00:15:26,595 --> 00:15:28,096
‫ترشی تخم‌مرغ هم باهاش میل می‌کنین؟

226
00:15:28,096 --> 00:15:29,180
‫عه.

227
00:15:30,140 --> 00:15:31,433
‫اِم، نه، من میل ندارم. ممنون.

228
00:15:32,100 --> 00:15:33,894
‫ممنون عزیز جان. بقیه‌اش مال خودت.

229
00:15:35,061 --> 00:15:35,896
‫مطمئنین؟

230
00:15:35,896 --> 00:15:36,980
‫شک نکن.

231
00:15:47,324 --> 00:15:49,492
‫خب دنی، می‌خوای کمکت کنم.

232
00:15:49,993 --> 00:15:51,494
‫پس بذار سوالی ازت بپرسم.

233
00:15:51,494 --> 00:15:54,331
‫به نظرت اگه با کمان
‫به سینه‌ات تیر بزنن، درد می‌گیره؟

234
00:15:55,206 --> 00:15:57,667
‫- چی؟
‫- با کمان به سینه‌ات تیر بزنن.

235
00:15:57,667 --> 00:15:59,753
‫سوال ساده‌ایه. درد می‌گیره؟ می‌گیره یا نه؟

236
00:15:59,753 --> 00:16:01,379
‫آره. آره، چرا نگیره؟

237
00:16:02,047 --> 00:16:04,341
‫خیلی‌خب. دوباره دقیقا
‫به همون‌جات تیر می‌زنن.

238
00:16:04,341 --> 00:16:06,593
‫- به نظرت دردش بیشتر می‌شه یا کمتر؟
‫- بیشتر می‌شه.

239
00:16:07,552 --> 00:16:10,597
‫ببین، بودا می‌گه
‫اصابت اولین تیر اجتناب‌ناپذیره.

240
00:16:10,597 --> 00:16:12,807
‫همون عذاب خودمونه.
‫مشکلات زندگیه.

241
00:16:12,807 --> 00:16:15,602
‫ولی دومین تیر ترس و اضطرابه.

242
00:16:15,602 --> 00:16:18,480
‫داستانیه که از تیر اولیه
‫واسه خودمون تعریف می‌کنیم.

243
00:16:18,480 --> 00:16:21,566
‫هرچقدر خودمون بذاریم درد می‌گیره،
‫اگه نذاریم هم انگار اصلا وجود نداره.

244
00:16:22,609 --> 00:16:23,652
‫متوجه شدی؟

245
00:16:23,652 --> 00:16:25,028
‫واسه چی دو تیر داریم؟

246
00:16:25,654 --> 00:16:26,905
‫نمی‌دونم واسه چی به خودم زحمت می‌دم.

247
00:16:28,114 --> 00:16:31,368
‫ناراحت نشی‌ها،
‫ولی کمبود اعتماد به نفس داری.

248
00:16:31,952 --> 00:16:33,954
‫باید صاف وایستی. آفرین.

249
00:16:33,954 --> 00:16:37,207
‫شونه‌ات رو عقب بده، سرت رو بالا بگیر،
‫با دنیا مواجه شو.

250
00:16:38,166 --> 00:16:39,709
‫آفرین. حالت بهتر شد، مگه نه؟

251
00:16:41,169 --> 00:16:42,254
‫نه، چندان بهتر نشد.

252
00:16:42,254 --> 00:16:43,672
‫خب، بهتر جلوه می‌کنی.

253
00:16:43,672 --> 00:16:45,549
‫ظاهر آدم باید همیشه جوری باشه
‫که انگار به خودش می‌باله.

254
00:16:47,926 --> 00:16:49,928
‫... پنجاه‌درصد افزایش داره.

255
00:16:49,928 --> 00:16:51,221
‫خیلی‌خب.

256
00:16:51,972 --> 00:16:54,307
‫اوضاعت چقدر خرابه؟ بیا.

257
00:16:56,685 --> 00:16:59,062
‫خیلی خرابه، نه؟ من می‌خوام کمکت کنم دنی.

258
00:16:59,062 --> 00:17:02,440
‫به نظرم اگه شرایط برعکس می‌شد
‫و تو پسر خودم می‌بودی،

259
00:17:03,149 --> 00:17:04,441
‫بابات هم دقیقا همین کار رو می‌کرد.

260
00:17:04,441 --> 00:17:07,070
‫ولی خودت هم باید به خودت کمک کنی، خب؟

261
00:17:08,446 --> 00:17:09,447
‫اگه نتونم چی؟

262
00:17:10,699 --> 00:17:13,535
‫اگه شجاعتت رو تثبیت کنی،
‫شکست نمی‌خوریم.

263
00:17:14,785 --> 00:17:16,079
‫همیشه معمایی صحبت می‌کنی؟

264
00:17:16,621 --> 00:17:19,708
‫پنج‌وتدی یامبیکه. شکسپیر این‌شکلی می‌نوشت.

265
00:17:19,708 --> 00:17:21,834
‫می‌فهمم واسه چی بهش اعتماد کردی دنی.

266
00:17:21,834 --> 00:17:23,295
‫جدی می‌گم... می‌فهمم.

267
00:17:23,295 --> 00:17:26,798
‫کل نیازهای اون موقعت رو برطرف می‌کرد.

268
00:17:26,798 --> 00:17:31,011
‫از محبت گرفته تا راهنمایی
‫و راه فرار از وقایع نیویورک.

269
00:17:31,011 --> 00:17:34,598
‫ولی همین حرف راجع به اسحاق
‫و زمان آشناییتون هم صادقه.

270
00:17:35,557 --> 00:17:36,808
‫راجع به آریانا هم صادقه.

271
00:17:36,808 --> 00:17:37,893
‫ولی منظورم همینه دیگه.

272
00:17:38,602 --> 00:17:40,478
‫همه‌شون همدستن.

273
00:17:40,478 --> 00:17:42,898
‫یه اسرائیلی تبعیدی،
‫یه کاسب انگلستانی...

274
00:17:42,922 --> 00:17:46,401
‫و یه دختر آمریکایی همدستن.
‫آها، پدرت رو از قلم انداختم.

275
00:17:46,401 --> 00:17:48,778
‫خب، احتمالا آریانا رو بعدا درگیر کردن.

276
00:17:48,778 --> 00:17:52,365
‫من رو به کمک اون جذب کردن.

277
00:17:58,747 --> 00:17:59,831
‫خب، فرضیه بهتری به ذهن خودتون رسیده؟

278
00:18:02,250 --> 00:18:04,419
‫وایستین ببینم، به نظرتون
‫مغز متفکر کل کارها خودم بودم؟

279
00:18:07,297 --> 00:18:08,715
‫اگه بگم همین‌طوره چی؟

280
00:18:09,424 --> 00:18:10,258
‫نیستم.

281
00:18:10,258 --> 00:18:11,843
‫ولی اگه باشی چی؟
‫صرفا به طریقی...

282
00:18:11,843 --> 00:18:12,928
‫نیستم!

283
00:18:22,437 --> 00:18:24,731
‫دنی.

284
00:18:26,316 --> 00:18:27,484
‫من کمک لازم داشتم.

285
00:18:31,321 --> 00:18:32,781
‫باید یکی رو پیدا می‌کردم که کمکم کنه.

286
00:18:34,991 --> 00:18:38,286
‫ولی یه سری از مردم
‫با دیدن افراد محتاج،

287
00:18:38,286 --> 00:18:41,289
‫فرصت رو غنیمت می‌شمارن.

288
00:18:42,636 --> 00:18:44,768
‫[کل رویاهای کینکیتون رو محقق کنین]
‫[معشوقه مطیع]

289
00:18:44,793 --> 00:18:46,461
‫- اسحاق؟
‫- عملی شد جک؟

290
00:18:46,461 --> 00:18:48,588
‫- یه روز دیگه طول می‌کشه.
‫- عملیش کن.

291
00:18:53,343 --> 00:18:56,263
‫دنی، اگه بابات به طریقی بتونه کمکت کنه چی؟

292
00:18:56,263 --> 00:18:58,348
‫مگه نگفته بودین نمی‌دونین بابام کجاست؟

293
00:18:58,348 --> 00:18:59,307
‫نمی‌دونم.

294
00:18:59,307 --> 00:19:01,726
‫وقتی آدم تحت فشاره،
‫بیش از همه چی لازم داره؟

295
00:19:02,519 --> 00:19:03,937
‫پول لازم داره، درسته؟

296
00:19:04,729 --> 00:19:05,772
‫درسته.

297
00:19:05,772 --> 00:19:09,109
‫اگه درست پیش بری،
‫می‌تونی ۳,۰۰۰ پوند به جیب بزنی.

298
00:19:09,818 --> 00:19:12,112
‫ولی کار راحتی نیست.

299
00:19:13,446 --> 00:19:15,115
‫خیلی‌خب. چه کاریه؟

300
00:19:15,115 --> 00:19:17,784
‫اسم کسی که دیشب
‫سوار رولز رویسه شده بود، رجی سیلوره.

301
00:19:17,784 --> 00:19:21,871
‫طرف کلی به پدرت بدهکاره.

302
00:19:22,497 --> 00:19:24,249
‫کار خارجی پدرت،

303
00:19:24,249 --> 00:19:26,167
‫واردات غیرقانونی واسه رجی بود.

304
00:19:26,751 --> 00:19:29,754
‫قرار بود بابات، اسحاق و خودم
‫همدیگه رو ببینیم و پولش رو تقسیم کنیم.

305
00:19:29,754 --> 00:19:32,799
‫پدرت به خاطر سلسله اتفاقات ناگواری
‫که فعلا حوصله‌ات رو...

306
00:19:32,799 --> 00:19:36,720
‫با تعریفشون سر نمی‌برم،
‫توجه مسئولین رو جلب کرد.

307
00:19:36,720 --> 00:19:39,431
‫واسه همین اگه برگرده انگلستان،
‫دستگیرش می‌کنن.

308
00:19:39,431 --> 00:19:41,808
‫واسه همین نرفت پولش رو بگیره.

309
00:19:43,226 --> 00:19:44,269
‫هنوز دست رجیه.

310
00:19:47,272 --> 00:19:48,106
‫خیلی‌خب، یعنی...

311
00:19:48,106 --> 00:19:52,611
‫یعنی رجی حرومزاده بدجنسیه،
‫ولی خانواده‌دوسته.

312
00:19:52,611 --> 00:19:54,112
‫خانواده رو به کار ترجیح می‌ده.

313
00:19:54,112 --> 00:19:58,116
‫به نظرم حالا که خیلی شبیه پیتی،
‫اگه بری سراغش،

314
00:19:58,116 --> 00:20:00,827
‫از روی شرافت پولش رو بهت می‌ده.

315
00:20:01,870 --> 00:20:03,622
‫خب، واسه چی خودتون بهش نمی‌گین؟

316
00:20:03,622 --> 00:20:05,206
‫پول من نیست که بخوام بهش بگم، مگه نه؟

317
00:20:06,082 --> 00:20:08,501
‫ضمنا، من و رجی فعلا اختلافاتی داریم.

318
00:20:08,501 --> 00:20:12,214
‫ولی جوانی که می‌تونه
‫پول پدرش رو طلب کنه خودتی دنی.

319
00:20:15,717 --> 00:20:17,636
‫واسه همین دیشب از اونجا رد شدی؟

320
00:20:19,554 --> 00:20:22,349
‫پای کلی پول وسطه. ۶,۰۰۰ پونده.

321
00:20:22,349 --> 00:20:24,517
‫شما که گفتین ۳,۰۰۰ پونده. چـ...

322
00:20:24,517 --> 00:20:25,852
‫خب، کمیسیون خودمه.

323
00:20:26,853 --> 00:20:29,606
‫این‌جوری نگاه نکن.
‫هزینه همکاریه دیگه.

324
00:20:29,606 --> 00:20:30,899
‫می‌خوام کمکت کنم.

325
00:20:32,317 --> 00:20:35,862
‫دنی، با ۳,۰۰۰ پوند می‌تونی
‫مدتی مخفی بشی...

326
00:20:35,862 --> 00:20:38,240
‫یا دنبال بابات بگردی.

327
00:20:39,241 --> 00:20:40,492
‫می‌تونی از پاریس شروع کنی.

328
00:20:41,952 --> 00:20:45,205
‫دنی کوچولو، دستت با ۳,۰۰۰ پوند باز می‌شه.

329
00:20:45,205 --> 00:20:47,290
‫الان هم باید دست خودت رو باز کنی.

330
00:20:50,335 --> 00:20:53,046
‫درک می‌کنم.

331
00:20:53,547 --> 00:20:59,135
‫رجی آدم خطرناکیه
‫و آدم باید خیلی جگر داشته باشه.

332
00:20:59,135 --> 00:21:00,512
‫کاملا درک می‌کنم.

333
00:21:00,512 --> 00:21:02,138
‫- اگه قبول نکنی، درکت می‌کنم...
‫- قبوله.

334
00:21:03,640 --> 00:21:04,766
‫احسنت.

335
00:21:05,600 --> 00:21:08,478
‫آفرین پسر.
‫اگه بابات اینجا بود، بهت افتخار می‌کرد.

336
00:21:10,814 --> 00:21:14,484
‫خیلی‌خب، اصلا نباید قوز کنی
‫و قربانی جلوه کنی، خب؟

337
00:21:15,610 --> 00:21:17,571
‫امثال رجی با چنین شمایلی حال نمی‌کنن.

338
00:21:17,571 --> 00:21:19,447
‫باید موقع ورود کمرت...

339
00:21:19,447 --> 00:21:20,949
‫و صدات رو صاف کنی.

340
00:21:20,949 --> 00:21:22,742
‫بعدش می‌گی پولت رو بهت بدن.

341
00:21:24,494 --> 00:21:25,495
‫باشه؟

342
00:21:26,162 --> 00:21:27,163
‫خیلی‌خب.

343
00:21:27,872 --> 00:21:29,165
‫نشونشون بده چند مرده حلاجی.

344
00:21:30,375 --> 00:21:31,376
‫برو دیگه. بزن به چاک.

345
00:21:33,503 --> 00:21:34,504
‫من همین‌جا می‌مونم.

346
00:21:44,143 --> 00:21:46,350
‫[سونا و ماساژ]

347
00:21:46,375 --> 00:21:47,989
‫[خودتون عکس بگیرین]

348
00:22:00,000 --> 00:22:10,000
‫دیجــــی موویـــــز

349
00:22:42,155 --> 00:22:43,156
‫عذر می‌خوام.

350
00:22:43,865 --> 00:22:45,533
‫سطل و تی زیر باره رفیق.

351
00:22:52,582 --> 00:22:54,834
‫عذر می‌خوام.

352
00:22:55,585 --> 00:23:00,215
‫دنی سالیوان هستم. پسر پیت سالیوانم.
‫از دوستانتون بود.

353
00:23:01,258 --> 00:23:03,218
‫اسمش هم به گوشم نخورده. بزن به چاک.

354
00:23:05,178 --> 00:23:06,263
‫براتون کاری انجام داده بود.

355
00:23:09,641 --> 00:23:12,143
‫قایم شده.
‫من اومدم دستمزدش رو تحویل بگیرم.

356
00:23:14,187 --> 00:23:15,313
‫کدوم کار رو می‌گی؟

357
00:23:16,940 --> 00:23:18,066
‫از طرف کی اومدی؟

358
00:23:22,529 --> 00:23:23,863
‫از طرف چک.

359
00:23:23,863 --> 00:23:25,282
‫آها، از طرف جک.

360
00:23:25,282 --> 00:23:28,326
‫اینجا رو باشین بچه‌ها.
‫ظاهرا از طرف جک اومده.

361
00:23:30,370 --> 00:23:31,454
‫بگو دیگه.

362
00:23:32,289 --> 00:23:33,623
‫کدوم جک رو می‌گی؟

363
00:23:35,542 --> 00:23:37,711
‫فامیلیش رو بلد نیستم.

364
00:23:40,797 --> 00:23:43,300
‫صرفا ازتون می‌خوام بدهیتون به پدرم رو بدین.

365
00:23:43,300 --> 00:23:45,135
‫- دستتون بهم نخوره!
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه.

366
00:23:45,927 --> 00:23:47,262
‫بذارین حرفش رو بزنه.

367
00:23:47,262 --> 00:23:48,597
‫پای اصول اخلاقی وسطه.

368
00:23:48,597 --> 00:23:50,932
‫خانواده‌ای جز من براش نمونده،

369
00:23:50,932 --> 00:23:53,143
‫ولی تقصیر شماست
‫که دیگه نمی‌تونم ببینمش.

370
00:23:53,143 --> 00:23:54,603
‫به خاطر کار شما نمی‌تونم ببینمش.

371
00:23:58,356 --> 00:23:59,566
‫پس کافیه پولش رو بهم بدین،

372
00:24:01,359 --> 00:24:02,527
‫من هم کاری به کارتون ندارم.

373
00:24:07,824 --> 00:24:08,867
‫بیرونش کنین.

374
00:24:08,867 --> 00:24:11,411
‫نه... ولم کنین. آهای!

375
00:24:11,411 --> 00:24:12,913
‫خودم می‌دونم بابام رو می‌شناسی!

376
00:24:12,913 --> 00:24:14,539
‫بس کنین. ولم کنین!

377
00:24:16,249 --> 00:24:17,626
‫خودم می‌دونم بابام رو می‌شناسین.

378
00:24:19,901 --> 00:24:20,707
‫[استریپ کلاب]

379
00:24:20,732 --> 00:24:21,520
‫[تئاتر مفرح نیمه‌برهنه]

380
00:24:23,465 --> 00:24:24,591
‫بزن به چاک.

381
00:24:26,848 --> 00:24:31,935
‫[تئاتر مفرح نیمه‌برهنه]

382
00:24:31,960 --> 00:24:35,827
‫[اجرای زنده برهنه]

383
00:24:35,852 --> 00:24:36,853
‫جک؟

384
00:24:36,878 --> 00:24:38,046
‫[اجرای زنده برهنه]

385
00:24:38,071 --> 00:24:39,498
‫[سونا و ماساژ]

386
00:24:39,523 --> 00:24:40,498
‫[خودتون عکس بگیرین]

387
00:24:40,523 --> 00:24:41,524
‫جک؟

388
00:24:43,485 --> 00:24:44,778
‫جک؟

389
00:24:47,614 --> 00:24:51,576
‫سلام، می‌شه لطفا تماسم رو
‫به آژانس مسافرتی «رویال لندن» وصل کنین؟

390
00:24:51,576 --> 00:24:54,329
‫سلام دورین. منم، دنی سالیوان.
‫جک هست؟

391
00:24:58,753 --> 00:25:01,179
‫[باجه تلفن]

392
00:25:01,204 --> 00:25:03,626
‫[رستوران چینی وانگ فو]

393
00:25:17,811 --> 00:25:19,437
‫سلام، عذر می‌خوام،
‫دنبال دوستم جک می‌گردم.

394
00:25:19,437 --> 00:25:20,772
‫گمون کنم از مشتریان ثابتتون باشه.

395
00:25:21,273 --> 00:25:22,274
‫ببین، برو بیرون.

396
00:25:23,108 --> 00:25:25,694
‫- ولی دنبال...
‫- برو بیرون. زود باش برو بیرون،

397
00:25:25,694 --> 00:25:26,945
‫وگرنه پلیس خبر می‌کنم.

398
00:25:33,118 --> 00:25:35,870
‫سلام، امروز با یکی اومده بودم اینجا.
‫بهتون انعام داده بود، ندیدینـ...

399
00:25:35,870 --> 00:25:38,248
‫- اِم، پسش نمی‌دم‌ها.
‫- من که نمی‌خوام پسش بدی زنیکه.

400
00:25:38,248 --> 00:25:40,250
‫- صرفا...
‫- آهای، اون‌طوری باهاش صحبت نکن.

401
00:25:41,042 --> 00:25:43,086
‫ببخشید. منظوری نداشتم... عذر می‌خوام.

402
00:25:52,554 --> 00:25:53,471
‫اِم، عذر می‌خوام.

403
00:25:53,471 --> 00:25:56,516
‫شما که احیانا شماره همراه دیشبیم رو ندارین؟

404
00:25:57,017 --> 00:25:59,102
‫ملت به خاطر رازداریمون میان اینجا.

405
00:26:00,770 --> 00:26:03,565
‫خیلی‌خب، می‌تونم بهتون پول بدم.
‫پولم...

406
00:26:04,065 --> 00:26:05,191
‫بزن به چاک.

407
00:26:13,721 --> 00:26:14,493
‫[راهنمای گردشگری لندن]

408
00:26:18,204 --> 00:26:21,875
‫بهم دروغ گفتی.
‫ای آشغال...

409
00:26:22,709 --> 00:26:26,004
‫متوجه شدم داشتی دنبالم می‌گشتی.

410
00:26:26,004 --> 00:26:27,964
‫کدوم گوری رفتی؟

411
00:26:27,964 --> 00:26:30,842
‫آها، با خودم گفتم بهتره مدتی تنهات بذارم
‫که خویش‌اندیشی کنی.

412
00:26:30,842 --> 00:26:33,470
‫لطفا دیگه وانمود نکن
‫ذره‌ای بهم اهمیت می‌دی،

413
00:26:33,470 --> 00:26:35,805
‫آخه از اولش هم دنبال پول بودی.

414
00:26:35,805 --> 00:26:38,642
‫ناراحت نشی‌ها، ولی به نظرم رفتارت
‫مقداری ناامیدکننده است دنی.

415
00:26:41,311 --> 00:26:43,688
‫همین که دیدی گند زدم،
‫قالم گذاشتی.

416
00:26:43,688 --> 00:26:46,191
‫چنین خیالی می‌کنی؟
‫خیال می‌کنی شکست خوردی؟

417
00:26:46,858 --> 00:26:48,360
‫- نه، نه.
‫- خیر سرم می‌خوام کجا برم؟

418
00:26:48,360 --> 00:26:49,736
‫- من که اصلا پول ندارم.
‫- خیلی‌خب، آروم باش.

419
00:26:49,736 --> 00:26:51,029
‫- نمی‌خوام آروم باشم!
‫- آروم باش. ببین!

420
00:26:51,029 --> 00:26:52,614
‫ببین.

421
00:26:52,614 --> 00:26:56,243
‫خودم می‌دونم زندگی راحتی نداشتی.
‫خیلی ناخوش‌آینده.

422
00:26:57,827 --> 00:26:59,788
‫ولی گذشته‌ها گذشته.
‫آبیه که ریخته شده.

423
00:26:59,788 --> 00:27:03,625
‫حالا باید راه‌حلی پیدا کنی
‫که این‌قدر به حال خودت غصه نخوری.

424
00:27:05,835 --> 00:27:07,921
‫اصابت دومین تیر دست خود آدمه، یادته؟

425
00:27:10,048 --> 00:27:11,174
‫بیا. بشین.

426
00:27:15,720 --> 00:27:18,557
‫با انجام این کار، درس شجاعت گرفتی.

427
00:27:18,557 --> 00:27:20,642
‫حتما باید چنین درسی می‌گرفتی.

428
00:27:20,642 --> 00:27:23,228
‫واسه چی هنوز اینجایی دنی؟ هوم؟

429
00:27:24,145 --> 00:27:25,564
‫منظورت چیه؟

430
00:27:25,564 --> 00:27:26,773
‫واسه چی نمی‌ری خونه؟

431
00:27:29,317 --> 00:27:30,735
‫خب، آخه در اون صورت دستگیرم می‌کنن.

432
00:27:30,735 --> 00:27:31,820
‫درسته، خب که چی؟

433
00:27:32,320 --> 00:27:35,198
‫فوقش می‌خواد چی بشه؟

434
00:27:35,198 --> 00:27:38,034
‫از مقابله با رجی می‌ترسیدی، مگه نه؟
‫ولی به هر حال باهاش روبه‌رو شدی.

435
00:27:38,034 --> 00:27:40,662
‫- عین سگ کتکم زدن.
‫- ولی زنده موندی.

436
00:27:41,204 --> 00:27:44,124
‫صاف وایستادی.
‫حقت رو خواستی.

437
00:27:45,166 --> 00:27:47,377
‫خب، البته به نتیجه مطلوبت نرسیدی.

438
00:27:48,295 --> 00:27:52,591
‫ولی باز هم پیروز شدی. ترسیده بودی.
‫ولی رفتی. پای عواقبش هم موندی.

439
00:27:54,593 --> 00:27:55,677
‫این‌قدر فرار نکن.

440
00:27:57,888 --> 00:27:58,889
‫بابات فرار کرد.

441
00:28:00,307 --> 00:28:01,308
‫مگه نه؟

442
00:28:02,559 --> 00:28:04,644
‫از پیش خودت و برادرت فرار کرد.

443
00:28:04,644 --> 00:28:05,896
‫تو که به تخمت هم نیست.

444
00:28:14,696 --> 00:28:15,697
‫دنی.

445
00:28:20,368 --> 00:28:22,120
‫همون آدمی باش که از توان پدرت خارج بود.

446
00:28:24,164 --> 00:28:26,166
‫تو چشم زندگی زل بزن.

447
00:28:27,918 --> 00:28:29,127
‫می‌دونم از پسش برمیای.

448
00:28:29,878 --> 00:28:33,423
‫دنی، پاسپورتت رو گم و گور کن.
‫نذار کسی بفهمه با من ارتباط داشتی.

449
00:28:36,009 --> 00:28:37,010
‫بعدش برو خونه.

450
00:29:25,183 --> 00:29:27,102
‫آخرین دیدارت با جک همون موقع بود؟

451
00:29:28,853 --> 00:29:31,439
‫بعدش که برگشتی، از آریانا خبری نبود؟

452
00:29:32,399 --> 00:29:33,441
‫نه.

453
00:29:38,947 --> 00:29:39,948
‫از اسحاق چی؟

454
00:29:39,973 --> 00:29:41,800
‫[تاکسی‌رانی وانگ]

455
00:29:41,825 --> 00:29:42,826
‫نه.

456
00:29:44,202 --> 00:29:46,288
‫وقتی برگشتم، جفتشون رفته بودن.

457
00:29:49,457 --> 00:29:51,126
‫به نظرت واسه چی باید غیبشون بزنه...

458
00:29:51,126 --> 00:29:53,086
‫و کل اموالشون رو ول کنن؟

459
00:29:54,170 --> 00:29:55,255
‫نمی‌دونم.

460
00:30:08,235 --> 00:30:13,415
‫[عشق ای و جی]

461
00:31:12,874 --> 00:31:16,336
‫پلیسیم! کل ساکنان خونه،
‫دست‌ها بالا و بیاین بیرون!

462
00:31:25,262 --> 00:31:27,347
‫- داره از در اصلی میاد بیرون.
‫- بیا اینجا!

463
00:31:27,347 --> 00:31:28,557
‫حرکت کن!

464
00:31:31,935 --> 00:31:33,895
‫دست‌ها بالا ببینم!

465
00:31:33,895 --> 00:31:36,106
‫- بیا جلوتر!
‫- آروم بیا!

466
00:31:36,106 --> 00:31:39,192
‫- بیا جلو. آروم بیا.
‫- بیا جلوتر!

467
00:31:39,192 --> 00:31:41,611
‫- بخواب رو زمین!
‫- بخواب رو زمین!

468
00:31:41,611 --> 00:31:42,779
‫زود باش بخواب رو زمین!

469
00:32:06,595 --> 00:32:09,639
‫دوباره ازت می‌پرسم.
‫به نظرت واسه چی باید چنین کاری بکنن؟

470
00:32:09,639 --> 00:32:13,518
‫واسه چی باید یهو غیبشون بزنه
‫و کل اموالشون رو ول کنن؟

471
00:32:38,752 --> 00:32:42,714
‫واقعا خیال می‌کنین کشتمش؟
‫خیال می‌کنین جفتشون رو کشتم؟

472
00:32:48,220 --> 00:32:50,597
‫واسه چی باید چنین کاری بکنم؟
‫من که عاشقش بودم.

473
00:32:53,183 --> 00:32:54,768
‫- فعل ماضی به کار بردی.
‫- عاشقشم. عاشقش بودم.

474
00:32:54,768 --> 00:32:57,437
‫چه فرقی به حال من خاک‌برسر می‌کنه؟
‫الان که نیست، مگه نه؟

475
00:33:00,941 --> 00:33:02,192
‫می‌دونم چه فکری تو سرتونه.

476
00:33:02,817 --> 00:33:03,944
‫چرا بهم نمی‌گی چه فکری تو سرمه؟

477
00:33:06,071 --> 00:33:08,949
‫خیال می‌کنین جفتشون رو کشتم.

478
00:33:08,949 --> 00:33:13,286
‫خیال می‌کنین اومدم خونه
‫و اسحاق و آریانا رو کشتم...

479
00:33:16,289 --> 00:33:18,875
‫که بابت... چه بدونم... کلاهی که سرم گذاشتن
‫یا فرستادنم پیش جک،

480
00:33:20,043 --> 00:33:21,503
‫ازشون انتقام بگیرم.

481
00:33:24,339 --> 00:33:26,174
‫ولی اصلا چنین کارهایی نکردم.

482
00:33:28,385 --> 00:33:30,262
‫اصلا واسه چی کسی باید چنین کاری بکنه؟

483
00:33:31,596 --> 00:33:35,016
‫چندین سال وقت بذاره.
‫تو بلوک خودمون خونه بخره.

484
00:33:37,143 --> 00:33:40,522
‫مواظبم باشه. الکی ازم دفاع کنه.
‫بهم محبت کنه.

485
00:33:41,481 --> 00:33:45,610
‫که چی بشه؟ ۳,۰۰۰ پوند گیرش بیاد
‫و بهم درس شجاعت بده؟

486
00:33:45,610 --> 00:33:46,778
‫اصلا منطقی نیست.

487
00:33:46,778 --> 00:33:47,904
‫نه، نیست.

488
00:33:51,116 --> 00:33:54,494
‫مگه این که صرفا ۳,۰۰۰ پوند نبوده باشه.

489
00:33:55,203 --> 00:33:57,205
‫مگه این که پول بیشتری در میون باشه.

490
00:34:04,504 --> 00:34:05,964
‫دنی، چی به سر آدام اومد؟

491
00:34:14,681 --> 00:34:15,765
‫جریان آدام رو که گفتم.

492
00:34:17,684 --> 00:34:18,934
‫راستش، نه. نگفتی.

493
00:34:25,525 --> 00:34:26,568
‫از دنیا رفت.

494
00:34:27,652 --> 00:34:28,653
‫چطوری از دنیا رفت؟

495
00:34:32,157 --> 00:34:33,157
‫دیگه صحبت نمی‌کنم.

496
00:34:38,163 --> 00:34:39,164
‫صحبتمون تموم شد.

497
00:34:39,188 --> 00:34:56,188
ارائه ای از وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.

498
00:34:56,212 --> 00:35:08,212
@SaberFun تلگرام صابرفان
@SaberFunOfficial اینستاگرام صابرفان

499
00:35:08,832 --> 00:35:11,438
‫[کفش‌فروشی رگال]

500
00:35:20,910 --> 00:35:22,991
‫[اکران «چهار مگس روی مخمل خاکستری»]

501
00:36:11,298 --> 00:36:13,508
‫شرمنده، امروز صبح کمی دیرم شد.

502
00:36:13,508 --> 00:36:18,597
‫اصلا خوشم نمیاد مجبور بشم
‫این شکلی بیام اینجا.

503
00:36:19,431 --> 00:36:21,099
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت جک.

504
00:36:21,099 --> 00:36:22,183
‫واقعا؟

505
00:36:23,894 --> 00:36:26,271
‫با این که دلت نمی‌خواست بیای اینجا،

506
00:36:26,271 --> 00:36:29,900
‫مشخصا دنی بدجوری تو دردسر افتاده.
‫ولی امیدوارم کمکی از دستت بربیاد.

507
00:36:29,900 --> 00:36:31,860
‫خب، خودم قانعش کردم برگرده، مگه نه؟

508
00:36:32,694 --> 00:36:34,279
‫بهش گفتم باید عواقب اعمالش رو بپذیره.

509
00:36:35,697 --> 00:36:37,324
‫به نظرم وقتشه از حقیقت خبردار بشه.

510
00:36:41,494 --> 00:36:43,830
‫به نظرم پیشنهاد فاجعه‌باریه.

511
00:36:44,664 --> 00:36:45,832
‫واقعا؟

512
00:36:45,832 --> 00:36:48,084
‫اگه تنها راه آزادیش همین باشه چی؟
‫در اون صورت چیکار کنیم؟

